*(همت و کار ) ^مضاعف*

همت بلند دار که مردان روزگار**** از همت بلند به جایی رسیده اند


 
 

نماينده ولي فقيه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه با بيان ضرورت توجه و تحقق شعار همت مضاعف در بدنه اجرايي كشور گفت: براي تحقق همت و تلاش مضاعف و اجرايي شدن آن در تار و پود اداري بايد بر منابع مالي و انساني مديريت داشته باشيم. به گزارش روز چهارشنبه ايرنا از سازمان اوقاف و امور خيريه حجت‌الاسلام و المسلمين علي محمدي در همايش سراسري مديران و معاونان ادارات اوقاف و امور خيريه كشور با بيان اين مطلب وظيفه اصلي اين سازمان را در سال جاري اداره مطلوب موقوفات و بقاع متبركه دانست و افزود: براي رسيدن به اهداف سند برنامه‌هاي سال ۸۹بايد از نگاه‌هاي فردي و سليقه‌اي پرهيز كنيم.

 

 وي با اشاره به تدوين برنامه سال ۸۹سازمان اوقاف در بخش‌هاي مختلف و ابلاغ آن تصريح كرد: اين برنامه ۷۰‬  صفحه‌اي محور حركت سازمان اوقاف و امور خيريه در سال جاري است و تلاش شده تا مباني انديشه‌ها و افكار امام راحل و انتظارات و فرمايشات مقام معظم رهبري در اجراي دقيق نيت واقفين و تبديل بقاع متبركه و امامزادگان به قطب‌هاي فرهنگي لحاظ شود. سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه اجراي دقيق اين برنامه را نيازمند نظارت مستمر دانست و يادآور شد: نظارت بر ارزشيابي مستمر و رفع موانع و برگزاري آموزش‌هاي توجيهي يكي از وظايف اصلي مديران ادارات اوقاف براي اجراي مطلوب اين برنامه است. محمدي با تاكيد بر نوسازي و كارآمدي منابع انساني در مجموعه‌هاي اداري اظهار داشت: مديران وظيفه دارند ضمن شناسايي و به كارگيري درست نيروهاي انساني تمامي بخش‌ها را فعال و در راستاي تحقق اين برنامه به حركت درآورند. وي تصريح كرد: در جذب نيروي انساني ضمن توجه به كارآمدي افراد بايد رعايت حال بيت المال را هم كرد و دلمان به حال بيت المال هم بسوزد. سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه در ادامه با تاكيد بر برون سپاري بخشي از فعاليت‌هاي اين سازمان در سال جاري خاطرنشان كرد: بايد از ظرفيت‌ها و توانمندي نيروهاي مومن و متخصص و مجموعه‌هاي ارزشي در قالب تفاهم نامه بهره برداري كرد. همايش سراسري مديران و معاونان ادارات اوقاف و امور خيريه كشور صبح امروز در محل اين سازمان برگزار شد




ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 6:24 PM - روز شنبه 18 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
نامناسب بودن وضعيت اشتغال زنان در ايران، کمتر بودن فرصت هاي شغلي آنان نسبت به مردان، بحث مشارکت اقتصادي زنان در خارج از خانه و اهميت کارآفريني به ويژه کارآفريني زنان از جمله مواردي است که موجب شده تا فاطمه تابنده کارشناس ارشد مديريت دانشگاه شيراز پژوهشي را با عنوان «ارزيابي نقش زنان در کارآفريني» انجام دهد.او کارآفريني را واژه اي نو مي داند که فقط براساس واژه اش نمي توان به معناي واقعي آن دست يافت.به عقيده او کارآفريني از ابتداي خلقت بشر و همراه با او در همه شئون زندگي حضور داشته و مبناي تحولات و پيشرفت هاي بشري بوده است. بنابراين اين مفهوم و ايده مفهومي جديد و متعلق به قرن حاضر نيست. کارآفرينان سازمان دهندگان و فعال کنندگان يک واحد اقتصادي، اجتماعي و کسب و کار در جهت دستيابي به سود شخصي و اجتماعي هستند. آنها افرادي هستند که از فرصت هاي پيش آمده به خوبي استفاده کرده و با ايجاد تغييرات چيزهاي جديدي مي آفرينند. آنها در جست وجوي تغيير بوده و در فرصتي استثنايي جهت توسعه اجتماعي، اقتصادي و ايجاد شغل فعال مي شوند. اين پژوهشگر معتقد است در بيشتر کشورهاي توسعه يافته مفهوم کارآفريني زنان در سطوح اقتصادي جا باز کرده به گونه اي که زنان مي توانند خود را به عنوان قهرمان هاي تجاري عنوان کنند. اين پژوهشگر تاکيد مي کند در کشور ما اما نقش اساسي زنان در اين امر ناديده گرفته شده، به همين دليل بررسي نقش زنان در کارآفريني،موانع و راهکارهاي بهبود کيفي کارآفريني زنان ضروري است. ارزيابي عوامل موثر بر کارآفريني زنان از جمله عوامل رفتاري، اجتماعي، تحصيلات و آموزش، بررسي عوامل موثر در موفقيت مديران، کارآفرين و بررسي فرآيند رشدشان و همچنين بررسي موانع و محدوديت هاي کارآفرينان زن از جمله موارد مورد تمرکز اين پژوهشگر بوده است. - اهميت پژوهش فاطمه تابنده در اهميت موضوع پژوهش آورده است: «موتور اقتصاد يک جامعه را کارآفرينان تشکيل مي دهند. کليد موفقيت کارآفرينان به ويژه کارآفرينان زن نيز يافتن روش هاي خلاقانه اي است که با استفاده از تکنولوژي هاي جديد، کانال هاي بازاريابي و تبليغاتي و هزينه کمتر، خواسته هاي بيشتري را برآورده مي سازند.بنابراين اين زنان نقش مهمي در اشتغال مولد خواهند داشت که موجب کاهش نرخ بيکاري و عدم توجه به سرمايه گذاري دولت خواهد شد. به گفته او هنگامي که کارآفرينان زن شغل جديد ايجاد مي کنند حداقل يک يا چند نيروي استخدامي را به کار مي گيرند. همچنين کارآفرينان زن مي توانند بقيه زنان خانواده و اطرافيان شان را به کارآفريني، ابداع و خلاقيت راهنمايي کرده و در توسعه اقتصادي - اجتماعي نقش داشته باشند. کارآفرينان زن پيوسته در حال ابداع، توسعه کالا و خدمات براساس رضايت و سليقه مردم هستند. بنابراين با ابداع و ارتقاي محصولات جديد و خدمات بهينه به کمک منابع مالي مردم در سرمايه گذاري ها و ارتقاي کيفي بهره وري را افزايش داده اند. او همچنين معتقد است: «کارآفرينان زن با بهره گيري از نيروي خلاق و ريسک پذيري مي توانند تهديدات و تنگناهاي محيطي را تبديل به فرصت هاي جديد کرده و با بازار ارتباط برقرار کنند.» - زنان روستايي،کارآفريناني که ناديده گرفته مي شوند به عقيده اين استاد دانشگاه جمعيت بزرگي از کارآفرينان زن را زنان روستايي با تحصيلات پايين تشکيل مي دهند؛ زناني که گاه فعاليت هايشان ناديده گرفته مي شود. او مشارکت اجتماعي اين زنان را تحت تاثير چند متغير مهم مي داند. - ويژگي فرهنگ، ارزشي که شامل نظام گرايي، جمع گرايي، نويدپذيري، تقديرگرايي و عدالت اجتماعي است. - پايگاه اجتماعي - اقتصادي خانواده ها، پايبندي خانوادگي به سنت ها و نقشي که زن در تصميم گيري، هدايت فرزندان و انسجام خانواده دارد. - عوامل جمعيتي، اجتماعي، اقتصادي شامل سن، پايگاه اجتماعي، اقتصادي، تاهل، اقامت در شهر، سابقه و استفاده زنان از رسانه ها. - متغيرهاي گرايشي - انگيزشي شامل رقابت جويي از خودبيگانگي، خوداثربخشي و نياز به پيشرفت. از اوايل قرن حاضر در ايران مشارکت اجتماعي زنان در خارج از خانه افزايش يافته است. از عوامل مهم موثر بر اشتغال زنان، نرخ باروري آنان است. هر چه نرخ باروري افزايش مي يابد با نزول اشتغال زنان فعال مناطق شهري روبه رو هستيم. همچنين ميان تعداد فرزندان و اشتغال رابطه معکوس وجود دارد. هم اکنون 23 درصد زنان داراي سه فرزند و 58 درصد با يک يا دو فرزند به فعاليت مي پردازند. تاهل زنان نيز در تحصيلات و اشتغال آنان تاثير دارد. اشتغال زنان بدون تحصيلات بيشتر از زنان باتحصيلات است. هنجارهاي رايج، تقسيم کار، تعداد نقش زنان، ناامني هاي اجتماعي، ايدئولوژي حاکم، مردسالاري و همچنين ميزان پايين آگاهي زنان از حقوق خود از متغيرهاي تاثيرگذار بر اشتغال زنان است. - نقش زنان در کارآفريني فرزندان اين پژوهشگر معتقد است: خانواده به عنوان منتقل کننده رفتارهاي اجتماعي مي تواند نقش ثمربخش خود را جهت آشنايي يا استقلال طلبي در عرصه فعاليت هاي اقتصادي ارائه دهد. نوع نگرش مادر و پدر و خانواده به دنياي اطراف و انتقال آن به کودکان در شکل گيري آينده شغلي آنها موثر است. به گفته او فضاي حاکم بر خانواده و رهنمودهاي مادر به فرزندان اين امکان را به آنها مي دهد تا با ترک عادات پيشين رفتارهاي جديدي را تجربه کرده و بتوانند در خانواده نقش آ فريني کنند. توانمندسازي و راه اندازي اداره کسب و کار اقتصادي از ديگر تاثيرات نقش زنان در کارآفريني فرزندان است.حمايت و تشويق والدين در خانواده به ويژه مادران در جهت يادگيري فناوري هاي جديد و تکنولوژي اطلاعاتي و معرفي مشاغل جهت کسب درآمد بيشتر سهم اساسي دارد.همچنين آنها با راهنمايي فرزندان مي توانند به خلق ايده هاي کاري جديد ياري رسانند. - رهبران تحول آفرين فاطمه تابنده کارآفرينان را بزرگ ترين رهبران تحول آفرين مي نامد زيرا اين افراد با خلاقيت و ابتکار خود سياست ها و سازمان ها را به سوي موفقيت مي رانند. کارآفريني زنان شيوه اي از رهبري است که هدف آن استفاده از فرصت ها و تعقيب تغييرات است. رهبر کارآفرين همان رهبر تحولي است که فرصت ها و تهديدها را تشخيص داده و خواهان نوآوري، بازداري و رقابت است. - نقش تکنولوژي اطلاعات در کارآفريني زنان تکنولوژي هاي اطلاعات و ارتباطات در توسعه فرصت هاي شغلي زنان و فرآيند اشتغال تکنولوژي در شرکت هاي کارآفرين نقش اساسي دارند. شرکت هاي صادراتي با استفاده از تکنولوژي اطلاعات در صنعت، خدمات، طراحي سيستم پاداش وحقوق و دستمزد مبتني بر الزامات کارآفريني در بهبود کيفي و عملکرد خود تلاش مي کنند. اشتغال زنان به کمک فناوري اطلاعات مقدور است اما نبايد تصور کرد بدون سامان دهي و اصلاح گرايي در ساختار اطلاعات و ارتباطات مي توان کاري در اين زمينه کرد. اين سامان دهي و اصلاح گرايي بخش هاي اقتصاد ملي، تجديد ساختار، خصوصي سازي، آزادسازي و سامان دهي در مالکيت مادي و معنوي را در برمي گيرد. - نقش دولت در کارآفريني زنان اين محقق نخستين گام دولت را براي افزايش کارآفريني زنان در توسعه منابع انساني ارزيابي مي کند و از تجربه معجزه آساي کشورهاي آسياي جنوب شرقي مثال مي آورد که تنها مزيت شان در توسعه اقتصادي وجود انسان هايي با عرق ملي بوده است. ايجاد فرصت هايي براي آموزش و افزايش دانش زنان کمک به قانون گذاري، ايجاد مراکز و بانک هاي اطلاعاتي، گسترش استراتژي هاي بازاريابي و شناسايي بازارهاي هدف به بنگاه ها و“ از ديگر پيشنهادهاي اوست. - تجربه کشورهاي ديگر در توسعه کارآفريني زنان تابنده در بخش ديگري از پژوهش اش به تجارب کشورهاي ديگر در زمينه کارآفريني به ويژه کارآفريني زنان مي پردازد. در هند بيش از 500 موسسه کارآفريني آغاز به کار کرده اند. اين موسسه ها تاکنون 55 برنامه در زمينه توسعه کارآفريني اجرا کرده اند که 33 برنامه آن به کارآفرينان زن اختصاص داشته است. اين برنامه ها به طور تخصصي براي کارکنان شرکت هاي صنعتي، فارغ التحصيلان رشته هاي فني و غيرفني، صاحبان کسب و کار کوچک، افراد بيکار، صنعتگران و کشاورزان اجرا شده است. اولين مرکزي که در دنيا دوره آموزشي کارآفريني درون سازماني را اعمال کرد، موسسه توسعه کارآفريني هند است. درانگليس نيز مراکز کارآفريني از ابتداي دهه 70 شکل گرفتند که اصلي ترين مرکز پژوهشي آن در دورهام بود و دروس کارآفريني در سه رشته کارشناسي ارشد آن اجرا مي شد. در هند و فيليپين نيز نسبت به تاسيس اين مراکز به ويژه آموزش زنان اقداماتي انجام شده است. اين پژوهشگر فوايد اصلي کارآفريني را در پايان پژوهش تحريک و تشويق حس رقابت، ايجاد ثروت و توزيع درآمد، ارتباط و يکپارچگي بازارها، کاهش بوروکراسي اداري، تعادل در اقتصاد پويا و ترغيب به سرمايه گذاري، رفع شکاف و تنگناهاي بازار و بهبود اشتغال زايي و ايجاد فناوري و خلاقيت مي داند. او همچنين از موانع اصلي توسعه کارآفريني زنان نام مي برد: «قانون اشتغال نيمه وقت زنان، مقررات در زمينه مرخصي زايمان و ماده پنج مصوبه که محدود کننده اشتغال زنان است از اين جمله اند.» ايدئولوژي مردسالارانه حاکم در جامعه، بازنشستگي هاي زودرس زنان، تعريف شغل مادري و خانه داري زنان همراه با فرهنگ مردسالارانه و باورهاي سنتي جنسيتي، کمبود آگاهي زنان در ابعاد حقوقي، فردي، اجتماعي و حرفه اي، بالا بودن نرخ حق بيمه که سهم کارفرما در پرداخت حق بيمه برابر با 20 درصد مزد حقوق بيمه شده است از ديگر مواردي است که او به عنوان موانع کارآفريني زنان برمي شمارد

نويسنده:فاطمه تابنده

http://www.karnews.ir/news.php?item.411.15
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 6:37 PM - روز جمعه 17 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
وضعيت‌ فرهنگ‌ كار در كشور براي‌ توسعه‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ مطلوب‌ نيست.

مجموعه‌ ارزشها، باورها و دانشهاي‌ مشترك‌ و پذيرفته‌ شده‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ را فرهنگ‌ كار مي‌گويند.

فرهنگ‌ كاري‌ حاكم‌ بر سازمان‌ را ارزشها و نگرشهاي‌ دروني‌ شده‌ و موردپذيرش‌ جمعي‌ تشكيل‌ مي‌دهد.

چنانچه‌ فرهنگ‌ كار در سازمان‌ ضعيف‌ باشد به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ كاركنان‌ تمايلي‌ به‌ انجام‌ كار مفيد و مولد ندارند و درنتيجه‌ فعاليتهاي‌ آنها فاقد اثربخشي‌ و بهره‌وري‌ است.

ارزشهاي‌ دروني‌ و بيروني‌ كار دوعامل‌ تعيين‌كننده‌ فرهنگ‌ كار در هر سازماني‌ است.

تبعيض‌ و بي‌عدالتي‌ سازماني‌ به‌ شدت‌ به‌ فرهنگ‌ كار آسيب‌ وارد مي‌كند.

براي‌ تحول‌ در سازمانها بايستي‌ عوامل‌ بازدارنده‌ و پيش‌برنده‌ فرهنگ‌ كار موردتوجه‌ قرار گيرد و نگرش‌ به‌ كار و توليد ارتقا يابد.

مقدمه‌

‌وضعيت‌ فرهنگ‌ كار در كشور ما براي‌ توسعه‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ مطلوب‌ نيست‌ و از اين‌رو بايستي‌ متحول‌ گردد. در مقايسه‌ با مفاهيمي‌ همچون‌ فرهنگ‌ سازماني، فرهنگ‌ عمومي‌ و نظاير آن، مفهوم‌ فرهنگ‌ كار كمتر تعريف‌ شده‌ است. اين‌ درحالي‌ است‌ كه‌ درجهان‌ پيشرفته‌ صنعتي‌ با وقوف‌ بيشتر به‌ نقش‌ استراتژيك‌ نيروي‌ انساني‌ و نگرشهاي‌ آن‌ به‌ كار و توليد، مفهوم‌ فرهنگ‌ كار از اهميت‌ فزاينده‌اي‌ برخوردار شده‌ است. اين‌ امر در راستاي‌ تحولات‌ دو دهه‌ اخير در زمينه‌ تغيير نگرش‌ مديران‌ نسبت‌ به‌ نيروي‌ انساني‌ است‌ و اين‌ تغيير در دو مرحله‌ صورت‌ گرفته‌ است.

‌در اولين‌ مرحله، مفهوم‌ مديريت‌ پرسنل‌ به‌ مديريت‌ منابع‌ انساني‌ تغيير يافت. در اين‌ فرايند روي‌ كاركنان‌ به‌ عنوان‌ دارائي‌ ارزشمندي‌ تاكيد شده‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ آنها را به‌ صورت‌ نظام‌مند مديريت‌ كرد. درمرحله‌ دوم‌ تغيير مفهوم‌ مديريت‌ استراتژيك‌ منابع‌ انساني‌ مطرح‌ گرديد. بدين‌معنا كه‌ ويژگيهاي‌ نيروي‌ انساني‌ بايستي‌ متناسب‌ با نيازهاي‌ سازمان‌ بوده‌ و قابليتها و نحوه‌ ساختاردهي‌ آنها و نيز ايجاد انگيزه‌ در آنان‌ بايستي‌ برمبناي‌ آينده‌ سازمان‌ و بازار باشد.(1) بر اين‌ اساس، در نگاه‌ استراتژيك‌ به‌ منابع‌ انساني‌ بحث‌ فرهنگ‌ كار از اهميت‌ بالايي‌ برخوردار مي‌شود.

مفهوم‌ فرهنگ‌

‌اصطلاح‌ فرهنگ‌ كار(WORK CULTURE) تركيبي‌ از دو مفهوم‌ فرهنگ‌ و كار است. هنگامي‌ كه‌ سخن‌ از فرهنگ‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد. مراد روش‌ يا چگونگي‌ انجام‌ و عينيت‌ يافتن‌ موضوعي‌ مشخص‌ است.(2) چگونگي‌ كنش‌ يا رفتار در قلمرو مشخص‌ ريشه‌ در باورها، اعتقادات، دانش، معلومات‌ و درمجموع‌ پذيرفته‌شده‌هاي‌ مشترك‌ اعضاي‌ يك‌ جامعه‌ يا گروه‌ دارد. به‌عنوان‌ مثال، هنگامي‌ كه‌ از «فرهنگ‌ مصرف‌ موادغذايي» شهروندان‌ ايراني‌ سخن‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد. منظور نوع‌ نگرش، دانش‌ و اعتقادات‌ دروني‌ شده‌ مردم‌ درمورد مصرف‌ مواد خوراكي‌ است. چنين‌ پنداشت‌هايي‌ - كه‌ غالباً‌ نانوشته‌ است‌ - به‌ رفتارهاي‌ خاصي‌ (مثلاً‌ افراط‌ يا بي‌توجهي‌ به‌ مقدار كافي‌ غذا در هنگام‌ رفع‌ گرسنگي‌ يا جشنها) منجر مي‌گردد.

‌در رابطه‌ با مفهوم‌ فرهنگ، ادگار شاين‌ (1999) مي‌گويد: فرهنگ‌ ساخته‌ يك‌ گروه‌ انساني‌ است. هر كجا كه‌ يك‌ گروه‌ داراي‌ حد كافي‌ از تجارب‌ مشترك‌ باشد فرهنگ‌ شكل‌ مي‌گيرد. خانواده‌ و گروههاي‌ كاري‌ اولين‌ محلهاي‌ شكل‌گيري‌ يك‌ فرهنگ‌ است. مليت، دين، مذهب، زبان، زمينه‌هاي‌ فني‌ و علمي‌ مشترك‌ مربوط‌ به‌ يك‌ گروه‌ كوچك‌ يا بزرگ‌ (جامعه) عوامل‌ ايجاد فرهنگ‌ است.(3)

‌هنگامي‌ كه‌ فرهنگ‌ يك‌ گروه‌ يا جامعه‌ شكل‌ گرفت‌ و به‌ تدريج‌ بهبوديافت. افراد آن‌ حوزه‌ فرهنگي، كيفيت‌ تمايلات، ذهنيات‌ و رفتارهاي‌ خود را با آن‌ منطبق‌ ساخته‌ و به‌گونه‌اي‌ رفتار خواهندكرد كه‌ هنجارها و ارزشهاي‌ فرهنگي‌ شكسته‌ نشده‌ و فردي‌ غيرعادي‌(ABNORMAL) شناخته‌ نشوند.(4)

مفهوم‌ كار

‌كار داراي‌ تعاريف‌ چندگانه‌اي‌ است. در فلسفه، كار به‌ معناي‌ هر فعلي‌ است‌ كه‌ از فاعل‌ (به‌ معناي‌ عام‌ آن) سرزند. در اين‌ حالت‌ تمام‌ موجودات‌ هستي‌ منجمله‌ خداوند، كار مي‌كنند. در فيزيك‌ كار به‌ انرژي‌ در حركت‌ اطلاق‌ مي‌شود. در عرصه‌ كسب‌وكار، كار به‌ هر نوع‌ مصنوع‌ تكنولوژي‌ يا انسان‌ خطاب‌ مي‌شود ولي‌ تعريف‌ موردنظر در فرهنگ‌ كار، بعد اقتصادي‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌ معناي‌ فعاليتهاي‌ فكري‌ و يدي‌ انسان‌ است‌ كه‌ موجب‌ ايجاد ارزش‌افزوده‌ در توليدكالا يا خدمات‌ گردد. به‌عنوان‌ مثال، معلم‌ به‌ هنگام‌ انتقال‌ مطالب‌ به‌ فراگيران، داروساز به‌ هنگام‌ آزمايش‌ عناصر شيميايي‌ براي‌ توليد دارو، كارگر در زمان‌ ساخت‌ يك‌ محصول‌ و... انجام‌دهنده‌ كار هستند. انجام‌ كار غالباً‌ دربردارنده‌ درآمد يا منافع‌ مادي‌ و معنوي‌ براي‌ انجام‌دهنده‌ آن‌ است.

پس‌ از جمع‌آوري، پردازش‌ و تحليل‌ داده‌ها نتايج‌ زير حاصل‌ شد. (توضيح‌ اينكه‌ امتياز هر شاخص‌ بر اساس‌ ارزشهاي‌ عددي‌ يك‌ - پايين‌ترين‌ امتياز - تا 5 (بالاترين‌ امتياز) نمره‌گذاري‌ گرديده‌ است.

‌جدول‌ 1 - وضعيت‌ فرهنگ‌ كار در دوشر

موردبررسي‌

‌داده‌هاي‌ جدول‌ شماره‌ يك‌ بيانگر نكات‌ مختلفي‌ است‌ كه‌ در ذيل‌ به‌ آنها اشاره‌ مي‌شود. الف) بالاترين‌ امتيازات‌ در هر دو شركت‌ مربوط‌ به‌ ارزشهاي‌ دروني‌ و بيروني‌ كار است. بدين‌معنا كه‌ كاركنان‌ سازمانهاي‌ موردبررسي‌ به‌ كار به‌عنوان‌ پديده‌اي‌ ارزشمند نگريسته‌ (ارزش‌ دروني‌ كار) و بر اين‌ باورند كه‌ ازطريق‌ كار مفيد و مولد مي‌توانند امتيازات‌ اقتصادي‌ واجتماعي‌ كسب‌ كنند (ارزش‌ بيروني‌ كار) اين‌ امر هدف‌ بسيار مطلوب‌ و قابل‌ اتكائي‌ براي‌ تحول‌ در فرهنگ‌ كاري‌ شاغلان‌ محسوب‌ مي‌شود. به‌ بيان‌ ديگر، به‌رغم‌ تصورات‌ موجود، شاغلان‌ سازمانها، كاركردن‌ را امري‌ في‌نفسه‌ خير و مثبت‌ مي‌پندارند و تمايل‌ به‌ تنبلي‌ و گريز از كار را ندارند. اين‌ باور امري‌ قابل‌ اعتنا و مهم‌ محسوب‌ مي‌گردد.

ب) در هر دو سازمان، ضعيف‌ترين‌ امتيازات‌ مربوط‌ به‌ عدالت‌ سازماني‌ است. بدين‌معنا كه‌ كارشناسان‌ از توزيع‌ عادلانه‌ ثروت، اطلاعات، و اختيارات‌ در سازمانها رضايت‌ نداشته‌ و از اين‌ بابت‌ ناخشنود و گلايه‌مند هستند. اين‌ شاخص‌ (عدالت‌ سازماني) تاثير شگرفي‌ بر فرهنگ‌ كاري‌ سازمانها و جامعه‌ برجاي‌ گذاشته‌ و آسيبهاي‌ قابل‌ توجهي‌ بر رفتارهاي‌ كاركنان‌ در عرصه‌ كار به‌ جاي‌ مي‌گذارد.

ج) پنداشت‌ ازتوان‌ كاري‌ در هر دو سازمان‌ وضعيت‌ نسبتاً‌ متوسطي‌ را داراست. ليكن‌ تاحد مطلوب‌ (عدد 5) فاصله‌ قابل‌ توجهي‌ ملاحظه‌ مي‌گردد. به‌ سخن‌ ديگر از آنجا كه‌ كاركنان‌ توانمنديهاي‌ خود را براي‌ انجام‌ وظايف‌ سازماني‌ كافي‌ نمي‌دانند، انرژي‌ لازم‌ را به‌ كار اختصاص‌ نداده‌ و درنتيجه‌ بهره‌وري‌ كار آنان‌ نسبتاً‌ پايين‌ خواهدبود. يادآور مي‌شود كه‌ خروجي‌ نهايي‌ كار هر فرد متناسب‌ با پنداشت‌ وي‌ از قابليتهاي‌ خويش‌ است. زماني‌ كه‌ اين‌ پنداشت‌ درحد متوسط‌ و پايين‌ باشد ميزان‌ كار نيز بالا نخواهدبود. براين‌ اساس، لازم‌ است‌ تا مديران‌ سازمانها ازطريق‌ مقتضي‌ حجم‌ آموزشهاي‌ مرتبط‌ و اعتماد به‌ نفس‌ كاركنان‌ را افزايش‌ داده‌ و عملاً‌ فرهنگ‌ كار را ارتقا بخشند.

د) همانگونه‌ كه‌ در جدول‌ شماره‌ يك‌ مشخص‌ است‌ در شركت‌ دوم‌ وضعيت‌ فرهنگ‌ كار نسبتاً‌ قوي‌تر است. اطلاعات‌ جانبي‌ نيز حاكي‌ ازآن‌ است‌ كه‌ دراين‌ شركت‌ ميزان‌ توليد و سودآوري‌ نيز بالاتر است‌ و كاركنان‌ از رضايت‌ شغلي‌ نسبتاً‌ بالاتري‌ برخوردارند. اين‌ امر در شاخصهاي‌ ميزان‌ وضوح‌ نقشها و روشهاي‌ انجام‌ كار (بند 6) و تمايل‌ به‌ تغيير (بند 7) به‌ روشني‌ ملاحظه‌ مي‌گردد. در اين‌ زمينه‌ آزمون‌T براي‌ معنادار بودن‌ اختلاف‌ ميانگينها نيز انجام‌ شده‌ و نتايج‌ حاصله‌ اختلاف‌ ميانگينها را معنادار نشان‌ مي‌دهد.

‌شايان‌ ذكر است‌ كه‌ عوامل‌ دروني‌ فرهنگ‌ كار در يك‌ رابطه‌ تعاملي‌ موجب‌ تقويت‌ و يا تضعيف‌ يكديگر مي‌گردند. به‌عنوان‌ مثال‌ احساس‌ بالاي‌ عدالت‌ سازماني، ميل‌ به‌ تغيير را افزايش‌ مي‌دهد و ميل‌ به‌ تغيير وحمايت‌ از تغييرات‌ مطلوب‌ موجب‌ بسترسازي‌ براي‌ افزايش‌ عدالت‌ مي‌شود. به‌ نظر محقق، ريشه‌ اصلي‌ اين‌ عوامل‌ در نظام‌ مديريت‌ و رهبري‌ سازمان‌ نهفته‌ است. در شرايطي‌ كه‌ مديران‌ ارشد سازمان‌ دغدغه‌ و دانش‌ بهتر شدن‌ را داشته‌ و به‌ نيروي‌ انساني‌ توجه‌ لازم‌ را معطوف‌ دارند، فاكتورهاي‌ فرهنگ‌ كار و نگرشهاي‌ انساني‌ به‌ كار و سازمان‌ نيز بهينه‌ خواهدشد.

جمع‌بندي‌ و پيشنهادها

‌مرور كلي‌ بر مجموع‌ ميانگين‌ 7 شاخص‌ موردبررسي‌ حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ فرهنگ‌ كار در هر دو شركت‌ در شرايط‌ نسبتاً‌ مساوي‌ قرار دارد. بدين‌معني‌ كه‌ فرهنگ‌ كار در جامعه‌ كاري‌ موردبررسي‌ نه‌ چندان‌ ضعيف‌ است‌ كه‌ بتوان‌ به‌ كلي‌ از آن‌ مايوس‌ شد و نه‌ مطلوب‌ است‌ (امتياز 5/3 از حداكثر 5). پرواضح‌ است‌ كه‌ براي‌ تحول‌ در سازمانها بايستي‌ عوامل‌ بازدارنده‌ و پيش‌برنده‌ فرهنگ‌ كار موردعنايت‌ واقع‌ شده‌ و نگرش‌ به‌ كار و توليد ارتقا يابد. خوشبختانه‌ زمينه‌هاي‌ لازم‌ براي‌ ارتقاي‌ فرهنگ‌ كار وجود دارد و تلاش‌ و همت‌ مديران‌ و مشاوران‌ را براي‌ حركاتي‌ آگاهانه- جهت‌ تحول‌ - مي‌طلبد.

http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-125/article-125/9.asp
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 6:34 PM - روز جمعه 17 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
در مسير توسعه
به انگيزه سال همت مضاعف و كار مضاعف

نويسنده: اسدالله افشار

اشاره:
    رهبر معظم انقلاب امسال را در ادامه نامگذاري سال هاي اخير، سال همت و كار مضاعف ناميدند تا در دهه چهارم انقلاب كه دهه پيشرفت و عدالت نام گرفته، كشور در راه سازندگي و توسعه، گام هايي استوارتر و با شتاب بيشتر بر دارد. واقعيت آن است كه جامعه و كشور اسلامي ما ظرفيت هاي بسيار بالاتري براي پيشرفت همه جانبه دارد. براي رسيدن به افق هاي برتر و اهداف چشم انداز ايران 1404 بايد كمر همت را محكم بست و لحظه اي از كار و تلاش دست نكشيد. رهبر معظم انقلاب با توجه به بخش قابل توجهي از منابع و فرصت هاي معطل مانده، براي جهش در مسير توسعه و آباداني و تحقق عدالت فراگير در دهه چهارم انقلاب، امسال را سال تلاش و همت مضاعف خواندند. در كتاب فرهنگ لغات فارسي "معين" واژه مضاعف چنين معني شده است؛ "دو برابر، دو چندان". بنابراين استفاده مقام معظم رهبري از اين واژه براي نامگذاري سال 1389 به مفهوم "كار بيشتر" يا "تلاش بيشتر" و "زحمت بيشتر" و... نيست بلكه منظور از اين نامگذاري، تلاش دو برابر است. تلاشي كه منجر به خروجي دو برابر و دو چندان شود. مباني اين نامگذاري از جهت منابع انساني و مالي نيز قابل دفاع است. در خصوص پيام نوروزي سال 89 مقام معظم رهبري نكات گفتني فراواني وجود دارد كه نگارنده با توجه به ديدگاه صاحب نظران و كارشناسان به برخي از آن ديدگاه ها اشاراتي خواهد داشت:
    يكم) نگاهي گذرا از سال 1369 كه رهبر معظم انقلاب آن را سال "تحول دروني و اصلاح امور" نام نهادند تا سال 1389 كه سال "همت مضاعف و كار مضاعف" نام گرفت؛ نشان مي دهد كه ناخداي خبير و جهت شناس انقلاب به شايستگي و بهنگام با تشخيص موانع و سدهاي پيش رو نقشه راهي راهگشا براي هر سال تعيين نموده اند و كشتي انقلاب امروز پس از گذشت از امواج پر تلاطم و عبور از گرداب هاي فتنه و نفاق، مسير پيشرفت و تعالي مضاعف را - كه در گرو كار و همت مضاعف است- سوگيري كرده است. رهبر انقلاب با بياناتي حكيمانه در حرم رضوي در تشريح ابعاد شعار "همت مضاعف و كار مضاعف" به دو مقوله مهم "زمينه ها" و "عرصه ها"ي مختلف در اين باره پرداختند.
    ايشان در تبيين "زمينه ها"ي كار مضاعف و همت مضاعف به شاخص هاي مهمي چون "اصلاح الگوي مصرف"، "سلامت عمومي" و "كيفيت بخشيدن به توليدات داخلي" اشاره كردند و از سوي ديگر عرصه هاي "علم و تحقيق"، "سرمايه گذاري و كارآفريني"، "توليد فكر، كتابخواني و افزايش معلومات عمومي" و "مبارزه با فقر و فساد و بي عدالتي" را مهمترين عرصه هاي همت مضاعف و كار مضاعف برشمردند.
    دوم) كار يك نياز فطري و يك سنت تكويني براي همه موجودات عالم است، زيرا نظام آفرينش بر اساس كار و تلاش و كوشش پايه ريزي شده است و كار ضامن بقاي حيات همه آفريدگان است. پيشرفت، آسايش و امنيت در گرو همت و تلاش مضاعف است. درايت مقام معظم رهبري در نامگذاري سال جديد به عنوان همت و كار مضاعف براي نشان دادن راه پيشرفت و توسعه همه جانبه كشور به مردم و مسئولان است. دهه چهارم، دهه پيشرفت و عدالت است و اين پيشرفت با همت مضاعف و كار مضاعف به دست مي آيد. حيات همه آفريدگان نيازمند تلاش و كار است، اما انسان نسبت به ديگر موجودات به تلاش و كوشش نياز بيشتري دارد. ملتي كه آحاد آن كار نكنند و دنبال سستي باشند، سعادتمند و خوشبخت نيست، اينكه رهبر امسال اين نامگذاري را انتخاب كرده يك نقطه كليدي است كه پيشرفت ما را تامين مي كند.
    كار و كوشش لازمه حيات و پويايي انسان هاست و هيچ جامعه اي بدون همت بلند و كار مداوم و حساب شده به قله هاي توسعه و ترقي صعود نمي كند. اساسا فطرت آدمي به طور طبيعي در پي تلاش و جنب و جوش است و قرآن كريم انسان را كادح (تلاشگر) معرفي كرده است (يا ايها الانسان انك كادح الي ربك كدحا فملاقيه).
    در فرهنگ و معارف اسلامي، كار از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و نوعي عبادت محسوب مي شود. قرآن كريم تصريح مي كند كه انسان بدون تلاش به چيزي دست نخواهد يافت (ليس للانسان الاما سعي) و پيامبر اكرم(ص) دست كارگر را مي بوسيد. در روايات اسلامي نسبت به سختكوشي و پرهيز از تنبلي و سربار بودن، سفارش هاي اكيدي مي بينيم. پيامبر اسلام در حديثي فرموده اند: آن كه بار زندگي خود را بر دوش ديگران بيفكند ملعون است (ملعون من القي كله علي الناس).
    در سيره پيامبر(ص) و ائمه(ع) نيز مشاهده مي شود كه آن بزرگواران همواره مشغول كار و كوشش بوده اند، براي نمونه امام علي(ع) با دست مبارك خويش هزاران نخل كاشت و يا امام باقر(ع) به كار كشاورزي مي پرداخت و چون شخصي از ايشان پرسيد چرا شما با اين سن و سال و موقعيت، زمين را بيل مي زنيد؟ پاسخ داد: براي آنكه از امثال تو بي نياز باشم.
    سوم) نامگذاري سال جديد توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي به نام سال "همت مضاعف و كار مضاعف" بيش از هر امر ديگري مسئوليت تمام اركان و ساختارهاي قواي سه گانه را براي حركت در اين مسير روشن كرد. در واقع در نامگذاري هر سال اصولابيشترين توجه و نگاه از سوي مسئولان قواي سه گانه به اين نامگذاري انجام مي شود. اما بايد دانست كه در شرايط سال جديد كه سال همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري شده است، كشور در يك سال آينده نيازمند چالش هاي اقتصادي بزرگي همچون طرح هدفمند كردن يارانه هاست. به هر حال نيازمندي به همت و كار دو چندان هر چند نشان دهنده عدم انجام كار در سال هاي گذشته نيست اما بايد دانست كه اين الزامات به كار و همت مضاعف با توجه به واقعيت هاي ملموس كه از انجام آنها غافل بوده ايم و به عنوان كاستي در كشورمان رخ نموده، تلاش بيشتري كنيم. مخاطب اين نامگذاري به صورت عام همه مردم و به صورت خاص مسئولان هستند. از اين رو براي اين امر بايد همه تلاش كرده و در عرصه پيشرفت و توسعه در جامعه نقش اساسي ايفا كنند.
    چهارم) همت و كار مضاعف به دلايلي بايستي براي فعالان فرهنگي بيش از ديگر بخش ها اهميت و ضرورت بيشتري داشته باشد. اين مسئله از آن روست كه در اين عرصه اغلب به دليل ماهيت بطئي و كند جريان فرهنگي، فعالان و متوليان امر هم دچار كندي و ضرباهنگ آهسته در فعاليت ها و تلاش هايشان شده اند. در حالي كه مي توان بسترهاي سخت افزاري و امكانات مورد نياز را فارغ از فرايندهاي زمان بر به انجام رساند و زمينه را براي توليد محتوا و اجراي برنامه هاي محتوايي فراهم كرد.
    بخش قابل توجهي از اين نوع فعاليت ها سال هاست كه به دلايل نامعلومي معطل مانده است كه بايد به بركت سال همت و كار مضاعف هر چه سريعتر به انجام برسد و موجب تحولي اساسي در عرصه فرهنگ گردد، خاصه آنكه مقام معظم رهبري در ديدارهاي متعدد سال گذشته به مواردي نظير جنگ نرم فرهنگي، ديپلماسي فرهنگي، فرهنگ در روابط خارجي، تمامي دست اندر كاران را به عطف توجه جدي به فرهنگ فراخواندند. اگر چه كارهاي بر
     زمين مانده فرهنگ فهرستي طولاني است، ليكن به نظر مي رسد با رفع برخي از خلاهاي قانوني و سياسي بتوان بسترهاي لازم را براي تحول در عرصه فرهنگ فراهم كرد.
    پنجم) وجود انگيزه دروني و بيروني براي تحقق و عملي كردن اين شعار در جامعه، ضروري و مهم است با همت و تلاش بيشتر و با استفاده از تمام ظرفيت ها، امكانات و توانمندي ها مي توان كار مضاعف و بهينه انجام داد و اين شعار را در جامعه عملي كرد. برنامه ريزي هوشمندانه، نظم و انضباط، كنترل و نظارت، پرهيز از نااميدي و شك و نگراني هاي بي مورد، نترسيدن و باور اينكه "ما مي توانيم"، از تعابير ديگر نامگذاري سال 89 با عنوان همت مضاعف، كار مضاعف از سوي رهبر معظم انقلاب است. بسياري از كشورها، توسعه و پيشرفت هاي خود را مديون معادن و منابع زيرزميني نمي دانند؛ بلكه اين امر را مديون توانمندي ها، پتانسيل ها و منابع دروني، انگيزش ذهني، نيروهاي خلاق متفكران، انديشمندان و فرهيختگان خود مي دانند. 90 درصد توانمندي ها و ظرفيت هايي كه ما در بيرون دنبال آنها مي گرديم، بيشتر در درون ما مي باشند. با همت مضاعف و كار مضاعف مي توان باعث هدايت ايران اسلامي به سمت فتح بلندترين قله هاي پيشرفت شد و نام ايران و ايراني را همواره در صدر كشورهاي پيشرفته قرار داد. ما به عنوان عضوي از جامعه، يك خانواده و رسانه، با تعهد، نشاط، شادابي و انگيزه مي توانيم شعار سال 89را در جامعه ترويج و تحقق بخشيم. شعار همت مضاعف، كار مضاعف مي گويد كه امكانات، ظرفيت ها و پتانسيل ها كافي است و ما بايد با نوآوري، ابتكار، خلاقيت و تيزهوشي، از تمام ظرفيت هاي خالي آنها استفاده نماييم.
    ششم) "همت" يك واژه عربي است و اسم مصدر بوده و به معناي عام به كار مي رود. مفهوم كلي آن عبارت است از: اراده و آرزو و خواهش و عزم. اين معنا از ديرباز در لغت فارسي به كار رفته است. بزرگي عزم و بلندي همت يكي از بهترين سجاياي اخلاقي است كه در شعر فارسي مي درخشد. عطار نيشابوري يك ذره همت را كافي داند تا خورشيد عظيم و بزرگ نزد او كوچك و خوار شود:
    هر كه را يك ذره همت داد دست
    كرد او خورشيد را ز آن ذره پست
    در علم و دانش و كسب اطلاعات هم بايد همت داشت. ناصر خسرو مي گويد:
    تو را كه همت دانستن خداي بود
    مشو مخالف قول محمد مختار
    حتما كساني كه قله هاي علم و فناوري را در حوزه هاي مختلف علمي مثل رياضيات، مهندسي، پزشكي، علوم پايه، علوم انساني و ... فتح كردند و هم اكنون نام آنها بر سر زبان هاست، با تكيه بر همت بلند خود به اين جايگاه رسيده اند. حضرت علي(ع) تمام مردانگي را به دارايي همت تعريف مي كنند و مي فرمايند: "المرء بهمته" مرد است و همتش. و حكيم سنايي همين آموزه را به صنعت شعر بيان كرده است:
    مرد همت نه مرد تهمت باش
    چون پيمبر نه اي، ز امت باش
    "همت" را با زور بازو اشتباه نگيريم. ممكن است كسي زور بازويش زياد باشد ولي به اندازه مورچه اي همت نداشته باشد. به باور سعدي شيرازي، همت، بازوي توانمندي است كه انسان را از زور بازو بي نياز گرداند:
    به همت برآر از ستيزنده شو
    كه بازوي همت به از دست زور
    هفتم) يكي از آسيب هايي كه متاسفانه نام امسال را - همانند سال هاي پيش- تهديد مي كند، برخورد صرفا تبليغي با آن است. اينكه آرم شبكه هاي تلويزيوني تغيير كند، بنرهاي بزرگ شهرداري سطح شهر را بپوشاند و يا روابط عمومي ادارات و سازمان ها اقلام تبليغاتي در اين باره تهيه و توزيع كنند، نه تنها كار بدي نيست بلكه براي ايجاد نشاط اجتماعي و توجه دادن فضاي عمومي جامعه به سوي "همت و كار مضاعف" لازم و موثر است. اما صرف توقف در اين مرحله و عدم برنامه ريزي و ارائه سازوكارهاي مناسب از سوي نهادهاي اجرايي، قانونگذاري و قضائي همان آفتي است كه دامان سال هاي گذشته را تا حدود زيادي گرفت. كارهايي انجام شد، اما كافي نبود و مقصود ابتر ماند.
    هرچند انتظار نمي رود كه شعارهاي سالانه، همه مشكلات را حل كند، اما اين نامگذاري ها نمايشي و تشريفاتي هم نيست، بلكه نقاط مهمي از نقشه راه است. به همين دليل نبايد با آن برخورد نمايشي و تشريفاتي بشود. همت و تلاش مضاعف بايد باعث افزايش انگيزه هاي كاري، افزايش بهره وري و تسريع در انجام پروژه هاي ملي گردد.
    برگزاري سمينارها، همايش ها و هم انديشي ها- كه نوعاً آثار عملي نيز بر آنها مترتب نيست- كنفرانس هاي رسانه اي پي درپي، كلنگ زني هايي بي رويه، افتتاح هاي پيش از موعد! و ... يكي از آفات فرهنگ مديريتي در بخشي از بدنه مديران كشور است. پرهيز از اين گونه برخوردهاي تشريفاتي و خدمات رساني مضاعف به مردم، انتظاري است كه از دست اندركاران و مديران مي رود.كشور ما نياز به همت و كار مضاعف دارد. همت و كار مضاعف در جنبش نرم افزاري و توليد علم، در استفاده بهينه از منابع و امكانات كشور در ارتقاي سطح توليدات داخلي، در تامين سلامت جسماني و رواني جامعه، در اشتغال و كارآفريني، در كتابخواني و بسط فرهنگ عمومي و در مبارزه با فقر، فساد و بي عدالتي است.
    جان كلام:
    اخلال در امر خدمات رساني و كار مضاعف از سوي هر كسي و هر جرياني صورت گيرد سزاوار سرزنش، نقد و توبيخ است. اميد است افكار عمومي خصوصا تشكل ها و رسانه هاي متعهد و مستقل بتوانند از اين منظر نيز به مقوله كار و همت بپردازند و موانع احتمالي يا تصنعي مغرضان و تنگ نظران و زخم خوردگان را در هم بشكنند.
    اگر مي خواهيم در مقابل نظام سلطه و خصوصا راس آن يعني آمريكاي جهانخوار بايستيم، راه كار مضاعف و خدمت دو چندان به ملت است، ملتي كه تنها تكيه گاه زميني انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي بوده و خواهد بود.
    نظام جمهوري اسلامي در سه دهه گذشته ثابت كرده است كه به سمت قله هاي پيشرفت در حركت است و موفقيت هاي پي درپي در عرصه هاي مختلف علمي، فناوري، دفاعي و سياسي مرهون ايستادگي و تلاش مسئولان و مردم بوده است. اينك در سال همت و كار مضاعف و در دهه پيشرفت و عدالت جا دارد آحاد ملت كه در نظامي اسلامي زندگي مي كنند اين حديث پرمعناي امام مجتبي(ع) را نصب العين نمايند كه در تلاش و كار و همت به گونه اي باش كه انگار تا ابد در دنيا هستي و در وارستگي و دل نبستن به دنيا آن گونه باش كه گويي همين فردا از دنيا خواهي رفت.
    در هرحال ملت ايران حداقل طي سي سال گذشته نشان داده است كه اهل همت عالي و انجام كارهاي كلان است و آزمون هايي چون انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي و سازندگي كشور و پروژه هايي همچون پرونده هسته اي و حوادث و فتنه هاي پس از انتخابات رياست جمهوري خرداد 88 را با موفقيت پشت سر گذارده است. ايران اسلامي در سايه رهنمودهاي مقام شامخ ولايت، از اين پس نيز گام هاي بعدي پيشرفت و ترقي را با همت و تلاشي چند برابر خواهد پيمود.
    همت بلند دار كه مردان روزگار
    از همت بلند به جايي رسيده اند
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:57 PM - روز پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
همت مضاعف و كارمضاعف در راستاي خدمت به مردم


نويسنده: مجتبي شجاعي- سيستان و بلوچستان

رهبر معظم انقلاب در جايگاه تعيين راهبردها و استراتژي مهم كشور و براساس دغدغه هاي موجود در نظام اسلامي و با آن جريان شناسي دقيق خود و با درك و احساس نيازهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي جامعه و تداوم و تكامل برخي سياست ها به اين مهم -نامگذاري سال- اقدام مي كنند و در آغاز سال جديد از يكايك مردم و مسئولين مي خواهند به اين نامگذاري و عمل به محتواي آن پايبند و مقيد و مكلف باشند.
    بانگاهي دقيق و تحليلي بر سير نامگذاري ها و سياستگذاري هاي بيست ساله رهبر انقلاب اسلامي در اولين روز هر سال نتايج جالب توجهي دست مي دهد كه بخش تازه و ناگشوده اي از تدابير ميان مدت و البته تاثيرگذار ايشان را نشان مي دهد و قطعا آن ارتباط معنوي و بينش و مردم شناسي و اشراف دقيق رهبري بر جامعه با جزئياتش است كه ايشان را به عنوان ولي فقيه، بلكه چندين قدم فراتر از همگان در تحليل و تشخيص مسائل را متمايز ساخته است. امسال نيز معظم له با تحليلي كه از مسائل كشور داشته اند سال جاري را با نام همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري كردند.
    پيام رهبر معظم انقلاب مبني بر "همت مضاعف و كار مضاعف" مكمل رهنمودهاي سال هاي قبل ايشان است و بايد اين رهنمود رادر كنار رهنمودهاي سال هاي پيش قرارداد و براي توسعه كشور در تمامي زمينه هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي و ... تلاش كرد. مسئولان و كارگزاران بايد تمامي اين شعارها و نامگذاري ها را مورد توجه قرار دهند و با كاربردي كردن آنها، برنامه هاي خود را به پيش ببرند.
    قطعا قرارگرفتن "همت مضاعف و كار مضاعف" در كنار "اصلاح الگوي مصرف" منجر به فزوني توسعه و پيشرفت خواهد شد. ايشان با اين نامگذاري ها نهضت و فرايندي را تبيين كرده اند كه بايستي همچون نقشه راه در روند پيشرفت و برقراري عدالت در دستور كار قرار گيرد و با توجه به اين شعار بايستي با تلاش بيشتر براي ايراني آباد و توسعه يافته با همت و برنامه، گام هاي جديدي برداشت.
    امروز به رغم عنادها، تحريم ها و موانع و محدوديت هايي كه دشمنان براي نظام ما ايجاد كرده اند، كشور به اين بلوغ رسيده است كه با تكيه بر دو اصل همت و كار در دهه پيشرفت و عدالت به سمت شكوفايي، پيشرفت و عدالت حركت كند و براي رسيدن به اين اهداف، همت بالاي مسئولين و مردم رادر كنار يكديگر لازم دارد.
    همت مضاعف و كار مضاعف در سايه مشاركت عمومي موجب دستيابي به جايگاه اول علمي، فناوري و اقتصادي در منطقه و در نهايت موجب اقتدار كشور خواهد شد. از طرفي بايد توجه داشت كه كشور و نظام با توجه به مسائل كنوني و شرايطي كه در آن قرار داريم نيازمند همت و كار مضاعف براي جبران كاستي هاي گذشته نيز هست.
    با توجه به اينكه ايران اسلامي هر روز شاهد پيشرفت دانشمندان خود در عرصه هاي مختلف مي باشد، نامگذاري امسال يك فضاي
    حركت آفرين و پيامي روشن و آگاهي بخش است. شعار "همت مضاعف و كار مضاعف" يك شعار صرف نيست بلكه آرمان هاي ديني - ملي است كه افق و دريچه روشني را براي تعالي و رشد هرچه بيشتر جمهوري اسلامي ايران در عرصه هاي مختلف علمي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مي گشايد و خطاب آن به مسئولان دولتي و كليه اقشار مردمي است. اگر مردم احساس كنند كه همه مسئولان اعم از دلت و مجلس و قوه قضائيه در راستاي دسترسي به اهداف خود به صورت مضاعف تلاش مي كنند، خود مردم نيز بر تلاش خود مي افزايند و جامعه را به سمت پيشرفت و توسعه حركت مي دهند.
    هر ملتي اگر بخواهد پيشرفت و توسعه داشته باشد و به استقلال برسد اين امر مرهون كار و تلاش و همدلي است. ارزش هر ملت و امتي به تلاش انبوهي است كه از خودشان نشان مي دهند و اين تلاش مقدمه اي نياز دارد كه آن اصل همت و ارزشمندي كارها است.
    تلاش دولت نهم و دهم در حوزه هاي مختلف بالاخص روابط بين الملل و حوزه فرهنگ و صدور فرهنگي انقلاب باعث گرديده در روندي جديد و بديع كشورمان در مدار توسعه قرار گيرد، ولي بايد توجه كرد كه براي رقابت با كشورهاي
    توسعه يافته، هم اكنون به همت مضاعف و كار مضاعف بيش از هر زماني نيازمنديم، بخصوص در حوزه فرهنگ و به تعبير مقام معظم رهبري بايد تلاش كنند تا فرهنگ را از مظلوميت نجات دهند و اين يك عزم و اراده ملي را مي طلبد.
    از آنجا كه فرهنگ، اساس و پايه جامعه است، تلاش در حوزه فرهنگ بايد دو چندان شود تا با هجمه هاي فرهنگي استكبار جهاني، ناتوي فرهنگي و جنگ نرم دشمن مقابله و جامعه را در حوزه ارزش ها و معنويت ها حفظ كرد و توسعه داد.
    
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:55 PM - روز پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
همت و كار مضاعف در كلام و كردار شهيد مطهري
بعد از ديانت، مدرسه اي براي تربيت انسان،بهتر از مدرسه كار ساخته نشده است

نويسنده: رسول سنايي راد

اشاره:
    ناميده شدن سال 1389 به نام «همت مضاعف و كار مضاعف» توسط مقام معظم رهبري، معطوف به يك ضرورت و مسئله اساسي است كه در كشور بين ظرفيتهاي عظيم و عظمتهاي ملي و دستاورد هاي حاصل شده،
    علي رغم تلاشهاي صورت گرفته، فاصله اي وجود دارد كه جبران آن مستلزم كار و تلاش مضاعف است. از آنجا كه يك اقدام اساسي براي نيل به اين هدف، فرهنگ سازي و آمادگي فرهنگ عمومي كشور است، بايستي از آراء و
    انديشه هاي نخبگان و انديشمنداني آگاه به اين مسئله اساسي و همچنين توانمند در طرح مسئله و راهكارهاي حل آن سود جست كه يكي از مناسب ترين ها شهيد مطهري است. ايشان علاوه بر صاحب نظر بودن در عرصه انديشه و نظر، خود مظهر پياده سازي و عمل به همت و كار مضاعف در زندگاني نوراني اش بوده است كه در اين مقاله سعي شده ابتدا با مروري بر كارنامه عملي درخشان ايشان در عرصه همت و كار، به جايگاه و اهميت همت و كار، زمينه هاي اقدامات تقويت كننده و بازدارنده و همچنين آثار و نتايج آن از ديدگاه استاد، با جستجو در انديشه ها و آراي وي كشف و تبيين گردد؛
    
 الگوي عيني همت و كار مضاعف:
    استاد مطهري در زمان تحصيل و همچنين فعاليتهاي پس از آن الگويي از همت و كار مضاعف است كه مي توان شاخصه هاي آن را در موارد ذيل جستجو كرد؛
 1- شدت كار و تلاش در تحصيل علم:
    به نقل از همسر ايشان آمده است: « برخي مواقع در اثر شدت كار و فشار تلاشهاي فكري، اعتراف مي كرد كه
    خسته ام و سرم گيج مي رود.» (اداره فرهنگي ستاد مشترك سپاه،1380، ص21)
    ايشان براي درك و فهم عميق و دقيق دروس، تمام همت و توان خويش را به كار مي گرفت. در اين رابطه به نقل از شهيد قدوسي آمده است: «پشتكار و كثرت مطالعه آقاي مطهري در مدرسه فيضيه همه ما را به اعجاب مي آورد. استاد مطهري وقتي اصول فقه را خوانده بود مدعي بود كه جزوه و اثري نيست كه در اين زمينه باشد و من آن را نديده باشم.»(همان، ص30)
    
 2- اهتمام و تلاش در عرصه سياسي:
    در حالي كه شهيد مطهري به عنوان يك چهره علمي و فرهنگي شهرت داشت و دغدغه هاي علمي، بخشي از اوقات ايشان را به خود اختصاص مي داد، اما ايشان در راه نيل به اهداف سياسي بلندش و در راس آن برپايي حكومت اسلامي از عضويت در هيئت هاي موتلفه تا برگزاري جلسات درس شناخت در كانون توحيد براي حل مشكلات فكري و جلوگيري از انحراف بيشتر منافقين (سازمان مجاهدين خلق)، فروگذار نبود.
    نويسنده كتاب «بين دو انقلاب» در معرفي مخالفان روحاني شاه در فاصله سالهاي 1342-1356، ايشان را در زمره روحانيون مخالف تندرو دانسته و مي نويسد: « آيت الله مرتضي مطهري، روشنفكر برجسته گروه، ديگر شاگرد آيت الله خميني بود. او در خراسان به دنيا آمد. در قم تحصيل كرد، در دانشگاه تهران به تدريس الهيات پرداخت و با حسينيه ارشاد، همكاري نمود. مطهري همچنين چندين كتاب نوشت كه محور بحث آنها تاكيد بر انطباق اسلام با جهان مدرن بود.» (آبراهاميان، 1387، ص585)
    
 3- كار و همت در عرصه فرهنگي و اجتماعي:
     در عين حال كه استاد در عرصه علمي و سياسي، تلاش و پشتكار مضاعفي داشت، اما مانعي از كار و همت در عرصه فرهنگي و اجتماعي نبود.
    براي هدايت و راهنمايي بشر دو راه است؛ يكي راه گفتن و نوشتن، ديگر راه پيشقدم شدن، و هرگز گفتن به قدر پيشقدم شدن، اثر ندارد. بزرگان
    گفته اند: دو صد گفته چون نيم كردار نيست. (مجموعه آثار، ج32، ص181)
    جايگاه و اهميت كار و همت در انديشه شهيد مطهري:
    مهمترين شاخصه ها و مولفه هايي كه شهيد مطهري به عنوان اهميت به كار و تلاش در اسلام مورد اشاره قرار مي دهد، عبارتند از:
    1- مقدس شمردن كار و تلاش: شهيد مطهري معتقد است در اسلام، كار به عنوان يك امر مقدس شناخته شده است.
    2- همسويي و انطباق كار با عبادت و خداپرستي: بر خلاف وجود نگاه
    دنيا گريز و رهبانيت پسند در برخي از اديان و مكاتب ديگر و همچنين تلقي منافات بين دين و عمل در نگاه ماركسيستي، شهيد مطهري بين كار و خداپرستي منافاتي
    نمي بيند. (همان، ج25، ص457)
    3- طرد بيكاري و بيگاري: اسلام دشمن بيكاري و بيگاري است. انسان به حكم اينكه از جامعه بهره مي گيرد و بهره مي برد و به حكم اينكه كار بهترين عامل سازنده خود و اجتماع و بيكاري بزرگترين عامل فساد است، بايد كار مفيد انجام دهد. اسلام، انگل بودن و كلِّ بر جامعه بودن را در هر شكل، مورد لعنت قرار داده است.(همان، ج2، ص457)
    
 زمينه ها و لوازم كار مضاعف:
    1ـ هدفمندي و معني دار بودن كار: شهيد مطهري معتقد است؛ «انسان، مادامي كه غايتي را تصور نكند، وجود ذهني برايش حل نشود، اراده انجام كاري برايش پيدا نمي شود. همين كه غايت و فايده كار در ذهنش منقش شد، آن وقت است كه ميل و اراده اش منبعث مي گردد و فعل از وي صادر مي شود.» (همان، ج2، ص422)
    2ـ استعداد يابي براي كار: طبيعي است استعدادها و علايق انسانها براي انجام كارها و فعاليتها متفاوت است و لذا «هركسي بايد كاري را انتخاب كند كه در آن استعداد دارد، تا آن كار علاقه او را به خود جذب كند. اگر كار مطابق استعداد و مورد علاقه انسان نباشد و انسان آن را فقط به خاطر درآمد و مزد انجام دهد، اين اثر تربيتي را ندارد و شايد فاسد كننده روح هم باشد. انسان وقتي كاري را انتخاب مي كند، بايد استعداد يابي هم شده باشد». (همان، ج22، ص792)
    3ـ حاكميت عدالت و نفي تبعيض: از نگاه شهيد مطهري در جامعه اسلامي بايد شرايط عادلانه شكوفايي استعدادها فراهم آيد؛ «جامعه اسلامي جامعه طبيعي است، نه جامعه تبعيض و نه جامعه تساوي منفي. تز اسلام، كار، پرورش استعداد و استحقاق به اندازه كار است». (همان، ج2، ص113)
    4ـ فراهم بودن فضاي رقابت مثبت: شهيد مطهري به وجود ميدان رقابت سالم براي واداشتن افراد به كار و تلاش بيشتر، اعتقاد دارد و نبود رقابت را در خمودگي فكري جامعه موثر مي داند. (همان، ج15، ص108)
    5ـ تركيب دانش با كار: نكته ديگر اينكه شهيد مطهري در حالي كه خود يك عالم و دانشمند محسوب مي شود، اين را كه براي بعضي كار و براي بعضي دانش محترم باشد، نمي پذيرد و حتي بهانه عالم بودن براي بهره گيري از نتيجه كار ديگران را نيز رد مي كند.
    6ـ ترويج فضاي توكل و اعتماد به خدا: شهيد مطهري با نگاه به ويژگيهاي جهان بيني ديني در يك پيوستار و كل مرتبط با هم مي گويد: «اعتقاد درست به قضا و قدر الهي، يك نفر با ايمان را در عمل و فعاليت صحيح مطمئن تر و به نتيجه كار اميدوارتر مي كند». (همان، ج 1، ص413)
    با چنين نگاهي، ياس و ترديد، رنگ باخته و در عوض، نشاط و اميد به نفع كار تقويت مي شود.
    
 آثار تربيتي كار:
    شهيد مطهري مي گويد: «بعد از ديانت، مدرسه اي براي تربيت انسان، بهتر از مدرسه كار ساخته نشده است.» (همان، ج22، ص 799). اثرات و تبعات تربيتي كار را كه استاد، مستقيم مورد اشاره قرار داده عبارتند از:
    1ـ افزايش احساس عزت و شخصيت: با توجه به آثار تربيتي كار، شهيد مطهري بر اين باور است كه «نتيجه كار، تنها خلاصي از فقر و گرسنگي نيست، بلكه چندين چيز ديگر هم به دنبال دارد. از آن جمله اينكه كار بر عزت و شخصيت انسان مي افزايد و او را در نظر خودش محترم مي نمايد. يعني حس احترام به ذات و اعتماد به شخصيت در او ايجاد
    مي كند و بديهي است كه هر چيزي كه باعث و سبب محترم شدن شخصيت انسان در نظر خودش و نظر ديگران باشد، او خودش محترم و شايسته تكريم و تعظيم است.» (همان، ص163)
    2ـ تمركز خيال: بيكاري و تنهايي را اسلام از آن رو منع مي كند كه مي تواند تالي فساد شده و آثار منفي به دنبال داشته باشد. شهيد مطهري در تفسير اين كلام حضرت علي (ع) كه فرموده: «اگر تو نفس را به كار مشغول نكني، او تو را به خودش مشغول مي كند»، مي گويد وقتي كه انسان يك كار و يك شغل دارد، آن كار و شغل او را به سوي خود مي كشد و جذب مي كند. به او مجال براي فكر و خيال باطل نمي دهد.» (همان، ج22، ص788)
    از سوي ديگر، شهيد مطهري تمركز خيال را موجب انضباط فكري و توفيقهاي ناشي از آن نيز مي داند كه در واقع ناشي از كار و كنده شدن از افكار پراكنده و بيهوده است.
    3ـ آزادگي و شرافت: احساس
    بي نيازي از ديگران و شرافت مرتبط با آن در گرو كار و تلاش است.
    
 همت، نشانه بزرگي و نشاط:
    شهيد مطهري با ذكر اين جمله حضرت اميرالمومنين علي (ع) كه فرموده اند: «قدر الرجل علي قدر همته»، يعني قدر و اندازه هر كس همان قدر و اندازه همتش است، اهميت و استحكام اين سخن را اين گونه مي رساند كه «جمله خيلي عجيب و پر معنايي است». با چنين نگاهي ايشان همت را نشانه چند ويژگي مثبت به شرح ذيل برمي شمارد:
    1ـ همت، نشانه بزرگي روح: وي معتقد است «مسلما ً همت بزرگ، نشانه روح بزرگ است و همت كوچك، نشانه روح كوچك است.»
    2ـ همت، نشانه سلامت و نشاط روان: از زاويه اي ديگر، استاد وجود همت و عمل در راستاي آن را نشانه اي از روح و روان سالم دانسته است. (همان، ج22، ص150)
    3ـ همت، نشان قدرشناسي از خويش: شهيد مطهري همت را به ميزان قدرشناسي از خويش ارتباط مي دهد كه اين نگاه، ادامه همان ديدگاه حضرت
    امير (ع) به همت است. وي در توضيح اين نظر خويش مي گويد: «روح بزرگ، يك آرزوي بزرگ است، يك انديشه بزرگ و وسيع است، يك خواهش و اراده بزرگ، يك نعمت بزرگ است... روح بزرگ به كمي و كوچكي و حقارت تن نمي دهد، به كم از قدر خود راضي
    نمي شود.» (همان، ج17، ص660)
    
 كارويژه هاي همت:
    شهيد مطهري با همتراز شمردن همت با نبوغ و حتي عشق و ايمان، برخورداري از آن را داراي اثرات و كارويژه هايي
    مي داند كه امكان فائق آمدن بر كمبودها و نواقص و پذيرش سختي و زحمت را براي انسان و جامعه فراهم مي آورد. (همان، ج2، ص264).
    
 استاد بر دو كارويژه مهم تاكيد كرده اند:
    1ـ توليد استقامت و پشتكار براي كارهاي بزرگ: استاد، انجام كارهاي بزرگ را بدون داشتن همت متناسب با آن شدني نمي داند و معتقد است با همت، برخي كارهاي به ظاهر نشدني هم عملي مي گردد. (همان، ج14، ص436)
    2ـ جبران كمبودها و معايب: غالب اوقات، كمبود يا نبود اراده و همت موجب مي شود كارها متوقف و به بهانه كمبودها و مشكلات، اين ضعف توجيه شود. (همان، ج18، ص329)
    
 موانع و آفات همت و اراده:
    همت و اراده همچون ساير پديده ها و خصايل انساني داراي موانع بازدارنده، كاهش دهنده و آفاتي است كه از نظر استاد شهيد دور نمانده است. مهمترين آفتها عبارتند از:
    1ـ فضاي تبعيض و بي عدالتي: از ديدگاه شهيد مطهري نبايد هيچ تبعيض و بي عدالتي در جامعه را برتافت بلكه «بايد اين طور باشد كه روستا زادگان با استعداد بتوانند دانشجو بشوند و بعد از دانشمندي به مقام وزيري برسند و هميشه بايد اين طور باشد كه پسران ناقص عقل، عقب بمانند و سقوط كنند.» در اين صورت است كه صاحبان همت، انگيزه بروز آن را پيدا و براي نيل به كسب بزرگي تلاش خواهند كرد.
    2ـ عدم تشخيص بزرگي و كوچكي: گاهي فرد يا جامعه در تشخيص و مقياس اندازه گيري كارها، اهداف و آرمانها دچار مشكل مي شود و لذا همت و تلاش خود را به هدر داده و يا از وصول به اهداف و آرمانهاي بلند و بزرگ بازمي ماند. استاد چنين طرز فكر و نگاهي را كه صرفا ً به ظاهر امور نگريسته و نتيجه مهم و اساسي را ناديده مي گيرد، يك بيماري و يك انحراف بزرگ از تعليمات عاليه اسلامي» برمي شمارد.
    3ـ غفلت از اهتمام به تمام ابعاد سعادت: از نگاه شهيد مطهري، انسان داراي ابعاد روحي و مادي است كه بايد به طور مناسب تامين شده و براي تامين سعادت دنيا و آخرت به كارگيري شود؛ «همت و اراده بايد صرف تامين همه شرايط سعادت گردد و ناچار بايد به نسبت معين، ميان آنها تقسيم شود و اگر جاذبه يكي از آنها همت و اراده را به سوي خود بكشاند و ساير شرايط به زمين بماند، بديهي است كه بدبختي رو خواهد آورد».
    نتيجه گيري:
    مروري بر سيره و انديشه استاد شهيد مرتضي مطهري و جستجوي موضوع اين مقاله يعني همت مضاعف و كار مضاعف، گوياي اين است كه ايشان براي همت و كار جايگاه و اهميت بالايي قائل بوده و با نگاهي ديني به موضوع، هر دو را سرمايه تامين سعادت و نشانگر وجود سلامت روان، بزرگي روح، آزادگي و شرافت دانسته و خود نيز عامل به آن در زندگي عملي بوده و در اين نگاه از علم و تجربه تاريخي و اجتماعي نيز برخوردار بوده است.
    كما اينكه تحسين همت و تلاش قهرمانان تاريخي مثل اسكندر، ناپلئون و نادر كه در عين انتقاد به آنان، در استاد ديده
    مي شود و رجوع دادن مساله به حكايات تاريخي و اجتماعي ناشي از اين علم و تجربه انساني است كه در كنار نگاه ديني و آسماني استاد، هم در فهم و درك موضوع و هم كاربست آن نقش بسزايي دارد.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 5:26 PM - روز چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت

تولید اولین شتابگر کم‌ انرژی

رئیس آزمایشگاه فیزیک نوترون سازمان انرژی اتمی از بهره‌برداری اولین شتابگر کم انرژی ایران تا اواخر بهار یا اواسط تابستان خبر داد و گفت: این شتابگر 200 کیلو الکترون ولتی اولین نوع شتابگری است که در ایران ساخته می‌شود و تاکنون 80 درصد آن تکمیل شده است.

ساخت این شتابگر علی‌رغم کم بودن انرژی ذره خروجی، قدم مؤثری را در زمینه توسعه صنعت ساخت شتابگر در کشور برمی‌دارد و موفقیت قابل توجهی برای آزمایشگاه فیزیک نوترون سازمان انرژی اتمی ایران به‌شمار می‌اید. درباره کاربرد این دستگاه گفته می‌شود: شتابگر در زمینه آنالیز مواد، کاربردهای بسیاری دارد و در علومی همچون فیزیک هسته‌ای، پزشکی، متالورژی، آموزش فیزیک هسته‌ای و شتابگر می‌تواند به دانشجویان مفید باشد.

تاکنون تنها کشورهای پیشرفته‌ای همچون انگلیس و فرانسه به تکنولوژی ساخت شتابگر دست یافته‌اند ولی در منطقه خاورمیانه تاکنون هیچ کشوری نتوانسته است به این فناوری دست یابد.

 

ساخت دستگاه خنثی‌سازی صدا

دستگاه خنثی‌سازی صدا برای از بین بردن آلودگی صوتی توسط مخترع ایرانی طراحی و ساخته شد. بابک خداپرست، مخترع این دستگاه گفت: دستگاه خنثی‌سازی صدا بر روی هر وسیله‌ای که نصب شود صدای آن را خنثی می‌کند و آلودگی صوتی آن را از بین می‌برد. وی افزود: ابعاد این دستگاه متناسب با میزان صدای موجود در محیط تغییر خواهد کرد و تجهیزات آن نیز باید متناسب با صدای محیط طراحی شود. این مخترع ایرانی   خاطرنشان کرد: این دستگاه در خانه و محیط‌های کوچک کارایی ندارد و کاربرد آن در اتوبان‌ها، فرودگاه‌ها و کارخانه‌های پر سر و صدا است. می‌توان این دستگاه را بر روی هلی‌کوپتر، هواپیما و تانک‌های جنگی نصب کرد. وی درباره نحوه کار آن گفت: این دستگاه به یک تجزیه‌کننده صوتی مجهز است که بعد از دریافت صدا، آن را آنالیز می‌کند و از خود صدایی تولید می‌کند که برایند دو صدا همدیگر را خنثی می‌کنند و دیگر صدایی شنیده نمی‌شود.

 

ایران 2013 هفدهمین اقتصاد بزرگ دنیا

صندوق بین‌المللی پول اعلام کرد ایران تا سال 2013 با یک پله صعود در رتبه‌بندی جهانی در جایگاه هفدهمین اقتصاد دنیا قرار می‌گیرد.

براساس گزارش چشم‌انداز اقتصاد جهانی، تولید ناخالص داخلی ایران براساس قدرت خرید در سال 2007 به 752 میلیارد دلار رسید که در نتیجه ایران در آن سال به عنوان هیجدهمین اقتصاد بزرگ دنیا شناخته شد.

میزان تولید ناخالص داخلی ایران براساس قدرت خرید در آن سال معادل 16/1 درصد کل تولید ناخالص داخلی جهان بود. به پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول تولید ناخالص داخلی ایران براساس قدرت خرید در سال 2013 به 123/1 تریلیون دلار خواهد رسید که این رقم معادل 215/1 درصد کل تولید ناخالص جهان خواهد بود. در این سال ایران با پشت سرگذاشتن استرالیا و با یک پله صعود در جایگاه هفدهمین اقتصاد بزرگ دنیا قرار می‌گیرد.

 

جوان ایرانی دستگاه منشی تلفن با کالر ای‌ دی هوشمند ساخت

با اتصال کالر ای دی هوشمند به تلفن ثابت و وارد کردن شماره مورد نظر در حافظه آن، دستگاه پس از شناسایی شماره تلفن، کار انتقال مکالمه روی تلفن همراه یا تلفن ثابت دیگر را انجام می‌دهد. عبدالحسین زارع، مبتکر یزدی، این دستگاه را به مدت چهار ماه در ابعاد 15×10 سانتیمتر با صرف یک میلیون ریال هزینه ساخته است. این کارشناس الکترونیک می‌گوید: امکان سوئیچ شماره‌های مختلف شرکت‌ها و دستگاه‌های اداری از یک خط تلفن ثابت به شماره‌های داخلی آنها، ضبط و پخش پیغام فقط برای افراد خاص با توجه به شماره‌های داده شده به حافظه، نمایش کد و نام شهرستان تماس‌گیرنده روی صفحه، شماره‌گیری تنها براساس شماره‌های موجود در حافظه و قفل شماره‌های دیگر و فعال و غیر فعال کردن دستگاه از طریق تلفن همراه از قابلیت‌های مهم و منحصر به فرد دستگاه منشی تلفن با کالر ای دی هوشمند است.

 

17 نشان طلا و نقره سهم مخترعان ایرانی  از نمایشگاه بین‌المللی اختراعات

تیم مخترعان و مبتکران کشورمان موفق به دریافت 17 نشان طلا و نقره از یازدهمین نمایشگاه بین‌المللی اختراعات و ابتکارات مسکو شد.

به گزارش واحد مرکزی خبر از مسکو، اعضای 30 نفره تیم مخترعان و مبتکران ایران در چهارمین حضور خود 28 طرح ارائه کردند که در نهایت با کسب پنج نشان طلا، 12 نقره و همچنین دریافت سه کاپ و یک دیپلم افتخار از انجمن مخترعان رومانی و کرواسی، با پشت سر گذاشتن کرواسی در جایگاه دوم، بعد از روسیه قرار گرفتند. در یازدهمین نمایشگاه بین‌المللی اختراعات و ابتکارات مسکو، بیش از 400 مخترع و مبتکر از 25 کشور حضور داشتند که غرفه‌های ایران با توجه به نوآوری، کیفیت و کاربردی بودن اختراعات با استقبال بازدیدکنندگان روس و دیگر کشورهای شرکت‌کننده روبه‌رو شد.

 

 

دستیابی محققان ایرانی به دانش نانوکریستال در ترمیم بافت

پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به دانش تولید نانوکریستال‌های جدید در مهندسی بافت، مبتنی بر نظریه‌پردازی جدید و نوین دست یافتند.

رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با اعلام این خبر گفت: پژوهشگران این دانشگاه توانسته‌اند با نظریه‌پردازی جدید در مهندسی بافت به نانوکریستال‌هایی دست پیدا کنند که با یک نوع عملکرد جدید بدون استفاده از داربست بیرونی و با طراحی یک فاز جدید از این نانوکریستال‌ها در ترمیم بافت‌های صدمه دیده داخل بدن استفاده کنند.

مهندسی بافت در گذشته، با ایجاد یک داربست ایجاد می‌شد و سپس سلول‌ها بر روی آن استوار می‌شدند تا شکل مورد نظر به دست اید اما در این کار جدید، طرح در یک مرحله اجرا شده و نانوکریستال‌ها با رشد بیولوژیکی در داخل بدن بدون استفاده از داربست قرار می‌گیرند تا بافت مورد نظر ساخته یا ترمیم شود.

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 4:52 PM - روز چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
به نظرم يكي از مهمترين رموز موفقيت در زندگي و كار «برخورداري از اطلاعات بيشتر» است. وقتي دانش و اطلاعات شما بيشتر باشد، تصميم درست تري اتخاذ ميكند كه اين هم به نفع شماست و هم به نفع سازمان يا شركت شماست. سي سال پيش، تلفن همراه وجود نداشت، فكس وجود نداشت، اينترنتي در ميان نبود و كامپيوترها به اين اندازه نبودند كه فقط روي يك ميز فضاي كمي به خود اختصاص دهند يا حتي قابل حمل باشند. اما سي، پنجاه يا حتي يكصد سال پيش ميتوانستيد افرادي را بيابيد كه در كار و زندگيشان موفق بوده اند: آنها چه ميكردند كه به موفقيت دست مييافتند؟ آيا در اتاق پشتي فروشگاه يا شركتشان، يك دستگاه كامپيوتر نوت بوك داشتند كه به شبكهي اينترنتي مخفي آن زمان متصل بود؟ نه! چنين چيزي آن زمان امكان پذير نبود. ما داريم حتي در مورد زماني صحبت مي كنيم كه روزنامهها آنقدرها هم فراگير نشده بودند و صنعت چاپ يك صنعت مدرن و مكانيزه مثل امروز نبود. اما اگر در مورد افراد موفق تحقيق كنيد خواهيد ديد كه موفقترين آنها داراي شبكهاي قوي از ارتباط با افراد موفق ديگر بودند. افراد موفق در كار و زندگي فقط اجازه ميدادند كه افراد موفقي چون خودشان دور و برشان باشند، با آنها معاشرت ميكردند و از آنها چيز مياموختند. اين خودش يك راز موفقيت است كه نسل به نسل و سينه به سينه اين راز را به يكديگر انتقال ميدادند.
تحقيق كنيد و ببينيد كه افراد موفق كساني بودند كه اطلاعات و اخبار و دانش و تجربه ي ديگران را به سوي خود جذب ميكردند. چگونه؟ خيلي ساده :

آنها جوياي علم و دانش و اطلاعات بودند. به راحتي و بدون خجالت و رودربايستي آنچه نميدانستند را از آگاهان و ناظران ميپرسيدند. پس يك راز موفقيت ديگر همين است كه اگر چيزي را نميداني بپرسيد و بعد در باره آنچه به دست ميآوريد، پرس و جو كنيد و اطلاعات خودتان را افزايش دهيد. افراد موفق، افراد موفق ديگر را زير نظر ميگيرند و منابع خبري و اطلاعات و تجربههاي آنها را شناسايي ميكنند و خودشان در صدد اين برميآيند كه با آن منابع ارتباط برقرار كنند. در قديم، زماني كه اين تكنولوژي نوين كنوني در اختيار نبود، مثلاً در دوره ي كشاورزي، پدران به فرزندان (اكثراً پسران) اين دانش و اطلاعات و تجربيات را منتقل مي ساختند، در دوره ي صنعتي، پدران ديگر توانايي اين را نداشتند كه همه ي اطلاعات را به فرزندانشان بدهند بنابر اين آنها را راهي كارگاهها و دانشگاهها ميكردند تا مهارت هاي لازم را از استادان فرابگيرند. ما اكنون در عصر و دورهاي هستيم كه به آن عصر اطلاعات و ارتباطات ميگويند، عصري كه من آن را عصر گرداب گسترده گيتي ميدانم (كه ماهيت جذب كردن دارد و بي چون و چرا همه را در نهايت به سمت و سوي خود جذب ميكند.) در اين عصر، افراد موفق، افرادي هستند كه خيلي سريع و حرفهاي مهارتها را به صورتي خودآموخته فرا ميگيرند و به كار ميبندند. پدران و دانشگاهها واقعاً و در عمل نميتوانند همه ي آنچه افراد به آن نياز دارند را بدهند، پدران اگر بتوانند فقط ميتوانند حمايت كنند و تشويق، استادان فقط ميتوانند راه را نشان بدهند و فرزنداني كه جوياي علم و دانش و موفقيت هستند بايد اقدام كنند به جستجو و كاوش در منابع عظيم اطلاعات موجود و فراگرفتن آنچه بايد بدانند.
پس يكي از ديگر رموز موفقيت اين است جستجو كنيم و خودمان، خودمان را آموزش دهيم با استفاده از منابع علمي و كاربردي موجود (مواد و مطالب و كتب آموزشي و منابع انساني آموزشي). اينترنت، امروز فضايي است كه شما ميتوانيد در آن همهي اين كارها را انجام دهيد. من اين را معجزهي موفقيت ميدانم. بگذاريد يك مثال بزنم. در اينترنت در حال حاضر ميليونها سايت موجود است با ميلياردها صفحه اطلاعات، هزاران هزار نفر از بهترين استادان و دانشمندان به آن متصل هستند كه هريك منابع خاص و تخصصي خود را يافتهاند و خود را با استفاده از آن منابع به روز ميكنند. دقيق كه نگاه كنيم، آنها را افراد موفقي خواهيم يافت و طبق آنچه در بالا گفتم كافي است خودمان را به آنها و نيز به منابع آنها نزديك كنيم و از اين ارتباط و اتصال براي دستيابي به موفقيتهاي خود استفاده كنيم.
تكنولوژي RSS يكي از بهترين ابزارها براي موفقيت شماست و اين حرف مرا تحقيق كنيد و ببينيد كه موفق ترين شما كسي ات كه در اين روزها بيشترين استفاده را از تكنولوژي RSS دارد. با استفاده از نرم افزارهاي جمع آوري كننده اخبار و اطلاعات و خبرخوانهاي RSS اطلاعات، به محض آنكه از سوي منابع خبري، سايتها يا وبلاگها به روز رساني ميشوند در اختيار شما قرار ميگيرند و شما مي توانيد خيلي راحت متوجه شويد كه افراد موفق (يا رقباي كاري و تجاري) مورد نظر شما بر روي اينترنت از چه منابعي استفاده ميكنند، كافي است مسير موفقيت آنها را دنبال كنيد و شما نيز با افرادي يا شركتها و موسساتي ارتباط برقرار كنيد كه آنها ميكنند. اخبار و اطلاعات را دريافت كنيد و با آنها به روز باشيد و مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد. اين هم راز ديگري است از موفقيت. به اين ترتيب بعد از مدتي ميتوانيد با رقبا به رقابتي سالم بپردازيد چرا كه ممكن است تحليل شما از قضايا درست تر باشد به خاطر تنوع بيشتري كه از منابع اطلاعاتي و اخبار خود داشته ايد.
امروزه با استفاده از روشها و تكنيك هاي بسيار ساده و عملي مي توان در تامين بهداشت رواني و كسب موفقيت در زندگي گامهاي مثبت و سازنده اي برداشت كشفيات جديد روان شناسي معتقد است كه رمز موفقيت , برخورداري از هوش و ذكاوت و يا شانس نيست بلكه در استفاده از توانايي و مهارت در عمل است . استفاده از تواناييهاي جسمي و رواني كه دراعماق وجود هر فرد به صورت دست نخورده باقي مانده است مي تواند فرد را در راه رسيدن به هدف ياري كند و آنچه كه موجب تفاوت ميان فرد عادي و فرد موفق مي شود , نحوه استفاده از اين تواناييها است كه به صورت ويژگيهايي نمايان مي شود .
? اين ويژگيها به فرد نيرو مي دهند تا براي رسيدن به موفقيت فعاليت كند.
?) انگيزه : هر فرد موفق انگيزه نيرومند دارد كه پيوسته او را به دنبال خود مي كشاند و موجب پيشرفت او مي گردد فرد براي حركت فعاليت و تلاش خود دليلي يافته كه موجب مي گردد , از تواناييهاي بالقوه خود استفاده نمود و استعدادهاي دروني خود را شكوفا كند.وجود انگيزه افراد موفق را از افراد عادي متمايز مي كند و سبب مي شود كه زندگي رنگ و روي خاصي بگيرد. هيچ عظمتي بدون انگيزه بزرگ به دست نمي آيد , خواه در زمينه ورزشي باشد خواه هنري و علمي ….
?) ايمان : ايمان نيروي محركه اي است كه وجود را به سوي ترقي و تعالي حركت مي دهند حضرت علي (ع)در نهج البلاغه آمده است : (( ايمان , عبارت است از معرفت و يقين قلبي و اقرار داشتن به زبان و عمل كردن بر طبق آن)) .
ايمان انسان را اميدوار بار مي اورد و دل را به خداوند و رحمت او مطمئن مي سازد. قانون زندگي , قانون اعتقاد و ايمان است . در جزر و مد زندگي, نگرانيها و هيجانات روحي , اتكاء به خداوند و ايمان به تعاليم الهي , بهترين پناهگاه است . افراد موفق كساني هستند كه ايمانشان محكم است و توجهات دلشان به ساحت قدس الهي زياد است .
 
?) استراتژي : براي رسيدن به موفقيت تنها داشتن نيروي محركه و منابع كافي نيست بلكه بايد از منافع به موثرترين وجه استفاده نمود و مسيرو جهت مشخصي را نيز تعيين كرد . استراتژي روشي است كه با آن امكانات را در جهت هدف تنظيم مي كنند . استراتژي شناخت اين واقعيت است كه با هوش ترين و نيرومندترين فرد هم براي پيشرفت , نياز به پيدا كردن راه صحيح دارد. اگر فرد بداند كه براي تصميم گيري ها چه قدمهايي را بايد بردارد و نحوه برداشتن قدمها چگونه است , هر زمان كه دچار بي تصميمي گردد , مي تواند خود را به فرد مصممي تبديل كند . همه انسانها منابع و امكانات يكساني را در اختيار دارند ام استراتژي يعني نحوه استفاده از آن منابع و امكانات را نمي دانند . براي رسيدن به هدف , كافي است , استراتژي خاص آن را دانست .
?) درك ارزشها: ارزشها سيستم خاص عقيدتي براي تشخيص درستيها از نادرستي ها هستند. شناخت اين ارزشها است كه زيستن را توجيح مي كند چيزهايي مانند تقوا حب وطن , ايمان به خدا عشق به آزادي , نوع دوستي ارزش ناميده مي شوند . ارزش , قضاوتي اساسي اخلاقي و عملي در مورد چيزهايي است كه داراي اهميت هستند. ارزشها , نوعي داوري است درباره آنچه كه زندگي را براي ما ارج دار مي كند . بسياري از مردم در مورد اين كه چه چيزي در زندگي آنها مهم است قضاوت روشني ندارند و اغلب كارهايي را مي كنند كه بعدا موجب ناخوشنودي آنان مي گردد و دليل آن هم اين است كه به طور ناخود آگاه اموري را براي خود و ديگران صحيح مي دانند اما مطلب براي خودشان روشن نيست . هنگامي كه موفقيت هاي بزرگ از نظر
 
مي گذرانيم , تقريبا هميشه به كساني بر مي خوريم كه به روشني مي دانند چه چيزهايي واقعا مهم هستند , به عبارت ديگر از ارزشها درك روشني دارند
?) انرژي : انرژي به صورتهاي مختلفي خود را نشان مي دهد , گاهي به صورت خروش و هياهوي شادمانه و زماني به صورت ميل به سازندگي است . حركت به سوي زندگي بهتر و موفقيت , با حالت سستي و افسردگي تقريبا غير ممكن و محال است . افراد موفق , هميشه به دنبال فرصتها هستند . آنان معتقدند كه انسان هيچ وقت به اندازه كافي وقت ندارد . موفقيت هاي بزرگ را نمي توان از شور و انرژي جسمي و معنوي كه سبب مي شوند تا فرد از همه توان خود استفاده كند , جدا نمود. بنابراين هر چه انرژي فرد بيشتر باشد بدن كارايي بيشتر و روحيه بهتري داشته و بهتر مي تواند , استعدادهاي نهفته خود را براي رسيدن به نتايج عالي به كار گيرد .
?) تسلط به فن ارتباط: قدرت ايجاد رابطه يكي از مهم ترين مهارتهايي است كه هر فردي مي تواند داشته باشد . امروزه دانشمندان علوم رفتاري به اين نتيجه رسيده اند كه ارتباط مايه قدرت است و كساني كه اين فن را به نحو موثر به كار مي گيرند مي توانند جهان را به گونه اي متفاوت درك كنندو جهان نيز آنان را به گونه اي متفاوت درك مي كند . كساني كه بر انديشه ها , احساسات واعمال اكثر انسانها تاثير مي گذارد افرادي هستند كه مي دانند چگونه از ابزار قدرتمند ارتباطات استفاده كنند .
 
ـ هر فردي از طريق برقراري دو نوع ارتباط , تجربيات زندگي خود را شكل مي دهند :
الف) ارتباطات دروني يعني گفتن يا احساس تصورات دروني .
ب) ارتباط بيروني يعني استفاده از كلمات , لحن صدا و تغييرات چهره براي برقراري ارتباط با دنياي خارج .
مساله مهم و قابل توجه اين است كه زندگي افراد موفق نشان مي دهد كه اتفاقات روزانه تعيين كننده كيفيت زندگي نيست بلكه عكس العمل هاي انان در برابر اين اتفاقات تعيين كننده است .
?) نيروي صميميت : افرادي كه بتوانند رشته هاي مودت و صميميت را با مردمي كه داراي عقايد و فرهنگ متفاوت هستند مستحكم كنند , بزرگترين موفقيت را در زندگي خود به دست آورده اند . تقريبا تمام افراد موفق قدرت فوق العاده در جلب دوستي ديگران دارند و مي توانند با افرادي كه خصوصيات و اعتقادات گوناگون دارند ايجاد صميميت كنند . افراد موفق همچنين داراي نرمش , انعطاف پذيري و جاذبه خاصي هستند و بدين ترتيب مي توانند , توجه افراد كثيري را به خود جلب كنند . چنانچه بتوان با افراد مناسب , رابطه صميمانه و دوستانه برقرار ساخت مي توان هم نياز آنان را برطرف نمود هم آنان احتياج فرد را بر طرف سازند.

روزنامه تفاهم 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:47 AM - روز چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
نامگذاري سال 1389 از سوي رهبر فرزانه انقلاب به‌نام «همت مضاعف و كار مضاعف» بيانگر واقعيتي است كه نشان مي‌دهد آنچه ضرورت امروز است، تلاش چند برابر براي آباداني ايران است.
سؤال اين است چرا فرهنگ كار و تلاش در ايران جدي گرفته نشد و عليرغم قدمت تمدني ايران و تأثيرگذاري ايرانيان بر غناي سرمايه فرهنگي جهان، آنچنان كه بايد و شايد در عصر حاضر كار و تلاش جدي گرفته نمي‌شود و «راحت‌طلبي» و به‌دست آوردن «گنج نابرده رنج» به‌عنوان يك مطلوب رايج شده است و حتي بسياري از افراد مي‌كوشند تا با به‌دست آوردن شبه‌مشاغل راحت اما پرسود، يكشبه ره صدساله را بپيمايند.
اين موضوع از گذشته به‌عنوان سؤالاتي در اذهان انديشه‌وران ايراني مطرح شده است و برخي از آنها نيز براي شناخت خلق و خويي كه فرهنگ كار و تلاش را جدي نمي‌گيرد، به نوشتن رساله‌هايي در آداب و سنن و خلق و خوي ايرانيان و شاكله هويت آنان پرداخته‌اند؛
اما هيچكدام از اين كتب (كه چكيده آنها فقط در مذمت افراطي و تخطئه فرهنگ خودمان بوده است)، راهكاري منصفانه براي رسيدن به يك نقطه تعادل ارائه نداده‌اند و فقط دائم تكرار مي‌كنند ما بعد از حمله مغول ديگر روي خوش نديديم.
ذكر اين چند عبارت كه بعد از حمله مغول و يا بعد از جنگ‌هاي ايران و روس ما دچار يك انحطاط شديم دردي را دوا نمي‌كند؛ چراكه بسياري از كشورها نيز به‌مراتب رخدادهايي چون حوادث تأسف‌بار و ويرانگر حمله مغول و... داشته‌اند اما توانسته‌اند خود را در مسير قابل‌قبولي از پيشرفت قرار دهند.
واقعيت اين است تا زماني كه فرهنگ متحول نشود نمي‌توان كاري از پيش برد و تحول فرهنگي از سنين ابتدايي آموزش شروع و در كوچه و خيابان تكميل مي‌شود و از طريق راديو و تلويزيون اين فرهنگ تعالي پيدا مي‌كند. تلاش فرهنگي و فرهنگ‌سازي، كار يكسال و 2سال نمي‌باشد و بايد بر آن مداومت داشت و به‌گونه‌اي عمل كرد كه در رفتار و تفكر افراد تجلي پيدا كند.
در اسلام فرهنگ كار و تلاش نوعي عبادت محسوب مي‌شود و تلاش براي خانواده و آبرومندي نوعي جهاد در راه خدا محسوب مي‌شود و از طرفي از معصومين روايت شده است؛ براي دنيايت چنان كار كن كه گويي مي‌خواهي دائما در دنيا زندگي كني و براي آخرت چنان فعاليت نما كه گويي فردا مي‌خواهي دنيا را ترك كني. اين دستورالعمل متعالي كه نمونه آن در كمتر مكتبي وجود دارد مي‌تواند مهم‌ترين راهبردي باشد كه ما را به مسير بهتري هدايت كند.
بنابراين تمركز تبليغات بايد بر ارزش كار و تلاش در اسلام و تقبيح كسالت و بيكاري باشد و از طرفي ثروتمند شدن بي‌زحمت و پول بادآورده و رانت‌خواري و اقسام مختلف آن مذموم و غيراخلاقي شمرده شود.
همچنين ارائه الگوهاي موفقي از كشورهايي كه با كار و تلاش توانسته‌اند پله‌هاي ترقي را سريع بپيمايند نيز مي‌تواند مطلوب باشد. پرهيز از شعارزدگي و احتراز از تفكرات منفي‌گرايانه كه يكسره بر نفي و دفع تأكيد مي‌كنند و شاكله هويت ايراني را زير سؤال مي‌برند از ضرورت‌هاست.
آنچه كه بايد مورد تأكيد قرار گيرد فرهنگ كار و تلاش است و جدي گرفتن هر كس از جانب خودش، در هر مسئوليتي كه قرار دارد و آن اينكه كاري را كه بر دوش دارد به‌نحو احسن انجام دهد تا فرهنگ كار جزئي از شاكله هويت ما درآيد و از مرحله شعار به رتبه شعور صعود كنيم و بدانيم تا زماني كه كار به‌عنوان يك فرهنگ درنيايد، نمي‌توانيم قله‌هاي پيشرفت را بپيماييم.
بنابراين اگر هر روز و هر ماه و هر سال را به‌نام كار مضاعف و همت مضاعف بناميم باز هم جايز است؛ چراكه تا زماني كه كار و كارآفريني جزء شاكله هويت ايراني نشود، بايد همتي مضاعف به‌خرج داد و فرهنگ‌سازي كرد.

محمدرضا جمالي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:03 AM - روز چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت

گفتار سوم: رویکرد اقتصادی کار، اشتغال و تولید ؛ نويسنده:حسن نظری
نامه امام علی علیه السلام به والی شایسته خود، مالک اشتر را می توان، منشور حکومت و تبیین دیدگاههای آن حضرت نسبت به مسائل گوناگون حیاتی جامعه دانست. در ابتدای این منشور، اهداف کلی و آنگاه راهکارهای تحقق آنها را بیان می فرماید

 

این اهداف عبارتند از، «جبایة خراجها، و جهاد عدوّها، و استصلاح اهلها، و عمارة بلادها»(نهج، نامه 53) فرایند «عمارت بلاد» بدون «استصلاح» تربیت و تعلیم افراد جامعه ممکن نیست، هم چنان که تربیت و تعلیم در جامعه بدون تأمین امنیت «جهاد عدو» و تأمین مخارج این اهداف «جبایة خراج» امکان ندارد.
به بیان دیگر این اهداف، اهداف منشور یک حکومتند. ارتباط منطقی و واقعی و نظاممند بین هر یک از این اهداف با یکدیگر را از یک طرف، و ارتباط آنها با راهکارهای آنها را از طرف دیگر، باید مورد توجه قرار داد. زیرا در یک ساختار و چینش خاص، این اهداف و راهکارها زمینه پیدایش و تبلور دارند. مثلاً «عمارة البلاد»، «آبادانی شهرها» در هر مرحله تاریخی یک پدیده ای اجتماعی است که در سایه اشتغال تحقق می یابد. اشتغال یعنی تأمین تقاضای کار از طریق نیروی انسانی که در جانب عرضه، جویای کار است.
در صورتی که تولید کالا و خدمت در سطح جامعه پویایی لازم را نداشته باشد، تقاضای مؤثر برای عامل کار شکل نمی گیرد و در نتیجه جامعه مواجه با پدیده بیکاری می شود. همچنین اگر تولید کننده، نیروی کار مورد نیاز خود را نتواند تأمین کند، بطور طبیعی تا آن جا که تولید وابسته به نیروی کار است مواجه با رکود می شود و در نتیجه نه اشتغال تحقق می یابد، نه عمارت و آبادانی. بنابراین «عمارت بلاد» نیاز به اشتغال و اشتغال در سایه تعادل دو عنصر اساسی زیر شکل می گیرد. الف- تولید (تقاضای کار)؛ ب- نیروی انسانی مناسب تولید (عرضه کار)
بی شک هم تولید و هم تأمین نیروی انسانی مناسب دو پدیده اجتماعی است که مناسبات و شرایط اجتماعی هماهنگ را می طلبد، چرخه تولید کالا و خدمت و تأمین نیروی انسانی با مهارت و کار آزموده نه در خلأ اجتماعی شکل می گیرد و نه در سایه روابط نابهنجار اجتماعی، از این رو در این قسمت بحث، سعی بر این است که ساختار کلی و اصول و شرایط ضروری اشتغال و تولید، به عنوان زیر ساخت اجتماعی - اقتصادی «عمارت بلاد» از دیدگاه امام علی علیه السلام به تصویر کشیده شود. طبیعی است که با پیدایش این اصول کلی به عنوان زیر ساخت، مسیر اشتغال - تولید - در جامعه در هر زمانی هموار می گردد.

اصول زیر ساختی و راهبردی

1- عدالت اجتماعی (زمینه ساز مشارکت مردم)
2- تعلیم و تربیت (تربیت نیروی انسانی با مهارت)
3- شکوفایی بخشهای مهم اقتصادی (زراعت، صنعت و تجارت)
4 راهبردها.

1. عدالت اجتماعی

بی شک عدالت اجتماعی بر آیند حاکمیت عدالت در نهادهای مختلف جامعه از قبیل اقتصاد، تعلیم و تربیت، قضاوت و قانونگذاری است. با تحقق عدالت در این شؤون و وجوه اساسی جامعه، عدالت اجتماعی شکل می گیرد. از این رو، امام علی علیه السلام عدالت را شرط ضروری استواری روابط مردم و حاکمیت و آهنگ به پیشرفت جامعه می داند.
فاذا ادّت الرعیه الی الوالی حقه وادی الوالی الیها حقّها، عز الحق بینهم، وقامت مناهج الدین و اعتدلت معامل العدل، و جرت علی أذلالها السنن فصلح بذالک الزمان و طمع فی بقاء الدولة و یئست مطامع الاعداء و اذا غلبت الرعیه و الیها او اجحف الوالی برعیّته، اختلفت هناک الکلمة و ظهرت معالم الجور و کثر الادغال فی الدین.(نهج، خ 216)
«پس چون رعیت حق والی را بگزارد، و والی حق رعیت رابه جای آرد، حق میان آنان بزرگ مقدار بشود، و راههای دین پدیدار و نشانه های عدالت برجا، و سنت چنانکه باید اجرا، پس کار زمانه آراسته گردد و طمع در پایداری دولت پیوسته و چشم آز دشمنان بسته، و اگر رعیت بر والی چیره شود و یا والی بر رعیت ستم کند، اختلاف کلمه پدیدار گردد و نشانه های جور آشکار و تبهکاری در دین بسیار.»
عدالت در این نص، همان رعایت حقوق متقابلی که خداوند برای تنظیم روابط و تعیین حدود و مرزهای حاکمیت و ملت، وضع نموده است. فرض این است که با اجرای این حقوق متقابل طبیعی ترین رابطه بین مسؤولان نهاد حکومت و مردم و در نتیجه زمینه مشارکت مردم در حوزه سیاست، اقتصاد، فرهنگ، دفاع، امنیت، بهداشت، آموزش،... فراهم می گردد. زیرا اعتماد عمومی نسبت به دولت و دلتمردان با زیر پا گذاشتن حقوق مردم از جانب حاکمیت ممکن نیست بارور گردد، و با از بین رفتن این اعتماد، جامعه نسبت به این نهاد، بی تفاوت و احیانا بیگانه می گردد.
منطقی ترین فضای عمومی جامعه این است که ملت نیازمندیهای خود را با سهولت تمام به مسؤولان منتقل و دست اندرکاران و کارگزاران هم بدون ابهام داده های آماری و اطلاع رسانی را از متن جامعه دریافت نمایند، و در نتیجه زمینه سازی مشارکت و فراخوانی مردم جهت رفع این نیازها با موفقیت انجام پذیرد. نفس و دستور زیر را می توان نمونه ای روشن از این روابط شفاف و بی پیرایه دانست.
اما بعد فان قوما من اهل عملک آتونی فذکروا أن لهم نهرا قدعفی ودرس و أنهم لو حفروه و استخرجوه عمرت بلادهم و قووا علی خراجهم وزادفئ المسلمین قبلهم و سألونی الکتاب إلیک لتأخذهم بعَمَلِهِ و تجمعهم لحفره و الانفاق علیه و لست أری أن أجبر احدا علی عمل یکدحه فادعهم ألیک فان کان الأمر فی النهر علی ما وصفوا فمن أحب ان یعمل فمره بالعمل و ان النهرلمن عمله دون من کرهه و لأن یعمروا و یقووا أحبّ الیّ من أن یضعفوا.(محمودی: 5/359)
«گروهی از حوزه مأموریت تو نزد من آمدند و چنین اظهار کردند که اگر نهر متروک و غیر قابل استفاده آنها لایروبی و حفاری شود، شهرهای آنها آباد و بر ادای خراج توانمند و درآمد مسلمین از این جهت افزوده می شود واز من در خواست کردند، برای تو نامه ای بنگارم، که در انجام چنین کاری آنها را جمع کنی و نیروی آنها را در حفر و عمران نهر و تأمین هزینه آن به کارگیری. اما دوست ندارم کسی را به کاری مجبور سازی که از آن کراهت دارد و بدان بی میل است، اگر نهر، آنچنان است که آنها گفتند، من انجام خواست آنها را به شما ارجاع می دهم، هر کس که دوست دارد در انجام این امر کار کند، از او بخواه که تلاش کند و در نتیجه، نهر مال افرادی است که کار کرده اند، نه افرادی که نسبت به انجام این مهم بی میل باشند و اگر دست به عمران نهر شوند و وضعیت مالی آنها تقویت شود، از نظر من بهتر است تا این که در ضعف در آمد مالی باقی بمانند.» نکاتی که از این نص می توان استفاده نمود عبارتند از:
1- امام علی علیه السلام تاکید و اصرار دارند که مشارکت مردم، با خواست و رضایت آنها انجام پذیرد و نه تحمیل و اجبار.
2- عمران و آبادانی مورد خواست امام علی علیه السلام است، او به مسؤول مربوطه دستور می دهد که اگر چنین عمران و تولیدی بدست مردم انجام پذیرد، خواست و مطلوب او نیز انجام پذیرفته است.
3- مسؤولان وظیفه دارند، انجام چنین خواست عمرانی را، تسهیل و زمینه اشتغال مردم را فراهم نمایند.
4- بعد از انجام عمران و آبادانی، عدالت نیز مورد توجه قرار گیرد، آنان که در این امر کار کرده اند در آن سهم دارند، نه آنان که هیچ گونه کار سازنده ای به عهده نگرفته اند.

2.تعلیم و تربیت (استصلاح مردم)

تعلیم و تربیت یکی از وظایف مهم حاکمیت است، همچنان که اشاره شد، امام علی علیه السلام در منشور حکومتش (عهدنامه مالک اشتر) یکی از اهداف حکومت خود را استصلاح مردم (تعلیم و تربیت) می داند و در مورد دیگر یکی از حقوق مردم را تعلیم و تربیت آنها بیان می فرماید.
«و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تأدیبکم کیما تعلموا»(نهج: خ 34) «شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید، و آداب آموزم تا بدانید».
بدیهی است که رویکرد تعلیم و تربیت در عصر امام علی علیه السلام ، آموزه های تربیتی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی است و در آن عصر مبارزه با جهل، کوته بینی، ظاهرنگری، سطحی نگری، ساده لوحی اجتماعی که زمینه آسیب پذیری جامعه را فراهم می آورد، مسأله ای حیاتی و سرنوشت ساز بوده است، واژه «استصلاح» هم ناظر به همین حوزه از آموزش است.
اداره حکیمانه جامعه آن روز هم، در آن سطح از روابط اجتماعی - اقتصادی، بیش از این نوع تعلیم و تربیت را نمی طلبید؛ ولی در عصر حاضر نهاد تعلیم و تربیت باید جهت «استصلاح» و پیشرفت فرهنگی مردم، بعلاوه رشد فرهنگ عمومی و تقویت وفاق اجتماعی، ریشه یابی آسیبهای گوناگون اجتماعی، به کسب مهارت و فن نیز بپردازد. یکی از زیر ساختهای مهم و سرنوشت ساز اشتغال و تولید، تربیت نیروی انسانی کارآفرین است. هر مقدار که نظام تعلیم و تربیت پیشرفته تر باشد، استعدادهای مختلف افراد جامعه شکوفاتر، و در نهایت کار آفرینی و ایجاد شغلهای کیفی و جدید بیشتر خواهد بود، به دیگر تعبیر محرک اساسی توسعه جامع و همه جانبه در جامعه، توسعه نیروی انسانی آن جامعه است و بار سنگین توسعه نیروی انسانی به عهده نظام تعلیم و تربیت است که در جای مناسب خود می باید مورد بحث قرار گیرد. آنچه که در این جا مهم است و باید بدان توجه شود، این است که در منشور حکومت امام علی علیه السلام به این اصل حیاتی و سرنوشت ساز تصریح شده است که هر کاری باید به کسی که متخصص آن است واگذار شود.
و توخّ منهم اهل التجربة و الحیاء من اهل البیوتات الصالحة و القدم فی الاسلام،(نهج: نامه 53) «و عاملانی این چنین را در میان کسانی جستجو کن که تجربه و حیاء دارند، از خانواده هایی پارسا و سابقه دار در اسلام.
در واقع کارگزارانی می توانند، مسؤولیت مدیریت را به عهده گیرند که هم تجربه کاری دارند و هم صداقت و درستکاری.

3 شکوفایی بخشهای مهم اقتصادی

الف- کشاورزی :

بخش کشاورزی از نظر امام علی علیه السلام جایگاه ویژه ای دارد. به گونه ای که صلاح، نفع و خیر مردم به صلاح طبقه کشاورز وابسته است، بر همین اساس نسبت به مدارا کردن با دهقانان هماره توصیه می فرمود، کان علی علیه السلام یوصی بالاکارین و هم الفلاحون.(مجلسی: 103/172)
به فرماندهان نظامی نیز دستور می داد که از جانب آنها به کشاورز ظلم و ستم نشود.
أنشدکم اللّه فی فلاحی الارض ان یظلموا قبلکم،(محمدی: 4/172) «از شما فرماندهان نظامی می خواهم که مبادا فلاحت پیشه گان از جانب شما مورد ظلم واقع شوند.»
بر همین اساس سیاست مالی و جمع آوری «خراج» به گونه ای تعیین می کردند که عدالت و انصاف مورد توجه قرار گیرد.
فأنصفوا الناس من أنفسکم و اصبروا لحوائجهم فانّکم خزّان الرعیّة و وکلاء الأمّة و سفراء الائمّة و لا تحسموا احدا عن حاجیة و لا تحبسوه عن طلبته و لا تبیعنّ للناس فی الخراج کسوة شتاء و لاصیف و لا دابة یعتملون علیها.(نهج، نامه 51)
«پس داد مردم را از خود بدهید و در برآوردن حاجتهای آنان شکیبایی ورزید، که شما خزانه دار رعیت هستید و وکیلان امت و سفیران امامان، حاجت کسی را روا ناکرده مگذارید، و او را از آنچه مطلوب اوست باز مدارید.»
بی شک بخش کشاورزی در آن زمان با در اختیار داشتن زمین و آب و حیوانی که به کمک آن کشت انجام می شد، به شکوفایی و بهره دهی می رسید، ولی در عصر کنونی بر آوردن نیاز و حاجت کشاورزان به این نیست که فقط سه عامل فوق را در اختیار داشته باشند؛ بلکه زنجیره نیازهای متفاوت باید بطور منطقی برآورده شود تا این که زمینه شکوفایی کشاورزی فراهم گردد. زنجیره ای که سر سلسله آن از کشت و داشت و برداشت شروع و به تثبیت قیمت محصولات و بیمه کردن آنها و بازاریابی و صادرات به بازارهای رقابتی جهان پایان می پذیرد؛ این زنجیره اگر یک حلقه مفقوده داشته باشد، مثلاً قیمت محصولات دچار نوسان چشمگیر باشد، برای ناکامی سیاستهای اقتصادی این بخش کافی است. همچنان که تجربه چندین برنامه پنج ساله در مورد این بخش شاهد این ناکامیهاست.

ب- صنعت و تجارت :

در دیدگاه امام علی علیه السلام جامعه از طبقات مختلفی تشکیل شده است. این طبقات عبارتند از: نظامیان، کشاورزان، قضات، کاتبان خاص و عام (هیأت وزیران و معاونان) کارمندان، بازرگانان، صاحبان صنعت و محرومان و ناتوانان. بی شک سرنوشت این طبقات در عینیت جامعه و حیات اجتماعی به یکدیگر وابسته است. و اعلم أن الرعیّه طبقات لایصلح بعضها الا ببعض و لا غنی ببعضها عن بعض.
بدان که ملت طبقاتی هستند که صلاح برخی به برخی دیگر وابسته و بعضی قشرها از بعضی دیگر بی نیاز نمی باشند، به همین جهت قوام و ایستایی گروههایی همچون نظامیان، کشاورزان، قضات، کاتبان خاص و عام، کارمندان، به دو طبقه بازرگان و صاحب صنعت می باشد. منشأ این وابستگی در عبارت زیر بطور فشرده بیان شده است. و لا قوام لهم جمیعا الا بالتجار وذوی الصناعات فیما یجتمعون من مرافقهم و یقیمونه من أسواقهم و یکفونهم من الترفّق بأیدیهم ما لا یبلغه رفق غیرهم.(همان، نامه 53)
«و کار این جمله (سپاهیان، کشاورزان، قضات، عاملان و نویسندگان) استوار نشود جز با بازرگانان و صنعتگران که جمع می شوند و با سودی که بدست می آرند، بازارها را بر پا می دارند، و کار مردم را کفایت می کنند، در آنچه که دیگران مانند آن نتوانند.»
اثر وجودی صنعتگران این است که کفایت می کنند کار مردم را؛ زیرا با کمک گرفتن از فکر و بازوی خود، مصنوعاتی از کالاهای سرمایه ای و مصرفی می سازند که دیگران توان انجام آن را ندارند (یکفونهم من الترفقّ بایدیهم مالا یبلغه رفق غیرهم) و فلسفه وجودی بازرگانان، این است که این مصنوعات را به بازارهای مصرف می رسانند و در نتیجه چرخه تولید را استمرار می بخشند. اگر مصنوعات صاحبان صنعت بواسطه تجارت به بازارهای مصرف روانه نگردد، تولید صنایع ممکن نیست ادامه یابد و در این صورت، طبقاتی مانند کشاورزان و نظامیان و قضات، و کارمندان به این نوع کالاهای ابزاری و مصرفی مورد نیاز خود نمی توانند دسترسی پیدا کنند. و در نتیجه ادامه کار آنها ممکن نخواهد بود؛ بر همین اساس فرمود قوام و استواری دیگر طبقات به دو طبقه بازرگان و صنعتگر است؛ به دیگر سخن در هر دوره، از تاریخ حیات اجتماعی انسان، طبقه کشاورز نیازمند به صنایع و ابزار آلات کشت و نظامیان و سپاهیان نیازمند سلاح و ساز و برگ نظامی، قضات و دیگر کارگزاران دولت وابسته به در آمد مالیات (خراج) می باشند.
اگر صاحبان صنعت نیازهای فوق را تولید نکنند و بازرگانان آنها را به بازارهای مصرف مورد نیاز نرسانند، بی شک روابط اجتماعی دچار اختلال می شود. همچنان که صاحبان صنعت و کشاورزان و قضات از جهت امنیت، وابسته به نظامیان هستند، وابسته، از جهت وفاق، نظم اجتماعی، زمینه سازی قراردادها، و اجرای آنها می باشند.
در فراز دیگری نیز به همین اثر وجودی بازرگانان و صنعتگران تصریح، و با تأکید و توصیه در مورد آنان می فرماید: ثمّ استوص بالتّجار و ذوی الصناعات واوص بهم خیرا؛ المقیم منهم، و المضطرب بماله و المترفّق ببدنه، فانّهم موادّ المنافع و أسباب المرافق، جلاّبها من المباعد و المطارح فی برّک و بحرک و سهلک و جبلک، و حیث لایلتئم النّاس لمواضعها و لایجترئون علیها، فانّهم سلم لانخاف بائقته و صلح لاتخشی غائلته.(همان)
و دیگر این که نیکی به بازرگانان و صنعتگران را بر خود بپذیر، و سفارش کردن به نیکویی درباره آنان را به عهده گیر، چه آنان که در شهر و ثابت هستند. و چه آن که با مال خود از این سو بدان سو رود و با دسترنج خود کسب کند؛ آنان مایه منفعتند و پدیدآورندگان وسایل مورد نیاز و آسایش و آورنده آن از جاهای دوردست و دشوار، در بیابان و دریا و دشت و کوهسار، جایی که مردم در آن جا گرد نیایند و در رفتن به آنجا دلیری ننمایند. این بازرگانان مردمی آرامند و نمی ستیزند، و آشتی و فتنه ای نمی انگیزند.»

4 راهبردها

الف- اصل درآمد مردم به منزله در آمد خزانه دولت:

رابطه اقتصادی حاکمیت با مردم را از دو منظر متفاوت می توان، مورد تحلیل قرار داد. در یک نگاه دولت نسبت به انجام وظایفی مسؤولیت دارد. تأمین امنیت، کالاهای عمومی که بخش خصوصی دست به کار تولید آنها نمی شود، و زمینه سازی فرایند توسعه و رشد برعهده دولت و طبعا هزینه این وظایف و اهداف را نیز باید از مردم در قالب مالیاتها دریافت نماید، این نگاه می طلبد که دولت درآمدهای خود را با سیاستهای مختلف اعتباری مالی افزایش دهد تا این که با قدرت هر چه بیشتر بتواند به وظایف خود عمل نماید و در نتیجه درآمد دولت نسبت به درآمد مردم اولویت پیدا می کند. نگاه دیگر این است که دولت یکی از وظایف مهم خود را افزایش درآمد مردم تلقی نماید، باور مسؤولان و مدیران میانی و پایین این است که مردم، هرچه بیشتر در آمد داشته باشند، دولت هم به همان نسبت می تواند بیشتر در آمد داشته باشد و ملت هر مقدار فقیرتر باشد، به همان نسبت بخش عمومی هم دچار فقر خواهد بود. با این نگاه سعی تمام دولتمردان و کارمندان بر این خواهد بود که زمینه کاهش فقر عمومی فراهم شود و در نتیجه مدیران نه تنها موانع حرکت تولید کالا و خدمات را بر می دارند، بلکه خود دست به کار شتاب بخشیدن به این حرکت می شوند.
امام علی علیه السلام بر این مطلب تأکید ویژه ای دارد:
ولا یثقلنّ علیک شی خفّفت له المؤنة عنهم فانّهم ذخر یعودون به علیک فی عمارة بلادک و تزیین و لایتک، مع استجلابک حسن ثنائهم و تبجّحک باستقاضة العدل فیهم معتمدا فضل قوّتهم بما ذخرت عندهم من اجمامک لهم و الثقة منهم بما عوّدتهم من عدلک علیهم و رفقک بهم. فربما حدث من الأمور ما اذا عوّلت فیه علیهم من بعد احتملوه طیبة أنفسهم به.(همان)
«و آنچه بدان بار آنان را سبک گردانی بر تو گران نیاید، چه آن اندوخته ای باشد که به تو بازش دهند، با آبادانی که در شهرهایت کنند و آرایشی که به ولایتها دهند؛ نیز ستایش آنان را به خود کشانده ای و شادمانی که عدالت را میانشان گسترانده ای، حالی که تکیه بر فزونی قوت آنان خواهی داشت بدانچه نزدشان اندوخته ای، از آسایشی که برایشان اندوخته ای و اطمینانشان که با عدالت خود بدست آورده و مدارایی که کرده ای و بسا که در آینده کاری پدید آید که چون آن را به عهده آنان گذاری با خاطر خوش بپذیرند.»
با توجه به مفاد این دستور اوّلاً، در آمد مردم از جهت اقتصادی ذخیره خزانه دولت به حساب می آید، ثانیا، رابطه عدالت گونه مردم با تو مستحکم تر می گردد، و مردم بهتر به تو اعتماد می کنند. این نگاه که در آمد مردم و قدرت تولید آنها را، در آمد خزانه دولت به حساب می آورد، در روابط اقتصادی جامعه ساختار متناسب را می طلبد.

ب- شرایط کلی ساختار متناسب با اصل اولویت در آمد مردم

1- کاهش دخالت دولت در حوزه اقتصاد :
بسیاری از مسؤولیتهای اقتصادی را که بخش خصوصی می تواند انجام دهد، دولت نباید دست به کار آنها شود، بلکه باید نظارت بر انجام آنها داشته باشد و با سیاستهای اقتصادی این بخش را به طرف اهداف مورد نظر هدایت کند. پدیده های ناهنجاری همانند کسر بودجه، تورم، انحصارات، رانت خواری اقتصادی - سیاسی، اتلاف منابع، کاهش بهره وری، از ناتوانی و ناکار آمدی دولت در حوزه اقتصاد نشأت می گیرد. این ضعف کارآمدی تنها در سایه کم کردن حجم دولت و محدودنمودن میدان دخالت و مباشرت مستقیم آن، مرتفع می گردد. نظارت دقیق تر و هدایت وسیع تر دولت با توجه به گستردگی و پیچیدگی روابط اقتصادی امروز کارسازتر است تا دخالت و تصدی دولت در آنها.
2- مدیریت در حوزه زیر ساختها :
مسیر توسعه و رشد تولید واشتغال هموار نمی گردد، مگر این که دولت زیر ساختهای آن را به سامان برساند. بدون داشتن راههای مواصلاتی بهداشت، آموزش، خدمات بانکی، امنیت، دفاع، حرکت توسعه، زمینه عینی ندارد. با کاهش تصدیهای دولت و هزینه های جاری آن، طبعاً توان دولت بر مدیریت و تولید این زیر ساختها متمرکز، و با شکل گیری این زیر ساختها هزینه بالاسری تولید، کاهش و در نتیجه برخی از شرایط عینی و سخت افزاری رشد تولید و اشتغال فراهم می گردد.
3- کاهش موانع فرایند تولید :
موانع آشکار و پنهان قانونی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی بخش کشاورزی، صنعت و تجارت باید برداشته شود و بطور واقع بینانه شرائط نرم افزاری توسعه و اشتغال در بخشهای فوق فراهم گردد. به عنوان مثال ،تجارت داخلی و خارجی در خدمت تولید صنایع و کشاورزی قرار گیرد. تا این که مصرف بازارهای داخلی و خارجی نقش پشتوانه استمرار تولید و سرمایه گذاری را ایفا نماید نه این که تولید در خدمت تجارت داخلی و خارجی باشد که در نتیجه در آمد دلالی و رانت خواری زمینه رشد سرمایه گذاری و تولیدات را از بین ببرد.
البته بحث راهبرد به نکات فوق محدود نمی شود، بلکه مسائل حیاتی دیگری را هم زیر پوشش دارد که در جای مناسب خود باید مورد بررسی قرار گیرد. به امید آن روز که جامعه ما به سطح رفاهی که حدیث زیر آن را بیان می کند، دسترسی پیدا کند: مااصبح بالکوفة احد ناعماً، ان ادناهم منزلة لیأکل البرّ و یجلس فی الظلّ و یشرب من ماء الفرات».(مجلسی: 40/327)

جمع بندی

1- کار، اشتغال و تولید با سه رویکرد فلسفی، جامعه شناختی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت، زیرا بین این سه رویکرد ارتباط منطقی وجود دارد.
2- در نگرش فلسفی تدبیر انسان و جهان انسان در حوزه رابطه با طبیعت فعال و تأثیرگذار و طبیعت مورد تسخیر و استخدام اوست.
3- در بعد جامعه شناختی، کار و تولید به عنوان هنجار، ارزش ابزاری و غائی می باید تا در روابط اجتماعی تجلی یابد و در نتیجه فرهنگ کار و تولید شکل گیرد.
4- با شکوفایی این فرهنگ، راهبردهای سنجیده اقتصادی به ثمر می نشیند و دولت می تواند سیاستهای اقتصادی اشتغال و تولید را در دو بخش عمومی و خصوصی عملی سازد.
منابع تحقیق :
1- نهج البلاغه، قم، مؤسسه النشرالاسلامی، 1363.
2- رفیعی، فرامرز، آناتومی جامعه، شرکت سهامی انتشار،1378.
3- بروس کوئن، درآمدی بر جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، فرهنگ معاصر، 1370.
4- الحکیمی، محمدرضا و دیگران، الحیاة، ج 5، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1367.
5- المحمودی، محمد باقر، نهج السعادة، فی مستدرک نهج البلاغه، الجزء الرابع، مؤسسة المضامین الفکری، بیروت، 1968 میلادی.
6- محمدی الریشهری، موسوعة الامام علی ابن ابیطالب (ع)، ج4، محمد، قم، دارالحدیث، 1421.
7- شیخ مفید، محمد بن محمد النعمان، الارشاد، قم، مکتبة بصیرتی، بی تا.
8- کلینی الرازی، ابن جعفر محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج 5، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1362.
9- حرالعاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج 13، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.
10- چلپی، مسعود، جامعه شناسی نظم، نشرنی، تهران، 1375.
11- مطالعات آماده سازی تدوین برنامه سوم اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، جلد سوم، نیروی انسانی بازار کار، اشتغال، تهران، سازمان برنامه و بودجه، 1379.
12- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 103، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403 ه ق.
منبع : www.hawzah.net

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 8:03 PM - روز سه شنبه 14 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
تحقيقات نشان داده كه ?? درصد از نيروهاي كار در آمريكا از كارشان ناراضي و حدود ?? ميليون نفر دچار افسردگي هستند.
اضطراب و عصبيت محيط كار، باعث بروز فشارخون، بيماريهاي قلبي، آسم، افسردگي، سردرد در انسان مي گردد. كسالتهاي ناشي از اضطراب و استرسهاي شغلي سالانه ميلياردها دلار هزينه دربرداشته است.
تحقيقاتي كه در مركز پرنيستون آمريكا صورت گرفته نشان داد كه نسل امروز ?? درصد بيشتر نسبت به نسل قبل دچار استرس شده است كه نتايج اين مسئله در محل كار بـــــاعث افزايش ضايعات، غيبت، كاهش بهره وري، اعمال تهاجمي و دزدي ازكاركنان مي شود.
?? دلايل استرسهاي كاري
? شيفت هاي كار: يكي از عوامل عصبيت و اضطراب در محيط كار افزايش شيفت هاي كاري است. قبل از جنگ جهاني دوم فقط ?? درصد ازكارگران شب كار بودند اما اخيراً تمايل به دستيابي به توليد بالا باعث شده كه اكثر كارخانجات ?? ساعته و در سه شيفت كار كنند.
شيفت هاي كاري باعث به هم زدن ساعت بيولوژيك كاركنان شده كه پيامد آن بروز خستگي، كج خلقي، بي خوابي، بي اشتهايي، عدم تمركز و ضعف حافظه است. كاركناني كه به شكلي كم خوابي دارند و توليد هورمون سروتونين بدنشان به ميزان ?? درصد كاهش پيدا مي كند كه خود عاملي جهت بروز افسردگي مي شود.
كارگران شب كار دو برابر بيشتر نسبت به روز كارها تمايل به كشيدن سيگار دارند و احتمال حمله قلبي بعداز پنج سال در آنها دو برابر مي شود.
ساعت كار زياد: مطالعات نشان داده كه شرايط كاري در اكثر كارخانجات نسبت به گذشته مضرتر شده است. فشار به پرسنل جهت كار بيشتر و اضافه كار براي كسب بهره وري بيشتر باعث شده كه كاركنان كمتر به مسائل خانوادگي بپردازند و احساس مي كنند بين كار و روابط خانوادگي مي بايست يكي را انتخاب كنند كــه اين مسئله باعث عدم رضايت آنها مي شود.
? فناوري: كاركنان از اينكه توسط ابزارهاي كنترلي زيرنظر گرفته شوند و اينكه برده فناوري شده اند و همين فناوري عاملي شده كه كارشان را از دست بدهند و احساس عدم اطمينان دركار مي كنند.
? اذيت و آزارهاي شغلي: عدم رسيدگي به شكايات و پرداخت غرامت به كاركنان، كارهاي تكراري، رقابت غير معمول بين پرسنل و ناديده گرفتن خواسته ها باعث كاهش روحيه پرسنل، افزايش حملات رواني و خشونتهاي شغلي مي گردد.
حقوق كم: عدم پرداخت حقوق و امكانات مناسب و اختلاف بين نتايج كار و ارزيابي عملكرد انجام گرفته؛ خصوصاً هنگامي كه اين اختلاف ناشي از تعصبات نژادي و مسائل جنسيتي باشد باعث نااميدي در بخش پرسنل مي شود.
? كوچك شدن سازمانها: عدم امنيت شغلي به دليل كوچك شدن سازمانها در اثر تجديد ساختار و مهندسي مجدد كه راهكارهايي براي مقابله با كم شدن حاشيه سود و سهم بازار و بهره وري است، عاملي جهت بروز پرخاشگري است.
? سبك مديريت: تكنيك هاي سنتي مديريت درجهت جلوگيري از نااميدي و عصبيت در كار بي اثر است و اين مسئله خصوصاً در يك مديريت سلسله مراتبي و استبدادي بيشتر نمايان مي شود.
شركتها به دليل كمبود متخصصاني در امر اضطراب و افسردگي و همچنين عدم توجه پرسنل به بيماريهاي مغزي و رواني خود به علت جايگاه بد اجتماعي آن و اولويت قرارندادن اين مشكل توسط سازمانها باعث كاهش قابليت پرسنل و به وجود آمدن افسردگي شده اند.
?? اثرات اضطراب در محيط كار
? رفتارهاي تهاجمي انفعالي: كاركنان گاهاً جهت تخليه عصبانيت خود در محيط كارشان به رفتارهاي غيرخشونت آميز دست مي زنند. امروزه اين رفتارهاي كاركنان پرهزينه تر، زيركانه و پيچيده تر شده است كه از اين جمله مي توان به خرابكاريها، كارشكني، دزدي و ويروسهاي كامپيوتري اشاره كرد كه همه ساله ميلياردها دلار به اقتصاد جهاني ضرر مي رساند.
? جريانات منفي: عصبانيت در محيط كارباعث شكاف بين كاركنان و ايجاد محيطي خصمانه مي گردد. نارضايتي كاركنان باعث كاهش رضايت شغلي ديگر كاركنان خواهدشد كه اين مسئله باعث گسترش ناخرسندي در سازمان مي شود. اولين گام در ايجاد يك محيط سالم ارائه سبكي از مديريت است كه برپايه اصول انساني استوار باشد. درك نيازهاي پرسنل و آشنايي و به كارگيري «مديريت استرس>>» باعث رضايت بيشتر و افزايش سلامت پرسنل مي شود. همچنين شركتهايي كه فرهنگ حمايت مثبت همراه با احترام و قدرداني از كاركنان در آنجا جريان دارد كارمندانشان كمتر آسيب ديده و خشونت در آنجا كاهش مي يابد.
استراتژي مديريت مشاركتي و كار تيمي به دليل مشاركت دادن افراد در تصميم گيريهاي مرتبط با خويش وسازمان خود باعث افزايش سعي و تلاش و درنتيجــه افزايش بهره وري مي گردد. قدرت و اختيار نيز اثر مثبت در كاركنان مي گذارد.
? راههاي كاهش استرس در محيط كار
? به كاركنان و احساسات و آرزوهاي آنها احترام بگذاريد؛
? محيط فيزيكي مناسب فراهم آوريد؛
? كار و مسئوليتهاي افراد را با قابليت آنها هماهنگ كنيد؛
? انگيزه ها و امنيت و فرصت لازم را براي كاركنان جهت استفاده از مهارت
? آنها فراهم آوريد؛ نقشها و مسئوليتهاي افراد را مشخص و آنها را تشويق به مشاركت در تصميم
گيريها سازيد؛ يك راه ارتباطي براي تقابل اجتماعي بين كاركنان و مديران ايجاد كنيد؛
? اطلاعات و منابع موردنياز جهت انجام
? درست كارها، براي پرسنل فراهم سازيد.


 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 11:54 AM - روز سه شنبه 14 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
• تأثير افزايش جابه جايي پذيري
سياربودن در مفهوم وسيع تر كلمه به معناي توانايي كاربر در دسترسي به اطلاعات، مستقل از محل و مكان او است. در عمل، لازمه اين امر معمولاً نوعي از پشتيباني جابه جايي پذيري از سوي دستگاه پايانه و شبكه اصلي است. البته جابه جايي پذيري تهديدهاي جديد امنيتي را به دنبال نمي آورد، اما تهديدهاي موجود را جدي تر مي سازد؛ زيرا دسترسي به اطلاعات، مستقل از مكان صورت مي گيرد. همچنين امنيت سيستم، از هر جايي و توسط هر فرد مجاز مي تواند مورد حمله قرار گيرد. بايد توجه كرد كه جابه جايي پذيري و بي سيم بودن دو چيز متفاوتند، اگر چه اغلب با هم همراهند. جابه جايي پذيري به معناي توانايي كاربر يا پايانه، در حركت از يك شبكه (يا نقطه اتصال) به شبكه ديگر است؛ بي سيم بودن يعني جايگزين ساختن كابل شبكه يا آخرين پيوند شبكه با پيوندهاي ارتباطي بي سيم (مثل راديويي يا مادون قرمز). بي سيم بودن به تنهايي، جابه جايي پذيري چنداني را امكانپذير نمي كند. مثلاً در يك شبكه «سامانه عمومي همراه» (جي اس ام)، عمده پيچيدگي شبكه و نرم افزار پايانه بايد به امر انتقالات، يعني گذر پايانه سيار از يك ايستگاه اصلي به ايستگاه ديگر تخصيص يابد. ضمن اين كه بي سيم بودن و جابه جايي پذيري، هر يك به طور جداگانه ممكن است مفيد باشند، وقتي كه با هم تركيب مي شوند بهترين عملكرد را دارند. به همين دليل دسترسي بي سيم به شبكه هاي سيار اهميت روزافزوني پيدا مي كند.
• راه حل هاي ممكن
امنيت اطلاعات موضوعي چند بعدي است كه با جنبه هاي غيرفني متعددي ارتباط دارد. همواره براي تحقق امنيت، ابزارهاي فيزيكي، پرسنلي و اجرايي لازمند و ابزارهاي فني به تنهايي بي فايده اند. اما وقتي كه در يك شبكه نامطمئن كار مي كنيد، امنيت بدون استفاده از رمزنگاري ميسر نمي شود. بنابراين بخشي از راه حل، «آي پي سك» است كه مي توان به عنوان يك سازوكار استاندارد براي حفاظت در برابر استراق سمع و دستكاري پيام در شبكه به كار برد. رمز نگاري كليد عمومي، مثلاً براي تاييد اصالت و براي مديريت كليدها، لازم است. به علاوه يك «زيرساختار كليدهاي عمومي» لازم است تا كليدها را به شيوه اي اطمينان بخش، به مالكان آنها پيوند دهد. «زيرساختار كليدهاي عمومي» نمونه اي از خدمات «شخص ثالث امين» است كه هميشه بر اعتماد و اطمينان استوارند. تحقق فيزيكي «زيرساختار كليدهاي عمومي» در قالب گواهينامه انجام مي گيرد. اعتماد به دست آوردني است نه ديكته كردني. طرف هاي مختلف بايد بتوانند تصميم بگيرند به چه كسي، در چه موضوعاتي و تا چه اندازه اعتماد كنند. همچنين در هر سيستم به يك «مبناي رايانشي قابل اعتماد» نياز داريم. اين «مبناي رايانشي قابل اعتماد» بايد [تا حد امكان] كوچك شده و مبتني بر طرح هاي آزاد باشد. بايد بتوانيم حسابرسي كنيم تا به آن اعتماد كنيم. چشم پوشي از امنيت بخش هايي از سيستم در خارج از «مبناي رايانشي قابل اعتماد» نبايد امنيت كل سيستم را به خطر اندازد. به طور سنتي، كنترل دسترسي و صدور مجوز براي آن براساس تاييد اصالت هويت كاربر (هويتي كه در شكل يك نام نمود مي يابد) صورت مي گيرد. اين كار در سيستم هاي بزرگ عملي نيست، زيرا تشخيص حقوق دسترسي يك فرد صرفاً براساس نام او، امكان ناپذير است. عموماً ما بيشتر علاقه منديم كه اطمينان حاصل كنيم كاربر به انجام كاري كه انجام مي دهد مجاز است يا خير و نه اين كه بدانيم او كيست. بنابراين به جاي تعيين هويت او، بايد قادر به تاييد اصالت حقوق او باشيم. صدور مجوز ها ابزار عمومي خوبي هستند كه مي توان براي چنين اهدافي، حتي در سطوح سيستم هاي جهاني به كار گرفت. امنيت و قابليت استفاده، از اقتضائات متضاد با هم هستند. وقتي كه سيستم ها را امن تر مي كنيم، طبعاً از قابليت استفاده آنها مي كاهيم. كار الكترونيكي چيزي است كه بايد در شرايط مربوط به كاربر عادي هم عمل كند، يعني براي هر كسي قابل استفاده باشد. تركيب قابليت استفاده با امنيت، چالش اصلي عصر ما است.كار با اينترنت به پيشرفت خود ادامه مي دهد و به عرصه هاي جديد برنامه هاي كاربردي گسترش مي يابد. كاهش سرانه قيمت محصولات، عملاً همه برنامه ها را به استفاده از فناوري اصلي «آي پي» سوق خواهد داد. اگر جابه جايي پذيري، كيفيت خدمات و امنيت، محور اصلي خدمات اينترنت در نسل آينده باشند، در آن صورت يك سكوي عمومي جهاني خواهيم داشت تا كار الكترونيكي را بر روي آن استوار كنيم.
«آي پي سك» و «زيرساختار كليد عمومي» مانع موثري در مقابل افشاي غيرمجاز و دستكاري ناشي از ترافيك شبكه ايجاد مي كنند. وجود اضافات كافي در شبكه، مانع تضييق خدمات است. با راه حل هاي استاندارد و ارزان قيمتي كه مرتباً ارزان تر هم مي شوند، مي توان به همه اينها دست يافت.بنابراين سكوي فني براي كار الكترونيكي امن، در حال شكل گرفتن است و جنبه هاي شبكه اي امنيت را مي توان حل كرد. اما وقتي كه با افراد و با جريان هاي پيچيده اطلاعات سروكار داريم، هيچ راه حل استاندارد ساده اي براي امنيت كل سيستم وجود ندارد. براي تعريف فرآيندهاي اصلي پيشگاني و جريان هاي اطلاعاتي و مقتضيات امنيتي ملازم با آنها كار زيادي لازم است. بايد در طراحي اين فرآيندها، امنيت نيز وارد شود. بايد ساز و كارهاي استاندارد امنيت به كار گرفته شوند تا اطمينان حاصل شود كه سيستم هاي اطلاعاتي مورد استفاده، امنيت جريان هاي اطلاعاتي را به خطر نمي اندازند.
هيچ روش شناخته شده اي براي اثبات امنيت كل فرآيندها وجود ندارد. بايد مداوماً به نظارت و به بازخورد دادن به فرآيندهايمان بپردازيم. همچنين بازرسي به وسيله يك طرف بيروني (كه مسئوليتي در استقرار يا اجراي سيستم ندارد) لازم است.
خوشبختانه ما به مرحله اي رسيده ايم كه قدرت پردازش فزاينده و ديگر پيشرفت هاي فني آتي، به نفع افراد است. استفاده پذيري هر سيستم اطلاعاتي يك چالش عمده است. تركيب استفاده پذيري با امنيت، بسيار دشوارتر است. هدف اصلي در طراحي سيستم ها نبايد بهينه سازي استفاده از منابع رايانشي هر چه ارزان تر باشد، بلكه بايد كار افراد را هر چه اثربخش تر و خوشايندتر سازد. اين يك عرصه تحقيقاتي بين- رشته اي است كه انتظار مي رود در آينده اهميت بيشتري پيدا كند.ضعيف ترين نقطه در موضوع امنيت، همچنان افراد و نگرش هاي آنها خواهد بود. مدت هاست كه علت اصلي در عمده نقض امنيت ها، رفتار غيرمجاز افراد غيرمجاز در كارهاي روزانه شان است. درحالي كه ابزارهاي فني و سكوهاي فني امن و قابل اندازه گيري براي موفقيت در كار الكترونيكي ضرورت دارند، اما كمبودهاي موجود در جنبه هاي غيرفني امنيت را جبران نمي كنند. امنيت را بايد تعريف، طراحي و در فرآيندهاي كاري تعبيه كرد. افراد بايد به خوبي راهنمايي شوند، آموزش ببينند و انگيزه مند شوند. همچنين بايد به نظارت و بازخورد و نيز به بازرسي مستقل توجه كرد. اين امر مستلزم آن است كه كل سازمان ها كار را از رده بالاي مديريت خود شروع كنند. امكانات حاصل از كار الكترونيكي چنان است كه بايد در درازمدت، اطمينان حاصل شود كه از زمان و كار به بهترين صورت استفاده مي شود.

باشگاه انديشه
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:55 AM - روز سه شنبه 14 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
وزير نيرو گفت: انتظار داريم سال جاري بلندترين سد بتوني دنيا را در استان چهارمحال و بختياري راه اندازي كنيم. به گزارش ايرنا مجيد نامجو در مراسم تجليل از دست اندركاران ساخت سد كارون4 ، افتتاح اين سد، به عنوان بلندترين سد بتوني كشور، و آبگيري سد گتوند، بلند ترين سد خاكي ايران ، را از رويدادهاي مهم وزارت نيرو در سال جاري اعلام كرد. وي با اشاره به اينكه همه مسئولان بايد دست در دست يكديگر دهند تا در جريان اجراي پروژه ها ، مشكلات اجتماعي به وجود نيايد، تصريح كرد، در سال همت مضاعف و كار مضاغف بايد كاري را رقم زد كه مايه مباهات باشد. وزير نيرو در خصوص افتتاح سد كارون چهار در پنجم فروردين ماه سال جاري ازسوي رئيس جمهوري، افزود: اين اولين بار است كه رئيس جمهوري براي افتتاح يك سد حضور مي يابند و ايشان در اين مراسم وظايف سنگيني را براي وزارت نيرو تعيين كردند كه بايد با برنامه ريزي محقق شود. نامجو درخصوص بهرهبرداري از سد كارون3 بااشاره به اينكه طراحي اين سد توسط گروه مشاوران مهاب قدس و يك شركت كانادايي انجام شد، افزود: سد كارون چهار تنها سدي است كه به دست نخبگان داخلي طراحي و اجرا شده است. وي با اشاره به اينكه فضاي كشور به گونه اي است كه بايد به خود متكي باشيم ، تصريح كرد، دشمنان درتلاش براي زمينگيركردن كشور در هر زمينه هستند، اما به طور قطع تلاش آنان با شكست روبرو مي شود. وزير نيرو تاكيد كرد، بايد تلاش كنيم نيازهاي خود به خارج از كشور را به حداقل برسانيم و بتوانيم براساس خودباوري كارها را پيش ببريم و نگذاريم در زمينه تامين تجهيزات و ابزار به خارج نيازي داشته باشيم.
    
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:35 AM - روز سه شنبه 14 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
عضو شوراي پژوهشي پژوهشكده اقتصاد گفت: كار مفيد هفتگي در ايران 6 تا 7 ساعت است در حالي كه اين ميزان در ژاپن 40 تا 60 ساعت و در كره جنوبي 54 تا 72 ساعت است.
    به گزارش ايرنا، كامران صداقت در نشست علمي مصاديق و شاخص همت مضاعف و كار مضاعف در توليد و بهره وري كه از سوي پژوهشكده اقتصاد در وزارت اقتصاد برگزار شد، افزود: همچنين متوسط كار روزانه در بخش دولتي در ايران 4 / 1 ساعت و در بخش خصوصي 6 / 2 ساعت (تقريبا 2 برابر بخش دولتي) است.
    وي اظهار كرد: سرانه مفيد كار در ايران سالانه 800 ساعت است در حالي كه اين ميزان در ژاپن 2420 ساعت و در كره جنوبي 1900 ساعت است. همچنين اين ميزان در چين 1420 ساعت، آمريكا 1360 ساعت، تركيه 1330 ساعت، پاكستان يك هزار و 100 ساعت، افغانستان 950 ساعت، آلمان 1700 ساعت، كويت 600 ساعت و عربستان 720 ساعت است.
    وي تصريح كرد: پايين بودن ساعات كار در كشورهاي عربي كه داراي ذخاير نفت هستند به دليل استحصال بيشتر نفت به جاي كار بيشتر است. همچنين آلمان به دليل رشد منفي جمعيت كه جمعيت سالخورده در آنجا افزايش يافته با كاهش ساعات كار سالانه نسبت به برخي از كشورهاي شرق آسيا مواجه است.وي تصريح كرد: پيش بيني مي شود كره جنوبي تا سال 2020 رتبه نخست ساعات كار را در جهان به خود تخصيص دهد. اين كشور به دليل تركيب جنسيتي مناسب و همچنين شتابي كه در توسعه در پيش گرفته است مي تواند به اين مقام دست يابد.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:31 AM - روز سه شنبه 14 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
مديرعامل صندوق مهر امام رضا(ع) از افزايش سقف تسهيلات پرداختي به مشاغل خانگي از 30 به 50 ميليون ريال خبر داد و گفت: تسهيلات خويش فرمايي از 100 به 150 ميليون ريال و تسهيلات كارآفريني نيز از 300 ميليون ريال به
    1 ميليارد ريال افزايش يافته است.
    به گزارش خبرگزاري مهر، سيدمحمد كريمي از افزايش سقف تسهيلات پرداختي صندوق مهر امام رضا(ع) در بخشهاي مشاغل خانگي، خويش فرمايي و كارفرمايي و كارآفريني خبر داد.
    مديرعامل صندوق مهر امام رضا(ع)، اظهار داشت: صندوق با توجه به منويات مقام معظم رهبري درخصوص نام نهادن سال 89 به سال «همت مضاعف و كار مضاعف»، سقف تسهيلات پرداختي مشاغل خانگي را از 30 به 50 ميليون ريال، تسهيلات خويش فرمايي را از 100 به 150 ميليون ريال و تسهيلات كارفرمايي و كارآفريني را نيز از 300 ميليون ريال به 1 ميليارد ريال افزايش داده است.
    كريمي ضمن تاكيد بر تغيير نگرش اين صندوق از پرداخت تسهيلات خانگي به تسهيلات خويش فرمايي و كارآفريني، از پرداخت تسهيلات به ايده مناسب به جاي افراد نيز خبر داد.
    وي در ادامه با اشاره به تسهيل در ضمانت تسهيلات پرداختي و افزايش مدت زمان بازپرداخت تسهيلات از 3 به 5 سال، حمايت صندوق مهر امام رضا(ع) از زنان بي سرپرست و بدسرپرست را از اولويتهاي پرداخت تسهيلات در سال جاري عنوان كرد.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:27 AM - روز سه شنبه 14 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :12  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >