براي جهاد اقتصادي پس از آنكه شرايط و زمينه ها توسط دولت فراهم و مهيا گرديد بهتر است مردم نقطه آغاز جهاد را از خانواده و محل كار و فعاليت خود آغاز كنند. تلاش و سعي تك تك اعضاي خانواده، كوچك و بزرگ به رهبري و هدايت سرپرست خانوار در حل مسائل و مشكلات موجود لازم مي باشد.

از جهاد اقتصادي مي توان تعابير و برداشت هاي گوناگوني به عمل آورد؛ و هر چند يكي از معاني آن تلاش اقتصادي است ولي با تلاش و كوشش در راه شكوفايي اقتصاد تفاوت هاي جدي دارد. واژه جهاد اقتصادي نوعي تقدس معنوي دارد كه با انجام آن انسان به خدا نزديك مي شود و يكي از ويژگي هاي آن اين است كه چون نوعي عبادت و رياضت معنوي محسوب مي شود در واقع كل اجتماع را به خدا نزديك مي كند. يكي از لوازم جهاد اقتصادي، جهاد اجتماعي است. جنبه اجتماعي جهاد اقتصادي تمام فكرها، انديشه ها و توان هاي يك مملكت را به كار مي اندازد و تمامي استعدادها و نيروهاي موجود را بسيج مي كند تا در زماني مشخص و با استفاده از امكانات و منابع در دسترس به اهداف اساسي و آرمان هاي يك نظام و سيستم رسيد و اقتصاد كشور را با يك خيزش و جهش در مسير شكوفايي و رشد و توسعه قرار داد. جهاد همواره در مسير خود با موانع مختلف و دشمن روبه رو است موانعي كه براي پيشرفت و رشد در هر زمينه اي وجود دارد. براي رفع موانع راه حل هاي گوناگوني وجود دارد و بايد با تمام كوشش و جديت، اين موانع را از ميان برد ولي زماني كه موانع بزرگ و غير قابل حل هستند بايد موانع را دور زد و از مسير و روشي ديگر براي نيل به اهداف اساسي استفاده كرد. چرا كه همواره براي رسيدن به آمال و انگيزه هاي يك سيستم راه ها و روش هاي گوناگون وجود دارد كه هر كدام ترفندها و تكنيك هاي خاص خود را مي طلبد. قبل از شروع كار تمامي مسيرها با موانع موجود بايستي بررسي شگرديده و مشخص گردند. اين كار توسط متخصصان و مسئولان امر در اين زمينه و نيروهاي ماهر و تحصيلكرده صورت مي گيرد.‏

بايد در نظر داشت كه براي رسيدن به اهداف مي بايست شرايط و زمينه هاي كار فراهم و در نظر گرفته شود. براي جهاد اقتصادي كشور دو پيش زمينه اساسي آن يعني اصلاح الگوي مصرف، كار مضاعف و همت مضاعف در سال هاي اخير فراهم گرديده است. چنان كه هر جامعه اي الگوي مصرف خاص خود را داراست كه با الگوهاي ديگر اجتماع و كشورها متفاوت است. الگوي مصرف يك سرزمين بايد با دو جنبه اساسي يك كشور يعني فرهنگ و اخلاق اجتماعي، منابع و توان اقتصادي آن كشور متناسب و همگون باشد و اگر بخش يا قسمتي از اين الگو و روش مصرف كالاها و اجناس تقليد و اقتباس از ديگر ممالك باشد بايد در طي زمان آن را اصلاح كرد. زيرا جنبه هاي تقليدي آن با شرايط و امكانات مصرفي كشور سازگار نبوده و در بخش از نظام اقتصادي رخنه و نقصي ايجاد كرده و مانع رشد و پيشرفت كل سيستم مي گردد. پس از اصلاح الگوي مصرف و جلوگيري از مصرف گرايي كه با نظام اقتصادي و اجتماعي ما سازگار نيست بايستي به جنبه هاي عملي و كار و همت توجه كرده و كار مضاعف و همتي مضاعف در هر كدام از بخش ها و زير دسته هاي اقتصادي كشور كرد. ‏

براي موفقيت كامل و نيل به اهداف بايد به جنبه هاي مشاركتي و حضور همه جانبه مردم و دولت در عرصه هاي مختلف توجه كرد. بهخصوص حضور و علاقه مردم براي رشد اقتصادي كشورشان بسيار مهم مي باشد. مشاركت مسئله اي است كه براي موفقيت در هر هدفي لازم است. براي اين كار مي توان از نيروهاي بومي و تجربيات ريش سفيدان و بزرگان محلي براي حل مشكلات آن منطقه استفاده كرد. از طرف ديگر براي جهاد اقتصادي بايد فرهنگ سازي كرد يعني از طريق اطلاع رساني و آگاهي بخشي فرهنگ جهاد و تلاش را در شاهرگ هاي اجتماع ترزيق كرده و فرهنگ و اخلاق جهد و كوشش را در مردم ايجاد كرد. اطلاع رساني بايد دقيق و توسط رسانه هاي عمومي (مطبوعات، روزنامه ها، صدا و سيما، تبليغات عمومي) و بخش هاي آموزشي و مكتوبات عمومي صورت گيرد. البته منظور اطلاع رساني به مردم اين نيست كه در تابلوها و بنرهاي كنار خيابان به صورت كلام وار و شعاري اين جمله را نوشته و هزينه هاي فراواني نيز صرف اين كار گردد. بلكه در اين اطلاع رساني چيستي و چگونگي كار، دلايل و اهداف جهاد، راهكارها و بالاخره موانع موجود براي جهاد معرفي، مشخص و براي مردم تفهيم گردد و به آن عمل شود. زماني كه ماهيت كار، مقصد نهايي و مشكلات موجود براي عموم مردم تفهيم گردد حس مشاركت عمومي و مسئوليت كاري در اجتماع بالا مي رود و احساس مشترك مردم براي سرمايه گذاري و رفع موانع پيشرفت، افزايش مي يابد. همزمان با مردم مسئولين بخش هاي اقتصادي، اداري و صنعتي به طور شبانه روزي كار كرده تا خواسته هاي مردم فراهم شود. از اين طريق انگيزه، گرايش و تمايل به جهاد اقتصادي در مردم دو چندان مي گردد. بايد در نظر داشت پس از آنكه اين انگيزه در مردم ايجاد گرديد دستگاههاي اجرايي و مسئولان امر نيز همكاري هاي لازم را در اين زمينه داشته باشند. زماني كه مردم مي خواهند جهاد كنند و اقتصاد كشور را به رشد متعالي برسانند بايد مقامات مسؤل هم در كنار مردم زمينه هاي لازم را فراهم كرده و همراه و همدوش ملت در مسير جهاد قدم بردارند. از طرف ديگر لازم است مشاركت مديران سازمان ها و بخش هاي صنعتي كوچك نيز فراهم شود و پيشنهاد هاي سازنده و عملي آنها را به كار برد و از ايده هاي نو و طرح هاي خلاق مديران جوان و تجربيات موفق مديران قديم در جهت رفع موانع استفاده كرد. علاوه بر رفع موانع مدت زمان نيل به اهداف مهم مي باشد. بهتر است برنامه ها و سياست ها با توجه به كاركرد آنها در جامعه متناسب با مدت زمان لازم طراحي شود. برنامه هاي كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت مشخص شوند و در وضع قوانين جديد بهتر است ظرفيت ها و منابع برنامه ها در نظر گرفته شود.

در كشور ما كه اقتصاد نفت زده و پر رانت است جهاد اقتصادي با موانع زيادي روبه رو است و تلاش و كوشش مضاعف مردم را مي طلبد. البته رفع موانع بايد با همكاري و مشاركت مردم و دولت به طور هم زمان صورت گيرد. دولت با بهبود فضاي كسب و كار و شاخص هاي آن، اشتغال زايي براي جوانان و قشرهاي تحصيلكرده، اصلاح مقررات دست و پا گير و نظام مالياتي، همكاري نظام هاي بانكي و... به مردم و بخش هاي اقتصادي در رفع موانع كمك مي كند. بخصوص در ايجاد اشتغال بايد به اين نكته اساسي توجه كرد كه نيروي آماده به كار و ماهر در رشته و زمينه هاي مربوط به تخصص و توانايي خود مثلاً متناسب با رشته دانشگاهي خود فعاليت نمايد تا نتيجه مورد نظر در كوتاه مدت فراهم گردد و دولت و مسئولان بايد در اشتغال زايي و مسئله استخدام به اين امر نظارت داشته باشند. اشتغال زايي و ايجاد شغل بايد براي تمامي اقشار و صنف ها صورت گيرد زيرا كاربرد علوم انساني و اجتماعي و علوم فني و تجربي در جهاد اقتصادي به طور همزمان و همگون لازم و ضروري است. ايجاد اشتغال مي تواند هم از طرف دول و هم از طرف مردم انجام گيرد يعني لازمه شغل سرمايه و اطمينان سرمايه گذار است اگر مقررات نظام مالياتي، لايحه ها و قوانين اقتصادي ار طرف مردم قابل اعتماد باشد مردم را به سرمايه گذاري در بخش هاي مختلف اقتصادي كرده و در نتيجه كارها به مردم محول مي گردد. اين در حالي است كه دولت با سياستگذاري ها و وضع قوانين بخش اعظم و اساس كار را به عهده دارد. البته تفاوتي بين دولت و مردم وجود ندارد و در واقع دولت از مردم تشكيل يافته است. بدنه نظام اداري، نظام آموزش و پرورش، نظام بانكي و دانشگاهي همان مردم هستند و لازمه جهاد اقتصادي جهاد مردم است.

بدين ترتيب بايد امكان حضور و مشاركت تمامي اقشار و صنوف را در بخش ها و تخصص هاي مختلف فراهم كرد. معمولاً در هر جهادي نسل جديد و جوان خواهان مشاركت و همكاري هستند اين نسل نيرو، توان و استعداد بالقوه اي است كه اگر از توانايي آنها استفاده گردد براي رشد كامل و پيشرفت متعالي يك نظام كافي است. بايد شرايط و ساختار سيستم را براي حضور فعال جوانان و اقشار كم تجربه ولي پر استعداد را در اين مسير فراهم ساخت.

براي جهاد اقتصادي پس از آنكه شرايط و زمينه ها توسط دولت فراهم و مهيا گرديد بهتر است مردم نقطه آغاز جهاد را از خانواده و محل كار و فعاليت خود آغاز كنند. تلاش و سعي تك تك اعضاي خانواده، كوچك و بزرگ به رهبري و هدايت سرپرست خانوار در حل مسائل و مشكلات موجود لازم مي باشد.

در بخش هاي كار و فعاليت اقتصادي جامعه بهتر است از تجربيات سال هاي قبل استفاده كرد. كاستي هاي سال قبل را جبران و براي حل مسائل كار و تلاش بيشتر نمود. اضافه كردن ساعات كاري و همت مضاعف در هر ساعت بهره وري كار را زياد مي كند. بهتر است در هر ساعت به اندازه چند ساعت كار كنيم يعني با توان و وقت بيشتر كار را كامل انجام دهيم. بدين ترتيب بهره وري و رشد بيشتر از محل كار شروع گشته و اجتماعات بزرگ تر و كل كشور را تحت الشعاع خود قرار داده و نيل به هدف اصلي جامعه را ميسر مي سازد.‏

نويسنده:يعقوب نعمتي وروجني

منبع: روزنامه رسالت 1390/01/21


 

جهاد امروز در عرصه اقتصاد است

مقام معظم رهبري در ادامه رويه نيكوي نام گذاري، سال نو امسال را با عنوان نشاط آور و تحرك آفرين «جهاد اقتصادي» نام گذاري كردند. اين نام گذاري كه در پيام نوروزي معظم له انجام گرفته بود در سخنان ايشان در اولين روز سال نو در جوار مضجع شريف رضوي در مشهد مقدس و چند روز پس از آن در جمع خانواده هاي شهدا منطقه عسلويه و كاركنان صنعت نفت و گاز در آنجا تشريح و تبيين شد.

منت خداوند منان، يك بار ديگر شامل حال ايرانيان شد و مقام معظم رهبري در ادامه رويه نيكوي نام گذاري، سال نو امسال را با عنوان نشاط آور و تحرك آفرين «جهاد اقتصادي» نام گذاري كردند. اين نام گذاري كه در پيام نوروزي معظم له انجام گرفته بود در سخنان ايشان در اولين روز سال نو در جوار مضجع شريف رضوي در مشهد مقدس و چند روز پس از آن در جمع خانواده هاي شهدا منطقه عسلويه و كاركنان صنعت نفت و گاز در آنجا تشريح و تبيين شد. به دليل اهميت موضوع و تأثير قطعي و عميقي كه توجه به آن بر روند حركت كشور خواهد گذاشت، به شكل اختصار به مواردي از آن اشاره مي شود.

الف- اولويت: يكي از ويژگي هايي كه موضوعي را شايسته نام گذاري سال مي كند. اولويت داشتن آن است. اين اولويت يا ذاتي است و يا به سبب وضعيت هاي خاص ايجاد مي شود و يا هر دو. اقتصاد و يا به عبارت مشخص تر «جهاد اقتصادي» از هر دو ويژگي ياد شده بر خوردار است. افزون بر آن، پشتوانه كارشناسي محكمي هم دارد كه در بيانات مقام معظم رهبري نيز منعكس شده است: «... لكن به نظر صاحب نظران، امروز در اين برهه از زمان، مسئله اقتصادي از همه مسائل كشور فوريت و اولويت بيشتري دارد.

ب- متغيرهاي اساسي: اولويت و اهميت «جهاد اقتصادي» ناشي از متغيرهاي اساسي مرتبط با آن است كه چند تاي آن توسط مقام معظم رهبري بيان شد، از جمله:

1- قدرت نظام اسلامي در حل مشكلات اقتصادي: پيروزي انقلاب اسلامي بر طاغوت مورد حمايت ابرقدرت ها و فائق آمدن بر مشكلات و رفع موانع دشمن ساخته، قدرت نظام اسلامي در عرصه هاي مختلف را آشكار ساخت، اما اين موفقيت ها نه دشمن را از ادامه دشمني بازداشت و نه در عرصه سعي و تلاش امور انقلاب و كشور را كفايت مي كرد. پس بايد تلاش وافر و بي وقفه همچنان ادامه داشته باشد. يكي از عرصه هايي كه انقلاب اسلامي بايد در آن قدرت نمايي كند، عرصه اقتصاد است. اين قدرت نمايي از دو جهت اهميت دارد: يكم: رونق بخشيدن به حيات كشور و ايجاد شور و نشاط كار، تلاش و توليد ثروت ملي و ... دوم: الگوسازي، امروزه بسياري از كشورهاي دنيا، حتي كشورهاي غير اسلامي با مشاهده خروجي ها و كاركردهاي مختلف نظام در عرصه هاي گوناگون، توانمندي هاي نظام را باور كرده اند و چنانچه نظام اسلامي بتواند با رويكرد جهادي به حوزه اقتصاد، به موفقيت هاي نوين برنامه ريزي شده نائل شود، دستاوردهايش در اين خصوص براي كشورهاي ديگر الگو خواهد شد و در پيشاني اين الگو نام اسلام عزيز كه يگانه الهام بخش موفقيت هاي اين ملت است با روشني تمام خواهد درخشيد. مقام معظم رهبري درباره جايگاه اين بحث فرمودند: «ما بايد بتوانيم قدرت نظام اسلامي را در زمينه حل مشكلات اقتصادي به همه دنيا نشان دهيم، الگو را بر سردست بگيريم تا ملت ها بتوانند ببينند كه يك ملت در سايه اسلام و با تعاليم اسلام چگونه مي تواند پيشرفت كند.»

2- شاخص: خوشبختانه هماهنگي كامل و جهت داري بين برنامه پنجم «جهاد اقتصادي» وجود دارد كه حفظ و پايبندي به آن از اتلاف وقت و هزينه جلوگيري مي كند. اين هماهنگي در شاخص برنامه پنجم، يعني حداقل رشد هشت درصدي است. برنامه پنجم با در نظر گرفتن جميع جهات از جمله: منابع، سرمايه، قابليت، نيروي انساني، وضعيت كشور در عرصه هاي مختلف، توانمندي ها و ... تنظيم و تدوين شده است. از اين رو رشد هشت درصدي كه پشتوانه هاي عديده اي دارد كاملاً قابل حصول است و به عنوان شاخص اصلي مي تواند هشداردهنده، ترغيب كننده، جبران كننده و هدايت كننده حركت باشد.

3- بهره وري: براي رسيدن به رشد مشخص شده در برنامه پنجم و يا همان شاخص بايد كار در بحث بهره وري برجسته شود. بهره وري به عبارت ساده يعني، استفاده حداكثري از سرمايه در اختيار يا همان موجودي در هر شكلي كه است. مقام معظم رهبري درباره شاخص و بهره وري فرمودند: «آنچه كه در اين زمينه به عنوان شاخص وجود دارد و مهم است، رشد پرشتاب كشور به ميزان تعيين شده در برنامه پنجم است كه اعلام شده است، يعني حداقل رشد هشت درصدي. در اين رشد، سهم بيشتر مربوط به بهره وري است، يعني ما بتوانيم از امكانات كشور به شكل بهتري استفاده كنيم.»

4- كاهش نرخ بيكاري و اشتغال زايي: كاهش نرخ بيكاري نتيجه عملي اشتغال زايي است. نسبت بين اين دو مقوله در ظاهر مولد يك مفهوم اقتصادي است كه به موجب آن تعداد افراد بي كار جامعه كم مي شوند و اكثر شهروندان از شغل و درآمد برخوردارند و بر افزايش سرانه ملي هم مي توانند تأثيرگذارند، اما دامنه بحث اشتغال به همين جا ختم نمي شود و به سمت حوزه اجتماع و فرهنگ و ... نيز توسعه پيدا مي كند و در نهايت برايش مفهوم و ارزش فربه اي مي سازد كه اهميتش را مضاعف مي كند.

5- سرمايه گذاري بخش خصوصي: فراهم آوردن زمينه هاي لازم براي شوق و جرأت پيدا كردن بخش خصوصي براي به ميدان آوردن سرمايه، اثر مهمش درگير ساختن به چرخش درآوردن سرمايه هايي است كه يا در جاي ديگري مشغول كار و افزايش ثروت بودند و يا اينكه در حالت ركود و شبه ركود به سر مي بردند.

6- تعاوني: مباحث مربوط به سرمايه گذاري بخش خصوصي بيشتر بر محور سرمايه هاي كلان دور مي زند و در جاي خودش بسيار هم مهم است، اما «جهاد اقتصادي» تنها با ميدان آمدن اين سرمايه محقق نمي شود و نيازمند بزرگتر شدن شعاع عمل و فراگيري بيشتر است تا عرصه اي به فراخناي ايران اسلامي درگير اين جهاد مقدس شود از اين رو لازم است سرمايه هاي خود و پراكنده، اما بسيار زياد نيز زمينه نقش آفريني پيدا كنند تا هيچ سرمايه اندكي در هيچ كجاي ايران راكد نماند. رهبر معظم انقلاب در اين باره گوشزد فرمودند: «كاهش نرخ بيكاري و افزايش اشتغال در كشور، از جمله مسائل بسيار اساسي و مهم است. همچنين مسئله افزايش سرمايه گذاري بخش خصوصي و كمك به بخش خصوصي كه بتواند در زمينه مسائل اقتصادي كشور سرمايه گذاري كند، از جمله مسائل مهم و اساسي است كه يكي از كارهاي مهم در اين باب، ايجاد تعاوني هاست كه به وسيله تعاوني ها سرمايه هاي بزرگ تشكيل بشود و بتوانند در مسائل مهم اقتصادي كشور سرمايه گذاري كنند و گره هاي مهم را بازكنند و دولت بتواند اين كار را انجام دهد. بايستي زيرساخت هاي حقوقي و قانوني اش آماده شود. اين، يعني حمايت از شكوفايي كار.

7- صرفه جويي: چند سال پيش مقام معظم رهبري درباره اصلاح الگوي مصرف بياناتي ايراد فرمودند كه صرفه جويي يكي از عناصر اصلي آن است. صرفه جويي يعني مصرف به اندازه. تحقق اين معنا در رفتار دايمي شهروندان سرمايه حلال را انباشته مي كند و مانع هدر رفتن و تلف شدن سرمايه مي شود. مثال رهبر معظم انقلاب در اين باره صرفه جويي در آب است كه صرفه جويي ده درصدي آن چه ها مي تواند بكند.

ج- الزامات: نتيجه «جهاد اقتصادي» ان شاء الله تحول عظيم در اقتصاد كشور است. اين اقدام و حركت بزرگ تنها با اتكا به برنامه هاي تخصصي محض در عرصه اقتصاد به مقصد نمي رسد و به الزامات متعددي نياز دارد. فرمانده معظم كل قوا تعدادي از الزامات مذكور را چنين برشمردند:

1- روحيه جهادي: قرار گرفتن واژه «جهاد» پيش از «اقتصاد» حكايت از يك اقدام خاص در حوزه اقتصاد دارد كه اجراي اين برنامه اقتصادي را با موارد مشابه متفاوت مي كند. معظم له در سفر به عسلويه اين وجه از موضوع را اينگونه توضيح دادند: من امسال را «سال جهاد اقتصادي» اعلام كرده ام. اين معنايش اين است كه ملت ايران در اين برهه از زمان، جهادش به طور عمده در عرصه اقتصاد است... جهاد اقتصادي، صرفاً تلاش اقتصادي نيست. جهاد يك بار معنايي ويژه اي دارد. هر تلاشي را نمي شود گفت جهاد. در جهاد حضور و رويارويي با دشمن، مفروض است. انسان يك تلاش مي كند، دشمن در مقابل او نيست، اين جهاد نيست. اما يك وقت شما مي خواهيد يك تلاشي را انجام دهيد كه بخصوص يك دشمن سينه به سينه شما ايستاده است، اين مي شود جهاد... اگر بخواهيم در ادبيات امروز ما براي «جهاد» معادلي پيدا كنيم، مي شود «مبارزه» جهاد اقتصادي يعني مبارزه اقتصادي.» با به ميان آمدن پاي دشمن به بحث «جهاد اقتصادي اين موضوع از حيث انگيزه ورود و ميزان كار و تلاش تغيير بنيادي پيدا مي كند. كافي است حضور قدرتمند دشمن در اين عرصه را درك و باور كرد، ديد و شناخت، در آن صورت آوردگاه هر محل و مكاني مي شود كه در آنجا كاري در جهت پيشرفت كشور انجام مي گيرد. در وضعيت فعلي واقعيت همين است. دشمن با تمام قوا در تلاش است تا در جمهوري اسلامي ايران كاري انجام نشود و يا اگر انجام مي شود، متقن، شايسته، پايدار و قابل اعتنا و اتكا نباشد.

زنده كردن «روحيه جهاد» در مردم، شتاب دهنده پيروزي در اين جهاد مقدس است.

2- استحكام معنويت و روح ايمان: استفاده از اين الزام جابه جا كننده بنيادهاي سترگ و عظيم، زماني ميسر است كه بخش هاي كمتر بحث شده مفهوم معنويت و ايمان وارد محدوده فهم جامعه شود و عرصه هاي پنهان آن آشكار گردد تا ارتباط معنويت و ايمان با «جهاد اقتصادي» در چشم و ذهن جامعه بنشيند و عزت درخور يابد تا اندك اندك پهلواني و بي بديلي اش براي سخترين ميدان ها را به نمايش گذارد. مقام معظم رهبري در توضيح مختصر اين مفهوم، پرده را اندكي كنار زده و فرمودند: «دوم، استحكام معنويت و روح ايمان و تدين در جامعه است. عزيزان من! اين را همه بدانند، تدين جامعه، تدين جوانان ما، در امور دنيايي هم به ملت و به جامعه كمك مي كند. خيال نكنند كه متدين شدن جوانان، اثرش فقط در روزهاي اعتكاف در مساجد يا در شب هاي جمعه در دعاي كميل است. اگر يك ملت جوانانش متدين باشند، از هرزگي دور خواهند شد... در زمينه فعاليت هاي اجتماعي، در زمينه فعاليت هاي سياسي كشور پيشرفت مي كند. در اقتصاد هم همين جور است. روحيه معنويت و تدين نقش بسيار مهمي دارد.»

3- پرهيز از حاشيه روي: از آفات انجام كارهاي بزرگ كه نيازمند تمركز و دقت است گرفتار شدن در مسائل حاشيه اي است كه يا بر اساس طبيعت كار خودنمايي مي كند و يا ديگراني عمداً آن را در مسير حركت قرار مي دهند، مشغول شدن به اين مسائل كار را در هر مرحله اي كه باشد برزمين مي زند، لذا توافق و توجه به عدم سرگرم شدن به امور حاشيه اي، تضمين كننده موفقيت در كار است. رهبر معظم انقلاب نسبت به اين رهزن خطرناك هشدار داده و فرمودند: «يك شرط ديگر اين است كه كشور به مسائل حاشيه اي مبتلا نشود. ببينيد، در بسياري از اوقات يك مسئله اصلي در كشور وجود دارد كه همه بايد همت كنند و به سراغ اين مسئله اصلي بروند، بايد مسئله كانوني كشور اين باشد، اما ناگهان مي بينيم از يك گوشه اي، يك صدايي بلند مي شود، يك مسئله حاشيه اي درست مي كنند، ذهن ها متوجه آن مي شود... مسائل حاشيه اي نبايد به ميان بيايد. مردم ما خوشبختانه قدرت تحليل دارند، هوشمندند، هوشيارند، مي توانند مسائل فرعي و حاشيه اي را از مسائل اصلي جدا كنند. توجه شود مسائل حاشيه اي كانون توجه افكار عمومي قرار نگيرد.»

4- حفظ اتحاد و انسجام ملي: امروزه وقتي درباره «اتحاد و انسجام ملي» صحبت مي شود، ضرورت و اهميت آن چندان موضوعيت ندارد زيرا اهميت آن در گذر زمان اثبات و تبديل به امري بديهي شده است، از اين رو امروزه بيشتر درباره چگونگي حفظ و شكستن اتحاد و انسجام ملي بحث مي شود و چون در حال حاضر رفتار دشمنان نظام به ويژه در سال هاي اخير متمركز بر شكستن اتحاد و انسجام ملي ايرانيان است، نظام نيز روش هاي حفظ و هويت آن را دنبال مي كند كه به مدد الهي موفق هم بوده است. در وضعيت فعلي كه دهه پيشرفت و عدالت و در راستاي آن، سال «جهاد اقتصادي» پيش رو است بايد ضمن حفظ و تقويت اين موهبت از امتياز بزرگ آن استفاده و ظرفيت آن را صرف حركت عظيم «جهاد اقتصادي» كرد كه حقيقتاً محتاج اراده و عزم ملي است. مقام معظم رهبري اين مهم را اين چنين تشريح كردند: «يك شرط ديگر، حفظ اتحاد و انسجام ملي است. اين اتحادي كه امروز در ميان مردم و در بين مردم و مسئولان وجود دارد، مردم به مسئولان خودشان علاقه مندند، به آنها اعتماد دارند، به آنها كمك مي كنند، با آنها همراهي مي كنند، بين خود مردم اتحاد و وحدت وجود دارد، بايستي باقي بماند و روز به روز تقويت شود. يكي از نقشه هاي بزرگ دشمنان ملت ايران، ايجاد تفرقه و شكاف در داخل بوده است، به بهانه هاي قوميت به بهانه هاي مذهب، به بهانه هاي گرايش هاي سياسي، به بهانه هاي جناح بندي ها، به بهانه هاي گوناگون، اتحاد را بايد حفظ كرد.»

د- سه هشدار جدي: مقام معظم رهبري در پايان آن بخش از بياناتشان كه درباره «جهاد اقتصادي» بود درخصوص سه نكته اساسي هشدار جدي دادند كه غفلت از آن مشكل آفرين خواهد بود:

1-مسئولان گله از يكديگر را در معرض افكار عمومي مطرح نكنند.

2-شعار سال «جهاد اقتصادي» در و ديوار شهر را پر نكند، بلكه مسئولان و مردم اين شعار را بشنوند، باور كنند و دنبال كنند.

3-محوريت اقتصاد به معناي غفلت از عرصه هاي ديگر تلقي نشود. مخصوصاً در عرصه علم و فناوري به دانشمندان جوان كمك و اعتماد شود تا بتوانند كارهاي بزرگ را انجام دهند.

نويسنده:جواد رضايى

منبع:http://www.sobhesadegh.ir/


 

رهبر معظم انقلاب اسلامي براي چندمين بار طي دهه اخير موضوعي اقتصادي را بعنوان شعار سال تعيين فرموده اند كما اينكه شعار سال گذشته نيز (همت مضاعف و كار مضاعف) شعاري اقتصادي بود.

پيام اعلام «سال جهاد اقتصادي» چيست؟ در اين سال قرار است چه اتفاقي بيفتد؟ مخاطب اصلي جهاد اقتصادي مردمند يا دولت؟ اين شعار چه ارتباطي با رخدادهاي تقويم شده داخلي كشور و منطقه اي دارد؟ «جهاد اقتصادي» بشارت است يا تخذير؟ چرا اقتصاد بر پيشاني سال 90 نشسته است؟ اقتصاد جهادي چه سنخ اقتصادي است؟ چرا اين شعار در دوره دولت پر كاركنوني مطرح شده است؟ شايد اين ها مهمترين سوالاتي است كه بايد به آن ها پاسخ داده شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامي براي چندمين بار طي دهه اخير موضوعي اقتصادي را بعنوان شعار سال تعيين فرموده اند كما اينكه شعار سال گذشته نيز (همت مضاعف و كار مضاعف) شعاري اقتصادي بود. «جهاد اقتصادي» دو واژه - و يا يك مفهوم- ارزشي است كه در قرآن كريم و ساير متون ديني- بصورت دو واژه جدا- مورد استفاده قرار گرفته اند از سوي ديگر جهاد اقتصادي يكي از زيرمجموعه هاي جهاد به حساب مي آيد و از اين رو اين مفهوم از يك سو كاملا تخصصي است و از سوي ديگر در محافل علمي- و حتي عمومي- كاملا شناخته شده مي باشد در عين حال براي آنكه جاي هيچ سوء تعبيري باقي نماند، حضرت آيت الله العظمي خامنه اي - دامت بركاته- در حرم شريف رضوي-ع- فرمودند: «اگر بخواهيم در ادبيات امروز براي جهاد معادلي پيدا كنيم، مي شود «مبارزه»- از اين رو- جهاد اقتصادي يعني مبارزه اقتصادي».

همانگونه كه اقتصاد ناظر بر «كار بيشتر» و «مصرف كمتر» است جهاد اقتصادي هم حتماً دو بعد «قناعت» و «كار» را در برمي گيرد در اين بين قناعت مسئله اي عمومي است و بخش هاي مولد و غيرمولد- فعال و غيرفعال- را شامل مي شود و «كار بيشتر» به كساني مربوط است كه اشتغال دارند و يا به دستگاههايي مربوط است كه برنامه ريزي و مديريت كار كشور را در دست دارند. سر جمع مصرف در كشور ما بالاست در عين اينكه چند ميليون شهروند و روستاوند كشور در احتياجات اوليه مشكل جدي دارند كه با جهاد اقتصادي بايد اين احتياجات و فاصله ها از ميان بروند. بالا بودن مصرف در كشور ما ضمن آنكه اتلاف موقعيت ها و فرصت ها به حساب مي آيد يك تهديد مهم هم محسوب مي شود چرا كه تداوم ميزان مصرف كنوني در كشور مي تواند بروز مشكلات عديده را در پي داشته باشد. بنابراين درست است كه در وضع فعلي، بحراني به چشم نمي خورد اما اگر علاج نشود چشم انداز آن وجود دارد و بايد براي آن فكري كرد. كار بيشتر و مصرف كمتر- و به عبارتي كار و قناعت- در فرهنگ عمومي و تاريخ ما كاملا وجود دارد اين فرهنگ تا اواخر دهه 1340 در همه شهرها و روستاهاي ايران جاري بوده است در گذشته زنان، مردان و حتي كودكان ايران به كار خلاقه اشتغال داشتند در حاليكه اثر و نشاني از تجمل و يا مصرف گرايي در آن ها ديده نمي شد اين فرهنگ كه يك ملت را در برابر هجوم و توطئه دشمن آسيب ناپذير مي كند از اوايل دهه 1350 مورد تهاجم جدي قرار گرفت و به زودي كار به جايي رسيد كه تخم مرغ و ماست و دوغ روستايي از شهر تهيه شود و اين در حالي است كه جمعيت مولد در شهر هم از مرز 20 درصد فراتر نمي رود. ساعات بيكاري در كشور از ساعات كار فزونتر بوده و اساسا اين دو قابل مقايسه نيستند و اين در حالي است كه كساني كه در عدد و آمار «شاغل» خوانده مي شوند اكثرا مولد نيستند. از اين همه دريا در كشور استفاده چنداني نمي شود (سهم فرآورده هاي غذايي دريايي در سفره ايرانيان كمتر از 5 درصد است) و از بيابانها كه هزاران فرصت شغلي در متن آن ها نهفته است، به نام اينكه بيابانند، استفاده اي نمي شود.

تعطيلات در كشور بيداد مي كند امروز تعطيلات رسمي - اعم از جمعه و ... - از مرز ثلث ايام سال فراتر رفته و اين در حالي است كه از اين طرف و آن طرف زمزمه تعطيلي پنجشنبه ها به گوش مي رسد. طي 2-3 سال گذشته بطور متوسط روزانه 2 ساعت از ساعات كاري شاغلين بخش دولتي كاسته شده و اين ها به هيچ وجه علامت هاي خوبي براي كشور كه بر اساس سند چشم انداز 20 ساله بايد در 1404 رتبه اول خاورميانه را داشته باشد، نيست. بر اين اساس تعيين نام «جهاد اقتصادي» از سوي رهبري كه سكان هدايت كشور را در دست دارد، كاملا معنادار است. البته اين سال بايد آغاز راهي براي بهينه سازي شرايط كار و فرم بندي وضعيت مصرف در كشور تلقي شود و بايد گفت بدون «همراهي جدي و واقعي» مسئولين آثار لازم را ندارد.

همزمان با اعلام سال جهاد اقتصادي، رهبر معظم انقلاب اسلامي، سفري به عسلويه - تاسيسات پارس جنوبي - داشتند و در آنجا ابعاد نامگذاري اين سال را توضيح دادند. در اين ميان نكته اول اين است كه پارس جنوبي در طول دو دهه گذشته، برجسته ترين ميدان جهاد اقتصادي ملت ايران با غرب و كمپاني هاي وابسته به آن بوده است. اين حضور به اندازه علامتي كه «چفيه» آقا طي سالهاي اخير از جدي بودن معارضه به ما مي دهد، معنادار مي باشد. نكته دوم اين است كه براي گرم كردن ميدان جهاد اقتصادي بايد كارهاي بزرگي به بزرگي كار در پارس جنوبي كرد، ثالثا مخاطب اصلي جهاد اقتصادي نيروهاي مولد وسط ميدان هستند در واقع اگرچه دولت شايسته «خسته نباشيد» و «دست مريزاد» است اما پيش از اين بايد گفت ما در حالي كه در آغاز راه هستيم، زمان زيادي نداريم.

نكته ديگر اين است كه سال 90 به «انتخابات مجلس» ختم مي شود. انتخابات يك فرصت طلايي براي كشور است به شرط آنكه در آن رقابتي جدي براي خدمت بيشتر شكل بگيرد نه اينكه نيروهاي در حال كار دست از كار بكشند و به مناقشه بپردازند. پيروزي در انتخابات مجلس حق كساني است كه در طول اين سالها و از جمله در سال 90 اثبات كرده باشند كه مرد خدمتند و به تعبير رهبر معظم انقلاب- در حرم رضوي- كساني كه كشور را به مسائل حاشيه اي مبتلا نمي كنند. در واقع «جهاد اقتصادي» هم كشور را حفظ مي كند و هم فرصت هاي سال .1390 دقيقا از اين منظر بايد به نيروهاي مذهبي- حزب اللهي كه سرمايه اقتصادي آنچناني ندارند و دستشان هم به مناصب نمي رسد ولي در عين حال بخاطر تعهد و عشقي كه به «آقا» دارند مي پرسند «از ما چه كار برمي آيد» گفت شما با تاكيد بر روي كار و خدمت رساني و بي اعتنايي به مدعياني كه با اصلي كردن مسايل فرعي و فرعي كردن مسايل اصلي فرصت سوزي مي كنند، مي توانيد نقش مهمي در سال جهاد اقتصادي داشته باشيد. حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در سفر عسلويه فرمودند: «همه مسئولند... شما حتي سر يك كلاس، يك معلم هم كه باشيد مي توانيد در اين جهاد اقتصادي سهيم باشيد. اين فرهنگ را به اين جوان، به اين نيروي انساني فردا تعليم مي دهيد اين مي شود جهاد اقتصادي».

سال جهاد اقتصادي الزاماتي هم دارد كه به اختصار به بعضي از آنها اشاره مي كنيم:

1- جهاد اقتصادي بايد «ملي» تلقي شود و هر بخش خصوصي، دولتي و تعاوني و در عرصه هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي و... خود را مسئول بشناسد و اين را همه بايد بدانند كه هيچ كشوري جز با «جهاد اقتصادي»- كار و قناعت- به جايي نرسيده است؛

2- جهاد اقتصادي، جهاد في سبيل الله است و لذا «عزم»، «اخلاص»، «ثبات قدم» و «قصد تقرب به خدا» در آن شرط است اين آموزه بايد بعنوان «ارزشي تخلف ناپذير» مورد توجه جدي قرار گيرد؛

3- جهاد اقتصادي به «معاضدت ملي» و به تعبير آقا «اتحاد و انسجام ملي» نياز جدي دارد و بدون آن تحقق نمي يابد. هماهنگي و همدلي قوا و طرد اختلاف افكنان از هر قوه بسيار اهميت دارد، تريبوني كردن اختلافات قوا بايد «خيانت ملي» تلقي شود و البته فراتر از آن كمك هر بخش از جامعه به بخش ديگر از اهميت فراواني برخوردار گردد.

4- «قاعده محوري» و اجتناب از شلوغ بازي يك مسئله كليدي به حساب مي آيد. هر دستگاه يا مجموعه كشور بايد برنامه و چارچوبي براي ورود به عرصه جهاد اقتصادي ترسيم كند و زيرمجموعه خود را با آن هماهنگ نمايد. اگر اين اتفاق بيفتد آن عزم و حضور عمومي شكل گرفته است.

5- «سند محوري» و اجتناب از برخوردهاي سليقه اي هم يك اصل كليدي است. جهاد اقتصادي بايد با نگاه به سند چشم انداز ملي كشور توام باشد و قبل از هر چيز بايد جبران مافات گردد. سند چشم انداز مي تواند هماهنگ كننده بخش هاي مختلف كشور باشد و دست ها را به ياري هم بسيج گرداند.

6- كارآمدسازي سيستم ها يكي از شرايط موفقيت جهاد اقتصادي است. در اكثر مواقع سيستم هاي موجود در دستگاههاي مختلف كشور، كارايي لازم براي «حركت جهشي و مجاهدانه» ندارند. آيا بدون تحول جدي در ستاد كشاورزي- كه طي دهها سال بسيار ناكارا و تنبل شده است- مي توان به جهادي در كشاورزي نايل شد و در بخش صنعت و در بخش خدمات و در بخش آموزش و...؟ دولت در ايران در اكثر بخش ها بزرگ است اما كارايي آن اندك است اين هرم بايد وارونه شود.

7- جهاد اقتصادي بايد به قصد نشان دادن الگوي مديريت اقتصادي به جهان دنبال گردد يعني همانگونه كه جهاد نظامي و سياسي بايد هدف بهينه سازي شرايط بين المللي را دنبال كند- به تعبير قرآن براي لاتكون فتنه- جهاد اقتصادي هم بايد بتواند چهره اقتصادي نظام ما را به جهان نشان دهد و برتري اسلام را به ثبت جهاني برساند.

نويسنده: سعدالله زارعي

منبع:http://www.kayhannews.ir/900117/2.htm


 


 

 

 

 


 

جهاد اقتصادي به عنوان يک هدف والاي ملي يکي از عوامل مهم در پيشرفت، توسعه عدالت و دستيابي به اقتدار ملي در کشور موضوعي است که امسال با نامگذاري از سوي مقام معظم رهبري براي سال جديد موج گسترده‌اي در ميان مسئولان کشور براي اجرايي شدن اين مسئله ايجاد کرده که نيازمند حضور فعال مسئولان و عزم ملي براي اجرا و عملي شدن اين بحث و تبديل آن از شعار به شعور در صحنه تلاش مي‌باشد. همانگونه که خود رهبر فرزانه انقلاب نيز بدان اشاره نمودند که «شعارهاي هر سال، نمايشي و تشريفاتي نيست و طبعاً همه مشکلات را هم حل نمي‌کند بلکه انگشت اشاره‌اي است که راه و روش را نشان مي‌دهد» که امسال نيز با توجه به اهداف بلندتر ملت و کشور و روند الگوسازي در منطقه با همت و کاري مضاعف در مسير پيشرفت اقتصادي جهاد نماييم.

 از اين رو در نگاه کارشناسانه و موشکافانه در مسير تحقق جهاد اقتصادي ودقت نظر در بهره‌گيري از همه جوانب اين موضوع با اين نکته روبه‌رو هستيم که توجه و التزام به نامگذاري‌هاي سال از سوي مقام معظم رهبري که به عنوان راهبرد کلان سال قابل ارزيابي است، منافع عظيمي ‌را براي ايران عزيز مي‌توان حاصل نمود. از اين رو به تعبير رهبر فرزانه انقلاب « به نظر صاحبنظران، امروز در اين برهه‌ از زمان، مسئله‌ اقتصادى از همه‌ مسائل کشور فوريت و اولويت بيشترى دارد». بنابراين با توجه به فرمايش رهبري در پيام نوروزي «اگر کشور عزيز ما بتواند در زمينه‌ مسائل اقتصادى، يک حرکت جهادگونه‌اى انجام بدهد، اين گام بلندى را که برداشته است، با گام‌هاى بلند بعدى همراه کند، بلاشک براى کشور و پيشرفت کشور و عزت ملت ايران تأثيرات بسيار زيادى خواهد داشت. ما بايد بتوانيم قدرت نظام اسلامى را در زمينه‌ حل مشکلات اقتصادى به همه‌ دنيا نشان دهيم؛ الگو را بر سر دست بگيريم تا ملت‌ها بتوانند ببينند که يک ملت در سايه‌ اسلام و با تعاليم اسلام چگونه مي‌تواند پيشرفت کند».

بر همين اساس براي رسيدن به افق چشم‌انداز 20 ساله نظام که براساس آن ايران در همه زمينه‌ها، کشور نخست منطقه مي‌شود و همچنين در راستاي الگوسازي براي رسيدن به تمدن عظيم اسلامي ‌ايراني در منطقه، بايد در مسير حرکت به سمت افق پيشرفت و توسعه گام برداشت و با توجه و دقت در اشارت‌هاي رهبري انقلاب با نامگذاري‌هاي هرساله سرعت تحقق اين اهداف را دو چندان نمود.

 در واقع فرمايش مقام معظم رهبري در پيام نوروزي، همانطور که از معني لغوي جهاد بر مي‌آيد نيازمند تلاشي مضاعف از سوي همه دستگاه‌هاي توليدي، اجرايي، عمراني و اقتصادي کشور مي‌باشد و در اين بين دستگاه‌هاي اجرايي کشور بايد در جهت جهاد و تلاشي اقتصادي در بخش‌هاي مختلف به ويژه توسعه پروژه‌هاي عمراني کشور و توليدات ملي بيش از گذشته براي اجرايي شدن و تحقق اين هدف والاي ملي گام و تلاش نمايند و با وجود منابع و ظرفيت‌هاي کارشناسي، بيشترين خدمت رساني را به مردم داشته باشند.

در واقع پيام نوروزي مقام معظم رهبري افق روشني در مسير توانمندي‌هاي اقتصادي کشور فراهم کرده و اين جهاد اقتصادي که در ادامه مسير همت مضاعف و کار مضاعف قابل ارزيابي است، کام ملت ايران را شيرين خواهد نمود و همانطور که جهاد رزمي، جهاد سازندگي و جهاد علمي ‌کشور تجربه و دستاوردهاي ارزشمندي را براي نظام اسلامي‌ به وجود آورد؛ تحقق رويکرد جهاد اقتصادي در کشور نيز دستاوردهاي چشمگيري را به ارمغان خواهد آورد؛ چرا که اين تجربه جهاني است که هر کشوري بيشتر تلاش کرد موفق‌تر خواهد بود و مردم آن کشور در رفاه بيشتري خواهند بود.

 در مکتب مقدس اسلام و فرمايشات ائمه اطهار (ع) نيز همگان را به جهاد در معيشت و اقتصاد خانه و جامعه سفارش نموده‌اند، به گونه‌‌اي که کار و تلاش در مسير توسعه اقتصاد و معيشت اهل و عيال به عنوان عبادت و جهادي وارسته قلمداد مي‌گردد؛ از اين رو بدون شک با جهاد اقتصادي مي‌توان کشور را روز به روز در طي نمودن پله‌هاي ترقي و پيشرفت استوار نمود و با کسب اقتدار در مقابل تحريم‌هاي اقتصادي و ترفندهاي فرهنگي دشمن مقابله نمود، بنابراين نامگذاري سال از سوي رهبري جهشي در سطح جامعه مي‌باشد که با توجه به مقتضيات و نيازهاي زماني، از ضروري‌ترين نيازهاي کشورمان در اين برهه محسوب مي‌شود، چرا که ميزان پيشرفت، رشد و تعالي هر جامعه‌اي به ميزان کار و تلاش مفيد آن جامعه وابسته است که با جهادي اقتصادي در مسير تحقق رفاه و عدالت اجتماعي صورت خواهد پذيرفت.

منبع:جوان آنلاين


 

 

نحوه استحاله جهادسازندگي و روحيه جهادي در نظام اداري پس ازدهه‌60

رسيدن به شرايط "جهاد اقتصادي" در چارچوب هاي بوروکراتيک و اداري فعلي کشورمان، به آساني ممکن نخواهد بود. بررسي تجربه سازمان منحل شده "جهاد سازندگي" و نيز نحوه استحاله نظام هاي اداري پس از جنگ تحميلي يکي از مهم ترين مواردي است که بايد در آغاز سال جهاد اقتصادي مورد مطالعه و بررسي قرار بگيرد. آنچه مي خوانيد مقاله دکتر علي اصغر پورعزت عضو هيات علمي دانشکده مديريت دانشگاه تهران و دانشگاه امام صادق(ع) است که تاکنون از وي آثار و مقالات فراواني در حوزه دانش مديريت اسلامي منتشر شده است که اين مقاله در شماره اول از دوره جديد ماهنامه "سوره" انديشه منتشر شده و متن آن در سايت امامت قرار گرفت:

هنگامي‎ که نهاد جهاد سازندگي تشکيل شد، جامعه ايران اميدوار و مشتاق، منتظر بروز تحولاتي شگرف در عرصه توليد، سازندگي، فقرزدايي و رفع محروميت بود. فعاليت‎هاي بسياري از حرکت‎هاي اجتماعي مردم‎نهاد (چون پيشاهنگي) که پيش از انقلاب تشکيل شده بودند، به تدريج تعطيل شده بود. البته شير و خورشيد سرخ به رسم غالب کشورهاي مسلمان، به هلال احمر تغيير نام يافت و به انجام وظايف سابق خود ادامه داد. بسيج نيز با حضور خودجوش مردمي‎ شکل گرفت و توسعه يافت. بسياري از نيروهاي جهاد سازندگي، از اعضاي بسيج هم بودند، که با داعيه تشکيل ارتش بيست ميليوني شکل گرفته بود. جهاد به سرعت توسعه يافت و به همکاري با سازمان‎هاي متعدد و متنوع پرداخت. اين نهاد ابتدا به روستاها رفت و مسئوليت احياي روستاهاي رو به موت را بر عهده گرفت. از طرح‎هاي لوله‎کشي آب و برق‎رساني گرفته تا توسعه جاده‌هاي خاکي، راه‌سازي و احداث مدرسه و حمام و درمانگاه و حتي قبرستان و غسالخانه! بدين ترتيب به تدريج تعداد زيادي از اين گونه پروژه‌ها در چارچوب وظايف تعريف نشده جهاد سازندگي تعريف شد.


 

آماج گذاري براي همسو کردن انرژي اعضاي يک نظام براي رسيدن به هدفي خاص با کمترين اتلاف انرژي، مهمترين وظيفه يک رهبر است که مقام معظم رهبري در طول 22 سال زعامت خود به مدبرانه ترين وجه ممکن اين مسئله را مديريت کردند. هرچند همواره بودند و هستند افراد کوته نظري که بر خلاف جريان آب شنا مي کنند و نتيجه اي جز انزوا براي ايشان نداشته و نخواهد داشت.

 

 

منبع : شورای سیاستگذاری ائمه جمعه


 

 امسال نيز رهبر انقلاب به رغم اين سنت حسنه "جهاد اقتصادي" را محور حرکت خواص و عوام تعريف کردند. اينکه حکمت اين انتخاب چيست، تحقيقا در مورد آن بحث شده اما موضوعي که دليل بررسي تمامي ابعاد "جهاد اقتصادي" شد، بالابردن ضمانت تحقق "جهاد اقتصادي" است زيرا که تلاش براي بهبودي اوضاع اقتصادي بدون در نظر گرفتن تمام حوزه هاي عملياتي آن امکان تحقق کامل ندارد.

 بالغ بر 48 حوزه، ميدان عملياتي "جهاد اقتصادي" هستند. نکته ابتدايي اينکه مشخصا در اين شعار، اقتصاد محض محور نيست بلکه در بعضي از حوزه ها، "جهاد در اقتصاد" و در بعضي "جهاد با اقتصاد" و در بعضي ديگر نيز "جهاد براي اقتصاد" معني دارد که البته حوزه هايي وجود دارد که دو يا هر سه را شامل مي شوند.

 "جهاد اقتصادي" ترکيبي از دو مفهوم جهاد و اقتصاد است که در نهايت بايد در هم ضرب شوند که در اينجا اين سه مفهوم را به طور کاملا خلاصه و فقط به حد روشن شدن تمامي ابعاد عملياتي آن، به آن مي پردازيم.

 جهاد

 

جهاد در لغت به معني جهد و کوشش است که البته مفهومي خنثي مي باشد و جهت مثبت و منفي آن را جنس حرکت فرد تلاشگر مشخص مي کند اما نکته اينجاست که جهاد در احاديث به صورت اصطلاحي به کار رفته نه به معني لغوي آن و جهاد اصطلاحي به معني کوشش براي کسب رضايت خداوند در هر زمينه اي است.

 

از آنجايي که در مدل دوگانگي قرآن، مفهومي خاصي روبروي جهاد به کار نرفته و از اصلاحاتي مانند قاعدين، مخالفون و... استفاده شده، بيانگر اين نکته است که مفهوم جهاد يک مفهوم ساده نيست و از ترکيب چند مفهوم ديگر تشکيل مي شود که به ازاي هر مرحله اي، مفهومي خاصي روبروي آن وجود دارد.

 

جهاد در اصطلاح که همان حکم خداوند است، تلاش مقدس است که در 2 مرحله انجام مي گيرد که در افواه عمومي به اشتباه در نوع تعريف مي شود. جهاد با معرفه نفس شروع مي شود که "من عرفه نفسه فقد عرفه ربه" و در دومين قدم از مرحله اول بايد تهذيب نفس را صورت داد که منشا تمام حرکتهاي بعدي يک مومن خواهد بود.

 

عارفانِ عاشق، براى نفس هفت منزل برشمرده اند كه بايد براى رسيدن به مقصود، به درجه ى نهايى آن، كه حالت مرضيّه بودن است رسيد. معرفت به نفس اماره، لوامه، ناطقه، ملهمه، مطمئنه، راضيه و مرضيه مي تواند مقدمات جهاد را در هر زمينه اي فراهم کند.

 

طبق فرمايش پيامبر(ص) که مبارزه با نفس را جهاد اکبر خواندند در مرحله اول از جهاد بعد از معرفه النفس بايستي به تهذيب و تزکيه نفس پرداخت که جهاد اکبر شرط لازم و مقدمه است براي جهاد اصغر. بعد از تهذيب نفس بايد مومن که قدرت فرقان بالقوه در وي ايجاد شده است، فرقان صورت دهد که در قدم بعدي به نفع جبهه حق اقدام کند. خود مفهوم "فرقان" متشکل از 4 زير مرحله تبيين معيارهاي حق و باطل، تفکيک و انتخاب جبهه حق است اما بعد از صورت دادن فرقان نوبت به اقدام عملي مي رسد که با توجه به احاديث آن را جهاد اصغر مي نامند.

 
اما از آنجايي که اجراي جهاد به نحو احسن نياز به بصيرت دارد و جهاد بي بصيرت هرگز به مرحله کمال نمي رسد، نقطه مشترکي با بصيرت دارد. بصيرت چرخه فرقان، اقدام و استقامت است که در دو مرحله فرقان و اقدام با مرحله دوم از جهاد يعني جهاد اصغر مشترک است.
 

اما جهاد به گفته اميرالمومنين سه ابزار دارد:"جاهدو في سبيل الله بايديکم، فان لم تقدروا فجاهدو بالسنتکم، فان لم تقدرو فجاهدو بقلوبکم". در راه خدا با دستهاي خود بجنگيد، اگر نتوانستيد با زبانهاي خود و اگر باز هم نتوانستيد با قلب هاي خود بجنگيد.

 

از طرفي حضرت امير براي جهاد 4 ميدان را تعريف کرده اند :" الجِهادِ على أرْبَعِ شُعَبٍ : على الأمرِ بالمَعروفِ والنَّهيِ عنِ المُنکَرِ والصِّدْقِ في المَواطِنِ وشَنَآنِ الفاسقِينَ " . امر به معروف ، نهى از منکر ، پايدارى در جبهه هاى جنگ و دشمنى با تبهکاران؛ که اين 4 ميدان را جهاد اصغر مي دانند و کسب توفيق در جهاد اصغر بدون جهاد اکبر که مقدمه واجب الوجود جهاد اصغر يعني تهذيب نفس است امکان پذير نخواهد بود.

 

پس در نهايت جهاد در 12 حوزه قابل تعريف است :

 

بايستي جهاد با دست و زبان و قلب در هر 4 حوزه جهاد با توجه به محور تمرکز مثلا اقتصاد، تمام حالتهاي آن تبيين و جداگانه بررسي شود و هر فرد يا سازماني با توجه به حوزه مربوطه،  استراتژي خاصي را براي تحقق آن طراحي کرد.

 

اقتصاد

 

اقتصاد در لغت به معني ميانه روي و در احاديث نيز ميانه روي در امور مالي که تعادل در دخل و خرج تعبير مي شود نيز به کار رفته است که جهت مثبت مصرف کردن مي باشد. حضرت علي مي فرمايد:" الاقتصاد ينمي القليل" بدين معني که تعادل در دخل و خرج مال اندک را زياد مي کند. حضرت علي(ع) غايت اقتصاد را هم "قناعت" (غاية الاقتصاد القناعة) اعلام کردند. از طرف ديگر، روبروي مفهوم اقتصاد(لغوي) "اسراف" (السرف مثواة و القصد مثراة) را تعريف کرده اند که اسراف مايه نابودي و ميانه روي مايه توانگري است.

 

 در تعريف اصطلاحي اقتصاد نيز در مدل غربي يعني اکانومي اين چنين نوشته اند که "مديريت منابع محدود براي پاسخگويي به نيازهاي نا محدود". پرسش بنيادين براي دانش اقتصاد در غرب، مسئله حداکثر شدن رضايت و مطلوبيت انسان‌هاست در حالي که در تعريف اسلامي، امام راحل بر گرفته از آيات و روايات بيع (که ظرفيتي بيشتر از اقتصاد را دارد) را روبروي اکانومي مي دانند که در آن مديريت نياز انسان به جاي مديريت منابع مهمترين مسئله است.

 

در ديدگاه اسلامي و بر اساس حديث معروف" من لا معاش له لامعادله" اقتصاد و برنامه ريزي براي معاش بايد طوري باشد که معاد انسان را رقم بزند و کسب رضايت خداوند که همان نفس مرضيه است به عنوان غايت و نهايت مطلوب اقتصاد در نظر گرفته مي شود.

 

در حال حاضر اقتصاد در دو سطح خرد و کلان و هر کدام در دو حوزه ملي و فرا ملي مورد مطالعه قرار مي گيرد.

اقتصاد خرد شاخه‌اي از علم اقتصاد است که به مطالعه منحصر به فرد اقتصاد، تجزيه و تحليل بازار رفتار مصرف کنندگان و خانوارها و بنگاه‌ها و به چگونگي رفتار انسان‌ها و انتخاب هايشان در سطح واحدهاي خرد يا کوچک اقتصادي مانند يک فرد، يک بنگاه، يک صنعت يا بازار يک کالاي خاص مي‌پردازد. در اقتصاد خرد مفاهيمي چون پول، کالا، توليد، عرضه و تقاضا و... مورد مطالعه قرار مي گيرد. اقتصاد لغوي به معني ميانه روي در امور مالي نيز جزئي از اقتصاد خرد محسوب مي شود.

 

خانوارها و بنگاه هايي که تنها در محدوده مرزهاي جغرافيايي فعاليت داشته، در حوزه اقتصاد خرد ملي و بنگاه هايي که علاوه بر داخل کشور، مراوده اي  نيز با فراسوي مرزها دارند، در حوزه اقتصاد خرد فرا ملي تعريف مي شوند.

 

در اقتصاد کلان نيز به بررسي رفتار عمومي بنگاه‌ها و کل نظام اقتصادي مي‌پردازند. موضوع اقتصاد کلان رويه دولتها و روابط اقتصادي ملتهاست. در اقتصاد کلان مفاهيمي مانند توليد ناخالص ملي، رکود اقتصادي، رشد اقتصادي و... مورد بررسي قرار مي گيرد.

 

اقتصاد کلان نيز در حوزه اقتصاد کلان ملي که تنها دامنه فعاليت آنها داخل کشور است و اقتصاد کلان فراملي با دامنه اي خارج از مرزهاي جفرافيايي کشور است، تعريف مي شود.

 

 

 

جهاد اقتصادي

 

حال با توجه به حوزه هاي مختلف عملياتي جهاد و چهار حوزه اقتصاد(اصطلاحي) يعني خرد ملي، خرد فراملي، کلان ملي و کلان فراملي، بايستي 12 حوزه جهاد را در 4 حوزه اقتصاد ضرب کرد تا بهتر بتوان تمامي ابعاد عملياتي مفهوم "جهاد اقتصادي" را تبيين کرد.

 

جهاد با معرفه النفس شروع مي شود و در آخرين مرحله از هفت نفس يعني مرضيه، بايد نهايت هر حرکتي من جمله اقتصاد را نيز رضايت خداوند قرار داد در حالي که در مدل غربي، رضايت بشر نهايت علم اقتصاد تعريف شده است.

 

در نهايت چنين حاصل مي شود که "جهاد اقتصادي" 48 حوزه عملياتي دارد که هر فرد يا سازماني بايد حوزه هاي مربوطه به خود را شناسايي و برنامه هاي عملياتي براي تحقق جهاد اقتصادي در آن حوزه را مشخص کند.

 

براي هر فرد، گروه يا سازماني، تنها "جهاد اقتصادي" در برخي از اين حوزه ها ميسر است که بايستي بعد از شناسايي حوزه مربوطه ، استراتژي متناسب با امکانات و اختيارات خود براي تحقق آن را طراحي کند.

 

به عنوان مثال حوزه هاي 8،7،6،5 و 20،19،18،17 و 32،31،30،29 و 41،44،43،42 مربوط است به صدا و سيما که بايد نقش خود را در آنها بازتعريف کند تا بتواند وظيفه خود را در "جهاد اقتصادي" به خوبي انجام دهد.

براي تقريب به ذهن به توضيح مفهومي چند مورد بسنده مي کنيم.

 

تذکر دوباره اينکه جهاد اقتصادي صرفا جهاد براي اقتصاد نيست. بلکه جهاد در اقتصاد يا جهاد با اقتصاد نيز به منزله جهاد اقتصادي محسوب مي شود.

 

حوزه 3 يعني جهاد با دست در ميدان جنگ در اقتصاد خرد ملي که مي توان از کمک کردن پيرزني، تنها با فرستادن 2 تخم مرغ در حد بضاعت خود به جبهه براي رزمندگان در زمان دفاع مقدس نام برد.

حوزه 6 يعني جهاد با زبان در نهي از منکر در اقتصاد خرد ملي مي توان از تذکر به يکديگر براي خاموش کردن لامپ ها و اسراف نکردن نام برد.

حوزه 20 يعني جهاد با زبان در دشمني با تبهکاران در اقتصاد خرد فراملي که مي توان با تبليغ براي تحريم کالاهاي خارجي به قصد حمايت از توليد داخل اين مرتبه از جهاد اقتصادي را انجام داد.

حوزه 30 يعني جهاد با زبان در نهي از منکر در اقتصاد کلان ملي که مي توان از فعاليت صدا و سيما براي ترويج فرهنگ مبارزه با شايعه سازي براي افزايش تورم کاذب نام برد.

حوزه 44 يعني جهاد با زبان در دشمني با تبهکاران در اقتصاد کلان فراملي است که دستگاه ديپلماسي بايستي در اين حوزه فعال عمل کند و روند امور اقتصادي در جهان را با توجه به اولويت هاي همکاري با کشورهاي دوست و دشمن را مديريت کند.

 

اميد است به کمک تک تک آحاد جامعه، شرکت هاي خصوصي و دولتي، وزارت خانه ها و سازمان هاي دولتي با مشخص کردن حيطه کاري و حوزه عملياتي خود در جهاد اقتصادي و با برنامه ريزي سريع و دقيق، ثابت کنيم که لياقت بهترين نعمت ها که به گفته امام صادق "رهبري شايسته" است را داريم. انشاالله


 

نبرد راهبردها

مقاومت و تمهيدات جمهوري اسلامي ايران در مقابله با راهبردهاي دشمنان انقلاب اسلامي به سركردگي آمريكا در طول سه دهه گذشته باعث شده تا در اين مدت به دفعات انديشمندان سياست خارجي آمريكا علل ناكارآمدي رويكردهاي سياست خارجي اين كشور در مقابله با ايران را مورد بررسي قرار دهند و به مقتضاي وضعيت جديد درخصوص تفسير يا تصحيح اين رويكردها تلاش كنند.

در دهه نخست انقلاب اسلامي كشورهايي كه اين پديده مبارك را در تضاد با مباني و منافع خود ديده و از صدور اين انديشه به ديگر نقاط تحت تسلط خود در هراس بودند، راهبرد قدرت سخت (hardpower) و نيمه سخت را در دستور كار قرار دادند كه محصول آن تحميل هشت سال جنگ نابرابر و انواع توطئه ها و اقداماتي نظير كودتا، بمب گذاري، ترور و اختلافات قومي و مذهبي و... بود كه خسارات و هزينه هاي سنگيني براي مردمي ترين انقلاب جهان در پي داشت اما دستاوردي براي دشمنان دربرنداشت و در نهايت ملت قهرمان ايران در پرتو هدايت ها و مديريت استراتژيك امام(ره) در همه اين عرصه ها پيروز ميدان شد و ناكارآمدي سياست هاي دشمن را آشكار ساخت. دشمن با بررسي در علل شكست اقداماتش اعلام كرد كه بكارگيري قدرت سخت بر عليه ايران اسلامي كارايي نداشته و راهبرد جديد را بكارگيري قدرت نرم در مواجهه با نظام اسلامي عنوان كرد. گري سيك مشاور امنيت ملي رئيس جمهور آمريكا به صراحت ابراز كرد كه سياست ما براي فروپاشي نظام اسلامي در ايران استحاله از درون است. بنابراين در طول دوران سازندگي و اصلاحات مجموع اقدامات دشمن با اين هدف پي ريزي شد كه با نفوذ جريانات و افراد وابسته در مراكز علمي و حاكميتي، پايه هاي نظام اسلامي را سست و سرانجام مسير حركت ملت را در جهت منافع و مقاصد خود سوق دهد. در اين زمان بود كه با همه تذكرات و هشدارهاي رهبر فرزانه انقلاب در پرتو ساده لوحي بعضي از مسئولين و خيانت آشكار بعضي ديگر حضور شواليه هاي ناتو فرهنگي دشمن علاوه بر مراكز علمي در مراكز حاكميتي هم به عيان ديده شد و كار به جايي رسيد كه رهبر معظم انقلاب اسلامي عنوان كردند كه بعضي از مطبوعات داخلي پايگاه دشمن شده اند.

در چنين هنگامه اي كه دشمن رؤياي بازگشت به خوان نعمت ايران را محقق مي ديد به مدد الهي يك بار ديگر ملت بصير ايران با هدايت هاي امام گونه مقام معظم رهبري با حضور آگاهانه در انتخابات شوراي شهر دوم، مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم و انتخابات ديگر تا امروز، عناصر وابسته، غافل و ناكارآمد را از حاكميت نظام اسلامي كنار گذاشت و خواب هاي دشمن را دوباره آشفته كرد و يك بار ديگر آنان را مقهور اراده الهي خود ساخت و آمريكا و اذنابش را در بهت ناكارآمدي انديشه هايش براي مقابله با انقلاب اسلامي فرو برد. در مقابل، دشمن زخم خورده سعي كرد از همه ظرفيت هايش براي يك جنگ نرم تمام عيار بر عليه جمهوري اسلامي ايران بهره برداري كند كه اوج آن را در حمايت هاي مالي، رسانه اي و سايبري در فتنه عظيم بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم شاهد بوديم. اينجا بود كه با مديريت استراتژيك رهبر معظم انقلاب و همراهي و بصيرت مردم، دشمن مستكبر براي چندمين بار طعم تلخ شكست را چشيد و او را بار ديگر به واكاوي علل شكست سياستهايش واداشت. در اين هنگام بود كه وزيرخارجه آمريكا اعلام كرد اين كشور براي مقابله با جمهوري اسلامي بر مؤلفه هاي قدرت هوشمند تأكيد خواهد داشت. وي با اشاره به تعاليم مراكز فكري آمريكا اعلام كرد كه رويكرد قدرت هوشمند در سياست خارجي آمريكا تركيبي از توانمنديهاي قدرت سخت و نرم به همراه استفاده از منابع و ابزارهاي مناسب جهت رسيدن به اهداف است. در اين هنگام است كه سياستمداران آمريكايي اعلام مي كنند در جهت به كارگيري قدرت هوشمند بر استفاده از تهديد و تحريم هوشمند و همكاري ديگر كشورها براي مقابله با انقلاب اسلامي تاكيد خواهند داشت و آن را عملياتي مي كنند.

همان طور كه عنوان شد تحريم هوشمند، سياستي است كه واشنگتن با در نظر گرفتن استراتژي قدرت هوشمند طراحي كرده و دولت اوباما اين سياست را با توجه به دلايل ناكاميهاي سياست خارجي آمريكا در برابر ايران مدنظر قرار داده است. درباره رويكرد جديد كاخ سفيد بايد گفت؛ اولا تحريم هايي كه در گذشته اعمال شده است عملا با توجه به دليل برخورداري نظام از پشتيباني مردم و حمايت اكثريت قاطع آنها از جمهوري اسلامي نتايج دلخواه براي آمريكا نداشته و يا كم اثر بوده است.

ثانيا در شرايط كنوني هر چه شدت تحريم ها بيشتر شود موقعيت آمريكا نزد افكار عمومي مردم ايران بيشتر ضربه مي خورد و اين موضوع در تضاد با استراتژي قدرت هوشمند است كه رويكرد بازسازي افكار عمومي مردم ايران را در اولويت قرار مي دهد.

آمريكا درصدد است با تحريم هوشمند ضمن مصون نگاه داشتن موقعيت خود نزد افكار عمومي ايران به طريقي از پيشرفت ايران در همه عرصه ها جلوگيري كند و نظام اسلامي را ناكارآمد جلوه دهد در نهايت مردم ايران را از نظام اسلامي نااميد و كاستي ها و عدم موفقيت ها را متوجه مسئولان جمهوري اسلامي نمايد و با اين سياست ضمن شكاف بين مردم و مسئولين و ايجاد نااميدي بستر مناسبي را براي اقدامات بعدي فراهم آورد.

اينجاست كه اعلام سال جهاد اقتصادي توسط رهبري معظم انقلاب و فراخواني هر سه قوه و آحاد مردم در جهت اين امر مقدس مي تواند يكبار ديگر اين راهبرد دشمن را مانند دفعات گذشته به يأس و نااميدي تبديل كرده و الگويي از يك كشور ضداستكباري، اسلامي، مستقل و البته با نظامي كارآمد و پيشرفته را در برابر مردم منطقه قرار دهد.

 

 

منبع : مقالات شورای سیاستگذاری ائمه جمعه


 


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :67   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >