اراده، قدرتی است که از بعد روحی انسان مشتق شده و یکی از ابعاد وجود معنوی اوست.

این صفت، یکی از صفات الهی و از جمله صفت‌های مشترک بین انسان و خداست و به همین دلیل تا مرز قدرت الهی زمینه رشد دارد.

همانطور که اگر خداوند چیزی را اراده کند انجام می‌شود، انسان نیز در صورت به کارگیری ارادة خود، همان خصوصیت را خواهد داشت.

اراده در لسان برخی روایات به ایمان و در برخی دیگر به علاقه، عشق یا محبت تعبیر شده و فلاسفه آن را شوق مؤکد می‌دانند.

1. همه اراده دارند

ارزش واقعی انسانی مبتنی بر ارادة اوست؛ زیرا اراده از صفات الهی است که در همان نفخه الهی، همچون روح، در وجود انسان به ودیعه نهاده شده است. اراده، استعداد است و در همة افراد موجود می‌باشد، لکن افراد با اراده از روش شکوفایی و به کارگیری استعداد استفاده کرده، اراده را در خود شکوفا نموده‌اند و به مرحلة بروز رسانده‌اند. اما دیگران آن را مهمل رها کرده و به درجة بالندگی اراده نرسیده‌اند.

وجود هر انسانی مملو از استعداد است و اگر زمینه‌های شکوفایی در او به وجود آید، به مرحلة بروز و ثبوت می‌رسد وگرنه مکتوم می‌ماند (بالنده نشده) البته ممکن است اراده در یک جهت شکوفا شده اما در جهات دیگر به شکوفایی نرسیده باشد.

2. زمینة شکوفایی اراده

اگر ما موفق به اجرای اراده در اعمال نمی‌شویم، به علت جهل است. هر علتی، معلولی می‌خواهد هر شکوفایی نیازمند زمینه است. با توجه به اینکه اراده را شوق مؤکد می‌دانیم، برای تقویت اراده باید آن شوق افزایش یابد و هر چه علم ما نسبت به مصالح و مفاسد کارها بیشتر و عمیق‌تر باشد و به اصطلاح به درجة عین‌الیقین و باور رسیده باشد، شوق افزون‌تر و اراده نسبت به آن کارها قوی‌تر خواهد بود. چنین حالتی را شکوفایی یا بالندگی اراده گوییم.

از نظر فلاسفه اسلامی، تحقق وجود اراده مبتنی بر دو پایه است 1. آگاهی به مصالح عمل؛ 2. آگاهی به مفاسد عمل.

3. نشانه‌های اراده

برای شکوفایی ارادة حقیقی لازم است با ارائه نشانه‌هایی از آن، حقیقت اراده مشخص گردد، تا هر فرد بتواند با این علائم و نشانه‌ها، ارادة حقیقی را بشناسد و خود را به آن آرایش دهد و کلید موفقیت در همة کارها را به دست آورد:

نشانه‌های اراده عبارت است از:

1. تعبد

تعبد بی‌چون و چرا، یکی از شرایط اعمال ارادی است؛ خواه عمل، اثر داشته باشد یا بی‌اثر باشد.

هنگامی که شخص پی می‌برد مطلبی خوب است و شرع و عقل آن را تأیید می‌کند، باید آن را انجام دهد؛ خواه نافع باشد یا ضرر داشته باشد. اگر ترک عملی را شرع تأیید می‌کند، باید ترک شود، خواه عمل نافع باشد یا مضر. باید با ایمان و باور قلبی، فقط برای خدا، تصمیم به انجام کارها گرفت.

2. انعطاف در عمل

در عین حال که یک فرد نسبت به حکمی تعبد دارد، باید نسبت به حکم و حاکم نیز انعطاف داشته باشد. معمولاً در بین افراد معمولی صفات متضاد جمع نمی‌باشد. آنها که فعالیت جسمی دارند، کارهای فکری زیاد انجام نمی‌دهند و آنها که در کارهای اجتماعی فعالند، اهل عبادت و تهجد نیستند. در حالی که پیامبر(ص) هم اسوه شدت و غلظت است و هم بعد شفقت و رحمت دارد. یکی از خصوصیات و صفات ائمه(ع) این بوده که صفات متناقض و متضاد داشته‌اند.

3. هماهنگی جسم و روح

یکی از نشانه‌های عمل ارادی این است که جسم و روح هماهنگ باشند. عملی که انسان انجام می‌دهد اگر از روی انگیزه و شوق روحی و با مبنای درست باشد، جسم نسبت به آن عمل پایبند و استوار است. زیرا کار با شوق و علاقه مبتنی بر ارکان وجودی انسان است و قدرت در هماهنگی جسم و روح تحقق واقعی می‌یابد.

اگر جسم و روح همگون شد، قدرت زیاد می‌گردد، به حدی که به قدرت الهی نزدیک می‌شود؛ چنانچه قرآن درباره قدرت خداوند می‌فرماید: «اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون»[1]

انسان می‌تواند آنقدر روح خود را قوی کند که بر جسم مسلط شود. اگر حرکت ما روی زمین آهسته و سست است، به خاطر آن است که جسم، روح را در خود نگه داشته است. اگر روح بر جسم مسلط باشد، در و دیوار برای او مانع نیست؛ زیرا حرکت، حرکت مادی نیست، بلکه حرکتی غیرمادی است. رشد سریع، با اراده قوی.

اگر بتوانیم، ارادة حقیقی را کسب کنیم و آثار آن را صاحب شویم، خداوند نیز قدرت‌های عجیبی به ما خواهد داد. بدترین صفات را می‌شود در کمترین زمان کنار گذاشته به بهترین صفات تبدیل نماییم. پس بسیاری از عقب‌ماندگی‌های ما به خاطر ضعف اراده است.

4. ضرورت تقویت اراده

تقویت اراده یکی از ضروریات زندگی برای جوان است. استعداد در وجود جوان زیاد است باید برای تسریع در رشد معنوی، اراده را شکوفا و تقویت کرد.

کسی که اراده قوی داشته باشد، می‌تواند در یک آن از هر چه صفت رذیله است بگذرد و فضایل اخلاقی را کسب کند.

لازم است جوان کاربرد اراده را بداند، همانطور که جسم ما برای حرکت و ادامه راه به تغذیه و جذب انرژی نیاز دارد، روح نیز عواملی را برای قوی شدن می‌طلبد اراده نیز به جذب نیرو احتیاج دارد باید این عوامل را به استخدام خود درآورد تا روح و اراده قوی شود.

5. ارکان اراده

اراده، بنا بر نظر فلاسفه، به شوق مؤکد تعبیر شده است. وقتی علاقه زیادی به یک چیز پیدا شد، در درون انسان نیرویی به وجود می‌آید. این نیروی غیر مادی در درون به اعضای مادی فرمان می‌دهد که انسان کاری را انجام دهد. این شوق ارکانی کافی دارد که اگر عمل، با این ارکان انجام شود، نشانگر عمل از روی اراده حقیقی است و اگر یکی از این پایه‌ها سست یا نارسایی داشت، عمل از روی ارادة حقیقی انجام نمی‌گیرد. ارکان اراده را می‌توان چنین شمرد:

1. انسان نسبت به انجام یا ترک عمل، دلایل و براهین کافی داشته باشد و جوانب کار را در نظر بگیرد. هدفش از انجام یا ترک کار مشخص باشد و آثار و پیامدهای ان را نیز بداند.

2. پس از شناخت هدف و آثار آن، تصمیم بر انجام کار بگیرد.

3. پس از تصمیم گرفتن، به تصمیم خود عمل کند.

6. اعمال غیرارادی

برخی اعمال، ارادی نیستند. شناخت این اعمال، انسان را نسبت به عمل بر اساس ارادة حقیقی راهنمایی می‌کند. با بررسی این اعمال غیرارادی، که به سبب اراده حقیقی نیست، در می‌یابیم اعمال ما از چه گروه هستند.

اعمال غیرارادی، ارکان اراده را ندارند و یا این ارکان در آنها ضعیف هستند:

1. عملی که دیوانه انجام می‌دهد؛

2. عملی که در خواب انجام می‌شود؛

3. عملی که با جبر انجام می‌شود؛

4. عملی که از روی اضطرار انجام می‌شود؛

5. عملی که از روی خطا یا اشتباه انجام می‌شود؛

6. عملی که از روی فراموشی انجام می‌شود؛

7. عملی که از روی ناآگاهی و جهل انجام می‌شود.

7. مرز عمل ارادی و غیرارادی

با دقت در اعمالی که غیرارادی هستند، مشخص می‌شود که بسیاری از اعمال ما از روی اراده حقیقی نیست، بین عملی که از روی اراده حقیقی صورت می‌گیرد و عملی که غیرارادی است تفاوت وجود دارد.

اگر عملی را انجام می‌دهیم و پس از مدتی آن را رها می‌کنیم.

اگر شک و وسواس در اعمال نشان می‌دهیم.

اگر افراط و تفریط در اعمال بروز می‌دهیم. اگر ....

همه اینها به علت آن است که عمل از روی اراده حقیقی نیست و پایه‌های اراده سست است.

باید مرز و حدود احکام را بدانیم و از روی پایه‌ها و ارکان اراده، اعمال خود را ارزیابی کنیم. بسیاری از اعمال ما غیرارادی است؛ با شناخت این اعمال غیرارادی، می‌توانیم روی اعمال ارادی خود کار کرده و اراده را تقویت کنیم.

8. شوک ارادی

افرادی که کم‌اراده یا بی‌اراده هستند، اصطلاحاً در علم روانشناسی به آنها تعبیر شوک ارادی می‌شود؛ اراده این افراد دچار رکود و سکون شده است.

این افراد اراده دارند، اما پایة اراده‌شان شکسته و یا قدرت اراده آنها کاهش پیدا کرده است.

انسان عاقل، دارای اراده هست؛ اما این اراده متغیر است. اگر انسان اراده نداشته باشد، دیوانه است. حال اگر کسی چند عمل ارادی هم داشته باشد ولی برخی اعمال او غیرارادی باشد، اراده‌اش کامل نیست اما اراده دارد.

ممکن است خصوصیت بی‌ارادگی در وجود فردی با ضریب 10 و در دیگری با ضریب 70 وجود داشته باشد؛ این خصوصیات نسبت به حالات و روحیات افراد متغیر است.

9. برآیند ضعف و کمبود

آنانکه اراده‌شان ضعیف است یا کمبود اراده دارند، از نظر اخلاقی خصوصیات ویژه‌ای دارند. با بیان این خصوصیات می‌توان میزان اراده را سنجید. البته لازم به تذکر است که ضریب این خصوصیات در هر فرد، متغیر است. گاه فردی تمامی این خصوصیات را با هم دارد و گاه با یک خصوصیت دست به گریبان است.

این خصوصیات عبارتند از:

1. قدرت تصمیم‌گیری ندارند؛

2. در فکر خود پروژه زیاد دارند؛

3. کارها را به تأخیر می‌اندازد؛

4. پس از شروع، کارها را رها می‌سازند؛

5. به دنبال چند شغل هستند؛

6. تضاد فکری و عملی دارند. مثلاً تصمیم می‌گیرند بخوابند ولی رادیو را نیز روشن می‌کنند؛

7. زود تحت‌تأثیر قرار می‌گیرند؛

8. زود عصبانی می‌شوند و بعد هم زود پشیمان می‌شوند؛

9. در اعمال خود افراط و تفریط دارند. مثلاً در نجاست و طهارت (وسواس، بی‌اعتنایی)؛

10. کم‌صبر هستند و در شدائد و سختی‌ها پیوسته منتظر معجزه هستند.

10. بعد منفی تقویت اراده

برخی افراد که در مزایای اراده و برآیندهای آن تحقیق می‌کنند، به اهمیت اراده و لزوم شکوفایی آن پی می‌برند و در فکر تقویت اراده خود می‌افتند؛ این تفکر بسیار متعالی و خوب است، اما باید روش کار درست باشد.

باید دانست خود را در تنگناهای جسمی و روحی قرار دادن، مثل روزه بی‌شمار گرفتن، کم خوردن، کم خوابیدن، منزوی و گوشه‌گیر شدن، غافل از خانواده شدن و قطع ارتباط با اقوام کردن و بسیاری موارد دیگر راه درستی نمی‌باشد؛ بلکه باید از راه درست به ایجاد زمینه برای شکوفایی اراده پرداخت. پس اگر تصمیم به تقویت اراده دارید، باید متعادل و میانه‌رو باشید و هرگز راه افراط و تفریط را نروید. قرآن که روشنگر راه است می‌فرماید:

وکذلک جعلناکم امة وسطاً؛ و شما را امتی متعادل قرار می‌دهیم.

اسلام با هر دو گونة این روش‌های غلط، چه افراط و چه تفریط، مبارزه کرده است که در تاریخ مسطور است.

11. تفاوت تقویت در جسم و روح

در بعد جسمی، انسان باید تغذیه شود تا اندام‌های او تقویت شوند. اما در بعد روحی، تلقین نقش اساسی دارد و اولین مرحله برای شناخت استعدادهای هر فرد در درون او به شمار می‌رود. قدرت روحی در اثر تلقین بارور شده و زمینه برای مراحل شکوفایی اراده به وجود می‌آید.

12. لزوم شکوفایی اراده

با دقت در صفات و ابعاد وجودی انسان، این مطلب روشن می‌شود که انسان در برخورد با صفات شیطانی و حیوانی و برای به خطا نرفتن قوای عاطفی و تقویت قوای فطری (عقل، وجدان و روح) و قدرت و احاطه پیدا کردن بر عالم هستی و تکوین و برای آنان که در آینده تصمیم دارند مدارج بالای علمی و معنوی را طی کنند، لازم است که در شکوفایی اراده موفق باشند.

13. زمینه‌های شکوفایی اراده

آنچه تاکنون بیان شد، نشانگر آن بود که انسان نیاز مبرم به تقویت و شکوفایی اراده دارد. اما روش‌های عملی در شکوفایی اراده چیست؟

الف- روش‌های شکوفایی اراده

1. متانت در عمل؛ 2. متانت در بیان؛ 3. متانت در رؤیت؛ 4. متانت در راه رفتن؛ 5. متانت در غذا خوردن.

ب- تسلط بر روح

اگر بتوانیم به قوای روح خود مسلط شویم، جسم ما تحت سیطرة روح قرار می‌گیرد. وقتی سیطره، با قوای معنوی و روحی شد، جلوه‌هایی از کارهای خارق‌‌العاده و قدرت‌های معنوی عظیم برای انسان پیش می‌آید.

ج- احتیاط در مصرف انرژی‌های مادی

مصرف انرژی‌های مادی انواعی دارد، که انسان در ارتباط با آنها باید نیروهای مادی خود را صرف نماید:

1. حرف زدن؛ 2. شنیدن؛ 3. نگاه کردن؛ 4. راه رفتن؛ 5. خوردن.

د- درمان کاستی‌های جسمی

اگر جسم ما سالم باشد، می‌توانیم از آن توقع داشته باشیم که در شکوفایی ابعاد روحی با ما همراه باشد. دقت در اعضای بدن و شناخت لازم نسبت به کارآیی هر یک از اعضاء، انسان را در رسیدن به اهداف متعالی یاری می‌دهد.

راه‌کار: اگر به تمامی موازین شرع عمل کنیم، هیچگاه کاستی، بیماری و لغزش در اعمالمان به وجود نمی‌آید و در پیمودن ابعاد روح نیز دچار مشکل نمی‌شویم.

هـ- تسلط بر قوای جسمی

بعد از درمان کاستی‌های جسم، باید انسان بتواند نسبت به قوای جسمی احاطه پیدا کند.

احاطه بر قوای جسمانی، از جمله دستوراتی است که در رابطه با خودسازی، در شرع مقدس اسلام روی آن تأکید شده است. دانشمندان روانشناس نیز بر این عقیده‌اند که برای ساختن ابعاد روح، ابتدا باید تسلط و احاطه بر قوای جسمی پیدا شود.

لذا به دو راه‌کار اساسی در این زمینه توجه فرمایید:

1. نظم و شرطی شدن

نظم در کارهای فیزیکی، زمینه‌ساز رشد و تقویت اراده است و منافع فراوانی برای انسان به همراه دارد، به نحوی که روح و جسم در انجام این امور با هم هماهنگ و شرطی می‌شوند.

اصطلاحاً در روانشناسی، به تقید روح و جسم، شرطی شدن می‌گویند.

2. الگوهای عملی در سیطره بر قوای جسمانی

اولیای الهی نمونة بارز سیطره بر قوای جسمی هستند. فرهنگ اسلام مملو از سرگذشت کسانی است که با تسلط بر قوای جسمی به مقامات شامخ معنوی رسیده‌اند، و در بین مردم هم این نمونه‌ها در ابعاد پایین‌تری به چشم می‌خورد.

و- آشنایی با مشکلات روحی

یکی از مواردی که موجب شکوفایی اراده می‌شود، آشنایی با مشکلات روحی است. استعدادهای روحی زمینه‌ساز بالندگی اراده هستند و اگر این مسائل روحی، عاطفی و معنوی در انسان ضعیف شوند، اراده هم ضعیف می‌شود.

یکی از مسائل بغرنج و حاد عمومی مردم جامعة ما این است که نسبت به مشکلات روحی، یا شناخت ندارند و یا عوارض ناشی از بیماری‌های روحی را نمی‌دانند.

باید همانطور که با مشاهدة تب، به دنبال علت و درمان آن بر می‌آییم، نسبت به نمادها و نشانه‌های بیماری روحی نیز آشنایی داشته باشیم

منبع :http://www.hawzah.net





لينک مطلب
 توسط صغری شکوهی در جمعه 28 خرداد 1389  ساعت 2:49 AM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET