نحوه استحاله جهادسازندگي و روحيه جهادي در نظام اداري پس ازدهه‌60

رسيدن به شرايط "جهاد اقتصادي" در چارچوب هاي بوروکراتيک و اداري فعلي کشورمان، به آساني ممکن نخواهد بود. بررسي تجربه سازمان منحل شده "جهاد سازندگي" و نيز نحوه استحاله نظام هاي اداري پس از جنگ تحميلي يکي از مهم ترين مواردي است که بايد در آغاز سال جهاد اقتصادي مورد مطالعه و بررسي قرار بگيرد. آنچه مي خوانيد مقاله دکتر علي اصغر پورعزت عضو هيات علمي دانشکده مديريت دانشگاه تهران و دانشگاه امام صادق(ع) است که تاکنون از وي آثار و مقالات فراواني در حوزه دانش مديريت اسلامي منتشر شده است که اين مقاله در شماره اول از دوره جديد ماهنامه "سوره" انديشه منتشر شده و متن آن در سايت امامت قرار گرفت:

هنگامي‎ که نهاد جهاد سازندگي تشکيل شد، جامعه ايران اميدوار و مشتاق، منتظر بروز تحولاتي شگرف در عرصه توليد، سازندگي، فقرزدايي و رفع محروميت بود. فعاليت‎هاي بسياري از حرکت‎هاي اجتماعي مردم‎نهاد (چون پيشاهنگي) که پيش از انقلاب تشکيل شده بودند، به تدريج تعطيل شده بود. البته شير و خورشيد سرخ به رسم غالب کشورهاي مسلمان، به هلال احمر تغيير نام يافت و به انجام وظايف سابق خود ادامه داد. بسيج نيز با حضور خودجوش مردمي‎ شکل گرفت و توسعه يافت. بسياري از نيروهاي جهاد سازندگي، از اعضاي بسيج هم بودند، که با داعيه تشکيل ارتش بيست ميليوني شکل گرفته بود. جهاد به سرعت توسعه يافت و به همکاري با سازمان‎هاي متعدد و متنوع پرداخت. اين نهاد ابتدا به روستاها رفت و مسئوليت احياي روستاهاي رو به موت را بر عهده گرفت. از طرح‎هاي لوله‎کشي آب و برق‎رساني گرفته تا توسعه جاده‌هاي خاکي، راه‌سازي و احداث مدرسه و حمام و درمانگاه و حتي قبرستان و غسالخانه! بدين ترتيب به تدريج تعداد زيادي از اين گونه پروژه‌ها در چارچوب وظايف تعريف نشده جهاد سازندگي تعريف شد.