معضلات نسبيت‌گرايي اخلاقي كلاسيك :
1. برخي از مشكلات ابهام‌اند. يعني در خودِ نظريه ابهام وجود دارد. يكي از مشكلاتي كه نسبيت‌گرايي كلاسيك با آن مواجه است، ابهام در مفهوم فرهنگ و جامعه است. جامعه چيست؟ شما مي‌گوييد باورهاي اخلاقي يك جامعه نسبت به خودش راست است. منظور از جامعه چيست. منظور از جامعه، يك شهر، يك فرهنگ، يك منطقه و ... است. هر كدام مشكلاتي دارد ممكن است در درون يك شهري چنين مسئله‌اي صدق نكند و شايد اكثراً اين باور اخلاقي را نداشته باشند.
براي جامعه‌شناسان اين مشكل به وجود نمي‌آيد زيرا آنها درباره نهادهاي اجتماعي و گزاره‌هايي بحث مي‌كنند كه معضل ندارند و مشكل پيش نمي‌آيد. ولي اينجا مسئله فرق مي‌كند اگر اينجا محدوده جامعه، فرهنگ را مشخص نكنيد، مشكلاتي پيش مي‌آيد. پس ابهامي در واژه‌هاي فرهنگ و جامعه است. مفهوم جامعه و فرهنگ از مفاهيم لغزنده است. ما مفاهيمي داريم كه ابهام مرزي دارند يعني آن جاهايي كه مشخص نيست آن مفهوم صدق مي‌كند يا نه. خيلي از مغالطات فلسفي از اين نوع است. فرهنگ و جامعه از اين دسته مفاهيم هستند و نمي‌توان تعريف مشخصي از آن كرد.
2. مشكل دوم، تقريباً به صورت معضل است و به اين سادگي حل نمي‌شود، آن هم مربوط به تصميمات اخلاقي است. شما مي‌خواهيد براي انجام رفتاري، يك تصميم اخلاقي بگيريد اگر نسبيت‌گرا باشيد دو حالت دارد يا بسيار ساده است يا بسيار دشوار. شما مي‌‌رويد سراغ اينكه آيا جامعه اين رفتار اخلاقي را مي‌پذيرد يا نه. اگر بپذيرند كه اين مسئله حل مي‌شود و اكثريت، آن را مي‌پذيرند. ولي در جاهايي تنوع و تكثر است و شما نمي‌توانيد تصميم بگيريد. اگر ملاك جامعه باشد مسئله‌اي را حل نمي‌كند چون اين اصل در جامعه معضل دارد و تعدادي مسائل بدون پاسخ مي‌مانند.
3. يك اصل مهم در فلسفه اخلاق «اصل تعميم پذيري» است. اين اصل جزء مسلمات فلسفه اخلاق است و همه فلاسفه اخلاق آن را مي‌پذيرند. مفاد اين اصل اين است كه اگر چيزي نسبت به شما درست بود نسبت به من هم درست است، البته با حفظ شرايط. قواعد و قوانين اخلاقي در شرايط يكسان، استثناء پذير نيستند. قوانين اخلاقي كلي، تعميم پذير و نسبت به همه افراد يكسان هستند.
يكي از معضلاتي كه نسبيت‌گرايي اخلاقي كلاسيك با آن مواجه است اصل تعميم‌پذيري است. طبق نسبيت‌گرايي اخلاقي كلاسيك اين اصل معناي خود را از دست مي‌دهد. زيرا باورهاي اخلاقي فردي ممكن است نسبت به كسي درست باشد اما نسبت به جامعه درست نباشد.
4. مشكل ديگر كه نسبيت گرايي كلاسيك با آن مواجه است ارزيابي بيروني است يعني ارزيابي بين فرهنگي يا بين اجتماعي، نمي‌توان ارزيابي بين فرهنگي انجام داد، همه باورهاي اخلاقي نسبت به يك جامعه بايد تعريف شوند.
ما كه عضو يك جامعه هستيم مي توانيم رفتارهاي همديگر را ارزيابي كنيم. چون همه باورهاي اخلاقي يكسان داريم. اما باورهاي اخلاقي ديگران در جوامع ديگر را نمي شود ارزيابي كرد. چون داوري ما بر اساس يك سري باورهاي اخلاقي صورت مي گيرد كه از نظر جامعه ما درست است و ممكن است ما باور اخلاقي جوامع ديگر را قبول نداشته باشيم. داوري‌هاي ما بر اساس باورهايي صورت مي گيرد كه ما به آنها اعتقاد داريم.
5. طبق نسبيت‌گرايي اخلاقي كلاسيك ما نمي‌توانيم عمل اصلاح‌گران اخلاقي را توجيه كنيم. در هر جامعه‌اي تعدادي هستند كه اصلاح‌گران اخلاقي به حساب مي‌آيند و رفتار اخلاقي رايج را تغيير مي‌دهند. اما اگر نسبيت‌گراي كلاسيك باشيم نمي‌توانيم عمل و رفتار اصلاح‌گران اخلاقي را توجيه كنيم. زيرا يكي از مشكلات نسبيت‌گرايي اخلاقي كلاسيك اين بود كه نمي‌توانيم درباره رفتارهاي ديگران داوري كنيم. يعني رفتارهاي ديگران غيرقابل داوري است و نمي‌توان درباره آنها نظر داد.

عليرضا قائمي نيا

 





لينک مطلب
 توسط صغری شکوهی در دوشنبه 31 خرداد 1389  ساعت 5:46 PM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET