*(همت و کار ) ^مضاعف*

همت بلند دار که مردان روزگار**** از همت بلند به جایی رسیده اند


 
 
  نپذيرفتن صدقه از علو طبع
«جنيد» (1) گفت: «مبلغي درهم براي «حسين بن مصري» بردم. و فرزندش تازه به دنيا آمده بود و در صحرا مي زيستند و همسايه نداشتند. از قبول پول خودداري کرد. پول را گرفتم و درون اتاقي ريختم که همسرش در آن ساکن بود و گفتم: اي زن! اين مال توست. پس او چاره اي براي کاري که کردم نيافت». (2)
- بندگي غير خدا را نکردن
گفت: صوفي آن است که نه مالک باشد و نه مملوک. مالک نابودن نشان بندگي است، و مملوک نابودن نشان بزرگ همتي است. مالک نباشند از بهر آنکه دانند که ما بنده ايم به رقي (3) که آن رق را زوال نيست و بنده را ملک محال است ...
دون همت کسي باشد که بنده همچون خودي باشد ...
بنده آن کس باشد که مالک توست نه بنده آن کس که ملک تو است، که بنده ملک خويش بودن محال است. (4)
گروهي اند ايشان که همت ايشان به خداي تعالي بسته است. ايشان را هيچ همت نيست سوي کسي ديگر جز خداي تعالي. معني اين سخن آن است که بلند همتانند، از بلند همتي که هستند در همت ايشان، جز خداي تعالي کس در نگنجد که هر کسي زير همت خويش پنهان است، و قيمت هر کسي همت او است، و مقدار همت او در مقدار دوستان او است. تا بعضي بزرگان گفته اند: «قيمة کل امري حبيبه». (5) پس آنکه با سگ عشق بازد به صورت مردم است، ليکن همتش سگ است و کبوتر باز همچنين، و سيم و زر همچنين، و سرا و ضياع همچنين، و آنچه بدين ماند. و اين طايفه ننگ دارند که همت خويش را به چيزي مشغول دارند که آن چيز زير ذل کن (6) درآمده است. (7)
- شناختن قدر خويش

سگي پاي صحرانشيني گزيد
به خشمي که زهرش زدندان چکيد

شب از درد بيچاره خوابش نبرد
به خيل اندرش دختري بود خرد

پدر را جفا کرد و تندي نمود
که آخر تو را نيز دندان نبود؟

پس از گريه مرد پراگنده روز
بخنديد کاي مامک دلفروز!

مرا گر چه هم سلطنت بود بيش
دريغ آمدم کام و دندان خويش

محال است اگر تيغ بر سر خورم
که دندان به پاي سگ اندر برم

توان کرد با ناکسان بدرگي
وليکن نيايد زمردم سگي (8)

- داشتن آرزوهاي بزرگ
«يعقوب ليث» (9) پيش از آنکه پادشاه شود، روزي با جوانان قبيله در جايي نشسته بود. پيري از اقرباي وي به آنجا رسيد. گفت: «اي يعقوب! جواني خوبروي و رشيد و رسيده اي. دست پيماني (10) لايق سامان کن تا عروس جميله از اعيان قبيله براي تو خواستگاري کنم». يعقوب گفت: «اي پدر! آن عروس که من مي خواهم دست پيمان او مهيا کرده ام». گفت: «آن کدام است». يعقوب شمشير از نيام برکشيد و گفت: «من عروس ممالک شرق و غرب را خواستگاري کرده ام و دست پيمان او اين شمشير آبدار و اين تيغ جوشن گداز است».

دريا و کوه را بگذاريم و بگذريم
سيمرغ وار زير پر آريم خشک و تر

يا بر مراد بر سر گردون نهيم پاي
يا مردوار در سر همت نهيم سر (11)

- دل بسته نبودن به دنيا
بعضي از مشايخ گفته اند: «هر که ايمان او صحيح و ايقان (12) او صريح باشد، سوي آفرينش و آنچه در اوست نظر نکند. از آنکه خساست همت از قلت معني است، که در غير حضرت عزت نه منفعت است و نه مضري. و اقبال بر چيزي، يا از براي جذب منفعت باشد و يا دفع مضرت. پس به حصول اين ادراک، نظر از کون منقطع شود و خلاصي از خساست همت که التفات به سوي اغيار (13) است دست دهد». (14)
بعضي از همت ايشان عالي تر افتاده، به دنيا نظر نيندازند و به نعيم فاني (15) او نپردازند و از اقبال (16) او شاد نشوند و از ادبارش (17) غمگين. وليکن از دوزخ بهراسند و نعيم بهشت را غايت مقصود شناسند. (18)
- بزرگ دانستن طينت آدمي
يکي از بزرگان به عيدگاه رفت. با جامه هاي کهنه و خلق. (19) يکي از حاضران گفت: «زينت تو کجاست؟» گفت: «من زينت را از آن بزرگ تر مي دانم که به طينت بدخواه آميخته کنم و طينت خود را حقيرتر از آن مي دانم که زينتي بر او بربندم. تو نمي داني که زينت نفس از زينت لباس بزرگ تر و بلندتر بود». (20)

پي نوشت ها:

1- جنيد: ابوالقاسم جنيد بغدادي از عرفا و صوفيان صاحب نام و پيشواي صوفيه بغداد در قرن سوم.
2- اللمع في التصوف، ص 235.
3- رقي: بندگي، بردگي.
4- شرح تعرف، ج1، صص 135-136.
5- «ارزش هر کس به اندازه ي آن است که دوست مي دارد».
6- ذل کن: پستي وجود.
7- شرح تعرف، ج 1، ص 184.
8- بوستان، ص 124.
9- ابويوسف يعقوب ليث صفار: از ملوک قرن سوم.
10- دست پيمان: اسباب دامادي.
11- لطائف الطوائف، ص 74.
12- ايقان: يقين.
13- اغيار: بيگانگان، ديگران.
14- ينبوع الاسرار، ص 181.
15- نعيم فاني: نعمت هاي زودگذر.
16- اقبال: رو کردن.
17- ادبار: پشت کردن.
18- ينبوع الاسرار، ص 180.
19- خلق: کهنه، ژنده.
20- اخلاق محتشمي، ص 304.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:58 PM - روز چهارشنبه 18 فروردین 1389    |   لينک ثابت
نويسنده:فيض کاشاني

خيارات

در بيع ، خياراتى به شرح زير ثابت است : خيار مجلس تا وقتى كه دو طرف معامله از هم جدا نشده اند؛ خيار حيوان كه براى مشترى تا سه روز و به قول بعضى براى طرفين تا سه روز حق فسخ معامله است ؛ خيار شرط براى كسى كه طرفين تا مدت معينى براى او چنين حقى را شرط كرده اند؛ خيار عيب در مورد نقص و يا زيادى در چيزى روى جريان طبيعى ؛ خيار رؤ يت در كالايى بر خلاف آنچه تعريف شده ؛ خيار غبن ، به مقدارى كه بيش از حد معمول گول بخورند و خيار تاءخير بعد از سه روز در صورتى كه ثمن و مثمن را تسليم نكرده باشد و شرط تاءخير در ميان نباشد و در مورد كالايى كه اگر شب مانده شود فاسد مى شود، يك روز نگذشته باشد. چهار مورد اول به وسيله ايجاب و اسقاط و تصرف ساقط مى شود و چهارمى نيز يعنى خيار عيب با حدوث عيبى پس از دريافت كالا از بين مى رود، زيرا عيب جديد مانع از رد كالا به سبب عيب سابق مى شود و فقط تفاوت قيمت (ارش ) ثابت مى شود؛ و اگر عيب حامله بودن كنيز و تصرف به وطى باشد، مانع از رد نمى شود، به طورى كه در اخبار صحيحه رسيده است . در اين صورت معامله يعنى كنيز را بر مى گرداند و به همراه او يك دوم از عشر قيمت آن را نيز پس مى دهد.(51) اما خيار پنجمى يعنى خيار رؤ يت با اسقاط از بين نمى رود و خيار ششم يعنى خيار غبن با تصرف ساقط نمى شود تا وقتى كه از ملك او خارج نشده است و يا مانعى از رد مبيع باشد، مانند باردار ساختن در مورد كنيز؛ اين دو نوع از خيارات به دلايل ديگر (غير از اين دو مورد) ساقط مى شود؛ و نماء در زمان خيار - هر چند كه عقد خود به خود فسخ شود - مال مشترى است . اما تلف شدن كالا بدون تفريط، مربوط به كسى است كه خيار ندارد و اگر هر دو خيار داشتند مربوط به مشترى است و تلف پيش از قبض به طور مطلق مربوط به فروشنده است .

ربا و تحريم آن

غزالى گويد :
(( عقد دوم ، رياست كه خداى تعالى آن را حرام كرده است و كار را در آن باره سخت گرفته است . بر صرافانى كه طلا و نقره خريد و فروش مى كنند و بر كسانى كه خوردنيها را مبادله و داد و ستد مى كنند واجب است كه از ربا دورى كنند، زيرا جز در نقد و خوراكى ربا نيست .))
مى گويم :
ربا از نظر اهل بيت (ع ) در هر مكيل و موزونى جريان دارد؛ چه خوراكى باشد چه غير خوراكى و چه نقد باشد و چه غير نقد و در چيزهاى قابل شمارش علماى ما اختلاف نظر دارند، و اجتناب از آن بهتر است .
در حديث صحيح از امام صادق (ع ) نقل شده است كه فرمود: (( يك درهم رباخوارى بدتر از هفتاد بار زنا كردن است كه تمام آنها با محارم باشد.)) (52) ربا در داد و ستد چيزهايى كه از نظر جنسيت همسان باشند با مقدار زايدى در يك طرف ثابت مى شود و اين زيادى يا از عين جنس است مانند معامله يك من گندم به يك من و نيم و يا در حكم آن است مانند خريد و فروش يك من نقد به يك من مدت دار، و به سبب اختلاف در اوصاف عرضى ، اختلاف در جنس پيدا نمى شود. بنابراين ، گندم و آرد گندم يك جنس است و خرما و شيره خرما نيز يكى ؛ انگور و كشمش يك جنس و شير و دوغ و فله نيز يك جنس است ؛ و بالاخره مرغوب يك جنس يا نامرغوب آن يكى است ، ميوه درخت خرما و همچنين ميوه تاك هر كدام يك جنس است ، اما گوشتها با اختلاف نام حيوانات مختلف است و همچنين شير هر حيوانى با حيوان ديگر متفاوت است . بنابراين گوشت گاو و گاوميش يكى است ، اما گوشت گاو از گوسفند متفاوت است و همچنين شير و انواع سركه تابع اصل خود مى باشد اما گندم و جو از نظر علماى شيعه - به دليل اخبار زيادى كه از اهل بيت (ع ) درباره عدم جواز زيادت در آنها رسيده - يك جنس است و گويى اين دو از حكم كليه كالاهايى كه داراى جنس متفاوت هستند، خارجند اگر مقدار يكى از دو عوض همجنس نامعلوم باشد معامله ربا خواهد بود؛ همچنين اگر يكى از آنها تر و ديگرى خشك باشد؛ چه يكى از ديگرى هيچ اختلاف نظرى نيست هر چند كه زيادت مربوط به آن طرفى باشد كه تر است به دليل نامعين بودن مقدارش رياست و اما در صورت برابر بودن دو طرف ، به دليل اخبار صحيحه اى كه درباره ممنوعيت معامله خرماى تازه با خرماى خشك رسيده است (53) به اين جهت كه اگر خرماى تازه بخشكد وزنش كم مى شود و بعضى از علماى شيعه اين احاديث را مخصوص ‍ موردى دانسته اند كه اخبار در آن مورد صادر شده است و در غير خرماى تازه و خشك ، تساوى را در مثل انگور و كشمش و گندم تر را به خشك و نظير اينها، جايز شمرده اند كه اين نظريه قابل توجه نيست ، زيرا علت حكم بصراحت بيان شده است . بنابراين حكم كليت دارد و به موارد ديگر سرايت پيدا مى كند و پيروى از آنچه به صورت عادت معمول شده از قبيل گرههاى كاه و كاه ريزه هاى موجود در گندم اشكالى ندارد.
در مورد اين كه آيا گوشت حيوانى را با خود حيوان از همان جنس جايز است معامله كنند يا نه ، دو قول وجود دارد كه مشهورترين آنها عدم جواز است و هرگاه دو شى ء ربوى در جنس تفاوت داشته باشند زيادى يكى بر ديگرى در معامله نقدى مانعى ندارد.
اما نسيه دادن دو جنس با زيادت بر يكديگر مورد اختلاف است و اخبار صحيحى بر منع چنين معامله اى دلالت دارد و چه بسا اين اخبار را به كراهت حمل كرده اند ولى احوط اجتناب از چنين معامله اى است .
بين پدر با فرزندان و شوهر با همسرش و مسلمان با كافر حربى ربا نيست .
گاهى مى توان از ربا نجات يافت به اين ترتيب كه از خريدار و فروشنده ، يكى كالاى خودش را به ديگرى در برابر جنس ديگرى بفروشد سپس جنس ديگر را با پول بخرد، در اين صورت در نظر گرفتن مساوات از بين مى رود. همچنين اگر كالاى خودش را به طرف ديگر ببخشد و بعد طرف ديگر نيز به او ببخشد و يا قرض دهد و بعد از يكديگر بگذرند و يا اين كه خريد و فروش كنند اما مقدار زايد را ببخشد و نيز با نظاير اينها مى توان از ريا نجات يافت ، اما بدون اين كه در تمام اين موارد مشروط كند، و اشكالى ندار كه هيچ يك از اين امور هدف اصلى نباشد و اين كه گفته اند عقدها تابع قصد و نيتهاست درست است ؛ زيرا قصد عقد صحيح در اين موارد كافى است ، و شرط نشده كه تمام نتايج حاصل از عقد مورد قصد باشد بلكه قصد يك نتيجه درست از نتايج حاصل از عقد كافى است ؛ چون اگر كسى اراده كند كه خانه اى را بخرد و آن را اجاره دهد و از آن راه درآمدى كسب كند همين قدر در درستى عقد كافى است ، هر چند كه هدفهاى ديگرى مهم تر و واضح تر از اين هم در نظر عقلا - مانند سكونت و نظير آن - داشته باشد.
در نصوص فراوانى از اهل بيت (ع ) مطالبى رسيده است كه براى جلوگيرى از رباخوارى ، چاره جويى را در چنين مواردى جايز شمرده است . از جمله روايت اسحاق بن عمار است كه مى گويد: (( به موسى بن جعفر (ع ) عرض كردم : من از مردى چند درهم طلبكارم ، او مى گويد: طلبت را به تاءخير بينداز و من سود آن را به تو مى دهم آنگاه من جامه اى را كه هزار درهم مى ارزد به ده هزار - و يا اين كه گفت : بيست هزار - درهم به او مى فروشم و طلبى را كه داشتم به تاءخير مى اندازم . امام (ع ) فرمود: اشكالى ندارد.)) (54)
از محمّد بن اسحاق بن عمار نقل شده است كه گفت : (( خدمت امام رضا (ع ) عرض كردم : مردى مالى دارد بر ذمه كسى . وقت اداى آن رسيده است . آيا ممكن است كه او مرواريدى را كه به صد درهم مى ارزد، به هزار درهم به بدهكار بفروشد تا پرداخت بدهى را به تاءخير بيندازد؟ فرمود: اشكالى ندارد. پدرم به من دستور داد و من خود چنين كارى را كردم . راوى پنداشت كه امام رضا (ع ) از پدرش امام كاظم (ع ) چنين سؤ الى كرده و آن حضرت چنين گفته است .)) (55)
در روايت صحيح از امام صادق (ع ) قريب به اين مضمون رسيده است . (56) و از اسحاق بن عمار به نقل از امام موسى كاظم (ع ) رسيده كه مى گويد: (( از آن حضرت درباره مردى پرسيدم كه از كسى مالى طلب دارد. بدهكار از ترس اين كه مبادا مالش را قرض ندهد، مبلغى به عنوان ربح به او مى دهد و مال را از او بدون هيچ شرطى مى گيرد؛ امام (ع ) فرمود: تا وقتى كه مشروط به دادن ربح نكرده است ، اشكالى ندارد.)) (57)

بيع سلم و شرايط آن

غزالى گويد :
(( عقد سوم ، بيع سلم است و بازرگان در اين عقد بايد ده شرط را رعايت كند.))
مى گويم :
بلكه نه شرط را بايد رعايت كند.
غزالى مى گويد: (( شرط اول ، آن است كه اصل مال مورد معامله از روى علم به مثل و مانند آن ، معلوم باشد تا اگر در موقع معين تسليم نشد. طرف مقابل بتواند به قيمت آن مال مراجعه كند. بنابراين اگر يك مشت درهم بدون شمارش را در برابر يك كرّ گندم بدهد بنا به يكى از دو قول صحيح نيست .
دوم ، آن است كه راءس المال مورد معامله را در مجلس عقد پيش از اين كه مجلس به هم بخورد، تسليم كنند. بنابراين اگر پيش از دريافت مال طرفين از هم جدا شوند بيع سلم فسخ مى شود.
سوم ، آن كه مال مورد بيع سلم ، از چيزهايى باشد كه تعريف اوصاف آن ممكن باشد، مانند حبوبات ، حيوانات ، مواد معدنى ، پنبه و ابريشم ، لبنيات ، و كالاهاى عطارى و نظاير آنها. اما در معجونات و مركبات و چيزهايى كه از اجزاى مختلف فراهم آمده مانند كمانهاى مصنوعى و تيرهاى معمولى و كفش و نعلين كنه داراى اجزاى مختلف و ساختهاى گوناگونى است و نيز در پوست حيوانات جايز نيست .
چهارم ، اوصاف چيزهايى را كه قابل توصيفند، به طور كامل بيان كنند تا صفت خاص باقى نماند كه باعث آن مقدار تفاوت قيمتى باشد كه مردم در آن حد مغبون مى شوند، زيرا اين تعريف و توصيف در حقيقت به جاى ديدن در معامله است . بنابراين بيان عدد در متاع قابل شمارش كافى است ، بلكه ناگزير بايد در مواردى مثل خربزه ، بادمجان ، تخم مرغ و انار وزن شود؛ البته در بيع غير سلم تنها ديدن جنس ‍ كافى است .
پنجم ، آن كه مدت را - اگر مدت دار باشد - معين كند نه آن كه بگويد: تا وقت درو و يا تا وقت چيدن ميوه ها بلكه با ماه و روز تعين كند، زيرا چيدن ميوه ها گاهى جلو و گاهى عقب مى افتد.
ششم ، مال مورد معامله سلم از چيزهايى باشد كه در سرآمد وقت بتواند آن را تسليم كند و غالبا يقين به وجود آن باشد. بنابراين در مثل درى كه مى گويند كم نظير است و يا كنيز زيبايى كه فرزند هم داشته باشد و نظاير اينها كه غالبا تسليم آنها غير ممكن است ، صحيح نيست . همچنين در مورد انگور و ساير ميوه ها، پيش فروش آن تا مدتى كه امكان رسيدن آن نباشد، معامله سلم درست نيست . بنابراين اگر غالبا در زمان معهود آن متاع وجود دارد ولى در سرآمد وقت ، به سبب آفتى امكان تسليم نباشد، در اين مورد اگر خواست مى تواند مهلت بدهد تا فراهم كند و مى تواند معامله را به هم بزند و به راءس المال رجوع كند.
هفتم ، آن كه محل تسليم را در مواردى كه مقصود بدان وسيله فرق مى كند بايد نام ببرند تا باعث اختلاف نشود. بعضى گفته اند: تعيين محل در صورتى لازم است كه فروشنده و خريدار در بيابان و يا در شهر غربت باشند و نخواهند آن جا را ترك كنند، وگرنه لازم نيست و اطلاق نيز منصرف به موضع و محلى است كه در آن عقد جارى مى شود.
هشتم ، آن كه مورد معامله را به عين مخصوصى ، مقيد نسازد و بگويد: يك من گندم اين زراعت و يا ميوه اين باغ ، زيرا اين قيد، وام بودن آن را به هم مى زند، آرى اگر بگويد: ميوه شهر و يا روستاى بزرگى مانعى ندارد.
نهم ، هرگاه كه اصل مال ربوى باشد بيع سلم در مال ربوى درست نيست و ما اين مطلب را در مبحث ربا با اختلافى كه در غير نقد و متجانسين بود گفتيم .

اجاره و احكام آن

غزالى گويد :
(( عقد چهارم ، اجاره است كه داراى دو ركن است : يكى اجرت و ديگرى منفعت . اما كسى كه عقد را منعقد مى كند و لفظ عقد اجاره همان شرايطى را دارد كه در مورد عقد بيع گفتيم . و اجرت ، همانند ثمن در صورتى كه عين باشد، شايسته است كه معلوم و با تمام شرايطى كه در بيع گفتيم : توصيف شود و نيز اگر دين بود، شايسته است كه از نظر اوصاف و مقدار معين باشد.))
مى گويم :
همچنين در مورد منفعت نيز بايد معلوم و اوصاف آن معين باشد و اين تعيين ، يا با سنجش مقدار كار است مانند دوختن جامه معين و سوار شدن بر مركبى تا مقصد معينى و يا با تعيين مدت است مانند خياطى به مدت يك ماه و استفاده از مركب تا يك ماه ؛ و در مواردى كه جز به وسيله زمان نمى توان سنجيد، مثل سكونت در منزل و شير دادن به طفل و نظاير اينها ناچار بايد مدت تعيين شود. خلاصه آن كه بايد براى رفع ابهام و فريب به گونه اى تعيين شود و به هر آنچه معمولا باعث خصومت و نزاع مى شود نبايد بى توجه بود و يا آن را به صورت مجمل بيان كرد. و اگر بگويد: هر ماهى تو را به اين مبلغ اجير كردم بنا به قولى باطل است ، ولى اگر بگويد در يك ماه اين قدر اجرت به تو مى دهيم ، به قولى صحيح است ، و شرط است در منفعت كه مباح و در ملك شخص باشد و او هم به ظاهر و هم از نظر شرعى ، بتواند آن را تسليم كند و از امورى نباشد كه بر اجير واجب است و از چيزهايى كه نيابت در آنها معمول نيست نيز نباشد؛ و از نظر علماى شيعه زن آزاد مى تواند براى شير دادن و نظير آن ، در صورتى كه چيزى از حقوق شوهرش ، ضايع نشود خود را اجير ديگرى كند، در غير اين صورت موقوف به اجازه شوهر است و كسى كه مدت معينى خود را اجير ديگرى قرار داده است نمى تواند در آن مدت جز به اذن كارفرما براى ديگرى كار كند و يا در وقتى بايد كار كند كه طبق عادت در آن وقت - مثلا در شب - براى كارفرما كار نمى كند البته اين شيوه در صورتى مجاز است كه منجر به سستى در كار كارفرما نشود.
در عين مورد اجاره شرط است كه با وجود بقاى عين استفاده از آن درست باشد و يا از قبيل آب چاه و شير زن شيرده و رنگ آميزى رنگرز از چيزهايى كه عين آنها از بين مى رود ولى جايگزين مى شود و يا آن كه خود از قبيل منافع است . اجازه گرفتن درهم و دينار (سكه هاى نقره و طلا) براى تزيين و آرايش و اظهار توانگرى و امثال آن و همچنين اجاره كردن سبب براى بوييدن و درختان براى استفاده از سايه آنها و شمع براى زينت و نظاير اينها جايز است ، زيرا تمام اينها از امورى است كه مورد توجه عقلا بوده و درست است كه در برابر آنها پولى پرداخت شود؛ و هر چيزى كه بهره بردارى از منفعت در گرو آن باشد، بنا به قولى بر عهده انجام دهنده كار است مانند نخ و مركب كه بر عهده دوزنده و نويسنده است ، و بهتر آن است كه در اين مورد مطابق عرف و عادت عمل شود، با وجود اين ، شرط كردن استوارتر است و اگر شرط مربوط به كسى شود كه منفعت از او نيست باز هم درست است ، ولى در اين صورت ناگزير بايد مقدار و اوصاف آن بيان شود و هر جا كه عقد در آن باطل شود، با برخوردارى از تمام و يا مقدارى از منفعت چه از مقدار معين بيشتر باشد و يا كمتر، اجرت المثل ثابت مى شود و پيش از قرارداد پيمانكارى ، به كار گرفتن اجير، مكروه است .

قراض و احكام آن

غزالى گويد :
(( عقد پنجم ، قراض (سرمايه از يكى و كار تجارت از ديگرى ) است و در اين صورت عقد بايد سه اصل رعايت شود:
اول ، سرمايه كه مشروط است بر اين كه نقد و معين باشد و به كسى كه كار مى كند تسليم شود. بنابراين ، قراض بر اساس فلوس (پول سياه ) و كالاها جايز نيست ، زيرا تجارت در اين دو مورد بسختى انجام مى گيرد و محدود است و همچنين در سرمايه محسوسى كه مقدارش معلوم نباشد و نيز در سرمايه غش دار و بر ذمه جايز نيست .
دوم ، سود كه بايد به صورت مجزا و جزئى تعيين شود، به اين ترتيب كه يك سوم و يا نصف و يا هر مقدار كه بخواهد بايد شرط كند. بنابراين اگر بگويد: صد تومان از سود مال تو و بقيه آن مال من درست نيست ، زيرا چه بسا سود بيش از صد تومان نباشد و تعيين يك اندازه معين نيز جايز نيست ، بلكه بايد مقدار رايج تعيين شود.
سوم ، كارى كه بر عهده كارگزار تجارت است .
مى گويم :
در مورد كارگزار شرط است از آن حدى كه مالك تعيين مى كند تجاوز نكند. بنابراين اگر شرط كرد كه مسافرت نكند، مگر به سمت معينى و يا آن كه غير از فلان كس از ديگرى خريد نكند و يا اين كه غير از فلانى به ديگرى نفروشد و يا فقط فلان نوع جامه تجارت كند، لازم الاجراست ، بدون هيچ اختلافى در ميان علماى شيعه به دليل اخبارى كه از اهل بيت (ع ) رسيده است . مسافرت كردن او بدون اجازه مالك و آميختن سرمايه ، به مال خودش بى اذن وى جايز نيست ولى حق دارد هر چه را كه مالك در تجارت مى تواند شخصا انجام دهد، از قبيل عرضه كردن و باز كردن قماش ‍ و كارگر گرفتن در مواردى كه معمولا كارگر مى گيرند و خريد جنس معيوب و پس ‍ دادن آن به خاطر عيبش و نظاير اين كارها را انجام دهد. البته تمام اينها بايد با رعايت حال و غبطه باشد و بايد با عين مال خريد كند نه بر ذمه ، زيرا در آن صورت احتمال زيان و ضرر است و از طرفى حاصل خريد بر ذمه سود اين مال مورد عقد نيست و در مسارت هزينه خود را از اصل مال خرج مى كند اگر هزينه صرفا مربوط به تجارت باشد و پس از مراجعت باقيمانده وسايل سفر از قبيل آفتابه و سفره و ديگر چيزها را بايد باز گرداند، و هرگاه عقد به هم بخورد تمام سود از آن مالك است ولى مزد كارگزار را بايد بپردازد.
غزالى گويد :
(( عقد ششم ، شركت است كه خود چهار نوع دارد و سه نوع از آن باطل است
اول ، شركت مفاوضه (به طور تساوى ) به اين ترتيب دو طرف مى گويد: ما متعهد مى شويم كه در سود و زيان با هم شريك باشيم ولى مال ما از يكديگر جدا باشد اين باطل است .
دوم ، شركت در كار جسمانى بدين نحو كه شرط كنند كه هرچه كار كردند در دستمزد آن شريك باشند، اين هم باطل است .
سوم ، شركت در وجهه و اعتبار، به اين ترتيب كه يكى شوكت و جلالى دارد و حرفش مورد قبول است پس جهت اجرايى با اوست و ديگرى كار كند و يا پول و سرمايه از او باشد، اين هم باطل است .))
مى گويم :
علماى شيعه نيز در اين سه نوع همين طور گفته اند، ولى نصى در اين مورد نيافتم و آنچه به عنوان دليل بر منع و بطلان آورده اند ضعيف است و با وجود رضايت و شركت و سازش طرفين مانعى وجود ندارد.
غزالى گويد :
(( تنها مورد صحيح ، نوع چهارم از عقد شركت به نام شركت عنان است و آن چنين است كه طرفين مالشان را به طورى مخلوط كنند كه جز با تقسيم ، امكان تميز دادن نباشد و هر كدام از آنها به ديگرى اجازه تصرف مى دهد، سپس حكم ايشان تقسيم سود و زيان بر حسب سرمايه طرفين است ، وانگهى يا بركنارى هر كدام از شركاء، تصرف شخص معزول ممنوع است و با تقسيم مال مشترك ، ملك هر يك جدا مى شود و صحيح آن است كه عقد شركت نسبت به كالاى مشترك جايز است و مشروط بر اين نيست كه وجه نقد باشد، بر خلاف قراض (سرمايه از يكى و كار از ديگرى ) كه در آن وجه نقد شرط است .))
غزالى گويد :
(( اين مقدار از علم فقه را هر كسى كه در پى كسب و كار است بايد بياموزد وگرنه از روى ناآگاهى به حرام خواهد افتاد و اما در معامله با قصاب و بقال و نانوا، كاسب و غير كاسب بى نياز از آنها نمى باشد و اختلاف آرا در اين نوع مشاغل به سه علت است ؛ 1 - براى سهل انگارى در شرايط بيع 2 - توجه نكردن به شرايط بيع سلم 3 - براى اكتفا كردن بر معاطات ، زيرا عادات بر اين جارى است كه همه روزه اين نيازها را سياهه بردارى و پس از مدتى محاسبه مى كنند، وانگهى بر حسب آنچه طرفين توافق كنند قيمت گذارى مى شود؛ به نظر مى رسد در اينجا به دليل نياز مردم ، حكم به اباحه داده شده و احتمال مى رود كه فروشندگان جنس را بنابر اباحه دريافت و با انتظار عوض تسليم كنند. در اين صورت خوردن و استفاده از آن جايز است . اما با خوردن آن ، ذمه طرف مشغول مى شود و روزى كه جنس را تلف كرده ، قيمت همان روز در ذمه طرف مى آيد و هرگاه دو طرف بر يك مقدار معين توافق كردند، لازم است كه از ايشان درخواست برائت مطلق كند تا اگر تفاوت قيمتى پديد آيد، چيزى به گردن او نماند. اين حداقلى است كه بايد رعايت شود، زيرا تكليف نسبت به سنجش بها براى هر حاجتى از حوائج در هر روز و هر ساعت تكليف نابجايى است . همچنين تكليف نسبت به ايجاب و قبول و سنجيدن مبلغ به مقدار اندك ، دشوار است . اما در صورتى كه زياد باشد از هر نوعى كه باشد، تعيين مقدار آن آسان است .)) مى گوييم : تحقيق اين مساءله در ذكر اركان بيع ، گذشت .

باب سوم : در بيان عدالت در معامله و اجتناب از ظلم

غزالى گفته : بدان كه معامله گاهى به گونه اى انجام مى گيرد كه مفتى به درستى و انعقاد آن حكم مى كند، ليكن همين معامله مشتمل بر ظلم و ستمى است كه شخص ‍ معامله گر خود را در معرض خشم خداوند قرار مى دهد، زيرا هر نهيى مقتضى نادرستى عقد نيست و اين ظلم مورد نظر ما يعنى چيزى كه باعث زيان غير مى شود بر دو قسم است : يكى آن كه زيان عمومى دارد و ديگر آن كه زيانش تنها به معامله گر مى رسد.

پي‌نوشت‌ها:

51- به كافى ، ج 5، ص 213، باب (( من يشترى الرقيق فيظهر به عيب و ما يرد منه و ما لا يرد )) ، و به صفحه 206 (( باب الرجل يبيع البيع ثم يوجد فيه عيب ، )) مراجعه كنيد.
52- كافى ، ج 5، ص 187 (( باب المعاوضة فى الطعام )) مراجعه كنيد.
53- كافى ، ج 5، ص 189، شماره 12، و تهذيب ، ج 2، ص 143 و استبصار، ج 3، ص 93 مراجعه كنيد.
54- كافى ، ج 5، ص 205، شماره 11، باب العينة ، در آن جا به جاى اسحاق بن عمار، محمّد بن اسحاق بن عمار آمده است و همچنين است در كتاب (( من لا يحضره الفقيه ، )) ص 386، باب العينة .
55- كافى ، ج 5، ص 205، شماره 10 و 7؛ (( من لا يحضره الفقيه ، )) ص 386.
56- كافى ، ج 5، ص 205، شماره 10 و 7؛ (( من لا يحضره الفقيه ، )) ص 386.
57- (( من لا يحضره الفقيه ، )) ص 386، شماره 37.

منبع: كتاب (( محجة البيضاء فى تهذيب الاحياء ))

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:59 PM - روز چهارشنبه 18 فروردین 1389    |   لينک ثابت
 خودروسازي ايران در انتظار همت مضاعف


نويسنده: محسن بهداد


بازديد رهبر معظم انقلاب از صنايع خودروسازي كشور بار ديگر فرصتي بسيار مناسب را پيش روي خودروسازان داخلي قرار داد، چراكه تاكيد ايشان بر عدم تصميم گيري هاي عجولانه در زمينه كاهش تعرفه واردات خودرو، قطعا مسوولان، بخصوص نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را براي بازگشت تعرفه واردات خودرو به حال سابق به تكاپو خواهد انداخت و به احتمال بسيار فراوان، كاهش 20درصدي تعرفه طي سال جاري منتفي خواهد شد.
    اين موضوع در شرايطي است كه خودروسازان داخلي بخصوص ايران خودرو و سايپا به عنوان 2 غول صنعت كشور، نه تنها وظيفه شان سبك تر نشده است، بلكه بايد همان طور كه رهبر معظم انقلاب سال 89 را سال همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري كرده اند، آنها بايد تلاش و توان بيشتري را صرف افزايش كيفيت محصولات خود كنند.
    بازديد رهبر معظم انقلاب از صنعت خودروسازي كشور، در واقع نقطه عطفي در زمينه حمايت از صنايع داخلي و توليد داخل به حساب مي آيد، اما اين موضوع وظيفه سنگيني را بردوش خودروسازان مي گذارد؛ به نحوي كه آنها بايد با همت مضاعف و كار مضاعف طي سال جاري، پاسخگوي توجه رهبر معظم انقلاب به خود باشند.
    همين يك ماه پيش بود كه نمايندگان خانه ملت، در جريان بررسي لايحه بودجه سال 89، راي به كاهش 20درصدي تعرفه واردات خودرو دادند و آن را از 90 به 70 درصد رساندند و حال طبق اخباري كه از ساختمان هرمي شكل بهارستان به گوش مي رسد، ظاهرا قرار است نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با ارائه طرحي دو فوريتي، كاهش 20 درصدي تعرفه واردات خودرو در قالب بودجه سال 89 را لغو و به حالت پيشين باز گردانند.
    اگر اين موضوع تحقق يابد و تعرفه واردات خودرو به همان 90 درصد برگردد، قطعا خودروسازان داخلي نبايد تصور كنند حال كه تعرفه كاهش نيافته است، ديگر وظيفه چنداني در ارتقا و افزايش كيفيت محصولات خود ندارند.
    در واقع بازگشت احتمالي تعرفه واردات خودرو به حالت پيشين خود، تنها فرصتي است دوباره تا خودروسازان كشور در سايه ديوار تعرفه و با در اختيار داشتن فرصتي بيشتر بركيفيت توليدات خود بيفزايند و پاسخ حمايت اخير رهبر معظم انقلاب از صنعت خودروسازي كشور را بخوبي بدهند.
    نگاهي به وضعيت فعلي خودروسازي ايران، اگرچه از پيشرفت محسوس در كيفيت توليدات و افزايش تنوع در اين صنعت حكايت مي كند، اما به هر حال هنوز به نقطه مطلوب نرسيده و نمي توان ادعا كرد كه همه مشتريان داخلي از كيفيت و تنوع فعلي خودروهاي كشور رضايت كامل دارند.
    در حال حاضر اگر به ميان مشتريان رفته و نظرات مختلف را جويا شويم، قطعا با اين موضوع روبه رو خواهيم شد كه نياز به توليد خودروهايي با كيفيت تر و كم مصرف تر و صد البته با قيمتي مناسب تر، در بطن جامعه وجود دارد و حال كه قرار است به احتمال فراوان، كاهش تعرفه واردات منتفي شود، خودروسازان بايد همت و كار بيشتري را در زمينه تامين اين نياز مشتريان، به كار گيرند. هم اكنون آنچه به عنوان نقطه ضعف اصلي خودروسازي كشور از سوي كارشناسان مطرح مي شود، فقدان طراحي است و اين موضوع بايد در اين صنعت مورد توجه بيشتري قرار گيرد و ايران خودرو و سايپا به عنوان 2 غول خودروسازي كشور، مي بايست مراكز تحقيق و طراحي خود را بيش از پيش فعال و فعال تر كنند.
    به گفته كارشناسان، اگر خودروسازان قدرت طراحي خود را افزايش داده و به اين واسطه بر كيفيت توليداتشان بيفزايند، مشتري ايراني نيز اعتماد بيشتري به خودروهاي داخلي خواهد كرد و اين بدان معناست كه تقاضا از بازار خودروهاي وارداتي بتدريج كم و كمتر مي شود و به سمت محصولات داخلي سوق پيدا مي كند.
    به هر حال در صورتي كه خودروهاي داخلي در روند كيفي مناسب تري از آنچه كه هم اكنون هست قرار گيرند، مشتري ايراني نيز بيش از پيش خودروي ايراني خريداري مي كند؛ چراكه بدين واسطه هم به رشد توليد داخل كمك مي كند و هم با توجه به آن كه ديگر هزينه اي بابت تعرفه نخواهد پرداخت، پول كمتري نيز بابت خريد خودرو مي پردازد.
    
    مدير وارد كنيم
    دبير پيشين انجمن خودروسازان در زمينه لزوم توجه هرچه بيشتر خودروسازها به مباحث كيفي مي گويد: قطعا مراكز تحقيقات شركت هاي خودروساز نقش بسيار مهمي در رشد كيفيت خودروهاي داخلي دارند، به نحوي كه با توسعه آنها مي توان طراحي هاي جديد انجام داد و در نتيجه كيفيت را بالابرد.
    داوود ميرخاني رشتي مي افزايد: به نظر مي رسد روش صحيح در بحث كاهش تعرفه واردات خودرو اين است كه طي برنامه اي 5 ساله و سالي حدود 10 درصد، از تعرفه كاسته و خودروسازان نيز در بازه زماني بر كيفيت توليدات خود بيفزايند، هرچند اين هدف، تنها در سايه مديريتي قوي تحقق خواهد يافت.
    تعرفه ها چه كاهش يابد و چه افزايش قطعه ساز و خودروساز بايد راه خود را در زمينه افزايش كيفيت محصولاتشان ادامه داده و تعلل به خرج ندهند
    وي با تاكيد بر اين كه يكي از مشكلات اساسي در خودروسازي ايران، نبود مديريت قوي و صحيح است، مي افزايد:طبق فرموده رهبر معظم انقلاب، نبايد به بهانه هاي واهي، تعرفه واردات خودرو را به يكباره پايين آورد و ايشان نيز در واقع بر لزوم برنامه ريزي چند ساله براي كاهش تدريجي تعرفه واردات خودرو تاكيد كرده اند؛ اما موضوع اينجاست كه پشت اين برنامه ريزي بايد مديراني قوي و كاركشته وجود داشته باشد تا كار را اصولي و صحيح پيش ببرند.
    وي تاكيد مي كند: هم اكنون در سطح خودروسازان بزرگ دنيا نيز به كارگيري مديران يكديگر، موضوعي پذيرفته شده به شمار مي رود و خودروسازي ما هم مي تواند از مديران بازنشسته اما قوي و كاركشته اين صنعت استفاده كند.
    ميرخاني در ادامه به لزوم كاهش قيمت خودروهاي داخلي و تاثير آن بر فاصله گرفتن مشتريان از خودروهاي وارداتي نيز اشاره كرده و مي گويد: زماني قرار بود سمند جايگزين پيكان شود، اما به سبب ضعف و تصميم گيري هاي اشتباه مركز تحقيقات ايران خودرو در به كارگيري طراحي هاي جديد روي اين خودرو، سمند با قيمتي بالاي 10 ميليون تومان روانه بازار شد.
    به گفته دبير پيشين انجمن خودروسازان، كاهش قيمت خودروهاي داخلي در كنار افزايش كيفي آنها، تضميني است براي حفظ بازار داخل خودروسازان كشور.
    
    وظيفه سنگين قطعه سازان
    اما فريد زاوه، يكي از كارشناسان خودروسازي كشور نيز در زمينه رابطه تعرفه واردات خودرو و كيفيت خودروهاي داخلي مي گويد: نبايد فراموش كنيم كه سهم وارداتي ها از بازار خودروي كشور، حدود 2 درصد است و حتي اگر تعرفه ها تا رقم 60 درصد نيز كاهش يابد، اتفاق خاصي براي فروش خودروسازان كشور نخواهد افتاد.
    وي با اشاره به اين كه ترس خودروسازان از كاهش 20تا30 درصدي تعرفه واردات بيهوده است، تاكيد مي كند: اگر تعرفه ها در محدوده 40 تا 50 درصد قرار گيرد، آنگاه مي توان ادعا كرد كه بازار خودروي كشور متاثر از كاهش تعرفه ها خواهد شد و آن زمان است كه خودروسازان كشور فشار وارداتي ها را احساس خواهند كرد.
    زاوه مي افزايد: به هر حال در حالت كلي، اگر قرار به رشد كيفيت خودروهاي داخلي باشد، بايد كار را از قطعه سازان شروع كرد، چراكه آنها در خط يك زنجيره توليد خودرو قرار گرفته اند.
    اين كارشناس خودرو تصريح مي كند: در حال حاضر مراكز تحقيقات و طراحي خودروسازان داخلي كار خود را انجام مي دهند، اما چون قطعات توليدي كيفيت مناسب و مورد نظر را ندارند، نتيجه كارها، آن طور كه بايد خوب از آب درنمي آيد.
    به گفته زاوه، براي افزايش كيفيت خودروهاي داخلي، ابتدا بايد قطعه سازان سطح كيفي خود را بالاببرند و سپس از خودروسازان رشد كيفيت را خواستار شد.
    اظهارات زاوه در شرايطي است كه قطعه سازان بارها در اين زمينه تاكيد كرده اند كه كيفيت فعلي قطعات توليدي، در نتيجه نوع درخواست خودروسازان است و در واقع آنها هماني را مي سازند كه خودروسازان مي خواهند.
    در واقع بنا به گفته قطعه سازان، خودروسازها قطعات موردنظر خود را در محدوده قيمتي خاصي سفارش مي دهند و گاه اين موضوع بر كيفيت قطعات توليدي تاثيري منفي دارد.
    
    كاري به تعرفه نداريم
    اما دبير انجمن قطعه سازان نيز در اين زمينه با اشاره به اين كه كاهش يا افزايش تعرفه ها تغييري در برنامه ريزي كيفي قطعه سازان ندارد، مي گويد: ما در هر صورت، برنامه اي را كه براي توسعه و كيفيت خود در نظر گرفته ايم، اجرا خواهيم كرد.
    محمدرضا نجفي منش مي افزايد: كيفيت راهي است كه پايان ندارد و با توجه به رقابت شديدي كه بين خودروسازان بزرگ دنيا شكل گرفته، همواره بايد در اين مسير حركت كرد و سرعت را افزايش داد.
    دبير انجمن قطعه سازان با اشاره به استراتژي تعيين شده براي صنعت خودروسازي كشور تا سال 1404 مي گويد: اين برنامه، مسير را براي ما مشخص كرده و تمام مباحث و دغدغه هاي كيفي و حتي تناسب كيفيت خودروها با روند كاهش تعرفه نيز در آن تعيين شده است و بنابراين ما راهي جز حركت در مسير بهبود كيفي خود نداريم.
    نجفي منش همچنين به لزوم توجه بيشتر دولت به بحث تحقيق و توسعه نيز اشاره كرده و تصريح مي كند: اگر دولت بپذيرد كه خودروسازان به جاي پرداخت ماليات، در مباحث تحقيق و توسعه سرمايه گذاري و هزينه كنند، اين موضوع به طور قطع تاثيري بسزا و اساسي بر توسعه كيفي قطعات و در نتيجه خودروهاي داخلي خواهد گذاشت.
    به گفته وي، در صورتي كه به مباحث كيفي و لزوم سرمايه گذاري در اين زمينه توجه نشود، كاهش تعرفه واردات نه تنها كمكي به رشد كيفيت خودروهاي داخلي نخواهد كرد، بلكه فرش قرمز براي خودروهاي وارداتي پهن خواهد شد.
    آن گونه كه از اظهارات كارشناسان و مسوولان استنباط مي شود، تعرفه ها چه كاهش يابد و چه افزايش، قطعه ساز و خودروساز بايد راه خود را در زمينه افزايش كيفيت محصولاتشان ادامه داده و تعلل به خرج ندهند.
    در واقع حتي اگر تعرفه واردات به همان 90 درصد پيشين نيز بازگردد، خودروسازان داخلي نبايد پشت اين موضوع سنگر بگيرند و گمان كنند كه كيفيت فعلي محصولاتشان ضامن بقاي بازار آنهاست.
   


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:26 PM - روز چهارشنبه 18 فروردین 1389    |   لينک ثابت
ارزش کار و کراهت اجیر شدن در اسلام

ارزش کار افراد را ذات أقدس اله در قرآن مشخص کرده، اهل بیت مشخص کردند. اگر وجود مبارک پیغمبر (ص) دست یک کارگر را می بوسد، ارزش او را مشخص کرده. حضرت دست کارگر را می بوسد، نه دست اجیر را! فرمود: برای خودت کار بکن. ما کجای فقه داریم که اجیر شدن و مزدور شدن مستحب است؟! در روایات کتاب اجاره که شاید خیلی هایتان آشنائید؛ آنجا تقریباً نهی تنزیهی دارد که شما خودت را اجیر نکن، مزدور نکن؛ برای خودت کار بکن! کار کردن مستحب است، دست کارگر را ذات مقدّس حضرت بوسید، نه دست اجیر را که آدم برای دیگری کار بکند!

خدا امام و شهداء را غریق رحمت کند؛ اینکه بخش وسیعی از سرمایه های مملکت رفته به طرف تعاونی، برای همین جهت است. بخش خصوصی را با تعاونی دارند تقویت می کنند که اصرار قانون اساسی بود یعنی این که بگذارید مردم برای خودشان کار بکنند، نه مزدور دیگران باشند!

یک وقت وزارت کار کارگرها را جمع کرد،؛ خیال کرد ما برای آنها حدیث می خوانیم که وجود مبارک پیغمبر دست مزدور را بوسید؛ آن روز که ما آن حرف را، نمی دانم چند سال قبل بود نقل کردیم؛ برای بعضی ها تلخ بود، سعی کردند این را چاپ نکنند! خیال کردند که اسلام که می گوید دست کارگر را باید بوسید، پیغمبر دست کارگر را بوسید، یعنی دست مزدورها را!! که عدّه ای سرمایه دار باشند، کار بکنند؛ عدّه ای هم اجیر باشند. این را که نگفته اند!

گفتند: کار خوب است، کارگر عزیز است؛ نهاجیر! یعنی برای خودت کار بکن. دولت هم موظّف است مشکلات اینها را حل بکند، به اینها وام بدهد، تسهیلات بکند، اینها برای خودشان کار بکنند. فرق گذاشتن بین مزدوری و کارگری در دستورات دین ما هست.

آيت الله جوادي آملي

آزمون انسانها به وسیله فقر و غنا و تشویق اسلام به کار و تلاش

کمتر کسی است که بتواند فقیرانه مؤمن باشد! و اگر کسی نیازمند بود، مشکل جدی پیدا می کند. امّا دو تا مطلب است؛ مردم نمی توانند فقر را تحمل کنند، با این دعاها باید حل بشود. امّا اگر ذات أقدس له کسی را در کلاس فقر نشاند، او راامتحان کرده؛ نه اینکه او را تحقیر کرده باشد! و اگرکسی را در کلاس ثروت نشانده، به او مال داده؛ نه این است که او را تجلیل کرده. فرمود: کلّا. نه آن است، نه این؛ ما داریم شما را امتحان می کنیم. وقتی امتحان می کنیم، شما در کلاس امتحان نشسته اید که جای اکرام و اهانت نیست؛ نّ الغ نا و الفقر بعد العرض علی الله (1).

فقر تازیانه ای دردناک برای فرد و جامعه

امّا فقر چیز بسیار دردناکی است، در روایات ما هم هست که: ما ضرب الله سبحانه و تعالی عبداً ب سوط اوجع م ن الفقر (2). سوط با سین و طای مؤلف یعنی تازیانه. فرمود: ذات أقدس له هیچ فرد یا جامعه ای را با تازیانه ای دردناک تر از فقر نزد. و خدای سبحان هم هیچ کسی را فقیر نکرده، بلکه به اندازه کافی برکات نازل کرده. امّا مشکلات جامعه این است که یک عدّه مستکبران حق اینها را دارند می بلعند! وگرنه خدا کسی را فقیر نکرده. اگر چنانچه به طور عدل و حکمت تقسیم بشود، همه کس همه چیز دارند؛ حالا یک قدری بیشتر، یک قدری کمتر.

فرمود: اینها عائله منند. من مار و عقرب را بی روزی نگذاشتم؛ ما م ن دابّه لا علی الله ر زقها (3). چند بار این آیه سوره هود و غیر هود خوانده شد! فرمود: من معیلم، اینها هم عائله منند، همه شناسنامه دارند. فرمود: من هیچ موجودی را بی روزی نگذاشتم.

ضرورت کار و تلاش پیگیر برای دستیابی به روزی وسیع

فرمود: روی دوش زمین راه بروید و روزی بگیرید، فامشوا ف ی مناک ب ها (4). مگر آدم روی دوش زمین بخواهد سوار بشود، کوه شناسی کند، برود بالای کوه؛ معدن شناسی کند، از دل این معدن، طلا و نقره و زغال سنگ در بیاورد، یا از دل این زمین، نفت و گاز در بیاورد، کار آسانی است؟! فرمود: روی دوشش سوار بشوید، روزی بگیرید.، بله ما عالمی داریم به نام (بهشت). اگر شما مؤمن و با عمل صالح بودید؛ آنجا که رسیدید، نهر عسل در اختیار شماست. و انهاأ م ن عسل مصفّی(5). آن نهر عسل دیگر از کندو در نیآمده، از زنبور و نیش در نیآمده. سخن از یک کیلو و هزار کیلو و ده هزار کیلو نیست؛ نهر روان است. وقتی شما شرائط را فراهم کردید، می روید آنجا و می نوشید. امّا اینجاودر این دنیا که هستید باید زحمت و تلاش و کوشش کنید.

آفرینش انسان در دشواری ها و تشویق او به کار و تلاش

فرمود: مگر من شما را نیآفریدم؟! مگر من این عالم را نیآفریدم؟! آن کسی که این عالم را آفرید، مهندس و معمار و بنّای این عالم است، قسم خورد؛ فرمود: قسم یاد می کنم که مصالح ساختمانی انسان، رنج و سختی است، لقد خلقنا النسان ف ی کبد (6). کب د همین دستگاه گوارش است، امّا کبد یعنی رنج. فرمود: من سوگند یاد می کنم انسان تا روی زمین است در رنج است. اینجا جای آسایش نیست! من 80 سال او را می آزمایم، تا نهر عسل به انتظار او باشد. انهاأ م ن ماء

غ یر آس ن (7)، و انهاأ م ن لبن لم یتغیّر طعمه (8). 4 تا نهر جاری است به انتظار او؛ این 80 سال یا 100 سال را خوب امتحان بدهد؛ ما میلیاردها سال، برای ابد او را در کنار آن نهرها پذیرائی می کنیم. این کجایش بر خلاف رحمت است؟! ذات اقدس اله سوگند یاد کرد که انسان تا انسان است، در زحمت است. اینجا، جای آسایش نیست.

بسیاری از سرمایه دارها هستند که همیشه شب ها باید با قرص خواب بخوابند. شما خیلی از کارگرها رامی بینید که در کنار خیابان، راحت خوابیده اند! لذّت و رفاه و آسایشی که او دارد، هرگز خیلی از سرمایه دارها ندارند بنابراین اراده وتلاش و سعی انسان است که نصیبی برای او فراهم می کند؛ ل لرّ جال نصیأ م مّا اکتسبوا و ل لنّساء نصیأ م مّا اکتسبن (9)

گزیده ای از سخنان آیت الله جوادی آملی (دامت برکاته) در جلسه درس تفسیر سوره مبارکه نحل در جمع طلاب و فضلای حوزه علمیه قم ـ بهار 1386

پی نوشت:

(1) نهج البلاغه / کلمات قصار / 452

(2) برداشت از: شرح نهج البلاغه ابن أبی الحدید / 20 / 301

(3) هود / 6

(4) ملک / 15

(5) محمّد / 15

(6) بلد / 4

(7) محمّد / 15

(8) محمّد / 15

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:57 PM - روز سه شنبه 17 فروردین 1389    |   لينک ثابت

نويسنده:فيض کاشاني
سپاس خداى را؛ او را سپاس مى گوييم همچون سپاس گفتن انسان موحد كه در توحيد او جز پادشاه حقيقى ، همه چيز محو و متلاشى است و او را به بزرگى مى ستاييم همچون ستايش كسى كه بوضوح مى گويد: همه چيز بجز خداى تعالى بيهوده و پوچ است و باكى هم ندارد؛ براستى كه تمام موجودات آسمانها و زمين هرگز مگس و پروانه اى را نيافريده اند هر چند كه همه با هم براى چنين كارى هم دست شوند و او را سپاس مى گوييم ، زيرا كه او آسمان را چون سقفى براى بندگانش برافراشته و زمين چون بساط و فرشى براى ايشان مهيا كرده است و شب را بر روز پوشانده ، پس شب را پوشش و روز را وسيله زندگى قرار داده است تا در جستجوى احسان او پراكنده شوند و براى رفع نيازها به پاخيزند؛ و بر پيامبر خدا (ص ) كه مؤ منان با لب تشنه بر حوض (كوثر) او وارد مى شوند و سيراب از آن خارج مى گردند و بر خاندان و اصحابش درود مى فرستيم ، آن اصحابى كه در راه نصرت دين وى كمر بسته بودند و هيچ گاه اظهار گرفتگى و خستگى نكردند و سلام فراوان ابلاغ مى كنيم .
بارى خداوند يكتاى بخشنده ، رب الارباب و مسبب اسباب ، آخرت را سراى پاداش و كيفر و دنيا را سراى اندوه و دلهره و كوشش و اكتساب قرار داده است و تلاش و كوشش در دنيا محدود به معاد بدون معاش نيست بلكه معاش وسيله و كمكى است براى معاد. بنابراين دنيا كشتزار آخرت و راه رسيدن به معاد است . در اين مورد مردم سه دسته اند:
1 - فردى كه معاش او را از معادش بازداشته و او از جمله هالكان است .
2 - كسى كه معادش او را از معاش بازداشته و او از جمله سبقت گيرندگان و رستگاران است .
3 - كسى كه به اعتدال نزديكتر است ؛ چنين شخصى به امر معاش به خاطر معادش ‍ مشغول شده و از جمله مقتصدان است و هرگز به مقام و مرتبه اقتصاد نمى رسد كسى كه در كسب معاش راه صحيح را نپيمايد و ملازم تقوا نباشد و تا وقتى كه در كسب معيشت مؤ دب به آداب شريعت نباشد، هرگز از راه طلب دنيا نمى تواند وسيله اى براى آخرت فراهم كند.
اينك آداب تجارت و صنعت و انواع كسب و راه و روش اشتغال به كار مطرح مى كنيم و در پنج باب آنها را شرح مى دهيم : باب اول در فضيلت كسب و تشويق به آن . باب دوم درباره علم و آگاهى به درستى خريد و فروش و معاملات . باب سوم راجع به بيان عدالت در معامله . باب چهارم راجع به بيان احسان در معامله . باب پنجم درباره دلسوزى بازرگان نسبت به دينش .

باب اول : در فضيلت كسب و تشويق به آن

اما از قرآن مجيد، قول خداى تعالى : (( و جعلنا النهار معاشا )) (1) كه خدا اين آيه را از باب امتنان و قدردانى ذكر كرده است .
و فرموده است : (( و جعلنا لكم فيها معايش قليلا ما تشكرون )) (2) قدرت بر تصرف زمين را نعمتى دانسته و شكر آن را خواسته است ؛
و فرموده است : (( ليس عليكم جناح ان تبتغوا فضلا من ربكم )) (3)؛
و نيز فرموده است : (( و آخرون يضربون فى الارض يبتغون من فضل اللّه )) (4)؛
و فرموده است : (( فانتشروا فى الارض و ابتغوا من فضل اللّه )) (5).
اما اخبار، رسول خدا (ص ) فرمود: (( بعضى از گناهان است كه جز تلاش براى معاش ، آنها را محو نمى كند.)) (6)
پيامبر (ص ) فرمود: (( تاجر راستگو در روز قيامت با صديقين و شهيدان محشور مى شود.)) (7)
و آن حضرت فرمود: (( هرگاه از راه حلال و براى حفظ آبرو و خوددارى از خواستن چيزى از مردم و به خاطر گشايش بر اعضاى خانواده و كمك به همسايگان دنيا را بطلبد خدا را در حالى ملاقات كند كه صورتش چون ماه شب چهارده مى درخشد.)) (8)
پيامبر (ص ) روزى با اصحاب نشسته بود. چشمش به جوان چابك و نيرومندى افتاد كه با شتاب از ديگران سبقت مى گرفت ؛ اصحاب گفتند: واى بر اين جوان چقدر خوب بود كه جوانى و چابكى وى در راه خدا مى بود. پيامبر (ص ) فرمود: (( اين حرف را نزنيد، زيرا اگر او براى خودش مى كوشد تا خود را از درخواست از مردم باز دارد و از مردم بى نياز كند در حقيقت او در راه خداست و اگر براى پدر و مادر ناتوان و يا فرزندان خود كه توان كار ندارند تلاش مى كند تا آنها را بى نياز كند و كفايت كند بحق در راه خداست و اگر تلاش وى براى فخرفروشى و افزون طلبى باشد در راه شيطان است .)) (9)
پيامبر (ص ) فرمود: (( خداوند بنده اى را دوست مى دارد كه شغل و حرفه اى مى گيرد تا بدان وسيله از مردم بى نياز شود و بنده اى را دشمن مى دارد كه علم مى آموزد علم را حرفه و شغل خود قرار مى دهد.)) (10)
در خبر است : (( خداوند مؤ من پيشه ور را دوست مى دارد.)) (11)
پيامبر (ص ) فرمود: (( حلالترين چيزى كه مرد از آن تغذيه مى كند مالى است كه از راه كسب و هر نوع خريد و فروش پسنديده به دست آورد.)) (12)
در خبر ديگرى است : (( حلالترين مالى كه بنده خدا مى خورد كسب دست سازنده است وقتى كه خالص باشد.)) (13)
پيامبر (ص ) فرمود: (( به دنبال شغل تجارت برويد كه نه دهم روزى در آن است .)) (14)
روايت شده است كه عيسى - على نبينا و آله و عليه السلام - مردى را ديد، فرمود:
(( چه مى كنى ؟ گفت : عبادت مى كنم . پرسيد: زندگى تو را چه كسى اداره مى كند؟ گفت : برادرم ، فرمود: برادرت از تو عابدتر است .))
پيامبر ما (ص ) فرمود: (( همانا من چيزى را نمى شناسم كه شما را به بهشت نزديك كند و از آتش دوزخ دور سازد مگر اين كه به شما انجام آن را دستور دادم و چيزى را سراغ ندارم كه باعث دورى شما از بهشت و نزديكى شما به آتش جهنم گردد مگر آنكه شما را نهى كردم و جبرئيل امين در دلم انداخت كه هيچ كس هرگز نمى ميرد مگر اين كه روزى اش را كامل بخورد و اگر روزى بموقع نرسيد از خدا بترسيد و در طلب روزى حد اعتدال پيشه كنيد.)) آن بزرگوار در طلب روزى به حد اعتدال دستور داده و نگفته است طلب نكنيد، آنگاه در پايان سخن فرموده است : (( مبادا دير رسيدن روزى شما را وادارد تا از راه معصيت خدا آن را طلب كنيد زيرا به وسيله معصيت به روزيى كه در نزد خداست كسى نمى تواند برسد.)) (15)
پيامبر (ص ) فرمود: (( بازارها سفره هاى الهى هستند؛ هركس در آن جا حاضر شد، از آنها بهره برد.)) (16)
پيامبر (ص ) فرمود: (( اگر كسى از شما ريسمانش را بردارد و پشته هيزمى بر دوش ‍ بگيرد بهتر است از اين كه پيش مردى بيايد كه خداوند از لطف خود مالى به او مرحمت كرده است و از او چيزى بخواهد: آن هم بدهد و يا ندهد.)) (17)
پيامبر (ص ) فرمود: (( هر كس به روى خويش درى از درخواست بگشايد، خداوند هفتاد در از تنگدستى به روى او باز كند.)) (18)
مى گويم :
از طريق شيعه ، رواياتى را كافى با سند صحيح از قول ابوحمزه ثمالى از امام باقر (ع ) نقل كرده ، مى فرمايد: (( رسول خدا (ص ) در حجة الوداع فرمود: بدانيد كه جبرئيل در دلم انداخت كه كسى تا روزيش را به طور كامل نخورده از دنيا نمى رود. پس از خداى عز و جل بترسيد و در طلب روزى رعايت اعتدال كنيد، مبادا دير رسيدن مقدارى از روزى شما را وادار كند تا از راه معصيت خدا آن را بطلبيد؛ زيرا خداى تبارك و تعالى روزى را به طور حلال مابين مردم تقسيم كرده ، نه به طور حرام ، بنابراين هر كس از خداى عز و جل بترسد و صبر كند، خداوند از راه حلال روزى او را مى دهد، و هر كس پرده حرمت را بدرد، عجله كند و از راه حرام روزى به دست آورد، خداوند از روزى حلال وى به همان اندازه بكاهد و در روز قيامت از او حساب كشيده شود.)) (19)
در حديث صحيح از عبدالرحمن بن حجاج به نقل از امام صادق (ع ) رسيده است كه فرمود: (( محمّد بن منكدر همواره مى گفت : من تصور نمى كردم كه على بن الحسين (ع ) فرزندى برتر از خود به جا گذاشته باشد تا اين كه پسرش محمّد بن على را ديدم . مى خواستم او را موعظه كنم ، اما او مرا موعظه كرد. يارانش از او پرسيدند: چگونه تو را موعظه كرد؟ گفت : در وقتى كه هوا گرم بود به يكى از نواحى مدينه رفتم ؛ ابوجعفر محمّد بن على به من برخورد. او كه مردى تنومند و سنگين وزن بود، در حالى به من رسيد كه بر دو غلام سياه و يا دو برده تكيه داده بود، با خودم گفتم : سبحان اللّه ، پيرمردى از بزرگان قريش در اين ساعت گرما با اين حالت در پى دنياست ! من بايد او را نصيحت كنم ، نزديك او رفتم و به او سلام دادم ، سلامم را به گرمى (20) پاسخ داد در حالى كه عرق مى ريخت گفتم : خداوند، تو را بهبود بخشد، تو يكى از پيرمردان و بزرگان قريشى در اين ساعت روز با اين حال در پى دنيايى ، آيا توجه دارى كه اگر اجلت فرا رسد، تو با اين حال چه مى كنى ؟ امام (ع ) فرمود: اگر مرگم فرا رسد و من با اين حال باشم ؛ من در حال طاعت ، طاعت خداى عز و جل خواهم بود، در حالى كه خود و خانواده ام را از تو و از مردم ديگر بى نياز مى گردانم ، و تنها ترسم از آن است كه مبادا مرگم فرا رسد در حالى كه من در معصيتى از معاصى پروردگار باشم ! گفتم : راست گفتى ، خداوند تو را مشمول رحمت خود گرداند، من مى خواستم شما را موعظه كنم ، شما مرا موعظه كرديد.)) (21)
در روايت صحيح از فضيل بن يسار به نقل از امام صادق (ع ) آمده است كه فرمود:
(( مردى كه تنگدست شود و به مقدار نياز خود و خانواده اش كار كند و در پى مال حرام نرود، همچون كسى است كه در راه خدا جهاد كند.)) (22)
در روايت حسن از قول زراره از امام صادق (ع ) نقل شده است : (( مردى خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد: من با وجود اين كه محروم و نيازمندم ، از عهده كارى بخوبى بر نمى آيم و به امر تجارت خوب وارد نيستم . امام (ع ) فرمود: كار كن و روى سرت بار بكش و در پى بى نيازى از مردم باش ، زيرا رسول خدا 0ص ) سنگى را روى شانه اش حمل كرد و آن را روى ديوارى گذاشت و سنگ در جاى خود قرار گرفت در حالى كه پيامبر (ص ) از عمق رخنه آن بى خبر بود با وجود اين سنگ جاى مناسب خود را يافت .)) (23)
در روايت حسن به نقل از حلبى از امام صادق (ع ) آمده است : (( كسى كه براى خانواده اش زحمت مى كشد مانند كسى است كه در راه خدا جهاد مى كند.)) (24)
در روايت حسن ، زراره از امام صادق (ع ) نقل كرده كه مى گويد: (( هركس در وضو گرفتن و نماز خواندنش تنبلى كند، براى امر آخرتش خيرى نيست و هر كه نسبت به آنچه باعث اصلاح امر زندگى اوست تنبلى كند، خيرى در او براى امر دنيوى اش ‍ نمى باشد.)) (25)
از آن حضرت است كه فرمود: (( اميرالمؤ منين فرموده است : خداوند عز و جل به داوود (ع ) وحى كرد كه تو اگر از بيت المال نمى خوردى و به دست خودت كارى انجام مى دادى ، بنده خوبى بودى . امام (ع ) فرمود: داوود (ع ) چهل بامداد گريه كرد، خداوند به آهن دستور داد كه براى بنده ام ، داوود، نرم شو. به اين ترتيب خداوند آهن را براى داوود نرم ساخت و او هر روز زرهى مى ساخت و به هزار درهم مى فروخت در نتيجه سيصد و شصت زره ساخت و آنها را به سيصد و شصت هزار درهم فروخت و از بيت المال بى نيازى جست .)) (26)
از امام صادق (ع ) نقل شده است كه فرمود: (( در اوقات زندگى از بخشى براى بخش ديگر كمك بگيريد و سربار ديگران نباشيد.)) (27)
از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: (( رسول خدا (ص ) مى فرمايد: كسى كه بار زندگى خود را به دوش ديگران بيندازد، از رحمت خدا بدور است .)) (28)
از آن حضرت نقل شده است : (( درباره مردى پرسيد، عرض كردند: نيازمند شده است ، فرمود: اكنون چه مى كند؟ گفتند: در خانه اش به عبادت خدا مشغول است . فرمود: پس هزينه زندگى اش از كجا تاءمين مى شود؟ گفتند: يكى از برادران دينى اش ‍ زندگى او را تاءمين مى كند. فرمود: به خدا سوگند، آن كه زندگى او را اداره مى كند عبادت بيشترى انجام مى دهد تا خود او.)) (29) اخبار از ائمه (ع ) در اين زمينه فراوان است .
غزالى گويد :

اما آثار وارده از بزرگان ؛

لقمان حكيم به پسرش گفت : پسر عزيزم ! از كسب حلال در برابر تنگدستى كمك بگير، زيرا كسى هرگز دچار تنگدستى نشد مگر آن كه به سه خصلت مبتلا شد: سستى در دين و ضعف در عقل و بى مروتى و مهم تر از اين سه خصلت بى اعتبارى او در نظر مردم است .
ابن مسعود مى گويد: همانا من دوست ندارم مردى را ببينم كه نه به امر دينى اش ‍ مشغول باشد و نه به امر دنيوى اش .
نقل كرده اند كه اوزاعى ، ابراهيم بن ادهم را ديد كه پشته هيزمى روى شانه اش حمل مى كند. رو به او كرد و گفت : ابواسحاق اين پشته را كجا مى برى ؟ دوستانت كارها را انجام مى دهند. ابراهيم گفت : اى ابوعمرو، اين حرف را نزن ، زيرا من شنيده ام هر كسى در راه كسب حلال در معرض خوارى و مذلت قرار گيرد، وارد بهشت مى شود.
ابوسليمان دارانى مى گويد: از نظر ما عبادت آن نيست كه پاهايت را دراز كنى در حالى كه ديگرى زندگى تو را تاءمين مى كند، بلكه نخست بايد دو قرص نان براى خودت فراهم كنى و پس از تهيه آنها عبادت كنى .
گويند:
روز قيامت مناديى فرياد مى زند: كجايند كسانى كه در روى زمين مورد خشم خدا شدند، كسانى به پا مى خيزند كه در مسجدها گدايى مى كردند. اين مطلب نكوهشى است از طرف شرع نسبت به گدايى و تكيه داشتن بر كمك ديگران ، در صورتى كه هر كس مال موروثى نداشته باشد، جز كسب و تجارت چيزى او را از گدايى و سربار ديگران شدن نجات نمى دهد.

پاسخ به اشكال :

اگر بگويى پيامبر (ص ) فرموده است : (( به من وحى نشده كه مال و ثروت جمع كن و از جمله بازرگانان باش ، ليكن به من وحى شده كه با حمد و سپاس ، پروردگارت را تسبيح گوى و از جمله سجده كنندگان باش و پروردگارت را چنان پرستش كن كه مقام يقين براى تو حاصل شود.))
(30) به سلمان فارسى - خدايش بيامرزد - گفتند: ما را نصيحت كن ، فرمود: هر كس ‍ از شما در حال مراسم حج و يا در حال جهاد و يا تعمير مسجد خدا بميرد، به مقاماتى خواهد رسيد و مبادا در حال تجارت و در حال خيانت از دنيا برود.
پاسخ آن است كه راه جمع بين اين اخبار به اين است كه حالات مختلف را شرح دهيم : ما نمى گوييم تجارت يا براى تحصيل مال به مقدار نياز است ، يا براى فراهم آوردن ثروت بيش از حد نياز؛ اگر تجارت براى افزون خواهى از مقدار احتياج ، يعنى براى زياد كردن مال و اندوختن ثروت باشد نه براى صرف در راه خيرات و صدقات ، در اين صورت نكوهيده است زيرا چنين تجارتى رو آوردن به دنياست ؛ دنيايى كه دلبستگى بدان در راءس همه خطاهاست و اگر علاوه بر آن خيانتكار هم باشد كه خود ظلم و تبهكارى است و مقصود سلمان هم كه فرمود: (( نبايد در حال تجارت و خيانت بميرى )) . همين است و از تاجر، قصدش آدم افزون طلب است .
و اما اگر انسان به وسيله تجارت بخواهد زندگى خود و فرزندانش را اداره كند در حالى كه مى توانست از راه گدايى هم آنها را اداره كند، در اين صورت به خاطر حفظ آبرو و احتراز از گدايى ، تجارت بهترين كار است و اگر محتاج به گدايى نيست و بدون درخواست ، ديگران به او كمك مى كنند باز هم كسب براى او بهتر است چرا كه ديگران به خاطر درخواست به زبان حالش به او كمك مى كنند و در بين مردم ، خود منادى تنگدستى خويش است . بنابراين پرهيزگارى و حفظ آبرو بهتر از بيكارى بلكه بهتر از اشتغال به عبادت بدنى است .
نرفتن به دنبال كسب براى چهار گروه بهتر است : 1 - عابدى كه به عبادتهاى بدنى (باطنى ) مشغول است ، 2 - مردى كه در سير و سلوك باطنى است و به عمل قلبى در علوم احوال و مكاشفات اشتغال دارد، 3 - دانشمندى كه سرگرم تربيت علم ظاهر است در امورى كه مردم در دين خود از آن بهره مند مى شوند مانند كسى كه صاحب فتواست و مفسر، محدث و نظاير آنها، 4 - مردى كه دست اندركار مصالح مسلمين و عهده دار امور مسلمانان است مانند سلطان ، قاضى و ناظر بر اموال كه اين افراد هرگاه اموالى را كه بر مصالح عمومى و يا موقوفاتى كه وقف علما و فقراست سرپرستى مى كنند، توجه ايشان بر اين امور بالاتر از اشتغال به كسب است ؛ از اين رو به رسول خدا (ص ) وحى شد كه با حمد و سپاس پروردگارت را تسبيح گوى و از جمله سجده كنندگان باش و وحى نشد كه ثروت جمع كن و در زمره بازرگانان باشد، زيرا آن حضرت جامع اوصاف اين چهار گروه بود، با اوصاف بيشترى كه در وصف نگنجد. و اين چهار دسته دو حالت ديگر نيز دارند: يكى آن كه زندگى آنان وقتى كه كسبى ندارند از دست مردم و زكات و يا صدقه اى است كه بدون نياز به درخواست به خاطر خدا مى دهند، در اين صورت كسب نكردن و اشتغال به همان كارى كه دارند بهتر است زيرا عمل آنها كمك به مردم در امور خير است و به دليل اين كه قبول زكات و صدقات از سوى آنان حقى است بر گردن مردم كه ادا مى شود و يا فضيلتى است براى آنان ؛ حالت دوم آن است كه آنان براى اداره معيشت خود نيازمند به درخواست از ديگران شوند، در اين صورت جاى اشكال و سختگيريهايى است كه در مورد سؤ ال از مردم نقل كرديم و نكوهش سؤ ال ظاهرا دليل بر آن است كه خوددارى از سؤ ال بهتر است و نظر دادن درباره سؤ ال بدون توجه به احوال و اشخاص دشوار است بلكه اظهار نظر در اين مورد موكول به درك موفقيت و توجه انسان به وضع خود مى باشد؛ به اين ترتيب كه حالت ذلت و آبروريزى و نياز به گرانبارى و خواهشى را كه در سؤ ال پيش مى آيد با فايده اى كه براى او و ديگرى از اشتغال وى به علم و يا عمل حاصل مى شود، با هم بسنجد. چه بسا كسى كه مردم بهره زيادى از او مى برند، خود نيز از اشتغال به علم و عمل بهره فراوان مى برد و كسب معيشت با كمترين عرض حاجت بر او سهل مى شود و چه بسا قضيه بر عكس باشد و در مواردى هم سود و زيان با هم برابر باشند. بنابراين شايسته است كه شخص تصميم گيرنده به قلبش مراجعه كند، هر چند كه مفتيان در آن مورد فتوا داده باشند، زيرا فتواها تمام جهات و جزئيات احوال را به تفصيل بيان نمى كنند. در ميان پيشينيان كسى بود كه سيصد و شصت دوست داشت هر شب به منزل يكى از آنها وارد مى شد و كسى بود كه سى دوست داشت ، آنان مشغول عبادت مى شدند با علم به اين كه ميزبانان ايشان از اين كه اينان احسان آنها را پذيرايند ممنون هستند، از اين رو پذيرفتن احسان ميزبان از جانب آنها، علاوه بر عبادات آنان ، خود خير و نيكى بود. بنابراين در اين امور بايد دقت لازم صورت گيرد؛ زيرا پاداش گيرنده ، وقتى كه از آن براى امر دينى كمك بگيرد، و احسان كننده نيز از روى ميل احسان كند، همانند بخشنده است و هر كس بر اين مطالب آگاهى داشته باشد، مى تواند وضع خودش را دريابد و از دل خودش بپرسد كه چه چيز نسبت به حال و وقت او بهتر است ، واللّه اعلم .))
مى گويم :
آنچه از اخبار اهل بيت (ع ) به دست مى آيد اين است كه به طور كلى كسب و تجارت افضل است حتى براى شخص متعبد و اهل علم و صاحبان رياست ، همان طورى كه از خبر داوود و اخبارى كه گذشت استفاده مى شود.
در كتاب (( من لا يحضره الفقيه )) آمده است : امام صادق (ع ) درباره آيه مباركه :
(( (( رجال لاتلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر اللّه )) )) (31) فرمود: بازرگانانى بودند كه موقع نماز تجارت را رها مى كردند و به سوى نماز مى شتافتند، اينان پاداش ‍ بيشترى دارند تا كسى كه تجارت نمى كند.)) (32)
از امام صادق (ع ) است كه فرمود: عمر بن مسلم چه مى كند؟ گفتند: رو به عبادت آورده و تجارت را ترك كرده است . فرمود: واى بر او آيا نمى داند كه هر كه از طلب روزى باز ايستد، عبادتش قبول نمى شود؟ همانا گروهى از اصحاب رسول خدا (ص ) وقتى كه آيه شريفه : (( و من يتق اللّه يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب )) (33) نازل شد، در خانه هايشان را بستند و رو به عبادت آوردند و گفتند: ما را خداوند كفايت مى كند، اين قضيه را به رسول خدا (ص ) رسيد به ايشان پيغام داد كه چه چيز باعث شد كه شما اين كار را بكنيد؟ گفتند: يا رسول اللّه ! خداى عز و جل روزى ما را بر عهده گرفته است و ما رو به عبادت آورديم . پيامبر فرمود: همانا كسى كه چنين كارى بكند، خداوند عبادت او را نمى پذيرد، بايد شما دنبال روزى برويد زيرا من دشمن مى دارم آن مردى را كه دهانش را به سمت پروردگار باز كند و بگويد: پروردگارا به من روزى بده ، روزى بده ، در حالى كه دنبال روزى نمى رود.)) (34)
از على بن حمزه روايت شده است كه مى گويد: (( حضرت ابوالحسن (ع ) را ديدم در ميان زمينى كه متعلق به ايشان بود كار مى كرد، در حالى كه پاهايش غرق در عرق بود. عرض كردم : فدايت شوم ، كارگران شما كجا هستند؟ فرمود: على بن حمزه ، كسانى كه از من و از پدرم بهتر بودند در زمين خود، كار مى كردند. عرض كردم : مقصود شما كيست ؟ فرمود: رسول خدا (ص ) و اميرالمؤ منين (ع ) و همه نياكانم كه به دست خود، كار مى كردند كار كردن ، روش انبياء و مرسلين و صالحان است .)) (35)
از فضيل بن ابى قره نقل شده است كه مى گويد: (( بر امام صادق (ع ) وارد شديم در حالى كه روى ديوار مشغول كار بود، عرض كرديم : فدايت شويم ، اجازه بفرماييد اين كار را ما انجام دهيم و يا غلامانتان انجام بدهند، فرمود: نه ، مرا به حال خودم بگذاريد زيرا من مايلم كه خداى عز و جل مرا در حالى ببيند كه كار مى كنم و براى كسب حلال خودم را به زحمت انداخته ام )) ؛ و (( اميرالمؤ منين (ع ) در شدت گرما به دنبال رفع نيازهاى زندگى اش مى رفت به اين منظور كه خداوند ببيند او در راه كسب حلال خود را زحمت مى دهد.)) (36)
غزالى گويد :
(( فضيلت كسب ، ليكن عقيده كه بدان وسيله كسب صورت مى گيرد بايد داراى چهار ويژگى باشد: درستى ، عدالت ، احسان و دلسوزى نسبت به دين ، و ما راجع به هر كدام از آنها يك باب فراهم كرده ايم ، اينك از عوامل و اسباب صحت و درستى كسب در باب دوم شروع مى كنيم و آنها را نام مى بريم .))

باب دوم : درباره آشنايى با كسب به صورت بيع ، ربا، سلم ، اجاره ، قراض، شركت، و ...

(( درباره آشنايى با كسب به صورت بيع ، ربا، سلم ، اجاره ، قراض ، شركت ، و بيان شرايطى كه شرع مقدس درباره صحت اين تصرفات دارد كه همين صحت ، در شرع مقدس مدار و ملاك همه كسبهاست .))
بدان كه تحصيل علم اين باب بر هر كسى كه در صدد كسب مى باشد واجب است ، زيرا طلب علم بر هر مسلمانى واجب است . منظور طلب علمى است كه مورد نياز است و شخص كاسب هم به علم كسب نياز دارد و هرگاه با علم مربوط به اين باب آشنا شود با عوامل فساد معامله آشنا مى شود و در نتيجه از آنها پرهيز مى كند و در مورد نادر و مشكلات فرعى كه پيش مى آيد، تاءمل مى كند تا آن كه بپرسد، زيرا اگر او به علم اجمالى با اسباب و عوامل فساد آشنا نباشد نمى داند كه چه وقت بايد توقف كند و بپرسد و اگر بگويد: من اقدام بر فراگيرى نمى كنم بلكه صبر مى كنم تا وقتى كه موردى پيش بيايد، آن وقت مى آموزم و مى پرسم ، در پاسخ وى گفته مى شود: اگر تو موارد فساد عقدها را ندانى از كجا مى دانى كه اشكالى پيش آمده است ، زيرا شخص ‍ كاسب به طور مداوم تصرفاتى مى كند و نمى داند در كجا بايد توقف كند در حالى كه تمام اين تصرفات در صحيح و مباح مى پندارد. پس ناگزير بايد اين مقدار از علم تجارت را داشته باشد تا بتواند موارد مباح و جايز را از غير جايز و جاى اشكال را از جاى واضح و غير مشكل تشخيص دهد.))
مى گويم :
در كتاب (( من لا يحضره الفقيه )) از اميرالمؤ منين (ع ) نقل شده است كه فرمود: (( هر كس بدون علم و آگاهى تجارت كند، در ربا بيفتد، باز هم دچار ريا گردد، بنابراين نبايد كسى در بازار به كسب و تجارت بپردازد مگر آن كه به مسائل خريد و فروش آشنا باشد.)) (37)
از اصبغ بن نباته نقل شده كه مى گويد: (( از على (ع ) شنيدم كه روى منبر مى گفت :
اى گروه بازرگانان ، اول آشنايى با مسائل ، آنگاه تجارت ؛ به خدا سوگند كه ربا در ميان اين امت مخفى تر از راه رفتن مورچه روى سنگ صاف است . اموالتان را با صدقه دادن حفظ كنيد، تاجر تبهكار است و تبهكار در آتش است جز آن تاجرى كه حق را بگيرد و حق را بدهد.)) (38)
غزالى گويد :
(( علم عقود زياد است ليكن اين شش عقدى كه از مكاسب جدا نيستند، عبارتند از: بيع ، ربا، سلم ، اجاره ، شركت و قراض كه ما بايد شرايط آنها را شرح دهيم .))

عقد بيع و شرايط آن

اولين عقد، بيع است ، خداوند آن را حلال فرموده است و آن سه ركن دارد: عاقد، معقود عليه ، و عبارت عقد؛ ركن اول - عاقد.
مى گويم :
مقصود غزالى از عاقد، شامل بايع و مشترى است . ما شرايط آن دو را به روش اهل بيت (ع ) نقل مى كنيم و از نقل گفته وى اعراض مى كنيم ، و به توفيق الهى مى گوييم : شرط فروشنده و خريدار آن است كه داراى بلوغ ، عقل و رشد و مالكيت باشند و يا چيزى كه جايگزين مالكيت باشد مانند وكالت ، ولايت و رضايت ، و ديگر آن كه دو طرف راضى باشند. بنابراين خريد و فروش كودك ، ديوانه ، بيهوش ، مست و سفيه درست نيست ، و نيز بيع فضولى و بيع كسى را كه به ناحق مجبور كنند جايز نيست ، چه كودك مميز باشد و چه نباشد و چه به اجازه ولى باشد يا نه ، همچنين در مورد شخصى كه ديوانه است . بعضى از علماى شيعه معامله كودك عاقلى را كه به ده سالگى رسيده باشد جايز دانسته اند و بعضى خريد و فروش او را براى آزمايش و تمرين اجازه داده اند ولى اظهر آن است كه خريد و فروش كودك در اشياى كم ارزش ‍ در مواردى كه عرف عادت بر آن جارى گشته ، براى رفع مشكل در بعضى اوقات جايز است . همچنين در موردى كه كودك به منزله آلت و ابزار براى كسى است كه اهليت دارد، مگر آن كه خريد و فروش از قبيل معاطاة باشد كه سخن در آن خواهد آمد. و در بيع فضولى و شخص مجبور اگر مالك و يا ولى او اجازه دهد و يا راضى شوند، از نظر اكثر علما به دليل وجود مقتضى صحت ، معامله درست است يعنى عقدى است با تمام شرايط و مانعى نيز در اين جا وجود ندارد جز اجازه ندادن و رضايت نداشتن آن هم كه مرتفع گشته است . و نيز به دليل خبر عروه بارقى ،(39) كه پيامبر (ص ) او را ماءمور كرد تا گوسفندى را به يك دينار بخرد و او دو گوسفند با آن يك دينار خريد سپس يكى از آنها را به يك دينار فروخت و يك دينار را با گوسفند ديگر باز آورد. پيامبر (ص ) اجازه داد و او را براى اين معامله تبريك گفت و براى منع از بيع فضولى اخبارى از طريق اهل سنت وجود دارد. جز اين كه خبر مربوط به جواز مشهورتر و دلالتش روشن تر است . اما كسى را كه به حق مجبور كنند مانند كسى كه به خاطر اداى دينى كه دارد مجبور به فروش مالش كنند و يا مجبور به خريد مالى شود كه در مقابل طلبش به او داده اند كه حاكم او را مجبور بر خريد كند و نظاير اين بدون خلاف صحيح است .
غزالى گويد :
(( شرط خريدار برده مسلمان و قرآن مجيد آن است كه مسلمان باشد مگر درباره كسى كه با خريدن او، برده مسلمان آزاد شود.
ركن دوم مورد عقد، مال معينى است كه از يك طرف به عنوان ثمن و يا مثمن به طرف ديگر معامله منتقل مى شود كه شش شرط دارد.))
مى گويم :
بلكه نه شرط - بر اساس روش شيعه - دارد، چنان كه بيان خواهيم كرد:
اول - آن كه عين مال باشد، بنابراين فروش منفعت مال درست نيست بر خلاف نظر شيخ در كتاب مبسوط كه در مورد خدمت عبد، معامله را جايز مى داند، اين قول خلاف قاعده است .
دوم - آن كه داراى منفعت حلالى باشد كه مقصود عقلاست . بنابراين فروش چيزى كه منفعت مشروع ندارد نظير مردار، بدون هيچ اختلافى درست نيست ، بلكه فقها منع بيع را نسبت به فروش اعيان نجسه و مايعاتى كه نجس شوند و به خاطر پليدى و نجاست آنها قابل تطهير نباشد، تعميم داده اند، بجز سگ شكارى به دليل فايده شكار و روغن نجس به خاطر فايده مصرفش در روشنايى كه در اين دو مورد روايت صريح مبنى بر جواز بيع رسيده و بعضى از فقيهان جواز فروش را مخصوص سگ تازى دانسته اند و بعضى فروش سگ گله و زراعت و باغ را نيز مجاز دانسته اند به دليل مشاركت اينها با سگ شكارى در هدفى كه باعث جواز بيع آن است . همچنين فقيهان فروش منسوخات را به طور كلى ، بنابراين كه قابل تذكيه نيستند - بجز فيل كه به قول بعضى و به خاطر روايتى كه مبنى بر جواز بيع فيل رسيده - جايز ندانسته اند و نيز به منع فروش قورباغه ها، لاك پشتها و تمام درندگان فتوا داده اند، بجز گربه - به دليل نصى كه به جواز بيع آن رسيده - و به استثناى يوزپلنگ به خاطر صلاحيت آن براى شكار. و بعضى از علما به دليل خبر صحيح ، پرندگان درنده را نيز استثنا كرده اند و بعضى گفته اند تمام درندگان به دليل استفاده از پوست و پرشان كه بر آنها واقع مى شود و پاك و مورد استفاده واقع مى شوند، جايز البيع اند، و درباره پوست دباغى شده پلنگ روايت صريح بر جواز بيع رسيده است و بعضى فروش ‍ سرگين و بول را چه پاك و چه نجس به دليل پليدى آنها منع كرده اند جز بول شتر را كه به عنوان دارو - به طورى كه در خبر وارد شده - مجاز شمرده اند و اخبار با وجود ضعف اسناد درباره عذره مختلف است و بعضى از فقها منع بيع را به هر چيزى كه مانند آلات لهو به منظور حرم استفاده مى شود تعميم داده اند، هر چند كه بندرت در غير راه حرام نيز قابل استفاده باشد. چون مورد ندرت باعث جواز نمى شود و همچنين بيع مجسمه هايى مانند صليب و بت كه براى پرستش ساخته شده اند و بعضى از اساتيد ما از متاءخرين - خدا بيامرزدشان - به جواز بيع هر آنچه سود حلال مورد نظر عقلا را داشته باشد كه به دليل اصالت جواز و نبودن دليل قابل توجهى بر منع بيع ، مورد اعتماد بوده گرايش يافته اند. زيرا نجاست و پليد دانستن چيزى باعث منع بيع نمى شود و به دليل فرموده امام صادق (ع ): (( هر چيزى مطلق است مگر آن كه نهيى در آن باره رسيده باشد)) (40)، و به دليل ظواهر نصوصى كه در موارد استثناى ياد شده وارد است زيرا كه جواز در اين موارد - چنان كه ظاهر است - جز براى منفعت حلال نمى باشد تنها به دليل مخصوص بودن مورد سؤ ال است كه پاسخ نيز محدود و مخصوص به مورد خاص است ، و نيز به دليل عموم : (( و احل اللّه البيع . ))
سوم - مورد معامله مملوكى باشد كه ملكيت آن كامل باشد بنابراين فروش شخصى آزاد و چيزهايى كه تمام مسلمانان پيش از حيازت در آنها شريكند مانند آب و علف ، ماهيها و حيوانات وحشى را پيش از آن كه شكار كنند - وقتى كه در زمين مباح باشند - صحيح نيست و نيز فروختن مال وقف جايز نيست به دليل تمام نبودن ملكيت آن مگر موردى باشد كه خبر صحيح - در صورت اختلاف صاحبان وقف - دلالت بر جواز بيع آن دارد به اين دليل كه چه بسا اختلاف باعث از بين رفتن اموال و نفوس مى شود.(41)
در خبر ديگرى آمده است : (( هرگاه نيازمند باشند و پس از آن درآمد ملك كفايت نكند و همه اصحاب وقف راضى باشند و فروختن بهتر باشد، بفروشند.)) بعضى از فقها به اين خبر عمل كرده اند در حالى كه سند آن مجهول است ؛ بعضى از ايشان موردى را كه ملك وقف مخروبه شده و مهمل مانده و به آن صورت هيچ نفعى نداشته باشد، به مورد فوق ملحق كرده اند و شهيد ثانى - خدايش بيامرزد - اين قول را پسنديده به دليل آن كه در اين حال مقصود وقف كه باقى داشتن اصل ملك و مصرف كردن منفعت مى باشد از ميان رفته است ، چنان كه اگر حصير مسجد كهنه شود و يا درخت خرمايش فرسوده گردد به نحوى كه قابل استفاده نباشد، براى سوختن و امثال آن فروخته مى شود و اين كار خوب است و در اين مساءله اقوال ضعيف ديگرى وجود دارد، در حالى كه دليل منع عام است .
و نظير آن است ، فروختن ام ولد تا وقتى كه فرزندش زنده است ، فروختن او جايز نيست مگر براى اداى مبلغى كه بر ذمه دارد، با وجود نادارى و تنگدستى مولايش - بنا به قول مشهور - به دليل خبر صحيحى كه از امام كاظم (ع ) رسيده است : (( هر مردى كه كنيزى را بخرد و از او صاحب فرزندى شود و بعد، بهاى آن كنيز را نپردازد و آنقدر مال هم از خود به جا نگذارد كه آن مبلغ را بپردازند، فرزندش را از آن زن مى گيرند و خود او را مى فروشند و بهايش را مى پردازند، سؤ ال كردند: آيا در غير اين صورت نيز فروخته مى شود؟ فرمود: خير)) .(42) و بعضى فروختن او را مشروط به مردن مالك كرده اند، و بعضى موارد ديگر را نيز بر اين مورد افزوده اند. در روايت صحيح آمده است : (( ام ولد فروخته مى شود و به ارث مى رسد و هبه مى شود و از هر جهت مثل كنيز است .)) (43)
و اگر فتواى فقهاى شيعه نبود كه از فروش ام ولد منع كرده اند، ما نهى روايت اول را حمل بر كراهت مى كرديم .
چهارم - مال مورد معامله معلوم باشد، بنابراين فروختن چيز نامعلوم و مبهم صحيح نيست به دو جهت يكى از ترس اين كه مبادا دچار فريب شود كه از آن نهى شده و ديگر براى جلوگيرى از نزاع ، ليكن معلوم بودن هر چيز مناسب خود آن است ، به اين ترتيب فروختن چيزهايى كه بايد كيل ، وزن و يا شمرده شوند بدون وزن و پيمانه و يا شمارش ، هر چند كه ديده شوند صحيح نيست - به طورى كه در خبر صحيح آمده است - (44) بر خلاف نظر ابن جنيد كه در مورد معامله دو كالايى كه جنسا مغاير و در معرض مشاهده اند، به دليل اين كه مشاهده باعث رفع غرر و اختلاف جنسيت نيز باعث از ميان رفتن ربا مى شود، معامله را جايز مى داند، در حالى كه حديث مخالف نظر وى و حجت بر اوست .
در حديث حسن از امام صادق (ع ) است : (( از آن حضرت درباره گردو پرسيدند كه شمردن آن ممكن نيست از اين رو پيمانه مى كنند سپس گردوهاى داخل پيمانه را مى شمارند و بعد بقيه را بر اساس همان پيمانه محاسبه مى كنند، درست است يا نه ؟ فرمود: اشكالى ندارد.)) (45)
امثال جامه و زمين را با مشاهده مى توان معامله كرد هر چند كه متر نكرده باشند، و جز از افراد كمى ، در اين مساءله اختلافى وجود ندارد و خريدن مقدار معينى از جامه و زمين تا وقتى كه تمام اجزايش برابر نباشد جايز نيست مگر به صورت مشاع ، و فروختن ميوه و برگ درختان به مدت يك سال و يا بيشتر، همچنين سبزى روى زمين ، يك نوبت چيدن و يا چند نوبت را پس از ظاهر شدن و به وجود آمدن در تمام اين ها جايز است ، اگر چه ميوه ها هنوز شكوفه نكرده و يا زراعت خوشه نبسته باشد، هرچند كه معامله ميوه ها به مدت يك سال در صورتى كه وضعيت ميوه ها بدرستى ظاهر نگشته كراهت دارد، به اين ترتيب كه به حدى رسيده باشد كه اطمينان حاصل شود، آفت نمى زند، يا خرما زرد و قرمز و يا ميوه ها دانه بسته باشد.
در روايت صحيح از امام صادق (ع ) رسيده است كه فرمود: (( پدرم خريدن درخت خرما را پيش از ظاهر شدن ميوه آن سال كراهت داشت اما به مدت دو سال و سه سال مى فرمود: اگر امسال ميوه نداد در سال ديگر ميوه خواهد داد سپس در مورد ميوه و درخت خرما فرمود: خريد يك ساله پيش از آن كه ميوه ظاهر شود كراهت دارد به دليل اين كه مبادا آفت بزند اما اگر ظاهر شود اشكالى ندارد.)) (46)
اما فروش ميوه پيش از ظاهر شدن آن بر درخت ، مشهور آن است كه به طور مطلق جايز نيست و قول صحيح تر آن است كه معامله به بيش از يك سال و يا با ضميمه كردن مقدارى ميوه معلوم و يا به شرط چيدن ، به طورى كه از اخبار استفاده مى شود جايز است .
معامله پشم ، كرك و موى بدن گوسفند و شتر به طور جداگانه و يا به ضميمه خود حيوان با مشاهده از نظر شيخ مفيد، علامه و جمعى از فقها جايز است هر چند وزن آنان معلوم نباشد زيرا آنها نيز در اين حال مثل ميوه درخت ، در حكم چيزهاى موزون نيستند.
از امام صادق (ع ) نقل شده است : (( از آن حضرت پرسيدند، نظر شما درباره مردى كه پشمهاى صد گوسفند را بر بره هايى كه در رحم دارند به فلان مبلغ بخرد چيست ؟ فرمود: اشكالى ندارد، اگر بچه اى در رحم نداشته باشند، راءس المال همان پشم خواهد بود.)) (47)
و بعضى گفته اند: بدون ضميمه معلوم معامله جايز نيست و احوال همين است .
پنجم - آن كه به طور محسوسى و از نظر شرعى بر تسليم كالاى مورد معامله قادر باشد بنابراين فروش برده اى كه فرار كرده ، جايز نيست مگر با ضميمه چيزى كه قدرت بر تسليم دارد و همچنين فروختن مال گروگان جايز نيست مگر با اجازه گرودار زيرا آن مال وثيقه طلب اوست . در روايت صحيحى از امام كاظم (ع ) نقل شده است : (( راوى از آن حضرت پرسيد: آيا درست است كه از مردم ، كنيز گريخته اى را بخرم و بهاى آن را بپردازم و خود به دنبال يافتن كنيز باشم ؟ فرمود: خريدن آن جايز نيست مگر آن كه به همراه آن چيزى از قبيل جامه و يا كالايى از ايشان بخرى و بگويى : فلان كنيز را با اين جنس به فلان مبلغ از شما مى خرم ، در اين صورت جايز است .)) (48) اما معامله چيزى كه طبق جريان عادى بر مى گردد مانند كبوتر پرنده اهلى بدون ضميمه درست است به دليل قرار دادن جريان عادى به منزله واقع زيرا در اين صورت به منزله برده اى است كه او را به دنبال كارى فرستاده اند و مانند چهارپايى است كه به چراگاه گسيل شده باشد. همچنين جايز است معامله آن چيزى كه تسليمش تا مدتى ممكن نيست ، مانند قرضى كه مدت دار است ، ولى در اين دو مورد قبلى نيز بر منع معامله وجود دارد.
ششم - اين كه مال مورد فروش را قبض كند، اگر ملكيت به وسيله بيع حاصل شود و از چيزهايى قابل كيل و وزن باشد و آن را براى سود و يا با تخفيف بفروشد، غير از موردى كه جنسى را سر بسر بفروشد كه اصطلاحا به آن توليه مى گويند، چنان كه در اخبار زيادى از جمله در حديث صحيحى از امام صادق (ع ) رسيده است كه فرمود: (( هرگاه جنسى را كه قابل پيمانه و وزن است خريدى ، آن را تا نگرفته اى نفروش ‍ مگر آنكه به طريق توليه باشد، اما اگر كيل و وزن ندارد، بفروش .)) (49)
بعضى از فقهاى شيعه ، به دليل اطلاق بعضى از اخبار، معامله به صورت توليه را نيز منع كرده اند و بعضى به طور مطلق تجويز كرده اند اما مكروه شمرده اند و بعضى كراهت را مخصوص به موارد غير توليت دانسته اند و اين مورد را مباح شمرده اند و در خوراكيها به كراهت شديد قائل شده اند، به دليل جمع بين اخبار.
هفتم - آن كه پيش از جدا شدن فروشنده و خريدار، كالاى مورد معامله را اگر نقد است با بهاى ان از دو طرف مبادله كنند، بنابراين اگر قبض و اقباض صورت نگيرد معامله باطل مى شود و اگر مقدارى را خريدار قبض كرده باشد تنها نسبت به همان مقدار معامله درست است و در بين اخبار عباراتى است كه بر حرمت عمل وى نيز اشاره دارد؛ از نظر فقهاى شيعه بدون هيچ اختلاف نظرى درهم و دينار بايد مشخص باشد و عوض كردن آن دو جايز نيست و اگر پيش از قبض ، جنس از بين رفت ، معامله خود بخود فسخ مى شود و خريدار لازم نيست كه عوض آن را - هر چند كه برابر باشند - بپردازد و فروشنده هم حق ندارد از وى مطالبه كند.
هشتم - آن كه معامله نبايد از دو طرف مدت دار باشد در صورتى كه بر ذمه طرفين بماند زيرا چنين معامله اى كالى به كالى است و از آن نهى شده است . بعضى گفته اند كالى به كالى خريد و فروش وام به وام است چه مدت دار باشد و يا نباشد در حالى كه اصل ملكيت بر محور تاءخير باشد و شايد مقصود از مورد نهى دين باشد از آن جهت كه اجناس دين بر تاءخير است . و اگر يكى از ثمن و مثمن تنها مدت دار باشد به شرط آن كه مدت معلوم باشد بدون هيچ اختلافى معامله صحيح است ، پس اگر مثمن مدت دار باشد به آن سلم و سلف مى گويند كه شرايط آن خواهد آمد و اگر ثمن مدت دار باشد، نسيه ناميده مى شود و هر كس كالايى را به طور مطلق بفروشد و يا فوريت را قيد كند بايد مشترى قيمت را نقد بپردازد و اگر به دو مبلغ متفاوت با دو مدت مختلف و يا مبلغى را نقد و مبلغى را مدت دار بفروشد، به دليل نامعلوم بودن مدت و مبلغ و به جهت رسيدن نهى از دو معامله در يك عقد، اين معامله صحيح نيست و بعضى گفته اند؛ پرداختن كمترين مبلغ در درازترين مدت قطعيت پيدا مى كند، به دليل اخبارى كه در اين مورد رسيده است ، ولى سند آنها ضعيف است .(50)
نهم - آن كه راءس المال از نظر مقدار و نقد و نسيه بودن معلوم باشد در صورتى كه به سود و يا به تخفيف بفروشد، همچنين مقدار سود و يا تخفيف بايد معين باشد، و اگر تمام جنس را يكجا بخرد، فروش مقدارى با سود و يا به تخفيف جايز نيست هر چند كه قيمت گذارى كرده باشد؛ همچنين است دلال اگر تاجر قيمت جنس را تعيين كرده باشد و اگر كالايى را نسيه بخرد، بايد فروشنده مدت را اعلام كند و اگر مدت را تعيين نكند، خريدار حق دارد معامله را رد كند و يا كالا را نقد بگيرد.
غزالى گويد :
(( ركن سوم ، اجراى صيغه عقد است ، از اين رو بايد ايجاب و قبول يا عبارتى كه - به طور صريح و يا به كنايه - مقصود را برساند، و متصل به عقد باشد، اجرا شود. پس اگر فروشنده بگويد: اين جنس را به آن مبلغ دادم ، عوض عبارت : (( بعتك )) و طرف بگويد: (( قبلت )) اگر قصد بيع كرده باشند، جايز است ، زيرا احتمال دارد كه قصد عاريه كرده باشند در صورتى كه معامله در مورد دو جامه و يا دو حيوان باشد. در حالى كه نيت جلو احتمال را مى گيرد اما عبارت صريح و روشن بهتر رفع اختلاف و خصومت مى كند.))
مى گويم :
آنچه براى من روشن است اين است كه صرف رضايت طرفين و قبض و اقباض در صحت بيع كافى است به شرط آن كه قرينه اى بر خريد و فروش باشد به طورى كه اشتباه از ميان برداشته شود و فرصت مخاصمه و نزاع بين فروشنده و خريدار نماند، اما بيع گاهى با همان لفظ دو طرف حاصل مى شود لفظى كه بر آن دلالت داشته باشد مانند (( بعتك )) و يا (( ملكتك )) و نظاير اينها در ايجاب و (( اشتريت )) و (( قبلت )) و نظاير اينها در قبول و گاهى به چيز ديگرى غير از لفظ حاصل مى شود مثل اين كه خريدار نزد گندم فروش مى آيد و مى گويد: يك من از اين گندمها را چند مى فروشى ؟ او مى گويد: به يك درهم ، مشترى يك درهم را مى دهد و يك من گندم را مى گيرد بدون اين كه حرف ديگرى بين آنها رد و بدل شود. و گاهى نرخ جنس بين خريدار و فروشنده معلوم است در اين جا به سؤ ال و جواب نيز نيازى نيست ، زيرا چنين عملى صريح در معامله است و هيچ احتمال ديگرى نمى رود، بخصوص وقتى كه فروشنده در دكانش براى فروش نشسته است ؛ نه براى هبه و عاريه و وديعه و نظير اينها و احتمال بعيد هيچ زيانى در چنين موردى ندارد، زيرا اين مقدار احتمال در لفظ نيز وارد است ، زيرا فروشنده حق دارد كه بگويد: من از كلمه (( بعت )) قصد انشاى بيع را نداشتم بلكه مى خواستم از بيع گذشته خبر دهم ، و دروغ گفتم . و يا اين كه بگويد: مى خواستم بگويم عاريه دادم اشتباه كردم و گفتم فروختم ، و نظير چنين دعاوى كه قابل قبول نيست ؛ زيرا خلاف ظاهر است و از طرفى اين صيغه مخصوص براى اين نوع عقد مخصوص وضع شده و همچنين داد و ستد با دست يا قراين حالى و يا مقالى در عرف و عادت براى اين نوع معامله وضع شده است . در تمام زمانها عادات بر اين جارى بوده است كه با نانوا، قصاب ، بزاز و نظاير اينها به داد و ستد اكتفا مى كنند و نام آن را بيع مى گذارند و شيخ مفيد، طاب ثراه ، بر اين عقيده است و مى گويد: عقيد بيع به رضايت طرفين در آنچه مالكند و مورد معامله است منعقد مى شود، وقتى كه در مجموع آن را بشناسند و به معامله راضى باشند و داد و ستد كنند و از يكديگر جدا شوند. بعضى از متاءخرين با نظر شيخ مفيد موافقند با اين تفاوت كه آنان لفظى را كه دل بر رضايت طرفين باشد، شرط صحت مى دانند در حالى كه اطلاق كلام شيخ مفيد اعم از آن است . اين نظريه شيخ از سخنان اهل بيت (ع ) و قدماى علماى شيعه نيز مستفاد مى شود به اين دليل كه ايشان با وجود اشاره به استيفاى شرايط و بيان واضحترين شرايط، اصلا به لفظ و صيغه در شرايط عقود اشاره نكرده اند همان طورى كه كتاب تهذيب ، كافى ، (( من لا يحضره الفقيه )) و نظاير اينها گواه بر اين مطلبند و اطلاق نصوص كتاب و سنت كه دال بر حليت بيع و انعقاد آن بدون تقييد به صيغه مخصوص است نيز بر اين مطلب دلالت دارد، مضافا آن كه دليل عقلى و نقلى ديگرى بر خلاف آن وجود ندارد. و تكليف فهميدن آن شرط از كلمه بيع از قبيل لغز و پوشيده سخن گفتن است و زيبنده شارع مقدس نمى باشد. بيع ، هر چند كه نامى است براى ايجاب و قبول ، جز اين كه ايجاب و قبول اعم از لفظ و غير لفظ است ؛ و لفظ، خود سبب انتقال نيست ، بلكه دلالت بر انتقال دارد. فعل خاص نيز بر حسب معمول دلالت مستمرى بر مقصود دارد و احساس نياز، عادت پيشينيان و رايج همه رسوم و عادات بر قبول هدايا بدون ايجاب و قبول لفظى با تصرف در آن را نيز بايد به دلايل فوق بيفزاييم ؛ و چه تفاوتى است ميان هداياى عوض دار و بلا عوض ، زمانى كه در شرع لفظى درباره آن وارد نشده باشد، زيرا ملك در هبه نيز بايد منتقل شود، و مطلب در ساير عقود نيز چنين است ، جز اين كه بيشتر فقهاى متاءخر شيعه در تمام عقود، بخصوص عقود لازمه ، لفظى را واجب شمرده اند كه دال بر ايجاب بوده و لفظ ديگرى را كه دال بر قبول به دنبال لفظ قبلى آورده و هر دو به صيغه ماضى باشد، زيرا صيغه ماضى به انشاى مقصود نزديكتر است ، به طورى كه بر انجام مدلول خود در زمان ماضى دلالت دارد و اگر وقوع در ماضى مورد نظر نباشد، هم اكنون در ضمن اين خبر عقد حاصل شده است ، به خلاف صيغه مستقبل كه احتمال دارد وعده به آينده و امرى باشد كه مقتضى انشاى بيع از طرف آمر نيست . بعضى وقوع عقد را مشروط به عربى كرده اند مگر براى كسى كه ياد گرفتن دشوار باشد. و بعضى از فقها مقدم داشتن ايجاب را بر قبول واجب دانسته اند، و بعضى مطابق آوردن لفظ آنها را واجب شمرده و بعضى شرايط ديگرى قائل شده اند و بر اساس گفته اينان اگر توافق بر معامله ميان طرفين حاصل شد و هر يك از رضايت طرف ديگر مطلع شد و فهميد كه وى مى داند با تمام شرايط بيع سرانجام عوض ‍ معين چه مى شود، با اين همه بدون آن لفظ مخصوص معامله قطعى نمى شود لكن با توجه به اذن تصرفى كه هر كدام به ديگرى داده آيا مفيد اباحه تصرف هر يك در آن مال كه به عوض مال خودشان در اختيار دارند، مى شود يا نه ، هر چند كه تا عين باقى است رجوع جايز است . يا اين كه معامله از نظر اختلال به شرط يعنى همان صيغه مخصوص ، فاسد است ؟ مشهور، همان اول (يعنى صحت ) است مالك و احمد از بزرگان عامه بر اين عقيده اند و علامه حلى - رحمه اللّه - و جماعتى بر نظريه دوم (يعنى فساد بيع ) هستند و شافعى از عامه نيز بر اين عقيده است .
غزالى گويد :
(( هنگامى كه بين دو طرف داد و ستد بدون تلفظ به زبان معامله صورت گرفته باشد از نظر شافعى اصلا بيعى منعقد نشده است ؛ اما از نظر ابوحنيفه در معاملات كم ارزش درست است . آنگاه تعيين معاملات كم ارزش مشكل است ؛ اگر قضيه را به عرف مردم واگذار كنيم مردم آن را در مورد تمام داد و ستدها جارى مى سازند؛ به طور مثال دلالى جلو مى افتد، از بزار جامه ابريشمى به ده دينار مى خرد و آن را نزد مشترى مى برد و بعد نزد بزاز بر مى گردد و مى گويد: مشترى راضى است ده دينار را بگير، و از صاحبش ده دينار را مى گيرد و بزاز تسليم مى كند و او هم مى گيرد و تصرف مى كند و خريدار جامه ، بيع را قطعى مى داند در صورتى كه بين آنها هرگز ايجاب و قبولى جارى نشده است . همچنين عده اى براى خريد به مغازه فروشنده مراجعه مى كنند و كالايى را عرضه مى كند كه بهايش به طور مثال صد دينار است و هر كه بيشتر بخرد به او مى دهد. يكى مى گويد: به نو دينار مال من ، ديگرى مى گويد: به نود و پنج دينار، مال من و ديگرى مى گويد: صد دينار، بعد مى گويد: وزن كن ، وزن مى كند و تسليم مى كند؛ بدون ايجاب و قبول كالا را مى گيرد و عادت به همين منوال جريان يافته است . اين يكى از مشكلات غير قابل علاج است ، زيرا سه احتمال وجود دارد: احتمال اول آن است كه باب معاطات به طور مطلق چه در كالاى كم بها و چه در پر بها، باز باشد كه اين محال است ، زيرا در معاطات نقل ملكيت است بدون لفظى كه بر آن دلالت كند و حال اين كه خداوند بيع را حلال كرده است و بيع نام ايجاب و قبول است و ايجاب و قبول نيز جارى نشده ، و نام بيع به صرف عمل داد و ستد اطلاق نمى شود. پس به چه دليل حكم به انتقال ملك از دو طرف مى شود بخصوص در كنيزان و غلامان ، زمينهاى كشاورزى و چهارپايان گران قيمت و هرچيزى كه بيشتر باعث اختلاف و نزاع مى شود، زيرا در وقت اختلاف بايد تسليم كننده متاع برگردد و بگويد: پشيمان شده ام و نفروخته ام ؛ چون جز تسليم صرف كار ديگرى نكرده ام و اين بيع نيست . احتمال دوم آن است كه به طور كلى باب معاطات را مسدود كنيم ، همان طورى كه شافعى اين عقد را باطل مى داند. در اين مورد نيز از دو جهت اشكال وجود دارد: يكى اين كه ممكن است معاملات در مورد اشياى كم ارزش بوده است كه در زمان صحابه امر معمولى بود و اگر آنان با بقال ، نانوا و قصاب مكلف به ايجاب و قبول مى بودند براى ايشان سخت بود و به طور گسترده در همه موارد بايد انجام مى گرفت و در وقت اعراض كلى از اين عادت هم بايد شهوت مى يافت (نه زمانى دون زمانى ) زيرا در چنين مساءله اى تمام زمانها نظير همند. جهت دوم آن است كه هم اكنون مردم گرفتار اين نوع معامله هستند و انسان از خوراكيها و نظاير آن چيزى نمى خرد، مگر اين كه مى داند فروشنده با همين داد و ستد، كالا را به او تمليك كرده است . بنابراين اگر چنين است اداى عبارات عقد چه فايده اى دارد. احتمال سوم آن است كه بين كالاهاى كم ارزش و پر ارزش تفاوت باشد، همان طورى كه ابوحنيفه معتقد است . در اين صورت تشخيص كالاهاى كم ارزش دشوار مى شود و بدون هيچ لفظى مبنى بر انتقال ملك ، علت انتقال آن مشكل مى شود.))
مى گويم :
به يارى خدا تعالى و لطف او، ما اين گره كور را باز كرده و اين مشكل پيچيده را كه غير قابل علاج مى نمود، به بركت پيروى از اهل بيت (ع ) و ترك سخنان زايد و سكوت نسبت به آنچه خداوند در آن باره چيزى نگفته است ، حل كرديم و دليل نقل ملكيت بدون لفظ را بيان كرديم و احتمال دوم را نيز باطل كرديم ؛ با وجود اين كه اين احتمال مستلزم حرج و مشقت است ، يعنى آن چيزى كه در قرآن صريحا نفى شده است . چگونه به كار بردن لفظ لازم باشد در حالى كه اگر با بقال و قصاب صيغه عقد لازم بود، اين عمل وى بسيار بى معنى و بى نهايت سنگين مى شد و به انجام دهنده عمل نسبت مى دادند كه براى چيز بى ارزشى ارزش قائل مى شود، بخصوص بنا به قول متاءخرين علماى شيعه كه انجام صيغه عقد بايد به عربى و با رعايت اعراب و بناء و با قصد انشاء از لفظ خبر، باشد و شرايط ديگرى كه درك آنها از حوصله عوام خارج است تا چه رسد به اين كه عمل كنند. بسيارى از مردم عربى نمى دانند، حتى براى ايشان تلفظ به عربى ممكن نيست و اگر مكلف شوند كه در مورد هر دانق (ده پولى ) كه معامله مى كنند، وكيل بگيرند و يا تلفظ عربى را ياد بگيرند تكليف ظالمانه اى است ، با اين كه وكيل گرفتن نيز از عقدهايى است كه نياز به ايجاب و قبول دارد، چه دليلى براى وجوب لفظ عربى در بيع است كه در وكيل گرفتن نيست . اما احتمال سوم تا آن جا كه من مى دانم هيچ يك از علماى شيعه بر آن عقيده نيست ، زيرا امكان تعيين كالاى كم ارزش وجود ندارد و ارزانى و گرانى نسبت به اشخاص بلكه نسبت به طرفين معامله در يك چيز نيز متفاوت است .
بعلاوه اين سخن يك زورگويى مسلم است و دليلى ندارد، زيرا اگر مجرد گرفتن و دادن در كالاهاى كوچك و بيع و يا قرينه بيع باشد، چه مانعى دارد كه در كالاى بزرگ هم صرف دارد و ستد، بيع و يا قرينه بيع باشد، و اگر در كالاهاى كوچك ، نه بيع است و نه قرينه بيع ، پس چه چيز باعث نقل ملكيت مى شود و به اين ترتيب بيع معاطاتى كه متداول كرده اند باطل خواهد بود. بنابراين مى گوييم : اگر صرف داد و ستد قرينه اذن و اباحه تصرف است پس چرا قرينه بيع و انتقال ملكيت نباشد با وجود اين كه دلالت آن بر بيع روشن تر است ، از اين رو اگر از قصاب بپرسند كه آيا به مشترى گوشت را فروختى و يا به او اجازه تصرف دادى ؟ خواهد گفت : بلكه به او فروختم ؛ و اين از مطالبى است كه بر هيچكس پوشيده نيست در صورتى كه اگر براى قصاب روا باشد كه بيع را انكار كند هر آينه جايز بود كه اذن در تصرف را نيز منكر شود و بگويد: چگونه تصرف كردى در صورتى كه من بصراحت اجازه تصرف نداده بودم ؛ شايد من آن را به تو امانت داده بودم و نظير اين سخنان . حاصل مطلب آن كه مردم در مورد اباحه تصرف بى نياز از اعتماد به قراين نيستند و بايد در انعقاد و قطعيت آن سخنى است بى دليل و تكليف به چيزى است كه هيچ راهى براى شناخت آن از طريق شرع و عقل وجود ندارد، ما به اين دليل سخن را در اين مساءله به درازا كشانديم كه معركه آراى بزرگان و مورد مشاجره فضيلت مآبان است . علاوه بر آن هرچه از شرايط مجاز در ضمن عقد گفته شود مانند شرط شستن جامه (كوبيدن جامه ) و آزاد كردن برده و نظاير آن ، شرط لازم است و وفاى به آن واجب مى باشد، زيرا مؤ منان به شرايط خود آن پاى بند مى باشند، مگر آن كه اين پاى بندى ، به جهالت در مورد يكى از دو عوض منجر شود؛ و اگر شرط غير مجاز بود عقد باطل است و اگر طرف شرط كننده به شرط خود وفا نكرد، طرف ديگر اختيار فسخ دارد.

پي‌نوشت‌ها:

1- نباء / 11: و روز را (وقت ) معاش قرار داديم .
2- اعراف / 10: و در آن براى شما معيشتها قرار داديم ولى شما كمتر سپاس مى گزاريد.
3- بقره / 198: گناهى بر شما نيست اگر از پروردگارتان فزونى خواهيد.
4- مزمل / 20: و ديگرانى كه در زمين راه مى روند و از فضل خدا (روزى ) مى طلبند.
5- جمعه / 10: پس در زمين پراكنده شويد و از كرم خدا (روزى ) بخواهيد.
6- اين حديث را ابونعيم در حليه و ابن عساكر - به طورى كه در جامع الصغير باب همزه آمده - از قول ابوهريره به سند ضعيفى نقل كرده است و طبرانى در الاوسط آن را نقل كرده و در سند اين حديث محمّد بن سلام مصرى مى باشد. ذهبى گويد: از يحيى بن بكير خبر مجعولى نقل شده است و اين حديث به گفته او از يحيى بن بكير نقل شده به مجمع الزوائد، ج 4، ص 64 مراجعه كنيد.
7- اين حديث را ترمذى در سنن ، ج 5، ص 213 كتاب خود از حديث ابوسعيد نقل كرده و گفته : اين حديث حسن است .
8- اين حديث را ابوشيخ در كتاب الثواب ، و ابونعيم در الحلية و بيهقى در شعب الايمان چنان كه در المغنى آمده است - از حديث ابوهريره به سند ضعيف نقل كرده اند و كلينى در كافى ، ج 5، ص 78 از ابوجعفر (امام باقر (ع )) نقل كرده است .
9- اين حديث را - به طورى كه در المغنى آمده - طبرانى در سه كتاب لغت خود از كعب بن حجره به سند ضعيفى نقل كرده است .
10- با اين لفظ در جايى بر نخوردم جز اين كه ديلمى در مسند الفردوس از على (ع ) نقل كرده است :
(( خداوند دوست دارد كه بنده اش را ببيند در راه كسب حلال در زحمت است .)) به طورى كه در كتاب جامع صغير آمده ، سند اين حديث ضعيف است .
11- طبرانى در الكبير و بيهقى در الشعب از قول ابن عمر - به طورى كه در جامع صغير آمده - به سند ضعيفى آن را نقل كرده و كلينى در كافى ، ج 5، ص 113 روايت كرده است .
12- بيهقى در سنن ، ج 5، ص 263 و احمد در مسند، ج 4، ص 141 آن را نقل كرده است .
13- احمد در مسند خويش به سند صحيح از قول ابوهريره - به طورى كه در مجمع الزوائد، ج 4، ص 61 آمده - اين حديث را نقل كرده است و در آن جا به جاى سازنده ، كارگر آمده است .
14- اين حديث را ابراهيم حربى در غريب الحديث نقل كرده (المغنى ) و در كافى نظير آن را در، ج 5، ص 319 آورده است .
15- طبرانى در الكبير بخش اول حديث را با عبارت ديگر، و بزاز و همچنين طبرانى - چنانكه در مجمع الزوائد، ج 4، ص 71 آمده - بخش پايانى را نقل كرده اند و از كافى با بيان و توضيح خواهد آمد.
16- اين سخن حسن بصرى است مصنف اشتباها آن را به پيامبر (ص ) نسبت داده است .
17- اين حديث را بخارى در صحيح ، ج 3، ص 71 و نسائى در سنن ، ج 5، ص 96 و ترمذى در سنن ، ج 3، ص ‍ 193 كتاب خود نقل كرده اند.
18- اين حديث را كلينى در كافى ، ج 4، ص 19 نقل كرده و در آن جا آمده است : (( خداوند در تنگدستى به روى او بگشايد.))
19- كافى ، ج 5، ص 80 مؤ لف در كتاب وافى مى گويد: (( (( واجملوا فى الطلب )) ع(( يعنى نبايد بيش از اندازه خودتان را به زحمت بيندازيد، و عطف اين جمله بر (( (( اتقواللّه )) )) دو احتمال دارد: يكى آن كه مقصود اين باشد كه از خدا درباره اين زحمت و رنج زياد بترسيد و خودتان را در شبهات نيندازيد، يعنى چنين كارى را نكنيد و دوم اين كه اگر شما از خدا بترسيد محتاج به اين رنج و زحمت نيستيد و اشاره دارد به آيه شريفه (( (( و من يتق اللّه يجعل له مخرجا. و يرزقه من حيث لايحتسب )) )) ، يعنى هر كه از خدا بترسد خداوند راه نجاتى را برايش فراهم كند و او را از جايى كه گمان ندارد، روزى دهد. (طلاق / 2 و 3).
20- در بعضى نسخه ها به جاى (( (( بنهر)) )) ، (( (( ببهر)) )) آمده است ، به معنى نفسهاى پياپى مى باشد كه در وقت تلاش زياد و دويدن عارض مى شود.
21- كافى ، ج 5، ص 73.
22- همان ماءخذ، ص 88، شماره 3.
23- كافى ، ج 5، ص 76، شماره 14.
24- همان ماءخذ، ص 88، شماره 1.
25- همان ماءخذ، ص 85، شماره 3.
26- همان ماءخذ، ص 75، شماره 5.
27- كافى ، ج 5، ص 72، شماره 6 و 7.
28- كافى ، ج 5، ص 72، شماره 6 و 7.
29- همان ماءخذ، ص 78، شماره 4.
30- اين مطلب در سوره حجر، آيات 98 و 99 است . اما خبر را ابن منذر و حاكم در تاريخ خود و ديلمى از ابومسلم خولانى و ابن مردويه از وى و از ابن مسعود - به طورى كه در درالمنثور، ج 4، ص 109 آمده - نقل كرده اند.
31- نور / 37: مردانى كه بازرگانى و سوداگرى آنان را از ياد خدا باز ندارد.
32- (( من لا يحضره الفقيه ، )) ص 362، باب التجارة و آدابها، شماره 4.
33- طلاق / 2، 3: ترجمه آن در صفحات قبل گذشت . - م .
34- )) من لا يحضره الفقيه ، )) ص 362، شماره 4، باب التجارة و آدابها.
35- (( من لا يحضره الفقيه ، )) ص 355، شماره 24 و 26، (( باب المعايش و المكاسب . ))
36- (( من لا يحضره الفقيه ، )) ص 355، شماره 24 و 26، (( باب المعايش و المكاسب . ))
37- (( من لا يحضره الفقيه ، )) ص 363، شماره 9، (( باب التجارة و آدابها )) ؛ تهذيب ، ج 2، ص 120 كافى ، ج 5، ص 154.
38- (( من لا يحضره الفقيه ، )) ص 363، شماره 15؛ تهذيب ، ج 2، ص 120؛ كافى ، ج 5، ص 150.
39- اين خبر را بيهقى در سنن خود، ج 6، ص 112، و احمد در مسند، ج 4، ص 375 نقل كرده است ولى من از طريق شيعه در جايى نيافتم .
40- در غوالى اللالى ابن ابى جمهور احسائى از آن حضرت چنين آمده است : (( هر چيزى مطلق است مگر اين كه در آن باره نصى رسيده باشد)) و در جلد اول بحار اواخر كتاب علم ، باب آنچه از آيات و اخبار قابل استنباط است .
41- به استبصار، ج 4، ص 99 كتاب وقف مراجعه كنيد و خبر ديگرى نيز در استبصار، ج 4، ص 99 و تهذيب ، ج 2، ص 316 آمده است .
42- كافى ، ج 6، ص 193، شماره 5.
43- همان ماءخذ، ص 191. در آن جا آمده است : (( امة تباع ...)) يعنى تنها داشتن فرزند سبب عدم جواز بيع نمى شود بلكه در برخى از صورتها فروخته مى شود چنان كه اگر فرزندش بميرد و يا در مورد مبلغ بهاى خودش ‍ و موارد استثناى ديگر. و در حقيقت اين مطلب در رد بر عامه است كه به طور مطلق فروختن ام ولد را منع كرده اند و اما به ارث بردن او نيز با وجود فرزند صحيح است زيرا كه او در سهميه فرزندش قرار مى گيرد سپس ‍ آزاد مى شود، و عبارت (( (( حدها حد الامة )) )) احتمالا به اين معنى است كه هرگاه عملى مرتكب شود كه باعث حد شرعى گردد، حكمش نظير امه است (اين سخن علامه مجلسى - رحمه اللّه - است ).
44- به تهذيب ، ج 2، ص 151 و استبصار، ج 4، ص 102 مراجعه كنيد.
45- كافى ، ج 5، ص 193، شماره 3.
46- تهذيب ، ج 2، ص 142، استبصار، ج 3، ص 86.
47- كافى ، ج 5، ص 192، شماره 8؛ تهذيب ، ج 2، ص 151.
48- كافى ، ج 5، ص 194 و در (( من لا يحضره الفقيه )) از امام صادق (ع ) نظير اين روايت نقل شده است ، به صفحه 371، شماره 59 مراجعه كنيد.
49- (( من لا يحضره الفقيه ، )) ص 366، (( باب حكم القبالة المعدلة بين الرجلين . ))
50- كافى ، ج 5، ص 206، (( باب الشرطين فى البيع )) .

منبع: كتاب (( محجة البيضاء فى تهذيب الاحياء ))
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:54 PM - روز سه شنبه 17 فروردین 1389    |   لينک ثابت

امسال نیز مقام معظم رهبری طی سخنانی ضمن تبریک سال نو و برشمردن درسهای سال قبل، به نام گذاری سال جدید اقدام کردند:

براى اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاى كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم تر و پرتلاش تر كنيم. من امسال را به عنوان سال « همت مضاعف و كار مضاعف » نامگذارى مي‌كنم. به اميد اينكه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سياسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همه‌ى عرصه‌ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم‌تر، راه‌هاى نرفته‌اى را بپيمايند و به هدفهاى بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.

حال پس از این پیام این سوال در ذهن متبادر می شود که همت مضاعف و کار مضاف در چه کاری؟ منظور دقیق مقام معظم رهبری چیست؟ کار و همت مضاعف چه چیزی هست؟ قبل از این که بتوانیم به این پرسش پاسخ دهیم باید به سوال متضاد آن جواب بدهیم که کار و همت مضاعف چه چیزی نیست؟

« همت مضاعف ، كار مضاعف » چه چیزی نيست ؟

1- پوستر ، پلاکارد و بنر مضاعف !

همان گونه که گفته شد پیامهای مقام معظم رهبری صرفا نمادین نیست بلکه حاوی مطالبات مهمی از مردم و مسولین است.یکی از آسیبهایی که متاسفانه به محتوای پیامهای مقام معظم رهبری در ابتدای سال وارد می شود توقف مسوولین در ظاهر پیام است.صدا و سیما بلافاصله لوگوی نام سال را به آرم شبکه ها اضافه می کند،مجریان صدا و سیما این نام را گرامی می دارند،شهرداری به صورت بنرها بزرگ نام سال را آماده و در خیابانها نصب می کند و بعد از اتمام تعطیلات روابط عمومی ادارات مختلف به آماده سازی اقلام تبلیغی در این زمینه اقدام می کنند.اگرچه تمامی این فعالیتها در جهت ایجاد نشاط اجتماعی و آگاهی بخشی به اقشار مختلف مردم و مسوولین در سطح معقول لازم است اما صرف توقف در آنها کافی نیست.یکی از آسیبهایی که متاسفانه سالهای گذشته با نام های سال انجام شد برخورد صرفا تبلیغی با نام سال بود.نهادهای اجرایی،تقنینی و قضایی می بایست به صورت موثری از فعالیتهای تشریفاتی و تبلیغی فاصله گرفته و به صورت عملیاتی برنامه های خود را برای وصول به اهداف سال در سه سطح کوتاه،میان و بلند مدت اعلام و فعالیتهای اجرایی خود را در این چارچوب سامان دهند.در انتهای سال نیز می بایست شرحی از فعالیتهای انجام شده و برنامه های تداوم بخش آن نیز درسالهای آینده اعلام گردد .همینگونه که مقام معظم رهبری در باره عدم اتمام اصلاح الگوی مصرف در سال 1388 فرمودند:

سال گذشته ما عرض كرديم: سال اصلاح الگوى مصرف. من همين جا در روز اول سال تصريح كردم: اصلاح الگوى مصرف چيزى نيست كه در يك سال بتواند اتفاق بيفتد. سال گذشته را گفتيم سال شروع حركت به سمت اصلاح الگوى مصرف است. خوب، حركتى آغاز شد. من نميتوانم اين را بگويم كه الگوى مصرف اصلاح شد؛ نه، ما هنوز خيلى فاصله داريم. .... بايد ما اصلاح الگوى مصرف را دنبال كنيم. سال 88 مسئولين كارهائى كردند، برنامه‌ريزى‌هائى كردند، تحقيقاتى كردند، اما اين كار نبايد متوقف بماند. اين، جهت را نشان داد؛ معلوم شد كه در سال 88 مسئله‌ى اصلاح الگوى مصرف يك مسئله‌ى اساسى است .

2- کار مضاعف اما بدون برنامه !

جمهوری اسلامی در مسير راهبردی خويش پله‌های تكامل را طی می‌كند. توجه به چشم‌انداز بيست‌ساله، برنامه‌ريزی براساس دهه پيشرفت و عدالت، داشتن برنامه توسعه پنج ساله و سرانجام راهبردهای يك‌ساله كه خود را در قالب نام سال نشان می دهد ،حكايت از اهتمام سامانمند جمهوری اسلامی برای رسیدن به تمدن بزرگ اسلامی با نگاهی برنامه ریزی شده و از پیش طراحی شده داردد.برنامه ریزی اصل مقدم تمام کارها و همتها است و بدون برنامه ریزی و توجه به برنامه های موجود نمی توان کاری از پیش برد.نکته مهم در این زمینه این است که درباره سالی كه نام"همت مضاعف - كار مضاعف" در شناسنامه‌اش ثبت شده است، بايد تصريح شود كه  در پنج سال اخیر تمام سازكارهای نرم افزاری، قانونی و شكلی كلان‌ نظام، تدوین، تعیین و ابلاغ شده است. اكنون تنها 15 سال تا خط پایان 1404 كه آغاز برنامه بیست ساله دوم خواهد بود، زمان باقی مانده است و این مدت طبیعتا باید صرف كارهای بنيادی و زيربنايی گردد. بی توجهی به سند چشم انداز  تکیه بر فعالیت اجرایی  صرف ،کار مضاعف و همت مضاعف نیست.وظیفه اصلی تمام دولتها تحقق اهداف سند چشم انداز و قوانین مرتبط با آن است.لذا هر گونه حرکتی می بایست در جهت رفع عقب ماندگیهای احتمالی و یا نیل به

اهداف چشم انداز 20 ساله کشور باید باشد.در همین چارچوب مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در حرم امام رضا(ع) فرمودند:

چشم‌انداز روشنى تعيين شده است - يعنى سند چشم‌انداز بيست ساله‌ى جمهورى اسلامى - اين سند باارزشى است. دولتهائى كه پشت سر يكديگر با انتخاب مردم بر سر كار مى‌آيند، ميتوانند بر اساس اين سند چشم‌انداز، اهداف را مشخص كنند؛ هر كدام بخشى از راه را بروند و دنباله‌ى كار را به دولت بعدى بسپارند. وجود سند چشم‌انداز، يكى از امكانات باارزش نظام جمهورى اسلامى است.

3- نمایش ، آمار و مصاحبه مضاعف !

مقام معظم رهبری خود اولین شخصی بودند که نسبت به این آسیب در سخنرانی خود در حرم رضوی هشدار دادند:

شعارهاي هر سال، نمايشي و تشريفاتي نيست و طبعاً همه مشكلات را هم حل نمي‌كند بلكه انگشت اشاره‌اي است كه راه و روش را نشان مي‌دهد كه امسال نيز با توجه به اهداف بلندتر ملت و كشور، بايد همتي برتر فراهم آورد و كارهاي بيشتر و جدي‌تر انجام داد.

یکی از آسیبهایی که با توجه به ماهیت این نامگذاری احتمال آن وجود دارد برخی عملکردهای نمایشی و تشریفاتی است.این نام با توجه ماهیت تلاش و سعیی که در خود مستتر دارد می تواند در نگاه مثبت باعث افزایش انگیزه های کاری،افزایش بهره وری در محیط کار،سرعت گرفتن انجام پروژه های ملی گردد.چیزی که مراد از نامگذاری این سال بوده است.اما یکی از آفات فرهنگ مدیریتی جامعه ما که دوره ها مختلف مرتبط است ،انجام فعالیتهای نمایشی،کنفرانسهای مطبوعاتی پی در پی ،بازدیدهای سرزده با حضور خبرنگاران !!،فرهنگ  افتتاح و کلنگ زنی بی رویه ،افتتاح پیش از موقع برخی پروژه ها و یا چند باره آنها بوده است.انشالله با همت مسوولین محترم این گونه اقدامات در سال همت و کار مضاعف جایی نخواهد داشت و خدمت رسانی مضاعف ،مردم را از ثمرات شیرین شجره طیبه انقلاب بهره مند خواهد کرد.

4- سمینارها ، همایشها و هم اندیشیهای مضاعف !

یکی از دلایلی که موجب عدم تحقق مطالبات مقام معظم رهبری در ابتدای سال از مردم و مسوولین می شود نگاه صرف سمیناری و همایشی به آن است.اگر چه سمینارها و همایشها محفلی مناسب برای هم اندیشی به منظور اتخاذ راهکارهای مناسب می باشد اما متاسفانه در کشور ما نهادهای اجرایی خود به برگزاری این همایشها اقدام و نفس این گونه برنامه ها را تحقق خواسته های مقام معظم رهبری فرض می کنند.همایشهای پی در پی که بعضا دارای موضوعات مشترک هستند می تواند به صورت مشترک و همه جانبه دیده شود که از صرف منابع موازی مالی و انسانی جلوگیری گردد.اما باید توجه داشت که تنها برگزاری همایش ناکافی بوده و نشان از ضعف اجرا دارد.

« همت مضاعف ، كار مضاعف » چه چیزی هست ؟

"همت مضاعف - كار مضاعف" به نظر می رسد بنا بر نگاه رهبر معظم انقلاب دارای دو جنبه اساسی است:

1- افزایش بهره وری در کارها ، منابع انسانی و منابع مالی و فیزیکی :

این مساله برای همه ما ملموس می باشد که سطح بهره وری در ایران بسیار پایین بوده و این امر بدون تردید به هنجارها و الگوهای رفتاری برخاسته از فرهنگ عمومی که طی سالیان سال در لایه های مختلف جامعه نهادینه شده است مرتبط می باشد.لذا برای اینکه در  کشور کار مضاعف انجام گیرد شرط لازم این است که  می باید  اولا اراده تغییر در تک تک افراد حاصل شده و مردم بیش  از پیش نسبت به کار خود حس تعهد داشته باشند،تا به مرور زمان فرهنگ بی مسئولیتی و کم کاری از جامعه رخت بربندد و "کار و تلاش" ـ چنانکه در آموزه های دینی آمده است ـ در سطوح مختلف به صورت عملی و نه شعاری به یک ارزش ملی تبدیل شود .توجه به فرهنگسازی برای افزایش وجدان کاری و بهره وری صحیح از منابع انسانی در همه سطوح از الزامات این امر است.

2- همت مضاعف و کار مضاعف در تحقق اهداف چشم انداز 20 ساله :

همانگونه که گفته شد سند چشم انداز 20 ساله چشم اندازی از موقعیت ایران را در سال 1404 ارائه می دهد که قدرت برتر سیاسی،اقتصادی،علمی و نظامی منطقه باشد.این اهداف کلی و آرمانی نیستند و برنامه های 5 ساله توسعه می بایست برای تحقق این اهداف طراحی و عملیاتی شوند.مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در مشهد مقدس ،یک روز پس از اعلام نام سال نو ضمن تاکید برجایگاه زیرساختهایی مانند نیروی انسانی جوان و متخصص،زیرساختهای عظیم صنعتی و مواصلاتی و از همه مهم تر سند چشم انداز 20 ساله خواستار کار مضاعف و همت مضاعف در حوزه های زیر شدند:

1- همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى و ...

2- همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد،  در چارچوب اصلاح الگوی مصرف و هدفمندی یارانه ها

3- همت مضاعف و كار مضاعف در كيفيت بخشيدن به توليدات داخلى

4- همت مضاعف و كار مضاعف در تأمين سلامت و ورزش همگانی

5- همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى

6-  همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون

7- همت مضاعف و كار مضاعف در مبارزه‌ى با فقر، در مبارزه‌ى با فساد، در مبارزه‌ى با بى‌عدالتى.

نتیجه گیری :

برای تحقق مسمای نام همت مضاعف و کار مضاعف می بایست از آسیبهایی مانند فعالیتهای تبلیغی صرف،همایش محوری بدون اجرا ،بی توجهی به برنامه ها و اسناد بالا دستی به بهانه انجام کار بیشتر و  هم چنین فعالیتهای نمایشی و رسانه گرای صرف احتراز و در چارچوب اصلاح فرهنگ کاری در سطح مردم و در سطح مسوولین در حوزه های هفتگانه مد نظر مقام معظم رهبری در چارچوب سند چشم انداز بیست ساله اقدامات و برنامه ها را توسعه داد.این فرایند محدود به یک سال نبوده و در طی سنوات آینده نیز می بایست تداوم یابد.

نويسنده : سید حسین زرهانی / تبیان

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:43 PM - روز سه شنبه 17 فروردین 1389    |   لينک ثابت
 
نویسنده : شهرام شيركوند

بحث وجدان كاري و تعهد سازماني كاركنان از جمله مباحثي است كه همواره مورد توجه صاحب‌نظران و مديران بوده و شكل‌گيري آن نيازمند توجه به مؤلفه‌هاي متفاوت است. محور و چارچوب اصلي وجدان كاري سه مؤلفه فرد، كار و مديريت را در بر مي‌گيرد.مشاهدات روزمره ما از خودمان بيانگر اين واقعيت است كه متأسفانه ما به‌طور كلي آنچنان كه بايد وشايد و يا حداقل به حدي كه جامعه ما نياز دارد، مفيد كار نمي‌كنيم. همه مي‌دانيم كه ما از جهات متعددي در مقايسه با كشورهاي پيشرفته دنيا در وضعيت خوبي قرار نداريم وبه همين دليل بايد حتي بيشتر از آنها كار كنيم.
با وجود اين ميزان تلاش و فعاليت ما به حدي نيست كه حتي در آينده نزديك ما را در چنين مقايسه‌اي راضي و سر بلند كند، پس چه بايد كرد ؟ چطور مي‌توانيم كار بيشتر و بهتري را انجام دهيم ؟ چگونه مي‌توانيم وجدان كاري داشته باشيم ؟
وجدان كاري را مي‌توان چنين تعريف كرد: «عاملي كه سبب مي‌شود فرد بدون وجود هيچ كنترل خارجي و به‌دنبال انگيزه‌اي دروني كارش را به‌نحواحسن انجام دهد». يا ممكن است بگوييم «وجدان‌كاري عاملي است كه موجب مي‌شود فرد صرف‌نظر از هر گونه تشويق يا تنبيهي كارش را به بهترين صورت ممكن انجام دهد». با اين تعاريف مي‌توان اظهار داشت: وجدان كاري به سه عامل فرد، كار و مديريت ارتباط دارد؛ يعني اينكه چه كسي،‌ چه كاري را تحت چه شرايط يا مديريتي انجام مي‌دهد، مبين ميزان تلاشي است كه وي صرف كار خود مي‌كند.
براي توضيح تركيب فوق لازم است كه ابتدا اين سه عامل مستقلا مورد بحث قرار ‌گيرد:

الف- فرد

از نظر مديريت آنچه در رابطه با فرد به‌عنوان يك نيروي كار در محل سازمان مورد توجه است نخست جنبه تكنيكي يا فني و دوم جنبه انساني آن است كه توجه به هر دو جنبه از اهميت زيادي برخوردار است. هر كسي براساس شرح وظايف معين به كاري گمارده مي‌شود كه اگر اين انتخاب براساس تخصص و يا شايستگي فني وي انجام بگيرد طبعا مي‌توان انتظار داشت كه با توانايي فني، وظايف خود را به خوبي ايفا كند.
با اين‌حال داشتن توانايي در كاري معين، الزاما به معناي انجام دادن آن نيست زيرا عامل انساني و مختصات ويژه فرد در تعامل با شايستگي فني او قرار مي‌گيرد و تاثير و تاثر متقابلي ايجاد مي‌كند به‌نحوي كه اگر جنبه‌هاي انساني فرد در طول جنبه‌هاي فني وي بوده باشد و بالعكس، اين دو عامل مويد يكديگر خواهند بود و در غيراين‌صورت هر كدام مانعي براي ديگري ايجاد خواهد كرد.
به‌طور خلاصه در ارتباط با عامل فرد، مي‌توان گفت كه كارمندي، وظايف شغلي خود را بهتر و بيشتر و حتي بدون وجود سر پرستي نزديك انجام خواهد داد كه اين كار از ويژگي‌هاي زير برخوردار باشد:
1 - در رفع نيازهاي او با توجه به تنوع و اولويت آنها مفيد افتد.
2 - مورد علاقه و دلخواه او باشد و با آرزوها، اميال و اهداف وي همخواني پيدا كند.
3 - نتايج حاصل از كار در ارتباط با ميزان تلاش و فعاليت وي در مقايسه با ديگران رضايت شغلي او را فراهم آورد.
4 - با مختصات شخصيت وي سازگار باشد.
5 - موافق و مطابق عقايد و افكار و باورهاي او بوده باشد.

ب - كار

امروزه محققين به جاي تقسيم كار دقيق و مشخص در سازمان‌ها – كه توسط مكتب مديريت علمي تيلور و نيز بوروكراسي آرماني ماكس و بر رسميت پيدا كرد – روش‌هاي توسعه شغلي و يا غني‌سازي‌ شغلي را توصيه مي‌كنند به اين صورت كه كار هر قدر گسترده‌تر و براي فرد معني‌دارتر باشد، احساس مسئوليت وي را تقويت مي‌كند، ابتكار و خلاقيت را افزايش مي‌دهد و به ارضاي نيازهاي اجتماعي و خودگرايي كمك مي‌كند. چرا كه محققين دريافته‌اند كه تقسيمات كاري باريك‌تر، كاركنان را بعد از مدتي از كار خود خسته كرده و جذابيت كار را از بين مي‌برد.
توجه به محيط سازماني از جمله عواملي است كه بايد در اين مقوله به آن پرداخت.
منظور از فضاي سازماني سالم محيطي است كه:
1 - در مبادله اطلاعات قابل اعتماد است.
2 - داراي قابليت انعطاف و خلاقيت براي ايجاد تغييرات لازم بر حسب اطلاعات به دست آمده باشد.
3 - نسبت به اهداف سازمان داراي يگانگي و تعهد است.
4 - حمايت داخلي و رهايي از ترس و تهديد را فراهم مي‌كند زيرا كه تهديد به ارتباط خوب و سالم آسيب مي‌رساند، قابليت انعطاف را كاهش مي‌دهد و به جاي علاقه به كل نظام حفاظت از خود را تحريك مي‌كند.

ج - مديريت

از جمله اقداماتي كه مديريت مي‌تواند با تركيب فرد و كار، سازمان را در وضعيت مساعد و مطلوبي قرار دهد، عبارت است از:

1 - تشويق و تنبيه:

كساني كه تجربه كار در سازمان‌ها را داشته‌اند مي‌دانند كه غالب افراد از برخورد يكسان با افرادي كه از نظر ميزان عملكرد متفاوت هستند، گله‌مند هستند و غالبا اظهار مي‌دارند كه در سازمان ما بين دوغ و دوشاب تفاوتي نيست و شايد هم اوضاع بر وفق مراد كساني است كه كار كمتر مي‌كنند ولي واجد خصوصيات ديگري كه به كار مربوط نمي‌شود هستند و يا بارها براي انجام دادن كار بهتر، از جان خود مايه گذاشتم ولي يك تشويق خشك و خالي و يا يك تشكر هم از من نكردند.
خلاصه اينكه اگر قرار باشد پاداش به‌عنوان مشوقي در مقابل عملكرد بهتر و بيشتر به كار رود و اثر مثبتي داشته باشد بايد در بين كاركنان تفاوت قائل شد. اما تفاوتي كه مبتني بر كيفيت و كميت عملكرد افراد است و براي اينكه مديران افراد واجد شرايط را پاداش دهند بايد از طرف مقامات مسئول در مورد خود آنان نيز چنين روشي اعمال شود.

2 - ارزيابي عملكرد افراد:

در جريان ارزيابي بايد نكات زير مورد توجه قرار گيرد :
- كاركنان تا چه حدي به وظايف خود عمل كرده‌اند؟
- به اشكالات و موانع واقف هستند يا نه؟
- چه اقداماتي در جهت رفع مشكلات كار و يا اصلاح جريان كار انجام داده‌اند؟
- چه پيشنهادي براي بهبود عملكرد خود دارند؟

3 - عدم‌تمركز:

گرچه اعمال تمركز و يا عدم‌تمركز تصميم‌گيري با عواملي نظير اندازه سازمان، ماهيت كار، تخصص و تجربه افراد شاغل در آن ارتباط دارد با اين‌حال بايد به‌طور كلي توان بالقوه عدم‌تمركز را در ايجاد حسن نيت و وفاداري افراد نسبت به سازمان، دادن آزادي نسبي در ايفاي وظايف، پذيرش مسئوليت و ارضاء نيازهاي خودگرايي آنان به رسميت شناخت و هر جا كه ممكن باشد از عدم‌تمركز اداري سود جست.

4 - مديريت مبتني بر اهداف يا مديريت مشاركتي:

عبارت است از فرايندي كه طي آن مديران و كاركنان اهداف مشترك خود را بر حسب نتايج مورد انتظار تعيين مي‌كنند و اين نتايج را براي ارزيابي عملكرد افراد به كار مي‌گيرند. به عبارت ديگر روشي كه اهداف سازمان و كاركنان را به اهداف شاغل پيوند مي‌دهد كه محاسن زير بر اين نوع مديريت مترتب است:
- ارتباط با بالا دستان و زير دستان را تسهيل مي‌كند.
- دستيابي به اهداف سازمان را مورد توجه قرار مي‌دهد.
- نتايج را ارزيابي مي‌كند نه شخصيت‌ها و سياست‌ها را.
- اصلاح شغلي و پيشرفت فردي را فراهم مي‌آورد.
- موجب فهم مشترك اهداف سازماني مي‌گردد.

تفاوت وجدان كاري و ايمان

بايد بين وجدان كاري و ايمان فرق گذاشت، زيرا مي‌توان كسي را در نظر گرفت كه فاقد ايمان مذهبي باشد ولي وقتي كاري به‌عهده وي گذاشته مي‌شود بدون اينكه نيازي به كنترل خارجي و فيزيكي داشته باشد كارش را خوب و درست انجام مي‌دهد. البته روشن است كه در فردي كه از ايمان برخوردار است زمينه گسترده‌تري براي ايجاد وجدان‌كاري وجود دارد.

تعهد سازماني

«مي‌ير» و «آلن »تعاريف تعهد سازماني را به سه موضوع كلي وابستگي عاطفي، درك هزينه‌ها و احساس تكليف وابسته مي‌دانند. از تفاوت‌هاي مفهومي اجزاي سه‌گانه تعهد سازماني، كه هر يك تا حدودي از يكديگر مستقل اند، اين نتيجه حاصل مي‌شود كه هر كدام پيامد پيش فرصت‌هاي خاصي هستند. پيش فرصت‌هاي تعهد عاطفي به چهار گروه دسته بندي مي‌شوند: ويژگي‌هاي شخصي، ويژگي‌هاي شغلي، ويژگي‌هاي ساختاري و تجربيات كاري. تحقيقات زيادي كه در ارتباط با تعهد سازماني انجام شده بيانگر اين مطلب است كه ارتباط تعهد سازماني با عملكرد شغلي و رفتارهاي مبتني بر تابعيت سازماني مستقيم (مثبت) است ولي ارتباط آن با ترك خدمت، غيبت و تأخير كاركنان معكوس (منفي) است.
لذا ماهيت ارتباط فرد با سازمان در هر يك از اجزاء سه‌گانه تعهد عاطفي، تعهد مستمر و تعهد تكليفي متفاوت است. كاركنان با تعهد عاطفي قوي در سازمان مي‌مانند براي اينكه مي‌خواهند بمانند. افرادي كه تعهد مستمر قوي دارند مي‌مانند چون نياز دارند بمانند و آنهايي كه تعهد تكليفي قوي دارند مي‌مانند، زيرا احساس مي‌كنند بايد بمانند.
منبع: همشهری آنلاین


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 11:51 AM - روز سه شنبه 17 فروردین 1389    |   لينک ثابت
آيت الله امامي كاشاني در تبيين شعار سال 89 تاكيد كرد : «همت » در تمام مسائل و دوري از هرگونه «ضعف و خستگي»


    امام جمعه موقت تهران با اشاره به اينكه همت مضاعف بايد در مسائل مختلف اجتماعي، سياسي، فرهنگي، فردي به كار بسته شود، تصريح كرد: با دوري از «خستگي و ضعف» بايد همت و كار مضاعف را در خودمان احيا كنيم.
    آيت الله محمد امامي كاشاني، عضو مجلس خبرگان رهبري در خطبه دوم نماز جمعه اين هفته تهران با اشاره به سالروز 12 فروردين گفت: 12 فروردين روزي بود كه جامعه و ملت ايران با بيش از 98 درصد آرا، راي داد كه سياست، اقتصاد، فرهنگ كشور و معيشت جامعه بايد خواسته ملت در چارچوب اسلام و بر مبناي اسلام باشد. وي افزود: معناي جمهوري اسلامي همين است و ملت نيز به همين راي دادند و خداي متعال نيز اين راي را تا امروز حفظ كرده است.
    وي با اشاره به اين كه «در طول اين سي سال پس از انقلاب دشمنان همواره خواستند جلوي اين نظام را بگيرند ولي هنوز نتوانسته اند» خاطرنشان كرد: چه دروغ هايي كه عليه ما گفتند و برخي از كشورها مخصوصا برخي همسايه هاي ما آن ها را باور كردند ولي از نظر ملت ها، امروز ملت ايران چنان آبرويي در دنيا دارد كه كسي نتوانسته است جلوي آن را بگيرد؛ چراكه كار براي خداست و خدا هم حمايت مي كند.
    امام جمعه موقت تهران ادامه داد: انتخابات اخير در سال 88 و 40 ميليون راي، ادامه همان لطف خداست و قضاياي پس از آن يعني راهپيمايي مردم پس از عاشورا و در روز 22 بهمن همگي رحمت خداست و اگر انسان لطف خدا را همواره در نظر داشته باشد، دست خداوند نيز همراه اين ملت خواهد بود.
    وي در خصوص تهمت هاي واهي به نظام جمهوري اسلامي ايران به بحث انرژي هسته اي اشاره و تاكيد كرد: دشمنان اسلام و ايران فقط به ما تهمت مي زنند و خودشان هم خوب مي دانند كه ما اهل استفاده از انرژي هسته اي به عنوان سلاح نيستيم و رهبر انقلاب و مسئولان كشور نيز گفته اند كه كار، كار علمي است، ولي باز هم آن ها تحريم ها عليه ملت ايران را دنبال مي كنند.
    آيت الله امامي كاشاني در همين زمينه تصريح كرد: حداقل نفع اين تحريم ها براي ما اين است كه كشور ما را در دنيا محبوب تر و مظلوم تر مي كند و البته بدون شك براي كشور مشكلاتي هم ايجاد مي كند. وي افزود: ضرر كارهاي آن ها براي خودشان نيز، عصبيت و عدم اعتماد به سازمان هاي بين المللي است كه مي بينيم امروز به چنين رسوايي افتاده اند.
    خطيب نماز جمعه تهران هم چنين به انتخابات پارلماني در عراق اشاره كرد و گفت: در انتخاباتي كه در عراق انجام شد، جمهوري اسلامي كار ندارد كه اول و دوم و سوم كيست و آن چه هست اين است كه ملت سرنوشت خود را به دست بگيرند. وي تصريح كرد: دشمنان نمي خواهند ملت ها سرنوشت خود را در دست بگيرند، ولي جمهوري اسلامي مي گويد هر ملتي كه بخواهد سرنوشت خود را به دست بگيرد، ما طرفدار اين تفكر هستيم و به اين مساله معتقديم نه اين كه بيگانه بخواهد به آن ها خط بدهد.
    وي در ادامه به نامگذاري سال 89 اشاره كرد و افزود: مقام معظم رهبري هر سال را با شعاري نامگذاري مي كنند و لازم است كه اين نام ها دنبال و حالات اخلاقي در جامعه ايجاد شود. مقام معظم رهبري امسال را به نام همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري كرده اند و همت يعني همت در مسائل مختلف اجتماعي، سياسي، فردي و دوري از خستگي و ضعف كه اين ها اصل هدف است و بايد اين را در خودمان احيا كنيم.
    وي افزود: در عرفان آمده است كه قدم اول همت، افاقه است و افاقه به معني به هوش آمدن و بيدار شدن است. وقتي انسان بيدار شود بايد به اطراف خود نگاه كند و ببيند كه چه راهي را بايد برود، دشمن چه مي كند و چه برنامه هايي براي ما دارد، ما چه كار بايد انجام دهيم و وظيفه ما چيست. اين قدم اول همت است و اگر ما به هوش نياييم، بيدار نشويم و افاقه پيدا نكنيم، به گام دوم و سوم نمي رسيم.
    اين عضو مجلس خبرگان با بيان اين كه « قدم بعدي بي اعتنايي است» افزود: اين مساله به معني بي اعتنايي به مخالفان است، يعني بي اعتنايي به عواملي كه دارد ما را از بين مي برد. يعني بي اعتنايي به كسالت، مواد مخدر، جلسه هاي خوش گذراني و ولگردي. اين يعني انسان بايد در برابر جهل، شهوات، بي خبري، دروغ، خيانت و ظلم، متكبر باشد و خود را از اين ها دور كند.
    آيت الله امامي كاشاني اضافه كرد: گام بعدي پس از اين ها، همت عالي است و اين مساله اي است كه بسيار مهم است و همه موظفند در جهت آن گام بردارند.
    بنابر اين گزارش، وي در بخش ديگري از سخنان خود در خطبه نخست نماز جمعه ديروز، با تاكيد بر اين كه «همه ابعاد اسلام بايد در يك تريبون جهاني تبيين و تعريف شود» اظهار كرد: اسلام حقيقتي است كه اگر به آن روي بياوريم تمام استعدادها و ارزش ها مي شكوفد و اگر انسان از اسلام دور شود، ارزش هاي او به ضد ارزش تبديل خواهد شد.
    امامي كاشاني در ادامه خطاب به جوانان كشور گفت: به جوانان عرض مي كنم كه چرا كلاس و درس را سبك مي گيريد؟ چرا به مواد مخدر پناه مي بريد؟ انسان بايد به پيامبر(ص) پناه ببرد نه به اين موادي كه انسان را از بين مي برد. وي تاكيد كرد: دشمن با مواد مخدر جوانان ما را به دام مي كشاند؛ چراكه آن ها نمي خواهند ما دانشگاه، صنعت و جوان داشته باشيم.
    امام جمعه موقت تهران همچنين در پايان سخنان خود چند جمله اي را خطاب به دشمنان اسلام گفت و تصريح كرد: خشونت، درندگي، خونريزي و جنايت از شماست و اسلام اين طور نيست و پيغمبر اكرم(ص) خونريز نبود و با رحمت خدا دنياي آن روز را به دست گرفت و فرزند او مهدي صاحب الزمان (عج) نيز به كوري چشم شما با همين منطق حركت خواهد كرد و همان طور كه در روايات آمده است، خوني ريخته نخواهد شد و نظر من از ميان روايات مختلف اين است كه با گردن كشان خواهد جنگيد ولي متن مردم و ملت هاي جهان بدون خونريزي تسليم امام عصر(عج) خواهند شد.
    
   «پيشرفت» محصول همت و كار مضاعف است
    بنا بر گزارش كيهان، حجت الاسلام والمسلمين كاظم صديقي نيز در نخستين نماز جمعه سال 89 ، كار مضاعف را ساختن يك سيستم و فرهنگ و داشتن همت بلند و كار متناسب با آن توصيف كرد و گفت: اين نامگذاري ها از نكات كليدي است و اين كليدها براي يك سال نيست، براي هميشه بشريت است كه بايد در مدارس، دانشگاه ها، بنگاه هاي تربيتي، مراكز علمي
    و ... فرهنگ سازي شود تا جامعه از ريخت و پاش و تضييع عمر و اموال برحذر باشد.
    صديقي پيشرفت در دنيا را ناشي از همت و كار مضاعف دانست و گفت: اگر كسي بخواهد در ميان امت ها برجسته شود بايد نردبان بلند همت را طي كند. كار مضاعف هم يعني ايجاد يك كارگاه، ساختن يك سيستم و فرهنگ و همت بلند بدون كار متناسب با آن همت، دست يافتني نيست.
    وي همچنين با اشاره به شعار تغيير اوباما گفت: مشخص شد كه اين شعارها باطن نداشت و تقلب و ظاهرسازي بود. مسئله عراق و وجود ناامني و كشته ها در اين كشور از مدت اشغال تا كنون كابوس وحشتناكي است و منشاء ناامني در عراق حضور اشغالگران است. آمريكا نشان داد سياست هاي قبلي اش را عوض نكرده و به دخالت همه جانبه در عراق و مخالفت با دموكراسي و مردم سالاري ديني در ايران مي پردازد.
    صديقي افزود: اوباما از اغتشاشگران به عنوان طرفداران جامعه مدني ياد كرد و از حضور مردم ديني در 22 بهمن و 9 دي هيچگونه يادي نكرد، بلكه با اقليت مخالف همدم شد.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 9:09 AM - روز دوشنبه 16 فروردین 1389    |   لينک ثابت
نويسنده: مرتضي قمري وفا

سلام ايراني، سلام هموطن. سال نو از امروز وارد مرحله اي تازه مي شود؛ كار و زندگي و ساختن ايراني آباد، آزاد، متعالي و پيشرفته.
    همه ما از سكون و جمود بدمان مي آيد. با آغاز هر سال با اندك زشتي ها و پليدي ها خداحافظي و دلمان را پر از خوبي ها و زيبايي ها مي كنيم. حالاهمه ايرانيان در نخستين روزهاي بهار دلپذير عزم خود را جزم كرده اند تا سالي پر از ايمان و معنويت، علم، تدبير، همت، تلاش و كار، آزادگي، مقاومت و ايستادگي، ايثار و از خودگذشتگي، بصيرت، جنگندگي، برادري و عدالت را رقم زنند و اميدوار به اين كه سال 89 هم مثل سال 88 سال «پيروزي» باشد؛ همانگونه كه رهبر عزيز انقلاب هم تصريح كردند: «سال 88 سال ملت ايران، سال عظمت و پيروزي اين ملت بزرگ و سال حضور تاريخي و اثرگذار اين ملت در عرصه هايي كه به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت كشورمان بستگي داشت، بود. در سال 88 ملت ايران خوش درخشيد.»
    «ايران امروز» با آن سابقه تمدني غرورانگيز، شرايط خطير كنوني در خاورميانه و جهان و سپري شدن بيش از 30 سال از عمر انقلاب اسلامي و نامگذاري دهه آينده به عنوان «دهه پيشرفت و عدالت» همه و همه ايرانيان را در بزنگاهي سرنوشت ساز قرار داده است. موفقيت در اين رسالت ها و ماموريت ها و ساختن ايراني قدرتمند، الهام بخش و پيشرفته و متعالي جز در سايه «وحدت ملي» و به صحنه آوردن «همت هايي والاتر و تلاش و كار و تدابير افزون تر» به دست نمي آيد. همه بايد بيش از گذشته «دست در دست هم دهيم به مهر و ميهن خود را كنيم آباد» و در عرصه هاي بين المللي نيز با تكيه بر گفتمان ضدسلطه و رهايي بخش، مناسبات جديدي را پي ريزي كنيم و انسان ها را در مسير فطرت الهي برانگيزانيم كه موفقيت در تاثيرگذاري بر عالم در چنين منظومه اي امكان پذير خواهد بود.
    و چه زيبا رهبر فرزانه انقلاب اين چشم انداز را ترسيم كردند: «امسال براي اين كه بتوانيم بر طبق اقتضائات و ظرفيت هاي كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اين كه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم تر و پرتلاش تر كنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذاري مي كنم؛ به اميد اين كه در بخش هاي اقتصادي، فرهنگي، سياسي، عمراني، اجتماعي و در همه عرصه ها، مسئولان كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گام هاي بلندتر، با كار بيشتر و متراكم تر، راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدف هاي بزرگ خود ان شاءالله نزديك تر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.»


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 8:40 AM - روز دوشنبه 16 فروردین 1389    |   لينک ثابت
نويسنده: سحاب فاطمي

حضرت آيت الله خامنه اي مقام معظم رهبري به مناسبت فرا رسيدن سال جديد ،امسال را سال همت مضاعف و كار مضاعف خوانده اند.آنچه مسلم است اينكه پيشرفت و تعالي كشور در ابعاد مختلف علمي،فرهنگي و اقتصادي و... در سايه اين دو اصل امكانپذير است.در اينجا لازم است نسبت به قسمتي از پيام نوروزي رهبر انقلاب توجهي ويژه داشته باشيم:
    “امسال براي اينكه ما بتوانيم آنچه را كه در اين دعاي شريف (حول حالنا الي احسن الحال)به ما تعليم داده شده است و وظيفه ماست، انجام بدهيم، براي اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاي كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم تر و پرتلاش تر كنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذاري مي كنم. به اميد اينكه در بخشهاي مختلف، بخشهاي اقتصادي، بخشهاي فرهنگي، بخشهاي سياسي، بخشهاي عمراني، بخشهاي اجتماعي، در همه عرصه ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاي بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم تر، راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدفهاي بزرگ خود ان شاءالله نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.”
    در خصوص پيام نوروزي مقام معظم رهبري لازم است سه نكته مهم را مدنظر قرار دهيم.نكته اول اينكه اقتضائات و ظرفيتهاي موجود در كشور به اندازه ايست كه پذيراي همت و كارمضاعف از سوي شهروندان مي باشد.به عبارت بهتر،در درون كشور ظرفيتهاي بالقوه مناسبي وجود دارد كه لازم است به صورت بالفعل درآيد .در صورتي كه اين ظرفيتها به ظرفيتهايي مفيد و قابل استفاده تبديل شود كشور گام بلندي را به سوي اهداف عالي خود برميدارد.حال اين ظرفيتهاي بالقوه اقتصادي،فرهنگي و اجتماعي چگونه مي تواند به صورت بالفعل درآيد؟پاسخ اين سوال در كليد واژه همت مضاعف و كارمضاعف نهفته است.جمهوري اسلامي ايران كشوري است كه به لحاظ موقعيت جغرافيايي و بهره مندي از ظرفيتهاي اقتصادي،علمي و فكري مطلوب در جايگاه ممتازي قرار دارد ،بنابر اين از اين ظرفيتها بايد به نحو احسن استفاده نمود و از سكون و تمركز آنها در نقاط غير مفيد جلوگيري نمود.اگر ظرفيتها كشف نشود يا به صورتي نامناسب از آنها استفاده شود عملافرصتهاي پيشرفت از دست خواهد رفت.اين اصلي است كه بايد نسبت به آن توجه ويژه اي نمود.همت مضاعف و كار مضاعف سبب خروج جامعه از سكون گرديده و مولد نوعي پويايي پايدار در عرصه هاي مختلف مي باشد.اگر جامعه به اين پويايي پايدار برسد به صورت خودكار فرصتهاي بيشتر و بهتري را جلب خواهد نمود و متعاقبا توان مقابله با انواع تهديدات را خواهد داشت.
    نكته دوم به وسعت و گستردگي همت مضاعف و كار مضاعف باز مي گردد.همت مضاعف و كار مضاعف تنها به عرصه اقتصادي مربوط نمي شود و دامنه آن به مراتب وسيع تر مي باشد.رهبر انقلاب در بخشي از پيام نوروزي خود اشاره نموده اند به اميد اينكه در بخشهاي مختلف، بخشهاي اقتصادي، بخشهاي فرهنگي، بخشهاي سياسي، بخشهاي عمراني، بخشهاي اجتماعي، در همه عرصه ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاي بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم تر، راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدفهاي بزرگ خود ان شاءالله نزديكتر شوند.
    بنابراين همت مضاعف و كار مضاعف دغدغه و دستور كاري مدون در همه عرصه ها محسوب مي شود.نبايد همت مضاعف و كار مضاعف را تنها در عرصه اقتصادي محدود نمود .در عرصههاي فرهنگي و اجتماعي نيز جامعه ما نياز به همت مضاعف و كار مضاعف دارد.اگر در يك عرصه ما شاهد تحقق همت مضاعف و كار مضاعف شهروندان و دستگاههاي اجرايي بوده و در دستگاه و مجموعهاي ديگر اين تحول صورت نگيرد،شاهد رشد ناهمگون فرصتها خواهيم بود.از اين رو بايد يكنواختي و نظارت همه جانيه را در اين خصوص مدنظر قرار دهيم.در اين خصوص لازم است نسبت به اجزاي مختلف كشور نگاهي سيستمي و مديريتي داشته باشيم.پيششرط تحقق همت مضاعف و كار مضاعف در جامعه پرهيز از نگاههاي محدود و تنگ نظرانه است.در اين راستا بايد جامعه را وسيع و در ارتباط با يكديگر ديد.خوداتكايي كشور در سايه همين نگاه شكل
    مي گيرد.در قالب همين نگرش كامل و همه جانبه است كه “پيشرفت”به اصلي ترين دغدغه كشور تبديل مي شود و اهداف عالي ترسيم شده توسط نظام ملموس خواهد بود.در اين راستا لازم است از افراد متعهد و متخصص در راس امور مديريتي و اجرايي كشور استفاده شود زيرا اعمال مديريت يك مدير موفق است كه منجر به كشف ظرفيتها و تحقق همت مضاعف و كار مضاعف خواهد شد.موازي كاري نهادها نيز در اين خصوص مانعي جدي محسوب مي شود.همت مضاعف و كار مضاعف نتيجه اي جز بازدهي بالابراي كشور نخواهد داشت و يكي از عواملي كه اين بازدهي را با لاخواهد برد ترسيم ساختار مديريتي مطلوب و موثر مي باشد.چنانكه اشاره كرديم در اين خصوص بايد افراد متخصص و متعهد وارد صحنه گرديده و از توان فكري خود در اين راستا استفاده نمايند.
    نكته سوم اينكه همت مضاعف يك “نياز”است نه يك “نكته مطلوب”.همانطوركه مقام معظم رهبري اشاره نموده اند،ما به اين همت مضاعف نياز داريم.اگر اين همت مضاعف تحقق پيدا نكند شاهد رشد و شكوفايي كشور نخواهيم بود.در اين خصوص لازم است همت مضاعف و كار مضاعف را به عنوان يك اصل در اقتصاد و فرهنگ جامعه نهادينه نمود.رسانههاي كشور در اين خصوص مسئوليت مهمي برعهده دارند.تبيين اينكه “چرا همت مضاعف براي كشور ما يك نياز محسوب مي شود”خود از اصليترين وظايف رسانه هاست.صدا و سيما نيز بايد در اين خصوص گامهايي اساسي بر دارد.در اين ميان رسانه ها بايد راهنماي افكار عمومي جامعه باشند و با ارائه نقدهاي موثر موجبات تحقق همت مضاعف و كار مضاعف در جامعه را فراهم نمايند.
    در نهايت اينكه مطابق فرمايشات مقام معظم رهبري هنوز راههاي نرفته اي وجود دارد كه لازم است آنها را پيموده و پس از طي آنها به درجات بالاتري از موفقيت و بهروزي دست پيدا كنيم.اين مهم در سايه همت مضاعف و كار مضاعف تحقق پيدا ميكند.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 8:34 AM - روز دوشنبه 16 فروردین 1389    |   لينک ثابت
نويسنده: محمد ناظمي

با نگاهي هرچند كوتاه و گذرا به دوران پس از انقلاب و31 سال گذشته، شاهد پيشرفت هاي قابل توجهي در عرصه هاي سياسي، اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي كشور عزيزمان بوده ايم. پيشرفت هايي كه بعضي مثال زدني و جاودانه است. پيروزي هاي پي در پي در دوران هشت سال دفاع مقدس و پس از آن موفقيت هاي بزرگ در عرصه هاي ساختن و آباداني كشور هيچگاه از ذهن ها نخواهد رفت. اما در سالهاي اخير شور و شوق و شعف كار و تلاش و خستگي ناپذيري مديران دستگاهها و نهادهاي اداري و اجرايي باعث شده است تا جاي جاي كشور از دور افتاده ترين روستاها تا كلانشهرها به كارگاه عمراني تبديل شود. پروژه هاي عمراني نيمه تمام و سرمايه گذاري در عرصه هاي اقتصادي و خدماتي يكي بعد از ديگري به اتمام رسيده و به ثمر مي نشيند. در صدهاي رشد آماري گاهي آن قدر بالااست كه برخي از مديران دولت هاي قبل چون در زمان مديريت خود نتوانسته اند چنين رشدي را تجربه كنند آنها را ناصحيح مي دانند.
    در چنين فضايي كار و تلاش و مجاهدت، اعلام سال1389 به عنوان سال همت و كار مضاعف نويد بخش دستاوردهايي صد چندان در عرصه هاي مختلف مي باشد.
    ملت بزرگ ايران براي رسيدن و فتح قله هاي پيشرفت و تعالي فاصله زيادي ندارد. همه زمينه ها مساعد است. حضور يكپارچه مردم در انتخابات رياست جمهوري، درهم شكستن قدرت پوشالي دشمنان انقلاب و جمهوري اسلامي ايران كه براي مقابله همه توان سخت افزاري و نرم افزاري خود را به ميدان آورده بودند و حضور مردمي19 دي و22 بهمن همه و همه بيانگر آمادگي و دفاع از آرمانهاي بلند انقلاب و حضور براي ساختن كشور بزرگ ايران است.
    بنابراين ايجاب مي كند تا در چنين شرايط بي نظيري، بذرهاي همت و كار و تلاش افشانده شود و در اين راستا هيچ ظرفيتي بلااستفاده نماند. همه ظرفيت هاي بالقوه و بالفعل در عرصه هاي علمي، فني، اقتصادي، خدمت و عمراني كشور به كار گرفته شود.
    ظرفيت هاي بي پاياني كه خداوند بر ملت عزيز و قدرشناس ايران منت نهاده و ارزاني داشته است، قدر شناسي بيشتر اين است كه با علم و درايت، عقل و تدبير و مديريت سرشار از خود گذشتگي وتلاش، ذره اي از چنين ظرفيت هاي خدادادي معطل و بي بهره نماند.
    امروز تجربيات گرانسنگي در پيش رو داريم. در هر عرصه اي كه همت و كار مضاعف بوده است، دستاوردهاي شگرفي به دنبال داشته است. نشان داد در تحصيل فناوري انرژي هسته اي، پرتاب ماهواره اميد، سلول هاي بنيادي، عرصه صنايع دفاعي، خودكفايي و حتي صادرات در گندم، جشن برق دار كردن كليه روستاهاي بالاي بيست خانوار كشور، خودكفايي در بسياري از محصولات صنعتي چون عزم و اراده و همت و تلاش وجود داشت ،دستاوردها آنقدر گسترده و عميق بود كه مثال زدني شد.
    بديهي است در صورتي كه در همه عرصه ها اعم از صنعت، كشاورزي، خدمات بازرگاني و همه بخشها اعم از دولتي، خصوصي و تعاوني با همت و كار مضاعف،دستاوردها صد چندان خواهد شد، بويژه اينكه در اين سالها، روحيه كار و تلاش خستگي ناپذير حاكم است و فرازهاي بلندي براي پيشرفت و تعالي كشور رقم زده است.
    حمايت و هدايت هاي مقام معظم رهبري، پشتوانه بزرگ معنوي براي حركت پرشتاب است. سرمايه اجتماعي كه حاصل اعتماد بين مردم و اركان نظام مي باشد و خودباوري مردم در عرصه هاي مختلف نيز،
     قوي ترين موتور پيش برنده عرصه هاي كار و تلاش هستند بويژه عطش خدمت در دولتمردان كه در مقايسه با دولت هاي قبل كم نظير مي باشد به خواست خداوند متعال تحقق شعار همت مضاعف و كار مضاعف را عملياتي خواهد ساخت و سال1389 را سالي سرشار از دستاوردهاي گرانسنگ خواهد نمود و بويژه اينكه از تجربه سال گذشته در زمينه صرفه جويي آموخته ايم و سالي كه در پيش است. طرح تحول اقتصادي و هدفمند كردن يارانه ها و تحول در بخش كشاورزي و تامين شغل و مسكن از مهمترين برنامه هاي دولت كار و تلاش دهم مي باشد.
    
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 8:18 AM - روز دوشنبه 16 فروردین 1389    |   لينک ثابت
 رئيس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تهران، تلاش و همت مضاعف را ضرورت توسعه اقتصادي كشور عنوان كرد و گفت: تا زماني كه اقتصاد اولويت نخست قرار نگيرد نمي توان از فرصت هاي موجود براي حركت به سمت جلو بهره برد.يحيي آل اسحاق درگفتگو با خبرنگار اقتصادي ايرنا، سياست زدگي را عمده ترين آفت اقتصاد كشور دانست و گفت: در صورت امن شدن فضاي سياسي مي توان فرمايشات رهبر معظم انقلاب اسلامي در”سال همت مضاعف و كار مضاعف” را عملي كرد.وي تصريح كرد: انگيزه براي تلاش و همت بيشتر نيازمند قرار گرفتن در فضاي امن سياسي است.آل اسحاق ادامه داد: براي انجام هرگونه سرمايه گذاري در حوزه اقتصاد بايد از منابع به بهترين شيوه استفاده كرد وگرنه فرصت سوزي ها منابع كشور را از بين مي برد.وي افزود: جريانات سياسي ناهنجار علاوه بر كاهش انگيزه ها و پايين آوردن ميزان همت عمومي، توان ها را نيز تقليل مي دهد.آل اسحاق از فعالان سياسي كشور خواست تا حداقل با يك سال فرصت دادن به بخش اقتصاد اجازه انجام برنامه ريزي هاي جدي در فضاي آرام را به آنها بدهند.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 7:36 AM - روز دوشنبه 16 فروردین 1389    |   لينک ثابت
رهبر انقلاب در اجتماع پرشور زائران حرم رضوي(ع) تبيين فرمودند : همت و كار مضاعف براي مبارزه با فقر، فساد و بي عدالتي


رهبرمعظم انقلاب حوادث 8 ماهه 22خرداد تا 22 بهمن سال 88 را آغاز فصل تازه اي در بصيرت ملت ايران خواندند و تاكيد كردند كه اين فصل پرافتخار و پرعبرت زمينه بسيار مهمي است كه بايد براساس آن حركت كرد.
    حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، در اولين روز سال نو در اجتماع عظيم زائران و مجاوران حرم مطهر ثامن الحجج حضرت علي بن موسي الرضا(ع)، با تشريح زمينه ها و عرصه هاي مختلف تحقق شعار سال جديد يعني «همت مضاعف، كار مضاعف»، به تبيين عوامل و ضروريات دهه پيشرفت و عدالت پرداختند و با تجليل از وحدت و يكپارچگي ملت در مقابل تلاشهاي دشمنان در حوادث پس از انتخابات تاكيد كردند به فضل الهي، از اين پس نيز سرنوشت ملت و كشور، پيروزي و پيشرفت و سرنوشت دشمنان شكست و عقب ماندگي خواهد بود.
    ايشان در اين اجتماع پرشور با تبريك مجدد حلول سال نو و عيد نوروز، «ايمان به پروردگار و تعاليم انبياء» را اساس و شاخص عمده جمهوري اسلامي خواندند و با استناد به آيات مختلف قرآن كريم خاطرنشان كردند: ايمان به خدا و عمل به تعاليم اسلامي، ضمن تعالي معنوي و آرامش روحي، سعادت دنيوي و مادي بشر را نيز تامين مي كند و جوامع انساني را به رفاه و پيشرفت مي رساند و به همين علت، مباني نظام اسلامي براين شاخص اصلي استوار شده است.
    حضرت آيت الله خامنه اي، با اشاره به نامگذاري سال 1389، به نام سال همت مضاعف، كار مضاعف، افزودند: شعارهاي هر سال، نمايشي و تشريفاتي نيست و طبعاً همه مشكلات را هم حل نمي كند بلكه انگشت اشاره اي است كه راه و روش را نشان مي دهد كه امسال نيز با توجه به اهداف بلندتر ملت و كشور، بايد همتي برتر فراهم آورد و كارهاي بيشتر و جدي تر انجام داد.
    رهبر انقلاب اسلامي، با اشاره به برخي اقدامات و تحقيقات مسئولان در سال گذشته براي اصلاح الگوي مصرف افزودند: تا تحقق اين هدف، فاصله فراواني داريم اما مهم اين است كه اين شعار اساسي را دنبال كنيم چرا كه تا الگوي مصرف اصلاح نشود، مشكلات همچنان وجود خواهد داشت.
    حضرت آيت الله خامنه اي، علم و تحقيق را يكي از مهمترين عرصه هاي تجلي عملي شعار امسال دانستند و افزودند: دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي در همه زمينه ها، اهداف بلندي را مدنظر قرار دهند و با همت برتر و كار متراكم تر، بسوي اين اهداف افتخار آفرين حركت كنند تا ايران عزيز، پس از گذشت چند دهه، به مرجع علمي جهانيان تبديل شود.
    ايشان، همت مضاعف و كار مضاعف در استفاده بهينه از منابع و امكانات موجود را موجب رفاه و رونق زندگي ملت برشمردند و در همين زمينه لايحه هدفمند كردن يارانه ها را، بسيار مهم خواندند.
    رهبرانقلاب اسلامي با تاكيد بر همكاري قواي مجريه و مقننه در اين مسئله مهم، خاطرنشان كردند از يك طرف بار اجراي اين هدف بزرگ بر دوش دولت است بنابراين همه دستگاهها از جمله دستگاه قانونگذاري بايد به دولت كمك كند، از طرف ديگر دولت نيز بايد به آنچه مراحل قانوني را گذرانده و قانون شده است عمل كند تا در سايه همدلي و همكاري قوا، پروردگار نيز ياري خود را شامل حال مسئولان نمايد.
    كيفيت بخشيدن به توليدات داخلي بگونه اي كه محصولات تلاش كارگر ايراني قابل رقابت با اجناس خارجي باشد و توجه ويژه به مسئله سلامت مردم در برنامه ريزيهاي مختلف از جمله برنامه پنجساله پنجم، نكات ديگري بود كه حضرت آيت الله خامنه اي در تبيين ابعاد و زمينه هاي مختلف شعار امسال به آنها اشاره كردند.
    ايشان در زمينه سلامت عمومي، همت مضاعف و كار مضاعف در زمينه ورزش همگاني را موجب نشاط، تحرك و آمادگي بيشتر جامعه براي تلاش و پيشرفت فردي و عمومي برشمردند.
    رهبرمعظم انقلاب، سرمايه گذاري و كارآفريني را از ديگر عرصه هاي تحقق شعار سال جديد دانستند و افزودند: كساني كه سرمايه و امكانات دارند با همت بهتر و پرهيز از اسراف و بيهوده خرجي، دارايي خود را در راه كارآفريني و سرمايه گذاري بكار گيرند.
    حضرت آيت الله خامنه اي، «توليد فكر، كتابخواني و افزايش معلومات عمومي» را از ديگر عرصه هايي دانستند كه نيازمند همت مضاعف و كار مضاعف است.
    ايشان در همين زمينه خاطرنشان كردند ايجاد كرسي هاي آزادانديشي در دانشگاهها و حوزه ها مي تواند جريان سياسي فكري بسيار با ارزشي در جامعه بوجود آورد.
    رهبرمعظم انقلاب، مبارزه با فقر و فساد و بي عدالتي را مهمترين عرصه نيازمند «همت بالاتر و كار متراكم تر» خواندند و بر تلاش بي وقفه براي تحقق اين هدف اساسي تاكيد كردند.
    حضرت آيت الله خامنه اي، همچنين تجلي رشد و آگاهي ملت را در حوادث 8 ماهه 22خرداد تا 22بهمن سال 88، آغاز فصل تازه اي در بصيرت ملت خواندند و افزودند: اين فصل پرافتخار و پرعبرت، زمينه بسيار مهمي است كه بايد براساس آن و با همت مضاعف و كار مضاعف حركت كرد.
    ايشان با استناد به عملكرد هوشيارانه ملت در حوادث پس از انتخابات، سال 88 را سال ملت و سال حضور درخشان و پيروزمندانه ملت دانستند و افزودند: حضور 40 ميليوني، پرشور و تاريخي ملت و مشاركت بيش از 80 درصدي مردم در انتخابات، رويدادي بسيار مهم و از جلوه هاي مشروعيت نظام بود و تحليلگران و سياستمداران جهاني حتي اگر در ظاهر اين واقعيت درخشان را كتمان كنند مي فهمند كه ملت ايران پاي حرف خود ايستاده و پس از 30 سال همچنان پايبند به مباني نظام است.
    حضرت آيت الله خامنه اي، اسلاميت و جمهوريت نظام را تفكيك ناپذير خواندند و درباره حوادث پس از انتخابات افزودند: بنده كسي را متهم نمي كنم اما هندسه كار دشمن را مي شناسم و تشخيص مي دهم، همچنانكه ذهن مردم و تحليلگران مستقل، صادق و تيزبين نيز با تامل در شكل و روند اين حوادث، آن را به عوامل خارجي منتسب كردند.
    رهبر معظم انقلاب اسلامي با اشاره به اجراي نقشه هاي مشابه و از پيش طراحي شده بيگانگان در برخي كشورهاي ديگر افزودند: اين واقعيات نشان مي دهد كه وقتي مستكبران از يك كشور ناراضي هستند منتظر فرصت انتخابات مي مانند تا در صورت پيروز شدن افرادي كه مورد نظر آنها نيستند با كشاندن عده اي به خيابانها، اوضاع را برهم بزنند و حتي در صورت لزوم با ايجاد اغتشاش و آشوب، نتيجه قانوني انتخابات را با خشونت تغيير دهند.
    حضرت آيت الله خامنه اي، با اشاره به پيروزي ملت در آزمون بزرگ و مهم حوادث پس از انتخابات، افزودند: تلاش براي تغيير نتيجه انتخابات بروز خشونت و اغتشاش، خلاف شرع و قانون بود و پيروزي هوشمندانه ملت در اين حوادث، عبرت و درسهاي فراواني در برداشت.
    ايشان، تقسيم ملت به «دو گروه اقليت و اكثريت» و «برنده و بازنده» و قرار دادن آنها در مقابل يكديگر را نقشه واضح بيگانگان براي ايجاد دودستگي در ملت دانستند و افزودند: در اين ميان عده اي اغتشاشگر هم وارد ميدان شدند تا با تحقق خواست دشمن، جنگ داخلي در ايران براه بيافتد اما ملت، هوشيار بود و آنان را ناكام گذاشت.
    رهبرانقلاب اسلامي افزودند: در روز انتخابات، مردم به دو گروه 14 ميليوني و 24 ميليوني تقسيم شدند و هر كس به فرد مورد نظر خود راي داد اما اين دو گروه پس از مدتي نه چندان طولاني و هنگامي كه نقشه بيگانگان را ديدند با هم يكي شدند و همه ملت، بيدار و يكپارچه در مقابل دشمنان، شورشگران و اغتشاشگران ايستادند.
    حضرت آيت الله خامنه اي، حمايت دشمنان اسلام و ايران از اغتشاشگران را يادآور شدند و خاطر نشان كردند اگر آمريكايي ها، انگليسي ها و صهيونيستها مي توانستند براي تحقق نقشه شوم شان نيرو وارد خيابانهاي تهران كنند، يقيناً اين كار را مي كردند اما مي دانستند كه اين كار به ضررشان تمام مي شود لذا در صحنه سياسي و تبليغاتي وارد شدند تا شايد بتوانند با حمايت از آشوبگران، افكارعمومي داخلي و خارجي را منحرف كننند اما نتوانستند.
    رهبرانقلاب اسلامي، حضور متحد و پربصيرت ملت در حماسه 9 دي و 22 بهمن را قوي ترين و آخرين ضربه ملت به بيگانگان دانستند و افزودند: در اين دو حادثه عظيم، همه كساني كه به نامزدهاي مختلف راي داده بودند با شعار واحد، وارد صحنه شدند و اتحاد و پيروزي ملت را در پيمودن راه انقلاب و صراط مستقيم متجلي ساختند.
    حضرت آيت الله خامنه اي، در بخش ديگري از سخنانشان در اجتماع عظيم زائران و مجاوران حرم رضوي به بازخواني ضروريات و لوازم دهه چهارم انقلاب اسلامي يعني دهه پيشرفت و عدالت پرداختند و افزودند: با توجه به واقعيات كشور و فراهم آمدن زيرساختهاي لازم، اين دهه، زمان مناسبي براي برداشتن گامهاي بلند در تحقق اين دو مقوله اساسي و تاريخي است.
    ايشان، توجه به «پيشرفت و عدالت» را در همه برنامه ريزيها و اقدامات مسئولان ضروري دانستند و در تشريح زمينه هاي مناسب موجود افزودند: ايجاد زيرساختهاي «اقتصادي، ارتباطي و مواصلاتي»، پيشرفتهاي خيره كننده علمي و فناوري كه در برخي زمينه ها ايران را در رديف 10 يا 8 كشور اول جهان قرار داده است، «اعتبار، اقتدار و اثرگذاري» منطقه اي و بين المللي نظامي اسلامي، 30 سال تجربه خدمتگزاري و مديريت كشور و سند بسيار با ارزش چشم انداز 20 ساله از جمله زيرساختهايي است كه امكان حركتي عظيم در روند پيشرفت و عدالت را فراهم كرده است.
    رهبرانقلاب اسلامي، نسل جوان «تحصيل كرده، پرانرژي، پرانگيزه و داراي اعتماد به نفس» را از پشتوانه ها و زمينه هاي اصلي حركت كشور به سمت دو هدف عظيم پيشرفت و عدالت دانستند و افزودند: جوان ايراني، امروز احساس توانايي مي كند و اين از نشانه هاي اعتماد به نفس ملي است.
    رهبر انقلاب اسلامي در بخش پاياني سخنانشان در اجتماع زائران و مجاوران حرم حضرت امام رضا(ع)، به تبيين موانع پيش روي ملت پرداختند و افزودند: ايران اسلامي نيز همچون ديگر كشورها دشمناني دارد اما برخلاف دولت آمريكا كه با تنفر و دشمني ملت ها روبروست، جمهوري اسلامي ايران با دشمني دولت هاي مستكبر و زورگو، سرمايه داران صهيونيست و دشمنان بشريت مقابله مي كند.
    حضرت آيت الله خامنه اي، تدبير و شجاعت را دو عنصر كاملاً ضروري در مقابله با دشمنان ملت برشمردند و افزودند:اگر شجاعت نباشد و مسئولان در مقابل تحركات و چهره هاي عبوس مستكبران خود را ببازند بي ترديد كشور شكست خواهد خورد، همچنانكه اگر تدبير و هوشياري نباشد ممكن است دشمن با فريب و حيله گري، اهداف خود را محقق سازد.
    رهبر انقلاب اسلامي، آگاهي و شناخت برنامه هاي واقعي دشمن و تصميم گيري صحيح و به موقع در مقابل طرح ها و تحركات بيگانه را، مفهوم تدبير و هوشياري خواندند و خاطرنشان كردند، صهيونيست ها، آمريكا و ديگر دشمنان ملت گاه در لباس گرگ و گاه در لباس روباه ظاهر مي شوند، همچنانكه برخي مواقع با چهره اي خشن و خصمانه و برخي اوقات با چهره اي فريبگرانه حركت مي كنند.
    ايشان با يادآوري سخنانشان در اولين روز سال گذشته افزودند: همانگونه كه گفته شد مسئولان نظام با هوشياري، دست به ظاهر دراز شده رئيس جمهور جديد آمريكا را تحت نظر گرفتند تا بفهمند آيا در زير دستكش مخملي، پنجه چدني پنهان نشده است كه متاسفانه همان اتفاق رخ داد.
    حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به ادعاهاي «آشكار و پنهان» و ارسال نامه و پيام دولت آمريكا درباره علاقمندي به ايجاد روابط عادلانه با جمهوري اسلامي افزودند: همه اين ادعاها، در عمل برعكس از آب درآمد و رئيس جمهور آمريكا در قضاياي بعد از انتخابات، بدترين موضع را گرفت و حمله كنندگان به مردم، و اغتشاشگران را جنبش مدني معرفي كرد و ناخواسته ماهيت اهداف خود را آشكار ساخت.
    ايشان با انتقاد شديد از ادعاهاي دروغين دولت آمريكا مبني بر حمايت از حقوق مدني و دمكراسي افزودند: دولت آمريكا حركت عظيم ملت ايران را در انتخابات و فرياد يكپارچه اين ملت را در عرصه هاي مختلف ناديده مي گيرد و با ادامه اقدامات خود در كشتار «مردم افغانستان و عراق» و حمايت از قاتلان كودكان فلسطيني در غزه، از حقوق بشر دم مي زند اما واقعيات نشان مي دهد كه اين دولت اصولاً در موقعيتي نيست كه از دمكراسي و حقوق بشر حرف بزند.
    ايشان تاكيد كردند: بارديگر به همه دولت هايي كه با خوي استكبار با ملت و جمهوري اسلامي مواجه مي شوند اعلام مي كنيم كه ملت و مسئولان ايراني، آنها را مطرود و محكوم مي دانند و ماهيت آنها را در هر لباسي كه باشند مي شناسند و هرگز از منافع ملت و روند پيشرفت ايران قدمي كوتاه نخواهند آمد.
    رهبر انقلاب اسلامي در پايان سخنانشان تاكيد كردند: به فضل الهي و در پرتو هوشياري، شجاعت، تدبير، اتحاد و ايستادگي ملت عظيم الشان ايران، دشمنان قادر به ضربه زدن به نظام اسلامي و جدا كردن ملت از نظام نخواهند بود و پيروزي و پيشرفت، آينده روشن تر اين ملت و كشور را رقم خواهد زد.
    
    ديدار روساي جمهور شركت كننده در جنبش جهاني نوروز با رهبر معظم انقلاب
    رهبر معظم انقلاب همچنين 7 فروردين ماه در ديدار روساي جمهور و نمايندگان كشورهاي شركت كننده در جنبش جهاني نوروز در تهران، نوروز را مناسبتي برجسته از لحاظ معنوي، ملي و بين المللي و حامل ارزش هاي ممتاز دانستند و تاكيد كردند: عيد نوروز نماد نوآوري، طراوت، جواني، نشاط و تحكيم روابط دوستي و مهرباني ميان دوستان و آشنايان است.
    در اين ديدار كه آقاي احمدي نژاد و روساي جمهور افغانستان، تاجيكستان، عراق و وزير امور خارجه آذربايجان حضور داشتند، حضرت آيت الله خامنه اي، قرار گرفتن عيد نوروز با چنين ارزش هاي والايي به عنوان آغاز سال نو در ميان برخي ملت ها را يك امتياز براي آن ملت ها برشمردند و افزودند: باوجود آنكه عيد نوروز يك جشن ملي است و جزو اعياد ديني محسوب نمي شود اما در روايات متعددي از نوروز تجليل شده و به همين دليل نوروز فرصتي براي ياد خدا و اظهار عبوديت انسان ها در مقابل پروردگار شده است.
    ايشان خاطرنشان كردند: برهمين اساس در ايران بنا بر يك رسم ديرينه، مردم به هنگام روز نوروز و لحظه تحويل سال، در اماكن زيارتي و عبادتگاه ها حضور مي يابند و از خداوند خير و بركت و سالي نيكو، طلب مي كنند.
    رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به ثبت بين المللي عيد نوروز تاكيد كردند: اين ثبت جهاني درواقع مي تواند نوعي انتقال فرهنگ و هديه از جانب ملت هايي كه نوروز را گرامي مي دارند به ملت هاي ديگر به ويژه غرب باشد.
    حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: در شرايطي كه متاسفانه جريان فرهنگي همواره از غرب به شرق است، ثبت بين المللي نوروز فرصت انتقال و صدور ارزش هاي والاي فرهنگي شرق به ملت هاي غربي است.
    ايشان با قدرداني از ابتكار رئيس جمهور و دولت محترم در برپايي مراسم جشن جهاني نوروز در تهران خاطرنشان كردند: اين مراسم و استمرار آن مي تواند زمينه مناسبي براي هرچه نزديك تر كردن دولت ها و ملت هاي منطقه به يكديگر باشد.
    رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به تلاش برخي قدرت هاي بزرگ براي بحران آفريني ميان ملت ها و القاي تقابل منافع ملت ها در منطقه تاكيد كردند: واقعيت آن است كه منافع ملت هاي منطقه نه تنها در تقابل با يكديگر نيست بلكه هم افزاي يكديگر است.
    حضرت آيت الله خامنه اي با تاكيد بر اينكه ملت هاي منطقه مي توانند يك مجموعه با ارزش و والاي فرهنگي تشكيل دهند، افزودند: جمهوري اسلامي ايران از تقويت روابط و همكاري ها ميان كشورهاي منطقه و همسايه كه داراي فرهنگ مشترك هستند، استقبال مي كند و پيشرفت و ارتقاي هريك از كشورهاي همسايه را به سود خود و مايه سرافرازي مي داند.
    
 بازديد از نمايشگاه توانمندي هاي صنعت خودروسازي
    بازديد از نمايشگاه توانمندسازي صنعت خودروسازي در نهم فروردين از ديگر برنامه هاي رهبر معظم انقلاب در ايام نوروز بود.
    حضرت آيت الله خامنه اي با حضور در يكي از مراكز بزرگ صنعتي از نزديك در جريان بخشي از توانمندي هاي صنعتي كشور به ويژه در حوزه صنعت خودروسازي و توليد موتور ملي قرار گرفتند.
    در اين بازديد كه حدود 3 ساعت به طول انجاميد و تعدادي از وزرا و مديران بخش صنعت و معدن حضور داشتند، كارشناسان مربوطه در هر بخش توضيحات لازم را ارائه كردند.
    خط توليد موتور ملي خودرو از جمله بخش هايي بود كه مورد بازديد رهبر انقلاب اسلامي قرار گرفت. دراين خط توليد، نحوه توليد بخش هاي مختلف موتور ملي و آزمون هاي آن از نزديك به نمايش گذاشته شد.
    ايشان سپس در جمع مديران و كارشناسان صنعت معدن كشور با اشاره به اهميت بسيار بالاي استقلال و پيشرفت صنعتي، در اعتلاو رشد ايران اسلامي، حركت كشور در بخش هاي مختلف ازجمله صنعت را رو به جلو دانستند و تاكيد كردند: باوجود پيشرفت هاي ارزشمند در صنعت كشور اما بايد با كار، تلاش و پيگيري دوچندان و خستگي ناپذير و تكيه بر دانش و علم، و ارتقاي كيفيت محصولات داخلي، يك حركت جهشي در بخش صنعت انجام شود.
    حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: يك توهم خطرناكي از قبل وجود داشت مبني بر اينكه ميان زندگي عقلاني و توسعه يافتگي با پايبندي به ارزش هاي معنوي، اخلاقي و ديني تقابل و تضاد وجود دارد ولي جمهوري اسلامي ايران اين توهم را باطل كرد.
    معظم له، در ادامه نكاتي را در خصوص بخش صنعت كشور به ويژه صنعت خودرو يادآور شدند.
    تنظيم سياستهاي بازرگاني به منظور جلوگيري از واردات بي رويه يكي از نكات مهمي بود كه ايشان تاكيد ويژه اي بر آن داشتند.
    رهبر انقلاب اسلامي خاطرنشان كردند: فراواني و ارزاني خوب است اما از آن مهمتر رشد صنعت داخلي است و نبايد به استناد دلايل عمدتاً واهي دروازه را به روي واردات باز كرد.
    ايشان ضمن اظهار ناخرسندي از سياست هاي واردات خودرو و بعضي از تصميماتي كه در اين زمينه گرفته شده است تاكيد كردند: عموماً فلسفه و منطقي كه براي افزايش واردات مطرح مي شود، بالابردن كيفيت محصولات داخلي است اما براي اين هدف گزينه هاي بهتري هم وجود دارد كه يكي از آنها اعمال سياست ها و ضوابطي براي بالابردن كيفيت محصولات داخلي است.
    حضرت آيت الله خامنه اي در بخش ديگري از سخنانشان با اشاره به ديدگاه اسلام در خصوص حفظ محيط زيست، رعايت استاندارد هاي زيست محيطي را در محصولات صنعتي به ويژه توليدات خودرو بسيار مهم دانستند و تاكيد كردند: براي رسيدن به پيشرفت صنعتي نبايد از كار، تلاش و پيگيري مستمر خسته شد زيرا فرداي كشور و ملت ايران در گرو ابتكار، هوشمندي و پيگيري خستگي ناپذير صنعتگران و مديران بخش هاي صنعتي است.
    رهبر انقلاب اسلامي با تاكيد بر اهميت پيگيري مستمر افزودند: دولت كنوني، دولتي فعال، پيگير، با همت و دلسوز است و زمينه مساعدي براي تلاش و كار خستگي ناپذير در بخش هاي مختلف به ويژه صنعت وجود دارد.
    
    حضور در يادمان منطقه عملياتي فتح المبين
    حضور در محل يادمان عمليات غرورآفرين فتح المبين در روز يازدهم فروردين يكي ديگر از برنامه هاي رهبر معظم انقلاب در ايام نوروز بود.
    حضرت آيت الله خامنه اي، ياد و خاطره رشادت ها و دلاورمردي هاي رزمندگان غيور اسلام در اين عمليات ظفرمند كه در سال 1361 در منطقه عملياتي دشت عباس انجام شد را گرامي داشتند.
    ايشان در جمع كاروان هاي راهيان نور كه براي بازديد از اين منطقه عملياتي دوران دفاع مقدس، به محل يادمان عمليات فتح المبين آمده بودند، در سخناني با تجليل از فداكاري، ايستادگي، هوشمندي و عزم راسخ نسل جوان دوران دفاع مقدس تاكيد كردند: تنها راه سعادت دنيا و آخرت ملت ايران، ادامه همان راه با حفظ شجاعت، بصيرت، تدبير، عزم راسخ و اراده مستحكم مبني بر باور و ايمان اسلامي است.
    رهبر معظم انقلاب اسلامي اهداف خود از حضور در مناطق عملياتي دوران دفاع مقدس را گراميداشت فداكاري و ايستادگي رزمندگان اسلام و شهداي والامقام و قدرداني از ايثار و جانفشاني مردم عزيز خوزستان در يكي از حساس ترين و سخت ترين شرايط كشور دانستند و افزودند: مردم خوزستان در دوران دفاع مقدس در صف اول رزمندگان بودند و پيوستگي آنان با ايران اسلامي آنچنان بود كه وسوسه هاي قومي و زباني دشمن بعثي هم نتوانست اين پيوند مستحكم را سست كند.
    حضرت آيت الله خامنه اي مناطق عملياتي دوران دفاع مقدس را زيارتگاه خواندند و يكي ديگر از دلايل حضور خود در اين مناطق را قدرداني از زائران و بازديدكنندگان اين مناطق برشمردند و تاكيد كردند: اين سنت بسيار ستودني و حركت با بركت كه از چند سال پيش در قالب كاروان هاي راهيان نور آغاز شده، بايد همچنان ادامه يابد.
    ايشان خاطرنشان كرد: ملت ايران هرگز نبايد مقطع حساس، تاريخي و پرافتخار دوران دفاع مقدس را فراموش كند زيرا آن مقطع يك تجربه گران سنگ است.
    
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 6:46 AM - روز دوشنبه 16 فروردین 1389    |   لينک ثابت
امام جمعه كاشان گفت: همت مضاعف و كار مضاعف پر كردن خلاء هاي موجود در سازمان ها و دستگاه هاي كشور است.به گزارش خبرگزاري فارس از كاشان آيت الله عبدالنبي نمازي در جمع مسئولان اين شهرستان كه در حسينيه حضرت علي اكبر (ع) اين شهر برگزار شد، گفت: امروز جايگاه نظام بسيار ممتاز است و اين عزت و افتخار در سايه اسلام و ولايت فقيه به دست آمده است.وي افزود: ما بايد به جامعه جهاني نشان بدهيم كه اسلام مي تواند بشريت را اداره كند و جمهوري اسلامي الگوي حكومت مقتدر اسلامي در جهان است.امام جمعه كاشان نعمت ولايت فقيه در نظام سياسي بين الملل را بي نظير دانست و خاطرنشان كرد: در دنيا رهبري به صلابت، اقتدار و هوشياري مقام معظم رهبري وجود ندارد.نماينده ولي فقيه در كاشان نامگذاري سال1389 به عنوان «همت و كار مضاعف» را ناشي از آينده نگري رهبر معظم انقلاب اسلامي ذكر كرد و ادامه داد: نظام و ملت بايد آماده باشد تا در مسير تكاملي انقلاب اسلامي و براي پيشرفت اهداف نظام از تمام ظرفيت ها استفاده كنند.به گفته نمازي مقام معظم رهبري ضمن تائيد تمام تلاش هاي صورت گرفته از سال1357 تاكنون خواستار پر كردن خلاء هاي موجود در سازمان ها و دستگاه هاي كشور با همت و كار مضاعف هستند.عضو خبرگان رهبري با هشدار نسبت به توطئه هاي دشمنان عليه جمهوري اسلامي يادآور شد: بايد خودمان را براي سال جاري آماده كنيم و همت مضاعف را با سياستگذاري، برنامه ريزي صحيح و كار مضاعف اجرايي كنيم.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 6:37 AM - روز دوشنبه 16 فروردین 1389    |   لينک ثابت
 
قم - خبرگزاری مهر: قائم ‌مقام مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران با بیان اینکه نباید تنها به جنبه‌های لفظی شعار امسال اکتفا کنیم، گفت: مجامع علمی باید راهکار مناسب تحقق همت مضاعف و کار مضاعف را بررسی و تبیین کنند.

به گزارش خبرنگار مهر در قم، حجت‌الاسلام محمود رضا جمشیدی ظهر یکشنبه در جمع خبرنگاران با بیان اینکه همت مضاعف و کار مضاعف باید در جامعه نهادینه شود، اظهار داشت: مجامع علمی باید با برگزاری نشستهایی راهکارهای انجام این کار را بررسی و احصا کنند.

وی با اشاره به نقش رسانه‌ها در تبیین موضوع همت مضاعف و کار مضاعف خاطرنشان کرد: رسانه ملی و سایر رسانه‌ها و جوامع علمی و تبلیغاتی باید با جدیت بیشتری نسبت به تبیین این شعار محوری و نقشه راه، همت بگمارند و به جنبه‌های لفظی آن اکتفا نکنند.

قائم‌مقام مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران یادآور شد: ما کشوری با ذخایر بسیار غنی در عرصه‌های مختلف و پتانسیل عظیم نیروهای کارآمد هستیم که در چند سال اخیر به همت و تلاش همه کارشناسان و با پشتوانه دولت، دستاوردهای چشمگیری به دست آورده‌ایم.

وی دستاوردهای سال‌های اخیر نظام را مشتی نمونه خروار و نشانگر توانایی جوانان این سرزمین در شکستن مرزهای علم دانست و افزود: پتانسیل‌های نظام نمایانگر آن است که جایگاهی که ایران باید به آن برسد بسیار رفیع‌تر از جایگاه فعلی است.

حجت‌الاسلام جمشیدی با تأکید بر این که نباید به آنچه داریم و به آن رسیده‌ایم اکتفا کنیم، اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب با توجه به نیروهای کارآمد و ذخایر نظام، دورنمایی را ترسیم کرده‌اند که با درنظرگرفتن آن باید قلل رفیع‌تری را در همه عرصه‌ها فتح کنیم.

وی بر توجه جدی به چشم انداز 20 ساله نظام تاکید کرد و گفت: در سند چشم‌انداز 20 ساله نظام، منظرها و افق‌های بلند و دست‌یافتنی برای ایران اسلامی ترسیم شده است که در سال های اخیر نیز به آن نزدیک‌تر شده‌ایم و اکنون نیز باید بیش از پیش به آن توجه کنیم.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:12 AM - روز دوشنبه 16 فروردین 1389    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :12  
3 4 5 6 7 8 9 10 11 12