ادعاي تشيع

هنگامي كه امام عليه السلام در خراسان بود گروهي از راه دور براي زيارت او به درب منزل حضرت آمدند و اجازه خواستند به حضور او شرفياب گردند. دربان حضرت به حضور او رسيد و عرض كرد: گروهي آمده اند و مي خواهند به محضر شما برسند و مي گويند ما شيعه علي عليه السلام هستيم. امام رضا عليه السلام فرمود: من مشغولم ، به آنها بگو برگردند. دربان كنار در آمد و به آنها گفت : حضرت مشغول است و كسي را نمي پذيرد. آنها رفتند و روز دوم آمدند و همان سخن خود را تكرار كردند و امام عليه السلام آنها را نپذيرفت تا دو ماه هر روز مي آمدند و مي گفتند: ما شيعه علي عليه السلام هستيم و مي خواهيم به حضور امام عليه السلام برسيم و حضرت آنها را نمي پذيرفت تا اينكه از ملاقات امام مايوس شدند



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 30 شهریور 1389  ساعت 11:18 AM | نظرات (0)

عرضه اعمال

موسي بن سيار گويد: من در مسافرت به طوس همراه امام رضا عليه السلام بودم وقتي به ديوارهاي شهر طوس رسيديم شنيديم صداي شيون بلند است به دنبال آن رفتيم كه ناگاه به جنازه اي برخورديم . همين كه چشمم به جنازه افتاد ديدم سيدم امام رضا عليه السلام از اسب پياده جنازه رفت و او را بلند كرد و خود را به آن جنازه چسبانيد آنچنانكه نوزاد خود را به مادرش مي چسباند آنگاه رو كرد به من و فرمود: اي موسي بن سيار! هر كه جنازه دوستي از دوستان ما را تشييع كند از گناهان خود بيرون شود آن گونه كه از مادر تولد شده بود و گناهي نداشت .



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 30 شهریور 1389  ساعت 11:18 AM | نظرات (0)

تعداد صفحات :2   1   2