پایگاه مجازی کبوتر حرم
 
اگر چه نامه سیاهم، اگر چه پرگنهم کبوتر حرمم، پای بند لطف توام
خجسته ميلاد هشتمين گوهر تابناک آسمان امامت ، حضرت امام رضا (ع) حضور يکايک شما دوستان تبريک عرض مي کنم

براي رفتن به ادامه ي مطالب ، روي عنوان پست کليک کنيد




http://ghaemiyeh.com/images/com_sobi2/clients/4810_img.jpg

عناوين اصلي كتاب شامل:
مقدمه محقق؛ مقدمه عبد الصاحب زيني؛ متن رساله؛ بيان سلسله سند و انتساب اين رساله طلائي به حضرت امام رضا عليه السلام؛ سر قبول كردن حضرت رضا  عليه السلام وليعهدي مأمون را؛ انتقال دعوت از علوي ها به عباسي ها؛ كيفيت بيعت امام رضا عليه السلام؛ امام  عليه السلام خبر مي‌دهد كه اين بيعت پايدار نيست؛ وقايع بعد از بيعت؛ امر و نهي؛ مجالس مناظره و مباحثه حضرت با علماء؛ نصيحت حضرت به خليفه و مسلمانان؛ پايان ولايتعهدي امام رضا  عليه السلام و وزارت فضل؛ تأثير حضرت  عليه السلام بر مأمون؛ اخلاق حضرت امام رضا عليه السلام؛ مترجمان زمان مأمون؛ زندگي نامه حضرت امام رضا عليه السلام؛ پاورقي

مشخصات کتاب :

پدید آورنده: مرتضي عسكري
مترجم: كاظمي خلخالي

دانلود در ادامه ی مطلب



نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 14 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

شدم ز عشق تو سرشار يا امام رضا
مشرفم سوي دربار يا امام رضا
امام ثامني از هشت و چار اي مولا
ز نسل حيدر كرار يا امام رضا



نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 14 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

همراه کبوتران حرمت...

گلدسته های حرم، آسمان هفتم را خط می زنند.

قدم می کشند آرام آرام از سیاهی خاک تا سپیدی افلاک


کبوتران، بال می گیرند در آسمانی مچاله و پرواز در حوالی سکوت و سیاهی را تجربه می کنند. بوی اتّفاق می آید؛ آن قدر تلخ که مشام تاریخ را پر می کند از ناکامی.

بانو! از کدام مسیر آمده ای که از ردّ گام هایت، تمام سنگریزه ها جوانه زده اند؟

ستاره ها بر مدار چشم هایت می چرخند، پیشانی ات بهانه خورشید برای طلوع است.

با بال های گسترده عرشی ات عبور می کنی از مرز مکان و زمان.

ملایک به دست بوسی ات مباهات می کنند.

در کنار چشمه ماه، نفس تازه می کنی؛ آسمانی فراتر می خواهی برای پرواز و این سوتر، گلدسته های حرمت سیاه پوشیده اند و نفس می زنند در فضای ملتهبِ از دست دادنت.

صدای سنج عزاداران در کوچه ها می پیچد و خورشید مچاله می شود در انبوهِ تیرگیِ آسمان.

بانو! نیستی و چشم هایم، به آسمان، خشکیده اند.

نیستی و دست هایم را به ضریحت دخیل بسته ام.

نیستی و همراه کبوترانِ رها در حرمت، هر روز آسمان را بال می گیرم تا در اوج ها، جذبه نگاهِ سرشارت، از خود بی خودم کند.

نیستی و چشم اندازِ دعاهایم را در صحنِ گسترده خاطرت، اشک می ریزم.

دیواری می خواهم تا سر بر آن بگذارم و انبوه اندوهم را زار زار بگریم.

دریچه ای می خواهم تا از هوای راکد پیرامونم بال بگیرم به سوی کرامت آبی ات.

هم چنان صدای دسته های زنجیر زن، در کوچه های ذهنم می پیچد.

دست هایم عزادارند و واژه هایی سیاه بر کاغذ می بارند.

نگاه می کنم، چشم هایم زل می زنند به گلدسته های حرمت که آسمان را خط می زنند.


به قلم حمیده رضایی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

چرا هروقت نقاره هات به صدا در می آید دلم می لرزه ،نمیدونم !!!

جرا هروقت نقاره هات به صدا در می آ ید اشکم جاری میشه ،نمی دونم !!!

 میدونی .... یه حس عجیبیه ... یه صدای خاصیه که انگار یه عمر دنبالش بودمو اینجا پیداش کردم .خیلی از آهنگا هست آدما یاد خیلی چیزا وخیلی کسا میندازه اما یه کمبودی توی صدا هام بود ،دلم دنبال یه صدایی میگشت که

هم غم داشته باشه هم شادی

هم بوی همه کسو بده هم بوی بی کسی

هم بوی درد بده هم بوی درمان

هم آرامش بم بده هم دلمو بی قرار کنه

هم عاقلم کنه وهم دیوونه

هم عارفم کنه وهم عاشق ...

میدونی ...

دلم خیلی وقت بود دنبال یه صدا میگشت که همه ی نگفته هارو بگه ، حرف دلارو بشه از بین تارو پود ملودی هاش کشید بیرون ،حرف دل مادری که دختر بچه 4 سالشو 1 ساله که بسته به پنجره فولادتو هر روز به این امید چشماشو باز میکنه که نقاره هات برای شفای دخترش به صدا دربیان،حرف دل پدری که اجاره خونش چند ماهه عقب افتاده و اومده اینجا از شرمندگیش جلوی خونوادش برات میگه از وقتایی که سرشو انداخته پایینو آروم گریه کرده وقتی دیده سر سفرش جز نون ویه غذای ساده نیست،حرف دل پیرزنی که از دار دنیا 1 پسر داره و اونم بخاطر عقب افتادن قسطای ماشینیش وشکایت کردن ضامنش افتاده تو زندان،حرف دل پسری که عاشق شده اما هیچی نداره پا پیش بزاره ، حرف دل پدر دل سوخته ای که پسر ورزشکارش اسیر دام اعتیاد شده و هر روز جلوی چشماش ذره ذره آب میشه حرف دل کسایی که میان اینجا و ظهور آقاشونو ازت می خوان و صبرشون دیگه لبریز شده ،حرف دل کسایی که خسته شدن از تاریکیو و اینجا دنبال یه روزنه ی امید می گردن ....،حرف دل کسایی که ...

چه جوریه که همه ی این حرفا توی این صدا خلاصه شده نمیدونم !!!

چه جوریه که این همه اشکو ناله وخواهش توی این صدا پنهان،نمیدونم!!!

و قشنگترین منظره ی دنیا وقتیه که صدای نقاره هات توی صحن انقلابت میپیچه و اشک چشم کسی که خسته از همه جا به ایوون طلات تکیه داده بی اختیار روی گونه هاش میریزه ...

اینجا چقدر راحت میشه گریه کرد ،دیگه کسی از بی کسی هاش خجالت نمیکشه !چقدر راحت میشه داد زدو عقده های دلو باز کرد،چقدر توبه کردن اینجا آسونه چقدر خدایی شدن اینجا نزدیکه چقدر بال درآوردنو پرواز کردن اینجا ممکن!!!اینجا همه مثل همن ...شاه وگدا ،هردوتاشون در مقابل تو واین جلال وشکوهت پیشانی عجز به زمین ساییدن !

آخ که اینجا واقعا بهشته ...

و صدای نقاره هات ...

و اون صدا ،تنها اون صداست که منو مست خدایی شدن میکنه ...

**********************************

برای اولین بار در تاریخ نقاره خوانی، صدای نقاره خوانی حضرت رضا (ع) با کیفیت بسیار بالا و با بهره گیری از پیشرفته ترین امکانات ضبط صوت به صورت استریو توسط عوامل واحد شعر و موسیقی مرکز خراسان رضوی ضبط شد.

نوازندگی این قطعه به صورت موروثی در میان اعضای خانواده نوازندگان منتقل می شود. وی می فزاید، تاکنون تمامی نسخ موجود از این قطعه بصورت آنالوگ و تک باند ضبط شده بود که آخرین نمونه ضبط حرفه ای به این شکل به سال 1386 باز می گردد. با بهره گیری از نظرات کارشناسی نوازندگان پیشکسوت این قطعه و شناسایی سازهای اصلی در نواخت قطعه و همچنین بررسی بهترین مکان استقرار تجهیزات ،نسبت به ضبط این قطعه بصورت استریو اقدام شد. این قطعه از کیفیت، شفافیت و وضوح بسیار بالاتری نسبت به سایر قطعات موجود برخوردار است.

در شبانه روز دو نوبت یکی نزدیک طلوع و دیگری نزدیک غروب آفتاب در روی سر در شرقی صحن انقلاب (عتیق ) در محل مخصوصی به نام نقاره خانه که برای این کار ساخته شده است ،‌نقاره نواخته می شود

برای انجام این کار 11 نفر به نوبت انجام وظیفه می کنند که به آنها « عمله شکوه » می گویند . نواختن نقاره که به جهت آگاهی از نزدیک شدن پایان وقت نماز است به وسیل « طبل »‌و« کرنا » انجام می شود و در طول سال جز دو ماه محرم و صفر و سایر ایام سوگواری همه روز نقاره نواخته می شود . طبلها ذکری ندارند و فقط به عنوان «کوس شادمانه » و همنواز از شروع تا خاتمه باکرناها نواخته می شوند . در صورتی که کرناها ذکری دارند که در سه دست یا سه نوبت با دمیدن به صدا در می آیند و ذکر آنها که سینه به سینه نقل شده است چنین می باشد :

دست اول :‌ « سرنواز » کرنا را به طرف گنبد حضرت به عنوان سلام می گیرد و چنین می دمد « سلطان دین و عقبی علی بن موسی الرضا » پسنوازان که تعداد آنها چهارنفر می باشد جواب می دهند « امام رضا » سرنواز مجددا با سر کرنا به طرف گنبد حضرت اشاره می کند و چنین می نوازد « امام رضا »

پس نوازان جواب دست دوم :‌کرنای سرنواز ذکر می کند « مولی ، ‌مولی ، ‌مولی علی بن موسی الرضا »

پس نوازان جواب می دهند « رضا جان » .

سرنواز سر کرنا را به طرف گنبد حضرت می گیرد و ذکر می کند « یا امام غریب یا امام رضا »

دست سوم :‌کرنای سرنواز ذکر می کند » دوران دوران امام رضاست ) در این موقع طبلها به عنوان شادی طبلهای خود را به صدا در می آورند ،‌این طبل به « کوس شادمانه » معروف است .

مجددا سرنواز کرنا می کند « دوران دوران امام رضاست دادرس بیچارگان ».

پس نوازان پاسخ می دهند « ای داد رس درماندگان »

موقعی که پس نوازان می خواهند کرنای خود را برزمین بگذارند سرنواز می گوید : « فریاد رس» این صحن که در مشرق حرم مطهر واقع شده از بناهای زمان « فتحعلی شاه » قاجار می باشد .

طول آن 85 و عرض آن 54متر است . این صحن دارای چهارایوان است . مشهورترین آنها ایوان طلاست که متصل به حرم می باشد ،‌و در زمان « ناصرالدین شاه قاجار» طلاکاری شد.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

پيش از وارد شدن به اين موضوع مي‏طلبد كه به اختصار علت شيعه شدن ايرانيان را بررسي نماييم. علت گراييدن ايرانيان به اسلام و مذهب تشيع دو چيز است:
1. حكومت حق؛
2. عدالت اجتماعي.

بقیه در ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

بررسي هر يك از ابعاد معنوي، علمي، اجتماعي و اخلاقي شخصيت علي بن موسي عليه‏السلام، اهميت خاص خود را داراست. چه بسا گروهي شيفته‏ي جنبه‏ي علمي و مناظرات و مباحثات آن حضرت باشند و در شناختن و نماياندن چهره علمي آن امام، اهتمام فزونتري داشته باشند، ولي توجه به اين حقيقت كه علم، اخلاق و شخصيت اجتماعي و سياسي امامان، تحت تاثير شخصيت معنوي و عبادي ايشان قرار داشته است و آنان هر كمالي را از اين رهگذر كسب كرده‏اند و خدا محوري منش و كنش آنان به ايشان عزت و امتياز بخشيده است، اين باور را تقويت خواهد كرد كه بررسي اين جنبه‏ي از زندگي امام عليه‏السلام شايسته تقدم و توجه فزونتر است. آنچه از جلوه‏هاي عبوديت و بندگي آن حضرت در آينه اخبار و نقلهاي تاريخي به ياد مانده، در بيان فهرست گونه زير مي‏توان شاهد آن بود:
- شبها، كم مي‏خوابيد و بيشتر شب را به عبادت سپري مي‏كرد.
- بسياري از روزها را روزه داشت و به ويژه روزهاي اول، نيمه و آخر هر ماه را روزه مي‏گرفت و مي‏فرمود:
«ذلك صوم الدهر»؛ اگر كسي اين چند روز را روزه گيرد، به شخصي ماند كه تمام عمر، روزه بوده است.
- سجده هايش بسيار طولاني بود، به گونه‏اي كه اگر پس از نماز صبح در برابر حضرت حق، به خاك مي‏افتاد، تا دميدن آفتاب صبحگاهي، همچنان در سجده بود.
- قرآن بسيار تلاوت مي‏كرد و انس امام عليه‏السلام با قرآن چنان بود كه جز از قرآن نمي‏گفت، پاسخ او به هر پرسشي، از قرآن بود. تمثيلهاي او نيز برگرفته از قرآن بود.
- هنگامي كه در بستر خواب قرار مي‏گرفت، به ياد خدا و تلاوت قرآن مشغول مي‏شد.
- در تلاوت آيات نوراني قرآن، اگر به آيه‏اي مي‏رسيد كه در آن سخن از دوزخ و كيفر الهي بود، سخت مي‏گريست و ازآن به خدا پناهنده مي‏شد.   به نماز در اول وقت اهتمام داشت، روزهايي نيز كه روزه داشتند، هنگام افطار، نخست نماز مي‏خواندند.
- نوافل، به ويژه نماز شب را حتي در سفر رها نمي‏كرد و چون ثلث آخر شب فرا مي‏رسيد، از بستر بر مي‏خاست، در حالي كه ذكر بر لب داشت. به محل وضو رفته، مسواك مي‏كرد، وضو مي‏گرفت، به نماز مي‏ايستاد و هر شب، علاوه بر نافله شب، نماز جعفر طيار را نيز مي‏خواند. تا هنگام نماز صبح و پس از انجام فريضه صبح، به تعقيبات ادامه داده، با طلوع خورشيد، سجده‏ي شكر مي‏كرد و اين مرحله عبادي را به انجام مي‏رسانيد.
- همواره ذكر خدا را بر زبان داشت.
- از خدا سخت مي‏ترسيد.
- در غير نماز نيز به مناجات با خدا، انس داشت.
- بسياري وقتها، به خواندن نماز اشتغال داشت.
– رجاء بن ابي ضحاك، مامور شد تا حضرت را از مدينه به - مرو، همراهي كند، خليفه به وي دستور داد، در تمام شبانه روز و در طول سفر، ملازم و همراه امام عليه‏السلام باشد. او در پايان سفر چنين گفت:
«به خدا سوگند، كسي را نيافتم كه از او پرهيزكارتر باشد و بيش از آن گرامي به ياد خدا و در خوف از خدا به سر برد.»
آنگاه وي به جلوه‏هاي مختلف عبادت امام نيز اشاره مي‏كند، كه در اين مختصر نمي‏گنجد.
حضور امام رضا عليه‏السلام در ميدان عبادت، حضوري انزوا طلبانه نبود و عبادت و بندگي به درگاه خدا را وسيله رها كردن مسووليتهاي اجتماعي و پرداختن به واقعيتهاي زندگي قرار نداده بود، بلكه آن گرامي در اوج زهد و تقوا، شخصيتي سازنده و حاضر در ميدانهاي علمي و اجتماعي بود؛ چنان كه بدانها اشاره خواهيم داشت.



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

امام علي بن موسي عليه‏السلام هر چند از روي ناگزيري و به منظور حفظ مصالح برتر اسلام و مسلمانان، ولايتعهدي را پذيرفت، ولي اين به معناي تسليم و فروهشتن رسالت و وظيفه امامت نبود. بلكه آن حضرت مانند همه‏ي امامان، تقيه را وسيله براي حفظ موجوديت و دستيابي به زمينه‏هاي مساعد و نشر افكار صحيح مي‏دانست.
زندگي امام و اقدامات آن حضرت بخوبي نشان مي‏دهد كه آن گرامي هرگز در اتخاذ تدابير لازم جهت افشاگري عليه خلافت غاصبان كوتاه نيامد.
درست است كه مامون عهدنامه مي‏نويسد، مجلس بر پا مي‏كند، از مردم بيعت مي‏گيرد، به علامت جشن همبستگي، لباس سياه عباسيان را به لباس سبز و پرچم سبز مبدل مي‏سازد 323، به نام امام سكه مي‏زند و در سراسر كشور منتشر مي‏سازد، 324.
ولي امام عليه‏السلام نيز برنامه‏هايي دارد كه نه تنها تحمل آنها براي مامون دشوار است، بلكه تمام تلاشهاي او را در جهت عظمت اهل‏بيت و زبوني عباسيان، هدايت مي‏كند.
اگر بخواهيم نگاهي گذرا به ريوس اين تدابير داشته باشيم، بايد موارد زير را ياد كنيم.
1 - تعاليم عمومي آن حضرت براي شيعيان و مرتبطان با اهل‏بيت عليهم‏السلام در زمينه مسايل اعتقادي و سياسي.
2 - تاييد شيوه‏ي زندگي سياسي و ديني امامان پيشين و استمرار آن.
3 - خروج از مدينه، همراه با اكراه و اظهار نگراني، به همراه نداشتن خانواده، ترغيب خانواده به مرثيه‏سرايي هنگام حركت امام از مدينه به سوي مرو، وداع با مرقد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله با شيوه‏اي خاص كه نارضايتي و ناگزيري امام را از پذيرش فرمان مامون مي‏رساند.
4 - روايت تاريخي امام در نيشابور كه مساله امامت و رهبري اهل‏بيت را شرط كلمه توحيد دانسته و در آشكارترين شكل مطرح كرده است.
5 - رد پيشنهادهاي مامون و انكار امام از پذيرش خلافت و ولايتعهدي در طول دو ماه مذاكره و اصرار مامون. 325.
6 - خبر دادن از عمر كوتاه خود و اطمينان به بهره نگرفتن از ولايتعهدي.
7 - مشاهده نشدن آثار خشنودي در سيماي امام، پس از تحميل ولايتعهدي بر آن حضرت و اظهار غم و اندوه در موقعيتهاي مناسب. 326.
8 - پيش شرطهاي امام براي پذيرش ولايتعهدي، مبني بر اين كه آن حضرت در هيچ امر حكومتي نظر ندهد و در هيچ عزل و نصبي دخالت نكند. 327.
9 - نوع زندگي و مشي اجتماعي و ارتباطات مردمي امامي در طول مسير حركت از مدينه تا مرو و پس از مساله ولايتعهدي، و جلب نظر مردمان نسبت به مراتب علم و عمل و زهد و معنويت و اخلاق آن حضرت.
10 - جلوه‏ي علمي امام در مناظرات و مباحثات بزرگ بين الاديان.
11 - برگزاري نماز عيد، با شيوه و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و تاثير عميق آن بر مردم و كارگزاران حكومت مامون.
12 - ارتباط با شيعيان و ارايه رهنمودهاي لازم به ايشان و افشاي چهره‏ي مامون براي آنان.
مجموعه‏ي اين تدابير و عوامل سبب گرديد تا امام برخلاف پندار مامون، بيش از پيش در ميان مردم شناخته شود و محبوب قلبها واقع گردد و در فاصله‏اي نه چندان طولاني، مامون از ترفند سياسي خود، احساس نارضايتي كند و در انديشه‏ي محدود ساختن امام و حتي از ميان بردن آن حضرت فرو رود.



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

- او بسيار به مستمندان رسيدگي مي‏كرد.
- به دادن صدقه به ويژه در شبهاي تار و به صورت پنهاني بسيار مبادرت مي‏كرد.
- با خدمتگزارانش كنار يك سفره مي‏نشست و غذا مي‏خورد.
- هيچ فرقي ميان غلامان و اشراف و اقوام و بيگانگان نمي‏گذارد، مگر براساس تقوا.
- همواره متبسم و خوش رو بود.
- بهترين بخش غذاي خود را قبل از تناول، براي گرسنگان جدا مي‏ساخت.
- با فقرا مي‏نشست.
- در تشييع جنازه شركت مي‏جست.
- خدمتكاري راكه مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمي‏خواند.
- با صداي بلند و با قهقهه هرگز نمي‏خنديد.
- رفع نياز مومنان و گره گشايي از ايشان را بر ديگر كارها مقدم مي‏داشت.
- روي حصير مي‏نشست.
- قرآن زياد تلاوت مي‏كرد.
- با گفتارش دل كسي را نرنجانيد.
- سخن هيچ كس را ناتمام نمي‏گذاشت و نمي‏شكست.
- هيچ نيازمندي را تا حد امكان رد نكرد
- پاي خود را هنگام نشستن در حضور ديگران دراز نمي‏كرد.
- در حضور ديگران همواره از ديوار فاصله داشت و هيچ گاه تكيه نزد.
- همواره ياد خدا بر زبان جاري داشت.
- از اسراف و تبذير سخت پرهيز داشت.
- به مسافري كه پول خود را تمام و يا گم كرده بود، بدون چشمداشت، هزينه سفر مي‏داد.
- در دادن افطاري به روزه داران كوشا بود.
- به عيادت بيماران مي‏رفت.
- در معابر عمومي، آب دهان خود را نمي‏انداخت.
- از ميهمان شخصا پذيرايي مي‏كرد.
- هنگامي كه بر جمعي كنار سفره وارد مي‏شد، اجازه نمي‏داد تا براي احترام وي از جاي برخيزند.
- به سخن ديگران كه وي را مورد خطاب قرارداده، از او پرسشي داشتند، با دقت كامل گوش مي‏داد.
- خويش را به بوي خوش معطر مي‏كرد، به خصوص براي نماز.
- به نظافت جسم و لباس به ويژه موي سر توجه داشت.
- قبل از غذا دستها را مي‏شست و با چيزي خشك نمي‏كرد، بعد از غذا نيز آنها را مي‏شست و با حوله‏اي خشك مي‏كرد.
- اگر غذايي از حد نياز زياد مي‏آمد، آن را هرگز دور نمي‏ريخت.
- در حضور ديگران بتنهايي چيزي نمي‏خورد.
- بسيار بردبار و شكيبا بود.
- كارگري را كه به مبلغ معين اجير مي‏كرد، در پايان افزون بر مزدش به او عطا مي‏كرد.
- با همگان با رافت و خوشرويي روبرو مي‏شد.
- بسيار فروتن بود.
- به فقرا و بيچارگان بسيار مي‏بخشيد و آن را براي خود پس انداز مي‏دانست. 80.
اين همه كه ياد شد، بي گمان خوشه‏اي از خرمن شخصيت اخلاقي آن امام بزرگ است و نه تمام آن.



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

شيخ صدوق رحمه الله تعالي آورده است كه ابي نصر بزنطي گفت: به ابي جعفر محمد بن علي بن موسي عليهم‌السلام عرض كردم: گروهي از مخالفين شما گمان مي‌كنند، پدرت را مامون، رضا ناميده است، چون راضي شد به ولايت عهدي او، حضرت فرمود:
«كذبوا و الله و فجروا»: بخدا قسم دروغ گفتند و فاجر شدند، بلكه خداوند تبارك و تعالي او را رضا ناميد، چون مورد رضا و پسنديده خداي عزوجل بود در آسمان، و مورد رضاي رسول و ايمه‌ي بعد از او (صلوات الله عليهم) بود در زمين، مي‌گويد: عرض كردم: مگر نه اين است كه هر يك از پدرانت عليهم‌السلام مورد رضاي خداي تعالي و رسولش و ايمه عليهم‌السلام بودند؟
فرمود: بلي چنين است، عرض كردم: پس چرا پدر شما بين آنها رضا ناميده شد؟
فرمود: به خاطر اينكه مخالفين او كه دشمن او بودند از او خشنود شدند همانگونه كه موافقين از دوستانش خشنود بودند، و اين معني براي احدي از پدران او عليهم‌السلام حاصل نشده، باين خاطر بين آنها پدرم - رضا - ناميده شد.



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب
تمامي حقوق مطالب براي پايگاه مجازي کبوتر حرم محفوظ مي باشد
تبديل کننده : وبلاگ قالب هاي راسخون