ام البنین در سوگ شهدای کربلا
ام البنین در سوگ شهدای کربلا

 
ام البنين، (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه كلابيه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداكار بود.روايت است كه امير المؤمنين عليه السلام پس از شهادت حضرت زهرا عليه السلام به برادرش عقيل كه انساب عرب را خوب می ‌دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برايم خواستگارى نمايى كه از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برايم به دنيا آورد.عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را به ايشان معرفى نمود و گفت: در بين عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.اين مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربيت كرد كه همه شيفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسين عليه السلام بودند و در ركاب آن حضرت شهيد شدند.
ام البنين در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشير به مدينه بازگشت و ام البنين را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنين گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‌هايم و آنچه زير آسمان است فداى ابا عبد الله عليه السلام، از حسين برايم بگو .
ام البنين براى عزادارى هر روز همراه نوه ‌اش عبيد الله (فرزند عباس عليه السلام) به بقيع م‌ی رفت و نوحه می ‌خواند و می ‌گريست و اين اشعار را زمزمه می ‌كرد:
يا من رأى العباس كر
على جماهير النقد
و وراه من ابناء حيدر
كل ليث ذى لبد
أنبئت أن ابنى أصيب‌
برأسه مقطوع يد
ويلى على شبلى امال‌
برأسه ضرب العمد
لو كان سيف فى يد (يدى)
لما دنا منه احد

اى آن كه عباس را ديدى، كه بر گروه بيچارگان حمله می ‌كرد،
و دنبال او از فرزندان حيدر (على عليه السلام) جنگاورانى بودند، كه هر يك يال و كوپالى داشتند، خبردار شدم كه بر سر پسرم آسيب وارد شد، در آن حال كه دستش قطع بود،
واى بر من كه ضربه عمود سرش را خم كرد،
(عباسم) اگر شمشيرت در دستت بود، هرگز كسى به تو نزديک نمى شد.
مروان بن حكم با تمام دشمنى اش نسبت به خاندان بنى هاشم با ديگر مردم، با اين نوحه سرايى ام البنين دور او جمع می ‌شدند و می ‌گريستند.
مصیبت ام البنین(سلام الله علیها) مادر حضرت عباس(سلام الله علیه)
امام صادق علیه السلام فرمود:«رحم الله عمی العباس لقد اثر و ابلی بلاء حسنا... » (1) خدارحمت کند عموی ما عباس را،عجب نیکو امتحان داد،ایثار کرد و حداکثر آزمایش را انجام داد.برای عموی ما عباس مقامی در نزد خداوند است که تمام شهیدان غبطه مقام او را می‌برند.)اینقدر جوانمردی،اینقدر خلوص نیت،اینقدر فداکاری! ما تنها از ناحیه پیکر عمل نگاه می‌کنیم،به روح عمل نگاه نمی‌کنیم تا ببینیم چقدر اهمیت دارد.
شب عاشوراست.عباس در خدمت ابا عبد الله علیه السلام نشسته است.در همان وقت‌یکی از سران دشمن می‌آید،فریاد می‌زند:عباس بن علی و برادرانش را بگویید بیایند. عباس می‌شنود ولی مثل اینکه ابدا نشنیده است،اعتنا نمی‌کند.آنچنان در حضور حسین بن علی مؤدب است که آقا به او فرمود:جوابش را بده هر چند فاسق است.می‌آید می‌بیند شمر بن ذی الجوشن است.شمر روی یک علاقه خویشاوندی دور که از طرف مادر عباس دارد و هر دو از یک قبیله‌اند،وقتی که از کوفه آمده است‌به خیال خودش امان نامه‌ای برای ابا الفضل و برادران مادری او آورده است.به خیال خودش خدمتی کرده است.تا حرف خودش را گفت،عباس علیه السلام پرخاش مردانه‌ای به او کرد،فرمود:خدا تو را و آن کسی که این امان نامه را به دست تو داده است لعنت کند.تو مرا چه شناخته‌ای؟ درباره من چه فکر کرده‌ای؟تو خیال کرده‌ای من آدمی هستم که برای حفظ جان خودم، امامم،برادرم حسین بن علی علیه السلام را اینجا بگذارم و بیایم دنبال تو؟آن دامنی که ما در آن بزرگ شده‌ایم و آن پستانی که از آن شیر خورده‌ایم،این طور ما را تربیت نکرده است.
جناب ام البنین ، همسر علی علیه السلام، چهار پسر از علی دارد.مورخین نوشته‌اند علی علیه السلام مخصوصا به برادرش عقیل توصیه می‌کند که زنی برای من انتخاب کن که‌«ولدتها الفحولة‌»از شجاعان زاده شده باشد،از شجاعان ارث برده باشد« لتلد لی ولدا شجاعا» می‌خواهم از او فرزند شجاع به دنیا بیاید.(البته در متن تاریخ ندارد که علی علیه السلام گفته باشد هدف و منظور من چیست، اما آنها که به روشن بینی علی معترف و مؤمن‌اند می‌گویند علی آن آخر کار را پیش بینی می‌کرد.) عقیل،ام البنین را انتخاب می‌کند.به آقا عرض می‌کند که این زن از نوع همان زنی است که تو می‌خواهی.چهار پسر که ارشدشان وجود مقدس ابا الفضل العباس است،از این زن به دنیا می‌آیند،هر چهار پسر در کربلا در رکاب ابا عبد الله حرکت می‌کنند و شهید می‌شوند.وقتی که نوبت ‌بنی هاشم رسید، ابا الفضل که برادر ارشد بود به برادرانش گفت: برادرانم! من دلم می‌خواهد شما قبل از من به میدان بروید ، چون می‌خواهم اجر شهادت برادر را ادراک کرده باشم.گفتند: هر چه تو امر کنی.هر سه نفر شهید شدند،بعد ابا الفضل قیام کرد.این زن بزرگوار(ام البنین)که تا آن وقت زنده بود ولی در کربلا نبود، شهادت چهار پسر رشید خود را درک کرد و در سوگ آنها نشست.در مدینه برایش خبر آمد که چهار پسر تو در خدمت‌حسین بن علی علیه السلام شهید شدند.برای این پسرها ندبه و گریه می‌کرد.گاهی سر راه عراق و گاهی در بقیع می‌نشست و ندبه‌های جانسوزی می‌کرد.زنها هم دور او جمع می‌شدند.مروان حکم که حاکم مدینه بود،با آنهمه دشمنی و قساوت گاهی به آنجا می‌آمد و می‌ایستاد و می‌گریست. از جمله ندبه‌هایش این است:
لا تدعونی ویک ام البنین
تذکرینی بلیوث العرین
کانت‌بنون لی ادعی بهم
و الیوم اصبحت و لا من بنین

ای زنان!من از شما یک تقاضا دارم و آن این است که بعد از این مرا با لقب ام البنین نخوانید(چون ام البنین یعنی مادر پسران،مادر شیر پسران)،دیگر مرا به این اسم نخوانید.وقتی شما مرا به این اسم می‌خوانید،به یاد فرزندان شجاعم می‌افتم و دلم آتش می‌گیرد.زمانی من ام البنین بودم ولی اکنون ام البنین و مادر پسران نیستم.
مرثیه‌ای دارد راجع به خصوص ابا الفضل العباس:
یا من رای العباس کر علی جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر کل لیث ذی لبد
انبئت ان ابنی اصیب براسه مقطوع ید
ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد
لو کان سیفک فی یدیک لما دنی منه احد

می‌گوید:ای چشمی که در کربلا بودی و آن منظره‌ای که عباس من،شیر بچه من،حمله می‌کرد می‌دیدی و دیده‌ای!ای مردمی که آنجا حاضر بوده‌اید! برای من داستانی نقل کرده‌اند، نمی‌دانم این داستان راست است‌یا نه.یک خبر خیلی جانگداز به من داده‌اند ، نمی‌دانم راست است‌یا نه.به من گفته‌اند که اولا دستهای پسرت بریده شد،بعد در حالی که فرزند تو دست در بدن نداشت‌یک مرد لعین ناکس آمد و عمودی آهنین بر فرق او زد. وای بر من که می‌گویند بر سر شیر بچه‌ام عمود آهنین فرود آمد.بعد می‌گوید:عباس جانم!فرزند عزیزم!من خودم می‌دانم که اگر دست در بدن داشتی هیچ کس جرات نزدیک شدن به تو را نمی‌کرد.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

پي نوشت :

1) ابصار العین،ص‌26.
منبع كتاب: بانوان عالمه و آثار آنها، ص 1
مجموعه آثار ج 17 ، مطهری، مرتضی؛

 


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 4 آبان 1394  | 7:25 PM | نویسنده : حسین رضایی | نظرات 0
نقش زنان در نهضت عاشورا
نقش زنان در نهضت عاشورا


 






 

كوثر زلال «عاشورا» در متن زندگى شيعه و در عمق باورهاى پاك او جريان داشته و در طول چهارده قرن سيراب كننده جانها بوده است. اينك نيز عاشورا پرگارى است كه عشق را ترسيم مى‏كند و كانونى است كه ارزشها، احساسها، عاطفه‏ها، خردها و اراده‏ها برگردش مى‏چرخند.
بى‏شك، محتوا، انگيزه‏ها ، اهداف و درسهاى آن، حماسه عظيم فرهنگى ناب و الهام بخش را تشكيل مى‏دهد. از اينرو در حوزه وسيع تشييع و دلباختگان اهل بيت، پيروان عترت همه با «فرهنگ عاشورا» زيسته‏اند و براى آن جان باخته‏اند. آنان در آغاز تولد كام نوزاد را با تربت‏سيدالشهدا(علیه السّلام) و آب فرات بر مى‏دارند و هنگام خاكسپارى، تربت كربلا را با ميت همراه مى‏كنند.آنان از روز ولادت تا هنگامه مرگ به حسين بن‏على(علیه السّلام) عشق مى‏ورزند و براى شهادتش اشك مى‏ريزند و اين مهر مقدس، با شير وارد جان مى‏شود و از جان به در نمى‏رود.


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 4 آبان 1394  | 7:18 PM | نویسنده : حسین رضایی | نظرات 0
 تبلور عزت مداري عاشورا در سيره زينبي (س
تبلور عزت مداري عاشورا در سيره زينبي (س)


 

نويسنده : دكتر سيد ابراهيم ميرشاه جعفري/ راضيه بديعيان




 

چكيده : نهضت سيد الشهداء يك حماسه بزرگ اسلامي- الاهي بود كه عزت و كرامت انساني را در ميان مسلمانان زنده كرد. در حالي كه يك قيام به ظاهر شكست خورده بود. براي اسراي اين قيام عزت و كرامت چه مفهومي داشت؟ تبيين نقش عزت و عزت مداري در واقعه عاشورا و همنچنين پرداختن به عزت نفس و اقتدار حضرت رينب (س) در اين نوشتار مورد بحث قرار مي گيرد. اين پژوهش كه به شيوه توصيفي تحليلي انجام شده است مي رساند كه : حادثه كربلا از بدو امر بر مبناي پاسداري از عزت و كرامت انسانها شكل گرفته است و عزت محوري در گفتار و كردار امام حسين (ع) نمود بارزي دارد. درخشان ترين الگوي عزت محوري پس از امام حسين در عملكرد حضرت زينب (س) قابل مشاهده است حفظ اقتدار و عزت در لباس اسارت، كار بزرگي است تنها عقيله بني هاشم توان انجام آن را دارد.

كليد واژه: عاشورا/امام حسين (ع) عزت/حضرت زينب (س)/ اركان عزت /كرامت نفس.
 

مقدمه: وجود آدمي همواره همنشين سختيها و مصائب است. «لقد خلقنا النسان في كبد : هر آدينه آدمي را در سختي و رنج آفريده ام »(بلد90/4). «آري انسان از آغاز زندگي ، حتي از آن لحظه اي كه نطفه او در قرارگاه رحم واقع مي شود، مراحل زيادي از مشكلات و درد و رنجها را طي مي كند ت متولد شود و بعد از تولد در دوران طفوليت و سپس جواني و از همه مشكل تر دوران پيري ، مواجه به انواع مشقتها و رنجهاست و اين است طبيعي زندگي دنيا.مكارم شيرازي ، 1379 ج 27 ص 10 گوهر وجودي آدمي بدون مواجه با سختيها و رنجها به كمال غايي خويش دست نخواهد يافت زيرا مصائب و سختيها صيقل دهنده روح و جان آدمي است باوجود اين ، بدون سلامت روان ، اين مصائب نه تنها عامل تعالي انسان نخواهد بود ، بلكه به عنوان عاملي مخرب ، تعادل روح و جان انسان را بر هم مي زند واو را با تنشهاي فراواني مواجه مي سازد به گونه اي كه اين تنشها گاه زندگي انسان را تهديد مي كند. يكي از مهمترين عوامل مؤثر در سلامت روان عزت نفس است خودباوري و عزت نفس بالا همواركننده مسير زندگي آدمي در سختيها و مصائب است يكي از پيامدهاي مهم عزت نفس آرامش روان است اين آرامش روان خود كنترلي را در انسان افزايش مي دهد و نتيجه افزايش خود كنترلي مواجه عاقلانه و كارامد با شرايط موجود است انساني كه از عزت نفس بالايي برخوردار است نه تنها تسليم شرايط سخت و ناگوار نمي شود بلكه از شرايط موجود بيشترين بهره برداري را مي كند بارزترين تجلي عزت نفس در مصائب و سختيها در واقعهعاشورا تبلور يافته است واقعه اي كه بنا به فرمايش امام صادق سوگناك ترين روزهاست با وجود اين تبلور عزت نفس در سپاه به ظاهر مفلوب امام حسين و بازماندگان ايشان آنها را به فاتحان هميشه تاريخ مبدل نمود بدون شك عقيله بني هاشم حضرت زينب كبري (س) از جمله تأثير گذارترين شخصيتهاي اين واقعه است كه با عزت و اقتدار رسالت شهداي كربلا رابه سر منزل مقصود رساند.


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 4 آبان 1394  | 7:18 PM | نویسنده : حسین رضایی | نظرات 0
گزارش حضرت زينب از رويداد كربلا
گزارش حضرت زينب از رويداد كربلا


 






 

چكيده : امام سجاد ( ع‌) در روايتي مفصل گزارشي از رويداد كربلا و مقدمات و پيامدهاي آن از عمه گرامي خود حضرت زينب ( س ) نقل مي كند. اين روايت در كتاب « كامل الزيارات » نوشته ي ابن قولويه قمي ( متوفاي قرن چهارم هجري ) آمده و يكي از مستند ترين روايات درباره ي حادثه ي عاشوراست . نگارنده در اين گفتار ترجمه ي فارسي اين روايت را با مقدمات لازم و برخي نكات توضيحي آورده است.


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 4 آبان 1394  | 7:18 PM | نویسنده : حسین رضایی | نظرات 0
حضرت زينب(سلام الله عليها) واخبار عاشورا
حضرت زينب(سلام الله عليها) واخبار عاشورا


 






 
پس از حادثه عاشورا، امويان تلاشهاي فراواني در بي اهمّيّت جلوه دادن، مخفي کردن و دفن اين واقعه کردند، اما علي رغم اين تلاشها، شرح اين واقعه از طريق افراد گوناگوني، سينه به سينه، نقل شد. افرادي مانند: عبدالله حرّجعفي، دوتن از اصحاب سيّدالسهداء(عليه السلام) که تاظهر عاشورا در معيّت آن حضرت بوده و ظهر روز دهم آن حضرت را ترک کردند، چندتن از ياران سيّدالشهداءکه براثر جراحات زياد بيهوش شده بودندو از گزند سپاه عمرسعد درامان ماندند، تعدادي از افراد سپاه عمرسعدو...
اينها کساني بودند که به ذکر وقايع عاشورا پرداختند و گفتار آنان از راه دست نوشته هايشان يااز سينه اي به سينه ديگر به ابي مخنف،سيّدبن طاووس، محمدبن چريرطبري، شيخ مفيد،علامه مجلسي و ديگران رسيد تااوّلين مقاتل معتبر و مکتوب از اين طريق به ما برسد.
امام علي بن الحسين(عليهالسلام) و يکايک بانوان حرم حسيني و اسراي بازماندة اين کاروان نيز نقش شگرفي درخنثي کردن تلاشهاي امويان وبازگوکردن وقايع علشورا داشتند. اين بزرگواران از هر فرصتي براي شرح جزئيات ما وقع اين قيام، از نامه نگاريها و دعوت کوفيان تا قتل سيدالشهداء(عليه السلام) و اصحابش و غارت اموال و صدمه خوردن کودکان و اهل حرم استفاده کردند به تبيين مباني قيام سيّدالشهداء(عليه السلام)پرداختند.
يکي از راويان اين واقعه –که شاهد حوادث اسفناک کربلا بود- حضرت زينب(سلام الله عليها) است. او خود عامل اصلي اقامة عزا در ميان زنان مدينه بود. اما عمر کوتاه بانوو فشار و خفقان موجود از سوي حکومت بني اميّه در اين خصوص، مارااز دسترسي به اسرار نهفته در سينة آن بزرگوار محروم کرده؛ به طوري که دستيابي به اخبار عاشورا، منقول از حضرت زينب(سلام الله عليها) بسيار محدود است.
حديث طولاني امّ ايمن يکي از احاديثي است که حضرت زينب(سلام الله عليها) در روز عاشورا براي علي بن الحسين(عليه السلام) بازگو کرد. اين حديث در کتاب کامل الزيارات ابن قولويه به طور کامل، نقل شده وطيّ آن برخي از مصائب خاندان وحي-که جبرئيل براي رسول خدا(صلي الله عليه و آله) باز گفته بود- بيان شده است.(7:ص566-571)

کساني که بانو از آنها روايت کرده است.
 

شايد بتوان گفت به دليل زمان کوتاه زندگي حضرت فاطمة زهرا(عليها السلام) . جوّ حاکم برشهر مدينه و اوضاع سياسي زمان، خصوصاً پس از رحلت نبيّ مکرّم اسلام(صلي الله عليه وآله)، حضرت زينب(سلام الله عليها) از جمله راويان معدود واندکي است که احاديثي را از حضرت فاطمة زهرا(عليها السلام) نقل کرده است. از جمله احاديثي که او از مادرش زهرا(عليها السلام) نقل کرده، خطبة مشهور فدکيّه است که در اين مجال، اشارة مختصري به سند آن مي کنيم:
شيخ صدوق(اعلي الله مقامه) در «علل الشرايع» و همچنين «من لايحضره الفقيه» خطية فدکيّة حضرا فاطمة زهرا(عليها السلام) رابا سه سند مختلف ذکر مي کند که در هر سة آنها سرسلسلة روات، عقيلة بني هاشم است. در اينجا به سلسلة راويان يکي از اين سندها اشاره مي شود:
حدّثنا محمّد بن موسي بم المتوکّل، قال حدّثنا علي بن الحسين السعدآباديّ، عن أحمد بن ابي عبدالله البرقيّ، عن اسماعيل بن مهرانّ عن أحمدبن محمّد بن جابر، عن زينب بنت عليّ،قالت،قالت فاطنه في خطبتها...(2:ج1،ص330؛3:ج3،ص:576)
درتأييد نقل شيخ در علل الشرايع، ابوالفرج اصفهاني در کتاب مقاتلش اين گونه آورده است:« العقيلهُ هي التي روي ابن عباس، عنها کلام فاطمه في فدک : عقيله همان است که ابن عباس کلام فاطمه رادر مورد فدک از او روايت کرده است.(8: ص91)
ابن ابي الحديد معتزلي نيز در شرح نهج البلاغه اش(نامة 45) در توضيح اين عبارت امير المؤمنين(عليه السلام( :«بَلي کانَت في ايدينا فدک.» مي نويسد:
»قال أبوبکر، حدّثني محمّد بن زکريّاء، قال حدّثني جعفربن محمّد بن عماره الکنديّ، قال حدّثني أبيّ عن الحسين بن صالح بن حيّ، قال حدّثني رجلان من بني هاشم، عن زينب بنت عليّ بن ابي طالب(عليه السلام)...(1:ج21،ص211)
درهر حال، به گواهي تاريخ و آنچه به دست مارسيده، حضرت زينب(سلام الله عليها) يکي از راويام اصلي خطبه غّراي حضرت زهرا(عليها السلام) در خصوص فدک است.
ديگر کساني که آن حضرت از آنها روايت نقل کرده ئ در سلسله روات حديث کم و بيش به آنها اشاره شده است عبارتنداز:
عليّ بن ابي طالب(عليه السلام)
حسن بن علي(عليه السلام)
حسين ابن علي (عليه السلام)
همسران پيامبر(صلي الله عليه و آله) (6:ج8 ص461)
امّ ايمن(7»:ص567)
امّ هاني
اسماء بنت عميس
و...

آنان که از او روايت کرده اند.
 

از ميان کساني که از او روايت نقل کرده اند، مي توان به روايات نقل شده از امام زين العابدين(عليه السلام) اشاره کرد.(7:ص567)در اينجا به اختصار، اشاره اي مي کنيم به نام کساني که به جز امام چهارم،از او نقل حدبث کرده اند وتاريخ نام ايشان را ذکر کرده است؛ کساني همچون:
فاطمه،بنت امام حسين بن عليّ بن ابي طالب(عليه السلام)(10:ج21،ص345)
عبدالله بن عبّس بن عبدالمطّلب مشهور به ابن عباس(8:ص91)
زيدبن علي? بن حسين
احمد بن محمدبن جابر(2:ج1،ص320-321)
عطاءبن سائب
محمد بن عمرو
عبّد عامري
جابربن عبدالله انصاري
عبدالله بن جعفرو...
برخي از احاديث مروي از عليا مخدره، حضرت زينب(سلام الله عليها)
همان طور که گفته شد، به دليل عمر کوتاه بانو، خفقان حکومت بني امي،ه، درگيري برادر بزرگوارش با آل اميّه و همراه بودن اين بزرگوار در اکثر لحظات با برادر، احاديث نقل شده از وي در تاريخ آن چنان که درخور مقام علمي و روايي آن عزيز است، به چشم نمي خورد؛ اما از ميان همان تعداد احاديث اندک نقل شده، دُرَرِ گرانبهايي به دست شيعه رسيده که از ميان آنها مي توان به احاديث زير اشاره کرد:
1) حديث نزول مائده بر مادرش زهراي اطهر(عليها السلام)
2) حديث الجار ثمّ الدار
3) حديث مشتمل بر کيفيّت دفن پدر بزرگوارش(7:ص567)
4) حديث متضمّن بر کيفيّت دلادت برادرش امام حسين بن علي(عليه السلام)
5) حديث امّ ايمن(7:ص566-571)

و احاديث ديگر.
 

در پايان، از باب تميمّن، حديثي مشهور به فاطميّات از بانو عقيلة بني هاشم تقديم مي کنيم. اميد است تمامي شيعيان از گنجينة ارزشمند آل الرسول(صلي الله عليه وآله) بهره مند گردند.
«... عن فاطمه بنت السجّد عليّ بن الحسين(عليه السلام)، عن فاطمه بنت أبي عبدالله الحسين(عليه السلام)، عن زينب بنت أميرالمؤمنين علي(عليه السلام)، عن فاطمه بنت رسول الله(صلي هلله عليه وآله)، قالت: ألا مَن ماتَ علي حُبّ آل محمّد(صلي اله عليه وآله) مات شهيداو»
«... نقل کرد زينب دختر امير المؤمنين علي(عليه السلام) از فاطمه بنت رسول الله(صلي الله عليه وآله) که گفت : بدانيد، هر کس بر دوستي آل محمد(صلي الله عليه وآله) بميرد، شهيد است.»(10:ج21،ص345)
منابع
1. ابن ابي الحديد، عبدالحميد بن هبه الله. شرح نهج البلاغه. تحقيق:محمد ابوالفضل ابراهيم. داراحياء الکتب العربيّه، 1962م.
2. ابن بابويه قمّي، محمدبن علي. علل الشرايع. مقدمه:محمد صادق بحر العلوم. قم: دارالکتاب الاسلامي،1429 ه ق.
3. من لايحضره الفقيه. تصحيح: علي اکبر غفّاري. قم: جامعة مدرّسين.
4. کمال الدين و تمام النعمه. ترجمة کمره اي. تهران: انتشارات اسلاميّه،1396 هـ ق.
5. ابن اثير، علي بن محمد جزري. اسدالغابه فب المعرفه الصحابه. تحقيق: الشيخ خليل مامون شيحا. بيروت: دارالمعرفه.
6. ابن سعد، محمد. الطبقات الکبري. بيروت: دار صادر،1377هـ ق.
7. ابن قولويه قمّي، جعفربن محمد. کامل الزيارات. ترجمة امير وکيليان. دفتر انتشارات اسلامي،1385 ش.
8. ابوالفرج اصفهاني، علي بن الحسين. مقاتل الطالبيّين. بيروت: دارالمعرفه.
9. امين، سيّد محسن. اعيان الشيعهو تحقيق: حسن امين.بيروت:دارالتعارفللمطبوعات،1403ق.
10. بحراني، عبدالله. عوالم للعلوم و المعارف والا حوال من الآيات و الاخبار و الاقوال. قم:مدرسه الامام المهدي،1409هـ ق.
11. پيشوايي،مهدي. شام سرزمين خاطره ها. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،1369ش.
12. جزائري، نورالدين. الخصائص الزينبيّه. محقّق: ناصر باقري بيدهندي. قم: مسجد مقدس جمکران، 1383ش.
13. صدر حاج سيّد جوادي،احمد. دائره المعارف تشيع. تهران: انتشارات شهيد محبّي،1381ش.
14. طبرسي. احتجاج.

22 منبع:فصلنامه تخصصي سفينه

 


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 4 آبان 1394  | 7:18 PM | نویسنده : حسین رضایی | نظرات 0

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4