با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید
 
همت وكار مضاعف در حوزه نوآوري
اگر بهار طبيعت از لطف خورشيد است، بهار دل از لطف منبع لايزال الهي است؛ با اين فرق كه بهار طبيعت را خزاني هست، ولي بهار دل، بي زمستان ادامه مي يابد. بايد ديد واسطه اين لطف خداوند بر زمين چه كسي است؟ كيست كه با وجود او زمين زنده مي شود و دل، فصل به فصل تازه تر؟
او حجت حق و امام زنده است، كسي كه از او با نام «ربيع الانام» يا بهار دل ها نيز ياد كرده اند. او است كه واسطه لطف الهي است و وجودش بهار قلب ها است. وجود پيوسته او در ميان ما، دل هايمان را بهاري مي كند، چرا كه بهار واقعي دل ها است. در واقع دل به خورشيدي نياز دارد تا با نور آن روشن شود، «الامام الشمس الطالعه» و طلوع اين خورشيد، بهار را به ارمغان مي آورد: «السلام عليك يا ربيع الانام» ديديم كه از بهار طبيعت تا بهار دل پل زدن، نه تنها كار سختي نيست، بلكه جزء كارهاي شيرين و دوست داشتني به شمار مي رود! پس با آمادگي به استقبال بهار دل برويم؛ بهار طبيعت كه هر سال مي آيد!
مقام معظم رهبري امسال را سال نوآوري و شكوفايي نام نهادند تا از بركات آن هر روزمان نوروز باشد. نوشدن و نوآوري و نوماندن مقوله هايي است كه اگر از جامعه اي رخت بربندد، آن اجتماع را مي فرسايد و گرفتار احتضار و كهنگي مي كند، ولي چنانچه روح آن در پيكر جامعه اي دميده شود با خود شادابي و نشاط مي آورد و به آن معنا مي بخشد. همان رسالتي كه طبيعت در دستور كار خويش دارد و هر ساله در بهار شاهد عظمت اين رويش هستيم.
نوآوري و شكوفايي دو همزاد هستند كه يكي بدون ديگري راه به جايي نمي برد. هر يك از اين دو عنوان شرايطي دارد كه بايد محقق شود تا هويت حقيقي آن احراز گردد.
نوآوري پيامد بيداري از خواب سنگين زمستاني است. بايد بيدار شد تا نو و شكوفا گشت. بايد خرقه كهنگي را جسورانه انداخت و جامه نو را شجاعانه برتن كرد.
جامعه اي كه آحاد آن از تعصب كور خود را رها نسازد هرگز نو نمي شود. از جهل بايد دل كند تا شمس عقل توان طلوع پيدا كند و از افق سر برآورد. تا خسرو علم و عقلانيت بر گستره حيات پرتو نيفكند و لايه هاي برهم انباشته و درهم تنيده جمود را نسوزاند و بر تن زندگي قباي نو نور نپوشاند نوآوري و شكوفايي پديدار نمي شود.
وابستگي، نوآوري و شكوفايي نمي آورد. آسيب هر ملت و كشوري نيز از وابستگي شروع مي شود و براي ايران اسلامي كه با قيام عليه سلطه بيگانگان تاريخ جديد خود را آغاز كرد تاثير منفي اين آسيب بيشتر خواهد بود.
كشور ايران در زمان كنوني توانسته است در پرمخاطره ترين ساختار سياسي و جنگي ترين منطقه جهان، امنيت و قدرت خود را با رشد شتابان ادامه دهد و از تمامي ابزارهاي سياسي، اقتصادي و ديپلماسي اسلامي براي غناي بيشتر اين روند كمك بگيرد. اما تداوم اين راهكار، پاسخگويي به نيازهاي بيشتر و روز را مي طلبد و اين واقعيت كه عصر جديد، زمانه علم نوين و فناوري فوق پيشرفته است لازم است كه نيازهاي فرداي كشور روبه 100 ميليوني ايران نيز در نظر گرفته شود و از هم اكنون براي يافتن پاسخ آنها اقدام گردد.
مخاطبان سال نوآوري و شكوفايي، بيشتر آينده سازان ايران اسلامي هستند كه مي توانند ياريگر نهضت نرم افزاري و سخت افزاري ايران عزيز باشند و به هزاران نياز امروز و فرداي نزديك و دور كشور پاسخ گويند.
ايران صاحب جوان ترين و پوياترين جمعيت جهان است كه ميليون ها نفر از آنان در دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي، مدارس و پژوهشگاه ها در حال تحصيل و فعاليت هستند كه مي توانند پايه گذار ايران و فردايي پيشرفته تر باشند. اين قشر با توجه به اين كه آغازگر جدي نهضت سخت افزاري و نرم افزاري حركت ايران به سوي فرداي نزديك و دور بوده اند اكنون نيز بزرگ ترين مسئوليت را براي عملي كردن سال نوآوري و شكوفايي دارند تا نسل هاي آينده در ايراني آبادتر و سرافرازتر زندگي كنند.
فعاليت هاي موفق در عرصه هاي مختلف فناوري سخت افزاري و نرم افزاري كه برترين آن در حوزه فعاليت صلح آميز اتمي، هوافضا و همچنين نانو در چند سال گذشته توسط پژوهشگران و دانشمندان ايراني انجام شد، پايگاه محكمي براي نوآوري و شكوفايي و رفع وابستگي ها است.
چرا دشمني چند كشور غربي به ويژه آمريكا در برابر اين حركت علمي و فناوري هر روز بيشتر مي شود و به بهانه هاي مختلف حتي مانع ارتباط محافل دانشگاهي ايران با جهان خارج مي شوند. دشمنان انقلاب اسلامي به خوبي اين واقعيت را دريافته اند كه حركت مردم ايران با خوداتكايي و خودكفايي هر روز پوياتر مي شود و حلقه هاي وابستگي علمي و فناوري نيز هر روز بيشتر شكسته مي شود. اكنون واقعيت مهم در باب چرايي نام گذاري شكوفايي و نوآوري اين است كه موفقيت بيشتر در اين عرصه، افزون بر حفظ استقلال سياسي، زمينه استقلال بيشتر در ديگر عرصه ها را هم فراهم مي كند كه مي تواند ايران را به عنوان قطب علمي و فناوري در منطقه و حتي كشورهاي پيشرفته در جهان تبديل كند.
صبح صادق شماره 346
همت و كارمضاعف در حوزه نوآوري





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 11:01 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف و خلاقيت
 
خلاقيت عبارت است از به کارگيري تواناييهاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد. فراگرد ايجاد فکرهاي جديد و تبديل آن فکرها به عمل و کاربردهاي سودمند را نوآوري مي گويند. درغالب مديريت سازمان، موفقيت نهايي و حتي گاهي بقاي آن به ميزان توانايي برنامه ريزان در ايجاد نوآوري و به کارگيري فکرهاي نو بستگي دارد. مهمترين دليل نياز به خلاقيت و نوآوري بروز مشکل است. حل مشکل به دو شيوه حل عقلايي و حل خلاقانه مشکل ميسر است. براي ظهور يک ذهنيت خلاق بايد تعريف دقيقي از مشکل ارايه گردد همچنين زمينه استفاده از راه حلهاي گوناگون و سواي از راه حلهاي مرسوم، ايجاد شود.مسيله حايزاهميت در رابطه با خلاقيت موانع خلاقيت است که در چهار مورد خلاصه مي شود:
1) ترس از انتقاد و شکست،
2) عدم اعتماد به نفس
3) تمايل به همرنگي و همگونگي
4) عدم تمرکز ذهن.
اضافه مي شود انسدادهاي ادراکي چون ثبات، تعهد، تراکم و بي خيالي از مهمترين موانع ذهني خلاقيت به شمار مي آيند. با آگاهي از انسدادهاي ادراکي خود و اجراي روشهاي خاص مي توان مهارتهاي حل مسيله را به گونه خلاق افزايش داد. به زعم صاحبنظران حل خلاقانه مشکل شامل چهار مرحله آمادگي، تکوين، روشنگري و تاييد است.
يکي از چالشها و وظايف خطير مديران ايجاد يک نظام حمايتي براي پرورش نوآوري است. اجمالا" اصول مديريت براي نوآوري بدين شرح اند: جداسازي افراد از يکديگر و جورکردن افراد باهم، نظارت و گوشزد کردن و درنهايت پاداش دادن به افرادي که چندين نقش را ايفا مي کنند.
? مقدمه
حل مشکل مهارتي است که براي هر فرد در هر جنبه از زندگي لازم است. به ندرت ساعتي سپري مي شود بدون آنکه يک فرد با نياز به حل نوعي مشکل روبرو نشود. شغل مدير به طور ذاتي حل مشکل است. اگر در سازمان مشکلاتي نبود، نيازي به مديران هم نبود. بنابراين، تصور يک حلال مشکلات فاقد صلاحيت به عنوان يک مدير موفق سخت است. دو روش حل مشکل وجود دارد:
مديران اثربخش قادر به حل مشکل به صورت عقلايي و خلاقانه هستند، به رغم آنکه مهارتهاي متفاوتي براي هر نوع از اين مشکلها موردنياز است.
1) حل عقلايي عبارت از نوعي حل مشکل است که مديران هر روز به طور مستمر در بسياري از موارد به کار مي گيرند. حل خلاقانه مشکل کمتر رخ مي دهد، زيرا توانايي حل خلاقانه مشکل قهرمانان را از بزدلان، حرفه هاي موفق را از ناموفق، مديران کامياب را از مديران سرگردان جدا مي کند و مي تواند اثر شگرفي بر کارايي سازمان داشته باشد.
2) حل خلاقانه مشکل
درحل مشکلات به طور خلاق دو کار عمده براي تراوش يک ذهنيت خلاق بايد صورت گيرد:
الف) بهبود بخشيدن به تعريف مشکل:
يعني مشکلات سازمان که غالبا" در هاله اي از ابهام بوده و افراد شناخت دقيقي نسبت به خود ساختار مشکل و پيچيدگيهاي فني آن ندارند تشريح شده تا افراد با داشتن يک آشنايي دقيق و بينش روشن افکار نو و بکر خود را مطرح سازند.
ب) بهبود بخشيدن در ايجاد راه حلهاي ديگر:
منظور از اين بحث ايجاد زمينه مناسب در استفاده از راه حلهاي گوناگون و سواي از راه حلهاي مرسوم که اين کار اساس خلاقيت و نوآوري است. کليشه اي عمل کردن يکي از موانع خلاقيت است. هريک از دو فرايند مذکور به خودي خود، شامل مراحل جزيي تري هستند:
? بهبود بخشيدن به تعريف مشکل که شامل:
1) ناآشنا را آشنا و آشنا را ناآشنا کنيد؛
2) تعاريف را بسط دهيد؛
3) تعريف را وارونه کنيد.
? بهبود بخشيدن در ايجاد راه حلهاي ديگر که شامل:
1) قضاوت را به تاخير بيندازيد (اولين راه حل بهترين راه حل)؛
2) راه حلهاي موجود را گسترش دهيد؛
3) خصلتهاي غيرمرتبط را ترکيب کنيد.
? موانع حل خلاقانه مشکل
اکثر مردم در حل خلاقانه مشکل دچار زحمت مي شوند. آنها انسدادهاي ادراکي خاصي را در فعاليتهاي حل مشکل از خود بروز مي دهند که حتي از وجودشان آگاه نيستند. اين انسدادها عمدتا" شخصي هستند تا ميان فردي يا سازماني که براي فايق آمدن بر آنها توسعه مهارت موردنياز است. انسدادهاي ادراکي موانع ذهني هستند که روش تعريف مشکل را مقيد و تعداد راه حلهايي را که تصور مي شود مرتبط اند، محدود مي کنند. (ALLEN, 1974) (1)
هريک از ما در هر لحظه، با اطلاعاتي بسيار زيادتر از آنچه بتوانيم به آنها توجه کنيم احاطه مي شويم، مانند اطلاعات دريافتي از طريق احساسات بدن راجع به محيط اطراف و وضعيت فيزيولوژيک بدنمان در هر شرايط زماني و مکاني. در طول زمان ما بايد عادت از صافي گذراندن برخي اطلاعات را که در معرض آن قرار مي گيريم توسعه دهيم. در غير اين صورت اطلاعات اضافي ما را ديوانه خواهدکرد. في المثل درمورد اطلاعات مثال مذکور، ما در آن واحد، همه اطلاعات حسي فيزيولوژيک را موردتوجه قرار نمي دهيم. نهايتا" اين عادت از صافي گذراندن اطلاعات تبديل به انسدادهاي ادراکي مي شوند. اگر ما از اين انسدادها آگاه نيستيم، درحقيقت آنها مانع از ثبت انواعي از اطلاعات و بنابراين، مانع از حل انواعي خاص از مشکلات مي شوند.
به طور متناقض، هرچه تحصيلات رسمي و تجربه افراد در کار بيشتر باشد، توانايي خلاقانه آنها در حل مشکل کمتر است، برآورد شده است که اکثر بزرگسالان بالاي 40 سال، کمتر از دو درصد يک کودک زير پنج سال توانايي حل خلاقانه مشکلات را از خود نشان مي دهند، زيرا تحصيلات رسمي غالبا" جوابهاي صحيح، قوانين تحليلي يا محدوديتهاي فکري را به وجود مي آورد.
باتوجه به تفاصيل فوق موانع خلاقيت را به طورکلي در چند مورد مي توان به صورت زير خلاصه کرد:
1) ترس از شکست و انتقاد؛
2) عدم اعتماد به نفس؛
3) تمايل به همرنگي و همگوني؛
4) عدم تمرکز ذهن.
? انسدادهاي ادراکي
همان طور که توضيح داده شد، انسدادهاي ادراکي موانع ذهني خلاقيت هستند. به طورخلاصه ومثمرثمر چهار نوع از انسدادهاي ادراکي را در زير موردبحث قرار مي دهيم.
1) ثبات:
ثبات به معناي آن است که فرد اسير روش نگريستن واحد به يک مشکل يا استفاده از يک نگرش در تعريف، تشريح يا حل آن مي شود. به آساني مي توان ديد که چرا پايداري در حل مشکل متداول است، زيرا داشتن ثبات، يا سازگاري، يک خصلت بسيار باارزش براي اکثر ما به شمار مي رود. ثبات اغلب با بلوغ، صداقت و هوشمندي مرتبط است. برعکس، بي ثباتي را مترادف با غيرقابل اعتماد، غيرعادي يا باد سر تلقي مي کنيم.
به عقيده تني چند از روانشناسان برجسته، درحقيقت نياز به ثبات مهمترين عامل ايجاد انگيزش در رفتار بشر است. به عقيده آنها هرگاه افراد نگرش يا موضع خاصي را درمورد يک مشکل به کارگيرند، به احتمال زياد، آنها همان خط مشي را بدون انحراف در آينده نيز دنبال خواهندکرد.
ازسوي ديگر، ثبات، برخي اوقات خلاقيت را از بين مي برد. و نمونه از انسدادهاي ادراکي مبتني بر ثبات تفکر عمودي و فقط استفاده از يک زبان تفکر است.
? تفکر عمودي (VERTICAL THINKING):
اين واژه توسط ادوارد ديبونو (2) به وجود آمد که معني آن، تعريف يک مشکل فقط به يک طريق بدون درنظر گرفتن نظريه هاي ديگر است. برعکس، متفکران افقي که راههاي ديگري براي بررسي مشکل ايجاد مي کنند و تعاريف گوناگوني ارايه مي دهند.
? يک زبان تفکر واحد:
دومين نماد از انسداد ادراکي استفاده از يک زبان فکر کردن است بدين معنا که بيشتر از يک زبان براي تعريف و ارزيابي مشکل به کار برده نمي شود. اکثر مردم در قالب کلمات فکر مي کنند، بدين صورت که آنها درباره يک مسيله و حل آن برحسب زبان لفظي فکر مي کنند. لازم به ذکر است که حل عقلايي مشکل اين نگرش را تقويت مي کند. بايد بگوييم زبانهاي فکري ديگري هم موجودند مانند زبانهاي نمادين (رياضيات)، تصورات حسي، احساسات و عواطف و تصورات بررسي که هرقدر زبانهاي بيشتري دراختيار حل کنندگان مشکل قرار مي گيرد، راه حلهاي آنان بهتر و خلاق تر خواهدبود.
2) تعهد:
تعهد نيز مي تواند به عنوان يک انسداد ادراکي در حل خلاقانه مشکل عمل کند. به محض اينکه افراد به يک نقطه نظر خاص تعريف يا راه حل متعهد مي شوند، محتمل است که آن تعهد را پيگيري کنند. دوگونه اي از تعهد که انسدادهاي ادراکي را باعث مي شود، کليشه سازي مبتني بر تجربه گذشته و ناديده گرفتن مشترکات است.
? کليشه سازي مبتني بر تجربه گذشته:
يعني مشکلات فعلي به عنوان گونه هايي از مشکلات گذشته ديده شوند. «مارچ و سيمون» (3) اظهار مي دارند که يک مانع عمده در حل ابداعي مشکل، آن است که افراد گرايش دارند مشکلات کنوني را در قالب مشکلاتي که در گذشته با آن روبرو بوده اند، تعريف کرده و بالطبع برهمين پايه نيز راه حل جويي مي کنند. بنابراين، هم تعريف وهم راه حل پيشنهادي مشکل کنوني توسط تجربه گذشته محدود مي شود. مثال عيني اين وضعيت چسب «اسپنس سيلور» است.(4)
او اختراع خود را در راستاي فرمول جديد مولکولي چسب جديدي که ساخت، برحسب شکستن کليشه سازي مبتني بر تجربه گذشته توصيف مي کند. اين طور که از نوشته هايش برمي آيد او فرمول متداولي را که متون علمي توصيه مي کردند و متشکل از يک سري عناصر خاص با مقادير ثابت بود را رد کرد و فرمول جديدي را مطرح ساخت که از قضا پس از شکست طرح وي در ابتدا، پس از 5 سال به دنيا شناسانده شد و منفعتي سالانه به مبلغ نيم ميليون دلار براي شرکت 3M به ارمغان آورد.
? نايده گرفتن مشترکات:
دومين تجلي انسداد ادراکي مبتني بر تعهد، شکست در شناسايي شباهتها ميان قطعات به ظاهر ناهمگون داده ها است.
اين پديده معمول ترين انسداد شناسايي شده در خلاقيت است. يعني فرد نسبت به نقطه نظري خاص باتوجه به اين واقعيت که عوامل متفاوت هستند، متعهد مي شود و ناتوان در ايجاد ارتباطات، شناسايي موضوعها، يا درک مشترکات مي شود. توانايي در يافتن يک تعريف يا راه حل براي دو مشکلي که به نظر غيرمشابه مي آيند يکي از ويژگيهاي افراد خلاق است.
کشف پني سيلين توسط «سرالکساندر فلمينگ» نتيجه کشف يک مطلب مشترک ميان وقايع ظاهرا" غيرمرتبط بود.
فردريک ککوله (FREDRIC KEKULE)(5) شيميدان معروف رابطه اي بين روياي خود (ماري که دم خود را بلعيد) و ساختار شيميايي يک مواد ترکيبي آلي مشاهده کرد. (که درنظر اول هيچ رابطه اي بين روياي ساختار شيميايي وجود ندارد) اين درون بيني خلاق او را به کشف اين پديده هدايت کرد که ترکيبات آلي مانند بنزين به جاي ساختار باز داراي حلقه هاي بسته هستند.
3) تراکم:
انسدادهاي ادراکي همچنين درنتيجه تراکم و تلخيص انديشه ها رخ مي دهد. يعني نگاه کردن خيلي محدود به يک مشکل، غربال کردن خيلي زياد داده ها، يا ايجاد فرضيه هايي که مانع از حل مشکل مي شوند، نمونه هاي متداول آن هستند. دو مثال متقاعدکننده از تراکم محدودکردن ساختگي مشکلات و عدم تشخيص جزء از کل است.
? محدوديتهاي ساختگي:
برخي اوقات افراد محدوديتهايي در اطراف مشکل به وجود مي آورند، يا نگرش خود را به گونه اي محدود مي کنند که حل مشکل تقريبا" غيرممکن مي شود. چنين محدوديتهايي ناشي از فرضيات پنهاني است که افراد درباره مشکلاتي که با آن روبرو هستند، دارند. افراد فرض مي کنند که برخي از تعاريف و راه حلهاي مشکل خارج از دسترس است و بنابراين، آنها را ناديده مي گيرند.
حل مشکل به گونه خلاق مستلزم آن است که افراد در تشخيص فرضيه هاي پنهان و توسعه راه حلهايي که درنظر مي گيرند ماهر شوند.
? جداکردن جزء از کل:
تجسم ديگر انسداد ناشي از تراکم وارونه محدوديتهاي ساختگي است و آن عدم توانايي در محدودکردن مشکلات به طور مناسب به گونه اي که قابل حل شوند.
مشکلات تقريبا" هيچگاه به روشني مشخص نمي شوند. بنابراين، مشکل گشايان بايد تعيين کنند که مشکل واقعي چيست. آنها بايد اطلاعات غيردقيق، گمراه کننده يا نامربوط را به منظور تعريف صحيح مشکل وايجاد راه حلهاي مناسب تصفيه کنند.
عدم توانايي در تفکيک پديده هاي مهم از غيرمهم درمتراکم کردن مشکلات به طور مناسب، به عنوان يک انسداد ادراکي عمل مي کند زيرا پيچيدگي مشکل را بيش از حد جلوه مي دهد و مانع از يک تعريف ساده مي شود.
4) بي خيالي:
بعضي از انسدادهاي ادراکي نه به دليل عادت به تفکر ضعيف يا به دليل مفروضات نامناسب بلکه به دليل ترس، ناداني، ناامني يا فقط تنبلي ذهني ساده رخ مي دهد. دو نمونه مخصوصا" رايج انسداد ادراکي ناشي از بي خيالي از عدم کنجکاوي و جهت گيري در مقابل فکر کردن است.
! عدم کنجکاوي: عدم توانايي در حل مشکل در مواقعي به دليل خودداري از پرسش به منظور کسب اطلاعات، يا جستجو براي داده هاست. افراد فکر مي کنند که اگر آنها مطلبي را بپرسند يا سعي در بيان دوباره مشکلي کنند ساده انديش يا نادان به نظر بيايند. همچنين ممکن است تهديدي براي ديگران باشد زيرا حاکي از آن است که چيزي را که ديگران قبول کرده اند ممکن است صحيح نباشد.
اين پديده ممکن است مقاومت يا تعارض به وجود آورد، يا حتي براي بعضي مضحک به نظر آيد.
بنابراين، حل مشکل به گونه خلاق ذاتا" مخاطره آميز است، زيرا به طور بالقوه مستلزم تعارض ميان فردي است. علاوه بر آن مخاطره آميز است زيرا مملو از اشتباه است. همانگونه که «لينوس پاولينگ» (LINUS PAVLING) برنده جايزه نوبل گفت: «اگر شما مي خواهيد انديشه خوبي داشته باشيد، تعداد زيادي داشته باشيد، زيرا اکثر آنها بد هستند».
? جهت گيري در مقابل فکر کردن:
دومين جلوه انسداد ادراکي ناشي از بي خيالي گرايش به پرهيز از انجام کار ذهني است. اين انسداد، مانند اکثر انسدادهاي ديگر، تا اندازه اي يک جهت گيري فرهنگي و همچنين يک جهت گيري شخصي است.آخرين باري که فردي به شما گفت: «متاسفم نمي توانم همراه تو به ميهماني بيايم زيرا بايد فکر کنم»، کي بوده است؟ يا «لازم نيست تو به خريد بروي، به فکر کردن در رابطه با فلان موضوع ادامه بده». اين عبارات طعنه آميز به نظر مي آيند و نشان دهنده تعصبي است که مردم نسبت به عمل کردن، تا فکر کردن يا به فضا خيره شدن و تنها فعاليت ذهني پرداختن دارند. اين امر به معناي رويا ديدن يا خيال پردازي نيست، بلکه فکر کردن است.
? رفع انسدادهاي ادراکي
تا به حال بحث کرديم که انسدادهاي ادراکي خاصي، افراد را از حل مشکلات به گونه خلاق بازمي دارد. اين انسدادها، دامنه تعريف مشکل را تنگ مي کنند، توجه به راه حلهاي جايگزين را محدود مي کنند و انتخاب يک راه حل بهينه را مانع مي شوند. بر انسدادهاي ادراکي نمي توان فايق آمد، زيرا اکثر آنها ماحصل سالها فرايند ذهني شکل گيري عادات هستند. چيره شدن بر آنها مستلزم تمرين در انديشيدن به طرق مختلف طي دوره زماني طولاني است. ازسوي ديگر، با آگاهي از انسدادهاي ادراکي خود و اجراي روشهاي مخصوص مي توانيم مهارتهاي حل مسيله را به گونه خلاق افزايش دهيم.
? مراحل تفکر خلاق:
اولين مرحله فايق آمدن بر انسدادهاي ادراکي به طور ساده تشخيص اين نکته است که حل خلاق مشکل مهارتي است که مي تواند پرورش يابد. به کارگيري خلاقيت درحل مسيله کيفيتي نيست که گروهي داراي آن و گروهي فاقد آن باشند. همانگونه که «دايو» خاطرنشان کرده است که: «نتايج پژوهشها نشان مي دهد که پرورش خلاقيت مسيله افزايش توانايي فرد درآوردن امتياز بالا در آزمون ضريب هوشي (IQ) نيست،بلکه موضوع بهبود نگرشهاي ذهني فرد و عادات و پرورش مهارتهاي خلاقي است که از زمان بچگي به صورت غيرفعال در گوشه اي پنهان شده است». (DAUW-1976)(6)
پژوهشگران به طورکلي هم راي هستند که حل خلاق مشکل چهار مرحله دارد:
1) آمادگي:
اين مرحله شامل جمع آوري اطلاعات، تعريف مشکل، ايجاد راه حلهاي جايگزين و بررسي آگاهانه تمام اطلاعات دردسترس است. تفاوت اصلي ميان حل خلاق مشکل به صورت ماهرانه و حل عقلايي مشکل اين است که چگونه با اولين مرحله برخورد مي شود. حل کنندگان مشکل به صورت خلاق انعطاف پذيرتر و روان تر در جمع آوري اطلاعات وتعريف مشکل، ايجاد جايگزين و بررسي گزينه ها هستند. درحقيقت در اين مرحله است که آموزش درحل خلاق مسيله مي تواند به طور قابل ملاحظه اي اثربخش باشد.
2) تکوين:
که اکثرا" شامل فعاليت ذهني ناآگاهانه اي است که در آن ذهن، افکار غيرمرتبط را به دنبال يک راه حل با هم ترکيب مي کند و تلاش آگاهانه وجود ندارد.
3) روشنگري:
زماني رخ مي دهد که بصيرتي موجود باشد و يک راه خلاق به طور رسا بيان شود.
4) تاييد:
مرحله آخر که شامل ارزيابي راه حل خلاق نسبت به برخي از ستانده هاي قابل قبول مي شود.
در پايان اين قسمت پس از توضيح مراحل تفکر خلاق به تشريح اجمالي «مراحل خلاقيت» که شامل شش مرحله است، مي پردازيم:
1) کسب ديدگاه و نگرش موافق نسبت به فکرهاي نوين (ترک ترس و وحشت از شکست و انتقاد)؛
2)داشتن حساسيت نسبت به موضوع، جمع آوري اطلاعات دررابطه با موضوع و کسب دانش؛
3) آمادگي براي خلاقيت ازطريق کسب موادخام؛
? انتظام بخشيدن به کارها براي رسيدن به هدف؛
? رفع انواع موانع خلاقيت در شناسايي و رسيدن به هدف؛
? که در اين راه بايد از اطلاعات ديگران و پيش فرضها استفاده کرد.
4) سلامت فکر:
جمع آوري ايده هاي مختلف و اطلاعات در يکجا - در اين مرحله بايد پس از اتمام تراوش افکار نوين به ارزيابي پرداخت.
? اصل:
در اين راه بايد ايده ها و فکرهاي جديد را که به نظرمان مي رسد درهمان لحظه ارزيابي نکنيم زيرا باعث قطع شدن تراوش فکرهاي جديد مي شويم. بايد آن را ابتدا يادداشت کرد و سپس به ارزيابي تمام افکار توليدشده نشست.
5) فعاليت ضمير ناخودآگاه:
اين مرحله را مرحله «خواب يا تامل بر روي مسيله» نيز گويند. يعني در اين مرحله چون ايده هاي جديد را جمع آوري کرده ايم مي خواهيم از اين ايده ها فکر جديد بسازيم نبايد به ذهن فشار آوريم، بلکه بايد بر روي موضوع تمرکز يابيم.
6) درخشش ناگهاني فکر جديد و جواب.
? پرورش نوآوري
آزادکردن خلاقيت بالقوه تان، البته براي ساختن يک مدير موفق از شما کافي نيست که چالش عمده هم کمک به آزادکردن خلاقيت بالقوه در ديگران است. پرورش نوآوري و خلاقيت ميان افرادي که با آنها کار مي کنيم درهرحال مانند افزايش خلاقيت خودمان چالش بزرگي است.
به طورکلي و صرف نظر از تعاريف پراکنده پرورش نوآوري شامل سه اصل اساسي زير است که اين سه اصل به خودي خود از اصول مديريتي اند:
1) افراد را از يکديگر جدا و سپس آنها را با هم جور کنيد.
مثال: اجازه دهيد افراد به تنهايي و همين طور با گروهها و گروههاي ضربت کار کنند.
گروهها يا گروههاي فرعي رقيب را جدا کنيد.
2) نظارت و گوشزد کنيد.
مثال: با مشتريان صحبت کنيد و عوامل برانگيزنده به کار ببريد.
3) نقشهاي چندگانه را پاداش دهيد.
الف) قهرمان فکر؛
ب) حامي و ناصح؛
ج) قانون شکن.
? اصول مديريت براي نوآوري
اگر يک نظام حمايتي مديريت وجود نمي داشت که حل خلاقانه مشکل را پرورش دهد و نوآوري را دنبال کند، هم «پرسي اسپنسر» و هم «اسپنس سيلور» در انديشه هاي خلاق خود نمي توانستند موفق شوند.
درهر مورد ويژگيهاي خاصي در سازمانهاي آنها موجود بود که توسط مديران اطراف آنها پرورش يافته بود و بدعت گذاري آنها را امکان پذير ساخت.
همان طور که در مبحث قبلي آورده شد، اصول مديريت براي نوآوري شامل 3 اصل عمده است:
1) جداسازي افراد از يکديگر، جورکردن افراد با هم؛
2) نظارت و گوشزدکردن؛
3) پاداش به افرادي که چندين نقش را ايفا مي کنند.
? نتيجه گيري
همه سازمانها براي بقا نيازمند انديشه هاي نو و نظرات بديع و تازه اند. خلاقيت و نوآوري چنان به هم درآميخته اند که ارايه تعريف مستقلي از هرکدام دشوار است. خلاقيت، پيدايي و توليد يک انديشه و فکر نو است درحالي که نوآوري عملي ساختن آن انديشه و فکر است.
براي آنکه ايده جديدي خلق شده و توسعه يابد، بايد نيروهاي پيش برنده بر نيروهاي بازدارنده غلبه کنند و شرايط به گونه اي باشد که نيروهاي پيش برنده ما را به سوي نظر و شيوه جديد رهنمون گردد. در زمينه فنون و تکنيک هاي خلاقيت و نوآوري شيوه هاي متنوعي مانند تحرک مغزي، ارتباط اجباري، تجزيه و تحليل مورفولوژيک (ريخت شناسانه)، گردش تخيلي، سوالات ايده برانگيز تفکر موازي مدنظر بوده که عمده اين روشها در راستاي رفع انسدادهاي ادراکي و پرورش نوآوري نقش تسهيل کنندگي دارند.
شايد يکي از مهمترين عوامل تسهيل و تقويت توان خلاقيت و نوآوري در سازمان ساختار مناسب و تشکيلات متناسب با اهداف موردنظر است. طبق نظر «برنز» (BURNS) و «استالکر» (STALKER) ساختار زيستي يا ارگانيک ساختار مناسب خلاقيت و نوآوري در سازمان است.
طبق آخرين دستاوردهاي علمي، عوامل موثر درخلاقيت و نوآوري به چهار دسته تقسيم شده، اين عوامل عبارتند از:
1) به کارگيري وجذب نيروهاي خلاق و نوآور به سازمان،
2) امکانات مناسب تحقيقاتي ومالي براي کوششهاي نوآورانه،
3) آزادي عمل کافي در انجام فعاليتها و تلاشهاي خلاق همچنين به کارگيري نتايج حاصل ازفعاليتهاي خلاق
4) دادن پاداش مناسب به افراد خلاق. درخاتمه ذکر اين نکته ضروري است که تبادل فرهنگي ميان سازمانها و در کنار هم قراردادن افراد محافظه کار و سنتي با افراد نوجو و ايجاد محيطي که در آن اطلاعات و نظرات به سهولت مبادله مي گردند همه تسهيلاتي است که مجموعه سازماني را به سوي نوآوري و خلاقيت سوق مي دهد.
مرکز توسعه کارآفريني
 
همت وكارمضاعف و خلاقيت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 10:03 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال

فرهنگ کار براساس ديدگاه هاي مختلفي مورد بررسي قرار گرفته است. آنچه به فرهنگ کار مشروعيت مي بخشد نظم پذيري جمعي، کار دلسوزانه و باورهاي عملي به ارزش کار يدي، فکري و سازگار شدن با شرايط، قواعد و رفتارهاي صنعتي و توليدي است. هدف از اين پژوهش بررسي فرهنگ کار و ارايه راهکارهايي براي ارتقاي آن بوده است. نتايج اين پژوهش حاکي از آن است که فرهنگ کاري بالا با بهره وري و عملکرد شغلي بهتر رابطه دارد و کساني که از فرهنگ کاري بالايي برخوردارند عملکرد شغلي آنان نيز بهتر است. 
مقدمه
فرهنگ کار به عنوان شيوه زندگي نقش بنيادي وزير بنايي در ارتقاي سطح پويايي جوامع دارد. در مقايسه با مفاهيمي همچون فرهنگ سازماني، فرهنگ عمومي و نظاير آن، مفهوم فرهنگ کار کمتر تعريف شده است. فراهم آوردن امکان تصميم گيري براساس عقل و درايت در تمام مراحل زندگي به ويژه از دوران کودکي از جمله بنيان هاي اصلي و تاثيرگذار در ايجاد و تقويت فرهنگ کار محسوب مي شود. بررسي هاي کارشناسان مسايل اجتماعي ايران نشان مي دهد که فرهنگ کار در ايران در مقايسه با جوامع پيشرفته در سطح پايين تري قرار دارد. اين در حالي است که در جهان پيشرفته با وقوف بيشتر به نقش استراتژيک نيروي انساني و نگر ش هاي آن به کار و توليد مفهوم فرهنگ کار از اهميت فزاينده اي برخوردار شده است. زماني که فرهنگ کار نهادينه گردد کار به عنوان يک ارزش تلقي شده و همه افراد جامعه در سطوح مختلف کار کردن را مسير توسعه موزون جامعه دانسته و از طريق درست کار کردن به توسعه اقتصادي کمک مي نمايند. 
مفهوم فرهنگ
فرهنگ از دو جزء «فر» و «هنگ» تشکيل يافته است. فر به معناي جلو و بالا آمده است و هنگ در زبان فارسي از ريشه اوستايي «تنگ» و به معناي کشيدن و وزن مي باشد. فرهنگ فارسي معين فرهنگ را به معناي علم، دانش و تدبير آورده است. در فرهنگ بزرگ سخن فرهنگ چنين تعريف شده است: «پديده کلي پيچيده اي از آداب، رسوم، انديشه، هنر و شيوه زندگي که در طي تجربه تاريخي اقوام شکل مي گيرد و قابل انتقال به نسل هاي بعدي است».
فرهنگ لغات و بستر فرهنگ را به عنوان مجموعه اي از رفتارهاي پيچيده انساني که شامل افکار، روش زندگي، گفتار، اعمال و آثار هنري که بر توانايي انسان براي بکارگيري و انتقال دانش به نسل ديگر اطلاق مي شود تعريف مي کند.
فرهنگ به عنوان يک اصطلاح فني در نوشته هاي انسان شناسان در اواسط قرن نوزدهم وارد شده است. هنگاميکه فرهنگ يک گروه يا جامعه شکل گرفت و به تدريج بهبود يافت افراد آن حوزه فرهنگي، کيفيت تمايلات، ذهنيات و رفتارهاي خود را با آن منطبق ساخته و به گونه اي رفتار خواهند کرد که هنجارها و ارزش هاي فرهنگي شکسته نشده و فردي غيرعادي شناخته نشوند.
با توجه مطالب فوق مي توان گفت: فرهنگ مجموعه اي از باورها، انديشه ها و تراوشات فکري بشر در طول تاريخ است که زمينه ساز و تداوم بخش رشد و تعالي انسان و شکل گيري هويتي خاص براي او بوده است. فرهنگ مجموعه اي تبادل پذير و به اشتراک گذاشتن از مجموعه داشته ها و پيشينه هاي جوامع انساني است که به عنوان سرمايه اي قابل انتقال از نسلي به نسل ديگر قابل بررسي است و در عين حال يکي از رايج ترين، پيچيده ترين و پرابهام ترين مفاهيم است. 
مفهوم کار
کار بخش اساسي زندگي است. ما انسان ها احتياجات مازاد زيادي داريم، مانند لباس، سرگرمي، سفر، تحصيل و ديگر امکاناتي که به آن ها عادت کرده ايم. کار جدا از موقعيت تکنولوژيکي آن قابل فهم نيست و در مقاطع تاريخي مختلف و فرهنگ هاي متفاوت شکل هاي مختلفي به خود مي گيرد. مقايسه کار کشورهاي پيشرفته و کشورهاي جهان سوم نشان مي دهد که نه تنها تکنولوژي کاملاً متفاوت است بلکه روش هاي انگيزه دهي و ارتباطات اجتماعي هم تغيير مي کند. همين امر نيز صدق مي کند اگر ما کار در جهان کنوني را با کار در انقلاب صنعتي، قرون وسطي و امپراطوري ساساني مقايسه کنيم کار داراي تعاريف چندگانه اي است. تعاريف زيادي از جانب متخصصان مختلف و با مکاتب فکري متفاوت ارايه شده است. در فرهنگ فارسي سخن کار چنين تعريف شده است: «آنچه از کسي سر مي زند، عمل و ديگر اينکه فعاليتي که شخص به طور روزانه به آن مشغول است و معمولاً بابت آن حقوق دريافت مي کند».
استفاده معمول و متداول واژه کار به کار بدني محدود مي شود ليکن اين يک معناي عام از واژه کار نيست. لذا هرگونه تعريف علمي از کار بايد شامل کوشش هاي فکري نيز بشود، زيرا در صنايع جديد مغزها به اندازه بازوها مورد احتياج است. لکن اين موضوع نبايد سبب شود که کارگران يدي در موقعيت پايين تري از لحاظ استفاده از نعم مادي موجود در جامعه قرار گيرند. کاربرد معمول و متداول کار به طور کلي محدود به موجود انساني است. ليکن تمام متخصصان کار را به يک شکل تعريف نکرده اند. آدام اسميت کار را بر طبيعت و انسان هر دو نسبت مي دهد و مي گويد «طبيعت همراه انسان زحمت مي کشد.
امروزه تمام متخصصان اقتصاد واژه کار را عملاً محدود به کار انسان مي دانند. بعضي متخصصان اصطلاح کار را براي کوشش هاي دشوار و پرزحمت به کار مي برند و هر نوع کوششي که خوشي ايجاد کند يا به خاطر لذتي صورت گيرد کار نمي دانند. اقتصاددان انگليسي (William Stanley Jevons) معتقد است که کار هر نوع تلاش دشوار مغز يا بدن است که به طور جزيي يا کلي با توجه به سود آينده صورت مي گيرد. به هر حال مفهوم جديد اين است که هر کوششي نيازي را ارضاء نمايد يا فايده اي را ايجاد کند کار مولد بايد حساب آيد، مانند کار هنرپيشه، قاضي، زارع و نويسنده. مسلماً هر نوع کوشش انسان که منظور آن تحصيل مزد باشد کار ناميده مي شود ليکن هر کاري مولد نيست. يعني چيزي توليد نمي کند يا در خدمت توليد قرار نمي گيرد. به هر صورت کار است ليکن کار مولد نيست. در زير چند تعريف از کار ذکر مي گردد.
کار يکي از عوامل توليد که تمام فعاليت هاي اقتصادي انسان، اعم از فکري و يدي، تخصصي و غيرتخصصي براي توليد ثروت را در برمي گيرد.
کار مي تواند به عنوان انجام وظايفي تعريف شود که متضمن صرف کوشش هاي فکري و جسمي بوده و هدفشان توليد کالاها و خدماتي است که نيازهاي انساني را برآورده مي سازد. شغل يا پيشه کاري است که در مقابل مزد يا حقوق منظمي انجام مي شود. کار در همه فرهنگ ها اساس نظام اقتصادي است که شامل نهادهايي است که با توليد و توزيع کالاها و خدمات سر و کار دارند. 
مفهوم فرهنگ کار
فرهنگ کار را بايستي مقوله اي پويا دانست که در جريان صنعتي شدن روند تکاملي خود را طي مي نمايد. عصاره فرهنگ کار چگونگي توليدات ملي و ميزان آن مي باشد که خود بر رفاه اجتماعي اثر مي گذارد و توليد به نوبه خود بر فرهنگ کار و روابط اجتماعي اثر شاياني دارد.
فرهنگ کار از فرهنگ سازماني نشات مي گيرد. فرهنگ سازماني پديده مبهمي است. براي تصميم گيري درباره فرهنگ سازمان و فرهنگ کار تشخيص و تفکيک باورهاي راهنماي بنيادي از باورهاي روزمره ضروري است. در سازمان باورهاي راهنماي عالي زمينه ايجاد باورهاي عملي و واقعي کار و زندگي را فراهم مي آورند. باورهاي راهنما به دو دسته تقسيم مي شود: باورهاي بروني مربوط به نحوه رقابت و نحوه هدايت کسب وکار و باورهاي دروني که در خصوص نحوه مديريت و هدايت سازمان است در ايران اصطلاح فرهنگ کار بارها از سوي افراد بکار رفته، ليکن تعريف مشخصي از آن داده نشده است. چنانچه به اختصار فرهنگ را مجموعه ارش ها، باورها و دانش هاي مشترک و پذيرفته شده يک گروه دانسته و کار را فعاليت هاي اقتصادي منجر به ارزش افزوده در نظر بگيريم فرهنگ کار عبارت است از: مجموعه ارز ش ها، باورها و دانش هاي مشترک و پذيرفته شده يک گروه کاري در انجام فعاليت هاي معطوف به توليد و يا ايجاد ارزش افزوده به کلام ديگر اينکه، در وجود کارکنان يک سازمان چه ارزش ها و نگرش هايي دروني شده و مورد پذيرش جمعي قرار گرفته است، فرهنگ کاري حاکم بر آن سازمان يا گروه را تبيين مي کند. براساس اين رويکرد مي توان فرهنگ سازماني را به عنوان پديده عامل تري در نظر گرفت که بخشي از آن مربوط به چگونگي انجام کار بوده و به آن فرهنگ کار گفته مي شود. بر اين اساس هنگاميکه فرهنگ کار در يک سازمان يا جامعه ضعيف ارزيابي مي شود اين بدين معنا است که کارکنان به انجام کار مفيد و مولد تمايل نداشته و در نتيجه فعاليت هاي آن ها از راندمان و اثربخشي کمتري برخوردار است و منابع به کار گرفته شده حداکثر بازده ممکن را نخواهد داشت. 
عوامل تعيين کننده فرهنگ کار
سوال اساسي اين است که چه عواملي يا مولفه هايي فرهنگ کار را تشکيل مي دهد؟ بطور کلي عوامل بسياري در شکل دادن به فرهنگ کار موثر هستند نظير عوامل جغرافيايي، محيطي، اقتصادي و اجتماعي. در ادبيات موضوع به مواردي نظير ميزان آمادگي و توان کاري نيروي انساني، تسلط کارکنان بر ماهيت شغل، ميزان حمايت سازمان از کارکنان، ميزان انگيزه و تعهد کارکنان به کارفرما، سازمان و مديران، کيفيت ارايه بازخوردها، ميزان اعتبار و تطابق تصميمات با قوانين سازماني، نگرش ها و روحيه کار جمعي، اخلاق کاري و غيره اشاره شده است. در کل نه عامل را مي توان برشمرد. اين عوامل خود معلول شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي حاکم، نظم شخصيت، نظام مديريت و سازمان کاري است. اين نه عامل عبارتند از:
1) احساس مفيد بودن سازماني.
2) تصوير ذهني از استعداد کاري خود.
3) نگرش مثبت به کار.
4) ميزان پذيرش تغييرات و روش هاي کاري جديد.
5) نظام فرهنگي حاکم بر جامعه.
6) ميزان وضوح نقش ها و روش هاي کار.
7) ميزان عدالت سازماني.
8) ارزش هاي کار (دروني و بروني).
9) برخورداري از ميزان وجدان کاري بالا. 
ويژگي هاي کار
کار داراي ويژگي هاي متعددي است که در زير به مهمترين آن ها اشاره مي شود:
دايمي و هميشگي بودن کار. 
به توليد کالا و خدمات مي انجامد. 
دستمزدي براي آن در نظر گرفته مي شود. 
به برقراري تعالي جسماني و حفظ سلامت روحي و بدني انساني منجر مي شود. 
موجب تقويت روابط اجتماعي و ارضاي نيازهاي اجتماعي افراد مي گردد. 
به تزکيه نفس و جلوگيري از مفاسد اجتماعي و اخلاقي منجر مي گردد. 
وسيله اي براي اندازه گيري نقاط قوت و ضعف انسان ها است. 
راهکارهايي جهت ارتقاء فرهنگ کار
بدون شک براي تجزيه و تحليل و ارتقاء فرهنگ کار در هر سطحي شناخت عوامل موثر بر ارتقاء فرهنگ کار امري حياتي است. روابط متقابل ميان کار، سرمايه و محيط اجتماعي سازمان به شکلي که آن ها در يک مجموعه کاملي متوازن و هماهنگ کردن حايز اهمت است. بهبود فرهنگ کار به اين امر بستگي دارد که ما چگونه عوامل اصلي سيستم اجتماعي- توليدي را مشخص مي کنيم و به کار مي بريم. اصولاً ارتقاء فرهنگ کار تحت تاثير عوامل متعددي است که در يک طرف آن فرهنگ، ساختار اجتماعي، سياسي، فني، مديريتي جامعه و در طرف ديگر آن ساختار طبيعي و اقليمي وجود دارد.
عوامل موثر بر ارتقاء فرهنگ کار عبارتند از:
1) فرهنگ محيط کار مطلوب
يکي از جلوه هاي فرهنگ کار اين است که ساعات کار مفيد کارکنان افزايش يابد. براي بالا بردن ساعات کار مفيد کارکنان لازم است بر عملکرد کارکنان به شکل منطقي مديريت شود. يعني با اندازه پذير کردن عملکرد، زمينه هاي عملکرد نامطلوب و خلاهاي کاري از بين خواهد رفت. يکي از جنبه هاي ضعيف بودن فرهنگ کار بيکاري پنهان کارکنان است که خود منشاء بروز بسياري از نارسايي ها و مشکلات سازماني است. با ساز و کارهاي عملياتي زير مي توان به ارتقاء ساعات مفيد کار و تقويت فرهنگ کار کمک کرد. 
ارزيابي عملکرد کارکنان و مشخص شدن کار مفيد از غيرمفيد. 
شناسايي و کنترل گلوگاه هايي که در آن بيکاري پنهان وجود دارد. 
اندازه پذير ساختن ساعات کار مفيد از طريق شاخص سازي. 
تشويث موثر کساني که ساعات کاري مفيد داشته اند. 
تفويض اختيار به کارکنان و مسيوليت خواهي در قبال کار.
تدوين برنامه هاي مشخص کاري براي کارکنان.
 آثار فرهنگ کار >
مجموعه نگرش ها و ارزش هاي پذيرفته شده کارکنان در مورد مقوله کار مي تواند به آثاري منجر گردد که در دو وضعيت مثبت و منفي (فرهنگ کاري ضعيف و قوي) پيامدهاي زير را به دنبال خواهد داشت.
شکل 1- آثار فرهنگ کار مثبت (قوي) شکل 2- آثار فرهنگ کار 
بحث و نتيجه گيري
براي حرکت شتابنده به سمت شکوفايي اقتصادي، حمايت از فرهنگ کار مطلوب و مثبت مورد نياز است. لذا وضعيت فرهنگ کار بايستي از طريق دخالت در عوامل شناخته شده فرهنگ کار متحول گردد و گرايش ها، بينش ها و دانش لازم نسبت به کار در جامعه و سازمان ها ايجاد شود. براي تحول و ارتقاي فرهنگ کار استفاده و توجه به شاخص ارزش هاي دروني و بيروني کار توصيه مي گردد. در واقع به رغم پاره اي از نظرات موجود در جامعه هنوز کار به عنوان پديده اي ارزشمند تلقي شده و جا دارد تا از اين نگرش به عنوان يک فرصت براي تحول استفاده شود. نکته قابل تحمل آنکه مديران سازمان ها نقش خطيري در تحول فرهنگ کار بر عهده دارند. اين درست نيست که تا فرهنگ کار در کل جامعه اصلاح نگردد تغيير در فرهنگ کاري يک سازمان معني نداشته باشد. تجربه سازمان هاي موفق در کشور نشانگر آن است که به رغم تاثير عوامل محيطي، امکان بسياري از تحولات مثبت در درون سازمان ها وجود دارد و اين تحولات خود مي تواند بسترساز تحولات وسيعتري در کل جامعه باشد. فرهنگ کار و نظم پذيري در سازمان ها زمينه هاي استفاده مفيد و موثر از منابع انساني و مادي را فراهم مي سازد و آثار مطلوبي در بعد بهره وري و کسب مزيت رقابتي دارد. براي ارزشي کردن توليد و سودآوري، گريزي نيست جز اينکه در سازمان و جامعه فرهنگ کار رواج پيدا کند.
فرهنگ کار بدون کار مفهومي ندارد. کار کردن و فرهنگ کار بايستي نهادينه شود تا از اين طريق بتوان بنيادهاي فرهنگ کار را بنا نهاد و در جهت تقويت آن گام برداشت. فرهنگ کار به معناي پذيرش اصول، الگوها، رفتارها و قواعد صنعت توليد است که با اعمال ساز و کارهايي بايستي آن را ايجاد، مراقبت و کاربردي کرد. بدون ترديد ساختار اقتصادي جامعه بر فرهنگ کار موثر است. بديهي است در شرايطي که سودهاي سرشاري در گروه کثيري از مشاغل که نتيجه تغيير در ساختار اقتصادي و اجتماعي جامعه هستند وجود دارد و توزيع درآمد به ضرر دارندگان عامل توليد، کار و به نفع دارندگان عامل سرمايه تغيير مي يابد فرهنگ کار سست و متزلزل خواهد شد. زماني که نرخ تورم بالا به صورت پايدار در اقتصاد جوامع وجود دارد و به علت عدم قابليت انعطاف مزد با شرايط دايماً در حال تغيير- هزينه جبران خدمات کاري روز به روز کاهش مي يابد- نبايد انتظار روحيه و اخلاق کاري بالا را داشت. کارشناسان مسايل نيروي کار براي مشخص کردن ويژگي هاي نيروي انساني با کيفيت بالا اعتقاد دارند از جمله کيفياتي که بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد مي توان احساس تعهد، حساسيت و وفاداري نسبت به سازمان، مهارت هاي ارتباطي خوب، توانايي هاي مشارکتي، تعهد اجتماعي، مهارت هاي فني و پذيرش تغيير را نام برد. قبل از هر چيز مي توان گفت نيروي انساني اي که از کيفيت بالا برخوردار است رفتار مولد دارد. تنها رفتار شغلي کارگر، مهندس يا مدير است که عملاً سبب مي شود تا کارها با مولديت بيشتر يا کمتر انجام گيرد. اين رفتار به نوبه خود نتيجه ترکيبات پيچيده اما کاملاً متمايز ويژگي هاي فردي، سازماني و غيره است. مانند: نگرش به کار، دانش، مهارت و فرصت ها. بنابراين به منظور تغيير رفتار نيروي کر و مولدتر ساختن آن بايستي روش متوازن و هماهنگ بر ويژگي هاي فوق در پيش گرفت. انگيزه، هم پايه و هم معيار نهايي موفقيت در يک سيستم مديريتي است. در واقع تحرک بخشيدن، هدايت و کنترل تمايل افراد براي کار اهميت حياتي در پيشرفت ملت ها دارد. کار نقش کليدي در توازن بخشيدن به ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي جامعه دارد. مي توان گفت تمام پي آمدهاي ديگر زندگي بشر به کار بستگي دارد. از اين رو دوام يک سيستم اجتماعي و يک تمدن براساس قدرت آن در حفظ و هدايت تمايل به کار در جهت هدف هاي مطلوب قرار دارد. در نهايت آنکه فرهنگ کار اگر چه در بسياري از عوامل سازماني به ويژه توليد و سودآوري موثر است، ليکن خود در حالت رونق و توليد ارتقاو مي يابد و تقويت مي گردد.

همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 9:56 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف و اقتصاد
اسلام عوامل مختلفي را در توسعه اقتصادي دخيل مي داند و مسلمانان را به سوي آن عوامل تشويق مي كند:
 
 
 
الف: اهتمام به علم و دانش: يكي از مهمترين عوامل توسعه اقتصادي، اهتمام به علم و دانش و تفكر و تعقل مي باشد. قبل از شروع بحث توجه به اين نكته ضروري است كه چرا همواره گروهي از غربي ها آگاهانه يا ناآگاهانه سعي شان بر اين است كه علم و دين را مخالف يكديگر قلمداد كنند. شهيد مطهري در اين زمينه مي گويد: ( دو طبقه از طبقات مردم كوشش كرده اند كه دين و علم را مخالف يكديگر جلوه دهند: يكي طبقه متظاهر به دين ولي جاهل كه نان دين داري مردم را مي خورده اند و از جهالت مردم استفاده مي كرده اند، اين دسته براي اين كه مردم را در جهل نگه دارند و ضمنا به نام دين پرده روي عيب خودشان بكشند و با سلاح دين دانشمندان را بكوبند و از صحنه رقابت خارج كننده مردم را از علم به عنوان آنكه با دين منافي است مي ترسانده اند. يكي هم طبق تحصيل كرده، دانش آموخته، ولي پشت پا به تعهدات انساني و اخلاقي زده. اين طبقه نيز همين كه خواسته اند عذري براي لاقيدي هاي خود وكارهاي خود بتراشند به علم تكيه كرده و آن را مانع نزديك شدن به دين بهانه كرده اند.
 
طبقه سومي هم هميشه بوده و هستند كه از هر دو موهبت بي بهره اند و هيچ گونه تنافي و تضادي احساس نمي كرده اند.»
 
نكته مهم اين است كه نظام علمي و آموزشي هر جامعه، نقش تعيين كننده اي در بهره وري آن جامعه دارد, هر چه نظام آموزشي و سطح دانش افراد جامعه افزايش يابد به همان نسبت كارآيي ها و مهارت ها بالا رفته و نرخ بهره وري افزايش خواهد يافت. در اسلام مساله آموزش از دوران كودكي و حتي جنين شروع و تا آخرين لحظات عمر تداوم مي يابد.
 
 
 
ب: تاكيد بر كار و كوشش: در فرهنگ اسلام كار جان مايه حيات آدمي و بزرگ ترين سرمايه سازندگي و اساس سعادت دنيا و آخرت است.
 
در روايات درباره نيروي كار به دونكته بسيار مهم اشاره و تاكيد شده است مانند «ان الله يحب المحترف الامين» يعني خداوند انسان حرفه اي و امين را دوست دارد و چنين انساني يعني كسي كه اثر مهارت و فناوري در او ديده مي شود مي تواند نيازهاي جامعه را بر طرف سازد.
 
 
 
ج: اتقان در عمل: زماني كه افراد يك جامعه به انجام درست و استوار كارها عادت كنند و همواره در فكر بالا بردن كيفيت كار يا خدمت باشند ديگر در برابر ساير كشورها حالت خودباختگي و احساس حقارت نخواهند داشت. زيرا وجود روحيه كار و تلاش همراه با ابتكار و نوآوري در راه پيشرفت و ترقي باعث رفع نيازهاي اقتصادي آنان مي گردد.
 
توجه به اين نكته ضروري است كه فرهنگ اصيل اسلامي كه مستند به وحي الهي و سخن پيشوايان معصوم مي باشد مملو از عناصر مساعد براي توسعه است، بديهي است اگر مسلمانان از لحاظ ذهني، روان شناسي، اجتماعي و رفتاري مناسب و هماهنگ با اين فرهنگ باشند به خوبي مي توان از آن بهره گرفت و به سوي توسعه مطلوب و مورد نظر اسلام حركت كرد
 
همت وكارمضاعف و اقتصاد




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 9:49 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه وقف
وقف در لغت به معنای ایستادن یا به حالت ایستاده ماندن و آرام گرفتن است [1] . و در اصطلاح فقهی، عقدی است که ثمرۀ آن حبس کردن اصل، و رها کردن منفعت آن است. [2]  
  به عبارت دیگر؛ « حبس کردن چیزی از طرف مالکش به وجهی از وجوه، به نحوی که فروش آن ممنوع باشد، به ارث منتقل نگردد قابل هبه نباشد، فروخته نشود و به رهن و اجاره و عاریت و از این قبیل داده نشود. و صرف کردن آن مال در جهتی که واقف تعیین کرده است» [3]
 
اقسام وقف:
  وقف به اعتبار موقوف علیه به عام و خاص تقسیم می شود.
 وقف عام، وقفی است که مقصود از آن امور خیریه است و مخصوص دسته و طبقه معینی نیست مانند وقف بر فقرا، وقف بر طلّاب  و مدارس و مساجد، و مقابل آن وقف خاص است و آن وقفی است که مخصوص دسته معین و خاصی است، مانند وقف بر اولاد یا افراد و یا طبقه ای خاص از مردم [4] .
 
الف ـ نگاهی به وقف در قبل از اسلام:
  هر چند قبل از اسلام وقف به معنای دقیق کلمه وجود نداشت ولی انواعی از تخصیص اموال و املاک به معابد و امور خیریه و افراد وجود داشته که از جهاتی شباهت هایی با وقف داشته اند. از جمله در بخشی از کتاب دانیال نبی که به زبان آرامی است چنین آمده است: «گناهان خود را به (صیدقا) و خطایای خود را بر احسان نمودن بر فقیران فدیه بده» [5] ، اما شافعی در رساله الإمام ، جلد سوم، ص 275، می گوید: تا آنجا که دانسته ام مردم جاهلیت خانه و زمینی را برای خدا حبس نکرده اند و حبس تنها از طرف مسلمین صورت گرفته است.
   دکتر الکبیسی در فقد بیان امام شافعی می گوید: ظاهر کلام وی چنین می رساد که مفهوم انواع حبس در میان امت های پیش از اسلام به طور کلی ناشناخته بوده، ولی این معنی حقیقت ندارد زیرا حبس پیش از اسلام نیز معروف بوده گرچه به نام حبس یا وقف نامیده نمی شده است [6] . امت ها با اختلاف ادیان و معتقداتشان با انواعی از تصرفات مالی آشنا بودند که از حیث مفهوم دور از حدود معنای وقف اسلامی نبود...اوقاف ابراهیم خلیل (ع) که تا امروز نیز باقی است خود بهترین دلیل است بر وجود وقف قبل از اسلام [انفع الوسائل  فی تجرید المسائل (الطرسوسیه)، تألیف نجم الدین الطرسوسی، متوفای 758 هـ. ص 168] [7] و نیز هنگام  فتح شوش در بقعه دانیال نبی سندی به دست آمد که به موجب آن گنجی برای پرداخت وام های بدون ربح اختصاص یا فقه بود و خلیفه دستور داد که گنج به دست آمده به بیت المال منتقل شده، طبق دستور مندرج در سند عمل شود [8]  
                       
ب ـ وقف در قرآن
  در قرآن مجید آیه ای که بر وقف و احکام فقهی آن صراحت داشته باشد وجود ندارد، ولی می توان از باب اولویت با آیات مربوط به «احسان و انفاق»، «قرض الحسنه»، «تعاون» و «صدقه» به جواز و بلکه جهان و استحباب وقف استدلال کرد؛ از جمله آیاتی که به طور عموم بر انجام خیرات و تشویق و تحریض آنها دلالت دارد، آیه 92 از سوره آل عمران است که می فرماید:
«لن تنالُوا البرَّ حتّی تُنفقوا من شیءٍ فإنّ الله به علیم» [9]
 
  شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصان خدا نخواهید رسید، مگر آن که از آنچه دوست می دارید و بسیار محبوب است در راه خدا انفاق کنید «هرچه انفاق کنید خدا بر آن آگاه است». و نیز آیه 46 از سوره کهف که می فرماید:
«المالُ و البَنونَ زینةُ الحیاةِ الدنیا و والباقیات الصالحات خیرٌ عند ربک ثواباً خیرٌ اَملاً» [10] ؛
 
 مال و فرزندان زینت حیات دنیاست و (لیکن) اعمال صالح که تا قیامت باقی است ( مانند نماز و تهجد و ذکر خدا و صدقات جاری چون بنای مسجد و مدرسته و موقوفات و خیرات در راه خدا) نزد پروردگار بسی بهتر (عاقبت) آن نیکوتر است.
   برای نگرش به مقام«وقف» در قرآن کریم بایستی آیات شریفه ای که بر «انفاق، احسان، عمل صالح، خیرات، مبرات،...باقیات صالحات، ایثار،...صراحت دارد در نظر گرفت و از طرفی مبارزه بی امان وحی الهی را با «کنز مال، تکاثر، تفاخر، استکبار سرقت، طغیان، کسب حرام، حب مال، راندن قهر آمیز یتیم، پرخاش برسائل و ...را با تعمیقی وسیع از سه علم و ایمان بنگریم. 
  
ج ـ وقف در سنت:
  دومین منبع از معارف اسلامی سنت است که شامل قول، فعل و تقریر پیامبر اسلام (ص) و نیز ائمه اطهار علیهم السلام می شود. در حدیث مشهوری از رسول اکرم (ص) آمده است که می فرماید:
«هرگاه فرزند آدم بمیرد عمل او قطع می شود مگر از سه چیز، صدقه جاریه (وقف) عملی که از آن سود برده شود و فرزند صالحی که برای او دعا کند» [11] .
 
  از نظر عملی نیز، پیامبر (ص) در این امر خیر، مانند سایر کارهای نیک، معلم بشریت بودند، چنانکه در تاریخ آمده است: پیغمبر اکرم (ص) زمینی را وقف کرد و منافع آن را برای ابن السبیل صدقه قرار داد. [12] همچنین مردی یهودی به نام «مخیرق» که در جنگ اُحد مسلمان شده بود، همراه لشکر اسلام در جنگ با مشرکین شرکت کرد، هنگامی که به سوی اُحد حرکت می کرد وصیت کرد که اگر من مُُردم هفت قطعه باغهای من مال رسول الله (ص) باشد. (مخیرق در آن جنگ کشته شد) و آن هفت باغ از همان تاریخ یعنی از سال سوم هجرت به ملک رسول خدا (ص) در آمد و آن حضرت نیز در آن تصرف کردند و کارگران پیامبر اکرم (ص) باغ ها را اداره می کردند، تا سال هفتم هجرت کار بدین قرار گذشت و در همان سال آن حضرت باغها را وقف کردند، این باغ ها وقف خاص یعنی وقف بر فاطمه (س) دختر پیغمبر (ص) بود. امام سجاد (ع) فرموده: پس از درگذشت رسول خدا (ص) عباس با فاطمه (س) در تصرف حوائط سبعه مخاصمه کرده امیر المؤمنین  و دیگر کسان گواهی دادند که حوائط بر فاطمه (س) وقف است. [13] حضرت فاطمه (س) هنگام شهادت وصیت نامه ای در مورد این باغها تنظیم و تولیت این وقف را که شرعاً در دست او بود به امیر المؤمنین  و حسنین (ع) واگذار کرد، متن این وصیت نامه به نقل از امام باقر (ع) در کتاب وسائل الشیعه آمده است [14] .
  موقوفه های رسول اکرم تنها منحصر در این هفت باغ مذکور نبود بلکه در کتب تاریخ زمین های دیگری را به نام صدقات رسول الله (ص) ذکر کرده اند. [15]
 
د ـ وقف در زندگی اهل بیت (ع):
ائمه (ع) با تأسی از پیغمبر اسلام و حضرت زهرا (س) و به عنوان امام و رهبر و معلم جامعه مسلمین اهتمام زیادی در گسترش فرهنگ وقف در جامعه داشته اند، با قول وصل و تقریر خود این اقدام خدا پسندانه را مورد ترغیب و حمایت قرار می دادند. در مقام عمل نیز ائمه (ع) به فراخور توانایی مالی که دانسته اند و مصلحتی که تشخیص می دادند اقدام به وقف اموال خود می نمودند. در میان ائمه (ع) حضرت امیر (ع) بیشترین موقوفه ها را داشته اند.
در مناقب ابن شهر آشوب آمده است که «علی (ع) در "ینبع" صد چشمه در آورد و برای حاجیان خانه خدا وقف فرمود و چاه هایی در راه کوفه و مکه حفر کرد و مسجد فتح را در مدینه و مسجدی را در مقابل قبر حمزه و در میقات و کوفه و بصره و آبادان بنا کرد» [16]
وقف نامه های متعددی از حضرت امیر (ع) به یاگار مانده که به جهت اختصار از ذکر آنها صرف نظر می کنیم [17] .
با توجه به اهتمام زیاد شخص رسول خدا (ص) و جانشینان آن حضرت به مسأله وقف می توان به جایگاه و نقش وقف در پویایی اسلام پی برد که پویای دین اسلام به زنده ماندن شعائر و احکام اسلامی و برخورداری پیروان آن از امنیت روحی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... است.
 
1.    نقش وقف در تأمین اجتماعی:
فقر یکی از موانع عمده پیشرفت و سعادت انسان و به فعلیت رسیدن قوه ها و استعدادهایی است که خداوند متعال برای نیل انسان به کمال مورد نظر: (که غرض آفرینش انسان بوده است) به او داده است. یکی از جاهایی که «وقف» می تواند به طور فعّال وارد عمل شود و موانع سعادت و به فعلیت رسیدن استعدادهای انسان را برطرف کند، در بیان محو فقر و در نتیجه تأمین اجتماعی می باشد. مطالعه اجمالی تاریخ وقف این حقیقت را روشن می کند که نخستین انگیزه های واقفان برای مبادرت به وقف، نابودی فقر و محرومیت از جامعه مسلمین بوده است چنان که در تاریخ آمده است. قطعه زمینی از اراضی خیبر به عُمر رسید، عمر به حضور پیامبر (ص) شرفیاب شد و کسب تکلیف کرد. پیامبر (ص) فرمودند: می توانید اصل آن را صدقه بدهید که فروخته نشود، بخشیده نشود و به ارث منتقل نگردد. و عمر چنین کرد و عواید آن را برای فقرا، خویشاوندان، بردگان، در راه خدا مهمان و ابن سبیل قرار داد. [18] و نیز در وقفنامه حضرت امیر (ع) بعد از حمد و ستایش خداوند متعال آمده است:
«علی ، عبدالله و امیرمؤمنان، دو مزرعه ابن نیزر و بغیبغه را برای فقرای مدینه و ابن سبیل صدقه قرار داد، تا خداوند روز قیامت چهره او را از حرارت آتش مصون دارد. فروخته نمی شود، بخشیده نمی شود، تا به دست وارث هستی  (خدا ) برسد» [19] .
 
به همان میزان که وضع مالی مسلمین بهبود پیدا می کرد در موقوفات هم از جهت کمّی و کیفی گسترش و تغییراتی حاصل می شد، به طوری که از تاریخ بدست می آید، در صدر اسلام، علاوه بر این که تعداد موقوفات معدود بوده، بیشتر برای رهایی فقرا از وضع سخت معیشتی آن زمان اختصاص داده شده است و به تدریج با فتوحات مسلمین و گسترش سرزمین های اسلامی و با سرازیر شدن ثروت کشورهایی مانند ایران، یمن و عراق و ... به بیت المال وضع زندگی مسلمانان بهبود پیدا کرد و همراه با آن فرصت بیشتری برای پرداختن به مستحباتی همچون «وقف» حاصل شد. و اکنون پس از چهارده قرن همچنان بهترین سیستم تأمین اجتماعی است که با استفاده از حسن نیکوکاری و وعده ثروت در آخرت در بین مردم رواج دارد بدون اینکه هزینه ای برای بیت المال مسلمین داشته باشد.
 
2.    نقش وقف در تأمین بهداشت و درمان
از آن جا که طب و درمان یکی از نیازهای همیشگی به شمار می رود، واقفان به این امر همت گماشته، بیمارستانهایی را برای مسلمین وقف کردند. در حدود قرن چهاردهم هجری در بغداد، خوزستان، موصل، بصره و نیشابور بیمارستانهایی وجود داشت که این بیمارستان ها مرکز تعلیم و تعلّم طب بود. مخارج این بیمارستان ها معمولاً از درآمد موقوفاتی بود که برای آنها قرار داده بودند، و افرادی هم نیروی فکری و بدنی خود را وقف بیماران می کردند. [20] ناصر خسرو قبادیانی، اندیشمند قرن چهارم هجری بیمارستان بیت المقدس را چنین توصیف می کند: «وبیت المقدس را بیمارستانی نیک است و وقف بسیار دارد، و خلق بسیار دارد، و شربت دهند و طبیبات باشند که از وقف مرسوم بسیار دارد» [21]
شیخ فضل الله همدانی، از مشاهیر اسلام، نیز املاک و درآمدهای فراوانی را وقف مردم کرد، از آن جمله موقوفات ربع رشیدی [22] (در تبریز) بودکه در آنجا و مراحل و شرایطی برای تحصیل علم طب در این موقوفه حکمفرما بود: «شرط می رود که طبیبی حاذق ملازم آن باشد و رعایا را مداوا کند...و باشد که آن طبیب قادر باشد که درس طب دهد و متعلّم را همواره درس گوید...» [23]
 
3.    نقش وقف در گسترش علوم و فنون
از قرن دوم هجری مسلمین یکه تازان و طلایه داران علوم و فرهنگ جهان بوده اند. نوابغی که در طول سده دوم تا نهم هجری در قلمرو اسلامی ظهور کرده اند، بی شمارند. لذا قسمت عمده ای از موقوفات در آن دوره از تاریخ تمدن اسلامی به رشد شاخه های مختلف علوم اختصاص یافت؛ املاک و ثروتها یکی پس از دیگری وقف احداث مدارس، دانشگاه ها و بیمارستان ها می شد [24] .
جرجی زیدان می گوید: «نظام الملک اولین کسی بود که در اواسط قرن پنجم هجری به واسطه تأسیس مدارس در ممالک اسلامی شهرت یافت و در بغداد و اصفهان و نیشابور و هرات و غیره مدارس ساخت، و همه این مدارس، به خصوص مدرسه بغداد به نام وی «مدرسه نظامیه» خوانده می شد. نظامیه بغداد در سال 457 هجری به امر نظام الملک و به دست ابو سعید صدفی در کنار دجله بنا شد و بازارها و کاروان سراها و ده ها در اطراف دور و نزدیک مدرسه خریداری و وقف مدرسه گردید، به طوری که هزینه آن به شصت هزار دینار رسید. این مدرسه از مراکز مهم علمای اسلام گشت و رجال بزرگی از آن مدرسه بیرون آورند» [25]
کتابخانه های مهمی نیز در این تأسیس گردید و در اختیار عموم گذارده شد که نخستین کتابخانه عمومی را خلفای عباسی در بغداد دایر کردند و آن را بیت الحکمة نامیدند و کتابهای مختلف علمی را در آن جمع کردند. پس از تأسیس بیت الحکمة دیگران هم در بغداد کتابخانه دایر کردند. از آن جمله کتابخانه شابور ابن اردشیر، وزیر بهاءالدوله در سال 381، است که آن را وقف کرد و بیش از ده هزار جلد کتاب داشت و بیشتر کتاب های آن به خط دانشمندان مهم بود و غالباً مؤلفین یک نسخه از تألیفات خود را وقف آن کتابخانه می کردند. [26]
 
4.    نقش وقف در تألیف قلوب مردم:
به طور کلی اسلام مکتبی است اخلاقی که با هدف پایه گذاری و رشد ارزش های اخلاقی در میان مردم به بشریت ارزانی شده است. این مطلب را می توان به راحتی از اوامر و نواهی قرآن کریم و دستورات رهبران دینی دریافت، اگر نماز و روزه و حج و جهاد و ...واجب شده است در ورای آنها به ارزش های اخلاقی است که نتیجه و اثر به جا آوردن آن اعمال می باشد و اگر زنا و قمار و دزدی و شراب و ...حرام شده است به لحاظ در پی داشتن مفاسد اخلاقی  ـ اجتماعی است. به این معنا در بسیاری از آیات قرآن و روایات معصومین اشاره شده است، از جمله خداوند در آیه 9 سوره نحل می فرماید:
«انّ الله یأمر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنکر و البغی یعظُکم تذکّرون» [27]
«خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد، و از فحشاء و منکر و ظلم و ستم نهی می کند، خداوند به شما اندرز می دهد شاید متذکر شوید.»
 
  هدف از خلقت انسان نیز یک هدف اخلاقی می باشد آن گونه که قران می فرماید:
«و ما خلقتُ الجنّ و الإنس الّا لیعبدون» [28]
و جن و انس را خلق نکرده ام، جز برای اینکه مرا عبادت کنند
 
   پیغمبر اکرم (ص) نیز هدف از بعثت خود را اتمام و کامل کردن ارزش های اخلاقی اعلام می فرماید، حتی دستورات و قوانین اقتصادی اسلام در نهایت یک هدف اخلاقی را تعقیب می کند، پرداخت مالیات هایی مانند خمس و زکات و ... هر چند از یک طرف اثرات اقتصادی مانند رفع فقر و محرومیت از جامعه و تعدیل ثروت و امثال اینها را دارا می باشد، ولی از طرف دیگر از ابعاد مختلف باعث رشد و کمال انسانها و جامعه مسلمین شده ، اُلفت مسلمانان و حتی غیر مسلمانان را در بر دارد. انفاقات هم در همین راستا می باشند که بارها در قرآن و سخنان رهبران دین مورد تاکید قرار گرفته است. وقف نیز به عنوان شکلی خاص از انفاقاتن و صدقات و به عنوان صدقه ای که جاریه است و همیشه استمرار دارد، به نوبه خود سهمی بزرگ در فقر زدایی و محرومیت زدایی و نیز در تألیف قلوب به عهده دارد. با بررسی اجمالی در احکام وقف می توان دریافت که وقف به معنی واقعی کلمه «جهان شمول» است و نه تنها از چار چوب ملیت فراتر رفته بلکه مرزهای عقیده را نیز پشت سر گذاشته است؛ شارع مقدس به افراد خیّر و نیکوکار اجازه داده که با یک دید وسیع جهانی همه انسانهای محروم و محتاج از هر رنگ و نژاد و ملیت و حتی از هر عقیده و مرام و مسلک را در نظر داشته باشند و برای رفع نیازمندی های آنان اقدام کنند. به عنوان مثال جرجی زیدان مسیحی در کتاب تاریخ تمدن اسلامی می نویسد:
«...بیمارستانهای اسلامی در کمال نظم و ترتیب اداره می شد و بدون توجه به مذهب و ملیت و شغل همه بیماران با نهایت دقت معالجه می شدند [29] ..»
 
  اسلام وقف بر یهودیان و مسیحیانی را هم که در پناه اسلام به سر می برند، و حتی برای کسانی که از پدر و مادر غیر مسلمان متولد شده و اسلام آورده اند و سپس اسلام را کنار گذاشته اند (مرتد ملی)، بخصوص اگر وقف برای ارحام باشد، جایز دانسته است. امام خمینی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می فرماید:
«وقف بر ذمی و مرتد غیر فطری، به خصوص اگر خویشاوند باشد، ظاهراً صحیح است و اما صحت وقف بر کافر حربی و مرتد فطری محل تأمل است» [30]
 
  از طرف دیگر در واقف نیز مسلمان بودن شرط نیست، بلکه وقف کردن کافر نیز صحیح است. [31]
     بنابراین، اسلام از یک طرف با اعلام صحت وقف بر کافر حتی کافر حربی او را تشویق می کند که دست از دشمنی برداشته، نوید رحمت را در گوشش  زمزمه می کند و از اسلام چهره مهربانی تصویر می کند که حتی دشمنان خود را در آغوش محبتش جای می دهد.  و از سوی دیگر به کافر این امکان را می دهد. که با وقف اموال خود نیاز فطری و انسانی خود به احسان و نیکوکاری را ارضاء کند و خود را جدا از همنوعان خود احساس نکند، و تصور نکند که از جامعه طرد شده و امکان بازگشتش نیست. به نظر می رسد وقف با داشتن این احکام و این میدان وسیع می تواند یکی از مؤثرترین طرف تألیف قلوب مردم جهان باشد. و این نیست مگر در سایه زنده بودن احکام اسلامی و به برکت پویایی دین اسلام.
 
5. نقش و تأثیر وقف در فرهنگ سازی:
  وقتی به تاریخ موقوفات نظر می کنیم، بین وقف و شکوفایی تمدن اسلامی رابطه ای جدی و اساسی می یابیم؛ در تاریخ اسلامی، اولین واقف رسول خدا بود و اولین موقوفات به دست ایشان، مسجد قبا و مسجد النبی و حوائط سبعه (بُستان های هفتگانه) بود ماهیت این موقوفات نشانگر فرهنگی بودن وقف در نگرش اسلامی است. پس از پیامبر نیز هزاران مورد برای وقف اختصاص داده شده است (چه در کشورهای مختلف اسلامی و چه در کشورهای غیر اسلامی که مسلمانان در آنجا زندگی می کنند) نقش این موقوفات در فرهنگ و تمدن اسلامی، آنچنان گسترده است که برخی پژوهشگران با مطالعه تاریخ اسلام و فرهنگ و تمدن اسلامی دریافته اند که وقف در پنج زمینه کارکرد مثبت داشته و سبب رونق و پویایی دین مبین اسلام گردیده است. که عبارتند از ؛
 
الف ـ عبادت و معنویت: از عهد رسالت و توسط پیامبر اکرم (ص) اموالی به ساخت مسجد اختصاص یافت، موقوفاتی برای خدمات بر زائران حج وجود داشته و افرادی در راه مکه حتی چاه های آب حفر می کردند و آنها را وقف می نمودند و این مساجد که بخشی از تمدن اسلامی را تشکیل می دهند بر پایه وقف اداره می شده اند. [32]
 
ب ـ آموزش و پرورش: بعد از موقوفات عبادی، وقف زیادترین حجم موقوفات را تشکیل داده است، مدرسه ها ، کتابخانه ها، مکتب خانه ها، قرآن خانه ها و حدیث خانه های متعددی با اموال موقوفه ساخته یا اداره شده است. در میان موقوفات تعلیمی وقف کتاب و کتابخانه از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است ـ در جهان اسلام همواره چهار نوع کتاب خانه وقفی و چهارگونه کتاب وقفی وجود داشته است:
1. کتابخانه های مساجد مانند جامع میافارقین، ابوحنیفه بغداد، جامع الازهر قاهره، جامعِ نیشابور، مسجد نبوی که کتابخانه های وقفی بزرگی داشته اند [33]
2. مدارس و دانشگاه ها مانند مدرسه نظامیه، مدرسه مستنصریه و مدرسه ابو حنیفه؛
3. کتابخانه های مستقل مانند دارالعلم موصل، دارالعلم بغداد، دارالحکمة قاهره؛
4. کتابخانه های خصوصی عالمان و سیاستمداران  مانند کتابخانه خطیب بغدادی (463 ق) [34]
ج ـ جهاد و تبلیغ: نقش وقف در ساخت پادگان های نظامی، برج ها قلعه ها، خرید و ساخت اسلحه برای دفاع از امت اسلامی به گونه ای بوده که اساساً بدون این موقوفات، حفاظت از کیان مسلمانان امکان پذیر نبوده است.
د ـ عدالت و تأمین اجتماعی؛ اقشار کم در آمد یا فاقد در آمد و امکانات ضروری زندگی که به نام مستمند و فقیر شناخته شده اند، همواره وجود داشته است. در کنار اینان قشر مرفهی هم وجود داشته است. تدبیر شریعت اسلام برای ایجاد توازن اجتماعی وقف است.
عناوینی که در تاریخ اسلام گزارش شده عبارتند از: وقف خانه ایتام ، وقف نان و طعام ، وقف لباس و پوشاک، وقف محل مسکونی برای فقیران بدون مسکن، وقف غسل و کفن و دفن فقیران ـ وقف آب انبار ، وقف آب آشامیدنی و ...
 
هـ ـ پزشکی و درمان عمومی: بخشی از وقف صرف بیمارستان سازی، اداره بیمارستان ها و درمانگاه ها، تأمین هزینه های پزشکی و طبابت شده است. بیمارستان عضدالدوله بویهی در بغداد.بسیار بزرگ بود و امکانات فراوانی داشت که در سده چهارم به طریق وقفی ساخته شد. تأثیرات گسترده وقف در حوزه های پنجگانه، نشانگر این است که باید با اطلاع رسانی گسترده تر مردم را با این نهادام و زیر بنایی آشنا تر کرد و نقش مؤثر وقف در این حوزه ها را نشان داد.
 
و- پویایی فرهنگ: ساز و کار فرهنگ تا حد زیادی منوط به کارکرد وقف است. عدم معصیت در موقوف یکی از شرایط پذیرفته شدن وقف است مثلاً برای کارهای خلاف شرع نمی توان وقف کرد. وقتی شرایط و دیگر مباحث مرتبط با وقف را در فرهنگ اسلامی مطالعه می کنیم در می یابیم که شریعت برای وقف اهداف عالی و رسالتی زیر بنایی و اساسی و گسترده، در نظر گرفته است. به همین دلیل بود که نهادهای فرهنگی بزرگی در سرزمین های اسلامی مثل بیت الحکمه در دوره مأمون عباسی تاسیس و دایر شد.
خواجه نظام الملک با استفاده از اوقاف، مدارس نظامیه را در سراسر جهان اسلام گسترش داد. قابل توجه است در دوره های قدیم که سرمایه هایی مانند نفت در اختیار اداره کنندگان جامعه نبود، همه نهادهای فرهنگی با اوقاف و وجوهات به خوبی اداره می شد.
به نظر می رسد در دوره ی معاصر کارکرد وقف در این زمینه کمتر شده است. یکی از دلایل این کاهش انباشت ثروت در برخی جاها در دست بعضی افراد است مرتفع شدن مشکلات فرهنگی جامعه های اسلامی تا حد زیادی منوط به گسترش اوقاف و استفاده در دست از وقف است.
به هر حال باید وقف را زمینه ساز و بستر ساز تحقق اهداف دین و مقاصد شریعت بدانیم و در راه گسترش فرهنگ دینی از آن استفاده کنیم.
 
وابستگی اوقاف و فرهنگ دینی از چند جهت قابل ملاحظه است:
1.    با وقف مکان هایی همچون مساجد، فرهنگ دینی نهادینه می شود.
2.  به دلیل فساد زایی تکاثر ثروت، وقف از تکاثر پیشگیری می کند و توازن اجتماعی به وجود خواهد آورد.
3.  با گسترش عدالت اجتماعی از طریق وقف، کارآمدی و موفقیت دین در جامعه تضمین می شود و از این طریق فرهنگ دینی بسط می یابد.
4.  آرامش روانی که برای واقفان پدید می آید، به نوعی به سلامت روحی و اجتناب از گناه منجر می شود از این رو، فرهنگ دینی توسعه پیدا می کند.
 
همت وكارمضاعف در حوزه وقف




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 9:44 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه عدالت
" توسعه راه هاي روستايي " تحقق يکي ديگر از شعــارهاي محروميت زدايي در مناطق روستايي چهارمحال و بختياري است . تاريـخ ساخت راه هـاي شوسه در ايران به سال هاي1301 تا 1304هجري شمسي برمي گردد که با توجـه به اهميت ساخت راه و توسعه آنها ، اداره کل طرق و شوارق در 27 اسفند 1308 تشکيل شد و در سال 1315 به اداره راه و امروزه به وزارت راه و ترابري تغيير نام يافته است . اين وزارتخانه يکي از 21 وزارتخانه دولت است که مسئول اداره امـور حمـل و نقل زميني ، دريايي و هوايي در محدوده داخل کشور و ارتباطات ترابري ميان ايران و ديگر کشورهاي جهان است . اداره کل راه و ترابري امروزه در استان ها با مسئوليت مستقيم مديران کل ، برنامه هاي وزارتخانه را در مناطق مختلف پيگيري و به انجام مي رساند . چهارمحال و بختياري هم به علت موقعيت جغرافيايي و همسايگي با استان هاي اصفهان، کهگيلويه و بويراحمد لرستـان و خوزستان يکي از مناطق استراتژيک اتصال مرکز به جنوب ايران محسوب مي شود ، به همين علت گسترش راه هاي استراتژيکي ازجمله محورارتباطي چهارمحال و بختياري به خوزستان با ساخت جاده جايگزين کارون چهار و تونل رخ محور ارتباطي شهرکرد ـ اصفهان دريک سال اخير تحولي عظيم در اتصال فلات مرکزي به جنوب ايران از طريق راه هاي استان درپي داشت.

در اين زمينه مديرکل راه و ترابري استان مي گويد يشترين اعتبار جذب شده در بخش راه هاي استان به ويژه راه هاي روستايي ، در2 سفر هيات دولت به استان بوده است که بيش از 510ميليارد ريال براي توسعه راه هاي استان هزينه شد. اما براســاس سياست هاي نظام جمهوري اسلامي ايران براي دستيابي سريع تر روستائيان به خدمات شهري و انتقال فنآوري ، بهداشت ، صنعت و کشاورزي راه هاي روستايي همپاي راه هاي اصلي مورد توجه دولت قرار گرفت ؛ آنچنانکه هم اکنون 151هزار کيلومتر راه روستايي در کشور ساخته شده است. معاون راه هاي روستايي وزارت راه و ترابري مي گويد اين شبکه ، ارتباط 37هزار روستا را در کشور با راه هاي اصلي و فرعي برقرار کرده است که 80 درصد از اين راه ها آسفالت است و دراين ميان يکي از استانهاي موفق در اجراي طرح برنامه چهارم دولت در توسعه راه هاي روستايي ، استان چهارمحال و بختياري است .

مديرکل راه وترابري چهارمحال و بختياري هم دراين زمينه ميگويد براساس برنامه چهارم توسعه، مجلس دولت را موظف کرد که در پايان اين برنامه 70 درصد روستاهاي بالاي 100 خانوار ، راه روستايي داشته باشند که با اجراي اين برنامه صددرصد روستاهاي بالاي صد خانوار استان از راه روستايي بهره مند شدند. سيف الله کريمي گفت: در اين مدت 800 کيلومتر راه روستايي ارتباط 152روستا را با مراکز شهرستان هـا و بخش ها برقرار کرده است که بيش از 27ميليارد ريال اعتبار ملي و استاني براي احداث ، بهسـازي و ايجــاد راه هاي روستايي هزينه شد. او با اشاره به وجود 2 هزار و 844 کيلومتر راه روستايي در استان گفت : هم اکنون از اين ميزان هزار و589کيلومتر آسفالت شده ، که علاوه بر ايجاد ارتباط روستائيان با مناطق شهري اين ارتباط سرعت نيز يافته است.

همچنين معاون راه روستايي اداره کل راه و ترابري استان مي گويد 70 روستاي بالاي 50 خانوار ، راه روستايي مناسب ندارند که مطالعات آنها تکميل شده و براي ترميم و توسعه 480 کيلومتر اين راه ها ، 380ميليارد ريال اعتبار نياز است . او تخصيص سالانه 20 درصد از اعتبارات استاني راه و ترابري به راه هاي روستايي را ناچيز دانست و افزود اين اعتبار حتي براي نگهداري از راه هاي روستايي کافي نيست و براي توسعه راه هاي روستايي در استان ، از محل اعتبارات ملي استفاده مي شود. اگرچـه بيشتـر راه هاي روستايي استان به طول 913 کيلومتر در شهرستان لردگان است اما سخت گذرترين اين راه ها به طول 707 کيلومتر در شهرستان کوهرنگ است . فروزنده فرماندار کوهرنگ هم مي گويد ، بخش مرکزي اين شهرستان معروف به دهستان موگويي، با 15روستا و جمعيتي بيش از چهار هزار نفر در مناطق کوهستاني و ارتفاعات زاگرس زندگـي مي کنند که با وجود ساخت راه هاي روستايي آسفالت شده و شوسه به علت بارش سنگين برف با آغاز فصــل بارش ، ارتباط اين مناطق به مدت 6 ماه با مرکز شهرستان ( چلگرد ) قطع مي شود که روستاييان ازطريق استانهاي اصفهان و لرستان رفت و آمد مي کنند. به گفته فرهادي بخشدار مرکزي شهرستان کوهرنگ، دراين شهرستان فقط هفت روستا با جمعيتي حدود400 نفر راه روستايي ندارند که با ساخت يک شهرک جديد در روستاي چين مشکل راه اين تعداد روستا نيز مرتفع مي شود .
همت وكارمضاعف در حوزه عدالت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 9:41 PM نظرات 0

همت و كارمضاعف در حوزه عدالت
بر اساس آمار منتشره از سوی اداره بررسی‌ها و سیاست‌های اقتصادی بانک مرکزی در بانک اطلاعات سری‌های زمانی اقتصادی، ضریب جینی در مناطق شهری کشور در سال 1387 به پایین‌ترین سطح 30ساله پس از انقلاب رسیده است . به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، بر اساس آمار مقدماتی سال 1387 بانک مرکزی از 2 شاخص متداول ارزیابی توزیع عادلانه درآمد در کشور، یعنی «ضریب جینی» و «سهم درآمد 10درصد ثروتمندترین به 10 درصد فقیرترین»، کاهش فاصله طبقاتی و بهبود توزیع درآمد در مناطق شهری کشور در سال 1387 به بهترین وضعیت پس از انقلاب رسیده است. بر اساس آمار منتشره از سوی اداره بررسی‌ها و سیاست‌های اقتصادی بانک مرکزی در بانک اطلاعات سری‌های زمانی اقتصادی، ضریب جینی در مناطق شهری کشور در سال 1387 به پایین‌ترین سطح 30ساله پس از انقلاب رسیده است.

ضریب جینی از شاخص های مهم اندازه گیری نابرابری توزیع درآمد در کشورها می‌باشد. اندازه این شاخص بین صفر (معرف جامعه‌ای با برابری کامل توزیع درآمد) و یک (نمایانگر عدم برابری توزیع درآمد در جامعه) تغییر می‌کند. براساس آمار اعلامی بانک مرکزی از میزان ارقام ضریب جینی در مناطق شهری به صورت سالانه، ضریب جینی در سال 1387 به 3859 /0 رسیده که پایین‌ترین رقم پس از انقلاب اسلامی تاکنون است. بدین ترتیب توزیع عادلانه درآمدها در سال 1387 در بهترین وضع پس از انقلاب قرار داشته است. جدول ضریب جینی سال شاخص ضریب جینی دسته‌بندی از کمترین (بهترین وضعیت) به بیشترین (بدترین وضعیت) طی 30سال پس از انقلاب 1387 0.38590 1371 0.38700 1364 0.39100 1375 0.39100 1365 0.39440 1377 0.39650 1369 0.39690 1372 0.39760 1359 0.39840 1380 0.39850 1379 0.39910 1373 0.39930 1370 0.39960 1383 0.39960 1385 0.40040 1378 0.40090 1384 0.40230 1376 0.40290 1366 0.40380 1363 0.40430 1367 0.40430 1386 0.40450 1374 0.40740 1368 0.40920 1382 0.41560 1381 0.41910 1357 0.43600 1361 0.44100 1362 0.45400 1358 0.46180 توضیح: آمار سال 1360 در دسترس نیست همچنین در سال 1387 از لحاظ شاخص سهم درآمد 10درصد ثروتمندترین به 10 درصد فقیرترین، نیز کشورمان به بهترین وضعیت پس از انقلاب رسیده است.

گفتنی است از جمله شاخصهای سنجش توزیع درآمد، نسبت هزینه دهک دهم (ثروتمند ترین )به دهک اول(فقیرترین)می باشد وهر چه این نسبت بالا باشد نشان دهنده نابرابری بیشتر است. طبق آمار اعلامی بانک مرکزی از ارقام سهم 10 درصد ثروتمندترین به10درصد فقیرترین افراد در مناطق شهری وبه صورت تواتر سالانه ، نسبت به سهم درآمد 10درصد ثروتمندترین به 10 درصد فقیرترین مردم کشور در سال 1387 به 5 / 13 رسیده که کمترین رقم از سال 1357 تاکنون است و به معنای آن است که فاصله طبقاتی بین مرفه‌ترین قشر جامعه با فقیرترین قشر جامعه، کاهش یافته است. سال سهم 10درصد ثروتمندترین به 10 درصد فقیرترین دسته‌بندی از کمترین به بیشترین طی 30سال پس از انقلاب 1387 13.50 1377 14.20 1380 14.40 1375 14.50 1384 14.50 1383 14.60 1385 14.90 1379 15.00 1386 15.20 1378 15.40 1373 15.70 1376 15.70 1371 15.90 1369 15.90 1372 16.00 1364 16.10 1374 16.10 1382 16.20 1370 16.30 1381 16.90 1365 17.00 1367 17.30 1366 17.40 1368 17.60 1359 17.90 1363 18.50 1357 19.60 1361 22.20 1362 25.50 1358 26.60 توضیح: آمار سال 1360 در دسترس نیست توزیع درآمد عمدتا تحت تاثیر عوامل به وجود آورنده درآمد خانوار، شرایط اقتصادی و اجتماعی و میزان دخالت دولت در اتخاذ سیاست‌های معطوف به توزیع برابر درآمد قرار دارد.

آمار 2 شاخص ضریب جینی و سهم 10 درصد ثروتمندترین به10درصد فقیرترین که مهمترین شاخص‌های اندازه‌گیری توزیع برابر درآمد در یک کشور هستند، بیانگر نتیجه‌بخش بودن رویکرد عدالت‌محورانه دولت نهم در عرصه اقتصادی کشور بوده است. البته لازم به ذکر است که موفقیت دولت در بهبود توزیع عادلانه درآمد و کاهش فاصله طبقاتی در سال 1387 به معنای رسیدن جامعه ایرانی به وضع مطلوب نیست. هرچند توزیع عادلانه درآمد در کشور در مقایسه با سال‌های پس از انقلاب، در دولت نهم به بهترین وضع رسیده است، اما همچنان تا رسیدن به نقطه مطلوب و کاستن از فاصله طبقاتی، راه بسیاری در پیش است که دولت عدالت‌محور دکتر احمدی‌نژاد خود را مکلف به تداوم سیاست‌های عدالت‌طلبانه برای بهبود اوضاع اقتصادی کشور و کاهش ناعدالتی‌های اجتماعی و اقتصادی می‌داند و امید می‌رود طی سال‌های آتی شاهد موفقیت بیشتر کشور در بهبود توزیع عادلانه درآمد باشیم. علت موفقیت دولت توزیع تسهیلات بانکی به سمت مناطق محروم و روستاهای کشور، واگذاری سهام عدالت به میلیون‌ها نفر از کشاورزان، روستائیان، خانوار شاغل و بازنشسته و پرداخت سود آن به بخش زیادی از دریافت‌کنندگان سهام عدالت، افزایش 3/3برابری متوسط حقوق بازنشستگان در سال 87 نسبت به سال 83، رشد افراد تحت پوشش بیمه اجتماعی از 9 / 6میلیون نفر به 8/8 میلیون نفر در دولت نهم، رشد پلکانی معکوس حقوق کارمندان و مدیران دستگاه‌های اجرایی، 17برابر شدن واگذاری مسکن برای مددجویان و معلولان جامعه هدف سازمان بهزیستی نسبت به دولت هشتم، 4 برابر شدن اهداء جهیزیه به خانوارهای کمیته امداد و بهزیستی، رشد 7 / 2برابری شمار معلولان برخوردار از خدمات توانبخشی، 137برابر شدن معلولان تحت پوشش بیمه تکمیلی، 4 / 3برابر شدن بودجه حمایتی دولت در سال 87 نسبت به سال 83، 3 برابر شدن خدمات ارائه شده به کارکنان و بازنشستگان نیروهای مسلح در دوره سال‌های 84-86 نسبت به دوره 81-83، رشد 7برابری احداث و نوسازی خانه‌های روستایی در 3سال اول فعالیت دولت نهم نسبت به 3سال آخر دولت هشتم، رشد 3/3میلیون نفری افراد تحت پوشش شبکه آب شرب بهداشتی شهری، کمک به راه‌اندازی 77هزار تعاونی در سطح کشور و رشد 5 / 2برابری وام‌های اختصاص داده شده به تعاونی‌ها نسبت به دوره 14ساله قبل از دولت نهم، افزایش تعداد بیمارستان‌های فعال در سطح کشور، راه‌اندازی بیش از 2هزار فضای ورزشی بویژه در روستاها و مناطق محروم، 5 / 3برابر شدن واگذاری تلفن ثابت و همراه نسبت به دولت قبل، ایجاد 6 هزار دفتر ارتباطات وفناوری اطلاعات در روستاهای کشور که 6 برابر دوره مشابه دولت هشتم بود، بهره‌مندی 7هزار روستا از خدمات بانکی پست‌بانک، رشد 36درصدی خانوارهای بهره‌مند از گاز و رشد 3برابری تعداد روستاهای بهره‌مند از گاز از مهمترین اقداماتی بود که دولت نهم در راستای توزیع عادلانه درآمد کشور انجام داد که نتیجه همه آنها افزایش رفاه و توان اقتصادی اقشار کم‌درآمد و ضعیف جامعه نسبت به افراد مرفه و ثروتمند بوده است و از لحاظ اقتصادی نیز این نتیجه در شاخص ضریب جینی نمود یافته است.
همت وكارمضاعف در حوزه عدالت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 9:39 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :32
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET