*(همت و کار ) ^مضاعف*

همت بلند دار که مردان روزگار**** از همت بلند به جایی رسیده اند


 
 
در دهه چهارم انقلاب كه به دهه پيشرفت وعدالت ناميده شده بايستي چرخه حركتي توسعه در كشور با سرعت بيشتري انجام شود. مقام معظم رهبري با تيزبيني ويژه خود امسال را به نام همت مضاعف و كار مضاعف ناميد اين هوشياري و درايت معظم له در ابتداي دهه چهارم بايد مورد دقت نظر و توجه مسئولين قرار گيرد.
انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي از زمان تاسيس تا امروز كه وارد دهه چهارم عمر پربركت خود گرديد از فراز و نشيبهاي سخت و مشكلي با مدد و كمك الهي با رهبري امام راحل(ره) و مقام معظم رهبري و حمايت پشتيباني ملت قهرمان ايران علي رغم دشمني ها و توطئه هاي رنگارنگ و كينه توزانه در ابعاد مختلف نظامي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي رسانه اي و فشارهاي قدرتهاي فرامنطقه اي با موفقيت عبور نمايد. در پايان دهه سوم انقلاب حماسه بي نظير ملت در حضور آگاهانه در انتخابات 22 خرداد و شركت 85 درصدي مردم در آن براي هميشه پيروزي قاطع ملت ايران در تاريخ تثبيت نمود در حال حاضر نظام مقدس جمهوري اسلامي به عنوان كشور تاثيرگذار و مهم در جهان نقش كليدي را در معادلات و مناسبات بين المللي دارد و به بركت خون پاك شهيدان و استقامت ملت ايران از منزلت و جايگاه رفيعي برخوردار است. ملت هاي مسلمان و آزاده جهان اميد و توجه خاصي به ايران دارند. امروز چشم جهان و ملتهاي خسته از ظلم و تجاوز مستكبران و زورمداران عالم به ايران اسلامي دوخته شده. امروز تنها ملت ايران است كه پرچم عدالت را در جهان در دست دارد كه اين مسئله مسئوليت ملت ايران را سنگين تر مي كند. امروز ايران اسلامي با شعار عدالت محوري در يك سو و جبهه كفر الحاد و بي عدالتي در سوي ديگر صف آرائي نموده اند امروز به خوبي قدرتهاي سلطه گر بيش از گذشته از شعار عدالت محوري ايران در هراس است چرا كه با قدرت يابي ايران خود كفا و پيشرو در عرصه هاي علمي و فن آوري زمينه بالندگي و رشد ايران بيش از گذشته فراهم است و اين همان چيزي است كه سالها قدرت هاي بزرگ با فشارها و توطئه ها نمي خواستند كه ايران به چنين موقعيتي دست يابد. امروز بسترها و زمينه هاي لازم براي سرعت بخشي هرچه بيشتر در سازندگي كشور فراهم است بايستي در ابتداي دهه چهارم انقلاب كه دهه پيشرفت و عدالت ناميده شده بايستي با همت و تلاش مضاعف با يك جهش بزرگ گام هاي موثرتري براي اعتلاي ايران اسلامي برداشته شود. براي انجام اين رسالت بزرگ بايستي مسئولين و ملت دوشادوش يكديگر بيش از گذشته جهت نيل به اهداف متعالي انقلاب اسلامي كه همان شعار عدالت است گام بردارند تا انشاءالله زمينه ساز دولت يار و عدالت محور حضرت بقيه الله(عج) باشيم. در اين راستا توجه به چند عامل مهم و اساسي لازم و ضروري است كه عبارتند از:

برنامه منسجم:

اولين گام براي موفقيت در هر كاري داشتن برنامه مدون است كه اين امر مهم و اساسي يعني داشتن برنامه از ضروريات مسلم است كه اين نقشه را در افق روشن در برنامه چشم انداز 20 ساله توسط مقام معظم رهبري تدوين و ابلاغ گرديد. اهداف و چشم انداز اين برنامه 20 ساله كشور يعني افق ايران 1400 در آن وظايف قواي سه گانه تبيين شده است اما آنچه بايد بدان توجه داشت صرف تدوين و ابلاغ برنامه مشكلي را حل نمي كند آن چيزي كه مي تواند موفقيت اين برنامه را تضمين كند توجه خاص به برنامه ابلاغي توسط مقام معظم رهبري است تا مسئولين و دست اندركاران كشور در رده هاي مختلف در جهت اجراي صحيح برنامه همت گمارند و با تصويب قوانين متناسب با برنامه و بسترها و زمينه هاي اجراي آن را با حضور و مشاركت مردم در كمك به رسيدن هرچه سريع تر به اهداف چشم انداز است. در اين راستا مسئولين و قواي سه گانه با وحدت و يكپارچگي بدون دخالت دادن نظرات گروهي و جناحي وابستگي هاي گروهي و حزبي و مجادلات بيهوده و سطحي و بي فائده تمام وقت و تلاش خود را صرف اجراي صحيح برنامه چشم انداز كنند و با بهره گيري از نظرات كارشناسان حوزه و دانشگاه و نخبگان و توان نيروي جوان و متفكر كشور با همت مضاعف و كار مضاعف به عملي سازي اهداف چشم انداز اقدام نمايند تا انشاءالله طبق برنامه چشم انداز شاهد ايران آباد، آزاد، پيشرفته مادي و معنوي و مستقل و مقتدر در منطقه و جهان باشيم.

اتحاد و همبستگي ملي:

وحدت و يكپارچگي يكي از عوامل مهم و نياز حياتي جامعه بشري محسوب مي شود كه بدون آن جامعه بشري نمي تواند به حيات خود ادامه دهد در سايه وحدت است كه جامعه مي تواند كاركرد درست خود را داشته باشد. پويائي و تداوم جامعه بشري مشروط به وجود اتحاد در ميان جامعه است تا انسانها به كمك هم به سوي رشد و تعالي حركت نمايند و برعكس جامعه اي كه در آن اختلاف، تشتت و چند دستگي باشد آن جامعه روي سعادت و خوشبختي را نخواهد ديد و انسانها با دست خود نابودي و شكست را براي خود رقم مي زنند و همچنين راه را براي سلطه ديگران فراهم مي سازند. جامعه اي كه به افراد و مردم خود متكي است هيچگاه اجازه سلطه و آقائي را به ديگران و قدرت هاي فرصت طلب و سودجو نخواهد داد از اين رو وحدت كلمه در هر جامعه اي از لوازم حيات و استقلال آن جامعه است. از زمان پيروزي انقلاب اسلامي هنگامي كه ملت ايران با وحدت و همدلي دست اجانب و مزدوران وابسته را از ايران اسلامي كوتاه نمود و سرنوشت خويش را به دست خود گرفت و دست قدرتهاي مستكبر را از منابع سرشار اين كشور كوتاه كرد شاهد تلاش دشمنان و قدرت هاي بزرگ بوديم بخصوص در مسائل اخير بعد از انتخابات بي نظير 22 خرداد كه چگونه دشمنان داخلي و خارجي خود را به آب و آتش مي زدند تا با سوء استفاده از مسائل انتخاباتي با سوارشدن بر موج ايجاد شده با بهره گيري از افراد مغرض و قدرت طلب و بريده از نظام و ملت كينه و اختلاف را در ميان صفوف ملت ايجاد نمايند تا شايدوحدت و يكپارچگي مردم را دچار خدشه و آسيب نمايند تا به خيال خود كشور را به سوي جنگ داخلي سوق دهند تا از اين طريق نظام مستحكم ومقتدر ايران را متزلزل و بتوانند به آرزوي 30 سال خود دست يابند. خوشبختانه ملت ايران با آگاهي از ترفند دشمنان و توجه و عمل به يكي از مهمترين تاكيدات و فرمايشات امام راحل (ره) يعني تبعيت و اطاعت فرمان ولي فقيه با بصيرت مثال زدني خود نتوانستند كوچكترين خدشه اي به وحدت و اتحاد مردم وارد سازند و ثمره شيرين و معجزه آساي وحدت و اتحاد را همچون گذشته مشاهده نمود. حال كه در ابتداي دهه چهارم انقلاب اسلامي قرار گرفتيم و با اتحاد ميان خود همه گردنه هاي سخت را از پيش روي برداشته ايم بيش از گذشته نياز است تا همه گروه ها، جناحها و اقشار مختلف مردم با درك موقعيت حساس كشور و نظام با وحدت و هم دلي حول محور اسلام، ولايت فقيه، قانون اساسي و آرمانهاي معمار بزرگ انقلاب امام راحل (ره) ضمن خنثي سازي توطئه دشمنان با همت و تلاش و عزم راسخ يكي پس از ديگري راه را جهت پيشرفت و توسعه همه جانبه مادي و معنوي كشور هموار نمائيم. مقابله و مبارزه واقعي با آمريكا كارو تلاش و ساختن ايراني پيشرفته است. دهه چهارم انقلاب دهه پيشرفت و عدالت است پس بايد براي عملي سازي اين شعار با كمك هم به اين هدف متعالي و بزرگ انقلاب نائل شويم. هوشياري و توجه همه افراد، گروهها، جناح ها، نخبگان و احاد ملت به وحدت و همبستگي ملي زمينه ساز رشد و بالندگي هرچه بيشتر انقلاب و نظام جمهوري اسلامي خواهد شد.

همت مضاعف و كار مضاعف:

يكي ديگر از عوامل و زمينه هائي كه توسعه و پيشرفت را سرعت مي بخشد مسئله كار و تلاش مضاعف در كشور است در دهه چهارم انقلاب كه به دهه پيشرفت وعدالت ناميده شده بايستي چرخه حركتي توسعه در كشور با سرعت بيشتري انجام شود. مقام معظم رهبري با تيزبيني ويژه خود امسال را به نام همت مضاعف و كار مضاعف ناميد اين هوشياري و درايت معظم له در ابتداي دهه چهارم بايد مورد دقت نظر و توجه مسئولين قرار گيرد. بايد محور اصلي سياست گذاري سال 89 بر اساس فرمايشات مقام معظم رهبري تدوين و تنظيم شود تا با فراهم نمودن زمينه هاي لازم، شاهد يك عزم و اراده ملي و همت و تلاش مضاعف در ميان مردم، مسئولين دانشمندان، مخترعين و مبتكرين، نخبگان علمي و دانشگاهي در سرعت بخشي به توسعه و پيشرفت جامعه اسلامي باشيم. مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خود چنين مي فرمايند: (امسال براي اينكه ما بتوانيم آنچه را كه در اين دعاي شريف به ما تعليم داده شده است و وظيفه ماست، انجام بدهيم، براي اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاي كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم تر و پرتلاش تر كنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذاري مي كنم. به اميد اينكه در بخشهاي مختلف، بخشهاي اقتصادي، بخشهاي فرهنگي، بخشهاي سياسي، بخشهاي عمراني، بخشهاي اجتماعي، در همه عرصه ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاي بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم تر، راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدفهاي بزرگ خود ان شاءالله نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است). بايد به اين موضوع توجه نمائيم در جامعه ديني كه در آن كار و تلاش يك عبادت تلقي شود ضمن آنكه لطف و كمك الهي همراه آن جامعه خواهد بود توسعه، رفاه فردي و اجتماعي، عزت ملي و قطع وابستگي را در پي خواهد داشت. انشا ءالله در پايان سال شاهد يك جهش بزرگ در توسعه و پيشرفت و عدالت اجتماعي باشيم.

خودباوري و اعتماد به نفس:

يكي از اقداماتي كه قدرت هاي سلطه گر براي سلطه بر كشورهاي جهان از آن بهره مي جويند پاشيدن بذر خود كم بيني و خودباختگي و عدم اعتماد به نفس در ميان ملتها و جوانان كشورها است تا بتواسطه آن سلطه خود را بركشورها و ملتها فراهم و تسهيل بخشند ايران نيز تا قبل از انقلاب شكوهمند اسلامي با تبليغات گسترده غرب و با سلطه بر اين كشور توانسته بودند اين روح خود باختگي را در ملت ايران ترويج دهند و بدينوسيله بيش از 2500 سال بر ايران و منابع سرشار آن سلطه پيدا كنند به بركت نفس مسيحاي امام راحل و اسلام و انقلاب اسلامي روح اعتماد به نفس و خود باوري در ميان ملت ايران بخصوص جوانان برگشت و در طول اين سي سال همگان شاهد ثمرات ارزشمند آن بوديم و ملت به چشم خود ديد كه در سايه ايمان و اعتماد به خود و جوانانش چه كارهاي بزرگ و ارزشمندي را به سرانجام رسانيد و ايران وابسته را به كشوري مستقل تبديل ساخت. ملت با اعتماد به خود و جوانان برومندش در مدت سي سال علي رغم دشمني ها و فشارها و موانع ملت با بهره گيري از توان خود و اتكا به دارائي خود توانست ضمن قطع وابستگي به بيگانگان، يكي پس از ديگري سنگرهاي پيشرفت و توسعه را در صحنه هاي مختلف علمي، پزشكي، فن آوري، اختراعات و ابتكارات، هوا و فضا و... پشت سر بگذارد حال حاضر كه بسترهاي لازم توسعه همه جانبه فراهم است لازم است با تقويت اعتماد به نفس ملي گام هاي بلند علمي در عرصه هاي مختلف بخصوص توليد علم و فن آوري بيش از گذشته برداشته شود و در آينده نه چندان دور با توكل به خدا و اعتماد عميق به جوانان برومند اسلامي شاهد آن خواهيم بود كه كشور ايران به عنوان يكي از كشورهاي مادر در توليد علم، صنعت، و تكنولوژي هاي مختلف و متنوع روز پا به عرصه جهاني بگذارد و اين آرزو با توكل به همت و تلاش جوانان تيزهوش و نخبه نسل سوم انقلاب بسيار نزديك و دست يافتني است. ان شاءالله

نويسنده:سيد مهدي هاشمي سينقاني


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 9:43 PM - روز دوشنبه 13 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
نويسنده: حسن نظری
هنجار آفرینی (تبدیل پدیده رفتاری به هنجار)
برای تبدیل یک پدیده رفتاری به «هنجار» باید بین آورنده هنجار و مخاطبان و اعضای جامعه و پدیده مورد نظر، رابطه مثبت وجود داشته باشد. فردی که هنجار را می آورد باید اعضای جامعه او را پذیرفته باشند، آنچه که به عنوان هنجار در پیام خود دارد، باید مورد نیاز جامعه باشد تا این که از آن استقبال شود. با فرض مورد قبول بودن هنجار آور در دید اعضای جامعه و مورد نیاز بودن پدیده رفتاری موردنظر این پدیده رفتاری به سرعت تبدیل به هنجار می شود.(رفیعی، 504)

بر این اساس اگر نسبت عملی و گفتاری امام علی علیه السلام در مورد کار و تلاش مفید و منظم به جامعه رسانده شود، بی شک جامعه بطور طبیعی آن را به عنوان «هنجار»، «ارزش» می پذیرد. چون هنجار آوری، مانند او که از نظر جامعه اسوه نجات در تمام ابعاد حیات فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی است، سنن گفتاری و عملی او را الگو و مقیاس رفتاری خود قرار خواهد داد، بشرط این که این سنن گفتاری و عملی، آن طور که از متون اسلامی استفاده می شود، شفاف و بی پیرایه به مخاطبان و اعضای جامعه هماهنگ با نیاز زمان ابلاغ گردد به تعبیر دیگر باور و شناخت اعضای جامعه در هر زمان نسبت به گفتار و رفتار امام علی علیه السلام در مورد اصل کار مفید، انواع کار، بهره وری کار، نظم کاری، و دیگر چالشهای فرهنگ کاری که جامعه با آن دست به گریبان است، بهترین زمینه ای است که این گفتار و رفتار تبدیل به هنجار و ارزش گردد، بشرط این که روح زمان در این سنن کار ساز دمیده شود و حساسیتهای زمانه در ابلاغ این سنن مورد غفلت پیام رسانان قرار نگیرد. اکنون سنت رفتاری و آنگاه سنت گفتاری او در مورد وجوه مختلف کار مورد بررسی قرار می گیرد.

1. سنت رفتاری امام علی علیه السلام

شیوه عملی آن حضرت، اشتغال به اصل کار مفید بوده، و شکل کار برای او مطرح نبوده است، این که برخی تصور می کنند که اگر انسان برای خودش کار را انجام دهد با موقعیت اجتماعی سازگار است و اگر به عنوان دستمزد گرفتن برای دیگران آن را انجام دهد، حفظ جایگاه اجتماعی او نشده است، با سیره عملی او نمی سازد. فرهنگ کار می طلبد که موقعیت اجتماعی افراد، کار و تلاش را این گونه طبقه بندی ننمایند که این نوع تلاش با موقعیت او سازگاری دارد و آن نوع دیگر ناسازگار است؛ بلکه در نگرش جامعه موقعیت اجتماعی نباید نسبت به انواع کار حساسیت منفی داشته باشد. هر کار مفید و سازنده ای عزت و احترام اجتماعی را به دنبال داشته باشد و هیچ نوع کار سازنده ای با موقعیت و جایگاه اجتماعی افراد، ناسازگار تلقی نگردد. امام علی علیه السلام بر طبق نصّ زیر به عنوان، اجیر کار می کرده است.
الامام علی علیه السلام : جُعتُ یوما بالمدینه جوعا شدیدا فخرجت اطلب العمل فی عوالی المدینه فاذانا بامرأة قد جمعت مَدَرا فضننتها ترید بلَّه فاتیتها فقاطعتها علیه: کلّ ذنوب علی تمرةٍ، فمدَدتُ ستة عشر ذنوبا حتی مجلت یدای ثم اتیت الماء فاصبتُ ثم اتیتها فقلت بکفی هذا بین یدیها فعدت لی ستة عشرة تمرة: فاتیت النبی صلی الله علیه و آله فأخبرته فاکل معی منها.(حکیمی: 5/323؛ مجلسی: 41/33)
امام علی علیه السلام می فرماید: روزی در مدینه گرسنگی شدید بر من عارض شد، در اطراف مدینه به دنبال کار بودم، زنی را دیدم که مقداری کلوخ جمع کرده و می خواهد آن را گل کند. با او قرار گذاشتم هر ظرف آب در ازای یک دانه خرما، شانزده ظرف آب آوردم تا این که دستانم تاول زد، پس مقداری آب نوشیدم و از زن در مقابل کار، خرما خواستم، او هم شانزده دانه خرما به من داد، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و جریان را تعریف کردم و با هم خرما خوردیم».
او با دستان خود کار می کرد، هماره زمین را کشت و آبیاری، و هسته خرما را غرس می نمود و در عین حال بعد از آباد کردن این مزارع آنها را برای فقرا، وقف می کرد که به عنوان نمونه به وقف نامه زیر اکتفا می شود.
بسم اللّه الرحمن الرحیم، هذا ما تصدق به عبداللّه علی امیرالمؤمنین تصدّق بالضّیعتین المعروفتین بعین ابی نیذر و البغیبغة علی فقراء اهل المدینة و ابن السبیل.(محمودی: 4/15)
بنابراین سنت عملی او اشتغال به کار مفید و سازنده بوده است. در نظر او مکانت و موقعیت ممتاز اجتماعی او هیچ گاه تنافی با اصل کار کردن و یا کار برای دیگران انجام دادن نبوده است. مهم در رفتار و سیره عملی آن حضرت کار مثبت و سازنده بوده است و از این جهت می تواند، اسوه و الگوی گویای کار مفید برای جامعه اسلامی باشد.

2. سنت گفتاری امام علی علیه السلام

روایاتی که از امام علی علیه السلام درباره کار و تلاش نقل شده است، از جهت هنجاری بودن و ارزشی بودن مفاد آنها، بهره وری کار و نظم کاری، به چند دسته تقسیم می شود.

الف - هنجاری بودن کار ( ناهنجار بودن تنبلی ) :

عن الامام علی علیه السلام : إنی لابعْضُ الرجل کسلان من امر دنیاه لانه اذا کان کسلان من امر دنیاه فهو عن أمر آخرته أکسل.(محمدی: 4/169)
«مبغوض می دارم کسی را که نسبت به کار حیات مادیش تنبل و بی تفاوت است. زیرا کسی که نسبت به زندگی دنیایش چنین است، در مورد آخرتش تنبل تر و بی تفاوت تر است.»
در روایت دیگر فرمود: ان یکن الشغل مجهدة فاتصال الفراغ مفسدة.(مفید: 158) «هر چند کار و تلاش همراه با زحمت و رنج است اما بیکاری پیوسته منشأ فساد و تباهی است.»

ب - ارزشی بودن کار :

هر پدیده اعم از رفتار و کالا که در راستای نیاز انسان قرار گیرد ارزش پیدا می کند. مثلاً گرسنگی یک نیاز است و ماده غذایی که این نیاز اساسی را اشباع می نماید، ارزش و مطلوبیت ابزاری پیدا می کند. کار و اشتغال نیز چون وسیله و طریق تأمین نیازهای گوناگون مادی انسان است، ارزش ابزاری دارد؛ همچنان که بیکاری بطور طبیعی، منشأ فقر و تنگدستی و ناکام ماندن خواسته های انسان می شود و در نتیجه ارزش ابزاری منفی به خود می گیرد.
امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: انّ الأشیاء لما ازدوجت ازدوج الکسل و العجز فنتجا بینهما الفقر.(کلینی: 5/86) «آنگاه که پدیده ها با یکدیگر جفت و جور شدند، تنبلی و ناتوانی نیز در کنار هم قرار گرفتند و فقر و تنگدستی را پدید آوردند.»
در این روایت، فقر پدیده ای منفی و بیکاری به عنوان عامل و منشأ آن، ارزش ابزاری منفی پیدا می کند. در مقابل کار و تلاش، نقش ارزش ابزاری مثبت را ایفا می کند. همچنان که در روایت زیر کارهای مختلف، سبب و طریق معیشت تلقی شده است.
ان معایش الخلق خمسة: الامارة و العمارة و التجارة و الاجارة و الصدقات و اما وجه العمارة فقوله تعالی هو انشأکم من الارض و استعمرکم فیها(هود/ 61) فاعلمنا سبحانه انه قد امرهم بالعمارة لیکون ذلک سببا لمعایشهم لما یخرج من الارض من الحب و الثمرات و مما جعله اللّه معایش للخلق.(حر عاملی: 13/195؛ مجلسی: 93/47)
این روایت صراحت در وسیله بودن کارهای مختلف، جهت تأمین معیشت انسان را دارد. در دیگر نظامهای اجتماعی نیز عنصر کار ابزاری دارد و چون انسان در حیات طبیعی اش به دنبال تأمین نیازهای معیشتی خود می باشد و کار در راستای رفع این نوع نیازها قرار می گیرد و در نتیجه نقش ابزاری را کسب می نماید، بر همین اساس در نظریه های علم اقتصاد در مورد نیروی کار در جانب عرضه، متغیر اصلی را دستمزد به حساب می آورند.
از منظر این نظریه ها انسان اقتصادی، انسان طبیعی است که نگرش، منش و رفتار او تأمین نیازهای طبیعی فردی و اجتماعی است. در واقع این نیازهای طبیعی است که انگیزه های متفاوت را، به عنوان عامل مؤثر در پیدایش پدیده کار، به دنبال دارد. انسان طبیعی بر پایه این انگیزه ها، دست به کار و تلاش می زند و بی شک تا آن جا که این انگیزه ها برد و کشش دارند، عامل کار- نیروی انسانی - تلاش می نماید. این انگیزه ها بطور فشرده، عبارتند از انگیزه های بیرونی مانند نیازهای اقتصادی، میل به پیوستگی به دیگران، کسب عزت و احترام در جامعه و انگیزه های درونی مانند تمایل به تحرک و فعالیت، تجربه و شناسایی موقعیت و خودیابی.(چلپی: 6-265)
این انگیزه های بیرونی و درونی هرچند از این جهت با یکدیگر تفاوت دارند که عامل کار بر اساس انگیزه بیرونی، وسیله برای هدف دیگری قرار می گیرد، و براساس انگیزه درونی خود کار، هدف می شود، نه وسیله؛ ولی در هر دو فرض کار در راستای تأمین نیازهای طبیعی انسان قرار می گیرد. انسان طبیعی خواسته های طبیعی دارد که کار و تلاش یا یکی از این خواسته هاست (ارزش غایی طبیعی) یا وسیله ای است جهت تأمین نیازهای دیگر (ارزش طبیعی ابزاری) و از روایتی هم که عمارت و آبادانی را یکی از عوامل و اسباب، معیشت معرفی نموده است، می توان ارزش طبیعی ابزاری داشتن کار را استفاده کرد.
نکته اساسی که باید بدان توجه داشت، این است که انسان طبیعی نیازهای طبیعی دارد و عنصر کار را وسیله برای تأمین این نیازهای طبیعی قرار می دهد. از این جهت کار دارای ارزش ابزاری می شود؛ ولی اگر همین انگیزه های طبیعی را به گونه ای ارتباط به حیات انسانی - نه طبیعی - بدهیم، کار به نوبه خود ارزش غایی می شود نه ارزش ابزاری. از نوع ارزش ابزاری طبیعی و دقیقا روایاتی که عنصر کار را ارزش تلقی می کند، بواسطه جهت بخشیدن به انگیزه درونی و بیرونی کار است، به گونه ای که مرتبط با حیات انسانی می شود، نه حیات طبیعی. به دیگر سخن اگر کسی به انگیزه دستمزد گرفتن و تأمین معیشت و رفاه خود و خانواده خود کار و تلاش نماید، یک درجه از تقوا را تحصیل نموده است و بر اساس این انگیزه، کار ارزش غایی پیدا می کند نه ارزش ابزاری، زیرا چنین کاری در واقع یک نوع انجام وظیفه دینی است. امام علی علیه السلام در دو روایت زیر همین نوع ارزش را مطرح فرموده است:
ما غدوة احدکم فی سبیل اللّه باعظم من غدوة یطلب لولده و عیاله ما یصلحهم.(محمدی:4/169) «هیچ تلاش صبح هنگامی در راه خدا به فضیلت کار صبح هنگام، در جهت رفاه و آسایش فرزند و خانواده نمی رسد.»
من طلب الدنیا حلالاً تعطّفا علی والد او ولد او زوجة، بعثه اللّه تعالی و وجهه علی صورة القمر لیلة البدر.(همان، 170)
«کسی که از سر دلسوزی بر پدر یا فرزند یا همسر به دنبال امر دنیایش باشد، چهره او در قیامت همانند ماه شب چهارده است.»
در واقع این نوع روایات، قوی ترین انگیزه انسان طبیعی را برای کار و تلاش که همان تحصیل در آمد است، مورد مناقشه قرار نداده است؛ بلکه همین انگیزه طبیعی را جهت جدید داده است، به این صورت که تلاش و تحصیل در آمد برای معیشت خود و خانواده خود، به این عنوان است که یکی از وظایف و مسؤولیتهای دینی او در مقابل خانواده همین است. با این جهت جدید دادن ارتباط انگیزه طبیعی از حوزه حیات طبیعی قطع و وابسته به حیات انسانی می شود و در سایه همین جهت یابی انگیزه، ماهیت کار و تلاش بعلاوه ماهیت فیزیکی، حقوقی، اجتماعی، اقتصادی، جوهره ارزشی نیز پیدا می کند. اگر این جهت یابی انگیزه طبیعی کار نبود، کار، ویژگیهای فیزیکی، حقوقی، اجتماعی و اقتصادی را داشت و ماهیت ارزشی نداشت. همچنان که از روایت زیر همین واقعیت را می توان استفاده نمود. قال رجل لابی عبداللّه علیه السلام و اللّه انا لنطلب الدنیا و نحب ان نؤتاها فقال: تحب ان تصنع بها ماذا؟ قال: اعود بها علی نفسی و عیالی واصل بها و اتصدّق بها و احج و أعتمر، فقال علیه السلام لیس هذا طلب الدنیا، هذا طلب الأخرة.(کلینی: 5/72)
«مردی به امام صادق علیه السلام گفت: دنبال دنیا هستم و رسیدن به آن را دوست دارم. امام سؤال فرمود: برای چه رسیدن به دنیا را دوست داری؟ جواب داد: برای این که نیازهای خود و خانواده ام را برآورده و بواسطه آن صله رحم، صدقه، حج و عمره بجا آورم، امام فرمود: این طلب دنیا نیست بلکه طلب آخرت است.»
انسان طبیعی تلاش می کند که در آمد بدست آورد تا نیازهای مادیش را اشباع نماید؛ اما همین انسان طبیعی می تواند، جهت دیگری به انگیزه طبیعی خود بدهد، به این صورت که در آمد کسب می نماید تا وظایف و مسؤولیتهای مختلف دینی اش را اعم از واجب و مستحب انجام دهد و در این صورت همان انگیزه با این جهت یابی جوهره فعالیت اقتصادی را تغییر می دهد و واقعیت ارزشی بدان می بخشد، بنابراین کار و تلاش می تواند درجه ای از فضیلت تقوایی را کسب نماید و ارزشی غائی - ذاتی داشته باشد.
این بخشی از رویکرد ارزشی کار است. به همین جهت تعبیر می شود که درجه ای از تقوا و ارزش را می تواند داشته باشد. بخش دیگر این رویکرد را می توان، عمیق تر مطرح نمود و در سایه آن باید تلاش و کار علی بن ابی طالب علیه السلام را به مثابه الگو و هنجار اجتماعی جامعه انسانی در هر زمانی تفسیر نمود. این رویکرد که در واقع یکی از چالشهای اجتماعی جامعه ماست، به عنوان تقوای اجتماعی کار، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

بهره وری کار

پدیده بیکاری یکی از مشکلات جدی جوامع امروزی، وبیکاری پنهان که در واقع روی دیگر سکّه کاهش بهره وری کار به حساب می آید، یکی دیگر از مشکلات است. جامعه ما نیز در کنار بیکاری حاد و فراگیر از مشکل کاهش بهره وری نیز رنج می برد. از مقایسه بهره وری نیروی کار طی دوره بیست ساله (1375-1355) کاهشی در حدود 5/27% را می توان بدست آورد؛ یعنی بهره وری نیروی کار در سال 1375 تنها 5/72% بهره وری نیروی کار در سال 1355است، به بیانی با فرض ثبات بهره وری نیروی کار در طی این دوره، باید ارزش افزوده کل بخشها در سال (1375) با 10566 نفر شاغل بدست می آمد. در حالی که به علت کاهش بهره وری نیروی کار، این ارزش افزوده توسط 14572 نفر شاغل بدست آمده است. به دیگر سخن حدود 4006 نفر از شاغلین در سال 1375 نسبت به سال 1355 دچار بیکاری پنهان بوده اند.(مطالعات: 3/32)
این کاهش بهره وری، عوامل گوناگون دارد که در جای خود باید مورد بررسی علمی قرار گیرد. آنچه که در این جا باید بدان توجه شود، این است که امام علی علیه السلام سفارش می کند که هر کاری باید با علم و مهارت لازم انجام گیرد.
العامل بالعلم کالسائر علی الطریق الواضح.(نهج، حکمت 480) «کار با دانش و مهارت مانند گام برداشتن در طریق روشن است. همچنین می فرماید: دقت و درستکاری در کار باید مورد توجه قرار گیرد.»
قیمة کل امرءٍ ما یحسنه.(همان، حکمت 122) «ارزش هر فردی به اندازه حسن و درستکاری اوست.»
طبیعی است که با کاربردی کردن دو عنصر مهارت و درستکاری می توان بهره وری کار را افزایش و در نتیجه از بیکاری پنهان جامعه جلوگیری نمود.

تقوای اجتماعی کار

در نظام های اجتماعی، انگیزه کار در قشرهای متوسط، تحصیل در آمد است و در قشر مرفه، کسب موقعیت اجتماعی است، چون برخی مشاغل می تواند، موقعیت اجتماعی ویژه را بدنبال داشته باشد. معمولاً در نظامهای اجتماعی قدرت سالار هر شغلی که به راس هرم قدرت، بیشترین ارتباط و تعامل را داشته باشد، موقعیت اجتماعی مهمتری را هم فراهم می سازد. بر همین اساس ممکن است، انگیزه کار صرفا تحصیل درآمد نباشد؛ بلکه کسب موقعیت اجتماعی باشد.
در این گونه نظامها ممکن است، فردی توان لازم کاری یا امانت و درستکاری شغلی را نداشته باشد؛ ولی مسؤولیت آن کار را به عهده گیرد و این پدیده معمولی و متعارفی است که نیاز به بحث ندارد، ولی در نظامهای اجتماعی شایسته سالار شایستگی شغلی عامل تعیین کننده است. کسی که شغلی را عهده دار می شود، توان همه جانبه آن کار را طبعا باید داشته باشد. بدون این توان، شایستگی معنا ندارد.
اکنون مفهوم تقوای اجتماعی کار رویکردی به شایستگی کار به معنای غنی آن دارد. ممکن است از واژه «تقوا» و شایستگی کاری چنین برداشتی شود که عبارت است از رعایت حدود شرعی و قانونی کار، هر کس تا آن جا که برای او مقدور است، این حدود را مورد توجه قرار دهد و در میدان کار آنها را زیر پا نگذارد. ولی چنین تفسیری نمی تواند، حدود توان و قدرت کاری را زیر پوشش قرار دهد. مثلاً اگر پزشکی حدود شرعی و قانونی کار پزشکی را رعایت نماید و دست به کار طبابت بشود، هر چند توان متعارف این شغل را نداشته باشد، بر اساس این تعریف می توان گفت که تقوای پزشکی را رعایت نموده است. اما اگر توان و مهارت کاری، هر کار را در مفهوم تقوای کاری آن کار وارد نمودیم، این مفهوم در نهان خود دو عنصر را به یک نسبت شامل می شود. یکی امانت کاری که همان رعایت حدود شرعی و قانونی کار باشد و دیگری توان و مهارت کاری؛ تقوای کاری در روابط اجتماعی می طلبد که نسبت به آن کار هم درست کار و امین باشد و هم توانمند و با مهارت. بطور طبیعی هر مقدار که مهارت بیشتری داشته باشد خدمت بیشتری می تواند به جامعه ارائه دهد و هر مقدار خدمت بیشتر و حساس تری با حفظ امانت و درستکاری به جامعه ارائه دهد، فضیلت و تقوای بیشتری را کسب می نماید.
در این صورت، موقعیت اجتماعی مهمتری در نظام شایسته سالاری تحصیل می نماید. ولی این موقعیت اجتماعی دقیقا در گرو کیفیت بهتر کار، هم از جهت مهارت و هم از جهت درستکاری است. با این رویکرد در مورد مفهوم تقوا و جامعیت آن باید شیوه امام علی علیه السلام را در مورد کار و تلاشش تفسیر نمود، و هم آن را الگو و هنجار کاری جامعه قرار داد. چه این که کار و تلاش آن حضرت نمادی از مهارت کاری و درستکاری و اخلاص است و در نتیجه مصداق روشن «ان اکرمکم عنداللّه اتقیکم» می باشد.
ادامه دارد ...
منبع: www.hawzah.net

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 8:01 PM - روز دوشنبه 13 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
خبرگزاري مهر: سيد حسين صابري با اشاره به نامگذاري امسال به نام سال کار مضاعف و همت مضاعف، گفت: تحقق شعار سال در حوزه تعليم و تربيت موجب تحول در اين بخش خواهد شد.
به گزارش خبرنگار مهر در خرم آباد، استاندار لرستان صبح يکشنبه در مراسم نواخته شدن زنگ سپاس در مدرسه شاهد خرم آباد با اشاره به نقش و جايگاه معلم در فرهنگ اسلامي، اظهار داشت: توجه ويژه قرآن و پيامبر گرامي اسلام در تبيين جايگاه معلم خود حکايت از اهميت اين جايگاه دارد.
صابري با اشاره به برخي بيانات معمار کبير انقلاب، معلمي را شغل انبيا دانست و گفت: همين يک جمله خود داراي مفهوم بسيار والايي است به طوريکه اگر به عمق آن توجه و به اين معنا جامه عمل پوشانده شود موجب تحول چشمگيري در جامعه خواهد شد.
وي با تاکيد بر ضرورت پي بردن به جايگاه ويژه معلمان، عنوان کرد: در سال همت مضاعف و کار مضاعف همه بايد در راستاي نهادينه کردن اين شعار در عرصه تعليم و تربيت تلاش کنند.
استاندار لرستان ادامه داد: تحقق شعار همت مضاعف و کار مضاعف در اين بخش زمينه ساز تربيت نسلي فعال، متعهد و بانشاط در همه عرصه ها خواهد شد.
صابري با تاکيد بر اينکه بايد يک بازنگري جامع نسبت به شغل و رسالت معلمان در جامعه صورت گيرد، يادآور شد: همت مضاعف در راستاي احياء هرچه بهتر رسالت عظيم معلمي يکي از ضروريات امروز است.
وي با قدرداني از زحمات و تلاشهاي معلمان در جامعه به برخي از ابعاد شخصيتي علامه شهيد مطهري اشاره کرد و يادآور شد: جامعه امروز نيازمند آثار و انديشه هاي شهيد مطهري در ابعاد مختلف است.
مديرکل آموزش و پرورش استان لرستان نيز در اين مراسم فعاليت در حوزه تعليم و تربيت را خدمت به بشريت دانست و گفت: اساس و پايه توسعه هر جامعه در گرو اهميت به امر خطير آموزش و پرورش است.
علي ماکنعلي با تاکيد بر ضرورت توجه به تبيين تعاليم ديني در آموزش و پرورش، خواستار فعاليت گسترده معلمان در اين بخش شد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 7:40 PM - روز دوشنبه 13 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت

داود(ع) از جمله پيامبرانى است كه از شيوه‏هاى دعوت او مانند خواندن مردم به توحيد و ترك پرستش خدايان و ... در قرآن و تاريخ ذكرى به ميان نيامده و شايد به همين دليل عده‏اى از جمله يهود در نبوت او ترديد كرده‏اند. اما از آن‏جا كه ما تبليغ را منحصر به دعوت گفتارى نمى‏دانيم، بعد عملى زندگى او را نوعى تبليغ شمرده و شيوه‏هاى عملى دعوت او را استخراج مى‏كنيم.

بر اين اساس، مهم‏ترين شاخصه دعوت داود، از ميان همان شيوه‏هاى غير مستقيم وعملى برداشت مى‏شود. با نظرى به آيات و روايات مربوط به حيات و دعوت داود مى‏توان ‏وى را اسوه كار و تلاش و صنعت دانست، چرا كه زندگى او حتى در زمان حكومت مشحون از فعاليت‏هاى فنى، هنرى و صنعتى به منظور رفع نيازهاى مردم و نيز معاش‏خانواده بوده است.
ستايش از داود در قرآن
داود از شخصيت‏هاى برجسته و جامع الاطراف قرآنى و مورد تمجيد و ستايش آيات متعدد است. علاوه بر آياتى كه غير مستقيم عظمت شخصيت او را مى‏رساند، آيات و جملات زير به صراحت در بيان شأن و منزلت والاى او نازل شده است:
وَاذكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الأَيْدِ إِنَّهُ أَوّابٌ؛(2)
و داود، بنده ما را كه داراى امكانات متعدد بود به ياد آر. آرى او بسيار بازگشت كننده به‏سوى خدا بود.
وَشَدَدْنا مُلْكَهُ وَآتَيْناهُ الحِكْمَةَ وَفَصْلَ الخِطابِ؛(3)
و پادشاهيش را استوار كرديم و او را حكمت و كلام فيصله دهنده عطا كرديم.
وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى‏ وَحُسْنَ مَابٍ؛(4)
و در حقيقت براى او پيش ما تقرب و فرجامى خوش خواهد بود.
يا داوُدُ إِنّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِى الأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاسِ بِالحَقِّ؛(5)
اى داود، ما تو را در زمين خليفه و جانشين گردانيديم؛ پس ميان مردم به حق داورى كن.
شيوه‏هاى دعوت حضرت داود(ع)
1. توجه به خدا و سپاسگزارى دائمى
داود(ع) همچون ساير پيامبران همواره در مسير زندگانى و دعوت، خدا محورى را سرلوحه توجه خويش قرار مى‏دهد؛
وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَسُلَيْمانَ عِلْماً وَقالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى فَضَّلَنا عَلى‏ كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ المُؤْمِنِينَ؛(6)
و به راستى به داود و سليمان دانشى عطا كرديم، و آن دو گفتند: ستايش خدايى را كه ما را بر بسيارى از بندگان با ايمانش برترى داده است.
او همواره در حال تسبيح خدا و بازگشت به سوى او بود؛
اِصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَاذكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الأَيْدِ إِنَّهُ أَوّابٌ؛(7)
و بر آنچه مى‏گويند صبر كن و بنده ما داود را به ياد آر كه داراى امكانات بسيار بود و او بسيار بازگشت‏كننده به سوى خدا بود.
در اين آيه، خداوند پيامبر را به صبر و استقامت دربرابر سختى‏ها و آزارهاى مخالفان فرمان مى‏دهد كه در اين زمينه به ياد عبد خدا، داود باشد كه صاحب قدرت در دين بود و دربرابر ظلم سر فرود نمى‏آورد، بلكه با عزم و حزم به مقابله بر مى‏خاست و دلش مستحكم بود.(8)
همچنين آن‏گاه كه در معرض آزمايش الهى قرار گرفت و قضاوتى ناصحيح كرد، بى‏درنگ متذكر شد و به آمرزش خواهى پرداخت؛
وَظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ راكِعاً وَأَنابَ؛(9)
و داود دانست كه ما او را آزمايش كرده‏ايم. پس از پروردگارش آمرزش خواست و به رو در افتاد و توبه كرد.
2. داورى عادلانه و احقاق حق
يكى از مقام‏هايى كه خداى تعالى به داود عطا فرمود، قضاوت و رفع مخاصمات ميان مردم بود و وى در اين زمينه با تلاشى مجدانه در صدد احقاق حقوق مظلومان شد؛
فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاسِ بِالحَقِّ وَلا تَتَّبِعِ الهَوى‏؛(10)
پس ميان مردم به حق داورى كن و زنهار از هوس پيروى مكن.
نمونه‏اى از قضاوتهاى ظريف و قابل توجه داود را امام محمد باقر(ع) از اميرمؤمنان(ع) نقل مى‏كند؛ بدين مضمون كه روزى جوانى گريان به نزد حضرت آمد و از حكم شريح قاضى در خصوص تبرئه همسفران پدرش شكايت داشت، زيرا پدر او از سفر بازنگشته و هيچ ارثى بر جاى نگذاشته بود. على(ع) فرمود: به خدا سوگند در اين واقعه حكمى كنم كه كسى جز حضرت داود، پيش از من نكرده باشد، و با تدبيرى سنجيده همسفران مقتول را فرا خواند و هر يك را چشم بسته در جايى نشاند و بالاى سر هر يك، كسى را شمشير به دست گماشت و از هر كدام، جداگانه بازجويى فرمود و آنان حقيقت باز گفتندو سپس حق مقتول از آنان ستانده شد. آن‏گاه شريح از اميرمؤمنان حكم داود را جويا شد. فرمود: روزى داود بر گروهى از كودكان مى‏گذشت كه سرگرم بازى بودند و يكى از ايشان را <مات الدين» صدا مى‏زدند. بدوفرمود: چه كسى تو را اين نام نهاده؟ گفت: مادرم. داود او را نزد مادرش برد و علت را پرسيد، گفت: پدرش چنين نام نهاده. فرمود: چگونه؟ گفت: پدرش با جماعتى به سفر رفت و من حامله بودم. چون بازگشتند از او خبر نبود. پرسيدم چه شد؟ گفتند: مُرد. گفتم اموالش چه‏شد؟ گفتند: مالى نگذاشت. گفتم: آيا وصيتى كرد؟ گفتند آرى وصيت نمود كه نام فرزندش را <مات‏الدين» بگذارى. داود فرمود: آيا اين جماعت زنده‏اند يا مُرده؟ گفتم: زنده‏اند. فرمود: پس ايشان را به من بنمايان. سرانجام به همان شكل ميان آنها داورى كرد تااقرار به جنايت كردند و مال و خون بر ايشان ثابت كرد. سپس به آن زن فرمود: نام فرزندت را عاش الدين بگذار.(11)
3. جهاد شجاعانه در راه خدا
داود پيامبرى قدرتمند و توانا در تمام عرصه‏هاى زندگى بود و به انسان‏ها مى‏آموخت كه به همراه دانش فراوان چگونه از مهارت‏هاى فنى چشمگير نيز برخوردار شوند كه از جمله آنها مهارت در كارزار و شجاعت در ميدان جهاد فى‏سبيل الله بود. اين صفت و ويژگى را قطعاً مى‏توان يكى از شيوه‏هاى دعوت آن حضرت شمرد.
داود يكى از سربازان سپاه طالوت در نبرد با جالوت، جبار زمان بود كه به‏خوبى جنگيد و سرانجام با درخشش اين سرباز گمنام جالوت به دست او به هلاكت رسيد؛
وَلَمّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَجُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَى القَوْمِ‏الكافِرِينَ * فَهَزَمُوهُمْ بِإِذنِ اللَّهِ وَقَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَآتاهُ اللَّهُ المُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ‏مِمّا يَشاءُ...؛(12)
و هنگامى كه با جالوت و سپاهيانش روبه‏رو شدند، گفتند: پروردگارا بر دل‏هاى ما شكيبايى فرو ريز، و گام‏هاى ما را استوار دار، و ما را بر گروه كافران پيروز فرماى. پس آنان را به اذن خدا شكست دادند و داود، جالوت را كشت و خدا به او پادشاهى و حكمت ارزانى داشت و از آنچه مى‏خواست به او آموخت....
در روايات نيز آمده است كه رسول‏خدا(ص) فرمود:
إنّ الله اختار من الانبياء اربعة للسيف ابراهيم و داود و موسى و انا؛(13)
خداوند از ميان انبيا چهار تن را به شمشير برگزيده است: حضرت ابراهيم، داود، موسى‏ومن.
در قصص الانبياء درباره شجاعت داود چنين مى‏خوانيم:
از ويژگى‏هاى داود(ع) اين بود كه جنگجويى شجاع و با صلابت بود، هرگز از صحنه نبرد نگريخت و با دشمن سازش نكرد.(14)
سيد قطب با اشاره به نبرد طالوت و جالوت مى‏گويد:
داود در آن زمان نوجوانى بيش نبود و جالوت پادشاهى نيرومند و گردنكش. اما خدا خواست كه كار بر مجراى ظواهر قدرت و حشمت دنيوى نچرخد، بلكه حقيقت امور آشكار شود. بر اين اساس، هر كس موظف است به وظيفه خود عمل كند اما آنچه خداى تعالى اراده كند تحقق خواهد يافت.(15)
4. ساده‏زيستى و تأمين معاش از دسترنج خود
داود در حالى كه حكومتى نيرومند بر انسان‏ها تشكيل داده بود و قادر به تصرفاتى خارق‏العاده نيز در طبيعت بود، هرگز حاضر نشد از دسترنج ديگران و يا از اموال عمومى مصرف كند. بلكه در هر حال از در آمد حاصل از كارهاى دستى و صنعتى خود بهره مى‏برد كه بيشتر عبارت بود از ساخت جامه و لوازم جنگى:
وَعَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شاكِرُونَ؛(16)
و به او ساختن زره (لباس جنگ) را آموختيم تا شما را از تأثير سلاح جنگ نگاه دارد، پس آيا شما سپاسگزاريد؟
وَأَلَنّا لَهُ الحَدِيدَ * أَن اعْمَلْ سابِغاتٍ وَقَدِّرْ فِى السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صالِحاً؛(17)
و آهن را بر او نرم گردانيديم و امر كرديم كه زره‏هاى گشاده بساز و حلقه‏هاى آن را به‏اندازه قرار ده. و كار شايسته انجام دهيد...
علامه مجلسى در بحارالأنوار مى‏گويد:
گفته‏اند اول كسى كه زره ساخت داود(ع) بود و پيش از او صفحه‏هاى آهن را بر خود مى‏بستند كه از گرانى آن جنگ نمى‏توانستند كرد. پس حق‏تعالى آهن را در دست او مانند خمير نرم كرد كه به دست خود زره بسازد.(18)
در كتاب من لا يحضره الفقيه در اين باره روايتى آمده است:
فكان يعمل كل يوم درعا فيبيعها بالف درهم فعمل ثلاثمائة و ستين درعا فباعها بثلاثمائة و ستين الفا فاستغنى عن بيت المال؛
داود روزى يك زره مى‏ساخت و به هزار درهم مى‏فروخت، بدين ترتيب 360زره ساخت و به 360 هزار درهم فروخت و از بيت المال بى نياز شد.(19)
وى وسايل ديگرى نيز مى‏ساخت و از اين راه، ضمن خدمت به جامعه، آثار تبليغى قابل توجهى مى‏گذاشت.
على(ع) در نهج البلاغه به پيروى داود سفارش مى‏كند:
و ان شئت ثلثت بداود(ع) ... فلقد كان يعمل سفائف الخوص بيده و يقول لجلسائه ايكم يكفينى بيعها؟ و يأكل قرصَ الشعير من ثمنها؛
و اگر خواستى به عنوان سومين اسوه به داود نبى تأسى كن، او زنبيل هاى دستباف از ليف خرما مى‏ساخت و به همنشينانش مى‏گفت: چه كسى براى من مى‏فروشد؟ و با بهاى آن نان جو مى‏خريد و مصرف مى‏كرد.(20)
5. التزام به نظم و نظارت و وقت شناسى
در حكومت داود، نظم و انضباط جايگاهى بس مهم داشت و از پيامبرى كه با فرمان صريح الهى مأمور اجراى احكام شده (فَاحْكُمْ بَين النّاسِ بالحقِّ) جز اين انتظار نمى‏رود. نيشابورى در قصص الانبياء مى‏گويد:
داود(ع) روزهاى خود را چهار قسم كرده بود؛ روزى براى خانواده‏اش، روزى براى عبادت، روزى براى رسيدگى به امور مسلمانان و يك روز براى بنى‏اسرائيل اختصاص داده بود كه با آنان (براى حل مسائل آنها) مذاكره و گفتگو مى‏كرد و نشست پرسش و پاسخ داشت.(21)
همچنين براى حفظ نظم و هماهنگى و انسجام امور به نظارت كارها مى‏پرداخت، چنان‏كه طبرسى گويد:
او پيامبر و در عين حال پادشاه بود و به صورت ناشناس در كشور مى‏گشت و بر امور كارگزاران و احوال مردم نظارت مى‏كرد.(22)
همچنين در تفسير جمله قرآنى: اعملوا آل داود شكراً، روايتى بدين مضمون نقل شده‏است:
گفته مى‏شود كه داود(ع) ساعات شبانه روز را بر خانواده‏اش تقسيم كرده بود و در هرساعتى يكى از فرزندان او در حال نماز بود. خداى‏تعالى فرمود: اى خاندان داود، به شكرگزارى بپردازيد.(23)
6. وعظ و اندرز
داود به عنايت خداوندى از حكمت‏هاى فراوانى برخوردار بود و همواره در معاشرت و برخورد با مردم، آن حكمت‏ها را به كار مى‏بست و مخاطبان را به آن توجه مى‏داد؛ گاهى بخش‏هايى از زبور را بر آنان مى‏خواند و گاهى خود به ارشاد و نصيحت سرگرم مى‏شد. نمونه‏هايى از اندرزهاى حكيمانه او را از نظر مى‏گذرانيم:
الف) عن ابى عبدالله(ع) قال فى حكمة آل داود(ع): على العاقل ان يكون عارفاً بزمانه مقبلاً على شانه حافظا للسانه؛
بر عاقل و انديشمند است كه روزگار خويش را نيك بشناسد، با آمادگى به سوى امور خويش رود و نگهبان زبان خود باشد.(24)
ب) در سخنى حكيمانه فرمود: يا زارع السيئات انت تحصد شوكها و حسكها؛(25)
اى كشت كننده گناهان و بدى‏ها، بدان كه تو تنها خار و خاشاك درو خواهى كرد.
نصيحت‏هاى داود به فرزندش سليمان نيز از عالى‏ترين نمونه‏هاى حكمت انسان‏ساز است؛
ج) چون داود فرزندش سليمان را جانشين خود قرار داد فرمود:
اى پسرم، از بيهودگى بر حذر باش كه سودش اندك است و ميان برادران دشمنى مى‏افشاند. از خشم بپرهيز كه آدمى را بى ارزش مى‏سازد و بر تو باد تقواى الهى و طاعت پروردگار، كه اين دو از هر چيزى بالاترند و از غيرت بيش از حد بر خانواده و اهل خود بپرهيز كه بد گمانى به بار آورد. هرچند گناهى در كار نباشد. طمع خويش از مردم قطع كن كه بى نيازى همين است... و هر نماز را به نيّت آخرين نماز به‏جا آر. و با جاهلان منشين و سخن عالم را رد مكن و با او در دين بى‏جهت جدال مكن....(26)
د) امام صادق(ع) از پدرش روايت مى‏كند كه داود به سليمان(ع) فرمود:
اى پسرم، از خنده بسيار بپرهيز، زيرا بنده را در روز قيامت حقير مى‏گرداند. اى‏فرزندم، بر تو باد سكوت طولانى مگر بر گفتار نيكو. چرا كه يك بار پشيمانى بر سكوت طولانى بهتر از بارها پشيمانى بر سخن بسيار است. اى پسرم، اگر سخن گفتن نقره باشد، سكوت از طلاست.(27)
گاهى نيز بيان حكمت‏هاى حضرت داود در قالب سخنرانى و خطابه بوده است، به‏فرزندان يعقوب (بنى اسرائيل) گفت:
اجتماع كنيد كه مى‏خواهم برايتان دو سخن بگويم. پس بر آستان خانه‏اش گردآمدند. داود به نزدشان آمد و ضمن سخنانى گفت: ... لايدخل أجوافكم إلّا طيب و لا يخرج من افواهكم الا طيب؛(28)
(جز پاكيزه وارد دل‏هايتان نشود و جز سخن پاكيزه و طيب از دهانتان خارج نگردد.)
شايان ذكر است كه خطابه و سخنرانى داود را مى‏توان جلوه‏اى از <فصل الخطاب» دانست كه بنا به آيه زير به داود ارزانى شده است:
وَ آتيناهُ الْحِكمَةَ و فَصلَ الْخِطابِ؛(29)
و به او حكمت و فرزانگى و سخن فيصله دهنده عطا كرديم.
7. آواز نيكو
يكى از نعمت‏هاى خداداد داود، صوت زيبا و جذاب و آواز نيكويى بود كه به وسيله آن پيام‏هاى آسمانى زبور، مزامير و حكمت‏ها را بر مخاطبان مى‏خواند. امير مؤمنان(ع) داود را بدين مناسبت <قارى اهل بهشت» شمرده است:
وان شئت ثلّثت بداود صاحب المزامير و قارئ أهل الجنة؛(30)
و اگر خواستى به عنوان سومين اسوه به داود تأسى كن كه صاحب مزامير بود و خواننده بهشتيان است.
همچنين نقل كرده‏اند كه آواز و نواى او چندان گوشنواز و اثر بخش بود كه چون سرگرم خواندن زبور مى‏شد در محراب عبادتش مرغان هوا بر گردش هجوم مى‏آوردند و وحشيان صحرا كه صداى او را مى‏شنيدند بى تابانه از پى آواز او به ميان مردم در مى‏آمدند، به‏گونه‏اى كه گرفتن آنها به دست امكان‏پذير مى‏شد.(31)
پی نوشت:
1 - و آتينا داودَ زبوراً.
2 - ص (38) آيه 17.
3 - همان، آيه 20.
4 - همان، آيه 25.
5 - همان، آيه 26.
6 - نمل (27) آيه 15.
7 - ص (38) آيه 17.
8 - محمد احمد عدوى، دعوة الرسل الى الله، ص 323.
9 - ص (38) آيه 24.
10 - همان، آيه 26.
11 - محمدباقر مجلسى، حياة القلوب، ج 1، ص 335؛ محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 14، ص 12 - 13.
12 - بقره (2) آيات 250 - 251.
13 - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 14، ص 2.
14 - ثعلبى، قصص الانبياء، ص 247.
15 - سيدقطب، فى ظلال القرآن، ج 2، ص 270.
16 - انبياء (21) آيه 80.
17 - سبأ (34) آيات 10 - 11.
18 - محمدباقر مجلسى، حياة القلوب، ج 1، ص 331.
19 - شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ص 355.
20 - سيد رضى، نهج البلاغه، صبحى صالح، خطبه 160، ص 227.
21 - ثعلبى، قصص الانبياء، ص 249.
22 - طبرسى، مجمع البيان، ج 7، ص 58.
23 - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 14، ص 15.
24 - كلينى، اصول كافى، ج 2، ص 116؛ محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 14، ص 39.
25 - ابن كثير، قصص الانبياء، ج 2، ص 260.
26 - ثعلبى، قصص الانبياء، ص 259.
27 - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 14، ص 35.
28 - ورام، مجموعه ورام، ج 1، ص 60.
29 - ص (38) آيه 20.
30 - سيدرضى، نهج البلاغه، ترجمه صبحى صالح، خطبه 160، ص 227.
31 - محمدباقر مجلسى، حياة القلوب، ج 1، ص 332.
 

 

منبع : سایت بلاغ

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 7:33 PM - روز دوشنبه 13 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
كتاب همت مضاعف ازسوي بنياد شهيد غرب استان تهران منتشر شد


كرج- خبرنگار رسالت:
    محمدعلي عالياني معاون فرهنگي سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران شهرستانهاي غرب استان تهران گفت: كتاب همت مضاعف توسط اين معاونت منتشر و هفته آينده توزيع خواهد شد. به گزارش خبر نگار مامحمدعلي عالياني افزود: درسال همت مضاعف و كار مضاعف و به تبعيت از پيام نوروزي رهبر معظم انقلاب و اجراي منويات معظم له اين كتاب به چاپ رسيده است. وي ادامه داد: كتاب ياد شده در تيراژ دو هزار جلد در قطع جيبي و در 150 برگ در هر جلد با موضوعاتي از قبيل تلاش در امور اقتصادي، علمي، فرهنگي، تربيتي، سياسي، نظامي و رفاهي به قلم علي محمد حيدري نراقي و به سفارش معاونت فرهنگي سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران شهرستانهاي غرب استان تهران به رشته تحرير درآمده است. وي خاطرنشان كرد: كتاب همت مضاعف پس از توزيع، درقالب مسابقه علمي، فرهنگي و با هدف ارتقاي سطح آگاهي خانواده هاي شاهد و ايثارگر دراختيار مخاطبان قرار گرفته و به پاسخ هاي برتر همزمان با گراميداشت سوم خرداد ماه سال جاري جوايزي اهدا خواهد شد.
     
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:35 PM - روز دوشنبه 13 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
شاخص اساسي شعار امسال نيازمند توانايي هاي فردي است
دادستان عمومي و انقلاب شهرستان كرج


كرج- خبرنگار رسالت:
    علي فرهادي دادستان عمومي و انقلاب شهرستان كرج گفت: شاخص اساسي همت مضاعف و كار مضاعف، دقت، انضباط، تشريك مساعي و تلاش است كه با توانايي هاي فردي محقق مي شود. به گزارش خبر نگار ما فرهادي در جمع مديران ندامتگاه هاي اين شهرستان افزود: در سال گذشته شاهد موفقيت هاي چشمگيري در تمام ابعاد بوديم و براي حفظ آن نياز است با توان و انرژي مضاعف و برنامه ريزي دقيق در ارتقاي آن همت گماريم. وي در ادامه با اشاره به برخي از جرائم مانند مواد مخدر، خواستار تشريك مساعي نهادهاي اجتماعي و حمايتي شد و اظهار داشت: نگاه بيمارگونه به اعتياد خوب است و چه بسا اعتياد را مي توان به عنوان يك معضل اجتماعي بررسي كرد، اما تا چه ميزان توانسته ايم بستر درمان براي معتاد فراهم كنيم و بدون دريافت مبلغي حداقل بتوانيم يك فرد را به صورت ريشه اي درمان كنيم.
    
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:37 AM - روز دوشنبه 13 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
نويسنده: حسن نظری (1)
چکیده :
کار، اشتغال و تولید دارای سه بعد فلسفی، جامعه شناختی و اقتصادی می باشد، ترتب بین این ابعاد منطقی است. از این رو بعد فلسفی، زیربنای جامعه شناختی و جامعه شناختی آن زیرساز بحث اقتصادی آن به حساب می آید. آنگاه که فرهنگ کار و تولید در روابط اجتماعی سامان می یابد، زمینه طبیعی تأثیرگذاری دولت و مشارکت بخش خصوصی و سرمایه گذاری فراهم و در نتیجه شرایط راهبردهای اشتغال و تولید تحقق عینی می یابد.

مقدمه

هر نظام اقتصادی که یکی از وظایف مهم خود را، ایجاد زمینه کار، اشتغال و افزایش تولیدات بداند، بطور طبیعی اول باید شرایط مناسب بینشی، رفتاری، ارزشی و فرهنگی کار، اشتغال و تولید را فراهم نماید. آنگاه مکانیزمها و متغیرهای مستقل و تابع اقتصادی را هماهنگ و سازگار با عناصر فرهنگی بکار گیرد. بی شک کاستی باور و بینش در مورد کار مثبت و ضعف ارزشی تلاش و پشتکار در سطح جامعه، رفتارهای متناسب با شکوفایی تولید و اشتغال را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و در نهایت مکانیزم عرضه و تقاضای کار را بی کشش می سازد. در چنین وضعیتی، نه متغیر دستمزد در جانب عرضه، کارساز است و نه متغیر سود و درآمد در جانب تقاضا می تواند نقش چشمگیری داشته باشد.
از این رو ابتدا، جایگاه نیروی انسانی عامل کار از جهت بینشی و فلسفی در تدبیر جهان، و آنگاه بعد جامعه شناختی این عامل و در نهایت اصول و شرایط اقتصادی کار، اشتغال، تولید، از دیدگاه امام علی علیه السلام مورد بررسی قرار می گیرد.

گفتار اول: جایگاه فلسفی نیروی انسانی در رابطه با طبیعت (سلطه انسان بر جهان طبیعت)

در تدبیر تکوینی و اداره واقعی جهان ماده، انسان جایگاه فعال و اثرگذار خود را دارد. به طبیعت، این گونه نباید نگاه کرد که نسبت به نیازهای انسان بیگانه است، همچنان که نسبت به انسان نباید نگرشی این گونه داشته باشیم که طبیعت در مقابل او همانند دژی تسخیر ناپذیر و مقاوم خلق شده است. هم طبیعت آنچنان خلق و تدبیر شده که منافع و نیازهای انسان را در دل خود جای داده و هم انسان آن گونه خلق شده که می تواند بر طبیعت سلطه متناسب خود را پیدا کند. امام علی علیه السلام در فراز زیر به همین قدرت و تدبیر انسان بر استخدام و تسخیر طبیعت و جهان ماده اشاره می فرماید:
و إن الأرض الّتی تحملکم و السماء الّتی تضلکم مطیعتان لربکم و ما أصبحتا تجودان لکم ببرکتها توجُّعا لکم و لا زلفة الیکم و لالخیر ترجو انّه منکم و لکن أمرتا بمنافِعکم فاطاعتا و أقیمتا علی حدود مصالحکم فقامتا.(نهج، خ 143)
«بدانید زمینی که شما را بر پشت خود می برد، و آسمانی که بر شما سایه می گسترد، پروردگار شما را فرمان بردارند و برکت آن دو بر شما نه از راه دلسوزی است و نه به خاطر جستن نزدیکی و نه به امید خیری است که از شما دارند، بلکه به سود شما مأمور شدند و گردن نهادند، و برای مصلحت شما برپایشان داشتند، و ایستادند.»
انسان بدین گونه آفریده نشده است که بر قسمتی از طبیعت تسلط پیدا کند و قسمتی دیگر از تیررس بهره برداری او خارج بماند. و اخرج الیها اهلها علی تمام مرافقها ثم لَم یدَع جُرزَ الارض التی تقصِر میاهُ العُیون عن روابیها و لاتجِد جداول الأنهارِ ذَریعَة الی بُلُوغِها حتی أنشألها ناشِئَة.(نهج، خ 91)
«و اهل زمین را از نهانگاه زمین برآورد و آنان را با همه وسایل زندگی در روی زمین قرار داد. سپس خداوند سبحان سطوح بی آب و علف زمین را که آبهای چشمه سارها به بلندیهای آن سطوح نمی رسید و جویبارهای رودخانه ها وسیله ای برای رسیدن به آن سطوح پیدا نمی کردند رها نفرمود و ابر نمودار برای آن سطوح مرتفع که مرده های آنها را احیاء کند و گیاهش را برویاند خلق کرد.»
این تسخیر بدان جهت انجام می پذیرد که انسان برخی از نیازهای اساسی را می باید از دل این طبیعت استخراج نماید. در تدبیر جهان این رمز و راز مورد توجه مدبّر آن بوده است که آن را عقیم و نازا نسبت به برخی از خواسته های طبیعی انسان در اختیار انسان نگذارد. انسان روی زمین نیازمند آب و غذاست و طبیعت مادی نیز این آب و غذای مورد نیاز را در نهان خود نهفته دارد، و جَعَل ذلکَ بَلاغا للانام و رِزقا للانعام... فَأَهْبَطَه بَعدَ التَوبَةِ لَیَعْمُرَ اَرْضَه بِنَسْلِهِ.(همان)
«خداوند سبحان با این [خلقت عظیم] توشه [مادی و معنوی] برای مردم و روزی برای جانوران عنایت فرمود... او حضرت آدم را پس از توبه بر زمین فرود آورد تا با نسل خود زمین را آباد نماید.»
در این نظام هستی زمین را با همه استعدادهای بی شمارش مهد و گاهواره انسان و با همه گستردگی اش فراش و زیرپای او قرار داد.
فَجعلها لخلْقِه مهادا و بَسَطها لهم فِراشا،(همان، خ 211) «پس آن را برای آفریدگان خویش همچون گاهواره کرد، و چون بستر برایشان بگسترد.»
این جایگاه فلسفی، بینشی انسان در رابطه با طبیعت از آن جهت مورد بحث قرار گرفت که در مباحث آینده اولاً، انسان در چرخه تولید عاملی اساسی است، و حتی در بدست آوردن تکنولوژی و بکارگیری فن تولید می باید بر نیروی انسانی به عنوان عامل سرنوشت ساز توجه در خور به جایگاه فلسفی و واقعی او شود. ثانیا، این طبیعت هرچند مورد سلطه و تسخیر انسان قرار می گیرد، اما طبیعت، همه داده های خود را بدون زحمت و رنج علمی حساب شده در اختیار انسان نمی گذارد و انسان نیز بدون تلاش و آگاهی از راز و رمز گسترده و پیچیده طبیعت نمی تواند آن را مهد پیشرفت خود قرار دهد. ثالثا، در وابستگی عینی طبقات جامعه به یکدیگر و تأثیرگذاری هر طبقه بر سرنوشت دیگر طبقات، موقعیت ممتاز سه طبقه تولیدکننده کالا و خدمت (صاحبان صنعت، کشاورزان و بازرگانان) آن گونه که در عبارات امام علی علیه السلام انعکاس یافته، تبیین شود.(2)

گفتار دوم: ساحت جامعه شناختی کار، اشتغال و تولید

بررسی ابعاد گوناگون جامعه شناختی کار، اشتغال و تولید، می طلبد که مفاهیم هنجار، ارزش، فرهنگ بطور فشرده تبیین شود تا این که هر یک از روایات، گفتمانها و رفتارهای امام علی علیه السلام در رابطه با موضوع در جایگاه متناسب و منطقی خود مورد استشهاد و استدلال قرار گیرد. اگر دستوری به عنوان هنجار یا روایتی در بعد ارزشی کار یا رفتاری به عنوان تجلی فرهنگ کار بما رسیده است، بطور صحیح و منطقی به آنها استناد شود. مدلول هنجاری به جای مفاد ارزشی و برعکس و یا ارزش ابزاری به جای ارزش ذاتی غائی مورد استنباط قرار نگیرد.

الف هنجار

رفتارها در سطح جامعه بدون شیوه «نرم»،(Norm) انجام نمی پذیرند. بنابراین هنجار یعنی مقیاس و قاعده رفتار که نه فقط افراد برای انجام کارها از آن پیروی می کنند، بلکه در عین حال رفتار انسانها نیز با آن سنجیده می شود.(Internalized)
بنابراین هنجارها هم می توانند در مسیر تعالی رفتارهای اجتماعی قرار گیرند و هم در مسیر انحطاط؛ زیرا هنجارها، قاعده ها و شیوه های پذیرفته شده از جانب اکثر افراد جهت رفتارها است و تلازم قطعی ندارد که این رفتارها مثبت و مفید به حال جامعه باشند. این قواعد رفتاری بر اساس مورد پذیرش واقع شدن از جانب اکثریت افراد جامعه، بطور طبیعی و متعارف و یا براساس دستور مافوق، به صورت زیر تقسیم پذیرند.

1- هنجارهای درونی

هنجارهایی که افراد جامعه بدون اجبار بیرونی، خود را موظف به پیروی از آنها می دانند و بر اساس میل یا احساس درونی خود، آنها را رعایت می کنند. درونی نامیده می شوند، زیرا تخلف از آنها هر چند مجازات غیر رسمی دارد مانند منزوی شدن از نظر افراد جامعه اما تأثیر این نوع مجازات بیشتر از مجازات رسمی است.(رفیعی، 1378: 220-219)

2- هنجارهای بیرونی
این نوع هنجارها از جانب مسؤولان رسمی جامعه در قالب قانون، آیین نامه و... تبیین می شوند، بدون آن که افراد جامعه مستقیما در تعیین آن هنجارها، مشارکت جمعی داشته باشند.(همان، 221)

ب- ارزش

 

ارزش یعنی یک نوع درجه بندی و امتیاز بندی پدیده ها (اعم از رفتار و اشیاء) از جهت خوبی و بدی، مثبت و منفی. اهمیت ارزش از آن جهت است که ارزیابی ما نسبت به اشیاء و رفتارهای خود و دیگران مبنا و ملاک قرار می گیرد. از این رو ارزش موجب می شود که جهت رفتارها مشخص شود و در جهت گیری ارزشی شکل گیرد.(3)
بی شک انسان به پدیده هایی امتیاز مثبت می دهد و آنها را خوب تلقی می نماید که می توانند نیازهای او را برآورده سازند.(همان، 270) طبیعی است که نیازهای انسان آن چنان که «مزلو»(4) معتقد است، طیفی گسترده از نیازهای ابتدایی (جسمی) تا نیازهای پیشرفته (غیر جسمی) از قبیل نیاز به احترام و شکوفایی و نیاز به روابط اجتماعی را زیر پوشش قرار می دهد.(رفیعی، 271) بنابراین نیازهای گوناگون انسان منشأ ارزشها می شوند، هر آنچه که بتواند آنها را اشباع نماید و موجب دسترسی انسان به خواسته های خود شود، از نظر او مطلوب و خوب به حساب می آید.
نکته اساسی که باید بدان توجه داشت و در بحث ارزش کار می توان از آن استفاده کرد، این است که نیازهای انسانها بدون وسیله و واسطه ارضاء نمی شود. مثلاً برای تأمین نیاز به همسر، پول و برای تحصیل پول، کار و تلاش ضروری است. از این رو تأمین نیاز به همسر ارزشی است که زنجیره تحصیل پول و کار در راستای آن قرار می گیرند. پس هم دسترسی به همسر ارزش می شود و هم تحصیل پول توسط کار. بر همین اساس می توان ارزش را به صورت زیر تقسیم نمود.
1- ارزش غائی: آنچه که، بصورت ذاتی به خودی خود برای انسان ارزشمند است، ارزش غائی نامیده می شود.
2- ارزش ابزاری: آنچه که خود ارزش ندارد، بلکه برای دستیابی به امر دیگری است، ارزش ابزاری دارد. در واقع چون در جهت رسیدن به مطلوب واقعی قرار گرفته است، ارزشمندشده است. این تقسیم بندی ارزش، بدان جهت است که کلیه رفتارهای ارزشی، ارزش ذاتی ندارند؛ همچنان که همه آنها ارزش ابزاری تلقی نمی گردند.

ج-فرهنگ

مجموع ویژگیهای رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه را می توان فرهنگ آن دانست. (بروس کوئن، 37) عنصر تعیین کننده در این تعریف، «اکتساب» است که از یک طرف فرهنگ را از پدیده ها و رفتارهایی که نتیجه وراثت و زیست شناختی است، متمایز می سازد، و از طرف دیگر موجب می شود که همه بخشهای زندگی که توسط انسانها به وجود آمده است را شامل شود.
بعد از تبیین اجمالی این مفاهیم بطور طبیعی این پرسش مطرح می شود که بین این مفاهیم چه ارتباط واقعی در سطح روابط زندگی اجتماعی وجود دارد؟ آیا بین هنجار و ارزش، ارزش و فرهنگ جامعه، فرهنگ و هنجار، رابطه عینی برقرار است؟ جواب پرسش فوق از آن جهت ضرورت دارد که در زندگی اجتماعی انسانها عنصر کار، بطور عام چگونه می تواند، تبدیل به فرهنگ شود و در نتیجه فرهنگ کار در جامعه از یک طرف زمینه اجتماعی تلاش، پشتکار، خستگی ناپذیری را و از طرف دیگر دقت، ابتکار، خلاقیت، نظم کاری و بهره وری را فراهم نماید.
همچنان که اشاره شد، منشأ و خاستگاه ارزش، نیاز است. هر انسانی احساس نیاز به احترام و عزت نفس می نماید. در واقع احترام اجتماعی یک نیاز مهم و مورد خواست هر فردی است، و بی شک پیروی از «هنجار» منشأ احترام و کسب ارزش است. زیرا «ناهنجاری» در دید افراد جامعه بی هویتی، بی احترامی و تزلزل موقعیت اجتماعی را به دنبال دارد.
بنابراین هر انسانی نیازمند به احترام و عزت نفس و تأمین این نیاز «ارزش» است. و روش و شیوه دستیابی به آن ارزش، وقتی در بین مردم رواج می یابد، به صورت «هنجار» شکل می گیرد. از این رو می توان گفت: روش و شیوه رفتاری که در قالب آن اکثر افراد جامعه نیازهای گوناگون حسی، روانی، فردی اجتماعی را تأمین می نمایند «هنجار است» و به همین جهت هنجار نیز به نوبه خود می تواند، یکی از علل ارزش نیز به حساب آید.(رفیعی، 278)
با توجه به این که ویژگی اساسی و قوام و ماهیت فرهنگ به عنصر «اکتسابی» بودن آن است، می توان چنین نتیجه گرفت که قواعد و نُرمهای اجتماعی که در راستای تأمین نیازها و ارزشهای جامعه قرار می گیرند، بخشی از فرهنگ آن جامعه را به وجود می آوردند.
رفتار کاری، در جامعه قاعده و نرم دارد؛ اگر این قاعده و نرم کار مفید باشد یا کار مفید به عنوان شیوه تأمین نیازهای مختلف جسمی، روحی اجتماعی در سطح جامعه تثبیت شده باشد، فرهنگ کار و تلاش بطور مثبت شکل گرفته است. در مقابل اگر از روش بیکاری یا کار غیر مفید، یا کارهای زیان آور، تأمین نیاز شد، فرهنگ مناسب کار، شکل نگرفته است. به دیگر سخن قاعده و نظم کاری جامعه، هر گاه بر اساس کار سازنده، همراه با دقت و پشتکار انجام پذیرد، به گونه ای که کار با مشخصات فوق جایگاه هنجاری داشته باشد و تخلف از آن، ناهنجاری به حساب آید و یا این که کار با ویژگیهای مثبت آن، تأمین کننده موقعیت، احترام و عزت نفس در سطح روابط اجتماعی تلقی شود، عنوان ارزش اجتماعی به خود می گیرد؛ در این صورت کار مفید و همراه با دقت و ابتکار وارد حوزه «فرهنگ» می شود و طبعا فرهنگ مناسب کار و بهره وری کار، شکل می گیرد.
بنابراین، در صورتی که کار مفید با بهره وری بالا، اولاً، در سطح وسیع در بین اکثر افراد جامعه گسترش یابد و در واقع به «هنجار» تبدیل شود، بطوری که بیشتر افراد جامعه، خود را موظف به پیروی آن بدانند و عدم پیروی به گونه ای غیرمستقیم با روشهای درونی کنترل و سرزنش شود، ثانیا، یک ارزش تلقی شود به گونه ای که فعالیت و تلاش را خوب بدانند نه عار و ننگ و کسر شأن، کار مثبت و سازنده هم «هنجار» می شود و هم «ارزش» و بطور طبیعی فرهنگ مناسب و کار سازِکار تحقق یافته و کارکرد مثبت خود را در زمینه تأمین نیازهای اساسی جامعه از قبیل علم، تکنولوژی آموزش، بهداشت، معماری، کشاورزی، امور دفاعی، ارتباطات، قضاوت، اقتصاد، ورزش و... ایفا می نماید. زیرا «هنجار» و «ارزش» دو عنصر اساسی فرهنگ، به حساب می آیند. اکنون نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که چگونه می توان پدیده رفتاری، همانند کار مفید و سازنده را، در سطح جامعه تبدیل به «ارزش» و «هنجار» نمود، تا این که وارد قلمرو فرهنگ جامعه شود.
ادامه دارد ...

پی نوشت ها :

1- استادیار پژوهشکده حوزه و دانشگاه.
2 تفصیل این بحث در گفتار سوم خواهد آمد.
3 Value _ onientaion
4- Maslow

منبع: www.hawzah.net

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 7:57 PM - روز یک شنبه 12 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
تبيين ابعاد مختلف «همت مضاعف و كار مضاعف»


نويسنده: حمزه عالمي


    رهبر معظم انقلاب در سخنراني آغاز سال جديد، سال 89 را با عنوان «سال همت مضاعف و كار مضاعف» نام گذاري كرده و فرمودند: «من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذاري مي كنم. به اميد اينكه در بخشهاي مختلف، بخشهاي اقتصادي، بخشهاي فرهنگي، بخشهاي سياسي، بخشهاي عمراني، بخشهاي اجتماعي، در همه عرصه ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاي بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم تر، راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدفهاي بزرگ خود ان شاءالله نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.»
    ايشان اين عنوان را در سخنراني هاي روزهاي بعد مورد تاكيد قرار دادند كه از درون اين بيانات مي توان به نكاتي در مورد فلسفه اين نامگذاري و اهميت آن پي برد. در اين نوشته سعي مي شود ابعاد مختلف اين عنوان بررسي شود:
    
    
 الف) معنا و مفهوم «همت مضاعف و كار مضاعف»
    با دقت در اين جمله رهبر معظم انقلاب كه فرمودند: «ما امسال را عرض كرديم «سال همت مضاعف و كار مضاعف»: يعني همت برتر و كار بيشتر» مي توان اين نكته را گفت كه عنوان انتخاب شده دربردارنده دو بعد نظري و عملي است. همت برتر بيشتر به انگيزه مربوط مي شود و كار مضاعف هم نمود بيروني اين انگيزه است. همت مضاعف به فرد القاء مي كند كه با انگيزه، روحيه و اعتماد به نفس بيشتر و قوي تر، فكر كند و تصميم بگيرد و كار مضاعف هم اينكه در عمل اين افكار و تصميمات با كميت و كيفيت بيشتري اجرا شود. اين دو مفهوم اولاتاثير متقابل بر يكديگر دارند و ثانيا درهم تنيده و درهم پيچيده با يكديگر مي باشند. بدون انگيزه، روحيه و اعتمادبه نفس بالاو مضاعف، كار برتر شكل نمي گيرد و كار نكردن و عملي نشدن تصميمات و برنامه ها به تضعيف و در نهايت خشكاندن انگيزه ها منجر مي شود.
    
    
 ب) فلسفه اين نامگذاري
    با درنظر گرفتن شرايط سياسي، اقتصادي و اجتماعي كشور و نيز با توجه به بيانات معظم له طي سخنراني هاي اخير مي توان دو نكته آشكار و پنهان در مورد فلسفه نام گذاري سال جاري به عنوان «همت مضاعف و كار مضاعف» مطرح كرد. نكته آشكار و مهم به ظرفيت ها و توانمنديهاي كشور برمي گردد كه رهبر معظم انقلاب هم چندين بار به آنها اشاره نموده اند. در حال حاضر جمهوري اسلامي ايران علاوه بر دارا بودن ظرفيت هاي بالقوه، فرصت ها و توانمنديهاي زيادي را در بخش هاي مختلف كسب كرده است. مقام معظم رهبري اين زمينه ها و ظرفيت ها را طي بيانات ابتداي سال در حرم مطهر رضوي اين گونه برشمردند:
    1- پيشرفت در زمينه زيرساخت هاي اقتصادي، ارتباطي و مواصلاتي؛
    2- حركت پرشتاب در زمينه هاي علمي و فناوري در بخش هاي علوم زيستي، علوم نانو، فضايي و وجود انگيزه هاي بالادر ميان جوانان جهت كار كردن در اين عرصه؛
    3- قرار داشتن ايران در درجه اول اعتبار بين المللي و سياسي در منطقه؛
    4- وجود نسل جوان تحصيلكرده و داراي انگيزه و اعتمادبه نفس؛
    علاوه بر اين زمينه هاي ارزشمند، موارد زياد و مهم ديگري از توانمنديهاي كشور در عرصه هاي مختلف وجود دارد. ثبات سياسي، تجربه غني نظام در حل ناامني ها و چالش هاي سياسي، مردمي بودن نظام، اقبال ملت هاي مسلمان و ساير كشورها به فرهنگ و تمدن ايراني، دارا بودن نخبگان فكري و سياسي فراوان، منابع و ذخاير ارضي بي نظير، موقعيت ژئواستراتژيك و... نمونه هايي از اين موارد است.
    نكته مهم اينكه در حال حاضر جمهوري اسلامي اين ظرفيت هاي بالقوه را در بخش هاي متعدد بالفعل نموده و در برخي حوزه ها تجربيات چندين ساله دارد.
    آنچه در اين شرايط مورد نياز اصلي است همان همت مضاعف و كار مضاعف است. شرايط كشور براي رشد و تعالي در حوزه هاي مادي و معنوي از هر لحاظي فراهم است و تنها برتر بودن و مضاعف نمودن انگيزه ها و همت ها و افزايش سطح كمي و كيفي كار و تلاش نياز است تا اين رشد و تعالي حاصل شود.
    اما نكته پنهان مسئله كه بيان كننده شرايط سياسي كشور است، جاي توجه بيشتري دارد. با نظر به اين نكته بايد همت و كار را هر روز مضاعف تر نمود. در واقع مسئله اينجاست كه با توجه به ماهيت عنوان همت مضاعف و كار مضاعف بايد گفت كشور در حال حاضر نيازمند خطوط فكري عملگرايانه است تا مقولات روشنفكري بريده از واقعيات موجود.
    رهبر معظم انقلاب با انتخاب اين عنوان و نيز عنوان هاي «نوآوري و شكوفايي» و «حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف» در سال هاي قبل خطوط فكري- عملياتي و منطبق با واقعيات اسلامي، ايراني را براي نيل به توسعه و تعالي مادي و معنوي به مسئولان و نخبگان معرفي مي كنند. از اين رو ايشان در مورد نامگذاري امسال مي فرمايند: «اين شعارها نه فقط يك امر نمايشي است و نه اين اينجوري است كه ما خيال كنيم در اين سال، اين شعار همه مشكلات كشور را حل خواهد كرد؛ نه، اين تشريفاتي نيست؛ اين خط روشني را به ما نشان مي دهد.»
    طي سال هاي بعد از انقلاب اسلامي به ويژه بعد از دوران سازندگي، حلقه هاي روشنفكري در كشور فعاليت هاي فكري خود را افزايش دادند و به صورت جدي پيرامون مقولاتي همچون نقش دين در سياست، آزادي در جامعه اسلامي، حدود اختيارات ولي فقيه، حقوق زنان، حقوق بشر و... به ارائه ديدگاه و نظر پرداختند كه ويژگي بارز بيشتر اين نظرات نقد فضاي موجود و به چالش كشيدن نظام جمهوري اسلامي و ارزش هاي آن بوده است. بعد از انتخابات دوم خرداد 76 اين افكار روشنفكرانه كه به هيچ عنوان دغدغه حل مشكلات واقعي و نيازهاي ضروري مردم را نداشت وارد مديريت اجرايي و حتي قوه قانونگذاري شد و خط و مسير دولت را بيش از آنكه در راستاي ارائه طرح ها و اجراي تصميمات عملياتي براي حل مشكلات كشور (فقر، فساد، تبعيض) قرار دهد، در پرتو اين ديدگاه هاي ضد و نقيض و بحث ها و مشاجرات سياسي قرارداد؛ مشاجراتي كه حتي به صحنه اجتماع كشيده شد و باعث وقوع ناآرامي هايي در دانشگاه ها و جامعه شد. نمود بارز اين موضوع به حادثه18 تير 78 برمي گردد.
    با پيروزي اصول گرايان در انتخابات شوراها، مجلس و دولت نهم و اقبال مردم به اين جريان به سبب نارضايتي از اصلاح طلبان، دولت و قوه مقننه در مسير حل مشكلات واقعي مردم و عملياتي فكر كردن و اتخاذ تصميمات واقع گرايانه قرار گرفت. اين فضا و شرايط كه به همت روشنگريهاي رهبري، اقبال مردم و هوشياري نيروهاي اصولگرا فراهم شد، توسط رهبر معظم انقلاب در ذيل يك گفتمان عملياتي كلان قرار گرفت. اعلام گفتمان «پيشرفت و عدالت» توسط رهبري براي دهه چهارم انقلاب، نشان مي دهد كه ديگر زمان انديشه ورزي روشنفكرانه و دور از واقعيات نيست؛ همه نيروها بايد در ذيل گفتمان عملياتي و مبتني بر شرايط اسلامي- ايراني پيشرفت و عدالت جمع شوند و با استفاده از خطوط فكري- عملياتي همچون، «نوآوري و شكوفايي»، «حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف» و «همت مضاعف و كار مضاعف» در راه رسيدن به اهداف متعالي انقلاب اسلامي- كه رفاه مادي و رشد معنوي است- تلاش كنند. گفتمانهاي روشنفكرانه و وارداتي كه دغدغه رسيدن به ارزش هاي ليبرال دموكراسي را دارند در اين محيط جايي ندارند، ضمن اينكه با رويگرداني مردم مواجه شده اند. بنابراين بايد مسير حركت كشور و نظام را در راستاي رسيدن به پيشرفت عادلانه قرار داد و خط فكري-عملياتي «همت مضاعف و كار مضاعف» در كنار خطوط سالهاي قبل در اين راه مورد نياز است. از همين جا بايد گفت عنوان «نوآوري و شكوفايي» و «حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف» را نبايد فراموش كرد؛ چرا كه همه اين عناوين در كنار هم مكمل رسيدن به پيشرفت و عدالت است؛ به اين خاطر كه اين عناوين به فرموده رهبر معظم انقلاب شعار نيستند؛ بلكه خطوط روشني هستند كه ما را به هدف مي رسانند.
    بنابراين نكته پنهان اين نامگذاري ها، همان نكته اي است كه مقام معظم رهبري همواره بر آن تاكيد مي كنند و مي فرمايند: كشور نيازمند حركت جدي در همه زمينه ها است. در اين حركت جدي، توجه جدي به مشكلات، بررسي مشكلات از نزديك، انگيزه جدي براي حل آنها و كاركردن جدي و مضاعف مورد نياز است، نه ارائه انديشه هاي روشنفكرانه و انتزاعي آن هم با نگاه به مكاتب غربي و وارداتي، درشرايطي كه گفتمان روشنفكرانه مورد ادعاي اصلاح طلبان در جامعه با رويگرداني مردم مواجه و دچار وضعيت متناقضي شده و از طرف ديگر نيروهايي با تفكر عملياتي حل معضلات كشور آن هم بر مبناي ارزش هاي اسلامي و ايراني روي كار آمده اند. بايد تلاش خود را به كار گرفت تا گفتمان «پيشرفت و عدالت» كه خود برخاسته از يك انديشه عملياتي براي حل مشكلات كشور است در راس قرار گيرد و خطوط فكري- عملياتي همچون همت مضاعف و كار مضاعف براي اجرايي نمودن آن تعريف شود. زماني كه خطوط فكري عملياتي «نوآوري و شكوفايي»، «حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف» و «همت مضاعف، كارمضاعف» درفضاي فكري فرهنگي كشور نهادينه شود ديگر انديشه هاي روشنفكرانه وارداتي نمي تواند عرصه سياسي را معطل مشاجرات بيهوده كنند.
    
    
 ج) الزامات اجرايي شدن همت مضاعف و كار مضاعف
    با توجه به بيانات مقام معظم رهبري در حرم مطهر رضوي (1/1/89) و نيز شرايط كشور مي توان در حوزه هاي مختلف الزامات رسيدن به همت مضاعف و كار مضاعف را مطرح كرد:
    - پرهيز از جنجال هاي سياسي و رسانه اي و عدم جدي تلقي كردن مواضع و رفتار سران فتنه؛
    - همكاري و هماهنگي قواي سه گانه و يكپارچگي در حركت و درتصميم گيريهاي بزرگ؛
    - هدايت فضاي فكري، رسانه اي و فرهنگي كشور به سوي مشكلات و نيازهاي واقعي كشور و ترسيم طرح هاي عملياتي براي حل آنها؛
    - نهادينه سازي فرهنگ كار و تلاش و افزايش انگيزه ها با تشويق و حمايت از نخبگان و فعالان نمونه؛
    - آموزش فرهنگ كار در مدارس و مراكز آموزشي و استفاده از هنر و ادبيات در اين زمينه؛
    - سالم سازي بروكراسي اداري و احياي دوباره طرح تكريم ارباب رجوع جهت تسهيل كارها و افزايش انگيزه ها؛
    -حمايت از توليدات داخلي و توجه به توصيه هاي رهبري درجلوگيري از صادرات بي رويه و بويژه در بخش صنعت جهت افزايش انگيزه هاي توليدكنندگان و به تبع آن افزايش كار و تلاش
    - توجه به سند چشم انداز در تهيه طرح ها و برنامه ها و اجراي آنها جهت هدفمندكردن كارها و به تبع آن افزايش انگيزه ها
    - افزايش نظارت در واگذاريها ذيل اصل 44 براي جلوگيري از فساد مالي و مقابله با هرگونه فساد اقتصادي و سياسي جهت مضاعف شدن انگيزه كار كردن براي افراد و سرمايه داران؛
    - اتمام طرح هاي عمراني و صنعتي نيمه تمام و حاكم كردن فرآيند منطقي و منظم در انجام يك پروژه جهت تسهيل كارها و افزايش انگيزه كاركردن؛
    - افزايش نظارت در هر سازمان و نهادي براي سالم سازي محيط كار و ترغيب افراد پركار و توانمند.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 7:52 PM - روز یک شنبه 12 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
هدف از رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعي در هر كشوري فراهم ساختن رفاه مادي و معنوي براي مردم آن سرزمين از طريق تامين نيازها و توجه به كيفيت زندگي، بهبود فضاي كسب و كار و كرامت آنها است و اين امر محقق نمي‌شود، مگر با كار ، تلاش و همت مضاعف ، همتي كه در آن انگيزه‌هاي قوي معنوي و الهي باشد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دولت،‌ عبدالرضا شيخ‌الاسلامي وزير كار امور اجتماعي، طي مطلبي به عنوان "اشتغالزايي نوين و نقش راهبردي آن " در اين خصوص مطالبي را عنوان كرده‌ كه متن آن بدين شرح است:
پاسداشت مقام كارگر در جمهوري اسلامي ايران، برخاسته از مباني اعتقادي و ارزش‌هاي ملي است زيرا در تفكر اسلامي اولين كار هستي، به فاعليت خداوند در فعل جهان تجلي يافته و عالم از ازل تا ابد تبلور خلقت اوست كه با تدبر در آفاق و انفس رخ مي‌نمايد.
خداوند سبحان را شاكريم در طليعه سال 89، سالي كه به تعبير حكميانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي (مدظله العالي) به عنوان سال "همت مضاعف " و "كار مضاعف " نام گرفته، انگيزه‌‌اي پرشورتر خواهد آفريد تا همگان بخصوص وزارت كار و امور اجتماعي بتواند با همكاري تمامي ارگانها، نهادها، و شركاي اجتماعي خود و نيز با همت والاي تماميت جامعه كار و توليد در مسير تحقق تام عدالت و پيشرفت كشور براي بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي بالقوه سرمايه انساني، در جهت نيل به قله‌هاي رفيع رشد و تعالي گام‌هاي استوارتري برداشته و به جايگاه و نقش اركان و اضلاع مختلف جامعه كار و توليد بخصوص كارگران، اين بازوان توانمند توليد و توسعه توجه نمايد و ضمن تجليل از اين قشر شريف و خدوم پيشرو و مولد به ترويج فرهنگ كارو تلاش اهتمام ورزد.
هدف از رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعي در هر كشوري فراهم ساختن رفاه مادي و معنوي براي مردم آن سرزمين از طريق تامين نيازها و توجه به كيفيت زندگي، بهبود فضاي كسب و كار و كرامت آنها است و اين امر محقق نمي‌شود، مگر با كار ، تلاش و همت مضاعف ، همتي كه در آن انگيزه‌هاي قوي معنوي و الهي و خدمت بي‌ منت نهفته باشد.
لذا به منظور قدرداني از شان والاي كار و مهارت و تجليل از تلاشها ، خدمات بي شائبه و مقام ارجمند كارگران عزيز در عرصه هاي مختلف انقلاب ، دفاع مقدس و كار و تلاش ،شايسته است همه مجريان فرهنگي ، اجتماعي ، و نيز كليه كارفرمايان خدوم نسبت به كرامت آنها و تامين هرگونه امكانات رفاهي از قبيل مسكن ، بهداشت جسمي و رواني ، بيمه و مسايل معيشتي ايشان و خانواده هاي بزرگوارشان از هيچ تلاشي مضايقه ننمايند ، اموري كه نه جزو هزينه ها كه از مولفه هاي سرمايه گذاري به حساب آمده و با بهره وري نيز ارتباطي بنيادين دارد.
از سويي ديگر با توجه به ظرفيت‌هاي بسيار ارزشمند سرمايه انساني، جواني جمعيت و وجود منابع غني در كشور، كه از موهبت‌هاي الهي ايرانيان است؛ توجه به مقوله كارآفريني و مهارت آموزي به عنوان ابزارهاي اشتغال‌زايي نوين و نقش راهبردي آن در رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعي جامعه امري بنيادي در وضعيت كنوني اشتغال و بازار كار كشور است. نيازي كه به نظر مي‌رسد با استمداد از فكر خلاق كارگران تلاشگر، كارآفرينان و همه جوانان ايران زمين محقق خواهد شد. در اين زمينه البته نبايد از برنامه ريزي دقيق و سياستگذاري اصولي و اساسي در امر آموزش فني و حرفه اي نيروي كار براي بسط ، تعميق و حجم بازار كار ، غافل ماند .
همچنين، با عنايت به تاكيد رياست محترم جمهوري مبني بر لزوم تلاش همگاني براي تحقق شكوفايي فرهنگ متعالي ملت ايران در سطوح ملي، منطقه‌اي و جهاني شايسته است با همت و كار مضاعف در راستاي تبيين و ترويج فرهنگ كار مبتني بر الگوهاي ايراني - اسلامي و ارتقاي آن براي خدمت رساني گسترده تر و بسط خلاقيت ، نوآوري و بهره وري مناسب از امكانات، تمامي مساعي خويش را به كار بنديم.
در اين صورت جامعه ايراني مي تواند به چشم انداز بيست ساله خود دست يافته و با قرار گرفتن در جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه با هويت اسلامي و انقلابي، الهام بخش در جهان اسلام و در روابط بين الملل باشد.
در پايان با تبريك فرا رسيدن روز جهاني كارگر ، به مقام والاي كارگران ارج نهاده و سلامتي ، موفقيت و بهروزي اين جهادگران جامعه كار و توليد را از درگاه خداوند حكيم خواستارم.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 7:51 PM - روز یک شنبه 12 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
با همت و كار مضاعف از مشكلات كلان سيستم آموزشي بكاهيم
گفتگو با فرهنگيان و معلمان به مناسبت روز خجسته معلم


اشاره:
    ارديبهشت هر سال به مناسبت بزرگداشت مقام شامخ استاد شهيد مرتضي مطهري، روز معلم ناميده مي شود. روزي كه بايد از منظري ديگر به نظام آموزشي و فعالان آن نگريست. روزي كه بايد ابعاد مختلف آموزش را با دقت بيشتري مورد توجه قرار داد. روزي كه نبايد صرفا ً در دست، كادو و بر زبان، تبريك داشت. بلكه بايد در بزرگراه هاي تاريخ آموزش، شاهراههاي هستي و چيستي نظام آموزش، كوچه پسكوچه هاي كاستيها و قوتهاي اين سيستم بزرگ و معابر روابط بين ساكنان آن قدم زد. به راستي بايد پاسخ داد؛ روز معلم بهانه است يا شكرانه؟ روز معلم، پاسداشت است يا نكوداشت؟ جايگاه معلم در كجاي آيين ماست؟ نظام آموزشي در كدام مرحله تكوين قرار دارد؟ چرا معلم در تقويم، روزي اختصاصي دارد؟ معلم كجاي دل و ذهن ما قرار دارد؟
    
  معلمي شغل انبياست، مفهومي واقعي در معناي كلمه دارد
    در دين اسلام، اولين معلم انسان براي حركت به سوي تعالي، خداوند است. بعد از خداوند، عقل به عنوان قوه تشخيص و انبياي عظام (ع) به عنوان معلمان دروني و بيروني، هدايت جامعه را بر عهده گرفته اند. در اين سير تكاملي، هر فردي كه در هدايت بشر به سوي تعالي، تعبد و آگاهي، نقشي موثر را ايفا كند در زمره انبياء قرار مي گيرد. از اين رو، گفتن اين جمله كه معلمي شغل انبياست، مفهومي واقعي در معناي كلمه دارد.
    سالروزشهادت استاد بزرگ مرتضي مطهري درتقويم ايران بهانه اي هرچند سرخ رنگ براي پاسداشت شان و مقام انساني و اجتماعي معلم است، پاسداشتي كه بايد چنان نهادينه شود تا هر روز ما روز معلم باشد. چرا كه علم آموزي، روز و ساعت خاصي ندارد. معلم و متعلم، دو محور اساسي آموزش هستند.
     خداوند، آيين اسلام را بر اساس اهميت علم و احترام به معلم بنا نهاد
    بعد از اينكه خداوند متعال در كوه حرا به وسيله جبرئيل، رسول خود را به خواندن به نام پروردگارش فرا مي خواند اولين پايه هاي دين اسلام را بر تعليم و تربيت و زدودن بي سوادي بنا مي نهد. زماني كه در قبيله بزرگ قريش هفده نفر سواد خواندن و نوشتن داشتند به رغم بي اعتنايي مردم به تعليم وتعلم و خواندن و نوشتن، خداوند، آيين اسلام را بر اساس اهميت علم و احترام به معلم پايه گذاري كرد. در اولين آيات از تعليم و قلم سخن گفت و خود را معلم انسانها معرفي كرد؛ « اقرا و ربك الاكرم * الذي علم بالقلم * علم الانسان ما لم يعلم».
    پيامبر اعظم (ص) بعد از مبعوث شدنش براي نهادينه كردن فرهنگ عمومي آموختن، زمينه تعليمات ابتدايي را براي آحاد مردم آماده كرد و از سه حق اسلامي فرزند كه بر عهده والدين است، حق نوشتن را در رتبه دوم قرار داد.
    وقتي علي (ع) به عنوان باب علم براي نشان دادن حق بزرگ معلم بر جامعه؛ خود را غلام كسي معرفي مي كند كه فقط يك كلمه به او آموخته باشد، منزلت معلم را چهارده قرن قبل در محيط بي سواد و نادان جاهليت براي همگان تبيين مي كند.
    جهت تهيه گزارشي پيرامون روز خجسته معلم، خدمت زهره صالحي دولابي، مدير مدرسه دخترانه طهماسبي رسيديم. وي با نگاهي به جايگاه تعليم و تعلم در جامعه اسلامي، مي گويد: اولياي ما در واقع با نگرشي اصولي به مسئله آموزش، زمان مناسب آموزش عمومي را هم دراختيار نظام آموزشي مسلمانان قرارداده اند. امام صاق (ع)
    مي فرمايند: «فرزندت را تا شش سال به آموزشگاه بسپار كه درس بخواند و تربيت شود.»
    وي در ادامه مي افزايد: در جامعه اسلامي ما جايگاه نظام آموزش و پرورش و فاعلان آن توسط بزرگاني چون شهيد رجايي و استاد شهيد مطهري مشخص شده است و نامگذاري 12 ارديبهشت به نام «معلم»، خود مصداقي عيني از نگرش متعالي نظام نسبت به قشر فرهنگي است.
    صالحي، معلم را نيروي انساني اي مي نامد كه مهندسي افكارعمومي در دست اوست. او وظيفه معلم را فراتر از حال مي داند و مي افزايد: تحكيم پايه هاي نظام علمي و فرهنگي كشور منحصرا ً در دستان و زبان معلم است. دستاني كه افعالش و زباني كه گفتارش آب حيات مي نوشاند.
    اين مدير پر سابقه، ساعات حضور در محضر معلم را ساعات ارزشمندي مي داند كه خداوند متعال آن را بر حساب عمر گذشته شاگرد نمي گذارد، يعني محضر استاد، عالمي از عوالم قدسي است. اجراي عدالت حتي در نگاه كردن، از ديگر ويژگيهاي منحصر به فرد اين ساعات است. عدالتي كه بايد در سطح كلان آموزش و پرورش به هر صورت ممكن بين دانش آموزان و معلمان، كارمندان مختلف اين سيستم آموزشي بزرگ و ديگر كارمندان دولت رعايت شود.
     ابتدا بايد كاستيهاي درون سازماني برطرف و نقاط قوت شناخته شود
    ابتدا بايد مشكلات درون سازمان رفع شود. كاستي هاي درون سازماني برطرف شود، آن گاه به منظر بيروني توجه كرد. با توجه به شان و جايگاه آموزش و پرورش در نظام اسلامي و نقش ارزنده معلم در تربيت نيروي متعهد و متفكر جامعه بايد مديريت اين سيستم به عنوان تربيت كننده و توليد كننده نيروي انساني به دست قويترين افراد سپرده شود. اما متاسفانه چند صباحي است كه يكي از مشكلات كليدي آموزش و پرورش، تغيير مديريت و به تبع آن تغيير سياستهاي كلي آموزشي است. براي مثال با وجود دهها صفحه پژوهش و برگزاري بي شمار جلسه هاي تخصصي، چگونگي اجرا كردن دوره هاي مختلف ابتدايي، راهنمايي و متوسطه، سرانجام به همان نقطه اول يعني چند ساله شدن دوره ابتدايي و قرار گرفتن دوره راهنمايي در دل آن و نيز كوتاهتر شدن دوره متوسطه رسيده ايم. رها مهاجر، كارشناس مسائل آموزشي كشور با بيان اين مطلب مي افزايد: به طور قطع، با چنين تغييرات عجولانه و بدون كار كارشناسي دقيق، جز ضربه زدن به بودجه هاي اندك آموزش و پرورش چيزي حاصل نخواهد شد. بخصوص كه با تغييرات كلي يك نظام با طيف وسيعي از جابه جايي معلمان در مقاطع، تغيير كليه كتب و نيز برنامه هاي آموزشي روبرو خواهيم شد.
    وي در ادامه مي افزايد: در شرايط فعلي كه آموزش و پرورش نيازمند مدرن شدن و به روز شدن است و چندين سال نيز از اجرايي شدن نظام سالي واحدي گذشته، بايد بودجه ها را صرف توسعه آموزش مجازي و نيز آشنايي دانش آموزان با علوم جديد از طريق رايانه در اقصا نقاط كشور كرد.
    مهاجر، پهناور بودن كشور و استعداد بالقوه دانش آموزان ايراني را در يادگيري علوم جديد و نياز جامعه به همگام بودن با علوم روز را از مهمترين دلايل لزوم توسعه آموزش مجازي برمي شمارد و مي گويد: رشد و گسترش آموزش مجازي در نظام آموزشي كشور بهترين شيوه براي از بين بردن تبعيض در امكانات آموزشي است.
    وي عجين كردن محتواي كتب با نيازهاي بومي كشور و ايجاد آموزشي متعهدانه، فراهم كردن امكانات ارتقاي علمي و رفع نيازهاي اقتصادي معلمان را از ديگر موارد مهمي برمي شمارد كه بايد مد نظر مديران ارشد نظام آموزشي قرار گيرد.
     شان معلم بالاتر از محاسبات اقتصادي و تبليغاتي است
    آموزگاري شغل شريفي است و شرافت آن برگرفته از شرافت وجودي معلم است. جايگاهي كه هر كس توان تكيه زدن بر اريكه آن را ندارد. معلم چون گنجينه اي از فضايل اخلاقي و دايرة المعارفي از علوم است. معلم در نظر شاگردانش حاكم كلاس است. حاكم مقتدر در علم اندوزي، سخاوت در نشر علم، مناعت طبع، رافت، عزت و مرتبت و... مثل قاضي كه حاكم دادگاه است. اما آيا با اتفاقات و برخوردهاي كنوني، اين حاكم توانسته در تمامي صفات ذكر شده، مقتدر عمل كند؟! آيا با اين تعابير، معني درستي از معلم داريم؟ معلم كيست؟
    شكوفه باغباني، مسئول كتابخانه يكي از مدارس تهران كه حكمش دفتري است معتقد است در نظام آموزشي ما معلم به كسي گفته مي شود كه ساعات موظفي خود را دركلاس درس بگذراند. اوست كه حقوق و مزاياي دبيري يا معلمي دريافت مي كند.در اين سيستم من به عنوان كسي كه تلاش در جهت احياي روحيه كتابخواني و نهادينه كردن ارزش كتاب دارم، نقشي به عنوان دبير ندارم و اگر ساعات زماني برابر يك معلم را در كتابخانه بگذرانم، آخر ماه حقوقي كمتر دريافت خواهم كرد. آيا اين مورد نشان دهنده ارزش گذاري ساعات كتابخواني و مسئوليت احياي روحيه پژوهش در دانش آموزان و همكاران است؟! معلمي كه در طول ساعات تدريس يك ساله خود ساعاتي را به عنوان موظفي در محيط كتابخانه نمي گذراند چند درصد با صفت به روزرساني علم، عجين است؟آيا سيستمي كه پرداخت حقوق معوقه كارمندان خود را رسانه اي مي كند يا تكميل بيمه آنها را مسئله روز مي كند و يا اينكه مزاياي كارمندان خود را در سايتها منتشر مي كند، شان معلم را حفظ كرده است؟! ما خواهان عدالت بين تمام كارمندان دولت هستيم. يك فرهنگي بايد دغدغه اي جز آموزش نداشته باشد. اما شرايط اقتصادي به ما اجازه اين مهم را نمي دهد.
    وي درادامه مي افزايد: البته قصد من از گفتن اين مسائل، گلايه يا شكايت نيست. طرح واقعيات حاكم بر جامعه آموزشي است كه به شكر خدا با همت وزير جديد در حال رفع شدن است.
    باغباني سپس عملكرد مطبوعات را در باره انتشار اخبار مربوط به فرهنگيان مورد توجه قرار مي دهد و مي گويد: بارها پيش آمده خبري از اعطاي وام يا مزايايي خاص را در صفحه هاي اول روزنامه ها چاپ
    مي كنند اما بعد از رد شدن اين طرح يا... روزهاي بعد فقط با چند جمله كوتاه در فضاهاي خالي صفحات آخر، عدم صحت يا اجرا نشدن آن را كم رنگ درج مي كنند. اين گناه بسيار بزرگي است كه قدرت اقتصادي معلم را در نظر
    دانش آموزان دستخوش تغييرات ملموس مي كنند. دانش آموز كلاس از مقدار عيدي معلم، اضافه حقوقش يا قراردادي و رسمي شدن او باخبر است!
    اين مسئول كتابخانه، با بيان اينكه اگر چه روز معلم، خود شكرانه اي بزرگ براي فرهنگيان است،12 ارديبهشت را تلنگري بر ذهن همه مي داند كه روزگاري شاگرد بودن را فراموش نكنند. وي مي افزايد: واقعه شهادت استادي بزرگ، معلمي دلسوخته و دلسوز و نويسنده اي توانا در عرصه علوم مختلف، هيچ گاه با هيچ كادو يا شادباشي براي فرهنگيان حتي بعد از گذشت بيش از دو دهه التيام نخواهد يافت. شهادت استاد مطهري، شان و مرتبت ذاتي معلم را تطهير كرد. اين تقدس و طهارت، مسئوليت مهمي را بر عهده معلم و جامعه آموزشي مي گذارد.
    
  بايد با كار و همت مضاعف به جايي برسيم كه دغدغه اي جز آموزش نداشته باشيم
    كارمندان يك كشور در سازمانهاي مختلف مشغول به فعاليت هستند. همه آنها داراي امكانات خاص و حقوق و مزاياي كارمندي مطابق شرايط سازمان مربوطه مي باشند. البته كمتر كسي به مسائل درون سازماني آنها
    پي مي برد و در واقع روساي آنها در انتقال اخبار درون سازمان خود كمتر، رو بازي مي كنند. تا حركتي انجام نشده، ثمره آن ديده نشده، كمتر كسي از بيرون سازمان به كم وكيف آن پي مي برد.
    حميد رضا نجفي، دبير يكي از مدارس تهران با بيان اينكه تمامي امكانات و مزايا و حقوق معلمان حتي درصد رشد ساليانه حقوق آنها، استخدام شدن و نوع بيمه معلمان از مباحث مهم خبري در سطح كلان جامعه محسوب
    مي شود، مي گويد: به راستي كسي تا به حال بيمه ساير كارمندان، مزايا و حقوق آنها را به عنوان تيتر خبري در صفحات روزنامه يا روي سايتها و خبرگزاريها ديده است؟ شان و جايگاه معلم اين نيست كه دانش آموزي در راهرو به او بگويد: خوشا به حالتان آقا، بيمه طلايي هم كه شديد! و فردايي نه چندان دور بار ديگر رسانه هاي پخش كننده آن خبر به گونه ديگري اين مسئله را خبر ساز كنند و موافقت يا عدم موافقت مجلس را با اين طرح مورد بررسي قرار دهند.
    اين معلم رياضي در اين باره به نظام هماهنگ كشوري اشاره مي كند و مي گويد: به طور قطع تصويب اجرايي كردن نظام هماهنگ كشوري و سر و صداي شديد آن كه البته در نظر برخي از كارمندان آموزش و پرورش چندان هم موثر نبوده است يكي از راه حل هاي مد نظر مديران و بخصوص مجلسيان محترم براي رفع تبعيض بين كارمندان دولت و اجراي عدالت بوده است كه متاسفانه چندين ماه از اخبار داغ و گاهي چالشي مطبوعات به شمار مي رفت. همچنين اعلام پرداخت حقوق معوقه معلمان يا پاداش ساليانه يا عيدي آنان از ديگر اخبار به ظاهر مهم برخي از مطبوعات است. به تازگي در باره اعلام درصد اضافه حقوق معلمان در سال جديد، سايتهاي خبري با هم به رقابت مي پردازند. كسي نيست از آنها سئوال كند آيا اضافه حقوق خود را هم خبري مي كنيد؟ آيا توجه به اين مسائل، زدن مهر تائيد بر عدم اجراي عدالت در نظام نيست؟ آيا نشان دهنده اين نيست كه معلم به عنوان حامي فكري و علمي دانش آموز، خود نيازمند حمايت براي احقاق حق است؟ جايگاه نظام آموزشي ما اين نيست كه معلمان را به عنوان قشر ضعيف اقتصادي به شمار بياورند و براي رفع مشكلاتشان برنامه هاي خبري بسازند.
    وي ادامه مي دهد : روز معلم روز بزرگي است. نكوداشت مقام علمي استاد مطهري و همقدم شدن براي رسيدن به اهداف متعالي اين بزرگ آموزگار، كار ارزشمندي است. حال كه سيستم با اين نگاه مبارك به داستان راستان معلم و به زبان حكيمانه او مي نگرد، بهتر نيست با همت مضاعف و كار مضاعف در راه رفع مشكلات كلان سيستم آموزشي، كاري كنيم كه ديگر در روز معلم كسي به فكر مشغله ها و دغدغه هاي معلمان نباشد؟
    در واقع بايد كاري كنيم كه دغدغه اي جز آموختن و آموزش دادن در ذهن معلم وجود نداشته باشد. رسيدن به چنين آرماني نيازمند سرعت عمل، دقت در تعيين اهداف و راه هاي رسيدن به آن است.
    نجفي در ادامه با اشاره به كارهاي صورت گرفته در مديريت جديد، سازمان آموزش و پرورش را به بيماري تشبيه مي كند كه بحمدالله دوران نقاهت و بازيابي توان خود را سپري مي كند. او مي گويد : توجه به استخدام معلمان جوان با نيروي مضاعف و علم به روز، مشخص شدن تكليف معلمان حق التدريسي و حركت سيستم آموزشي به سمت تحولات بزرگ، از نكات مثبتي است كه مي تواند به بهبودي اين بيماري كمك كند.
    اين دبير با سابقه آموزش و پرورش در پايان صحبت هايش مطبوعات را به عنوان همكاران نظام آموزشي خود مورد خطاب قرار مي دهد و از آنها مي خواهد: مانند هميشه به سيستم آموزش و پرورش نگاهي ارزشي داشته باشند. موفقيت دانش آموزان و معلمان را در عرصه هاي مختلف علمي منعكس كنند، اما اين سيستم كلان كشور را به كانون خبر و بحرانهاي كاذب تبديل نكنند. او توجه به آموزش و پرورش را در راس توجهات مي شمارد و مي گويد: كاستيها بايد توسط خود معلمان گفته شود، توسط مديران شنيده شود، توسط دولت برنامه ريزي گردد و توسط نمايندگان مردم حل شود. از طرفي نقاط قوت، تقويت شوند. اين راه درست ارزش گذاري بر معلم و شان هنر و عشق اوست.
    
  بگذاريد در سايه ثبات، فرهنگيان آرامش داشته باشند
    با توجه به مباحث مطرح شده در نظام جمهوري اسلامي، تربيت نيروي متعهد، خلاق و با نشاط ، بر نيروي كارگري و صنعتي صرف ارجحيت دارد. لذا ورود مباحث معنوي و بحثهاي عميق جزء ضروريات است.
    رهامهاجر مي افزايد: متاسفانه تا كنون به كاربردي كردن علوم در نظام آموزشي ما كمتر توجه شده يا توجهات موفقيت آميز نبوده اند. براي مثال دانش آموز روابط مثلثاتي را حفظ كرده ولي هرگز به كاربرد آن در زندگي و حتي در كار پي نبرده است. اين گونه ميليونها ساعت تدريس بر باد فنا رفته است.
    وي ادامه مي دهد: در هيچ كجاي دنيا به اندازه نظام آموزشي ما از دانش آموز، حفظ معادلات، قوانين و فرمولها، مطالبه نمي شود. آيا زمان آن نرسيده است كه سيستم آموزشي با يك تحول عظيم در محتواي كتب، آموزشي بومي و اسلامي و كاربردي روشن ارائه دهد؟ اينكه دوره ابتدايي چند سال و دوره متوسطه چند سال باشد؛ چه دردي را درمان مي كند؟ بگذاريد در سايه ثبات، هم فرهنگيان آرامش داشته باشند و هم خانواده ها سردرگم نمانند. ثبات كار يك آموزگار، احساس امنيت رواني و اقتصادي او، اجراي عدالت در بين تمام كارمندان، مي تواند در ترفيع و تبيين مقام معلم نقش بسزايي داشته باشد. معلم، كسي است كه به نقشش به عنوان يك شغل نگاه نمي كند بلكه عشق اوست و ان شاء الله كه امروز و هر روز، برايش مبارك باشد.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 7:50 PM - روز یک شنبه 12 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
? تهديدات و ملزومات مربوط به امنيت كار الكترونيكي
تهديدات موجود در پيشروي امنيت سيستمهاي اطلاعاتي را ميتوان به سه دستهي اصلي تقسيم كرد: ?) افشاي اطلاعات محرمانه (تهديد «افشا»)
?) صدمه به انسجام اطلاعات (تهديد «دستكاري»)
?) موجودنبودن اطلاعات (تهديد «تضييق خدمات»).
بطور مرسوم، امنيت اطلاعات در وهلهي اول با تهديد «افشا» همراه بوده است. در دنياي امروز، وابستگي ما به سيستمهاي اطلاعاتي طوري است كه دستكاري غيرمجاز يا فقدان گستردهي اطلاعات، پيامدهاي ناگواري را موجب خواهد شد. در كار الكترونيكي، لازم است كه همهي انواع اطلاعات از طريق شبكه، دسترسپذير باشند.
بنابراين، امنيت اطلاعات شرط ضروري كار الكترونيكي است.در هنگام كاركردن در يك شبكهي باز، جريان اطلاعات در شبكه در معرض افشا و دستكاري غيرمجاز ميباشد. براي حفاظت از محرمانگي و انسجام آن اطلاعات، رمزگذاري قوي ضروري است. كمك غيرمستقيم رمزگذاري به ما اين است كه از وجود شبكههاي اطلاعاتي اطمينان حاصل كنيم. پس از مقابلهي مؤثر با تهديدات«دستكاري» و «افشا»، ميتوان با ايجاد اضافات كافي در شبكههاي اطلاعاتي، دردسترسبودن اطلاعات را تحقق بخشيد. فناوري اينترنت در اصل براي بهوجودآوردن همين نوع از اضافات طراحي شد و هنوز هم براي اين منظور مناسب است.
? ايجاد زيرساختار شبكه
معماري اينترنت، معماري شبكهاي غالب در اوايل دههي ???? است. اينترنت بر پروتكل اينترنت (آيپي)[?] استوار است، كه ميتوان آن را روي همهي انواع شبكههاي فيزيكي و تحت همهي انواع برنامههاي كاربردي به كار انداخت. استقلال پروتكل اينترنت هم از شبكههاي فيزيكي و هم از برنامههاي كاربردي، نقطهي قوت اصلي آن است. اين پروتكل حتي با فناوريهاي شبكهاي كاملاً جديد، مثل «شبكهي محلي بيسيم» (دبليولن)[?] يا «سرويس راديويي بستهاي عمومي» (جيپيآراِس)[?] و شبكهي «سامانهي عمومي ارتباطات همراه» (جياِساِم)[?] نيز كار ميكند.
برنامههاي جديد، مثل وب، «ووآيپي»[?]، و بسياري برنامههاي ديگر كه در آينده عرضه ميشوند را ميتوان به راحتي با سرويس استاندارد پروتكل اينترنت اجرا كرد. معماري اينترنت اساساً از سال ???? ثابت مانده و همچنان قدرت خود را اثبات ميكند. بنابراين شعار قديمي «آيپي وراي همه، همه چيز برروي آيپي» امروز بيش از هر زمان ديگري صدق ميكند.عيبهاي اصلي «آيپي»، فضاي ناكافي نشاني، عدم پشتيباني از جايجايي فيزيكي، فقدان كيفيت متمايز سرويس، و فقدان امنيت آن ميباشد. «گروه فوقالعادهي مهندسي اينترنت»[?] هر يك از اين موضوعات را مدنظر قرار داده و راهحلهاي استانداردي نيز براي هر يك از آنها پيشنهاد شده. در نگارش ششم و جديد «آيپي»[?] عملاً تعداد نشانيها نامحدود، و گسترشپذيري آن بهتر از نگارش ? (كنوني) است. «آيپي سيار» (اِمآيپي)[??] براي هر دو نگارش تعريف شده. اين «آيپي» براي ميزبان سيار اين امكان را فراهم ميآورد كه از يك شبكه به شبكه ديگر جابجا شود، ضمن اينكه نشانيهاي «آيپي» دائمي خود را، كه در همهي ارتباطات با اين ميزبان مورد استفاده قرار ميگيرد، حفظ ميكند.
اين امر منجر به تحرك واقعي، نه صرفاً در چارچوب فناوري يك شبكه (مثل «جياِساِم»)، بلكه بين انواع مختلف شبكهها، مثل «دبليولَن» ، «جيپيآراِس» ، و شبكههاي سيمي ميگردد. كيفيت سرويس را ميتوان در اينترنت بهوسيلهي «سرويسهاي متمايز اينترنتي»[??] كه يك طرح اولويتبندي سادهي مستقل از كشورها است و كاملاً مناسب شبكههاي جهاني ميباشد، تكميل كرد. امنيت عمومي سطح «آيپي» توسط «آيپيسِك» (پروتكل امنيت اينترنت)[??] كه بر رمزنگاري، و «پروتكل مديريت كليد» همراه با آن (يعني «مبادلهي كليد اينترنتي» (آيكائي)[??]) استوار ميباشد، فراهم ميگردد.اگرچه همهي اين كاركردها را نميتوان در لايهي «آيپي» به انجام رساند، اما هركار كه ممكن است بايد در همانجا به انجام برسد؛ و اين، ويژگي خوب معماري اينترنت است كه كل كاركردهاي لايهي «آيپي»، چه از شبكههاي فيزيكي و چه از برنامهها، مستقل است. مثلاً «آيپيسِك» با (و در) همهي شبكهها و تحت انواع برنامهها كار ميكند. اينترنت ميتواند از «قانون مور»[??] نهايت استفاده را ببرد. اين قانون در اصل خود حكايت از آن دارد كه عملكرد ريزپردازندهها هر ?? ماه دوبرابر ميشود، درحالي كه قيمت آنها ثابت ميماند. عجيب اين كه، اين قانون بيش از ربع قرن است كه دوام آورده.
تقريباً همين رفتار را ميتوان در بسياري از حوزههاي ديگر نيز مشاهده كرد، از جمله در مورد حافظهي موقت، ديسكسخت، شبكهي محلي، شبكهي محلي بيسيم، سوئيچ شبكهي محلي، و مسيرياب[??] «آيپي». اما حتي در حوزهي مخابرات سيار ]موبايل[ كه نسبتاً سريع پيشرفت ميكند، طول عمر يك نسل از توليد، ?? سال است، نه ? سال. تلفن راديويي اتومبيل[??] درسال ????، تلفن همراه اروپاي شمالي[??] در سال ????، و سامانهي عمومي ارتباطات همراه در ???? مورداستفادهي عموم قرار گرفتند و «يواِمتياِس»[??] احتمالاً در سال ???? وارد ميدان ميشود.
اين بدان معنا است كه صرفهمندي فناوري اينترنت براساس بسته، همواره بسيار سريعتر از فناوري مخابراتي مبتني بر «تركيب تقسيم زماني»[??] متعارف پيشرفت ميكند. بنابراين در زمان كوتاهي، همهي برنامهها روي «آيپي» قرار ميگيرند. در سيستم تلفن معمولي، روشن است كه «ووآيپي» بسيار باصرفهتر از مخابرات معمول، چه درمحدودههاي محلي و چه در مناطق گسترده است. با پيشرفتهايي كه در ارتباطات بيسيم و «آيپي» به وقوع پيوسته، فقط ? سال طول ميكشد كه ارتباطات سيار هم به همين وضعيت برسد. اگر قرار باشد كه «يواِمتياِس» يك لاكر[??] بومشناختي داشته باشد، همان شبكهي فيزيكي، همراه با شبكهي محلي بيسيم (دبليولَن)، سرويس راديويي بستهاي عمومي (جيپيآراِس)، و . . .، تحت «آيپي» خواهد بود. بنابراين منطقاً ميتوانيم بپذيريم كه كار الكترونيكي بر معماري اينترنت استوار خواهد بود و جنبههاي امنيت شبكهاي آن نيز همانند امنيت اينترنت خواهد بود.رايانش فراگير به معناي استفاده از فناوري اطلاعات در يكي از اشكال گوناگون آن، در همهي عرصههاي زندگي و با همهي ابزار قابل تصور، ميباشد. وسايل خانگي متداول شامل ريزپردازندههايي هستند كه نرم افزارهايي را به كار مياندازند كه بخش عمدهي كاركرد اين وسايل را به انجام ميرسانند. در آيندهي نزديك، اكثر اين ابزارها، اغلب با دسترسي بيسيم، شبكهبندي خواهند شد. همچنين بهمنظور حصول امنيت، لازم است كه سيستمهاي رمزنويسي كليد عمومي و كليدهاي رمزنويسي مخفي داشته باشند تا پيكربندي و مديريت امن آنها امكانپذير شود. اين بدان معنا است كه ما در همهجا، رايانههاي با شبكهبندي كوچك و رمزنويسي تعبيهشده در درون آنها خواهيم داشت. اين رايانهها بقدري رايج خواهند شد كه آنها را رايانه يا فناوري اطلاعات به شمار نخواهيم آورد؛ همانطور كه امروزه به الكتريسيته كه همهجا از آن استفاده ميكنيم، چندان توجه نميكنيم.بزودي تقاضاي بسيار براي ابزارهاي ارزانقيمت و كوچك را كه محيط رابط «آيپي»، «آيپيسِك»، و «دبليولن» را بر روي فقط يك تراشهي سيليكن به كار مياندازند شاهد خواهيم بود. بقيهي سطح اين تراشه به يك ريزكنترلگر همهمنظوره، درگاههاي ورودي و خروجي و حافظه اختصاص مييابد تا دستگاههاي مختلف را كنترل كند. اين تراشهها اكنون توليد شدهاند و بهزودي اكثر ميزبانهاي متصل به اينترنت را تشكيل ميدهند.



نما مجله الکترونيکي پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمي ايران
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:56 AM - روز یک شنبه 12 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
خبرگزاري فارس:امروزه كسب و كارهاي خانگي از بخش‌هاي حياتي و ضروري فعاليت‌هاي اقتصادي كشورهاي پيشرفته محسوب مي‌شوند. كسب و كار خانگي از نظر ايجاد شغل ، نوآوري در عرضه محصول يا خدمات، موجب تنوع و دگرگوني زيادي در اجتماع و اقتصاد هر كشور مي‌شوند.

امروزه كسب و كارهاي خانگي از بخش‌هاي حياتي و ضروري فعاليت‌هاي اقتصادي كشورهاي پيشرفته محسوب مي‌شوند. كسب و كار خانگي از نظر ايجاد شغل ، نوآوري در عرضه محصول يا خدمات، موجب تنوع و دگرگوني زيادي در اجتماع و اقتصاد هر كشور مي‌شوند. همچنين براي جوانان، كسب و كارهاي خانگي، نقطه شروع مناسبي براي راه اندازي كسب و كار شخصي است، زيرا راه اندازي آن در مقايسه با ديگر انواع كسب و كار ساده و آسان است.
كسب و كارهاي خانگي در ايران نيز سابقه ديرينه‌اي دارند. بسياري از صنايع دستي كه امروزه هم وجود دارند، در منازل و محل سكونت افراد توليد مي‌شده اند. به‌طور كلي كسب و كار خانگي پديده جديدي نيست، بلكه در نتيجه تغييرات و تحولاتي كه در فعاليت‌هاي اقتصادي - اجتماعي امروز به وجود آمده به آن توجه بيشتري شده است و اين نوع كسب و كارها روز به روز گسترش و توسعه مي‌يابند.
«كارآفريني» بحثي كه اين روزها بيش از هميشه و بيش از همه چيز در مورد آن صحبت مي‌شود، فرآيند يا مفهومي است كه در طي آن فرد كارآفرين با ايده‌هاي نو و خلاق و شناسايي فرصت‌هاي جديد، با بسيج منابع به ايجاد كسب و شركت‌هاي نو، سازمان‌هاي جديد و نوآور رشد يابنده مبادرت مي‌ورزد.
اين امر توأم با پذيرش خطرات است، ولي اغلب منجر به معرفي محصول يا ارائه خدمت به جامعه مي‌شود. بنابراين «كارآفرينان» عوامل تغيير هستند كه گاهي موجب پيشرفت‌هاي حيرت‌انگيز نيز شده‌اند. انگيزه‌هاي مختلفي در كارآفرين شدن مؤثر هستند كه از جمله آن‌ها نياز به موفقيت، نياز به كسب درآمد و ثروت، نياز به داشتن شهرت، و مهم‌تر از همه نيازمندي به احساس مفيد بودن و استقلال طلبي را مي‌توان نام برد.
شرايط و مشخصات شخصي و اجتماعي و يا حتي نيازهاي جامعه باعث مي‌شود كه ابتكارات و خلاقيت‌هاي نويني شكل بگيرد و شروع هركاري با سرمايه‌اي اندك و يا زياد شروع ‌شود.
«چگونگي ارزش مورد انتظار» (expected value) هم مفهومي كليدي در كارآفريني است و يكي از سؤالات مهم در اين خصوص اين است كه چه كنيم كه نسل جوان، كارآفرين شوند؟
شايد بتوان مؤلفه‌هاي ارزش‌هاي مورد انتظار نسل جوان را دست‌كاري كرد تا به جايي برسيم كه ارزش مورد انتظار را به سوي كاري مولد سوق داده و به طريقي برهم بزنيم كه فرد به سوي كار مولد و ارزشمند رهنمود شود و مؤلفه‌هايي كه اشخاص را از مسير كارآفريني جدا مي‌كنند، شناسايي شوند.
به طور كلي از اوايل قرن بيست و يكم با طيف و پديده جديدي در كشورهاي در حال توسعه با عنوان «مشاركت اقتصادي زنان در جامعه اقتصادي كشور» مواجه شديم.
اغلب اوقات، زنان فرصت‌هاي كاري كمتري دارند و با حقوق و دستمزد كمتري مشغول به كار مي‌شوند. قوانين حقوقي ناظر بر خانواده، زمينه‌هاي مثبت و منفي فراواني دارند و با وجود اين‌كه هيچ‌گونه منعي براي كار زنان در جامعه موجود نيست، اما برخي از قوانين، خود نقص شده و برخي از آن‌ها نيز حمايت زنان را در پي دارند؛ كه از آن جمله مي‌توان به موضوع ماده 1106 مربوط به نفقه زنان و ماده 1117 موضوع منع كار زنان در صورت عدم رضايت شوهر اشاره كرد.
اين در حالي است كه ماده 5 مصوبه 1371 شوراي عالي انقلاب به منظور افزايش مرخصي زايمان زنان و قانون اشتغال نيمه وقت زنان نيز كمكي به استفاده از حقوق مساوي آن‌ها نكرده و بديهي است زمينه‌سازي در خصوص راه اندازي فعاليت زنان، مستلزم بررسي مشكلات و رفع موانع خواهد بود.
بر اين اساس، رسيدگي به وضعيت تداركات و تجهيزات اوليه شروع كار و سنجيدن شرايط موفقيت در كسب و كار و سرمايه‌گذاري بر روي شخص كارآفرين (كسب مهارت و تجربه)، پيش نياز و زمينه‌ساز سازمان‌دهي و كارآفريني است و قطعا انتظار واقع‌گرايانه از آن‌چه به عنوان «نقشه راه» مطرح مي‌شود، شروع كار و دسترسي به موفقيت را آشكار‌تر مي‌كند.
حتي در شرايطي كه به نظر مي‌رسد شروع كار نياز به تجربه قبلي نداشته باشد، باز هم «آشنايي با زمينه كار مربوطه» رسيدن به هدف را آسان‌تر و اخذ نتيجه را ارزشمندتر مي‌كند.
در اين مبحث كه نگاهي به معرفي كسب و كارهاي خانگي مي‌كنيم، شايد در شروع، «كم ارزشي ميزان درآمد» به نظر بزرگ جلوه كند، اما بايد اين مهم را در نظر داشت كه چنين كسب و كارهايي مزايايي را دربر دارد كه امكان بهره‌وري و رشد اقتصادي را در خانواده آسان‌تر مي‌كند، يعني بدون اجاره كردن محل، دفتر كار، مغازه، فروشگاه و بدون ثبت شركت و مؤسسه، بدون ترك منزل و توانايي اداره كار در خانه مي‌توان كاري را شروع و كسب درآمد كرد.
امروزه با پيشرفت‌هاي زيادي كه در زمينه علوم رايانه و ديگر وسايل ارتباطي به وجود آمده، محيط خانه محل مناسب و كاراتري براي كسب و كار شده است. اگرچه تمامي مشاغل قابل راه‌اندازي در منزل نيستند، اما انواع بسياري از مشاغل را مي‌توان از منزل هدايت و راه اندازي كرد و بخشي از درآمدها نيز معاف از ماليات مي‌شوند. تقسيم‌بندي و انتخاب كسب و كار در منزل با روحيه افراد متفاوت است.
گام اول اين‌كه بايد بازار داخلي و كسب و كار انتخابي را به درستي شناسايي كرد. براي شروع هركاري بايد برنامه كار و به عبارتي طرح كسب و كار را نوشت (plan business) اين روش در حالي گسترش يافته است كه براي هر نوع كسب و كاري بايد در شروع كار، طرح مقدماتي و برنامه‌ريزي كاري داشت.
شايد در شروع نيازي به نوشتن طرح و برنامه احساس نشود و شايد چون بيشتر اوقات «سرمايه‌گذاري شخصي» و يا «خانوادگي» است، توجيه شفاهي طرح مورد تأييد قرار گيرد، اما زماني‌كه كار پيشرفت كرد و يا براي دريافت وام و يا رشد فعاليت به صورت جدي‌تر كار را تعقيب مي‌كنيم، احساس وجود و لزوم طرح كسب و كار احساس مي‌شود.
گاهي اوقات احساس مي‌شود كه انتخاب نوع كسب و كار نيز بستگي به جنسيت افراد دارد. برخي از انواع مشاغل شايد در قديم مناسب انتخاب شغل و فعاليت جهت زنان نبود و صرفاً به وسيله مردان انجام مي‌شد و بالعكس كارهايي از جمله نظافت فضاهاي خصوصي از جمله استخرهاي منازل، باغباني و ... از انواع كارهايي است كه اجراي آن توسط زنان غيرمعمول به نظر مي‌رسد، اما نوعي از كارها مشابه نگهداري كودكان، كارهاي دستي كه نياز به سليقه زنانه دارد، از عهده زنان بر مي‌آيد.
در برخي از مشاغل نيز جنسيت تأثيري ندارد، مشابه بازاريابي تلفني، آشپزي، سرويس‌هاي خدماتي (تايپ، ترجمه، تدريس خصوصي)، اما در اين نوع كارها ابزار مناسب، تجربه و تحصيل به طور مثال (در بخش ترجمه و تدريس) و هم‌چنين نحوه اطلاع از چگونگي امنيت كاري و سلامت كار و هم‌چنين پشتكار در جهت اخذ نتيجه مطلوب و از موارد مهم آن روش‌هاي مختلفي براي معرفي خدمات قابل ارائه نيز موجود است.
منبع:اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران
سيده فاطمه مقيمي (مشاور رياست اتاق ايران در امور زنان
منبع:اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8902050286 http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8902050286


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:04 PM - روز شنبه 11 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
 
                        همزمان با هفته كارگر هزاران نفر از كارگران سراسر كشور با مقام معظم رهبري ديدار كردند
به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي امروز در ديدار هزاران نفر از کارگران سراسر کشور، پيشرفت را منوط به دو عنصر علم و توليدِ دانش بنيان دانستند و با اشاره به پيشرفتهاي خيره کننده و ظرفيتهاي فوق العاده انساني، طبيعي و علمي کشور، تأکيد کردند: جبران عقب ماندگيهاي تاريخي، نيازمند همت مضاعف و چند برابر، و حرکت شتابان براي به فعليت درآوردن ظرفيتهاي بسيار بالاي کشور است و اين همت مضاعف هم با صحبت کردن و تمجيد و تعريف بوجود نميآيد بلکه لازمه آن، ورود حقيقي به ميدان کار و ابتکار است.
در اين ديدار که همزمان با هفته کارگر برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامي در تبيين ديدگاه اسلام نسبت به قشر کارگر خاطرنشان کردند: برخلاف ديدگاه مادي که کارگر را فقط يک ابزار مي‌داند، اسلام، کارگر را يک مجاهد في سبيل الله مي‌داند و براي کار و تلاش او هم ارزش و پاداش الهي قائل است.
حضرت آيت الله خامنه‌اي حفظ شأن و جايگاه کارگر در چارچوب ديدگاه اسلام را بسيار مهم خواندند و افزودند: قشر کارگر از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاکنون امتحان بسيار خوبي داده که دوران دفاع مقدس فقط يک نمونه آن است.
ايشان با اشاره به تلاش دشمنان از اول انقلاب براي استفاده از قشر کارگر و مسائل کارگري به عنوان اهرم فشار سياسي بر ضد نظام اسلامي، خاطرنشان کردند: اين موضوع در سي سال گذشته در دستور کار دشمنان نظام اسلامي قرار داشته است اما قشر کارگر نيز سي سال است که اين طراحي را ناکام گذاشته‌اند.
رهبر انقلاب اسلامي ارتباط صميمي ميان کارگر و نظام اسلامي را ناشي از پايه مستحکم ايماني نظام دانستند و افزودند: بر همين اساس حرکت مجموعه کشور در جهت توليد و با محوريت کارگر و توليد کنندگان پيش خواهد رفت و بدخواهان نخواهند توانست اخلالي در آن بوجود آورند.
حضرت آيت الله خامنه‌اي با تأکيد بر اينکه پيشرفت مادي کشور بر دو پايه علم و توليد استوار است، خاطرنشان کردند: در دوران حکومت طواغيت در ايران، نه به علم اهميت نداده مي‌شد و نه به توليد متکي بر علم، بنابراين ملت ايران براي سالهاي متمادي دچار عقب ماندگي شد و جبران اين فاصله نيازمند توجه بيش از پيش به علم و توليد است.
ايشان پيگيري موضوع علم در مراکز علمي و تحقيقاتي با استفاده از روشهاي نو و مدرن را بسيار با اهميت برشمردند و افزودند: به لطف خداوند پيشرفت علمي در کشور آغاز شده است اما سرعت اين حرکت بايد دو چندان شود زيرا ما در اول راه هستيم.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به جايگاه بي‌بديل توليد دانش بنيان در عرصه هاي صنعت و کشاورزي تأکيد کردند: دست يابي به توليد دانش بنيان بوسيله کارگر و کارفرما محقق مي‌شود و مديريت اين موضوع نيز بر عهده دولت است که بايد سازماندهي مناسب آن را انجام دهد.
حضرت آيت الله خامنه‌اي اجراي کامل سياستهاي اصل 44 را در شکل گيري توليد دانش بنيان مهم ارزيابي و در عين حال خاطرنشان کردند: بايد بسيار مراقب بود که اجراي سياستهاي اصل 44، زمينه ساز نفوذ قانون‌دان‌هاي قانون شکن، نشود.
ايشان در همين خصوص افزودند: افرادي با دور زدن قانون، برخي کارخانه‌ها را مي‌خرند و بعد هم با فروش تجهيزات و زمين آن به ميلياردها آلاف و الوف مي‌رسند و در نهايت کارگران کارخانه را بيکار مي‌شوند، لذا همه مسئولان بايد مراقب باشند.
رهبر انقلاب اسلامي به رابطه کارگر و کارفرما هم اشاره و خاطرنشان کردند: در نظام اسلامي مبناي رابطه کارگر و کارفرما، التيام، همکاري و همسويي است و همه طراحان و سياست پردازان بايد در اين جهت حرکت کنند.
حضرت آيت الله خامنه‌اي افزودند: ما نه همچون ديدگاه سوسياليستي کارفرما را مطرود، و نه همچون ديدگاه سرمايه‌داري کارفرما را صاحب اختيار مي‌دانيم بلکه معتقديم با رابطه تعريف شده انساني و اسلامي، و همکاري اين دو عنصر شريف، پيشرفت کشور محقق خواهد شد.
ايشان پيشرفتهاي کنوني کشور را در مقايسه با دوران قبل از انقلاب، بسيار شگرف خواندند و با اشاره به صدور خدمات فني و مهندسي، جايگاه برجسته کشور در سدسازي و ساخت نيروگاه، و راه اندازي خطوط توليد در کشورهاي مختلف، تأکيد کردند: با وجود همه اين پيشرفتها، اما هنوز با جايگاهي که در شأن ايران و ميراث تاريخي ايران است، فاصله زياد داريم و بايد با همت مضاعف عقب ماندگي‌ها را جبران کنيم.
رهبر انقلاب اسلامي افزودند: همت مضاعف يعني همت براي رسيدن به قله و اين هدف نيز با حرف زدن و تمجيد کردن بدست نمي‌آيد بلکه نيازمند ورود حقيقي به ميدان کار و ابتکار است.
حضرت آيت الله خامنه‌اي با تأکيد بر اينکه ظرفيت کار و تلاش، و پيشرفت کشور بسيار بيشتر از ظرفيت کنوني است و بايد همت همه چند برابر شود، خاطرنشان کردند: ملت ايران همانند جوان با استعدادي است که ظرفيتهاي فراواني دارد و اگر تلاش لازم را انجام دهد، قطعاً به قله خواهد رسيد و به يک ستاره تبديل خواهد شد.
ايشان با تأکيد بر اينکه ملت ايران در سالهاي گذشته و در عمل، بخشي از توانايي‌ها و ظرفيت هاي خود را نشان داده است افزودند: دانشمندان ملت ايران در شرايط تحريم و بدون کمک هيچ کشوري، توانستند نسل دوم و سوم سانتريفيوژها را توليد و همه دارندگان صنعت هسته‌اي را مبهوت کنند. جوانان با استعداد ايراني در حوزه علوم زيستي توانستند از سلولهاي بنيادي، حيوانِ توليدي بوجود آورند و در رديف چند کشور معدود دارنده اين توانايي و فناوري قرار گيرند و فرزندان اين کشور با وجود سي سال تحريم، اکنون موشک‌هاي پيشرفته و ماهواره بَر مي‌سازند.
رهبر انقلاب اسلامي تأکيد کردند: اين موارد بخشي از توانايي‌هاي ملت ايران است، بنابراين بايد از همه ظرفيت‌هاي انساني، علمي، و طبيعي کشور استفاده کرد که لازمه به فعليت رساندن اين ظرفيتها، همت مضاعف است.
حضرت آيت الله خامنه‌اي با اشاره به غيرقابل تحمل بودن پيشرفت ملت ايران براي استکبار افزودند: اين پيشرفتها خارج از قاعده قدرتهاي استکباري است و به همين دليل در مقابل ملت ايران صف آرايي و دشمني مي‌کنند اما همانگونه که در سي سال گذشته نتوانسته اند کاري انجام دهند، قطعاً بعد از اين هم هيچ کاري نمي‌توانند بکنند.
ايشان پشت گرمي ملت ايران را الطاف الهي و ايمان، و عمل صالح ناشي از اين ايمان دانستند و خاطرنشان کردند: همانگونه که خداوند متعال وعده فرموده نتيجه ايمان و عمل صالح، پيروزي و عزت در دنيا، و فلاح و نجاح در آخرت است.
رهبر انقلاب اسلامي با تأکيد بر اينکه پيشرفت حقيقي کشور در گرو ادامه راه ايمان و عمل صالح است، افزودند: رحمت و سلام خدا بر امام بزرگوار (ره) که اين راه را به ما نشان داد و با آن ايمان الهي خود، ملت ايران را بيدار و به اين راه هدايت کرد.
در اين ديدار آقاي شيخ الاسلامي وزير کار و امور اجتماعي در سخناني، با اشاره به سياستهاي کلان اين وزارتخانه گفت: بومي سازي، بهبود و گسترش فرهنگ کار، تدوين الگوي ايراني – اسلامي کار، منشور سه جانبه گرايي اسلامي درخصوص رابطه کارگر و کارفرما، و تدوين پيوستهاي فرهنگي براي برنامه هاي اجرايي از جمله جهت گيريها و برنامه هاي در دست اجرا است.
وي، پيگيري و تصويب قوانين، آيين نامه و مقررات حمايتي از کارگران، اصلاح قانون بيکاري، تدوين آيين نامه مشاغل سخت و زيان آور، افزايش پوشش يارانه‌اي بيمه‌هاي اجتماعي کارگران، تأمين مسکن مهر و حذف شرکتهاي خدمات نيروي انساني را از ديگر برنامه‌هاي وزارت کار و امور اجتماعي برشمرد.
در ابتداي اين ديدار به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مراسم مرثيه سرايي برگزار شد.
         
                       
         
                                   
                                   
                                   
                         http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=113241          
                                   
                                   

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:52 PM - روز شنبه 11 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
نامگذاري سال‌هاي اخير بيانگر نوعي نگاه فرهنگي رهبر معظم انقلاب به مسائل كلان كشور است
به‌نظر مي‌رسد بين نامگذاري سال‌جاري با سال گذشته از سوي مقام معظم رهبري يك رابطهاي وجود داشته باشد چرا كه سال گذشته به نام اصلاح الگوي مصرف يا همان قناعت نامگذاري شد و امسال نيز به نام همت مضاعف و كار مضاعف و اين دو با هم و در كنار هم معنا ميدهد.
از يك طرف بايد كار را يك فضيلت بدانيم و از سوي ديگر ماحصل كار را هم با يك نگاه و رويكردي معطوف به صرفه‌جويي انباشت كنيم تا زمينه‌اي براي سرمايه‌گذاري‌هاي بعدي فراهم شود.
همانطور كه رهبري در بخشي از سخنانشان در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) فرمودند، نبايد آنچه به دست ميآيد صرف هزينههاي بيمورد شود بلكه بايد زمينهاي براي سرمايهگذاري و كسب سود بيشتر شود تا متعاقبا اين سود بيشتر زمينهاي جهت سرمايهگذاري بيشتر را فراهم كند.
معتقدم نگاه رهبري به مقولات مختلف نگاهي فرهنگي است. سال‌هاي گذشته كه به نام‌هاي وجدان كاري، اصلاح الگوي مصرف و همچنين سال جديد به‌نام همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري شده‌اند همگي بازتاب نگاه فرهنگي رهبري به مسائل است.
اين نگاه فرهنگي به مسائل يك ضرورت اجتناب‌ناپذير در جامعه است. مي‌توان اين نگاه فرهنگي را تكميل كرد يعني صرفا فرهنگ كار را به افراد و گروه‌هاي مختلف ارجاع ندهيم بلكه توجه كنيم كه يكسري زمينه‌ها و زيرساخت‌هاي مختلف سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي وجود دارد كه مي‌تواند به نوبه‌خود مؤثر بر فرهنگ كار و نگاه فرهنگي به مقولات باشد؛ هر چند فرهنگ كار و نگاه فرهنگي جايگاه والاي خود را دارند اما عوامل ديگري مؤثر بر اين نگاه فرهنگي هستند كه از آنها به‌عنوان عوامل ساختاري ياد مي‌كنند.
به‌عنوان مثال در شيوه مديريت اجرايي كه خيلي مؤثر است، وقتي فردي تلاش در جهت انجام كاري به بهترين شكل مي‌كند اما احساس كند كه از او قدرداني نمي‌شود اين مسئله روي انگيزه وي تاثير منفي خواهد گذاشت. بايد سعي كنيم نگاه تركيبي به مسائل داشته باشيم، يعني هم توجه به عوامل فرهنگي و فردي داشته باشيم و هم توجه به عوامل ساختاري كلان.
از سوي ديگر، نبايد صرفا نگاه كمي، عددي و رقمي به كار داشته باشيم، بايد به كيفيت و ارزش‌هاي محتوايي كار هم توجه كنيم؛ كيفيت كار به جنبه‌هاي رقابت‌پذيري مستتر در كار بر مي‌گردد.
همانطور كه رهبري فرموده‌اند، بايد براي انجام صادرات، توليدات خود را افزايش دهيم، بر اين اساس صرفا نمي‌توانيم به كميت كار توجه كنيم بلكه بايد به كيفيت كار نيز توجه داشته باشيم، يعني ارزش‌هاي كيفي را هم در كار لحاظ كنيم.
داشتن برنامه‌ريزي و عقلانيت در كار بسيار مهم است. با توجه به شرايط كنوني كشور و دنيا، بايد فقط از يك كار استراتژيك و عقلاني كه از روي برنامه است، دفاع كنيم.
بايد نگاه ارگانيك به كار داشته باشيم به‌طوري‌كه در مجموعه كلان نظام كارهاي منفرد و جزئي را در ارتباط با هم تعريف كنيم تا پيوستگي بين كارهاي مختلف به‌وجود بيايد و كارها از حالت پراكنده و منفرد خارج شود.
همت مضاعف و كار مضاعف ترجماني از توجه به سند چشم‌انداز و برنامه‌هاي 5 ساله و مصوبات كلان مجلس از جمله اصل 44 است و اگر قرار است كار با رويكرد استراتژيك دنبال شود، بايد حتما توجه به سند بالادستي از جمله سند چشم‌انداز 20 ساله و برنامه 5 ساله داشته باشيم. يعني كارها بايد در برنامه درازمدت در سطوح مختلف تعريف شود؛ پس كار منفرد و پراكنده مورد قبول نيست.
با توجه به شرايط ساختاري كشور، اقتصاد نفتي و همچنين قدرت اجرايي دولتمردان نمي‌توانيم صرفا به انگيزه افراد در كار اكتفا كنيم زيرا قدرت اصلي و ثروت اصلي كه همان نفت است در اختيار دولت است، پس بايد زمينه‌اي براي اشتغال فراهم شود تا افراد بتوانند در آن زمينه كار، تلاش و همت خود را مضاعف كنند، پس ابتدا بايد زمينه‌اي براي كار فراهم شود تا تلاش مضاعفي بتواند در آن بستر صورت گيرد.
مسئولان نظام بايد توجه به عوامل مؤثر بر انگيزه‌هاي افراد و فرهنگ كار داشته باشند، آنها بايد بيش از آنكه يك نگاه بولتن‌گرايانه به اين مسئله داشته باشند به ارزش كيفي، عقلانيت، برنامه‌ريزي استراتژيك و ارتباط كار روزمره با سند چشم‌انداز توجه كنند؛ ضمن اينكه در اين بين توجه به نوآوري، خلاقيت و نخبگان واقعي هم وجود داشته باشد.
در مجموع مسئله اصلي در نامگذاري امسال توجه به معاني مذكور است.بايد يك نگاه عقلاني داشته باشيم، قرار نيست فقط ارزش‌هاي كمي را به رخ بكشيم بلكه بايد با توجه به تئوري‌هايي كه در اين زمينه وجود دارد، مانند تئوري‌هاي فقر و تئوري‌هاي توسعه در يك بستر عقلاني همت و كار مضاعف را تعريف كنيم.
مسئولان زمينه را براي متبلور شدن انگيزه‌هايي جهت انجام كار مضاعف بايد فراهم كنند. در اين ميان دولت نقش اساسي را دارد زيرا كارفرماي اقتصادي در كشور محسوب مي‌شود.
                         

                         
                           
عماد افروغ                          
                           
 http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=111298
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:50 PM - روز شنبه 11 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت

حجت‌الاسلام محسن غرويان استاد دانشگاه گفت:همت مضاعف و كار مضاعف عنصر مهمي است كه دررسيدن كشورمان به الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت نقش موثري دارد.

به گزارش روز چهارشنبه ايرنا، حجت‌الاسلام محسن غرويان در گفت وگو با ستاد خبري همايش الگوي اسلامي-ايراني پيشرفتبا بيان اينكه براي پيشرفت كشور به سه عنصراساسي توجه كرد،اظهار كرد:علم،هدف‌گذاري و همت مضاعف و كار مضاعف كشورمان را به الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت نزديك مي‌كند. وي افزود:براساس تاكيدات آيات و روايات بردانش جامعه اسلامي بايد دانشجويان و جوانان را به تحصيلات عاليه تشويق كنيم،بنابراين عنصرعلم از عوامل مهم دررسيدن به الگوي اسلامي -ايراني پيشرفت است. اين استاد دانشگاه هدف‌گذاري را عامل دوم براي رسيدن به اين الگو دانست و خاطرنشان كرد:هدف نهايي از رسيدن به پيشرفت ،عزت اسلام و مسلمين است كه عزت به معناي وسيع كلمه همان پيشرفت است زيرا اگر پيشرفت نكنيم عزيز نمي شويم. غرويان همچنين گفت:اگربرسه عنصرعلم،هدف‌گذاري و همت مضاعف و كار مضاعفتاكيد كنيم دانشگاهها و نهادهاي دولتي و غيردولتي مي‌توانند به الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت برسند.

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 7:56 PM - روز جمعه 10 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :12  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >