شرط آدميت و انصاف و عشق را نگارنده در اين مجال فرجامين نوشتار خويش از
امام«ره»، همانا اين ميبيند و مييابد كه با مخاطب خويش، با نسل امروز،
با زن امروز، اندكي از امام«ره» آنچه را يافته است و ديده است و آموخته
است، براي نسل بعدي خويش بگذارد.
دانايان و عارفان گفتهاند كه جريان وجودي آدمي تا اوج رستگاري و فلاح، از خودآگاهي انساني - اجتماعي، آغاز ميشود تا مرحله خداآگاهي و خداباوري و دينباوري و درستكاري و به تعبيري رشد فردي و تربيت انساني كه آن را سير منالنفس الي الحق گفتهاند، تا مرحله حضور راهبرانه در جامعه به عزم انسانسازي و انسانسازي به قصد جامعهسازي كه سير منالحق الي الخلق ميگويند و راهبري خلايق به سوي خدا كه سير منالخلق معالخلق الي الحق گفتهاند كه جهاد و كوشش براي خلق و خدمتگزاري مردمان و به رشد رسانيدن آنان در اين مرحله است تا جايي كه سالك راه در كوران تربيت خلق و راهبري آنان و در كوره دردها و رنجهاي هدايت و راهبري خلق، و ساختن آنان شكلگيري، آبديده و پخته ميشود و به ظرافت و ظرفيت و حكمت ميرسد و در اين فرايند رويش خويش، عجز و اضطرار و
نيل به توسعه پايدار و همهجانبه، در گرو توجه اصولي به نيروي انساني و مديريت بهينه منابع انساني، شكلدهي به عناصر انساني كارآمد براي توسعه انساني، ميباشد.
فناء در وجود او شكل ميگيرد تا مرحلهاي كه سفر از حق با حق به سوي حق است كه همان اعتصام و توكل و تفويض و رضا و تسليم و بقاء بالله ميباشد.(1)
ما و نسل ما، با امام«ره» و با زندگي او، اين مراحل ناب انساني را دريافته و باور كرده ايم. تحولات و رشد انديشهاي و اخلاقي او و سلوك انساني او را در اولين مرحله و دومين مرحله سير و سلوك انساني، با آثار فلسفي و فقهي و اخلاقي و با سلوك و سيرهاش، آنگونه كه گواهان صادق نشانمان دادهاند، ميتوان دانست. حضور اجتماعي و راهبري روح و اخلاق و فرهنگ اجتماع جامعه را نيز كه با امام«ره» شاهد بوديم. امام «ره» مانند بسياري دانش مآبان به كنار از قضاياي اجتماعي و دردها و مسائل ملموس جامعه خويش نبود، عارفي فيلسوف و فقيهي ميان ميدان بوده، در اوج قدرت، پاك زيست و عاشق و درستكار، مشروعيت ولايت و حكومت و مديريتش را از همين پاكي و ايمان و درستكاريش وامدار بود و آن مراحل ناب عرفان را هم در نمازهاي آخرين او، در اشكها و سوزهاي شبهاي او، در شعر و احساس و سوختن او، در توكلها و توسلهاي، او همه ديديم و باورمان شد. و هم از اين است كه او را معلم و راهبر و مربي و آموزگاري صالح و مصلح ديديم و عاشق شديم و فرمانپذير او بوديم. دلها همه بر اين منزلت انسانيش گواه بودند و داور و به وقت عروج روح و در خاك شدن جسمش ديديم آدمها، دخترها و پسرها، مردان و بانواني، حتي نهچندان متشرع، اما به خود پيچيده از فرط غم و سوز و درد، در بحبوحه و غلغله آن روزهاي تلخ و آن در خاك درد غلطيدنهاي روزهاي بهشتزهرا.
و باري اگر انسانيم و اهل انصافيم و عدالتجوي و دادخواه و انسان باور و آرزومند جامعهاي عزيز، او را و زندگي پاك او را در عمق ديد و جان و روح و سلوك خويش به عنوان آموزگار آدميت و اجتماع خواهيم دانست تا به آخر عمر. و به نسلهاي پس از خويش، هويت خواهيم بخشيد.
بانوي امروز، دختر امروز، زن امروز، پدر داناي خويش و آموزگار عارف خويش و عارف ميان ميدان خويش(2) را در انديشه، قلب و كردار خود پاس خواهد داشت. راهبران و همه آدميان پس از او، تا به سزاواري شاگردي او را نكنند، ادامه او را توانمند راهپويي و رهبري نيستند.
* * *
زن و توسعه انساني
توسعه در معناي ايدئولوژيك برگزيده ما، فرايند بهينگي و ارتقاء آگاهانه و جهتيافته و نهاديشده انساني - اجتماعي جامعه از وضعيت موجود خويش رو به وضعيت مطلوب پذيرفته شده در چارچوبه الگوي مطلوب اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي قابل استنباط از آموزههاي
اسلام، است. مضمون دروني اين مفهوم، همانا «تعالي انسانها» ميباشد. ابعاد تحول و تعالي مزبور، فراگير حوزههاي متنوع اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي است. در معناي ياد شده، يك نظريه توسعه بر مدار اعتلاي معاني انساني و هدايت قابليتهاي نيروي انساني رو به وضعيت آرماني، در چارچوبه الگوي مطلوب اجتماعي ميباشد و الگوي توسعهيافتگي بر اساس آن الگوي مطلوب، شكل ميگيرد. در اين ديدگاه، نيل به توسعه پايدار و همهجانبه، در گرو توجه اصولي به نيروي انساني و مديريت بهينه منابع انساني، شكلدهي به عناصر انساني كارآمد براي توسعه انساني، ميباشد. با اين تعريف و اين بينش از توسعه و نقش نيروي انساني و پيشنياز ضروري مشاركت همه انسانها در فرايند توسعهيافتگي، ضرورت بينش و رويكرد درست و روشنبينانه به زن و توسعه انساني معلوم ميشود.
جايجاي آراء امام«ره» در تبيين آرمانهاي نهضت اسلامي، مضمون ايدئولوژيك توسعه انساني را در خود دارد(3) از اين ديدگاه به ضميمه بينش امام نسبت به مقوله زن، ميتوان نگرش ايشان در زمينه زن و توسعه انساني استنباط كرد.
جايجاي آراء امام«ره» در تبيين آرمانهاي نهضت اسلامي، مضمون ايدئولوژيك توسعه انساني را در خود دارد از اين ديدگاه به ضميمه بينش امام نسبت به مقوله زن، ميتوان نگرش ايشان در زمينه زن و توسعه انساني استنباط كرد.
وضعيت امروز نظريهپردازي در مقوله
«زن و توسعه»
بسياري نظريهپردازان در دهه اخير، كوشش نمودهاند تا به مقوله «زن و توسعه» بپردازند و بر آن بودهاند تا به نوعي ديدگاه تئوريك و يا كاربردي پيشنهادي خويش را از «موضوع حضور زن و مشاركت وي در فرايند توسعه» به دست دهند. آخرين دستاورد اين كوششها، اينك همان نظريه «برابرسازي جنسيتي در ابعاد اقتصادي و غير اقتصادي توسعه» ميباشد.(4) تلقي كلان ما در تحليل اين وضعيت آن است كه:
1 - برابرسازي جنسيتي در موضوعاتي مانند منابع و مقدورات، بهداشت، خدمات و رفاه عمومي، آموزش و پرورش، در ديدگاه ما نيز پذيرفتني است و اين به دليل آن است كه اين ديدگاه، برخاسته از همان نظريه «عقلانيت فرهنگي» يا «مبناي انساني توسعه» ميباشد كه پيشتر گذشت.
2 - نظريه برابرسازي جنسيتي با همان شاخصههاي پيشنهادي سازمان ملل، در زمينههايي مانند امكانات آموزشي، مراقبتهاي بهداشتي، اشتغال و دستمزد، تغذيه، كار و نيروي كار، ميزان مشاركت، كه اينك در سطح كشور مطرح است، همه كم يا بيش تلقينهاي ترجمهاي بيش نيستند و خلاقيتي از سوي مترجمين اين انديشهها در جهت بومي نمودن اين ديدگاه و سازگار انداختن آن با ساختار فرهنگي و ايدئولوژيك كشور ما، مشاهده نميشود.
نظريه برابرسازي جنسيتي با همان شاخصههاي پيشنهادي سازمان ملل، كه اينك در سطح كشور مطرح است، همه كم يا بيش تلقينهاي ترجمهاي بيش نيستند و خلاقيتي از سوي مترجمين اين انديشهها در جهت بومي نمودن اين ديدگاه و سازگار انداختن آن با ساختار فرهنگي و ايدئولوژيك كشور ما، مشاهده نميشود.
3 - نقش توسعهاي زن را در هر دو وجهه موضوع و عامل توسعهبودن و بهرهمند از آثار توسعهبودن، نميتوان و نبايد تنها با برابرسازي جنسيتي - آنگونه كه آخرين ديدگاههاي موجود توسعهاي ميانگارند - يكي انگاشت و از بسياري عناصر توسعهاي زن، مانند عناصر ارزشي و هنجاري توسعه، واقعيتهاي جنسي، قابليتهاي گوناگون و متفاوت جنسيتي، گستره چند بعدي توسعه انساني، چشم پوشيد.
4 - تعبير «تعالي انساني» در تبيين مفهومي توسعه به طور كل و در تصوير تفصيلي از موضوع زن و توسعه، هنوز در نوعِ نظريههاي توسعهاي زن در درون كشور نيز از تصويري روشنبينانه، خالص، توانمند و كارا نسبت به رابطه دين و توسعه و حتي جنبههاي انسانشناسانه توسعه خالي است. موضوع تعالي انساني در آخرين تحليل نظريههاي وارداتي همانا ارتقاء سطح آموزش و بهداشت و خدمات و رفاه عمومي تلقي ميشود و از عناصر رشد
انساني و هدايت اجتماعي در خود خبري ندارند.
موضوع تعالي انساني در آخرين تحليل نظريههاي وارداتي همانا ارتقاء سطح آموزش و بهداشت و خدمات و رفاه عمومي تلقي ميشود و از عناصر رشد انساني و هدايت اجتماعي در خود خبري ندارند.
فرايند شكلدهي به نظريه توسعهاي زن
دانشپژوهان، نظريهپردازان، دينشناسان و عهدهداران هدايت منابع انساني نظام و مديران فرهنگي و سياسي و اقتصادي نظام، هنوز بهگونهاي بايسته، فرايند و اصول روش شكلدهي به سياستها و برنامههاي اجتماعي موضوعات توسعهاي مربوط به زنان را و به طور معين الگو و نظريه معين توسعهاي خود ويژه دينشناسانه و بومي به تناسب وضعيت اجتماعي كشور را، درنيافتهاند. لازم است، نگرش كلي خويش را به فرايند و اصول روش مزبور، به دست دهيم تا معلوم شود چگونه ميتوان آراء و انديشههاي اجتماعي در مقوله زن را در قالب مدلها و الگوهاي توسعهاي شكل بخشيد و به تكميل و پيدايش و كارآمدتر نمودن اين الگوها و انديشهها، همت گمارد. اين فرايند و اصول روش شكلدهي به نظريه توسعهاي زن در راستاي فرايند و اصول عام روش شكلدهي به يك نظريه توسعهاي، ميباشد كه در مجالها ومكتوباتديگر مبرهن شده و به دست داده شدهاند.(5) در فرايند پيشنهادي ميتوان آراء اجتماعي امام در مقوله زن را در قالب يك نظريه توسعهاي بررسي و تبيين نمود. فرايند مزبور را در مراحل زير ميتوان دريافت:
1 - در اولين گام براي تدوين نظريه توسعهاي زن، بايستي به تنقيح و تبيين انديشههاي تئوريك و به ويژه كلامي و برپايه آن انديشههاي اعتباري (به ويژه اخلاقي و فقهي) و انديشههاي تجربهپذير (به ويژه در حوزه علوم انساني و اجتماعي)، پرداخت. واقع آن است كه در لابهلاي آراء و تأليفات نظري، ايدئولوژيك و علمي موجود، بسياري انديشههاي غير انساني و ضد توسعهاي و ازجمله مبتني بر نوعي جاهليت مردانگارانه(6) درباره زن وجود دارد كه اين آراء و انديشهها بيمجامله و توجيه و بيجمود و تحجّر بايستي معلوم، نقادي و پيراسته گردند و ابعاد ناگفته انديشههاي مربوط به زن و توسعه، نظامدار و روشمند، تدوين و ارائه گردد. موضوعاتي مانند آفرينش زن، ماهيت انساني او، جايگاه و رسالت و نقش و مسؤوليت و تكاليف انساني و اجتماعي او در ديدگاه كلامي و مسائل متنوع حقوقي و تكاليف جنسي و جنسيتي(7) در ديدگاه فقهي در راستاي آن انديشههاي كلامي بايد به درستي منقح و تبيين گردند.
در لابهلاي آراء و تأليفات نظري، ايدئولوژيك و علمي موجود، بسياري انديشههاي غير انساني و ضد توسعهاي و ازجمله مبتني بر نوعي جاهليت مردانگارانه درباره زن وجود دارد
در فرايند پيشنهادي ميتوان آراء اجتماعي امام در مقوله زن را در قالب يك نظريه توسعهاي بررسي و تبيين نمود.
2 - دومين گام، نظامدهي به الگوي مطلوب زن و زنانگي است، بزنگاه تحقيق و توسعه در موضوع زن در اين مرحله است. تصوير آرماني از زن و الگوي مطلوب پيشروي زن امروز كدام است؟ زن الگو كيست؟ الگوي مزبور بايد نشانگر ابعاد رشد انساني (معرفتي، اخلاقي، رفتاري و هويت) و ابعاد توسعه اجتماعي (فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي) باشد. بينش اسلاميِ نقشِ توسعهاي زن، در اين مرحله در گرو كاوش نظامواره از سنت و زندگاني صديقه طاهره(س)، خديجه كبرا(س)، زينب كبرا(س) و ديگر پيشوايان آدميت تا به امروز، شهيدههاي گمنام و بانوان مجاهد، است. مشكل بزرگ تئوريهاي توسعهاي زنان، اينك و در جهان امروز، يا از نبود نمونههاي متعالي عيني الگويي زن يا از نبود بينشي درست از نمونههاي عيني الگويي زن، ميباشد. از زمره دلايل افراطها و تفريطهاي بسيار در انديشههاي توسعهاي درباره زنان مانند پيدايش و نضج گرايشهاي فمينيستي، يا وجهه ابزارنگاري زن، يا اصالتدهي وجهه اقتصادي زن و يا تبعيضها و اصالتدهيهاي جنسيتي مردان بر زنان يا زنان بر مردان، برخاسته از همين نبود نمونههاي الگويي در مكتبهاي اجتماعي غير الهي و عدم توجه و عدم روشنبيني در پرداخت الگويي نمونههاي متعالي انساني در ميان پيروان مكتبهاي الهي، ميباشد.
3 - در سومين گام، الگوي توسعهاي زن بايد طراحي شود، شاخصهها و الگوي توسعهاي زن، از درون الگوي مطلوب زن و زنانگي با توجه به شرايط محيطي و رفتار سيستم اجتماعي در گذشته و حال، استنباط ميشوند. بعضي از شاخصههاي مزبور كيفيتپذير هستند. سطح آموزش، بهداشت، درآمد و... نمونه اين شاخصههاي كميتپذيرند. برخي از شاخصهها نيز كيفياتي هستند كه هنوز به حوزه كميتپذيري وارد نشدهاند، شاخصههاي ارزشي مانند اخلاق، امنيت، آزادي، ايمان و... از اين قبيل شاخصهها ميباشند.
4 - چهارمين گام، برآوردها و تحليلهاي توصيفي از وضعيت موجود زن در جامعه است. بايد واقعبينانه و انساني به وضعيت امروز زن در جامعه خويش بنگريم و برحذر از جمود و بينش غير انساني به مقدورات و موانع توسعهيافتگي زن مسلمان و ايفاي نقش توسعهاي زن در جامعه خويش نظري نقادانه بيفكنيم و وضعيت انساني (شخصيتي)، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي زن امروز را داوري كنيم.
مشكل بزرگ تئوريهاي توسعهاي زنان، اينك و در جهان امروز، يا از نبود نمونههاي متعالي عيني الگويي
زن يا از نبود بينشي درست از نمونههاي عيني الگويي زن، ميباشد.
بايد واقعبينانه و انساني به وضعيت امروز زن در جامعه خويش بنگريم و برحذر از جمود و بينش غير انساني به مقدورات و موانع توسعهيافتگي زن مسلمان و ايفاي نقش توسعهاي زن در جامعه خويش نظري نقادانه بيفكنيم.
5 - پنجمين گام اساسي، تدوين و ارائه راهبردها و سياستها و برنامههاي مديريت وضعيت امروز به سوي وضعيت مطلوب است. اينكه براي زن امروز از جنبه انساني، شخصيتي و هويت فردي او چه بايد كرد؟ چگونه بايد با نارساييها و كمبودهاي فرهنگي (آموزشي، پرورشي)، اجتماعي (خدمات يا رفاه عمومي، منزلت اجتماعي)، سياسي (مشاركت، آزادي و...) و اقتصادي (فقر و تبعيض) مربوط به زنان جامعه خويش، برخورد كرد؟ پس از گذار از مراحل چهارگانه پيشين در اين مرحله، ممكن است.
منبع : نورپرتال
دانايان و عارفان گفتهاند كه جريان وجودي آدمي تا اوج رستگاري و فلاح، از خودآگاهي انساني - اجتماعي، آغاز ميشود تا مرحله خداآگاهي و خداباوري و دينباوري و درستكاري و به تعبيري رشد فردي و تربيت انساني كه آن را سير منالنفس الي الحق گفتهاند، تا مرحله حضور راهبرانه در جامعه به عزم انسانسازي و انسانسازي به قصد جامعهسازي كه سير منالحق الي الخلق ميگويند و راهبري خلايق به سوي خدا كه سير منالخلق معالخلق الي الحق گفتهاند كه جهاد و كوشش براي خلق و خدمتگزاري مردمان و به رشد رسانيدن آنان در اين مرحله است تا جايي كه سالك راه در كوران تربيت خلق و راهبري آنان و در كوره دردها و رنجهاي هدايت و راهبري خلق، و ساختن آنان شكلگيري، آبديده و پخته ميشود و به ظرافت و ظرفيت و حكمت ميرسد و در اين فرايند رويش خويش، عجز و اضطرار و
نيل به توسعه پايدار و همهجانبه، در گرو توجه اصولي به نيروي انساني و مديريت بهينه منابع انساني، شكلدهي به عناصر انساني كارآمد براي توسعه انساني، ميباشد.
فناء در وجود او شكل ميگيرد تا مرحلهاي كه سفر از حق با حق به سوي حق است كه همان اعتصام و توكل و تفويض و رضا و تسليم و بقاء بالله ميباشد.(1)
ما و نسل ما، با امام«ره» و با زندگي او، اين مراحل ناب انساني را دريافته و باور كرده ايم. تحولات و رشد انديشهاي و اخلاقي او و سلوك انساني او را در اولين مرحله و دومين مرحله سير و سلوك انساني، با آثار فلسفي و فقهي و اخلاقي و با سلوك و سيرهاش، آنگونه كه گواهان صادق نشانمان دادهاند، ميتوان دانست. حضور اجتماعي و راهبري روح و اخلاق و فرهنگ اجتماع جامعه را نيز كه با امام«ره» شاهد بوديم. امام «ره» مانند بسياري دانش مآبان به كنار از قضاياي اجتماعي و دردها و مسائل ملموس جامعه خويش نبود، عارفي فيلسوف و فقيهي ميان ميدان بوده، در اوج قدرت، پاك زيست و عاشق و درستكار، مشروعيت ولايت و حكومت و مديريتش را از همين پاكي و ايمان و درستكاريش وامدار بود و آن مراحل ناب عرفان را هم در نمازهاي آخرين او، در اشكها و سوزهاي شبهاي او، در شعر و احساس و سوختن او، در توكلها و توسلهاي، او همه ديديم و باورمان شد. و هم از اين است كه او را معلم و راهبر و مربي و آموزگاري صالح و مصلح ديديم و عاشق شديم و فرمانپذير او بوديم. دلها همه بر اين منزلت انسانيش گواه بودند و داور و به وقت عروج روح و در خاك شدن جسمش ديديم آدمها، دخترها و پسرها، مردان و بانواني، حتي نهچندان متشرع، اما به خود پيچيده از فرط غم و سوز و درد، در بحبوحه و غلغله آن روزهاي تلخ و آن در خاك درد غلطيدنهاي روزهاي بهشتزهرا.
و باري اگر انسانيم و اهل انصافيم و عدالتجوي و دادخواه و انسان باور و آرزومند جامعهاي عزيز، او را و زندگي پاك او را در عمق ديد و جان و روح و سلوك خويش به عنوان آموزگار آدميت و اجتماع خواهيم دانست تا به آخر عمر. و به نسلهاي پس از خويش، هويت خواهيم بخشيد.
بانوي امروز، دختر امروز، زن امروز، پدر داناي خويش و آموزگار عارف خويش و عارف ميان ميدان خويش(2) را در انديشه، قلب و كردار خود پاس خواهد داشت. راهبران و همه آدميان پس از او، تا به سزاواري شاگردي او را نكنند، ادامه او را توانمند راهپويي و رهبري نيستند.
* * *
زن و توسعه انساني
توسعه در معناي ايدئولوژيك برگزيده ما، فرايند بهينگي و ارتقاء آگاهانه و جهتيافته و نهاديشده انساني - اجتماعي جامعه از وضعيت موجود خويش رو به وضعيت مطلوب پذيرفته شده در چارچوبه الگوي مطلوب اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي قابل استنباط از آموزههاي
اسلام، است. مضمون دروني اين مفهوم، همانا «تعالي انسانها» ميباشد. ابعاد تحول و تعالي مزبور، فراگير حوزههاي متنوع اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي است. در معناي ياد شده، يك نظريه توسعه بر مدار اعتلاي معاني انساني و هدايت قابليتهاي نيروي انساني رو به وضعيت آرماني، در چارچوبه الگوي مطلوب اجتماعي ميباشد و الگوي توسعهيافتگي بر اساس آن الگوي مطلوب، شكل ميگيرد. در اين ديدگاه، نيل به توسعه پايدار و همهجانبه، در گرو توجه اصولي به نيروي انساني و مديريت بهينه منابع انساني، شكلدهي به عناصر انساني كارآمد براي توسعه انساني، ميباشد. با اين تعريف و اين بينش از توسعه و نقش نيروي انساني و پيشنياز ضروري مشاركت همه انسانها در فرايند توسعهيافتگي، ضرورت بينش و رويكرد درست و روشنبينانه به زن و توسعه انساني معلوم ميشود.
جايجاي آراء امام«ره» در تبيين آرمانهاي نهضت اسلامي، مضمون ايدئولوژيك توسعه انساني را در خود دارد(3) از اين ديدگاه به ضميمه بينش امام نسبت به مقوله زن، ميتوان نگرش ايشان در زمينه زن و توسعه انساني استنباط كرد.
جايجاي آراء امام«ره» در تبيين آرمانهاي نهضت اسلامي، مضمون ايدئولوژيك توسعه انساني را در خود دارد از اين ديدگاه به ضميمه بينش امام نسبت به مقوله زن، ميتوان نگرش ايشان در زمينه زن و توسعه انساني استنباط كرد.
وضعيت امروز نظريهپردازي در مقوله
«زن و توسعه»
بسياري نظريهپردازان در دهه اخير، كوشش نمودهاند تا به مقوله «زن و توسعه» بپردازند و بر آن بودهاند تا به نوعي ديدگاه تئوريك و يا كاربردي پيشنهادي خويش را از «موضوع حضور زن و مشاركت وي در فرايند توسعه» به دست دهند. آخرين دستاورد اين كوششها، اينك همان نظريه «برابرسازي جنسيتي در ابعاد اقتصادي و غير اقتصادي توسعه» ميباشد.(4) تلقي كلان ما در تحليل اين وضعيت آن است كه:
1 - برابرسازي جنسيتي در موضوعاتي مانند منابع و مقدورات، بهداشت، خدمات و رفاه عمومي، آموزش و پرورش، در ديدگاه ما نيز پذيرفتني است و اين به دليل آن است كه اين ديدگاه، برخاسته از همان نظريه «عقلانيت فرهنگي» يا «مبناي انساني توسعه» ميباشد كه پيشتر گذشت.
2 - نظريه برابرسازي جنسيتي با همان شاخصههاي پيشنهادي سازمان ملل، در زمينههايي مانند امكانات آموزشي، مراقبتهاي بهداشتي، اشتغال و دستمزد، تغذيه، كار و نيروي كار، ميزان مشاركت، كه اينك در سطح كشور مطرح است، همه كم يا بيش تلقينهاي ترجمهاي بيش نيستند و خلاقيتي از سوي مترجمين اين انديشهها در جهت بومي نمودن اين ديدگاه و سازگار انداختن آن با ساختار فرهنگي و ايدئولوژيك كشور ما، مشاهده نميشود.
نظريه برابرسازي جنسيتي با همان شاخصههاي پيشنهادي سازمان ملل، كه اينك در سطح كشور مطرح است، همه كم يا بيش تلقينهاي ترجمهاي بيش نيستند و خلاقيتي از سوي مترجمين اين انديشهها در جهت بومي نمودن اين ديدگاه و سازگار انداختن آن با ساختار فرهنگي و ايدئولوژيك كشور ما، مشاهده نميشود.
3 - نقش توسعهاي زن را در هر دو وجهه موضوع و عامل توسعهبودن و بهرهمند از آثار توسعهبودن، نميتوان و نبايد تنها با برابرسازي جنسيتي - آنگونه كه آخرين ديدگاههاي موجود توسعهاي ميانگارند - يكي انگاشت و از بسياري عناصر توسعهاي زن، مانند عناصر ارزشي و هنجاري توسعه، واقعيتهاي جنسي، قابليتهاي گوناگون و متفاوت جنسيتي، گستره چند بعدي توسعه انساني، چشم پوشيد.
4 - تعبير «تعالي انساني» در تبيين مفهومي توسعه به طور كل و در تصوير تفصيلي از موضوع زن و توسعه، هنوز در نوعِ نظريههاي توسعهاي زن در درون كشور نيز از تصويري روشنبينانه، خالص، توانمند و كارا نسبت به رابطه دين و توسعه و حتي جنبههاي انسانشناسانه توسعه خالي است. موضوع تعالي انساني در آخرين تحليل نظريههاي وارداتي همانا ارتقاء سطح آموزش و بهداشت و خدمات و رفاه عمومي تلقي ميشود و از عناصر رشد
انساني و هدايت اجتماعي در خود خبري ندارند.
موضوع تعالي انساني در آخرين تحليل نظريههاي وارداتي همانا ارتقاء سطح آموزش و بهداشت و خدمات و رفاه عمومي تلقي ميشود و از عناصر رشد انساني و هدايت اجتماعي در خود خبري ندارند.
فرايند شكلدهي به نظريه توسعهاي زن
دانشپژوهان، نظريهپردازان، دينشناسان و عهدهداران هدايت منابع انساني نظام و مديران فرهنگي و سياسي و اقتصادي نظام، هنوز بهگونهاي بايسته، فرايند و اصول روش شكلدهي به سياستها و برنامههاي اجتماعي موضوعات توسعهاي مربوط به زنان را و به طور معين الگو و نظريه معين توسعهاي خود ويژه دينشناسانه و بومي به تناسب وضعيت اجتماعي كشور را، درنيافتهاند. لازم است، نگرش كلي خويش را به فرايند و اصول روش مزبور، به دست دهيم تا معلوم شود چگونه ميتوان آراء و انديشههاي اجتماعي در مقوله زن را در قالب مدلها و الگوهاي توسعهاي شكل بخشيد و به تكميل و پيدايش و كارآمدتر نمودن اين الگوها و انديشهها، همت گمارد. اين فرايند و اصول روش شكلدهي به نظريه توسعهاي زن در راستاي فرايند و اصول عام روش شكلدهي به يك نظريه توسعهاي، ميباشد كه در مجالها ومكتوباتديگر مبرهن شده و به دست داده شدهاند.(5) در فرايند پيشنهادي ميتوان آراء اجتماعي امام در مقوله زن را در قالب يك نظريه توسعهاي بررسي و تبيين نمود. فرايند مزبور را در مراحل زير ميتوان دريافت:
1 - در اولين گام براي تدوين نظريه توسعهاي زن، بايستي به تنقيح و تبيين انديشههاي تئوريك و به ويژه كلامي و برپايه آن انديشههاي اعتباري (به ويژه اخلاقي و فقهي) و انديشههاي تجربهپذير (به ويژه در حوزه علوم انساني و اجتماعي)، پرداخت. واقع آن است كه در لابهلاي آراء و تأليفات نظري، ايدئولوژيك و علمي موجود، بسياري انديشههاي غير انساني و ضد توسعهاي و ازجمله مبتني بر نوعي جاهليت مردانگارانه(6) درباره زن وجود دارد كه اين آراء و انديشهها بيمجامله و توجيه و بيجمود و تحجّر بايستي معلوم، نقادي و پيراسته گردند و ابعاد ناگفته انديشههاي مربوط به زن و توسعه، نظامدار و روشمند، تدوين و ارائه گردد. موضوعاتي مانند آفرينش زن، ماهيت انساني او، جايگاه و رسالت و نقش و مسؤوليت و تكاليف انساني و اجتماعي او در ديدگاه كلامي و مسائل متنوع حقوقي و تكاليف جنسي و جنسيتي(7) در ديدگاه فقهي در راستاي آن انديشههاي كلامي بايد به درستي منقح و تبيين گردند.
در لابهلاي آراء و تأليفات نظري، ايدئولوژيك و علمي موجود، بسياري انديشههاي غير انساني و ضد توسعهاي و ازجمله مبتني بر نوعي جاهليت مردانگارانه درباره زن وجود دارد
در فرايند پيشنهادي ميتوان آراء اجتماعي امام در مقوله زن را در قالب يك نظريه توسعهاي بررسي و تبيين نمود.
2 - دومين گام، نظامدهي به الگوي مطلوب زن و زنانگي است، بزنگاه تحقيق و توسعه در موضوع زن در اين مرحله است. تصوير آرماني از زن و الگوي مطلوب پيشروي زن امروز كدام است؟ زن الگو كيست؟ الگوي مزبور بايد نشانگر ابعاد رشد انساني (معرفتي، اخلاقي، رفتاري و هويت) و ابعاد توسعه اجتماعي (فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي) باشد. بينش اسلاميِ نقشِ توسعهاي زن، در اين مرحله در گرو كاوش نظامواره از سنت و زندگاني صديقه طاهره(س)، خديجه كبرا(س)، زينب كبرا(س) و ديگر پيشوايان آدميت تا به امروز، شهيدههاي گمنام و بانوان مجاهد، است. مشكل بزرگ تئوريهاي توسعهاي زنان، اينك و در جهان امروز، يا از نبود نمونههاي متعالي عيني الگويي زن يا از نبود بينشي درست از نمونههاي عيني الگويي زن، ميباشد. از زمره دلايل افراطها و تفريطهاي بسيار در انديشههاي توسعهاي درباره زنان مانند پيدايش و نضج گرايشهاي فمينيستي، يا وجهه ابزارنگاري زن، يا اصالتدهي وجهه اقتصادي زن و يا تبعيضها و اصالتدهيهاي جنسيتي مردان بر زنان يا زنان بر مردان، برخاسته از همين نبود نمونههاي الگويي در مكتبهاي اجتماعي غير الهي و عدم توجه و عدم روشنبيني در پرداخت الگويي نمونههاي متعالي انساني در ميان پيروان مكتبهاي الهي، ميباشد.
3 - در سومين گام، الگوي توسعهاي زن بايد طراحي شود، شاخصهها و الگوي توسعهاي زن، از درون الگوي مطلوب زن و زنانگي با توجه به شرايط محيطي و رفتار سيستم اجتماعي در گذشته و حال، استنباط ميشوند. بعضي از شاخصههاي مزبور كيفيتپذير هستند. سطح آموزش، بهداشت، درآمد و... نمونه اين شاخصههاي كميتپذيرند. برخي از شاخصهها نيز كيفياتي هستند كه هنوز به حوزه كميتپذيري وارد نشدهاند، شاخصههاي ارزشي مانند اخلاق، امنيت، آزادي، ايمان و... از اين قبيل شاخصهها ميباشند.
4 - چهارمين گام، برآوردها و تحليلهاي توصيفي از وضعيت موجود زن در جامعه است. بايد واقعبينانه و انساني به وضعيت امروز زن در جامعه خويش بنگريم و برحذر از جمود و بينش غير انساني به مقدورات و موانع توسعهيافتگي زن مسلمان و ايفاي نقش توسعهاي زن در جامعه خويش نظري نقادانه بيفكنيم و وضعيت انساني (شخصيتي)، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي زن امروز را داوري كنيم.
مشكل بزرگ تئوريهاي توسعهاي زنان، اينك و در جهان امروز، يا از نبود نمونههاي متعالي عيني الگويي
زن يا از نبود بينشي درست از نمونههاي عيني الگويي زن، ميباشد.
بايد واقعبينانه و انساني به وضعيت امروز زن در جامعه خويش بنگريم و برحذر از جمود و بينش غير انساني به مقدورات و موانع توسعهيافتگي زن مسلمان و ايفاي نقش توسعهاي زن در جامعه خويش نظري نقادانه بيفكنيم.
5 - پنجمين گام اساسي، تدوين و ارائه راهبردها و سياستها و برنامههاي مديريت وضعيت امروز به سوي وضعيت مطلوب است. اينكه براي زن امروز از جنبه انساني، شخصيتي و هويت فردي او چه بايد كرد؟ چگونه بايد با نارساييها و كمبودهاي فرهنگي (آموزشي، پرورشي)، اجتماعي (خدمات يا رفاه عمومي، منزلت اجتماعي)، سياسي (مشاركت، آزادي و...) و اقتصادي (فقر و تبعيض) مربوط به زنان جامعه خويش، برخورد كرد؟ پس از گذار از مراحل چهارگانه پيشين در اين مرحله، ممكن است.
منبع : نورپرتال
لينک مطلب
توسط صغری شکوهی در دوشنبه 31 خرداد 1389 ساعت 12:27 PM
نظرات 0
