بررسي موانع مقوله ((اصلاح الگوي مصرف))
نويسنده:
سيد جعفر فاطمي نوش آبادي
با توجه به نام گذاري امسال به عنوان سال ((اصلاح الگوي مصرف)) از سوي مقام معظم رهبري و با توجه به اهميت حياتي و اساسي مصرف منابع كشور بصورت مدبرانه و عاقلانه در سال جديد خواستار اين شدند كه در همه امور و زمينه ها اصلاح الگوي مصرف مورد توجه قرار گيرد
مقوله ((اصلاح الگوي مصرف )) از آنجا كه در پي اصلاح و ترميم رفتارهاي فردي و جمعي ناظر بر مصرف است نيازمند يك حركت اصلاحي ، تدريجي ، فرهنگي و آموزشي در سطوح مختلف اجتماع و فرد است .به عبارت ديگر هر نوع الگوي از مصرف ، محصول طبيعي جامعه اي با مختصات معين است و تغيير اين الگو در گرو تغييرو اصلاح اين مختصات است . به عنوان مثال ، وقتي كه اصلاح يك پديده فرهنگي و اجتماعي مورد توجه قرار مي گيرد، بواسطه تنوع متغيرهاي دخيل در شكل گيري پديده هاي اجتماعي و تعاملات بين اين متغير ها ، با حجم گسترده اي از موضوعات روبه رو هستيم كه اهتمام به اين گستره از يك سو به دليل تنوع و كثرت متغيرها بسيار دشوار و پيچيده است و از سوي ديگر به دليل غفلت از ريشه ها و منشا پيدايش موضوع ، اين اهتمام با دستاوردهاي كوتاه مدت و محدود روبه رو خواهد بود .
در موضوع (( اصلاح الگوي مصرف )) ما از يك سو با تنوع منابع مصرفي و ارزشي آنها ، نوع مصرف ، تنوع مصرف كننده روبه رو هستيم كه با توجه به گستردگي دامنه ، اهتمام به آن فوق العاده پيچيده و دشوار است حال آنكه با ارجاع مسائل به سطوح ريشه اي و بنيادي تر و شناسايي منشا شكل گيري الگوي مصرف با عوامل محدود تري روبه رو هستيم كه ميتوان با سهولت و اطمينان بيشتري به اصلاح آن اهتمام نمود . در اين راستا به موانع و چالشهاي بر ميخوريم كه در حقيقت منشا بروز رفتارهاي غلط و هنجارهاي نا بجا ناظر بر مصرف گرايي و مصرف زدگي هستنند . به نظر ميرسد مقوله اصلاح الگوي مصرف كه به عنوان شعار سال 88 برگزيده شده داراي موانع به شرح زير ميباشد كه بايد مورد توجه سياست گذاران فرهنگي و برنامه ريزان رسانه اي و آموزشي باشد .
1-
وجود عادات مسرفانه نهادينه شده ناشي از مد پرستي ها و مد گرايي ها و چشم و هم چشمي ها به جزيي از تربيت و هنجار فرهنگي ، بخش عظيمي از اقشار جامعه مبدل شده كه به اين زودي ها قابل تغيير و اصلاح نيستند .
2-
نبود فرهنگ پس انداز در اقتصاد فرد و خانواده كه عامل مهمي در اسراف و ولخرجي و هدر دادن منابع و امكانات در اختيار افراد است
3-
منافع افراد و گروهاي خاص همواره باعث دامن زدن به مقوله مصرف غير درست امكانات و اسراف در منابع ملي است . غلبه فرهنگ غربي در مصرف ، مبني بر شعار توليد بيشتر ، مصرف بيشتر در جامعه ما نيز باعث شده است تا برخي افراد و اصناف با تبليغات و غالب سازي عواطف بر تعقل و تفكر ، براي جوانان و طيف هايي از جامعه مد سازي و مد پردازي كند كه خود به معني مصرف زدگي و الگوي تقليد مصرف است .
4-
بسياري از نهادها و شخصيت هاي مطرح در حوزه سياست و فرهنگ كه بر افكار عمومي موثرند ، خود رعايت الگوي مصرف را نميكنند و اين يعني تسري رفتار هاي مسرفانه به افراد جامعه ، پس اول مسئولين ، بعد مردم
5-
وجود تبعيضي ها و بي عدالتي ها ، فقدان دلسوزي برخي نسبت به منافع جامعه ، نبود تربيت صحيح ديني و تربيت غلط خانوادگي از جمله موانع و چالشهاي هستند كه در مسير اصلاح الگوي مصرف خود را نشان ميدهند و موجب كندي اين حركت اصلاحي ميشوند .
در امر فرهنگ سازي اصلاح الگوي مصرف ، الگو سازي بسيار اهميت دارد بنابراين كساني كه در نظام تعليم و تربيت ، ادارات ، صدا و سيما و غيره هستند بايد الگو ارائه كنند و به اين موضوع بصورت مسئله ملي و فرا ملي فكر كرده و برنامه ريزي كنند
.


اصلاح الگوي مصرف در كلام رهبري