پرسش :
کتب اربعۀ حدیثی شیعه کدامند؟
پاسخ :
کتب اربعۀ حدیثی به مجموعۀ کتابهای چهار گانه ای اطلاق می شود که مهمترین منابع استنباط در مذهب شرعی شیعه ی اثنی عشری، برای فقها و مجتهدان است. این چهار کتاب به ترتیب زمان تألیف عبارتند از :
1ـ الکافی که توسط ابوجعفر محمدبن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی (م329ق) تالیف شده است.
این کتاب در عصر غیبت صغری و در زمان نیابت نایب چهارم امام عصر ارواحنا فداه یعنی ابوالحسن علی بن محمد سمری رضوان الله علیه تألیف شده است و کلینی آنرا بر اساس کتابهای شاگردان اهل بیت (علیهم السلام) و روایت راویان مهم و معتبر شیعه و سنی تدوین کرده و حدود بیست سال برای تالیف آن زحمت کشیده است. این مجموعۀ روایی چنان گسترده و جامع است که با حدود شانزده هزار روایت مستند و معتبر، حدود دویست روایت بیشتر از کلّ مجموعۀ روایات صحاح سته اهل سنت را در بر دارد.
کلینی برای تدوین این کتاب تقریباً به همه مراکز علمی و حدیثی زمان خود در ایران، خراسان، شام، عراق و عربستان مسافرت کرده و حتی روستاها را برای أخذ حدیث از بزرگان نیز درنوردیده و به تعلیم و استماع حدیث پرداخته است. از این رو اولین و یکی از مهمترین منابع استخراج و استنباط احکام و معارف اسلامی بویژه معالم جعفری مکتب تشیع به شمار می رود.
این کتاب دارای سه بخش عمده اصول دین، فروع دین (احکام فقهی) و روضۀ کافی (متفرقّات) می باشد که در مجموع سی و چهار کتاب و سیصد و بیست و شش باب و بیش از شانزده هزار روایت را در بردارد.
2ـ من لا یحضره الفقیه که توسط ابوجعفر محمدبن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق (306 – 381 ق) تألیف شده است. شیخ صدوق که یکی از برجسته ترین دانشمندان قرن چهارم در ایران، خراسان، عراق و شام بود، این کتاب را بر پایۀ روایات معتبر موجود در اصول اربعمائة و همچنین روایات راویان برجستۀ جهان اسلام که تعداد آنها که همگی از اساتید او بشمار می روند به بیش از سیصد استاد می رسد، تألیف کرده است. این کتاب حدود شش هزار حدیث دربارۀ مسائل و مباحث فقهی را در بر گرفته است این کتاب نیز مثل اصول کافی از همان زمان تألیف مورد توجه علمای اسلام قرار گرفت و همواره مورد تدریس، تشریح، تعلیق و روایت قرار گرفته است، به طوری که دهها شرح و حاشیه بر آن نوشته شده است و خود کتاب و حتّی نویسندۀ آن مورد توجه علمای اهل سنت نیز بوده است.
3ـ تهذیب الأحکام فی شرح المقنعة للشیخ المفید که توسط شیخ الطائفة ابو جعفر محمد بن حسن طوسی معروف به شیخ طوسی (م460ق) تألیف شده است.
او این کتاب را بر اساس اصول اربعمائة، در جهت استفادۀ مجتهد از روایات معتبر اهل بیت علیه السلام برای فتوا دادن در احکام و مسائل شرعی تألیف کرده است که بیش از سیزده هزار و پانصد حدیث مستند را در ذیل حدود سیصد و نود باب آورده است.
این کتاب سومین کتاب معتبر حدیثی شیعه است که شرحها، تعلیقه ها و تلخیص های فراوانی بر آن نوشته شده است و از زمان تألیف تا کنون همواره مورد توجه و اعتماد علمای اسلام قرار دارد.
4ـ الإستبصار فیما اختلف من الأخبار؛ این کتاب نیز توسط شیخ طوسی (م460ق) تالیف شده است. او این کتاب را پس از تهذیب الأحکام نگاشته است که علاوه بر جمع بندی و گردآوری احادیث کامل بابهای فقهی، احادیث خلاف را نیز گردآورده است؛ یعنی در هر بابی روایات مربوط به مسائل مختلف را آورده و سپس روایاتی را که بر خلاف آن است نیز نقل کرده است. در واقع این کتاب مجموعه ای از روایات متعارض و مخالف و نحوۀ بررسی و صحت و اعتبار آنها را در بردارد که پیش از آن سابقه و نمونه ای نداشت. او حدود پنج هزار و پانصد روایت متعارض در ابواب مختلف فقهی را در این کتاب آورده است.
شیخ طوسی که کتابخانۀ استادش سید مرتضی علم الهدی و کتابخانۀ شاپور بغداد را با بیش از یکصد و پنجاه هزار نسخۀ بسیار نفیس و ارزشمند در اختیار داشت، این دو کتاب را بر اساس معتبرترین منابع حدیثی جهان اسلام بویژه کتابهای شاگردان اهل بیت پیامبر علیهم السلام به نگارش درآورد. از این رو دارای اعتبار زیادی می باشد.
کتاب استبصار نیز از همان بدو تألیف مورد توجه دانشمندان اسلام قرار گرفته و همواره مورد مراجعه و بررسی بوده است. از این رو شرح ها، تعلیقه ها و تلخیص های فراوانی بر آن نوشته شده است.
مجموع احادیث کتب اربعه چیزی حدود چهل و پنج هزار حدیث است و البته علاوه بر این کتابها (کتب اربعه) کتابهای دیگری مثل مدینة العلم شیخ صدوق نیز بوده اند که در حوادث ناگوار کتابسوزی و فتنه های کوردلان جهان اسلام و متعصبان نادان حَشویه از میان رفته اند.
نکته قابل ذکر آنکه در قرون متأخر جوامع حدیثی بسیار بزرگی که علاوه بر احادیث فقهی، روایات مختلف دیگری را نیز در بر داشتند تألیف شد که عبارتند از : 1ـ الوافی فی جمع أحادیث الکتب الأربعة تألیف محمد محسن فیض کاشانی، 2ـ مستدرک کتاب الوافی که توسط مولی محمد هادی نوۀ برادر فیض کاشانی نوشته شده است، 3ـ تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة که توسط شیخ محمد بن حسن حرّ عاملی تألیف شده است، 4ـ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام که توسط علامه محمدباقر مجلسی تالیف شده است، 5ـ عوالم العلوم و المعارف که بیش از یکصد مجلد و حدود چهار برابر حجم کتاب بحار الأنوار بوده و امروزه بیشتر مجلدات آن در دست نیست. این کتاب روایی عظیم توسط مولی عبدالله بن نورالله بحرانی معاصر علامه مجلسی تالیف شده است، 6 ـ الشفا فی حدیث آل المصطفی که توسط شیخ محمدرضا بن عبد الله تبریزی تالیف شده است، 7 ـ جامع الأحکام فی الحدیث این کتاب در بیش از بیست و پنج مجلد خطی است که توسط سید عبد الله شبّر نوشته شده، 8 ـ مستدرکات الوسائل که توسط محدّث خبیر میرزا حسین نوری نوشته شده و به عنوان مستدرکی برای وسائل الشیعه نوشته است، 9 ـ «البحر الزخار فی شرح احادیث الأئمة الأطهار فی الفروع خاصة که توسط سید محسن امین نویسنده کتاب ارزشمند أعیان الشیعة نگاشته شده است.
پی نوشتها:
1ـ شیخ صدوق محمّدبن على بن بابویه قمّى، من لایحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چ2، 1413ق.
2 ـ ابوجعفر محمدبن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، تحقیق سیدحسن موسوی خراسانی، تصحیح محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1364 (10 مجلد).
3 ـ ابوجعفر محمدبن حسن طورسی، الإستبصار فی ما اختلف من الأخبار، تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1390ق.
4 ـ محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چ چهارم، 1407ق.
5 ـ شیخ آقا بزرگ تهرانى، الذریعة إلى تصانیف الشیعة، قم، اسماعیلیان، 1408ق: ج 6، ص 27؛ ج 10، ص 186، ص 226؛ ج 7، ص 103؛ ج 14، ص 33، ص 165، ص 93، ص 79؛ ج 17، ص 245؛ ج 18، ص 229؛ ج 21، ص 340؛ ج 20، ص 251 و بعد.
6 ـ شیخ صدوق محمّدبن على بن بابویه قمّى، الهدایة فی الأصول والفروع، قم، مؤسسة الإمام الهادی علیه السلام، 1418ق، ص222به بعد.
7 ـ سیدمحسن امین، أعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1406 ق، ج 1، ص 144، ص 148؛ ج 3، ص 222.
8 ـ ابوجعفر محمدبن حسن طوسی، الخلاف فی الأحکام، تصحیح جمعی از محققان حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1407ق، ج 1 ص 14، مقدمۀ محقق.
9 ـ ابوجعفر محمدبن حسین طوسی، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت، دارالکتاب العربی، چ2، 1400ق، ص 21، مقدمه محقق.
10 ـ میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، تحقیق گروه پژوهشی، بیروت، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، 1408ق( 18 مجلد)، ج 1 ص 28، مقدمۀ محقق.
11 ـ محمد باقر مجلسى، بحارالأنوار الجامعة لدُرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404ق (110 مجلد)، ج 107، ص 25.
12 ـ محب الدین طبرى، الریاض النضرة فى مناقب العشر المبشرة، قاهره، الخانجى، چ2، 1372ق، ج 5، ص 280؛ ج 4، ص 478.
13 ـ شیخ جعفر سبحانی، تذکرة الأعیان، قم، موسسة امام الصادق(علیه السلام)، 1419ق، ص 216، ص 364.
منبع: makarem.ir
کلمات کلیدی :
کتب اربعۀ حدیثی / کتاب کافی / کتاب من لا یحضره الفقیه / کتاب تهذیب الأحکام فی شرح المقنعة / کتاب الإستبصار فیما اختلف من الأخبار
ادامه مطلب
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : پی نوشتها: کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]
پرسش :
«شیخ کلینی» که بود؟
ابو جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی (م 329 ق) یکی از بزرگترین و مهمترین محدثان و دانشمندان شیعه می باشد که نویسندۀ کتاب «کافی» نخستین کتاب از کتب اربعه حدیثی و فقهی شیعه است. او در دوران غیبت صغری امام عصر ارواحنا فداه در روستای کُلین (که امروز از توابع حسن آباد شهر ری است) به دنیا آمد و در دامان پدر و دایی بزرگوارش که هر دو از راویان اهل بیت (علیهم السلام) و دانشمندان مهم آن دیار بودند رشد و تربیت یافت و سپس برای تکمیل دانش خود به ری مسافرت کرد و در آنجا از حضور ابو الحسن محمّد بن اسدی کوفی بهره برد، سپس به قم رفت تا از محدثان و اصحاب ائمه نیز به استماع و فراگیری حدیث بپردازد و در آنجا از حضور بزرگانی چون احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی، احمد بن ادریس اشعری قمی، و عبدالله بن جعفر حمیری (صاحب کتاب قرب الاسناد) استفادۀ فراوانی کرد . او سپس برای تکمیل دانش خود بویژه دانش حدیثی و کلامی به سمت عراق روانه شد و در کوفه از ابن عقدۀ کوفی بیش از یکصد هزار حدیث فرا گرفت و سپس به بغداد رفت و در آنجا به تدوین و تالیف کتابهای مهم برای تشیع پرداخت و در همان شهر به دیار باقی شتافت. او در واقع به شهرهایی مثل مشهد، دمشق، ری، قم، کوفه و بغداد مسافرت کرده بود و در این مسافرتها فراز و نشیب ها و جنجال های فراوان حدیثی، تاریخی و اعتقادی فرقه های مختلف را از نزدیک مشاهده کرد و از محضر اساتید فراوانی بهره برد که مهم ترین اساتید وی عبارتنداز:
1ـ پدر بزرگوارش یعقوب بن اسحاق که خودش از راویان تراز اول شیعه به شمار می رود و آرامگاه و مقبره اش در کُلین همواره زیارتگاه شیعیان بوده است. 2ـ دایی او که ابوالحسن علی بن محمد علّان کلینی نام داشت و او نیز از راویان و محدثان تراز اول آن زمان بود. 3ـ علی بن ابراهیم بن هاشم قمی. 4ـ محمد بن یحیی عطار اشعری. 5ـ ابو الحسین محمد بن علی جعفری سمرقندی. 6ـ محمد بن احمد خفاف نیشابوری. 7ـ ابو العباس محمد بن جعفر رزّاز . 8ـ ابو علی احمد بن ادریس اشعری قمی. 9ـ ابو سلیمان داود بن کورۀ قمی. 10ـ احمد بن محمد عاصمی. 11ـ ابو الحسن محمد بن اسدی کوفی. 12ـ احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی. 13ـ عبدالله بن جعفر حمیری. 14ـ ابو العباس احمد بن محمد بن سعید ابن عقدۀ کوفی . 15ـ حسن بن فضل بن زید یمانی. 16ـ سهل بن زیاد آدمی. 17ـ محمد بن حسن صفار.
برخی از این محدثان از چنان جایگاهی برخوردارند که حتی مورد توجه و عنایت اهل سنت قرار گرفته اند.
موقعیت علمی کلینی در بغداد به گونه ای بود که شیفتگان فراگیری حدیث از سایر شهرهای جهان اسلام برای استماع احادیث معتبر به بغداد شتافته و از حضورش بهره می بردند. از این رو او به «ثقة الاسلام » شهرت یافته بود . شهرت او آن چنان بود که شیعیان شهرهای اسلامی کلینی را بهتر و بیشتر از نوّاب اربعه امام زمان (ارواحنا فداه) می شناختند. او حتی به فقه و حدیث اهل سنت تسلط داشت و بر اساس فقه چهار فرقه اهل سنت فتوا می داد و همۀ مردم او را مجتهد و محدّثی جامع الشرایط و مورد اعتماد می دانستند. وی شاگردانی نیز تربیت کرده بود که مهمترین آنها عبارتند از :
1ـ ابوالقاسم جعفربن محمدبن قولویه قمی. 2ـ ابوغالب احمد بن محمد زراری. 3ـ علی بن محمد بن موسی دقّاق. 4ـ احمد بن احمد کاتب کوفی. 5ـ ابو سعد کوفی. 6ـ ابو عبد الله محمد بن ابراهیم بن جعفر نعمانی نویسندۀ کتاب معروف الغیبة که تنها نسخۀ خطی «کتاب کافی» با خط او به جا مانده است. 7ـ محمد بن محمد بن عاصم کلینی. 8ـ محمد بن علی ماجیلویه. 9ـ ابو الفضل شیبانی. 10ـ ابو عبدالله محمد بن احمد بن عبدالله صفوانی. 11ـ ابو عبدالله احمد بن ابراهیم ضمیری (صیمیری یا صیمری). 12ـ عبدالله بن محمد بن ذکوان. 13ـ ابو القاسم علی بن احمد بن عبدوس.
جایگاه کلینی نزد دانشمندان بزرگ اسلام چنان والاست که حتی امروزه دانشمندان اهل سنت مثل آلوسی به روایتهای او اعتماد می کنند و بزرگانی مثل خطیب بغدادی، ابن عساکر، ابن حجر عسقلانی، و ابن اثیر او را ستوده و احیاگر اندیشۀ ناب شیعه و مکتب خاندان پیامبر اکرم «علیهم السلام» معرفی کرده اند.
کتاب مهم کلینی عبارت است از: الکافی که مهمترین کتاب حدیثی و اولین کتاب از کتب اربعه شیعه می باشد.
البته او کتابهای دیگری مثل رجال، رسائل الائمة، اشعار الائمة و الرد علی القرامطه نیز داشته است که از فتنه آتش سوزی دشمنان معارف اهل بیت «علیهم السلام» در امان نمانده اند.
1ـ خیرالدین زرکلى، الأعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چ 8، 1989م، ج 7، ص 145.
2ـ علی بن هبة الله بن ماکولا، الإکمال فی رفع الارتیاب عن المؤتلف و المختلف فی الأسماء و الکنى و الأنساب، بیروت، دارالکتب العلمیّة، 1411ق، ج 7 ، ص 144.
3ـ شمس الدین محمد ابن ناصرالدین قیسی دمشقی، توضیح المشتبه فی ضبط أسماء الرواة و أنسابهم و ألقابهم و کناهم، تحقیق محمد نعیم العرقسوسی، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1993م ، ج 7، ص 337.
4ـ شیخ آقا بزرگ تهرانى، الذریعة إلى تصانیف الشیعة، قم، اسماعیلیان، 1408ق، ج 17، ص 245؛ ج 1، ص 316.
5ـ آیة الله شیخ جعفر سبحانى، موسوعة طبقات الفقهاء، قم، مؤسسه امام صادق علیه السلام، 1418ق، ج 4، ص 478، ص 480؛ ج 3، ص 400؛ ج 1، ص 316.
6ـ ابوسعید سمعانى، الأنساب، تحقیق عبدالرحمن بن یحیى المعلمى الیمانى، حیدرآباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، 1382ق، ج 6، ص 23، ص 154، ص 209؛ ج 8، ص 297، ص 312؛ ج 9، ص 335؛ ج 11،ص 212؛ ج 12، ص 113، ص 315، ص 381؛ ج 13، ص 80، ص 311.
7ـ ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، 1407ق، ج 6، ص 83؛ ج 7، ص 351؛ ج 11، ص 327.
8ـ ابوالقاسم ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق على شیرى، بیروت، دارالفکر، 1415ق، ج 56، ص 297.
9ـ شمس الدین ذهبى، تاریخ الإسلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمرى، بیروت، دارالکتاب العربى، چ2، 1413ق، ج 24، ص 250.
10ـ سیدمحمد حسین حسینى جلالى، فهرس التراث، قم، دلیل ما، 1422ق، ج 1، ص 371.
11ـ اسماعیل باشا البغدادی، هدیة العارفین، بیروت، دارإحیاء التراث العربی (افست از: استانبول، المعارف الجلیلة، 1951م)، ج 1، ص 467.
شیخ کلینی / کتاب کافی / کتب اربعه حدیثی / محدث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: الکُفْرُ للنِّعَمِ اَمارَةُ البَطَرِ وَ سَبَبٌ لِلتَّغْییرِ؛ کفران نعمتها، نشانه ی سرمستی و سبب تغییر نعمت است. (1)
شرح حدیث:
نخستین گام معرفت، «شناخت نعمت» است.
زیرا بسیاری از مردم، از نعمتهایی که خدا به آنان داده است، غافلند.
گام دوم، شناختِ «صاحب نعمت» است؛ یعنی آن که به ما نعمت داده و ما عمری سر سفره ی احسان و نعمت او نشسته ایم و هرچه داریم از اوست؛ یعنی خدای رحمان.
گام سوم، «شکر نعمت» است و زبان شاکر داشتن و نعمت را در راه رضای خدا به کار گرفتن و ناسپاس نبودن.
بعضی در هر سه مرحله ضعیف هستند. نه به نعمتها توجه دارند، نه ولی نعمت خود را می شناسند، نه شکرگزار نعمتهای خدایند. این ناسپاسان، دچار غرور و غفلتند و با ناشکری خود، نعمت را در معرض زوال یا کاهش قرار می دهند.
«شکر نعمت، نعمتت افزون کند. »
و... کفران نعمت نشانه ی سرمستی و طغیان است و هر که شایسته ی برخورداری از نعمت الهی نباشد، یا آن را در غیر راه صحیح به کار گیرد، از دست می دهد.
مثلاً جوانی یک نعمت است؛ نعمتی زودگذر و بهاری رو به خزان. می توان از آن برای سعادت یک عمر بهره گرفت. اما کسی که قدر جوانی را نداند و آن را در راه خوشگذرانی و بطالت و بیهودگی سپری کند، دچار حسرت و پشیمانی خواهد شد.
برای این که ناسپاس نباشیم، باید پیوسته نعمتها را یاد کنیم و درباره ی هر نعمتی مثل چشم و گوش و زبان و سلامتی و پدر و مادر و دین اسلام و امنیت و... فکر کنیم که اگر اینها را نداشتیم، در چه وضعی بودیم؟
قدر هر نعمت را با تصوّر فقدانش بهتر می توان شناخت.
پی نوشت:
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 309.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
کفران نعمت / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ ِللهِ بِقاعاً یُحِبُّ اَنْ یُدعی فیها فَیَسْتَجیبَ لِمَنْ دَعاهُ، وَ الحَیرُ مِنهَا؛ خداوند را زمینها و جاهایی است که دوست دارد در آن جا او را بخوانند تا خواسته ی دعاکننده را اجابت کند. حائر و حرم حسینی، یکی از آن جاهاست. (1)
شرح حدیث:
بعضی از زمانها و مکانها، قداست و ویژگی خاصّی دارد و دعا و عبادت در آنها ثواب بیشتری دارد.
مثلاً ماه رمضان و روز جمعه، از ایّام دیگر برتر است.
مکه و مدینه، از شهرهای دیگر بافضیلت تر است.
سرزمین کربلا، حرمت خاص دارد و حرم حسینی مکانی مقدّس برای دعا و زیارت و عبادت است.
در احادیث، برای امام حسین علیه السلام یک سلسله فضایل و ویژگیهایی بیان شده که یکی از آنها قرار داده شدن شفا در تربت قبرش و استجابت دعا در زیر قبّه ی حرم اوست.
«حائر حسینی» به مدفن سیدالشهداء علیه السلام و محدوده ی اطراف قبر مطهّر گفته می شود. در این مکان، دعاها مستجاب است و خداوند، زائران حسینی را دوست دارد و به آنان عنایت و لطف ویژه ای می کند. پیرو اهل بیت، باید این مکان شریف را قدر بداند و از دعا در حرم اباعبدالله علیه السلام غفلت نورزد.
زیر سپهر، دست دعا موج می زند
در خانه ی کریم، گدا موج می زند
غفلت نگر که پشت به محراب کرده ایم
در کشوری که قبله نما موج می زند(2)
مساجد هم از آن مکانهای مورد عنایت خداست. مسجدالحرام، صحرای عرفات، حرم پیامبر صلی الله علیه و آله نیز از مکانهای مورد عنایت خداست.
از خدا بخواهیم توفیق حضور در این مکانهای شریف را به ما بدهد و دعاهایمان را مستجاب سازد.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 482
2. کلیّات صائب تبریزی، ص 505.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
دعا در حائر حسینی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلعُجبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ العِلمِ، داعٍ اِلَی الغَمطِ وَ الجَهْلِ؛ خودپسندی، مانع طلب دانش می شود و به حقارت و نادانی می کشد. (1)
شرح حدیث:
به گفته ی علمای اخلاق، «عُجب» آن است که انسان در خودش کمالی را تصوّر کند و به خاطر آن، حالتِ خودپسندی و ابتهاج در او پیدا شود و در نتیجه، خود را بهتر از دیگران پندارد و در خویش، هیچ نقصان و عیبی نبیند و همه ی کارهایش را صحیح و بی عیب تصوّر کند.
روشن است که این حالت، مانع رشد اخلاقی و علمی و معنوی می شود و اگر امام هادی علیه السلام فرموده که عجب، انسان را از طلب دانش باز می دارد، به این سبب است که خیال می کند نقصی ندارد که در پی دانش بیشتر برود.
در زمینه های دیگر هم چنین است. امام علی علیه السلام فرموده است:
«إنَّ الإعجابَ یَمْنَعُ الازدیاد»(2)
«خودپسندی، مانع افزودن کمالات می شود. »
همچنین، این صفت سبب می شود انسان مغرور و خودپسند، به دیگران به چشم حقارت نگاه کند و برای آنان ارزشی قایل نباشد و در نتیجه، خودش هم در نظر دیگران حقیر جلوه می کند.
گویند دو نفر وارد مسجد شدند. یکی عابد و دیگری فاسق. وقتی بیرون آمدند، آن عابد جهنمی بود و آن فاسق بهشتی. زیرا عابد، دچار عجب و خودپسندی شد و همه عبادتهایش هدر رفت، ولی آن فاسق، از گناهانش توبه کرد و پشیمان شد و مورد بخشایش الهی قرار گرفت.
این گونه است که عُجب، ثمره ی سالها عبادت و خدمت و احسان را بر باد می دهد. پس نباید خوبیها و نیکیهای خود را چندان بزرگ و مهم بشماریم و خود را باید با برتر از خودمان مقایسه کنیم تا دچار خودپسندی نشویم.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 369.
2. نهج البلاغه، حکمت 167.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
عُجب و خودپسندی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: ایّاکَ و الحَسَدَ، فَإنَّهُ یَبِینُ فیکَ وَ لا یَعْمَلُ فی عَدُوِّکَ؛ از حسد بپرهیز، چرا که حسود بودن تو آشکار می شود، و در دشمنت هم تأثیری ندارد. (1)
شرح حدیث:
حسد، یکی از صفات ناپسند و ریشه ی بسیاری از دشمنیها، جبهه گیریها و غیبتهاست.
در هر کس باشد، هم خودش را از محبوبیت می اندازد، هم دیگران را به زحمت گرفتار می کند و هرگز روی آسایش نمی بیند.
این که گفته اند:« حسود، هرگز نیاسود»، ریشه در احادیث دارد و از سخنان حضرت امیر علیه السلام است که فرمود:« لا راحَةَ لِحسودٍ»(2)؛ «برای حسود، هرگز راحتی و آسایشی نیست. »
به گفته ی سعدی:
توانم آن که نیازارم اندرون کسی
حسود را چه کنم؟ کو ز خود به رنج در است
حسد را هر چه پنهان کنند، سرانجام به نحوی آشکار می شود، زیرا حسود پیوسته در اندیشه ی آن است که به محسود ضربه بزند و او را از اعتبار و موقعیّت بیندازد؛ این است که به هر کاری دست می زند و این سبب می شود حسد را از گفتار و رفتار و نگاه و برخوردهایش بفهمند.
اما اغلب، این حسد مایه ی رنج درونی خود شخص می شود، بی آن که آسیبی به طرف مقابل بزند. به فرموده ی امام باقر علیه السلام:
«حسد، ایمان را می خورد، همان طور که آتش، هیزم را می خورد و نابود می کند. »(3)
اگر خواهان نعمتیم، از خدا بخواهیم به ما هم عطا کند، نه آن که آرزوی زوال نعمت دیگران را داشته باشیم.
کرم خدا بسیار است و خزانه ی عطایش بی پایان.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج 75، ص 369.
2. بحارالانوار، ج73، ص 252.
3. اصول کافی، ج2، ص 306.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
آفتی به نام حَسَد / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اِلقَوا النِّعَمَ بِحُسنِ مُجاوَرَتِها، و التَمِسُوا الزِّیادَةَ فیها بِالشُّکرِ عَلَیها؛ با نعمتها، با همراهی مناسب برخورد کنید و با شکر نعمتها، آنها را افزایش دهید. (1)
شرح حدیث:
توصیه ی امام هادی علیه السلام این است که برخورد و ملاقات(2) ما با نعمتها همراه با «حسن مجاورت» باشد؛ یعنی همسایه ی خوبی برای نعمتها باشیم.
خوش همسایگی با نعمت، به معنای قدرشناسی و استفاده ی عقلانی و خداپسندانه از آنهاست.
برای توجه به نعمت سلامتی، باید دوران بیماری را یاد کرد.
ارزش نعمت جوانی را با توجه به ضعفها و نارساییهای دوران پیری می توان شناخت.
درک نعمت آسایش و امنیت را، نگاه به کشورهای آشوب زده و مناطق ناامن آسان تر می سازد.
در مرتبه ی بعد، پرهیز از استفاده ی نعمت در راه گناه است که امام علی علیه السلام به شدّت از آن نهی فرموده است. (3)
هر که خواهان افزایش نعمت است، راهش شکرگزاری است و ناسپاسی سبب از دست دادن نعمت می شود.
این که بشریّت، امروز دچار غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، بخشی هم به دلیل قدرنشناسی از وجود حجتهای الهی و رهبران آسمانی است.
در عصر غیبت، جبران دسترسی نداشتن به ائمه علیهم السلام، بهره گیری از فقها و علماست که با مکتب و مرام معصومین علیهم السلام آشنا بوده و سخنان آن بزرگواران را ترویج می کنند.
حدّاقل، قدردان نعمت فقیهان باشیم.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 370.
2. در برخی نقلها به جای «القوا»، کلمه ی «ابقوا» آمده است؛ یعنی نعمتها را حفظ و نگهداری کنید.
3. نهج البلاغه، حکمت 330.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
قدرشناسی نعمتها / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ اللهَ إذَا اَرادَ بِعَبْدٍ خیراً، إذا عُوتِبَ قَبِلَ؛ هرگاه خداوند، خیر و خوبی بنده ای را بخواهد، او چنان می شود که اگر مورد عتاب و سرزنش قرار گرفت، می پذیرد. (1)
شرح حدیث:
گاهی در گفتار و رفتار ما خطا وجود دارد.
اگر بر خطای خویش اصرار بورزیم، هرگز اصلاح نمی شویم. اما اگر کسی خطا و عیب ما را به ما گفت و ما را بر کار ناپسندی ملامت کرد، بهتر است بپذیریم و عیب خویش را برطرف سازیم.
از سخنان مشهور امام صادق علیه السلام آن است که فرمود: محبوب ترین دوستانم نزد من کسی است که عیبهای مرا به عنوان هدیه به من بگوید. (2)
حالتِ نقذپذیری و قبول نصیحت، بسیار پسندیده است و از نشانه های تواضع است، زیرا افراد متکبّر حاضر نیستند از کسی نصیحت یا انتقادی بشنوند.
در روایات، عنوانی وجود دارد به نام «قبول النُّصح»؛ یعنی پندپذیری، نقدپذیری، قبول نصیحت. این صفت ستایش شده است. مقدمه ی کمال انسان است و بدون آن خطاهای انسان برطرف نمی شود.
مسؤولان هم باید با آغوش باز، از انتقادهای سازنده و دلسوزانه ی افراد استقبال کنند، تا بهتر بتوانند خدمت کنند.
دشمن، یک خوبی دارد و آن این است که عیب های ما را بیان می کند. ما اگر زرنگ باشیم، از همین فرصت برای عیب زدایی و اصلاح خویش باید استفاده کنیم.
دوستی که خطاهای ما را به ما یادآوری نکند و دلسوزانه تذکّر ندهد، حقّ دوستی را انجام نداده است.
از صحبت دوستی به رنجم
که اخلاق بَدَم، حَسَن نماید
کو دشمن شوخ چشم دانا؟
تا عیب مرا به من نماید
پندپذیر باشیم، تا اخلاق و رفتارمان بهتر شود.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 481.
2. تحف العقول، ص 366(احبّ اخوانی الیّ من اهدی الیّ عیوبی).
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
انتقادپذیری / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: ایّاکَ و الحَسَدَ، فَإنَّهُ یَبِینُ فیکَ وَ لا یَعْمَلُ فی عَدُوِّکَ؛ از حسد بپرهیز، چرا که حسود بودن تو آشکار می شود، و در دشمنت هم تأثیری ندارد. (1)
شرح حدیث:
حسد، یکی از صفات ناپسند و ریشه ی بسیاری از دشمنیها، جبهه گیریها و غیبتهاست.
در هر کس باشد، هم خودش را از محبوبیت می اندازد، هم دیگران را به زحمت گرفتار می کند و هرگز روی آسایش نمی بیند.
این که گفته اند:« حسود، هرگز نیاسود»، ریشه در احادیث دارد و از سخنان حضرت امیر علیه السلام است که فرمود:« لا راحَةَ لِحسودٍ»(2)؛ «برای حسود، هرگز راحتی و آسایشی نیست. »
به گفته ی سعدی:
توانم آن که نیازارم اندرون کسی
حسود را چه کنم؟ کو ز خود به رنج در است
حسد را هر چه پنهان کنند، سرانجام به نحوی آشکار می شود، زیرا حسود پیوسته در اندیشه ی آن است که به محسود ضربه بزند و او را از اعتبار و موقعیّت بیندازد؛ این است که به هر کاری دست می زند و این سبب می شود حسد را از گفتار و رفتار و نگاه و برخوردهایش بفهمند.
اما اغلب، این حسد مایه ی رنج درونی خود شخص می شود، بی آن که آسیبی به طرف مقابل بزند. به فرموده ی امام باقر علیه السلام:
«حسد، ایمان را می خورد، همان طور که آتش، هیزم را می خورد و نابود می کند. »(3)
اگر خواهان نعمتیم، از خدا بخواهیم به ما هم عطا کند، نه آن که آرزوی زوال نعمت دیگران را داشته باشیم.
کرم خدا بسیار است و خزانه ی عطایش بی پایان.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج 75، ص 369.
2. بحارالانوار، ج73، ص 252.
3. اصول کافی، ج2، ص 306.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
آفتی به نام حَسَد / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلسَّهَرُ اَلَذُّ للمَنام، وَ الجُوعُ یَزیدُ فی طیِبِ الطَّعَامِ؛ بیداری کشیدن، خواب را لذّت بخش تر می کند و گرسنگی، طعام را گواراتر می سازد. (1)
شرح حدیث:
بهره بردن از هر نعمت، زمینه و شرایط مناسب را می طلبد.
خواب و خوراک، هم نعمتی الهی است، هم از ضرورتهای زندگی است.
کسی که گرفتار بی خوابی می شود، از یک آسایش طبیعی محروم می گردد و کسی که برای خوردن، اشتهای لازم ندارد، به نوعی بیمار است.
از این رو، کسی که خسته است و بدنش به خواب نیاز دارد، از خواب لذّت بیشتری می برد و کسی هم که گرسنه است و غذا را برای رفع نیاز بدن میل می کند، طعام برای او گوارا و لذّت بخش است.
ای سیر، تو را نان جوین خوش ننماید
محبوب من است آن که به نزدیک تو زشت است(2)
برای زمینه سازی این بهره وری از نعمت، باید خود را مهیا ساخت و قبل از گرسنگی دست به سوی غذا نبرد و قبل از احساس خواب، به رختخواب نرفت، که در آن جا از خوردن لذّت نمی بریم و در این جا از خفتن.
این حدیث، از امام عسکری هم روایت شده است.
نکته ای که در ادامه ی حدیث نقل شده آن است که امام خواسته با این بیان، افراد را هم به روزه ی روزانه و هم به تهجّد و عبادت شبانه دعوت کند، زیرا وقتی کسی ساعاتی از شب را به عبادت گذرانید و با خدا راز و نیاز کرد، خواب برای او دلچسب تر خواهد بود و کسی هم که روز را به سبب روزه، گرسنگی کشید، غذای وقت افطار، لذت بخش تر و گواراتر خواهد بود.
خدا را شاکر باشیم که برای ما این دو نعمت را قرار داده است.
راستی اگر خواب نبود، چگونه خستگی ها برطرف می شد و نشاط دوباره می یافتیم؟
پی نوشت:
1. اعلام الدین، ص 311.
2. سعدی(گلستان، باب اول).
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
بیداری و گرسنگی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلعالِمُ وَ المُتَعَلِّمُ شریکانِ فی الرُّشدِ، مأمورانِ بالنَّصیحَةِ، مَنهیّانِ عَنِالغَشِّ؛ دانشمند و دانش آموزنده، در رشد و بالندگی شریکند، هر دو مأمور به خیرخواهی اند و هر دو از فریب نهی شده اند. (1)
شرح حدیث:
بزرگ ترین بخل، «بخل علمی» است؛ یعنی آنچه را کسی می داند، به دیگران یاد ندهد.
بدترین تکبّر هم، «تکبّر علمی» است؛ یعنی کسی که داناست، خود را برتر ببیند و کبرفروشی کند. و کسی که نادان است، از پرسیدن شرم کند، یا عار داشته باشد.
تعامل میان معلّم و شاگرد، باید به صورت «سؤال و جواب» باشد. نه شاگرد از پرسیدن دوری کند، نه عالم از یاد دادن.
رشد علمی در سایه ی این «مشارکت» است.
در این مشارکت علمی، هم باید خیرخواهی و نصیحت وجود داشته باشد، هم صداقت و راستی، تا دانش بشری رشد یابد و در سطح علوم افزایش پدید آید.
یا فایده ده، آنچه بدانی دگری را
یا فایده گیر آنچه ندانی ز دگر کس
و این کلام مشهور است که زکات دانش، نشر و گسترش آن است (2).
اگر دانشمند، در آموختن علم خود به دیگران بخل بورزد، رشد علمی متوقف می شود و اگر دانشجو در آموختن و فراگیری، جدیّت و شوق نداشته باشد، به مراتب عالی نمی رسد. ما امروز، ریزه خوار دانش گذشتگانیم که سخاوتمندانه حاصل عمر خویش را در قالب کتابها و تألیفات به آیندگان سپردند. هم احترام پیشینیان لازم است، هم بهره وری از ذخایر علمی آنان.
فریب و بی صداقتی در عرصه ی دانش هم، نکوهیده است. چون هم مانع کمال علم می شود، هم دانش را در استخدام سودجویان بی تعهّد قرار می دهد.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 367.
2. زکات العلم نشره، (غررالحکم، ج4، ص 104).
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
اخلاق علمی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ الامامَ بَعدِی اَلحَسَنُ اِبنی، وَ بَعْدَ الحَسَنِ إبْنُهُ القائِمُ الَّذِی یَمْلأ الأرض قِسطاً وَ عَدلاً، کَما مُلِئَتْ جَوراً وَ ظُلماً؛ امام بعد از من، فرزندم«حسن» است و پس از حسن پسرش «قائم»، آن که زمین را پر از عدل و داد می کند، آن گونه که پر از جور و ستم شده باشد. (1)
شرح حدیث:
اعتقاد به مهدویّت و منجی در آخرالزّمان، در همه ی ادیان وجود دارد؛ لیکن در اسلام، این عقیده با وضوح و شفافیت بیشتری مطرح است و مشخصات آن «مصلح جهانی» به دقت بیان شده است.
هم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از آمدن مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف خبر داده است، هم امامان معصوم علیهم السلام. (2)
در این حدیث نیز، امام هادی علیه السلام، امام بعد از خود و امام دوازدهم را معرفی کرده است، تا شیعیان پیشوای حق را بشناسند و پس از شهادت یک امام، در مرحله ی بعد دچار تردید و سرگردانی نشوند. این شیوه، در میان همه امامان رایج بوده که قبل از وفاتشان، امام بعدی را معرفی می کردند.
ویژگی «عدالت گستری» در سطح جهان که برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مطرح است، در روایات فراوانی آمده است و این مژده، مستضعفان را به آینده ای روشن و امیدبخش برای بشریت ستمدیده، دلگرم و امیدوار می سازد.
طلوع می کند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی
به امید روزی که آن آفتاب عدل و داد، بر بام جهان بتابد و زمین را از برکات وجودی اش سرشار سازد.
پی نوشت:
1. اکمال الدین، ص 383.
2. در کتاب «منتخب الاثر»، احادیثی که از هر یک از امامان ما، جدا جدا درباره ی آن حضرت نقل شده، آمده است.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
مهدی موعود (عج)/ امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: کُلَّما الطَّلَع عَلَیهِ الرَّسُولُ فَقَدِ اطَّلَعَ اَوصیاؤُهُ عَلَیهِ، کَیلاَ تَخلُو اَرضُهُ مِن حُجَّةٍ یَکُونُ مَعَهُ عِلمٌ یَدُلُّ عَلی صِدْقِ مَقالَتِهِ؛ پیامبر بر هر چه اطلاع و آگاهی داشته باشد، جانشینانش هم بر آن آگاهند، تا زمین خدا از حجتی خالی نباشد که علمی دارد که نشانه ی صدق گفتار اوست. (1)
شرح حدیث:
امامان معصوم علیهم السلام را «حجّت»گویند.
چرا که از سوی خدا، به عنوان سند و برهانی برای حقّانیّت «راه خدا» و الگوگیری« بندگان خدا» قرار داده شده اند.
حجت الهی، باید برتر از دیگران باشد، تا گفته اش و رفتارش برای مردم«سند» به شمار آید. یکی از امتیازهای امامان معصوم علیهم السلام، «علم» آنان است؛ آن هم علمی لدنّی و خدادادی که از راه کسب دانش و مکتب رفتن و استاد دیدن نباشد.
این ویژگی و موهبت، در «پیامبر» هم هست، چون انبیای الهی نیز حجتهای پروردگارند و خدای متعال علم بی پایان خویش را در وجود آنان نهاده است.
تأکید امام هادی علیه السلام در این حدیث، بر این نکته است که هرچه را خداوند به پیامبرش عطا کرده، به جانشینان او هم داده است و ائمه علیهم السلام، وارثان حکمت و علم نبوی اند و آنچه را «رسول» می داند، «امام» هم می داند و این به سبب آن است که زمین، خالی از حجت نباشد.
در سیره ی امامان معصوم علیهم السلام، موارد متعددی دیده می شود که آنان، برای ابهام زدایی از کسانی که در امامتشان تردید دارند، گوشه ای از آن علومی را که دارند و خدا به آنان داده است نشان می دهند، تا برای مردم اطمینان حاصل شود.
امام، تداوم بخش راه رسول است، پس باید ویژگیهای او را هم داشته باشد.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 367.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
حجت الهی در زمین / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: البُخلُ اَذَمُّ الاَخلاقِ، وَ الطَّمَعُ سَجِیَّةٌ سَیّئَةٌ؛ بخل، ناپسندترین اخلاق و طمع، خصلتی زشت است. (1)
شرح حدیث:
خُلق و خوی هر کس، نشان دهنده ی شخصیت انسانی اوست.
اخلاق نیک، مایه ی فضیلت و برتری است و اخلاق ناپسند، موجب کاهش ارزش انسان است.
در خودسازی و تربیت نفس، ابتدا باید «رذایل اخلاقی» را شناخت، سپس خود را از آنها دور ساخت.
بخل و طمع که در این حدیث آمده، از بدترین خصلت هاست. محبوبیّت انسان را می کاهد و موجب تنهایی انسان می گردد. افراد بخیل، موفق به داشتن دوستان صمیمی نمی شوند. افراد طمعکار هم به حقارت و پستی دچار می شوند.
ای دل تو ز خلق، هیچ یاری مطلب
وز شاخ برهنه، سایه داری مطلب
عزّت ز قناعت است، خواری ز طلب
با عزّت خود بساز و خواری مطلب(2)
بخیلان، امیدشان به خدا اندک است و چون به جایگزینی ایمان ندارند، انفاق نمی کنند و چون خودخواهند، به دیگران بخشش نمی کنند.
طمعکاران هم چون روحیه ی قناعت ندارند، همیشه چشمشان گرسنه است و به قول سعدی، چشم آنان را جز خاک گور پر نمی کند.
آن شنیدستی که در اقصای غَور
بارسالاری بیفتاد از ستور
گفت: چشم تنگ دنیادوست را
یا قناعت پر کند یا خاک گور
در سخنان امام علی علیه السلام آمده است:
بخیل، میان عزیزان خودش هم خوار است. (3)
و این روشن ترین گواه ناپسندی صفت بخل است.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 369.
2. خواجه عبدالله انصاری.
3. البخیل ذلیلٌ بین اعزته(غررالحکم، ج1، ص 377)...
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
بخل و طمع / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ لَنا بِالرُّسُلِ اُسوَةٌ، کانوا یَأکُلُونَ و یَشْرَبُونَ و یَمْشونَ فی الأسواقِ؛ پیامبران برای ما سرمشق اند. آنان می خوردند و می نوشیدند و در بازارها راه می رفتند. (1)
شرح حدیث:
در طول تاریخ، کافران برای نپذیرفتن دعوت پیامبران، دنبال بهانه بوده اند.
یکی از بهانه هایشان این بوده که چرا کاخ و ثروت ندارند؟ چرا مثل مردم عادی اند؟ چرا در هوا نمی پرند؟ چرا مثل دیگران غذا می خورند و راه می روند؟ در حالی که اینها نشان دهنده ی مردمی بودن رسولان است و این که از جنس مردمند و می توانند الگو باشند.
در قرآن آمده است:« ما پیامبران را پیش از تو هم چنان قرار دادیم که غذا می خوردند و در بازارها راه می رفتند. »(2)
و این پاسخی به آن بهانه جویی هاست.
امامان ما نیز، با آن که در علم و فضل و مقام، بسیار بالایند و از عصمت برخوردارند و زبده ترین آفریدگان خدا به شمار می روند، در «زندگی مردمی» به پیامبران الهی اقتدا کرده اند. از این رو، برای همگان اسوه و الگویند.
عادی نشان دادن زندگی امامان، پاسخی به ادعاهای افراطی، «غُلات» نیز شمرده می شود که برای ائمه علیهم السلام مقام خدایی قائلند و انحراف اعتقادی دارند. امامان نیز با شدیدترین تعبیرات، آنان را نکوهش و از ایشان اظهار برائت و بیزاری کرده اند.
ساده زیستی پیشوایان دینی ما، برای همه ی ما سرمشق است، تا دور از تکبّر و خودبرتربینی، و دور از تجمّلات و اشرافیّت و اخلاق فرعونی، زندگیهایمان ساده و باصفا باشد و بتوانیم ادّعا کنیم که پیرو آن پیشوایانیم.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 368.
2. فرقان(25)، آیه 20.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
زندگی مردمی امامان / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: المُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ للجازِعِ إثنانِ؛ مصیبت، برای صبرکننده یکی است و برای بی تابی کننده دو تا. (1)
شرح حدیث:
زندگی در دنیا، با مصیبت ها و حوادث ناگوار همراه است.
سخت ترین مصیبت ها هم از دست دادن عزیزان و داغ فرزند و برادر و... است.
آنچه انسان را در برخورد با این حوادث تلخ و شکننده مقاوم می سازد، پناه گرفتن در پناهگاه استوار«صبر» است. قرآن کریم هم توصیه می فرماید که از صبر و نماز، کمک بگیرید. (2) چون شکیبایی در برابر مصیبت، و در روی آوردن به نماز و ذکر خدا، انسان را مقاوم می سازد و تحمل او را افزایش می دهد.
بی تابی و ناله و شیون، مشکلی را حل نمی کند و مرده را زنده نمی کند و عزیز از دست رفته را به ما برنمی گرداند؛ ولی صبر، اندوه ما را می کاهد.
این است که در این حدیث، امام هادی علیه السلام (3) مصیبت را برای صبرکننده یکی می داند و برای آن که از خود بی تابی نشان می دهد، دو تا.
آن که دچار حادثه ی غمبار و مصیبتی می شود، با واقعیتی روبروست که نسبت به آن نمی توان کاری کرد. مگر صبر و شکیبایی، از این رو، همیشه به داغدیدگان توصیه می کنند که صبر کند و عنان اختیار را از کف ندهد و بی تابی نکند، چون چنین حوادثی برای همه پیش می آید. کیست که داغ عزیز ندیده و به فراق دوستان مبتلا نشده باشد؟
به گفته سعدی:
«صبر تلخ است، ولیکن بَرِ شیرین دارد. »(4).
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 369.
2. بقره(2)، آیه 45 و 153.
3. این حدیث، از امام کاظم علیه السلام و امامان دیگر هم نقل شده است( رک: حکمتهای کاظمی، حدیث 10).
4. کلیات سعدی، ص 53.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
صبر بر مصیبت / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلمَقادیرُ تُریکَ مَا لَمْ یَخطُرْ بِبالِکَ؛ تقدیرها، آنچه را که بر دلت خطور نمی کرد، نشانت می دهد. (1)
شرح حدیث:
عالمی در زیر دارد، آنچه در بالاستی...
آگاهی ما از جهان و اسرار پشت پرده آن و مقدّرات عالم اندک است. ما بر اساس علم محدود خویش، مسائل و حوادث را ارزیابی و پیش بینی می کنیم، ولی گاهی آنچه مقدّر شده، از دایره تصوّرات و پندارهای ما بیرون است.
یک دیکتاتور حاکم و جبّار، در اوج قدرت و سیطره ی بر مردم، هیچ می پندارد که ممکن است روزی سرنگون گردد و به خاک سیاه بنشیند؟
یک ثروتمند میلیاردر، فکر می کند که روزی ممکن است همه ی دارایی اش از دست برود و محتاج دیگران شود؟
در تقدیر الهی این است که ظلم و خیانت، دامن ستمگر را می گیرد و اسراف و ناسپاسی، سبب زوال نعمت می شود. ولی افراد غافل از برنامه ها و سنتهای خدا در هستی، به فکرشان نمی رسد که روزی مقام و قدرت و ثروت را از دست بدهند.
شاعر گوید:
دیدی که خون ناحق پروانه، شمع را
چندان امان نداد که شب را سحر کند؟
حکمتی که از امام هادی علیه السلام خواندیم، هشدار می دهد که خود را و وضع کنونی خویش را همیشگی و پایدار ندانیم. چه بسا تقدیر، چیزهایی نشانمان دهد که به فکرمان هم نمی رسیده است.
گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود
گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود(2)
این است که گاهی ما «تدبیر» می کنیم.
ولی... «تقدیر» چیز دیگری است!
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 369
2. سلمان ساوجی، دیوان، ص 98.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
قلم تقدیر / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلحِکمَةُ لا تَنْجَعُ فِی الطِّباعِ الفاسِدَةِ؛ حکمت، در سرشتهای فاسد سودی نمی بخشد. (1)
شرح حدیث:
فطرت الهی انسان، پذیرای حق و حکمت است.
ولی گاهی در اثر عواملی، این طبیعت و سرشت، دگرگون و فاسد و از خیر و تقوا و موعظه رویگردان می شود. آن وقت است که حرف خوب هم در دل اثر نمی کند.
زمینه ی مساعد، سبب رویش بذر می شود. اما زمینه ی خراب، حاصلی نمی دهد. این است که سعدی گفته است:
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ، لاله روید و در شوره زار، خس
در رهنمودهای امام علی علیه السلام آمده است:« اگر حکمت را از اهلش دریغ کنی و به آنان نگویی، در حق آنان جفا کرده ای و اگر حکمت را برای نااهلش بیان کنی، به حکمت ظلم کرده ای».
حتی نیکی کردن به کسی که لیاقت آن را ندارد و قدر نیکی را نمی شناسد نیز، هدر دادن مال و کاری غیرحکیمانه است.
حکمت، سخنان حق و صحیح و استوار است که با عقل همراه است و با دین، همسو. حکمت، دل را روشن و روح را بانشاط می سازد. اما کسی که طبیعت فاسد و زمینه ای نامناسب دارد، از این گوهر ارزشمند سود نمی برد. حتی قرآن کریم هم که برترین کلام و هدایت کننده ترین رهنمودها را داراست، در دلهای فاسد که زمینه ی پذیرش ندارند، بی اثر است و به تعبیر قرآن، جز بر خسران و زیان آنان نمی افزاید. (2)
در پی حکمت باشیم و داروی حکمت را بر دردهای درونی خویش بگذاریم، تا جهل و غفلت و غرور ما را درمان کند.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 370.
2. وَ لاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلاَّ خَسَاراً(اسراء، 17)، آیه 82.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
بذر خوب در زمین بد / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ مِنَ العِزَّةِ بِاللهِ اَن یُصِرَّ العَبدُ عَلَی المَعصِیَةِ وَ یَتَمنّی عَلی اللهِ المَغفِرَةَ؛ از نمونه های غرور نسبت به خدا آن است که «بنده»، بر گناه اصرار و پافشاری کند و از «خدا» امید آمرزش داشته باشد. (1)
شرح حدیث:
میان معصیت و مغفرت، پلی وجود دارد، به نام «توبه».
توبه، هم درکِ زشتی و بدی گناه است، هم پشیمانی و ندامت از نافرمانی، هم تصمیم جدّی بر ترک گناه و تکرار نشدن اشتباه و خطا، هم جبران قصورها و خلافهای پیشین و ادای حق مردم در صورتی که گناه مربوط به «حقّ الناس» باشد.
با این حال، کسی که همچنان گناه می کند و بر تکرار معصیت و استمرار آن اصرار می ورزد، از آن طرف هم امید و آرزوی آمرزش الهی دارد، مغرور و خودباخته و خود فریفته نیست؟
خداوند، آمرزنده و غفّار است، ولی نسبت به کسی که از گناه برگردد و توبه کند.
مغفرت الهی محدود است و حدّ آن«توبه»است.
کسی که این حدّ و مرز را نشناسد، مغرور به رحمت الهی شده است. حضرت علی علیه السلام در کلامی نسبت به مغروران چنین هشدار می دهد:« هشدار، هشدار، ای مغرور!
چنان همه جانبه گناهت را پوشانیده که گمان کرده ای آمرزیده است. (2)
یکی از اشتباهات این است که انسان معصیت کار، با کیفر سریع الهی روبرو نمی شود ولی پندارد که گناهی کرده و کسی آن را ندیده است! غافل از این که در همه حال در منظر حق متعال قرار داشته است.
ادامه ی گناه و ترک توبه و آرزوی مغرفت الهی با هم ناسازگار است. کسی که امید به رحمت الهی دارد، باید توبه کند.
پی نوشت:
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 212.
2. الحذر، الحذر ایّها المغرور، والله لقد ستر، حتی کانّه غفر(غررالحکم، ج2، ص 280).
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
غرور بی جا / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ النَّفسَ اَقْبَلُ شَیئٍ لِما اَعْطَیتَ، وَ اَمنَعُ شیئیٍ إذا مَنَعْتَ؛ نفس انسان پذیراترین چیز است نسبت به آنچه به او بدهی و منع کننده ترین چیز است، آنگاه که او را محروم کنی. (1)
شرح حدیث:
مثل بذری که در اختیار کشاورز است و آن را می افشاند و آبیاری می کند و به ثمر می رساند، وجود انسان نیز یک بذر قابل رویش و نهال قابل رشد است.
آنچه مهم است، «تربیت نفس» و خودسازی است.
انسان، اثرپذیر است و این کار تربیت و تهذیب نفس را آسان می کند. هر که نفس و تمنّیات نفسانی را آزاد بگذارد و دنبال هوسها و خواسته های دل برود، نفس سیری ناپذیر او را به فساد و به جهنم می کشاند. و هر که خواسته های دل را مهار کند و بر آن مسلّط باشد، سعادتمند می شود.
قرآن کریم، بهشت را از آنِ کسانی می داند که جلوِ هوسهای نفس بایستند و از خدا و قیامت بترسند. (2)
حال که چنین است، چرا رها ساختن نفس در مرداب شهوات و در گرداب رذایل؟
حضرت علی علیه السلام می فرماید:
من نفس خویش را با «تقوا» تمرین می دهم و تربیت می کنم، تا در روز قیامت، ایمن و آسوده به عرصه ی محشر و حساب بیاید. (3)
اگر طبق اشتهای نفس عمل کنیم، سیری ناپذیر است. و اگر به خواسته های دل، «نه» بگوییم، به همین عادت می کند.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 370.
2. وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأْوَى (نازعات)، (79)، آیه های 41 و 41).
3. و انّما هی نفسی اروضها بالتقوی... (نهج البلاغه، نامه 45).
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
تربیتِ نفس / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: خَیرٌ مِنَ الخَیرِ فَاعِلُهُ، وَ اَجمَلُ مِنَ الجَمیلِ قائِلُهُ، وَ اَرجَحُ مِنَ العِلمِ عامِلهُ؛ بهتر از نیکی، انجام دهنده آن است و زیباتر از زیبا، گوینده ی آن است، و برتر از علم، عمل کننده ی به دانش است. (1)
شرح حدیث:
صفات خوب و بد و کارهای پسندیده و ناپسند، در عمل و رفتار انسان ها تجلی و تجسّم پیدا می کنند و اگر افراد نباشند، خوبی و بدی و کار نیک و بد، در بیرون وجود ندارد.
همه ی صفات چنین است و همه ی فضایل اخلاقی این گونه است. مثلاً شجاعت و سخاوت خوب است، ولی بدون رفتار یک شجاع و بخشنده در بیرون وجود نمی یابد.
از این رو، امام هادی علیه السلام انجام دهنده ی خیر و نیکی را بهتر از خود نیکی می داند و گوینده ی حرف نیکو و زیبا را برتر از زیبا می شمارد و عمل کننده ی به علم را بهتر از خود علم معرفی می کند.
در علم اخلاق، آنچه ارزشمند است، آراسته شدن افراد به صفات نیک است، نه یاد گرفتن و حفظ کردن متون اخلاقی یا احادیث تربیتی یا اشعار حکمت آمیز. سعدی درباره ی آنان که علم دارند، ولی به علم خود عمل نمی کنند، می گوید( بر اساس آیه قرآن): «چهارپایی بر او کتابی چند»!
وقتی دانستیم فلان کار«خوب» است، اگر آن را انجام دهیم، از آن خوبی خوب تریم. و اگر فهمیدیم فلان سخن زیباست، اگر گوینده آن باشیم، از آن زیباتریم. و اگر دانشی آموختیم و به آموخته ی خویش عمل کردیم، از آن برتریم.
ثمر علم ای پسر عمل است
ورنه تحصیل علم دردسر است
سعدی گوید:
«دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند، یکی آن که اندوخت و نخورد، و دیگر آن که آموخت و نکرد.
علم، چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست، «نادانی»(2)
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 370.
2. گلستان سعدی، باب هشتم، نکته 3.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
بهترین ها / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلجاهِلُ اَسِیرُ لِسانِهِ؛ نادان، اسیر زبان خویش است. (1)
شرح حدیث:
اسارت انواع گوناگون دارد.
یکی اسیر بند و زنجیر و زندان است.
دیگری اسیر عادتهای ناپسند و گناهان است،
یکی اسیر مال و مقام و ثروت و شهرت است،
یکی هم «اسیر زبان» است و این، ویژگی انسانهای جاهل و کم خرد است که کنترلی بر زبان و گفتار خود ندارند و در همین رهگذر، دچار پشیمانیهای جبران ناپذیر می شوند.
عاقل و فرزانه، آنچه را نمی داند، نمی گوید. تا نپرسند، جواب نمی دهد. سخنانش متین و سنگین است. از لغو و بیهوده گویی پرهیز می کند. سخنان درشت و آزاردهنده به دیگران نمی گوید. در موردی که اطلاع کافی ندارد، اظهارنظر نمی کند. حرفی می زند که برای خود و دیگران سودمند باشد.
اما جاهل، چنین نیست. گرفتار زبان لجام گسیخته و بی مهار است که برای او دردسرساز می شود و گاهی «زبان سرخ، سرِ سبز می دهد بر باد». به قول ایرج میرزا:
کم گوی و مگوی هرچه دانی
لب دوخته دار، تا توانی
بس سر که فتاده ی زبان است
با یک نقطه، زبان، زیان است
نادان به سرِ زبان نهد دل
در قلب بود، زبان عاقل(2)
آنچه انسان را از «اسارت زبان» می رهاند، مهار و کنترل آن است و این وقتی است که قبل از هر گفتار، درباره ی آنچه می خواهیم بگوییم، بیندیشیم و خوبی و بدی و صلاح و فساد و سود و زیان آن را در نظر داشته باشیم، آنگونه که توصیه کرده اند.
-مزن بی تأمل به گفتار، دَم!
پی نوشت:
1. اعلام الدین، ص 311.
2. رهنمون، ذوالقدری، ص 454.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
اسارت زبان / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلحِلمُ هُوَ اَنْ تَملِکَ نَفسَکَ، وَ تَکْظِمَ غَیْظَکَ، وَ لا یَکُونُ ذَلِکَ إلّا مَعَ القُدرَة؛ حلم و بردباری آن است که خویشتن دار باشی و خشم خود را فرو بری و بروز این خصلت، جز در موردی که قدرت ( بر اعمال خشم) داشته باشی و اعمال نکنی، محقق نمی شود. (1)
شرح حدیث:
قوی ترین افراد، کسانی هستند که بر نفس خود مسلطند.
در روایات، از این که کسی «مالک نفس» باشد، بسیار سخن گفته شده و این صفت را ستوده اند. این قدرت روحی در عرصه های مختلف آشکار می شود. یکی هم آن گاه است که انسان خشمگین و عصبانی می شود و می خواهد رفتارهای تند و خشن از خود نشان دهد یا حرفهای غلیظ بزند؛ و اگر ضعیف باشد همین کار را می کند و بعد پشیمان می شود.
اما کسی که حلیم و بردبار است، خشم خود را مهار می کند و عصبانیّت خویش را فرو می برد و بر اعصاب خود مسلط می گردد.
این قدرت روحی و صفت نیک در قرآن هم آمده است و از کسانی که خشم خود را فرو می برند و بر خود مسلّطند، با عنوان «الکاظمین الغیظ» یاد شده است. (2)
یکی از لقبهای امام هفتم شیعیان هم «کاظم» است و این به سبب اخلاق والا و حلم و بردباری آن حضرت بوده است.
رسیدن به این مرحله از کمال روحی، تمرین و ممارست و کنترل دائمی بر حرفها و رفتارها را می طلبد و مثل قدرت جسمی و عضلانی که با ورزش و تمرین به دست می آید، در اثر تمرینهای بسیار می توان به حدّی رسید که خود را مهار کرد و مالک نفس خویش شد.
«گر بر سَرِ نفسِ خود امیری، مردی!».
پی نوشت:
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 205
2. آل عمران(3)، آیه 134.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
حلم / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُونَ عَلَیهِ؛ هر کس از خودش راضی باشد، دشمنان و بدخواهانش زیاد شود. (1)
شرح حدیث:
خودپسندی آن است که شخص، از صفات و اعمال و رفتار خود راضی باشد و هیچ عیبی را در خود نپذیرد و خویش را کامل و بی نقص بداند.
این صفت، تکبّر می آورد و اشخاصِ از خود راضی، در دیگران به دیده ی تحقیر می نگرند. در نتیجه، دیگران هم از آنان خوششان نمی آید.
هیچ کس بی عیب نیست.
پذیرفتن عیوب، مقدمه برطرف کردن آنهاست.
افراد فروتن و حقیقت بین، در پی آنند که کاستیها و ضعفهای خود را بشناسند و آنها را از بین ببرند و کامل تر شوند.
از نشانه های افراد خودخواه و خودپسند، فخرفروشی بر دیگران و تحقیر مردم و بی اعتنایی به همنوعان است. این خصلت را باید درمان کرد و احترام دیگران را نگه داشت. آنان که خود را بهتر از همه می دانند، نه خود را شناخته اند، نه دیگران را.
در توصیه های دینی آمده است.
«آنچه برای خود می خواهی، برای دیگران هم بخواه و آنچه را بر خود نمی پسندی، برای دیگران هم مپسند»(2).
راستی... ما تا چه اندازه به نقاط ضعف خویش آگاهیم؟
و تا چه حدّ از خوبیها و صفات نیک آنان باخبریم؟
اندکی در خود نگر تا کیستی؟...
پس چه جای غرور و خودپسندی و خودبرتربینی؟
پی نوشت:
1. اعلام الدین، ص 311
2. امام صادق علیه السلام این را یکی از حقوق برادر مسلمان بر گردن ما می داند(محجة البیضاء، ج3، ص 354).
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
زیان خودپسندی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: حُسْنُ الصُّورَةِ جَمالٌ ظاهِرٌ، وَ حُسنُ العَقْلِ جَمالٌ باطِنٌ؛ زیبایی چهره، جمال ظاهر است، ولی نیکویی عقل، جمال درون است. (1)
شرح حدیث:
در هنر، سخن از «جمال» و زیبایی است.
هنرمند، زیبایی را می شناسد و با هنر خویش در هر یک از عرصه های قلمی، شعری، تصویری، صوتی، نمایشی، خطّاطی و... زیبایی می آفریند.
ولی آیا زیبایی تنها در چهره است؟
آیا جمال، تنها جمال مادی و صوری است؟
برتر از جمال مادی، جمال معنوی است و بهتر از زیبایی صورت، زیبایی سیرت است و جمال درون و سیرت، در سایه عقل و ایمان و فهم و شعور است.
امام سجاد علیه السلام، گسترش عدالت و فروخوردن خشم را زینت و زیور اهل تقوا می داند(2).
امام علی علیه السلام، عفاف را زینت فقر می شمارد و شکر را زینتِ ثروتمندی. (3)
همچنین آن حضرت، حلم را جمال مرد، وقار را زیبایی انسان، پرهیزکاری را جمال مؤمن و دوری از ننگ و عار را مایه ی زیبایی و آراستگی مؤمن می شمارد. (4)
اینها نشان می دهد برتر از زیبایی ظاهر و چهره، زیبایی اخلاق و فکر و عمل و اندیشه است، وگرنه «ای بسا ابلیسِ آدم رو که هست... ».
مؤمن هم باید بکوشد خود را به جمال باطنی آراسته کند و سیرت و رفتار عالی و زیبا داشته باشد، تا محبوب خدا و خلق خدا قرار گیرد. این است که کارساز است و در قیامت ثمر دارد، وگرنه:
صورت زیبا نیاید هیچ کار
ای برادر سیرت زیبا بیار
پی نوشت:
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 212.
2. صحیفه سجادیه، دعای 20(البِسنی زینه المتّقین... ).
3. نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 65.
4. غررالحکم، ج7، ص 44.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
جمال ظاهری و باطنی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: لَوْ سَلَکَ النّاسُ وادِیاً وَسیعاً لَسَلَکْتُ وادِیَ رَجُلٍ عَبدَ اللهَ وَحدَهُ خالِصاً؛ اگر مردم، در وادی گسترده ای راه بپویند، من در وادی مردی راه خواهم پیمود که تنها خداوند را خالصانه عبادت کند. (1)
شرح حدیث:
بعضی از مردم، همرنگ جماعت می شوند.
هر طور دیگران هستند، خود را همسو و همراه با آنان نشان می دهند، حتّی اگر مسیر حرکت جامعه برخلاف باشد. این هنر نیست.
حرکت در «راه خدا» و در «صراط مستقیم» دشوار است. اگر در روایات آمده است که صراط در قیامت، از مو باریک تر و از شمشیر برنده تر است و همه از روی آن می گذرند و برخی به جهنم سقوط می کنند.
و اگر در روایات آمده است که: دو صراط است، یکی صراط در قیامت و یکی صراط در دنیا، و صراط در دنیا حرکت در مسیر اولیای الهی و پیروی از ائمّه و پیشوایان معصوم است؛ این نکته گویای این حقیقت است که در دنیا هم صراط حق و راه درست، باریک و سخت و پرمخاطره است. اگر همه ی مردم، در یک جاده وسیع و اتوبان حرکت کنند، امّا بیراهه باشد، خردمند کسی است که در راه درست گام بردارد، هرچند باریک و دشوار و دارای رهروان کمتری باشد.
آن که خدای یکتا را خالصانه می پرستد و بنده ی اوست، «در راه» است. آنان که در پی هوسها، فسادها، لذّتهای حرام، بی اعتقادی به خدا و قیامتند، هرچند فراوان باشند، «بیراهه» می روند.
رهنمود امام در این حدیث این است که اگر جماعت بیراهه می روند، ما در راه درست و خداپسندانه حرکت کنیم، هرچند تنها بمانیم و با دشواری ها رو به رو شویم.
باید «معیار» داشت و بر اساس معیار زندگی کرد.
پی نوشت:
1. حیاة الامام علی الهادی علیه السلام، ص 165
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
رهروان خالص / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: مَنْ جَمَعَ لَکَ وُدَّهُ وَ رَأیَهُ فَاجمَعْ لَهُ طاعَتَکَ؛ هر کس دوستی و نظر خود را برای تو هزینه کند، تو هم فرمانبرداری خود را برای او خرج نما. (1)
شرح حدیث:
در مَثَل ها آمده است:
برای کسی بمیر که برایت تب کند.
یعنی میزان تلاش و خدمت و گذشت و فداکاری انسان نسبت به دیگری، باید متناسب با محّبت و صداقت او باشد.
اگر کسی منافقانه اظهار دوستی کند، نباید ساده لوحی کرد و اسرار خود را به او گفت و با او طرح دوستی ریخت.
سعدی گوید:
دنیا خوش است و مال عزیز است و تن شریف
لیکن رفیق، بر همه چیزی مقدّم است
البته، رفیقی که همدل و صادق و خیرخواه باشد.
مفهوم سخن امام هادی علیه السلام این است که اگر کسی هم نسبت به تو محبّت و مهرورزی داشت، هم فکر و نظر خود را درباره ی تو و به سود تو به کار گرفت و با تو «همفکر» و «همدل» بود، قدر این دوست را بدان، تو هم در خدمت و اطاعت او باش و با او از درِ ستیز و مخالفت وارد مشو. دوست موافق و مناسب، از گرانبهاترین سرمایه هاست.
آنچه رشته دوستی را محکم می کند، خیرخواهی و دلسوزی و مثل آینه، راست و شفّاف و صادق بودن است.
پس اگر از نعمت «دوست خوب» برخوردار بودیم، ما هم به او خوبی کنیم.
برخورد صادقانه با دوستان، شکرانه و سپاس صداقت آنان است.
قدر دوستان یکرنگ و باصفا را بدانیم، چرا که آنان امید ما را به فردایی روشن بیشتر می کنند و در سختیها یار و غمخوار ما هستند.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 483.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
خوبی , جواب خوبی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلمِراءُ یُفسِدُ الصِّداقَةَ القَدِیمَةَ و یُحَلِّلُ العُقدَةَ الوَثیقَةَ؛ کشمکش و جدال، دوستی کهن را خراب می کند و پیوند استوار را از هم می گسلد. (1)
شرح حدیث:
هرچه دوستی ها را به هم بزند و پیوندها را به جدایی بکشاند. ناپسند است. «جدال»، یکی از این عوامل است.
در مجادله و جرّ و بحث، هر کس می کوشد بر حریف خویش پیروز شود و اثبات کند که حق با اوست و حرف او درست است. این مسأله، حسّ غلبه و برتری جویی و تفوّق طلبی را در انسان تقویت می کند و به جداییها و سست شدن پیوندهای دوستی می انجامد.
یکی از محرّمات در حال احرام برای حاجیان، «جدال» است. (2)
حج که باید محیط و فضای دوستی و معنویت و رها شدن از خودخواهی و تکبّر را فراهم آورد، در سایه ی جدال و نزاعهای لفظی، سبب پیدایش اختلاف و تفرقه و جدایی می شود و این با روح حج ناسازگار است. از نشانه های تواضع، یکی هم آن است که انسان با دیگری به جرّ و بحث و جدال بیهوده نپردازد و اگر حق با او هم باشد، جدل را ترک کند و این چون نیازمند پاگذاشتن روی نفسانیّات و مبارزه با خودخواهی است، نشان فروتنی به شمار آمده است.
چه بسیار دوستیهای کهن که در اثر جدال، از بین می رود.
و چه بسا رشته های مستحکم و ریشه دار رفاقت و روابط حسنه که در پی آن گسسته می شود.
از سخنان امام علی علیه السلام نیز این است.
«مراء و جدال، بذر و اساس شر و بدی است.»(3) با افزودن ظرفیت و تحمّل خویش، از جدالهای بی ثمر بپرهیزیم.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 369
2. بقره(2)، آیه 197.
3. المراء بذرالشرّ(غررالحکم، حدیث 393).
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
جرّ و بحث و جدال / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اِنّکُمْ فی آجالٍ منقوصَةٍ و اَیّامٍ معدودَةٍ و الموتُ یأتِی بَغتَةً؛ به یقین شما در اجلهایی هستید رو به کاهش و در روزهایی هستید، شمارش شده، و مرگ هم ناگهان می آید. (1)
شرح حدیث:
مثل شمعی که می سوزد و قطره قطره آب می شود و ناگهان خاموش می گردد، چراغ عمر آدمی نیز چنین است. «اجل»، مدت معینی است که برای عمر هرکس مقرر شده است. روزی این مدت به سر خواهد آمد و مرگ انسان فرا خواهد رسید.
عمر ما، مجموعه ای از ثانیه ها، دقیقه ها، ساعتها و روزهاست. این مجموعه، پیوسته رو به کاهش است، تا روزی که پایان یابد و مرگ ناگهان از راه برسد.
البته، مرگ هیچ کس، ناگهانی نیست، ولی چون ما غافلیم و از اجلها و مدت مقرر خبر نداریم، به نظر ما «ناگهانی» می رسد، در حالی که طبق قاعده ی اصلی در وقت معین خواهد رسید، مگر مرگ و میرهایی که در اثر قتل یا تصادف یا حوادث غیرمنتظره پیش می آید.
سعدیا! دی رفت و فردا همچنان موجود نیست
در میان این و آن، فرصت شمار امروز را
آینده ی حتمی«مرگ»، در انتظار همه است.
مهم، آمادگی برای این مرگ حتمی است. ذخیره سازی «عمل صالح» برای مرحله ی پس از مرگ، شرط عقل است، تا در آن مرحله، تهیدست نباشیم و حسرت نخوریم.
توجه دادن به مرگ و به یاد آخرت بودن و آمادگی برای کوچ از این جهان، در رهنمودهای همه پیامبران الهی آمده است. توشه برداشتن برای آخرت هم بارها در کلام حضرت علی علیه السلام بیان شده است: «تزّودوا» یعنی رهتوشه بردارید.
دریاب خویش را که در این بحر موج خیز
همچون حُباب، وقت تو بسیار نازک است (2)
کاش پایان عمر ما، با حسرت و افسوسی همراه نباشد.
کاش قدر ثانیه های عمرمان را بیشتر بدانیم.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 373.
2. واهب قندهاری.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
عمر گذران و مرگ در پیش / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ اللهَ جَعَلَ الدُّنیا دارَ بَلوی وَ الآخِرَةَ دارَ عُقبی وَ جَعَلَ بَلوَی الدُّنیَا لِثَوابَ الآخِرَةِ سَبَباً، وَ ثَوابَ الآخِرَةِ مِن بَلوَی الدُّنیا عِوَضاً؛ خداوند، دنیا را سرای بلا و آزمایش و آخرت را سرای ابدی قرار داده است و گرفتاری دنیا را سبب پاداش آخرت ساخته و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است. (1)
شرح حدیث:
«بلا» هم به معنای رنج و گرفتاری است، هم به معنای آزمون و امتحان. گاهی هم رنج و بلا، وسیله ی امتحان بندگان است.
سختیهای گوناگونی که انسان بیمار و گرفتار درد و بلا متحمّل می شود، برای رسیدن به سلامتی و عافیت است و کسی که این فشارها و مشکلات را از سر نگذراند و محدودیّت «پرهیز» را به جان نخرد و جرّاحی غدّه را تحمل نکند و دوران بستری شدن را نپذیرد، به مرحله ی سلامتی و بهبودی نمی رسد.
دنیا خالی از بلا و گرفتاری نیست.
قرآن هم نقص اموال و مرگ و میر و ترس و ناامنی و گرسنگی و سختی را وسیله ی امتحان می داند و به صابران که در مصیبتها به خدا توجه می کنند، مژده ی پاداش می دهد(2).
بلای دنیا ثواب آخرت را در پی دارد.
پاداش آن دنیا هم عوض بلا و آزمون این دنیاست.
آنان که در پی خوشیهای بی حساب و لذتهای بی رنج دنیایند و فکر می کنند به دنیایی بی غم و غصّه و بی بلا و ابتلا دست خواهند یافت، در اشتباهند. لیکن رنج و بلای اشخاص متفاوت است.
حیات اصلی و زندگی ابدی و نعمت و لذّت بی رنج، در بهشت خداست. رسیدن به آن هم تحمّل سختیهای دنیوی و داشتن یک زندگی ایمانی و تقوایی را می طلبد.
بکوشیم تا از آزمون الهی سربلند بیرون بیاییم و در این امتحان، رتبه ی قبولی را که همان طاعت و بندگی و کسب «رضای پروردگار» است، به دست آوریم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 483
2. بقره(2)، آیه 155.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).
مقایسه دنیا و آخرت / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اَکْثِروا ذکْرَاللهِ و ذِکرَ الموتِ و تِلاوةَ القُرآنِ و الصّلاةَ علی النّبی صلی الله علیه و آله فاِنَّ الصّلاهَ علی رسولِ الله عَشرُ حسناتٍ؛ خدا را و مرگ را بسیار یاد کنید. زیاد قرآن بخوانید و بر پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار درود و صلوات بفرستید، چرا که صلوات بر پیامبر خدا ده حسنه حساب می شود. (1)
شرح حدیث:
یاد بسیار نسبت به خدا و مرگ، سازنده است.
یاد خدا، همدم دل در لحظات تنهایی است، مونس جان در غربت است، سبب دوری از گناه و افتادن در دام شیطان است.
یاد مرگ، هم جلوِ غرور و غفلت را می گیرد و ناپایداری دنیا را به یادمان می آورد و از دلبستگی به جلوه های فریبنده دنیا باز می دارد و اینها همه در رستگاری ما نقش مؤثر دارند.
تلاوت قرآن نیز، جان را صفا می بخشد و ثواب دارد.
صلوات بر پیامبر و خاندان پاک او نیز از بهترین عبادتها و ذکرهاست. چهار توصیه ای که در این حدیث آمده است، توصیه خداوند در قرآن هم هست.
آیه «اذکروالله ذکراً کثیراً» (2)، دعوت به فراوان به یاد خدابودن است.
آیه «کل نفسٍ ذائقه الموت» (3)، مرگ را که برای همه حتمی است، به یاد می آورد.
آیه «فاقرؤا ما تیسّر من القرآن» (4)، توصیه به خواندن قرآن دارد، هر قدر که بتوانیم.
آیه «إنّ الله و ملائکتهُ یُصَلون علی النّبی...» (5)، نیز، هم به صلوات خدا و فرشتگان بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله اشاره دارد، هم به مؤمنان دستور می دهد بر آن حضرت درود و صلوات بفرستند.
چه بهتر که بر زبان انسان و در دل او، یاد خدا و قیامت و مرگ، و آیات وحی و صلوات بر پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله باشد، تا زندگی برکت یابد.
دلی که جای خدا باشد، جای شیطان نخواهد بود.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 488
2. احزاب (33)، آیه 41.
3. آل عمران (3)، آیه ی 185؛ عنکبوت (29)، آیه ی 57.
4. مزمّل (73)، آیه ی 20.
5. احزاب (33)، آیه ی 56.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
بهترین یادها / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اَکْثِروا ذکْرَاللهِ و ذِکرَ الموتِ و تِلاوةَ القُرآنِ و الصّلاةَ علی النّبی صلی الله علیه و آله فاِنَّ الصّلاهَ علی رسولِ الله عَشرُ حسناتٍ؛ خدا را و مرگ را بسیار یاد کنید. زیاد قرآن بخوانید و بر پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار درود و صلوات بفرستید، چرا که صلوات بر پیامبر خدا ده حسنه حساب می شود. (1)
شرح حدیث:
یاد بسیار نسبت به خدا و مرگ، سازنده است.
یاد خدا، همدم دل در لحظات تنهایی است، مونس جان در غربت است، سبب دوری از گناه و افتادن در دام شیطان است.
یاد مرگ، هم جلوِ غرور و غفلت را می گیرد و ناپایداری دنیا را به یادمان می آورد و از دلبستگی به جلوه های فریبنده دنیا باز می دارد و اینها همه در رستگاری ما نقش مؤثر دارند.
تلاوت قرآن نیز، جان را صفا می بخشد و ثواب دارد.
صلوات بر پیامبر و خاندان پاک او نیز از بهترین عبادتها و ذکرهاست. چهار توصیه ای که در این حدیث آمده است، توصیه خداوند در قرآن هم هست.
آیه «اذکروالله ذکراً کثیراً» (2)، دعوت به فراوان به یاد خدابودن است.
آیه «کل نفسٍ ذائقه الموت» (3)، مرگ را که برای همه حتمی است، به یاد می آورد.
آیه «فاقرؤا ما تیسّر من القرآن» (4)، توصیه به خواندن قرآن دارد، هر قدر که بتوانیم.
آیه «إنّ الله و ملائکتهُ یُصَلون علی النّبی...» (5)، نیز، هم به صلوات خدا و فرشتگان بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله اشاره دارد، هم به مؤمنان دستور می دهد بر آن حضرت درود و صلوات بفرستند.
چه بهتر که بر زبان انسان و در دل او، یاد خدا و قیامت و مرگ، و آیات وحی و صلوات بر پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله باشد، تا زندگی برکت یابد.
دلی که جای خدا باشد، جای شیطان نخواهد بود.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 488
2. احزاب (33)، آیه 41.
3. آل عمران (3)، آیه ی 185؛ عنکبوت (29)، آیه ی 57.
4. مزمّل (73)، آیه ی 20.
5. احزاب (33)، آیه ی 56.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
بهترین یادها / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: منْ یَزْرَعْ خیراً یَحْصُدْ غِبطةً و منْ یَزْرَعْ شَرّاً یَحصُد ندامَةً، لِکُلِّ زارعٍ ما زَرَعَ؛ هرکس نیکی بکارد، خوشی و شادمانی درو می کند. و هرکس بدی بکارد، پشیمانی درو می کند. برای هر کشتکار، همان است که کاشته است. (1)
شرح حدیث:
دنیا، دنیای حساب و کتاب است. نه نیکیهای مردم گم می شود، نه بدیهایشان بی کیفر می ماند. باید عاقبت کار را دید و فرجام را در نظر داشت.
هرکه اول بین بود، اعمی بود
هرکه آخربین، چه با معنی بود
هرکه آخربین تر، او مسعودتر
هرکه اول بین تر او مطرود تر
عاقلی، جز پیش اندیش نیست
وای آن کو عاقبت اندیش نیست (2)
این که گفته اند «پیشگیری بهتر از درمان است» سخنی درست و حکیمانه است. کسی که نظام حاکم بر جهان را بشناسد و به پیامدهای حوادث و نتایج اعمال توجه داشته باشد، نسنجیده حرفی نمی زند و بدون فکر و عاقبت اندیشی اقدامی نمی کند و با تدّبر خویش، از ندامت آینده پیشگیری می کند.
عاقل آن است که اندیشه کند پایان را...
کارهای ما، یا خوب است، یا بد. اگر خوبی بکاریم، نتیجه خوب آن را می بینیم و اگر بدی بکاریم، پشیمانی درو می کنیم. باید دید در مزرعه حیات، چه می کاریم و چه برداشت می کنیم؟
با دشمن و دوست، فعل نیکو، نیکوست
کی بد کند آن که نیکی اش عادت و خوست؟
با دوست چو بد کنی، شود دشمن تو
با دشمن اگر نیک کنی، گردد دوست (3)
اگر بخواهیم اهل خیر و نیکی باشیم، باید افق نگاهمان بلندتر باشد. آخرت را هم باید در نظر داشته باشیم. چون گاهی نیکیهای ما در دنیا پاداش نمی یابد و ثواب آن در آخرت به ما می رسد؛ دنیایی که بسیار محتاج خواهیم بود.
برداشت ما از کشت دنیایی، گاهی در آخرت است؛ آن را از یاد نبریم.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 373
2. مولوی.
3. خیام.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
هر چه بکاری , درو می کنی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: لیْسَ مِنَ الادبِ إظْهارُ الفرَحِ عِندَ المَحزونِ؛ اظهار شادمانی پیش انسان غمگین، از ادب نیست. (1)
شرح حدیث:
جامعه ی بشری باید مثل اعضای یک بدن، پیوستگی و همدلی داشته باشند.
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی (2)
این همبستگی در موارد گوناگونی باید آشکار شود؛ از جمله در برخورد با انسان های غمگین و داغدیده که از مسأله ای رنج می برند و غصّه دارند.
همچنان که خوردن غذاهای لذیذ و میوه های گوناگون پیش کسی که فقیر است و توان تهیه آنها را ندارد، ناپسند است و مایه ی رنج او می شود، اظهار خوشحالی و خنده و مزاح پیش افراد غمگین هم ناپسند و آزاردهنده است.
پیشوایان دین توصیه کرده اند که در تشییع جنازه نخندید، سراغ افراد داغدیده بروید و تسلیت بگویید و خود را محزون نشان دهید، تا برای او تسلّایی باشد. والا شوخی و خنده و شادی کردن نزد داغدیدگان محزون، بی ادبی است و آنان را هم می آزارد و مثل نمک پاشیدن بر زخم است.
همدلی با افراد مصیبت زده، نشانه درک صحیح و احترام گذاشتن به دیگران است.
این که گفته اند: هنگام شنیدن مرثیه اهل بیت و عاشورا، اگر گریه هم نمی کنید، حالت حزن و اندوه به خود بگیرید (تباکی) برای همین است. از نشانه های ادب، یکی هم این است که با دیگران طوری رفتار کنیم که دوست داریم با ما رفتار کنند. اگر عزیزی را از دست داده باشیم، انتظار داریم دیگران با ما همدردی و درکمان کنند و اگر در غم ما اشک نمی ریزند، دست کم شادی نکنند.
خودمان هم باید با غمگینان و دردمندان همین گونه رفتار کنیم.
یکی را چو در بند بینی، مخند
مبادا که روزی بیفتی به بند
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 374
2.گلستان سعدی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
اخلاق اجتماعی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اِنَّ لِلسَّخاءِ مِقْداراً، فَاِنْ زَادَ عَلیهِ فَهُوَ سَرَفٌ، و لِلْحَزمِ مِقداراً، فاِنْ زادَ علیهِ فهوَ جُبْنٌ و للإقتِصادِ مقداراً فإن زادَ علیهِ فهوَ بُخلٌ و للشّجاعَهِ مقداراً فإنْ زادَ علیهِ فهوَ تَهَوُّرٌ؛ سخاوت حدّی دارد، اگر از حدّش بگذرد، اسراف است. حزم و احتیاط، اندازه ای دارد، اگر از اندازه بگذرد، ترس است. میانه روی هم حدّی دارد، اگر از حدّش فراتر برود، بُخل است. شجاعت هم اندازه ای دارد. اگر بیش از اندازه باشد، تهوّر و بی باکی است. (1)
شرح حدیث:
در مباحث اخلاقی، تشخیص «مرز» بین صفات، گاهی حساس و دقیق و دشوار است.
دیده اید که گاهی کسی می خواهد تواضع کند، ولی آن قدر خود را کوچک می کند که خفّت و خواری می کشد. یا کسی می خواهد متانت و عزّت و وقار خویش را حفظ کند، اما دچار تکبر و غرور می شود.
«اندازه نگهدار، که اندازه نکوست».
در هر چیزی افراط و تفریط، ناپسند است. زیاده روی، «از حدّ گذراندن»، گاهی یک صفت خوب را به ضدّ آن تبدیل می کند.
چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش
چون رنده ز کار خویش، بی بهره مباش
تعلیم ز ارّه گیر در عقل و معاش
چیزی سوی خود می کش و چیزی می پاش (2)
و این همان رهنمود قرآن است که: در انفاق نه آن قدر بخیل و دست بسته باش که چیزی از تو به دیگری نرسد و نه آن قدر دست و دل باز، که هرچه داری بدهی و خودت نیازمند و حسرت زده در گوشه ای بنشینی (3).
اعتدال در هر چیزی نکوست.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 377
2. احمد جامی.
3. و لا تجعل یدک مغلولهً الی عُنقک... (اسرا (17)، آیه 29) .
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
مرز صفات خوب و بد / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: کَفافَ اَدَباً تَجَنُّبُکَ ما تکْرَهُ من غیرِکَ؛ در ادب تو همین بس که از آنچه از دیگری نمی پسندی، پرهیز کنی. (1)
شرح حدیث:
در مفهوم ادب، سخن بسیار گفته و نشانه های آن را برشمرده اند.
لقمان را پرسیدند: ادب از که آموختی؟ گفت: از بی ادبان، هرچه از فعل ایشان در نظرم ناپسند آمد، از آن پرهیز کردم. (2)
گفته اند: ادب آموز، فرزند هرکه خواهی باش، زیرا ادب تو را از حسَب، بی نیاز می کند.
و گفته اند: ادب را به رایگان می توان به دست آورد، لیکن با آن همه چیز می توان خرید.
معیاری که امام عسکری علیه السلام در این حدیث برای ادب برمی شمارد، این است که آنچه را از دیگران ناپسند می شماریم از آن بپرهیزیم. این نکته ای است که استدلال هم نمی خواهد، چون اگر صفتی و رفتاری ناپسند است، فرقی نمی کند که در ما باشد یا دیگران، یک بام و دو هوا پذیرفتنی نیست. سعدی گفته است:
ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند
بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست
خودساخته کسی است که اگر عملی را در دیگران شرم آور و بد می داند، در خودش هم بد بداند و از انجام آن پرهیز کند. پذیرفته نیست که کسی را به خاطر بدزبانی تحقیر کنیم، اما خودمان زبان نیشدار و گزنده داشته باشیم و پسندیده نیست که از مزاحمت همسایه زبان به شکوه گشاییم، ولی خودمان برای او مزاحمت ایجاد کنیم.
ادب، محبوبیت و مقبولیت می آورد، در هرکه می خواهد باشد.
با ادب را، ادب سپاه بس است
بی ادب با هزار کس تنهاست (3)
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75،ص 377
2.گلستان سعدی.
3.شهید بلخی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
جلوه ای از ادب / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اِدْفَعِ المسْاَلَةَ ما وَجدْتَ التَّحمُّلَ یُمْکِنُکَ فإنَّ لِکُلِ یومٍ رزقاً جدیداً، و اعْلَم انَّ الإلحاحَ فی المَطالبِ یَسْلُبُ البَهاءَ؛ تا وقتی که می توانی تحمل کنی، دست نیاز مگشای، چرا که هر روز را روزی و رزق تازه ای است و بدان که اصرار در خواسته ها، شکوه و آبرو را می برد. (1)
شرح حدیث:
تا می توان ز آبله ی دست رزق خورد
بهر چه خوشه چینِ ثریا شود کسی (2)
درخواست، آدمی را سبک و حقیر می سازد.
آنان که نیازمندند، ولی تنگدستی را تحمل می کنند و دست نیاز پیش کسی دراز نمی کنند، آبروی خویش را حفظ می کنند و به تعبیر دیگر، با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند.
وقتی کسی نیاز خود را با دیگری درمیان می گذارد و از او درخواست مساعدت دارد، آبروی خود را کف دست نهاده و شرمندگی را تحمل می کند.
دست نیاز چو به پیش توانگری کنی دراز
پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش
پس چه باید کرد؟ تحمل!
چه بسا از امروز تا فردا گشایشی فراهم آید و رزق و روزی برسد. باید به خدا توکل کرد و از دیگران بی معطلّی کمک نخواست. آنان که درخواست می کنند و در این درخواست، اصرار و پافشاری از خود نشان می دهند، خود را حقیر و بی ارزش می کنند و در نظر دیگران کوچک می شوند. این حقیقت در کلام حضرت امیر علیه السلام نیز به این صورت آمده است:
«مَن اکثَرَ مسألَةَ النّاسِ ذَلَّ» (3)
«هرکس از مردم زیاد درخواست کند، خوار می شود».
آبرو، سرمایه ای است که نباید به این راحتی آن را با درخواست از دیگران، هزینه کرد.
پی نوشت:
1. نزهه الناظر فی تنبیه الخواطر، ص 143
2. صائب تبریزی.
3. غررالحکم، ج5، ص 238.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
درخواست نکردن / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: فَرَضَ اللهُ تعالی الصّومَ لِیَجِدَ الغَنیُّ مَسَّ الجوُعِ فَیَحنو علی الفقیر؛ خداوند متعال، روزه را واجب کرده است، تا ثروتمند طعم گرسنگی را بچشد و در نتیجه، به نیازمند مهرورزی کند. (1)
شرح حدیث:
این سخن را امام عسکری علیه السلام در پاسخ به نامه جعفر بن محمد ابن حمزه نوشت، که وی علّت تشریع روزه را از آن حضرت پرسیده بود.
احکام الهی بدون حکمت و فلسفه نیست، زیرا خداوند، حکیم است.
اگر خدای حکیم را باور داریم، همه فرمانهای او را گردن می نهیم و از اوامر و نواهی او اطاعت می کنیم، هرچند علّت بعضی از آنها را هم ندانیم. چون مسلمانی، به معنای تسلیم بودن در برابر فرمان خدای جهان است. ولی گوشه هایی از فلسفه احکام در آیات و روایات بیان شده است، تا بندگان با اطمینان بیشتر اطاعت کنند.
قرآن کریم، روزه را برای پیدایش «تقوا» می داند (لعلّکم تتّقون) (2) و این یکی از اسرار آن است. در روایات، گرسنگی و تشنگی روزه دار، یادآور سختیهای روز قیامت به شمار آمده است.
در روایاتی هم همدردی و چشیدن طعم گرسنگی و محروم بودن از لذایذ و به یاد فقرا افتادن، حکمت وجوب روزه باین گشته است. تا انسان خودش اسیر نشده باشد، رنج زندانیان را نمی فهمد.
تا دچار مرگ عزیزان نشده باشد، غصه و اندوه داغداران را درنمی یابد.
تا روزه نگیرد، آنچه را بر تهیدستان می گذرد، درک نمی کند.
روزه در کنار فواید و آثار فراوانی که دارد و برای تندرستی مؤثر است و تمرینی برای تقوا و اطاعت است و جان و دل را صفا می بخشد، حسّ همدردی با فقرا هم در ما تقویت می کند.
روزه، سپری در برابر آتش دوزخ است.
پی نوشت:
1. کشف الغمّه، ج3، ص 193
2. سوره ی بقره (2)، آیه ی 184.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
فلسفه ی روزه / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: ما ترَکَ الحقَّ عزیزٌ إلاّ ذَلَّ، و لا اخَذَ بهِ ذلیلٌ اِلا عَزَّ؛ هیچ فرد با عزّتی حق را رها نکرد، مگر آن که خوار شد و هیچ خواری حق را نگرفت، مگر آن که عزّت یافت. (1)
شرح حدیث:
جهان عرصه ی تقابل حق و باطل است. عده ای همواره در پی حق هستند، گروهی هم دنبال باطل می روند؛ چه باطل در عقاید، چه باطل در گروههای اجتماعی و سیاسی، یا باطل در رفتار و اعمال. خداوند، انسانها را به حق و برپاداشتن آن فرا می خواند: «له دعوةُ الحق» (2).
واژه ی حق، بارها در قرآن به کار رفته است. خدا حق است. آخرت حق است. دین اسلام و دعوتهای انبیا و عقیده به مبدأ و معاد حق است.
کسانی که دعوت حقّ پیامبران را بپذیرند و خداپرست شوند و در جبهه حق قرار گیرند و به عدالت پایبند باشند و با ظلم و حق کشی بستیزند، راهشان حق است و فرجامشان بهشت، هم در دنیا عزیزند، هم در آخرت سرفراز. اما کسی که از حق رویگردان شود، خوار و بی مقدار است.
در رویارویی حق و باطل، نباید بی طرف بود. اگرچه «متاع کفر و دین بی مشتری نیست، گروهی این گروهی آن پسندند». امّا باید بکوشیم در صف حق قرار بگیریم و مدافع حق باشیم.
در حادثه ی عاشورا، جبهه ی امام حسین علیه السلام حق بود و جبهه ی یزید، باطل.
کسانی به حسین بن علی علیه السلام پیوستند و از او حمایت و در این راه جان خویش را هم نثار کردند. نتیجه آن شد که تا ابد عزیز گشتند و نامشان جاودانه ماند. کسانی هم جبهه حق را رها کردند و امام را تنها گذاشتند. آنان دچار ذلّت و خواری گشتند و در تاریخ هم جز بدنامی برایشان نماند. سربلندی را در حمایت از حق بجوییم، هرچند پیروان حق اندک باشند!
پی نوشت:
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج34، ص 129
2. سوره ی رعد (13)، آیه ی 14.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
عزّت در سایه ی حقّ / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: خَیرٌ مِنَ الحیاةِ مَا إِذا فَقَدْتَهُ اَبْغَضْتَ الحیاةَ، و شَرٌّ مِنَ المَوتِ مَا إِذا نَزَلَ بِکَ اَحبَبْتَ الموتَ؛ بهتر از زندگی، چیزی است که چون آن را از دست دهی از «زندگی» بدت آید. و بدتر از مرگ چیزی است که چون بر تو فرود آید، «مرگ» را دوست داشته باشی. (1)
شرح حدیث:
زندگی زیبا و دوست داشتنی است، اما اگر با مصیبتهای جانکاه همراه باشد، اگر انسان دچار غربت و تنهایی یا بیماری درمان ناپذیر شود، یا مورد تهمت و سوءظن قرار گیرد، از همین زندگی خسته می شود و چه بسا آرزوی مرگ می کند. پس معلوم می شود که عزّت و آبرومندی، انس و همدلی، سلامتی و عافیت و... از خود زندگی دوست داشتنی تر است و نبود اینها، زندگی را در نظر انسان تلخ و تحمل ناپذیر می کند و معلوم می شود که بدنامی، بی همدمی، بیماریهای درمان ناپذیر، در نظر انسان از مرگ بدتر است.
عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است
ور به سختی گذرد، نیم نفس بسیار است
امام حسین علیه السلام می فرمایند:
«مرگ با عزّت، از زندگی با ذلّت بهتر است» (2).
این حدیث می رساند که ارزش زندگی وقتی است که با عزّت و شرافت و سرافرازی همراه باشد.
باید قدر نعمتها را دانست و از بلاها به خداوند پناه برد.
زندگی، تنها خوردن و خوابیدن نیست، بلکه برای انسانهای آگاه، مفهومی عمیق تر دارد. اگر امام سجاد علیه السلام در دعای خویش می گوید: «خدایا اگر عمرم چراگاه شیطان شده است، هرچه زودتر جانم را بگیر (3)، گویای این حقیقت است که برای انسان عارف، زندگی آمیخته به گناه، ارزشی ندارد و مرگ بهتر از آن است.
به زندگی خویش معنا دهیم تا دوستش داشته باشیم.
پی نوشت:
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج34،ص 129.
2. موتٌ فی عزٍّ خیرٌ من حیاهٍ فی ذُلٍ (بحارالانوار، ج44، ص 192).
3. صحیفه ی سجادیه، دعای بیستم، (ان کان عمری مرتعاً للشیطان).
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
بهتر از مرگ , بهتر از زندگی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: جُعِلَتِ الخَبائِتُ فی بیتٍ، و الْکِذْبُ مَفاتیحُها؛ همه ی پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید همه آنها «دروغ» است. (1)
شرح حدیث:
به همان اندازه که «صدق»، ارزشمند است، «کذب» ناپسند و زشت است.
دروغ، عامل فریب مردم است، دشمنی می آورد، اعتمادها را سلب می کند، روابط اجتماعی را دچار سستی و گسست می کند و نشانه ی نفاق درونی انسان است. دروغ آن قدر زشت است که حتی دروغگویان هم حاضر نیستند در جامعه «دروغگو» شناخته شوند و می کوشند تا با دروغی دیگر، دروغ اول خود را بپوشانند.
حرف راستی که با دروغ آمیخته شود، خریدار ندارد و زشتی دروغ، آن راست ها را هم بی اعتبار می سازد.
این که دروغ، کلید خانه پلیدیها به شمار آمده، سبب آن است که افراد، برای توجیه خلافهای خود دروغ می گویند، برای فریب مردم از دروغ استفاده می کنند، جنس بد را با دروغ به مشتری می دهند، با ادّعای دروغِ دوستی و خیرخواهی، سر مردم کلاه می گذارند.
دروغ، آدمی را کند شرمسار
دروغ آدمی را کند بی وقار
دروغ ای برادر مگو، زینهار
که کاذب بود خوار و بی اعتبار
کسی را که ناراستی گشت کار
کجا روز محشر شود رستگار؟ (2)
حضرت علی علیه السلام در مذمّت دروغگویی می فرمایند:
«لا یجتمع الکِذْبُ و المروَّة» (3)
«دروغ و جوانمردی با هم جمع نمی شوند.»
پی نوشت:
1. نزهة الناظر و تنبیه الخواطر، ص 145.
2. سعدی.
3. غررالحکم، ج6، ص 372.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
دروغ , کلید بدیها / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: الإشْراکُ فِی النّاسِ اَخفی مِنْ دَبیبِ النَّملِ عَلیَ المَسْحِ الاَسودِ فی اللّیلَة المُظلِمَةِ؛ شرک ورزی (و ریا) در مردم، پنهان تر است از جنبیدن و حرکت مورچه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک. (1)
شرح حدیث:
آنچه به رفتار و اعمال ما ارزش می دهد، «نیت خالص» است.
ارزش هر عملی به نیّت آن است. گاهی خدایی ترین عملها با انگیزه ی ریا و خودنمایی انجام می شود، در نتیجه از ارزش می افتد و پاداشی هم نخواهد داشت.
از این رو، پاک سازی نیّت از ریا و تظاهر، هم لازم است، هم دشوار، هم با ارزش.
اما سختی کار در اینجاست که گاهی انسان دچار ریا می شود و خودش هم نمی داند. تشخیص عمل خالص از عمل ریایی، سخت است. یکی از معیارهای آن این است که انسان از دیگران انتظار تعریف و تمجید نداشته باشد و برایش فرقی نکند که مردم بدانند یا ندانند؛ ستایش کنند یا نه.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«عمل خالص آن است که نخواهی جز خدای متعال، کسی تو را برای آن کار، ستایش کند.» (21)
اگر امام، ریا را مخفی تر از ردّ پای مورچه بر روی سنگ سیاه در شب تار می داند، به خاطر آن است که گاهی انسان عمری ریا می کند، ولی می پندارد که اخلاص دارد.
اخلاص، هرچند کمیاب است، ولی اگر پیدا شود، بسیار ارزشمند است و خداوند، مشتری و پذیرای کارهای خالص بندگان مخلص است.
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست
ای برادر، سیرت زیبا بیار (3)
پی نوشت:
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج34، ص 133
2. محجه البیضاء، ج8، ص 28.
3. سعدی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
ریا , شرک خفّی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: مَنْ کانَ منَ الفُقَهاءِ صائناً لِنَفْسِهِ، حافِظاً لِدینِهِ، مُخالفاً علی هَواهُ، مُطیعاً لاَمْرِ مَولاهُ فَلِلعَوامِ انْ یُقلّدوُهُ؛ هرکس از فقها که خویشتندار باشد، دینش را نگهبان باشد، با هوای نفس خود مخالف باشد، فرمانبردار مولایش باشد، بر عموم مردم است که از او تقلید کنند. (1)
شرح حدیث:
در عصر غیبت کبری و دست نداشتن به امام معصوم، وظیفه ی مردم رجوع به فقهاست.
شناخت دین و درک احکام خدا و نظر اسلام در امور شرعی، کاری علمی و دشوار است و تنها از عهده ی کسانی برمی آید که سالها در حوزه های علمیه به فراگیری علوم دینی مشغولند و در آیات و روایات و کتابهای فقهی بررسیهای عمیق می کنند و به مرتبه ای از علم می رسند که به آنان «فقیه» و «مجتهد» گفته می شود.
مثل همه ی اموری که مردم به کارشناسان آن رجوع می کنند، کارشناس مسائل فقهی و دینی هم مجتهدان و فقهایند. رجوع مردم به آنان را «تقلید» گویند.
اما یک نکته ظریف و مهم وجود دارد و آن این که تنها تخصّص فقهی و داشتن علم و قوّه ی اجتهاد کافی نیست، بلکه باید از نظر اخلاق و تقوا و پارسایی هم شایستگی مرجعیّت را داشته باشند.
از کسی می توان تقلید کرد که علاوه بر مجتهد بودن، متقّی و خالی از هوا و هوس، نگهبان دین و خویشتندار و خودساخته باشد. اینها معیارهای صلاحیت مرجعیت در علمای دین است.
این شرط، تضمینی بر سلامت فکر و روح آن عالم دینی است. اگر عالم دینی اهل تقوا و خداترسی و پارسایی نباشد، چه بسا نتواند حقیقت دین را بگوید، یا از احکام الهی پاسداری کند.
امام امّت رحمه الله درباره نقش علمای دین می فرماید:
«اگر فقهای اسلام، از صدر اسلام تا حالا نبودند، الآن ما از اسلام هیچ نمی دانستیم. این فقها بودند که اسلام را به ما شناساندند و فقه اسلام را تدریس کردند و نوشتند و زحمت کشیدند و به ما تحویل دادند و ما باید همین جهت را حفظ کنیم.» (2)
پی نوشت:
1. الحیاة، ج2، ص 282
2. صحیفه ی نور، ج15، ص 150.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
فقهای شیعه / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: مَنْ رَضِیَ بِدوُنِ الشَّرَفِ مِن المَجلِسِ لَمْ یَزِلُ اللهُ و ملائِکَتهُ یُصّلونَ علیهِ حَتّی یقوُمَ؛ هرکس در مجلسی به نشستن در جایی پایین تر از شأن خودش راضی باشد، همواره خداوند و فرشتگان بر او درود می فرستند، تا وقتی که از جایش برخیزد. (1)
شرح حدیث:
یکی از مواردی که تکبّر یا تواضع شخص معلوم می شود، «جایگاه نشستن» است. اهل تکبّر، چون خود را برتر از همه می پندارند، همیشه در پی آن هستند که از دیگران امتیاز بیشتری داشته باشند و در صدر مجلس بنشینند و خانه ی مجلل داشته و شوکت خود را به رخ مردم بکشند. در حالی که هیچ یک از اینها برای انسان رفعت و بزرگی نمی آورد.
من از روییدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس، کس نمی گردد به این بالانشینی ها
پس باید تمرین کرد، تا فروتنی به عنوان یک اخلاق خوب در وجود و رفتارمان نهادینه شود. اگر وارد مجلسی می شویم، در جای پایین تر بنشینیم، آن هم به خاطر خدا و برای یافتن تواضع، نه آن که ما را آدم متواضعی بشناسند.
این برنامه ی خودسازی، ارزشمند است. خدا چنین کسی را دوست دارد و پروردگار و فرشتگان بر او درود می فرستند.
انسان یکی هزار شود از فتادگی
هر دانه ای که خاک نشین گشت، خرمن است (2)
پیامبراعظم صلی الله علیه و آله از همه ی مخلوقات خدا برتر و بالاتر است، امّا از همه بیشتر فروتنی و تواضع داشت. با مسکینان نشست و برخاست می کرد؛ جای خاصی برای نشستن خود تعیین نمی کرد؛ اگر وسیله ای نبود پیاده می رفت؛ در تشییع جنازه شرکت می جست؛ به عیادت بیمار می رفت؛ روی زمین می نشست؛ در حال تکیه دادن غذا نمی خورد و... نمونه ی صفات و رفتاری است که همه گویای تواضع آن پیامبر خاتم و اشرف کائنات است. از پیامبر بیاموزیم که متواضع باشیم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 486
2. میرسند کاشانی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
پاداش فروتنی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: مَنْ رَضِیَ بِدوُنِ الشَّرَفِ مِن المَجلِسِ لَمْ یَزِلُ اللهُ و ملائِکَتهُ یُصّلونَ علیهِ حَتّی یقوُمَ؛ هرکس در مجلسی به نشستن در جایی پایین تر از شأن خودش راضی باشد، همواره خداوند و فرشتگان بر او درود می فرستند، تا وقتی که از جایش برخیزد. (1)
شرح حدیث:
یکی از مواردی که تکبّر یا تواضع شخص معلوم می شود، «جایگاه نشستن» است. اهل تکبّر، چون خود را برتر از همه می پندارند، همیشه در پی آن هستند که از دیگران امتیاز بیشتری داشته باشند و در صدر مجلس بنشینند و خانه ی مجلل داشته و شوکت خود را به رخ مردم بکشند. در حالی که هیچ یک از اینها برای انسان رفعت و بزرگی نمی آورد.
من از روییدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس، کس نمی گردد به این بالانشینی ها
پس باید تمرین کرد، تا فروتنی به عنوان یک اخلاق خوب در وجود و رفتارمان نهادینه شود. اگر وارد مجلسی می شویم، در جای پایین تر بنشینیم، آن هم به خاطر خدا و برای یافتن تواضع، نه آن که ما را آدم متواضعی بشناسند.
این برنامه ی خودسازی، ارزشمند است. خدا چنین کسی را دوست دارد و پروردگار و فرشتگان بر او درود می فرستند.
انسان یکی هزار شود از فتادگی
هر دانه ای که خاک نشین گشت، خرمن است (2)
پیامبراعظم صلی الله علیه و آله از همه ی مخلوقات خدا برتر و بالاتر است، امّا از همه بیشتر فروتنی و تواضع داشت. با مسکینان نشست و برخاست می کرد؛ جای خاصی برای نشستن خود تعیین نمی کرد؛ اگر وسیله ای نبود پیاده می رفت؛ در تشییع جنازه شرکت می جست؛ به عیادت بیمار می رفت؛ روی زمین می نشست؛ در حال تکیه دادن غذا نمی خورد و... نمونه ی صفات و رفتاری است که همه گویای تواضع آن پیامبر خاتم و اشرف کائنات است. از پیامبر بیاموزیم که متواضع باشیم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 486
2. میرسند کاشانی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
پاداش فروتنی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: مِنَ التَّواضُعِ السَّلامُ علی کُلِّ مَنْ تَمُرُّ بهِ، وَ الجُلوسُ دونَ شرَفِ المجْلِسِ؛ سلام کردن به هرکه بر او می گذری و نشستن در جای پایین مجلس، از تواضع است. (1)
شرح حدیث:
یکی از نعمتهای الهی، تواضع و فروتنی است.
افراد متواضع، محبوبند و متکبّران، منفور.
تواضع، نشانه هایی دارد؛ یکی هم سلام دادن به دیگران است، هرکه می خواهد باشد. بعضی ها فقط به دوستان و آشنایان سلام می دهند. اما توصیه ی دین ما این است که در جامعه اسلامی، هر مسلمان در برخورد با مسلمان دیگر، ابتدا سلام دهد. حضرت محمد صلی الله علیه و آله چنین بود و در سلام دادن به دیگران پیشدستی می کرد. هنگام ورود به مجلس، هرجا که جا بود می نشست و جای خاصّی را برای نشستن خود قرار نداده بود (2) و این نیز نشانه ی دیگری از تواضع است.
رسیدن به این کمال اخلاقی، تمرین می خواهد.
باید به مرور و استمرار، هرجا که پای خودبینی و خودخواهی به میان می آید، آن«من» را زیر پا گذاشت و غرور خویش را شکست تا فروتنی جزء خلق و خوی انسان گردد و تکبّر ریشه کن شود.
هرکه شد خاک نشین، برگ و بری پیدا کرد
سبز شد دانه، چو با خاک، سری پیدا کرد
تصمیم بگیریم بدون تکبّر و خودپسندی، به هرکه رسیدیم سلام کنیم. خواهیم دید که کبر و غرور، بتدریج از وجود ما ریشه کن می شود و جای آن را تواضع و افتادگی می گیرد. آنگاه، هم رحمت الهی شامل حال ما می شود، هم محبوبیت مردمی پیدا می کنیم.
افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است (3)
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 487
2. مکارم الاخلاق، ص 14.
3. پوریای ولی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
نشانه های تواضع / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: التَّواضُعُ نِعْمةً لا یُحْسَدُ عَلَیهَا؛ فروتنی نعمتی است که بر آن حسد نمی ورزند. (1)
شرح حدیث:
اگر مال و ثروت یا مقام عالی و رتبه ی اجتماعی و شهرت داشته باشید، یا از زیبایی، رفاه، خانه خوب، ماشین گران قیمت و... برخوردار باشید، ممکن است کسانی چشم دیدن اینها را نداشته باشند. حسادت بورزند و با شما دشمن شوند.
اما تنها نعمتی که هرکس داشته باشد مورد حسادت قرار نمی گیرد، «تواضع» است.
افراد فروتن، مورد علاقه مردم هستند. محبوبیت دارند، کسی هم نمی کوشد که این نعمت را از چنگ آنان بیرون آورد، چون اصلاً نعمتی نیست که بشود دزدید و به یغما برد؛ حالتی ارزشمند و درونی در افراد است که برای خود امتیازی قایل نیستند و غرور و تکبر ندارند.
تواضع، موجب شرافت انسان است. تواضع، آدمی را رفعت می بخشد و تکبر موجب ذلّت می شود.
ماه آسمان، هرچند تواضع می کند و در برکه ی آب یا حوض حیاط جلوه می کند و خود را تا این حدّ پایین می آورد، ولی مکان اصلی او اوج آسمان است.
چه بهتر که افراد مشهور و ثروتمند و صاحب مقام در برابر دیگران تواضع کنند تا دچار غرور نگردند.
حضرت امیر علیه السلام فرمودند:
«چه نیکوست که اغنیا در برابر فقرا تواضع کنند، تا به پاداشی که نزد خداوند دارند برسند.» (2)
تواضع ز گردنفرازان نکوست
گدا گر تواضع کند خوی اوست
هیچ کس از فروتنی و تواضع، پست و حقیر نمی شود.
عزّت را در خاکساری بجوییم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 489
2. ما احسن تواضع الاغنیاء للفقراء طلباً لما عندالله: (غررالحکم، ج6، ص 100) .
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
نعمت تواضع / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: منَ الفَواقِرِ الَّتی تقصِمُ الظَّهرَ، جارٌ إنْ رأی حسنَةً اَخفاها، و إنْ رَأی سَیِّئةً اَفشاها؛ از مصیبت هایی که کمرشکن است، همسایه ای است که اگر خوبی ببیند آن را پنهان می کند و اگر بدی ببیند، آن را فاش می سازد. (1)
شرح حدیث:
همسایه خوب یا بد، عامل رفاه یا رنج است.
اگر در مثلها و روایات آمده است که «اول همسایه را ببین، سپس خانه بخر» اشاره به نقشی است که همسایگان در ایجاد صفا و محبت، یا ایجاد زحمت و دردسر دارند و مایه ی دلخوشی یا عامل رنج و کدورت می شوند. همان طور که ما از همسایه، انتظار ادب، اخلاق، حق شناسی، مراعات، رازداری و مساعدت داریم، خودمان هم تا می توانیم باید همین نکات را درباره ی همسایه مراعات کنیم.
همسایه ی بد، واقعاً تحمل ناپذیر است، ولی بدی همسایه بد چیست؟
امام در این حدیث، به یکی از ویژگیهای همسایه بد اشاره می کند و آن این است که از انسان، تنها بدیها و عیبها را می بیند، نه خدمتها و خوبیها را، خوبیها را می پوشاند و زبان تعریف و قدرشناسی ندارد، ولی بدیها را هم افشا می کند و موجب آبروریزی می گردد.
چون خود همه عیبی، چه کنی عیب کسان فاش
بر غیر چه خندی، چو تو خود بدتر از آنی
بر عیب تو چون پرده بپوشید خداوند
ظلم است اگر پرده مردم بدرانی (2)
پیامبر عزیز ما، نسبت به مراعات همسایه بسیار سفارش کرده است. به تعبیر حضرت امیر علیه السلام و رسول خدا صلی الله علیه و آله آن قدر ما را درباره ی همسایه سفارش می کرد که پنداشتیم او را هم از وارثان قرار خواهد داد. (3)
همیشه زبان به ستایش خوبیهای دیگران بگشاییم و از بیان عیبهایشان حذر کنیم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 487
2. قاآنی.
3.نهج البلاغه، نامه ی 47.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
همسایه ی بد / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب
پرسش :
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: أوصیکُمْ بِتَقوَی اللهِ و الوَرَعِ فی دینِکُم، و الإجتهادِ فی الله، و صِدْقِ الحدیثِ و أداء الامانَةِ إلی مَنِ ائْتَمَنَکُم منْبرِّ أوْ فاجرٍ و طولِ السُّجودِ و حُسنِ الجَوارِ؛ شما را سفارش می کنم به تقوای الهی، پرهیزگاری در دینتان، تلاش در راه خدا، راستگویی و امانت داری نسبت به کسی که شما را امین شمرده است؛ چه نیکوکار باشد چه بدکار، و به سجود طولانی و معاشرت خوب با همسایه. (1)
شرح حدیث:
این توصیه های مهم از سوی امام عسکری علیه السلام خطاب به شیعیان است. پیروان آن حضرت در آن دوره، زیر ذرّه بین بودند؛ به این معنی که رفتارشان مورد دقت و نظر دوست و دشمن بود و دشمنان هم در پی بهانه و فرصت برای ضربه زدن بودند.
مخالفان وقتی خلع سلاح می شوند و نمی توانند توطئه و دشمنی کنند که بهانه به دستشان ندهیم.
توصیه های امام، در این هفت مورد خلاصه نمی شود، ولی این هفت تا هم بسیار مهم است.
«تقوا» و «ورع»، عامل محفوظ ماندن از فسادهای اخلاقی و ارتکاب گناه و رسوایی در جامعه است.
اجتهاد و تلاش در راه خدا، سبب دستیابی به هدفها می گردد و افراد سست و بی حرکت، همیشه محروم و عقب می مانند.
«راستگویی» موجب محبوبیت و جلب اعتماد دیگران می شود.
«امانتداری» مایه ی اطمینان و امنیت در جامعه است. اگر افراد، امین نباشند، جامعه دچار هراس و ناامنی می شود.
«طول سجود»، ارتباط بنده با خدا را می افزاید و هر که با خدا رابطه ای قوی داشته باشد، مأیوس و دلسرد و فاسد نمی شود.
«حسن جوار» و رفتار خوب با همسایگان، فرد را از حمایت و محبت آنان برخوردار می کند.
گرت ز دست برآید، چو نخل باش کریم
ورت ز دست نیاید، چو سرو باش آزاد (2)
عمل به توصیه های هفتگانه، موجب سربلندی و عزّت است.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 487
2. سعدی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
هفت توصیه ی مهم / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
ادامه مطلب









