دلامون پر از هیاهو
چشامون برات پر آبه
ساعت صبر خدامون
شاید این جمعه بخوابه

پره اشکه دیده هامون
تو کجایی گل زهرا
جوونام پیر شدن آقا
کی میایی گل زهرا

از خدا همش میپرسم
که کجاس نشونی تو
دل من تنگ برای
تو و همزبونی تو

مارو نا امید نزاری
توی این ظلمت دنیا
باز میگم از ته قلبم
کجایی نور ثریا

خلاصه آقای خوبم
دلامون تنگ براتو
چیزی از تو کم نمیشه
برسون به ما نگاتو

میدونم دروغه آقا
همه کارام همه حرفام
حتی این جمله که میگم:
"آقاجون من تو رو می خوام"


از غم دوریت کبابم
مثل آهن مذابم
می خوابم به عشق چشمات
کاش یه شب بیای به خوابم


تو به من نزدیکی آقا
اما من ازت چه دورم
همه جا هستی ولی من
نمیبینم چون که کورم

صبر من تمومه دیگه
دیدن ، آرزومه دیگه
بدون حب تو آب هم
خوردنش حرومه دیگه

همه فکر اینن آقا
که دو شون بشه چهارتا
ده بشه چهارتاهاشون
ده تاشون بشه هزارتا

 

کسی که فکر شما نیس

تو دلامون که خدا نیس

هممون مریضیم آقا

درد هست ولی دوا نیس
 

چه نیازی دارم آقا

به همه مردم دنیا

وقتی روزیمو تو میدی

برا من تویی تو بابا

 

 

تو کجایی گل نرگس ........




موضوعات مرتبط : [ra:post_category_name]،
برچسب ها : [ra:post_tag_name]،
ادامه مطلب

تاريخ : یک شنبه 25 آبان 1393  | 8:04 AM | نويسنده : [ra:post_author_name] | نظرات 0

اين كه حسين فرياد مى‏زند - پس از اين كه همه عزيزانش را در خون مى‏بيند و جز دشمن كينه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بيند - فرياد مى‏زند كه: «آيا كسى هست كه مرا يارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ينصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نيست كه او را يارى كند و انتقام گيرد؟ اين «سؤال»، سؤال از تاريخ فرداى بشرى است و اين پرسش، از آينده است و از همه ماست و اين سؤال، انتظار حسين را از عاشقانش بيان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهيدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نمايد.




موضوعات مرتبط : [ra:post_category_name]،
برچسب ها : [ra:post_tag_name]،
ادامه مطلب

تاريخ : شنبه 24 آبان 1393  | 11:11 AM | نويسنده : [ra:post_author_name] | نظرات 0

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6