شرط آدميت و انصاف و عشق را نگارنده در اين مجال فرجامين نوشتار خويش از امام«ره»، همانا اين مي‏بيند و مي‏يابد كه با مخاطب خويش، با نسل امروز، با زن امروز، اندكي از امام«ره» آنچه را يافته است و ديده است و آموخته است، براي نسل بعدي خويش بگذارد.
دانايان و عارفان گفته‏اند كه جريان وجودي آدمي تا اوج رستگاري و فلاح، از خودآگاهي انساني - اجتماعي، آغاز مي‏شود تا مرحله خداآگاهي و خداباوري و دين‏باوري و درستكاري و به تعبيري رشد فردي و تربيت انساني كه آن را سير من‏النفس الي الحق گفته‏اند، تا مرحله حضور راهبرانه در جامعه به عزم انسان‏سازي و انسان‏سازي به قصد جامعه‏سازي كه سير من‏الحق الي الخلق مي‏گويند و راهبري خلايق به سوي خدا كه سير من‏الخلق مع‏الخلق الي الحق گفته‏اند كه جهاد و كوشش براي خلق و خدمتگزاري مردمان و به رشد رسانيدن آنان در اين مرحله است تا جايي كه سالك راه در كوران تربيت خلق و راهبري آنان و در كوره دردها و رنجهاي هدايت و راهبري خلق، و ساختن آنان شكل‏گيري، آبديده و پخته مي‏شود و به ظرافت و ظرفيت و حكمت مي‏رسد و در اين فرايند رويش خويش، عجز و اضطرار و
نيل به توسعه پايدار و همه‏جانبه، در گرو توجه اصولي به نيروي انساني و مديريت بهينه منابع انساني، شكل‏دهي به عناصر انساني كارآمد براي توسعه انساني، مي‏باشد.
فناء در وجود او شكل مي‏گيرد تا مرحله‏اي كه سفر از حق با حق به سوي حق است كه همان اعتصام و توكل و تفويض و رضا و تسليم و بقاء بالله مي‏باشد.(1)
ما و نسل ما، با امام«ره» و با زندگي او، اين مراحل ناب انساني را دريافته و باور كرده ايم. تحولات و رشد انديشه‏اي و اخلاقي او و سلوك انساني او را در اولين مرحله و دومين مرحله سير و سلوك انساني، با آثار فلسفي و فقهي و اخلاقي و با سلوك و سيره‏اش، آن‏گونه كه گواهان صادق نشانمان داده‏اند، مي‏توان دانست. حضور اجتماعي و راهبري روح و اخلاق و فرهنگ اجتماع جامعه را نيز كه با امام«ره» شاهد بوديم. امام «ره» مانند بسياري دانش مآبان به كنار از قضاياي اجتماعي و دردها و مسائل ملموس جامعه خويش نبود، عارفي فيلسوف و فقيهي ميان ميدان بوده، در اوج قدرت، پاك زيست و عاشق و درستكار، مشروعيت ولايت و حكومت و مديريتش را از همين پاكي و ايمان و درستكاريش وام‏دار بود و آن مراحل ناب عرفان را هم در نمازهاي آخرين او، در اشكها و سوزهاي شبهاي او، در شعر و احساس و سوختن او، در توكلها و توسلهاي، او همه ديديم و باورمان شد. و هم از اين است كه او را معلم و راهبر و مربي و آموزگاري صالح و مصلح ديديم و عاشق شديم و فرمان‏پذير او بوديم. دلها همه بر اين منزلت انسانيش گواه بودند و داور و به وقت عروج روح و در خاك شدن جسمش ديديم آدمها، دخترها و پسرها، مردان و بانواني، حتي نه‏چندان متشرع، اما به خود پيچيده از فرط غم و سوز و درد، در بحبوحه و غلغله آن روزهاي تلخ و آن در خاك درد غلطيدنهاي روزهاي بهشت‏زهرا.
و باري اگر انسانيم و اهل انصافيم و عدالت‏جوي و دادخواه و انسان باور و آرزومند جامعه‏اي عزيز، او را و زندگي پاك او را در عمق ديد و جان و روح و سلوك خويش به عنوان آموزگار آدميت و اجتماع خواهيم دانست تا به آخر عمر. و به نسلهاي پس از خويش، هويت خواهيم بخشيد.
بانوي امروز، دختر امروز، زن امروز، پدر داناي خويش و آموزگار عارف خويش و عارف ميان ميدان خويش(2) را در انديشه، قلب و كردار خود پاس خواهد داشت. راهبران و همه آدميان پس از او، تا به سزاواري شاگردي او را نكنند، ادامه او را توانمند راهپويي و رهبري نيستند.
* * *
زن و توسعه انساني
توسعه در معناي ايدئولوژيك برگزيده ما، فرايند بهينگي و ارتقاء آگاهانه و جهت‏يافته و نهادي‏شده انساني - اجتماعي جامعه از وضعيت موجود خويش رو به وضعيت مطلوب پذيرفته شده در چارچوبه الگوي مطلوب اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي قابل استنباط از آموزه‏هاي
اسلام، است. مضمون دروني اين مفهوم، همانا «تعالي انسانها» مي‏باشد. ابعاد تحول و تعالي مزبور، فراگير حوزه‏هاي متنوع اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي است. در معناي ياد شده، يك نظريه توسعه بر مدار اعتلاي معاني انساني و هدايت قابليتهاي نيروي انساني رو به وضعيت آرماني، در چارچوبه الگوي مطلوب اجتماعي مي‏باشد و الگوي توسعه‏يافتگي بر اساس آن الگوي مطلوب، شكل مي‏گيرد. در اين ديدگاه، نيل به توسعه پايدار و همه‏جانبه، در گرو توجه اصولي به نيروي انساني و مديريت بهينه منابع انساني، شكل‏دهي به عناصر انساني كارآمد براي توسعه انساني، مي‏باشد. با اين تعريف و اين بينش از توسعه و نقش نيروي انساني و پيش‏نياز ضروري مشاركت همه انسانها در فرايند توسعه‏يافتگي، ضرورت بينش و رويكرد درست و روشن‏بينانه به زن و توسعه انساني معلوم مي‏شود.
جاي‏جاي آراء امام«ره» در تبيين آرمانهاي نهضت اسلامي، مضمون ايدئولوژيك توسعه انساني را در خود دارد(3) از اين ديدگاه به ضميمه بينش امام نسبت به مقوله زن، مي‏توان نگرش ايشان در زمينه زن و توسعه انساني استنباط كرد.
جاي‏جاي آراء امام«ره» در تبيين آرمانهاي نهضت اسلامي، مضمون ايدئولوژيك توسعه انساني را در خود دارد از اين ديدگاه به ضميمه بينش امام نسبت به مقوله زن، مي‏توان نگرش ايشان در زمينه زن و توسعه انساني استنباط كرد.
وضعيت امروز نظريه‏پردازي در مقوله
«زن و توسعه»
بسياري نظريه‏پردازان در دهه اخير، كوشش نموده‏اند تا به مقوله «زن و توسعه» بپردازند و بر آن بوده‏اند تا به نوعي ديدگاه تئوريك و يا كاربردي پيشنهادي خويش را از «موضوع حضور زن و مشاركت وي در فرايند توسعه» به دست دهند. آخرين دستاورد اين كوششها، اينك همان نظريه «برابرسازي جنسيتي در ابعاد اقتصادي و غير اقتصادي توسعه» مي‏باشد.(4) تلقي كلان ما در تحليل اين وضعيت آن است كه:
1 - برابرسازي جنسيتي در موضوعاتي مانند منابع و مقدورات، بهداشت، خدمات و رفاه عمومي، آموزش و پرورش، در ديدگاه ما نيز پذيرفتني است و اين به دليل آن است كه اين ديدگاه، برخاسته از همان نظريه «عقلانيت فرهنگي» يا «مبناي انساني توسعه» مي‏باشد كه پيشتر گذشت.
2 - نظريه برابرسازي جنسيتي با همان شاخصه‏هاي پيشنهادي سازمان ملل، در زمينه‏هايي مانند امكانات آموزشي، مراقبتهاي بهداشتي، اشتغال و دستمزد، تغذيه، كار و نيروي كار، ميزان مشاركت، كه اينك در سطح كشور مطرح است، همه كم يا بيش تلقينهاي ترجمه‏اي بيش نيستند و خلاقيتي از سوي مترجمين اين انديشه‏ها در جهت بومي نمودن اين ديدگاه و سازگار انداختن آن با ساختار فرهنگي و ايدئولوژيك كشور ما، مشاهده نمي‏شود.
نظريه برابرسازي جنسيتي با همان شاخصه‏هاي پيشنهادي سازمان ملل، كه اينك در سطح كشور مطرح است، همه كم يا بيش تلقينهاي ترجمه‏اي بيش نيستند و خلاقيتي از سوي مترجمين اين انديشه‏ها در جهت بومي نمودن اين ديدگاه و سازگار انداختن آن با ساختار فرهنگي و ايدئولوژيك كشور ما، مشاهده نمي‏شود.
3 - نقش توسعه‏اي زن را در هر دو وجهه موضوع و عامل توسعه‏بودن و بهره‏مند از آثار توسعه‏بودن، نمي‏توان و نبايد تنها با برابرسازي جنسيتي - آن‏گونه كه آخرين ديدگاههاي موجود توسعه‏اي مي‏انگارند - يكي انگاشت و از بسياري عناصر توسعه‏اي زن، مانند عناصر ارزشي و هنجاري توسعه، واقعيتهاي جنسي، قابليتهاي گوناگون و متفاوت جنسيتي، گستره چند بعدي توسعه انساني، چشم پوشيد.
4 - تعبير «تعالي انساني» در تبيين مفهومي توسعه به طور كل و در تصوير تفصيلي از موضوع زن و توسعه، هنوز در نوعِ نظريه‏هاي توسعه‏اي زن در درون كشور نيز از تصويري روشن‏بينانه، خالص، توانمند و كارا نسبت به رابطه دين و توسعه و حتي جنبه‏هاي انسان‏شناسانه توسعه خالي است. موضوع تعالي انساني در آخرين تحليل نظريه‏هاي وارداتي همانا ارتقاء سطح آموزش و بهداشت و خدمات و رفاه عمومي تلقي مي‏شود و از عناصر رشد
انساني و هدايت اجتماعي در خود خبري ندارند.
موضوع تعالي انساني در آخرين تحليل نظريه‏هاي وارداتي همانا ارتقاء سطح آموزش و بهداشت و خدمات و رفاه عمومي تلقي مي‏شود و از عناصر رشد انساني و هدايت اجتماعي در خود خبري ندارند.
فرايند شكل‏دهي به نظريه توسعه‏اي زن
دانش‏پژوهان، نظريه‏پردازان، دين‏شناسان و عهده‏داران هدايت منابع انساني نظام و مديران فرهنگي و سياسي و اقتصادي نظام، هنوز به‏گونه‏اي بايسته، فرايند و اصول روش شكل‏دهي به سياستها و برنامه‏هاي اجتماعي موضوعات توسعه‏اي مربوط به زنان را و به طور معين الگو و نظريه معين توسعه‏اي خود ويژه دين‏شناسانه و بومي به تناسب وضعيت اجتماعي كشور را، درنيافته‏اند. لازم است، نگرش كلي خويش را به فرايند و اصول روش مزبور، به دست دهيم تا معلوم شود چگونه مي‏توان آراء و انديشه‏هاي اجتماعي در مقوله زن را در قالب مدلها و الگوهاي توسعه‏اي شكل بخشيد و به تكميل و پيدايش و كارآمدتر نمودن اين الگوها و انديشه‏ها، همت گمارد. اين فرايند و اصول روش شكل‏دهي به نظريه توسعه‏اي زن در راستاي فرايند و اصول عام روش شكل‏دهي به يك نظريه توسعه‏اي، مي‏باشد كه در مجالها ومكتوبات‏ديگر مبرهن شده و به دست داده شده‏اند.(5) در فرايند پيشنهادي مي‏توان آراء اجتماعي امام در مقوله زن را در قالب يك نظريه توسعه‏اي بررسي و تبيين نمود. فرايند مزبور را در مراحل زير مي‏توان دريافت:
1 - در اولين گام براي تدوين نظريه توسعه‏اي زن، بايستي به تنقيح و تبيين انديشه‏هاي تئوريك و به ويژه كلامي و برپايه آن انديشه‏هاي اعتباري (به ويژه اخلاقي و فقهي) و انديشه‏هاي تجربه‏پذير (به ويژه در حوزه علوم انساني و اجتماعي)، پرداخت. واقع آن است كه در لابه‏لاي آراء و تأليفات نظري، ايدئولوژيك و علمي موجود، بسياري انديشه‏هاي غير انساني و ضد توسعه‏اي و ازجمله مبتني بر نوعي جاهليت مردانگارانه(6) درباره زن وجود دارد كه اين آراء و انديشه‏ها بي‏مجامله و توجيه و بي‏جمود و تحجّر بايستي معلوم، نقادي و پيراسته گردند و ابعاد ناگفته انديشه‏هاي مربوط به زن و توسعه، نظام‏دار و روشمند، تدوين و ارائه گردد. موضوعاتي مانند آفرينش زن، ماهيت انساني او، جايگاه و رسالت و نقش و مسؤوليت و تكاليف انساني و اجتماعي او در ديدگاه كلامي و مسائل متنوع حقوقي و تكاليف جنسي و جنسيتي(7) در ديدگاه فقهي در راستاي آن انديشه‏هاي كلامي بايد به درستي منقح و تبيين گردند.
در لابه‏لاي آراء و تأليفات نظري، ايدئولوژيك و علمي موجود، بسياري انديشه‏هاي غير انساني و ضد توسعه‏اي و ازجمله مبتني بر نوعي جاهليت مردانگارانه درباره زن وجود دارد
در فرايند پيشنهادي مي‏توان آراء اجتماعي امام در مقوله زن را در قالب يك نظريه توسعه‏اي بررسي و تبيين نمود.
2 - دومين گام، نظام‏دهي به الگوي مطلوب زن و زنانگي است، بزنگاه تحقيق و توسعه در موضوع زن در اين مرحله است. تصوير آرماني از زن و الگوي مطلوب پيش‏روي زن امروز كدام است؟ زن الگو كيست؟ الگوي مزبور بايد نشانگر ابعاد رشد انساني (معرفتي، اخلاقي، رفتاري و هويت) و ابعاد توسعه اجتماعي (فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي) باشد. بينش اسلاميِ نقشِ توسعه‏اي زن، در اين مرحله در گرو كاوش نظام‏واره از سنت و زندگاني صديقه طاهره(س)، خديجه كبرا(س)، زينب كبرا(س) و ديگر پيشوايان آدميت تا به امروز، شهيده‏هاي گمنام و بانوان مجاهد، است. مشكل بزرگ تئوريهاي توسعه‏اي زنان، اينك و در جهان امروز، يا از نبود نمونه‏هاي متعالي عيني الگويي زن يا از نبود بينشي درست از نمونه‏هاي عيني الگويي زن، مي‏باشد. از زمره دلايل افراطها و تفريطهاي بسيار در انديشه‏هاي توسعه‏اي درباره زنان مانند پيدايش و نضج گرايشهاي فمينيستي، يا وجهه ابزارنگاري زن، يا اصالت‏دهي وجهه اقتصادي زن و يا تبعيضها و اصالت‏دهيهاي جنسيتي مردان بر زنان يا زنان بر مردان، برخاسته از همين نبود نمونه‏هاي الگويي در مكتبهاي اجتماعي غير الهي و عدم توجه و عدم روشن‏بيني در پرداخت الگويي نمونه‏هاي متعالي انساني در ميان پيروان مكتبهاي الهي، مي‏باشد.
3 - در سومين گام، الگوي توسعه‏اي زن بايد طراحي شود، شاخصه‏ها و الگوي توسعه‏اي زن، از درون الگوي مطلوب زن و زنانگي با توجه به شرايط محيطي و رفتار سيستم اجتماعي در گذشته و حال، استنباط مي‏شوند. بعضي از شاخصه‏هاي مزبور كيفيت‏پذير هستند. سطح آموزش، بهداشت، درآمد و... نمونه اين شاخصه‏هاي كميت‏پذيرند. برخي از شاخصه‏ها نيز كيفياتي هستند كه هنوز به حوزه كميت‏پذيري وارد نشده‏اند، شاخصه‏هاي ارزشي مانند اخلاق، امنيت، آزادي، ايمان و... از اين قبيل شاخصه‏ها مي‏باشند.
4 - چهارمين گام، برآوردها و تحليلهاي توصيفي از وضعيت موجود زن در جامعه است. بايد واقع‏بينانه و انساني به وضعيت امروز زن در جامعه خويش بنگريم و برحذر از جمود و بينش غير انساني به مقدورات و موانع توسعه‏يافتگي زن مسلمان و ايفاي نقش توسعه‏اي زن در جامعه خويش نظري نقادانه بيفكنيم و وضعيت انساني (شخصيتي)، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي زن امروز را داوري كنيم.
مشكل بزرگ تئوريهاي توسعه‏اي زنان، اينك و در جهان امروز، يا از نبود نمونه‏هاي متعالي عيني الگويي
زن يا از نبود بينشي درست از نمونه‏هاي عيني الگويي زن، مي‏باشد.
بايد واقع‏بينانه و انساني به وضعيت امروز زن در جامعه خويش بنگريم و برحذر از جمود و بينش غير انساني به مقدورات و موانع توسعه‏يافتگي زن مسلمان و ايفاي نقش توسعه‏اي زن در جامعه خويش نظري نقادانه بيفكنيم.
5 - پنجمين گام اساسي، تدوين و ارائه راهبردها و سياستها و برنامه‏هاي مديريت وضعيت امروز به سوي وضعيت مطلوب است. اينكه براي زن امروز از جنبه انساني، شخصيتي و هويت فردي او چه بايد كرد؟ چگونه بايد با نارساييها و كمبودهاي فرهنگي (آموزشي، پرورشي)، اجتماعي (خدمات يا رفاه عمومي، منزلت اجتماعي)، سياسي (مشاركت، آزادي و...) و اقتصادي (فقر و تبعيض) مربوط به زنان جامعه خويش، برخورد كرد؟ پس از گذار از مراحل چهارگانه پيشين در اين مرحله، ممكن است.

منبع : نورپرتال






لينک مطلب
 توسط صغری شکوهی در دوشنبه 31 خرداد 1389  ساعت 12:27 PM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET