گزيده اي از يک وقف نامه ي جديد - 1

  • ساعت ارسال پست : 7:18 PM ،


اشاره
 

جايگاه کتاب در فهرست ابزار و لوازم فرهنگي هر جامعه جايگاه ويژه‏اي است و يکي از مراکزي که تأثير بي بديل در شکوفائي استعدادها دارد و موجب گسترش آفاق فکر و انديشه مي‏گردد کتابخانه است. دسترسي آسان به انواع کتابها راه را به روي جويندگان حقيقت و اهل دانش و معرفت مي‏گشايد تا از طريق مطالعه‏ي کتاب، هم داشته‏هاي دروني خود را بهتر بشناسند و هم با جهان بيروني با همه‏ي ابعاد وسيعش بيشتر آشنا شوند.
اينجانب پس از وفات مرحوم پدرم آيت الله حاج شيخ عزيزالله خسروي در نظر داشتم در حد بضاعت اندک و توان ناچيز خود اثر خيري به نام ايشان که عمري را به تعليم و تعلم سپري کرده بود تأسيس نمايم. پس از بررسي نيازهاي اجتماعي شهر، کتاب و کتابخانه را در اولويت ديدم. از اين رو اقدام به احداق کتابخانه‏اي در شهر تکاب نمودم و وقفنامه‏اي براي آن تنظيم کردم.
هم اکنون اين کتابخانه در کنار مدرسه‏ي علوم ديني که هم آن مرحوم مؤسس آن بود به مجموعه‏ي ارزشمند علمي و فرهنگي در اين شهر تبديل شده است،

در اينجا گزيده‏اي از متن وقف‏نامه‏ي کتابخانه و مدرسه‏ي مذکور را به عنوان نمونه‏اي از وقف‏هاي جديد درج نموده و به خوانندگان گرامي مجله تقديم مي‏کنم.
گفتني است در انشاء مقدمه عربي و فارسي وقفنامه و ابيات عربي آن که سروده‏ي اين حقير است، بهره‏اي از لطايف ادبي و صنايع بديعي نهفته است که بر اهل فن پوشيده نيست و به برخي از آنها در پايان اشاره کرده‏ام.
مدير مسؤول و سر دبير
محمد علي خسروي
 
متن وقفنامه
 

هوالواقف تعالي شأنه العزيز
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله الذي علم (1) بالقلم و انزل کتابه (2) هدي للتي هي اقوم و جعل العلم قواما لطاعته و ميزانا لخشيته، (3)و رفع من عباده العلماء (4)و فضل مدادهم علي دماء الشهداء، فبالعلم وقفهم علي مشاهد معرفته و وقفهم للسلوک في مناهج عبادته(5).والصلوة و السلام علي مبلغ رسالاته والواقف نفسه علي مرضاته قائد الخير و مفتاح البرکة سيد الکونين و امام الثقلين ابي القاسم محمد و علي آله الغر الميامين الواقفين علي اسراره و المقتفين لاثاره خزان علمه و حفظة سره صلوة زاکية نامية تتعاقب بتعاقب الايام و الساعات و تدوم بدوام الارضين و السموات.
يا محسنا قد اتاک العبد ملتمسا
مما لديک من الاحسان و الکرم‏
حبسا بنينا بدار العلم مکتبة(6).
باسم العزيز لتنجينا من الظلم(7).
هذي بضاعتنا المزجاة اوف لنا
الکيل من برکات العلم و الحکم (8)
اخلصه يا واقفا کل الوقوف علي
ما في الضماير و النيات و الهمم‏
و انظر بعين الرضا في ما نقدمه
اليک و اقبل ليوم الخسرو الندم‏

سپاس و ستايش خداوندي را که بخشنده‏ي عقل و جان و داننده‏ي آشکار و نهان است. حکيمي که چکيده‏ي کتاب هستي را بر لوح دل انسان بنگاشت و با برتري او بر فرشتگان، به نعمت دانش، کاخ عظمت آفرينش را برافراشت، و درود نا محدود بر حامل گرامي نامه‏ي معبود محمد مصطفي (ص) که دين استوارش پس از گذشت چهارده قرن همچنان تنها خورشيد حيات بخش جامعه‏ي بشري و سرچشمه‏ي زلال معرفت است و جاذبه‏ي رسالتش علي الدوام گمگشتگان را به منزل مقصود رهنمون و جان تشنه‏ي مشتاقان را از کوثر هدايت سيراب مي‏نمايد. و صلوات بي پايان بر خاندان پاک و ياران با صفا و عترت اطهارش که متوليان اجراي دستور خداوند و ناظران اعمال امت‏اند، بويژه بر خاتم اوصيا، بقيةالله الاعظم، حجة بن الحسن عجل الله تعالي فرجه الشريف پيوسته نثار باد.
اما بعد بر اهل بينش پوشيده نيست که مدت اقامت در اين دنيا بسي کوتاه و رسيدن به همه‏ي آمال و آروزها نا ممکن است. زندگي حقيقي و حيات جاوداني جز در سراي ديگر و عالم باقي مقدور و

مقدر نيست که: ان الدار الاخرة لهي الحيوان لو کانوا يعلمون. و به بيان امام اميرالمؤمنين علي (ع) بايد از گذرگاه دنيا براي قرارگاه آخرت سرمايه‏اي فراهم آورد که: انما الدنيا دار مجاز و الاخرة دار قرار فخذوا من ممرکم لمقرکم، و به ديگر سخن فانظروا في تصاريف الايام و انقضاء الشهور و الاعوام ليتبين لکم و ما الحياة الدنيا الامتاع الغرور. پس با اغتنام فرصت از اين زندگي کوتاه بايد توشه‏اي را متناسب با زندگي اخروي تهيه و براي روزي ذخيره نمود که در آن روز هيچ چيز جز دل سالم و نيت خالص در پيشگاه خدا به کار نيايد يوم لا ينفع مال و لا بنون الا من اتي الله بقلب سليم.
از جمله‏ي اين ذخيره‏ها خدمات علمي، فرهنگي و تربيتي است که مطابق حديث شريف نبوي «اذا مات ابن آدم انقطع عمله الا من ثلاث، صدقه جارية و علم ينتفع به الناس و ولد صالح يدعوله» علم نافع يکي از سه عامل است که پرونده اعمال عدمي را براي هميشه مفتوح نگه مي‏دارد و موجب مي‏شود تا فرصت دست‏يابي به حسنات و ثوابها پس از مرگ نيز از او سلب نگردد.
سپس به موضوع احداث مدرسه‏ي علوم ديني
حضرت رسول اکرم (ص) تکاب پرداخته‏ام.
در بخشي از آن چنين آمده است:

اين مدرسه که سند مالکيت آن به شماره‏ي پلاک 3381 فرعي از 1054 فرعي از يک اصلي ذيل شماره‏ي 11105در صفحه‏ي 78 در دفتر املاک اداره‏ي ثبت اسناد و املاک تکاب ثبت و به نام حوزه‏ي علميه حضرت رسول اکرم (ص) به توليت اينجانب محمد علي خسروي صادر گرديده با تمام توابع و لواحق شرعي و عرفي آن بر کافه‏ي طلاب و مدرسين علوم ديني، با شرايط ذيل، وقف صحيح شرعي و حبس صريح ملي است:
 
شرايط
 

1 - مدير مدرسه بايد از صلاحيت علمي و اخلاقي و آشنايي به امور حوزوي برخوردار باشد و در انجام وظايف اساسي خود در اداره‏ي امور مدرسه، گزينش و پذيرش طلاب، رسيدگي به وضعيت تحصيلي و اخلاقي آنان، اجراي نظم و انضباط و رفع نيازهاي اوليه مدرسه از هيچ کوششي دريغ نورزد.
2 - مدير مدرسه با انتخاب و معرفي امام جمعه شهر و تأييد متولي مدرسه براي يک دوره‏ي سه ساله تعيين و منصوب مي‏شود و انتخاب مجدد او بلا مانع است.
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • آثار وقفي ترکيه - 2

    • ساعت ارسال پست : 7:15 PM ،


    ز. آبدستخانه (Abdesthane) که جهت نظافت مؤمنين ساخته مي‏شود.
    ح. موقت خانه (Muvakkithane) اتاقي است که در آن وقت نماز، معين و با اذان اعلان مي‏گردد. همچنين رؤيت هلال ماه را به اطلاع مؤمنين مي‏رساند.
    2. مسجد (Mescid)، جامع کوچک بدون مناره و منبر؛
    3. نمازگاه (Namazgah) ميدان بزرگي براي خواندن نماز عيد که به جاي محراب در سمت قبله‏ي آن، سنگي را به شکل عمودي در زمين فرو کرده‏اند.
    4. مولوي خانه (Mevlevihane) جايي که درويشان مولويه معروف به درويشان چرخ زن در آن اقامت مي‏کنند. در هر مولوي خانه، دو محل ديگر وجود دارد:
    الف.مطرب خانه (Mutrephane) که نوازندگان و خوانندگان در آن جاي مي‏گيرند.
    ب. سماع خانه (Semahane) که مراسم سماع درويشان مولويه در آن انجام مي‏پذيرد.
    5. تکيه (Tekye)، زاويه (Zaviye)، خانقاه (Hanikah)، درگاه (Dergah) و قلندرخانه (Kalenderhane) که محل اقامت درويشان است.
    اماکن مذهبي غير اسلامي شامل کليسا (Kilise) است که به هر کليسا دو مکان تاريخي ديگر پيوسته است:
    1. چشمه‏ي آب (Ayazme)؛
    2. تعميدگاه)Vaftiz hane) [مرکب از کلمه‏ي يوناني باپتيس و کلمه‏ي فارسي خانه] براي غسل تعميد.
     
    آثار يادبودي
     

    اين آثار به صورت‏هاي گوناگون و دلايل مختلف مورد احترام است.
    1. گورستان (gurhane) يا حظيره (Hazire) که مقابر آن داراي سنگ گور (Mazartas) مي‏باشند.
    2. مزار (Mazar)، قبر (Kabir)، مقبره (Makbere)، مرقد (Merkad) و تربت (Turba).
    3. گنبد (Gunbet) يا قبه (Kvbbe) که بر بالاي برخي قبرها به صورت تکي بنا شده است.
     
    آثار آموزشي
     

    1. مکتب (Mekteb) و مدرسه (Medrese)؛
    2. درس خانه (Dershane) اتاق کوچکي براي درس؛
    3. معلم خانه (Muallimhane) مدرسه‏اي براي معلمان؛
    4.کتابخانه (Kutuphane).
     
    اماکن بهداشتي
     

    که با اين نامها ثبت شده‏اند:
    بيمارستان (Bimaristan)، بيمارخانه (Bimarhane)، خسته خانه (Hastahane يا Hastane)، تيمار خانه (Timarhane)، دارالصحه (Dar- us- sihha)، دارالشفا (Dar- us- sifa)، دارالعافيه (Dar- ul- afiya)، و دارالطب (Dar- ut- tip).
     
    آثار اقتصادي
     

    1. بازار (Bazar) و چهارسو (Carsi)؛
    2. آراسته (Araste) يا اردوبازار؛
    3. بزستان (Bedestan) (يا بزازستان) که بازاري دردار و سرپوشيده و مخصوص خريد و فروش منسوجات است.
     
    آثار خيريه‏ي عمومي
     

    1. مجتمع (Kulliye) که مجموعه‏اي است از يک مدرسه، کتابخانه، مسجد، بيمارستان، آشپزخانه، دارالمساکين و چشمه.
    2. مهمانسرا يا خان (Han)، مسافرخانه (Misafirhane) يا باشخانه (Bashane)؛
    3. کاروان سراي (Karvansaray)؛
    4. چشمه (Cesme) که مردم از آن آب مي‏برند.
    5. سبيل (Sabilhane) که به منظور تأمين آب آشاميدني عابران احداث مي‏شود.
    6. برج ساعت (Saat Kulesi).
    7. چراغ (Fener).
    8. پل (Kopru).
    9. حمام (Hamam).
    10. آشپزخانه‏ي عمومي (imaret) که براي مردم فقير غذا تهيه مي‏کردند.
    انتشار مجموعه‏هايي از اين قبيل از نظر تاريخي و اجتماعي بسيار مفيد است و شايسته است که مورد توجه سازمان اوقاف و امور خيريه‏ي کشورمان قرار گيرد.
     

    نويسنده: محسن جعفري مذهب
     
     
    پایان

    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • آثار وقفي ترکيه - 1

    • ساعت ارسال پست : 7:14 PM ،


    مقدمه
     

    Turkiyede Vakif Abideler ve Eski Eserler عنوان مجموعه‏اي است که مديريت عمومي اوقاف ترکيه منتشر مي‏کند.
    مديريت عمومي اوقاف ترکيه، بر حفظ و مراقبت 7457 اثر تاريخي نظارت دارد که عبارتند از: 4438 مسجد، 606 حمام، 1023 آرامگاه (تربت)، 264 مدرسه، 41 کتابخانه، 57 کاروانسراي، 70 بازار سرپوشيده، 9 بيمارستان، 281 مهمانسرا (خان)، 272 تکيه - زاويه و مولوي خانه، 35 عمارت، 12 مجتمع و 258 اثر متفرقه‏ي ديگر.
    اين مديريت سعي دارد، آثار مذکور را در مجلدات گوناگون و به ترتيب الفبائي نام شهرها معرفي نمايد. بايد گفت در اين مجموعه، فقط آثار قابل استفاده و آباد معرفي نشده است بلکه آثار ويرانه و متروکه نيز مورد عکس‏برداري و نقشه‏برداري قرار گرفته و معرفي شده‏اند.
    جلد اول اين مجموعه توسط صبيح ارکن (Sabin Erken) تهيه شده است. وي آثار تاريخي و مذهبي وقفي شهرهاي آدانا، آدي‏يامان، اگري، افيون، آماسيه، آنکارا، آنتاليا، آرت‏وين و آيدين را به ترتيب معرفي نموده است. چاپ دوم اين اثر با اضافات و تصحيحاتي نسبت به چاپ اول در سال 1983 م / 1362 ه ش در آنکارا، توسط انتشارات مديريت عمومي اوقاف منتشر شده است.

    جلد دوم مجموعه نيز توسط صبيح ارکن تهيه شده و معرفي آثار تاريخي و مذهبي وقف شهرهاي باليک اسير، بيلجيک، بينگل، بتليس، بولو و بوردور را در بر دارد که در سال 1977 م / 1356 ه ش نخستين چاپ آن منتشر شده است.
    جلد سوم اين کتاب‏ها در سال 1983 م / 1362 ه ش به کوشش نرمين بش باش (Nermin Besbas) و حکمت دنيزلي (Hikmet Denizli) و جلد چهارم آن در سال 1986 م / 1365 ه ش به کوشش س. يلديز اتوکن (S. Yildiz Otuken)، آي نور دوروکان (A Ynur Durukan)، حقي اجون (Hakki Acon) و ساجد پکاک (Sacit Pekak) منتشر شده و هر دو جلد به معرفي اماکن شهر بورسا (اولين پايتخت عثمانيان) تعلق دارد.
    در معرفي آثار هر شهري، روش اين مجموعه چنين

    است که ابتدا آثار تاريخچه‏ي مختصري از شهر ارائه شده و سپس آثار وقفي معرفي شده و بناهاي پيوسته به آن، به همراه عکس و پلان آمده است، در پايان معرفي آثار هر شهر، کتاب‏شناسي آن شهر نيز ضميمه شده است.
    درباره‏ي کتيبه‏هاي موجود در بنا، فقط به معرفي و عکسبرداري از آن قناعت نشده است. اگر کتيبه به زبان ترکي عثماني بوده، فقط حروف عربي به حروف لاتين بدل شده‏اند. اما اگر کتيبه به زبان فارسي يا عربي بوده، ابتدا متن کتيبه به خط لاتين تبديل شده و سپس ترجمه‏ي ترکي آن نيز آورده شده است و کتيبه‏اي هم که به زبان يوناني بوده است، به الفباي لاتين برگردانده شده و گاه ترجمه‏ي آن نيز به زبان ترکي افزوده شده است.
    آثار تاريخي و مذهبي وقف ترکيه را به طور کلي مي‏توان به اين صورت برشمرد:
     
    آثار مذهبي
     

    که شامل انواع عبادتگاهها و اماکن پيوسته به آنها مي‏باشد. عبادتگاههاي اسلامي عبارتند از:
    1. جامع (Camii) مسجد بزرگ هر شهر که داراي خطيب و منبر و مناره است.
    جوامع معمولا داراي اين اماکن مي‏باشند:
    الف. مناره (Minare) که مؤذن از آن اذان مي‏گويد.
    ب. محراب (Mihirab) که امام در آن نماز مي‏گزارد.
    ج. منبر (Mimber) که خطيب بر آن خطبه مي‏خواند.
    د. محفل (Mahfil) محل عبادت و نشستن حاکم و خليفه‏ي عثماني؛
    ه. نردبان (nerdiven) که به محفل راه دارد.
    و. شادروان (Sadirvani) چشمه‏اي در وسط حياط مسجد که مؤمنين در آنجا وضو مي‏گيرند.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • ضرورت توسعه فرهنگ وقف اهلي (اولادي) - 2

    • ساعت ارسال پست : 7:07 PM ،


    در اشکال مالکيت در مقايسه با دوران اصلاحات ارضي قبل از انقلاب تغييري ايجاد نشد، ولي از ميزان مالکيتهاي بزرگ و نسبتا بزرگ کاسته شد. همچنين نوع جديدي از نظام بهره‏برداري تحت عنوان گروه مشاع شکل گرفت. اعضاي اين گروه‏ها را زارعين کم‏زمين يا بي‏زمين، تحصيل کرده‏هاي بيکار و ساير افراد علاقه‏مند به کار کشاورزي تشکيل مي‏دهند که قطعه زميني حدود 5 تا 15 هکتار (در اراضي شاليکاري از اين ميزان کمتر است) به ازاي هر نفر به آنها واگذار مي‏شود. معمولا تعداد اعضاي گروه بين 7 تا 15 نفر است. از نظر مقررات، زمين به گروه واگذار مي‏شود و بايستي به صورت کشت گروهي مورد بهره‏برداري قرار بگيرد، ولي در عمل در اکثر موارد نوعي تقسيم دروني صورت مي‏گيرد و هر عضو روي قطعه زمين سهم خود کشت و کار مي‏کند. تاکنون بر اساس قوانين واگذاري براي فعاليتهاي زراعي بيش از 1,314,000 هکتار زمين به 22548 مورد گروه مشاع و ساير اشخاص حقيقي و حقوقي واگذار شده است...

    پيشنهاد بنده اين است که به وسيله‏ي راه‏هايي که شرعي است، به حل اين امر بپردازيم و آن توسعه‏ي فرهنگ وقف اهلي است. اين تئوري از تئوري‏اي که در بلژيک به نحوي تحميل بر اراده‏ي افراد شده، هم بهتر به نظر مي‏رسد و هم آسان‏تر و راحت‏تر و موفق‏تر است. اين تئوري در تاريخ حقوق ما جود داشته و در فقه اسلامي نيز پيش‏بيني شده و در کشورهاي عربي بسيار رايج‏تر از
    کشور ماست. مثلا دولت لبنان، بيشتر مالکيت‏هاي بزرگ را به وسيله وقف اهلي حل کرده و نمي‏گذارد زمين تقسيم شود.
    از نظر مشهور فقهاي اماميه براي وقف بر اولاد قصد قربت لازم نيست حتي من فکر مي‏کنم که وقف بر اولاد چيزي است شبيه تشکيل شخصيت‏هاي حقوقي و بنيادهايي که امروزه در قانون تجارت به شرکت‏هاي غير انتفاعي تعبير شده است.

    وقف بر اولاد در فقه اسلامي چيزي است شبيه آن که مالک اساسنامه‏اي براي نسل آينده‏اش - پسر يا دختر - تنظيم مي‏کند به گونه‏اي که تعيين مي‏کند زمين به چه صورت و شکلي اداره شود.
    پيشنهاد بنده به سازمان اوقاف اين است که هر چه در توان دارد، اين فرهنگ را رايج کرده و به مالکان آموزش دهد که به نحو اختياري براي عدم تقسيم و عدم از بين رفتن زحمات مالکان بزرگ، زمين را وقف بر اولاد کنند در يکي از معاونت‏هاي سازمان اوقاف براي اين گونه مزارع برنامه‏ريزي شود و معين گردد که چگونه اين مزارع و اراضي اداره و نظارت شوند.

    تحقق اين امر نيازمند آموزش دادن و رواج اين مسأله به وسيله‏ي تبليغات است. در کنار اين مسأله دولت بايد خدمات ويژه‏اي براي اين افراد اختصاص دهد؛ مثل دادن وام و کمک‏هاي ديگر در امر کشاورزي تا زمين‏داران بزرگ اقدام به اين قضيه کنند. و براي حمايت از اين قضيه و اجراي صحيح آن، بايد همچون قوانين کارگر و کارفرما و يا قوانيني که در خريد و فروش املاک يا امر ازدواج و طلاق هست و دولت بر اجراي اين قوانين نظارت و دخالت دارد، بر اين امر نيز از طرف دولت نظارت شود؛ زيرا همان طور که مي‏دانيم در گذشته امر ازدواج و خريد و فروش و استخدام کارگر و امثال آن حقوق خصوصي محسوب مي‏شدند اما با پيشرفت و توسعه جامعه و مشکلاتي که اين امور در پي داشت، کم‏کم تحت ضوابطي درآمدند و قوانين خاصي براي اين امور وضع شد و جزو حقوق عمومي درآمدند.

    نظر بنده اين است که با وقف اولادي و خانوادگي (وقف ذري و اهلي)، زمين کلان و مزروعي بين وارثان تقسيم نمي‏شود، بلکه منافع آن در اختيار وراث قرار مي‏گيرد و مي‏توان از طريق گذراندن يک قانون در مجلس مالکيت‏هاي بزرگ را مجبور به تشکيل شرکت‏هاي سهامي يا تشکيل شخصيت‏هاي حقوقي يا وقف ذري کرد که هر دو به نظر بنده شبيه به هم است. در اين صورت است که مرگ زمين‏هاي بزرگ به مرگ افراد وابسته نخواهد بود؛ زيرا فرق شرکتهاي سهامي با شرکت‏هاي مدني اين است که در شرکت مدني مرگ شرکت به مرگ اعضاي سهام‏دار بستگي دارد، اما در شرکتهاي تجاري و شرکتهاي حقوقي و شخصيت‏هاي حقوقي مرگ شرکت به مرگ سهام‏دار نيست بلکه به اساسنامه‏ي آن بستگي دارد که چه وقت آن شرکت منحل خواهد شد.

    بنابراين بايستي از طريق قانون زمين‏داران بزرگ را موظف کنيم که به شرکتهاي سهامي خانوادگي يا طبق فقه اسلامي به وقف ذري روي آورند و البته اين تئوري يک تئوري کلي است و در عمل همکاري متخصصان و کساني را مي‏طلبد که سابقه‏اي در قضايا دارند تا بتوانيم طرح دقيق‏تري براي قانوني شدن اين قضيه پيشنهاد کنيم و به مرحله‏ي عمل برسانيم.
     

    سخنران: مصطفي محقق داماد
     
     
    پایان

    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)