*(همت و کار ) ^مضاعف*

همت بلند دار که مردان روزگار**** از همت بلند به جایی رسیده اند


 
 

در اين زمينه به نقش خانواده، نظام تعليم و تربيت، باورهاي كليشه‌اي، ناهماهنگي انتظارات نقشي و مناسبات حاكم بر سازمان كار اشاره مي‌شود.

1.مقدمه

 

افزايش قابل ملاحظه زنان شاغل واقعيت انكارناپذير جامعه ايران است. با وجود اين، تجربه اجتماعي حاكي از آن است كه تعداد كمي از زنان شاغل كارآفرين هستند. براي ظهور فعاليت‌هاي كارآفرينانه وجود زمينه‌ها و شرايط‌ فرهنگي اجتماعي مناسب ضروري است. مطالعه موانع كارآفريني زنان به شناسايي محدوديت‌هاي موجود، اصلاح مسير آتي و در نهايت افزايش كارآيي فردي و اجتماعي آنان كمك مي‌كند. هدف اين مقاله توضيح اين امر است كه نابرابري‌هاي جنسيتي چگونه مي‌تواند از قابليت كارآفريني زنان بكاهد. هر چند كه اين مقاله بر مبناي روش بررسي اسنادي – نه پژوهش ميدان – تنظيم شده است، نگارندگان آن كوشيده‌اند در تشريح نظرات خود از يافته‌هاي پژوهشي ساير محققان استفاده كنند.

2.تعريف كارآفريني و كارآفرينان

كارآفريني يك نوع كنش انساني است كه در عرصه كار و فعاليت اقتصادي متبلور مي‌شود. با وجود اين، اقتصاددانان به اين امر اذعان دارند كه كارآفريني پديده‌اي فرا اقتصادي است. اين بدان معناست كه برخي ازپديده‌ها كه تاثير عميقي بر اقتصاد دارند، در اساس داراي ماهيت اقتصادي نيستند (دراكو،1993:13)

كارآفريني عمل كارآفرين بودن است. اين كلمه از اصطلاح فرانسوي entreprenure مشتق شده است كه به معناي قبول مسئوليت، تعقيب فرصت‌ها، تامين نيازها و خواسته‌ها از طريق نوآوري و راه‌اندازي يك كسب و كار تجاري است. (برچ،1986: 4). كارآفريني نظم اجتماعي اقتصادي سنتي را به چالش مي‌طلبد و حتي ممكن است به تخريب آن بپردازد. يكي از ويژگي‌هاي كارآفريني فقدان وجود قواعد و روشن و صريح است. از آنجا كه براي نظارت بر بازي كارآفريني كتاب راهنما وجود ندارد، بنابراين برنده يا بازنده بودن و رفتار خلاف قاعده داشتن اجتناب‌پذير است. از اين رو پذيرش اين اصل كه تمام نتايج كارآفريني مثبت باشد يك توهم است (ماريسون، 1998: 3). بنابراين فرد كارآفرين اگرچه هدفش ترقي وپيشرفت است، همواره آماده پذيرش خطر شكست است.

كارآفريني اغلب خارج از چارچوب قواعد بوروكراسي به انجام مي‌رسد. براي مثال، كارت‌هاي اعتباري را اولين‌بار بانك‌ها ابداع نكردند، يا دستگاه زيراكس را شركت‌هاي بزرگ تجهيزات اداري به وجود نياوردند. بلكه اين نوآوري‌ها مصداق عمل كارآفريناني است كه انديشه‌اي جديد را به چنگ آورده، آن را بسط داده و با مساعي خستگي‌ناپذير خود تحقق موفقيت‌آميز آن را به پيش برده‌اند. اين قبيل نوآوري‌هاي اغلب در يكي از پنج زمينه زير تحقق مي‌يابد:

1- معرفي محصول يا خدمت جديد به طوري كه ارتقا كيفيت محصول يا خدمت موجود تلقي شود

2- ارائه روش جديدي كه بازدهي را افزايش دهد

3- گشايش بازار جديد يا افتتاح بازار صادرات در قلمرو تازه يا دستيابي به منبع جديد

4- فراهم نمودن مواد جديد، محصولات نيمه‌ساخته يا موادجايگزين، و در نهايت

5- ايجاد سازمان جديد (برچ 1986: 26).

به اين ترتيب كارآفرينان به قلب نظام اقتصادي تبديل مي‌شوند و مي‌توانند براي جامعه خود توسعه و رونق اقتصادي به همراه آورند. برخي از برجسته‌ترين خصوصيات فرد كارآفرين در جدول شماره (1) منعكس مي‌باشد.

 

جدول شماره 1. ويژگي‌ها وخصوصيات رفتاري فرد كارآفرين

ويژگي‌ها

گرايش و رفتار

تعهد و عزم راسخ

سرسخت و مصمم‌بودن، توانايي به سرعت متعهد و غيرمتعهد شدن، انضباط، اصرار بر حل مسئله، آماده براي از دست دادن منافع، غرق شدن كامل در كار

قدرت رهبري

خودآغازگر، داراي معيارهاي بالا (اما) نه كمال‌گرا، تشكيل‌دهنده گروه و قهرمان‌ساز، مشوق ديگران، رفتار مساوات‌طلبانه با ديگران، تقسيم ثروت ميان افرادي كه در ايجاد آن سهيم بوده‌اند، نهراسيدن از تنهايي، شكيبا، متعلم و معلمي فراگير

فرصت‌طلب بودن

شناخت دقيق نيازهاي مصرف‌كنندگان، برانگيخته به سوي بازار، تمايل به ايجاد ارزش و افزايش آن

تحمل خطر،ابهام و عدم قطعيت

اتخاذ ريسك حساب‌شده، به حداقل رساندن خطر و سهيم‌شدن در خطر، از عهده تعارض و تناقض برآمدن، تحمل فقدان ساختمندي، فشار و تضاد، توانايي حل مشكلات و تركيب راه‌حل‌ها

خلاقيت و اعتماد به نفس

غيرمتعارف، داراي ذهني باز، ناراضي از وضع موجود، توانا در انطباق و تغيير، ارائه راه‌حل‌هاي خلاقانه براي حل مشكلات، سرعت در آموختن، نهراسيدن از شكست، قدرت مفهوم‌سازي

تمايل به سرآمد بودن

سوي‌گيري معطوف به هدف و نتيجه، اهداف برتر اما واقعي، اشتياق به موفقيت و رشد، نياز اندك به مقام و قدرت، شوخ‌طبعي، آگاه از ضعف‌ها و توانايي‌‌ها

منبع: (ماريسون،1998: 10)

 

همانطور كه ملاحظه مي‌شود، خلاقيت و نوآوري، اتخاذ ريسك حساب‌شده، استقلال و جهت‌يابي به سوي موفقيت جزو مولفه‌هاي اصلي كارآفريني است (واتسون و كارن، 1996: 25) چنانچه اين ويژگي‌ها بخشي از ساختار رواني و شخصيتي زنان شاغل باشد، در اين صورت آنها مي‌توانند عملكرد (كنشي) كارآفرينانه داشته باشند. اگر به نظر مي‌رسد كه زنان شاغل كمتر كارآفرين هستند، علت آن را بايد در شرايطي جست‌وجو نمود كه مانع كشل‌گيري چنين ساختار رواني و شخصيتي مي‌‌شود.

 

3.عوامل محدودكننده كارآفريني زنان

بخشي از هويت انسان تحت تاثير جنسيت او شكل مي‌گيرد. صرفنظر از تفاوت‌هاي طبيعي كه اعضاي دو جنس از جنبه‌هاي جسماني و رواني با يكديگر دارند، جامعه نيز به نوبه خود بر دامنه اين تفاوت‌ها مي‌افزايد. از اينرو، گفته مي‌شود جنسيت برخلاف جنس سازه‌اي اجتماعي است زيرا داراي معاني و دلالت‌هاي فرهنگي است (بورگاتا ومونتگمري،2000:1058).

اگر تفاوت‌هاي طبيعي ميان دو جنس مبناي ارزش‌گذاري و امتياز دهي متفاوت باشد، در اين صورت نابرابري جنسي به وجود مي‌آيد. در افراطي‌ترين شكل، چنانچه اعضاي يك جنس نسبت به جنس ديگر پست‌تر شمرده شوند، به طوري كه رفتار نابرابر با يك جنس عادلانه تلقي شود، در اين صورت تبعيض رخ مي‌دهد (رابرتسون، 1372: 420) از طريق فرآيند جامعه‌پذيري كه از كودكي تا بزرگسالي به طور مداوم جريان دارد، هر فرد مي‌آموزد از آن حيث كه زن يا مرد آفريده شده بايد چگونه بينديشد، رفتار كند و احساس كند (يوربرگ، 1974: 1). به اين ترتيب هويت جنسي افراد ساخته و پرداخته مي‌شود. عنصرخود( self ) نيز در اين فرآيند شكل مي‌گيرد.

تحت تاثير برچسب‌هاي مربوط به هر جنس عنصر خود تكوين مي‌يابد. خود مجموعه ويژگي‌هاي فردي در نظر گرفته مي‌شود كه عامل تفاوت و تشابه با ديگري است. خود داراي سه بعد است كه عبارتند از: خودپنداره، عزت نفس و معرفي خود. خودپنداره عبارت است از مجموعه باورهايي كه فرد در باره خود دارد. عزت نفس ارزيابي است كه فرد از ويژگي‌هاي منحصر به فرد خود دارد. جنبه سوم، يعني معرفي خود، به رابطه بين خود و رفتار مربوط مي‌شود (بدار، دزيل ولامارش، 1380: 32). گرچه خود پديده‌اي فردي و شخصي است، در خلاء ساخته نمي‌شود بلكه در جامعه و در فرآيند كنش متقابل با ديگران شكل مي‌گيرد. بر اين اساس،‌ چارلز هورتون كولي نظريه خود آينه‌سان را مطرح كرده است. از نظر او اين كه در ذهن ديگران چگونه ظاهر مي‌شويم، اينكه آنها درباره ما چه قضاوتي دارند، و تصوري كه از قضاوت‌ ديگران درباره خود داريم، خود ما را مي‌سازد(ريتزر، 1374: 288).

خانواده، نظام تعليم و تربيت، باورهاي كليشه‌اي، رسانه‌هاي جمعي، هنجارهاي اجتماعي رسمي و غيررسمي، شيوه تقسيم كار و توزيع منابع ارزشمند در انتقال نگرش‌هاي جنيسيتي و ساختن خود انسان نقش موثري دارند. بنابراين هويت جنسيتي يعني تصورات، معاني، ارزش‌ها و انتظارات مربوط به يك جنس از طريق تعامل اجتماعي در عرصه‌هاي مختلف به اسنان منتقل مي شود و ساختار رواني و شخصيتي او را مي‌‌سازد. ساختار رواني كه تركيبي از ادراك، عاطفه و تكانه است، بر اين واقعيت دلالت دارد كه آدمي چگونه و چرا احساس مي‌كند، اراده مي‌نمايد و ادراك مي‌كند (گرث وميلز، 1380: 54- 56). شخصيت نيز نظام تمايلات فرد است. نظامي كه در آن نيازها هنجاري شده‌اند و داراي سو‌گيري عاطفي، هنجاري و شناختي هستند. تشكل و رشد شخصيت از طريق فرآيند جامعه‌پذيري و در برخورد با محيط‌‌هاي اثباتي، اجتماعي و فرهنگي صورت مي‌گيرد. (چلبي، 1375: 227 – 230).

اگر فرهنگي جامعه با زنانه به شيوه‌اي نابرابرانه رفتار كند، يعني در مقايسه با مردان آنان را با ويژگي‌هاي ضعيف يا منفي توصيف كند، يا اگر امكان دستيابي به فرصت‌ها و منابع ارزشمند اجتماعي را به خاطر زن‌بودن براي آنان محدود سازد، در اين صورت به تدريج اين مولفه‌ها جزئي از خودپنداره هويت زنان مي‌شود. ادراك منفي يا ضعيف از خود، عزت نفس پايين، ارزيابي ضعيف از توانمنديهاي خود احتمال شكل‌گيري ساختار رواني و شخصيتي مساعد كارآفريني را كاهش مي‌دهد. زيرا براساس ويژگي‌هايي كه براي كارآفرين برشمرده شد در صورتي مي‌توان يك فرد را كارآفرين ناميد كه در انديشه تغيير و بهبود شرايط كارش باشد، فكري نو در سر داشته باشد، در برابر عدم قطعيت پايدار باشد و از قدرت رهبري و بسيج منابع در جهت هدف برخوردار باشد. در شرايط و فضاي نابرابري جنسيتي اين خصوصيات به سختي در زنان شكل مي‌گيرد.

 

 

هويت جنسيتي زنان

 

نابرابري جنسيتي

 

شخصيت وساختار رواني زنان

 

كارآفريني زنان

نمودار شماره 1. تاثير نابرابري جنسيتي بر محدودكردن كارآفريني زنان

 

بنابراين اگر به نظر مي‌رسد نسبت اندكي از زنان شاغل ايراني كارآفرين هستند، بايد يكي از دلايل – و نه همه - آن را در تاثير نابرابري جنسيتي بر ساختار رواني و شخصيتي زنان جستجود نمود. زيرا تفاوت‌هايي كه مردم در انجام دادن كاري خاص در شرايط نسبتا يكسان از خود نشان مي‌دهند، ناشي از تفاوت ابعاد شخصيتي آنان است (چلبي، 1375: 264). اين نوشتار كوششي است جهت توضيح اين اصل كه نابرابري‌هاي جنسيتي، كه از طرق مختلف به زنان انتقال مي‌يابد و نظام شخصيتي آنان را مي‌سازد، چگونه از قابليت كارآفريني آنان مي‌كاهد.

 

1-3 خانواده

مولفه هاي مرتبط با نابرابري جنسي ابتدا از طريق خانواده به افراد منتقل مي‌شود. در اولين مرحله تكامل جنسي، گسستگي دختران و پسران از مادر به طرز متفاوتي رخ مي‌دهد. بر خلاف پسران، دختران به آرامي از مادرشان جدا مي‌شوند. آنها تا هر زماني مي‌توانند مادر را در آغوش بگيرند يا از او تقلي كنند. در نتيجه هويت و ادراكي كه دختران از خود بدست مي‌آورند با ديگري استمرار مي‌يابد. بنابراين فقدان رابطه نزديك با ديگران، حرمت نفس آنها را تهديد مي‌كند و وجود آن موجب توليد حساسيت و شفقت عاطفي است. اما پسرها حس آگاهي از خود را از طريق كاهش ارتباط با مادر به دست مي‌آورند، آنها ياد مي‌گيرند كه بچه ننه نباشند، استقلال از مادر به آنها هويتي مردانه مي‌دهد. (گيدنز، 1373: 185). به علاوه ، والدين به استقلال يافتن دختران و پسران واكنش‌هاي متفاوتي نشان مي‌دهند. پسرها زودتر از دختران همسال خود اجازه دارند در سنين پايين دور از محيط خانه بازي كنند و براي خريد يا تفريح با دوستان خود بيرون بروند. والدين هنگامي كه دخترشان فعاليتي را به تنهايي انجام مي‌دهد اضطراب دروني خود را نشان مي‌دهند، در حالي كه در موقعيت مشابه نسبت به استقلال عمل فرزند پسر احساس غرور و شادماني مي‌كنند و با انتقال اين حساس به فرزند پسر حس اعتماد به نفس او را تقويت مي‌كنند (نوابي نژاد، 1379: 37).

نوع سرگرمي‌ها و بازي‌هاي دو جنس نيز به نابرابري‌هاي جنسي مي‌افزايد. دختران معمولا به سرگرميهايي مانند عروسك بازي كه عواطف آها را پرورش مي‌دهد و كمتر ذهن آنها را به تكاپو وادار مي‌سازد هدايت مي‌شوند. در حالي كه بازي‌هاي پسران با تحرك جسمي، پرخاشگري و ارتباط بيشتر با طبيعت همراه است و اغلب قدرت تفكر و آفرينندگي آنان را تقويت مي‌كند. علاوه بر اين، دختران در دوران نوجواني محدوديت بيشتري براي تجربه و درك محيط‌هاي مختلف دارند. آنها معمولااز خطرات آشكار و پنهان ترسانده مي‌شوند. يافته‌هایي يك پژوهش تجربي نشان مي‌دهد كه 88 درصد از مادران ايراني دختران خود را به مراتب كمتر از پسرها به استقلال، خودكفايي و پيشرفت تشويق مي‌كنند (سيدان، 1378: 153). چنين آموزه‌هايي حتي در بسياري از موارد دختران را دچار ترديدهايي جدي مي‌سازد. مطالعه‌اي تجربي در مورد دختران تيزهوش نشان مي‌دهد بسياري از آنها به خاطر پرهيز از طرد شدن، سطح آرزوها و انگيزه‌هاي اجتماعي و شغلي خود را از مردها پايين‌تر مي‌آورند و دچار ترس از عدم موفقيت مي‌شوند.(بازرگان، 1376: 3).

2-3 نظام تعليم و تربيت

نظام تعليم و تربيت به شيوه‌هاي متفاوت نابرابري‌هاي جنسيتي را بازتوليد مي‌كند. در مدرسه اين امر از طريق محتواي منابع درسي، مرزبندي ارتباط بين دو جنس و رفتار معلمان صورت مي‌گيرد. به عنوان نمونه، نتايج يك تحقيق در مورد كتب درسي دوره ابتدايي نشان مي‌دهد كه منابع آموزشي تصوير ضعيفي از زنان منعكس مي‌سازند.

 

جدول شماره 2. تصاوير زن ومرد در كتاب‌هاي درسي ابتدايي

 

كتاب‌هاي فارسي، ديني، اجتماعي 5ساله اول ابتدايي%

 

سال اول

سال دوم

سال سوم

سال چهارم

سال پنجم

تصوير مردان

51

61

62

60

70

تصوير زنان

25

17

12

6

9

تصوير مختلط

24

22

26

34

21

تعداد كل

90

81

138

81

139

منبع: (صداقت وزاهد، 1374: 4 – 10)

 

همانطور كه در جدول شماره 2 ملاحظه مي‌شود، دركتاب‌هاي درسي دوره ابتدايي تصاوير مردان از نظر تعداد در صدر هستند و تصاوير زنان كمترين فراواني را دارند.

جدول شماره 3. اسامي زن و مرد در كتاب‌هاي درسي ابتدايي

 

كتاب‌هاي فارسي، ديني، اجتماعي 5ساله اول ابتدايي%

 

سال اول

سال دوم

سال سوم

سال چهارم

سال پنجم

اسامي مردان

49

65

72

93

4/9

اسامي زنان

51

35

28

7

6

تعداد كل

145

237

620

337

692

منبع: (صداقت وزاهد، 1374: 12)

 

اطلاعات جدول شماره 3 نيز بيانگر آن است كه مردان از نظر اسامي نام برده شده هم نسبت به زنان سهم بيشتر دارند. صرفنظر از محتوا، نزد عموم مردم كميت بر اهميت و بزرگي دلالت دارد. بنابراين فزوني تعداد زنان بر مردان مي‌تواند به معناي ارزشمندي و اهميت بيشتر آنان تلقي شود. علاوه بر اين، تحليل كيفي تصاوير مردان و زنان هم بر اين واقعتي دلالت دارد كه گاهي زنان در نقش‌هايي نامطلوب نمايش داده شده‌اند. مانند زن رختشويي كه نخي از لباس او آويزان است و گربه‌اي با او بازي مي‌كند. لباس او را مي‌شكافد و زن در برابر اين واقعه دو دست‌اش را به سر و صورت مي‌زند( مجتهدي، 1380: 5- 10).

نتايج پژوهش ديگري در بابت صفات منسوب به زنان و مردان در كتاب‌هاي فارسي دوره راهنمايي در جدول زير منعكس است.

 جدول شماره 4. ويژگي‌هاي اسنادي به دو جنس در كتاب‌هاي فارسي دوره راهنمايي

78-1377

 

ويژگي دو جنس در كتاب‌هاي فارسي دوره راهنمايي

 

 

سال اول

درصد

سال دوم

درصد

سال سوم

درصد

مرد

ثبات قدم، علم،مردانگي،مبارزه آزادي و منزلت

9/90

همت، جوانمردي، ياري‌گري

8/88

صلاحيت، رادمردي، نياكان دوستي

6/63

زن

عروس فصل‌ها

1/9

عروس آسمان

1/11

فرشته، عروس خطوط

3/36

تعداد كل

-

11

-

9

-

11

 

يافته‌هاي جدول شماره 4 نشان مي‌دهد كه مردان اغلب با صفت‌هاي برتر اسناني و زنان با ويژگي‌هاي ظاهري شامل زيبايي و لطافت توصيف شده‌اند. همچنين در كتاب‌هاي درسي نقش‌هاي اجتماعي دو جنس به طور صريحي از يكديگر تفكيك شده‌اند. زنان بيشتر به اموري مانند خانه‌داري و فعاليت‌هاي تربيتي مشغولند، در حالي كه تصاوير مردان بيشتر به فعاليت‌هاي حرفه‌اي ، سياسي و اجتماعي اختصاص يافته است (صداقت، 1374: 51) . پژوهشي ديگر در مورد كتاب‌هاي حرفه و فن دوره راهنمايي نشان مي‌دهد كه تصاوير كتاب‌هاي دختران بر مهارت‌هايي از قبيل خياطي، بافتني، آشپزي و كودك‌ياري تاكيد دارد اما پسران به اموري مانند مكانيك، راه‌سازي، صنايع و نجاري، مي‌پردازند. در اين تصاوير زنان هيچ‌گاه سازمان‌دهنده, نظم‌بخش و هدايت‌گر فعاليت‌هاي سياسي‌ - اجتماعي نبوده و بيشتر داراي نقش‌هاي مطيع بوده‌اند ( سيدان، 1378، 153).

در كنار منابع درسي‌، تفكيك جنسي كه پس از انقلاب اسلامي بين دانش‌آموزان دختر و پسر در مدارس ايران به وقوع پيوست، به طور ناخواسته بر تمايز دو جنس افزود. اختصاص معلمان مرد به مدارس پسرانه و معلمان زن به مدارس دخترانه اين وضعيت را تشديد كرد. از آنجا كه بخشي از هويت انسان در تعامل با غير شكل مي‌گيرد، جدايي دانش‌آموزان دختر و پسر موجب مي‌شود اين دو گروه نسبت به قابليت‌ها و توانمندي‌هاي خود و ديگري تصوراتي غيرواقع‌بينانه داشته باشند و از جهت رواني از يكديگر فاصله بگيرند. از آنجاكه زمينه‌هاي برتر دانستن مردان نسبت به زنان در بستر فرهنگ جامعه فعال است جدايي بين دو جنس به فاصله اجتماعي دو گروه از يكديگر منجر مي‌شود.

نظام آموزشي نه تنه بر ساختار رواني افراد تاثير مي‌گذارد، بلكه آنها را براي ايفاي نقش‌هاي شغلي آتي آماده مي‌سازد. مدارس فني و حرفه‌اي كه بيشتر بر آموزش‌هاي كاربردي و عملي تاكيد دارند، اين امكان را فراهم مي‌سازند كه افراد با تكيه بر قابليت‌ها و توانمندي‌هاي عملي خود و متناسب با نياز جامعه به كار و فعاليت اقتصادي بپردازند. اين قبيل آموزش‌ها نسبت به آموزش‌هاي نظري كه در رشته‌هاي ديگر رواج دارد فراگيران را براي مواجهه با چالش هاي شغلي و ارائه راهكارهاي بديع آماده مي‌سازد و در مجموع با اقتضائات كارآفريني هماهنگي بيشتري دارد.

در ايران ميزان بهره‌مندي دختران و پسران از مدارس فني و حرفه‌اي نابرابر است. اكثر دانش‌آموزان دختر تحت تاثير سوگيري خانواده نسبت به سودمندي تحصيل در مدارس فني وحرفه‌اي مردد هستند. براي مثال، در سال 1380 حدود 28962 نفر از دانش‌آموزان پسر استان تهران مشغعول تحصيل در مدارس فني وحرفه‌اي بوده‌اند درحالي كه 14715 نفر از دختران يعني حدود نصف جمعيت پسران در اين مركز به تحصيل مي‌پرداختند (آمار آموزش و پرورش استان تهران).

لازم است به اين نكته توجه نمود كه همين تعداد از دختران نيز بيشتر در بخش حرفه‌اي كه شامل كودك‌ياري، خياطي، صنايع ‌دستي، طراحي و دوخت و دوز نمايش، تربيت‌بدني و نقاشي است متمركز هستند. در حالي كه پسران بيشتر در بخش‌هاي فني مانند الكتروني، تراشكاري و مکانیک تمرکز یافته اند این درحالی ست كه در كشورهاي اروپايي از آموزش‌هاي فني‌وحرفه‌اي بيشتر استقبال مي‌شود. براي مثال 75 درصد از شاگردان آلماني پس از چهار سال تحصيل در مدارس ابتدايي به مدارس حرفه‌اي مي‌روند و پس از شش سال فارغ‌التحصيل مي‌شوند و برخي از آها يك سال ديگر ادامه مي‌دهند و مدرك بالاتري به دست مي‌آورند (سخاوت، 1380: 34). حضور محدود دختران در مدارس فني وحرفه‌اي از يك‌سو ظرفيت اجرايي آنهارا محدود مي‌سازد واز گرايش آنان براي حضور در حوزه‌هاي فعال‌تر اقتصادي مانند امور صنعتي، توليدي و تجاري مي‌كاهد.

 

 

2-3. ناهمخواني انتظارات نقشي

زنان شاغل به طور همزمان داراي سه نقش همسري، مادري و شغلي هستند. هر يك از اين نقش‌ها داراي مجموعه‌اي از انتظارات مختلف است. در مورد تعامل همزمان نقش‌هاي مختلف زنان نظرات متفاوتي وجود دارد...

چلبي معتقد است هويت‌هاي شغلي زنان اغلب تحت‌الشعاع نقش‌هاي خانوادگي آنها است. (1375: 240). زيبر تحت عنوان ” فرضيه تجمع نقش‌ها“ به منافع حاصل از تكثر نقش‌هاي زنان اشاره مي كند. از نظر او امتيازات مرتبط با هر نقش مانند امنيت، منزلت حاصل از آن، فراهم آمدن امكاناتي جهت بهبود پايگاه اجتماعي، غناي شخصيت وارضاي خاطري كه فرد از آن بهره‌مند مي‌شود، بستگي‌هاي اجتماعي جديدو حمايت حاصل از آن ازجمله ثمرات ايفاي نقش‌هاي متفاوت است(نقل از احمدنيا، 1380: 75).

يافته‌هاي يك پژوهش تجربي درباره زنان شاغل و خانه‌دار تهراني فرضيه فوق را تاييد مي‌كند. نتايج به دست آمده نشان مي دهد كه زنان شاغل در مقايسه با زنان خانه‌دار خود پنداره مثبت‌تري دارند و به‌طور معناداري خود را باهوشتر، موفق‌تر، كمتر تنبل، مستقل‌تر و سخت‌كوش‌تر احساس مي‌كنند (خسروي،1378: 115). در مقابل برخي از جامعه‌شناسان انتقادگرا به تضاد ميان نقش خانوادگي وشغلي تاكيد دارند. براي مثال، از نظر هيبارد و پوپ تجمع نقش‌هاي سنتي همسري و مادري و نقش‌هاي جديد شغلي ممكن است به تضاد با نقش يا اضافه‌بار نقش منجر شود و سلامت زنان را به خطر اندازد. علاوه بر اين، احساس تقصير واضطراب كه حاصل اين تصور است كه آنها نتوانسته‌اند به‌خوبي از عهده مسئوليت خانوادگي بربيايند از علل عمده لطمه به سلامت رواني زنان محسوب مي‌شود (نقل از احمدنيا، 1380:74). بوتل و گرين‌هاوس در مطالعه خود به اين نتيجه رسيده‌اند كه ايجاد تعادل بين نقش‌هاي كار وخانواده احتمال دارد با افزايش تضاد دوجانبه در درون نقش‌ها همراه باشد. براي مثال، تعارض خانواده با كار وقتي رخ مي‌دهد كه مسئوليت‌هاي مربوط به نقش خانوادگي مانع انجام‌دادن كار شود. همچنين نگهداري از بچه ممكن است مانع توجه كافي به مسائل شغلي شود. تعارض كار با خانواده زماني ايجاد مي‌شود كه فعاليت‌هاي شغلي مانند ساعات طولاني كار انجام‌دادن وظايف خانوادگي را مختل سازد ( نقل از عباسي، 1381: 7). توجه به اين نكته از آن جهت حائز اهميت است كه مسئوليت مادران در طول زمان افزايش مي‌يابد. وظايف مادران به نگهداري و حفاظت جسماني از فرزندان محدود نمي‌شود، بلكه شامل توجه دقيق‌تر به رشد رواني، اجتماعي و فكري آنان نيز مي‌باشد(بيلتن و ديگران، 1977: 219). اين در حالي است كه بنابر قرارداد اجتماعي مردها كمتر مسئول تربيت فرزندان شمرده مي‌شوند. از آنجاكه لازم است مادران شاغل بخش قابل ملاحظه‌اي از زمان خود را صرف فرزندانشان كنند, بنابراين انگيزه وفرصت‌شان براي توسعه فعاليت‌هاي شغلي محدود مي‌شود.

ناهماهنگي ميان نقش‌هاي زنان به شيوه ديگر نيز نمايان مي‌شود. براساس هنجارهاي فرهنگي جامعه از زنان متأهل انتظار مي‌رود اقدامات يا تصميمات خود را با اجازه و نظارت همسر خودانجام دهند. رعايت اين قاعده كمك مي‌كند تا زنان در فعاليت‌هاي خود از تجربه، همفكر و حمايت شوهرشان برخوردار شوند. اما به همين ترتيب گاهي نيز ناهماهنگي ميان ترجيحات زن وشوهر مي‌تواند مانع توسعه فعاليت‌هاي شغلي زنان شود. بنابراين در بعضي از موارد نوآوري، پيشگامي و توان محقق ساختن طرح‌هل و انديشه‌هاي نو كه از لوازم كارآفريني است با انتظاراتي كه از يك زن در نقش همسري مي‌رود ناهماهنگ است. نتايج تحقيقي ديگر در مورد 1065 تن از مادران شاغل در سطح تهران نشان مي‌دهد كه 3/14 درصد از پاسخگويان اشتغال خود را مانع انجام دادن شايسته وظايف مادري و 6/10 درصد از آنها كاركردن را مانعي در انجام‌دادن وظايف همسري و خانه‌داري مي‌دانند. در اين ميان 2/5 درصد از پاسخ‌ها نيز به اين گزينه مربطو بود كه تمايل به ترك شغل از سوي پاسخگويان در نيتجه مخالفتي است كه شوهران نسبت به اشتغال آنها ابراز داشته‌اند(احمدنيا، 1380: 78).

فشار رواني حاصل از ناهماهنگي ميان نقش‌ها پيامدهاي مانند اضطراب و خستگي شغلي، كاهش سلامتي، تضعيف كيفيت زندگي زناشويي و نارضايتي از نقش والديني را در پي دارد. اين شرايط بخش قابل ملاحظه‌اي از زمان، انرژي و تعهد زنان را به خود اختصاص مي‌دهد و از تمركز آنها در فعاليتهاي حرفه‌اي مي‌كاهد. اين درحالي است كه نقش نان‌آوري و سرپرستي مردان با انتظارات شغلي آنها هماهنگ است و آنان از اين جهت با محدوديت كمتري مواجه هستند و با سهولت بيشتري مي‌تواندد به بسط فعاليت‌هاي شغلي خود بپردازند. پژوهشي كه در مورد 20 زن كارآفرين ايراني انجام شده است نشان مي‌دهد كه اين افراد در مسير فعاليت‌هاي كارآفرينانه خود با مشكل نگهداري فرزند و مخالفت همسر يا اعضاي خانواده، برخورد نامناسب مسئولان محلي و مشتريان مواجه بوده‌اند (صابر، 1381). به اين ترتيب اين احتمال افزايش مي‌يابد كه زنان به ايفاي حداقلي از انتظارات شغلي بسنده كنند و به تدريج از افق‌هاي فكري دورنگرانه، درگيرشدن با مشكلات جديد، تلاش براي تغيير شرايط موجود و بهره‌ور ساختن آن، كه جزء ضرورت‌هاي كارآفريني است، فاصله بگيرند.

ناهماهنگي انتظارات نقشي نه تنها اشتغال بلكه ارتقا به مقاطع بالاتر تحصيلات دانشگاهي را دشوار مي‌سازد. طي چند سال گذشته، نسبت ورود دختران به دانشگاه يا برابر پسران يا اندكي بالاتر بوده است. براي مثال، در سال تحصيلي 1379- 80 حدود 5/50درصد از پذيرفته‌شدگان در دانشگاهها و موسسات آموزش عالي زن و مابقي مرد بوده‌اند ( آمار آموزش عالي ايران، 1380: 6) با وصف اين، در مسير ارتقاي به سطوح بالاتر تحصيلي (كارشناسي ارشد و دكترا) نسبت زنان كاهش مي‌يابد و بر نسبت مردها افزوده مي‌شود.

 

جدول شماره5. نسبت دانشجويان زن به مرد مراكز آموزش عالي به تفكيك مقاطع تحصيلي

مقطع تحصيلي

سال 1376

سال 1377

سال 1378

سال 1379

زن

مرد

زن

مرد

زن

مرد

زن

مرد

كارشناسي ارشد

3/18

7/81

7/19

3/80

20

80

2/22

8/7

دكتراي حرفه‌اي

5/35

5/64

39

61

3/42

7/57

4/33

6/66

دكتراي‌تخصصي

30

70

5/26

5/73

3/25

7/74

14

86

منبع: آمار آموزش عالي ايران- مؤسسه پژوهش وبرنامه‌ريزي آموزش عالي

 

همانطور كه ارقام جدول شماره 5 نشان مي‌دهد در ايران در سالهاي 1376- 1379 حدود 60 درصد از دانشجويان دوره دكتراي حرفه‌اي و حدود 70درصد يا بيشتر از دانشجويان دوره دكتراي تخصصي مرد بوده‌اند. هر چند كه صاحب‌نظران مبحث كارآفريني به رابطه مستقيم ميان تحصيلات بالا و كارآفريني اشاره نكرده‌اند، با وجود اين اگر دانش تخصصي و اطلاعات روزآمد يكي از تمهيدات لازم براي طراحي و تركيب منابع موجود و استفاده از روش‌هاي نوين انجام دادن فعاليت‌هاي اقتصادي باشد، در اين صورت محدوديت ورود زنان به سطوح بالاي تحصيلي كه عمدتا به خاطر غلبه انتظارات نقش همسري و مادري صورت مي‌گيرد، به طور غير مستقيم به يك عالم تقليل دهنده كارآفريني تبديل مي‌شود. زيرا نقش‌ها صورت ذهني متناسب با خود را در انسان مي‌آفرينند.

 

4-3. باورهاي كليشه‌اي

باورهاي كليشه‌اي يا قالبي مربوط به زنان به شيوه‌اي ديگر بر ساختار رواني آنها تاثير مي‌گذارد. باورهاي كليشه‌اي برداشت‌هايي بيش از حد ساده و جانبدارانه از واقعيت هستند كه نسبت به گروه خاصي اطلاق مي‌شوند و در برابر تغييرات مقاومت مي‌كنند. اين تصورات اغلب لحني منفي دارند و با نگرش‌هاي تعصب‌آميز ويا تبعيض رفتاري آميخته‌اند(جونز،1989:827).

بخشي از اين باورها در قالب اشعار، داستانها و ضرب‌المثل‌ها نمايان مي‌شود. از نظر خواجه نصير‌الدين طوسي مردان بايد از مخاطبه با عوام كودكان و زنان و ديوانگان و مستان احتراز كنند (سيدان، 1378: 19). از فروغي بسطامي است كه در فكر زن مپيچ كه اين رخنه فساد/ در خون گرم غوطه دهد جان مرد را (همان:43). اين عبارت به ناصرخسرو منسوب است كه زنان چون ناقضان عقل ودين‌اند/ چرا مردان ره آنان گزينند. يا جامي گفته است زن از پهلوي چپ آفريد/ كس از چپ هرگز راستي نديد (چابكي، 1374:39). در ضرب‌المثل‌هاي فارسي زنان با صفاتي مانند ناقص‌العقل، خطرناك، قابل ترحم، بلا خبيث، بي‌وفا، و موجودي كه با گريه كارش را پيش مي‌برد معرفي‌شده‌اند(همان:21).

هرچند كه تعميم چنين مواردي به كل ادبيات و فرهنگي ايراني جايز نيست و در متون ادبي به ويژگي‌هاي مثبت زنان هم اشاره شده، با وجد اين مصاديق يادشده به اين واقعيت اشاره دارد كه زبان فارسي مانند زبانهاي ديگر دچار عارضه جنسيت‌گرايي است (پاكنهاد، 1380: 98). اين عبارات كه در قالب گفتگوهاي روزمره جريان دارد به تدريج بر نگرش زنان نسبت به خودشان و نگرش ديگران نسبت به زنان نفوذمي‌كند.

 

5-3. مناسبات حاكم بر سازمان كار

سازمانها از فرهنگ جامعه تاثير مي‌پذيرند. مولفه‌هاي مرتبط با نابرابري جنسيتي از طريق مناسبات رسمي و غيررسمي بر ساختار واني زنان وجهت‌يابي آنان نسبت به كارشان تاثير مي‌گذارد. اين قبيل نابرابري‌ها در درون سازمان قبل و بعد از استخدام به اشكال مختلف مانند وجود معيارهاي استخدامي نابرابر، دستمزد نابرابر براي كار يكسان، شانس بيشتري براي بيكاري، فرصت نابرابر براي آموزش‌هاي جانبي، دستيابي نابرابر به منابع توليدي، مشاركت نابرابر در تصميم‌گيري، امكان نابرابر در ارتقاي شغلي نمودار مي‌شود (شادي طلب، 1377: 274).

يكي از مصاديق اين نابرابري در نازل بودن ميزان ارتقاي زنان به سطوح مديريتي مشاهده مي‌شود. طي سه دهه گذشته (1345- 1375)، تعداد مديران از حدود 12 هزار نفر در سال 45 به 91 هزار نفر در سال 75 يعني حدود 7/5 برابر رسيده است. در اين ميان تعداد مديران زن از 389 نفر به 2543 نفر يعني 5/6 درصد رسيده است. درنتيجه نسبت زنان مدير از سال 45 تا سال 75 نه تنها بهبودي نيافته بلكه كاهش مختصري نيز داشته است. اين در حالي است كه سهم زنان شاغل داراي تحصيلات عالي در كل شاغلان زن حدود 20 برابر شده است و از حدود ده هزار نفر در سال 1345 به رقم 389 هزار نفر در سال 1375 رسيده است. پس علت عدم تحرك شغلي زنان به رده‌هاي مديريتي فقدان تحصيلات عالي آنها نيست (همان: 283- 286).

بررسي ديگري كه درباره 50 نفر از مديران سطح بالاي سازمان‌ها انجام شده نشان مي‌دهد كه اكثريت‌ آنها بر انضباط كاري، وظيفه‌شناسي و تعهد زنان نسبت به مردان اذعان داشته‌اند و نيمي از آنان از پرسنل زن راضي‌تر از پرسنل مرد بوده‌اند. با اين حال، در انتخاب افراد براي رده‌هاي شغلي بالاتر در ميان مردان و زنان با تحصيلات و تجربه مساوي، مردها را ترجيح مي‌دهند (سفيري: 1377، 27).

از آنجا كه رهبري و مديريت جزو خصوصيات فرد كارآفرين است، عدم ارتقاي زنان به مواضع مديريتي موجب مي‌شود ساختار رواني و نظام شخصيتي آنها در زمينه فعاليت‌هاي كارآفرينانه شكوفا نشود. ويژگي‌هايي كه براي يك رهبر يا مدير موفق برشمرده مي‌شود عبارتند از سائق قوي براي قبول مسئوليت و تكميل وظايف، پافشاري و پشتكار در تعقيب اهداف، ابتكار در حل مسائل، اعتمادبه نفس و احساس هويت فردي، تمايل به پذيرفتن عواقب تصميم‌‌ها و اعمال، آمادگي براي پذيرش و جذب فشار رواني، تحمل ناكامي و توان نفوذ در ديگران و ظرفيت سازمان دادن نظام‌هاي تعامل اجتماي براي هدفي كه در دست است (كريمي، 1377: 147). حتي در موارد محدودي كه امكان تصدي زنان در امر مديريت به وجود مي‌آيد، گاه مشاهده مي‌شود كه آنان بر اساس تصور ضعيفي كه از توانايي‌هاي خود دارند از به عهده گرفتن مسئوليت‌هاي خطير امتناع مي‌ورزند.

تحت تاثير جنبه‌هاي ديگري از نابرابري جنسيتي كه در سازمان كار وجود دارد، امكان كسب تجربيات شغلي جديد براي زنان محدود مي‌شود. به منظور بسط استعداد يادگيري، لازم است افراد هرچه بيشتر خود را در محيط‌هي اثباتي متفاوت درگير نمايند و آنها را آنچنان دروني سازند تا بتوانند نقشه شناختي وسيع‌تري از محيط‌هاي مختلف كسب نمايند. نفوذ متقابل الزامات مربوط به محيط‌هاي چندگانه باعث افزايش ظرفيت اجرايي انسان مي‌شود (چلبي،1375: 240). اين در حالي است كه زنان براي تجربه محيط‌هاي شغلي متفاوت اغلب با محدوديت مواجه هستند. براي مثال، امكان بهره‌مدي از فرصت‌هاي شغلي جانبي مانند ماموريت‌هاي شغلي داخل يا خارج از كشور براي زنان كمتر است. از آنجا كه يكي از ويژگيهاي فرد كارآفرين آمادگي دائم براي آموختن است، بنابراين محدوديت تحرك شغلي و از دست دادن فرصت آموزش‌هاي مكمل و غيررسمي از قابليت‌هاي شناختي و اجرايي زنان براي كارآفريني مي‌كاهد.

در سطح سازمان نيز مانند جامعه مصاديقي از باورهاي كليشه‌اي درباره زنان وجود دارد كه مي‌تواند همچون يك مانع ذهني عمل كند. براي مثال، گاهي گفته مي‌شود وقتي كار سخت مي‌شود زنان تاب نمي‌آورند، توانايي ديدن چشم‌انداز وسيع را ندارند و براي كار تيمي مناسب نيستند. به اين جهت زنان همواره مراقب برداشت همكاران مرد خود هستند و اين امر را با انتخاب كارهايي كه از آنان پذيرفته است رعايت مي‌كنند. در نتيجه از اقداماتي مانند بلندپروازيهاي شغلي، فرصت‌گرابودن، خطر كردن و تلاش براي ايجاد تغيير كه اغلب اموري مردانه تلقي مي‌شوند اجتناب مي‌ورزند.

زنان شاغل تحت تاثير همين برچسب‌هاي جنسي از آنجا كه احتمال مي‌دهند توسط همتايان مرد خود به نحو مناسبي به رسميت شناخته نشوند از ورود به شبكه غيررسمي همكاران كه بيشتر صبغه‌اي مردانه دارد مي‌هراسند. اين وضعيت بعضي از فرصت‌هاي كارآفريني را كه از خلال تعامل و گفتگو با ديگران به دست مي‌آيد, محدود مي‌سازد. زيرا حضور فعال در شبكه غيرسمي همكاران موجب درگيرشدن بيشتر با كار، كسب اطلاعات جديد، شكل‌گيري انديشه‌هاي نو واستفاده از همفكري و حمايت كاركنان است. زيرا افراد معمولا به شيوه‌اي ابزاري عمل مي‌كنند و از پيوندهاي اجتماعي‌شان براي دستيابي به تحرك شغلي فراتر از آنچه به وسيله موقعيت ساختاري‌شان پيش‌بيني شده استفاده مي‌كنند (كلمن، 1377:471).

 

4.بحث ونتيجه‌گيري

برچسب‌هاي جنسيتي كه بر نوعي نابرابري ميان مرد و زن دلالت دارد از خلال تعاليم خانواده، نظام تعليم و تربيت، باورهاي كليشه‌اي، انتظارات نقشي و مناسبات حاكم بر كار به زنان منتقل مي‌شود. به اين ترتيب هويت آنها يعني اينكه آنها در مقام زن چه ادراكي از خود داشته باشند، خود را چگونه ارزيابي كنند خود را قادر و خواهان انجام‌دادن چه اعمال ورفتاري بدانند شكل مي‌گيرد. انيگزه‌ها، علایق و نيروهاي دروني و در نهايت ساختار رواني و شخصيتي زنان به اين ترتيب ساخته و پرداخته مي‌شود. بسياري از قابليت‌ها و توانمندي‌هايي كه لازمه امر كارآفريني است – مانند عزم راسخ براي تغيير و نوآوري، قدرت رهبري، تحمل خطر، ميل به پيشرفت – تت تاثير نابرابري جنسيتي كمتر در زنان قوام پيدا مي‌كند. همين امر از احتمال كارآفرين شدن زنان مي‌كاهد.

نكته‌اي كه بايد خاطر نشان نمود اين است كه بعضي از حقوقدانان معتقدند موارد تمايز زنان و مردان در نظام رسمي حقوقي ايران بسيار اندك است. براي مثال امور تجاري، افتتاح حساب بانكي، مبادرت به عقد قراردادهاي بازرگاني، تأسيس شركت، عضويت در مجامع يا هيئت‌هاي مديره. انتخاب شدن به سمت مدير عامل، هيئت رئيسه از جمله مواردي است كه قانون تصدي آنها را براي زن ومرد به يك اندازه به رسميت شناخته است (نوروزي،‌1380: 67). در واقع موانع گسترش فعاليتهاي اقتصادي زنان بيشتر پديده‌اي فرهنگي–اجتماعي است كه در لايه‌هاي زيرين جامعه نهادي شده است.

آشفتگي موجود ممكن است تاحدي از فرآيند توسعه برون‌زاي جامعه ايران و دوگانگي ساختاري حاصل از ان سرچشمه گرفته باشد. زيرا پيشرفت غرب يك پيشرفت دروني بوده نه آنكه اجزاي پيشرفت را از بيرون مانند يك عضو غريبه به بدن پيوند زده باشند. به علاوه، اين پيشرفت در طول ساليان دراز به طور تدريجي انجام گرفته است.(رفيع‌پور، 1376: 544). اشتغال زنان در غرب ناشي از تحولات انقلاب صنعتي و همگام با تغيير در مناسبات فرهنگي و اجتماعي بوده كه طي سال‌ها بعد از رنسانس به وجود آمد. در ايران محصولات دنياي مدرن كه يكباره از بيرون وارد شده‌اند اغلب با زمينه‌هاي عميق‌تر فرهنگي، يعني فرآيندي كه براساس آن تغييرات فرهنگي با تغييرات اقتصادي همساز نيستند، نام برده مي‌شود (آبر كرامبي، 1984: 59).

تحت تاثير فرآيند نوگرايي، اين امكان فراهم آمد كه زنان ايراني مانند مردان به تحصيلات دانشگاهي و اشتغال در عرصه‌هاي اقتصادي بپردازند. بر اين اساس مطلوب است كه زنان شاغل در نقش كارآفريناني موفق در جهت رونق اقتصاد جامعه گام بردارند. اما پاره‌اي از نگرش‌هاي جنسي نابرابرانه كه هنوز در بستر فرهنگي جامعه فعال است مانع بروز قابليت‌هاي كارآفرينانه زنان مي‌شود.

از آنجا كه زنان بخش قابل ملاحظه‌اي از نيروي كار جامعه را تامين مي‌كنند، عملكرد كارآفرينانه آنان ( درجهت رشد توليد يا فروش، افزايش سرمايه، رفاه كارمندان، قدرت رقابت و صادرات) به توسعه اقتصادي جامعه كمك مي‌كند. علاوه بر اين، جامعه‌اي ك خواهان توسعه همه‌جانبه است بايد امكان رشد و شكوفايي استعدادها را براي همه اعضاي خود از جمله زنن شاغل فراهم سازد.

با وجود آنكه اقدامات فرهنگي جهت پالايش نابرابري و تبعيض جنسي ضروري است، اما زنان نيز نبايد منفعلانه در انتظار تغييرات باشند بلكه بايد در جهت دگرگوني شرايط موجود بكوشند. فرآيند كارآفريني با شكل‌گيري يك انديشه آغاز مي‌شود، با انتخاب راه‌كارهاي مناسب، تامين منابع، غلبه بر موانع به اجرا در مي‌آيد. براي آنكه زنان بتوانند اين فرآيند را با موفقيت پشت سر بگذارند، نيازمند تقويت مهارتهاي اداركي، ارتباطي وتخصصي خود هستند. پذيرش واقع‌بينانه تفاوت‌هاي طبيعي ميان زن‌  و مرد، پرهيز از مقايسه‌هاي بي‌مورد كه موجب كاهش عزت نفس مي‌شود، اعتماد به استعدادها و توانايي‌هاي خود، هدفمندي و انتخاب برنامه‌هاي منطقي، رشد تفكر عقلاني، تلفيق ميان عقل و احساس، حساسيت نسبت به تحولات زمان و همچنين مشاركت در فعاليت‌هاي اجتماعي به خصوص سازمانهاي صنفي غيردولتي در مجموع مهارت‌هاي كارآفريني زنان را افزايش مي‌دهد. اين جهت‌يابي نه تنها ساختار رواني و شخصيتي آنان را تغيير مي‌دهد بلكه موجب مي‌شود نگرش ديگران هم نسبت به زنان دگرگون شود.

 

منابع

احمدنيا، شيرين(1380)، ”برخي عوامل فرهنگي – اجتماعي مؤثر بر مشاركت محدود زنان“ ،نامه انجمن جامعه‌شناسي ايران، ويژه‌نامه دومين همايش مسائل اجتماعي ايران، شماره 4 .

بازرگان، زهرا(1376)، ”نقش آموزش عالي در شكوفايي استعدادهاي درخشان“، مجموعهمقالات زن در يافته‌هاي نوين پژوهشي، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.

بدار لوك، ژوزه دزيل و لوك لامارش(1380)، رواشناسي اجتماعي، حمزه گنجي،تهران: انتشارات ساوالان.

پاكنهاد، مريم(1380)، ”زن در زبان فارسي“، پژوهش زنان:فصلنامه مركز مطالعات وتحقيقات زنان، دوره اول، شماره 1.

چابكي، ام‌البنين (1374)، ”تأثير باورهاي غلط و نگرش‌هاي منفي بر ميزان مشاركت اجتماعي زنان“، همايش زن و توسعه فرهنگي در دانشگاه الزهرا.

چلبي مسعود(1375)، جامعه‌شناسي نظم: تشريج و تحليل نظم اجتماعي، تهران: نشرني.

خسروي، زهره(1378)، نقش تأهل واشتغال بر خودپنداره زنان ايراني در كتاب زن دريافته‌هاي نوين پژوهشي، تهران: انتشارات دانشگاه الزهرا.

رابرتسون،ايان(1372)، درآمدي بر جامعه با تأكيد برنظريه‌هاي كاركردگرايي، ستيز و كنشمتقابل نمادي، حسين بهروان، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوي.

رفيع‌پور، فرامرز(1376)، توسعه و تضاد: كوششي در جهت تحليل انقلاب اسلامي ومسائلاجتماعي ايران، تهران‌: انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي.

ريتزر،جورج (1374) نظريه جامعه‌شناسي در دوران معاصر، محسن ثلاثي، تهران: انتشارات علمي.

سادات، محمدعلي(1361)، خصوصيات زن ، تهران: انتشارات نهضت زنان مسلمان.

سخاوت، جعفر(1380)، ”وضعيت اشتغال زنان در ايران با تأكيد بر اشتغال فارغ‌التحصيلان ومدارس حرفه‌اي دختران در شهر تهران“ ، نامه انجمن جامعه‌شناسي، شماره 5.

سفيري، خديجه(1377)، جامعه‌شناسي اشتغال زنان، تهران: انتشارات تبييان.

سيدان، فريبا(1378)، ”نگرش‌هاي كليشه‌اي در امور زنان“ در كتاب: زن در يافته‌هايپژوهشي، تهران: دانشگاه الزهرا.

شارون، جوئل(1380)، ده پرسش از ديدگاه جامعه‌شناسي، منوچهر صبوري، تهران:نشرني.

شادي‌طلب،ژاله(1377)، ”مديريت زنان:ضرورت تغيير رفتار در نقش مديريت“ در مجموعهمقالات نخستين همايش جامعه‌شناسي و مديريت، سازمان مديريت صنعتي.

صابر،فيروزه(1381)، راههاي توسعه كارآفريني زنان در ايران: راهكارهاي تواناسازيزنان در راستاي برابري اقتصادي ، اجتماعي وسياسي در ايران، تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

صداقت، سعيد و زهرا زاهد(1374)، ”نقش‌هاي جنسيتي درتصاوير كتاب‌هاي درسي دوره ابتدايي“،فرزانه: ويژه مطالعات و تحقيقات مسائل زنان، شماره 5.

عباسي، صفورا(1381)، تضادخانوادگي زنان شاغل و عوامل مؤثر برآن، پايان‌نامه كارشناسي ارشد پژوهشگري اجتماعي، استاد راهنما: دكتر فرامرز رفيع‌پور، دانشگاه شهيد بهشتي، گروه جامعه‌شناسي.

كريمي، يوسف(1377)، روانشناسي اجتماعي نظريه‌ها، مفاهيم و كاربردها، تهران: انتشارات ارسباران.

گيدنز،آنتوني (1373)، جامعه‌شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، تهران: نشرني.

گرث هانس و سي رايت ميلز(1380)، منش فرد وساختار اجتماعي روانشناسي نهادهاياجتماعي، ترجه اكبر افسري، تهران : انتشارات بركه.

گروه پژوهشهاي آماري وانفورماتيك(1379-80) آمار آموزش عالي ايران، تهران: مؤسسه پژوهش و برنامه‌ريزي آموزش عالي.

مجتهدي، مهين(1380)، ”بررسي باورهاي جنسيتي در محتواي كتابهاي درسي دوره ابتدايي“، جزء مقالات ارائه شده در همايش ملي اصلاحات در آموزش وپرورش، دبيرخانه همايش.

محمدي اصل، عباس(1381)، درآمدي بر جامعه‌شناسي مشاركت سياسي زنان: جنسيتومشاركت، تهران : انتشارات روشنگران ومطالعات زنان.

نوابي‌نژاد، شكوه(1379)، روانشناسي زن، تهران: انتشارات ايرانيان.

نوروزي، كامبيز(1380)، ”حقوق زنان طرح مسئله‌اي ديگر“، نشريه زنان شماره 67.

 

Abercombie, Nicholas , Hill, Stephen & Turner, Brayan s.(1984) The penguin Dictionary of Sociology , United states of America : Penguin Books.

Baron Robert A & Greenberg, Jerald(1990) Behavior in Organization, Understanding and Managing the Human side of Work , United states of America : Allyn & Bacon.

Bilton, Tony. et al.(1997) Introductry sociology, United states of America : Mac millan.

Brogatta, Edgar F.& Montgomery V.(2000) Encyclopedia of sociology, United states of America : Mac Millan Referece.

Burch, john G.(1986) Entrepreneurship, United States of America : John Wiley& sons.

Drucker, Peter F.(1993) Innovation & Entrepreneurship, Newyork: Library of congress cataloging in Publication Data.

Jones, Edward(1989) The social science Encyclopedia Ed: Kuper Adam & Kuper Jessica, London & NewYork: Routledge.

Morrison, Alison(1989) Entrepreneurship: An international perspective, Great Britain : plant tree.

Watson, Alexander. Karen Halm& Olander Wise(1996) The entrepreneur`s complete source Book, United states of America: Prentice Hall.

Woolfolk, Anita(2001), Educational Psychology , United states of America : Allyn & Bacon Pub.

Yorburg, Betty(1974) Sexual Identity, Sex Roles &social change, United states of America : A Wiley Interscience Publication.

 

فاطمه جواهري عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت معلم تهران است. از ايشان تاكنون مقالاتي در مجلات داخلي به چاپ رسيده است. علايق پژوهشي ايشان در زمينه جامعه‌شناسي پزشكي، ارتباطات جمعي وسازمانهاست.

سرور قضاتي كارشناس ارشد جامعه‌شناسي وپژوهشگر مسائل اجتماعي است.

  نويسندگان: فاطمه جواهري، سرور قضاتي

 

 

منبع مقاله: www.iransociolog.org

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:11 PM - روز جمعه 10 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
با همت و کار مضاعف می توانیم

بعد از افتتاح کارخانه سیمان سیستان در شب گذشته، رییس جمهور راهی کیش شد تا ضمن افتتاح چند پروژه، با آغاز به کار خط تولید ایمپلنت های قلبی و عروقی، ایران را پس از آمریکا، به عنوان دومین کشور دارای توانایی ساخت این دریچه های قلب در دنیا مطرح کند وخط کیش به هندورابی را نیز افتتاح نماید.

به گزارش رجانیوز کارخانه سیمان سیستان که پنج شنبه در شهرستان زابل افتتاح شد توان تامین سیمان استان سیستان و بلوچستان را دارد که 60 درصد تولید آن نیز به مدت 10 سال از سوی کشورهای افغانستان و پاکستان پیش خرید شده است.

كارخانه سيمان زابل روزانه ظرفيت توليد 3 هزار و 400 تن سيمان دارد كه با احداث اين كارخانه به صورت مستقيم براي 350 نفر و غيرمستقيم براي 2 هزار نفر در اين استان شغل ايجاد مي‌شود.

همچنين براي احداث اين واحد توليد سيمان هزار و 550 ميليارد ريال توسط بخش خصوصي سرمايه‌گذاري شده است و بانك‌هاي عامل در اين طرح ملت، صادرات و صنعت و معدن بوده‌اند.

اما آنچه بیش از همه توجه همه را به خود جلب کرد، افتتاح امروز خط تولید ایمپلنت های قلبی و عروقی در کیش بود. این افتتاح در حالی صورت پذیرفت که در جهان تنها آمریکا است که این تکنولوژی را در اختیار دارد و حتی شرکت های اروپایی نیز تحت لیسانس شرکت آمریکایی به تولید این محصول مهم می پردازند.

خط تولید ایمپلنت های قلبی و عروقی، صبح امروز با حضور "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهوری اسلامی ایران، در شرکت همانند سازی بافت کیش افتتاح شد.

این خط تولید می تواند نزدیک به 2100 دریچه قلب در سال تولید کند که علاوه بر تامین نیاز داخلی، بخش قابل توجهی از نیازهای بازارهای بین المللی را نیز می تواند تامین کند. قیمت مشابه خارجی این دریچه قلب، نزدیک به 7 هزار دلار است که نمونه ایرانی آن تنها 2800 دلار قیمت دارد.

45درصد از سرمایه این مجموعه تولیدی متعلق به سازمان گسترش و توسعه صنایع ایران و 55 درصد آن نیز متعلق به بخش خصوصی است؛ سرمایه اولیه ساخت این کارخانه نزدیک به 19 میلیارد ریال بوده است؛ پیش از این نیز، تولید ایمپلنت های استخوانی در این مجموعه آغاز شده بود.

رئیس جمهور در جریان افتتاح خط تولید ایمپلنت های عروقی از خط تولید ایمپلنت های استخوانی نیز بازدید کرد و از نزدیک با مشکلات بخش تولید در جزیره کیش آشنا شد.

علي اکبر محرابيان با اشاره به راه اندازی خط تولید یمپلنت های قلبی و عروقی، گفت: با توليد اين محصول استراتژيک علاوه بر رفع نيازهاي داخلي مي توان با صادرات آن به کشورهاي منطقه ارز آوري مناسبي براي کشورخواهد داشت.

وي با اشاره به اينکه با بومي شدن اين فناوري در کشور امکان ساخت ده ها کارخانه مشابه در سراسر کشور وجود دارد گفت: توليد يک کيلو از اين ماده معادل يک کيلو طلا است.

وزير صنايع تصريح کرد: اين دانش تا کنون به طور نحصاري در اختيار چند شرکت آمريکايي بوده که با توانمندي، تخصص و همت ايراني فناوري اين دانش در کشور بومي شد.

در جریان این سفر با دستور رئیس جمهور خط دریایی کیش به هندورابی با حرکت 3 کشتی آریا، حریره و امام قلی که به صورت آزمایشی افتتاح شد.

کشتی آریا حاوی تجهیزات عمرانی و ساختمانی برای عمران و آبادانی جزیره هندورابی است که نزدیک به 20 خانوار جمعیت دارد و پتانسیل تبدیل شدن به یک قطب گردشگری در خاورمیانه را دارا است.

کشتی های حریره و امام قلی نیز در جزیره کیش ساخته شده اند و مخصوص حمل گردشگر و مسافر از جزیره کیش به جزیره هندورابی هستند.

همچنین همزمان با حرکت این سه کشتی محوطه دریایی، بندر تجاری کیش نیز توسط یک فروند هلیکوپتر به مناسبت روز ملی خلیج فارس گلباران شد.

در این مراسم کشتی های SAR و همچنین شناورهای آتش خوار با مانور در محوطه دریایی این جزیره توانایی خود را برای حفاظت از مرزهای آبی کشورمان نشان دادند.

در این مراسم، جت بوت ها و چترپارسل ها نیز در محوطه این منطقه به مانور و نشان دادن ظرفیت های گردشگری آبی در جزیره کیش پرداختند

 
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:07 PM - روز جمعه 10 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
نويسنده: سيدمحسن هاشمي شيخ شباني – دانش آموخته حوزه علميه قم

سال اصلاح الگوي مصرف با تمام فرازونشيب هاي سرنوشت ساز و خاطرات تلخ و شيرين، سال ريزش حداقلي و رويش هاي حداكثري دهه چهارم انقلاب شكوهمند اسلامي و رفراندوم پرافتخار نظام ولايي و لبيك به نداي پيامبرگونه مقام معظم رهبري حفظه الله بود.
    در سالي كه گذشت آحاد ملت بزرگ ايران از قوميت ها و اقوام گوناگون، خواص و نخبگان سياسي، همه و همه در مقابل آزموني بسيار بزرگ و دشوار قرار گرفتند و با آغاز دوران غبارآلود و سياه فتنه و عزم جدي فتنه گران در براندازي نظام، كربلايي به وجود آمد كه در يك سوي آن خلف صالح خميني، مقام عظماي ولايت، آرمان هاي امام راحل عظيم الشان، شهداي والامقام و عموم مردم عزيزمان با آراء گوناگون قريب به اتفاق حضور داشتند و در سوي ديگر استكبار خونخوار جهاني و متحدانش با همراهي ايادي خود فروخته داخلي و اوباش سياسي صف گرفته بودند و اين حقيقتي است كه هيچ انسان منصفي با هر گرايش سياسي نمي تواند انكار نمايد.
    البته در اين ميان گروه ها و احزاب مختلف و شخصيت ها پشت سر مردم بصير و هميشه در صحنه با احتياط قدم برمي داشتند و اوضاع را رصد مي نمودند چون اكثراً بر اين ا عتقاد بودند كه دعوا، دعواي جناحي است و فتنه اي در كار نبوده و اين قضيه ناپسند، اصلاح طلب، اصولگرا و ديگر گروه هاي سياسي را در برمي گيرد.
    ردپاي آمريكا، اسرائيل و انگليس در بازي دادن برخي سياسيون چپ و راست كه ادعاهايشان گوش فلك را كر نموده بود به خوبي عيان است. البته گناه دو طرف هيچگاه به يك اندازه نبوده و نيست و حقاً كثرت و قلت غيرقابل قياسي دارد اما اثبات شي هيچگاه نفي ما عدا نمي كند و گواه اين حقيقت تلخ و جانسوز، نداي اين عمار؟ رهبر مظلوم و مقتدر انقلاب در ماه هاي اخير بود كه همه با چشماني گريان شاهد آن بوديم.
    از پيام سراسر اميدبخش رهبر فرزانه انقلاب در حلول سال جديد به خوبي مي توان عظمت ملت بزرگ ايران و در خشندگي آن در سال 88 رادريافت. معظم له مي فرمايند:
    «اگر بنا باشد سال 88 در يك جمله تعريف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ايران، سال عظمت و پيروزي اين ملت بزرگ، سال حضور تاريخي و اثرگذار اين ملت در عرصه هايي كه به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت كشورمان بستگي داشت و منتهي مي شد.
    در آغاز سال 88 مردم با حضور بي سابقه خود انتخاباتي را ساماندهي كردند كه در تاريخ انقلاب ما و البته در تاريخ طولاني كشور ما سابقه نداشت و يك نقطه برجسته و اوج به حساب مي آمد. در طول ماه هاي بعد از انتخابات هم مردم در امتحاني بزرگ، در حركتي عظيم و سرنوشت ساز، حضور خود، اراده خود، ايستادگي خود، عزم ملي خود و بصيرت خود را نشان دادند.»
    بلاشك شكرانه حضور انقلابي اين مردم مومن و متعهد، خدمتگزاري بي شائبه و همه جانبه به آنان است كه مقدمه آن چيزي جز همت مضاعف نمي تواند باشد. همت مضاعفي كه ايجاد انگيزه بالاتر و والاتر نموده و در نتيجه كار مضاعف را به دنبال خواهد داشت.رهبر حكيم انقلاب با تدبير هرچه تمامتر، امسال را سال همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري فرمودند.
    نامگذاري اي كه مطابق نياز ضروري امروز جامعه ما انجام گرفته و خود نشان از اشراف كامل معظم له بر امور جاري كشور و آگاهي دقيق از ظرفيت هاي بالقوه اين كشور پهناور است كه از ديرباز مورد طمع اجانب شرق و غرب بوده است. ايشان با افق ديد خود زمينه حركت مردم و مسئولين به سوي قله هاي تعالي و پيشرفت و جبران مافات، كمبودها و كاستي ها را فراهم نمودند و اكنون فرد فرد آحاد ملت در هرجايگاه بايد با عملياتي نمودن و تحقق منويات اين رهبر الهي كه دنياي اسلام و آزادگان جهان حقيقتاً به او عشق مي ورزند، قدمي استوار و مفيد بردارند.اميرالمومنين علي(ع) مي فرمايند: قدرالرجل علي قدر همته- ارزش مرد به ميزان همت اوست- نهج البلاغه حكمت 47
    امروز بدون ترديد متراكم نمودن امور و تلاش دو چندان، بدون همت كه انگيزه اصلي و عامل محرك آن به شمار مي رود امري عبث است. با همت مضاعف مي توان گام هاي بلند و موثر برداشت.
    به كار گرفته شدن واژه مضاعف نشان از موفقيت هاي غيرقابل وصف ملت غيرتمند و دولت هاي خدمتگزار در سي سال عزت، افتخار و شكوفايي بوده است.
    اما اكنون بايد عزم را جزم نموده و با همت مضاعف و كارمضاعف، ايران بزرگ اسلامي را به جايگاه واقعي و در خور شان آن در جهان برسانيم و انقلاب عزيزمان را به انقلاب جهاني مصلح بشريت حضرت ولي الله الاعظم (عج) متصل نماييم. اين امر در گرو اطاعت بي چون و چرا از ولايت امر و امامت امت است و بس.
    ان شاءالله.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 6:43 PM - روز پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
آيت‌الله طباطبايي‌نژاد:
همت و كار مضاعف در گرو اصلاح الگوي مصرف است

خبرگزاري فارس:امام جمعه اصفهان گفت: همت و كار مضاعف با الگوي مصرف ارتباط مستقيم دارد، بنا بر اين تا الگوي مصرف اصلاح نشود، همت و كار مضاعف محقق نمي‌شود.


به گزارش خبرگزاري فارس از اصفهان به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر امام جمعه اصفهان، آيت‌الله سيد يوسف طباطبايي‌نژاد در ديدار ذي‌حسابان سازمان اقتصاد و دارايي و ناظران مالي دولت در استان اصلاح الگوي صرف را مقدمه همت و كار مضاعف دانست و اظهار داشت: در سال جديد نبايد فرمايش رهبري در مورد اصلاح الگوي مصرف را فراموش كنيم، چرا كه همت مضاعف و كار مضاعف از شاخه‌هاي الگوي مصرف است.
وي به سوء تعبير مردم و مسئولان از اصلاح الگوي مصرف اشاره كرد و افزود: برخلاف اينكه اصلاح الگوي مصرف در موارد مهمي چون عمر و جواني بهره‌وري بيشتري دارد، اما فرمايش مقام معظم رهبري درباره اصلاح الگوي مصرف در سال گذشته به جلوگيري از اسراف در خوراك و پوشاك محدود شد، بنا بر اين براي ايجاد پيشرفت در كارها و عملي شدن همت و كار مضاعف بايد در مورد اصلاح الگوي مصرف تلاش بيشتري صورت پذيرد.
نماينده ولي فقيه در استان اصفهان تصريح كرد: همت مضاعف و كار مضاعف به الگوي مصرف ارتباط مستقيم دارد، بنا بر اين تا الگوي مصرف به ويژه در زمان و عمر اصلاح نشود، همت و كار مضاعف محقق نمي‌شود.
نماينده مردم اصفهان در مجلس خبرگان رهبري، امام خميني(ره) را بهترين مصداق در استفاده بهينه از عمر معرفي كرد و اظهار داشت: كارمندان بايد در ادارات و محل كار خود از اتلاف وقت كه گرانبهاترين سرمايه انسان‌هاست جلوگيري كنند و براي خدمت بهتر به مردم كارها را با دقت انجام دهند.
وي فرهنگ سازي درباره پرداخت ماليات را از ضروريات كشور برشمرد و تصريح كرد: مردم بايد بدانند پرداخت ماليات خدمت و كمك به كشور و ملت است، بنا بر اين با رضايت خاطر ماليات خود را پرداخت كنند.
آيت‌الله طباطبايي‌نژاد گفت: درآمدهاي نفتي به جاي اينكه در توليدات كشور مصرف شود در مخارج جاري هزينه مي‌شود و اين به دليل عدم فرهنگ سازي در پرداخت به موقع ماليات و عدم رعايت الگوي مصرف صحيح است.
وي بر حفظ منابع اقتصادي كشور تاكيد كرد و اظهار داشت: طبق دستورات اسلام نيز از دست دادن منابع اقتصادي مجاز نيست مگر اينكه به منابع ديگر تبديل شود، اما در كشور به دليل ندانستن كاري برخي، بسياري از منابع را هدر داده‌ايم.

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 4:51 PM - روز پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
امام جمعه محلات:
كار مضاعف انسان را به كمال مي‌رساند

خبرگزاري فارس: امام جمعه شهرستان محلات با اشاره به نامگذاري امسال از سوي مقام معظم رهبري گفت: كار مضاعف و همت مضاعف امر فوق‌العاده‌اي است كه انسان را به كمال مي‌رساند.


به گزارش خبرگزاري فارس از اراك، حجت‌الاسلام والمسلمين سيدرضا مقدسي ظهر امروز در مراسم تجليل از مديران و فعالان كانون‌هاي فرهنگي هنري مساجد شهرستان محلات گفت: مسجد مركز تصميم‌گيري دنياي اسلام بوده است كه كانون‌هاي فرهنگي و هنري مساجد بايد در برنامه‌ريزي فعاليت‌ها به اين امر توجه كنند.
وي تصريح كرد: مساجد يكي از مراكز مهم پرورش ديني و معرفتي جوانان و نوجوانان است، كه بايد با ايجاد جاذبه زمينه جذب جوانان به سمت مساجد فراهم شود.
رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان محلات نيز گفت: حمايت و پشتيباني از فعاليت‌هاي كانون‌هاي فرهنگي و هنري مساجد از سياست‌هاي اين اداره در سال جاري است.
مهدي قاسمي افزود: اميد است با برپايي نمايشگاه دستاوردهاي كانون فرهنگي و هنري مساجد و انعكاس توانمندي‌هاي اين كانون‌ها فضاي سالم رقابتي با هدف تعامل و اثربخشي در بين كانون‌هاي اين شهرستان را در سطح استان ايجاد كرد.
وي بيان داشت: كانون‌هاي فرهنگي و هنري مساجد نقش بسيار موثري در جذب جوانان به مسجد دارند بر اين اساس بايد برنامه‌‌هاي اين كانون‌ها مطابق سلايق و انگيزه‌هاي جوانان طراحي و پياده‌سازي شود.
رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان محلات‌ با اشاره به نامگذاري سال جديد مبني بر سال همت مضاعف و كار مضاعف بيان داشت: همت مضاعف و كار مضاعف بايد در بخش فرهنگي بيشتر از ساير بخش‌ها نمود داشته باشد.

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:53 PM - روز پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
شبكه هاي هرمي و شبكه هاي بازار يابي دو مقوله جداي از يكديگرند كه متاسفانه برخي از شيطنت هاي ژورناليستي موجب شده كه آنها يكي تلقي شوند. كه در اينجا لازم است به شرح جزييات اين دو مقوله بپردازيم
اشاره:
اخيرا ( 08/10/88 ) آئين نامه (دستورالعمل نحوه صدور مجوز نظارت بر فعاليت بازار يابي شبكه اي ) مصوب 18/09/88 معاونت توسعه بازرگاني داخلي وزارت بازرگاني در خصوص چگونگي صدور مجوز و نحوه فعاليت شركت هاي بازرار يابي هرمي توسط جرائد منتشر شد و در متن منتشره پيش بيني شده بود كه <اين آئين نامه بزودي با همكاري وزارت اصلاعات ،دادستان كل كشور ، نيروي انتظامي و مركز امور اصناف و بازرگانان به مرحله اجرا گذاشته خواهد شد .> اما متعاقب اين اطلاع رساني عمومي ، وزارت اطلاعات با استناد به قانون مصوب 14/10/84 ،فعاليت شركت هاي هرمي را كما كان ممنوع توصيف هرگونه تغييري در ممنوعيت فعاليت را صراحتا " انكار نمود كه اين ممنوعيت در رسانه هاي خبري نيز انعكاس گسترده يافت .
نكته اي كه نيازبه توضيح دارد اين است كه آنچه را كه وزارت اطلاعات به حق ممنوع الفعاليت ميداند شركت هاي هرمي با ويژگي هاي مخصوص به خود هستند كه در يك ده گذشته در كشور ايران باعث مالباختگي عده اي كثيري از هم وطنان و در عين حال سبب مالداري بي حد و حصر عده اي ديگري شده اند يعني گروهي بدون داشتن استحقاق به در آمدهاي كلان دست پيدا كنند كه اين ثروت اندوزي لزوما " ملازم با مالباختگي عده ديگري ميشود .
لذا آنچه را كه وزارت بازرگاني در مقام تبيين و تشريح آن بر آمده اين است كه شبكه هاي بازار يابي، سودمند است كه با اين وصف بايد مابين شبكه هاي هرمي كلاه بردار كه نتيجه عملي فعاليت آنها اضرار به جامعه است و شبكه هاي network marktingكه هيچگونه ضرري به هيچ كس نمي رساند و در واقع فروشنده كالايي كه، از اين شبكه استفاده مي كند قسمتي از سود خالص خود را با ديگران تقسيم و تسهيم مي كند.، قائل به يك تقسيم بندي بشويم .
يعني آنچه را كه وزارت بازرگاني در صدد قانون مند كردنش بر آمده و وزارت اطلاعات كه حافظ امنيت كشوراست ممنوع مي داند، بيانگر اين نكته ظريف است كه شبكه هاي هرمي و شبكه هاي بازار يابي دو مقوله جداي از يكديگرند كه متاسفانه برخي از شيطنت هاي ژورناليستي موجب شده كه آنها يكي تلقي شوند. كه در اينجا لازم است به شرح جزييات اين دو مقوله بپردازيم .

دكترسيد ضياءالدين خرم شاهي عضو هيئت نمايندگان اتاق


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:00 AM - روز پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
نويسنده: عباس پناهي

دينداري و اخلاق مداري از جمله زيرساخت هاي مهم جامعه بشري محسوب مي شود و بي شك بناي انقلاب اسلامي نيز بر پايه هاي ايمان و غيرت و اخلاص قرار گرفته كه اگر اين پايه ها و زير ساخت ها به سستي بگرايد قطعا بناي خانواده و جامعه، سلامت و استحكام خود را از دست خواهد داد و اساسا چيزي به نام انقلاب اسلامي و انقلابيگري باقي نخواهد ماند و قدر متيقن اين همان چيزي است كه مدت هاست توسط دشمنان، بي مهابا مورد تاخت و تاز قرار گرفته كه به تعبير مقام معظم رهبري تهاجم فرهنگي نام دارد.
    ايران ما از ديرباز مهد تمدن و كانون فرهنگ بشريت بوده كه بحمدالله پس از ظهور اسلام با فرهنگ نجاتبخش قرآن و اسلام نيز ممزوج شد تا بتواند به كشوري مترقي و الهي تبديل شود اما اينك مورد هجوم فرهنگي واقع شده و از هر سو تيرهاي مسموم ضد فرهنگي متوجه اين كشور و اين مردم شده است.
    موارد بارز تهاجم فرهنگي اشاعه فساد و بي بند وباري و بد حجابي است كه از ابتداي كار دولت اصلاحات به اين طرف شدت گرفت. بي ترديد فتح باب گفتگوي تمدن ها در اين ارتباط بي تاثير نبوده است. وقتي كه سياست ضد ديني تساهل و تسامح توسط وزير ارشاد دولت اصلاحات كليد خورد و به دنبال آن، مواضع دلسوزانه علماي دين ومراجع تقليد نتوانست در روند اين سياست غلط مانع ايجاد كند، اين باعث شد تا8 سال دوران حاكميت اصلاحات بستر مناسبي براي رشد ولنگاري ها و بي بندو باري هاي موجود جامعه بشود و امروزه متاسفانه اين معضل به اوج خودرسيده است، چيزي كه امروزه به عنوان حجاب در ظواهر برخي زنان ديده مي شود فقط به بازي گرفتن و تمسخر ارزش هاي ديني است. آيا اين همان حجابي است كه مد نظر شارع مقدس مي باشد؟ آيا ارتباط هاي علني و نامشروع دختران و پسران لاابالي در سطح شهر و در مقابل ديدگان مردم و اين آرايش هاي زننده كه همچنان رو به تزايد است، خواسته و ايده آل اين ملت انقلابي است؟
    آيا ارگان ها و سازمان هاي ذيربط چاره اي اساسي در اين مورد انديشيده اند؟ اين روند به كجا خواهد انجاميد؟ و آيا متوليان فرهنگ اين مرز و بوم موفق بوده اند؟ لذا اولين هشدار و آماده باش متوجه دولت و قوه قضائيه است چرا كه خواسته اين مردم اقدامي جدي براي ريشه كني مفاسد اجتماعي است.
    صاحبان منابر و تريبون هاي فرهنگي نبايد شيوه هاي گذشته را همچنان با نگرش30 سال قبل ادامه دهند. امروزبايد سرعت حركت را مضاعف نمود. پس در ارائه راهكار، يكي از شيوه هاي مورد انتظار اين است كه با استفاده از كارشناسان فن بايد پيامد هر عمل ضد ديني و ضد فرهنگي كه به سهم خود موجب جمود و مرگ روحي و رواني و حتي آسيب هاي جسمي و اجتماعي مي شود را براي مردم بيان كرد تا علت مهلك بودن اين منكرات و افعال ناپسند براي آنان روشن شود.
    طبيعي است كه هيچ عاقلي شي برنده و تيزي را به قلب خود فرو نمي برد و هيچ خوراك مسمومي را با علم به مسموميتش نخواهد خورد. لذا بر اساس فطرت انسان ها، اگر مردم به ذات و ماهيت افعال ضد فرهنگي و ضد ديني پي ببرند و بدانند سلامت جسم و روحشان در خطر است بديهي است كه اكثريت آنها به گرد معاصي نخواهند چرخيد.
    خوشبختانه رهبر معظم انقلاب در ديدار با فرماندهان نيروي انتظامي در اين راستا راهكارهاي خوبي ارائه فرمودند كه از جمله آنها، هماهنگي و هوشياري در اجرا بود. حضرت آقا فرمودند «در هر عرصه اي كه دستگاه هاي مسئول با هماهنگي و هوشيارانه عمل كردند نتايج خوبي هم به دست آمد.»
    لذا چنانچه اين نظر مقام معظم رهبري با دقت عملياتي شود، عوامل فرهنگي جامعه كه رسالتشان تفهيم و تعميق مباني دين و شريعت در بين توده مردم است و همچنين گروه هاي ذيربط ديگر اگر نتايج سوء حاصل از كجروي هاي اخلاقي و اعتقادي و عوارض ناشي از آن را در بين مردم اطلاع رساني كنند، مقدار زيادي از حجم اين گونه معضلات اخلاقي و رفتاري امروزه جامعه كاسته خواهد شد.
    پس در اين سال همت مضاعف و كار مضاعف مي طلبد همه مردم بخصوص مسئولين ذيربط تلاش كنند تا حراميان فكر وانديشه هيچ گاه نتوانند در امر تسري فرهنگ فاسد غرب به داخل كشورمان موفق شوند و دلسوزان حوزه ودانشگاه كه خود حامل فرهنگ قرآن وفرهنگ حريت و آزاد انديشي هستند با تمسك به قرآن و عترت، اين چراغ روشني بخش را مقابل راه مردم قرار داده و همچنان از آن حفاظت نمايند. زيرا دشمن همواره سعي در اين دارد تا اين اقتدار و نفوذ معنوي مردم ايران بخصوص نسل جوان را كه خود دستاورد مهم فرهنگي به شمار مي رود، در چشم همين ملت، مورد غفلت قرار داده و انكار كند.
     
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:10 PM - روز چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
همت و كار مضاعف اساس حركت دهه پيشرفت و عدالت؛ تضمين موفقيت برنامه 20 ساله


نويسنده: سيد مهدي هاشمي سينقاني

انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي از زمان تاسيس تا امروز كه وارد دهه چهارم عمر پربركت خود گرديد از فراز و نشيبهاي سخت و مشكلي با مدد و كمك الهي با رهبري امام راحل(ره) و مقام معظم رهبري و حمايت پشتيباني ملت قهرمان ايران علي رغم دشمني ها و توطئه هاي رنگارنگ و كينه توزانه در ابعاد مختلف نظامي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي رسانه اي و فشارهاي قدرتهاي فرامنطقه اي با موفقيت عبور نمايد. در پايان دهه سوم انقلاب حماسه بي نظير ملت در حضور آگاهانه در انتخابات 22 خرداد و شركت 85 درصدي مردم در آن براي هميشه پيروزي قاطع ملت ايران در تاريخ تثبيت نمود در حال حاضر نظام مقدس جمهوري اسلامي به عنوان كشور تاثيرگذار و مهم در جهان نقش كليدي را در معادلات و مناسبات بين المللي دارد و به بركت خون پاك شهيدان و استقامت ملت ايران از منزلت و جايگاه رفيعي برخوردار است. ملت هاي مسلمان و آزاده جهان اميد و توجه خاصي به ايران دارند. امروز چشم جهان و ملتهاي خسته از ظلم و تجاوز مستكبران و زورمداران عالم به ايران اسلامي دوخته شده. امروز تنها ملت ايران است كه پرچم عدالت را در جهان در دست دارد كه اين مسئله مسئوليت ملت ايران را سنگين تر مي كند. امروز ايران اسلامي با شعار عدالت محوري در يك سو و جبهه كفر الحاد و بي عدالتي در سوي ديگر صف آرائي نموده اند امروز به خوبي قدرتهاي سلطه گر بيش از گذشته از شعار عدالت محوري ايران در هراس است چرا كه با قدرت يابي ايران خود كفا و پيشرو در عرصه هاي علمي و فن آوري زمينه بالندگي و رشد ايران بيش از گذشته فراهم است و اين همان چيزي است كه سالها قدرت هاي بزرگ با فشارها و توطئه ها نمي خواستند كه ايران به چنين موقعيتي دست يابد. امروز بسترها و زمينه هاي لازم براي سرعت بخشي هرچه بيشتر در سازندگي كشور فراهم است بايستي در ابتداي دهه چهارم انقلاب كه دهه پيشرفت و عدالت ناميده شده بايستي با همت و تلاش مضاعف با يك جهش بزرگ گام هاي موثرتري براي اعتلاي ايران اسلامي برداشته شود. براي انجام اين رسالت بزرگ بايستي مسئولين و ملت دوشادوش يكديگر بيش از گذشته جهت نيل به اهداف متعالي انقلاب اسلامي كه همان شعار عدالت است گام بردارند تا انشاءالله زمينه ساز دولت يار و عدالت محور حضرت بقيه الله(عج) باشيم. در اين راستا توجه به چند عامل مهم و اساسي لازم و ضروري است كه عبارتند از:
    
 برنامه منسجم:
    اولين گام براي موفقيت در هر كاري داشتن برنامه مدون است كه اين امر مهم و اساسي يعني داشتن برنامه از ضروريات مسلم است كه اين نقشه را در افق روشن در برنامه چشم انداز 20 ساله توسط مقام معظم رهبري تدوين و ابلاغ گرديد. اهداف و چشم انداز اين برنامه 20 ساله كشور يعني افق ايران 1400 در آن وظايف قواي سه گانه تبيين شده است اما آنچه بايد بدان توجه داشت صرف تدوين و ابلاغ برنامه مشكلي را حل نمي كند آن چيزي كه مي تواند موفقيت اين برنامه را تضمين كند توجه خاص به برنامه ابلاغي توسط مقام معظم رهبري است تا مسئولين و دست اندركاران كشور در رده هاي مختلف در جهت اجراي صحيح برنامه همت گمارند و با تصويب قوانين متناسب با برنامه و بسترها و زمينه هاي اجراي آن را با حضور و مشاركت مردم در كمك به رسيدن هرچه سريع تر به اهداف چشم انداز است. در اين راستا مسئولين و قواي سه گانه با وحدت و يكپارچگي بدون دخالت دادن نظرات گروهي و جناحي وابستگي هاي گروهي و حزبي و مجادلات بيهوده و سطحي و بي فائده تمام وقت و تلاش خود را صرف اجراي صحيح برنامه چشم انداز كنند و با بهره گيري از نظرات كارشناسان حوزه و دانشگاه و نخبگان و توان نيروي جوان و متفكر كشور با همت مضاعف و كار مضاعف به عملي سازي اهداف چشم انداز اقدام نمايند تا انشاءالله طبق برنامه چشم انداز شاهد ايران آباد، آزاد، پيشرفته مادي و معنوي و مستقل و مقتدر در منطقه و جهان باشيم.
    
 اتحاد و همبستگي ملي:
    وحدت و يكپارچگي يكي از عوامل مهم و نياز حياتي جامعه بشري محسوب مي شود كه بدون آن جامعه بشري نمي تواند به حيات خود ادامه دهد در سايه وحدت است كه جامعه مي تواند كاركرد درست خود را داشته باشد. پويائي و تداوم جامعه بشري مشروط به وجود اتحاد در ميان جامعه است تا انسانها به كمك هم به سوي رشد و تعالي حركت نمايند و برعكس جامعه اي كه در آن اختلاف، تشتت و چند دستگي باشد آن جامعه روي سعادت و خوشبختي را نخواهد ديد و انسانها با دست خود نابودي و شكست را براي خود رقم مي زنند و همچنين راه را براي سلطه ديگران فراهم مي سازند. جامعه اي كه به افراد و مردم خود متكي است هيچگاه اجازه سلطه و آقائي را به ديگران و قدرت هاي فرصت طلب و سودجو نخواهد داد از اين رو وحدت كلمه در هر جامعه اي از لوازم حيات و استقلال آن جامعه است. از زمان پيروزي انقلاب اسلامي هنگامي كه ملت ايران با وحدت و همدلي دست اجانب و مزدوران وابسته را از ايران اسلامي كوتاه نمود و سرنوشت خويش را به دست خود گرفت و دست قدرتهاي مستكبر را از منابع سرشار اين كشور كوتاه كرد شاهد تلاش دشمنان و قدرت هاي بزرگ بوديم بخصوص در مسائل اخير بعد از انتخابات بي نظير 22 خرداد كه چگونه دشمنان داخلي و خارجي خود را به آب و آتش مي زدند تا با سوء استفاده از مسائل انتخاباتي با سوارشدن بر موج ايجاد شده با بهره گيري از افراد مغرض و قدرت طلب و بريده از نظام و ملت كينه و اختلاف را در ميان صفوف ملت ايجاد نمايند تا شايدوحدت و يكپارچگي مردم را دچار خدشه و آسيب نمايند تا به خيال خود كشور را به سوي جنگ داخلي سوق دهند تا از اين طريق نظام مستحكم ومقتدر ايران را متزلزل و بتوانند به آرزوي 30 سال خود دست يابند. خوشبختانه ملت ايران با آگاهي از ترفند دشمنان و توجه و عمل به يكي از مهمترين تاكيدات و فرمايشات امام راحل (ره) يعني تبعيت و اطاعت فرمان ولي فقيه با بصيرت مثال زدني خود نتوانستند كوچكترين خدشه اي به وحدت و اتحاد مردم وارد سازند و ثمره شيرين و معجزه آساي وحدت و اتحاد را همچون گذشته مشاهده نمود. حال كه در ابتداي دهه چهارم انقلاب اسلامي قرار گرفتيم و با اتحاد ميان خود همه گردنه هاي سخت را از پيش روي برداشته ايم بيش از گذشته نياز است تا همه گروه ها، جناحها و اقشار مختلف مردم با درك موقعيت حساس كشور و نظام با وحدت و هم دلي حول محور اسلام، ولايت فقيه، قانون اساسي و آرمانهاي معمار بزرگ انقلاب امام راحل (ره) ضمن خنثي سازي توطئه دشمنان با همت و تلاش و عزم راسخ يكي پس از ديگري راه را جهت پيشرفت و توسعه همه جانبه مادي و معنوي كشور هموار نمائيم. مقابله و مبارزه واقعي با آمريكا كارو تلاش و ساختن ايراني پيشرفته است. دهه چهارم انقلاب دهه پيشرفت و عدالت است پس بايد براي عملي سازي اين شعار با كمك هم به اين هدف متعالي و بزرگ انقلاب نائل شويم. هوشياري و توجه همه افراد، گروهها، جناح ها، نخبگان و احاد ملت به وحدت و همبستگي ملي زمينه ساز رشد و بالندگي هرچه بيشتر انقلاب و نظام جمهوري اسلامي خواهد شد.
    
 همت مضاعف و كار مضاعف:
    يكي ديگر از عوامل و زمينه هائي كه توسعه و پيشرفت را سرعت مي بخشد مسئله كار و تلاش مضاعف در كشور است در دهه چهارم انقلاب كه به دهه پيشرفت وعدالت ناميده شده بايستي چرخه حركتي توسعه در كشور با سرعت بيشتري انجام شود. مقام معظم رهبري با تيزبيني ويژه خود امسال را به نام همت مضاعف و كار مضاعف ناميد اين هوشياري و درايت معظم له در ابتداي دهه چهارم بايد مورد دقت نظر و توجه مسئولين قرار گيرد. بايد محور اصلي سياست گذاري سال 89 بر اساس فرمايشات مقام معظم رهبري تدوين و تنظيم شود تا با فراهم نمودن زمينه هاي لازم، شاهد يك عزم و اراده ملي و همت و تلاش مضاعف در ميان مردم، مسئولين دانشمندان، مخترعين و مبتكرين، نخبگان علمي و دانشگاهي در سرعت بخشي به توسعه و پيشرفت جامعه اسلامي باشيم. مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خود چنين مي فرمايند: (امسال براي اينكه ما بتوانيم آنچه را كه در اين دعاي شريف به ما تعليم داده شده است و وظيفه ماست، انجام بدهيم، براي اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاي كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم تر و پرتلاش تر كنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذاري مي كنم. به اميد اينكه در بخشهاي مختلف، بخشهاي اقتصادي، بخشهاي فرهنگي، بخشهاي سياسي، بخشهاي عمراني، بخشهاي اجتماعي، در همه عرصه ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاي بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم تر، راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدفهاي بزرگ خود ان شاءالله نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است). بايد به اين موضوع توجه نمائيم در جامعه ديني كه در آن كار و تلاش يك عبادت تلقي شود ضمن آنكه لطف و كمك الهي همراه آن جامعه خواهد بود توسعه، رفاه فردي و اجتماعي، عزت ملي و قطع وابستگي را در پي خواهد داشت. انشا ءالله در پايان سال شاهد يك جهش بزرگ در توسعه و پيشرفت و عدالت اجتماعي باشيم.
    
 خودباوري و اعتماد به نفس:
    يكي از اقداماتي كه قدرت هاي سلطه گر براي سلطه بر كشورهاي جهان از آن بهره مي جويند پاشيدن بذر خود كم بيني و خودباختگي و عدم اعتماد به نفس در ميان ملتها و جوانان كشورها است تا بتواسطه آن سلطه خود را بركشورها و ملتها فراهم و تسهيل بخشند ايران نيز تا قبل از انقلاب شكوهمند اسلامي با تبليغات گسترده غرب و با سلطه بر اين كشور توانسته بودند اين روح خود باختگي را در ملت ايران ترويج دهند و بدينوسيله بيش از 2500 سال بر ايران و منابع سرشار آن سلطه پيدا كنند به بركت نفس مسيحاي امام راحل و اسلام و انقلاب اسلامي روح اعتماد به نفس و خود باوري در ميان ملت ايران بخصوص جوانان برگشت و در طول اين سي سال همگان شاهد ثمرات ارزشمند آن بوديم و ملت به چشم خود ديد كه در سايه ايمان و اعتماد به خود و جوانانش چه كارهاي بزرگ و ارزشمندي را به سرانجام رسانيد و ايران وابسته را به كشوري مستقل تبديل ساخت. ملت با اعتماد به خود و جوانان برومندش در مدت سي سال علي رغم دشمني ها و فشارها و موانع ملت با بهره گيري از توان خود و اتكا به دارائي خود توانست ضمن قطع وابستگي به بيگانگان، يكي پس از ديگري سنگرهاي پيشرفت و توسعه را در صحنه هاي مختلف علمي، پزشكي، فن آوري، اختراعات و ابتكارات، هوا و فضا و... پشت سر بگذارد حال حاضر كه بسترهاي لازم توسعه همه جانبه فراهم است لازم است با تقويت اعتماد به نفس ملي گام هاي بلند علمي در عرصه هاي مختلف بخصوص توليد علم و فن آوري بيش از گذشته برداشته شود و در آينده نه چندان دور با توكل به خدا و اعتماد عميق به جوانان برومند اسلامي شاهد آن خواهيم بود كه كشور ايران به عنوان يكي از كشورهاي مادر در توليد علم، صنعت، و تكنولوژي هاي مختلف و متنوع روز پا به عرصه جهاني بگذارد و اين آرزو با توكل به همت و تلاش جوانان تيزهوش و نخبه نسل سوم انقلاب بسيار نزديك و دست يافتني است. ان شاءالله
     
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:08 PM - روز چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
مهندس سيد مرتضي نبوي:علاج عقب ماندگي ايران همت مضاعف و كار مضاعف است


    عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام تنها راه غلبه بر مشكلات و پيشرفت كشور در همه ابعاد را همت مضاعف و كار مضاعف دانست و گفت: علاج
    عقب ماندگي تاريخي ايران همت مضاعف و كار مضاعف است.
    مهندس سيد مرتضي نبوي كه ديروز در نشست هفتگي جامعه انجمن هاي اسلامي اصناف و بازار در مسجد حضرت امام(ره) سخن مي گفت با اشاره به نامگذاري سال جاري به نام سال «همت مضاعف- كار مضاعف» از سوي مقام معظم رهبري اظهار داشت: مقام معظم رهبري بارها فرموده اند به خاطر بي عرضگي حاكمان ايران پيش از پيروزي انقلاب اسلامي گرفتار يك عقب ماندگي تاريخي هستيم و لذا علاج اين عقب ماندگي عمل به سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در خصوص همت مضاعف و كار مضاعف است.
    وي با بيان اينكه همت يك واژه قرآني است و در معارف اسلامي ما نيز جايگاه ويژه اي دارد گفت: انسان با همت، انسان بي خيالي نيست، يك فرد باهمت براي حل مشكلات با تدبير بسيج مي شود. نمونه بارز انسان با همت در عصر ما حضرت امام خميني(ره) است كه در عين ناباوري جهانيان توانست يك رژيم ديكتاتور وابسته به بيگانه را سرنگون و جمهوري اسلامي را جايگزين رژيم شاهنشاهي بكند.
    مهندس نبوي يادآور شد: در فرهنگ اسلامي ما كار جزء عبادات محسوب مي شود و ما نه تنها بايد براي تامين مايحتاج جامعه اسلامي كار و تلاش كنيم بايد در فكر كردن و تدبير داشتن هم همت مضاعف داشته باشيم. وي افزود: اهميت همت مضاعف در مسئله فرهنگي شايد بيش از بعد اقتصادي آن باشد چرا كه به عنوان هدف جنگ نرم دشمن قرار گرفته ايم و فتنه ها بعد از انتخابات رياست جمهوري سال گذشته بيشتر ريشه فرهنگي داشت و در راستاي جنگ نرم دشمن رخ داد.
    عضو شوراي مركزي جامعه اسلامي مهندسين تصريح كرد: سال گذشته ملت ايران در مقابل فتنه پيچيده سبز همت مضاعف به خرج داد و در9 دي و22 بهمن با حضور حماسي خود در صحنه فتنه را خاموش كرد. وي افزود: ملت ايران سال گذشته با همت مضاعف خود پاسخ فتنه گران را داد و اكنون نوبت مسئولان كشور است كه همت خود را براي خدمت به اين مردم و رفع مشكلات آنان مضاعف كرده و پاسخ مناسبي به مردم بدهند.
    مدير مسئول روزنامه رسالت ياد آور شد: همت مضاعف و كار مضاعف هم جنبه كيفي دارد و هم جنبه كمي و دستگاه هاي اجرايي علاوه بر كميت، كيفيت فعاليت خود را افزايش بدهند و با برنامه ريزي درست موانع پيشرفت كشور و خدمت رساني به مردم را از ميان بردارند.
    وي در ادامه از اقدامات مجلس شوراي اسلامي و دولت براي اجراي قانون هدفمند كردن يارانه ها تقدير كرد و گفت: از سال1351 كه درآمد نفت وارد اقتصاد كشور شد از پول نفت به بدترين مشكل ممكن استفاده مي شود. هيچ كشوري مانند ايران ثروت ملي خود را صرف هزينه هاي جاري نمي كند، بايد از درآمد نفت براي عمران و آباداني كشور به نحو مطلوب استفاده شود كه اجراي قانون هدفمند كردن يارانه ها در اين راستا مي باشد.
    مهندس نبوي يادآور شد: مقام معظم رهبري دهه چهارم انقلاب اسلامي را دهه پيشرفت و عدالت اعلام كرده اند و بايد براي پيشرفت كشور همت مضاعف و كار مضاعف داشته باشيم.
    وي افزود: كشورهاي دنيا داراي برنامه چند ساله هستند و ما نيز داراي چشم انداز بيست ساله مي باشيم و بايد كشورمان را آن گونه كه مي خواهيم بسازيم و تحقق اين امر نيازمند همت مضاعف و كار مضاعف تك تك افراد است.
    عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در عين حال از وجود برخي ناهنجاري هاي اجتماعي در جامعه انتقاد كرد و گفت: در حالي كه جوانان دانشمند ايران قله هاي علم و دانش را يكي پس از ديگري فتح و به فناوري هسته اي دست پيدا كرده اند متاسفانه برخي جوانان نيز گرفتار اعتياد و ناهنجاري هاي اجتماعي شده اند و رواج چنين مسئله اي در جامعه اسلامي پذيرفتني نيست و لذا اين پرسش مطرح است كه چرا دولت براي مقابله با اين ناهنجاري ها همت به خرج نمي دهد؟!
    وي افزود: من با برخوردهاي افراطي و تفريطي موافق نيستم ولي نيروي انتظامي نبايد در برابر رواج ناهنجاري هاي اجتماعي البته بي تفاوت بماند. براي مقابله با ناهنجاري هاي اجتماعي مي بايست كار فرهنگي مضاعف انجام داد كه صدا و سيما، دانشگاه ها، حوزه هاي علميه و مراكز فرهنگي در اين زمينه مسئوليت دارند اما نبايد از ضمانت اجرايي غافل بود.
    مهندس نبوي همچنين به تهديدات اوباما رئيس جمهور آمريكا عليه ايران اشاره كرد و گفت: رئيس جمهوري كه با نقاب دموكراسي سركار آمد اكنون كشوري مانند جمهوري اسلامي ايران را به بمب اتم تهديد مي كند و اين امر يك مسئله بي سابقه اي است كه نشانگر دشمني حاكمان آمريكا با ملت ايران است.
    وي روز بزرگداشت حكيم خواجه نصيرالدين طوسي را نيز يادآور شد و گفت: در شرايطي كه مغول به ايران حاكم شده بود خواجه نصيرالدين طوسي با همت مضاعف خود توانست چنان تاثير فرهنگي بر حاكم مغول بگذارد كه وي مسلمان شد و همچنين اين حكيم فرزانه آثار علمي و فني ارزنده اي از خود برجاي گذاشت.
     
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:07 PM - روز چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت

حضرت محمد(ص).........پیامبر بزرگ اسلام.....شبانی/ تجارت

حضرت عیسی (ع)........پیامبر بزرگ مسیحیت........ .نجار

حضرت موسی (ع).........پیامبر بزرگوار یهود.............چوپان

آدولف هیتلر.............دیكتاتور آلمان..............نقاش پوستر

آلبرت انیشتن..............فیزیكدان................منشی اداره ثبت

الویس پریسلی...........خواننده....................راننده كامیون

امیركبیر....................صدراعظم ناصرالدین شاه........آشپز

او هنری....................نویسنده............................گاوچران

جرالدفورد .........رئیس جمهور آمریكا.........مانكن لباس مردانه

جوزپه گاریبالدی..........انقلابی ایتالیایی..................ملوان

جیمی كارتر...............رئیس جمهور آمریكا..............بادام كار

رونالد ریگان.........رئیس جمهور آمریكا..............هنرپیشه سینما

شون كانری...... هنرپیشه سینما.........بنا و راننده كامیون

كلارك گیبل...............هنرپیشه سینما..................چوب بر

ویلیام فالكنر.........نویسنده................نقاش ساختمان

گاندی.............رهبر فقید هند.....................وكیل دادگستری

جرج واشنگتن.......اولین رئیس جمهور آمریكا........كشاورز

نادرشاه افشار.....موسس سلسله افشاریه.......پوستین دوز

یعقوب لیث...............سرسلسله صفاریان.............رویگر

امیر اسماعیل سامانی...سرسلسله امرای سامانی...ساربان

آلپتكین..........سرسلسله غزنویان..........غلام زر خرید

فرخی سیستانی.......شاعر مشهور ایران.......كارگر كشاورز


پاندیت نهرو.........نخست وزیر هند...............وكیل دادگستری

موسولینی......دیكتاتور ایتالیا...................روزنامه نویس

ساموئل مورس.............مخترع آمریكایی.................نقاش

جك لندن........نویسنده آمریكایی..............كارگر كشتی

آلبر كامو............نویسنده فرانسوی.............معلم

ریچارد نیكسون....رئیس جمهور آمریكا.............وكیل دادگستری

آبراهام لینكلن......رئیس جمهور آمریكا.............هیزم شكن

گی دو موپاسان.....نویسنده فرانسوی.......كارمند دریا داری

چارلز دیكنز..................نویسنده انگلیسی.............منشی

آناتول فرانس...............نویسنده فرانسوی..............كتابفروش

مولیر..........نویسنده بزرگ فرانسوی........هنرپیشه

هربرت جرج ولز ...........نویسنده بزرگ انگلیسی.......شاگرد بزاز

ارنست همینگوی.........نویسنده بزرگ آمریكایی........خبرنگار

ویلیام شكسپیر.....نویسنده بزرگ انگلیسی.......هنرپیشه سیار

فیدل كاسترو.....رئیس جمهوری كوبا........دانشجوی حقوق

كاردینال ریشیلیو.....صدر اعظم معروف فرانسه.... كشیش

ناپلئون بناپارت.....امپراتور فرانسه.................افسر توپخانه

كریم خان زند....موسس سلسله زندیه..........تیر انداز سپاه نادر شاه

ژاندارك......شخصیت نیمه مذهبی و قهرمان فرانسوی.......چوپان

هانری فورد.................كارخانه دار آمریكایی..........ساعت ساز

توماس ادیسون............مخترع بزرگ آمریكایی.........تلگرافچی

آلفرد نوبل.......... بنیانگذار جایزه نوبل............ كارگر كارخانه

والت دیزنی...........مخترع سینمای انیمشن......پادوی مغازه

میكل انژ........نقاش مجسمه ساز ایتالیایی..........سنگ تراش

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:15 PM - روز سه شنبه 7 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت

چند تا ایده و فکر بکر داشته‌اید که به خاطر بی‌حوصلگی‌تان به دست فراموشی سپرده شده‌اند و فرصت نکرده‌اند به عمل تبدیل شوند؟

 

در دنیای اسرارآمیزی که هر روز همه چیز در حال حرکت و تغییر و تحول است، به نظر می‌رسد ما آدم‌ها شاگرد اول‌های کلاس تنبلی باشیم. هر چقدر هم که بگویید کارتان سخت است و بهتر از نسل‌های قبل کار می‌کنید اما واقعیت این است که تنبلی و میل به سکون در این دوره بیشتر از دوره‌های قبل گریبان آدم‌ها را گرفته است. 

در زمان‌های قدیم و قبل از اینکه تکنولوژی به اندازه الان پیشرفت کند، برای بیشتر انسان‌ها منابع محدود و غیرقابل پیش‌بینی بوده است. آنها سعی می‌کردند تا جایی که ممکن است انرژی را ذخیره کنند. محرک‌های بیرونی قوی و اجبارکننده بودند. گرسنگی و تشنگی تهدیدهای اصلی بودند. برای آنها خیلی حیاتی بوده است که انرژی را ذخیره کنند. آنها گاهی با کم تلاش کردن این کار را انجام می‌دادند.

 

این روزها خیلی چیزها عوض شده است. ما با انرژی بیشتر و انگیزه‌های مستقیم، کمتر سر و کار داریم. بین آرزوها و عمل نیاکان ما فاصله کمی بود؛ تشنه می‌شدند، به دنبال آب می‌رفتند، با گرسنگی دنبال غذا می‌رفتند، برای رفتارهایشان لازم نبود ازماه‌ها قبل برنامه‌ریزی کنند؛ رفتارهایی که باعث بقای آنها می‌شد، نتایج کوتاه‌مدت داشت و در دنیای بدون دارو، بانک و حتی یخچال آن موقع لازم نبوده خیلی به آینده فکر کرد.

تنبلی از کجا شروع می‌شود؟ 

روان شناسان معتقدند تنبلی وقتی به وجود می‌آید که امکان برنامه‌ریزی برای آینده وجود داشته باشد. آن چیزی که باعث می‌شود بدون اینکه نیازهای آنی‌مان ارضا شود و به انجام کار ادامه دهیم، آینده‌نگری است. بعضی آدم‌ها آینده‌نگرترند. آنها بدون اینکه گرسنه یا تشنه باشند، با انگیزه زیادی کار می‌کنند. این آدم‌ها به بقیه می‌گویند تنبل. 

این روزها ما برای رسیدن به اهداف بلند مدت‌مان گاهی مجبور می‌شویم از لذت‌های ساده روزانه‌مان بگذریم؛ آن وقت است که احساس می‌کنیم مورد ظلم واقع شده‌ایم چون ذهن ما به انگیزه‌های آنی پاسخ می‌دهد. خوابیدن، کار نکردن، نشستن و تماشای برنامه‌های تلویزیون برای ما خوشایند‌تر از کارهایی هستند که قرار است چند ماه یا چند سال بعد نتیجه‌شان را ببینیم. 

تنبلی آسیب نیست؛ در واقع یک حس عدم تمایل به مصرف انرژی وجود دارد. اما در دوره‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم و لازم است کارایی‌مان بالا باشد، تنبلی باعث آسیب و ناراحتی می‌شود.

چرا از انجام کار طفره می‌رویم؟ 

طفره رفتن و از زیر کار در رفتن وقتی پیش می‌آید که تصور کنیم کارها خیلی سخت و دشوار است؛ آن وقت است که با خودمان می‌گوییم بهتر است این کار را فردا انجام دهیم. بعضی روان‌شناسان می‌گویند این مشکل بعد از انقلاب صنعتی – که نیاز به برنامه‌ریزی بیشتر شد – به وجود آمده است. 

کارشناسان علوم رفتاری می‌گویند ما کارهایی را که زودتر جواب می‌دهند ترجیح می‌دهیم. درس خواندن برای امتحانی که ماه‌ها بعد قرار است برگزار شود، به اندازه بازی شطرنج برای ما لذت‌بخش نیست. ما نمی‌توانیم درباره آینده بازخورد آنی داشته باشیم چون ممکن است اطمینان‌مان را نسبت به توانایی انجام کار از دست بدهیم، احساس ‌کنیم تلاش برای رسیدن به اهداف بلندمدت کاری سخت و غیرقابل تحمل است و بعد هم فکر ‌کنیم بد نیست زندگی عادی‌مان را ادامه دهیم. 

در واقع همین تمایل ما به سکون باعث می‌شود تصور کنیم این کار، کارسخت و دشواری است و نمی‌توانیم از عهده آن بر بیاییم. اما این روزها انجام کار به این معنی است که بر لذت‌ها و پاداش‌های آنی غلبه کنید و بدانید هدفی که شما لحظات‌تان را برای رسیدن به آن صرف می‌کنید، ارزش‌اش را دارد. در دنیای امروز اگر بخواهید طبق الگوی ذهنی منتظر پاداش آنی باشید و تنبلی کنید ضرر زیادی خواهید کرد. نگران نباشید؛ همیشه می‌شود کار را شروع کرد.

چطور تنبلی را از خودمان دور کنیم؟ 

الگوی ذهنی ما طوری شکل گرفته که مغزمان پاداش‌های آنی و نتایج کوتاه‌مدت را ترجیح می‌دهد. اما ما وقتی از عهده کارهای ناخوشایند بربیاییم، بیشتر از خودمان رضایت داریم. برای مقابله با تنبلی توصیه‌های زیر می‌تواند مفید باشد. 

* از کم شروع کنید: از خودتان بپرسید انجام این کار به مدت ۱۵دقیقه واقعا خیلی سخت و دشوار است؟ با کمی دقت متوجه می‌شوید که این‌طور نیست. با این روش مشاهده خواهید کرد بعد از مدتی از انجام همان کارها لذت خواهید برد. 

* در برابر افکار منفی و پیش‌فرض‌هایتان مقاومت کنید: حتی تصور نتوانستن را از خودتان دور کنید. ما بیشتر مواقع با آزمون و خطا یاد می‌گیریم. اگر دید وسیع‌تری داشته باشید می‌توانید از عهده کارهای بزرگ بربیایید. 

* برنامه‌ریزی داشته باشید: هر روز اهداف‌تان را بنویسید و برنامه ریزی کنید. 

با این کار احتمال اینکه از هدفتان دور نشوید و طی روز کارهایی انجام دهید که شما را به هدف نزدیک‌تر کند، بیشتر است. 

* از دیگران کمک بگیرید: برای انجام کامل یک کار از دیگران کمک بگیرید. موضوع را با آنها در میان بگذارید. انگیزه‌های خارجی حس انجام وظیفه شما را بر می‌انگیزد و شما را به انجام کار تشویق می‌کند. 

* قبول کنید که برای پیشرفت باید صبر و تحمل داشت: این تصور را که برای انجام هر کار باید سریع پاداش بگیرید، از خودتان دور کنید. این طرز فکر باعث می‌شود نتوانید به اهداف بلند مدت‌تان برسید. 

* به خودتان پاداش بدهید: استراحت با تنبلی فرق دارد. بعد از اینکه یک کار را به طور کامل به اتمام رساندید، به عنوان پاداش به خودتان استراحت بدهید. شما بعد از یک دوره تلاش به استراحت نیاز دارید. 

منبع: روزنامه ابتکار

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:10 PM - روز سه شنبه 7 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت

 

کار آفرینی فرآيند يا مفهومي است كه در طي آن فرد كارآفرين با ايده‌هاي نو و خلاق و شناسايي فرصتهاي جديد، با بسيج منابع به ايجاد كسب و شركتهاي نو، سازمانهاي جديد و نوآور رشد يابنده مبادرت مي‌ورزد . اين امر توام با پذيرش خطرات است ولي اغلب منجر به معرفي محصول يا ارائه خدمت به جامعه مي‌شود. بنابراين «كارآفرينان» عوامل تغيير هستند كه گاهي موجب پيشرفتهاي حيرت‌انگيز نيز شده‌اند.

 

انگيزه‌هاي مختلفي در كارآفرين شدن مؤثر مي‌باشند كه از جمله آنها: نياز به موفقيت، نياز به كسب درآمد و ثروت، نياز به داشتن شهرت، و مهمتر از همه نيازمندي به احساس مفيد بودن و استقلال طلبي را مي‌توان نام برد.

 

افراد از ويژگيهاي شخصيتي خاص و گوناگوني برخوردار مي‌باشند طبيعي است كه برخي از ويژگيهاي كارآفرينان متمايز و برجسته از ساير افراد است به طور مثال داشتن خلاقيت و نوآوري، دارا بودن قدرت تحمل ابهام، داشتن اعتماد بنفس و عزت نفس، آينده نگر و عمل گرا بودن، و فرصت شناس بودن. شيوه هاي پرورش اين ويژگيها متفاوت است.مطالعه و بررسي در زمينه اقدامات بعمل آمده در مورد موضوع كارآفريني در كشورهاي مختلف بيانگر آن است كه دانشگاهها در زمينه هاي آموزشي و پژوهشي پيشقدم بوده اند ولي فارغ التحصيلان بدون توجه و قصد بكارگيري آموخته ها و قدرت ابتكار خود در راستاي شروع كار و ارائه محصول و خدمت در بازار كار، چندان موفق نبوده اند.

 

براي ترويج روحيه كارآفريني از طريق ايجاد و حمايت از خلاقيتها توسط اساتيد محترم، چند راهكار مي تواند مفيد واقع گردد:

 

* طرح سوالات و گاهي ايجاد محيط معما گونه در تدريس.

* آموزش نحوه تفكر علمي و چگونگي آزمون فرضيه ها.

* تشويق دانشجويان به مشاركت و ذهن انگيزي در تدريس.

* محترم شمردن سوالات اصيل.

* اجازه دادن براي برقراري ارتباط جهت گفتگو در مورد تجاربي كه كسب كرده اند.

* تشويق به احساس عزت نفس و اعتماد به نفس، و

* تشويق دانشجويان مقاطع تحصيلات تكميلي به اخذ پايان نامه هاي مرتبط با مفاهيم كارآفريني.

 

 

 

با توجه به اينكه يكي از پيامدهاي مثبت كارآفريني اشتغال مولد است طرح كاراد با هدف «ترويج و بهره‌مندي از پيامدهاي مثبت» خود در بين دانشگاهيان و فارغ التحصيلان ارائه شده و بمورد اجرا گذاشته شده است.

 

2 - كارآفريني چيست؟ 

در مورد تعريف كارآفريني ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد و درك كامل مفهوم و موضوع \" كارآفريني \" نيازمند اطلاع از ديدگاه هاي بين رشته اي مي باشد. كارآفريني برحسب ماهيت خود و توجه محققان رشته هاي مختلف از نظر روانشناسي، جامعه شناسي، اقتصاد، صنعت و حتي تاريخي تعريف شده است. 

واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي \"Entrepreneurs\" به معناي \"متعهد شدن\" نشات گرفته است كارآفريني اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامي مكاتب اقتصادي از قرن 16 ميلادي تا كنون به نحوي كارآفريني را در نظريه هاي اقتصادي خويش تشريح نموده اند.

 

كارآفريني از مباحثي است كه در تمامي ابعاد توسعه اقتصادي و اجتماعي از حدود 20 سال به اين طرف عملاً در دنياي تجارت و كسب و كار مطرح شده است]3[. از جمله تعاريف كارآفريني مي توان به موارد زير اشاره نمود:

 

ژوزف شومپيتر( 1934) فرآيند كارآفريني را \" تخريب خلاق\" مي نامد به عبارت ديگر ويژگي تعيين كننده در كارآفريني همانا انجام كارهاي جديد و يا ابداع روشهاي نوين در امور جاري است. روش نوين همان \"تخريب خلاق\" مي باشد. از نظر وي نوآوري در هر يك از زمينه هاي ذيل كار آفريني محسوب مي شود ]1[:

 

1 – ارائه كالاي جديد.

 

2 – ارائه روش جديد در فرآيند توليد.

 

3 – گشايش بازاري جديد.

 

4 – يافتن منابع جديد.

 

5 – ايجاد هر گونه تشكيلات جديد در صنعت.

 

 

كارآفريني كيفيتي است كه افراد را قادر مي سازد يك فعاليت جديد را شروع كنند يا با قدرت و به طور ناباورانه فعاليت موجود را توسعه دهند.

 

كارآفريني موتور تحول و توسعه اقتصاد، فرهنگ و جامعه است. رشد و فراگيري اين پديده مي تواند به تحول و دگرگوني اساسي در اقتصاد ملي منجر شود. كارافريني فرآيندي است كه طي ان فرد كارآفرين با ارائه ايده و فكر جديد ايجاد كسب و كار با قبول مخاطره و تحمل ريسك، محصول و خدمت جديد را ارائه ميكند.

 

اگرچه تعاريف گوناگوني از كارآفريني ارائه شده است، ليكن بيشتر نويسندگان و صاحب نظران در مجموع كارآفريني را \" فرآيند شناسايي فرصتهاي اقتصادي، ايجاد كسب و كار و شركتهاي جديد، نوآور و رشد يابنده براي بهره برداري از فرصتهاي شناسايي شده مي دانند كه در نتيجه آن كالا ها و خدمات جديدي عرضه مي شود\"]1[.

 

3 – 1 - تعاريف كارآفرين

 

ريچارد كانتيلون1 (1730) اولين كسي بود كه اين واژه را در علم اقتصاد ابداع نمود و آن را اينچنين تعريف نمود : كارآفرين فردي است كه ابزار توليد را به منظور تركيب به صورت محصولاتي قابل عرضه به بازار خريداري مي كند. كارآفرين در هنگام خريد از قيمت نهايي محصولات اطلاع ندارد ]1[.

 

جان باپتيست سي2 (1803) كار آفرين را فردي ميداند كه مسووليت توليد و توزيع فعاليت اقتصادي خود را بر عهده دارد ]1[.

 

فرانك نايت3 (1921) كار آفرينان را كساني ميشناسد كه در شرايط عدم قطعيت4 به اتخاذ تصميم مي پردازند و پيامدهاي كامل آن تصميمات را نيز شخصاً مي پذ يرند ]1[.

 

طبق نظر كاسون5 (1982) كار آفرين فردي است كه تخصص وي \"تصميم گيري عقلايي و منطقي در مورد ايجاد هماهنگي در منابع كمياب\" ميباشد. وي \"داشتن توان داوري و قضاوت6\" را عنصري مشترك در تمامي كار آفرينان تشخيص داده است ]1[. از ديدگاه كارلند7 (1984) كار آفرين فردي است كه شركتي را به منظور سود و رشد تاسيس مينمايد و آنرا مديريت كرده و از آن براي پيشبرد اهداف شخصي استفاده ميكند ]1[.

 

همچنين به تعاريف زير نيز مي توان اشاره كرد: كارافرين كسي است كه توانايي آن را دارد تا فرصتهاي كسب و كار را ببيند و آنها را ارزيابي كند، منابع لازم را جمع آوري و از آنها بهره برداري نمايد، و سپس عمليات مناسبي را براي رسيدن به موفقيت پي ريزي نمايد ]5[.

 

كارآفرينان كساني هستند كه با ايجاد محصولات وخدمات نوين مورد نسياز مردم، درآمد خوبي كسب مي كنند. معمولاً گمان مي رود كه كارآفرينان در راه اندازي شركتها تبهر دارند در هر حال، آنها، از هيچ، كسب و كارجديد خلق مي كنند. انها به رغم مخاطرات بسيار، پيشگام كارهاي جديد مي شوند ]4[.

 

منبع : سايت مركز كارافريني دانشگاه تبريز

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:48 PM - روز سه شنبه 7 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت

على اكبر بخشى

در اين مقاله نخست مفاهيم، موضوعات و مفروضاتى كه مبانى نگرشى و اصول اساسى پيام مقاله و تحليل مسأله را تشكيل مى دهد، تبيين مى گردد و سپس بانگاهى به نقطه عطف و مركزثقل فرايند مذكور، بحثى بنيادى ارائه مى شود و از آنجا براى يافتن راه حل نهايى مسأله و پاسخ به پرسش اساسى تلاش مى گردد.

مقدمه

فاقم وجهك للدين حنيفاً فطرة الله التى فطر الناس عليها لاتبديل لخلق الله ذلك الدين القيم و لكنّ اكثر الناس لايعلمون«حق گرايانه روى خود را به سوى دين كن، همان كه سرشت خدايى است،كه مردم را به آن سرشته است كه هيچ تغييرى در خلقت خدا نيست. اين است آيين استوار حق ولكن اكثر مردم از اين حقيقت آگاه نيستند.»(روم:30)
چرا بسيارى از كاركنان و مديران سازمان‌ها، در عين برخوردارى از صفات پسنديده فراوان، خوب كار نمى كنند و گاه مشكل مى آفرينند؟ چرا از انبوه سرمايه ها، امكانات، نيروها، استعدادها و عمر خود به گونه اى نامنظم و غير مؤثر بهره بردارى مى كنند؟ چرا پايبندى به وظيفه و نقش سازمانى نزد آنها مفهوم نداشته، در عين تراكم نيروى كار، بسيارى از كارها زمين مى ماند؟ و خلاصه، چرا روحيه و نشاط، هدفدارى و مسئوليت، اطمينان و لذت، امنيت و رضايت، كيفيت و معنويت و جديت و موفقيت; جاى خود را به بي‌حالى و كسالت، نااميدى و سرخوردگى، سرگردانى و غفلت، دو دلى و اضطراب، فشار و ملامت و شعار و ماديت مى دهد؟
اين مسأله چه علل يا عواملى دارد؟ محيطى، سازمانى، انسانى يا شغلى؟
آيا اين عوامل بصورت سلسله مراتبى آشكار مى شوند يا همه در عرض يكديگر و به يك اندازه امكان بروز دارند؟ با فرض تشخيص علت مسأله، چگونه مى توان وضعيت مطلوب را در سازمان و افراد به گـونه‌اى تحكيم بخشيد كه از پويايى، زايندگى و اثر بخشى در درازمدت برخوردار بوده، پشتوانه اى نيـرومند براى نيل به اهداف گردد؟
در اين مقاله، به آن سلسله مراتب و ويژگي‌هاى آن و يا چگونگى طراحى فرايند شكل گيرى و دخالت عوامل متعدد، پرداخته نمى شود. بلكه نخست مفاهيم، موضوعات و مفروضاتى كه مبانى نگرشى و اصول اساسى پيام مقاله و تحليل مسأله را تشكيل مى دهد، تبيين مى گردد و سپس بانگاهى به نقطه عطف و مركزثقل فرايند مذكور، بحثى بنيادى ارائه مى شود و از آنجا براى يافتن راه حل نهايى مسأله و پاسخ به پرسش اساسى تلاش مى گردد.
در اينجا توجه به اين نكته ضرورى مى نمايد كه ماهيت موضوع مورد بررسى ما، با مسائل انسان شناسى، فلسفه اخلاق، روانشناسى، روانشناسى اجتماعى، روان درمانى، جامعه شناسى و اقتصاد، ارتباطى نزديك دارد. از اين‌رو، يافتن راه‌هاى عملى حاكميت و اشاعه فرهنگ وجدان كارى و انضباط اجتماعى، مستلزم مطالعات ريشه اى و همه جانبه و همكاري‌هاى گسترده است وبر پژوهشگران، مؤلفان و مجامع علمى است كه به حركتى كه در اين راستا آغاز كرده اند شتاب بخشند و همواره در اين انديشه باشند كه چگونه مى توان پاسخى در خور به اين خطاب رساى رهبر معظم انقلاب تقديم نمود: «دست اندركاران امور فرهنگى، برنامه ريزان، مبلغين و نويسندگان بايد در ترويج اين دو اصل مهم در جامعه تلاش كنند.»1

انسان

انسان در بعد ادراك و كشف خود و جهان، از نيروى "عقل و وجدان" و در بعد انگيزه ها، از "جاذبه هاى معنوى" نيز برخوردار است.

وجدان (ضمير)2

وجدان،امرى فطرى ويكى از مراتب روح يا بعد ملكوتى انسان است. اين مفهوم خود داراى مراتبى بوده، برحسب هرمرتبه،بصورت مطلق يا اضافه بكار مى رود.3 وجدان، كه از آن به وجدان روانشناسى، وجدان عقلايى، وجدان نوعى، وجدان فطرى، خودِ انسان يا منِ ملكوتى نيز تعبيرمى گردد،عبارت است از "استعداد آدمى نسبت به تمييز خير و شر".
ايدئولوژى عام و انسانى مانند ايدئولوژى اسلامى، نوعى شناخت از انسان دارد كه از آن به فطرت تعبير مى شود. از نظر اسلام; انسان در جريان خلقت، مقدم بر تأثير عوامل تاريخى و عوامل اجتماعى، داراى بعد وجودى خاص شده و استعدادهاى والا كه او را از حيوان متمايز مى كند و به او هويت مى بخشد، به او داده شده است. طبق اين نظر انسان در متن خلقت از نوعى "شعور و وجدان نوعى" كه در همه انسان‌ها وجود دارد بهره مند شده و همان "وجدان فطرى" به او تعين نوعى و صلاحيت دعوت، مخاطب واقع شدن، حركت و جنبش داده است. اين ايدئولوژى ها با تكيه به وجدان فطرى مشخص نوع انسان، دعوت خود را آغاز مى كنند و حركت مى آفرينند.4
انسان در مرتبه اى از وجود، داراى "من طبيعى" و "مُلكى" است و در مرتبه اى ديگر داراى "من ملكوتى"; يعنى همان كه در قرآن از آن به «نفخت فيه من روحـى(حجر:29)» تعبير شده است. وجدان عمومى همين "خود" است كه از آن به خود ملكوتى تعبير مى شود و درست در مقابل آن، خودِ شخصى (فردى، نفسانى) قرار دارد. اسلام در مبانى و اصول تربيتى و اخلاقى خود "وجدان عمومى" را اصل شمرده و با "خود نفسانى" مبارزه مى كند. منظور از وجدان عمومى فقط دوست داشتن همه انسانها نيست بلكه بالاتر از آن، دوست داشتن همه اشياء و در عين حال، برداشتن موانع در عمل و در مسير تكامل است.5
قرآن "ضمير" انسانى را به عنوان يك منبع معرفت ويژه نام مى برد. از نظر قرآن، سراسر خلقت، آيات الهى و علائم و نشانه هايى براى كشف حقيقت است. قرآن از جهان خارج انسان، به "آفاق" و از جهان درون انسان، به "انفس" تعبير مى كند(فصلت:53) و از اين راه اهميت ويژه ضمير انسانى را گوشزد مى نمايد. اصطلاح آفاق و انفس در ادبيات اسلامى از همين جا پديد آمده است.

جاذبه هاى معنوى

از نظر اسلام، انسان موجودى است كه ميل دارد آزاد و رها باشد و هر كارى كه مى خواهد انجام دهد;(قيامت:5) ولى از سوى ديگر، جاذبه هاى معنوى به انسان اين امكان را مى دهد كه دايره فعاليتش را از حدود ماديات توسعه دهد و تا افق عالى معنويات بكشاند. اصول انگيزه هاى معنوى عبارت است از: علم طلبى، خير اخلاقى، زيبايى دوستى و خداجويى (خداپرستى).6
ازنظرقرآن،انسان از آن جهت كه انسان است، جز يك كشش درونى ويژه براى حركت در مسير فطرى خويش ندارد و آن انگيزه خداجويى و حركت دائمى بسوى اوست: «انا لله و انااليه راجعون» (بقره:156) و همين جاذبه است كه آدمى را به مقام لقاء الهى مى رساند: «ياايها الانسان انك كادح الى ربك كدحاً فملاقيه.»7 براساس اين نگرش گونه هاى مختلف انگيزه هاى والاى بشرى از قبيل عدالت، حق، صدق، كرامت،زيبايى وجاودانگى و نفرت داشتن از ظلم، باطل، كذب، پستى، زشتى و نيستى، همه در راستاى انگيزه "خدا دوستى" ديده مى شود.8

ارزشها و ضد ارزشها

از نظر قرآن، انسان موجودى است برگزيده از طرف خداوند;(طه: 122) خليفه و جانشين او در زمين;(بقره: 30) نيمه ملكوتى و نيمه مادى; (انعام:165) داراى فطرتى خدا آشنا;(سجده:9)آزاد، مستقل، امانتدار خدا و مسئول خويشتن و جهان;(اعراف:172) مسلط بر طبيعت و زمين و آسمان;(احزاب:73)ملهم به خير و شر;(شمس:7)وجودش از ضعف و ناتوانى آغاز مى شود و به سوى قوت و كمال سير مى كند و بالا مى رود، امّا جز در بارگاه الهى و جز با ياد او آرام نمى گيرد;(رعد:28) ظرفيت علمى و عمليش نامحدود است;(بقره:31) از شرافت و كرامت ذاتى برخوردار است;(اسراء:7)احياناً انگيزه هايش هيچگونه رنگ مادى و طبيعى ندارد;(فجر:28)حق بهره گيرى مشروع از نعمتهاى خدا به او داده شده است، ولى در برابر خداى خودش وظيفه دار است. او براى عبادت آفريده شده،(ذاريات:56)فقط با ياد و پرستش او خود را مى يابد و اگر خداى خويش را فراموش كند، خود را فراموش مى كند و نمى داند كه كيست، براى چيست و چه بايد بكند و كجا بايد برود.(حشر:18) او همينكه از اين جهان برود و پرده تن كه حجاب چهره جان است دور افكنده شود، بسى حقايق پوشيده بر وى آشكار مى گردد.(ق: 22)
در عين حال، همين موجود، در قرآن، مورد بزرگترين نكوهشها و ملامتها قرار گرفته است: «او بسيار ستمگر و بسيار نادان است.»،«او نسبت به پروردگارش بسيار ناسپاس است»، «او آنگاه كه خود را مستغنى مى بيند طغيان مى كند.»،«او عجول و شتابگر است.»،«او تنگ چشم و ممسك است.» ، «او مجادله گرترين مخلوق است.»،«او حريص آفريده شده است.» ، «اگر بدى به او رسد، جزع كننده است و اگر نعمت به او رسد، بخل كننده است.»(احزاب:72)
از نظر قرآن، انسان ممدوح، انسان با ايمان و انسان مذموم، انسان فاقد ايمان است.9(اعراف:179)

وجدان اخلاقى

وجدان اخلاقى همان وجدان عقلائى است ولى در مرتبه اى بالاتر; يعنى علاوه بر تمييز خير و شر و نظارت بر اعمال، داراى ويژگى "گرايش به خوبى" و "نفرت از بدى" است. ]به عبارت ديگر، وجدان (حس) اخلاقى، استعداد آدمى است نسبت به تمييز خير و شر و گرايش طبيعى او به سوى خير و گريز از شر[ اين صفت فطرى در مرحله معينى از رشد و تحول بروز مى كند و در واقع از عقل و ساير قواى نفسانى متمايز و مستقل نيست و احكام آن همان ادراكات و احكام عملى عقل است كه آن نيز مستقل از ادراكات و احكام نظرى عقل نيست.10
استاد شهيد مرتضى مطهرى، [پس از نقد نظر دوركيم ـ مبنى بر اينكه انسان دو "من" مستقل و جدا از هم به نامهاى "وجدان جمعى" و "وجدان فردى" دارد ـ ]مراتب وجدان را اينگونه توضيح مى دهد: قرآن مى گويد: "نفس اماره" ، "نفس لوامه" ، "نفس مطمئنه". فلاسفه اين مورد را مى گويند: "وحدت در كثرت، كثرت در وحدت"; يعنى اينگونه نيست كه انسان چند "خود" داشته باشد و هر كدام كارى خاص كند، بلكه نفس انسان اگر در حد پايين پايين كار كند، آنجا كه تحت فرمان عقل نيست، "نفس اماره" ناميده مى شود. همين نفس در درجه بالاتر و با هوشيارى بيشتر، "نفس لوامه" كه خودش خودش را ملامت مى كند. در آن واحد، خودش هم قاضى مى شود، هم مدعى و هم مدعى عليه و عليه خودش حكم صادر مى كند. محاسبة النفس معنايش همين است: «لااقسم بيوم القيامة و لا اقسم بالنفس اللوامة»(قيامت:1 و 2) و در درجه بالاتر، "نفس مطمئنه" نام مى گيرد: «يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى»(فجر: 27). اينكه نفس در كدام مرتبه باشد، مربوط به اين است كه در چه درجه اى از توجه و آگاهى و تذكر و صفا و نبودن حجابها و داشتن ايمان و يقين بيشتر باشد.11 وجدان، هرچه در مرتبه نيرومندترى باشد به همان نسبت صاحب خود را از شخصيت والاتر و نفوذ عميقتر و پايدارتر برخوردار مى سازد.
كنت بلانكارد مى گويد: «در اندرون هر يك از ما، دنياى ساكت و آرامى هست كه خودِ واقعى ما در آن زندگى مى كند و صلاح ما را بخوبى تشخصى مى دهد. در سكوت و آرامش اين دنياست كه مى توانيم شاهد رفتار خود باشيم; خود را ارزيابى كنيم و به طرح برنامه هاى آتى خود بنشينيم. اگر چنين فرصتهايى را از كف بدهيم، در جهتى گام برداشته ايم كه ما را از اهداف، ارزشها و رسالتمان در زندگى دور مى كند.12
از اينجا نقش شگرف "وجدان اخلاقى" در شكل گيرى و تحول شخصيت آدمى به خوبى روشن مى گردد; به گونه اى كه گفته شده: «شخصيت بدون وجدان بههيچ پايه و اساس منطقى متكى نمى باشد.»13 و از اينروست كه بزرگان دين گفته اند: «آن كس كه در قلب خود واعظى براى خود ندارد، موعظه موعظه كنندگان، فايده اى به حالش نمى بخشد.»14
آلبرسوئر نيز مى گويد: «اگر در نهاد انسان ميل به كمال وجود نداشت و گرايش نسبت به حياتى سرشارتر و والاتر در كار نبود; به عبارت موجزتر، اگر ما داراى غريزه اخلاقى نبوديم، اين احساسات اخلاقى (اجزاء و عوامل عاطفى) و اين تصورات اخلاقى (اجزاء و عوامل عقلانى) توجيه ناشدنى بود. پس ريشه و اساس اخلاقيت را در همين ميل به "كمال" و نياز عميق و شگرف انسان به سوى "تعالى" بايد جستجو كرد.»15

خودشناسى ريشه الهامات اخلاقى16

وقتى مى خواهند انسان را به اخلاق حسنه (ارزشهاى عالى انسانى) سوق دهند، او را به يك نوع درون نگرى متوجه مى كنند كه خودت را، آن خود عقلانى را، آن حقيقت وجودى خودت را با درون نگرى كشف كن، آنگاه احساس مى كنى كه شرافت خودت را دريافته اى ... يعنى احساس مى كند كه پستى و دنائت، دروغگويى، نفاق و فحشاء با اين جوهر عالى سازگار نيست. اين است كه انسان با توجه به نفس، الهامات اخلاقى را دريافت مى كند و همان درك "خود" كافى است براى اين دستور كه انسان اين كار را بايد بكند و آن كار را نبايد بكند. و اين است معنى «و نفس و ماسويها، فالهمها فجورها و تقويها، قد افلح من زكيها و قدخاب من دسيها.»17
بنابراين خودشناسى يعنى اينكه انسان به مقام واقعى خويش در عالم وجود پى برده، نيروها و ارزشهاى فراوان خود را ـ كه به آنها اشاره شد ـ بهخوبى درك كند. در همين راستا، قرآن كوشا است كه انسان خود را كشف كند. اين «خود»، همان چيزى است كه "روح الهى"(سجده:9) ناميده مى شود. با شناختن خود است كه احساس تعالى مى كند و خويشتن را از تن دادن به پستيها برتر مى شمارد; به قداست خويش پى مى برد; مقدسات اخلاقى و اجتماعى برايش معنى و ارزش پيدا مى كند. انسان با شناختن خود و نيروها و انگيزه هاى درونى خويش است كه درك مى كند هر اندازه تسليم اميال پست خود شود، به حالت زبونى در آمده، سرنوشتش در دست نيروهاى خارجى قرار مى گيرد و اگر از دو نيروى درونى (عقل و اراده)، استفاده كند، مى تواند بر همه ميلها حكومت كند و با تسلط بر خود مالك خويشتن مى شود و شخصيتش استحكام يافته و به ارزشمندترين نوع آزادى يعنى "آزادى معنوى" كه هدف اصلى تربيت اسلامى است، دست مى يابد. در اينجا، نقش "اراده" به عنوان اساسى ترين عامل تأثيرگذار در شخصيت انسان اين است كه با در اختيار گرفتن همه ميلها، ضد ميلها و خوف و ترسها، به عقل مى گويد: محاسبه كن، ببين در مجموع، سعادت و مصلحت چه اقتضا مى كند، هر چه را كه مصلحت اقتضا مى كند بگو، اجرايش با من. "تكليف" و "انتخاب" نيز از همينجا ناشى مى شود; به علاوه كه انسان به حكم برگزيده شدن از سوى ذى صلاحيت ترين مقام هستى، مانند هر برگزيده ديگر از طرف او رسالت دارد و در پيشگاه او مسئوليت.(احزاب:72)
اينكه اسلام عنايت خاصى دارد كه انسان خود را بشناسد، براى اين است كه به مقام والايى كه شايسته اوست برسد. "علم" و "ايمان" دو نيرويى هستند كه در اين راه، انسان را يارى مى كنند; ولى از دو جهت، متفاوت عمل مى كنند: نخست آنكه علم، انسان را توانمند مى كند كه هر گونه "بخواهد" آينده را همانگونه بسازد; ولى ايمان انسان را به سوى اينكه خود و آينده را "چگونه" بسازد كه براى خويش و جامعه بهتر باشد، مى كشاند; به عبارت ديگر، به خواست انسان جهت داده، معنويات را نيز جزء خواستها قرار مى دهد. و دوم آنكه: گرچه علم سعى دارد مانند ايمان، انسان را به خودآگاهى برساند، اما خودآگاهى هايى كه علم مى دهد، مرده و بى جان است و شور در دلها نمى افكند و نيروهاى خفته انسان را بيدار نمى كند; در حاليكه خودآگاهى ايمانى، "خودواقعى" انسان را به يادش مى آورد; غفلت را از او مى زدايد; آتش به جانش مى افكند و سراسر وجودش را مشتعل ساخته، او را دردمند و دردآشنا مى سازد. دعوت به خودآگاهى و اينكه: «خود را بشناس تا خداى خويش را بشناسى»18 و «خداى خويش را فراموش مكن كه خودت را فراموش مى كنى»،(حشر:19)سرلوحه تعليمات مذهب است و اصولاً تمام تأسيسات تربيتى، مكتبهاى اخلاقى و تعليمات دينى و مذهبى، براى راهنمايى انسان است كه آينده خودش را "چگونه" شكل بدهد: «انا هديناه السبيل اما شاكراً و اما كفورا.»(دهر:3)

ضمانت اجراى احكام وجدان اخلاقى

چنانچه اشاره شد، آگاهى، تذكر، صفاى باطن، ايمان و يقين; ضامن اجراى احكام و قوانين وجدان اخلاقى است و هر چه شخص درجه بالاترى از اين صفات متعالى را دارا باشد، تعهد بالاترى در انجام احكام وجدان اخلاقى از خود نشان مى دهد. مجازات و مكافاتهاى خود وجدان نيز، نقش مهمى ايفا مى كند; يعنى با مجازات و مكافاتهاى درونى، پشتيبان محكمى براى رعايت احكامش مى باشد و چون خود مرتبه اى از روح است و روح، بُعدِ اصلى انسان محسوب مى شود، مجازات و مكافاتهاى آن نيز نسبت به پاداش و تنبيه هاى بدنى و اجتماعى، از امتياز ويژه اى برخوردار است; و آن ويژگى، درونى و واقعى بودن، در مقابل خارجى و غير واقعى بودن است.
جلوه هاى مهم مجازاتها و مكافاتهاى درونى وجدان اخلاقى عبارت است از: ندامت و سرزنش،(قيامت:1و2) سرور باطنى و رضاى خاطر(فجر:27)و آرامش ضمير.(قيامت:1و2)

كار از نظر اسلام

در اسلام بيكارى و تنبلى مذموم است و كار امرى مقدس19 و وظيفه اى اجتماعى20 شمرده مى شود; وظيفه اجتماعى است از اين نظر كه فرد با انجام كار در واقع بخشى از حقى كه اجتماع بر گردن او دارد ادا مى نمايد; و امر مقدس است از اين جهت كه خداوند آن را دوست داشته، در تربيت انسان تأثير بسزايى دارد، به گونه اى كه نقش آن در سازندگى از هر عامل ديگرى اگر بيشتر نباشد كمتر نيست. كار مثبت علاوه بر اينكه مانع انفجار عملى انسان توسط گناه مى شود، مانع افكار و وساوس و خيالات شيطانى نيز مى گردد. انسان با كاركردن رابطه علت و معلولى بين پديده ها و قوانين هستى را لمس كرده، فكرى منظم و منطقى مى يابد; همچنين با كار تجربه كسب كرده، به دانش خود نيز مى افزايد. كار به روح، صفا و به دل نرمى و خشوع مى دهد و جلوى قساوت قلب را مى گيرد. انسان در اثر كار، بويژه اگر مقرون به ابتكار و برآوردن نياز ديگران باشد، احساس شخصيت مى كند. انسان به موجب كار اعتماد به نفس و آزاد زندگى كردن و زيربار منّت كسى نرفتن را مى آموزد. در مجموع، كار در عين اينكه معلول فكر و روح و خيال و دل و جسم آدمى است; سازنده خيال، سازنده عقل و فكر، سازنده دل و قلب و بطور كلى سازنده و تربيت كننده انسان است.21 حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد: «العمل العمل، ثم النهاية النهاية والاستقامة الاستقامة ثم الصبر الصبر والورع الورع»: «كار كنيد كار كنيد، پس آنرا بپايان برسانيد بپايان برسانيد و ثابت قدم و استوار باشيد، استوار باشيد، پس شكيبايى گزينيد شكيبايى گزينيد، بپرهيزيد بپرهيزيد».
از جهت ديگر، از نظر اسلام هر كسى در گرو كارهاى خويش است و با هر عملى كه انجام مى دهد اندوخته اى براى خود تهيه كرده، حال و آينده خود را مى سازد. قرآن كريم مى فرمايد: «من عمل صالحاً فلا نفسهم يمهدون». «كل امرىء بما كسب رهين»، «كل نفس بما كسبت رهينة»، «و ان ليس للانسان الا ما سعى»، «فمن يعمل مثقال ذرة خيراً يره و من يعمل مثقال ذرة شراً يره»، «الذى خلق الموت والحياة ليبلوكم ايكم احسن عملاً» (روم:44). نيز پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد:
«والعمل كنز والدنيا معدن»،(بحار: ج77، ص 185) «لاينال ما عندالله الا بالعمل»،(همان، ج2، ص29)، و امام حسن مجتبى(عليه السلام)مى فرمايد: «اعمل لدنيـاك كانك تعيش ابداً و اعمـل لاخـرتك كانك تموت غدا». (همان، ج44، ص 139)
از نظر اسلام، كار آنگاه ارزش مى يابد كه با "نيت" انجام پذيرد و در نيت كه اساس عبادت شمرده مى شود، دو ركن وجود دارد: اول اينكه عمل با قصد و آگاهى و حالت توجه به هدف انجام پذيرد و دوم داشتن انگيزه الهى.
پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «لا قول ولا عمل الابنية»، «نية المؤمن خير من عمله و نية الكافر شر من عمله و كل يعمل على نيته»،نيز قرآن كريم مى فرمايد: «قل كل يعمل على شاكلته»22.

انضباط كارى

انضباط در فرهنگ لغت، مترادف با مفهومهايى نظير: نظم، انتظام، ترتيب، درستى، كنترل، عدم هرج و مرج، خوب نگه داشته شدن، سامان پذيرى، آراستگى، پيروى از دستورات نظامى و پيروى از مقررات مدرسه، آورده شده است.
واضح است كه منظور از انضباط در اينجا، نوع منفى آن، كه از طريق اعمال شديد كنترل و تنبيه بوجود مى آيد و آن را حكومت كردن از راه ايجاد ترس نيز ناميده اند، نيست، بلكه از بيانات مقام معظم رهبرى پيرامون شاخصهاى انضباط اجتماعى23 و از آنچه در علوم رفتارى براى ايجاد حس انضباط در كاركنان به كمك خودشان ارائه گرديده و نيز مفاهيمى كه نخست ذكر شد، مى توان نيتجه گرفت كه انضباط كارى عبارت است از ويژگى رفتارى كه باعث بوجود آمدن و استمرار نظم و انجام درست نقش و وظيفه سازمانى افراد طبق معيارهاى از پيش تعيين شده گردد; بگونه اى كه افراد از تخلف پرهيز كرده، به آداب و عادتهاى صحيح خو گرفته و به رعايت قوانين و مقررات و حدود الهى عشق بورزند. در پاسخ به اين پرسش كه چگونه مى توان به اين هدف دست يافت، گفته شده است بايد «با تربيت صحيح و ايجاد ارزشهاى خاص اخلاقى، وجدان كار و حس انجام وظيفه را در كاركنان بوجود آورد. طبعاً زمانى كه اين حس در وجود انسان پيدا شود، قوانين و مقررات، به دلخواه دنبال مى شود.»24
بنابراين، گرچه تدوين مقررات و آيين نامه هاى انضباطى توسط بخش پرسنلى ونظارت وبرقرارى آن توسط مديران و سرپرستان اجرايى و امور پرسنلى، انجام مى گيرد، ولى راه اصلى ايجاد انضباط كارى و ضمانت اجراى آيين نامه هاى مذكور، عبور از مرز حاكميت وجدان كارى است. از اينجا ارتباط بين انضباط كارى و وجدان كارى و علت اينكه در اين مقاله بطور گسترده فقط به وجدان كارى پرداخته شده، نيز روشن مى گردد. بنابراين، در راستاى تحقق وجدان كارى، برقرارى يك سيستم انضباطى مثبت با ويژگيهاى زير نيز لازم به نظر مى رسد:
1ـ مديران و سرپرستان خود در درك و رعايت ضوابط و مقررات الگو و نمونه باشند.
2ـ در سالم سازى و بهسازى محيط كارى و فراهم كردن زمينه رعايت مقررات و ايجاد عوامل بازدارنده از تخلف، نهايت سعى خود را بنمايند.
3ـ با ايجاد شبكه هاى ارتباطى مناسب از طريق برقرارى سيستم صحيح ارتباطات، حيطه وظايف، استانداردها، انتظارات مديريت و مفهوم مقررات مربوطه را به كاركنان آموزش داده، آنها را توجيه نمايند.
4ـ واحد پرسنلى سازمان براى تهيه و تنظيم آيين نامه هاى انضباطى سازمان، از متخصصين امور پرسنلى، جامعه شناسى و روانشناسى كمك بگيرد.
5ـ در انجام اين امر، ويژگيهاى كاركنان، محيط و كار را در نظر گرفته، از استفاده نابجا و عجولانه از مدلهاى خارجى پرهيز نمايند.
6ـ سرپرستان براى برقرارى انضباط مؤثر از موضوعات زير غفلت نكنند:
روشن ساختن خط مشى كلى خود; صادركردن دستورات صحيح و منطقى; اعلام خواسته ها از طريق ارتباط; اجراى قدرتمندانه مقررات انضباطى و تداوم آن; برداشت مثبت از كاركنان; مد نظر قراردادن شرايط خطا و خطاكار; هدف قراردادن اصلاح و تربيت نه تنبيه; عدم دخالت در زندگى خصوصى ديگران و... .25

وجدان كارى

بر اساس آنچه گذشت، مى توان گفت: وجدان كارى عبارت است از حس اخلاقى كه كار خوب و تمام را از كار ناپسند و ناقص تمييز داده، به انجام آن گرايش داشته و از انجام اين پرهيز مى كند. به بيان ديگر: وجدان كارى آن مربى درونى است كه نقش خود را از لحظه شروع كار تا پايان آن با انجام نه وظيفه به صورت زير ايفا مى كند:
1ـ آگاهانه كار خوب را تشخيص داده، آن را معرفى مى كند. 2ـ قصد از انجام آن را پاكيزه مى سازد، 3ـ فرد را به انجام آن بر مى انگيزد. 4ـ براى انجام درست آن با خود پيمان مى بندد. 5ـ بر كار نظارت داشته، با مراقبت، آن را كنترل مى نمايد(قيامت:14). 6ـ با بازرسى كار انجام شده، نقش حسابرس خبره را ايفا مى كند26. 7ـ در اين صحنه، قدرتمندانه به قضاوت و داورى نشسته، قاطعانه حكم نهايى را صادر مى كند. 8ـ در صورت مشاهده اشتباه خود را ملامت و در صورت تخلف شديد خود را تنبيه كرده و در صورت درستى كار به خودش پاداش مى دهد. 9ـ در تمامى مراحل، خود را از گزند دشمن داخلى (خودنفسانى) در امان نگه مى دارد.
اگر بخواهيم اين مفهوم را در حيطه وظايف سازمانى معنا كنيم، مى گوئيم: "وجدان كارى" در سازمان عبارت است از حس اخلاقى درست و تمام انجام دادن وظيفه سازمانى. از اينجا تفاوت مفهوم "وجدان كارى" با مفاهيم متداولى از قبيل "اخلاق كار" و "اخلاق حرفه اى" روشن مى شود; يعنى نمى توان گفت: رعايت اصول و ضوابط و قوانين كار، سخت كوشى و تلاش مداوم27 و حتى تعهد داشتن نسبت به انجام وظيفه سازمانى، چنانچه به قيمت ناديده گرفتن برخى حقايق و پايمال كردن ارزشهاى واقعى باشد، نشان دهنده وجود وجدان كارى در سازمان است. بلكه اگر فرد، حقوق كار و افراد ذى ربط را به طور طبيعى و به حكم وجدانى ـ و نه به خاطر الزامات قانونى و نظارت اجتماعى و پاداش و تنبيه هاى خارجى ـ رعايت كرد گفته مى شود: شخص داراى وجدان كارى است. بنابراين، "انضباط و وجدان كارى" در ارتباط با مفاهيم ارزشى، جهان بينى و فرهنگ اسلامى ملاحظه مى شود و تنها در اين صورت است كه هم "كار" ارزش مى يابد و هم انجام دهنده آن از رشد و تعالى برخوردار مى گردد.

ايجاد انگيزه

اگر در جستجوى راهى برتر براى بالابردن سطح موفقيت و پيشرفت و نيل به اهداف سازمانى هستيم و بررسى روشهاى ايجاد انضباط و وجدان كارى را به عنوان راهى براى نيل به آن هدف انتخاب كرده ايم، نخست بايد بدانيم كه كشف روشهاى بهينه، مؤثر و بادوام، در گرو پى بردن به ريشه ها و سررشته هاى اساسى مسأله است.
در مقدمه، عوامل عمده اى كه ممكن است بطور مستقيم يا غير مستقيم در عملكرد ضعيف كاركنان نقش داشته باشد، يادآور شديم. در اينجا، با مرورى بر آن عوامل فراخوانده، تمهيداتى براى پاسخ به پرسشهاى مطرح شده، فراهم مى كنيم.
به طور كلى، به حسب شرائط و موارد، ممكن است يك يا مجموعه اى از عوامل مذكور، در عملكرد نامناسب فرد نقش داشته باشد; اما مشاهده مى شود كه در بيشترين و شايد در تمامى موارد، سطح نسبتاً مطلوبى از عوامل براى انجام خوب كار، وجود دارد و فقط شخص انگيزه لازم براى انجام كار را ندارد.
در اين مرحله براى به حركت درآورد فرد "بى انگيزه"، دو راه وجود دارد:
1) علل فقدان انگيزه (موانع) شناسايى شود تا با رفع آنها شخص حركت كند.
2) انگيزه لازم براى حركت در فرد ايجاد گردد.
در روش اول گفته مى شود: انگيزه نداشتن براى انجام وظيفه، ريشه در ضعف بنيانهاى ارزشى، نگرشى، تربيتى، سطح آگاهى، رشد شخصيتى و عوامل محيطى دارد و راه مقابله با اين موانع، ارتقاء سطح علمى، اخلاقى، عقيدتى و فرهنگى فرد و ايجاد محيط مناسب است. ولى هزينه ها و موانع هر طرح و مكانيسمى كه بخواهد از اين راه مشكل را حل كند، به مراتب بيش از مكانيسمهايى است كه بوسيله روش دوم ارائه مى شود. از اينرو، در اينجا بطور مستقيم به اين روش نمى پردازيم و فقط براى تقويت و تجهيز نتايج روش دوم، از آن سود مى جوييم و لذا مباحث خود را پيرامون روش دوم متمركز مى كنيم.

روش‌ها

در علوم رفتارى نظريات متعددى پيرامون انگيزه ها و علل رفتار و روشهاى مختلفى براى ايجاد انگيزه ارائه شده، كه بعداً به تعدادى از آنها اشاره خواهيم كرد.
بطور كلى، روشهاى نوع دوم به سه دسته تقسيم مى شوند:
1) روشهايى كه در آنها سعى مى شود با افزايش دانش مديران و كاركنان و تأثير در سيستم شناختى آنها نسبت به كار انگيزه خوب كاركردن را در آنان بوجود آورد.
2) روشهايى كه در آنها سعى مى شود با تحت تأثير قراردادن مستقيم رفتار و عملكرد شخص، انگيزه براى كار در او ايجاد گردد.
3) روشهايى كه مستقيماً به انگيزش مديران و كاركنان براى انجام مطلوب كار مى پردازد.
روشهاى دسته سوم خود به دو نوع تقسيم مى شوند:
1) راههايى كه صرفاً با تكيه بر دانش بشرى ارائه شده است; گرچه برخى از اين روشها توسط انديشمندان بزرگى ارائه گرديده كه به سهم خود به دانش بشرى كمك شايانى كرده اند; ولى از آنجا كه در آنها، به مسائل ارزشى واقعى و ويژگيهاى روانى منحصر به فرد انسان توجه نشده، راههايى ناپايدار، گاهى متناقض، نامشروع و يا ناسازگار با فطرت آدمى بنظر مى رسند.
2)راههايى كه مى توان با توجه به مبانى ارزشى اسلام و ديدگاه آن نسبت به انسان، ارائه داد.
گرچه هر يك از راههاى مذكور مى تواند براى ايجاد انضباط و وجدان كارى بگونه اى تأثير داشته باشند اما بزرگترين و بنيادى ترين روشهاى مؤثر در ايجاد وجدان كارى به مفهوم واقعى آن، فقط قسم اخير است; به عبارت ديگر واقعيتهاى ملموس و روزمره سازمانى نشان مى دهد كه سهم دخالت عامل "عدم انگيزه" در عملكرد نامطلوب كاركنان و مديران، بمراتب بيشتر از سهم ديگر عوامل فردى و عوامل مديريتى، سازمانى، شغلى و محيطى است; و از اينرو شرط تأثير و ضمانت اجراى روشهايى كه در دو دسته اول و دوم به آنها پرداخته مى شود، وجود انگيزه در مديران و كاركنان براى رعايت و پذيرش آنهاست.
بنابراين سررشته روشهاى مؤثر در حل مشكلات انسان سازمانى، "ايجاد انگيزه" لازم و مناسب جهت انجام درست كارها است; يعنى منبع مشكل آفرين در سازمان، درون خود افراد است نه خارج از آن.

شبهه

موضوعى كه در دهه هاى اخير رايج گرديده و در برخى نظريات به آن تكيه مى شود و در وهله اول به ذهن القاء مى كند كه فرهنگ غرب راه حل مشكلات اجتماعى و سازمانى و ايجاد انگيزش درونى را پيدا كرده، بگونه اى كه هم به ارزشها اعتبار مى بخشد و هم حس نوعدوستى انسانها را تقويت مى كند. اين است كه گفته مى شود در اجتماعات سازمان يافته كنونى به شناخت ارزشهاى حاكم بر جامعه و رفتار مطلوب اجتماعى تكيه شده و سعى مى شود رضايت فردى با ارزشهاى اجتماعى منطبق گردد بگونه اى كه افراد داوطلبانه بخش اعظم تلاش خود را در راههايى صرف مى كنند كه براى خود آنها و نيز ديگران مفيد است.
ولى، با دقت در اين موضوع روشن مى شود كه اولاً: ملاك و معيار حل واقعى مشكلات بشرى اعتبار بخشيدن و ملاك قراردادن ارزشهاى حاكم بر جوامع نيست بلكه راه نجات در گرو ملاك و معيار قراردادن ارزشهاى واقعى انسانى و الهى است و ثانياً: اين تلاش بظاهر نوعدوستانه در جوامع پيشرفته، در نتيجه آراسته شدن به صفات انسانى و اخلاقى نيست بلكه به اين علت است كه احساسات و تمايلات آنان تحت تأثير اجتماعى كه در آن زندگى مى كنند، آنها را به اتخاذ اين روش بظاهر بشردوستانه وادار مى سازد.
از اين روست، كه ما مى گوئيم تا زمانى كه سيستمهاى خود كنترلى، خود تنظيمى و خودكار سازى و خويشتن كارى در راستاى اعتبار بخشيدن به ارزشهاى واقعى انسانى و مكتبى نباشند، نمى توانند مشكلات پيچيده اجتماعى و سازمانى را به گونه مطلوب حل كنند و در واقع از ضمانت اجرا و انجام بى بهره اند.
از مطالب بالا روشن مى گردد كه همواره در مطالعات مربوط به وجدان كارى و بلكه هر طرح و تجويزى پيرامون انسان بايد با موشكافى برخورد كرد و از فروافتادن در دام الگوها و نظريات و روشهايى كه با مبانى اصيل اسلامى سازگار نيست در امان ماند.
اينكه مقام معظم رهبرى با اشاره به امكان وجود نظريات و تحليلهاى گوناگون نسبت به علل مسائل و معضلات جامعه، تصريح كردند كه راه حل مشكلات را بايد در وجدان كار و انضباط اجتماعى جستجو كرد، دقيقاً اين پيام را با خود دارد كه نبايد ما نيز نهايت تلاش علمى خود را صرف مطالعه، بررسى و يا اجراى شيوه ها و قالبهاى تكرارى، غير اصيل و وارداتى كنيم بلكه بايد تدابيرى انديشيد كه جامعه را بگونه اى متحول مى سازد كه در آن «افراد كار را عملى صالح، وظيفه اى حقيقى و مسئوليتى اجتماعى و سياسى و يك عبادت مى دانند.»28

ديدگاه‌ها

چنانچه اشاره شد، از قرنها پيش تاكنون، دانشمندان بسيارى به مطالعه پيرامون علل رفتار آدمى; شيوه هاى كنترل رفتار و تغيير آن; نيازها و انگيزه هاى انسان و چگونگى ارضاى آنها; عوامل موفقيت، كاميابى، سعادت، كمال و پيشرفت، پرداخته اند و در اين زمينه ها نظريه هاى گوناگونى ابراز كرده و تأليفات بسيارى به جامعه بشرى عرضه كرده اند. مرور اين نظريات به بررسى جامع مسأله مورد نظر، كمك كرده، نيز ضرورت و اهميت مطالعات بنيادى را روشن مى سازد. از اين رو، بطور فهرستوار و هر چند پراكنده، به برخى ديدگاههاى نظريه پردازان و انديشمندان و گزيده هايى از افكار آنان مى پردازيم:
ـ صدها سال پيش عقيده بر اين بود كه انسان، آزاد، صاحب اختيار، هوشمند و خردگراست و رفتار او را، انتخاب و تصميم خودش شكل مى دهد. (خردگرايى)
ـ در قرن هفدهم، "هابز"، نظريه لذت گرايى را مطرح كرد و گفت: علت اصلى رفتار، تمايل به كسب لذت و اجتناب از درد است.
ـ در قرن هفدهم و هجدهم، ديدگاه ماشين گرا پديد آمد، مبنى بر اينكه اعمال انسان از نيروهاى درونى و بيرونى ناشى مى شود كه آدمى كنترلى بر آنها ندارد.
ـ ديدگاه ماشين گرا در بعد افراطى خود، بصورت نظريه غريزه و درست در مقابل نظريه خردگرايى درآمد. بر طبق اين نظريه، انسان زير فرمان نيروهاى فطرى است كه رفتارش را تعيين مى كنند.
ـ در دهه 1920، اين انديشه شكل گرفت كه نيازهاى زيستى منشأ رفتار آدمى اند و انسان با رفتار خود سائق را كاهش داده، نياز خود را ارضا مى نمايد و به تعادل زيستى دست مى يابد. (نظريه سائقها)
ـ در دهه 1950، با روشن شدن عدم توانايى نظريه سائقها در تبيين انگيزه تمام رفتارها، به محركها و شرائط، بعنوان منبع خارجى توجه شد، از آن جمله اند نظريه پردازان يادگيرى اجتماعى كه به نقش سرمشقها در انتقال رفتارهاى خاص تأكيد مى كنند (نظريه مشوقها). در يادگيرى اجتماعى گفته مى شود رفتارها از طريق كنش متقابل با محيط و مشاهده محيط، آموخته مى شوند. مسأله خود تنظيمى و نظارت بر رفتار خود، از راه تقويت يا تنبيه خود، نيز مورد تأكيد نظريه يادگيرى اجتماعى است.29
ـ در نظريه روانكاوى فرويد گفت: انسان در رفتارش مجبور نيروهاى فطرى است. او همه عواطفى را كه از نظر وجدان اخلاقى و اجتماع، پسنديده شمرده مى شوند نيز به عاطفه جنسى برمى گرداند و مى گفت: وجدان ضوابط اخلاقى را به فرد تحميل مى كند.
ـ روانشناسانى كه به نقش انگيزش در رفتار تأكيد كردند، نظريات متعددى ارائه دادند: برخى به ايجاد انگيزه از راه دخالت در شناخت فرد تأكيد كردند و برخى از راه دخالت در رفتار فرد بدين ترتيب كه رفتار پاداش داده شده تكرار مى شود. در نظريه نيازهاى فردى به برانگيختگى از درون تأكيد مى شود و اينكه در شرائط عادى سازمان، بيشتر كاركنان، از طريق نيازهايى نظير تعلق، احترام به خويشتن، و تحقق توانايى هاى بالقوه خود برانگيخته مى شوند.30
ـ در نظريه برابرى گفته مى شود: بايد نظام پاداش عادلانه باشد تا موجب برانگيختن افراد به كار شود. چون افراد غالباً طى مقايسه با همكارانشان براى ايفاى نقش خود برانگيخته مى شوند.
ـ گفته شده است كه بالاترين حرف در مباحث انگيزش اين است كه اولاً: بايد آن انگيزش سطح بالايى از شدت را داشته باشد و ثانياً: در راستاى اهداف سازمان باشد نه شخصى.
ـ برخى براى فراهم كردن اسباب خود كنترلى سعى كرده اند عامل انگيزشى را از بيرون به درون بكشند.
ـ برخى انگيزه هاى درونى را حاصل يادگيرى دانسته اند و گفته اند در دوره هاى بعدى رشد ظاهر مى شود.
ـ راجرز در نظريه پديدار شناختى معتقد است: اساسى ترين عامل انگيزش عبارت از گرايش فطرى به خود شكوفايى است. وى، علت نفى كوشش پيگير در كار را، خرده فرهنگهايى مى داند كه به مفهوم "خير محدود" اعتقاد داشتند و باور كرده بودند كه تلاش بيشتر موجب برداشتن سهم ديگران مى شود و اين طلب حريصانه روزى محسوب شده، امرى ناپسند است.
ماكس وبر، با نفى وجود "وجدان جمعى"، ريشه هاى حاكميت اخلاق كار را در اخلاق پروتستان مبنى بر سخت كوشى مداوم و پرهيز از انباشت سرمايه مى بيند.
ـ اميل دوركيم، اخلاق كار مورد نظر وبر را، امورى كلى و قواعدى صرفاً دستورى، نابهنگام، ضعيف و بدون ضمانت اجرا و تأثير مشخص مى شمرد و با تلاش براى اثبات "وجدان جمعى" جداى از "وجدان فردى"، بدنبال راهى جامعه شناسانه براى ايجاد و تقويت اخلاق حرفه اى بادوام مى گردد.
ـ مك كله لند، براى خوب كاركردن، روش مبتلا كردن افراد به ويروس ذهنى"انگيزش به پيشرفت(NACH)راپيشنهادمىكند. وى با تأكيدبرانسان توسعه يافته،آن راازطريق جامعه پذيرى افراد جستجو مىكند.
ـ مزلو بر اين عقيده بود كه افراد سازمان، دنيا را از دريچه نيازهاى تأمين نشده خود مى بينند و بنابراين، مدير بايد ببيند افراد در كدام طبقه از سلسله مراتب نيازها قرار دارند، همان را براى آنها انگيزه قرار دهد.
ـ نظريه هاى انتظار، بر اساس رفع اشكالات نظريه هاى قبل، از جمله مزلو ـ كه با مشكل اثر موقت شيوه انگيزشى خود روبرو بودند ـ مطرح شد. از آن جمله است تئورى لالر و پرتر. آنها در مدل مسير ـ هدف كه ارائه داده اند، حركت را به عهده فرد گذاشته اند و از حق انتخاب او براى تلاش يا عدم تلاش، به خود انگيزشى ياد كرده اند.
ـ برخى بر اين تأكيد كرده اند كه بزرگترين مانع موفقيت سازمانهاى امروزى، عدم سازگارى بين رفتار مطلوب و رفتارى است كه به آن پاداش داده مى شود. براى اينكه افراد خوب كار كنند بايد سعى نمود رابطه مناسب بين عملكرد و پاداش برقرار كرد و براى اين منظور مواردى را كه مديران بايد (يا نبايد) پاداش دهند و روشهاى اعطاى پاداش را مشخص نموده، از مجموع آنها به عنوان برنامه مدير 10/ 10 ياد كرده اند.31
ـ برخى به عوامل مؤثر در بالارفتن رضايت شغلى تأكيد كرده اند: چالشى بودن كار، پاداش عادلانه، شرايط كارى حمايت كننده، همكاران حامى و مشوق و متناسب بودن نوع شغل با شخصيت فرد.
ـ برخى به تغيير نگرشها، با تبليغات و اسوه قراردادن شخصيتها، اشاره كرده اند و گفته اند چون صرف نگرش به رفتار منجر نمى شود، بايد با استفاده از عناصر ارزشى، جوى ايجاد كرد كه نوعى رابطه علّى براى انجام كار بوجود آيد.
ـ برخى تلاش كارى را تابعى از فرهنگ و روابط اجتماعى و برخى ديگر تابعى از فرهنگ و نظام تربيتى آموزشى جامعه دانسته اند.
ـ برخى گفته اند با شكستن و كوچكتر كردن سازمان است كه مى توان فضاى سالمتر روحى و در نتيجه، بهتر كاركردن افراد را فراهم آورد.
ـ برخى به نقش انعطاف سازمانى، اخلاقيات سازمانى، انسان مدارى به جاى سازمان مدارى تأكيد كرده اند.
ـ كارل گوستا ويونگ، بى اعتنايى به حكمت و فرزانگى (ضمير ناخودآگاه جمعى) و غرق شدن در عملگرايى سوداگرايانه را علت شكست تمدن غرب مى داند و صحبت از مقابله با "از خود بيگانگى" و بازگشت به فرديت و هويت خويش، از راه پيوستن به ريشه هاى فرهنگى، و به تعبير روانكاوانه اش "روان نژندى همگانى عصر ما" مى كند.32
- ويليام جيمز مى گويد: «هر قدر انگيزه و محرك ميلهاى ما از اين عالم سرچشمه گرفته باشد، غالب ميلها و آرزوهاى ما از عالم ماوراء طبيعت سرچشمه گرفته; چرا كه غالب آنها با حسابهاى مادى جور در نمى آيد.» وى نيز مى گويد: «دنيايى كه يك فكر مذهبى به ما عرضه مى كند نه تنها همان دنياى مادى است كه قيافه آن عوض شده بلكه در ساختمان آن عالم چيزهاى بيشترى است از آنچه يك نفر مادى مى تواند داشته باشد.»33
ـ آنتونى رابينز، در زمينه كسب موفقيت افراد در كار خود، "فرمول موفقيت نهايى" را ارائه مى دهد. او در انديشه كشف اعماق روان فرد و تغيير شرائط جسمى و روانى او با فن N.L.P. يعنى برنامه ريزى عصبى كلامى و علم تأثير زبان شفاهى و غير شفاهى از قبيل حركات بدن، حالت چهره، چگونگى نفس كشيدن و آهنگ كلام، بر دستگاه عصبى و در پى آن است كه افراد را قادر بسازد تا از توانايى هاى جسمى و روانى خود براى دستيابى به كمال استفاده كنند. وى مى گويد: «تنها كسى كه ما را از پيوند با خود واقعى باز مى دارد، خودمان هستيم در حقيقت مسائل و مشكلاتى كه در طول روز با آنها روبروييم، به اصطلاح آشى است كه خود براى خود پخته ايم و سرچشمه اش در ارزشها و اعتقادات خود ما است.»34
ـ "كنت بلانكارد" با الهام از افكار دانشمندان برجسته اى چون: "وين داير"، "نورمن وينست پيل"، "اسپنسر جانسون"، "رابى كوشنز"، "استيوكاوى"، "ريچاردبال" و ... بويژه "آنتونى رابينز"، به اين باور رسيده اند كه انسانهاى متمدن در غرب، گرچه از مظاهر حيات مادى كاملاً بهره مندند، ولى بخاطر عدم رضايت از زندگى خانوادگى و اجتماعى و از همه مهمتر از رابطه با خويش، پيوسته در فشار جانكاه روانى و احساس كمبودى بزرگ بسر برده و هرگز به موفقيت و خوشبختى دست نمى يابند. او چاره را در اين يافته كه همگان بايد براى كنترل اوضاع و احوال زندگى خود، نظام باورهايشان را اصلاح كنند و به ژرفاى وجود خويش سفر كرده، در آنجا به كندوكاو در احوال خود بپردازند و با شناسايى رسالت، ارزشها و اهداف خود، راه دسترسى به "كمال فردى" را هموار سازند. وى همه تلاش خود را متمركز مى كند تا راه رسيدن به خوشبختى و خشنودى درونى را كشف كند. وى براى ساختن يك زندگى كامياب مى گويد: «بايد به بازسازى كامل شخصيت و افزايش توان روحى پرداخت و آن را بر پايه اى محكم و استوار بنا كرد.» و شرط دستيابى به اين هدف را، ايجاد پيوندى محكم بين عرصه پيشرفت ظاهرى و رابطه با خود، خانواده، مردم و پروردگار مى شمرد و شعارش را درس "خودسازى" قرار مى دهد.35
ـ لورى هاكينز مى گويد: «ما در پنجاه سال گذشته به ارزيابى روند زندگى افراد مختلف جامعه پرداخته ايم و آنچه نصيبمان شده يافتن اين حقيقت است كه كاركردن بدون رعايت اصول اخلاقى به فساد و تباهى منجر مى شود، هدف بدون رسالت، ما را به جايگاه رفيعى در زندگى نمى رساند و زيستن بدون رفتارى كه بر پايه ارزشها باشد، بى ارزش است. بسيارى از نابسامانيهاى اجتماع اين واقعيت را مى نماياند كه صرفاً موفقيت در تحصيل، كار و كسب و غيره، ما را به كاميابى نمى رساند. بلكه براى كسب رضاى باطنى بايد بين پيشرفت در كار و روابط خود با خانواده، جامعه و پروردگار، توازنى ايجاد كنيم تا به معناى رسيدن به كمال دست يابيم."36
ـ بيل هاى بيلز در كتاب "صداقت در برابر خدا" مى كوشد تا بين آنچه هستيم و آنچه مى توانيم باشيم مقايسه اى به عمل آورد. وى مى گويد: «ما نه تنها با خدا صادق نيستيم بلكه در رابطه با ديگران و حتى خود نيز صادق و بى ريا نبوده ايم. براى اينكه ظاهر و باطن خود را يك دست كنيم، بايد كلاهمان را قاضى كنيم و به تمام زمينه هاى زندگى خود بنگريم و دو رنگيها و نابرابرى ها را بشناسيم، تا بين رفتار خود و آنچه ادعايش را داريم، صادقانه داورى كنيم.»37 دانشمندان علوم رفتارى سعى كرده اند، در سازمان، بين شغل و شاغل آشتى برقرار كنند و براى اين منظور از ترفندهاى روانشناسانه براى هماهنگ كردن فرد با شغل سود جسته اند ولى تلاش آنها بهدليل عدم توجه به اصالت شخصيت انسانى افراد در سازمان عقيم مانده است.38
ـ گروهى از نظريه پردازان سازمانى براى ايجاد اين هماهنگى و انگيزش افراد، گفته اند: بايد در كنار "شخصيت فردى" كاركنان، يك "شخصيت سازمانى" نيز ايجاد كرد و عده اى ديگر اين نظريه را رد كرده و گفته اند اين با ماهيت روح آدمى منافات دارد.39
ـ نظريه پردازان مديريت ارزشى و فرهنگى، استراتژى اصلى را، بالا بودن سطح فرهنگ ودارابودن ارزشهاى سازنده وسالم، قرار داده اند.
ـ نظريه جديد "خويشتن كارى"، با شالوده فكرى جديد و شعار "زندگى در حد كفايت و تعادل" سعى كرده است، "خودكنترلى" را هر چند به قيمت تجديد نظر در معناى كار (براى ديگران) و ايجاد تغييرات عمده در نظرگاههاى اقتصادى و جامعه شناسى و مديريتى، براى سازمانها به ارمغان آورد.
ـ در ظرف پنجاه سال ]قبل از 1960،[ روانشناسى دوباره به نقطه آغاز خود بازگشته است. روانشناسانى كه تجربه هوشيار رابه عنوان موضوع نامناسبى براى پژوهش علمى، طرد كرده و به مطالعه رفتار روى آورده بودند، اينك بار ديگر درباره "ذهن" نظريه پردازى مى كنند.40
ـ نظريه هاى بسيارى براى تبيين انگيزش آدمى پيشنهاد شده اند، اما تاكنون توافق در اين باره، اندك بوده است.41

نكته

ملاحظه مى شود هر چه از مديريت مقرراتى، هدفمدارى و كيفى مى گذرد، اهميت منابع انسانى روز بروز بيشتر درك مى گردد و در برخى نظريات به صراحت از نقش ارزشها، دين، عقيده و ايمان و اخلاق، در انگيزه ها، سخن به ميان مى آيد. هر ذهن كنجكاوى در بررسى اين پديده نوظهور اجتماعى، كه مربوط به جامعه جهانى است، پس از تحسين بر اين همه تلاش و مطالعه، از خود مى پرسد كه چه شده است. بشريت بهاصطلاح متمدن غرب، پس از ساليان دراز بررسى، پژوهش، تجربه و آزمون و گردآورى انبوه بى شمارى از حاصل مطالعات خود، پيرامون زواياى مختلف زندگى اين جهانى، اينك اندكى از لاك جمود سربرآورده و اشعه اى از آفتاب دانش راستين را بر قامت خميده و رنجورش خريدار گرديده است! چرا پس از اين همه، تازه به نكاتى دست مى يابد كه اسلام چهارده قرن پيش به گونه اى كامل، واقعى و نظام مند به بشريت عرضه داشته است. شما نيز با دقت در نظرات آنها كه شمه اى از آن در صفحات پيشين بازگو شد، به اين مطلب گواهى خواهيد داد. در اينجا به دو نمونه اشاره مى شود:
آنتونى رابينز، براى دورشدن از مشكلات و مسائل زندگى، به عنوان يك راه بديع مى گويد: «كافى است آن را از ذهن خود دور كنيد.» در جاى ديگر مى گويد: «تنها راه بوجود آوردن تغييرات مستمر در زندگى، داشتن يك هدف درازمدت است.»42
نسبت به موضوع اول، خداوند متعال، در آيات فراوانى از قرآن كريم به اين مطلب تصريح مى كند و انسانها را براى نيل به خوشبختى و رهايى از مشكلات، به ذكر، اميد، صبر، توكل، استعاذه و ... دعوت مى كند و خطر بزرگ و لزوم دورى از وسوسه هاى نفسانى را گوشزد مى كند. از آن جمله است: سوره ناس43 و آيه «قل رب اعوذبك من همزات الشياطين.»(مؤمنون:97) و در رابطه با موضوع دوم در جهان بينى اسلام، انسان مسلمان، با داشتن نه تنها هدف درازمدت بلكه هدف بى نهايت و بازگشت به سوى او، پرشكوهترين و بادوام ترين تغيير را به نمايش مى گذارد و آن توبه است. «توبوا الى الله توبة نصوحا»(تحريم:8)
اين همه حكايت از آن دارد كه انسان متمدن كنونى، پس از قرنها، سرگردانى، سرخوردگى و شكست واقعى، با تكانه اى كه اينك به لطف پروردگار، بر وجدان خفته اش وارد گرديده، اندكى به حقيقت نزديكتر شده است. او با اعتراف به برخى نيروها و استعدادهاى انسانى، اندكى از غرور "خويشتن گريزى" خود را كنار نهاده و به اين واقعيت، هر چند بطور كلى و گنگ رسيده است كه براى حل مشكلات بشرى بايد به انسانيت انسان و شناخت "خود" بپردازد، ولى با غفلت از تعاليم وحى، از روشهاى اصيل و والاى خودشناسى بى بهره مانده، در همان آغاز راه به نقضى حقيقى دچار شده كه خود مى داند اما باور نداشته، پيرامون آن نمى انديشد. به عبارت ديگر راز شكست تمدن غرب در اين جمله خودشان نهفته است: «برداشتن نقاب و نگريستن دقيق به چهره واقعى، شجاعت و تهور عظيم مى خواهد، اما معقول جلوه دادن نادرستيها و دو رنگيها و رياكاريها امرى بسيار ساده است.»44
از ديدگاه اسلام، چنين انسانى تا زمانى كه آن شجاعت را به دست نياورد و انديشه "خوديابى" را در قالب "خود انفسى" نه "خودآفاقى"45 به همراه "ايمان" به حقايق انفكاك ناپذير "خدامحورى" و "آخرت گرايى" به گـونه اى نـظام مند و كامل، بـاور نكند و متـعهدانه به آن عمل ننـمايد، همچنان در سرگشتگى و انحرافى از نوع نوين آن بسر خواهد برد.

فراانگيزه

در اينجا به پاسخ يكى ديگر از پرسشهاى مهم مقاله نزديك شده ايم و آن اينكه راه حل نهايى و براى حل عمومى مسأله و تحريك فرد به سوى كار، شكوفا ساختن عظيم ترين، والاترين و پرشورترين انگيزه اوست; انگيزه اى كه از نظر اشباع نشدن، منحصر به فرد است و برخلاف اميال پست انسانى، نه تنها در مرحله ارضاى آن مشكلى وجود ندارد، بلكه خود به خود سرشار از موفقيت، پيشرفت، كمال و سعادت است و راز و رمز تحليل صحيح مسأله نيز در همين نكته نهفته است.
به عبارت ديگر ما معتقديم: اگر سير نظريات مربوط به انگيزه ها و رفتار انسان در روندى رو به واقعيت نمايى از نگرش مادى صرف، به دقت در زوايايى از روان آدمى كشيده شده است.
ـ و اگر قبول داريم كه سازمان، مدير، سرپرست، افراد و محيط هر كدام بطور محدود و فقط در جهات مشخص و مشروط مى توانند به انگيزش افراد كمك كنند، ولى هيچكدام خلاهاى ذهنى و عاطفى آنان، كه سرمنشأ همه رفتارهاى آنهاست، را نمى توانند اشباع كنند.
ـ و اگر با استفاده از انگيزه "توفيق طلبى" در كارها (تلاش براى پيشرفت) و انگيزه "خوديابى" مى توان افراد را بكار وادار كرد (مفاد برخى نظريات انگيزشى);
ـ و اگر انگيزه موفقيت و پيشرفت براى رسيدن به كمال بالاتر است و بالاترين كمال انسان در گرو شكوفايى انگيزه خداجويى اوست;
ـ و اگر ايده اساسى يك مسلمان حركت دائمى بسوى كمال مطلق است و انگيزه خداجويى او والاترين و قوى ترين انگيزه معنوى او و تنها انگيزه اشباع نشدنى و تغيير ناپذير است;
ـ و اگر از نظريات انگيزشى اين نتيجه بدست مى آيد كه ارضاى نيازهاى مراتب بالاتر باعث ايجاد نتايج ذهنى مطلوبتر مى شود و در نتيجه، احساس خوشبختى فرد و آرامش او بيشتر مى گردد و احساس فرد نسبت به حيات درونى غنى تر شده و سرانجام روند عمومى جسم و روح او بسوى سلامت و رضايت و اطمينان افزونتر است;
ـ و اگر بدون بهادادن به نقش اساسى سلامت ذهنى و روحى، از حاكميت وجدان نمى توان سخن گفت.
در مجموع، به اين نتيجه مى رسيم كه بايد براى حل بنيادى مسائل انگيزشى در رفتار انسان، كليه توصيه ها، روشها و تكنيكهاى پيشنهادى علوم رفتارى، در زمينه ايجاد انگيزه، را با استراتژى اصلى خود و شاخص و الگوى ذكر شده ارزيابى كنيم. يعنى اگر جرأت آن را به خود نمى دهيم كه در جستجوى كشف روشهاى عملى و ملموس براى شكوفا كردن اين فراانگيزه مقدس و حل يكباره مسائل انگيزشى و رفتارى باشيم، حداقل اين را بايد بپذيريم كه براى رهايى از سرگردانى در حل ريشه اى و بادوام اين معضل اجتماعى، بايد سوگيرى و هدف غايى هر نظريه اى در اين زمينه، رشد و شكوفايى بالاترين انگيزه درونى انسان يعنى كمال مطلق طلبى او باشد.

شاخص

بر اين اساس، تمام روش‌هاى ايجاد انگيزه در افراد را بايد در راستا و بر اساس مقتضيات اين "فراانگيزه" بنا نهاد و كاخ شخصيت انسان را پى ريزى نمود. فرانگيزه اى كه در صورت شكوفا شدن، در درون افراد شعله افكنده، تمام انگيزه هاى فرد را تحت اختيار و تسلط او قرارداده، آنها را در فضاى ملكوتى خويش هدايت مى كند و فرد را آگاهانه و عاشقانه به خوب كاركردن بلكه بهترين كارها را انجام دادن سوق مى دهد. در اين صورت است كه روشهايى كه به كار خواهيم برد با قوانين خلقت و فطرت منطقبق بوده، از اثر مثبت و شديد و بادوام برخوردار خواهد بود و چون اسلوب برنامه ها و شيوه ها از منبع وحى اخذ مى شود، از انحراف و اشتباه نيز مصون مى باشد.
بنابراين، هر نظريه اى بر حسب اينكه چقدر از اين ديدگاه فاصله گرفته باشد، از نتايج مطلوب، مؤثر و مستمر بى بهره خواهد بود و پس از چندى نظريه اى جديد جاى آن را خواهد گرفت و اين گردونه همچنان سرگردان خواهد چرخيد.
البته، اگر ما شتاب رشد و پيشرفت روزافزون دانش و تكنولوژى را در اين بررسى خود دخالت دهيم، تأييد ديگرى بر ايده مذكور خواهيم يافت. زيرا در دورانى كه جوامع از اين رشد و توسعه برخوردار نبودند، اين مشكلات پديد آمد و همچنان لاينحل باقى ماند; چه رسد به زمان حاضر كه از نظر پيچيدگى هاى چندجانبه و انبوه اطلاعات سرسام آور و عدم امكان پردازش جامع آن، با دورانهاى پيشين و حتى دهه هاى قبل قابل مقايسه نيست. از اين رو، بايد بدنبال مقياسى همسنگ با اين شتاب و وسعت باشيم و آن جز مقياس مذكور نمى تواند باشد.
اين همه نشانگر اين است كه ما بايد الگوى منحصر به فردى را كه خالق متعال در درون ما به وديعه نهاده و با سرشتى از روح خود و جوهرى ناگسستنى آن را آراسته، در تمامى شؤون زندگى اين جهانى آدمى، پيش روى خود نهيم و به عنوان راهنماى هدايت و معيار سنجش صحت نظريات و راه حلهاى مسائل فردى و اجتماعى از آن پيروى كنيم. به نوبه خود در سازمانها نيز بايد بر طبق همين الگو و ملاك، در هدف گذارى، برنامه ريزى، ارائه روش و راه حل مسائل سازمانى در همه مكانها، زمانها، شرائط، سازمانها، سطوح و نسبت به همه مسائل شناختى، انگيزش و رفتارى عمل نمائيم. براساس اين انديشه نيز بايد به اصلاح سيستمهاى آموزشى، تربيتى و ... كه در ايفاى نقش هدايت، محافظت، مراقبت و درمان عاجز مانده اند، بپردازيم. بايد بدنبال تهيه مكانيزمهايى براى بكارگيرى قواى عقلانى و عاطفى افراد از سنين كودكى تا بزرگسالى به شيوه صحيح، باشيم تا بتوانند بطور طبيعى در تمامى دوران زندگى، از نيروهاى درونى و انگيزه هاى متعالى خود بگونه اى منظم و مؤثر بهره مند گردند. و در اين راستا بدنبال تكنيكهاى عملى و روشهاى قابل انتقال تقويت ايمان،اراده، صفات پسنديده و ارزشهاى والاى انسانى باشيم و براى مسائلى از قبيل، محاسبه نفس، ذكر، حسن ظن، و... حتى در سازمانهاى خود مدلها و برنامه هاى عملى، ابداع و تدوين كرده، به اجرا گذاريم.
اينكه هر وقت بحث از راه حل براى مشكلات جامعه مى شود، برخى مى گويند «از اين مطالب و توصيه هاى تكرارى بسيار شنيده ايم و از آن خسته شده ايم» حقيقتى انكارناپذير است چراكه از گنجينه گرانبهاى وحى و معارف بى بديل قرآنى كه در سايه لطف خداوندى نصيبمان شده، تنها به گوهرى بسنده كرده ايم و نيز از انبوه امكانات، شگردها و تكنيكهايى كه پيشرفت دانش بشرى براى ما به ارمغان آورده، در اين جهت سود نجسته ايم. از اينروست كه در درون دادهاى انديشه پاكمان غوطهور گشته، از انبوه آن خسته و در اعماق آن وامانده ايم و در همين حال انتظار برون داد داريم; غافل از آنكه تا فرايند و پردازش را طى نكنيم، به ستاده هاى واقعى ـ كه وجدان بيدارمان با تماشاى شورانگيزآنها،امكان تحققشان را اثبات مى كند ـ دست نخواهيم يافت و شجره طيبه حيات اسلامى ثمراتش را به ما ارزانى نخواهد كرد.
اين مطلب شايد بتواند تبيين اين فراز از كلام مقام معظم رهبرى باشد كه فرمودند:«بر زبدگان ملت است كه در همه برنامه ريزى ها، به نقش بنيانى ارزش هاى اسلام و انقلاب تكيه اى حقيقى ـ و نه زبانى و ظاهرى ـ نشان دهند.»

نتيجه گيرى

سزاوار است در آغاز رستاخيز بزرگ سازندگى ايران اسلامى، قدرى به خود بينديشيم و توانايى هاي‌مان را براى نيل به هدف بزرگى كه داريم، ارزيابى و سازماندهى نماييم و اين دستور خداوند كه مى فرمايد: «در وجود خود شما (نيز نشانه هايى است) پس آيا به چشم بصيرت نمى نگريد» را فرا روى خود نهيم و بين آنچه هستيم و آنچه بايد باشيم مقايسه كنيم; خود را دست كم نگيريم و به روشهاى غير اصيل رو نياوريم و ايمان راسخ داشته باشيم كه هم امكانات و هم توانايى پى ريزى طراحى جديد سازمانى را داريم. باور كنيم كه اگر قصد داريم از الگوهاى سازمانى فرهنگهاى بيگانه تقليد نكنيم و مى خواهيم پا را از كنترلهاى رسمى سازمانى و يا برنامه هاى شعارى غيرمؤثّر، فراتر نهيم و به سيستمهاى كنترلى تضمين شده و با اثرى پايدار و گسترده، دست يابيم; بايد فلسفه اى سازمانى براى خود تبيين كرده، استوانه هاى آن را بر پايه ارزشها، اعتقادات و تعاليمِ وحى و متناسب با سازمان فطرى انسان بنا نهيم. آنگاه بر اساس آن، به طراحى اداره نيروى انسانى، تحول و تكامل سيستمهاى عملياتى، شيوه هاى عملكرد سازمانى، مناسبات رفتارى و رويه هاى ارتباطى بپردازيم.
از پيام مقاله روشن شد كه در اين مسير، نخستين گام آن است كه، انديشمندان، پژوهشگران و كارشناسان، در پرتو اصول ثابت و جهان شمول قرآنى و درون دادهاى مكتب اصيل اسلام، با چشمهاى مسلح به ابزارهاى فوق الكترونيك و از زاويه ديدى ديگر، و نگاهى برتر و دقيقتر،تمامى تأسيسات و تجهيزات موجود در پناهگاههاى بيكران وجود آدمى را زير نظر گرفته، حركت آرام امواج درونى وى را به دقت پيگيرى نمايند. آنگاه به طراحى فرايندهاى جامع و بديع از چگونگى انگيزش، رفتار و عملكرد فردى و اجتماعى (واقعى و ايده آل) افراد (مسلمان و غير مسلمان)، با در نظرگرفتن همه عناصر و عوامل زمان، مكان، شرايط، ويژگيهاى جسمى و روحى، محيط انسانى و... بپردازند و در اين راستا در عصر تكامل سريع سخت افزارها و نرم افزارهاى توانمند، با استفاده صحيح و كارآمد از تكنيكهاى پيشرفته، براى بازيابى زيربناى انگيزشى افراد طرحى جامع تهيه نموده و بر اساس آن نظريه پردازى كنند.
در اين صورت است كه مى توانيم از پيشرفتهاى دانش بشرى، در عين حفظ ارزشهاى مكتبى، به گونه اى معقول و مؤثر استفاده كرده، گره هاى كور دانش بشرى و مسائل و مشكلات سازمانى را، كه حل نشدنى پنداشته مى شود، را بگشاييم و سرانجام اين همه فراز و نشيب، گريز و جمود، و خروش و سكوت در نظريه پردازيهاى متداول را به تعادلى پويا، در مسيرى مطمئن و تضمين شده، تبديل نماييم.
مسلماً تا زمانى كه فقط به دست آوردهاى دانش بشرى چشم بدوزيم و خود را به ابزار جولان در تعاليم آسمانى مجهز نسازيم و از آن رو بگردانيم، نمى توانيم چنين حركت پرشكوهى را آغاز كنيم.

پي‌نوشت‌ها


1ـ رهبر معظم انقلاب اسلامى، پيام نوروزى سال 1374.
2ـ ضمير، نفس، من، خود، خودآگاه، شعور و... Conscience
3ـ از جمله اصطلاحات تركبيى اين واژه در فرهنگ اسلامى عبارت است از: وجدان حيوانى، طبيعى، ملكى; وجدان شخصى، فردى، نفسانى; وجدان خانوادگى، زوجى، قبيله اى،قومى، نژادى، ملى، انسانى، مذهبى; وجدان روانشناسى، عقلايى، فطرى، ملكوتى، نوعى، عمومى; وجدان اخلاقى و وجدان كارى.
4ـ مرتضى مطهرى،انسان و ايمان،(قم:انتشارات صدرا، چاپ امير،1357)،ص 74.
5ـ ر.ك: مرتضى مطهرى، تعليم و تربيت دراسلام، (قم: صدرا،1370)، چاپ هجدهم، ص244 ـ 260 (اقتباس).
6ـ ر ك: مرتضى مطهرى، انسان در قرآن،(تهران: صدرا، چاپ سپهر)، ص 24ـ30.
7ـ «اى انسان تو تلاشگر بسوى خدا هستى و او را ملاقات خواهى كرد.»
8ـ ر.ك: على اصغراحمدى، فطرت، بنيان روانشانسى اسلامى،(تهران:اميركبير،1362)چاپ اول،ص 81.
9ـ مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 2، ص 268ـ274.
10ـ ر.ك: محمدتقى مصباح، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن،(تهران: سازمان تبليغات اسلامى،1368)، ص181ـ 185.
11ـ مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 3، ص 595 (تلخيص).
12ـ كنت بلانكارد، سيرى در كمال فردى، ترجمه محمد رضا آل ياسين، چاپ اول، منفرد 1374، ص 157
13ـ محمدتقى جعفرى، وجدان، ص 6
14ـ «من لم يجعل الله له من نفسه واعظاً فانّ مواعظ الناس لن تغنى عنه شيئاً.» روضه بحار ج 2 ص 106
15ـ ژكس. فلسفه اخلاق (حكمت عملى)، ترجمه ابوالقاسم پورحسينى،(تهران: اميركبير،1362)، ص 24 به نقل از: Albert-sueur: ص 242 رساله نوينى در فلسفه 1778ـ1712
16ـ تلخيص و اقتباس از تعليم و تربيت، ص 237 و انسان در قرآن ص 30ـ70 (مجموعه آثار ج 3، 280ـ305)
17ـ «سوگند به نفس و اعتدال آن كه پاكى ها و ناپاكى ها را به او الهام كرد; پس هر كه آن را پاكيزه داشت، رستگاروهركه آن رابفريفت زيانكارشد.»(شمس:7ـ10)
18ـ رسول اكرم(ص) فرمود: «من عرف نفسه فقد عرف ربه». حضرت على(ع) فرمود: «معرفة النفس انفع المعارف».نيزفرمود:«عجبت لمن ينشد ضالته كيف لاينشد نفسه.»
19ـ «ان الله يحب المحترف الامين»;وسائل الشيعه ج 12، ص 13; «الكاد على عياله كالمجاهد فى سبيل الله»
20ـ «ملعون من القى كله على الناس»; كافى، ج 5، ص 72، حديث 7.
21ـ ر ك: تعليم و تربيت، همان كتاب ص 410ـ 424.
22ـ به ترتيب: كافى ج 1، ص 70; ج 2 ص84; اسراء: 84 (امام صادق(ع)"شاكله" را "نيت " تفسير مى كند، كافى ج 5، ص 88.
23ـ خوگرفتن حقيقى مردم با عادات و آداب صحيح اجتماعى، كاهش تخلفات اجتماعى، جرم و جنايت و قانون شكنى وافزايش غشق و اعتقاد به قانون و رعايت دقيق حد صحيح اجتماعى بر اساس آنچه كه قانون، مقررات و حدد الهى معين كرده است.(پيام نوروزى سال 74، مقام معظم رهبرى)
24 و25ـ ناصر ميرسپاسى، مديريت منابع انسانى و روابط كار (نگرشى نظام گرا)، چ دوازدهم،1372، ص437ـ441 به نقل از: كتاب مديريت پرسنلى شرمن و شرادن، ص 430.
26ـ «خودتان از خودتان حساب بكشيد پيش از آنكه حساب كشيده شويد; خودتان خود را بسنجيد و به سود و زيان خود برسيد قبل از آنكه شما را وزن كنند و بسنجند.»(نهج البلاغه:خطبه 89).
27ـ اگر چه الگوى سخت كوشى و تلاش مداوم در فرهنگ ژاپنى زبانزد شده است اما بايد توجه داشت كه اين روش در صورتى كه باعث خستگى و رنجش بيش از حد شده و انسان را از انجام وظايف خود باز دارد، پسنديده نيست; چنانكه هم اكنون در ژاپن اين پديده مورد دقت قرار گرفته و در انديشه تخصيص اوقات معينى براى استراحت و تفريح نسل جديد ژاپنى هستند.
28ـ ر.ك: پيام نورزى مقام معظم رهبرى سال 73 و1374.
29ـ محمود ساعتچى، روانشناسى در كار، سازمان و مديريت، ناشر مركز آموزش مديريت دولتى، چاپ اول، پيك ايران 1369،صفحه 431.
30ـ ر.ك: لوبوف، مايكل، بزرگترين اصل مديريت در دنيا، ترجمه مهدى ايران نژاد پاريزى ،1372، ص27 و...
31ـ كارل گوستاويونگ، روانشناسى ضمير ناخودآگاه، ترجمه محمد على اميرى، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، چاپ اول.
32ـ انسان و ايمان،پيشين، ص 44 و 45.
33ـ آنتونى رابينز، توان بى پايان رمز و راز موفقيت در زندگى، مترجم محمد رضا آل ياسين، انتشارات يگانه، چاپ اول، 1372، مقدمه ص 14 و 10.
34ـ كنت بلانكارد، پيشين، مقدمه و ص 131 و 17.
35 و36ـ همان، ص 158،و 109.
37 و38ـ ساعتچى، پيشين، ص 197.
39ـ ريتا ل. اتكينسون و ريچارد سن. اتكينسون و ارنست ر. هيلگارد، زمينه روانشناسى، ج 2، ترجمه جمعى از مترجمان،(تهران:انتشارات رشد،1371)، چاپ چهارم،ص 438.
40ـ همان، ج1، چاپ ششم،1371، ص 567
41ـ آنتونى رابينز،پيشين، ص60ـ69
42ـ كنت بلانكارد،پيشين، ص 109.
43ـ «قل اعوذ برب الناس ملك الناس اله الناس من شر الوسواس الخناس الذى يوسوس فى صدور الناس من الجنة والناس.»
44ـ ر. ك: ص 4.
45ـ پيام مقام معظم رهبرى، به پنجمين دوره مجلس شوراى اسلامى، كيهان 12 خرداد 75.
......................................................................................................................
منبع:فصلنامه معرفت ، شماره 17

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:34 PM - روز سه شنبه 7 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت

روزنامه جوان

 

يكى از مسايل مهم بررسى ارزش كار از نظر قرآن است، تا از اين طريق پايه اعتراض گروهى كه فكر مى كنند مساله كار در اسلام مورد عنايت قرار نگرفته است روشن گردد.

 

آيات قرآن را در اين مورد مى توان به چند گروه تقسيم كرد كه به آن ها اشاره مى كنيم:

۱- آياتى كه يادآور مى شود كه سعادت اخروى انسان در گرو كار و كوشش در اين جهان است مانند:

«براى انسان جز سعى و كوششى كه انجام داده است چيزى نمى ماند و به زودى نتيجه كار او ديده مى شود.» (نجم/۳۹) باز مى فرمايد:

«روزى كه انسان كوشش هاى خود را به ياد مى آورد.» (نازعات/۳۵)

از ديدگاه قرآن هر كار و كوشش نمى تواند براى انسان سعادت آفرين باشد، كار سعادت آفرين كارى است كه محرك انسان براى كار هوى و هوس او نباشد و انگيزه الهى و انديشه خدمت به نوع محرك او باشد و در غير اين صورت مشمول ايده ياد شده زير خواهد بود.

«آنان كه كوششان دراين جهان گم و نابود شد و مى انديشند كه كار نيك انجام مى دهند.» (كهف/۱۰۴)

۲-آياتى كه ايمان و كار نيك را به هم عطف كرده و ثمربخش بودن هر كدام را منوط وجود ديگرى مى داند، و از اين طريق به مدعيان ايمان پيراسته از عمل نيك، هشدار مى دهد كه درخت ايمان بى ثمر نخواهد بود و ايمان بى عمل گواه بر خشك شدن شجره ايمان است و در قرآن متجاوز از شصت مورد، ايمان و عمل صالح كنار هم آمده و اين پيوند در آيه ياد شده در زير به روشنى به چشم مى خورد:

«آن كس كه به خدا و روز ديگر ايمان آورد، و عمل صالح انجام دهد براى او پاداشى است نزد پروردگار خودش.» (بقره/۶۲)

مجموعه اين آيات مى رساند كه ايمان و شناخت، تكليف آفرين و وظيفه خيز است، در حالى كه عمل بدون شناخت و معرفت، كاملا بى نتيجه مى باشد.

آياتى كه يادآور مى شود نيل به درجات اخروى و طى مراحل ترقى در سراى ديگر در گرو كار و كوشش است، چنانكه مى فرمايد:

«براى هر فردى درجه اى به مقدار كارى است كه انجام داده است.» (انعام/۱۳۲)

در برخى از آيات نيل به درجات بالا را، معلول ايمان و معرفت انسان مى داند چنانكه مى فرمايد:

«خداوند كسانى را از شما كه ايمان آورده اند و افرادى را كه داراى علم و دانش هستند بالا مى برد و درجاتى به آن مى بخشد.» (مجادله/۱۱)

به حكم آيه نخست، ارتفاع درجه در سايه عمل، و به حكم آيه دوم، رفعت منوط بر ايمان و علم است، نتيجه جمع ميان مضمون دو آيه اين است كه انسان در سايه سه عنصرى به نام معرفت و شناخت، ايمان و تسليم و كار و كوشش به درجاتى نايل مى گردد.

در حالى كه اين سه عنصر به هم ارتباط و پيوند كامل دارد، ولى در يكديگر نيز موثر مى باشد، رسوخ ايمان و قرونى آن در سايه تداوم كار و كوشش است كه به ايمان دوام و استحكام و قرونى بيشتر مى بخشد و در قرآن به اين قسمت نيز اشاره شده است آن جا كه مى فرمايد:

«آنان كه ايمان آورده اند و عمل نيك انجام داده اند، خداى آنان آن ها را هدايت مى كند.» (يونس/۹)

۴- آياتى كه محبوبيت اجتماعى افراد را منوط به انجام عمل صالح مى داند كه عمل آنان از روى ايمان به خدا سرچشمه مى گيرد چنانچه مى فرمايد:

««آنان كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند، خداى رحمان براى آنان محبتى در دل مردم قرار مى دهد.» (مريم/۹۶)

گروهى كه مى خواهند، با شعار و سخن پراكنى، علاقه و مهر توده ها را به سوى خود جلب كنند، سخت در اشتباهند اين گروه بايد بدانند كه عامل اصيل محبت ايمان و عمل صالح است.

۵- آياتى كه مى رساند كه كار و كوشش انسان در جهان ديگر، با لباس مناسب آن جهان ظاهر مى گردد و قسمتى از پاداش اخروى جز بازگردانيدن خود عمل به خود انسان چيزى نيست چنانكه مى فرمايد:

«روزى كه هر انسانى آنچه را انجام داده است در برابر خود حاضر و آماده مى بيند.» (آل عمران/۳۰)

تشويق به كار و نكوهش تنبلى

 

اسلام، دين كار و كوشش است و به رغم تبليغاتى كه گاهى از جانب مخالفان اسلام درباره تشويق روحيه دنياگريزى و ترغيب به آخرت گرايى در اين دين مى شود و گريز از كار و كوشش را از نتايج اين نگرش در ميان مسلمانان مى دانند، منابع دينى ما پر از رواياتى است كه بر اين امر تاكيد فراوان كرده و آن را از بهترين و ارزشمندترين عبادت ها شمرده است.

در آيه اى از قرآن مجيد، آفرينش روز و روشنايى آن را براى تامين معاش ذكر كرده است:

(وجعلنا النهار معاشا) (نبا/۱۱)

«روز را براى كسب روزى معيشت قرار داديم.»

در آيه اى ديگر، ضمن بيان پاره اى از نعمت هاى الهى، استفاده از آن ها را در سايه كار دانسته است.

«و در آن زمين باغ هايى از درختان خرما و تاك قرار داديم و چشمه ها در آن روان كرديم تا از ميوه آن و كاركرد دست هاى خودشان بخورند. آيا باز هم سپاس نمى گزارند؟» (يس/۳۵و۳۴)

اهميت دادن به كيفيت كار

 

در دين اسلام، كيفيت كار، همواره اهميت بيشترى از كميت آن دارد، به طورى كه حتى در عبادات و امور معنوى نيز برخلاف تصور بعضى، به فراوانى عبادت دعوت نشده بلكه بر انجام نيكوى آن ها تاكيد شده است، چنانكه در قرآن كريم مى خوانيم:

«آنان كه به خدا ايمان آوردند و عمل شايسته انجام دادند، بى شك ما پاداش نيكوكاران را از بين نخواهيم برد.» (كهف/۳۰)

در آيه ديگرى، هدف از آفرينش زندگانى و مرگ چنين معرفى شده است كه كدام يك از انسان ها اعمال شايسته ترى انجام مى دهد. (ملك/۲)

حضرت امام على (ع) ارزش هر انسانى را متناسب با كارهاى شايسته او مى داند و مى فرمايد:

دقت در كارهاى دنيايى و كوشش براى انجام شايسته آن ها نيز در رفتار و گفتار معصومان به چشم مى خورد.

پيامبر گرامى اسلام در اين باره فرمود:

«كارتان را استوار و محكم انجام دهيد.» (سفينه البحار/ج۲/ص۲۷۸)

آسيب شناسى كار و تلاش

 

انسان دين باور وظيفه دارد به عمران و آبادى زمين بپردازد (هود/۶۱) و به اين وسيله بر بسيارى از خواسته هاى خويش نايل آيد. (اعراف/۱۰)

يكى از مهم ترين اهرم ها در اين راستا كار و تلاش سازنده است (يس۳۵ و۳۴). كار و تلاش در فرهنگ دين ضرورتى است اجتناب ناپذير (الحياه ۱/۳۲۹) كه همه لحظات زندگى را دربرمى گيرد (الحياه۵/۳۱۸) خداوند از انسان بيكار بيزار و روگردان است. (الحياه۵/۳۳۴) در رهنمودهاى دينى، فردى كه براى تامين نيازهاى خود تلاش نمى كند، مورد لعن قرار گرفته است. (الحياه۵/۳۳۳)

چنين فردى با دين فروشى به حيات خود ادامه مى دهد (الحياه۵/۳۳۲) و زيست انگل وار دارد. (الحياه ۵/۳۵۵)

سستى، تنبلى و بيكارى جامعه را به شدت آسيب پذير مى سازد (الحياه/۳۷۷) و انواع فسادها در آن رواج مى يابد. (الحياه۴/۷۲)

و از علل مهم واپسگرايى است. (الحياه ۴/۳۱۸) عبادتى كه بنيان آن را بيكارگى تشكيل دهد، نوعى كج انديشى دينى تلقى شده است. (الحياه ۵/۳۲۱) دين اجازه نمى دهد انسان در صورت امكان حتى در سخت ترين شرايط از كار و تلاش سازنده دست بكشد و به سوال و تكدى بپردازد. پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «اگر انسان ريسمانى بگيرد، پشته اى هيزم را بر دوش كشد و آن را بفروشد و از اين رهگذر نيازهاى خود را برآورد، بسى بهتر است از اين كه از ديگران درخواست كمك كند و با تكدى شخصيت خويش را خدشه دار سازد.» (الحياه ۵/۳۱۶).

كار و تلاش در سلامت جسمى و روانى انسان نقش بسزايى دارد. (الحياه ۵/۲۹۱) راه بهره مندى انسان از يافته هاى علمى است (الحياه ۱/۳۲۳) و خود زمينه ساز آگاهى به ناشناخته هاست. امام على (ع) در اين مورد مى فرمايند: «به كار بستن يافته هاى علمى بهترين وسيله براى شكوفايى علم و كشف ناشناخته هاست.» (الحياه۱/۱۰۳) سرمايه اى بس گرانبهاست كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «كار و تلاش، گنج است.» (الحياه ۱/۲۹۱) كه با آن مى توان به اهداف مورد نظر دست يافت. (الحياه ۱/۲۹۳)

منابع:

 

۱- سيماى اقتصاد اسلامى

۲- سياست هاى اقتصادى در اسلام

۳- پديده شناسى فقر و توسعه (۱)

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:32 PM - روز سه شنبه 7 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت

این مقاله در قالب یک پژوهش کتابخانه‌ای دلائل نقش هوش هیجانی در فرایند کارآفرینی را جمع‌آوری و بررسی کرده‌است. بر همین اساس ۲۵ دلیل برای اثبات لزوم توجه به هوش هیجانی در فرایند کارآفرینی و ویژگیهای کارآفرین ذکر شده که عبارتند از:

۱) کارآفرینی منبع تضاد هیجانی است.

۲) کارآفرین نیاز به حمایت دیگران دارد.

۳) ریسک پذیری از جمله ضرورتهای کارآفرینی است.

۴) کارآفرین بین حس استقلال طلبی و نیاز به وابستگی تعادل ایجاد می‌کند.

۵) انگیزه های کارآفرینانه عموما ماهیت عاطفی دارند.

۶) توان تحمل شکست و ناکامی دارد.

۷) کارآفرین خلاق است.

۸) از قابلی تهای رهبری برخوردار است.

۹) می‌تواند ابهامات را تحمل کند.

۱۰) از درک شهودی برخوردار است .

۱۱) امیدوار است.

۱۲) خوش‌بین است.

۱۳) در کار غرق می‌شود.

۱۴) خود انگیز است .

۱۵) مایل است وضعیت موجود را تغییر دهد.

۱۶) لذت‌ها وکامیابی‌ها را برای بدست اوردن لذت‌ها و کامیابی‌های بالاتر به تعویق می‌اندازد.

۱۷) قادر است میان اضداد وحدت ایجاد کند.

۱۸) صادق است.

۱۹) در کار قاطع است.

۲۰) توانایی تفویض اختیار و مسئولیت را دارد.

۲۱) انگیزه پیشرفت در او بالاست.

۲۲) مسئولیت‌پذیر است.

۲۳) انعطاف پذیری دارد.

۲۴) خوداگاه است.

۲۵) بخود عشق می‌ورزد.

● مقدمه

هوش هیجانی داستانی نگفته در پس پدیده کارآفرینی است (کروس،تراواگلون). مک کله لند، فرآیند کارآفرینی را فراتر از شغل و حرفه و یک شیوه زندگی تعبیر مینماید به طوری که خلاقیت و نواوری، عشق به کار و تلاش مستمر، پویایی، مخاطره‌پذیری، اینده‌نگری، ارزش افرینی، ارمان‌گرایی، فرصت‌گرایی، نیاز به پیشرفت، مثبت اندیشی، زیر بنا و اساس زندگی کار افرینانه می‌باشد. در این زندگی شکست مفهومی نداشته و بعنوان پله ای برای بالا رفتن، موقعیتی برای آموختن، تصور ناقصی از واقعیت، ابهامی که در هدف وجود دارد و واقعه ای که هنوز فواید آن تبدیل به سود نشده شناخته می‌شود (صمد اقایی، ۱۳۷۷). خصوصیاتی همچون جستجو به دنبال فرصت‌ها، به جان خریدن خطرات، و اصرار در تحقق ایده‌ها در مجموع دیدگاه خاصی را تشکیل می‌دهند که کارآفرینان را به تصویر می‌کشد (دانلد اف، ریچارد ام. ترجمه عامل محرابی،۱۳۸۳). در این دیدگاه کارآفرینان عبارتند از: افرادی که مهارت‌های عاطفی‌شان به خوبی رشد یافته، از زندگی خویش خرسندند، کارآمد بوده و عاداتی فکری‌‌شان از انها افرادی مولد و کارآمد می‌سازد؛ افرادی که نمی‌توانند بر زندگی عاطفی خودتسلط داشته باشند، درگیرشان در کشمکش‌های درونی‌ مانع تمرکز و تفکر روشن در کار می‌شود (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲).

هوش هیجانی به عنوان عاملی مهم برای موفقیت در محل کار شناخته شده است. کارآفرینان کسانی هستند که در محل کار خود فراتر از هنجار و عرف می‌درخشند و در کار از دیگران پیشی می‌گیرند (تراواگلون، ۲۰۰۳).

● مبانی نظری

بار- اون- هوش هیجانی را مجموعه‌ای از توانایی های غیر شناختی، توانش ها و مهارتهایی تعریف کرده است که بر توانایی رویارویی موفقیت امیز با خواسته ها، مقتضیات و فشارهای محیطی تاثیر می گذارد (به نقل ازسیاروچی وهمکاران،ترجمه نوری ونصیری،۱۳۸۳).

وی سینگر- هوش هیجانی را هوش به کارگیری عاطفه و احساس در جهت هدایت رفتار، افکار، ارتباط موثر با همکاران، سرپرستان، مشتریان و استفاده از زمان در چگونگی انجام دادن کار برای ارتقای نتایج تعریف می کند (وی سینگر،۲۰۰۰/ نقل از خائف الهی،دوستار،۱۳۸۲).

● مولفه های هوش هیجانی بر اساس دیدگاه بار- اون:

۱) خود اگاهی هیجانی

۲) جرات ورزی

۳) عزت نفس

۴) خود شکوفایی

۵) استقلال

۶) همدلی

۷) روابط میان فردی

۸) مسئولیت پذیری اجتماعی

۹) حل مساله

۱۰) واقعیت سنجی

۱۱) انعطاف پذیری

۱۲) تحمل تنش

۱۳) کنترل تکانه

۱۴) خوش بینی

۱۵) نشاط

● دلائل ضرورت توجه به هوش هیجانی در فرایندکارآفرینی

۱) کارآفرینی منبع تضاد هیجانی است:

برای کارآفرین که فعالیت اقتصادی منحصر به فرد خود را در عمل اغاز می‌کند، این تجربه مملو از اشتیاق، عجز و ناکامی، اضطراب و کار سخت است (هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش و تقی‌یاری، ۱۳۸۳). از آنچه در بالا ذکر شده می توان دریافت که کارآفریندر طول فرایند کارآفرینی با تضادها ی هیجانی فراوانی روبرو می شود،از یک سو اشتیاق و از سوی دیگر عجز و ناکامی و اضطراب.پس چنانچه از لحاظ خوداگاهی هیجانی قوی نباشد نمی‌تواند منابع اشتیاق و یا عجز ناکامی را شناسایی نماید و در نتیجه احتمال موفقیت او بسیار کم می شود. از سوی دیگر فردی که از خودآگاهی هیجانی بالایی برخوردار باشد با شناسایی منابع اشتیاق و تجزیه و تحلیل عوامل،از این نیرو همانند یک عاملی جلو برنده استفاده کرده،منابع اضطراب و ناکامی را از قبل شناسایی و با برنامه ریزی نقش این عوامل را کاهش می دهد.

۲) کارآفرین نیاز به حمایت دیگران دارد :

الف) حمایتهای معنوی و روحی

برای هر کارآفرین لازم است تا پشتیبانی روحی متشکل از خانواده و دوستان داشته باشد. اغلب کارآفرینان اذعان دارند که همسران شان قوی ترین پشتیبان آنها بوده و امکان صرف زمان بیشتربر فعالیت های کارآفرینانه جدیدشان فراهم آورده‌اند. دوستان نیز در شبکه پشتیبانی روحی نقش کلیدی دارند ( هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش و تقی‌یاری،۱۳۸۳ ).

ب) حمایتهای تخصصی

کارآفرین در آغاز فعالیت کارآفرینانه نوپای خود علاوه بر تشویق های روحی به راهنمایی و مشورت نیز نیاز دارد. ممکن است یک استاد، همکاری در یک موسسه تجاری یابرخی ازاشنایان این راهنمایی را بر عهده گیرندکه مجموعا شبکه پشتیبانی تخصصی را تشکیل می دهند. (هیسرچ و پیترس، ترجمه فیض بخش و تقی یاری،۱۳۸۳).

ج) حمایت شبکه غیر رسمی

شاهراه جلب حمایت دیگران عواطف است و از کانال عواطف است که می توان نظر دیگران را با رضایت خاطر به همکاری جلب نمود.این امر مستلزم درک وهمدلی بالایی است.چنانچه فردی از عواطف خود اگاه نباشد چه بسا عواطفش خود تبدیل به مانع بزرگی برای دستیابی به اهداف شوند.( رابرت کلی و ژانت کاپلان) برای شناخت عامل متمایزکننده افراد مولد وکسانی که فقط درسطح متوسط کار می‌کنند،از مدیران و کارکنان خواستند از۱۰ تا ۱۵درصد مهندسانی را که مانند ستاره در محیط کار برجسته بودند معرفی کنند. پس از انجام مصاحبه‌های دقیق و مفصل تفاوت‌هایی اساسی در راهبردهای درونی و میان فردی‌ای که «ستارگان» از ان طریق کارشان را پیش می‌بردند، ظاهر شد. یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها توانایی ایجاد رابطه‌ای صمیمانه با شبکه‌ای از افراد صاحب‌نظر بود. کارهای افراد برجسته به این دلیل راحت‌تر پیش می‌رود که آنان وقت خود را صرف برقراری ارتباط‌ صحیح با افرادی می‌کنند که ممکن است بتوانند در شرایط سخت به عنوان بخشی از یک گروه غیر رسمی که سریعا در دسترس خواهند بود،برای حل مشکل یا رفع بحران از انها استفاده کنند. وجود شبکه‌های غیررسمی برای حل مشکلات غیرمنتظره ضروری است. تحقیقی که دربارهاین شبکه‌ها انجام شد نشان می‌دهد «تشکیلات رسمی برای رویارویی آسان با مشکلات قابل پیش‌بینی به وجود آمده‌اند. اما در هنگام رویارویی با مشکلات غیرمنتظره اغلب تشکیلات غیررسمی به کار می‌آیند. شبکه پیچیده‌ای ازپیوندهای اجتماعی درمواردی که همکاران با یکدیگرتماس برقرار می‌کنند شکل گرفته و شگفت‌اور این که با گذشت زمان به عنوان شبکه‌ای ثابت مستحکم می‌گردد. شبکه‌های غیررسمی که از کارایی زیادی برخوردار باشند درازای اینکه تمام اقدامات لازم را انجام دهند به صورت میان‌بر و ضربدری به نتیجه‌ی مورد نظر خود دست پیدا می‌کنند. ستارگان یک تشکیلات معمولا کسانی هستند که با تمام شبکه‌ها اعم از ارتباطی، تخصصی یا مبتنی بر اعتماد، پیوندهای مستحکمی دارند (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲)

۳) یکی از ویژگی های کارآفرینی توانایی ریسک پذیری است

بروک هاوس پس ازانجام تحقیقات خود، مخاطره پذیری را اینگونه تعریف می کند: (( احتمال دریافت پاداش در نتیجه موفقیت فعالیت پیشنهادی (ایده یا طرح) که شخص قبل از این که خود را در معرض پیامدهای ناشی از شکست قرار دهد، آن را تعیین می نماید.)) ( احمد پور،۱۳۸۰). برای شروع هر نوع فعالیت اقتصادی شاید درصدی ریسک پذیری لازم باشد. اما در فعالیت کارآفرینانه، خصوصا از لحاظ اجتماعی و روانی،مصادیق ریسک پذیری بیشتر است. به عبارت دیگرمی‌توان گفت یک کارآفرین از ابرو و اعتبار خویش مایه می گذارد.خطرپذیری یا ریسک نقش مهمی در کامیابی بازرگانی دارد. ریسک پذیری از ویژگی‌های هوش عاطفی به شمار می‌رود. عقل و هوش منطقی به قدرت استدلال کمک می‌کنند اما توانایی پیش‌بینی پیآمدهایی که تصمیم تنها از هوش هیجانی برمی‌آید. دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که از طریق هوش منطقی می‌توان به استخدام درآمد (ویا فعالیت اقتصادی را شروع کرد) اما تنها از طریق هوش هیجانی می‌توان در شرکتی دوام آورد، رشد کرد و به کسب درآمدبیشترو مقام‌های بالاتررسید (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).

۴) ایجاد تعادل بین حس استقلال طلبی و نیاز به وابستگی

عموما کارآفرینان افرادی هستند که می خواهند کار را به شیوه خودشان انجام دهند و کار کردن برای دیگران برایشان دشوار است (هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش و تقی یاری،۱۳۸۳).کانجر و لپتیرمن (۱۹۸۴) معتقدند افراد خلاق به استقلال و عدم همنوایی با دیگران تمایل داشته و در مواردی که دستورهایی بر خلاف میل و یا اعتقادات خود دریافت می کنند تمایل دارند از ان سرپیچی نمایند (اقایی،۱۳۷۷). از طرف دیگر کارآفرین نیاز به حمایت داشته و حتی ممکن است در مواردی این امربا نیاز به حمایت از جانب دیگران تداخل پیدا کردهو باعث ایجاد تضاد عاطفی گردد. کارآفرین باید توانایی بالایی در مدیریت عواطف داشته باشد تا بتواند بین میل به استقلال و نیاز به حمایت دیگران تعادل برقرار کند.

۵) انگیزه های کارآفرینانه عموما ماهیت عاطفی دارند

از جمله این انگیزه ها عبارتند از:استقلال طلبی، کسب ثروت،رضایت شغلی، توفیق، فرصت پیشرفت و غیره (هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش وتقی‌یاری،۱۳۸۳).انگیزه هاییکه یک فرد را وادار به فعالیت کارآفرینانه می نمایداغلب هیجانی بودهو چنانچه فرد از لحاظ هیجانی به مرحله پختگی نرسیده باشد و به نوعی از لحاظ هیجانی هوشمند نباشد احتمال شکستشخیلی بیشتر است در حالی که احتمال موفقیت فردی با هوش هیجانی بالابیشتر خواهد بود.

۶) تحمل شکست و ناکامی

یکی از مهمترین عواملی که افراد را از دست‌یابی به‌ آن چه که به راستی برایشان مهم است باز می‌دارد ترس از شکست است نه حتی خود شکست (اسمیت،ترجمه هدایت،۱۳۸۲).تنها کسانی به موفقیت‌های بزرگ دست می‌یابند که شهامت قبول شکست‌های بزرگ را داشته باشند. (جان کندی به نقل از کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). پذیرش شکست، قد خم نکردن در مقابل ان، سر پا ایستادن و ادامه فعالیت جهت رسیدن به موفقیت و لو با سبک و شیوه‌ای دیگر از ویژگی های افراد کار افرین است.وقتی زندگی یک کارآفرین را بررسی می کنید با تاریخچه ای از شکستها و ناکامی ها روبرو می‌شوید اما کارآفرین هیچگاه نا امید نشده و در واقع قانون شکست را از قوانین جاری بازی می داند پس خیلی راحت با آن کنار می اید. به عقیده وینستون چرچیل: موفقیت یعنی از شکستی به شکستی دیگر رسیدن بدون این که از اشتیاق فرد کاسته شود. (به نقل از کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). در زندگی کارآفرینانه شکست مفهومی جز «موقعیتی برای آموختن»، «تصویر ناقصی از واقعیت»، «ابهامی که در هدف وجود دارد» و «واقعه‌ای که هنوز فواید ان تبدیل به سود نشده» ندارد (اعرابی،۱۳۸۱).

۷) خلاقیت

درونمایه کارآفرینی خلاقیت است. خلاقیت خود بنیانی انگیزشی دارد و به همین دلیل حفظ خلاقیت درگرو حفظ انگیزه افراد است. خلاقیت مبتنی بر اراده ادمی است. درحقیقت خلاقیت حق انتخاب و قدرت تصمیم گیری برای انتخاب است . قسمت اعظم دانش خلاق و شهودی هر فرد بر مبنای هوش هیجانی است.عواطف باعث خلاقیت، مشارکت، ابتکار عمل و دگرگونی می‌شوند.این واکنش قلبی است که نبوغ خلاق و شهود را شعله‌ور می‌سازد، ما را با خود صادق می‌گرداند، روابط اطمینان‌بخش برقرار می‌کند، تصمیمات مهم را مشخص می‌کند، قطب‌نمای درونی برای زندگی و کار فراهم می‌اورد و ما را به پیشآمدهای غیر مترقبه و راه‌حل‌های موفقیت‌امیز رهنمون می‌شود.عشق نیازی مبرم، حیاتی و همگانی است که تبلور ان شکوفایی و خلاقیت می‌افریند و کمبود آن انسان را به فساد و تباهی می کشاند (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).

۸) فعالیت رهبری:

رهبری یک از ویژگی های کارآفرینی است. یکی از ویژگیهای مهم رهبران موفق برخورداری ازهوش هیجانی بالاست. این قابلیتها و صلاحیت ها برای عملکرد در بیشتر مشاغل حیاتی و ضروی هستند. مطالعات انجام شده در هزاران سازمان نشان می‌دهد حدود دو سوم از صلاحیت‌ها و قابلیت هایی که با عملکرد عالی و مناسب همراه هستندمشخصات اجتماعی و هیجانی از قبیل خود کنترلی، انعطاف پذیری، پایداری، همدلی و توانایی سازش و به سر بردن با دیگران را در بر می‌گیرند(بویاتزسر ۱۹۸۲،لوسچ‌ سر کویک۱۹۹۰،مک لاندا ۱۹۹۹، زیر ۱۹۹۶،۱۹۹۴ اسپندر ۱۹۹۳). همچنیندر موقعیت های رهبری تقریبا ۹۰% از کفایت ها و قابلیت های ضروری برای موفقیت ماهیتی هیجانی و اجتماعی دارند (گلمن،۱۹۹۸به نقل از اسدی).مسینجر یاداور می‌شود: کسی که دیگران را رهبری می‌کند ابتدا باید خوداگاهی کاملی داشته باشد . خودمدیریتی در مرحله اول به خوداگاهی وابسته است (وتن وکمررون ترجمه بابایی،۱۳۷۹). هوارد گاردنر می‌گوید: رهبران انهایی هستند که با حرف یا عمل خود به وضوح بر رفتارها، افکار و احساسات تعداد مشخصی از پیروان خود تاثیر می‌گذارند. (به نقل از کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). مدیرانی که از هوش هیجانی برخوردارند رهبران موثری هستند. رهبر موثر کسی است که کارها را با حداکثر کیفیت و کمیت، عملکرد عالی، با کسب رضایت و تعهد کارکنان انجام می دهد. رهبران خود کنترلی را به سازمان القاء می کنند مشخصه‌ای که ریشه در هوش هیجانی انان دارد (خائف الهی و دوستار، ۱۳۸۲).

۹) تحمل ابهام

سر و کار داشتن با ابهام و عدم قطعیت از ویژگی‌های مهم کارآفرین است (جی مردیث،ای.نک،ای نلسون،ترجمه نبی ئیان،ص۴۵). قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی، توانایی ادامه حیات با دانشی ناقص درباره محیط و تمایل به اغاز فعالیتی (یا ارائه طرح یا اندیشه‌ای) مستقل بی انکه شخص بداند آیا موفق خواهد شد یا خیر (جزای ۱۹۹۳ به نقل از احمدپور،۱۳۸۰). در دهه ۱۹۸۰ انجمن مدیریت امریکا با انتشار نتایج یک مطالعه نتیجه گرفت که مدیران بسیار موفق ابهامات و ناشناخته‌ها را بهتر از سایر مدیران تحمل می‌کنند. کسانی که تحمل ابهامشان زیاد است معمولا درک پیچیده‌ای دارند. انان به اطلاعات بیشتر توجه کرده، اشارات را تعبیر و تفسیر می‌نمایند و در سبک ‌شناختی‌شان ادراکی خواهد بود. بررسی ها حاکی از ان است که افرادیبا پیچیدگی شناختی و تحمل بالای ابهامات اطلاعات را بهتر منتقل می‌کرده ونسبت به ویژگی‌های درونی دیگران (بخصوص در حین ارزیابی عملکرد در محیط کار) حساس هستند، همچنین در مواجهه با شرایط ابهام رفتاری انعطافی و تطابقی دارند. مدیرانی که تحمل ابهام زیادی دارند به احتمال قوی در اقدامات خود نوعی کارآفرینی و خلاقیت داشته،در محیط‌هایپیچیده اطلاعات کمی را برمی‌گزینند و معمولا حرفه‌های تخصصی را که شامل وظایفی متنوع می‌شوند، اختیار می‌کنند. به علاوه افراد با پیچیدگی شناختی و تحمل ابهام زیاد در محیط‌ های مملو از اطلاعات، از انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند (وتن و کمرون، ترجمه بابایی،۱۳۷۹). تحمل ابهام خود از سه متغیر جزیی تشکیل می‌شود که از ملاک های ازمون بادنر بوده‌اند. نوپذیری اولین ملاک است که به میزان تحمل انسان در برابر اطلاعات یا شرایط جدید مربوط می‌شود. دومین مورد پیچیدگی است که نشانگر میزان تحمل اطلاعات متعدد، متمایز و نامربوط است. سومین ویژگی پاسخ ناپذیری یا لاینحل بودن است که به میزان تحمل در برابر مسائل مشکل، راهکارهای پنهان، عدم دسترسی به اطلاعات و عدم ارتباط اجزای مساله با یکدیگر مربوط است (وتن و کمرون،ترجمه بابایی،۱۳۷۹). بین ایده تا نتیجه نردبانی به نام ابهام قرار داردکه جنس آن از عواطف و هیجان است.گاهی این نردبان انقدر کوتاه است که صاحب ایده از به نتیجه رسیدن محروم می ماند. به عنوان نمونه فرانسیس کریک و جیمز واتسون بعضی قسمت‌های ناقص مطالعه ساختار مولکول دی‌ان‌ای را در اثر منتشر شده لینس پولینگ یافتند که او خود نتوانست به خاطر کشفش شهرتی کسب کند زیرا نمی‌توانست ناهمخوانی و تضاد را به اندازه‌کافی تحمل کرده و برای ساختار شکلی مارپیچ در نظر گرفت که کاملا مشابه شکل واقعی آن نبود. بسیاری از ما نیز عقیده‌ای خلاق را ابراز می‌داریم ولی وقتی مسائل واقعی ساده نیستند تحمل خود را از دست می‌دهیم و ممکن است پیش از موقع بهترین راه‌حل ممکن یا کمک را پذیرفته یا تحت فشار روسا، شرکاء یا مشتریان خود برای اتمام کار قرار گیریم و از رسیدن به نتیجه مطلوب بازبمانیم (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). قدرتِ تحمل ابهام خود حاصل ویژگی‌هایی نظیر اعتماد به خود،قدرت پیش بینی، امیدواری و برخورد فعال با پدیده‌ها می‌باشد که در نهایت فرد به امید دست یافتن به نتایج دلخواه موقعیت مبهم را تحمل می‌کند.

۱۰) شهود

یکی از ویژگی‌های افراد خلاق وکارآفرین توانایی شهودی است. شهود در فلسفه عبارتست از: شکلی از شناخت و دانش که مستقل از تجربه و دلیل است. توانایی شهود از ویژگی های ذاتی ذهن است (دیکشنری اینکارتا۲۰۰۰). شهود یک نوع قدرت پیش بینی غیر استدلالی است و ریشه در ناخودآگاه دارد. اگرفرد از خود‌آگاهی مناسبی برخوردار باشد پذیرش شهود خیلی بیشتر خواهدبود. اما اگر خوداگاهی فرد ضعیف باشد شهود به حداقل می¬رسد. برای رسیدن به زندگی خلاق به این باور و احساس غریزی اطمینان از خود احتیاج دارید تا بتوانید از منابع موجود حداکثر استفاده را ببرید. از نظر سورکین - یکی از بزرگترین روان‌شناسان و فلسفه‌دانان-حقیقت سه نوع است: حسی، عقلانی و شهودی. اصیل‌ترین و عمیق‌ترین انها حقیقت شهودی است که بسیاری از افراد پیشتاز در تجارت ان را استعداد نهفته یا قدرت تشخیص می‌نامند (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).به عقیده سورکین این همان منبع اصلی دانش فردی است. توانایی تصمیم‌گیری برپایه شم و بصیرت ارزشمندترین دارایی کارآفرینانه و حاصل سال‌ها تجربه برای اتخاذ تصمیمات لازم در موقعیت‌های بسیار پیچیده است. هرچه محیط پیرامون شما بیشتر تغییر کند ضرورت قضاوت و تصمیم‌گیری براساس شم و بصیرت بیشتر احساس می‌شود.در این مسیراشتباهاتی پیش می‌آید اما باید سریعا‌ انهارا تشخیص داد و دست به اصلاح زد. شهود ارتباط نزدیکی با شعور عاطفی دارد و می‌تواند برای موفقیت فردی و شغلی ارزش بسزایی داشته باشد(کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). شوشانا زابوف استاد دانشکده هاروارد می‌گوید: سازمان‌هایی که به شهود اعتماد نمی‌کنند در اشتباه هستند. شهود احساسی مافوق حواس جسمانی است. شهود با شعور عاطفی رابطه‌‌ای نزدیک دارد و ابعاد شهود عاطفی را نیز در برمی‌گیرد (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). اغلب مدیر عاملان شرکت‌های موفق قادر بودند با استفاده از شهود آینده را بیش از انچه انتظار می‌رفت پیش‌بینی کنندامآمدیر عاملان شرکت‌هایی که دچار کمبود بودجه بودند پایین‌تر از حد میانگین امتیاز اوردند. در مطالعات اخیردیده شد که از نود و سه برنده جایزه نوبل هفتادو دو نفر پس از شانزده سال به این نتیجه رسیدند که شهود در کشفیات علمی و خلاق نقش مهمی دارد. این مطالعه نشان می‌دهدکه بیشتر شرکت‌های ممتاز به وجود شهود و انواع شعور عاطفی پی‌برده‌اند. توجه به احساسات غریزی به ویژه هنگام تصمیم‌گیری‌های مهم می‌تواند ارزشمند باشد (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

۱۱) امیدوار بودن

یکی از ویژگی‌های کارآفرینان امیدواری است. آشنایی در دریافت افرادی که امید زیادی دارند ویژگی‌های معین مشترکی دارند که از ان میان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: توانایی برانگیختن خود، احساس کاردانی کافی برای یافتن راه‌های دستیابی به هدف، قوت قلب دادن به خود زمانی که در تنگنا قرار می‌گیرند، برخورداری از انعطاف پذیری لازم برای یافتن راه‌های مختلف جهت دست‌یابی به اهداف خود یا در صورت عدم موفقیت، توانایی جابجایی این اهداف با اهداف دیگر و دارا بودن این منطق که هر تکلیف دشوار را به بخش های کوچک‌تر قابل انجام تقسیم کنند. از دیدگاه هوش هیجانی امیدوار بودن به این معناست که فرد در مواجهه بااضطراب فشاراور - نگرشی حاکی از شکست یا افسردگی در رویارویی با چالش‌ها یا موانع دشوار-تسلیم نخواهد شد. در واقع افراد امیدوار در تعقیب اهداف خود در طول زندگی‌شان کمتر دچار حالت افسردگی ‌شده، در کل اضطراب کمتری دارند و درماندگی‌های عاطفی در آنها کمتر است (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲)

۱۲) خوش بینی

یکی دیگراز ویژگی‌های کارآفرینان خوش بینی است.خوش‌بینی به معنای امید و اطمینان قوی و پایدار داشتن به این است که در کار و زندگی همه چیز علی‌‌رغم شکست‌ها، زیان‌ها، سختی‌ها و ناکامی‌ها به خوبی پیش خواهد رفت (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).از دیدگاه هوش هیجانی خوش ‌بینی نگرشی است که افراد را در رویارویی با رویدادهای دشوار در مقابل افتادن در گرداب بی‌تفاوتی، ناامیدی و افسردگی مقاوم می‌سازد. خوش‌بینی همانند امید که خویشاوند نزدیک ان است زندگی ما را پربار می‌سازد. سلیگمن خوش‌بینی را در شیوه‌ای می‌داند که افراد موفقیت‌ها و شکست‌های خود را برای خودشان تعریف می‌کنند. افرادی که خوش‌بین هستند شکست را چیزی می‌بینند که می‌توانند ان را تغییر داده ودر نوبت بعدی به موفقیت مبدل سازند در حالی که افراد بدبین به خاطر شکست خود را سرزنش کرده،آن را به خصیصه‌ای دیرپا در وجود خود نسبت می‌دهند که قادر به تغییر ان نیستند (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲). یکی از بارزترین جلوه‌های تاثیر خوش‌بینی در برانگیختن افراد در تحقیقی نمایان می‌شود که سلیگمن درموردبازاریاب‌های همکار با شرکت بیمه‌ موت‌‌لایف انجام داد. سلیگمن دریافت بازاریاب‌های تازه‌کاری که به طور ذاتی خوش‌بین بودند در دو سال اول اشتغال به این کار ۳۷% بیشتر از افراد بدبین افراد را بیمه کردند.همچنین در خلال نخستین سال رها کردن کار در میان افراد بدبین دو برابر خوش‌بین‌ها بود (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲). درچندین مطالعه که افراد شاد در مقایسه با افراد غمگین و یا افراد نه شاد و نه غمگین بررسی شدند، دیده شد که این افراد دارای اهدافی بلند پروازانه و عالی می‌باشند، انتظار موفقیت بیشتری دارند و بیشتر برنامه‌ها و راهبردهایی را مورد استفاده قرار می‌دهند که حکایت از خوش‌بینی، خلاقیت و انسجام شخصیتی بیشتر انان نسبت به دیگران دارد. جالب‌تر اینکه یافته‌ها نشان می‌دهد برخورداری از خلق مثبت واقعا به افراد کمک می‌کند تا بهتر عمل نمایند، موفقیت بیشتری کسب نمایند و نتایج درخشان‌تری بدست اورند (سیاروچی وهمکاران ترجمه نوری ونصیری،۱۳۸۳). پس می‌توان گفت در پرتو همین خوش بینی است که کارآفرین غیر ممکن را ممکن می سازد.

۱۳) غرقه شدن در کار

یکی دیگر از ویژگی‌های کار افرینان غرق شدن در کار است. غرق شدن در کار بهترین حالت از هوش هیجانی است. شاید غرق شدن بیانگر حد نهایی استفاده از هیجان‌ها برای ارایه عملکرد یا فراگیری مطلبی باشد. در حالت غرق شدن هیجان‌ها نه فقط وجود داشتهو کانالیزه شده‌اند، بلکه با عملی که فرد در حال انجام ان است همراه می‌شوند، به ان نیرو می‌بخشند و نقشی مثبتدر ان خواهند داشت. گرفتار شدن در چنگال ملال حاصل از افسردگی یا بی‌قراری حاصل از اضطراب، از بروز حس غرق ‌شدن جلوگیری می‌کند. قرارگرفتن در حالت غرق‌شدن در کار احساس برجسته‌ای به فرد می‌دهد. نشانه غرقه شدن بروز احساس لذتی خودجوش و حتی می‌توان گفت نوعی از خود بی‌خود شدن است (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲). حالت غرق شدن فقط زمانی ظاهر می‌شود که فرد در اوج توانایی خود باشد، یعنی در وضعیتی که بر مهارت‌هایش بخوبی تسلط داشته و مدارهای عصبی مغز او در کارآمدترین وضعیت خود باشند (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲). زمانی که مغز از نظر کارآمدی در اوج قرار دارد مانند مواقع غرق شدن، ارتباطی دقیق میان مناطق فعال و مقتضیات کار در دست انجام دیده می‌شود. در این حالت حتی کار دشوار می‌تواند به جای انکه خسته کننده به نظر برسد روحیه دهنده یا نیروبخش‌تر باشد. پیشرفت‌های خلاق به غرق شدن همه جانبه در یک فکر بستگی دارند.غرقه شدن در کار پیش‌نیاز تسلط بر صنعت، حرفه یا هنر می‌باشد (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲). سی‌زنتمالی این حالت را صراحت می‌نآمد. صراحت عبارت است از این که شخص به طور کامل مجذوب تجربیات خلاق و لذت‌بخش شده و به هیچ چیز دیگری اهمیت ندهد (به نقل از فراهانی).

۱۴) خود انگیزی

یک کارآفرین باید از توانایی خود انگیزی بالایی برخوردار باشد. زیرا کارآفرین در مسیری قدم می‌گذارد که مشوق های بیرونی بسیار اندکیخواهد داشتلذا انگیزه‌ای که بتواند عوامل تاثیر گذار را در کنار هم قرار داده و برایند حاصل را به‌سوی هدف متمرکز نماید باید از درون خود کارآفرین بجوشد.تلاش، استعداد و هدف شما هر چه باشد بدون داشتن انگیزه درونی قوی در به کارگیری انها (بدون تعهد عاطفی) احتمالا پیشرفت چندانی نخواهید داشت. هگل فیلسوف المانی می‌نویسد: هیچ کار بزرگی در دنیا بدون علاقه انجام نگرفته است. بیشتر مدیران و رهبران دریافته‌اند که انگیزه ضروری‌تر از دانش یا مهارت‌های فنی است. گذشته از همه این مغز نیست که ما را به حرکت وامی‌دارد بلکه قلب است (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). توانایی جهت دادن احساسات به سوی پایانی پرثمر،استعدادی برتر است.این عمل خواه کنترل تکانه و به تاخیر انداختن کامرواسازیباشد و خواه تنظیم حالات روحی خود به گونه‌ای که به جای محدود کردن حیطه‌ی فکر راه‌گشای ان باشد، برانگیختن خود جهت پایداری و تلاش، تلاش مجدد در رویارویی با موانع یا پیدا کردن راه‌هایی برای غرقه شدن در کار و به این ترتیب کارآمدتر عمل کردن ان را شامل شود، از نیروی هیجان‌ها در هدایت تلاشی کارساز حکایت می‌کند (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲). تنها کافی است خودم باشم ان وقت این حالت بسیار هیجان‌انگیزخواهد بود(اسمیت؛ترجمه هدایت،۱۳۸۲).

۱۵- تغییر وضعیت موجود

ژان پل سارترفیلسوف فرانسوی می‌نویسد: عواطف، منبع تغییرات سحرانگیز در دنیا هستند (نقل ازکوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). یکی از ویژگی‌های کارآفرینان تمایل به تغییر در وضعیت موجود است. پذیرفتن تغییر مستلزم شعور عاطفی است نه خردگرایی فنی که راهنمای اولیه است (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). تغییر کلمه‌ای است که معمولا مورد استقبال زیادی قرار می‌گیرد اما کمتر کسی هست که در عمل، مقابل تغییر مقاومت نکند. زیرا فرد با موقعیت فعلی در یک نوع هارمونی و هماهنگی به سر می‌برد و لذا ما می‌بینیم افراد زیادی از شغل و موقعیت فعلی خود ناراضی هستند اما حاضر به تغییر ان نیستند. موانع تغییر بیشتر از جنس عواطف و هیجانها می‌باشند. از سوی دیگر نیروی لازم برای تغییر باز از جنس عواطف است. به عبارت دیگر مانع و یا سایق تغییر،عواطف و هیجانهای فرد است. لذا کسی که خواهان واقعی تغییر است ابتدا باید از خوداگاهی هیجانی بالایی برخوردار باشد تا بتواند این تضاد را برطرف نمودهو در مسیر تغییر گام بگذارد.

۱۶) توانایی به تعویق انداختن لذت‌ها وکامیابی ها برای بدست اوردن لذت‌ها وکامیابی‌های بالاتر

کارآفرینان افرادی هستند که توانایی قابل توجه‌ای در زمینه به تعویق انداختن لذتها وکامیابی‌ها انی و زود گذر دارند. به عبارت دیگر این افراد جهت به دست اوردن نتایج مطلوب‌تر از نتایج کوتاه و انی صرفه نظر می‌نمایند. کوپر این توانایی را یکی از جلوه‌های هوش هیجانی می‌داند. به نظر می‌رسد توانایی ظهور هر از چندگاه کامیابی‌ها، نشانه‌ای ازنمایش استعدادها و نوعی مهارت اساسی در انسانهاست که به طورخلاصه به ان هوش احساسی یا استعداد عاطفی می‌گوییم (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

۱۷) ایجاد وحدت اضداد

کارآفرینان افرادی هستند که می‌توانند ویژگی های متضادی را در درون خود تجربه نمایند. مثلا می‌توانند درعین استقلال وابسته، در محیط کار درعین جدی بودن شوخ طبع، و در عین ریسک پذیری محتاط و محافظه کار باشند. یکی از ویژگی‌های کارآفرینان تفکر خلاق است. تفکر خلاق مستلزم حساسیتی بیش از حد (خصوصیتی کاملا زنانه)، وابستگی به غیر و اتکای به خود (خصلتی کاملا مردانه) است (بهمنی،۱۳۸۴). کارآفرینی یعنی مشاهده فرصت‌ها در شرایطی که دیگران تنها هرج و مرج، ‌تناقض، ‌تضاد و ابهام را متوجه می‌شوند؛ همچنین دستیابی وکنترل منابع برای دنبال نمودن این فرصت‌ها (احمدپور، ۱۳۸۰). مفهوم وحدت اضداد را می‌توان در تحقیقات مک کنیون و باراون و همکارانش در انستیتیوی ارزیابی و تحقیقات شخصیت واقع در دانشگاه کالیفرنیا و برکلی دید. انان دریافتند افراد مورد بررسی فوق العاده بوده‌اند.انان همزمان ویژگی‌های مردانو زنان را داشته،استقلال و وابستگی را درکنارهم دارا بوده، خودکاری بیشتری داشته ونسبت به این ویژگیهای متضاد پذیراتر و بارزتر هستند. این واقعیت در مطالعات متعددی درباره افراد خلاق روشن شده است.تحقیقات بارون و مک کنیون نشان داده است افراد بسیار خلاق ازهمتایان کمتر خلاق خود مذکرتر و هم مونث‌تر بوده و در تفکر خود مستقل ترند ولی در عین حال از پیشنهادها و اطلاعات ارائه شده توسط دیگران با اغوش بازتری استقبال می‌کنند. انان وفق پذیرتر و در عین حال خود رای ترند. بیشتر اهل تفریح و نیز جدی تر و سخت کوش ترند. شوخ طبع تر و در عین حال عبوس‌ترهستند (تورنس۱۹۷۹، نقل از اقایی،۱۳۷۷). اگر فرد از خوداگاهی مناسبی برخوردار نباشد در موقعیت‌هایی که چنین تجارب متضادی را تجربه می‌کند دچار اضطراب و نگرانی می‌شوددر حالیکه خود نیز از علت ان بی‌خبر است، لذا به طور ناخودآگاه از پردازش تجارب متضاد دوری می‌کند و به این شیوه با خود کنار می‌آید. اما افرادی که از خوداگاهی مناسبی بر خوردارند می‌دانند که چه تجاربی را تجربه می‌نمایند و لذا در هر موقعیت متناسب با آن وضعیت قادر به تجربه تجارب متفاوت ومتضادی خواهند بود. یکی از نتایج اصلی معجزه عاطفی گردهم آوردن شهود و استعدادهای مجزا، اهداف و قابلیت‌ها، مردم و امکانات در کل است (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).

۱۸) یکی از ویژگیهای مهم کارآفرینی صداقت است

اکثر کارآفرینان یکی از عوامل مهم در پیشرفت‌شان را صداقت ذکر می‌کنند. صداقت یعنی: توجه به ندای قلب. صادق بودن ازنظر عاطفی مستلزم اطاعت از احساسات قوی حقیقت درون است که قسمت عمده‌ای از این احساسات از اعماق شعور عاطفی سرچشمه می‌گیرد و شبکه ارتباطی ان با ضمیر ناخودآگاه و وجداندر ارتباط است و انگاه بر ضمیر باطن منعکس شده و متناسب با ان عمل می‌کند (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). کالین مارشال مدیر عامل شرکت هواپیمایی بریتیش ایرویز،یکی از بزرگترین شرکت‌های تک شعبه‌ای در دنیا با نه میلیون دلار فروش،عقیده دارد که صراحت و صداقت عاطفی از عناصر حیاتی بوجود آورنده بهترین عملکرد در سازمانش هستند (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). صادق بودن از نظر عاطفی به معنای قدرتمند بودن،واقعی‌تر بودن و به خود توجه کردن است که پیش ‌نیاز توجه و احترام به دیگران است (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).صداقت به طور طبیعی از هدف، وجدان و تعهد عاطفی نشات گرفته و این آخرین ویژگی ژرفای عاطفی و نقطه اوج شخصیت و لازمه عزت نفس و اعتبار در زندگی و کار است (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). شواهد نشان می‌دهد که تنها با داشتن صداقت زیاد و استعدادهایی بسیار خلاق است که انسان‌هایی قدرتمند برای رسیدن به اوج کمال خواهیم بود (کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

۱۹) قاطعیت در کار

یکی از ویژگیهای افراد کارآفرین قاطعیت در کار است؛ یعنی در پی‌گیری کار تا حصول نتیجه نهایی از کار دست نمی‌کشند. هایم و جین‌بر قاطعیت در کار را مستلزم داشتن پنج مهارت اساسی میدانند.

۱) جهت‌یابی جدی.

۲) توانایی انجام کار.

۳) کنترل اضطراب‌ها و ترس‌ها.

۴) روابط انسانی خوب در کار.

۵) هنر مذاکره و گفتگو (هایم و جین بر،چینی۱۳۷۵). از پنج مهارت ذکر شده چهار مورد ان از مولفه‌های هوش هیجانی می‌باشند.

۲۰) تفویض اختیار و مسئولیت

یکی از ویژگی‌های کارآفرین رشدگرا آن است که اجازه می‌دهد دیگران سهمی در قدرت او داشته باشند. تفویض اختیار و مسئولیت به دیگران مستلزم ریسک‌پذیری است (جی مردیث، ای.نک، ای نلسون،ترجمه نبی ئیان). هرچه بتوانید اختیار بیشتری را با موفقیت واگذار کنید وقت بیشتری خواهید داشتتا به فعالیت‌های بیشتری بپردازید که تاثیر بیشتری بر موفقیت اینده سازمان‌تان دارد. (جی مردیث،ای.نک،ای نلسون،ترجمه نبی ئیان). تفویض اختیار و مسئولیت مستلزم اعتماد به خود و خوش بینی است. کسی که از خوش بینی لازم برخوردار نباشد نمی‌تواند به دیگران اعتماد کند و به انها اختیار بدهد.

۲۱) انگیزه پیشرفت

کارآفرین کسی است که می‌تواند خود را برانگیزاند تا در کار خود بازدهی لازم را داشته باشد (جی مردیث،ای.نک ،ای نلسون،ترجمه نبی ئیان). انگیزه پیشرفت یکی از مولفه‌های هوش هیجانی از دیدگاه گلمن می‌باشد. همه تمایل به پیشرفت را دارند. اما تنها برخی می‌توانند این تمایل را به انگیزه قوی تبدیل نمایند. این انگیزه در واقع برایند نیروهای درونی فرد می‌باشد. به زبان دیگر انگیزه پیشرفت در واقع همان تمایل به خود شکوفایی است . به نظرمک کله‌لند نیاز پیشرفت سایقی است که می‌تواند رفتار را تقریبا در تمام موقعیت‌ها نیرومند ساخته و هدایت کند (کوستنر و مک کله‌لند/نقل از شولتز۱۹۹۸).مک کله‌لند براساس تحقیقاتی که انجام داده است پیش‌بینی کرد که افرادی که نیاز زیادی به پیشرفت در مشاغل و فعالیت‌های روزمره‌شان دارند جویای موقعیت‌هایی هستند که امکان ارضای این نیاز را به انها بدهد. انها معیارهایی را برای پیشرفت خودشان تعیین می‌کنند و به طور جدی برای برآوردن آن می‌کوشند.

 

۲۲) مسئولیت پذیری

 

از ویژگی های بارز کارآفرین مسئولیت پذیری است.حس پایبندی به مسئولیت از قلب شما نشات می‌گیرد. نمی‌توان ان را از خارج به دست اورد . اصولا پای‌بندی به تعهد ندای وجدان است که می‌توان ان را درونی‌ترین صدای شهود دانست (کوپر، ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). مسئولیت‌پذیری در پرتو خودآگاهی عاطفی امکان‌پذیر است. مسئولیت‌پذیری مستلزم توان تصمیم گیری در مواقع بحرانی است. شرایطی که اگر فرد از لحاظ عاطفی به پختگی لازم دست پیدا نکرده باشد، توان تصمیم‌گیری را ندارد و درمانده می‌شود.

۲۳) انعطاف پذیری

یکی از ویژگی‌های مهم کارآفرینان انعطاف‌پذیری آنها است.یک فرد انعطاف‌پذیر، دارای سه خصلت اساسی است که او را نسبت به یک فرد متعصب متمایز می‌سازد:

۱) استفاده از عقل و منطق در برخورد با مسایل

۲) تحقیق و بررسی درباره مسایل

۳) حفظ اعتدال عاطفی و عقلی

انعطاف‌پذیری مستلزم ان است که انسان هم از لحاظ عاطفی و هم از نظر عقلی بر خود مسلط بوده و اعتماد به نفس داشته باشد. در واقع فرد انعطاف‌پذیر از چنین تفکری برخوردار است: من در مقابل سختی ها و گرفتاری‌ها می‌توانم بردبار بوده، یا در صورت لزوم جهت کارم را تغییر داده و ان را یا اصلاح نمایم زیرا در متعادل بودن خود شکی ندارم (گراسمن، ترجمه چمن زار،۱۳۷۸.)

۲۴) خوداگاهی

زمانی که فرد نسبت به هویت خوداگاه باشد و تصویری از ان چه در زندگی می‌خواهد به آن برسد داشته باشد، مبانی لازم برای رفتن به دنبال رویاها را برای زندگی بهترخودفراهم کرده است (استرمن گراهام به نقل از اسمیت،ترجمه هدایت،۱۳۸۲). کارآفرینان ازجمله افرادی هستند که به دنبال تحقق رویاهای خود هستند. اگرفرد از احساساتی که تجربه می‌کنداگاه باشد در واقع کلید کنترل و هدایت خویشتن را در دست دارد.خود آگاهی در خود کنترلی نقشی محوری و اساسی ایفا می‌کند (جانسون و ایندویک، ۱۹۹۹.به نقل از خائف الهی ودوستار، ۱۳۸۲).

۲۵) عشق به خویشتن

یکی از ویژگی‌های افراد کارآفرین توانایی دوست داشتن خویشتن است. دوست داشتن خود کار آسانی نیست زیرا در این صورت باید همه ابعاد وجودی خود از جمله بعد منفی را که پست و از نظر اجتماعی ناپسند است را دوست بداریم. این توانایی پایه خوداگاهی محور هوش عاطفی است زیرا وقتی با بعد منفی سرشت خود مواجه می‌شویم به خود اختیار می‌دهیم:

- در بعد درخشان طیف عاطفی به رشد بیشتری برسیم (شعور عاطفی دامنه گسترده‌ای دارد برای بسیاری احساسات هر چقدر که بعد تاریک، تاریک‌تر باشد بعد روشن درخشان‌تر است).

- با شناخت کامل‌تر سرشت واقعی خود، خود را بیشتر باور کنیم. در بسیاری موارد، این شناخت ما را برای تغییر و رشد آزاد می‌گذارد.

- بعد تاریک خود را بپذیریم، تجربه کنیم و هدایت کنیم به جای انکه آن را سرکوب کرده و در نتیجه باعث فوران ان در بدترین مواقع و بشکلی غیر منتظره شویم.

- خود را از گناه، تنفر، پشیمانی یا خجالتی که مربوط به احساسات از بعد منفی است رها سازیم. با خودازمایی شجاعانه و گفتگوی صادقانه و ازادانه با دیگران روابط خود را بهبود بخشیم.

- اضافه بار عاطفی یا به گفته رابرت بلای کوله بار غیرقابل رویتی که در پشت خود حمل می‌کنیم را رها سازیم (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).

● نتیجه گیری:

با توجه به دلائل ذکر شده در مورد اهمیت و نقش هوش هیجانی در فرایند کارآفرینی ضروری است که در کارگاههای ترویج کارآفرینی به این مقوله توجه شود.

برای پرورش نسلی مولد و خلاق از کارآفرینان ضروری است به پرورش مولفه‌های هوش هیجانی بخصوص در دوره کودکی توجه لازم مبذول شود.

منبع : سایت آفتاب

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 7:33 PM - روز دوشنبه 6 اردیبهشت 1389    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :12  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >