پرسش :
آیا حدیثی درباره ثواب زیارت سیدالشهداء علیه السلام با پای پیاده داریم؟
پاسخ :
على بن میمون صائغ، از حضرت امام صادق علیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند:
« یَا عَلِیُّ! زُرِ الْحُسَیْنَ وَ لَا تَدَعْهُ.
قَالَ: قُلْتُ مَا لِمَنْ أَتَاهُ مِنَ الثَّوَابِ؟
قَالَ: مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً
فَإِذَا أَتَاهُ، وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکَیْنِ یَکْتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِیهِ مِنْ خَیْرٍ وَ لَا یَکْتُبَانِ مَا یَخْرُجُ مِنْ فِیهِ مِنْ شَرٍّ وَ لَا غَیْرَ ذَلِکَ. فَإِذَا انْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا: یَا وَلِیَّ اللَّهِ مَغْفُوراً لَکَ أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِه، وَ اللَّهِ لَا تَرَى النَّارَ بِعَیْنِکَ أَبَداً وَ لَا تَرَاکَ وَ لَا تَطْعَمُکَ أَبَداً؛
اى على! قبر حسین علیه السّلام را زیارت کن و ترک مکن.
عرض کردم: ثواب کسى که آن حضرت را زیارت کند چیست؟
حضرت فرمودند:
کسى که پیاده زیارت کند آن حضرت را، خداوند به هر قدمى که برمىدارد، یک حسنه برایش نوشته، و یک گناه از او محو مىکند، و یک درجه مرتبهاش را بالا مىبرد.
و وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موکّل او مىفرماید که آنچه خیر از دهان او خارج میشود را نوشته و آنچه شر و بد مى باشد را ننویسند. و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى مىگویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد. و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بیت رسولش مىباشی، به خدا قسم! هرگر تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد نمود.
منبع: کامل الزیارات، ص 134
کلمات کلیدی :
زیارت سیدالشهداء , زیارت امام حسین , ثواب زیارت امام حسین , زیارت امام حسین با پای پیاده , ثواب زیارت با پای پیاده
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : پی نوشتها: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : 2. شیعیان ارثی 3. شیعیان لفظی 4. شیعیان سطحی 5. شیعیان واقعی 1. دژی محکم 2 و 3 و 4. امانتدار، عاقل و رازدار 5. با محبّت 6 و 7. شب زنده دار و شجاع پینوشتها: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : پینوشتها: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : تخلّق به صفات الله پی نوشت: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : 2ـ امّا جمله دوم: «وَ غَفْلَتَکَ اَکْثَرُ مِنْ ذِکْرِکَ»، با یک محاسبه ساده آن را هم تصدیق خواهیم کرد. در طول شبانه روز چقدر به یاد خدا هستیم؟ تمام نمازهاى شبانه روزى ما چقدر طول مى کشد؟ در مدّتى که مشغول خواندن نماز هستیم، چقدر به یاد خدا هستیم؟ اگر به یاد خدا باشیم، همه گمشده ها را در نماز نمى یابیم! کیست که دائماً متوجّه خدا باشد؟ آیا در حال خواب و کار به یاد خدا هستیم؟ بله، اولیاء الله در حال خواب هم به یاد خدا هستند، ولى آن ها انگشت شمار هستند. نتیجه این که مدّت زمان غفلت از یاد خدا، بیش تر از زمان حضور قلب است. 3ـ امّا جمله سوم: «اِنَّ ذُنُوبَکَ اکْثَرُ مِنْ حَسَناتِکَ»، نیز با قدرى تفکّر روشن مى شود. متأسّفانه بسیارى از گناهان را گناه نمى شمریم! دروغ ها، تهمت ها غیبت ها، ناشکرى ها، شایعه سازى ها، نقل شایعات، تمسخر دیگران و مانند آن. یا برخى کارها شایسته شخصیّت انسان نیست، ولى انجام مى دهیم! مثل پرگویى، نماز بى حضور قلب، نمازى که شک بین 3 و 4 و 5 مى کنیم، اتلاف وقت و مانند آن. و گاهى حسناتى را انجام مى دهیم که به ظاهر حسنه است، ولى هنگامى که در آن دقیق مى شویم مى بینیم که عبادت نیست. بنابراین گناهان ما از حسنات ما بیش تر است. پی نوشت: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : پی نوشت: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : پی نوشت: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : پی نوشت: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : پی نوشت: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : پی نوشت: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : پی نوشت: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : پی نوشت: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : پی نوشت: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : پی نوشت: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : علم و دانش راه بهشت است چرا بدتر از چهارپایان هستند؟ فرشتگان براى طالب علم بال و پر مى گشایند استغفار تمام موجودات براى جویندگان علم پی نوشت: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : پی نوشت: کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 4:28 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ پنج شنبه 22 تیر 1396 ] [ 3:17 AM ] [ رضا اردکانی ]
پرسش :
آیا این که بعضی از افراد در شب اول ربیع الاول، شبانه به مسجد میروند و آرزو و دعا میکنند، بدعت در دین نیست؟ آیا سند روایی دارد؟ آیا این حدیث که هر کس به من بشارت ماه ربیع را بدهد من او را به بهشت مژده خواهم داد، از پیامبر اکرم(ص) است؟
ماه ربیع الاول بهار ماهها است. با حلول این ماه، ماه پر از حزن و اندوه صفر که ماه مصیبتهای بزرگ اهل بیت رسول خدا(ص) بود به پایان رسیده است. اوج مصیبت ماه صفر در دهه سوم آن است. با اربعین شروع میشود و به ایام رحلت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و شهادت سبط اکبرش، حضرت امام حسن مجتبی (ع) و غروب خورشید طوس، حضرت علی بن موسی الرضا(ع) ختم میشود. و از طرف دیگر در این ماه میلاد رسول خدا(ص) که رحمة للعالمین است، واقع شده است و میتوان ادعا کرد از اول آفرینش زمین رحمتی مانند آن بر زمین فرود نیامده است؛ زیرا برتری این رحمت بر سایر رحمتهای الهی مانند برتری رسول خدا بر سایر مخلوقات است[1].
اول ربیع الاول به نقل منابع تاریخی روز هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه است[2] هم از این جهت و هم از جهت این که مولودهای با برکتی در آن واقع شده است بسیار مبارک و میمون است.
سید بن طاووس در کتاب الاقبال در فضیلت این ماه جملاتی آورده است و از اتفاقات مبارک این ماه، هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه و سلامت ایشان از نیرنگ دشمنان برای قتل ایشان در شب لیلة المبیت را بر شمرده است و نماز شکر را به نشانه شکر گذاری از خدا در این روز مناسب میداند و از قول شیخ مفید نقل کرده است که روزۀ این روز به دلیل موفقیت پیامبر اکرم(ص) و نجات ایشان از دست دشمنان مستحب است و در نهایت دعایی برای این روز نقل کردهاند.[3]
مرحوم جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبات نوشته است: "این ماه همان گونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها است، به جهت این که آثار رحمت خداوند در آن هویداست. در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهاى زیبای او بر زمین فرود آمده است؛ زیرا میلاد رسول خدا(ص) در این ماه است و مىتوان ادعا کرد از اول آفرینش زمین رحمتى مانند آن بر زمین فرود نیامده است ... بر مسلمان مراقب واجب است با تمام تلاش خود در شکرگزارى این نعمت بزرگ کوشش و سعى کند..."[4].
شیخ عباس قمی نیز در مفاتیح در اعمال ماه ربیع الاول آورده است: "روز اول علما گفتهاند مستحب است که براى تشکر نعمت سلامتى رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) روزه بدارند و زیارت آن دو بزرگوار در این روز مناسب است".[5]
در کتب ادعیه و روایات چیز دیگری در اعمال شب و روز اول ماه ربیع الاول، غیر از آنچه که بیان گردید، یافت نشد، اما عدم وجود روایت در بارۀ اعمال خیر و مستحبات در منابع دینی، دلیل بر بدعت بودن انجام آنها نیست؛ زیرا انجام همه کارهای خیر از جمله حضور در مسجد، عبادت، دعا و مناجات با خدا در هر زمان مستحب و پسندیده است و انجام آنها با قصد قربت و به امید ثواب هیچ اشکالی ندارد، اما در صورتی که به دروغ عمل خاصی (هر چند پسندیده را) به دین نسبت دهند، بدعت و حرام خواهد بود؛ زیرا بدعت در دین و شرع به معنای "نسبت دادن چیزی به دین در حالی که در واقع جزء دین و شریعت نیست"، میباشد.
اما در مورد مژده بهشت دادن پیامبر اکرم(ص) به کسی که بشارت ماه ربیع را بدهد، ما در منابع شیعی حدیثی در این باره پیدا نکردیم.
متأسفانه یکی از باورهای غلطی که در فرهنگ دینی ما مسلمانان، خوب جا باز کرده مسئله بشارت حلول ربیع الاوّل به پیامبر اکرم(ص) و در ازاء آن، بشارت ورود به بهشت از طرف ایشان و یا استجابت دعا و برآورده شدن حاجات است. این مسئله بعد از تقویت ابزار آلات ارتباط جمعی، خصوصاً تلفن همراه در قالب ارسال پیامک و پُستها و فیدهای اینترنتی رواج بیشتری به خود گرفت.
چنان که میدانید سابقاً نقل حدیث صرفاً از طریق علماء و بزرگانی صورت میگرفت که در حوزه علوم دینی تخصصهای فراوانی داشتند که به آنها در اصطلاح، مُحدّث میگفتند. آن بزرگواران برای نقل مطلبی از قول معصومین(ع) دقتهای فراوانی را روی متن و سند و دلالت احادیث لحاظ میکردند امّا امروزه شاهدیم عوام مردم با مراجعه به کتب روایی ترجمه شده به فارسی آن هم ترجمههایی که خالی از اشکالات فراوان نیست و سند آن نیز حذف شده است بدون این که مسلّط به این فن باشند احادیث را ناخواسته تقطیع میکنند و برش میزنند. نتیجه آن که چیزی در دین احداث میگردد و متأسفانه به معصومین(ع) نسبت داده میشود که کاملاً مردود است و با مبانی متقن دین، در تعارض قرار دارد یا این که حداقل موجب استخفاف و سبک گرفتن دین میشود.
[1]. ملکی تبریزی(ره)، میرزا جواد آقا، المراقبات.
[2].مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 55، ص367، مؤسسة الوفاء، بیروت، سال 1404ه ق.
[3]. علی بن موسی بن طاووس، الاقبال بالاعمال، ج 3، ص 105، (المکتبة الإعلانات الإسلامیة)دفتر تبلیغات اسلامی، 1377 ه ش.
[4].ملکی تبریزی، جواد، محدث بندر ریگی، ابراهیم، ترجمه المراقبات ص 65، انتشارات اخلاق، سال 1376ه ش.
[5].قمی، عباس، مفاتیح الجنان ص 295، اسوه.
دعا , مسجد , بدعت , شب اول ربیع الاول , بشارت ماه ربیع الاول , مژده بهشت , حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
خداوند در آخرت چه کسانی را زیر سایه عرش خود پناه می دهد؟
امام موسی کاظم علیه السّلام فرمودند:
ثَلاثةٌ یُستظلونَ بظلِ عَرشِ اللهِ یومَ القیامةِ یومٌ لا ظِلَّ الا ظلةُ رَجلٌ زوّجَ اَخاهُ المسلمَ او اَخدمهُ او کتَمَ له سرّاً.
خداوند در روز قیامت سه دسته را در زیر سایه عرش خویش پناه می دهد در حالتی که سایه ای جز سایه عرش پروردگار وجود ندارد و آنها عبارتند از: کسی که برادر مسلمان خود را زن دهد و کسی که به برادر دینی خود خدمت کند و یا آن که از فاش شدن اسرار برادر مسلمانش جلوگیری کند.
«نور الثقلین، ج 3، ص 599»
ادامه مطلب
پرسش :
خداوند در آخرت چه کسانی را زیر سایه عرش خود پناه می دهد؟
امام موسی کاظم علیه السّلام فرمودند:
ثَلاثةٌ یُستظلونَ بظلِ عَرشِ اللهِ یومَ القیامةِ یومٌ لا ظِلَّ الا ظلةُ رَجلٌ زوّجَ اَخاهُ المسلمَ او اَخدمهُ او کتَمَ له سرّاً.
خداوند در روز قیامت سه دسته را در زیر سایه عرش خویش پناه می دهد در حالتی که سایه ای جز سایه عرش پروردگار وجود ندارد و آنها عبارتند از: کسی که برادر مسلمان خود را زن دهد و کسی که به برادر دینی خود خدمت کند و یا آن که از فاش شدن اسرار برادر مسلمانش جلوگیری کند.
«نور الثقلین، ج 3، ص 599»
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام باقر علیه السلام به میسّر فرمودند: یَا مُیَسِّرُ أَلاَ اُخْبِرُکَ بِشِیعَتِنَا؟ قُلْتُ: بَلی جُعِلْتُ فِداکَ قَالَ: إِنَّهُمْ حُصُونٌ حَصِینَةٌ و صُدُورٌ أمِیْنَةٌ وَ أَحْلاَمٌ وَزِیْنَةٌ لَیْسُوا بالمَذِیعِ البَذِرِ وَلاَ بِالجُفَاتِ المُرَاعِیْنَ رُهْبَانٌ بِالْلَیلِ اُسُدٌ بِالْنَهارِ؛(1) ای میسّر(2)، آیا شیعیانمان را به تو معرّفی کنم؟ میسّر گفت: فدایت شوم بفرمایید. حضرت فرمودند: آنها دژهای محکم و سینههای امانتدار و صاحبان عقلهای وزین و متین هستند، شایعه پراکنی نمیکنند و اَسرار را فاش نمیکنند و آدمی خشک و خشن و ریاکار هم نیستند، راهبان شب و شب زنده داران و شیران روزند.
شرح حدیث:
شیعه اقسامی دارد:
1. شیعیان جغرافیایی
افرادی که در کشور شیعه نشین متولّد شده و از لحاظ آماری جزءِ افراد آن کشور محسوب میشوند.
افرادی که پدر و مادرشان شیعه بوده و در دامان آنان متولّد و پرورش یافتهاند.
افرادی که به زبان میگویند که ما شیعه علی بن ابی طالب (علیهما السلام) هستیم، امّا در عمل خلاف سیره حضرت زندگی میکنند.
شیعیانی که عملشان سطحی است و به عمق معنی تشیّع نرسیدهاند. از تشیّع فقط عزاداری و توسّلات و امثال اینها را بلد هستند، امّا از صفات واقعی شیعه مانند تقوا، رازداری ، امانتداری ، شجاعت و... در آنها خبری نیست. از کجا معلوم که شیعه هستند؟ آیا به خاطر آن که در ایّام عاشورا در دستجات سینه زنی و مجالس عزاداری شرکت میکنند و به مسجد میروند؟! این امور مهم است ولی شیعه واقعی بودن تنها به انجام دادن چنین اموری نیست، البتّه قصد ما کم اهمیّت جلوه دادن این قبیل اعمال نیست.
کسانی که با معارف الهیّه و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) آشنا هستند و برنامه آنها صفاتی است که هفت مورد آن در این حدیث کوتاه آمده است:
شیعیان باید در مقابل تبلیغات دشمن نفوذناپذیر باشند؛ اکنون که وضع فرهنگی دنیا به شکل خطرناکی نسل جوان ما را تهدید میکند، آیا راهی برای این که جوانانمان را تقویت کنیم پیدا کردهایم؟ اگر نمیتوانیم میکروبها را نابود کنیم باید خود را تقویت کنیم.
یکی از گِلههای ائمّه (علیهم السلام) این بود که بعضی از مردم اسرار را فاش میکنند. مراد از اسرار این بود که مقاماتی که ائمّه (علیهم السلام) داشتهاند مانند علم غیب، شفاعت در روز قیامت، امانتداری علوم رسول الله (صلی الله علیه وآله)، شاهد و ناظر اعمال شیعیان، معجزات و... از مسائلی بود که مردم عادّی و مخالفان قادر به درک آن نبودند ولی بعضی از مردم ساده لوح و خام، هر جا که مینشستند همه چیز را بیان میکردند و این کار ایجاد اختلاف، عداوت و دشمنی میکرد. به همین جهت امام (علیه السلام)در حدیث می فرمایند: شیعیان ما، دارای سینههای امانتدارند، افشاکننده بی جهت نیستند، ایجاد اختلاف در میان این و آن نمیکنند.
در زمان ما افرادی پیدا شدهاند که به بهانه ولایت، کفریّات و تعبیرات زشتی به ائمّه (علیهم السلام) نسبت میدهند که هرگز ائمّه (علیهم السلام) به آن راضی نیستند و کار آنها به مراتب بدتر از آن افراد ساده لوح است زیرا باید مراقب این غلات جدید باشیم. این گروه دو عیب دارند: عیب اوّل این است که آبروی خودشان را از بین می برند؛ خیال میکنند اگر صفات خدا را بری ائمّه (علیهم السلام) یا حضرت زینب (علیها السلام) یا شهدی کربلا بگویند، عین ولایت است؛ و عیب بزرگتر این است که با حرفهایشان منشأ کشتار یک عدّه از شیعیان در جای دیگری از دنیا می شوند. زمان ما زمان رسانههای جمعی است؛ اگر خبری امروز صبح صادر شود، یک ساعت بعد به گوشه و کنار دنیا میرسد. این کلمات غلوّآمیز و سخنان نادرست از اینجا به جاهای دیگر پخش میشود و شیعه را کافر معرّفی کرده و بعد هم کشتن شیعیان شروع میشود.
وای از این دوستان نادان و انسانهای جاهل، وای از آن زمانی که نبض مجالس به دست افراد بی سواد، بی اطّلاع، ناآگاه و نادان بیافتد.
شیعیان خشن نیستند، بلکه با محبّت و برخوردار از لطافت روحی نسبت به همنوع هستند. شیعه روح علی بن ابی طالب (علیهما السلام) و سایر ائمّه هدی (علیهم السلام) را دارد، آنانی که حتّی به دشمنانشان هم محبّت میکردند.
شیعیان ریاکار نیستند، و کار دین و دنیا را خوب با هم جمع کردهاند، اگر کسی عبادتهای شبانه آنها را ببیند میگوید اینان زاهدان روزگاراند و در امور زندگی ضعیفاند، امّا روز هنگام مشاهده میکند که مثل شیر در صحنه اجتماع حاضر میشوند.
آری چنین کسانی شیعیان واقعی مکتب اهل بیت (علیهم السلام) میباشند.
1.بحار الأنوار، ج 65، ص 180.
2. «میسّر بن عبدالعزیز» از معاریف اصحاب امام باقر (علیه السلام) بوده که در کتب رجال هم توصیف شده است. امام باقر (علیه السلام) جملهای درباره او دارد که در حالات میسّر آمده است. حضرت میفرمایند: ای میسّر چند بار مرگ تو فرارسیده و خداوند اجل تو را به تأخیر انداخت، برای این که صله رحم بجا آوردی و مشکلات آنان را حل کردی.
منبع: مشکات هدایت (سلسله مباحث اخلاقی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دامت برکاته)، تدوین: مسعود مکارم و محمدرضا حامدی.
شرح حدیث / امام باقر علیه السلام / شیعه / شیعه واقعی / امانتدار / عاقل / رازدار
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام باقر علیه السلام فرمودند: عَالِمٌ یُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ خَیْرٌ مِنْ سَبْعِیْنَ اَلْفَ عَابِد؛ عالمی که مردم از علم او بهره بگیرند، از هفتاد هزار عابد بهتر است(1).
شرح حدیث:
«عبادت» مسأله مهمّی است به طوری که خداوند در قرآن میفرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الجِنَّ و الإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونَ؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای این که عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)».(2) حتّی در تشهّد هم قبل از رسالت، عبودیّت مطرح شده است: «أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ». ولی با این همه اهمیّتی که عبادت دارد، در حدیث چنین آمده که مقام عالم از عامه بسیار برتر است. پس مقام عالم، مقام والا و باعظمتی است؛ در صورتی که او قدر این نعمت را بداند. و مردم از علم او بهره بگیرند یعنی او چراغ هدایت، ستاره درخشان و کشتی نجاتی برای هدایت مردم باشد. چنین عالمی است که از هفتاد هزار عابد بالاتر است.
گاهی به وسیله یک عالم میلیونها نفر هدایت میشوند که این هدایت از تمام فضایل در عالم ارزشمندتر است و به همین دلیل است که میگویند اگر قرار شود بین عبادتهای مستحبّی و تحصیل علم یکی را برگزینیم، تحصیلِ علم برتری دارد. حتّی در شبهای قدر که شب عبادت است، کسی که برای بحث و تحقیق علمی بیدار باشد، عمل برتری انجام میدهد زیرا کار علما، کار انبیا و اولیا و در نهایت کار خداست که مردم را هدایت میکنند و به همین دلیل، عالم از هفتاد هزار عابد افضل است.
سعی کنیم به همان اندازه که علم را فرا میگیریم آن را منتشر کنیم. کسانی که محتکران علماند در پیشگاه خدا مسوولند؛ به خصوص در این عصر و زمان که دشمنان بشریّت و جهانخواران، مانع اصلی پیشرفت اسلام هستند. در جنوب لبنان، در سرزمینهای اشغالی و در جنگ تحمیلی، اسلام مانع راه دشمنان بود، لذا تبلیغاتشان را متوجّه آن کردهاند. به کمک اینترنت که دنیا را از لحاظ اخلاقی ناامن کرده، بدترین توهینها، تخریبها و تهاجمات فرهنگی را انجام میدهند که اگر ذرّهای انسانیّت، شرف و دین داشته باشند این کار را نمیکنند.
گاهی میگویند که دین از سیاست جدا شود، در حالی که جدایی دین از سیاست یعنی محو اسلام، تخریب عقاید و اخلاق. اسلام دینی است که برای تمام لحظات زندگی انسان برنامه دارد؛ از لحظهای که متولّد میشود تا پایان عمر بخشی از زندگی اوست و از او جدا نمیگردد.
امروزه زورمندان نهادهایی تأسیس کردهاند که در آن به هیچ نوع اخلاقی ملتزم نیستند و به هر جا که مصلحت خود بدانند حمله میکنند. وقتی مردم دنیا این برنامهها را میبینند، از دروغ گفتن آنها مأیوس و خسته شده و پناهگاهی جز دین که مطابق فطرتشان است، برای خود نمییابند.
بنابراین ما باید از شرایط موجود استفاده کنیم، از اسلام بیشتر بدانیم، به دستورات آن بیشتر عمل کنیم، بیشتر تبلیغ و دعوت کنیم و از نقشههای شوم دشمنان آگاه و در مقابل تهاجمات آنان هوشیارتر باشیم.
خوشبختانه جاذبه اسلام به عنوان یک عامل مهم برای پیشرفت و تعالی انسانها، در مقابل آنها ایستاده است. حتّی در آمریکا و اروپا که مرکز این تهاجمات است، اسلام در حال پیشرفت است و این جاذبه اسلام است که به ما کمک میکند تا در مقابل آنان بایستیم.
1.بحارالأنوار، ج 75، ص 173.
2. سوره ذاریات، آیه 56.
منبع: مشکات هدایت (سلسله مباحث اخلاقی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دامت برکاته)، تدوین: مسعود مکارم و محمدرضا حامدی.
شرح حدیث / امام باقر علیه السلام / علام / عابد / عبادت
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام علی علیه السلام فرمودند: یا کُمَیْلُ! سَمِّ کُلَّ یَوْم بِاسْمِ اللهِ، وَ قُلْ لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ، وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللهِ، وَ اذْکُرْنا وَ سَمِّ بِاَسْمائِنا وَصَلِّ عَلَیْنا، وَ اَدِرْ بِذلِکَ عَلى نَفْسِکَ وَ ما تَحُوطُهُ عِنایَتُکَ، وَ تُکَفُّ شَرَّ ذلِکَ الْیَوْمِ اِنْ شاءَ اللهِ؛ اى کمیل! هر روز را با یاد خدا آغاز کن و ذکر «لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ» را هر روز فراموش نکن، و توکّل بر خدا بکن (هر روز «تَوَکَّلت عَلَى الله» بگو) و همه روز یادى از ما کن (و صلوات بر ما بفرست). سپس به خودت و خانه ات و خانواده ات فوت کن. (با انجام این اعمال) به فضل خداوند از شرّ آن روز ایمن خواهى بود(1).
شرح حدیث:
انتخاب این جمله هاى چهارگانه و گذاردن آن ها در کنار هم، بى جهت و تصادفى نیست. بلکه به خاطر رابطه اى است که با یکدیگر دارند.
امّا «بسم الله الرحمن الرحیم» به خاطر این که هر کارى در فرهنگ اسلامى باید با یاد و نام خداوند شروع گردد و هر کار باارزشى بدون آن آغاز شود به سرانجام نمى رسد.
و امّا تکرار «لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ» در هر روز بدین جهت است که باور کنیم تمام قوّت ها و قدرت ها از اوست، و حایل و مانع بین ما و ناملایمات نیز آن قادر مطلق مى باشد. ما بدون اتّکا بر او نه توان انجام کارى را داریم و نه نیروى دفع موانع.
و امّا واگذارى همه امور به خداوندِ عالمِ بر سرّ و آشکار و توکّل بر آن قدرت مطلق، بدین جهت است که با تمام وجود به درگاهش عرض کنیم: «خدایا! ما از خود چیزى نداریم و بدون تکیه بر لطف تو و توکّل بر قدرت و علم تو، قادر بر هیچ کارى نیستیم. هر چه هست از ناحیه تو و به دست توست».
و بالاخره در پایان با جمله اى کوتاه، به چهارده معصوم (علیهم السلام) متوسّل شویم. مثل این که گفته شود:
«اَللّهُمَّ صَلّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِه وَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ الاَْئِمَّةِ الْمَعْصُومینَ».
انسان با انجام این اعمال چهارگانه و اعتقاد به مضامین آن، هر روزه از شرّ آن در امان خواهد بود، از هر شرّى; هم شرّ نفس خویشتن و هم شرّ شیاطین جنّ و انس و هم آفات و بلاها و حوادث گوناگون و خلاصه از هر نوع شرّى در امان خواهد بود.
مسأله مهمّ در اذکار الله تخّلق به ذکرهاست؛ یعنى ذکر نباید صرفاً لقلقه زبان باشد، بلکه باید در روح و جان انسان نفوذ کند و اثر بگذارد و انسان را به رنگ خودش درآورد. یک قطعه آهن سیاه سرد وقتى که در درون آتش نهاده مى شود به رنگ آتش درمى آید و متخلّق به خُلق آتش مى گردد. بنابراین، ما هم که این ذکرها را تکرار مى کنیم باید همراه با تکرار آن، تدریجاً پلى از زبانمان به قلبمان بزنیم و مضامین آن را باور کنیم.
1. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 412.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.
شرح حدیث / امام على علیه السلام / یاد خدا / توکّل بر خدا / شرّ
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام علی علیه السلام به کمیل فرمودند: یا کُمَیْلُ! اِنَّ ذُنُوبَکَ اکْثَرُ مِنْ حَسَناتِکَ، وَ غَفْلَتَکَ اَکْثَرُ مِنْ ذِکْرِکَ، وَ نِعَمَ اللهِ عَلَیْکَ اَکْثَرُ مِنْ عَمَلِکَ؛ اى کمیل! خطاهایت، از کارهاى خوبت بیش تر، و غفلتت از حضور قلبت فزون تر، و نعمت هاى پروردگار از قدرت شکرگزارى تو بیش تر است(1).
شرح حدیث:
در تفسیر جملات سه گانه فوق باید به این نکات توجّه کرد:
1ـ این که نعمت هاى پروردگار فزون تر از قدرت شکرگزارى انسان هاست مطلبى واضح و بدیهى است. به عنوان مثال، اگر نعمت بسیار ارزشمندِ چشم از انسان گرفته شود، چه مصیبت بزرگى رخ مى دهد! اگر انسان بخواهد تا آخر عمر تنها شکر همین یک نعمت را بجا آورد، آیا قادر خواهد بود؟ چشمه جوشانى که در چشم انسان ها وجود دارد و دائماً سطح چشم را مرطوب نگه مى دارد، و اگر نباشد پلک ها چشم را آزار خواهند داد و در مدّت زمان کوتاهى بینایى انسان را از بین خواهند برد، و چاه فاضلابى که اضافه آب چشم را جذب مى کند و اگر نباشد انسان دائماً گریان و صورتش خیس خواهد بود! آیا این ها نعمت هاى بزرگ الهى نیستند؟ اگر یکى از این ها نبود (چشمه جوشان، یا چاه فاضلاب) چه مى شد؟ گاهى از اوقات نعمت هایى داریم که در طول زندگى متوجّه آن نمى شویم! حقیقتاً که نعمت هاى پروردگار فزون تر از قدرت شکرگزارى ما انسان هاست.
سؤال: هدف حضرت امیرمؤمنان (علیه السلام) از این جملات سه گانه چیست؟
پاسخ: هدف حضرت این است که مبادا ما خود را از خداوند طلبکار بدانیم، بلکه باید همواره خویش را بدهکار پروردگار حساب کنیم و به فکر جبران باشیم. یکى از رموز تکامل همین است که خود را ناقص بدانیم. آن کس که خود را کامل مى داند، اوّل بدبختى و توقّف اوست.
1. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 415.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.
شرح حدیث / امام على علیه السلام / غفلت / حضور قلب / نعمت
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام علی علیه السلام فرمودند: اَلا لا خَیْرَ فى عِلْم لَیْسَ فیهِ تَفَهُّمٌ، اَلا لاخَیْرَ فى قِرائَة لَیْسَ فیها تَدَبُّرٌ، اَلا لاخَیْرَ فى عِبادَة لا فِقْهَ فیها؛ آگاه باشید! علمى که در آن فهم نباشد فایده اى ندارد. بدانید! قرائت قرآن اگر همراه با تدبّر و اندیشه (در معانى آن) نباشد بى فایده است. آگاه باشید! عبادتى که در آن تفکّر و اندیشه نباشد خیرى ندارد(1).
شرح حدیث:
سؤال: در جمله اوّل مى خوانیم: «علمى که در آن فهم نباشد خیرى ندارد» مگر مى شود علم و دانشى بدون تفهّم حاصل گردد؟
پاسخ: بله، بسیار است علم و دانش هایى که حاصل آن تنها ذخیره کردن مشتى دانستنى ها و قواعد یا فورمول هاى خشک است که صاحب آن، در آن تفکّر نمى کند و به نتیجه آن نمى اندیشد. دانشمندى که توانست هسته اتم را بشکافد و این نیروى عظیم را آزاد کند، براى چه هدفى این کار را کرد؟ آیا هدفش نابودى همه موجودات زنده و از بین بردن تمام آثار حیات و زندگى در شهر «ناکازاکى» و «هیروشیماى» ژاپن بود، که هنوز هم بعد از ده ها سال متأسّفانه آثار شوم آن موجود است!؟
یا منظورش تولید نیروگاه هاى برق بود، تا به وسیله آن جهان را روشن کند و چرخ هاى کارخانجات را به گردش درآورد و استفاده هاى مثبت فراوان دیگر از آن بشود؟
متأسّفانه بسیارى از دانشمندان مادّى در علوم و دانش هاى خویش تفهّم ندارند، بدین جهت دنیا تبدیل به ظلمتکده اى مى گردد. دنیایى که دانشمندان آن هدفى جز لذّات مادّى ندارند و براى آن ها تفاوتى نمى کند که با اختراعات و اکتشافات آن ها کارخانجات داروسازى فعّال شود یا کارخانجات بمب سازى، بلکه هر کدام درآمد بیش ترى عاید آن ها کند و دلارهاى فزون ترى به جیب آن ها سرازیر نماید، همان را ترجیح مى دهند! چنین دنیایى حقیقتاً ظلمتکده و چنان دانشى در حقیقت زیانبار است!
در جمله دوم مى خوانیم: «آگاه باشید تلاوت قرآن اگر توأم با اندیشه نباشد سودى ندارد» آرى، بسیارند کسانى که قرآن تلاوت مى کنند، ولى مورد لعن قرآن هستند(2)! زیرا به دستورات این نسخه شفابخش آسمانى عمل نمى کنند; آن ها هنگامى که آیات مربوط به غیبت را مى خوانند، در حالى که خود غیبت مى کنند مورد لعن این آیات قرار مى گیرند! هنگامى که آیات مربوط به ربا را قرائت مى کنند، در حالى که آلوده به این گناه بزرگ و کثیف هستند، مورد لعن آیات ربا واقع مى شوند! و همچنین در سایر آیاتى که به آن عمل نمى کنند.
«تدبّر» از ریشه «دَبْر» (بر وزن ابر) گرفته شده و به معناى عاقبت اندیشى است، تلاوت کننده قرآن هنگام تلاوت آیات شریفه باید به عاقبت کسانى که آیات تلاوت شده در مورد آن ها سخن مى گوید بیندیشد که قرائت یک آیه همراه با تدبّر از یک ختم قرآن بى تدبّر ارزشمندتر است!
در جمله سوم مى فرماید: «عبادت بدون تفکّر هم فایده اى ندارد». آیا هنگامى که در مقابل پروردگار مى ایستیم و آیات بلند و پرمحتواى سوره حمد را مى خوانیم، در معانى آن آیات تفکّر مى کنیم؟ وقتى به (اِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعینُ)مى رسیم، نگاهى به قلب خویش کنیم و ببینیم آیا حقیقتاً فقط خدا را مى پرستیم و فقط از او کمک مى گیریم؟ یا هواى پرستى، مال پرستى، مقام پرستى در کُنج دل ما جایى براى پرستش خدا نگذارده است!؟ هنگامى که به تشهّد مى رسیم و به یگانگى خداوند شهادت مى دهیم، سرى به قلب خویش بزنیم و ملاحظه کنیم که آیا هیچ بتى در خانه قلب ما وجود ندارد، یا این خانه خدا به اشغال انواع بت ها در آمده است؟ آرى باید عبادت همراه با تفکّر باشد، چرا که یک عبادت همراه با تفکّر مى تواند سرنوشت ما را متحوّل و دگرگون نماید.
1. اصول کافى، کتاب فضل العلم، باب صفة العلماء، حدیث سوم.
2. میزان الحکمة، باب 2311، حدیث 16250، (جلد 8، صفحه 90).
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.
شرح حدیث / امام على(علیه السلام) / اندیشه / علم
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام علی علیه السلام فرمودند: جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ عَمَل ثَواباً وَ لِکُلِّ شَىْء حِساباً؛ خداوند حکیم براى هر عمل نیکى ثواب و براى هر چیزى حساب قرار داده است(1).
شرح حدیث:
مسأله «محاسبه» رستاخیز یکى از ضروریّات دین ماست. بدین جهت یکى از نام هاى فراوان روز قیامت(2)، «روز حساب رسى» مى باشد.
جمله ترکیبات بدن انسان است! تمام این ها طبق حساب معیّنى است که اگر کم یا زیاد شود انسان بیمار مى شود. بنابراین بیمارى بر اثر بر هم ریختن حساب است. نه تنها ترکیبات شیمیایى بدن انسان حساب و کتاب دارد، بلکه حرکات فیزیکى بدن نیز حساب دارد; یعنى مثلا مشخّص است که ضربان یک قلب سالم در هر سنّ و سالى به هنگام خواب چقدر و در هنگام بیدارى چقدر، به هنگام راه رفتن چقدر و به هنگام دویدن چه مقدار!
ضربان نبض آن قدر روى حساب و کتاب است که دکترهاى قدیم از طریق آن، انواع بیمارى ها را تشخیص مى دادند. از این مهم تر، طبیبى مى گفت: «مى توانم تمام بیمارى ها را از نگاه به چشم بیمار متوجّه شوم، چشم آینه تمام بیمارى هاى انسان است!». این ها همه نشانه حساب دقیق در سراسر عالم آفرینش است. اگر این را باور کنیم، یقین پیدا مى کنیم که در شریعت نیز، همانند طبیعت، حساب خاصّى حاکم است.
حضرت على (علیه السلام) در حدیث فوق به همین مطلب اشاره دارند: «هر عمل خیرى ثواب و هر کار بدى حساب دارد». باید بدانیم که تمام حوادث بزرگ و کوچک معلول علّت هایى است; هر چند به بسیارى از آن ها پى نمى بریم و انسان موفّق کسى است که علّت هر حادثه اى را بیابد و از آن عبرت بگیرد.
مرحوم علاّمه مجلسى در بحارالانوار نقل مى کند که: «به حضرت على (علیه السلام) خبر دادند مار یکى از یاران شما را گزیده و بسیار ناراحت است و بى تابى مى کند.
حضرت فرمودند: او را به خانه اش ببرید، به این زودى خوب نمى شود، او دارد کیفر یک عمل بد خود را پس مى دهد!
دو ماه طول کشید تا این فرد خوب شد، پس از بهبودى خدمت امام رسید و از حضرتش توضیح خواست.
حضرت فرمودند: تو نزد فلان حاکم ظالم بودى، قنبر وارد شد، تو به احترام قنبر تمام قامت برخواستى، آن حاکم پرسید: چرا جلوى این مرد بلند شدى؟ تو در جواب گفتى: آیا شما قنبر را نمى شناسید؟! او کسى است که ملائکه آسمان پر و بال خویش را بر سر راهش پهن مى کنند تا او از روى آن عبور کند! حاکم عصبانى شد و قنبر را کتک زد. به خاطر آن تعریف نابجاى تو، که باعث آزار قنبر شد، مار تو را گزید!»(3).
اگر حساب ها این قدر دقیق است، پس باید بیش تر مواظب اعمال خویش باشیم و در سلب توفیق ها، از بین رفتن نشاط عبادت ها، گرفتارى ها، مشکلات و امور دیگر، طبق این قانون به دنبال علّت آن باشیم.
1. غرر الحکم، حدیث شماره 4779.
2. در تفسیر پیام قرآن، جلد 5، صفحه 49 به بعد، هفتاد نام براى روز قیامت ذکر شده است.
3. بحار الانوار، جلد 26، صفحه 237.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.
شرح حدیث / امام على(علیه السلام) / ثواب / عمل / محاسبه
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام علی علیه السلام فرمودند: مَا الُْمجاهِدُ الشَّهیدُ فى سَبیلِ اللهِ بِاَعْظَمَ اَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ؛ آن کس که در راه خدا جهاد کند و شربت شهادت بنوشد، بلند مقام تر از آن کس نیست که توانایى بر گناه داشته باشد و دامن خود را آلوده نکند!(1).
شرح حدیث:
بزرگ ترین جهاد از نظر منطق اسلام، جهاد با هوس هاى سرکش، مخصوصاً در محیط هاى آلوده است. حتّى جهاد با دشمن آن گاه نتیجه بخش خواهد بود که با اخلاص و اتّحاد و نیّت پاک و به دور از خودخواهى و أغراض شخصى صورت گیرد و این ها جز با پرورش اخلاقى کافى و جهاد با نفس ممکن نیست.
به همین دلیل حضرت على (علیه السلام)مى فرمایند: «آن ها که در میدانِ جهادِ با هوا و هوس پیروز مى گردند و در محیط هاى آلوده دامان خود را پاک نگه مى دارند، کمتر از مجاهدان شهید در راه خدا نیستند!» بلکه در ادامه این حدیث در نهج البلاغه مى خوانیم که این گونه افراد در ردیف فرشتگان آسمانى هستند!(2).
سرّ این اهمیّت فوق العاده، و تأکیدهاى فراوان رهبران دینى بر مبارزه با هواى نفس، تا آن جا که آن را «جهاد اکبر» نامیده اند، این است که منشأ بسیارى از گناهان یا تمام گناهان هواهاى نفسانى و هوس هاى شیطانى است و از آن جا که خطر این دشمن انسانیّت زیاد و محدوده عملیاتى اش گسترده و از نظر زمان و مکان محدودیتى ندارد، لذا مبارزه با آن ارزش ویژه اى محسوب مى شود و جهادگر با آن هم ردیف شهیدان مى گردد و خوشا به حال هر دو گروه!.
1. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 474.
2. یکصد و پنجاه درس زندگى، صفحه 43.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.
شرح حدیث / امام على(علیه السلام) / شهیدان / جهاد / جهاد اکبر
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام علی علیه السلام فرمودند: فَبَعَثَ اللهُ تَعالى مُحَمَّداً صلى الله علیه وآله بِالْحقِّ، لِیُخْرِجَ عِبادَهُ مِنْ عِبادَةِ الاَْوْثانِ اِلى عِبادَتِه، وَ مِنْ طاعَةِ الشَّیْطانِ اِلى طاعَتِه؛ خداوند متعال (حضرت) محمّد صلى الله علیه وآله را به حق مبعوث ساخت، تا بندگانش را از پرستش بت ها خارج و به عبادت خود دعوت کند، و آن ها را از زیر بار طاعت شیطان آزاد ساخته به اطاعت خود سوق دهد(1).
شرح حدیث:
آیات و روایت متعدّدى وجود دارد که در آن ها اهداف مهمّى براى بعثت پیامبران الهى مطرح شده است(2). روایت فوق به دو هدف از اهداف مهمّ بعثت مى پردازد، که در آیات قرآن نیز به آن اشاره شده است:
1ـ رها ساختن مردم از پرستش بت ها و هدایت آن ها به پرستش خداوند یگانه.
2ـ رها ساختن مردم از پیروى شیطان و فراخواندن آنان به پیروى از خداوند رحمان.
در مورد هدف اوّل باید توجّه داشت که «اوثان»، که مفرد آن «وثن» است و به معنى «بت» مى باشد، معناى وسیعى دارد؛ بنابراین هر چند با ظهور پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) و زحمات فراوان آن حضرت، بت پرستى به ظاهر برچیده شد، ولى با توجّه به این که در فرهنگ اسلامى هر چیزى که انسان را از خدا دور سازد و به خود جذب کند بت مى باشد، در عصر و زمان ما انواع دیگرى از بت پرستى وجود دارد! که باید مردم را از آن رها ساخت و به سوى پرستش خداى یکتا دعوت کرد.
در روایتى از پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) مى خوانیم:
«یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ بُطُونُهُمْ آلِهَتُهُمْ، وَ نِساؤُهُمْ قِبْلَتُهُمْ، وَ دَنا نیرُهُمْ دینُهُمْ، وَ شَرَفُهُمْ مَتاعُهُمْ، وَ لایَبْقى مِنَ الاْیمانِ اِلاّ اِسْمُهُ؛ زمانى بر مردم خواهد آمد که شکم هایشان معبود آن ها، و زنانشان قبله گاه آن ها، و سرمایه شان دین آن هاست، و شرفشان را در معرض فروش قرار مى دهند و از ایمان جز نام آن باقى نمى ماند ...». (مردم که از این سخن، پس از برچیده شدن بساط بت پرستى در عصر رسول الله (صلى الله علیه وآله) بسیار متعجّب شده بودند پرسیدند:) یا رَسُولَ الله! اَیَعْبُدُونَ الاَْصْنامَ; آیا امکان دارد که مسلمانان دوباره به بت پرستى روى آورند؟ قالَ: «نَعَمْ، کُلُّ دِرْهَم عِنْدَهُمْ صَنَمٌ»؛ حضرت فرمودند: «بله (البتّه نه به شکل بت پرستان قبل از اسلام، بلکه) هر درهمى بتى براى آن ها محسوب مى شود (و آن ها را از یاد خدا غافل مى سازد!)(3).
در روایت دیگرى نیز مى خوانیم: «هنگامى که اوّلین درهم و دینار را ساختند، شیطان بسیار خوشحال شد و آن ها را بر چشمش نهاد و سپس آن ها را بوسید و گفت: شما نور چشمان من هستید! اگر از این پس انسان ها بت پرستى نکنند، امّا شما را بپرستند، من غمى نخواهم داشت!»(4).
آنچه گفته شد یک نوع بت پرستى است که در عصر ما رواج دارد و بت پرستى أشکال دیگرى هم دارد که تعریف کامل آن در جمله زیر آمده است: «کُلُّما شَغَلَکَ عَنِ اللهِ فَهُوَ صَنَمُکَ؛ هر چیزى که تو را از یاد خدا باز دارد آن بت توست».
اگر بعضى از دل ها را بشکافیم بت خانه بزرگى خواهد بود! دلى کعبه پروردگار است که جز خدا در آن دل نباشد و اگر غیر خدا را هم بخواهد، در راستاى رضایت خداوند باشد.
امّا در مورد هدف دوم نیز باید توجّه داشت که شیطان مفهوم وسیعى دارد; زیرا شیطان به معناى یک موجود طغیانگر در برابر خداوند است، بنابراین پیروى از هر موجودى که در برابر خداوند طغیانگرى مى کند پیروى از شیطان است. حتّى گوش فرادادن به هر سخنى اطاعت از صاحب آن سخن شمرده مى شود؛ اگر آن سخن براى رضاى خدا باشد، عبادت الهى محسوب مى شود و اگر در راه خلاف باشد، عبادت شیطان است(5).
1. نهج البلاغه، خطبه 147.
2. مشروح این آیات را در پیام قرآن، جلد 7، صفحه 13 به بعد، مطالعه فرمایید.
3. بحار الانوار، جلد 22، صفحه 453.
4. بحار الانوار، جلد 70، صفحه 137.
5. میزان الحکمة، باب 2496، حدیث 11352، (جلد 6، صفحه 19).
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.
شرح حدیث / امام على(علیه السلام) / بعثت / طاعت شیطان / طاعت خدا
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام علی علیه السلام فرمودند: اِنَّ قُلُوبَ الْجُهّالِ تَسْتَفِزُّهَا الاَْطْماعُ وَ تَرْتَهِنُهَا الْمُنى وَ تَسْتَعْلِقُهَا الْخَدائِعُ؛ «قلب هاى انسان هاى نادان را طمع از جاى خود تکان مى دهد و آرزوهاى دراز آن را به گروگان مى گیرد، و زرق و برق دنیا آن را در دام خود اسیر مى سازد»(1).
شرح حدیث:
حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) طبق روایت فوق، سه نشانه براى روح و قلب افراد نادان بیان مى کند:
1ـ نخست این که طمع قلب آن ها را از جایگاه اصلى خود تکان داده است. طمع به معناى انتظار بیهوده از کسى داشتن است; مثل این که شخصى کارى کرده که استحقاق هزار تومان مزد دارد، ولى انتظار دارد که ده برابر آن به او بدهند.
2ـ دیگر این که آرزوهاى طولانى، که یکى از عوامل قساوت قلب است(2)، قلب جاهل را به گروگان گرفته است. طبیعى است که گروگان قادر بر انجام وظایف خویش نیست و در نتیجه نمى تواند عکس العمل هاى مناسبى ارایه دهد. بدین جهت عکس العمل هاى انسان نادان در مقابل کُنش هاى مختلف، مناسب نیست.
3ـ نشانه سوم قلب جاهل، توجّه به ظواهر و غفلت از واقعیّت هاست. عالِم، اسیر زرق و برق هاى دنیاى مادّى نمى شود و واقعیّت ها را مى بیند، ولى جاهل دائماً گرفتار اوهام و خیالات است و اسیر دامِ زرق و برق دنیاست، بدین جهت خطّ سیر عالِم که بر اساس درک واقعیّت ها طراحى شده، صراط المستقیم، ولى مسیر جاهل بیراهه است.
سؤال: چرا، عالم واقع بین است و جاهل اسیر ظواهر است و خیال پرور؟
پاسخ: اوّلا «علم» روشنایى و «جهل» تاریکى است(3) و طبیعى است کسى که روشنایى در اختیار دارد واقعیّات را دریابد و کسى که در تاریکى گام برمى دارد اسیر اوهام و خیالات شود. ثانیاً جاهل گرفتار هوى و هوس است، و هوى و هوس چشم حق بین انسان را کور مى کند. بدین جهت عالم واقع بین است و جاهل دچار اوهام و خیالات مى شود.
1. اصول کافى، جلد اوّل، کتاب العقل و الجهل، حدیث 16.
2. این مطلب در روایات مختلفى از معصومین (علیهم السلام) نقل شده است. به میزان الحکمة، باب 3402، جلد 8، صفحه 238 مراجعه فرمایید.
3. میزان الحکمة، باب 2833، حدیث 13379، (جلد 6، صفحه 452).
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.
شرح حدیث / امام على(علیه السلام) / جهل / نادانى
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام علی علیه السلام فرمودند: مِلاکُ الدّینِ مُخالَفَةُ الْهَوى؛ معیار دیندارى مخالفت با هواى نفس است»(1).
شرح حدیث:
هر چیزى ملاکى دارد که با آن سنجیده مى شود. ملاک دیندارى و بى دینى چیست؟ آیا ملاک دیندارى فقط نماز خواندن است؟ آیا حجاب به تنهایى مى تواند معیار قرار گیرد؟ همان گونه که بعضى مردم نماز یا حجاب را مرز دینداران و بى دینان معرّفى مى کنند. آیا کنترل زبان و حفظ آن مى تواند به تنهایى ترازوى سنجش دیندارى باشد؟
حضرت امیرمؤمنان (علیه السلام) در این روایت کوتاه و عمیق، معیار و ملاک جامع و کاملى را براى مسأله مورد بحث بیان فرموده است. هر چند امور مذکور نیز ملاک هستند; ولى ملاک کامل و فراگیر چیز دیگرى است، حتّى گاه مى شود که همان عبادت و حجاب و حفظ زبان بر اثر خواهش دل است. داستان معروف زیر شاهد خوبى بر این بحث است:
شخصى سالیان درازى در صف اوّل نماز جماعت شرکت مى کرد. روزى دیر به مسجد رسید و در صف آخر قرار گرفت، احساس بدى به او دست داد. با خود گفت: حالا مردم چه مى گویند! فلانى هر روز در صف اوّل بود، چرا امروز در صف آخر قرار گرفته است!؟ پس از این افکار و تخیّلات، ناگهان تکانى خورد که اى واى بر من! سالیان دراز نمازهایم را خراب کردم، باید همه را قضا کنم؟ چون آلوده به انگیزه غیر خدایى بود!
به همین جهت در روایتى مى خوانیم که: «مجذوب فراوانى نماز و روزه و سایر عبادات دیگران مشوید! چون گاهى این ها را از سرِ عادت انجام مى دهند، بلکه افراد را به راستگویى و أداى امانت امتحان کنید»(2). بنابراین آن کس که تابع عقل و فرمان خداست دیندار، و آن که تابع هواى نفس است بى دین است.
در تفسیر آیه شریفه (نُؤْمِنُ بِبَعْض وَ نَکْفُرُ بِبَعْض)(3) این سؤال مطرح شده است: چرا خداوند بنى اسرائیل را به خاطر این کار سرزنش مى کند، در حالى که (نُؤْمِنُ بِبَعْض) که کار خوبى است; هر چند براى (وَ نَکْفُرُ بِبَعْض) مستحق سرزنش هستند؟
برخى از مفسرین گفته اند: «آن ایمان ببعض نیز بى ارزش بوده است، چون به چیزهایى ایمان مى آوردند که با هواى نفس آن ها سازگار بود. بنابراین در واقع ایمان به هواى نفس بود، نه ایمان به خدا!»(4).
خلاصه این که روایت فوق ملاک و معیار سنجش دینداران از بى دینان را مخالفت با هواى نفس مى شمارد و با این ترازوى دقیق مى توانیم میزان دیندارى خویش را به خوبى بسنجیم.
1. میزان الحکمة، باب 4041، حدیث 21135 (جلد دهم، صفحه 382).
2. میزان الحکمة، باب 300، حدیث 1490 (جلد اوّل، صفحه 344).
3. سوره نساء، آیه 150.
4. تفسیر نمونه، جلد 4، صفحه 189.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.
شرح حدیث / امام على(علیه السلام) / دیندارى / هواى نفس
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام علی علیه السلام فرمودند: یَسیرُ الْمَعْرِفَةِ یُوجِبُ الزُّهْدَ فِى الدُّنْیا؛ مقدار کمى از معرفت و عرفان، سبب زهد در دنیا مى گردد(1).
شرح حدیث:
منظور از «معرفت» در روایت فوق، که باعث عدم وابستگى به دنیا مى شود و سبب مى گردد که انسان اسیر دنیا نگردد، چیست؟
براى پاسخ این سؤال باید به سه نکته توجّه کرد:
1ـ منظور از معرفت در این روایت معرفة الله است؛ یعنى اگر انسان مختصر شناختى نسبت به خداوند و صفات جلال و جمال او داشته باشد در دنیا زاهد مى شود، و هرگز اسیر دنیا نمى گردد. کسى که داراى معرفة الله است، مى داند که خدا دریاى کمال است و تمام جهان هستى با همه بزرگیش کمتر از شبنم در مقابل بزرگ ترین اقیانوس هاست! بدون شک چنین انسانى اسیر دنیا نمى شود. کسى که به تعبیر حضرت على (علیه السلام)«فقط آفریدگار هستى در نظر او بزرگ است و هر آنچه غیر اوست در نظرش کوچک و صغیر است؛ «عَظُمَ الْخالِقُ فى اَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مادُونَهُ فى اَعْیُنِهِمْ»(2) وابسته به دنیا نمى گردد. بر اساس همین جهان بینى است که آن حضرت دنیا را از آب بینى حیوانى بى ارزش تر مى شمارد!(3).
2ـ منظور معرفت و شناخت خود دنیا است؛ یعنى اگر آدمى دنیاى ناپایدار و بىوفا را بشناسد، دنیایى که ممکن است انسان را یک شبه از اوج ثروت و قدرت به نهایت فقر و نکبت تنزّل دهد، دنیایى که در یک لحظه امکان دارد سلامتى انسان را بگیرد، دنیایى که بر اثر یک حادثه ممکن است تمام دوستان و بستگان و نزدیکان انسان را به کام مرگ فرو ببرد، آیا به چنین دنیایى مى توان دل بست؟! پس وابستگان و اسیران دنیا، دنیا را نشناخته اند; زیرا اگر نسبت به ماهیّت دنیا معرفت و شناخت پیدا کنند، هر چند معرفت اندکى باشد، اسیر آن نمى گردند.
3ـ شناخت مقام و ارزش انسان باعث مى گردد که وابسته به دنیا نگردد. اگر انسان قدر خود را بداند و قیمت و ارزش خود را بشناسد، خود را به یک مقام ناپایدار یا اندکى از مال نمى فروشد. این متاع پرقیمتى که مى تواند برتر از فرشتگان باشد را نباید ارزان فروخت، آن را به کمتر از بهشت و رضوان الهى نباید فروخت. امّا کسى که نمى داند انسان خلیفة الله است و تمام فرشتگان در برابرش سجده کرده اند، خود را ارزان مى فروشد. همان طور که شخص ناآشنا به گوهرهاى گران قیمت امکان دارد آن را به ثمن بخس بفروشد!
هیچ مانعى ندارد که هر سه تفسیر در معنى روایت جمع باشد; یعنى معرفت خداوند و دنیا و خود انسان باعث مى شود که آدمى به دنیا وابسته نگردد و خود را اسیر آن نکند.
1. غرر الحکم، شماره 10984، (جلد 6، صفحه 456).
2. نهج البلاغه، خطبه 193.
3. نهج البلاغه، خطبه 3.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.
شرح حدیث / امام على(علیه السلام) / شناخت
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام علی علیه السلام فرمودند: مَنْ غَرَسَ اَشْجارَ التُّقى جَنى ثِمارَ الْهُدى؛ کسى که در وجود خویش نهال تقوى بکارد، میوه هاى هدایت را از آن به دست مى آورد(1).
شرح حدیث:
مضمون و محتواى روایت فوق، که ثمره و نتیجه تقوى در همین دنیاست، در آیات و روایات مختلفى مطرح شده است; ثمره تقوى در آیه شریفه 282 سوره بقره تعلیم و دانش الهى، و در آیه شریفه 29 سوره انفال دست یافتن به قدرت تمیز بین حق و باطل (فرقان) و در آیه دوم سوره بقره ثمره آن هدایت مطرح شده است. امّا آنچه در روایت فوق مطرح شده فقط ارتباط میان هدایت و تقوى است که هر چه تقوى بیش تر شود هدایت الهى بیش تر نصیب انسان مى گردد; زیرا قلب همچون آینه است، وقتى آینه غبارآلود شود حقایق را منعکس نمى کند، امّا اگر آینه دل را با قراردادن در مسیر نسیم تقوى از غبار گناه بزداییم، چهره حقیقت به خوبى در آن منعکس مى شود. بنابراین نور هدایت همواره در حال تابیدن است و لحظه اى قطع نمى گردد.
جمال یار ندارد حجاب و پرده اى *** غبار ره بنشان تا نظر توانى کرد!
ضمناً از روایت فوق مى توان استفاده کرد که علاوه بر پیمودن راه معرفت از طریق جاده استدلال و فلسفه، مسیر دیگرى نیز وجود دارد. و آن، طریق عرفان اسلامى است که از راه شهود حاصل مى گردد. همان چیزى که در آیه 29 سوره انفال به آن اشاره شده است، که با تقوى و گام نهادن در جادّه وسیع عرفان اسلامى براى شخص متّقى قدرتى حاصل مى گردد که به راحتى حقّ و باطل و حقیقت و سراب را از یکدیگر تشخیص خواهد داد.
نکته دیگر این که تأثیر تقوى و هدایت دو طرفه است؛ یعنى همانطور که هر چه تقوى زیادتر شود هدایت فزونى مى یابد، هر چه هدایت هم بیش تر شود انسان به مراحل عالى ترى از تقوى دست مى یابد.
بنابراین باید سعى و تلاش نماییم تقوى الهى را در زندگى فردى و اجتماعى، در مسایل دینى و سیاسى و اقتصادى و ادارى و خلاصه تمام زوایاى زندگى خود پیاده کنیم، تا تمام امّت اسلامى میوه هاى هدایت الهى را از این درخت بارور و تنومند بچینند و از آن به نحو شایسته بهره مند گردند.
1. بحار الانوار، جلد 75، صفحه 90.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.
شرح حدیث / امام على(علیه السلام) / هدایت
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام علی علیه السلام فرمودند: ثَلاثٌ یُمْتَحَنُ بِها عُقُولُ الرِّجالِ: هُنَّ الْمالُ وَ الْوِلایَةُ وَ الْمُصیبَةُ؛ با سه چیز عقل انسان ها محک زده مى شود: ثروت، پست و مقام، مصیبت ها و مشکلات(1).
شرح حدیث:
خداوند متعال فلسفه و اساس خلقت انسان را آزمایش و امتحان از او بیان مى کند. بدین جهت دنیا به منزله جلسه بزرگ امتحان، و قیامت به مثابه زمان دادن کارنامه امتحان شوندگان مى باشد! بنابراین نباید دعا کرد که خدا ما را به امتحان و آزمایش مبتلا نکند; زیرا این دعا با هدف خلقت منافات دارد و دور از اجابت است، بلکه باید از خداوند خواست که با آزمایش هاى سخت و سنگین ما را آزمایش نکند، پروردگارا ما را به موادّى که نمره قبولى نمى آوریم امتحان ننما. آزمون هاى خداوند ابزار تکامل ها و پیشرفت هاست و موادّ خاصّى ندارد، ولى سه مادّه اى که در این حدیث بدان اشاره شده، از همه مهم تر است.
مادّه اوّل: مال و ثروت است، یکى از موادّ امتحانى که در این روایت بدان اشاره شده، ثروت هاى کلان است. تحصیل بیش از نیاز ثروت و مصرف نکردن آن بسان حمل مقدار زیادى موادّ غذایى توسّط کوهنورد حریصى است که فقط قصد دارد یک روز بالاى کوه بماند و بعد ناچار مى شود بقیّه را بالاى کوه بگذارد و برگردد! کسانى در این مادّه امتحانى قبولند که با داشتن مال و ثروت عقل خود را گم نکنند و هوش خود را از دست ندهند.
مادّه دوم: مصائب و مشکلات زندگى است، قبولى در این مادّه امتحانى صبر و تحمّل زیادى مى طلبد، که در این صورت مأجور هم خواهد بود. و اگر صبر و تحمّل نکند و جزع و فزع آغاز نماید نه تنها قبول نمى شود، که بار گناهانش سنگین تر مى گردد.
مادّه سوم: پست و مقام است، بسیارند افرادى که با به دست آوردن مقام، همه گذشته خود را به فراموشى مى سپارند و آلوده همه چیز مى شوند. انسان عاقل و باشخصیّت کسى است که هیچ امرى سبب نشود تا حقیقت ها را نبیند یا به فراموشى بسپارد. نمونه هاى فراوانى از این آزادمردان در طول تاریخ و در میان علما و دانشمندان بزرگ دینى دیده مى شود.
1. غررالحکم، جلد 3، صفحه 337، حدیث 4664.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.
شرح حدیث / امام على(علیه السلام) / امتحان / صبر / مصائب
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام علی علیه السلام فرمودند: قالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله علیه وآله: مَنْ سَلَکَ طَریقاً یَطْلُبُ فیهِ عِلْماً سَلَکَ اللهُ بِه طَریقاً اِلَى الْجَنَّةِ، وَ اَنَّ الْمَلائِکَةَ لَتَضَعُ اَجْنِحَتَها لِطالِبِ الْعِلْمِ رِضاً بِه، وَ اَنَّهُ لَیَسْتَغْفِرُ لِطالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِى السَّماءِ، وَ مَنْ فِى الاَْرْضِ حَتَّى الْحُوتِ فِى الْبَحْرِ؛ پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله فرمودند: کسى که به جاده علم و دانش قدم نهد خداوند او را به سوى بهشت رهنمون خواهد شد، و فرشتگان بال و پر خویش را با میل و رغبت زیر پاهاى اهل علم مى گسترانند و تمام موجودات آسمان و زمین، حتّى ماهیان دریا، براى طالب علم استغفار مى کنند(1).
شرح حدیث:
حضرت على (علیه السلام) در این سه جمله، اهمیّت و ارزش بى نظیر جویندگان علم و دانش را بیان مى فرماید. خوشا به حال کسانى که مشمول این روایت هستند.
در جمله اوّل ارتباط و پیوندى بین بهشت و علم و دانش برقرار مى کند، و راه رسیدن به بهشت را گذر از خیابان ها و کوچه هاى علم و دانایى معرّفى مى نماید. مفهوم این سخن آن است که راه جهنّم از کوره راه هاى جهل و نادانى مى گذرد! همان گونه که در آیه شریفه 179 سوره اعراف به این مطلب تصریح شده است. خداوند متعال مى فرماید:
(وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لایَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ اَعْیُنٌ لایُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لایَسْمَعُونَ بِها اُولئِکَ کَالاَْنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ اُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ)؛ «به یقین گروه بسیارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفریدیم، آن ها دل ها ]= عقل ها[یى دارند که با آن (اندیشه نمى کنند، و) نمى فهمند؛ و چشمانى که با آن نمى بینند؛ و گوش هایى که با آن نمى شنوند; آن ها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراه تر! آن ها همان غافلانند».
زیرا با داشتن همه گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند; آرى این آیه علّت جهنّمى شدن عدّه اى از جهنّمیان را جهل آن ها مى داند و ما به اسلام افتخار مى کنیم که راه بهشت را علم و دانش، و راه جهنّم را جهل معرّفى مى کند! برخلاف بعضى مذاهب ساختگى که حیات خویش را در جهل مردم مى دانستند و بدین جهت با علم مبارزه مى کردند و حتّى اگر در کتابخانه شخصى بیش از نوزده عدد کتاب بود، عیب مى دانستند! عجیب این که فصول نخستین تورات کنونى که مورد قبول یهودیان و مسیحیان دنیاست، علّت اخراج حضرت آدم (علیه السلام) از بهشت را رسیدن او به علم و دانایى معرّفى کرده است! در آن جا آمده است که چون آدم از درخت علم و دانایى خورد، به جرم دانایى از بهشت رانده شد! چقدر فرق است بین مکتبى که راه بهشت را علم و دانایى مى داند و مکتبى که علم را سبب خروج از بهشت مى شمارد؟!
امام (علیه السلام) در قسمت دوم روایت فوق خبر از بال و پر گشودن ملائکه بر سر راه اهل علم ـ آن هم نه با جبر و فشار، بلکه با میل و رغبت و اختیار ـ مى دهد، یعنى هنگامى که طلاّب و دانشجویان به سوى کلاس درس حرکت مى کنند، بر بال ملائک گام مى نهند!
راستى چرا فرشتگان با آن مقام والایى که دارند چنین مى کنند؟
پاسخ آن روشن است: فرشتگان قدر علم و دانش را مى دانند، چون وقتى آدم آفریده شد، از سبب آفرینش آدم پرسیدند؟
خداوند در داستان آفرینش آدم به علم و دانش او اشاره کرد و در مسابقه علم و دانش بین آدم و فرشتگان، آدم برنده شد. از آن جا فهمیدند سجده در برابر آدم براى چه بوده است، آن ها از این طریق به ارزش حقیقى علم و دانش پى بردند و بدین جهت بال و پر خویش را براى جویندگان علم و دانش مى گسترانند. کسانى که در مسیر علم و دانش گام برمى دارند باید قدر مقام بزرگ خویش را بدانند و همواره خدا را نسبت به آن شاکر باشند و دیگران را از دانش خود محروم نسازند.
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در جمله سوم از استغفار تمام موجودات زمین و آسمان، حتّى ماهى هاى دریا، براى دانشجویان علم و دانش سخن مى گوید. انبیا، اولیا، جانشینان آنان، فرشتگان، تمام انسان ها، تمام جانداران، حتّى ماهیان دریا، براى طالبان دانش از خداوند عالم طلب غفران و رحمت مى کنند و بدون شک دعایى که زمزمه تمام جهان هستى باشد به اجابت مى رسد.
طلاّب محترم! دانشجویان عزیز! و تمام عزیزانى که در راه علم و دانش گام برمى دارید! اندکى بر این نعمت هاى بزرگ الهى که نصیبتان شده اندیشه کنید و از این که تا این حدّ مشمول نعمت هاى پروردگار شده اید، او را همواره شکرگزار باشید و قدر خویش را بدانید. بسیارند کسانى که آرزو دارند در مسیر علم و دانش گام نهند، ولى توفیق رفیق آن ها نمى شود. بى جهت نیست که این توفیق شامل حال شما شده است، علل این توفیق الهى خود بحث مفصلّى مى طلبد، ولى آنچه مسلّم است خداوند حکیم روى حساب و کتاب چنین نعمتى را شامل حال بعضى مى کند و برخى را از آن محروم مى نماید.
راستى چه غرور آفرین و مسرّت بخش است که انسان در مسیرى گام نهد که به بهشت خداوند منتهى مى شود و در این مسیر بر روى بال و پر فرشتگان حرکت کند و مشمول دعاى خیر تمام موجودات عالم نیز گردد. آیا افتخارى بالاتر از این پیدا مى شود!.
1. بحار الانوار، جلد 1، صفحه 164.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.
شرح حدیث / امام على(علیه السلام) / دانشجو / طالب علم / علم و دانش
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام علی علیه السلام فرمودند: اِنْ یَکُنِ الشُّغْلُ مَجْهَدَةٌ، فَاتِّصالُ الْفَراغِ مَفْسَدَةٌ؛ اگر کار و تلاش خسته کننده باشد، بى کارى باعث فساد است!(1).
شرح حدیث:
امیرمؤمنان (علیه السلام) در این روایت کوتاه، امّا زیبا و پرمعنى، به مسأله بسیار مهمّى اشاره کرده است و آن این که: کار و إشتغال تنها یک مسأله اقتصادى نیست، بلکه یک مسأله مهمّ اخلاقى نیز مى باشد; بدین جهت آن حضرت، بیکارى را یکى از عوامل فساد و کار را عامل جلوگیرى از آن بیان مى کند. در شعر معروفى مى خوانیم:
اِنَّ الشَّبابَ وَ الْفَراغَ وَ الْجِدَةْ *** مَفْسَدَةٌ لِلْمَرْءِ اَىَّ مَفْسَدَةْ
«جوانى و بیکارى و داشتن پول، باعث مفسده هاى مهمّى است»(2).
آمار و ارقام نیز آنچه را در روایت فوق آمده تأیید مى کند. لازم به توضیح است که منظور از کار و شغل در این روایت، الزاماً کار و کاسبى که در ذهن ما هست نمى باشد، بلکه منظور هر نوع کار مفید و مشروعى است که انسان را مشغول سازد.
این که در روایات آمده است: «شیطان لشکریانش را در فاصله زمانى بین نماز مغرب و عشا بسیج مى کند»(2) به خاطر این است که در این ساعت معمولا مردم بیکار هستند، بدین جهت آن لحظات «ساعة الغفلة» نامیده شده(3)، و «نماز غفیله» که بین نماز مغرب و عشا خوانده مى شود را نیز بدین جهت «نماز غفیله» نامیده اند که از آثار زیان بار غفلت مى کاهد.
علاوه بر همه این ها، روشن است که هیچ کس در هیچ کجاى دنیا بدون کار و فعالیّت به جایى نمى رسد، و لهذا علما بزرگ پرکارترین افراد زمان خویش بودند و سفر و حضر، تعطیلى و غیرتعطیلى براى آن ها تفاوتى نداشته است. بلکه تعطیلات یا سفرها، نوع کار آن ها را تغییر مى داد، امّا هرگز مطالعات و فعالیّت هاى علمى آن ها را تعطیل نمى کرد. و این نکته بسیار مهمّى است که تمام دانشجویان و مراکز علمى و طلاّب و حوزه هاى علمیّه باید بر اساس آن از تعطیلات و اوقات فراغت خویش، به نحو أحسن استفاده نمایند.
1. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 419.
2. وسایل الشیعه، جلد 4، ابواب التعقیب، باب 36، حدیث 5.
3. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 95.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.
شرح حدیث / امام على(علیه السلام) / بیکارى
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: اِیّاکَ اَن یَراکَ اللهُ فی مَعصِیَهٍ نَهاکَ عَنها وَ اِیّاکَ اَن یَفقِدَکَ اللهُ عِندَ طاعَهٍ اَمَرَکَ بِها؛ بپرهیز از این که خداوند تو را در معصیتی که از آن نهی کرده است، ببیند. و برحذر باش از این که خداوند تو را در طاعتی که به آن فرمان داده است، نبیند. (1)
شرح حدیث:
گویند: دو عارف بودند هر کدام در شهری دور دست.
سالی یک بار به ملاقات هم می رفتند و از سخنان هم پند و معرفت می آموختند.
در یکی از این دیدارها، یکی به دیگری گفت: فرصت کم است، پندی کوتاه بگو.
گفت:
«سعی کن آن جا که خدا گفته حاضر باشی، غیبت نداشته باشی.
و آن جا که خواسته، نباشی، حضور نیابی.»
این همان نکته ای است که در حدیث نورانی امام کاظم(ع) هم آمده است.
صحنه های طاعت و معصیت، برای خداوند مشهود است و مأموران الهی از همه آنها سند و مدرک و فیلم و عکس دارند.
خدا نکند در جاهایی که مورد نهی پروردگار است، حضور داشته باشیم، یا آن جا که مورد امر خداوند است، غایب باشیم.
برای مثال در روزگار وجوب جهاد، حضور در جبهه ی نبرد تکلیف است. امّا برخی از این صحنه غایبند، در حالی که باید حاضر باشند.
شرکت در مجالس لهو و لعب و حرام گناه است، ولی بعضی در این گونه مجالس یافت می شوند، در حالی که باید یک مؤمن، قدم در آن جاها نگذارد.
همه جا محضر پروردگار است.
نیک و بد انسانها هم دقیقاً ثبت و ضبط می شود. روزی هم حضور در پای میز محاکمه خواهد بود.
عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنیم!
پی نوشت:
1. مسند الامام الکاظم(ع)، ج3، صص246 و 248
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
طاعت و معصیت / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: لا تَستَکثِرُوا کَثیرَ الخَیرِ، وَ لا تَستَقِلّوا قَلیلَ الذُّنوبِ، فَاِنَّ قَلیلَ الذُّنُوبِ یَجتَمِعُ حَتّی یَکُونَ کَثیرًا؛ کار نیک بسیار را زیاد مشمارید، و گناهان کم را هم اندک به حساب نیاورید؛ چرا که گناهان اندک جمع می شوند، تا آن که گناه بزرگ و بسیار می گردند. (1)
شرح حدیث:
پیامبر خدا(ص) روزی در سفری در صحرا، به اصحاب خود فرمود: همه بگردند و هر چه چوب و هیزم یافتند بیاورند. وقتی هر کس هر چه یافته بود آورد، روی هم انباشته شد و حجم زیادی را تشکیل داد.
حضرت فرمود: گناهان هم این گونه جمع می شوند!(2)
سپس فرمود: از گناهان کوچک بپرهیزید؛ چرا که هر چیزی بازخواست کننده ای دارد.
پیامبر(ص) با این شیوه که یک آموزش بصری بود، خواست به اصحاب بیاموزد که گناهان کوچک را کوچک نشمارند، «چون که قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود...».
از سویی، کارهای خوب بسیار را هم نباید بسیار دید.
چه بسا مقبول درگاه خدا نشود،
چه بسا آتشِ گناهانمان، خرمن حسنات ما را بسوزاند و خاکستر کند.
زیاد دیدن کارهای نیک، مایه غرور و خودپسندی می شود و نزد خدا از ارزش می افتد.
هم باید از گناهان ترسید؛ چه بسا گناهی کوچک، عاقبت تلخ و کیفر سنگینی را برای ما رقم بزند.
هم باید مغرور عبادتها و نیکیها نشد. که غرور حربه ی شیطان برای خام کردن بندگان و بازداشتن آنان از اعمال صالح است.
اگر امید پاداش برای خوبیهایمان داریم، از کیفر گناهان هم بیمناک باشیم.
پی نوشت:
1. الامالی، ص157
2. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج2، ص288.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
قطره قطره جمع گردد... / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ کُلَّ یَومٍ. فَإن عَمِلَ حَسَنًا إستَزادَ اللهَ، وَ إن عَمِلَ سَیِّئًا إستَغفَرَ اللهَ مِنهُ وَ تابَ إِلَیهِ؛ کسی که هر روز به حساب اعمال خود نرسد از ما نیست. پس اگر کار نیک کرده است، از خداوند توفیق بیشتر آن را بخواهد. و اگر کار بد کرده است، از آن کار استغفار کند و آمرزش بخواهد و به سوی خدا توبه کند. (1)
شرح حدیث:
محاسبه آن است که انسان به حساب اعمالش برسد و خوب و بد آن را ارزیابی کند و از خودش حساب بکشد و بر گناهان خود، خویش را ملامت کند و از خدا آمرزش بطلبد و بر کارهای نیک که توفیق انجامش را داشته است، خدا را شکر گوید و توفیق بیشتر از خدا بخواهد.
پیامبر خدا(ص) فرموده است:
«حاسِبُوا اَنفُسَکُم قَبلَ اَن تَحاسَبُوا».(2)
پیش از آن که به حسابتان رسیدگی شود، خود به حساب خویش برسید.
این برنامه تربیتی است که هم انسان ر از غفلت بیرون می آورد، هم زمینه ساز توبه از خلافهاست، و هم تشویقی بر عملکردهای مثبت به شمار می رود.
توصیه شده که انسان در محاسبه عمل خویش، سختگیر باشد و آن گونه که یک شریک، از شریک خودش حساب دقیق می کشد، بدون گذشت اعمال خود را بررسی کند.
هر روز که به پایان می رسد، باید مروری بر عملکرد آن روز داشته باشیم.
امروز چه کردیم؟ چگونه گذراندیم؟ چه حقوقی را از برادران دینی ادا کردیم؟ چه مالی بدست آوردیم و در چه راهی خرج کردیم؟ کدام مسلمان را یاری نمودیم؟ جلوی کدام گناه را رفتیم؟ اخلاص داشتم یا ریاکار بودیم؟
محاسبه، گاهی برای «خودسازی» است.
پی نوشت:
1. وسائل الشیعه، ج11، ص377
2. محسن فیض کاشانی، المحجّه البیضاء، ج8، ص165.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
محاسبه ی نفس / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. معمّر بن خلاّد گوید: شنیدم که امام کاظم(ع) فرمود: اِنَّ لِلّهِ عِبادًا فی الأرضِ یَسعَونَ فی حَوائِجِ النّاسِ، هُمُ الآمِنُونَ یَومَ القِیامَهِ؛ خداوند در روی زمین بندگانی دارد که در تأمین نیازهای مردم می کوشند. آنان در روز قیامت، ایمنند. (1)
شرح حدیث:
کسی از مردم ری، بدهکار بود و از عهده پرداخت بدهی اش برنمی آمد و مأمور حکومتی دولت بنی عباس، او را تعقیب می کرد.
چون به مکّه رفت و حجّ را انجام داد، حضرت موسی بن جعفر(ع) را دید و وضع خود را با او در میان گذاشت. آن حضرت، نامه ای خطاب به طلبکار نوشت و از او خواست که نسبت به برادر دینی اش مساعدت کند و ثواب شاد کردن یک مسلمان را برای او نوشت.
او پس از بازگشت از حج، نامه ی امام را به آن شخص داد. وی نامه را بوسید و بر چشم نهاد. آن گاه نه تنها بدهی های او را بخشید بلکه مقداری مال به او داد.
وی که از عهده ی تشکر آن شخص بر نمی آمد، سال بعد در سفر حج، باز هم به دیدار امام کاظم(ع) رفت و داستان را نقل کرد. حضرت بسیار خوشحال شد و فرمود: به خدا قسم، کار او هم مرا خوشحال کرد، هم امیرالمؤمنین(ع) را، هم جدّم رسول خدا(ص) را.(2)
این گونه است که تلاش برای حلّ مشکلات مردم و انجام حوائج آنان، نزد خداوند پاداشی بزرگ دارد و خداوند اجری عظیم به چنین کسی عطا می کند.
در خدمت بندگان خدا بودن، توفیقی بزرگ است.
زمینه ساز این توفیق هم اراده و خواست خود ماست که در پی کمک کردن به همنوعان باشیم، که عبادتی با فضیلت است.
پی نوشت:
1. وسائل الشیعه، ج11، ص582
2. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج71، ص313.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
خدمت به نیازمندان / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: مَن سَرَّ مُؤمِنًا، فَبِاللهِ بَدَءَ، وَ بِالنَّبِیِّ(ص) ثَنّی، وَ بِنا ثَلَّثَ؛ هر کس مؤمنی را شاد کند، اوّل خدا را شاد کرده است، دوم پیامبر خدا(ص) را، و در درجه سوّم، ما را. (1)
شرح حدیث:
کار نیک و خداپسند، همیشه به صورت عبادت و نماز و روزه نیست.
غم زدایی از دیگران، همدردی با مظلوم و محروم، رفع مشکلات مردم و خوشحال کردن مؤمنان از جمله کارهای نیک است که ثواب فراوان دارد.
تا توانی دلی به دست آور
دل شکستن هنر نمی باشد
به فرموده امام صادق(ع):
وقتی خداوند، مؤمن را از قبرش برمی انگیزد تا به صحرای محشر آید، همراه او شبح و مثالی خواهد بود که پیشاپیش او حرکت می کند. هرگاه مؤمن، به یکی از صحنه های هولناک قیامت برخورد کند، آن شبح به او می گوید: نترس و غمگین مباش. مؤمن به او می گوید: تو کیستی؟ گوید: من همان شادی و سُروری ام که تو در دل برادر مؤمنت وارد کردی.(2)
این چنین است که این عمل شایسته در دنیا، در آخرت به صورت راهنما و بشارت دهنده و همدم و همراه تجسّم می یابد و از سختیهای عرصات، مؤمن را عبور می دهد.
پس خوشحال کردن مؤمن، هم مایه ی پسند و شادمانی خداوند است، هم شادی پیامبر خدا(ص) و ائمه معصوم(ع).
در این زمینه، احادیث فراوانی نقل شده که شاد کردن مؤمن، شاد کردن خداست، البته این «ادخال سرور» باید از راه صحیح و غیر حرام باشد تا خدا آن را بپسندد.
پی نوشت:
1. بحارالأنوار، ج71، ص314
2. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج2، ص190.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
خشنود کردن مؤمن / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: مَن لَم یَعرِفِ الزّیادَهَ عَلی نَفسِهِ فَهُوَ فِی النُّقصانِ، وَ مَن کانَ اِلَی النُّقصانِ اَکثَرَ، فَالمَوتُ خَیرٌ لَهُ مِنَ الحَیاهِ؛ هر کس در خود، افزایش و رشد را نبیند، پیوسته رو به کاهش و نقصان است؛ و هر کس که بیشتر رو به نقصان و کاهش رود، مرگ برای او بهتر از زندگی است. (1)
شرح حدیث:
وقتی هدف خلقت انسان، رسیدن به «کمال» است، باید پیوسته به سوی این هدف پیش رود و نزدیک شدن به آن را همواره در زندگی خویش احساس کند.
برخی زندگیِ رو به رشدی دارند.
برخی هم پیوسته در کاهش و عقب گرد و روند انحطاطی اند. اینان خسران زندگانی اند که اگر به فکر نجات خود و جبران این خسارت نباشند، سرانجام آه حسرت سر خواهند داد.
باید برای خود «ترازنامه» ای داشت.
برنامه «محاسبه» که در توصیه های امامان و عالمان اخلاق آمده و در همین کتاب هم یکی از حدیثهای امام کاظم(ع) است،(2) برای همین است که انسان ارزیابی دقیقی از خود داشته باشد که آیا رو به ترقّی است، یا رو به نقصان پیش می رود یا عقب گرد دارد؟ رشد می کند یا به پستی می گراید؟
ارزش حیات، در حرکت تکاملی و رو به جلوست.
اگر کسی سرمایه عمر را از دست بدهد، ولی بازدهی نداشته باشد، به تعبیر امام، مرگ برای او بهتر از زندگی است.
ز قرص ماه، رخشیدن بیاموز
ز دست ابر، بخشیدن بیاموز
صفا از قطره های پاکِ شبنم
ز جامِ لاله، خندیدن بیاموز
امید زندگانی از بهاران
ز چشمه سار، جوشیدن بیاموز(3)
پی نوشت:
1. کشف الغمّه، ج3، ص42
2. حدیث 21، از این مجموعه.
3. شهنازی، شعر در زندگی، ص148.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
مرگ یا زندگی / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: ثَلاثَهٌ یَستَظِلُّونَ بِظِلِّ عَرشِ اللهِ یَومَ لا ظِلَّ اِلاّ ظِلُّهُ: رَجُلٌ زَوَّجَ اَخاهُ المُسلِمَ، اَو اَخدَمَهُ، اَو کَتَمَ لَهُ سِرًّا؛ سه کس اند که در روز قیامت، که هیچ سایه ای جز سایه عرش الهی نیست، در پناه سایه سار عرش خداوندند. مردی که برای برادر دینی اش زن بگیرد، یا برای او خدمتکار بگیرد، یا راز او را حفظ کند. (1)
شرح حدیث:
روز قیامت، روزی گرم و طاقت سوز است.
کسانی در آن روز به خاطر بعضی کارهای نیک از آسایش خاصّی برخوردارند و لطفی ویژه ازانی شان می شود. در این حدیث، سه عمل مطرح شده است که انسان را در قیامت، سایه نشین عرش الهی می سازد:
یکی فراهم کردن شرایط ازدواج برای یک مسلمان، چه به صورت این که دختر خود را به همسری جوانی مسلمان درآورد، یا مورد مناسبی را پیشنهاد دهد، یا وساطت کند، یا هزینه ازدواج کسی را برعهده بگیرد.
دیگری آن که اگر می تواند، خدمتکاری برای برادر دینی خود بگیرد و اجرت او را بپردازد، تا کمک کار او در زندگی باشد. روشن است که این در موردی است که برادر دینی مان دچار مشکلاتی باشد و به خدمتکار نیاز داشته باشد.
سومین کار، رازداری است.
اگر رازی یا عیبی یا خطایی از کسی می دانیم، باید با حفظ اسرار دیگران آبروداری کنیم. حضرت امیر(ع) فرموده است:
«تا می توانی عیوب پنهان دیگران را بپوشان، تا خداوند هم عیبهای تو را بپوشاند(2)».
چون دوست داریم خداوند اسرار ما را فاش نسازد، ما هم راز دیگران را کتمان کنیم.
پی نوشت:
1. بحارالأنوار، ج72، ص70
2. عبدالواحد آمدی، غررالحکم، حدیث3354.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
در سایه عرش خدا / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: لَیسَ القُبلَهُ عَلَی الفَمِ اِلّا لِلزَّوجَهِ وَ الوَلَدِ الصَّغیرِ؛ بوسه زدن بر دهان، جز نسبت به همسر و فرزند خردسال روا نیست. (1)
شرح حدیث:
پیوند عاطفی با بستگان و دوستان ارزشمند است.
این پیوند و گرمی، گاهی از راه دست دادن و مصافحه است، گاهی بوسیدن و ابراز محبّت و یا به شکل های دیگر.
البته بوسیدن از دهان تنها در دو مورد است: یکی بوسیدن لب همسر، یکی بوسه زدن بر دهان کودک خردسال. در غیر این دو مورد، بوسیدن پیشانی یا دست توصیه شده است؛ چون بوسه بر دهان به تعبیر حضرت علی(ع) شهوت انگیز است و در میان بزرگسالان مفسده دارد.
از رسول خدا(ص) روایت است:
هرگاه برخی از شما یکی از محارم را که به سنّ تکلیف رسیده است، مثل خواهر، عمه، خاله... می بوسد، میان دو چشمش یا سرش را ببوسد و از بوسیدن صورت و دهان پرهیز کند.(2)
بوسیدن دست هم نسبت به پدر و مادر، یا نسبت به پیامبر و وصیّ پیامبر توصیه شده است.
بوسیدن پیشانی مؤمن نیز مستحب است. امام صادق(ع) فرمود:
شما شیعیان، نوری دارید که در دنیا با آن شناخته می شوید. هرگاه یکی از شما دیگری را می خواهد ببوسد، بر جای آن نور در پیشانی بوسه زند.(3)
گفتنی است این حدیث که از امام کاظم(ع) آوردیم، از امام صادق(ع) نیز روایت شده است.(4)
پی نوشت:
1. بحارالأنوار، ج75، ص321
2. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، حدیث 16282.
3. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج2، ص185.
4. همان، ج2، ص186.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
بوسیدن / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: ثَلاثَهٌ یَجلینَ البَصَرَ: اَلنَّظَرُ اِلی الخُضرَهِ وَ النَّظَرُ اِلَی الماءِ الجاری وَ النَّظَرُ إلَی الوَجهِ الحَسَنِ؛ سه چیز است که چشم را روشن و پرنور می کند: نگاه به سبزه، نگاه به آب جاری، نگاه به چهره زیبا. (1)
شرح حدیث:
«نور چشم»، سبب دیدن بهتر و روشنیِ بینایی است.
گاهی چشم دچار عوارضی می شود که از روشنایی و فروغ آن می کاهد.
نگاه به سبزه و آب و چهره ی زیبا، نور چشم را می افزاید و جلوه ی آن را زیاد می کند.
افزون بر این، ارتباط با طبیعت و بهره بردن از مناظر زیبا و تفرّج در دامنِ دشت و صحرا و باغ و جنگل، و حضور در ساحل دریا و آب نماها و آبشارها و رودها، انبساط روح را به ارمغان می آورد و غم را از دل می بَرَد و شاداب می کند.
ثَلاثَهٌ یُذهِبنَ عَن قَلبِ الحَزَن
اَلماءُ وَ الخَضراءُ وَ الوَجهُ الحَسَن
سه چیز اندوه را از دل می بَرَد:
آب، سبزه و چهره زیبا.
پی نوشت:
1. الخصال، ص92
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
نگاه به سبزه و آب و چهره / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: اَداءُ الاَمانَهِ وَ الصِّدقُ یَجلِبانِ الرِّزقَ، وَ الخِیانَهُ وَ الکِذبُ یَجلِبانِ الفَقرَ و النِّفاقَ؛ امانتداری و راستگویی، روزی آورند، و خیانت و دروغگویی، فقر و نفاق می آورند. (1)
شرح حدیث:
در مَثَلها آمده است:
آدم درست کار و خوش معامله، شریک مال مردم است.
به عبارت دیگر، وقتی از انسان، راستگویی و امانتداری ببینند، به او اعتماد می کنند، با او شریک می شوند، سرمایه خود را در اختیارش می گذارند و اینها سبب می شود که رزق انسان فزونی گیرد.
امّا افراد خیانتکار و دروغگو، از چشم مردم می افتند و کسی به آنان اعتماد نمی کند و دادوستدی میان ایشان روی نمی دهد. اینها همه ضربه اقتصادی و فکری و روحی به آنان وارد می سازد.
در احادیث پیشوایان دین، بر صدق و امانتداری بسیار تأکید شده و این دو صفت از نشانه های مؤمن واقعی به شمار آمده است.
پیامبر خدا(ص) فرمود: به نماز و روزه و حج و خیرات و احسانهای مردم نگاه نکنید، عبادتهای شبانه مردم گولتان نزند، بلکه به راستگویی و امانتداری افراد بنگرید، که اینها معیارند:
«... و لکن انظروا اِلی صدقِ الحدیث وَ اَداء الاَمانَهِ.(2)»
فقر و نفاق هم مولودِ همین عدم صداقت و امانت است.
منافق، ادّعای ایمان دارد، ولی صادق نیست.
کسی که به دروغگویی عادت کند، سر از نفاق درمی آورد. جایگاه اهل نفاق هم دوزخ است.
امین و صادق باشیم و با صادقان و اهل امانت دوستی و رفاقت کنیم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص403
2. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، حدیث10195.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
زمینه های فقر و توانگری / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: إنَّ لِلّهِ عَلَی النّاسِ حُجَّتَینِ: حُجَّهً ظاهِرَهًَ وَ حُجَّهً باطِنَهً، فَاَمَّا الظّاهِرَهُ فَالرُّسُلُ وَ الاَنبیاءُ وَ الاَئِمَّهُ، وَ اَمَّا الباطِنَهُ فَالعُقُولُ؛ خداوند را بر مردم دو حجّت است: حجّتی آشکار و حجّتی پنهانی و درونی. «حجّت آشکار»، رسولان و پیامبران و امامانند، و «حجّت باطنی» اندیشه هاست. (1)
شرح حدیث:
«حجّت»، چیزی است که خداوند، بر اساس آن از انسان می پرسد و پاسخ می خواهد و اگر خلافکار باشد، محکوم می شود.
عقل، حجّت درونی است که مثل چراغی راه را روشن می کند و بد و خوب را به ما می گوید.
پیامبران و امامان، حجّتهای الهی اند.
کتابهای آسمانی، حجّتهای پروردگارند.
انسانهای پاک و متّقی، حجّت خدا بر دیگرانند.
اگر کسی عقل و شعور نداشته باشد، تکلیفی هم ندارد و مؤاخذه نمی شود.
اگر خداوند، برای یک قوم، پیامبر نفرستاده باشد، آن را عذاب هم نمی کند.
ولی... با این حجّتها چه می توان کرد و چگونه می توان پاسخ خدا را داد؟
چندین چراغ دارد و بیراهه می رود
بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش
خداوند، با فرستادن انبیا و نزول کتب آسمانی و با قرار دادن نور عقل در انسان، بر او «اتمام حجّت» کرده است.
کاری کنیم که در قیامت، محکوم محکمه ی الهی نشویم.
به نحوی عمل کنیم که پیش خدا «حجّت شرعی» داشته باشیم.
پی نوشت:
1. اصول کافی، ج1، ص16
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
پیامبر درون و بیرون / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: إِستَحیَوُا مِنَ اللهِ فی سَرائِر کُم، کَما تَستَحیُونَ مِنَ النّاسِ فی عَلانیَتِکُم؛ در پنهان های خود از خدا شرم کنید، همچنان که در آشکارِ خود از مردم خجالت می کشید. (1)
شرح حدیث:
از چه کسی باید خجالت کشید و کار زشت نکرد؟
در روایات چندین «حیا» مطرح شده که همه آنها موجب ترک گناه و پرهیز از کارهای زشت است:
حیا از خداوند، که آگاه و بصیر است.
حیا از پیامبر(ص)، که اعمال ما بر او عرضه می شود.
حیا از فرشتگان، که کارهای نیک و بد ما را می نویسند.
حیا از خویشتن.
حیا از مردم و همسایگان و افراد دیگر.
وقتی خدا را عالم و حاضر و ناظر بر اعمال خویش بشناسیم و هیچ جایی را خلوت ندانیم و باور کنیم که در محضر او پیدا و پنهان، روز و شب و آهسته و بلند فرقی ندارد و علم او بر همه چیز و همه کس، محیط است. این شناخت، عامل مهمّی در بازداشتن بندگان از خلافها و معصیت هاست.
وقتی ما به خاطر حفظ آبروی خویش، در نزد دیگران کار بد نمی کنیم، چگونه راضی می شویم که آبرویمان نزد خدا برود؟ مگر او نمی بیند؟
قرآن می فرماید:
«اَلَم یَعلَم بِاَنَّ اللهَ یَری؟»(2)
آیا نمی دانست که خداوند، می بیند؟
هر چه حیا و شرم انسان بیشتر باشد، گناهش کمتر خواهد شد.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص394
2. علق(96)، آیه 14.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
شرم از خدا و مردم / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: اَفضَلُ ما یَتَقَرَّبُ بِهِ العَبدُ اِلَی اللهِ بَعدَ المَعرِفَهِ بِهِ، اَلصَّلاهُ وَ بِرَّ الوالِدَینِ وَ تَرکَ الحَسَدِ وَ العُجبِ وَ الفَخرِ؛ پس از خداشناسی، برترین کاری که بنده، به وسیله آن به خداوند نزدیک می شود عبارت است از: نماز، نیکی به پدر و مادر، ترکِ حسد و خودپسندی و فخرفروشی. (1)
شرح حدیث:
«قرب به خدا»، هدفی بزرگ و مقدّس است.
چگونه می توان به خدا نزدیک شد؟
بی شک، کارهایی که پسندیده خداست و به آنها فرمان داده و از بندگانش خواسته است، اگر انجام گیرد، بنده را به خدا نزدیک می کند. «نماز» یکی از مهمترین دستورهای الهی است و بارها در قرآن، فرمانِ «اقیموا الصّلاه» آمده است.
نیکی به والدین، کار خداپسند دیگری است. در اهمیت آن همین بس که خداوند، در کنار فرمان به خداپرستی، احسان به پدر و مادر را آورده است. «الاّ تَعبُدوا اِلّا اِیّاهُ وَ بِالوالِدَینِ اِحساناَ».(2)
حسد، خودپسندی و فخر، هر سه از صفات ناپسندند.
پرهیز از اینها نیز مایه نزدیک شدن به خداست.
سرآمد همه فضایل و اعمال قرب آور، «معرفت خدا» ست. کارهای شایسته دیگر هم از کسی سر می زند که خداشناس باشد و مطیع فرمان او. از این رو، امام کاظم(ع) جایگاه والای خوبیهای یاد شده را در مرتبه بعد از معرفت یاد می کند.
در کسب این گوهرها کوشا باشیم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص391
2. اسراء(17)، آیه 23.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
اسباب قرب خدا / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: اَلمُصیبَهُ لِلصّابِرِ واحِدَهٌ وَ لِلجازِعِ إِثنانِ؛ مصیبت، برای انسان شکیبا و صابر یکی است، و برای بی تابی کننده، دو تا می شود. (1)
شرح حدیث:
بلاها و مصایبی که برای ما پیش می آید، یا «امتحان الهی» است، یا نتیجه غفلت و جهالت و خطای خودِ ما.
به هر حال، انسان در طول زندگی با انواع مصیبتها، مرگ و میرها، بیماریها، شکستها و ناکامیها و ضررهای مالی و جانی رو به رو می شود. برخورد او با این مصایب، یکی از دو شیوه است: یا صبر و شکیبایی، یا جزع و بی تابی.
آیا بی تابی و داد و فریاد و شکوه و غصّه، مشکل را حلّ می کند؟ خیر.
فرض کنید کسی دچار مرگ یکی از عزیزانش شده است. گریه و داد و بیداد و گریبان چاک زدن و خود را به در و دیوار کوبیدن و موی سر کندن و به سر و سینه زدن، هرگز آن عزیز از دست رفته را برنمی گرداند. این شخص، هم به خودش لطمه می زند، هم آن عزیزش مرده است. پس دو مصیبت دارد.
امّا اگر کسی با روحیه باشد، صبر پیشه کند، به رضای الهی خشنود گردد، و بنا را بر این بگذارد که داغ و مصیبت را تحمّل کند تا به اجر و پاداش الهی برسد، یک مصیبت دارد و آن هم فقدان آن عزیز است.
کلام امام، آموزنده روح صبوری و متانت و شکیبایی است.
روزی اگر غمی رسدت، تنگدل مباش
رو شکر کن مباد که از بد، بتر شود
ای دل صبور باش و مخور غم، که عاقبت
این شام، صبح گردد و این شب سحر شود(2)
ظرفیت خود را در مقابل بلاها و سختیها بالا ببریم.
پی نوشت:
1. بحارالأنوار، ج75، ص326
2. حافظ.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
بی تابی و شکیبایی / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: بِئسَ العَبدُ عَبدٌ یَکُونُ ذا وَجهَینِ وَ ذا لِسانَینِ، یُطری اَخاهُ إِذا شاهَدَهُ، وَ یَاکُلُهُ إِذا غابَ عَنهُ؛ بد بنده ای است، بنده ای که دو رو و دو زبان باشد، هرگاه برادر دینی اش را می بیند، او را می ستاید و تملّق می گوید، ولی پشت سرش (با بدگویی و غیبت) او را می خورد. (1)
شرح حدیث:
ای جان فدای آن که دلش با زبان یکی است.
«نفاق» از زشت ترین خصلتهاست؛ یعنی ظاهر و باطن انسان، حرف و عمل انسان، آشکارا و نهان انسان یکسان نباشد.
روش نفاق، اغلب برای فریب دیگران است. تملّق و چاپلوسی و شیرین زبانی برای رسیدن به مطامع دنیوی هم ریشه در نفاق دارد.
افراد دو رو، یعنی چهره واقعی شان با چهره ای که با مردم رو به رو می شوند، متفاوت است.
افراد دو زبان، یعنی در ظاهر ستایش و تعریف می کنند و پشت سر بدگویی می کنند.
قرآن کریم «غیبت» را چنین تشبیه کرده است که کسی گوشت بدن برادرِ مرده خود را بخورد(2) تا از این راه فربه شود. غیبت کننده، با بدگویی از دیگری، می خواهد خودستایی کند و با تخریب شخصیت دیگران می خواهد برای خود وجهه و موقعیتی بسازد.
در تاریخ اسلام مسلمانان از دست افراد دورو و منافق، ضربه های بسیار خورده اند. قرآن از منافقانی یاد می کند که وقتی با اهل ایمان برخورد می کردند، می گفتند: ما از شماییم و ما هم مؤمنیم. ولی وقتی پیش رفقای همفکر خودشان می رفتند، می گفتند: ما با شماییم، ما مسلمانان را مسخره کرده بودیم.(3)
هم با خدا رو راست باشیم و با اخلاص.
هم با بندگان خدا یکدل باشیم و صادق.
پی نوشت:
1. بحارالأنوار، ج75، ص310
2. حجرات(49)، آیه 12.
3. بقره(2)، آیه 14.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390).
دو رو , دو زبان / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: إِذا کانَ ثَلاثَهٌ فی بَیتٍ، فَلا یَتَناجی إِثنانِ دُونَ صاحِبهِما، فَإِنَّ ذلِکَ مِمّا یَغُمُّهُ؛ هرگاه سه نفر در اتاقی بودند، دو نفرشان جدا از رفیق خود، نجوا و صحبتِ درِ گوشی نکنند؛ چرا که این کار، او را اندوهگین می سازد. (1)
شرح حدیث:
ادب معاشرت با دیگران بسیار مهمّ است.
بسیاری از اوقات، اختلافات، دعواها، قهرکردنها از آن جا سرچشمه می گیرد که افراد، اخلاق اسلامی را نمی دانند یا عمل نمی کنند، در نتیجه روابط آنان به هم می خورد و از هم می رنجند.
هر کسی دوست دارد دیگران به او اعتماد داشته باشند.
وقتی در حضور کسی با دوستتان درِ گوشی صحبت می کنید، چه بسا او خیال کند وی را امین و محرم راز نمی دانید که نمی خواهید حرفهایتان را بشنود، یا خیال می کند که درباره او حرف می زنید. هر چند هیچ یک از اینها نباشد، ولی ما فکر و خیال او را نمی توانیم کنترل کنیم. پس به خاطر آن خیالها، از ما می رنجد و از کار ما غمگین می شود.
مضمون حدیث یاد شده، از پیامبر خدا و امام کاظم(ع) هم نقل شده است.(2)
قرآن کریم هم از نجواها و سخنان سرّی که مخالفان پیامبر با یکدیگر داشتند یاد می کند که به قصد آزردن مسلمانان، یا توطئه بر ضدّ آنان انجام می دادند و می فرماید:
اِنَّما النَّجوی مِنَ الشَّیطانِ.(3)
نجوا از شیطان (و کاری شیطانی) است.
در جمع، با دوستان خود نجوا نکنیم که خلاف ادب اسلامی است.
پی نوشت:
1. مسند الامام الکاظم(ع)، ج1، ص497
2. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، حدیث 20029 تا 20031.
3. مجادله(58)، آیه 10.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
نجوا / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام در سفارش به هشام فرمود: مَثَلُ الدُّنیا مَثَلُ ماءِ البَحرِ، کُلَّما شَرِبَ مِنهُ العَطشانُ اَزدادَ عَطَشاً حَتّی یَقتُلَهُ؛ مثل دنیا همچون آب دریاست (که شور است). تشنه هر چند از آن بنوشد، تشنه تر می شود، تا آن که او را می کشد. (1)
شرح حدیث:
دنیا یک مفهوم طبیعی دارد که همین جهانی است که در آن به سر می بریم؛ این کره خاکی، این آسمان پرستاره، این کوهها و جنگلها و رودها و گیاهان و میوه ها و حیوانات، این کشورها و شهرها و روستاها و... .
یک مفهوم اخلاقی هم دارد که نقطه مقابل آخرت است. در این مفهوم دنیا عبارت است از مال و مقام و جاه و سلطنت و لذّت و عیش و نوش.
اگر در روایات و قرآن کریم، از چیزی به نام «دنیا» مذمّت شده است، همین است.
شناختن دنیا به بی وفایی و ناپایداری، سبب می شود که انسان دل به آن نبندد و اسیر جاذبه هایش نشود و از مقامات اخروی غافل نماند.
دنیا شیرین است و پر جاذبه،
فریبنده است و بی وفا و ناپایدار.
در تمثیل یاد شده، به یکی از جلوه های فریبنده اش اشاره شده است.
آب برای رفع عطش است، امّا اگر آب «شور» باشد، نه تنها تشنگی را برطرف نمی کند، بلکه هر چه انسان بخورد، تشنه تر می شود، تا آن جا که بر اثر نوشیدن زیاد می میرد.
دنیا هم چنین جاذبه ی خطرناکی دارد. هر که در پی دنیا رود، حریص تر و تشنه تر می شود، تا آن جا که دنیاطلبی او را هلاک می کند.
یار ناپایدار، دوست مدار
دوستی را نشاید این غدّار(2)
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص311
2. سعدی.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
تمثیلی برای دنیا / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: اَلمَغبُونُ مَن غَبَنَ من عُمرِهِ ساعَهً؛ زیانکار، کسی است که ساعتی از عمر خویش را باخته است. (1)
شرح حدیث:
گهر عمر بدین خیرگی از دست مده
آخر این عمر گرانمایه بهایی دارد(2)
قطار عمر به سرعت می گذرد.
روزها و شبها و هفته ها و ماهها، بی توقّف عبور می کنند. گرچه با گذشت زمان بر عمرمان افزوده می شود. در واقع، به تدریج از عمر ما کاسته می شود و به تعبیر حضرت علی(ع) هر نَفَس ما گامی است که به سوی مرگ برمی داریم.
پس سرمایه ی عمر را نباید رایگان از دست داد.
برخی برای گم کردن مقداری پول یا یک وسیله، اندوهگین می شوند، امّا نسبت به از دست رفتن لحظات پربهای عمر که هرگز بازگشت پذیر نیست، غصّه نمی خورند. آیا این خسارتی بزرگ نیست؟
مغبون، تنها کسی نیست که در معامله و خرید و فروش، ضرر می کند.
زیانکار، تنها کسی نیست که زیان اقتصادی می بیند،
زیانکار واقعی کسی است که عمرش را از دست بدهد، بی آن که دستاوردی داشته باشد.
ما با زمان در حال داد و ستد هستیم. شب و روز، جوانی و نیرو و نشاط ما را می گیرد. در این میان ما از گذر شب و روز چه می گیریم؟ در این داد و ستد، سود می بریم یا زیان می کنیم؟
بازنده واقعی کسی است که یک ساعت از عمرش را ببازد.
پی نوشت:
1. حیاة الامام موسی بن جعفر(ع)، ج1، ص278
2. پروین اعتصامی.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
خسارت زده / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: تَفَقَّهُوا فی دینِ اللهِ، فَإِنَّ الفِقهَ مِفتاحُ البَصیرَهِ وَ تَمامُ العِبادَهِ؛ در دین خدا دانا شوید؛ چرا که دین شناسی و فقه، کلید بصیرت و کمال عبادت است. (1)
شرح حدیث:
تفقّه به معنای فهم عمیق و ژرف در مسائل دین است.
به فقیه نیز از این رو فقیه گفته می شود که احکام شرعی را بر اساس آیات و روایات و منابع فقهی به صورت استدلالی و عمیق می فهمد و بیان می کند.
فقه، تنها احکام شرعی نیست، بلکه در اصطلاح قرآنی و حدیثی، به شناخت عمیق نسبت به همه ابعاد دین و معارف اسلام و اعتقادات و آداب و سنن گفته می شود.
کسی که از روی دلیل، شناخت عمیق دینی پیدا کرده باشد، به سادگی از دین بیرون نمی رود و با چند سؤال و شبهه، دست از باورهای خویش برنمی دارد.
از این رو، هم وظیفه تک تک مسلمانان، آشنایی کافی و عمیق با عقاید دینی خویش است، هم والدین و معلّمان و مربیان وظیفه دارند که این شناخت ژرف را به فرزندان و شاگردان خویش بیاموزند و به آنان بصیرت و بینش دهند و این امانتهای عزیز را به شایستگی تربیت کنند.
هان ای معلّم!
تو نقش ساز و شکل پرداز روانی
سازنده اندیشه های جاودانی
این کودکان در مزرع جان
بذر حیات و چشمه مهر زلالند
این بذر را آن گونه بارآور، برآور
تا این که بر اسلام و بر قرآن ببالند(2)
پی نوشت:
1. مسند الامام الکاظم(ع)، ج3، ص249
2.جواد محدثی، برگ و بار، ص278.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
دین شناسی / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. از تعقیبات نماز عصر که از حضرت فاطمه (علیها السّلام) نقل شده است: اَللّهُمَّ لا تَجعَل مُصیبَتی فی دینی وَ لا تَجعَلِ الدُّنیا اَکبَرَ هَمّی وَ لا مَبلَغَ عِلمی؛ خداوندا! مصیبت مرا در دینم مَنِه، و «دنیا» را بزرگ ترین همّ و غم من و نهایت علم و هدف دانشم قرار مده. (1)
شرح حدیث:
مصیبت حادثه ی تلخ و ناگواری است که به انسان می رسد.
گاهی این مصیبت و آسیب و ضربه مادی است و گاهی معنوی و اخلاقی، گاهی جسمی است و گاهی روحی و دینی.
این که کسی از نظر دین آسیب و آفت ببیند و لطمه ای به دینش وارد شود، بزرگ ترین مصیبت است و این که همه ی همت و تلاش انسان و نهایت دانش و علم انسان در «دنیا» خلاصه شود نیز نشانه ی خسارت معنوی است.
نه هستی در دنیا خلاصه می شود،
و نه معیار سود و زیان فقط مادیّات است.
کسی که زندگی مادی و رفاه و معیشت او تأمین باشد، ولی دین و اخلاق او ضربه بخورد، در واقع زیانکار و خسران زده است.
ما به کسی که عزیزی را از دست می دهد، تسلیت می گوییم، ولی آن که آسیب دینی می خورد، بیشتر شایسته ی تسلیت گویی است.
ما از کسی که فعّال و تلاشگر است تقدیر می کنیم، ولی آن که همّتش بالاتر و فکر و فعالیتش برای تأمین سعادت اخروی است، سزاوارتر است تا از او تقدیر شود.
اولیای الهی چون آخرت را در چشم انداز خود قرار داده اند، هم مصیبت در دین را سخت تر می بینند و هم از این که هدف نهایی شان «دنیا» باشد، گریزانند.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج 44، ص 192
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه علیها السّلام) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
خواسته های والا / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند: نَحنُ وَسیلَتُهُ فی خَلقِهِ، وَ نَحنُ خاصَّتُهُ و مَحَلُّ قُدسِهِ وَنَحنُ حُجَّتُهُ فی غَیبِهِ و نَحنُ وَرَثَةُ أنبیائهِ؛ ما وسیله ی تقرب به خدا در میان بندگان اوییم، ما بندگان ویژه و برگزیده ی او و جایگاه قدس الهی ایم، ما حجت خدا در غیب او و وارثان پیامبران اوییم. (1)
شرح حدیث:
انسانهای پاک و متقی نزد خدا آبرو دارند.
می توان با «وسیله» قرار دادن آنان در درگاه خدا به حاجات رسید.
این نکته در آموزه های دینی ما «توسّل» نام دارد. خود خداوند در قرآن فرموده است که برای رسیدن به رحمت الهی در پی «وسیله» باشید.
اهل بیت پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در علم و ایمان، در تقوا و فضیلت، در کرم و رأفت، در احسان و سخاوت از همه برترند. در میان بندگان خدا «وسیله» و راه رسیدن به رحمت الهی و قرب پروردگارند، از امتیازات و خصایص فراوانی برخوردارند، قدس و پاکی و عظمت پروردگار در وجود آنان تجسّم یافته است، آنان از سوی خدا «حجّت» معرفی شده اند و سند دین و برهان حق به شمار می روند.
خط طولانی معارف آسمانی که به دست پیامبران به بشر رسیده است، به آنان منتهی می شود و عترت پیامبر وارث فرهنگ انبیایی و نورانیّت راه خدایند.
وقتی فضایل و مناقب این خاندان را بشناسیم، این معرفت ما را به محبّت می رساند و محبت آنان ما را به همراهی و تبعیّت می کشاند. اگر خود آنان هم به بیان فضایل و ویژگیهای خود پرداخته اند، برای آن است که انسان این حجتهای خدایی را بشناسد و از علوم و کمالاتشان بهره برد.
باشد که ما نیز وارث مکارم و خوبیهای آنان باشیم!
پی نوشت:
1. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 211
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه (علیها السّلام) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
جایگاه اهل بیت (علیهم السّلام) / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. حضرت زهرا (علیها السّلام) خطاب به گروهی از زنان که به عیادت او رفته بودند، فرمودند: اَصبَحتُ وَاللهِ عائِفةً لِدُنیا کُنَّ، قالِیةً لِرِجالِکُنَّ، لَفَظتُهُم بَعدَ اَن عَجَمتُهُم، و شَنَأتُهُم بَعدَ اَن سَبَرتُهُم، فَقُبحاً لِفلُولِ الحَدِّ وَ خَوَرِ القَناةِ وَ خَطَلِ الرّأیِ؛ به خدا قسم صبح کرده ام در حالی که از دنیای شما بیزارم، از دست مردانتان خشمگین و ناراضی ام. پس از سنجش، آنان را پس زدم و پس از آزمودن از ایشان خسته و ملول شدم. چه زشت است کند شدن تیزی و بُرش و سستی نیزه و آشتفتگی اندیشه. (1)
شرح حدیث:
انتظار می رفت امت پیامبر، پس از آن همه هدایتها، نصیحتها، ارشادها، توصیه ها و نشان دادن راه درست و هشدار دادن از بیراهه ها سخن او را آویزه ی گوش سازند و چراغ راه.
اما... دریغا که آن همه سخن و توصیه را فراموش کردند یا خود را به فراموشی زدند و خاطر عزیز دختر پیامبر و عترت رسول را آزردند تا حدی که وقتی جمعی از زنان به عیادت آن بانوی بزرگ رفتند، زبان به اعتراض و نکوهش گشود و از این که حق اهل بیت رعایت نشد و حرمت پیامبر را پاس نداشتند، گلایه کرد.
چنین بود که زهرای اطهر علیه السّلام ناخشنودی خود را هم از این دنیای دون و بی وفا، هم از دنیا طلبان سست عهد، ابراز می کند و می فرماید که آن قوم پس از پیامبر خدا امتحان خوبی ندادند.
حضرت آنان را آزمود و از عملکردشان به ستوه آمد.
مثل خوراک تلخی که انسان به دهان می برد، اما آن را به بیرون می افکند، آنان تلخ بودند و کام اهل بیت را تلخ کردند و در امتحان «مودّت ذی القربی» مردود شدند.
و... این یعنی کند شدن شمشیر برّان و سست شدن نیزه و آشفته شدن فکر و فهم!
پی نوشت:
1. معانی الاخبار، ص 304
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه علیها السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
واپس گرایی / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: تَفَقَّهُوا فی دینِ اللهِ، فَإِنَّ الفِقهَ مِفتاحُ البَصیرَهِ وَ تَمامُ العِبادَهِ؛ در دین خدا دانا شوید؛ چرا که دین شناسی و فقه، کلید بصیرت و کمال عبادت است. (1)
شرح حدیث:
تفقّه به معنای فهم عمیق و ژرف در مسائل دین است.
به فقیه نیز از این رو فقیه گفته می شود که احکام شرعی را بر اساس آیات و روایات و منابع فقهی به صورت استدلالی و عمیق می فهمد و بیان می کند.
فقه، تنها احکام شرعی نیست، بلکه در اصطلاح قرآنی و حدیثی، به شناخت عمیق نسبت به همه ابعاد دین و معارف اسلام و اعتقادات و آداب و سنن گفته می شود.
کسی که از روی دلیل، شناخت عمیق دینی پیدا کرده باشد، به سادگی از دین بیرون نمی رود و با چند سؤال و شبهه، دست از باورهای خویش برنمی دارد.
از این رو، هم وظیفه تک تک مسلمانان، آشنایی کافی و عمیق با عقاید دینی خویش است، هم والدین و معلّمان و مربیان وظیفه دارند که این شناخت ژرف را به فرزندان و شاگردان خویش بیاموزند و به آنان بصیرت و بینش دهند و این امانتهای عزیز را به شایستگی تربیت کنند.
هان ای معلّم!
تو نقش ساز و شکل پرداز روانی
سازنده اندیشه های جاودانی
این کودکان در مزرع جان
بذر حیات و چشمه مهر زلالند
این بذر را آن گونه بارآور، برآور
تا این که بر اسلام و بر قرآن ببالند(2)
پی نوشت:
1. مسند الامام الکاظم(ع)، ج3، ص249
2.جواد محدثی، برگ و بار، ص278.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
دین شناسی / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند: اَبَوا هذِهِ الاُمَّة محمّدٌ و علیٌّ، یُقیمانِ اَوَدَهُم وُ یُنقذانهِمِ مِنَ العَذابِ الدّائِمِ إن أطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمِ النَّعیمَ الدّائِمَ اِن وافَقُواهُما؛ محمد و علی پدران این امّتند، کژیهای آنان را استوار می سازند و آنان را از عذاب ابدی نجات می دهند، البته اگر مردم از این دو پیشوا اطاعت کنند، و اگر با آن دو همراهی و موافقت کنند، نعمت جاودانه ی بهشت را روزی آنان می سازند.(1)
شرح حدیث:
غیر از پدر نسبی که سبب ولادت انسان است و حق پدری بر گردن فرزند دارد، پدر فکری، روحی و معنوی هم وجود دارد که حق هدایت و نصرت و تعلیم و تربیت بر انسان دارد.
حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم و حضرت امیر علیه السّلام پدر معنوی امت و از پدر دلسوزتر و خیرخواه ترند.
اگر امت از ضلالت و بیراهه نجات یافته اند و به خدا و حق و معنویات گرویده اند، در سایه ی عنایات و دلسوزیهای پدرانه ی پیامبر خدا و جانشین او بوده است.
اگر پدر فرزند را از رنج و سختی دنیا می رهاند، پیامبر و امام وسیله ی نجات و رهایی انسان از عذاب ابدی در آخرتند.
اگر پدر فرزند را سر سفره ی خود می نشاند و آب و غذا و خوراک و پوشاک او را تأمین می کند، پیامبر و امام، امت را بر سر سفره ی معنوی دین می نشانند و از کرامت خدا و نعمت هدایت و بهشت برین برخوردار می سازند.
پیشوایان دین نقش هدایت و منجی را دارند،
امّا... شرط رهایی از عذاب قیامت و بهره مندی از نعمتهای بهشت، «اطاعت» و «همراهی» است.
اگر کسی پا به پای رسول و امام راه سعادت و آخرت را نپیماید، آنان چه کنند؟ «گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحب خانه چیست؟»
پی نوشت:
1. تفسیر امام حسن عسکری علیه السّلام ، ص 330
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه علیها السّلام) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
پدران معنوی امت / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند: مَا الّذی نَقَموا مِن أبی الحَسنِ؟ نَقَموا وَاللهِ مِنهُ نَکیرَ سَیِفهِ وَ قِلّةَ مُبالاتِهِ لِحَتفِهِ وَ شِدَّةَ وَ طاَتِهِ وَ نَکالَ وَقعَتِهِ وَ تَنمُّرَهُ فی ذاتِ الله؛ چه چیز را از اباالحسن علی بن ابی طالب خرده گرفتند و به انتقام گیری پرداختند؟ تنها عیب علی (که آنان را به انتقام گیری از او کشاند) شمشیر برّان او، بی اعتنایی به مرگ، استواری او در راه دین، ضربه های بی امان او بر دشمن و سرسختی و قاطعیّت او در راه خدا بود. (1)
شرح حدیث:
در این سخن حضرت زهرا (علیها السّلام) از برخورد نامناسب مردم با امیرمؤمنان و کنار گذاشتن او از صحنه ی سیاسی جامعه و پایمال کردن حق او که حق امت نیز بود، سخن می گوید و شکوه می کند.
راستی چرا با علی علیه السّلام آن گونه رفتار کردند؟
از او چه بدی دیده بودند؟ چه عیب و نقصی داشت که به آن موضع گیری نامناسب و جاهلانه پرداختند؟
بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق
یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است
امام علی علیه السّلام هم در مبارزه با دشمنان و مشرکان سرسخت و کوشا بود، شهادت طلب و شجاع بود و از مرگ هراسی نداشت،
در راه عقیده و خدا و دین بی تزلزل و استوار بود،
با دشمنان خدا و قرآن کمترین سازشی نداشت و صلابت و استواری او بی نظیر بود.
اینها بود گناه علی!
این فضایل و درخشندگیها برای حسودان تنگ نظر یا ضربه خوردگان از عدالت و حق، آزار دهنده و دشمن ساز است.
امام علی علیه السّلام تاوان صداقت و ایمان و جهاد و صبر خود را می داد.
پی نوشت:
1. بلاغات النساء، ص 132
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه علیها السّلام ) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
قاطعیّت علوی / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند: اَماوَ اللهِ! لَو تَرکُوا الحَقَّ عَلی اَهلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِترَةَ نَبِیّه، لَما اختَلَفَ فِی اللهِ تعالی إثنانِ؛ به خدا قسم اگر مردم حق را به اهلش وامی نهادند و از عترت پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم پیروی می کردند هرگز دو نفر درباره ی خدا (و اسلام) اختلاف نمی کردند. (1)
شرح حدیث:
نقش محوری «ولایت» در جامعه ی اسلامی مهم است. امامت امّت را وحدت می بخشد و از تفرقه جلوگیری می کند و پراکندگیها را به سامان و همدلی و همفکری می رساند.
این سخن را حضرت زهرا (علیها السّلام) پس از رحلت پیامبر خدا فرمود، آن هم کنار قبر حضرت حمزه ی سیدالشهدا در اُحد. کسی به نام محمود بن لبید حضرت فاطمه (علیها السّلام ) را آن جا در حالت گریه و عزاداری دید. فرصت را غنیمت شمرد و سؤالهایی مطرح کرد و از امامت امیرمؤمنان پرسید.
حضرت در جواب او به حادثه ی غدیر و سخنان پیامبر درباره ی علی علیه السّلام و امامان پس از او اشاره کرد. وی پرسید: پس چرا علی علیه السّلام از اقدام برای گرفتن حق خویش باز نشست؟ حضرت با استناد به سخن پیامبر که «امام مثل کعبه است، سراغ او باید رفت، نه این که او سراغ مردم برود» فرمود: اگر مردم حق را به حقدار می دادند و از خاندان نبوت تبعیّت می کردند، مردم به حق می گراییدند و وحدت اعتقادی بر محور «حق» پدید می آمد و اختلاف در امّت پیامبر بروز نمی کرد.
این نقش امامت و ولایت است که جهتها و نیروها و افکار و حرکتها را به وحدت می رساند و جامعه را از اتحاد و انسجام برخوردار می سازد.
پی نوشت:
1. کفایه الأثر، ص 199
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه علیها السّلام) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
آثار پیروی از اهل بیت / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند: اَنارَ اللهُ بأبی، مُحمّدٍ صلّی الله علیه و آله و سلّم ظُلَمَها وَ کَشَفَ عَن القُلوبِ بُهَمَها وَجلّی عَنِ الأبصارِ غُمَمَها وَقامَ فی الناسِ بِالهِدایَة فَأنقَذَهُم مِنَ الغِوایَةِ وَ بَصَّرَهُم مِنَ العمِایَة؛ خداوند به برکت وجود پدرم محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم ظلمتهای امت را روشنی بخشید و ابهامهای قلوب را برطرف ساخت و تیرگیها را از چشمها زدود. آن حضرت در میان مردم به هدایت برخاست، آنان را از گمراهی نجات داد و از کوردلی بینایشان ساخت. (1)
شرح حدیث:
بعثت حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم روشن شدن چراغی فروزان در شب تاریک مردم جاهلیت زده و سرگردان بود.
خداوند بارها در قرآن از این نعمت عظیم یاد کرده و آن را منّتی بر بشریّت شمرده است.
پیامبران الهی حجّتهای پروردگارند.
وجودشان در میان مردم «راه» را نشان می دهد و سخنانشان جانها و اندیشه را روشن می سازد و دعوت مستمر و زحمات فراوانشان موجب «هدایت» انسان می شود.
از این رو بشریّت در طول تاریخ مدیون پیامبران بوده است و از رهنمودهای آنان مسیر «کمال» را شناخته و پیموده است.
کوری فقط نابینایی چشم و نداشتنِ بصر نیست، بصیرت نداشتن کوریِ سخت تری است. انبیای الهی با مشعلی از هدایت الهی که در دست داشتند، آمدند تا انسان را از قید و بندهای اوهام و خرافات و جهالتها برهانند و با خدا و فطرت و حقیقت آشتی دهند.
آنان که قدردان این روشنگران راه بودند، راه را شناختند و از حیرت و بی خبری رستند و آنان که ناسپاسی کردند و دعوت پیامبران را تکذیب نمودند، در جهل و سرگردانی ماندند.
حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم پر فروغ ترین چهره ی این سلسله ی نورانی بود که جهان را منوّر ساخت و هنوز هم خورشید هدایتش در جهان می تابد.
پی نوشت:
1. العوالم، ج 11، ص 469
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه علیها السّلام) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
آثار بعثت نبوی / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند: وقتی امام حسن علیه السّلام به مادرش گفت: مادر! چرا برای مؤمنان دعا می کنی ولی برای خودت دعا نمی کنی؟ فرمود: با بُنَیَّ! اَلجارُ، ثُمَّ الدّارُ؛ فرزندم! اول همسایه، سپس خانه. (1)
شرح حدیث:
کمال انسان در رها شدن از خودخواهی و خودپرستی است.
آنان که غم دیگران را می خورند، نه خدمتی به مردم می رسانند و نه در غم و شادی ایشان شریک می شوند، از «روح انسانی» فاصله گرفته اند.
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
سیره ی اولیای الهی آن بوده است که با رفتار خود به ما درس نوع دوستی و مهرورزی بدهند.
دعا در حق دیگران نشان آن است که ما برای آنان ارزش قائلیم و دوستشان داریم و بهره مندی و کامیابی آنان را مایه ی مسرّت خویش می دانیم.
چه خوب است که انسان خوبیها و نعمتها و برخورداریها را تنها برای خودش نخواهد و مردم را هم در دعاهای خویش شریک کند!
اگر حضرت زهرا (علیها السّلام ) لباس عروسی خود را به فقیر داد، یا قرص نان افطارش را به مسکین و یتیم و اسیر بخشید، یا شب تا صبح برای دیگران دعا کرد و برای خودش چیزی نخواست، به خاطر کمال او در انسانیت و عاطفه و مهر به همنوعان و خیرخواهی برای نیازمندان بود.
این شیوه الگوی ماست تا ما نیز دلهایی داشته باشیم که به عشق مردم بتپد و در اندیشه ی محرومیت زدایی از آنان باشد.
پی نوشت:
1. بحارالأنوار، ج 43، ص 82
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه علیها السّلام) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
حق همسایه / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند: اِلهی اَصلِح لی دینی، الّذی هُوَ عِصمَةُ اَمری، وَ اَصلِح لی دُنیایَ الّتی فیها مَعاشی، وَ اَصلِح لی آخرتیَ الّتی الَیها مَعادی، وَاجعَلِ الحَیاةَ زیادهً لی مِن کلّ خَیرٍ، وَ اجعَلِ الموتَ راحَهً لی مِن کُلّ شرًّ؛ خداوندا! دینم را اصلاح کن که نگهدار کار من است، دنیای مرا اصلاح کن که خانه ی تلاش و معاش من است، آخرتم را اصلاح کن که بازگشتم به سوی آن است، زندگی مرا سبب زیادی هر خیر، و مرگ مرا مایه ی راحتی از هر شّر قرار بده. (1)
شرح حدیث:
«دین» و «دنیا» و «آخرت»، جلوه گاه حضور معنادار انسان در جهان هستی است.
بعضی در اعتقادات به بیراهه می روند حتی تا حد شرک و کفر.
گروهی برای رسیدن به دنیا دست به هر کاری می زنند حتی گناه.
گروهی هم در پی لذتها و خوشیهایند حتی به قیمت باختن آخرت و تباه کردن سرنوشت و دچار شدن به عذاب ابدی.
اگر «دین» کسی اصلاح شود، دچار بی دینی و انحراف فکری و عقیدتی نمی شود، و اگر دنیای کسی اصلاح شود، معاشی سالم که زمینه ساز معاد مطلوب است، خواهد داشت و اگر آخرت کسی اصلاح شود، اسیر دنیا نمی شود و به فکر آبادانی آخرت خواهد بود.
این سه خواسته ی مهم و سرنوشت ساز به زندگی و مرگ انسان جهت و معنا می دهد.
چگونه ممکن است زندگی سبب افزونی هر خیر برای انسان شود و چه سان می توان مرگ را موجب راحتی از هر بدی قرار داد جز با اصلاح دین و دنیا و آخرت؟
بازنده کسی است که آخرت را ببازد.
برنده هم کسی است که به سعادت اخروی برسد.
باید زندگی را دورانِ کِشت خیر و صلاح» قرار داد تا مرگ آدمی طلیعه ی ورود به مرحله ی «برداشت اجر» باشد.
پی نوشت:
1. الصحیفة الفاطمیه، ص 56
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه علیها السّلام) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
صلاح دین و دنیا / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند: اَنّی تُؤفَکونَ؟ و کِتابُ اللهِ بَینَ اَظهُرِ کُم، اُمُورُهُ ظاهِرَةٌ وَ احکامُهُ زاهِرَةٌ وَ اَعلامُهُ باهِرةٌ... ؛ شما را کجا به بیراهه می برند؟ درحالی که کتاب خدا (قرآن) میان شماست، امور قرآن آشکار است، احکامش درخشان است و نشانه های آن فروزنده. (1)
شرح حدیث:
وقتی کسی کاروان سالار و پیشرو برای جامعه است، هنگام خطر هشدار می دهد، بیراهه ها را نشان می دهد و از بروز فتنه ها یا افتادن در گمراهیها بر حذر می دارد.
اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم چنین نقشی دارند. مثل قرآن هادی امّتند و در کنار کتاب خدا «راه» و «بیراهه» را نشان می دهند و انحرافها را گوشزد می کنند.
نشانه های عدول از راه خدا و سنت رسول در جامعه ی اسلامی دیده می شد که حضرت زهرا (علیها السّلام ) خطبه خواند و هشدار داد و آیات قرآن و توصیه های پیامبر خدا را یاد آوری کرد.
شگفت از آن جماعتی که به فاصله ی اندکی از رحلت پیامبر پیمانها را شکستند و برای رسیدن به قدرت روشن ترین وصایای پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم را زیر پا گذاشتند و اهل بیت علیه السّلام را کنار زدند.
اگر قرنها از طلوع اسلام و تعالیم محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم گذشته بود و آن انحرافها و غفلتها پیش می آمد، توجیه پذیر بود، ولی... نکوهش دختر پیامبر از آن قوم از این جهت است که هنوز آیات روشن و روشنگر قرآن باقی است و هنوز نشانه های دین خدا محو نشده و هنوز عترت آن پیامبر و کتاب خدا در میان مردم است و این بدعتها و گمراهیها پیش می آید!
این است که می پرسد: به کجا چنین شتابان؟ چه زود از راه به در شدید؟
پی نوشت:
1. العوالم، ج 11، ص 471
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه علیها السّلام) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
به کجا چنین شتابان؟ / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب









