پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند: حُبِّبَ اِلَیَّ مِن دُنیاکم ثَلاثُ: تِلاوَةُ کِتابِ اللهِ، وَ النَّظَرُ فی وَجهِ رَسُولِ اللهِ، وَالإنفاقُ فی سَبیلِ الله؛ از دنیای شما سه چیز در نظر من دوست داشتنی است: خواندن کتاب خدا، قرآن، نگاه به سیمای رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم، انفاق در راه خدا. (1)
پاسخ :
شرح حدیث:
از نگاه عارفان بصیر دنیا گذرگاهی به سوی آخرت جاوید است.
پس نباید دل به آن بست و دنیا را دوست داشت.
ولی همین دنیای نکوهیده و فریب دهنده و بی وفا می تواند وسیله ی آباد ساختن آخرت و تأمین سعادت گردد، به شرط آن که انسان فریفته ی آن نشود و دل به آن نبندد و آن را وسیله و پلی برای رسیدن به بهشت قرار دهد.
این سه چیز که در نظر دختر پیامبر محبوب و دوست داشتنی است، جلوه هایی است که انسان را آخرتی و بهشتی می کند.
تلاوت کتاب خدا روشنگر دل و دیده است.
قرآن حیات روشن دلهاست
قرآن فروغ و شمع محفلهاست
عطر دل انگیزش صفا دارد
درسی ز اخلاص و وفا دارد
انس با این کتاب مقدس و خواندن آیات وحی رشته های وابستگی به دنیا را قطع می کند و مسلمانان را آخرتی می سازد.
نگاه به چهره ی نورانی و الهی حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم نیز، وابستگیهای مادی را می کاهد و عشق به آخرت را در دل پدید می آورد.
انفاق در راه خدا نیز نشان وارستگی انسان از وابستگی به مادیات است و با انفاق خالصانه و بی ریا می توان بهشت را خرید و به رضای خدا رسید.
اگر این سه چیز از این دنیای دون در نظر حضرت فاطمه (علیها السّلام ) دوست داشتنی است، برای پیروان او نیز می تواند سرمشق و الگو باشد.
خوشا آنان که «دنیا» را وسیله ی سعادت «آخرت» می سازند.
پی نوشت:
1. وقائع الایّام، حدیث 295
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه (علیها السّلام)) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
کلمات کلیدی :
سه محبوب فاطمه (علیها السّلام) / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 3:20 AM ] [ رضا اردکانی ]
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. از دعاهای حضرت فاطمه (علیها السّلام) در روز پنج شنبه: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ الهُدی وَ التُّقی وَ العِفافَ وَ الغِنی والعَمَلَ بِما تُحِبُّ وَ تَرضی؛ خدایا! از تو می خواهم هدایت و تقوا را، عفاف و بی نیازی را، و عمل به آنچه را تو دوست داری و می پسندی. (1)
شرح حدیث:
همه به «هدایت» خدا محتاجند.
این که هر روز در نماز تا چندین بار از خدا می خواهیم تا ما را به «راه راست» هدایت کند، دلیل این نیاز است.
هم به هدایت نیاز داریم، هم به تقوا که ذخیره ی دنیا برای آخرت و ره توشه ی سفر ابدی است.
عفاف و پاکدامنی و غنا و بی نیازی خواسته ی دیگر حضرت زهرا (علیها السّلام) است.
در عمل یک مسلمان آنچه ملاک است، «قبول» خداوند است.
وقتی کار ارزش دارد که خدا دوست بدارد و بپسندد.
خدا بندگان متّقی و فرمانبردار و شاکر و نیکوکار را دوست می دارد.
از صالحانِ مخلص و انفاق کنندگان بخشنده و عابدان بی ریب و ریا راضی است.
دانستن این که چه کاری محبوب یا منفور خداوند است، یک گام است و عمل بر طبق رضای او و پرهیز از آنچه در نظرش ناپسند است، گام دیگر.
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
توفیق چنین رفتاری را هم باید از خدا طلبید و هم هدایت به آنچه را که موجب رضای اوست.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج 87، ص 339
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه (علیها السّلام) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
دعای فاطمی / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. وقتی پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم کارهای بیرون خانه را بر عهده ی علی علیه السّلام و درون خانه را بر عهده ی فاطمه (علیها السّلام) گذاشت، حضرت زهرا فرمود: فلا یَعلَمُ ما دَخَلَنی مِنَ السُّرورِ اِلاّ اللهُ بِاِکفائی رَسُولُ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم تَحَمُّلَ اَرقابِ الرَّجالِ؛ جز خدا کسی نمی داند چه قدر از این تقسیم کار و این که پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم مرا از شانه به شانه شدن با مردان (و کارهای بیرون از خانه) معاف کرد، خوشحال شدم. (1)
شرح حدیث:
اگر ارزنده ترین گوهر زنان «حجاب و عفاف» است، باید از این گوهر حفاظت کرد.
رعایت حدود شرعی روابط میان زنان و مردان و پرهیز از اختلاطهای مسأله ساز و همسخن شدنهای وسوسه انگیز و برخوردهای خارج از ضوابط و اصول اخلاقی برای یک مسلمان تکلیف است و هر چه این حدود شرعی بیشتر مراعات شود، به سود جامعه و بانوان و جوانان است.
گرچه کار در بیرون از خانه و شرکت در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی و تحصیلی و دانشگاه و... برای زنان و دختران حرام نیست، هنر اصلی زنان ایفای نقش مادری و تربیت فرزند و مدیریت امور خانه است.
شرکت در فعالیتهای بیرونی، خواه و ناخواه، برخورد زن و مرد نامحرم و تلاقی نگاهها را در پی دارد و اگر بشود از آن کاست، بهتر است.
پرهیز از معاشرت با نامحرمان از آن جهت مطلوب است که زمینه ی بهتری برای حفظ عفاف فراهم می آورد.
حضرت زهرا (علیها السّلام ) خوشحال شد که امور بیرون از خانه بر دوش علی علیه السّلام قرار گرفت و کارهای داخل خانه بر عهده ی خودش تا نیاز به بیرون رفتن نباشد.
این خطّ کلی راهی فاطمی است و رضای او را تأمین می کند.
پی نوشت:
1. وسائل الشیعه، ج 14، ص 123
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه (علیها السّلام)) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
تقسیم کار / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. مردی به زنش گفت: نزد فاطمه زهرا (علیها السّلام) برو و از او بپرس که آیا من از شیعیان شمایم؟ حضرت فاطمه (علیها السّلام) در پاسخ فرمود: قُولی لَهُ: اِن کُنتَ تَعمَلُ بَما اَمَرناکَ و تَنتَهی عَمّا زَجَرناکَ عنهُ، فَأنتَ مِن شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا؛ به او بگو: اگر به آنچه تو را فرمان داده ایم عمل کنی، و از آنچه تو را از آن نهی کرده ایم بپرهیزی، تو از شیعیان مایی، وگرنه از شیعیان ما نیستی. (1)
شرح حدیث:
شیعه یعنی پیرو.
تشیع راهی نورانی است که از اعتقاد به امامت و پیشوایی امیرالمؤمنین علیه السّلام و عصمت اهل بیت پیامبر آغاز می شود و به تبعیت از گفته ها و پیروی از رفتار و اخلاق آنان منتهی می شود.
امام صادق علیه السّلام فرموده است: برای ما زینت باشید، نه مایه ی عار و ننگ.
این نشان می دهد که رفتار پیروان را به حساب آن پیشوایان می گذارند و ما با اعمالمان هم می توانیم آبرو بخش آن اسوه های پاک باشیم، هم اگر اعمال ما بد و گناه باشد، مایه ی شرمندگی و ناراحتی آنان شویم.
شیعه بودن تنها به محبّت نیست.
محبّت هم اگر واقعی و صادقانه باشد، انسان را به همرنگی و همراهی و تبعیّت می کشاند.
اهل بیت پیامبر برای ما سرمشق و اسوه اند.
به هر اندازه که در عمل به آنان شباهت داشته باشیم و به گفته هایشان عمل کنیم و از نهیهای آنان اجتناب ورزیم، به همان اندازه شیعه ایم.
بعضی از شیعه بودن، تنها نام آن را دارند و در عمل هیچ شباهتی به آن عترت پاک ندارند. اگر چنین باشد، چگونه می توان خود را شیعه ی آنان دانست؟
پی نوشت: 1.تفسیر امام حسن عسکری علیه السّلام ، ص 308
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه (علیها السّلام)) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
معیار شیعه بودن / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند: مَن اَصعَدَ إلَی اللهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اَهبَطَ اللهُ اَفضَلَ مَصلَحَتِه؛ هر کس عبادت خالص خود را به سوی خداوند بالا فرستد (و پیشکش آستان او کند)، خدا هم بهترین مصلحت خود را بر او فرو می فرستد. (1)
شرح حدیث:
اگر گفته اند: «از تو حرکت، از خدا برکت» در زمینه ی مسائل عبادی و معنوی هم چنین است.
خداوند عبادتهای ریایی و متظاهرانه را قبول نمی کند. اصلاً چنین عبادتی حالت «صعود» ندارد و بالا نمی رود و در حد و مرتبه ی زمین و مادیات و نفسانیات باقی می ماند.
اما پروردگار خلوص در عبادت را می پذیرد و پاداش می دهد.
اخلاص بالی می شود که اعمال را به پرواز در می آورد و تا عرش خدا می برد. کسی که بخواهد عبادتش پذیرفته ی خالق گردد، باید آن را به «اخلاص» مجهز کند تا زمینه ی صعود داشته باشد.
خدا کریم است و به اقتضای کرم خویش آنچه را به مصلحت بنده ی مخلص خود بداند به او عطا می کند و از خزانه ی غیب و گنجینه ی جود خود به بنده اش ارزانی می دارد.
انجام عمل خالص و عبادت بی ریا بسی دشوار است.
عاملان گاهی در باتلاق ریا می افتند و اعمال گاهی به تظاهر و مردم فریبی و دنیاخواهی آلوده می شود.
مخلصان هم به تعبیر روایات در «خطر عظیم» اند و ابلیس وسوسه گر پیوسته می کوشد تا نیتها را خراب و اعمال عبادی را آلوده به ریا کند.
اگر بنده عبادت خالص به درگاه خدا بفرستد، او بهترین صلاح و مصلحت را به وی می بخشد.
پی نوشت:
1. مجموعه ورّام، ج 2، ص 108
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه (علیها السّلام)) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
عبادت خالص / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند: جَعَلَ اللهُ... صِلَةَ الأرحامِ مَنشَأةً فیِ العُمرِ و مَنماةً لِلعَدَد؛ خداوند صله رحم و پیوند و نیکی به خویشاوندان را سبب طول عمر و مایه ی رشد تعداد آنان قرار داد. (1)
شرح حدیث:
در یکی از سخنان والای حضرت فاطمه (علیها السّلام) که به فلسفه ی تشریع برخی از احکام الهی و آداب و سنن دینی اشاره شده، حکمت وجوب صله ی رحم نیز افزایش عمر و تکثر و رشد خویشاوندان به شمار آمده است.
صله ی رحم توصیه ی قرآن و سفارش پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم است.
پیوند خویشاوندی از قوی ترین پیوندهاست. حفظ این رابطه و تقویت آن سبب می شود افراد فامیل از حال هم باخبر باشند، در غم و شادی شریک یکدیگر شوند و به همدیگر مساعدت و یاری برسانند.
صله ی رحم عمر را طولانی و روزی را افزایش می دهد و موجب رضای خداوند است. صله ی رحم تنها رفت و آمد به خانه ی بستگان نیست، بلکه یاری و کمک به آنان و همدردی در سختیها و مشارکت در کارهاست.
فرهنگ قرآنی با دعوت به این سنّت حسنه رشته های پیوند میان افراد را استوار می سازد. بدون آن افراد فامیل از هم بیگانه و بی خبر می شوند.
و محبّتها نیز به تدریج کاسته می شود و روح همبستگی از بین می رود.
این سنت شایسته و برنامه ی اجتماعی را پاس بداریم و به خویشاوندان رسیدگی کنیم و از حالشان بی خبر نباشیم.
پی نوشت:
1. العوالم، ج 11، ص 470
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه (علیها السّلام)) ، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1390)
صله ی رحم / حضرت فاطمه (علیها السّلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: إذا صُمتَ فَلیَصُم سَمعُک وَ بَصَرُکَ وَ شَعرُکَ وَ جِلدُکَ؛ هرگاه روزه گرفتی، پس گوش، چشم، مو و پوستت نیز روزه باشد. (1)
شرح حدیث:
از بهترین و سازنده ترین عبادتها «روزه» است.
روزه، مایه ی تقویت اراده، تقویت اخلاص، همدردی با محرومان و چشیدن طعم گرسنگی و تشنگی بینوایان است. به تعبیر قرآن کریم، خداوند، روزه ی ماه رمضان را واجب ساخته است تا مردم به تقوا برسند.(2)
امّا روزه، فقط پرهیز از خوردن و نوشیدن نیست.
روزه دار، باید چشم، گوش، زبان و اعضا و جوارح خود را از هر گونه حرام نگه دارد، تا روزه او واقعی، با ارزش و اثرگذار باشد.
در احادیث آمده است:
چه بسیار روزه داری که بهره اش از روزه، چیزی جز گرسنگی و تشنگی نیست.(3)
در مراحل بالاتر، «روزه ی قلب» مطرح است. به فرموده امام علی(علیه السلام): «روزه ی قلب، بهتر از روزه ی زبان است و روزه ی زبان بهتر از روزه ی شکم است».(4)
در سخنان حضرت زهرا(علیه السلام) نیز آمده است: «روزه دار، چه نفعی از روزه ای می برد که زبان، چشم، گوش و اعضای او را از حرام باز ندارد؟(5)»
ماه رمضان و فریضه ی روزه داری، وسیله ی نزدیکی به خدا، دوری از گناهان و رها شدن از وسوسه های شیطان است.
برترین روزه، روزه ای است که بر چشم، گوش و زبان انسان نیز تأثیر بگذارد و این عوامل را در مسیر رضای الهی قرار دهد.
پی نوشت:
1. فروغ کافی، ج4، ص87
2. بقره(2)، آیه 183.
3. نهج البلاغه، حکمت145.
4. غررالحکم، حدیث5890.
5. میزان الحکمه، حدیث 10953.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
روزه ی برتر / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: مَلعُونٌ مَلعُونُ عالمٌ یَؤُمُّ سُلطاناً جائِراً مُعینا لَهُ عَلی جَورِهِ؛ ملعون است، ملعون است دانشمندی که سراغ فرمانروای ستمگر برود و یاور او در ستمگریش باشد. (1)
شرح حدیث:
رسالت عالمان و آگاهان بسی سنگین است.
دانشمندان به دلیل موقعیّت ویژه و جایگاه الگویی که در جامعه دارند، تکلیفشان هم سنگین تر است. اگر خوب باشند، پاداش بهتری دارند و اگر بد باشند، کیفر مضاعف خواهند داشت.
دانشمندی که دنیازده و مقام پرست باشد، سراغ حکومتهای ستمگر برود، دانش خود را در خدمت «سلطان جائر» قرار دهد و به این وسیله، ظلم را یاری کند، درنزد خدا و خلق خدا نکوهیده و منفور است.
هر کاری که به تقویت ستمگر بینجامد حرام است.
مدح و ستایش ظالم، ناپسند است.
کمک به ظالم در ظلمش، آدمی را شریک جرم او می سازد. آنان که یاور جبّاران می شوند و ستمگران را بر گرده ی مردم سوار می کنند، خودشان هم از گزند ظالمان در امان نخواهند ماند.
ظلم، ماری است هر که پروردش
اژدهایی شود فروخوردش
گاهی سخن انسان و گاهی سکوت او به نفع ظالم تمام می شود. گاهی هم کسانی سیاهی لشکر ظالمند و مایه ی شکوه، حشمت و جلال و جبروت آنها می شوند که همه ی این موارد به نوعی تقویت ظالم است و موجب عذاب می شود. پیامبر خدا(ص) فرمود:
«الظَّلَمَهُ وَ اَعوانُهُم فِی النّار»(2)
ستمگران و یاری کنندگان آنان در آتشند.
پی نوشت:
1.کنزالفوائد، ج1، ص150
2. کنزالعمّال، حدیث7589.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
همکاری با حکومت ستم / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اُکتُبُوا، فأِنَّکُم لا تَحفَظُونَ حَتّی تَکتُبوا؛ بنویسید، چرا که شما هرگز (علوم خود را) حفظ نمی کنید، مگر آن که بنویسید. (1)
شرح حدیث:
گسترش علوم بشری، در سایه ی نوشتن معلومات و اندوخته های علمی است.
وقتی انسان آنچه را می شنود، می خواند و می فهمد، بنگارد، این علوم مکتوب به عنوان «میراث علمی» ماندگار می شود که هم برای خود نویسنده می ماند و هم برای دیگران و نسل های آینده ذخیره می شود.
ما امروز میراث عظیمی از آثار و نوشته ها و تألیفات دانشمندان گذشته را در اختیار داریم که اگر علوم و آموخته های خود را ننوشته بودند، با مرگشان علوم آنان نیز از بین می رفت.
انیس کنج تنهایی کتاب است
فروغ صبح دانایی کتاب است
بود بی مزد و منّت اوستادی
ز دانش بخشدت هر دم گشادی(2)
همه بزرگان و اندیشمندان توصیه کرده اند که انسان از آنچه می خواند، می شنود و مفید است، یادداشت برداری کند و با تنظیم و تألیف آن و به صورت کتاب به آیندگان بسپارد.
امروز، هزاران حدیث ناب از اهل بیت و امامان در اختیار ماست. اگر راویان، فقط به شنیدن و نقل کردن اکتفا کرده بودند و احادیث را به صورت کتاب و مجموعه ننوشته بودند، ما از این گنجینه گرانقدر محروم بودیم.
به مطالعه، یادداشت، ثبت و نقل عادت کنیم که این، راه جاودانه ساختن معارف است.
پی نوشت:
1. کافی، ج2، ص52
2. جامی.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
نوشتن / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: مَن بَدَءَ بِکَلامٍ قَبلَ سَلامٍ فشلا تُجیبُوه؛ هر کس پیش از سلام دادن، آغاز به سخن کرد، جوابش ندهید. (1)
شرح حدیث:
سلام، آغاز ارتباط مسلمان با مسلمان و نشانه ی ادب و احترام است.
معنای سلام دادن، یعنی آرزوی سلامتی برای مخاطب و ابراز دوستی و خیرخواهی نسبت به او.
از آداب اسلامی، سبقت در سلام به دیگری است و ثواب آن بیشتر از جواب سلام است. سلام دادن نشانه ی تواضع است.
پیامبر خدا(ص) درباره ادب و آداب سلام فرموده است:
کوچک به بزرگ سلام بدهد؛
یک نفر به دو نفر؛
کم به بسیار؛
و سواره بر پیاده و عابر بر ایستاده و ایستاده بر نشسته.(2)
از اوصاف پیامبر(ص) این بود که به هر کس می رسید سلام می داد و سبقت در سلام داشت، حتّی به کودکان نیز سلام می داد و می فرمود: چنین می کنم تا سلام دادن پس از من سنّت و رسم شود.
از آداب دیگر سلام، آن است که شفّاف و واضح سلام دهیم و جواب سلام را نیز آشکارا و واضح بگوییم. در غیر این صورت اگر طرف مقابل سلام یا جواب ما را نشنود، آن را بر بی احترامی یا تکبّر حمل می کند.
رسول خدا(ص) فرمود:
«بخیل ترین افراد، کسی است که از سلام دادن بخل بورزد».(3)
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص245
2. کنزالعمّال، حدیث25321.
3. میزان الحکمه، حدیث8837.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
سلام / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: یَعیشُ النّاسُ بِاِحسانِهِم اَکثَرَ مِمّا یَعیشُونَ بِاَعمارِهِم، وَ یَمُوتُونَ بِذُنُوبِهِم اَکثَرَ مِمّا یَمُوتُونَ بِآجالِهِم؛ مردم به سبب احسان خود، بیشتر زندگی می کنند تا به سبب عمرشان و به دلیل گناهانشان بیشتر می میرند تا به خاطر اجلهایشان. (1)
شرح حدیث:
گرچه میزان عمر انسان در دنیا، از تقدیرات الهی است و تنها خدا می داند که هر کس، چقدر خواهد زیست، ولی خداوند برخی از امور را در حیات و مرگ و کوتاهی و بلندی عمر انسان مؤثّر قرار داده است.
به گفته ی روایات، بعضی از کارها، عمر انسان را می افزاید، مانند صله ی رحم و نیکی به مردم. بعضی از کارها، عمر افراد را کم می کند، مثل قطع رحم، ظلم به بندگان.
پس، عمر طولانی افراد به خاطر احسانشان و مردن زود هنگام آنان به سبب گناهانشان کم نیست. باید از خدا خواست تا عمر طولانی، بابرکت، همراه با توفیق عمل صالح و ترک گناه به ما عطا فرماید.
در حدیثی از امام باقر(علیه السلام) آمده است:
به شیعیان ما بگویید قبر حسین بن علی(علیه السلام) را زیارت کنند؛ چرا که زیارت ایشان رزق را افزایش می دهد، عمر را طولانی می کند و حوادث ناگوار را از انسان دور می سازد.(2)
از امام صادق(علیه السلام) نیز روایت است:
اگر می خواهی خداوند، عمر تو را طولانی کند، پدر و مادرت را شاد گردان: (3)
نیکوکار باشیم، تا رحمت و فضل الهی شامل حالمان باشد و از گناهان بپرهیزیم تا مرگ زودرس به سراغ ما نیاید.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج5، ص140
2. میزان الحکمه، حدیث14249.
3. همان، حدیث 14245.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
عامل مرگ و زندگی / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: لا یَزالُ العَبدُ المُؤمِنُ یُکتَبُ مُحسِناً مادامَ ساکِتاً. فَاِذا تَکَلَّمَ، کُتِبَ مُحسِناً اَو مَسیئاً؛ پیوسته بنده مؤمن، نیکوکار نوشته می شود و محسوب می گردد، تا وقتی که ساکت باشد. ولی آن گاه که سخن گفت، یا نیکوکار یا بدکار نوشته می شود. (1)
شرح حدیث:
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
علاوه بر عیب و هنر که در کلام گوینده آشکار می شود، ثواب و گناه نیز پیامد سخن گفتن است.
برای خاموشی و سخن نگفتن انسان، حسابی باز می کنند. از این رو، یک بنده مؤمن، تا وقتی ساکت است، برای او حسنه می نویسند. امّا به محض این که زبان گشود و سخن گفت، اگر حرف خوب باشد «حسنه» و اگر حرف بد باشد «سیّئه» نگاشته می شود.
پیام این حدیث، حفظ زبان از کلام بیهوده، گناه، غیبت و لغو است.
نطق زیبا ز خامُشی بهتر
ورنه در جان، فرامُشی بهتر
در سُخن دُرّ ببایدت سُفتن
ورنه گنگی به از سخن گفتن(2)
از امام سجاد(علیه السلام) پرسیدند: سکوت بهتر است یا سخن؟
فرمود: هر یک از اینها آفاتی دارد. اگر سخن و سکوت، هر دو از آفات سالم باشند، سخن بهتر از سکوت است.
پرسیدند: چگونه ای پسر پیامبر؟
فرمود: برای این که خداوند، پیامبران و اوصیای آنان را به سکوت مبعوث نکرده، بلکه به کلام مبعوث کرده است و هرگز کسی با سکوت، مستحق بهشت نمی شود...(3)
پی نوشت:
1. ثواب الأعمال، ص364
2. حکیم سنایی غزنوی.
3. میزان الحکمه، حدیث 17912.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
سخن و سکوت / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: للمُسرِفِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: یَشتَری ما لَیسَ له، وَ یَلبَسُ ما لَیسَ لَهُ وَ یَاکُلُ ما لَیسَ لَه؛ اسرافکار سه نشانه دارد: چیزی می خرد که در شأن او نیست؛ چیزی می پوشد که در شأن او نیست؛ چیزی می خورد که در شأن او نیست. (1)
شرح حدیث:
اسراف که به معنای ولخرجی، هدر دادن نعمتهای خدا و مصرف بیهوده می باشد، ناپسند است و در قرآن کریم از آن نهی شده است.
در این حدیث، از جمله حدود و شاخصهای نشان دهنده ی اسراف و اسرافکار، خریدن، پوشیدن و خوردن چیزی بیان شده است که برای او و در شأن او نیست. برای مثال، کسی که زندگی متعادلی دارد و درآمدش اندک است، برگزاری مهمانی باشکوه و تجمّلاتی و پذیرایی از مهمانان با غذاها و میوه های گران قیمت، اسراف است، یا کسی که زندگی و امورش با یک ماشین معمولی می گذرد، خریدن یک ماشین بسیار گران قیمت، اسراف محسوب می شود.
در زندگی برخی افراد ثروتمند، آن قدر مواد غذایی و مصرفی دور ریخته می شود که با آن زندگی بعضی خانواده ها را می توان تأمین کرد و این، مصداق روشن اسراف و تبذیر است.
باید در مصرف آب شُرب و آب برای وضو و غسل نیز قناعت کرد. لباسی را که قابل پوشیدن است، نباید دور ریخت. وسایل منزل را که سالم و قابل استفاده است، فقط به دلیل چشم و هم چشمی با دیگران، نباید کنار گذاشت و وسایل جدید خرید.
پی نوشت:
1. تفسیر نورالثقلین، ج1، ص772
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
اسرافکار / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اِنَّ مِن بَرَکَهِ المَراَهً قِلَّهُ مَهرِها؛ از برکت و خجستگی زن، آن است که مهریّه اش کم باشد. (1)
شرح حدیث:
ازدواج و تشکیل خانواده، از بهترین کارهاست و به تعبیر روایات، هیچ بنایی برپا نشده است که بهتر از «بنای خانواده» باشد.
آنچه اساس این کانون را تشکیل می دهد، مهرورزی، علاقه، صداقت و صمیمیّت است.
هر چند «مهریّه» نشانه اهتمام و علاقه ی مرد به همسرش است و پشتوانه ای برای زن به شمار می آید ولی معیار ارزش او نیست. در فکر جاهلانه بعضی افراد، ارزش و اعتبار زن به میزان مهریه ی او بستگی دارد که این خطاست.
اگر صمیمیّت، محبت، توافق اخلاقی و انس روحی نباشد، مهریه یسنگین، هرگز نه سعادت می آورد و نه تضمینی برای استحکام بنای خانواده و دوام زندگی مشترک می گردند.
در روایات، مهریّه زیاد، شوم و ناپسند معرفی شده است و بهترین مهریّه را کمترین و آسانترین آن دانسته اند. از رسول خدا(ص) روایت شده است:
«برترین زنان امّت من، آنانند که... کم مهریّه تر باشند».(2)
در ازدواج، مهمترین معیار، باید «دین»، «نجات و اصالت خانوادگی»، عقل، شعور، صداقت و عفاف باشد و این عوامل است که سلامت زندگی و دوام آن را تضمین می کند. به قول سعدی:
زن خوب فرمانبر پارسا
کند مرد درویش را پادشا
پی نوشت:
1. من لا یحضره الفقیه، ج3، ص254
2. بحارالانوار، ج103،ص237.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
برکت زن / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: مَن تَبِعَنا نَجی، وَ مَن تَخَلّفً عَنّا هَلَکَ؛ هر کس از ما پیروی کند نجات می یابد و هر کس از ما تخلّف کند و عقب بماند، هلاک می شود. (1)
شرح حدیث:
خداوند، «اهل بیت» را الگو، اسوه و مقتدای مسلمانان قرار داده است، تا با اقتدا به آنان راه خدا را بپویند و رضایت خدا را به دست آورند.
فلسفه امامت در اسلام، پیروی امّت مسلمان از امام در همه ی امور است.
در روایات، پیشوایان دین به «کشتی نوح» تشبیه شده اند که هر کس بر آن سوار شود، نجات می یابد و هر کس تخلّف کند و عقب بماند، هلاک می شود. در این حدیث نیز، همین نکته بیان شده است.
در عقیده به امامت، جلوه ی عملی این اعتقاد، کارساز است، نه فقط بُعد درونی.
به «امامت» سوگند
نسزد شعر پراز مدح و ثنا
ریختن پای امام
و ندانستن و پی نابردن
راه کو/ چاه کدام؟
بلکه بایست که راهش را رفت
شیوه زندگیش را بشناخت
سخن او را، بایست شنفت
هدف زندگیش را باید
تا که با مردم گفت
و به گفتار و به کردار امام
آشنا باید شد
و عمل باید کرد.(2)
این گونه است که خط اهل بیت(علیه السلام) خط هدایت، نجات و سعادت است.
پی نوشت:
1. اهل البیت فی الکتاب و السّنة، ص187
2. برگ و بار، ص263.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
پیروی از اهل بیت(علیهم السلام) / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: ما اَقبَحَ لِلمُؤمِنِ اَن تَکُونَ لَهُ رَغبَهٌ تُذِلُّهُ؛ چه زشت است برای مؤمن که رغبت و خواسته ای داشته باشد که او را ذلیل و خوار کند. (1)
شرح حدیث:
در کیمیای سعادت آمده است:
«بدان که طمع، از اخلاق ذمیمه است و قطع نظر از مذلّتی که در اوّل طمع باشد و از خجلتی که در آخر کار باشد... هر که به کسی طمع کرد، باید با وی نفاق ورزد و بر استخفاف وی صبر کند و بر باطل وی تن در دهد...». این گوشه ای از زیان های طمع است.
رغبت، خواسته و آرزو، آدمی را حقیر و ذلیل می کند. امّا، کسی که خواسته هاش محدود است، دچار زبونی نمی شود.
افراد طمع کار، خواسته های سیری ناپذیر دارند.
اهل قناعت، اهل هوس، حرص و آز نیستند.
گر با خردی، تو حرص را بنده مشو
در پای طمع، خوار و سرافکنده مشو
آزاد، کسی است که اسیر خواسته های دل نمی شود.
فرض کنید، کسی علاقه بسیار به سفره های چرب و نرم دارد و اسیر شکم است و اگر در جایی یک وعده غذای چرب، همراه با خفّت و خواری، سبک شدن و اهانت دیدن باشد، باز هم می رود و این، مصداق همان رغبتی است که او را ذلیل می کند.
قصّابی به حضرت علی(علیه السلام) گفت: یا علی! گوشتهای خوبی دارم، ببرید. حضرت فرمود: پول به همراه ندارم. گفت: نسیه ببر. بعداً پولش را می دهی. امام علی(علیه السلام) فرمود: اگر به شکمم بدهکار باشم، بهتر از آن است که به قصّاب بدهکار باشم.
طمع بسیار کردن خواری آرد
نتیجه خواریش غمخواری آرد
مدار از کس طمع، هر دم به چیزی
شود خوار از توقّع، هر عزیزی(2)
پی نوشت:
1. کافی، ج2، ص320
2. ناصرخسرو.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
ذلّتِ خواستن / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اِذا کانَ الزّمانُ زَمانَ جَورٍ وَ اَهلُهُ اَهلَ غَدرٍ فَالطُّمَانینَهُ اِلی کُلِّ اَحَدٍ عَجزٌ؛ هرگاه زمانه، زمانه ی جور باشد و مردم آن زمان اهل نیرنگ باشند، اطمینان کردن به هر کس، ناتوانی است. (1)
شرح حدیث:
گرچه، حسن ظنّ و خوش بینی نسبت به مردم، سفارشِ دین ماست، ولی نه هر جا و نه نسبت به هر کس.
وقتی محیطی آلوده و فاسد است و مردم جامعه ای اهل نیرنگ و دغلبازی اند، به هر کس نمی توان اعتماد کرد و خوش بین بود؛ چون این سادگی و ساده لوحی است و باعث فریب خوردن انسان می شود.
منافقان و ریاکاران، از ساده لوحی دیگران سوء استفاده می کند و اهداف شوم خود را پیاده می سازند.
آن شنیدم که رادمرد بزرگ
پایه ی مردمی چنین بنهاد
که نه از کس فریب باید خورد
نه کسی را فریب باید داد(2)
امروز در سطح جهان، سیاست کشورهای سلطه جو بر پایه مکر، فریب و تزویر است. اگر از انسان دوستی و حقوق بشر حرف می زنند، همه ریاکارانه است، چون قدرتهای بزرگ، بدترین جنایتها را در حق بشریّت انجام می دهند، پس فریب شعارهای صلح دوستانه جنگ افروزان را نباید خورد.
در زمانی که مردم، خوبند و زمانه، زمانه ی مطلوب است، بدون دلیل نباید به دیگران بدگمان بود.
امّا در شرایط غلبه ی جوّ نامردمی و نیرنگ و فریب، این ساده لوحی است که همه را خوب بدانیم و از این رهگذر، صدمه های جبران ناپذیر به ما وارد شود.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص239
2. چکیده اندیشه ها، ج2، ص111.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
ساده لوحی / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اَورَعُ النّاسِ مَن وَقَف عِندَ الشُّبهَهِ؛ اَعبَدُ النّاسِ مَن اَقامَ الفَرائِضَ؛ اَزهَدُ النّاسِ مَن تَرَکَ الحَرامَ؛ اَشَدُّ النّاسِ اِجتِهاداً مَن تَرَکَ الذُّنوبَ؛ پارساترین مردم کسی است که در برخورد با شبهه، توقف و درنگ کند؛ عابدترین مردم کسی است که واجبات را برپا دارد؛ زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک کند و کوشاترین مردم کسی است که گناهان را ترک کند. (1)
شرح حدیث:
وقتی احتمال بدهیم، غذایی مسموم است، از مصرف آن خودداری می کنیم. اگر احساس کنیم خطری در کمین است، هر چند یقین نداشته باشیم، به راه نمی افتیم.
شبهات و مشتبهات، جای است که احتمال بدهیم، چیزی حرام و نامشروع است و شرط عقل و احتیاط آن است که از آن بپرهیزیم.
بعضی از مردم برای این که نشان دهند اهل عبارت و بندگی اند، نماز مستحبی می خوانند، روزه ی مستحبی می گیرند و کارهایی که ثواب دارد، انجام می دهند. در عین حال، گاهی بعضی از تکالیف واجب را ترک می کنند. کسی که واجبات را انجام بدهد، عابدترین مردم است (ترک واجب کرده ای، سنّت به جا آورده ای!)
پارساترین و زاهدترین مردم نیز کسی است که از حرام دوری کند، نه آن که به اسم زهد، حلالهای الهی را بر خود حرام سازد.
پرتلاش ترین افراد نیز کسانی اند که گناهان را ترک کنند.
ترک گناه، همتی عالی و اراده ای قوی می خواهد. بعضی از افراد، بازوهای قوی و اندام ستبر دارند و وزنه های سنگین بلند می کنند، امّا حریف نفس خود نیستند و گرفتار عادتهای ناپسندند. این افراد، در واقع، بسیار ضعیفند، هر چند در میان مردم قهرمان به شمار آیند.
مسلمان، کسی است که تسلیم اوامر خدا باشد. این برترین عبادت و بندگی است.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص192
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
پارساترین مردم / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: مَن اَرادَ عِزّاً بِلا عَشیرَهٍ وَ غِنیً بِلا مالِ وَ هَیبَهً بِلا سُلطانٍ فَلیَنتَقِل عَن ذُلِّ مَعصِیَهِ اللهِ اِلی عِزِّ طاعَتِهِ؛ هر کس عزّت بدون عشیره و فامیل و ثروتِ بدون مال و هیبتِ بدون حکومت و قدرت می خواهد، پس، از ذلّت معصیت خدا بیرون آید و به عزّت اطاعت خدا وارد شود. (1)
شرح حدیث:
افراد در دنیا به دنبال «عزّت»، «ثروت» و «قدرت» اند.
عزّت را در سایه قوم و قبیله، فامیل و دوست و آشنا می جویند؛ ثروت را، تنها ثروت مالی می دانند و هیبت و قدرت را نیز از راه حکومت و ریاست می طلبند.
امّا عزّت واقعی در دست خداست. اوست که عزّت می بخشد یا ذلیل می کند.
از طرف دیگر، تجربه ثابت کرده است، کسانی که با خدا باشند و فقط از خدا بترسند و بر او توکّل کنند، خود پروردگار، زمینه رشد، قوّت و عظمت آنان را فراهم می کند و عزّتی به آنان می بخشد که فراتر از ثروت، سلطنت و خویشاوندان است.
با خدا باش و پادشاهی کن.
گناه انسان را حقیر، پست و زبون می سازد.
خداوند اگر تا حدّی با معصیت کاران نیز مدارا کند، ولی فرجام زشت گناه و عواقب بد نافرمانی خدا، دامنگیر آنان می شود و رسوا می شوند و از چشمها می افتند، پس، گناه خوار می سازد و طاعت، عزّت می آورد.
بندگان مطیع خدا، حتی اگر گرفتار و دچار سختیها باشند، ولی در دلها جا دارند. موسی بن جعفر(علیه السلام) با آن که در دست مأموران هارون الرشید، اسیر و زندانی بود، امّا عزّت داشت. خود هارون از هیبت و موقعیت آن امام هراسان بود و می گفت: «من پیشوای اجسادم و او پیشوای قلوب!»
خدا را بنده باشیم تا از بردگی بندگان آزاد شویم.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص192
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
قدرت معنوی / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اَربَعَةُ اَشیاءَ، القَلیلُ مِنها کَثیرٌ: آَلنّارُ، وَ العَداوَة، وَ الفَقرُ وَ المَرَضُ؛ چهار چیز است که اندکِ آن نیز بسیار است: آتش، دشمنی، فقر و بیماری. (1)
شرح حدیث:
دانی که چه گفت زال، با رستم گُرد؟
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد(2)
چهار چیزی که در این حدیث بیان شده و اندکِ آن هم بسیار به شمار آمده است، همه، ناشی از آفت و آسیب و ضرر و خطرهاست، و این نشان می دهد که ضرر، زیان، خوف و خطر را باید جدّی گرفت؛ چون، سهل انگاری در این موارد، عوارض جبران ناپذیری دارد.
گاهی یک جنگل عظیم که ثروت ملّی است، بر اثر یک جرقه کوچک با آتش سیگار آتش می گیرد و نابود می شود.
گاهی یک دشمنی کوچک در دلها می ماند، ریشه می دواند، بزرگ می شود و به نزاع و قتل و کشتار منتهی می شود.
گاهی فقر و ناداری، بعضی افراد را به بیراهه می کشاند و وادار به سرقت و غارت می کند یا به کفرگویی و توهین به مقدّسات مجبور می کند. در حدیثی آمده است که: «کادَ الفَقرُ اَن یَکوُنَ کُفراً»؛ نزدیک است که فقر، به کفر بیانجامد.
گاهی اگر یک بیماری ساده و جزئی مداوا نشود و ناچیز شمرده شود، ریشه می دواند و جان شخص را می گیرد.
پس، آتش، دشمنی، فقر و مرض را نباید ساده گرفت و باید مهار و درمان کرد و از بین برد، تا از خطرهای بزرگ مصون ماند.
توصیه های ایمنی، از این رو اهمیت دارد که ما را به عواقب سهل انگاری در برخورد با امور خطرناک آشنا می سازد.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص237
2. گلستان سعدی.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
کم های زیاد / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اَلتَّواصُلٌ بَینَ الاِخوانِ فی الحَضَرِ التَّزاوُرُ، وَ التَّواصُلُ فِی السَّفرِ المُکاتَبَهُ؛ پیوند میان برادران دینی در وطن، دیدار و در سفر، نامه نگاری است. (1)
شرح حدیث:
توصیه به پیوند، الفت، آشنایی و همبستگی، در روایات ما بسیار است. جامعه ی سالم، جامعه ای است که افراد آن با هم مأنوس و همدم باشند و الفت و ارتباط مستحکم داشته باشند.
این پیوند چگونه باید باشد؟
در این روایت، عامل پیوند در حَضَر و وطن را دیدار حضوری و زیارت معرفی می کند و اتصال و پیوند در سفر را مکاتبه و نامه نگاری.
در زمانهای گذشته، ارتباط به صورت کنونی نبود و بیشتر پیوند، خبردهی و خبرگیریها از طریق نامه، پیک و قاصد انجام می گرفت. مردم گذشته چقدر چشم به راه می ماندند که نامه ای از یک دوست یا خویشاوند برسد و خوشحال شوند! بعد از مدتها، تلگراف اختراع شد، بعد از آن تلفن و امروز نیز، تلفن همراه، دستگاههای ارتباطی سریع و دنیای مجازی و فن آوریهای جدید و پیشرفته تر.
در ادبیات ما راجع به نامه، پیام و دیدار، نکته های فراوانی بیان شده است و چه گله و شکایتها از نامه ننوشتن ها!
دیری است که دلدار، پیامی نفرستاد
ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد
در هر صورت، دیدار و زیارت، الفت می آورد، غم را می زداید و دوستی و علاقه را می افزاید. نامه نگاری نیز فرصتی برای ابراز محبت و خبردهی و همدلی و مؤانست است.
اگر به دوستان و خویشان خود نامه نمی نویسیم، حداقل با تلفن، خبر بگیریم و احوال بپرسیم.
قاصد رسید و نامه رسید و خبر رسید
در حیرتم که جان به کدامین فدا کنم؟
پی نوشت:
1. بحارالأنوار، ج75، ص241
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
نامه و دیدار / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: ثَلاثَهُ اشیاءَ تَدُلُّ عَلی عَقلِ فاعِلِها: الرَّسُولُ عَلی قَدر مَن اَرسَلَهُ، وَ الهَدیَّهُ عَلی قَدرِ مُهدیها، وَ الکِتابُ عَلی قَدرِ کاتِبِهِ؛ سه چیز بر عقل صاحبان آنها دلالت می کند: فرستاده، قدر موقعیت فرستنده را نشان می دهد. هدیه، نشانه قدر و خِرد هدیه دهنده است. و نوشته و نامه، نشانه ی عقل نویسنده ی آن است. (1)
شرح حدیث:
درخت را از میوه اش، کارخانه را از محصولاتش و عاقل را از رفتارش می شناسند.
سه نشانه ای که در این حدیث برای خردمندی بیان شده است، میزان عقل و شعور انسان را نشان می دهد.
وقتی پیک و قاصدی می فرستید، او به نمایندگی از شما به سوی دیگران می رود. اگر این پیغام رسان، فهمیده، مؤدّب و کاردان باشد، نشانه حسن انتخاب شماست و طرف مقابل، بر عقل و فهم شما درود می فرستد.
هدیه ای که به کسی می دهید، گواه میزان درک و عقل شماست. این که در ضرب المثل آمده است: «زیره به کرمان بردن و قطره به عمّان بردن»، اشاره به همین نکته است. برای مثال، اگر شما برای ساحل نشینانی که هر لحظه دسترسی به آب دریا دارند، یک دبّه آب هدیه ببرید، از خود بی ذوقی نشان داده اید. پس، باید به فراخور شأن و موقعیّت و نیاز طرف، هدیه فرستاد.
نوشتن نامه نیز گواه عقل و شعور نویسنده است.
در زمان گذشته، کاتبان و نامه نگاران می کوشیدند نهایت ذوق ادبی، ظرافت مفهومی، خطّ زیبا و جملات فصیح را در نامه های خود استفاده کنند تا دریافت کننده، لذّت ببرد و تحسین کند.
فرستادن نامه ای بد خط، بی مفهوم و اشتباه در کاغذی کوچک و نامناسب برای یک شخصیتِ محترم و مقام عالی، نشان دهنده این است که فرستنده ی نامه، در برخورد با دیگران، آداب اجتماعی و عقل معاشرت و ادب ندارد.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص322
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
نشانه های خردمندی / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: ثَلاثٌ مَن کُنَّ فیهِ اِستَکمَلَ الاِیمانُ: مَن اِذا غَضِبَ لَم یُخرِجهُ غَضبُهُ مِنَ الحَقِّ، وَ اِذا رَضِیَ لَم یُخرِجهُ رِضاهُ اِلیَ الباطِلِ، وَ اِذا قَدِرَ عَفا؛ سه چیز است که در هر که باشد، ایمانش کامل است: کسی که وقتی خشمگین شد، خشمش او را از حق، بیرون نبرد و هرگاه خرسند شد، رضا و خشنودیش او را به سوی باطل نکشاند و هرگاه توانا شد، عفو کند. (1)
شرح حدیث:
تعادل و تسلّط بر خویش و دوری از افراط و زیاده روی در کارها از ایمان سرچشمه می گیرد.
انسانهای حقیر و سست ایمان، تحت تأثیر انگیزه های نفسانی و تمایلات شخصی رفتار می کنند و حرکاتشان تابع نفس است، نه خرد و ایمان. از این رو، در حالت خشم، از حق فراتر می روند، هنگام خشنودی و رضایت، به بیراهه ی گناه و باطل می گرایند و هنگام قدرت یافتن، دست به انتقام و کینه توزی می زنند.
سه نشانه ای که در این حدیث برای «کمال ایمان» بیان شده، همه ناشی از قدرت نفس، تسلّط بر خویش و حرکت بر مدار حق و عدل است.
عفو با قدرت، یکی از این نشانه هاست.
پیامبر خدا(ص) وقتی در سال هشتم هجرت، همراه مسلمانان پیروزمندانه مکّه را فتح کرد و وارد آن شهر شد، همه ی مشرکان که سالها او و یارانش را در اذیّت و آزار قرار داده بودند، می ترسیدند که پیامبر دست به انتقام بزند و همه را از دم تیغ بگذراند، ولی بزرگواری پیامبر را وقتی دیدند که آن حضرت فرمود: «اِذهبوا، فانتم الطّلقاء»؛
بروید، همه شما آزادید، با این عفو و گذشت، هم بزرگواری و عظمت روح خود را نشان داد، هم جلوه ای از رأفت اسلامی را به نمایش گذاشت و هم دلهای آنان را مجذوب خویش کرد.
در عفو لذّتی است که در انتقام نیست.
پی نوشت:
1. بحارالأنوار، ج75، ص206
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
نشانه های کمال ایمان / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: القَلبُ حرَمُ اللهِ، فَلا تُسکِن حَرَمَ اللهِ غَیرَ اللهِ؛ دل، حرم خداست. پس در حرم خدا غیر خدا را ساکن مکن. (1)
شرح حدیث:
بزرگان، عارفان و اساتید اخلاق، «دربانی دل» را رمز و راز رسیدن به کمالات دانسته اند.
نظارت بر این که چه چیزهایی وارد قلب می شود و دل، خانه و جایگاه چه مسائلی می شود، زمینه ساز تهذیب نفس و رسیدن به طهارت درونی است.
عرش رحمانی که می گویند، آن نامِ دل است
بر درِ دل حلقه زن، کام دل از دل حاصل است
پس، باید از این دل مواظبت کرد.
این حدیث، دل را «حرم خدا» شمرده است.
پس، در این حریم مقدس و حرم متعالی، هوس، کینه، بت، شرک، جاذبه های دنیوی و وسوسه های شیطانی، نباید جایی داشته باشد. حضرت رسول(ص) فرمودند:
«خداوند در روی زمین، ظرفهایی دارد که عبارت است از این دلها و بهترین این ظرفها نزد خداوند، دلی است که نسبت به برادران نازکتر و از گناهان پاکتر و در راه خدا استوارتر باشد».(2)
اگر این دل آلوده شود، معارف ناب الهی در آن وارد نمی شود.
اگر قلب، تیره و تار باشد، نور حقیقت در آن نمی تابد.
وقتی دل جایگاه خدا می تواند باشد، چرا مأمن و مأوای ابلیس گردد؟
این دل، سرای توست نه بیگانه
در راه دل، نشسته و دربانم
حاشا که جز تو ره به دلم یابد
جانم فدایت، ای همه جانانم(3)
حرمت قلب را پاس بداریم و این خانه را به اغیار نسپاریم.
پی نوشت:
1. جامع الأخبار، ص185
2. میزان الحکمه، حدیث16913.
3. برگ و بار، ص93.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
دل / حرم خدا / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اَلغَضَبُ مِفتاحُ کُلِّ شَرّ؛ خشم، کلید هر بدی است. (1)
شرح حدیث:
روزی کسی نزد حضرت رسول(ص) آمد و گفت: یا رسول الله! مرا موعظه ای کن تا از آن پند گیرم. حضرت فرمودند: «برو و خشمگین مشو». آن شخص دوباره نصیحت خواست، حضرت فرمودند: «برو و غضبناک مشو.» بار سوم پرسید. پیامبر خدا(ص) باز هم او را به خودداری از خشم و غضب توصیه فرمود.(2)
این توصیه ی مؤکّد نشان می دهد که ریشه بسیاری از ناهنجاریها، گناهان، حق کشیها و ستمها، خشم است و اگر کسی بتواند خشم خود را مهار کند، جلوی بسیاری از آن آفتها را می گیرد.
در روایات، تعابیر و آثار و پیامدهای گوناگونی برای غضب بیان شده است. از جمله این که:
غضب، مرکبی سرکش و چموش است؛
غضب، شعله ای از شیطان است؛
غضب، آتشی در درون دلهاست؛
غضب، اوّلش جنون و آخرش پشیمانی است.
شدّت غضب، گفتار انسان را تغییر می دهد، حجّت و دلیل انسان را قطع می کند و فهم انسان را پراکنده می سازد.
امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «کسی که غضب خود را نتواند کنترل کند، مالک عقل و خرد خود هم نیست».(3)
پس، برای اینکه این کلید بدیها، در جهنّم را به روی انسان نگشاید و او را بدبخت نکند، باید مهار شود و هر که بر خشم خود غلبه نکند و هیجانهای شیطانی را در خود نتواند فرو بنشاند، پشیمان می گردد.
پی نوشت:
1. کافی، ج2، ص303
2. کافی، ج2، ص303.
3. کافی، ج2، ص305.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
خشم / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: قیل لَهُ: عَلی ماذا بَنَیتَ اَمرَک؟ فَقالَ: عَلی اَربِعَه اشیاءَ: عَلِمتُ اَنَّ عَملی لا یَعمَلُهُ غیری، فَاجتَهَدتُ، وَ عَلِمتُ اَنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ مُطَّلِعٌ عَلیَّ، فَاستَحیَیتُ، وَ عَلِمتُ اَنَّ رِزقی لا یَأکُلُهُ غیری، فَاطمَأنَنتُ، وَ عَلِمتُ اَنَّ آخِرَ عُمرِیَ المَوتُ، فَاستَعددتُ؛ به امام صادق(علیه السلام) گفتند: کار خود را بر چه پایه ای بنا گذاشتی؟ فرمود: بر چهار چیز: دانستم که کار مرا، جز خود کسی انجام نمی دهد، پس تلاش کردم، دانستم که خداوند متعال بر من آگاه است، پس حیا کردم، دانستم که رزق مرا دیگری نمی خورد، پس اطمینان یافتم، و دانستم که پایان عمر من، مرگ است، پس آماده شدم. (1)
شرح حدیث:
چهار نکته ای که امام صادق(علیه السلام) پایه و اساس زندگی خود را بر آن نهاده است، اصول بندگی و معیارهای سعادت و کامیابی است.
هر انسانی، در گرو اعمال خویش است. در قیامت از انسان نمی پرسند که فرزند کیستی، یا چقدر ثروت داشتی و یا مردم چقدر دوستت داشتند، بلکه می پرسند: «چه عملی داری؟». پس، هر کس باید بار خود را ببنددو و به فکر سعادت اخروی خود باشد.
گناه، حاصل لحظات غفلت انسان از خداست. اگر بنده، خدا را همیشه حاضر، ناظر و آگاه بداند، از او شرم می کند و سراغ معصیت نمی رود. این است، که «حیا» ارزنده ترین گوهر در وجود انسان است.
خداوند، رزّاق است و روزی بندگانش را عهده دار است. حرص و طمع، نتیجه ضعف ایمان به رزاقیّت پروردگار است. پس وقتی رزقِ مقدّر، خواهد رسید، دلیلی برای نگرانی و اضطراب نیست. مؤمن متوکّل، همیشه آرامش روحی دارد.
پایان کار هر کس در دنیا، «مرگ» است و مرگ نیز پایان نیست بلکه شروع مرحله ی جدیدی از حیات مستمرّ انسان است. چون فرصت عمر، محدود و مرگ و کوچ، گریزناپذیر است، پس باید آماده بود، بار سفر را برداشت و ره توشه آخرت را فراهم کرد.
کسی که به یاد مرگ و آخرت باشد، غافل نمی شود.
کسی هم که مرگ را مقدمه ی ورود به آخرت بداند، دست خالی نمی شود.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص228
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
شناخت و عمل / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: ثَلاثَهٌ لا تُعرَفُ اِلاّ فی ثَلاثَهِ مَواطِنٍ: لا یُعرَفُ الحَلیمُ اِلاّ عِندَ الغَضَبِ، وَ لا الشّجاعُ اِلاّ عِندَ الحَربِ، وَ لا الأخُ اِلاّ عِندَ الحاجَِه؛ سه نفر جز در سه موقع شناخته نمی شوند: حلیم و بردبار، جز در هنگام خشم شناخته نمی شود، شجاع، جز در هنگام جنگ شناخته نمی شود، و برادر، جز در وقت نیازمندی شناخته نمی شود. (1)
شرح حدیث:
اوصاف و ویژگیهای انسان در شرایط استثنایی و بروز موقعیت خاص برای دیگران نمایان می شود.
بسیاری از افراد ممکن است ادعای «حلم» یا «شجاعت» و یا «دوستی» داشته باشند، امّا آنچه نشان می دهد این صفات تا چه حدّ در اشخاص وجود دارد، شرایط ویژه است.
بسیاری از افراد، هنگام خشم، کنترل خود را از دست می دهند و حرفهای تند و رفتارهای غلط از خود بروز می دهند. اگر کسی خشمگین شود، امّا در حالتِ غضب، خویشتندار و بردبار باشد، مشخص می شود که «حلیم» است.
افراد ترسو هنگام جنگ، دشواریهای میدان نبرد و به خطر افتادن جان، خود را می بازند یا از میدان می گریزند. ولی انسان شجاع، کسی است که در صحنه ی مبارزه، شجاعت خود را نشان دهد و دلیرانه بجنگد.
بسیاری از افراد نیز، در دوستی و رفاقت فقط در لفظ، ادّعای اخلاص و ارادت دارند، امّا اگر دوستشان نیاز داشت، کمکی نمی کنند و دوست خود را در دامن مشکلات رها می کنند.
در روایات متعدد آمده است که دوست واقعی خود را با این معیار بشناسید که در گرفتاریها شما را وانگذارد، بلکه با مال و جان و کمکهای مختلف، اخوّت، رفاقت و صمیمیّت خود را نشان دهد.
دوست مشمار آن که در نعمت زند
لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن باشد که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص315
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
صحنه های آزمون / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: بَرُّوا آباءَ کُم یَبَرُّکُم أبناءَکُم وَ عِفُّوا عَن نِساءِ النّاسِ، تَعِفُّ نِساؤکُم؛ به پدرانتان نیکی کنید، تا فرزندانتان هم به شما نیکی کنند و نسبت به زنان مردم عفت داشته باشید، تا زنان شما هم عفیف و پاکدامن بمانند. (1)
شرح حدیث:
این جهان، جهان علل و اسباب و کنش و واکنش است. خوبیها به خود انسان برمی گردد، بدیها نیز همچنین.
از دیگر سو، در مسائل تربیتی، انسان دنبال الگو و سرمشق است. فرزندان، تربیت و اخلاق را در درجه ی اوّل از والدین خود می آموزند. خانه، مدرسه ی اوّل برای آموزشهای اخلاقی، ادب و تربیت است. کودکان تحت تأثیر بزرگترها شکل می گیرند و عادتهای خوب و بد را می پذیرند.
اگر می خواهید، ناموس و خانواده ی شما از تعرّض، خیانت و سوء قصد دیگران مصون باشد، باید چشم شما نیز پاک باشد. به دنبال نوامیس دیگران نباشد، نگاه آلوده به زن و دختر دیگری باعث می شود، دیگران نیز همین رفتار را با خانواده ی شما داشته باشند.
هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان
پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان
این نکته، سنّت تاریخ و جریان ثابت در عالم است.
چو بد کردی مشو ایمن ز آفات...
باری... اگر قرار است فرزندان ما «نیکی به پدر و مادر» را بیاموزند، بای در خانه بیاموزند، آن هم از رفتار والدین نسبت به پدر و مادر خودشان.
و اگر دوست داریم عفت و پاکدامنی خانواده ی ما محفوظ بماند، نگاهمان را از چشم چرانی در حریم خانه و خانواده دیگران پاک نگه داریم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص359
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
تأثیر اعمال / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اِنَّ لِکُلِّ شَی ءٍ زَکاهً، وَ زَکاهُ العِلمِ اَن یُعَلِّمَهُ اَهلَهُ؛ هر چیزی زکاتی دارد، و زکات دانش آن است که عالِم، آن را به اهلش تعلیم دهد. (1)
شرح حدیث:
در احادیث آمده است:
خداوند از اهل دانش پیمان گرفته است که آنچه می دانند، به دیگران بیاموزند، پیش از آن که از جاهلان، پیمان گرفته باشد که آنچه نمی دانند، فرا گیرند.
روحیه ی بخشندگی، در همه جا خوب است؛ از جمله، در مورد علم. بعضی افراد به احتکار دانش می پردازند، انحصارطلبند و آنچه را می دانند به دیگران آموزش نمی دهند. به این خصلت ناپسند، «بخل علمی» گویند.
امّا بعضی افراد کریمانه و سخاوتمندانه، آنچه را می دانند به دیگران نیز می آموزند. این افراد نه تنها ضرر نمی کنند، بلکه سود نیز می برند؛ نه تنها از علمشان کم نمی شود، بلکه به آن افزوده نیز می گردد.
پرداخت زکات مال، مایه ی رشد ثروت و سرمایه می شود.
پرداخت زکات علم نیز، دانش عالمان را بارورتر و افزون تر می سازد.
حضرت علی(علیه السلام) در سخنان ارزشمند و حکمت آموزی که به یار وفادارش، کمیل، بیان کرده، فرمودند:
دارایی و ثروت را هر چقدر انفاق کنند از آن کم می شود، امّا علم و دانش با انفاق و انتقال به دیگران رشد می یابد.(2)
خردمند، کسی است که آنچه را نمی داند از دیگران بیاموزد و آنچه را می داند به دیگران بیاموزاند.
دانشمند و عالم باید مثل خورشید نور بیفشاند.
و مثل ابر، باران ببارد و مثل درخت، ثمر دهد.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص364
2. «المالُ تنقصُه النّفقة، و العلمُ یزکو عی الإنفاق». نک: نهج البلاغه، حکمت147.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
زکات دانش / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمّا قَوِیَت عَلَیهِ الِّنّیَّهُ؛ چون نیّت بر انجام کاری قوی باشد هیچ بدنی احساس ضعف و ناتوانی نمی کند. (1)
شرح حدیث:
اراده و انگیزه، عامل محرّک انسان در تلاشهای مختلف است.
آنان که با خواندن چند صفحه کتاب خسته می شوند، یا از راه رفتن چند صد متر ناتوان می گردند، یا عبادت و نماز، موجب خستگی آنان می شود و یا از کار بدنی و جسمی به ستوه می آیند، نیّت ضعیف و اراده ی سست دارند.
آن که در راه طلب، خسته نگردد هرگز
پای پر آبله و بادیه پیمای من است
اگر عشق، علاقه، نیّت و انگیزه قوی باشد، از مطالعه، درس آموختن، پیاده روی، تلاش اجتماعی، خدمت رسانی به مردم و جهاد با دشمن خسته نمی شویم.
نوجوانی که حوصله خریدن نان و وسائل مورد نیاز از مغازه ی سر کوچه را ندارد و می گوید: حال ندارم و خسته می شوم، ولی ساعتها دنبال توپ می دود و بازی می کند و احساس خستگی نمی کند، به این دلیل است که در مورد اوّل، نیّت و عزم قوی ندارد، امّا در مورد فوتبال و بازی، سرشار از انگیزه و علاقه است.
قرآن از کسانی یاد می کند که به خدا ایمان دارند، استقامت می ورزند و در این راه جهاد می کنند، نه احساس ضعف و سستی می کنند و نه عاجز و ناتوان می شوند.(2) این، به حالت روحی و معنوی و نیّت مستحکم آنان مربوط می شود.
اراده هایمان را در راه خدا تقویت کنیم تا نستوه و خستگی نشناس شویم.
پی نوشت:
1. من لا یحضره الفقیه،ج4، ص400
2. سوره آل عمران (3)، آیه 146: «... و ما ضعفوا و ما استکانوا».
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
نقش اراده / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اِنَّ لِلشَّیطانِ مَصائِدَ یَصطادُ بِها، فَتحامُوا شِباکَهُ وَ مَصائِدَهُ؛ به درستی که شیطان دامهایی دارد که با آن شکار می کند، پس، از تور و دامهای شیطان برحذر باشید و دوری کنید. (1)
شرح حدیث:
بعضی افراد به شیطان می گویند:
برو این دام بر مرغ دگر نِه
که عنقا را بلند است آشیانه
بعضی افراد نیز بر اثر غفلت، جهالت و هوس، در دام و تله ی شیطان می افتند و رهایی از آن برایشان ناممکن می شود.
وقتی انسان در یک منطقه خطرناک که تحت سیطره دشمن است قدم می گذارد، باید مراقب باشد که در کمین دشمن قرار نگیرد و اسیر نشود.
شیطان، وقتی مطرود درگاه خدا شد، سوگند یاد کرد که بندگان خدا را گمراه کند و اهل جهنم سازد.
کسی که رضای خدا را رها می کند و خواسته های دل را مقدم می دارد، فریب خورده شیطان است.
کسی که به خاطر لذّتهای زودگذر دنیا، سعادت ابدی خود را از دست می دهد، در دام ابلیس افتاده است.
با غفلت و خواب، راه ایمان مسپار
جز در ره مستقیم حق، جان مسپار
تا از پل دنیا به سلامت گذری
فرمانِ دلِ خویش به شیطان مسپار(2)
دامهای شیطان گوناگون است؛ یکی را با پول می فریبد، یکی را با مقام و ریاست، یکی را با نام و شهرت، یکی را با غریزه جنسی و شهوت، یکی را با غرور و غفلت و یکی را با تکبّر و نخوت.
مهم آن است که دامهای شیطان را بشناسیم و مواظب باشیم در آن نیفتیم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 302
2. برگ و بار، ص309.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
دامهای شیطان / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اُرجُ اللهَ رَجاءً لا یُجَرّیکَ عَلی مَعصِیَتِهِ، وَ خَفهُ خَوفاً لا یُؤیِسُکَ مِن رَحمَتِهِ؛ به خداوند امید داشته باش، امیدی که تو را بر معصیت و گناه، گستاخ نسازد. و از او بترس، ترسی که تو را از رحمتش ناامید نکند. (1)
شرح حدیث:
خداوند مهربان و غفور، به بندگانش لطف دارد و وعده ی آمرزش گناهان را داده است. خدای منتقم و قهّار، به گنهکاران و مجرمان وعده ی عذاب و آتش جهنم داده است.
آن یکی امید می آفریند و این دیگری بیم.
در توصیه های دینی آمده است که مؤمن باید بین حالتِ بیم و امید و خوف و رجا باشد و این دو صفت به صورت یکسان در وجود او باشد، تا نه امید بیش از حدّ، او را به عصیان و خلاف، گستاخ کند، و نه ترس بیش از اندازه، او را از رحمت الهی مأیوس سازد.
بعضی می گیوند: «آب که از سر گذشت، چه یک نی، چه صد نی!» و به دنبال آن، خلاف و گناه را ادامه می دهند و در باتلاق معصیت غرق می شوند. این همان یأس از رحمت الهی است. پس خدا «توبه» را برای چه کسانی قرار داده است؟ مگر رحمت خدا گسترده نیست؟
بعضی هم می گویند: «خدا رحمان و رحیم است و برای عذاب الهی، آن قدر نمرودها، فرعون ها، یزیدها، حجّاج ها و جنایتکاران حرفه ای وجود دارد که نوبت به ما نمی رسد». این هم امیدواری بیش از حدّ است که سبب جرأت و جسارت در انجام گناه می شود.
در حدیث آمده است: چنان به خدا امیدوار باش که اگر به اندازه همه گناه کرده باشی، باز هم امید عفو داشته باشی و چنان از او بترس که اگر اطاعت جنّ و انس هم در نامه اعمالت باشد، بیم آن را داشته باش که در محاسبه ی الهی محکوم شوی و به دوزخ بروی.
آری... امید و ترس، با هم و برابر!
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص304
منبع:حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
بیم و امید / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اَلاِسلامُ عُریانٌ، فَلِباسُه الحَیاءُ، وَ زینَتُهُ الوَقارُ وَ مُرُوءَتُهُ العَمَلُ الصّالِحُ وَ عِمادُهُ الوَرَعُ؛ اسلام، عریان است. باس آن شرم و حیاست، زینت آن وقار است، جوانمردی آن عمل صالح است و ستون آن پارسایی است. (1)
شرح حدیث:
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست، از مسلمانی ماست
در این حدیث، تشبیه زیبایی به کار رفته است، تا جنبه عملی اسلام و ویژگیهای رفتاری مسلمان را تبیین کند.
اسلام، در عملِ مسلمان ظاهر می شود.
صفاتی مانند حیا، وقار، عمل صالح و پارسایی و تقوا، همچون جامه ای زیبا، اسلام و مسلمان را می آراید و به آن آبرو می بخشد.
اگر مسلمان، حیا نداشته باشد، لخت و عریان است و بی آبرو می شود.
اگر مؤمن، وقار نداشته باشد، زشت جلوه می کند.
اگر اهل عمل صالح نباشد، از مروّت دینی جدا می گردد.
اگر تقوا، خداترسی و ورع نداشته باشد، همانند بنایی بی ستون و خیمه ای بی تکیه گاه و سقفی بی پایه است که فرو می ریزد.
اگر حیا و شرم از جامعه ای رخت بربندد، ارزشهای اخلاقی نیز از بین می رود و اگر خداترسی و پرهیز از حرام وجود نداشته باشد، از مسلمانی، تنها نامی باقی می ماند.
رفتار سبک سرانه و حرکتهای سخیف و دور از متانت، هیبت مسلمانی را خدشه دار می کند و بی تقوایی را بازیچه ی شیطان و شیطان صفتان می سازد.
خوشا آنان که آبروی اسلام اند، نه مایه ی سرافکندگی مسلمانان!
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص307
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
جلوه های دینداری / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اِنَّما اَولیائیَ الَّذینَ سَلَّمُوا لِاَمرِنا وَ اتَّبعُوا آثارَنا و اقتَدَوا بِنا فی کُلِّ اُمُورِنا؛ دوستان من کسانی اند که تسلیم فرمان مایند و از آثار ما پیروی می کنند و در همه ی امورمان به ما اقتدا می کنند. (1)
شرح حدیث:
امام صادق(علیه السلام) در این سخن، مرز دقیق و روشن خودی و غیرخودی را نشان می دهد و اهل ولایت راستین را معرّفی می کند.
«ولایتم، تنها دوست داشتن و محبّت نسبت به خاندان پیامبر نیست، بلکه در خطّ آنان بودن، مکتبی زیستن، ولایی عمل کردن و سرمشق قرار دادن عترت پاک آنان در همه ی امور زندگی است.
«مکتب اهل بیت»، یک «خطّ عملی» و «مرام فکری» است.
چه کسانی در این خط و پیرو این مکتبند؟ نشانه های آنان چیست؟ امام صادق(علیه السلام) سه شاخص را در این حدیث بیان فرموده است:
1- تسلیم اوامر آنان بودن.
2- تبعیّت از آثار و اخبار و احادیث آنان.
3- در همه ی امور به ائمّه اقتدا کردن.
در تاریخ گذشته، کسانی بوده اند که خود را در خط اهل بیت(علیه السلام) می دانسته اند، لیکن تسلیم و فرمانبردار نبوده و به امامان به عنوان «مقتدا» و «الگو» نگاه نمی کرده اند. پس، نمی توان آنان را «شیعه» و «مُوالی» دانست.
اولیای ائمّه، کسانی اند که ولایت آنان را پذیرفته و دوستدار خاندان عصمت و طهارت باشند.
این دوستی، محبّت و ولایت، اگر دوستدار را در مسیر ائمّه قرار ندهد و تأثیر عینی و عملی نداشته باشد، چه سودی دارد؟
معیار ولایی بودن، تسلیم و تبعیّت و اقتدا به صاحبان ولایت است.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص309
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
در خطّ اهل بیت(علیهم السلام) / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اَلعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ؛ آن کس که به زمان خویش دانا و آشنا باشد، شبهات به او هجوم نمی آورند. (1)
شرح حدیث:
«لوابس» به معنای شبهات است، یعنی اموری که بر انسان مشتبه می شود و او درست و نادرست، حق و باطل و راه و بیراهه را نمی شناسد و دچار فتنه و فساد و گمراهی می گردد.
«زمان شناسی»، به انسان بصیرت و آگاهی می دهد.
زمان شناس، کسی است که ویژگیهای عصر و زمان خود را بشناسد، از دشمنان، دشمنیها، خطرها و خطرآفرینان باخبر باشد، نفاق را بشناسد، حیله های رایج را بداند، دستهای پنهان در پشت قضایا و حوادث را بشناسد، مردم شناس باشد و ریشه حوادث و بحرانها را بداند.
بصیرت و شناخت، مثل چراغی است که راه انسان را روشن می کند.
حرکت در جاده تاریک، خطرناک است. ممکن است دشمنانی در کمین باشند، یا گودال هایی بر سر راه باشد، یا حیوانی وحشی حمله کند و آسیب برساند.
امّا آشنایی به زمان و بصیرت نسبت به مسائل روز، سبب می شود، انسان فریب نخورد و مورد سوءاستفاده قرار نگیرد.
این نکته، هم در مسائل اجتماعی و روابط با مردم است و هم در مسائل سیاسی و خطوط جناحها، گروهها و احزاب.
چه بسیار افرادی که به سبب سادگی و ناآگاهی، به گمراهی افتادند و آبرو و ایمانشان بر باد رفت.
زمان شناسی، سدّی در برابر هجوم شبهه ها و فتنه هاست.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص356
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
زمان شناسی / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: لَیتَ السِّیاطُ عَلی رُؤوس أصحابی حَتّی یَتَفَقَّهُوا فی الحَلالِ وَ الحَرامِ؛ کاش، تازیانه بالای سر اصحاب من بود، تا در حلال و حرام، دین شناس شوند. (1)
شرح حدیث:
بیشترین لغزش های فکری و عملی افراد، از ضعف بینش دینی سرچشمه می گیرد. آنان که در مسائل فکری و اعتقادی «گمراه» می شوند، یا در مسائل عملی و رفتاری به حرام و گناه می افتند، گاهی به دلیل عدم شناخت معارف دینی و ناآگاهی از مسائل شرعی است.
از این رو، «تفقّه در دین» برای یک مسلمان ضروری است. این مسأله در روایات بسیاری تأکید شده است؛ یعنی دین شناسی آگاهانه، بصیرت عمیق در مسائل مذهبی و دانستنِ حلال و حرام خدا.
امام صادق(علیه السلام) با آن همه مهربانی که نسبت به دوستان، شیعیان و اصحابِ خود دارد، آرزو می کند که کاش، تازیانه بالای سر اصحابش باشد تا دین شناس شوند که این اهمیّت «شناخت دین» را می رساند.
بعضی از کسانی که به درآمدهای حرام روی می آورند، نمی دانند که حرام است. برخی افراد که در عمل خود دچار «خلاف شرع» می شوند، خبر ندارند که محدوده ی شروع دین کجاست، مانند کسی که از ممنوعیت ورود به یک منطقه بی خبر باشد، یا قوانین مربوط به رفت و آمد در اماکن و خیابانها و رانندگی در جاده ها را نداند، به راحتی دچار خلاف می شود. پس آگاهی دقیق از مقرّرات رانندگی لازم است، تا تخلّفی صورت نگیرد.
علمای دین نیز فتوا داده اند که فراگرفتن احکام و مسائلی که مورد نیاز انسان است، واجب است.
بکوشیم عوام نباشیم و در مسائل دینی «آگاه» شویم.
پی نوشت:
1. المحاسن، ج1، ص358
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
دین شناسی / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: ما عَلَیکَ اَن تَکونَ مَذمُوماً عِندَ النّاسِ، اِذا کُنتَ عِندَاللهِ مَحمُوداً؛ تو را چه باک، از این که نزد مردم ناپسند باشی، آن گاه که پیش خداوند، پسندیده ای. (1)
شرح حدیث:
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
این، بالاترین مرتبه سعادت انسان است، یعنی رضایت خالق از مخلوق. وقتی اجر و پاداش اعمال ما را خداوند می دهد، نه مردم؛ وقتی در قیامت، رضایت الهی کارساز است، نه پسند مردم؛ وقتی نارضایی مردم در کنار پسند و رضایت پروردگار، قابل تحمّل است، پس، چرا این ارزش را از دست بدهیم و به خاطر رضای مردم، خدا را از خودمان ناراضی کنیم؟
طاعت و بندگی، عامل رضایت خدا از بنده است.
عصیان و بی تقوایی، سبب دوری از رحمت و رضایت الهی است.
با این ملاک و معیار، معادله ها نیز تغییر می کند و کسی که با چنین عینکی به جهان، مردم و دنیا و آخرت بنگرد، نحوه عملش نیز فرق می کند و رضایت خداوند ذوالجلال را بر محبوبیّت نزد مردم ترجیح می دهد.
اگر انسان به گونه ای باشد که هم، خدا انسان را بپسندد و هم مردم، چه بهتر؛ ولی، اگر ستوده بودن نزد خدا همراه با نارضایتی بندگانِ خدا باشد، عاقبت اندیشان و خداجویان، هیچ چیز را با رضا و پسند خدا عوض نمی کنند.
خدایا! ما را چنان ساز که در راه رضای تو گام برداریم؛
ما را به عملی بگمار، که نزد تو محبوب و محمود باشیم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص357
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
محبوبیّت نزد خدا / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اَلمَعروُفُ هَدِیَّهٌ مِنَ اللهِ اِلی عَبدِهِ، وَ لَیسَ کُلُّ مَن یُحِبُّ اَن یَصنَعَ المَعرُوفَ اِلی النّاسِ یَصنَعُهُ وَ لا کُلُّ مَن رَغِبَ فیهِ یَقدِرُ عَلَیه؛ نیکی (به مردم) هدیه ای از سوی خداوند به بنده اش است و چنان نیست که هر که دوست دارد به مردم نیکی کند، آن را انجام دهد، و چنان نیست که هر کس علاقه به کار نیک داشته باشد، بر آن قادر شود. (1)
شرح حدیث:
همیشه امکان و فرصت کار خیر برای ما فراهم نیست.
پس، باید فرصت های خیر را غنیمت شمرد و پیش از بروز موانع یا مانع تراشی های شیطان و یا غلبه ی نفس، کار نیک کرد و ثواب برد.
کسی که توفیق خدمتگزاری به بندگان خدا را پیدا می کند، از موهبت الهی برخوردار است؛ زیرا همه ی انسانها این توفیق را ندارند و همیشه مهیا نیست و همه جا فراهم نمی شود.
چه بسا، کسانی که بر فرصت های خیر از دست رفته، غصّه می خورند.
چه بسا، از کار افتادگانی که آرزوی سلامت، نشاط و توانایی دارند، تا بتوانند کار خیر و خدمتی انجام دهند، ولی توانایی آن را ندارند و حسرت می خورند.
ای که دستت می رسد، کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
آنان که از این هدیه ی الهی، یعنی توفیق خدمت و خیررسانی برخوردارند، قدر آن را بدانند و خسته نشوند و بدانند، که مورد عنایت ویژه پروردگارند و اگر از این کار، ملول گردند، خداوند از آنان می گیرد و به دیگران ارزانی می دارد.
پس، نه همه علاقه مندان به نیکوکاری، توفیق می یابند، و نه همه ی مشتاقان، توانایی آن را دارند.
هدیه ی الهی را به دیده ی منّت نهیم و بدین وسیله، آخرت خود را آباد سازیم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص363
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
توفیق احسان / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اِنَّ السَّرَفَ یُورِثُ الفَقرَ وَ اِنَّ القَصدَ یُورِثُ الغِنی؛ اسراف موجب فقر می شود و میانه روی ثروتمندی ایجاد می کند. (1)
شرح حدیث:
محدودیّت امکانات طبیعی، ضرورت صرفه جویی و قناعت را الزام می کند.
شناخت ارزش نعمت های الهی، ما را متعهّد می سازد که از هدر رفتن آنها جلوگیری کنیم و بهترین و مناسب ترین استفاده را از آنها داشته باشیم.
اسراف، هدر دادن نعمت ها و امکانات است و اعتدال و میانه روی در مصرف، بهره وری از آن را افزایش می دهد.
از نشانه های سنّت های الهی، آن است، که قدرشناسان نعمت، از نعمت ها برخوردارتر شوند و ناسپاسان، محروم گردند. «قصد» و «اقتصاد» که در روایات آمده و به معنای میانه روی، اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط است، در همه ی امور، از جمله، در مسائل مالی، مادّی و خرج و مصرف مطلوب است.
با اعتدال، جلوی اسراف گرفته می شود و این، موجب افزایش نعمت و ثروت می گردد.
با اسراف، هم داشته ها در می رود، هم موجب فقر و تنگدستی می گردد.
اسراف در مصرف آب، نان، مواد غذایی، میوه، سوخت، انرژی، وسائل خانه و ابزار کار، همه ی این ها به اقتصاد فرد و جامعه آسیب می رساند و بحران مالی می آفریند.
وقتی که خداوند، اهل قناعت و اعتدال را دوست دارد، چرا میانه روسی را پیشه نکنیم؟
وقتی قرآن، اسرافکاران را «برادران شیاطین»، معرفی می کند، چرا با شیطان، برادری و دوستی کنیم؟
قدر نعمت ها را بدانیم، تا استحقاق تداوم و افزایش آن ها را پیدا کنیم.
پی نوشت:
1. وسائل الشیعه، ج15، ص258
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
اسراف و اعتدال / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: لَیسَ مِن شیعَتِنا مَن قالَ بِلِسانِهِ و خالَفَنا فی اَعمالِنا و آثارِنا؛ از شیعیان ما نیست، کسی که به زبان دم از ما بزند، ولی در اعمال و آثار ما، با ما مخالفت کند. (1)
شرح حدیث:
مسلمانی به عمل است، نه به زبان.
شیعه بودن نیز به تبعیّت است، نه شعار و ادّعا.
از این که پیشوایی پاک ترین انسان ها و زبده ترین مخلوقات عالم هستی (ائمّه و اهل بیت(علیه السلام)) را پذیرفته ایم، افتخار می کنیم، ولی باید نشان دهیم که پیرو و تابعیم.
تشیع، پیروی از خاندان عصمت و طهارت است.
این پیروی، هم در افکار و اندیشه و اعتقادات است، هم در موضوعات دینی و حلال و حرام و هم در اخلاق و رفتار و سلوک فردی و اجتماعی.
«راه امامان» را با دو شیوه می توان شناخت:
یکی، سیره و زندگی و خلق و خوی آنان در عمل و زندگی شان و دیگری آثار حدیثی و سخنان و احادیث نورانی آنان.
خوشبختانه کتب دینی ما از هر دو جهت غنی و سرشار است. هم روایات معصومین(علیه السلام) و هم کتب تاریخ و سیره در دسترس است که ما را با زندگی آنان آشنا می سازد.
ادّعای شیعه بودن به زبان، کارساز نیست.
همراهی و همسویی و گوش به فرمان بودن و اطاعت، نشان می دهد که این ادّعا تا چه حدّ ریشه دار و عمیق و تا چه اندازه سطحی و زبانی است.
وقتی امامان، در عبادت و نماز، سرآمد دیگرانند، نمی توان پذیرفت که کسی شیعه باشد و در نماز، سستی نشان دهد.
وقتی پیشوایان ما، اهل صدق و وفای به عهد و خداترسی اند آیا پذیرفته است که شیعه آنها اهل دروغ و پیمان شکنی و بی مبالاتی در امور دینی باشد؟
شاخص شیعه، «عمل» است و «به عمل کار برآید، به سخن دانی نیست».
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج8، ص164
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
شیعه ی راستین / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اِجعَل نَفسَکَ عَدُوّاً تُجاهِدُهُ وَ عارِیَهً تَرُدُّها؛ نفس خودت را دشمنی قرار بده، که با آن مبارزه می کنی و عاریه ای بشمار، که آن را برمی گردانی. (1)
شرح حدیث:
در روایات ائمّه معصومین(علیه السلام) از «نفس امّاره» به عنوان دشمن ترین دشمنان یاد شده است.
مقصود از «نفس»، نیرویی در باطن انسان است که او را به هوی و هوس، گناه، حرام، مَرزشکنی، هنجارشکنی، تجاوز به حقوق دیگران و بهره گیری از لذّت های حرام و... فرا می خواند.
انسان، میان دو نیروی «نفس» و «عقل» قرار دارد و از نعمت «اختیار» برخوردار است، تا خواسته دل را برآورد، یا فرمانبردار عقل گردد. یکی به دوزخ می کشاند و دیگری به بهشت دعوت می کند. اطاعت از یکی سعادت و تبعیت از دیگری، شقاوت به بار می آورد.
پس وقتی «نفس»، یک دشمن شد، باید با آن مبارزه کرد، نه آشتی و باید با آن مخالفت کرد، نه همراهی.
از این رو، در توصیه های اخلاقی به «جهاد با نفس» توصیه شده و از آن به عنوان «جهاد اکبر» یاد شده است، تا از آن رهگذر، انسان، اسیر تمایلات نفسانی نشود.
معنای دیگر نفس، روح و جان آدمی است.
جانی که ودیعه ی الهی و امانت خداست و روزی این جان به خداوند جان آفرین تسلیم خواهد شد، در طول زندگی همراه ماست و ما وظیفه داریم آن را به کمال برسانیم و این عاریه را روزی نیز برگردانیم.
آمادگی برای مرگ، نشانه آن است که در زندگی با این ودیعه و عاریه خوب رفتار کرده ایم و حسابمان پاک است و بیمی از مرگ نداریم.
فکر «برگرداندن عاریه» ما را به یاد این حقیقت می اندازد که عمرها محدود است و اجل در پیش و روز حساب و قیامت فرا خواهد رسید.
نفس ملکوتی را تربیت کنیم و با نفس امّاره و وسوسه های دل، مبارزه نماییم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص304
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
جهاد با نفس / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اِجعَل نَفسَکَ عَدُوّاً تُجاهِدُهُ وَ عارِیَهً تَرُدُّها؛ نفس خودت را دشمنی قرار بده، که با آن مبارزه می کنی و عاریه ای بشمار، که آن را برمی گردانی. (1)
شرح حدیث:
در روایات ائمّه معصومین(علیه السلام) از «نفس امّاره» به عنوان دشمن ترین دشمنان یاد شده است.
مقصود از «نفس»، نیرویی در باطن انسان است که او را به هوی و هوس، گناه، حرام، مَرزشکنی، هنجارشکنی، تجاوز به حقوق دیگران و بهره گیری از لذّت های حرام و... فرا می خواند.
انسان، میان دو نیروی «نفس» و «عقل» قرار دارد و از نعمت «اختیار» برخوردار است، تا خواسته دل را برآورد، یا فرمانبردار عقل گردد. یکی به دوزخ می کشاند و دیگری به بهشت دعوت می کند. اطاعت از یکی سعادت و تبعیت از دیگری، شقاوت به بار می آورد.
پس وقتی «نفس»، یک دشمن شد، باید با آن مبارزه کرد، نه آشتی و باید با آن مخالفت کرد، نه همراهی.
از این رو، در توصیه های اخلاقی به «جهاد با نفس» توصیه شده و از آن به عنوان «جهاد اکبر» یاد شده است، تا از آن رهگذر، انسان، اسیر تمایلات نفسانی نشود.
معنای دیگر نفس، روح و جان آدمی است.
جانی که ودیعه ی الهی و امانت خداست و روزی این جان به خداوند جان آفرین تسلیم خواهد شد، در طول زندگی همراه ماست و ما وظیفه داریم آن را به کمال برسانیم و این عاریه را روزی نیز برگردانیم.
آمادگی برای مرگ، نشانه آن است که در زندگی با این ودیعه و عاریه خوب رفتار کرده ایم و حسابمان پاک است و بیمی از مرگ نداریم.
فکر «برگرداندن عاریه» ما را به یاد این حقیقت می اندازد که عمرها محدود است و اجل در پیش و روز حساب و قیامت فرا خواهد رسید.
نفس ملکوتی را تربیت کنیم و با نفس امّاره و وسوسه های دل، مبارزه نماییم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص304
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
جهاد با نفس / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: حَقُّ المُسلِمِ عَلَی المُسلِمِ اَن لا یَشبَعَ وَ یَجُوعُ اَخُوهُ؛ حق مسلمان بر مسلمان آن است که خودش سیر نباشد و برادرش گرسنه بماند. (1)
شرح حدیث:
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی(2)
علاوه بر حقّ انسانی و وظیفه ای که در برابر همنوع، بر دوش ماست، تکلیف دینی نیز نسبت به هم کیش و هم آیین دارم.
مسلمان، در برابر مسلمان دیگر وظیفه مند است، ادای این تکلیف نیز واجب است.
یکی از این وظایف، مواسات، ایثار و خدمت است.
پیامبر(ص) فرموده است: «کس که سیر بخوابد، در حالی که همسایه اش گرسنه است، به من ایمان نیاورده است». این سخن اشاره به این گونه حقوق و وظایف دارد.
اگر برادر دینی کسی گرسنه، تشنه عریان و فقیر باشد و او تمکّن مالی داشته باشد و بتواند کمک کند، ولی در عین حال بی خیال باشد، طعم ایمان و مسلمانی را نچشیده است.
اگر این حسّ عاطفی و همبستگی دینی در جامعه زنده باشد، محرومیّت و فقر، از امّت مسلمان رخت برمی بندد.
در سیره ی پیشوایان دین، نمونه های فراوانی دیده می شود که به همنوعان و هم کیشان خود مساعدت و انفاق می کردند و به طور ناشناس و بی خبر، به آنان کمک می رساندند. این است، راه و رسم مسلمانی.
پی نوشت:
1. کافی، ج2، ص170
2. گلستان، سعدی.
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
حق مسلمان / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام صادق علیه السّلام فرمودند: اَلعامِلُ عَلی غَیرِ بَصیرهٍ کَالسّائِرِ عَلی غَیرِ طَریقٍ، فَلا تَزیدُهُ سُرعَهُ السَّیرِ اِلاّ بُعداً؛ کسی که بدون «بصیرت» عمل می کند، همچون زنده ای است که در بیراهه می رود؛ پس هر چه سریع تر رود، از مقصد دورتر می شود. (1)
شرح حدیث:
کسی که بدون چراغ و روشنایی در راهی پیش رود، احتمال گمراهی، اشتباه و سقوط برایش بسیار است.
خیابان ها و جاده هایی که از نور و روشنایی برخوردارند، رونده را بهتر به مقصد می رسانند و اشخاص نیز با اطمینان بیشتر به راه و به سوی هدف، پیش می روند.
«راه زندگی» نیز چراغ و نور می خواهد.
چراغ این راه «بصیرت» است. بصیرت، به این معناست، که انسان در زندگی اش، خود، هدف و نیروها، امکانات، همراهان، دوستان و دشمنان و موافقان و مخالفانش را بشناسد و با عوامل موفقیت و بازدارنده آشنا باشد و اگر در راهی قدم می گذارد، بداند، که فرجام این راه چیست و به کجا منتهی می شود. کسی که فاقد این بینش باشد، چه بسا همه ی سرمایه عمرش صرف راه و هدفی می شود که برخلاف سعادت اوست.
پس، رفتن بدون هدف و عمل بدون بصیرت، «حرکت در بیراهه» است و هر چه جلوتر برود، از مقصد دورتر می شود.
«جهت یاب» مهم ترین لوازم برای یک رهنورد است.
بصیرت، همان جهت یاب و قطب نما در زندگی است که آن را به هر قیمتی باید به دست آورد.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص362
منبع: حکمت های صادقی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام صادق علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)
چراغ بصیرت / امام صادق (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام رضا علیه السلام هنگام عیادت از یکی از اصحابش فرمود: اِنمَّا النّاسُ رَجُلانِ: مُستَریحُ بِالمَوتِ، وَ مُستَراحُ مِنُه بِهِ؛ مردم دو دسته اند: یکی آن که با مرگ، آسوده می شوند. دیگری آن که با مرگ، مردم از دست او آسوده می شوند. (1)
شرح حدیث:
آنان که صالح و نیکو کارند، وجودشان مایه ی بهره مندی و شادمانی دیگران است و فقدانشان دلها را غمگین می سازد، هر چند خودشان از سختیهای زندگی می رهند و راحت می شوند.
آنان هم که اهل فساد و مردم آزاری و ظلم اند، تا هستند، مردم از دستشان در عذاب اند و چون می میرند، مردم نفس راحت می کشند.
سعدی گوید:
ظالمی را خفته دیدم نیم روز
گفتم این فتنه است، خوابش بُرده، بِه
آن که خوابش بهتر از بیداری است
آن چنان بد زندگانی، مرده بِه(2)
حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه سفارش می کند با مردم چنان زندگی کنید که وقتی زنده اید، به شما علاقه و تمایل داشته باشند و اگر از دنیا رفتید، در سوگتان غمگین شوند و بگریند(3).
پرونده ای که از اعمال ما در طول زندگی تشکیل می شود، باید چنان درخشان و خوب باشد که بتوانیم به آن افتخار کنیم.
دعای خیر مردم، همیشه پشت سر کسانی است که در زندگی خیرشان به آنان رسیده است؛ مردم همیشه از آنان به نیکی یاد می کنند و برایشان رحمت و مغفرت می طلبند.
بهره ای هم که برخی از این دنیا پس از مرگ می یابند، نفرت و نفرین و لعنت مردمی است که از دست آنان به ستوه آمده اند.
چنان باشیم که با مرگ، برهیم، نه آن که از دست ما برهند!
پی نوشت:
1. مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 1، ص 263
2. گلستان سعدی، باب اول.
3. خالطوا الناس مخالطةً اِن مُتّم معهابَکَوا علیکم و یان عِشتم حَنّوا الیکم، ر. ک: سید رضی، نهج البلاغه، حکمت 10.
منبع: حکمت های رضوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام رضا علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1391).
دو مَرد و دو مرگ / امام رضا (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام رضا علیه السلام فرمودند: مَن رَضِیَ بِالَیسیرِ مِنَ الحَلالِ، خَفَّت مَؤُونَتُهُ وَ تَنَعَّمَ اَهلُهُ وَ بَصرَّهُ اللهُ داءَالدنُّیا وَ دَواءَها وَ اَخرَجَهُ منِها سالِماً إلی دارِ السَّلامِ؛ کسی که به مال حلال اندک، راضی باشد، مخارجش سبک می شود، خانواده اش برخوردار می گردند، خداوند او را به درد و درمان دنیا بینا می کند و او را سالم و بی گناه از دنیا به دارالسّلام بهشت بیرون می برد. (1)
شرح حدیث:
آنچه به انسان آرامش روح و صفای زندگی می بخشد، «قناعت» است.
قناعت یعنی به آنچه اندک و کافی است، بسنده کنیم و حرص و آز و افزون طلبی نداشته باشیم.
آنان که حریص اند، هرگز سیر نمی شوند و همیشه چشمشان دنبال مال و غذای بیشتر است. امّا رضایت به اندک، انسان را از نظر روحی غنی می سازد.
مال اندک امّا از حلال، بسیار پسندیده تر و گواراتر از ثروت سرشار و زندگی تجمّلاتی است که از راه حرام و خلاف به دست آمده باشد؛ چرا که در مال حرام، برکت نیست و مؤاخذه روز قیامت و «از کجا آوردی؟» هم در پیش است.
در این حدیث، حضرت رضا علیه السلام به چند فایده از قناعت به درآمدهای حلال اشاره می فرماید:
1. سبک بودن هزینه ها و مخارج
2. برخورداری خانواده از مال حلال
3. بصیرت یافتن نسبت به دنیا و درد و درمان آن
4. سالم و با ایمان از دنیا خارج شدن و وارد مرحله آخرت گشتن.
هر که روح قناعت و رضا نداشته باشد، ناچار است نیازهای زندگی پر خرج و اشرافی را از راه های نامشروع تأمین کند.
درآمدهای حرام، هم زندگی او را تباه و سیاه می کند، هم تأثیر منفی بر نسل و فرزندان او دارد و هم عذاب الهی در انتظار اوست.
خوشا آنان که از حرص و آز آزادند.
خوشا آنان که به «گنج قناعت» دست یافته اند.
پی نوشت:
1. مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 1، ص 269
منبع: حکمت های رضوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام رضا علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1391).
آثار روزی حلال / امام رضا (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام رضا علیه السلام فرمودند: اَلسَّخِیُّ یَأکُلُ مِن طَعامِ النّاس ِلیَأکُلُوا مِن طَعامهِ، وَ الَبخیلُ لا یَاکُلُ مِن طَعامِ النّاسِ لِئلاّ یَأکُلُوا مِن طَعامِهِ؛ بخشنده و سخاوتمند، از غذای مردم می خورد تا آنان هم از غذایش بخورند، ولی بخیل از غذای دیگران نمی خورد، تا از غذایش نخورند. (1)
شرح حدیث:
لذّت بعضی در خوردن طعام است، لذّت بعضی در خوراندن طعام(2).
سخاوتمندان، زیبایی زندگی را در آن می بینند که دست و دل باز باشند و سفره احسانشان گشاده باشد و دیگران بر سفره ی آنان بنشینند و بهره مند گردند.
اهل سخاوت، از غذای دیگران استفاده می کنند، تا دیگران هم بر سر سفره آنان بنشینند.
امّا فرومایگان، از ترس این که مبادا کسی مهمان آنان شود، نه مهمانی می روند و نه از طعام دیگران چیزی می خورند، تا مجبور نشوند عوض آن را بدهند.
چو مهمان آیدت، دلشاد می باش
ز هر بند غمی آزاد می باش
منه منّت چو بر خوان تو باشند
که آن شکرانه بر جان تو باشند(3)
در احادیث آمده است که میزان علاقه مندی دیگران را نسبت به خود، از خوب غذا خوردن بر سر سفره ی خودتان بشناسید.
درباره ی طعام و اطعام، توصیه های فراوانی در دین ما آمده است. از جمله پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به ابوذر غفاری چنین سفارش می کند:
«طعام خود را به کسی بخوران که به خاطر خدا دوستش داری و طعام کسی را بخور که به خاطر خدا دوستت دارد(4)».
از یاد نبریم که خداوند، سخّی و جواد است و سخاوتمندان را دوست دارد.
بخل هم صفتی ناپسند است و بخیلان نکوهیده ی خدایند.
پی نوشت:
1. مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 1، ص 295
2. مضمون حدیثی از امام علی علیه السلام: لذّه الکرام فی الاطعام، و لذّه اللّئام فی الطّعام، ر. ک: محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، حدیث 11141 .
3. ناصر خسرو.
4. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 74، ص 85.
منبع: حکمت های رضوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام رضا علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1391).
نشان سخاوتمند و بخیل / امام رضا (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام رضا علیه السلام فرمودند: اَلصغّائِرُ مِنَ الذُّنوبِ طُرُقُ اِلیَ الکَبائِرِ، وَ مَن لَم یَخَفِ اللهَ فِی الَقلیلِ، لَم یَخَفهُ فِی الکَثیرِ؛ گناهان کوچک، راهی به سوی گناهان بزرگ است. هر کس که در گناهان کوچک و کم از خدا نترسد، در گناهان بزرگ و بسیار هم از او نمی ترسد. (1)
شرح حدیث:
گناه مثل باتلاق است.
نزدیک باتلاق نباید رفت. هر که جلو رود، کم کم فرو می رود، تا جایی که امکان بیرون آمدن و برگشتن برایش نمی ماند.
شیطان، گناهان را در ذائقه ی انسان شیرین جلوه می دهد.
کسی که سراغ گناه رفت، عادت می کند و به گناهان بزرگتر روی می آورد تا آن که در «باتلاق گناه» غرق می شود.
هر چند گناهان، چون نافرمانی خداست، همه بزرگ اند و زشت، ولی در مقایسه با یکدیگر، بعضی گناهان بزرگتر و زشت ترند.
کسی که از انجام گناه کوچک پرهیز نکرد، کم کم به گناهان بزرگتر کشیده می شود. در ضرب المثلهای ما آمده است: «آفتابه دزد، شتر دزد می شود».
اگر کسی در یک امر ساده، از خدا نترسد و دروغ بگوید، دروغهای بزرگتر هم خواهد گفت.
اگر کسی از مال حرامِ اندک نتواند چشم بپوشد، دچار حرام خواریهای بزرگ می شود.
از این رو گناه را باید همچون زهری خطرناک دانست که چه بسا مقدار کمی از آن، جان انسان را بگیرد. قرآن کریم، سرنوشت کسانی را که کار بد کردند و آن را ادامه دادند، چنین به تصویر می کشد که در نهایت، آیات الهی را تکذیب می کنند و دچار انحرافات عظیم می گردند و دین و آیات را به ریشخند می گیرند(2).
از همان آغاز از گناه خودداری کنیم، تا به معصیتهای بزرگ نیفتیم.
پی نوشت:
1. مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 1، ص 290
2. روم(30)، آیه 10: «ثم کان عاقبةُ الذین اساءوا السّوأی ان کذبّوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤون».
منبع: حکمت های رضوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام رضا علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1391).
ریشه ی گناهان بزرگ / امام رضا (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام رضا علیه السلام فرمودند: إِذا کَذِبَ الوُلاةُ حُبِسَ المَطَرُ، وَ إِذا جارَ السُّلطانُ هانَتِ الدُّولَةُ، وَ إِذا حُبِسَتِ الزَّکاةُ ماتَتِ المَواشی؛ هرگاه زمامداران دروغ گویند، خشکسالی می شود، هرگاه حاکم ستم کند، حکومت سست می شود، و هرگاه زکات پرداخت نشود، چهارپایان تلف می شوند. (1)
شرح حدیث:
خداوند، جهان را بر اساس تأثیرگذاریِ، «اسباب و عوامل» بنا نهاده است. سعدی گوید:
اگر باران به کوهستان نبارد
به سالی دجله گردد خشک رودی(2)
همچنان که جریان رود پر خروش و عظیم دجله در بغداد، حاصل بارش باران در کوهستان است و اگر باران قطع شود، دجله هم خشک می شود، در اوضاع فرهنگی و اجتماعی هم این گونه روابط وجود دارد.
والیان و حاکمان، مسؤولیت مهم مدیریت جامعه را بر دوش دارند. باید صادقانه کار کنند و به مردم خدمت نمایند، راست بگویند و درست کردار باشند، نتیجه دروغگویی مسؤولان، کاهش باران و گرفتاری جامعه به خشکسالی است و این از کیفرهای دنیوی آن است.
حکومت و دولتمردان، باید اقتدار و قوّت داشته باشند. آنچه پایه های اقتدار یک حکومت را سست می کند، جور و ستم است. ظلم حاکمان به مردم زیردست، مردم را از حمایت آنان دلسرد و جدا می کند. در نتیجه، حکومتی که پشتوانه ی مردمی نداشته باشد، ضعیف می شود و چه بسا سرنگون گردد.
زکات، مالیاتی است که خداوند بر ثروتمندان و کشاورزان و دامداران قرار داده است تا با پرداخت آن، نیازهای محرومان برطرف شود. پرداخت زکات، مایه ی برکت مال و افزایش ثروت و تولیدات است. اگر حرص و مال دوستی سبب شود مردم زکات را که حق فقر است، نپردازند، سرمایه هایشان از دست می رود و حیواناتشان تلف می شود.
هر عملی، عکس العمل دارد. از عکس العمل کارهای خوب و بد خویش غافل نباشیم.
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
پی نوشت:
1. الامالی، ص 310
2. گلستان سعدی.
منبع: حکمت های رضوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام رضا علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1391).
عمل و عکس العمل / امام رضا (علیه السلام) / شرح حدیث
دانستنی های عمومی در مورد حدیث شناسی
ادامه مطلب









