همت و كارمضاعف و جنبش نرم افزاري
خروج از مصرفگرايي صرف در علوم از يك سو و ضرورت توليد علم و تبديل شدن به توليدكننده اصلي علم با تكيه بر مباني اسلامي از سويديگر، نكاتي است كه دكتر قديري ابيانه در اين گفتگو بر آن تكيه دارند.
گفتگو با: دکتر محمدحسن قديري ابيانه (مشاور رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام)
بيوگرافي: دكتر قديري ابيانه مشاور رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و کارشناس ارشد مسائل استراتژيک ميباشد. او دکتراي علوم دفاعي استراتژيک با گرايش مديريت استراتژيک و دکتراي معماري با گرايش شهرسازي دارد و معمار پايه يک و عضو نظام مهندسي است.
چه تعريفي براي جنبش نرمافزاري و نهضت توليد علم قائل هستيد، و ضرورتها و علل و انگيزههاي توجه به اين دو مقوله از نظر جنابعالي کدامند؟
اگر بخواهيم تعريفي ارائه دهيم، توليد علم و جنبش نرمافزاري تقريبا از يک مفهوم برخوردارند و از جنبهاي ميتوان گفت جنبش نرمافزاري ميتواند فراتر از توليد علم باشد؛ چراکه چگونگي مورد استفاده قرار دادن دستاوردهاي علمي را نيز شامل ميگردد.
ما در اسلام داريم که مسلمان بايد امروزش بهتر از ديروز، و فردايش بهتر از امروز باشد؛ يعني بايد دائم در حال پيشرفت باشد لازمه چنين پيشرفتي، موفقيت در زمينههاي مختلف و به ويژه در کشف راههاي جديد در امور مختلف است. بنابراين در ضرورت علم و پيشرفت نرمافزاري ترديدي نيست، اما آنچه در اين ارتباط اهميت دارد اين است که ما بايد از حالت مصرف کننده خارج شويم. البته هستند کشورهايي که در زمينههاي مختلف پيشرفت کردهاند و به حدودي رسيدهاند که ما هنوز در برخي از ابعاد به آن سطح نرسيدهايم.
هيچ شکي نيست که ما بايد اين علوم را فرا بگيريم، حتي آنجايي که آنها سعي ميکنند يافتههايشان را از ما پنهان کنند، ما بايد به طرق مختلف آنها را بدست آوريم، پيامبر(ص) فرمودهاند: «اُطلِبُ العِلمَ حَتّي بِالجين» يعني علم را فرا بگيريد حتي اگر در چين باشد؛ اگر اين سفر و سختيهاي آن زمان را در سفر در نظر بگيريم، به مفهوم واقعي اين بيان پي خواهيم برد. بنابراين، نه تنها هيچ اشکالي ندارد، بلکه ضروريست که ما يافتههاي ديگران از علوم را استفاده کنيم و در اين راه تلاش بسيار نماييم.
اما امروز جامعه اسلامي و تمدن اسلامي در حدي است که ديگر نبايد مصرف کننده صرف علوم باشد. ما اين توان و ضرورت را در خود حس ميکنيم که بايد علم جديد توليد کنيم؛ همانطور که زماني بر اثر گسترش اسلام و تفکر اسلامي که ـ به علم اهميت فراواني ميدهد ـ ما توليد کننده اصلي علم بوديم و ديگران مصرفکننده آن! بنابراين اين امکان و اين شرايط وجود دارد که ما به آن حد برسيم.
اگر بخواهيم تعريف ديگري از اصطلاح نرمافزاري داشته باشيم، اين جنبش ميتواند هم گرفتن اين نرمافزار و علم از ديگران باشد و هم ايجاد نرمافزارهاي جديد؛ اما در بحث علم، هم گرفتن علم مطرح است و هم توليد علم؛ يعني يافتن چيزي فراتر از آنچه که جهان تاکنون به آن دست يافته است.
به نظر من اين مسئله امري ضروري است و تجربه هم نشان داده که ما هر جا به خود باوري رسيدهايم، دستاوردهاي بسيار خيلي خوبي داشتهايم.
با توجه به اهميت و جايگاه خطير امر توليد علم و نهضت نرمافزاري در جهان امروز و نيز ضرورت تعامل با دنياي غرب در اين عرصه بايدها و نبايدهاي اين تعاملات را چگونه ارزيابي مينماييد؟
دنيا به سرعت در حال پيشرفت است. صحبت از اينست که تقريبا در هر هفت يا ده سال علم موجود دو برابر ميشود! و با اين سرعت پيش ميرود! ظرف سه سال گذشته، محاسباتي که انجام شده بود، نشان داد که علم به اندازه ده سال قبل از آن پيشرفت داشته است ايجاد شبکههايي نظير شبکه اينترنت و دسترسي آسان به بسياري منابع علمي، توسعه مخابرات و توسعه ارتباطات نيز اين امر را تسهيل کرده است و کشورها سرمايهگذاري وسيعي در اين زمينه کردهاند. اين اتفاق در شرايطي رخ داده است که به گفته «ساموئل هانتينگتون»: «فرهنگها در هم ادغام ميشوند و در نهايت دو فرهنگ برجسته؛ يکي فرهنگ اسلامي و يکي فرهنگ غربي به صورت تمدنهاي بزرگ ظهور پيدا ميکنند.»
البته او به تمدن چين نيز اشاره ميکند و رويارويي فرهنگها را نيز در ارتباط با فرهنگ اسلامي و غربي پيشبيني مينمايد و ميگويد: «اين فرهنگها درهم ادغام ناپذيرند». اتفاقا تحليلگران معتقدند که جمهوري اسلامي ايران به دليل برخورداري از سه موقعيت، ژئواستراتژيک، ژئوپولتيک و ژئواکونوميک که هر سه بر هم منطبق هستند (اين يک موقعيت ويژه در بين بسياري از کشورهاست) بطور طبيعي محور تمدن اسلامي است و اين مخالفتها و دشمنيهايي که با جمهوري اسلامي ايران ميشود، تنها به اين دليل نيست که ايران يک کشور مستقل و قدرتمند اسلامي است، بلکه آن را به شکل بالقوه نيز محور تمدن اسلامي ـ که در حال شکلگيري است ـ ميبينند. ما نيز بايد به خودمان اينگونه بنگريم.
بنده معتقدم که اين دو تمدن رودرروي يکديگر قرار ميگيرند و از اين بُعد تحليل هانتينگتون را علمي ميدانم؛ ضمن اينکه معتقد هستم تهاجمي که آمريکا شروع کرده، اين رويارويي تمدنها را حتي وارد عرصه نظامي نيز نموده است. بنابراين طبيعي است که اين تمدن بزرگ، با گسترده بزرگ جغرافيايي و با همه ابعادش نياز به تقويت خود براي پيشرفت روزافزون داشته باشد.
در چنين شرايطي ما بيش از گذشته، نياز به تقويت خود در ابعاد مختلف را احساس ميکنيم؛ پس نهضت نرمافزاري و توليد علم مهم است و علاوه بر تقويت خود و سامان دادن به اين دو امر پراهميت، بايد به فکر گسترش آن در جهان اسلام نيز باشيم.
البته رويارويي تمدنها واقعيت است، اما ميتوان با تمدنهاي ديگر گفتگو نيز داشته باشيم.
چه بسا که اين گفتگو را داريم و طرفدار آن نيز هستيم. و يکي از جنبههاي گفتگو، تبادلات علمي است، بنابراين بايد از اين فرصتها و امکانات استفاده کنيم و دائم در تعامل و در ارتباط باشيم و از دانستهها و دانشها نهايت استفاده را بکنيم. نکته قابل توجه آنکه؛ وقتي مواردي قبلاً کشف شده و يا پيشرفتي حاصل شده، فراگيري، کپيبرداري و يا اطلاع از آن سهلتر است تا توليد علم؛ يعني ما سريعتر ميتوانيم يافتههاي ديگران را بدست آوريم؛ ضمنا نبايد صرفا به اين موضوع کفايت کنيم؛ بلکه بايد به سمت توليد علم توسط خودمان گام برداريم. شکستن مرزهاي علمي بسيار پراهميت است و نياز به خودباوري دارد. انقلاب ما چنين خودباوري را ايجاد کرده و ما هر روز نيازمند آنيم که چنين موضوعي را به مردم و جوانان و دانشجويان و دانشآموزان گوشزد نمائيم. و واقعا هم ثابت شده که ما ميتوانيم! بايدها و نبايدها هم ميگويد که ما بايد مراقب باشيم تا آنچه را که علم خالص است دريافت ميکنيم؛ در حاليکه بعضي افراد گمان ميکنند که دسترسي به پيشرفت علمي لازمهاش، وارد کردن فرهنگ آن کشور خاص نيز است.
مثلاً؛ اگر در کشوري پيشرفتي وجود دارد و در کنار آن بيبند و باري هم به چشم ميخورد، بايد با هم وارد شوند! پيشرفتي که در مکاني حاصل ميشود، دليلش تلاش دانشمندان آن نقطه است؛ ساعات مفيدي است که آنها صرف مطالعه و کار کردهاند، نه بيبندوباري و فساد و تبهکاري! ما بايد فيلتر بگذاريم، آنچه را که به درد کشور ما ميخورد، استفاده کنيم و از واردات مفاسد آنها خودداري کنيم و استفاده از راهحلها نيز بايد شرايط ويژه خودمان را درنظر بگيريم.
اگر مثلاً کشوري، از طريقي به توسعه اقتصادي دست يابد، الزاما، آن بهترين راه براي ما نيست؛ چراکه شرايط ما متقاوت است.
بطور مثال؛ توسعه اقتصادي در کشوري که از بارندگي فراوان برخوردار است با توسعه اقتصادي کشوري که بارندگي کمي دارد، متفاوت است.
بنابراين ما نميتوانيم مثلاً يک کشور پرباران را در نوع کاشت درختانش با کشور خودمان که ميزان بارندگي در اکثر نقاط آن کم است، مقايسه کنيم. همين مثال در تمامي موضوعات نيز صدق ميکند. ما بايد جوانب مختلف را در نظر بگيريم، يافتههاي مثبت ديگران را برداشت کنيم و بسنجيم که آيا با شرايط ما وفق دارد؟ و آيا با فرهنگ، ارزشها و دين ما تناسب دارد يا نه؟ و سپس آن را به کار گيريم.
بطور مثال؛ يکي از ارقام صادرات آلمان، مشروبات الکلي است؛ طبيعي است که ما نميتوانيم و نميخواهيم از اين راه وضعيت اقتصادي کشور را توسعه ببخشيم؛ گرچه بنده معتقدم که نهايت چنين چيزي تخريب است و توسعه واقعي در پي ندارد و توسعه واقعي در راههايي است که خداوند براي ما مقرر داشته است. امتياز بزرگي که ما مسلمانان نسبت به ساير ملتها داريم، اينست که قرآن را به عنوان کلام الهي و حق مطلق باور داريم و اين باور راهنمايي بزرگي براي ماست؛ نسبت به کساني که از چنين معجزه بزرگي غافل هستند.
ما در کسب تجربيات ديگران بايد به وضعيت بومي کشورمان توجه کنيم. يعني گاهي اوقات راههاي پيشرفت ديگران را مطالعه ميکنيم و ميبينيم آيا آن راهها ميتواند در مورد کشور ما صدق کند يا نه؟ سپس آن را به شکل بومي اجرا کنيم و گاه نيز ممکن است که در مجموع آن راه را قبول نداشته باشيم. مثلاً همان مثال مشروبات الکلي؛ ما به شکل بومي چنين چيزي را قبول نداريم و اصلاً آن مقوله را رد ميکنيم.
بنابراين لازم است تا بايدها و نبايدها را براساس کشور، ارزشها، نيازها و فرهنگ خودمان تعريف کنيم؛ اين موضوع در تعيين اولويت ما در پيشرفت و توليد علم نيز مهم است و بهتر است که ما نيرويمان را در بخش نرمافزار و توليد علم در جهتي بکار گيريم که بتوانيم آن را به امکانات بالفعلي تبديل کنيم تا تقويت کشور اسلامي خودمان و جهان اسلام را دربرداشته باشد.
ممکن است دانشمندي در دو عرصه بتواند وقتش را صرف کند و در هر دو عرصه نيز به نتيجه برسد؛ يکي از طريق مطالعات؛ که ميتواند در اين حد باشد که به کنفرانسهاي بينالمللي برود و تحقيقاتي را ارائه دهد. و جايزه هم بگيرد، اما نتيجه آن را ديگران استفاده کنند که امروزه به شاتل مجهز هستند و فرضا ما که به تازگي هواپيماسازي را آغاز کردهايم، نميتوانيم از اين موضوع استفاده بهينه داشته باشيم؛ و ممکن است اين دانشمند وقتش را صرف کند تا ما را نيز قانع نمايد که ما هم ميتوانيم شاتل بسازيم؛ به نظر بنده اين مورد در اولويت است؛ يعني ما بايد اولويتهاي خود، کيان اسلامي و تمدن اسلامي خودمان را درنظر بگيريم و سپس در بخش توليد علم و جنبش نرمافزاري سرمايهگذاري کنيم و در نهايت تبديل آن سرمايهگذاري به قدرت بيشتر نظام اسلامي را شاهد باشيم.
در يکي از سالها شعار يونسکو چنين بود: «جهاني بينديشيم، محلي عمل کنيم» ما اوضاع جهان را خوب بشناسيم. اما در جهاتي عمل کنيم که به نفع ماست.
مثلاً فرض کنيد چون ما استفاده از سلاحهاي هستهاي را مجاز نميدانيم چرا که در اين استفاده، بسياري از افراد بيگناه نيز کشته ميشوند؛ اگر بخواهيم ميان صرف سرمايه خود براي انرژي هستهاي صلحآميز و يا بمب اتم يکي را انتخاب کنيم، بهتر است که سرمايه خود را صرف انرژي هستهاي کنيم و اين کاري است که جمهوري اسلامي ايران نيز انجام ميدهد و خوشبختانه يکي از مواردي است که اين جنبش نرمافزاري و توليد علم جواب داده و افراد در اين زمينه در کشورمان خودشان را باور کردهاند و عليرغم تحريمها و توطئههاي دولتهاي بيگانه، وارد اين عرصه شدهاند و توانستهاند دستاوردهاي قابل توجهي داشته باشند. اگر اين دستاورد نبود، سه وزير امور خارجه اروپايي با هم به ايران سفر نميکردند و اين امر، نشانگر قدرت و عزّت ما در اين بخش است. در زمينه پزشکي و همچنين در زمينه سلولهاي بنيادي، ما به مراتبي دست يافتيم، که تنها چند کشور، به آن دستيافتهاند و اخيرا در ادامه اين پيشرفت دستاوردهايي داشتيم که ديگران به آن دست نيافتهاند؛ يعني ايران براي اولين بار به آن دست يافته و فکر ميکنم اين حاصل همان توليد علم و جنبش نرمافزاري است که مقام معظم رهبري بر روي آن تأکيد کردهاند و جوانان، دانشجويان و دانشمندان نيز اين موضوع را پيگيري کردهاند. البته اين حرکتي است که منشأ و مبدأ آن حضرت امام(ره) هستند. در بيانيه پذيرش قطعنامه 598 که حضرت امام صادر کردند، ايشان فرمودند (قريب به مضمون) که باب جهاد و جنگ بسته شده و جنگ خاتمه يافته است، امّا همين جوانان حزباللهي و مؤمن ما که به ميدان جنگ ميرفتند، امروز بايد قلم بدست بگيرند و در جبهههاي علمي رقابت و تلاش داشته باشند.
حتي بنده به ياد دارم که در حسينيه جماران، عدهاي بودند و شعار ميدادند که ما حاضريم قلمهاي خود را کنار بگذاريم و اسلحه بدست بگيريم؛ امام ميفرمودند: آرزو کنيد روزي برسد که بتوانيم اسلحه را کنار گذاريم و قلم بدست بگيريم.»
چنين حرکتي در قالب جنبش نرمافزاري و توليد علم که طلاب و مقام معظم رهبري بر آن تأکيد کردند، ادامه همان حرکت يا تبيين دقيق آن است؛ با تأکيد بر اينکه امروز با وجود يک ميليون و هفتصد هزار دانشجو در کشور و تعداد بسيار زيادي فارغالتحصيل دانشگاهي و نيز فراهم شدن زمينه تحصيل براي تعداد بيشتري از افراد، زمينه براي اين جنبش نرمافزاري فراهمتر است.
به اعتقاد جنابعالي ابزارهاي نهادينهسازي جنبش نرمافزاري و نهضت توليد علم کدامند؟ و نقش رسانهها، دانشگاهها، آموزش و پرورش را در اين عرصه چگونه ارزيابي ميفرماييد؟
طبيعي است که ما نيازمند يک برنامه منسجم و همه جانبه براي نهادينه شدن اين بخش هستيم. يک بخش از اين برنامه به دستگاههاي حکومتي و بخش ديگر آن نيز به دستگاههاي خصوصي يا مردم ارتباط دارد.
مثلاً؛ آموزشوپرورش بايد در اين جهت برنامهها و استراتژيهاي خود را اصلاح کند. امروزه شيوه تدريس در آموزشوپرورش، براساس حفظيات است و اين شيوه بايد اصلاح شود. يعني افراد بجاي افزايش محفوظات، بايد به تفکر و ابتکار و تحقيق و توليد خو بگيرند و بتوانند مثلاً نحوه فيشبرداري از اطلاعات، بايگاني کردن، يافتن اين اطلاعات و جمعآوري آنها را بياموزند. در آزمايشگاهها بايد طوري عمل شود که افراد احساس کنند، ميتوانند چيزي توليد نمايند؛ يعني همهچيز به حفظ کردن محدود نشود. اگر ما از حجم درسهاي حفظي بکاهيم و بجاي آن اين ابعاد را تقويت کنيم، کار پراهميتي انجام دادهايم.
دانشگاهها هم بايد در اين مورد برنامهريزي و تلاش کنند. امکان نشر يافتههاي جديد فراهم شود و اين نوع حرکتها مورد پشتيباني قرار گيرد. در بودجهبنديها، بخش تحقيق بايد بشدت تقويت شود و اين بخش نيز بايد کاربردي باشد. بين بخشهاي مختلف کشور مانند صنايع، دامداري، کشاورزي و رشتههاي دانشگاهي مربوطه بايد ارتباط برقرار شود. از يافتههاي هم استفاده کنند؛ در بخش جامعهشناسي نيز بايد مسائل و سؤالات روز شناسايي گردد و پاسخ اين سؤالات با همکاري حوزههاي علميه يافته شود.
همانطورکه مقام معظم رهبري و بسياري از افراد ديگر تأکيد دارند، حوزههاي علميه هم بايد فعال شوند و به مسائل روز بپردازند و اجتهادي که در شيعه از آن ياد شده است نيز به همين معني است بنابراين در هر بخشي از علوم حوزوي تا علوم پيچيده ديگر بايد جنبش نرمافزاري و توليد علم فعال باشد، چه بسا که طليعههاي روشني براي اين قضيه مشاهده ميشود. و اين حرکت به آنچنان قدرتي ميرسد که امروز، حتي تجسم آن دشوار باشد. ـ کتابخانهها، تجهيزات مخابراتي مانند اينترنت، و غيره وجود دارد، ضمنا يک حس فرهنگي عميقي در جهت خودباوري و جا انداختن اين موضوع در همه افراد نهفته است.
مشکلي که در دانشگاهها مشاهده ميشود اينست که برخي دانشجويان در بعضي از مسائل، خودشان بخشي از مسئله ميدانند. در حاليکه دانشجو يعني «بخشي از راهحل». اگر اين نگاه اصلاح شود و دانشجو و دانشگاهي ما خودش را بخشي از راه حل بداند، اين جنبش نرمافزاري به شدت تقويت ميشود.
در هر مسئلهاي که ما خواستار آن هستيم، مثلاً الآن چشمانداز ايران 1404 تبيين شده، در اين چشمانداز 1404 يک نقطه مطلوبي در آينده ترسيم شده، که اين نقطه قابل دسترس است منتها اين بستگي دارد به تلاش آحاد مردم در جنبههاي مختلف هم از نوع کار، مصرف، علمآموزي. توليد علم، جنبش نرمافزاري و... .
بنده معتقدم جنبش نرمافزاري در تحقق آن چشمانداز ايران 1404 نقش اساسي را بر عهده دارد؛ بنابراين اگر دانشجويان ما براي خودشان اين رسالت را قائل باشند که تحقق عمده اين چشمانداز بر عهده آنهاست و چنين نگاهي به خودشان داشته باشند، نحوه تحصيلشان متفاوت خواهد بود.
بنابراين ضروري است که براي تحقق آن چشمانداز، آنها خودشان را بخشي از راهحل بدانند و آگاه باشند که بخش مهمي از تحقق اين آرمانها به دوش آنهاست و به خودشان اعتماد داشته باشند و امکانات محدود، آنها را متوقف نکند. بعضي تصور ميکنند که هر کاري با وجود امکانات گسترده ممکن است. در صورتي که داشتن امکانات به تلاش آنها نيز بستگي دارد؛ درست است که حکومت وظيفه دارد در حد توان و با توجه به وضعيت اقتصادي کشور امکاناتي برايشان فراهم کند، اما آنها هم نبايد متوقف شوند؛ بلکه بايد با تلاش خود امکانات لازم را فراهم سازند.
در حقيقت جنبش نرمافزاري و توليد علم، خود منجر به ايجاد امکاناتي خواهد شد که امروز در اختيار کشور ما نيست؛ به عبارتي تبديل امکانات بالقوه به امکانات بالفعل، يکي از اهداف اين جنبش نرمافزاري است و ايجاد امکاناتي که ما امروز از آن محروم هستيم از جمله اهداف جنبش نرمافزاري است.
بنابراين ما نيازمند يک کار فرهنگي، علمي، توأمان هستيم. نوعي خودباوري که براي کسب موفقيتها بايد در نظر بگيريم.
يکي از عوامل موفقيت در اين جريان خودباوري و خودسازي است که رسانهها در اين جريان خيلي ميتوانند نقش داشته باشند؛ در معرفي دستاوردها ايجاد اين باور که کار تحقيق در جامعه ارزشمند است؛ مثلاً شايد امروز در افکار عمومي ارزش يک مدير اجرايي بيشتر از يک محقق باشد در حالي که بايد ارزش يک محقق در جامعه بيشتر باشد؛ تا تعداد بيشتري به اين جرگه وارد شوند.
زمان مفيد مطالعه در کشور بايد افزايش يابد و رسانهها در ترغيب اين موضوع ميتوانند نقش مهمي ايفا نمايند، همانطورکه برخي رسانهها جنبه علمي دارند؛ مثلاً شبکه هفت سيما، جنبه آموزشي دارد و يا برخي از برنامههاي شبکهها به مسائل علمي و آموزشي اختصاص دارد يا برخي از نشريات هستند که صفحات علمي دارند، بنابراين نشريات نيز در بعد فرهنگسازي و گسترش علوم ميتواند نقش مفيد داشته باشند.
امروزه ايجاد پايگاههاي اطلاعاتي اينترنتي که دسترسي دانشجويان را به اين علوم فراهم کند، داراي اهميت بسيار است و به نظر ميرسد که دانشجويان ما در دانشگاهها از امکانات کافي در اين زمينه برخوردار نيستند و زمان زيادي را براي دسترسي به مطالب جديد صرف ميکنند.
اگر ارتباط ميان کتابخانهها گسترش يابد، ميتواند مفيد باشد. بنده در استراليا شاهد آن بودم که اگر دانشجويي به کتابخانهاي مراجعه ميکند و دانشگاه آن کتاب را ندارد، او را به دانشگاه ديگري حواله نميدهند؛ بلکه مديريت کتابخانه، خودش با ارتباطهايي که دارد، آن کتاب را از کتابخانه ديگر تهيه ميکند و آنرا در اختيار دانشجو ميگذارد و ارتباط بين کتابخانهاي براي آسايش دانشجو فراهم است. چنين ارتباطي براي ما مفيد است؛ مثلاً اگر يک شهرستاني کتابي را ندارد يا از نظر بودجه امکان تهيه آن را ندارد، اين ارتباط بين کتابخانهها ميتواند نياز او را برطرف کند. و اگر اين امکانات فراهم شود، ما ميتوانيم بودجه موجود کتابخانهها را بيشتر صرف تهيه کتابهاي تخصصي کنيم. يعني به جاي اينکه کتابخانهها همه جور کتاب داشته باشند و چون بودجه محدودي دارند از داشتن خيلي از منابع تخصصي محروم ميشوند. با برقراري ارتباط فيمابين ميتوانند بودجه خود را بيشتر صرف تأمين منابع تخصصي کنند و ديگر کتابخانهها و در نتيجه مراجعين به آنها را با ارتباط بين کتابخانهاي از اين کتب بهرهمند نمايند.
حضرتعالي بنيادها و خاستگاههاي نظريهپردازي و جنبش نرمافزاري را در آموزههاي ديني چگونه ارزيابي ميکنيد؟
به نظر من هيچ مکتبي به اندازه اسلام به اين قضيه تأکيد ندارد. اينکه ميگويد: جوهر قلم علماي اسلام از خون شهدا افضل است. اينکه ما ميبينيم شرطآزادي اسير در صدر اسلام اينست که به ده مسلمان خواندن و نوشتن بياموزد، و اينکه علمآموزي عبادت است؛ اينکه حضرت علي(ع) ميفرمايد: اگر شخصي به کسي مطلبي بياموزد آن فرد بايد يک عمر مديون تعليم دهنده باشد، نشاندهنده اهميتي است که اسلام براي اين موضوع قائل شده است. اينکه نزول قرآن با عبارت «خواندن» شروع شده، اِقرأ؛ بخوان؛ خداوند متعال قسم ميخورد به قلم، اينها نشاندهنده اهميتي است که اسلام براي علمآموزي قائل است و جهان اسلام بايد با چنين اعتقاداتي سرآمد توليد علم و جنبش نرمافزاري باشد، بنابراين ما بايد در قله پيشرفت علمي باشيم و عقبافتادگي ما دقيقا به دليل دوري از اين دستورات اسلامي است. اعتقاد و باورهاي ديني نيز پشتوانه قوي براي توليد علم و جنبش نرمافزاري است.
به اعتقاد جنابعالي انقلاب اسلامي چه تأثيراتي را در تسريع و ايجاد بسترهاي لازم جهت براه افتادن جنبش نرمافزاري و توليد علم در پي داشت؟
قبل از انقلاب يک رژيم دستنشانده بر ايران حاکم بود و وظيفه داشت ايران را بستر پيشرفت کشورهاي غربي و سو استفاده آنها قرار دهد. بنابراين به هيچوجه به فکر توليد علم نبود، حداکثر کارها، ترجمه مطالعات غربي و توليد نيروهايي بود که بتوانند در جهت منافع غرب در کشور قدم بردارند.
استقلال ما که با پيروزي انقلاب حاصل شد، ورق را برگرداند. قبل از انقلاب غربيهايي که با قيمت گزاف تجهيزاتي نظير هواپيما و غيره را به ايران ميدادند، وقتي ميخواستند قطعهاي را تعمير کنند اطراف آن هواپيما يا آن تجهيزات را، ميپوشاندند تا کسي نتواند ببيند که آنها چگونه تعمير ميکنند؛ بنده شنيدهام که وقتي غربيها در ماشينهاي ريسندگي و بافندگي ميخواستند قطعهاي را تعويض کنند، اطراف آن دستگاه را نيز با پارچه ميپوشاندند تا ايرانيها نبينند که چگونه اين دستگاه تعمير ميشود تا ما دائما به کمک آنها نياز داشته باشيم و فقط مصرف کننده دستگاههاي آنها باشيم.
اين جريان با پيروزي انقلاب اسلامي، بهطور کلي دگرگون شد. کشور مستقلي شديم که به اسلام اعتقاد داشتيم و خواهان عزت ملي و پيشرفت و ترقي براي کشورمان بوديم. بنابراين، براساس آموزههاي اسلام نظام به اين مسئله اهميت داده است و از همان ابتدا بر ضرورت علمآموزي تأکيد ورزيده است.
اين نکته که ظرفيت دانشگاههاي ما از صدوهفتادوپنج هزار نفر به يک ميليون و هفتصد هزار رسيده است و به عبارتي ده برابر، ظرفيتش افزايش يافته است؛ و با توجه به دو برابر شدن جمعيت کشورمان دسترسي هر ايراني به دانشگاه، نسبت به قبل از انقلاب پنج برابر شده،اينها همگي نشان دهنده اهميتي است که ما براي اين امر قائل هستيم.
اينکه دانشجو و استاد و يا افراد در آموزشوپرورش، چقدر براي کار اهميت قائل هستند و براي آن تلاش ميکنند بسيار مهم است و من معتقدم که ما به تلاش بيشتري در اين زمينه نياز داريم و اين چيزي است که انقلاب اسلامي خواستار آن بوده و توقع چنين وضعيتي را دارد.
بنابراين يکي از عوامل مهمي که انقلاباسلامي در گسترش آن کوشيده جنبش نرمافزاري و توليد علم بوده است. در سالهاي پس از پيروزي انقلاب، کشور ما با تحريمهايي مواجه بود که به ما تحميل شد و بر اثر اين تحريمها، نيازهايي که ما قبلاً آن را توسط واردات تأمين ميکرديم، همچنان متروک باقي ماند؛ چرا که واردات اين محصولات محدود شده بود.
در مواقعي ناچار شديم که خودمان دست بکار شويم؛ چون راه ورود اين واردات بسته شده بود ما به ناچار نيازمند آن کالاها بوديم، همتي که به خرج داده شد که توأم با خودباوري، مجموعا سبب شد که کشوري که گلولههايش را هم از خارج بايد وارد ميکرد، امروز موشک و هواپيما ميسازد و به فکر ساختن ماهواره است و اين عرصه، عرصهاي است که ما هرگز تصور ورود به آن را نداشتهايم. قبل از پيروزي انقلاباسلامي ايران، تبليغات غرب عليه ما اين بود که ايرانيها با شاه مخالفت کردند؛ چرا که با مدرنيسم و علم و تکنولوژي مخالفند؛ ميگفتند مسلمانها دوست دارند به جاي هواپيما سوار شتر شوند و بلافاصله پس از انقلاب آنها تحريمهاي علمي را ايجاد کردند که ايران به پيشرفتهاي علمي دسترسي پيدا نکند، در حاليکه قبل از انقلاب ميدانستند تبليغي که ميکنند کذب است و اسلام مخالف علم نيست، اما تبليغات ايجاب ميکرد، چنين بگويند. اگر آنها چنين چيزي را باور داشتند، چرا ايران را تحريم علمي کردند. اگر در جستجوي شترسواري بوديم که تحريمي نياز نبود!
امروز مسلمانان در غرب بشدت تحت فشار هستند؛ مثلاً چند روز قبل خبر رسيده بود که مسلمانها در مسجدي در لندن مورد تعرض قرار گرفتهاند. در آمريکا فشار افکار عمومي بر مسلمانها به دليل تبليغاتي که صهيونيسم انجام ميدهد، بسيار زياد است. مسلمانها حتي بعد از مرگ هم در غرب در امان نيستند. اخيرا مثلاً تعرض به قبرستان مسلمانان در فرانسه افزايش يافته است.
اين تهديد عليه مسلمانها براي ما و جهان اسلام يک فرصت است و ما بايد امکاناتي فراهم کنيم تا دانشمندان مسلمان مقيم غرب، در صورت تمايل به ايران بيايند. از آنها استقبال بعمل آيد. کساني که در مراکز پيشرفته علمي و صنعتي مشغول بکار بودهاند و مسئوليتي را در اين زمينه بر عهده داشتهاند، اگر در داخل کشور جمع شوند و به کار بپردازند، يک فرصت بسيار پرارزش است.
امروزه ما گرفتار فرار مغزها هستيم، اما با اين کارهايي که غربيها، عليه مسلمانها؛ خصوصا ايرانيان مقيم آنجا انجام ميدهند، به نظر ميرسد که اين فرار کاهش خواهد يافت. ضمن اينکه زمينه جذب دانشمندان ساير ملل نيز براي ما فراهم خواهد شد و ما بايد در اين مقطع، بر روي اين موضوع سرمايهگذاري کنيم. حتي غرب نسبت به سرمايههاي مادي مسلمانان، و از جمله مسلماناني که در غرب زندگي ميکنند، طمع کرده است و مسلمانها در مورد اموالشان احساس امنيت نميکنند و لذا شرايط براي جذب سرمايههاي مادي آنها نيز فراهم است و در آينده بيش از اين هم فراهم خواهد شد.
راهکارهاي مورد نظر جنابعالي براي تحقق اهداف جنبش نرمافزاري و نهضت توليد علم کدامند؟
به نظر ميرسد که دستگاههاي حکومتي بايستي برنامه منسجمي را در اين زمينه تدارک ببينند و امکانات بيشتري را در راه تحقيقات کاربردي سوق دهند و ارتباط ميان بخشهاي مختلف مثل بخش صنعت با دانشگاهها را تقويت کنند تا نيازها منتقل شده و تحصيلات براي رفع نيازها نيز شکل بگيرد و همچنين فرهنگسازي و بالا بردن ساعت مفيد مطالعه از نيازهاي امروز کشور ماست.
لازم به يادآوري است که تغيير سياستهاي آموزشي، از حفظ کردن به سمت کاربردي کردن، آموزش علمي، آموختن تجربه توليد و تحقيق و ارزشگذاري در امر تحقيق از نيازهايي است که حکومت ما بايد به آن توجهي خاص نمايد.
نکته مهم اين است که اين تحول نبايد فقط به بخش حکومتي خلاصه شود؛ بلکه يک عزم ملي در همه بخشها در اين راستا ضروري است.
منبع: فصلنامه انديشه انقلاب اسلامي، سال سوم، شماره 9.
همت وكارمضاعف و جنبش نرم افزاري