خبر

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ خبر خوش آمد میگویم ... من غلامی ز غلامان توام یا زهرا / مستمندی به سر خان توام یا زهرا / از زمانی که به خود آمده ام فهمیدم / خاطر آشفته و حیران تو ام یازهرا


پرسش : 
کتب اربعۀ حدیثی شیعه کدامند؟

پاسخ : 
کتب اربعۀ حدیثی به مجموعۀ کتابهای چهار گانه ای اطلاق می شود که مهمترین منابع استنباط در مذهب شرعی شیعه ی اثنی عشری، برای فقها و مجتهدان است. این چهار کتاب به ترتیب زمان تألیف عبارتند از :
1ـ الکافی که توسط ابوجعفر محمدبن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی (م329ق) تالیف شده است.
این کتاب در عصر غیبت صغری و در زمان نیابت نایب چهارم امام عصر ارواحنا فداه یعنی ابوالحسن علی بن محمد سمری رضوان الله علیه تألیف شده است و کلینی آنرا بر اساس کتابهای شاگردان اهل بیت (علیهم السلام) و روایت راویان مهم و معتبر شیعه و سنی تدوین کرده و حدود بیست سال برای تالیف آن زحمت کشیده است. این مجموعۀ روایی چنان گسترده و جامع است که با حدود شانزده هزار روایت مستند و معتبر، حدود دویست روایت بیشتر از کلّ مجموعۀ روایات صحاح سته اهل سنت را در بر دارد.
کلینی برای تدوین این کتاب تقریباً به همه مراکز علمی و حدیثی زمان خود در ایران، خراسان، شام، عراق و عربستان مسافرت کرده و حتی روستاها را برای أخذ حدیث از بزرگان نیز درنوردیده و به تعلیم و استماع حدیث پرداخته است. از این رو اولین و یکی از مهمترین منابع استخراج و استنباط احکام و معارف اسلامی بویژه معالم جعفری مکتب تشیع به شمار می رود.
این کتاب دارای سه بخش عمده اصول دین، فروع دین (احکام فقهی) و روضۀ کافی (متفرقّات) می باشد که در مجموع سی و چهار کتاب و سیصد و بیست و شش باب و بیش از شانزده هزار روایت را در بردارد.
2ـ من لا یحضره الفقیه که توسط ابوجعفر محمدبن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق (306 – 381 ق) تألیف شده است. شیخ صدوق که یکی از برجسته ترین دانشمندان قرن چهارم در ایران، خراسان، عراق و شام بود، این کتاب را بر پایۀ روایات معتبر موجود در اصول اربعمائة و همچنین روایات راویان برجستۀ جهان اسلام که تعداد آنها که همگی از اساتید او بشمار می روند به بیش از سیصد استاد می رسد، تألیف کرده است. این کتاب حدود شش هزار حدیث دربارۀ مسائل و مباحث فقهی را در بر گرفته است این کتاب نیز مثل اصول کافی از همان زمان تألیف مورد توجه علمای اسلام قرار گرفت و همواره مورد تدریس، تشریح، تعلیق و روایت قرار گرفته است، به طوری که دهها شرح و حاشیه بر آن نوشته شده است و خود کتاب و حتّی نویسندۀ آن مورد توجه علمای اهل سنت نیز بوده است.
3ـ تهذیب الأحکام فی شرح المقنعة للشیخ المفید که توسط شیخ الطائفة ابو جعفر محمد بن حسن طوسی معروف به شیخ طوسی (م460ق) تألیف شده است.
او این کتاب را بر اساس اصول اربعمائة، در جهت استفادۀ مجتهد از روایات معتبر اهل بیت علیه السلام برای فتوا دادن در احکام و مسائل شرعی تألیف کرده است که بیش از سیزده هزار و پانصد حدیث مستند را در ذیل حدود سیصد و نود باب آورده است.
این کتاب سومین کتاب معتبر حدیثی شیعه است که شرحها، تعلیقه ها و تلخیص های فراوانی بر آن نوشته شده است و از زمان تألیف تا کنون همواره مورد توجه و اعتماد علمای اسلام قرار دارد.
4ـ الإستبصار فیما اختلف من الأخبار؛ این کتاب نیز توسط شیخ طوسی (م460ق) تالیف شده است. او این کتاب را پس از تهذیب الأحکام نگاشته است که علاوه بر جمع بندی و گردآوری احادیث کامل بابهای فقهی، احادیث خلاف را نیز گردآورده است؛ یعنی در هر بابی روایات مربوط به مسائل مختلف را آورده و سپس روایاتی را که بر خلاف آن است نیز نقل کرده است. در واقع این کتاب مجموعه ای از روایات متعارض و مخالف و نحوۀ بررسی و صحت و اعتبار آنها را در بردارد که پیش از آن سابقه و نمونه ای نداشت. او حدود پنج هزار و پانصد روایت متعارض در ابواب مختلف فقهی را در این کتاب آورده است.
شیخ طوسی که کتابخانۀ استادش سید مرتضی علم الهدی و کتابخانۀ شاپور بغداد را با بیش از یکصد و پنجاه هزار نسخۀ بسیار نفیس و ارزشمند در اختیار داشت، این دو کتاب را بر اساس معتبرترین منابع حدیثی جهان اسلام بویژه کتابهای شاگردان اهل بیت پیامبر علیهم السلام به نگارش درآورد. از این رو دارای اعتبار زیادی می باشد.
کتاب استبصار نیز از همان بدو تألیف مورد توجه دانشمندان اسلام قرار گرفته و همواره مورد مراجعه و بررسی بوده است. از این رو شرح ها، تعلیقه ها و تلخیص های فراوانی بر آن نوشته شده است.
مجموع احادیث کتب اربعه چیزی حدود چهل و پنج هزار حدیث است و البته علاوه بر این کتابها (کتب اربعه) کتابهای دیگری مثل مدینة العلم شیخ صدوق نیز بوده اند که در حوادث ناگوار کتابسوزی و فتنه های کوردلان جهان اسلام و متعصبان نادان حَشویه از میان رفته اند.
نکته قابل ذکر آنکه در قرون متأخر جوامع حدیثی بسیار بزرگی که علاوه بر احادیث فقهی، روایات مختلف دیگری را نیز در بر داشتند تألیف شد که عبارتند از : 1ـ الوافی فی جمع أحادیث الکتب الأربعة تألیف محمد محسن فیض کاشانی، 2ـ مستدرک کتاب الوافی که توسط مولی محمد هادی نوۀ برادر فیض کاشانی نوشته شده است، 3ـ تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة که توسط شیخ محمد بن حسن حرّ عاملی تألیف شده است، 4ـ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام که توسط علامه محمدباقر مجلسی تالیف شده است، 5ـ عوالم العلوم و المعارف که بیش از یکصد مجلد و حدود چهار برابر حجم کتاب بحار الأنوار بوده و امروزه بیشتر مجلدات آن در دست نیست. این کتاب روایی عظیم توسط مولی عبدالله بن نورالله بحرانی معاصر علامه مجلسی تالیف شده است، 6 ـ الشفا فی حدیث آل المصطفی که توسط شیخ محمدرضا بن عبد الله تبریزی تالیف شده است، 7 ـ جامع الأحکام فی الحدیث این کتاب در بیش از بیست و پنج مجلد خطی است که توسط سید عبد الله شبّر نوشته شده، 8 ـ مستدرکات الوسائل که توسط محدّث خبیر میرزا حسین نوری نوشته شده و به عنوان مستدرکی برای وسائل الشیعه نوشته است، 9 ـ «البحر الزخار فی شرح احادیث الأئمة الأطهار فی الفروع خاصة که توسط سید محسن امین نویسنده کتاب ارزشمند أعیان الشیعة نگاشته شده است.

پی نوشتها:
1ـ شیخ صدوق محمّدبن على بن بابویه قمّى، من لایحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چ2، 1413ق.
2 ـ ابوجعفر محمدبن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، تحقیق سیدحسن موسوی خراسانی، تصحیح محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1364 (10 مجلد).
3 ـ ابوجعفر محمدبن حسن طورسی، الإستبصار فی ما اختلف من الأخبار، تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1390ق.
4 ـ محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چ چهارم، 1407ق.
5 ـ شیخ آقا بزرگ تهرانى، الذریعة إلى تصانیف الشیعة، قم، اسماعیلیان، 1408ق: ج 6، ص 27؛ ج 10، ص 186، ص 226؛ ج 7، ص 103؛ ج 14، ص 33، ص 165، ص 93، ص 79؛ ج 17، ص 245؛ ج 18، ص 229؛ ج 21، ص 340؛ ج 20، ص 251 و بعد.
6 ـ شیخ صدوق محمّدبن على بن بابویه قمّى، الهدایة فی الأصول والفروع، قم، مؤسسة الإمام الهادی علیه السلام، 1418ق، ص222به بعد.
7 ـ سیدمحسن امین، أعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1406 ق، ج 1، ص 144، ص 148؛ ج 3، ص 222.
8 ـ ابوجعفر محمدبن حسن طوسی، الخلاف فی الأحکام، تصحیح جمعی از محققان حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1407ق، ج 1 ص 14، مقدمۀ محقق.
9 ـ ابوجعفر محمدبن حسین طوسی، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت، دارالکتاب العربی، چ2، 1400ق، ص 21، مقدمه محقق.
10 ـ میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، تحقیق گروه پژوهشی، بیروت، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، 1408ق( 18 مجلد)، ج 1 ص 28، مقدمۀ محقق.
11 ـ محمد باقر مجلسى، بحارالأنوار الجامعة لدُرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404ق (110 مجلد)، ج 107، ص 25.
12 ـ محب الدین طبرى، الریاض النضرة فى مناقب العشر المبشرة، قاهره، الخانجى، چ2، 1372ق، ج 5، ص 280؛ ج 4، ص 478.
13 ـ شیخ جعفر سبحانی، تذکرة الأعیان، قم، موسسة امام الصادق(علیه السلام)، 1419ق، ص 216، ص 364.
منبع: makarem.ir

کلمات کلیدی : 
کتب اربعۀ حدیثی / کتاب کافی / کتاب من لا یحضره الفقیه / کتاب تهذیب الأحکام فی شرح المقنعة / کتاب الإستبصار فیما اختلف من الأخبار
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
«شیخ کلینی» که بود؟

پاسخ : 
ابو جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی (م 329 ق) یکی از بزرگترین و مهمترین محدثان و دانشمندان شیعه می باشد که نویسندۀ کتاب «کافی» نخستین کتاب از کتب اربعه حدیثی و فقهی شیعه است. او در دوران غیبت صغری امام عصر ارواحنا فداه در روستای کُلین (که امروز از توابع حسن آباد شهر ری است) به دنیا آمد و در دامان پدر و دایی بزرگوارش که هر دو از راویان اهل بیت (علیهم السلام) و دانشمندان مهم آن دیار بودند رشد و تربیت یافت و سپس برای تکمیل دانش خود به ری مسافرت کرد و در آنجا از حضور ابو الحسن محمّد بن اسدی کوفی بهره برد، سپس به قم رفت تا از محدثان و اصحاب ائمه نیز به استماع و فراگیری حدیث بپردازد و در آنجا از حضور بزرگانی چون احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی، احمد بن ادریس اشعری قمی، و عبدالله بن جعفر حمیری (صاحب کتاب قرب الاسناد) استفادۀ فراوانی کرد . او سپس برای تکمیل دانش خود بویژه دانش حدیثی و کلامی به سمت عراق روانه شد و در کوفه از ابن عقدۀ کوفی بیش از یکصد هزار حدیث فرا گرفت و سپس به بغداد رفت و در آنجا به تدوین و تالیف کتابهای مهم برای تشیع پرداخت و در همان شهر به دیار باقی شتافت. او در واقع به شهرهایی مثل مشهد، دمشق، ری، قم، کوفه و بغداد مسافرت کرده بود و در این مسافرتها فراز و نشیب ها و جنجال های فراوان حدیثی، تاریخی و اعتقادی فرقه های مختلف را از نزدیک مشاهده کرد و از محضر اساتید فراوانی بهره برد که مهم ترین اساتید وی عبارتنداز:
1ـ پدر بزرگوارش یعقوب بن اسحاق که خودش از راویان تراز اول شیعه به شمار می رود و آرامگاه و مقبره اش در کُلین همواره زیارتگاه شیعیان بوده است. 2ـ دایی او که ابوالحسن علی بن محمد علّان کلینی نام داشت و او نیز از راویان و محدثان تراز اول آن زمان بود. 3ـ علی بن ابراهیم بن هاشم قمی. 4ـ محمد بن یحیی عطار اشعری. 5ـ ابو الحسین محمد بن علی جعفری سمرقندی. 6ـ محمد بن احمد خفاف نیشابوری. 7ـ ابو العباس محمد بن جعفر رزّاز . 8ـ ابو علی احمد بن ادریس اشعری قمی. 9ـ ابو سلیمان داود بن کورۀ قمی. 10ـ احمد بن محمد عاصمی. 11ـ ابو الحسن محمد بن اسدی کوفی. 12ـ احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی. 13ـ عبدالله بن جعفر حمیری. 14ـ ابو العباس احمد بن محمد بن سعید ابن عقدۀ کوفی . 15ـ حسن بن فضل بن زید یمانی. 16ـ سهل بن زیاد آدمی. 17ـ محمد بن حسن صفار.
برخی از این محدثان از چنان جایگاهی برخوردارند که حتی مورد توجه و عنایت اهل سنت قرار گرفته اند.
موقعیت علمی کلینی در بغداد به گونه ای بود که شیفتگان فراگیری حدیث از سایر شهرهای جهان اسلام برای استماع احادیث معتبر به بغداد شتافته و از حضورش بهره می بردند. از این رو او به «ثقة الاسلام » شهرت یافته بود . شهرت او آن چنان بود که شیعیان شهرهای اسلامی کلینی را بهتر و بیشتر از نوّاب اربعه امام زمان (ارواحنا فداه) می شناختند. او حتی به فقه و حدیث اهل سنت تسلط داشت و بر اساس فقه چهار فرقه اهل سنت فتوا می داد و همۀ مردم او را مجتهد و محدّثی جامع الشرایط و مورد اعتماد می دانستند. وی شاگردانی نیز تربیت کرده بود که مهمترین آنها عبارتند از :
1ـ ابوالقاسم جعفربن محمدبن قولویه قمی. 2ـ ابوغالب احمد بن محمد زراری. 3ـ علی بن محمد بن موسی دقّاق. 4ـ احمد بن احمد کاتب کوفی. 5ـ ابو سعد کوفی. 6ـ ابو عبد الله محمد بن ابراهیم بن جعفر نعمانی نویسندۀ کتاب معروف الغیبة که تنها نسخۀ خطی «کتاب کافی» با خط او به جا مانده است. 7ـ محمد بن محمد بن عاصم کلینی. 8ـ محمد بن علی ماجیلویه. 9ـ ابو الفضل شیبانی. 10ـ ابو عبدالله محمد بن احمد بن عبدالله صفوانی. 11ـ ابو عبدالله احمد بن ابراهیم ضمیری (صیمیری یا صیمری). 12ـ عبدالله بن محمد بن ذکوان. 13ـ ابو القاسم علی بن احمد بن عبدوس.
جایگاه کلینی نزد دانشمندان بزرگ اسلام چنان والاست که حتی امروزه دانشمندان اهل سنت مثل آلوسی به روایتهای او اعتماد می کنند و بزرگانی مثل خطیب بغدادی، ابن عساکر، ابن حجر عسقلانی، و ابن اثیر او را ستوده و احیاگر اندیشۀ ناب شیعه و مکتب خاندان پیامبر اکرم «علیهم السلام» معرفی کرده اند.
کتاب مهم کلینی عبارت است از: الکافی که مهمترین کتاب حدیثی و اولین کتاب از کتب اربعه شیعه می باشد.
البته او کتابهای دیگری مثل رجال، رسائل الائمة، اشعار الائمة و الرد علی القرامطه نیز داشته است که از فتنه آتش سوزی دشمنان معارف اهل بیت «علیهم السلام» در امان نمانده اند.

پی نوشتها:
1ـ خیرالدین زرکلى، الأعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چ 8، 1989م، ج 7، ص 145.
2ـ علی بن هبة الله بن ماکولا، الإکمال فی رفع الارتیاب عن المؤتلف و المختلف فی الأسماء و الکنى و الأنساب، بیروت، دارالکتب العلمیّة، 1411ق، ج 7 ، ص 144.
3ـ شمس الدین محمد ابن ناصرالدین قیسی دمشقی، توضیح المشتبه فی ضبط أسماء الرواة و أنسابهم و ألقابهم و کناهم، تحقیق محمد نعیم العرقسوسی، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1993م ، ج 7، ص 337.
4ـ شیخ آقا بزرگ تهرانى، الذریعة إلى تصانیف الشیعة، قم، اسماعیلیان، 1408ق، ج 17، ص 245؛ ج 1، ص 316.
5ـ آیة الله شیخ جعفر سبحانى، موسوعة طبقات الفقهاء، قم، مؤسسه امام صادق علیه السلام، 1418ق، ج 4، ص 478، ص 480؛ ج 3، ص 400؛ ج 1، ص 316.
6ـ ابوسعید سمعانى، الأنساب، تحقیق عبدالرحمن بن یحیى المعلمى الیمانى، حیدرآباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، 1382ق، ج 6، ص 23، ص 154، ص 209؛ ج 8، ص 297، ص 312؛ ج 9، ص 335؛ ج 11،ص 212؛ ج 12، ص 113، ص 315، ص 381؛ ج 13، ص 80، ص 311.
7ـ ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، 1407ق، ج 6، ص 83؛ ج 7، ص 351؛ ج 11، ص 327.
8ـ ابوالقاسم ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق على شیرى، بیروت، دارالفکر، 1415ق، ج 56، ص 297.
9ـ شمس الدین ذهبى، تاریخ الإسلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمرى، بیروت، دارالکتاب العربى، چ2، 1413ق، ج 24، ص 250.
10ـ سیدمحمد حسین حسینى جلالى، فهرس التراث، قم، دلیل ما، 1422ق، ج 1، ص 371.
11ـ اسماعیل باشا البغدادی، هدیة العارفین، بیروت، دارإحیاء التراث العربی (افست از: استانبول، المعارف الجلیلة، 1951م)، ج 1، ص 467.

کلمات کلیدی : 
شیخ کلینی / کتاب کافی / کتب اربعه حدیثی / محدث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: الکُفْرُ للنِّعَمِ اَمارَةُ البَطَرِ وَ سَبَبٌ لِلتَّغْییرِ؛ کفران نعمتها، نشانه ی سرمستی و سبب تغییر نعمت است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
نخستین گام معرفت، «شناخت نعمت» است. 
زیرا بسیاری از مردم، از نعمتهایی که خدا به آنان داده است، غافلند. 
گام دوم، شناختِ «صاحب نعمت» است؛ یعنی آن که به ما نعمت داده و ما عمری سر سفره ی احسان و نعمت او نشسته ایم و هرچه داریم از اوست؛ یعنی خدای رحمان. 
گام سوم، «شکر نعمت» است و زبان شاکر داشتن و نعمت را در راه رضای خدا به کار گرفتن و ناسپاس نبودن. 
بعضی در هر سه مرحله ضعیف هستند. نه به نعمتها توجه دارند، نه ولی نعمت خود را می شناسند، نه شکرگزار نعمتهای خدایند. این ناسپاسان، دچار غرور و غفلتند و با ناشکری خود، نعمت را در معرض زوال یا کاهش قرار می دهند. 
«شکر نعمت، نعمتت افزون کند. »
و... کفران نعمت نشانه ی سرمستی و طغیان است و هر که شایسته ی برخورداری از نعمت الهی نباشد، یا آن را در غیر راه صحیح به کار گیرد، از دست می دهد. 
مثلاً جوانی یک نعمت است؛ نعمتی زودگذر و بهاری رو به خزان. می توان از آن برای سعادت یک عمر بهره گرفت. اما کسی که قدر جوانی را نداند و آن را در راه خوشگذرانی و بطالت و بیهودگی سپری کند، دچار حسرت و پشیمانی خواهد شد. 
برای این که ناسپاس نباشیم، باید پیوسته نعمتها را یاد کنیم و درباره ی هر نعمتی مثل چشم و گوش و زبان و سلامتی و پدر و مادر و دین اسلام و امنیت و... فکر کنیم که اگر اینها را نداشتیم، در چه وضعی بودیم؟
قدر هر نعمت را با تصوّر فقدانش بهتر می توان شناخت. 
پی نوشت: 
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 309. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
کفران نعمت / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ ِللهِ بِقاعاً یُحِبُّ اَنْ یُدعی فیها فَیَسْتَجیبَ لِمَنْ دَعاهُ، وَ الحَیرُ مِنهَا؛ خداوند را زمینها و جاهایی است که دوست دارد در آن جا او را بخوانند تا خواسته ی دعاکننده را اجابت کند. حائر و حرم حسینی، یکی از آن جاهاست. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
بعضی از زمانها و مکانها، قداست و ویژگی خاصّی دارد و دعا و عبادت در آنها ثواب بیشتری دارد. 
مثلاً ماه رمضان و روز جمعه، از ایّام دیگر برتر است. 
مکه و مدینه، از شهرهای دیگر بافضیلت تر است. 
سرزمین کربلا، حرمت خاص دارد و حرم حسینی مکانی مقدّس برای دعا و زیارت و عبادت است. 
در احادیث، برای امام حسین علیه السلام یک سلسله فضایل و ویژگیهایی بیان شده که یکی از آنها قرار داده شدن شفا در تربت قبرش و استجابت دعا در زیر قبّه ی حرم اوست. 
«حائر حسینی» به مدفن سیدالشهداء علیه السلام و محدوده ی اطراف قبر مطهّر گفته می شود. در این مکان، دعاها مستجاب است و خداوند، زائران حسینی را دوست دارد و به آنان عنایت و لطف ویژه ای می کند. پیرو اهل بیت، ‌باید این مکان شریف را قدر بداند و از دعا در حرم اباعبدالله علیه السلام غفلت نورزد. 
زیر سپهر، دست دعا موج می زند
در خانه ی کریم، گدا موج می زند
غفلت نگر که پشت به محراب کرده ایم
در کشوری که قبله نما موج می زند(2)
مساجد هم از ‌آن مکانهای مورد عنایت خداست. مسجدالحرام، صحرای عرفات، حرم پیامبر صلی الله علیه و آله نیز از مکانهای مورد عنایت خداست. 
از خدا بخواهیم توفیق حضور در این مکانهای شریف را به ما بدهد و دعاهایمان را مستجاب سازد. 
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 482
2. کلیّات صائب تبریزی، ص 505. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
دعا در حائر حسینی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلعُجبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ العِلمِ، داعٍ اِلَی الغَمطِ وَ الجَهْلِ؛ خودپسندی، مانع طلب دانش می شود و به حقارت و نادانی می کشد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
به گفته ی علمای اخلاق، «عُجب» آن است که انسان در خودش کمالی را تصوّر کند و به خاطر آن، حالتِ خودپسندی و ابتهاج در او پیدا شود و در نتیجه، خود را بهتر از دیگران پندارد و در خویش، هیچ نقصان و عیبی نبیند و همه ی کارهایش را صحیح و بی عیب تصوّر کند. 
روشن است که این حالت، مانع رشد اخلاقی و علمی و معنوی می شود و اگر امام هادی علیه السلام فرموده که عجب، انسان را از طلب دانش باز می دارد، به این سبب است که خیال می کند نقصی ندارد که در پی دانش بیشتر برود. 
در زمینه های دیگر هم چنین است. امام علی علیه السلام فرموده است:
«إنَّ الإعجابَ یَمْنَعُ الازدیاد»(2)
«خودپسندی، مانع افزودن کمالات می شود. »
همچنین، این صفت سبب می شود انسان مغرور و خودپسند، به دیگران به چشم حقارت نگاه کند و برای آنان ارزشی قایل نباشد و در نتیجه، ‌خودش هم در نظر دیگران حقیر جلوه می کند. 
گویند دو نفر وارد مسجد شدند. یکی عابد و دیگری فاسق. وقتی بیرون آمدند، آن عابد جهنمی بود و آن فاسق بهشتی. زیرا عابد، دچار عجب و خودپسندی شد و همه عبادتهایش هدر رفت، ‌ولی آن فاسق، از گناهانش توبه کرد و پشیمان شد و مورد بخشایش الهی قرار گرفت. 
این گونه است که عُجب، ثمره ی سالها عبادت و خدمت و احسان را بر باد می دهد. پس نباید خوبیها و نیکیهای خود را چندان بزرگ و مهم بشماریم و خود را باید با برتر از خودمان مقایسه کنیم تا دچار خودپسندی نشویم. 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 369. 
2. نهج البلاغه، حکمت 167. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
عُجب و خودپسندی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: ایّاکَ و الحَسَدَ، فَإنَّهُ یَبِینُ فیکَ وَ لا یَعْمَلُ فی عَدُوِّکَ؛ از حسد بپرهیز، چرا که حسود بودن تو آشکار می شود، و در دشمنت هم تأثیری ندارد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
حسد، یکی از صفات ناپسند و ریشه ی بسیاری از دشمنیها، جبهه گیریها و غیبتهاست. 
در هر کس باشد، هم خودش را از محبوبیت می اندازد، هم دیگران را به زحمت گرفتار می کند و هرگز روی آسایش نمی بیند. 
این که گفته اند:« حسود، هرگز نیاسود»، ریشه در احادیث دارد و از سخنان حضرت امیر علیه السلام است که فرمود:« لا راحَةَ لِحسودٍ»(2)؛ «برای حسود، هرگز راحتی و آسایشی نیست. »
به گفته ی سعدی:
توانم آن که نیازارم اندرون کسی
حسود را چه کنم؟ کو ز خود به رنج در است
حسد را هر چه پنهان کنند، سرانجام به نحوی آشکار می شود، زیرا حسود پیوسته در اندیشه ی آن است که به محسود ضربه بزند و او را از اعتبار و موقعیّت بیندازد؛ این است که به هر کاری دست می زند و این سبب می شود حسد را از گفتار و رفتار و نگاه و برخوردهایش بفهمند. 
اما اغلب، این حسد مایه ی رنج درونی خود شخص می شود، بی آن که آسیبی به طرف مقابل بزند. به فرموده ی امام باقر علیه السلام:
«حسد، ایمان را می خورد، همان طور که آتش، هیزم را می خورد و نابود می کند. »(3)
اگر خواهان نعمتیم، از خدا بخواهیم به ما هم عطا کند، نه آن که آرزوی زوال نعمت دیگران را داشته باشیم. 
کرم خدا بسیار است و خزانه ی عطایش بی پایان. 
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج 75، ص 369. 
2. بحارالانوار، ج73، ص 252. 
3. اصول کافی، ج2، ص 306. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
آفتی به نام حَسَد / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اِلقَوا النِّعَمَ بِحُسنِ مُجاوَرَتِها، و التَمِسُوا الزِّیادَةَ فیها بِالشُّکرِ عَلَیها؛ با نعمتها، با همراهی مناسب برخورد کنید و با شکر نعمتها، آنها را افزایش دهید. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
توصیه ی امام هادی علیه السلام این است که برخورد و ملاقات(2) ما با نعمتها همراه با «حسن مجاورت» باشد؛ یعنی همسایه ی خوبی برای نعمتها باشیم. 
خوش همسایگی با نعمت، به معنای قدرشناسی و استفاده ی عقلانی و خداپسندانه از آنهاست. 
برای توجه به نعمت سلامتی، باید دوران بیماری را یاد کرد. 
ارزش نعمت جوانی را با توجه به ضعفها و نارساییهای دوران پیری می توان شناخت. 
درک نعمت آسایش و امنیت را، نگاه به کشورهای آشوب زده و مناطق ناامن آسان تر می سازد. 
در مرتبه ی بعد، پرهیز از استفاده ی نعمت در راه گناه است که امام علی علیه السلام به شدّت از آن نهی فرموده است. (3)
هر که خواهان افزایش نعمت است، راهش شکرگزاری است و ناسپاسی سبب از دست دادن نعمت می شود. 
این که بشریّت، امروز دچار غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، بخشی هم به دلیل قدرنشناسی از وجود حجتهای الهی و رهبران آسمانی است. 
در عصر غیبت، جبران دسترسی نداشتن به ائمه علیهم السلام، بهره گیری از فقها و علماست که با مکتب و مرام معصومین علیهم السلام آشنا بوده و سخنان آن بزرگواران را ترویج می کنند. 
حدّاقل، قدردان نعمت فقیهان باشیم. 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 370. 
2. در برخی نقلها به جای «القوا»، کلمه ی «ابقوا» آمده است؛ یعنی نعمتها را حفظ و نگهداری کنید. 
3. نهج البلاغه، حکمت 330. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
قدرشناسی نعمتها / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ اللهَ إذَا اَرادَ بِعَبْدٍ خیراً، إذا عُوتِبَ قَبِلَ؛ هرگاه خداوند، خیر و خوبی بنده ای را بخواهد، او چنان می شود که اگر مورد عتاب و سرزنش قرار گرفت، می پذیرد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
گاهی در گفتار و رفتار ما خطا وجود دارد. 
اگر بر خطای خویش اصرار بورزیم، هرگز اصلاح نمی شویم. اما اگر کسی خطا و عیب ما را به ما گفت و ما را بر کار ناپسندی ملامت کرد، بهتر است بپذیریم و عیب خویش را برطرف سازیم. 
از سخنان مشهور امام صادق علیه السلام آن است که فرمود: محبوب ترین دوستانم نزد من کسی است که عیبهای مرا به عنوان هدیه به من بگوید. (2)
حالتِ نقذپذیری و قبول نصیحت، ‌بسیار پسندیده است و از نشانه های تواضع است، زیرا افراد متکبّر حاضر نیستند از کسی نصیحت یا انتقادی بشنوند. 
در روایات، عنوانی وجود دارد به نام «قبول النُّصح»؛ یعنی پندپذیری، نقدپذیری، قبول نصیحت. این صفت ستایش شده است. مقدمه ی کمال انسان است و بدون آن خطاهای انسان برطرف نمی شود. 
مسؤولان هم باید با آغوش باز، از انتقادهای سازنده و دلسوزانه ی افراد استقبال کنند، تا بهتر بتوانند خدمت کنند. 
دشمن، یک خوبی دارد و آن این است که عیب های ما را بیان می کند. ما اگر زرنگ باشیم، از همین فرصت برای عیب زدایی و اصلاح خویش باید استفاده کنیم. 
دوستی که خطاهای ما را به ما یادآوری نکند و دلسوزانه تذکّر ندهد، حقّ دوستی را انجام نداده است. 
از صحبت دوستی به رنجم
که اخلاق بَدَم، حَسَن نماید
کو دشمن شوخ چشم دانا؟
تا عیب مرا به من نماید
پندپذیر باشیم، تا اخلاق و رفتارمان بهتر شود. 
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 481. 
2. تحف العقول، ص 366(احبّ اخوانی الیّ من اهدی الیّ عیوبی). 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
انتقادپذیری / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: ایّاکَ و الحَسَدَ، فَإنَّهُ یَبِینُ فیکَ وَ لا یَعْمَلُ فی عَدُوِّکَ؛ از حسد بپرهیز، چرا که حسود بودن تو آشکار می شود، و در دشمنت هم تأثیری ندارد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
حسد، یکی از صفات ناپسند و ریشه ی بسیاری از دشمنیها، جبهه گیریها و غیبتهاست. 
در هر کس باشد، هم خودش را از محبوبیت می اندازد، هم دیگران را به زحمت گرفتار می کند و هرگز روی آسایش نمی بیند. 
این که گفته اند:« حسود، هرگز نیاسود»، ریشه در احادیث دارد و از سخنان حضرت امیر علیه السلام است که فرمود:« لا راحَةَ لِحسودٍ»(2)؛ «برای حسود، هرگز راحتی و آسایشی نیست. »
به گفته ی سعدی:
توانم آن که نیازارم اندرون کسی
حسود را چه کنم؟ کو ز خود به رنج در است
حسد را هر چه پنهان کنند، سرانجام به نحوی آشکار می شود، زیرا حسود پیوسته در اندیشه ی آن است که به محسود ضربه بزند و او را از اعتبار و موقعیّت بیندازد؛ این است که به هر کاری دست می زند و این سبب می شود حسد را از گفتار و رفتار و نگاه و برخوردهایش بفهمند. 
اما اغلب، این حسد مایه ی رنج درونی خود شخص می شود، بی آن که آسیبی به طرف مقابل بزند. به فرموده ی امام باقر علیه السلام:
«حسد، ایمان را می خورد، همان طور که آتش، هیزم را می خورد و نابود می کند. »(3)
اگر خواهان نعمتیم، از خدا بخواهیم به ما هم عطا کند، نه آن که آرزوی زوال نعمت دیگران را داشته باشیم. 
کرم خدا بسیار است و خزانه ی عطایش بی پایان. 
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج 75، ص 369. 
2. بحارالانوار، ج73، ص 252. 
3. اصول کافی، ج2، ص 306. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
آفتی به نام حَسَد / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلسَّهَرُ اَلَذُّ للمَنام، وَ الجُوعُ یَزیدُ فی طیِبِ الطَّعَامِ؛ بیداری کشیدن، خواب را لذّت بخش تر می کند و گرسنگی، طعام را گواراتر می سازد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
بهره بردن از هر نعمت، زمینه و شرایط مناسب را می طلبد. 
خواب و خوراک، هم نعمتی الهی است، هم از ضرورتهای زندگی است. 
کسی که گرفتار بی خوابی می شود، از یک آسایش طبیعی محروم می گردد و کسی که برای خوردن، اشتهای لازم ندارد، به نوعی بیمار است. 
از این رو، کسی که خسته است و بدنش به خواب نیاز دارد، از خواب لذّت بیشتری می برد و کسی هم که گرسنه است و غذا را برای رفع نیاز بدن میل می کند، طعام برای او گوارا و لذّت بخش است. 
ای سیر، تو را نان جوین خوش ننماید
محبوب من است آن که به نزدیک تو زشت است(2)
برای زمینه سازی این بهره وری از نعمت، باید خود را مهیا ساخت و قبل از گرسنگی دست به سوی غذا نبرد و قبل از احساس خواب، به رختخواب نرفت، که در آن جا از خوردن لذّت نمی بریم و در این جا از خفتن. 
این حدیث، از امام عسکری هم روایت شده است. 
نکته ای که در ادامه ی حدیث نقل شده آن است که امام خواسته با این بیان، افراد را هم به روزه ی روزانه و هم به تهجّد و عبادت شبانه دعوت کند، زیرا وقتی کسی ساعاتی از شب را به عبادت گذرانید و با خدا راز و نیاز کرد، خواب برای او دلچسب تر خواهد بود و کسی هم که روز را به سبب روزه، گرسنگی کشید، غذای وقت افطار، لذت بخش تر و گواراتر خواهد بود. 
خدا را شاکر باشیم که برای ما این دو نعمت را قرار داده است. 
راستی اگر خواب نبود، چگونه خستگی ها برطرف می شد و نشاط دوباره می یافتیم؟
پی نوشت: 
1. اعلام الدین، ص 311. 
2. سعدی(گلستان، باب اول). 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
بیداری و گرسنگی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلعالِمُ وَ المُتَعَلِّمُ شریکانِ فی الرُّشدِ، مأمورانِ بالنَّصیحَةِ، مَنهیّانِ عَنِ‌الغَشِّ؛ دانشمند و دانش آموزنده، در رشد و بالندگی شریکند، هر دو مأمور به خیرخواهی اند و هر دو از فریب نهی شده اند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
بزرگ ترین بخل، «بخل علمی» است؛ یعنی آنچه را کسی می داند، به دیگران یاد ندهد. 
بدترین تکبّر هم، «تکبّر علمی» است؛ یعنی کسی که داناست، خود را برتر ببیند و کبرفروشی کند. و کسی که نادان است، از پرسیدن شرم کند، یا عار داشته باشد. 
تعامل میان معلّم و شاگرد، ‌باید به صورت «سؤال و جواب» باشد. نه شاگرد از پرسیدن دوری کند، نه عالم از یاد دادن. 
رشد علمی در سایه ی این «مشارکت» است. 
در این مشارکت علمی، هم باید خیرخواهی و نصیحت وجود داشته باشد، هم صداقت و راستی، تا دانش بشری رشد یابد و در سطح علوم افزایش پدید آید. 
یا فایده ده، آنچه بدانی دگری را
یا فایده گیر آنچه ندانی ز دگر کس
و این کلام مشهور است که زکات دانش، نشر و گسترش آن است (2). 
اگر دانشمند، در آموختن علم خود به دیگران بخل بورزد، رشد علمی متوقف می شود و اگر دانشجو در آموختن و فراگیری، جدیّت و شوق نداشته باشد، به مراتب عالی نمی رسد. ما امروز، ریزه خوار دانش گذشتگانیم که سخاوتمندانه حاصل عمر خویش را در قالب کتابها و تألیفات به آیندگان سپردند. هم احترام پیشینیان لازم است، هم بهره وری از ذخایر علمی آنان. 
فریب و بی صداقتی در عرصه ی دانش هم، نکوهیده است. چون هم مانع کمال علم می شود، هم دانش را در استخدام سودجویان بی تعهّد قرار می دهد. 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 367. 
2. زکات العلم نشره، (غررالحکم، ج4، ص 104). 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
اخلاق علمی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ الامامَ بَعدِی اَلحَسَنُ اِبنی، وَ بَعْدَ الحَسَنِ إبْنُهُ القائِمُ الَّذِی یَمْلأ الأرض قِسطاً وَ عَدلاً، کَما مُلِئَتْ جَوراً وَ ظُلماً؛ امام بعد از من، فرزندم«حسن» است و پس از حسن پسرش «قائم»، آن که زمین را پر از عدل و داد می کند، آن گونه که پر از جور و ستم شده باشد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
اعتقاد به مهدویّت و منجی در آخرالزّمان، در همه ی ادیان وجود دارد؛ لیکن در اسلام، این عقیده با وضوح و شفافیت بیشتری مطرح است و مشخصات آن «مصلح جهانی» به دقت بیان شده است. 
هم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از آمدن مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف خبر داده است، هم امامان معصوم علیهم السلام. (2)
در این حدیث نیز، امام هادی علیه السلام، امام بعد از خود و امام دوازدهم را معرفی کرده است، تا شیعیان پیشوای حق را بشناسند و پس از شهادت یک امام، در مرحله ی بعد دچار تردید و سرگردانی نشوند. این شیوه، در میان همه امامان رایج بوده که قبل از وفاتشان، امام بعدی را معرفی می کردند. 
ویژگی «عدالت گستری» در سطح جهان که برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مطرح است، در روایات فراوانی آمده است و این مژده، مستضعفان را به آینده ای روشن و امیدبخش برای بشریت ستمدیده، دلگرم و امیدوار می سازد. 
طلوع می کند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی
به امید روزی که آن آفتاب عدل و داد، بر بام جهان بتابد و زمین را از برکات وجودی اش سرشار سازد. 
پی نوشت: 
1. اکمال الدین، ص 383. 
2. در کتاب «منتخب الاثر»، احادیثی که از هر یک از امامان ما، جدا جدا درباره ی آن حضرت نقل شده، آمده است. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
مهدی موعود (عج)/ امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: کُلَّما الطَّلَع عَلَیهِ الرَّسُولُ فَقَدِ اطَّلَعَ اَوصیاؤُهُ عَلَیهِ، کَیلاَ تَخلُو اَرضُهُ مِن حُجَّةٍ یَکُونُ مَعَهُ عِلمٌ یَدُلُّ عَلی صِدْقِ مَقالَتِهِ؛ پیامبر بر هر چه اطلاع و آگاهی داشته باشد، جانشینانش هم بر آن آگاهند، تا زمین خدا از حجتی خالی نباشد که علمی دارد که نشانه ی صدق گفتار اوست. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
امامان معصوم علیهم السلام را «حجّت»گویند. 
چرا که از سوی خدا، به عنوان سند و برهانی برای حقّانیّت «راه خدا» و الگوگیری« بندگان خدا» قرار داده شده اند. 
حجت الهی، باید برتر از دیگران باشد، تا گفته اش و رفتارش برای مردم«سند» به شمار آید. یکی از امتیازهای امامان معصوم علیهم السلام، «علم» آنان است؛ آن هم علمی لدنّی و خدادادی که از راه کسب دانش و مکتب رفتن و استاد دیدن نباشد. 
این ویژگی و موهبت، در «پیامبر» هم هست، چون انبیای الهی نیز حجتهای پروردگارند و خدای متعال علم بی پایان خویش را در وجود آنان نهاده است. 
تأکید امام هادی علیه السلام در این حدیث، بر این نکته است که هرچه را خداوند به پیامبرش عطا کرده، به جانشینان او هم داده است و ائمه علیهم السلام، وارثان حکمت و علم نبوی اند و آنچه را «رسول» می داند، «امام» هم می داند و این به سبب آن است که زمین، خالی از حجت نباشد. 
در سیره ی امامان معصوم علیهم السلام، موارد متعددی دیده می شود که آنان، برای ابهام زدایی از کسانی که در امامتشان تردید دارند، گوشه ای از آن علومی را که دارند و خدا به آنان داده است نشان می دهند، تا برای مردم اطمینان حاصل شود. 
امام، تداوم بخش راه رسول است، ‌پس باید ویژگیهای او را هم داشته باشد. 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 367. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
حجت الهی در زمین / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: البُخلُ اَذَمُّ الاَخلاقِ، وَ الطَّمَعُ سَجِیَّةٌ سَیّئَةٌ؛ بخل، ناپسندترین اخلاق و طمع، خصلتی زشت است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
خُلق و خوی هر کس، نشان دهنده ی شخصیت انسانی اوست. 
اخلاق نیک، مایه ی فضیلت و برتری است و اخلاق ناپسند، موجب کاهش ارزش انسان است. 
در خودسازی و تربیت نفس، ابتدا باید «رذایل اخلاقی» را شناخت، سپس خود را از آنها دور ساخت. 
بخل و طمع که در این حدیث آمده، از بدترین خصلت هاست. محبوبیّت انسان را می کاهد و موجب تنهایی انسان می گردد. افراد بخیل، موفق به داشتن دوستان صمیمی نمی شوند. افراد طمعکار هم به حقارت و پستی دچار می شوند. 
ای دل تو ز خلق، هیچ یاری مطلب
وز شاخ برهنه، سایه داری مطلب
عزّت ز قناعت است، خواری ز طلب
با عزّت خود بساز و خواری مطلب(2)
بخیلان، امیدشان به خدا اندک است و چون به جایگزینی ایمان ندارند، انفاق نمی کنند و چون خودخواهند، به دیگران بخشش نمی کنند. 
طمعکاران هم چون روحیه ی قناعت ندارند، همیشه چشمشان گرسنه است و به قول سعدی، چشم آنان را جز خاک گور پر نمی کند. 
آن شنیدستی که در اقصای غَور
بارسالاری بیفتاد از ستور
گفت: چشم تنگ دنیادوست را
یا قناعت پر کند یا خاک گور
در سخنان امام علی علیه السلام آمده است:
بخیل، میان عزیزان خودش هم خوار است. (3)
و این روشن ترین گواه ناپسندی صفت بخل است. 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 369. 
2. خواجه عبدالله انصاری. 
3. البخیل ذلیلٌ بین اعزته(غررالحکم، ج1، ص 377)... 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
بخل و طمع / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ لَنا بِالرُّسُلِ اُسوَةٌ، کانوا یَأکُلُونَ و یَشْرَبُونَ و یَمْشونَ فی الأسواقِ؛ پیامبران برای ما سرمشق اند. آنان می خوردند و می نوشیدند و در بازارها راه می رفتند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
در طول تاریخ، کافران برای نپذیرفتن دعوت پیامبران، دنبال بهانه بوده اند. 
یکی از بهانه هایشان این بوده که چرا کاخ و ثروت ندارند؟ چرا مثل مردم عادی اند؟ چرا در هوا نمی پرند؟ چرا مثل دیگران غذا می خورند و راه می روند؟ در حالی که اینها نشان دهنده ی مردمی بودن رسولان است و این که از جنس مردمند و می توانند الگو باشند. 
در قرآن آمده است:« ما پیامبران را پیش از تو هم چنان قرار دادیم که غذا می خوردند و در بازارها راه می رفتند. »(2)
و این پاسخی به آن بهانه جویی هاست. 
امامان ما نیز، با آن که در علم و فضل و مقام، بسیار بالایند و از عصمت برخوردارند و زبده ترین آفریدگان خدا به شمار می روند، در «زندگی مردمی» به پیامبران الهی اقتدا کرده اند. از این رو، برای همگان اسوه و الگویند. 
عادی نشان دادن زندگی امامان، پاسخی به ادعاهای افراطی، «غُلات» نیز شمرده می شود که برای ائمه علیهم السلام مقام خدایی قائلند و انحراف اعتقادی دارند. امامان نیز با شدیدترین تعبیرات، آنان را نکوهش و از ایشان اظهار برائت و بیزاری کرده اند. 
ساده زیستی پیشوایان دینی ما، برای همه ی ما سرمشق است، تا دور از تکبّر و خودبرتربینی، و دور از تجمّلات و اشرافیّت و اخلاق فرعونی، زندگیهایمان ساده و باصفا باشد و بتوانیم ادّعا کنیم که پیرو آن پیشوایانیم. 
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 368. 
2. فرقان(25)، آیه 20. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
زندگی مردمی امامان / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: المُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ للجازِعِ إثنانِ؛ مصیبت، برای صبرکننده یکی است و برای بی تابی کننده دو تا. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
زندگی در دنیا، با مصیبت ها و حوادث ناگوار همراه است. 
سخت ترین مصیبت ها هم از دست دادن عزیزان و داغ فرزند و برادر و... است. 
آنچه انسان را در برخورد با این حوادث تلخ و شکننده مقاوم می سازد، پناه گرفتن در پناهگاه استوار«صبر» است. قرآن کریم هم توصیه می فرماید که از صبر و نماز، کمک بگیرید. (2) چون شکیبایی در برابر مصیبت، و در روی آوردن به نماز و ذکر خدا، انسان را مقاوم می سازد و تحمل او را افزایش می دهد. 
بی تابی و ناله و شیون، مشکلی را حل نمی کند و مرده را زنده نمی کند و عزیز از دست رفته را به ما برنمی گرداند؛ ولی صبر، اندوه ما را می کاهد. 
این است که در این حدیث، امام هادی علیه السلام (3) مصیبت را برای صبرکننده یکی می داند و برای آن که از خود بی تابی نشان می دهد، دو تا. 
آن که دچار حادثه ی غمبار و مصیبتی می شود، با واقعیتی روبروست که نسبت به آن نمی توان کاری کرد. مگر صبر و شکیبایی، از این رو، همیشه به داغدیدگان توصیه می کنند که صبر کند و عنان اختیار را از کف ندهد و بی تابی نکند، چون چنین حوادثی برای همه پیش می آید. کیست که داغ عزیز ندیده و به فراق دوستان مبتلا نشده باشد؟
به گفته سعدی:
«صبر تلخ است، ولیکن بَرِ شیرین دارد. »(4). 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 369. 
2. بقره(2)، آیه 45 و 153. 
3. این حدیث، از امام کاظم علیه السلام و امامان دیگر هم نقل شده است( رک: حکمتهای کاظمی، حدیث 10). 
4. کلیات سعدی، ص 53. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
صبر بر مصیبت / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلمَقادیرُ تُریکَ مَا لَمْ یَخطُرْ بِبالِکَ؛ تقدیرها، آنچه را که بر دلت خطور نمی کرد، نشانت می دهد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
عالمی در زیر دارد، ‌آنچه در بالاستی... 
آگاهی ما از جهان و اسرار پشت پرده آن و مقدّرات عالم اندک است. ما بر اساس علم محدود خویش، مسائل و حوادث را ارزیابی و پیش بینی می کنیم، ولی گاهی آنچه مقدّر شده، از دایره تصوّرات و پندارهای ما بیرون است. 
یک دیکتاتور حاکم و جبّار، در اوج قدرت و سیطره ی بر مردم، هیچ می پندارد که ممکن است روزی سرنگون گردد و به خاک سیاه بنشیند؟ 
یک ثروتمند میلیاردر، فکر می کند که روزی ممکن است همه ی دارایی اش از دست برود و محتاج دیگران شود؟
در تقدیر الهی این است که ظلم و خیانت، دامن ستمگر را می گیرد و اسراف و ناسپاسی، سبب زوال نعمت می شود. ولی افراد غافل از برنامه ها و سنتهای خدا در هستی، به فکرشان نمی رسد که روزی مقام و قدرت و ثروت را از دست بدهند. 
شاعر گوید:
دیدی که خون ناحق پروانه، شمع را
چندان امان نداد که شب را سحر کند؟
حکمتی که از امام هادی علیه السلام خواندیم، هشدار می دهد که خود را و وضع کنونی خویش را همیشگی و پایدار ندانیم. چه بسا تقدیر، چیزهایی نشانمان دهد که به فکرمان هم نمی رسیده است. 
گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود
گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود(2)
این است که گاهی ما «تدبیر» می کنیم. 
ولی... «تقدیر» چیز دیگری است!
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 369
2. سلمان ساوجی، دیوان، ص 98. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
قلم تقدیر / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلحِکمَةُ لا تَنْجَعُ فِی الطِّباعِ الفاسِدَةِ؛ حکمت، در سرشتهای فاسد سودی نمی بخشد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
فطرت الهی انسان، پذیرای حق و حکمت است. 
ولی گاهی در اثر عواملی، این طبیعت و سرشت، دگرگون و فاسد و از خیر و تقوا و موعظه رویگردان می شود. آن وقت است که حرف خوب هم در دل اثر نمی کند. 
زمینه ی مساعد، سبب رویش بذر می شود. اما زمینه ی خراب، حاصلی نمی دهد. این است که سعدی گفته است:
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ، لاله روید و در شوره زار، خس
در رهنمودهای امام علی علیه السلام آمده است:« اگر حکمت را از اهلش دریغ کنی و به آنان نگویی، در حق آنان جفا کرده ای و اگر حکمت را برای نااهلش بیان کنی، به حکمت ظلم کرده ای». 
حتی نیکی کردن به کسی که لیاقت آن را ندارد و قدر نیکی را نمی شناسد نیز، هدر دادن مال و کاری غیرحکیمانه است. 
حکمت، سخنان حق و صحیح و استوار است که با عقل همراه است و با دین، همسو. حکمت، دل را روشن و روح را بانشاط می سازد. اما کسی که طبیعت فاسد و زمینه ای نامناسب دارد، از این گوهر ارزشمند سود نمی برد. حتی قرآن کریم هم که برترین کلام و هدایت کننده ترین رهنمودها را داراست، در دلهای فاسد که زمینه ی پذیرش ندارند، بی اثر است و به تعبیر قرآن، جز بر خسران و زیان آنان نمی افزاید. (2)
در پی حکمت باشیم و داروی حکمت را بر دردهای درونی خویش بگذاریم، تا جهل و غفلت و غرور ما را درمان کند. 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 370. 
2. وَ لاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلاَّ خَسَاراً(اسراء، 17)، آیه 82. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
بذر خوب در زمین بد / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ مِنَ العِزَّةِ بِاللهِ اَن یُصِرَّ العَبدُ عَلَی المَعصِیَةِ وَ یَتَمنّی عَلی اللهِ المَغفِرَةَ؛ از نمونه های غرور نسبت به خدا آن است که «بنده»، بر گناه اصرار و پافشاری کند و از «خدا» امید آمرزش داشته باشد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
میان معصیت و مغفرت، ‌پلی وجود دارد، به نام «توبه». 
توبه، هم درکِ زشتی و بدی گناه است، هم پشیمانی و ندامت از نافرمانی، هم تصمیم جدّی بر ترک گناه و تکرار نشدن اشتباه و خطا، هم جبران قصورها و خلافهای پیشین و ادای حق مردم در صورتی که گناه مربوط به «حقّ الناس» باشد. 
با این حال، کسی که همچنان گناه می کند و بر تکرار معصیت و استمرار آن اصرار می ورزد، از آن طرف هم امید و آرزوی آمرزش الهی دارد، مغرور و خودباخته و خود فریفته نیست؟
خداوند، آمرزنده و غفّار است، ولی نسبت به کسی که از گناه برگردد و توبه کند. 
مغفرت الهی محدود است و حدّ آن«توبه»است. 
کسی که این حدّ و مرز را نشناسد، مغرور به رحمت الهی شده است. حضرت علی علیه السلام در کلامی نسبت به مغروران چنین هشدار می دهد:« هشدار، هشدار، ای مغرور!
چنان همه جانبه گناهت را پوشانیده که گمان کرده ای آمرزیده است. (2)
یکی از اشتباهات این است که انسان معصیت کار، با کیفر سریع الهی روبرو نمی شود ولی پندارد که گناهی کرده و کسی آن را ندیده است! غافل از این که در همه حال در منظر حق متعال قرار داشته است. 
ادامه ی گناه و ترک توبه و آرزوی مغرفت الهی با هم ناسازگار است. کسی که امید به رحمت الهی دارد، باید توبه کند. 
پی نوشت: 
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 212. 
2. الحذر، الحذر ایّها المغرور، والله لقد ستر، حتی کانّه غفر(غررالحکم، ج2، ص 280). 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
غرور بی جا / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ النَّفسَ اَقْبَلُ شَیئٍ لِما اَعْطَیتَ، وَ اَمنَعُ شیئیٍ إذا مَنَعْتَ؛ نفس انسان پذیراترین چیز است نسبت به آنچه به او بدهی و منع کننده ترین چیز است، آنگاه که او را محروم کنی. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
مثل بذری که در اختیار کشاورز است و آن را می افشاند و آبیاری می کند و به ثمر می رساند، وجود انسان نیز یک بذر قابل رویش و نهال قابل رشد است. 
آنچه مهم است، «تربیت نفس» و خودسازی است. 
انسان، اثرپذیر است و این کار تربیت و تهذیب نفس را آسان می کند. هر که نفس و تمنّیات نفسانی را آزاد بگذارد و دنبال هوسها و خواسته های دل برود، نفس سیری ناپذیر او را به فساد و به جهنم می کشاند. و هر که خواسته های دل را مهار کند و بر آن مسلّط باشد، سعادتمند می شود. 
قرآن کریم، بهشت را از آنِ کسانی می داند که جلوِ هوسهای نفس بایستند و از خدا و قیامت بترسند. (2)
حال که چنین است، چرا رها ساختن نفس در مرداب شهوات و در گرداب رذایل؟
حضرت علی علیه السلام می فرماید:
من نفس خویش را با «تقوا» تمرین می دهم و تربیت می کنم، تا در روز قیامت، ایمن و آسوده به عرصه ی محشر و حساب بیاید. (3)
اگر طبق اشتهای نفس عمل کنیم، سیری ناپذیر است. و اگر به خواسته های دل، «نه» بگوییم، به همین عادت می کند. 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 370. 
2. وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى‌ * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأْوَى‌ (نازعات)، (79)، آیه های 41 و 41). 
3. و انّما هی نفسی اروضها بالتقوی... (نهج البلاغه، نامه 45). 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
تربیتِ نفس / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: خَیرٌ مِنَ الخَیرِ فَاعِلُهُ، وَ اَجمَلُ مِنَ الجَمیلِ قائِلُهُ، وَ اَرجَحُ مِنَ العِلمِ عامِلهُ؛ بهتر از نیکی، انجام دهنده آن است و زیباتر از زیبا، گوینده ی آن است، و برتر از علم، عمل کننده ی به دانش است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
صفات خوب و بد و کارهای پسندیده و ناپسند، در عمل و رفتار انسان ها تجلی و تجسّم پیدا می کنند و اگر افراد نباشند، خوبی و بدی و کار نیک و بد، در بیرون وجود ندارد. 
همه ی صفات چنین است و همه ی فضایل اخلاقی این گونه است. مثلاً شجاعت و سخاوت خوب است، ولی بدون رفتار یک شجاع و بخشنده در بیرون وجود نمی یابد. 
از این رو، امام هادی علیه السلام انجام دهنده ی خیر و نیکی را بهتر از خود نیکی می داند و گوینده ی حرف نیکو و زیبا را برتر از زیبا می شمارد و عمل کننده ی به علم را بهتر از خود علم معرفی می کند. 
در علم اخلاق، آنچه ارزشمند است، آراسته شدن افراد به صفات نیک است، نه یاد گرفتن و حفظ کردن متون اخلاقی یا احادیث تربیتی یا اشعار حکمت آمیز. سعدی درباره ی آنان که علم دارند، ولی به علم خود عمل نمی کنند، می گوید( بر اساس آیه قرآن): «چهارپایی بر او کتابی چند»!
وقتی دانستیم فلان کار«خوب» است، اگر آن را انجام دهیم، از آن خوبی خوب تریم. و اگر فهمیدیم فلان سخن زیباست، اگر گوینده آن باشیم، از آن زیباتریم. و اگر دانشی آموختیم و به آموخته ی خویش عمل کردیم، از آن برتریم. 
ثمر علم ای پسر عمل است
ورنه تحصیل علم دردسر است
سعدی گوید:
«دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند، ‌یکی آن که اندوخت و نخورد، و دیگر آن که آموخت و نکرد. 
علم، چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست، «نادانی»(2)
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج75، ص 370. 
2. گلستان سعدی، باب هشتم، نکته 3. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
بهترین ها / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلجاهِلُ اَسِیرُ لِسانِهِ؛ نادان، اسیر زبان خویش است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
اسارت انواع گوناگون دارد. 
یکی اسیر بند و زنجیر و زندان است. 
دیگری اسیر عادتهای ناپسند و گناهان است، 
یکی اسیر مال و مقام و ثروت و شهرت است، 
یکی هم «اسیر زبان» است و این، ویژگی انسانهای جاهل و کم خرد است که کنترلی بر زبان و گفتار خود ندارند و در همین رهگذر، دچار پشیمانیهای جبران ناپذیر می شوند. 
عاقل و فرزانه، آنچه را نمی داند، نمی گوید. تا نپرسند، جواب نمی دهد. سخنانش متین و سنگین است. از لغو و بیهوده گویی پرهیز می کند. سخنان درشت و آزاردهنده به دیگران نمی گوید. در موردی که اطلاع کافی ندارد، اظهارنظر نمی کند. حرفی می زند که برای خود و دیگران سودمند باشد. 
اما جاهل، چنین نیست. گرفتار زبان لجام گسیخته و بی مهار است که برای او دردسرساز می شود و گاهی «زبان سرخ، سرِ سبز می دهد بر باد». به قول ایرج میرزا:
کم گوی و مگوی هرچه دانی
لب دوخته دار، تا توانی
بس سر که فتاده ی زبان است
با یک نقطه، زبان، زیان است
نادان به سر‍ِ زبان نهد دل
در قلب بود، زبان عاقل(2)
آنچه انسان را از «اسارت زبان» می رهاند، مهار و کنترل آن است و این وقتی است که قبل از هر گفتار، درباره ی آنچه می خواهیم بگوییم، بیندیشیم و خوبی و بدی و صلاح و فساد و سود و زیان آن را در نظر داشته باشیم، آنگونه که توصیه کرده اند. 
-مزن بی تأمل به گفتار، دَم!
پی نوشت: 
1. اعلام الدین، ص 311. 
2. رهنمون، ذوالقدری، ص 454. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
اسارت زبان / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلحِلمُ هُوَ اَنْ تَملِکَ نَفسَکَ، وَ تَکْظِمَ غَیْظَکَ، وَ لا یَکُونُ ذَلِکَ إلّا مَعَ القُدرَة؛ حلم و بردباری آن است که خویشتن دار باشی و خشم خود را فرو بری و بروز این خصلت، جز در موردی که قدرت ( بر اعمال خشم) داشته باشی و اعمال نکنی، محقق نمی شود. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
قوی ترین افراد، کسانی هستند که بر نفس خود مسلطند. 
در روایات، از این که کسی «مالک نفس» باشد، بسیار سخن گفته شده و این صفت را ستوده اند. این قدرت روحی در عرصه های مختلف آشکار می شود. یکی هم آن گاه است که انسان خشمگین و عصبانی می شود و می خواهد رفتارهای تند و خشن از خود نشان دهد یا حرفهای غلیظ بزند؛ و اگر ضعیف باشد همین کار را می کند و بعد پشیمان می شود. 
اما کسی که حلیم و بردبار است، خشم خود را مهار می کند و عصبانیّت خویش را فرو می برد و بر اعصاب خود مسلط می گردد. 
این قدرت روحی و صفت نیک در قرآن هم آمده است و از کسانی که خشم خود را فرو می برند و بر خود مسلّطند، با عنوان «الکاظمین الغیظ» یاد شده است. (2)
یکی از لقبهای امام هفتم شیعیان هم «کاظم» است و این به سبب اخلاق والا و حلم و بردباری آن حضرت بوده است. 
رسیدن به این مرحله از کمال روحی، تمرین و ممارست و کنترل دائمی بر حرفها و رفتارها را می طلبد و مثل قدرت جسمی و عضلانی که با ورزش و تمرین به دست می آید، در اثر تمرینهای بسیار می توان به حدّی رسید که خود را مهار کرد و مالک نفس خویش شد. 
«گر بر سَرِ نفسِ خود امیری، مردی!». 
پی نوشت: 
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 205
2. آل عمران(3)، آیه 134. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
حلم / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُونَ عَلَیهِ؛ هر کس از خودش راضی باشد، دشمنان و بدخواهانش زیاد شود. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
خودپسندی آن است که شخص، از صفات و اعمال و رفتار خود راضی باشد و هیچ عیبی را در خود نپذیرد و خویش را کامل و بی نقص بداند. 
این صفت، تکبّر می آورد و اشخاصِ‌ از خود راضی، در دیگران به دیده ی تحقیر می نگرند. در نتیجه، دیگران هم از آنان خوششان نمی آید. 
هیچ کس بی عیب نیست. 
پذیرفتن عیوب، مقدمه برطرف کردن آنهاست. 
افراد فروتن و حقیقت بین، در پی آنند که کاستیها و ضعفهای خود را بشناسند و آنها را از بین ببرند و کامل تر شوند. 
از نشانه های افراد خودخواه و خودپسند، فخرفروشی بر دیگران و تحقیر مردم و بی اعتنایی به همنوعان است. این خصلت را باید درمان کرد و احترام دیگران را نگه داشت. آنان که خود را بهتر از همه می دانند، نه خود را شناخته اند، نه دیگران را. 
در توصیه های دینی آمده است. 
«آنچه برای خود می خواهی، برای دیگران هم بخواه و آنچه را بر خود نمی پسندی، برای دیگران هم مپسند»(2). 
راستی... ما تا چه اندازه به نقاط ضعف خویش آگاهیم؟
و تا چه حدّ از خوبیها و صفات نیک آنان باخبریم؟
اندکی در خود نگر تا کیستی؟... 
پس چه جای غرور و خودپسندی و خودبرتربینی؟
پی نوشت: 
1. اعلام الدین، ص 311
2. امام صادق علیه السلام این را یکی از حقوق برادر مسلمان بر گردن ما می داند(محجة البیضاء، ج3، ص 354). 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
زیان خودپسندی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: حُسْنُ الصُّورَةِ جَمالٌ ظاهِرٌ، وَ حُسنُ العَقْلِ جَمالٌ باطِنٌ؛ زیبایی چهره، جمال ظاهر است، ولی نیکویی عقل، جمال درون است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
در هنر، سخن از «جمال» و زیبایی است. 
هنرمند، زیبایی را می شناسد و با هنر خویش در هر یک از عرصه های قلمی، شعری، تصویری، صوتی، نمایشی، خطّاطی و... زیبایی می آفریند. 
ولی آیا زیبایی تنها در چهره است؟
آیا جمال، تنها جمال مادی و صوری است؟
برتر از جمال مادی، جمال معنوی است و بهتر از زیبایی صورت، زیبایی سیرت است و جمال درون و سیرت، در سایه عقل و ایمان و فهم و شعور است. 
امام سجاد علیه السلام، گسترش عدالت و فروخوردن خشم را زینت و زیور اهل تقوا می داند(2). 
امام علی علیه السلام، عفاف را زینت فقر می شمارد و شکر را زینتِ ثروتمندی. (3)
همچنین آن حضرت، حلم را جمال مرد، وقار را زیبایی انسان، پرهیزکاری را جمال مؤمن و دوری از ننگ و عار را مایه ی زیبایی و آراستگی مؤمن می شمارد. (4)
اینها نشان می دهد برتر از زیبایی ظاهر و چهره، زیبایی اخلاق و فکر و عمل و اندیشه است، وگرنه «ای بسا ابلیسِ آدم رو که هست... ». 
مؤمن هم باید بکوشد خود را به جمال باطنی آراسته کند و سیرت و رفتار عالی و زیبا داشته باشد، تا محبوب خدا و خلق خدا قرار گیرد. این است که کارساز است و در قیامت ثمر دارد، وگرنه:
صورت زیبا نیاید هیچ کار
ای برادر سیرت زیبا بیار
پی نوشت: 
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 212. 
2. صحیفه سجادیه، دعای 20(البِسنی زینه المتّقین... ). 
3. نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 65. 
4. غررالحکم، ج7، ص 44. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
جمال ظاهری و باطنی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: لَوْ سَلَکَ النّاسُ وادِیاً وَسیعاً لَسَلَکْتُ وادِیَ رَجُلٍ عَبدَ اللهَ وَحدَهُ خالِصاً؛ اگر مردم، در وادی گسترده ای راه بپویند، من در وادی مردی راه خواهم پیمود که تنها خداوند را خالصانه عبادت کند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
بعضی از مردم، همرنگ جماعت می شوند. 
هر طور دیگران هستند، خود را همسو و همراه با آنان نشان می دهند، حتّی اگر مسیر حرکت جامعه برخلاف باشد. این هنر نیست. 
حرکت در «راه خدا» و در «صراط مستقیم» دشوار است. اگر در روایات آمده است که صراط در قیامت، از مو باریک تر و از شمشیر برنده تر است و همه از روی آن می گذرند و برخی به جهنم سقوط می کنند. 
و اگر در روایات آمده است که: دو صراط است، یکی صراط در قیامت و یکی صراط در دنیا، و صراط در دنیا حرکت در مسیر اولیای الهی و پیروی از ائمّه و پیشوایان معصوم است؛ این نکته گویای این حقیقت است که در دنیا هم صراط حق و راه درست، ‌باریک و سخت و پرمخاطره است. اگر همه ی مردم، در یک جاده وسیع و اتوبان حرکت کنند، امّا بیراهه باشد، خردمند کسی است که در راه درست گام بردارد، هرچند باریک و دشوار و دارای رهروان کمتری باشد. 
آن که خدای یکتا را خالصانه می پرستد و بنده ی اوست، «در راه» است. آنان که در پی هوسها، فسادها، لذّتهای حرام، بی اعتقادی به خدا و قیامتند، هرچند فراوان باشند، «بیراهه» می روند. 
رهنمود امام در این حدیث این است که اگر جماعت بیراهه می روند، ما در راه درست و خداپسندانه حرکت کنیم، هرچند تنها بمانیم و با دشواری ها رو به رو شویم. 
باید «معیار» داشت و بر اساس معیار زندگی کرد. 
پی نوشت: 
1. حیاة الامام علی الهادی علیه السلام، ص 165
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
رهروان خالص / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: مَنْ جَمَعَ لَکَ وُدَّهُ وَ رَأیَهُ فَاجمَعْ لَهُ طاعَتَکَ؛ هر کس دوستی و نظر خود را برای تو هزینه کند، تو هم فرمانبرداری خود را برای او خرج نما. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
در مَثَل ها آمده است:
برای کسی بمیر که برایت تب کند. 
یعنی میزان تلاش و خدمت و گذشت و فداکاری انسان نسبت به دیگری، باید متناسب با محّبت و صداقت او باشد. 
اگر کسی منافقانه اظهار دوستی کند، نباید ساده لوحی کرد و اسرار خود را به او گفت و با او طرح دوستی ریخت. 
سعدی گوید:
دنیا خوش است و مال عزیز است و تن شریف
لیکن رفیق، بر همه چیزی مقدّم است
البته، رفیقی که همدل و صادق و خیرخواه باشد. 
مفهوم سخن امام هادی علیه السلام این است که اگر کسی هم نسبت به تو محبّت و مهرورزی داشت، هم فکر و نظر خود را درباره ی تو و به سود تو به کار گرفت و با تو «همفکر» و «همدل» بود، قدر این دوست را بدان، تو هم در خدمت و اطاعت او باش و با او از درِ ستیز و مخالفت وارد مشو. دوست موافق و مناسب، از گرانبهاترین سرمایه هاست. 
آنچه رشته دوستی را محکم می کند، خیرخواهی و دلسوزی و مثل آینه، راست و شفّاف و صادق بودن است. 
پس اگر از نعمت «دوست خوب» برخوردار بودیم، ‌ما هم به او خوبی کنیم. 
برخورد صادقانه با دوستان، شکرانه و سپاس صداقت آنان است. 
قدر دوستان یکرنگ و باصفا را بدانیم، ‌چرا که آنان امید ما را به فردایی روشن بیشتر می کنند و در سختیها یار و غمخوار ما هستند. 
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 483. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
خوبی , جواب خوبی / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: اَلمِراءُ یُفسِدُ الصِّداقَةَ القَدِیمَةَ و یُحَلِّلُ العُقدَةَ الوَثیقَةَ؛ کشمکش و جدال، دوستی کهن را خراب می کند و پیوند استوار را از هم می گسلد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
هرچه دوستی ها را به هم بزند و پیوندها را به جدایی بکشاند. ناپسند است. «جدال»، یکی از این عوامل است. 
در مجادله و جرّ و بحث، هر کس می کوشد بر حریف خویش پیروز شود و اثبات کند که حق با اوست و حرف او درست است. این مسأله، حسّ غلبه و برتری جویی و تفوّق طلبی را در انسان تقویت می کند و به جداییها و سست شدن پیوندهای دوستی می انجامد. 
یکی از محرّمات در حال احرام برای حاجیان، «جدال» است. (2)
حج که باید محیط و فضای دوستی و معنویت و رها شدن از خودخواهی و تکبّر را فراهم آورد، در سایه ی جدال و نزاعهای لفظی، سبب پیدایش اختلاف و تفرقه و جدایی می شود و این با روح حج ناسازگار است. از نشانه های تواضع، یکی هم آن است که انسان با دیگری به جرّ و بحث و جدال بیهوده نپردازد و اگر حق با او هم باشد، جدل را ترک کند و این چون نیازمند پاگذاشتن روی نفسانیّات و مبارزه با خودخواهی است، نشان فروتنی به شمار آمده است. 
چه بسیار دوستیهای کهن که در اثر جدال، از بین می رود. 
و چه بسا رشته های مستحکم و ریشه دار رفاقت و روابط حسنه که در پی آن گسسته می شود. 
از سخنان امام علی علیه السلام نیز این است. 
«مراء و جدال، بذر و اساس شر و بدی است.»(3) با افزودن ظرفیت و تحمّل خویش، از جدالهای بی ثمر بپرهیزیم. 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 369
2. بقره(2)، آیه 197. 
3. المراء بذرالشرّ(غررالحکم، حدیث 393). 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
جرّ و بحث و جدال / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اِنّکُمْ فی آجالٍ منقوصَةٍ و اَیّامٍ معدودَةٍ و الموتُ یأتِی بَغتَةً؛ به یقین شما در اجلهایی هستید رو به کاهش و در روزهایی هستید، شمارش شده، و مرگ هم ناگهان می آید. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
مثل شمعی که می سوزد و قطره قطره آب می شود و ناگهان خاموش می گردد، چراغ عمر آدمی نیز چنین است. «اجل»، مدت معینی است که برای عمر هرکس مقرر شده است. روزی این مدت به سر خواهد آمد و مرگ انسان فرا خواهد رسید.
عمر ما، مجموعه ای از ثانیه ها، دقیقه ها، ساعتها و روزهاست. این مجموعه، پیوسته رو به کاهش است، تا روزی که پایان یابد و مرگ ناگهان از راه برسد.
البته، مرگ هیچ کس، ناگهانی نیست، ولی چون ما غافلیم و از اجلها و مدت مقرر خبر نداریم، به نظر ما «ناگهانی» می رسد، در حالی که طبق قاعده ی اصلی در وقت معین خواهد رسید، مگر مرگ و میرهایی که در اثر قتل یا تصادف یا حوادث غیرمنتظره پیش می آید.
سعدیا! دی رفت و فردا همچنان موجود نیست
در میان این و آن، فرصت شمار امروز را
آینده ی حتمی«مرگ»، در انتظار همه است.
مهم، آمادگی برای این مرگ حتمی است. ذخیره سازی «عمل صالح» برای مرحله ی پس از مرگ، شرط عقل است، تا در آن مرحله، تهیدست نباشیم و حسرت نخوریم.
توجه دادن به مرگ و به یاد آخرت بودن و آمادگی برای کوچ از این جهان، در رهنمودهای همه پیامبران الهی آمده است. توشه برداشتن برای آخرت هم بارها در کلام حضرت علی علیه السلام بیان شده است: «تزّودوا» یعنی رهتوشه بردارید.
دریاب خویش را که در این بحر موج خیز
همچون حُباب، وقت تو بسیار نازک است (2) 
کاش پایان عمر ما، با حسرت و افسوسی همراه نباشد.
کاش قدر ثانیه های عمرمان را بیشتر بدانیم.
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 373.
2. واهب قندهاری.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
عمر گذران و مرگ در پیش / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام هادی علیه السلام فرمودند: إنَّ اللهَ جَعَلَ الدُّنیا دارَ بَلوی وَ الآخِرَةَ دارَ عُقبی وَ جَعَلَ بَلوَی الدُّنیَا لِثَوابَ الآخِرَةِ سَبَباً، وَ ثَوابَ الآخِرَةِ مِن بَلوَی الدُّنیا عِوَضاً؛ خداوند، دنیا را سرای بلا و آزمایش و آخرت را سرای ابدی قرار داده است و گرفتاری دنیا را سبب پاداش آخرت ساخته و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
«بلا» هم به معنای رنج و گرفتاری است، هم به معنای آزمون و امتحان. گاهی هم رنج و بلا، وسیله ی امتحان بندگان است. 
سختیهای گوناگونی که انسان بیمار و گرفتار درد و بلا متحمّل می شود، برای رسیدن به سلامتی و عافیت است و کسی که این فشارها و مشکلات را از سر نگذراند و محدودیّت «پرهیز» را به جان نخرد و جرّاحی غدّه را تحمل نکند و دوران بستری شدن را نپذیرد، به مرحله ی سلامتی و بهبودی نمی رسد. 
دنیا خالی از بلا و گرفتاری نیست. 
قرآن هم نقص اموال و مرگ و میر و ترس و ناامنی و گرسنگی و سختی را وسیله ی امتحان می داند و به صابران که در مصیبتها به خدا توجه می کنند، مژده ی پاداش می دهد(2). 
بلای دنیا ثواب آخرت را در پی دارد. 
پاداش آن دنیا هم عوض بلا و آزمون این دنیاست. 
آنان که در پی خوشیهای بی حساب و لذتهای بی رنج دنیایند و فکر می کنند به دنیایی بی غم و غصّه و بی بلا و ابتلا دست خواهند یافت، در اشتباهند. لیکن رنج و بلای اشخاص متفاوت است. 
حیات اصلی و زندگی ابدی و نعمت و لذّت بی رنج، در بهشت خداست. رسیدن به آن هم تحمّل سختیهای دنیوی و داشتن یک زندگی ایمانی و تقوایی را می طلبد. 
بکوشیم تا از آزمون الهی سربلند بیرون بیاییم و در این امتحان، رتبه ی قبولی را که همان طاعت و بندگی و کسب «رضای پروردگار» است، به دست آوریم. 
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 483
2. بقره(2)، آیه 155. 
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
مقایسه دنیا و آخرت / امام هادی (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اَکْثِروا ذکْرَاللهِ و ذِکرَ الموتِ و تِلاوةَ القُرآنِ و الصّلاةَ علی النّبی صلی الله علیه و آله فاِنَّ الصّلاهَ علی رسولِ الله عَشرُ حسناتٍ؛ خدا را و مرگ را بسیار یاد کنید. زیاد قرآن بخوانید و بر پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار درود و صلوات بفرستید،‌ چرا که صلوات بر پیامبر خدا ده حسنه حساب می شود. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
یاد بسیار نسبت به خدا و مرگ، سازنده است.
یاد خدا، همدم دل در لحظات تنهایی است، مونس جان در غربت است، سبب دوری از گناه و افتادن در دام شیطان است.
یاد مرگ، هم جلوِ غرور و غفلت را می گیرد و ناپایداری دنیا را به یادمان می آورد و از دلبستگی به جلوه های فریبنده دنیا باز می دارد و اینها همه در رستگاری ما نقش مؤثر دارند.
تلاوت قرآن نیز، جان را صفا می بخشد و ثواب دارد.
صلوات بر پیامبر و خاندان پاک او نیز از بهترین عبادتها و ذکرهاست. چهار توصیه ای که در این حدیث آمده است، توصیه خداوند در قرآن هم هست.
آیه «اذکروالله ذکراً کثیراً» (2)، دعوت به فراوان به یاد خدابودن است.
آیه «کل نفسٍ ذائقه الموت» (3)، مرگ را که برای همه حتمی است، به یاد می آورد.
آیه «فاقرؤا ما تیسّر من القرآن» (4)، توصیه به خواندن قرآن دارد، هر قدر که بتوانیم.
آیه «إنّ الله و ملائکتهُ یُصَلون علی النّبی...» (5)، نیز، هم به صلوات خدا و فرشتگان بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله اشاره دارد، هم به مؤمنان دستور می دهد بر آن حضرت درود و صلوات بفرستند.
چه بهتر که بر زبان انسان و در دل او، یاد خدا و قیامت و مرگ، و آیات وحی و صلوات بر پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله باشد، تا زندگی برکت یابد.
دلی که جای خدا باشد، جای شیطان نخواهد بود.
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 488
2. احزاب (33)، آیه 41.
3. آل عمران (3)، آیه ی 185؛ عنکبوت (29)، آیه ی 57.
4. مزمّل (73)، آیه ی 20.
5. احزاب (33)، آیه ی 56.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
بهترین یادها / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اَکْثِروا ذکْرَاللهِ و ذِکرَ الموتِ و تِلاوةَ القُرآنِ و الصّلاةَ علی النّبی صلی الله علیه و آله فاِنَّ الصّلاهَ علی رسولِ الله عَشرُ حسناتٍ؛ خدا را و مرگ را بسیار یاد کنید. زیاد قرآن بخوانید و بر پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار درود و صلوات بفرستید،‌ چرا که صلوات بر پیامبر خدا ده حسنه حساب می شود. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
یاد بسیار نسبت به خدا و مرگ، سازنده است.
یاد خدا، همدم دل در لحظات تنهایی است، مونس جان در غربت است، سبب دوری از گناه و افتادن در دام شیطان است.
یاد مرگ، هم جلوِ غرور و غفلت را می گیرد و ناپایداری دنیا را به یادمان می آورد و از دلبستگی به جلوه های فریبنده دنیا باز می دارد و اینها همه در رستگاری ما نقش مؤثر دارند.
تلاوت قرآن نیز، جان را صفا می بخشد و ثواب دارد.
صلوات بر پیامبر و خاندان پاک او نیز از بهترین عبادتها و ذکرهاست. چهار توصیه ای که در این حدیث آمده است، توصیه خداوند در قرآن هم هست.
آیه «اذکروالله ذکراً کثیراً» (2)، دعوت به فراوان به یاد خدابودن است.
آیه «کل نفسٍ ذائقه الموت» (3)، مرگ را که برای همه حتمی است، به یاد می آورد.
آیه «فاقرؤا ما تیسّر من القرآن» (4)، توصیه به خواندن قرآن دارد، هر قدر که بتوانیم.
آیه «إنّ الله و ملائکتهُ یُصَلون علی النّبی...» (5)، نیز، هم به صلوات خدا و فرشتگان بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله اشاره دارد، هم به مؤمنان دستور می دهد بر آن حضرت درود و صلوات بفرستند.
چه بهتر که بر زبان انسان و در دل او، یاد خدا و قیامت و مرگ، و آیات وحی و صلوات بر پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله باشد، تا زندگی برکت یابد.
دلی که جای خدا باشد، جای شیطان نخواهد بود.
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 488
2. احزاب (33)، آیه 41.
3. آل عمران (3)، آیه ی 185؛ عنکبوت (29)، آیه ی 57.
4. مزمّل (73)، آیه ی 20.
5. احزاب (33)، آیه ی 56.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
بهترین یادها / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: منْ یَزْرَعْ خیراً یَحْصُدْ غِبطةً و منْ یَزْرَعْ شَرّاً یَحصُد ندامَةً، لِکُلِّ زارعٍ ما زَرَعَ؛ هرکس نیکی بکارد، خوشی و شادمانی درو می کند. و هرکس بدی بکارد، پشیمانی درو می کند. برای هر کشتکار، همان است که کاشته است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
دنیا، دنیای حساب و کتاب است. نه نیکیهای مردم گم می شود، نه بدیهایشان بی کیفر می ماند. باید عاقبت کار را دید و فرجام را در نظر داشت.
هرکه اول بین بود، اعمی بود
هرکه آخربین، چه با معنی بود
هرکه آخربین تر، او مسعودتر
هرکه اول بین تر او مطرود تر
عاقلی، جز پیش اندیش نیست
وای آن کو عاقبت اندیش نیست (2) 
این که گفته اند «پیشگیری بهتر از درمان است» سخنی درست و حکیمانه است. کسی که نظام حاکم بر جهان را بشناسد و به پیامدهای حوادث و نتایج اعمال توجه داشته باشد، نسنجیده حرفی نمی زند و بدون فکر و عاقبت اندیشی اقدامی نمی کند و با تدّبر خویش، از ندامت آینده پیشگیری می کند.
عاقل آن است که اندیشه کند پایان را...
کارهای ما، یا خوب است، یا بد. اگر خوبی بکاریم، نتیجه خوب آن را می بینیم و اگر بدی بکاریم، پشیمانی درو می کنیم. باید دید در مزرعه حیات، چه می کاریم و چه برداشت می کنیم؟
با دشمن و دوست، فعل نیکو، نیکوست
کی بد کند آن که نیکی اش عادت و خوست؟
با دوست چو بد کنی، شود دشمن تو
با دشمن اگر نیک کنی، گردد دوست (3) 
اگر بخواهیم اهل خیر و نیکی باشیم، باید افق نگاهمان بلندتر باشد. آخرت را هم باید در نظر داشته باشیم. چون گاهی نیکیهای ما در دنیا پاداش نمی یابد و ثواب آن در آخرت به ما می رسد؛ دنیایی که بسیار محتاج خواهیم بود.
برداشت ما از کشت دنیایی، گاهی در آخرت است؛ آن را از یاد نبریم.
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 373
2. مولوی.
3. خیام.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
هر چه بکاری , درو می کنی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: لیْسَ مِنَ الادبِ إظْهارُ الفرَحِ عِندَ المَحزونِ؛ اظهار شادمانی پیش انسان غمگین، از ادب نیست. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
جامعه ی بشری باید مثل اعضای یک بدن، پیوستگی و همدلی داشته باشند.
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی (2) 
این همبستگی در موارد گوناگونی باید آشکار شود؛ از جمله در برخورد با انسان های غمگین و داغدیده که از مسأله ای رنج می برند و غصّه دارند.
همچنان که خوردن غذاهای لذیذ و میوه های گوناگون پیش کسی که فقیر است و توان تهیه آنها را ندارد، ناپسند است و مایه ی رنج او می شود، اظهار خوشحالی و خنده و مزاح پیش افراد غمگین هم ناپسند و آزاردهنده است.
پیشوایان دین توصیه کرده اند که در تشییع جنازه نخندید، سراغ افراد داغدیده بروید و تسلیت بگویید و خود را محزون نشان دهید، تا برای او تسلّایی باشد. والا شوخی و خنده و شادی کردن نزد داغدیدگان محزون، بی ادبی است و آنان را هم می آزارد و مثل نمک پاشیدن بر زخم است.
همدلی با افراد مصیبت زده، نشانه درک صحیح و احترام گذاشتن به دیگران است.
این که گفته اند: هنگام شنیدن مرثیه اهل بیت و عاشورا، اگر گریه هم نمی کنید، حالت حزن و اندوه به خود بگیرید (تباکی) برای همین است. از نشانه های ادب، یکی هم این است که با دیگران طوری رفتار کنیم که دوست داریم با ما رفتار کنند. اگر عزیزی را از دست داده باشیم، انتظار داریم دیگران با ما همدردی و درکمان کنند و اگر در غم ما اشک نمی ریزند، دست کم شادی نکنند.
خودمان هم باید با غمگینان و دردمندان همین گونه رفتار کنیم.
یکی را چو در بند بینی، مخند
مبادا که روزی بیفتی به بند
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 374
2.گلستان سعدی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
اخلاق اجتماعی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اِنَّ لِلسَّخاءِ مِقْداراً، فَاِنْ زَادَ عَلیهِ فَهُوَ سَرَفٌ، و لِلْحَزمِ مِقداراً، فاِنْ زادَ علیهِ فهوَ جُبْنٌ و للإقتِصادِ مقداراً فإن زادَ علیهِ فهوَ بُخلٌ و للشّجاعَهِ مقداراً فإنْ زادَ علیهِ فهوَ تَهَوُّرٌ؛ سخاوت حدّی دارد، اگر از حدّش بگذرد، اسراف است. حزم و احتیاط، اندازه ای دارد، اگر از اندازه بگذرد، ترس است. میانه روی هم حدّی دارد، اگر از حدّش فراتر برود، بُخل است. شجاعت هم اندازه ای دارد. اگر بیش از اندازه باشد، تهوّر و بی باکی است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
در مباحث اخلاقی، تشخیص «مرز» بین صفات، گاهی حساس و دقیق و دشوار است.
دیده اید که گاهی کسی می خواهد تواضع کند، ولی آن قدر خود را کوچک می کند که خفّت و خواری می کشد. یا کسی می خواهد متانت و عزّت و وقار خویش را حفظ کند، اما دچار تکبر و غرور می شود.
«اندازه نگهدار، که اندازه نکوست».
در هر چیزی افراط و تفریط، ناپسند است. زیاده روی، «از حدّ گذراندن»، گاهی یک صفت خوب را به ضدّ آن تبدیل می کند.
چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش
چون رنده ز کار خویش، بی بهره مباش
تعلیم ز ارّه گیر در عقل و معاش
چیزی سوی خود می کش و چیزی می پاش (2) 
و این همان رهنمود قرآن است که: در انفاق نه آن قدر بخیل و دست بسته باش که چیزی از تو به دیگری نرسد و نه آن قدر دست و دل باز، که هرچه داری بدهی و خودت نیازمند و حسرت زده در گوشه ای بنشینی (3).
اعتدال در هر چیزی نکوست.
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 377
2. احمد جامی.
3. و لا تجعل یدک مغلولهً الی عُنقک... (اسرا (17)، آیه 29) .
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
مرز صفات خوب و بد / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: کَفافَ اَدَباً تَجَنُّبُکَ ما تکْرَهُ من غیرِکَ؛ در ادب تو همین بس که از آنچه از دیگری نمی پسندی، پرهیز کنی. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
در مفهوم ادب، سخن بسیار گفته و نشانه های آن را برشمرده اند.
لقمان را پرسیدند: ادب از که آموختی؟ گفت: از بی ادبان، هرچه از فعل ایشان در نظرم ناپسند آمد، از آن پرهیز کردم. (2) 
گفته اند: ادب آموز، فرزند هرکه خواهی باش، زیرا ادب تو را از حسَب، بی نیاز می کند.
و گفته اند: ادب را به رایگان می توان به دست آورد، لیکن با آن همه چیز می توان خرید.
معیاری که امام عسکری علیه السلام در این حدیث برای ادب برمی شمارد، این است که آنچه را از دیگران ناپسند می شماریم از آن بپرهیزیم. این نکته ای است که استدلال هم نمی خواهد، چون اگر صفتی و رفتاری ناپسند است، فرقی نمی کند که در ما باشد یا دیگران، یک بام و دو هوا پذیرفتنی نیست. سعدی گفته است:
ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند
بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست
خودساخته کسی است که اگر عملی را در دیگران شرم آور و بد می داند، در خودش هم بد بداند و از انجام آن پرهیز کند. پذیرفته نیست که کسی را به خاطر بدزبانی تحقیر کنیم، اما خودمان زبان نیشدار و گزنده داشته باشیم و پسندیده نیست که از مزاحمت همسایه زبان به شکوه گشاییم، ولی خودمان برای او مزاحمت ایجاد کنیم.
ادب، محبوبیت و مقبولیت می آورد، در هرکه می خواهد باشد.
با ادب را، ادب سپاه بس است
بی ادب با هزار کس تنهاست (3) 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75،ص 377
2.گلستان سعدی.
3.شهید بلخی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
جلوه ای از ادب / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اِدْفَعِ المسْاَلَةَ ما وَجدْتَ التَّحمُّلَ یُمْکِنُکَ فإنَّ لِکُلِ یومٍ رزقاً جدیداً، و اعْلَم انَّ الإلحاحَ فی المَطالبِ یَسْلُبُ البَهاءَ؛ تا وقتی که می توانی تحمل کنی، دست نیاز مگشای، چرا که هر روز را روزی و رزق تازه ای است و بدان که اصرار در خواسته ها، شکوه و آبرو را می برد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
تا می توان ز آبله ی دست رزق خورد
بهر چه خوشه چینِ ثریا شود کسی (2) 
درخواست، آدمی را سبک و حقیر می سازد.
آنان که نیازمندند، ولی تنگدستی را تحمل می کنند و دست نیاز پیش کسی دراز نمی کنند، آبروی خویش را حفظ می کنند و به تعبیر دیگر، با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند.
وقتی کسی نیاز خود را با دیگری درمیان می گذارد و از او درخواست مساعدت دارد، آبروی خود را کف دست نهاده و شرمندگی را تحمل می کند.
دست نیاز چو به پیش توانگری کنی دراز
پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش
پس چه باید کرد؟ تحمل!
چه بسا از امروز تا فردا گشایشی فراهم آید و رزق و روزی برسد. باید به خدا توکل کرد و از دیگران بی معطلّی کمک نخواست. آنان که درخواست می کنند و در این درخواست، اصرار و پافشاری از خود نشان می دهند، خود را حقیر و بی ارزش می کنند و در نظر دیگران کوچک می شوند. این حقیقت در کلام حضرت امیر علیه السلام نیز به این صورت آمده است:
«مَن اکثَرَ مسألَةَ النّاسِ ذَلَّ» (3) 
«هرکس از مردم زیاد درخواست کند، خوار می شود».
آبرو، سرمایه ای است که نباید به این راحتی آن را با درخواست از دیگران، هزینه کرد.
پی نوشت: 
1. نزهه الناظر فی تنبیه الخواطر، ص 143
2. صائب تبریزی.
3. غررالحکم، ج5، ص 238.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
درخواست نکردن / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: فَرَضَ اللهُ تعالی الصّومَ لِیَجِدَ الغَنیُّ مَسَّ الجوُعِ فَیَحنو علی الفقیر؛ خداوند متعال، روزه را واجب کرده است، تا ثروتمند طعم گرسنگی را بچشد و در نتیجه، به نیازمند مهرورزی کند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
این سخن را امام عسکری علیه السلام در پاسخ به نامه جعفر بن محمد ابن حمزه نوشت، که وی علّت تشریع روزه را از آن حضرت پرسیده بود.
احکام الهی بدون حکمت و فلسفه نیست، زیرا خداوند، حکیم است.
اگر خدای حکیم را باور داریم، همه فرمانهای او را گردن می نهیم و از اوامر و نواهی او اطاعت می کنیم، هرچند علّت بعضی از آنها را هم ندانیم. چون مسلمانی، به معنای تسلیم بودن در برابر فرمان خدای جهان است. ولی گوشه هایی از فلسفه احکام در آیات و روایات بیان شده است، تا بندگان با اطمینان بیشتر اطاعت کنند.
قرآن کریم، روزه را برای پیدایش «تقوا» می داند (لعلّکم تتّقون) (2) و این یکی از اسرار آن است. در روایات، گرسنگی و تشنگی روزه دار، یادآور سختیهای روز قیامت به شمار آمده است.
در روایاتی هم همدردی و چشیدن طعم گرسنگی و محروم بودن از لذایذ و به یاد فقرا افتادن، حکمت وجوب روزه باین گشته است. تا انسان خودش اسیر نشده باشد، رنج زندانیان را نمی فهمد.
تا دچار مرگ عزیزان نشده باشد، غصه و اندوه داغداران را درنمی یابد.
تا روزه نگیرد، آنچه را بر تهیدستان می گذرد، درک نمی کند.
روزه در کنار فواید و آثار فراوانی که دارد و برای تندرستی مؤثر است و تمرینی برای تقوا و اطاعت است و جان و دل را صفا می بخشد، حسّ همدردی با فقرا هم در ما تقویت می کند.
روزه، سپری در برابر آتش دوزخ است.
پی نوشت: 
1. کشف الغمّه، ج3، ص 193
2. سوره ی بقره (2)، آیه ی 184.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
فلسفه ی روزه / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: ما ترَکَ الحقَّ عزیزٌ إلاّ ذَلَّ، و لا اخَذَ بهِ ذلیلٌ اِلا عَزَّ؛ هیچ فرد با عزّتی حق را رها نکرد، مگر آن که خوار شد و هیچ خواری حق را نگرفت، مگر آن که عزّت یافت. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
جهان عرصه ی تقابل حق و باطل است. عده ای همواره در پی حق هستند، گروهی هم دنبال باطل می روند؛ چه باطل در عقاید، چه باطل در گروههای اجتماعی و سیاسی، یا باطل در رفتار و اعمال. خداوند، انسانها را به حق و برپاداشتن آن فرا می خواند: «له دعوةُ الحق» (2).
واژه ی حق، بارها در قرآن به کار رفته است. خدا حق است. آخرت حق است. دین اسلام و دعوتهای انبیا و عقیده به مبدأ و معاد حق است.
کسانی که دعوت حقّ پیامبران را بپذیرند و خداپرست شوند و در جبهه حق قرار گیرند و به عدالت پایبند باشند و با ظلم و حق کشی بستیزند، راهشان حق است و فرجامشان بهشت، هم در دنیا عزیزند، هم در آخرت سرفراز. اما کسی که از حق رویگردان شود، خوار و بی مقدار است.
در رویارویی حق و باطل، نباید بی طرف بود. اگرچه «متاع کفر و دین بی مشتری نیست، گروهی این گروهی آن پسندند». امّا باید بکوشیم در صف حق قرار بگیریم و مدافع حق باشیم.
در حادثه ی عاشورا، جبهه ی امام حسین علیه السلام حق بود و جبهه ی یزید، باطل.
کسانی به حسین بن علی علیه السلام پیوستند و از او حمایت و در این راه جان خویش را هم نثار کردند. نتیجه آن شد که تا ابد عزیز گشتند و نامشان جاودانه ماند. کسانی هم جبهه حق را رها کردند و امام را تنها گذاشتند. آنان دچار ذلّت و خواری گشتند و در تاریخ هم جز بدنامی برایشان نماند. سربلندی را در حمایت از حق بجوییم، هرچند پیروان حق اندک باشند!
پی نوشت: 
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج34، ص 129
2. سوره ی رعد (13)، آیه ی 14.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
عزّت در سایه ی حقّ / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: خَیرٌ مِنَ الحیاةِ مَا إِذا فَقَدْتَهُ اَبْغَضْتَ الحیاةَ، و شَرٌّ مِنَ المَوتِ مَا إِذا نَزَلَ بِکَ اَحبَبْتَ الموتَ؛ بهتر از زندگی، چیزی است که چون آن را از دست دهی از «زندگی» بدت آید. و بدتر از مرگ چیزی است که چون بر تو فرود آید، «مرگ» را دوست داشته باشی. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
زندگی زیبا و دوست داشتنی است، اما اگر با مصیبتهای جانکاه همراه باشد، اگر انسان دچار غربت و تنهایی یا بیماری درمان ناپذیر شود، یا مورد تهمت و سوءظن قرار گیرد، از همین زندگی خسته می شود و چه بسا آرزوی مرگ می کند. پس معلوم می شود که عزّت و آبرومندی، انس و همدلی، سلامتی و عافیت و... از خود زندگی دوست داشتنی تر است و نبود اینها، زندگی را در نظر انسان تلخ و تحمل ناپذیر می کند و معلوم می شود که بدنامی، بی همدمی، بیماریهای درمان ناپذیر، در نظر انسان از مرگ بدتر است.
عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است
ور به سختی گذرد، نیم نفس بسیار است
امام حسین علیه السلام می فرمایند:
«مرگ با عزّت، از زندگی با ذلّت بهتر است» (2).
این حدیث می رساند که ارزش زندگی وقتی است که با عزّت و شرافت و سرافرازی همراه باشد.
باید قدر نعمتها را دانست و از بلاها به خداوند پناه برد.
زندگی، تنها خوردن و خوابیدن نیست، بلکه برای انسانهای آگاه، مفهومی عمیق تر دارد. اگر امام سجاد علیه السلام در دعای خویش می گوید: «خدایا اگر عمرم چراگاه شیطان شده است، هرچه زودتر جانم را بگیر (3)، گویای این حقیقت است که برای انسان عارف، زندگی آمیخته به گناه، ارزشی ندارد و مرگ بهتر از آن است.
به زندگی خویش معنا دهیم تا دوستش داشته باشیم.
پی نوشت: 
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج34،‌ص 129.
2. موتٌ فی عزٍّ خیرٌ من حیاهٍ فی ذُلٍ (بحارالانوار، ج44، ص 192).
3. صحیفه ی سجادیه، دعای بیستم، (ان کان عمری مرتعاً للشیطان).
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
بهتر از مرگ , بهتر از زندگی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: جُعِلَتِ الخَبائِتُ فی بیتٍ، و الْکِذْبُ مَفاتیحُها؛ همه ی پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید همه آنها «دروغ» است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
به همان اندازه که «صدق»، ارزشمند است، «کذب» ناپسند و زشت است.
دروغ، عامل فریب مردم است، دشمنی می آورد، اعتمادها را سلب می کند، روابط اجتماعی را دچار سستی و گسست می کند و نشانه ی نفاق درونی انسان است. دروغ آن قدر زشت است که حتی دروغگویان هم حاضر نیستند در جامعه «دروغگو» شناخته شوند و می کوشند تا با دروغی دیگر، دروغ اول خود را بپوشانند.
حرف راستی که با دروغ آمیخته شود، خریدار ندارد و زشتی دروغ، آن راست ها را هم بی اعتبار می سازد.
این که دروغ، کلید خانه پلیدیها به شمار آمده، سبب آن است که افراد، برای توجیه خلافهای خود دروغ می گویند، برای فریب مردم از دروغ استفاده می کنند، جنس بد را با دروغ به مشتری می دهند، با ادّعای دروغِ دوستی و خیرخواهی، سر مردم کلاه می گذارند.
دروغ، آدمی را کند شرمسار
دروغ آدمی را کند بی وقار
دروغ ای برادر مگو، زینهار
که کاذب بود خوار و بی اعتبار
کسی را که ناراستی گشت کار
کجا روز محشر شود رستگار؟ (2) 
حضرت علی علیه السلام در مذمّت دروغگویی می فرمایند:
«لا یجتمع الکِذْبُ و المروَّة» (3) 
«دروغ و جوانمردی با هم جمع نمی شوند.»
پی نوشت: 
1. نزهة الناظر و تنبیه الخواطر، ص 145.
2. سعدی.
3. غررالحکم، ج6، ص 372.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
دروغ , کلید بدیها / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: الإشْراکُ فِی النّاسِ اَخفی مِنْ دَبیبِ النَّملِ عَلیَ المَسْحِ الاَسودِ فی اللّیلَة المُظلِمَةِ؛ شرک ورزی (و ریا) در مردم، پنهان تر است از جنبیدن و حرکت مورچه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
آنچه به رفتار و اعمال ما ارزش می دهد، «نیت خالص» است.
ارزش هر عملی به نیّت آن است. گاهی خدایی ترین عملها با انگیزه ی ریا و خودنمایی انجام می شود، در نتیجه از ارزش می افتد و پاداشی هم نخواهد داشت.
از این رو، پاک سازی نیّت از ریا و تظاهر، هم لازم است، هم دشوار، هم با ارزش.
اما سختی کار در اینجاست که گاهی انسان دچار ریا می شود و خودش هم نمی داند. تشخیص عمل خالص از عمل ریایی، سخت است. یکی از معیارهای آن این است که انسان از دیگران انتظار تعریف و تمجید نداشته باشد و برایش فرقی نکند که مردم بدانند یا ندانند؛ ستایش کنند یا نه.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«عمل خالص آن است که نخواهی جز خدای متعال، کسی تو را برای آن کار، ستایش کند.» (21) 
اگر امام، ریا را مخفی تر از ردّ پای مورچه بر روی سنگ سیاه در شب تار می داند، به خاطر آن است که گاهی انسان عمری ریا می کند، ولی می پندارد که اخلاص دارد.
اخلاص، هرچند کمیاب است، ولی اگر پیدا شود، بسیار ارزشمند است و خداوند، مشتری و پذیرای کارهای خالص بندگان مخلص است.
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست
ای برادر، سیرت زیبا بیار (3) 
پی نوشت: 
1. موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج34، ص 133
2. محجه البیضاء، ج8، ص 28.
3. سعدی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
ریا , شرک خفّی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: مَنْ کانَ منَ الفُقَهاءِ صائناً لِنَفْسِهِ، حافِظاً لِدینِهِ، مُخالفاً علی هَواهُ، مُطیعاً لاَمْرِ مَولاهُ فَلِلعَوامِ انْ یُقلّدوُهُ؛ هرکس از فقها که خویشتندار باشد، دینش را نگهبان باشد، با هوای نفس خود مخالف باشد، فرمانبردار مولایش باشد، بر عموم مردم است که از او تقلید کنند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
در عصر غیبت کبری و دست نداشتن به امام معصوم، وظیفه ی مردم رجوع به فقهاست.
شناخت دین و درک احکام خدا و نظر اسلام در امور شرعی، کاری علمی و دشوار است و تنها از عهده ی کسانی برمی آید که سالها در حوزه های علمیه به فراگیری علوم دینی مشغولند و در آیات و روایات و کتابهای فقهی بررسیهای عمیق می کنند و به مرتبه ای از علم می رسند که به آنان «فقیه» و «مجتهد» گفته می شود.
مثل همه ی اموری که مردم به کارشناسان آن رجوع می کنند، کارشناس مسائل فقهی و دینی هم مجتهدان و فقهایند. رجوع مردم به آنان را «تقلید» گویند.
اما یک نکته ظریف و مهم وجود دارد و آن این که تنها تخصّص فقهی و داشتن علم و قوّه ی اجتهاد کافی نیست، بلکه باید از نظر اخلاق و تقوا و پارسایی هم شایستگی مرجعیّت را داشته باشند.
از کسی می توان تقلید کرد که علاوه بر مجتهد بودن، متقّی و خالی از هوا و هوس، نگهبان دین و خویشتندار و خودساخته باشد. اینها معیارهای صلاحیت مرجعیت در علمای دین است.
این شرط، تضمینی بر سلامت فکر و روح آن عالم دینی است. اگر عالم دینی اهل تقوا و خداترسی و پارسایی نباشد، چه بسا نتواند حقیقت دین را بگوید، یا از احکام الهی پاسداری کند.
امام امّت رحمه الله درباره نقش علمای دین می فرماید:
«اگر فقهای اسلام، از صدر اسلام تا حالا نبودند، الآن ما از اسلام هیچ نمی دانستیم. این فقها بودند که اسلام را به ما شناساندند و فقه اسلام را تدریس کردند و نوشتند و زحمت کشیدند و به ما تحویل دادند و ما باید همین جهت را حفظ کنیم.» (2) 
پی نوشت: 
1. الحیاة، ج2، ص 282
2. صحیفه ی نور، ج15، ص 150.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
فقهای شیعه / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: مَنْ رَضِیَ بِدوُنِ الشَّرَفِ مِن المَجلِسِ لَمْ یَزِلُ اللهُ و ملائِکَتهُ یُصّلونَ علیهِ حَتّی یقوُمَ؛ هرکس در مجلسی به نشستن در جایی پایین تر از شأن خودش راضی باشد، همواره خداوند و فرشتگان بر او درود می فرستند، تا وقتی که از جایش برخیزد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
یکی از مواردی که تکبّر یا تواضع شخص معلوم می شود، «جایگاه نشستن» است. اهل تکبّر، چون خود را برتر از همه می پندارند، همیشه در پی آن هستند که از دیگران امتیاز بیشتری داشته باشند و در صدر مجلس بنشینند و خانه ی مجلل داشته و شوکت خود را به رخ مردم بکشند. در حالی که هیچ یک از اینها برای انسان رفعت و بزرگی نمی آورد.
من از روییدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس، کس نمی گردد به این بالانشینی ها
پس باید تمرین کرد، تا فروتنی به عنوان یک اخلاق خوب در وجود و رفتارمان نهادینه شود. اگر وارد مجلسی می شویم، در جای پایین تر بنشینیم، آن هم به خاطر خدا و برای یافتن تواضع، نه آن که ما را آدم متواضعی بشناسند.
این برنامه ی خودسازی، ارزشمند است. خدا چنین کسی را دوست دارد و پروردگار و فرشتگان بر او درود می فرستند.
انسان یکی هزار شود از فتادگی
هر دانه ای که خاک نشین گشت، خرمن است (2) 
پیامبراعظم صلی الله علیه و آله از همه ی مخلوقات خدا برتر و بالاتر است، امّا از همه بیشتر فروتنی و تواضع داشت. با مسکینان نشست و برخاست می کرد؛ جای خاصی برای نشستن خود تعیین نمی کرد؛ اگر وسیله ای نبود پیاده می رفت؛ در تشییع جنازه شرکت می جست؛ به عیادت بیمار می رفت؛ روی زمین می نشست؛ در حال تکیه دادن غذا نمی خورد و... نمونه ی صفات و رفتاری است که همه گویای تواضع آن پیامبر خاتم و اشرف کائنات است. از پیامبر بیاموزیم که متواضع باشیم.
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 486
2. میرسند کاشانی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
پاداش فروتنی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: مَنْ رَضِیَ بِدوُنِ الشَّرَفِ مِن المَجلِسِ لَمْ یَزِلُ اللهُ و ملائِکَتهُ یُصّلونَ علیهِ حَتّی یقوُمَ؛ هرکس در مجلسی به نشستن در جایی پایین تر از شأن خودش راضی باشد، همواره خداوند و فرشتگان بر او درود می فرستند، تا وقتی که از جایش برخیزد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
یکی از مواردی که تکبّر یا تواضع شخص معلوم می شود، «جایگاه نشستن» است. اهل تکبّر، چون خود را برتر از همه می پندارند، همیشه در پی آن هستند که از دیگران امتیاز بیشتری داشته باشند و در صدر مجلس بنشینند و خانه ی مجلل داشته و شوکت خود را به رخ مردم بکشند. در حالی که هیچ یک از اینها برای انسان رفعت و بزرگی نمی آورد.
من از روییدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس، کس نمی گردد به این بالانشینی ها
پس باید تمرین کرد، تا فروتنی به عنوان یک اخلاق خوب در وجود و رفتارمان نهادینه شود. اگر وارد مجلسی می شویم، در جای پایین تر بنشینیم، آن هم به خاطر خدا و برای یافتن تواضع، نه آن که ما را آدم متواضعی بشناسند.
این برنامه ی خودسازی، ارزشمند است. خدا چنین کسی را دوست دارد و پروردگار و فرشتگان بر او درود می فرستند.
انسان یکی هزار شود از فتادگی
هر دانه ای که خاک نشین گشت، خرمن است (2) 
پیامبراعظم صلی الله علیه و آله از همه ی مخلوقات خدا برتر و بالاتر است، امّا از همه بیشتر فروتنی و تواضع داشت. با مسکینان نشست و برخاست می کرد؛ جای خاصی برای نشستن خود تعیین نمی کرد؛ اگر وسیله ای نبود پیاده می رفت؛ در تشییع جنازه شرکت می جست؛ به عیادت بیمار می رفت؛ روی زمین می نشست؛ در حال تکیه دادن غذا نمی خورد و... نمونه ی صفات و رفتاری است که همه گویای تواضع آن پیامبر خاتم و اشرف کائنات است. از پیامبر بیاموزیم که متواضع باشیم.
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 486
2. میرسند کاشانی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
پاداش فروتنی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: مِنَ التَّواضُعِ السَّلامُ علی کُلِّ مَنْ تَمُرُّ بهِ، وَ الجُلوسُ دونَ شرَفِ المجْلِسِ؛ سلام کردن به هرکه بر او می گذری و نشستن در جای پایین مجلس، از تواضع است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
یکی از نعمتهای الهی، تواضع و فروتنی است.
افراد متواضع، محبوبند و متکبّران، منفور.
تواضع، نشانه هایی دارد؛ یکی هم سلام دادن به دیگران است، هرکه می خواهد باشد. بعضی ها فقط به دوستان و آشنایان سلام می دهند. اما توصیه ی دین ما این است که در جامعه اسلامی، هر مسلمان در برخورد با مسلمان دیگر، ابتدا سلام دهد. حضرت محمد صلی الله علیه و آله چنین بود و در سلام دادن به دیگران پیشدستی می کرد. هنگام ورود به مجلس، هرجا که جا بود می نشست و جای خاصّی را برای نشستن خود قرار نداده بود (2) و این نیز نشانه ی دیگری از تواضع است.
رسیدن به این کمال اخلاقی، تمرین می خواهد.
باید به مرور و استمرار، هرجا که پای خودبینی و خودخواهی به میان می آید، آن«من» را زیر پا گذاشت و غرور خویش را شکست تا فروتنی جزء خلق و خوی انسان گردد و تکبّر ریشه کن شود.
هرکه شد خاک نشین، برگ و بری پیدا کرد
سبز شد دانه، چو با خاک، سری پیدا کرد
تصمیم بگیریم بدون تکبّر و خودپسندی، به هرکه رسیدیم سلام کنیم. خواهیم دید که کبر و غرور، بتدریج از وجود ما ریشه کن می شود و جای آن را تواضع و افتادگی می گیرد. آنگاه، هم رحمت الهی شامل حال ما می شود، هم محبوبیت مردمی پیدا می کنیم.
افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است (3) 
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 487
2. مکارم الاخلاق، ص 14.
3. پوریای ولی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
نشانه های تواضع / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: التَّواضُعُ نِعْمةً لا یُحْسَدُ عَلَیهَا؛ فروتنی نعمتی است که بر آن حسد نمی ورزند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
اگر مال و ثروت یا مقام عالی و رتبه ی اجتماعی و شهرت داشته باشید، یا از زیبایی، رفاه، خانه خوب، ماشین گران قیمت و... برخوردار باشید، ممکن است کسانی چشم دیدن اینها را نداشته باشند. حسادت بورزند و با شما دشمن شوند.
اما تنها نعمتی که هرکس داشته باشد مورد حسادت قرار نمی گیرد، «تواضع» است.
افراد فروتن، مورد علاقه مردم هستند. محبوبیت دارند، کسی هم نمی کوشد که این نعمت را از چنگ آنان بیرون آورد، چون اصلاً نعمتی نیست که بشود دزدید و به یغما برد؛ حالتی ارزشمند و درونی در افراد است که برای خود امتیازی قایل نیستند و غرور و تکبر ندارند.
تواضع، موجب شرافت انسان است. تواضع، آدمی را رفعت می بخشد و تکبر موجب ذلّت می شود.
ماه آسمان، هرچند تواضع می کند و در برکه ی آب یا حوض حیاط جلوه می کند و خود را تا این حدّ پایین می آورد، ولی مکان اصلی او اوج آسمان است.
چه بهتر که افراد مشهور و ثروتمند و صاحب مقام در برابر دیگران تواضع کنند تا دچار غرور نگردند.
حضرت امیر علیه السلام فرمودند:
«چه نیکوست که اغنیا در برابر فقرا تواضع کنند، تا به پاداشی که نزد خداوند دارند برسند.» (2) 
تواضع ز گردنفرازان نکوست
گدا گر تواضع کند خوی اوست
هیچ کس از فروتنی و تواضع، پست و حقیر نمی شود.
عزّت را در خاکساری بجوییم.
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 489
2. ما احسن تواضع الاغنیاء للفقراء طلباً لما عندالله: (غررالحکم، ج6، ص 100) .
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
نعمت تواضع / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: منَ الفَواقِرِ الَّتی تقصِمُ الظَّهرَ، جارٌ إنْ رأی حسنَةً اَخفاها، و إنْ رَأی سَیِّئةً اَفشاها؛ از مصیبت هایی که کمرشکن است، همسایه ای است که اگر خوبی ببیند آن را پنهان می کند و اگر بدی ببیند، آن را فاش می سازد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
همسایه خوب یا بد، عامل رفاه یا رنج است.
اگر در مثلها و روایات آمده است که «اول همسایه را ببین، سپس خانه بخر» اشاره به نقشی است که همسایگان در ایجاد صفا و محبت، یا ایجاد زحمت و دردسر دارند و مایه ی دلخوشی یا عامل رنج و کدورت می شوند. همان طور که ما از همسایه، انتظار ادب، اخلاق، حق شناسی، مراعات، رازداری و مساعدت داریم، خودمان هم تا می توانیم باید همین نکات را درباره ی همسایه مراعات کنیم.
همسایه ی بد، واقعاً تحمل ناپذیر است، ولی بدی همسایه بد چیست؟
امام در این حدیث، به یکی از ویژگیهای همسایه بد اشاره می کند و آن این است که از انسان، تنها بدیها و عیبها را می بیند، نه خدمتها و خوبیها را، خوبیها را می پوشاند و زبان تعریف و قدرشناسی ندارد، ولی بدیها را هم افشا می کند و موجب آبروریزی می گردد.
چون خود همه عیبی، چه کنی عیب کسان فاش
بر غیر چه خندی، چو تو خود بدتر از آنی
بر عیب تو چون پرده بپوشید خداوند
ظلم است اگر پرده مردم بدرانی (2) 
پیامبر عزیز ما، نسبت به مراعات همسایه بسیار سفارش کرده است. به تعبیر حضرت امیر علیه السلام و رسول خدا صلی الله علیه و آله آن قدر ما را درباره ی همسایه سفارش می کرد که پنداشتیم او را هم از وارثان قرار خواهد داد. (3) 
همیشه زبان به ستایش خوبیهای دیگران بگشاییم و از بیان عیبهایشان حذر کنیم.
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 487
2. قاآنی.
3.نهج البلاغه، نامه ی 47.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
همسایه ی بد / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: أوصیکُمْ بِتَقوَی اللهِ و الوَرَعِ فی دینِکُم، و الإجتهادِ فی الله، و صِدْقِ الحدیثِ و أداء الامانَةِ إلی مَنِ ائْتَمَنَکُم منْ‌برِّ أوْ فاجرٍ و طولِ السُّجودِ و حُسنِ الجَوارِ؛ شما را سفارش می کنم به تقوای الهی، پرهیزگاری در دینتان، تلاش در راه خدا، راستگویی و امانت داری نسبت به کسی که شما را امین شمرده است؛ چه نیکوکار باشد چه بدکار، و به سجود طولانی و معاشرت خوب با همسایه. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
این توصیه های مهم از سوی امام عسکری علیه السلام خطاب به شیعیان است. پیروان آن حضرت در آن دوره، زیر ذرّه بین بودند؛ به این معنی که رفتارشان مورد دقت و نظر دوست و دشمن بود و دشمنان هم در پی بهانه و فرصت برای ضربه زدن بودند.
مخالفان وقتی خلع سلاح می شوند و نمی توانند توطئه و دشمنی کنند که بهانه به دستشان ندهیم.
توصیه های امام، در این هفت مورد خلاصه نمی شود، ولی این هفت تا هم بسیار مهم است.
«تقوا» و «ورع»، عامل محفوظ ماندن از فسادهای اخلاقی و ارتکاب گناه و رسوایی در جامعه است.
اجتهاد و تلاش در راه خدا، سبب دستیابی به هدفها می گردد و افراد سست و بی حرکت، همیشه محروم و عقب می مانند.
«راستگویی» موجب محبوبیت و جلب اعتماد دیگران می شود.
«امانتداری» مایه ی اطمینان و امنیت در جامعه است. اگر افراد، امین نباشند، جامعه دچار هراس و ناامنی می شود.
«طول سجود»، ارتباط بنده با خدا را می افزاید و هر که با خدا رابطه ای قوی داشته باشد، مأیوس و دلسرد و فاسد نمی شود.
«حسن جوار» و رفتار خوب با همسایگان، فرد را از حمایت و محبت آنان برخوردار می کند.
گرت ز دست برآید، چو نخل باش کریم
ورت ز دست نیاید، چو سرو باش آزاد (2) 
عمل به توصیه های هفتگانه، موجب سربلندی و عزّت است.
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 487
2. سعدی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
هفت توصیه ی مهم / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: بِئْسَ العَبدُ عَبدٌ یَکونُ ذا وَجْهَینِ و ذا لِسانَینِ، یُطْری اَخاهُ شاهِداً و یأکُلُهُ غائِباً، إن اُعطِیَ حَسَدَهُ و اِن ابْتُلِیَ خانَهُ؛ بنده ی بدی است آن که دو رو و دو زبان باشد. در مقابل، از برادرش تعریف کند و پشت سر، او را بخورد. اگر برادرش بهره مند باشد به او حسد ورزد و اگر گرفتار شود، به او خیانت کند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
صداقت و راستی، مهمترین آموزه ی دین است.
پیشوایان ما، پیروان را به راستگویی، امانتداری، دوری از تزویر و خیرخواهی نسبت به برادران دینی فراخوانده اند.
در این حدیث شریف هم امام عسکری علیه السلام از دورویی و نفاق در برخورد با دیگران نکوهش می کند و آن را صفت ناپسندی می شمرد. (2) آن که برخورد رویارو و پشت سرش متفاوت است، منافق است.
آن که در برابر، زبانی چرب و نرم و همراه با تعریف و ستایش دارد، اما پشت سر، غیبت و بدگویی و توهین و نیش زدن کار اوست، نمی تواند دوست مناسبی باشد.
به هر حال، فرومایگانی که نه چشم دیدن نعمت تو را دارند، نه رفتارشان با تو صادقانه است، نه در گرفتاریها یار و غمخوار تواند، نه ظاهر و باطنشان با تو یکی است، برای معاشرت مناسب نیستند.
ابر اگر آب زندگی بارد
هرگز از شاخ بید، برنخوری
با فرومایه روزگار مبر
کز نِیِ بوریا شکر نخوری (3) 
و چه اندکند دوستان صادق و یکرنگ. و چه قیمتی اند، آنان که دل و زبانشان یکی است!
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 488
2.بخشی از این حدیث، در سخنان امام کاظم علیه السلام هم روایت شده است. (ر.ک: حکمتهای کاظمی، حدیث 9).
3.سعدی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
دو رویان / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اشَدُّ النّاسِ إجتهاداً منْ ترَکَ الذُنُوبَ؛ پرتلاش ترین و سخت کوش ترین مردم، کسی است که گناهان را ترک کند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
کسی که بتواند بر طغیانگری نفس خویش مهار بزند و به خواسته های نابجای دل، «نه» بگوید و اهل هوا و هوس نباشد، یک قهرمان است.
انسان قوی تنها کسی نیست که وزنه سنگین را بردارد، قوی تر از او کسی است که بر نفس سرکش خود مهار بزند و جلوِ طغیان آن را بگیرد. مگر «گناه» چیست؟ جز رها ساختن عنان نفس در وادی شهوات؟ مگر «معصیت» چیست؟ جز مقدم داشتن خواسته ی دل بر خواسته ی خدا؟
درست است که تمایلات نفسانی و خواهشهای دل، نیرومند است، اما قدرت اراده ی انسان از آن نیرومندتر است. به شرط آن که از آن استفاده کند. عارف، کسی نیست که گوشه ای بنشیند و «هو» بکشد و وِرد بخواند و لافِ آزادگی بزند.
عارف واقعی کسی است که به واجبات عمل و از محرّمات پرهیز کند. و این، کار کمی نیست. بلکه انجام تکالیف و ترک گناهان کاری است دشوار. این قدرت روحی با جهاد با نفس به دست می آید. برای کسب این توانایی، تمرین لازم است، تمرین ترک لذتها و هوسها.
بعضی در برابر جاذبه های جنسی ضعیف و ناتوانند.
برخی در مقابل وسوسه های مالی و پولی، زانوهایشان سست می شود. گروهی هم برای رسیدن به قدرت و مقام، خط قرمزهای شرع را زیرپا می گذارند و از حرام پرهیز نمی کنند و ظلم و تهمت و دروغ را نردبان رسیدن به خواسته هایشان می سازند.
اگر کسی چنان از خود مراقبت کرد که روزها و هفته ها گذشت و از او گناهی سر نزد، او به راستی یک قهرمان و شایسته ستایش است.
در عرصه ی مبارزه با نفس و ترک گناه، بکوشیم تا قهرمان شویم.
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 489
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
ترک گناه / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: قلبُ الاحمَقِ فی فَمِه، و فَمُ الحَکِیمِ فی قلْبِهِ؛ دل احمق در دهان اوست، و دهان حکیم و فرزانه در قلب اوست. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
حکیمان و فرزانگان، همیشه توصیه کرده اند که انسان باید زبان خود را از بیهوده گویی حفظ کند و پیش از سخن گفتن، بیندیشد و حرفهایش متکی به فکر و آینده نگری باشد.
کسی که بی درنگ و بدون تأمّل سخن می گوید و به عواقب آن نمی اندیشد، «احمق» است. و کسی که پیش از گفتار، می اندیشد و درست و نادرست و خیر و شرّ سخنش را می سنجد، عاقل و حکیم است.
تشبیهی که در این حدیث به کار رفته، زیبا و عمیق است. این که دل در دهان باشد، یعنی بی فکر و تأمل حرف زدن. و اینکه دهان در قلب باشد، یعنی سنجیده و با فکر حرف زدن.
اولی کار جاهلان و بی خردان است و دومی شیوه ی حکیمان و فرزانگان. هم پرحرفی ناپسند است، هم حرف دروغ و ناروا، هم فحش و ناسزا، هم کلام بی جا، هم سخن درباره ی آنچه نمی دانیم، هم حرفی که مایه ی رنجش خاطر کسی شود، یا آبرویی را ببرد، یا فتنه ای را برانگیزد، یا دو نفر را با هم دشمن سازد، یا موجب اختلاف گردد.
درمان همه ی اینها، دم فروبستن از سخن نسنجیده و بی فکر است.
وقتی حضرت علی علیه السلام می فرماید: «إذا تَمَّ العَقْلُ نقَصَ الکلامُ» (2).
وقتی خرد کامل گردد، سخن کاسته شود.
تأکید بر این نکته است که زبان در اختیار گوینده باشد و هر حرفی را نزند.
آیا همه حرفهایی که می زنیم،‌ لازم و مفید است؟
با کاستن از سخنان بی ثمر، «لغزشهای زبانی» خود را کمتر کنیم.
پی نوشت:
1. تحف العقول، ص 489
2. بحارالانوار، ج68، ص 290.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
فکر , آنگاه سخن / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: جُراَةُ الوَلَدِ علی والدهِ فی صِغَرهِ، تَدعُو إِلَی العُقوقِ فی کِبَرِه؛ گستاخی فرزند بر پدرش در کوچکی، او را به عاق شدن و مخالفت در بزرگسالی می کشاند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
رعایت ادب نسبت به پدر و مادر، یک وظیفه است. اگر فرزند، تربیت دینی داشته و آموزشهای قرآن و حدیث را شنیده و پذیرفته باشد، حقّ والدین را می شناسد و آن را ادا می کند و از عصیان در برابر پدر و مادر پرهیز می کند و می کوشد که به هر وسیله ای رضایت آنان را جلب کند.
این، سبب عزّت دنیوی و آمرزش اخروی است.
فرزندی که نسبت به پدر و مادر گستاخ و عصیانگر و پرخاشجو و بد دهن باشد، «عاق» می شود و کسی که عاق والدین گردد، از خیر و سعادت محروم می شود و روی خوشبختی نمی بیند.
پایه های سعادت فرزند، در همان دوران کودکی گذاشته می شود.
اگر فرزند، در کوچکی گستاخ و پررو و نافرمان باشد، در بزرگی هم دچار «عقوق» می شود؛ ‌یعنی نافرمان و آزاردهنده ی والدین و محروم از خیر. حفظ احترام پدر لازم است. بانگ زدن بر سر پدر و مادر، بی ادبی است. سعدی گوید:
«روزی به غرور جوانی بانگ بر مادر زدم. دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت: مگر خُردی فراموش کردی که درشتی می کنی؟»
چه خوش گفت زالی به فرزند خویش
چو دیدش پلنگ افکن و پیلتن
گر از عهد خُردیت یاد آمدی
که بیچاره بودی در آغوش من
نکردی در این روز بر من جفا
که تو شیرمردی و من پیرزن (2) 
به فرزندانمان بیاموزیم که حرمت پیران را نگه دارند و مؤدّبانه با آنان رفتار کنند، تا رفتارشان موجب رضای خدا و خشنودی والدین گردد.
پی نوشت: 
1. فرهنگ جامع سخنان امام عسکری علیه السلام، ص 412
2.گلستان سعدی، باب ششم، حکایت ششم.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
احترام پدر / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اَقَلُّ النّاسِ راحةً الحَقودُ؛ کم آسایش ترین مردم، کینه توز است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
از خصلتهایی که هم شخص را آزار می دهد، هم دیگران را، «کینه» است. دلهای پاک از کینه، بسیار قیمتی است. خداوند در وصف بهشتیان می فرماید: «ما کینه را از دلهای آنان می زداییم.» (2) و از مؤمنانی ستایش می کند که از خداوند می خواهند تا در دلشان کینه ای نسبت به مؤمنان نباشد». وَ لا تَجْعَلْ فی قلوبنا غِلاًّ للَّذینَ آمَنوا» (3) 
کینه توزی و کینه ورزی، صفای زندگی را از بین می برد و سبب رنج دائمی صاحبان کینه است.
دل را باید از حقد و حسد، پاک کرد.
وقتی درون سینه ای کینه باشد، مثل یک غده سرطانی خطرناک است. باید آن را درمان کرد تا به آسایش رسید.
در توصیه های پیشوایان دینی، توصیه به عفو و گذشت و پرهیز از کینه توزی شده است. این خصلت، خصلتی جاهلانه است و به نزاع و دشمنی و خون ریزی کشیده می شود.
عفو و گذشت، یعنی غُدّه ی کینه را از دل بیرون افکندن و راحت شدن و لذت بردن، زیرا گفته اند: «در عفو، لذتی است که در انتقام نیست».
رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام فتح مکّه، با آن که با قدرت و اقتدار بر آن شهر و مردمش مسلط شد و می توانست همه را به سبب دشمنیها و آزارهایشان از دم تیغ بگذراند، با اعلان «عفو عمومی» همه را بخشید و آنان را رهین رحمت و بزرگواری خویش ساخت و کینه ای از آنان به دل نگرفت.
وقتی می توان گذشت کرد، چرا انتقام؟ و وقتی می توان قلبی مهربان داشت، چرا کینه توزی؟
پی نوشت: 
1. فرهنگ جامع سخنان امام عسکری علیه السلام، ص 414
2.اعراف (7)، آیه ی 43؛ حجر (15)،‌آیه ی 47.
3.حشر (59)، آیه ی 10.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
زیان کینه توزی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: منْ مدَحَ غیرَ المُستحقِّ فقَدْ قامَ مقامَ المُتّهمِ؛ هرکس شخصی را ستایش کند که شایسته آن نیست، در جایگاه فرد متّهم قرار گرفته است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
ستایش دیگران، ‌اگر به خاطر صفات خوب و اعمال نیک آنان باشد، پسندیده است. تعریف از دیگری اگر بدون لیاقت و شایستگی در آنان باشد، «چاپلوسی» است.
هر تعریف و تمجید هم باید متناسب و به اندازه فضیلت و خیری باشد که در یک شخص است. به تعبیر حضرت علی علیه السلام:
مدح و ثنا بیش از حدّ استحقاق، تملّق است و کمتر از حدّ شایسته، ناتوانی است یا حسد» (2) .
کسی که از افراد ناشایسته تعریف کند، به تعبیر امام عسکری علیه السلام در معرض اتّهام است؛ یعنی چه بسا به خاطر دنیا و رسیدن به مال و مقام و موقعیّت باشد. چنین تعریفی، هم ستایشگر را از اعتبار می اندازد، هم برای فرد مورد ستایش زیان دارد، چون او را مغرور و خودپسند می کند و غرور، او را به تکبّر می کشاند.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که: «در چهره ی ستایشگران خاک بپاشید». (3) 
معنای آن این است که به چاپلوسان متملّق میدان ندهید تا با تعریفهای بی جا، دام فریب و ریاکاری بگسترانند و بازار حقیقت کساد گردد و چاپلوسی رواج پیدا کند.
در شعر جامی آمده است:
«پی لقمه، چون سنگ تملّق مکن».
آنان که روح بلند و همّت عالی دارند و قدر کرامت انسانی خویش را می دانند و آن را حفظ می کنند، زبان به مدح بیهوده ی نالایقان نمی گشایند. به خصوص «مدح فاجر» و ستایش از فرد گنهکار بسیار نکوهش شده است.
زبان پاک خویش را به مدح ناپاکان نیالاییم.
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 378
2.نهج البلاغه، حکمت 347.
3.میزان الحکمه، حدیث 18573.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
ستایش بی جا / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: خَیرُ إخوانِکَ مَنْ نَسِیَ ذَنْبَکَ و ذکرَ إحسانَکَ؛ بهترین برادرانت کسی است که خطای تو را فراموش کند و نیکی تو را به یاد داشته باشد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
در مثلهای فارسی هم با عبارتهای مختلف به این نکته اشاره شده که انسان نباید خطاها و بدیهای دیگران را در ذهن خود نگه دارد و برعکس، همیشه باید به یاد نیکیها و احسانهای مردم باشد. این شیوه و خصلت، نشانه ی مردانگی و بزرگواری است.
اما بعضی برعکس اند، اگر بدی از کسی ببینند، تا آخر عمر آن را فراموش نمی کنند. و اگر صدها خوبی از مردم دیده باشند، یادشان نمی ماند.
به یاد داشتن خوبیهای دیگران، سبب قدرشناسی انسان می شود.
خداوند، در قرآن کریم، بارها از احسان خویش به مردم یاد کرده است. در سوره ی الرّحمان، بارها با تکرار آیه ی «فَبِایّ آلاءَ رَبِّکما تُکذّبان» (2) ما را متوجه نعمتهای خویش می کند، تا بنده ناسپاسی نباشیم.
از سوی دیگر، خداوند مهربان، غفّار و ستّار است. گناهان بندگانش را نادیده می گیرد و زود عقوبت نمی کند. این صفت باید در بندگان هم باشد، یعنی«خطاپوشی» از یک سو، و یاد کردن نعمتها و احسانها از سوی دیگر.
تأکید امام عسکری علیه السلام بر این نکته، برای ایجاد فضای صمیمیّت در میان افراد جامعه است، زیرا اگر ما پیوسته لغزش و گناه و عیوب دیگران را در نظر داشته باشیم، قلبمان با آنان صاف نخواهد شد و محبتها لطمه خواهند دید.
باید از «آینه» آموخت، که تصویرهای بد را در خود نگه نمی دارد و همیشه قلبی پاک دارد.
به عیب خویش بپرداز تا شوی بی عیب
مباش آینه ی عیب دیگران، زنهار (3) 
دل خویش را گنجینه ی «یاد خوبی» بسازیم.
و صفحه ی قلب خود را از خاطرات بد دیگران پاک کنیم.
پی نوشت: 
1. اعلام الدین، ص 313.
2.پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟
3. کلیّات صائب تبریزی، ص 823.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391).

کلمات کلیدی : 
بهترین برادران / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اَلحُظوظُ مراتِبُ، فَلا تَعْجَلْ عَلی ثَمرَةٍ لَمْ تُدرَکْ، فإنَّها تُنَالُ فِی اَوانِهَا؛ برای بهره ها مراتب و درجاتی است، پس در چیدن میوه ای که نرسیده است شتاب مکن، چرا که در وقتش به دست خواهد آمد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
از نشانه های روشن خردمندی و تدبیر، انجام هر کاری در موقعیّت خودش است.
«هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد».
مثالی را که امام عسکری علیه السلام بیان کرده اند، برای همه ملموس و روشن است. میوه های روی درخت، در یک مرحله کال و نارس است و وقت چیدنش نرسیده است و اگر در آن فصل، آن را بچینند، حاصلی ندارد و باید آنها را دور ریخت.
کارها هم چنین است. هر کاری در زمان خودش خوب است. اقدام زودتر، آن را بی نتیجه می کند و اقدام دیرتر، فایده ای ندارد. پس «زمان شناسی» در امور، بسیار مهم است.
خوردن غذا قبل از گرسنه شدن، برای سلامتی مضرّ است.
خواندن نماز پیش از رسیدن وقت، آن را باطل می کند.
افشاندن بذر در مزرعه در زمان نامناسب، آن را تباه می سازد.
گفتن سخنی قبل از محاسبه ی جوانب و زمینه ی مناسب آن، چه بسا عوارض و زیانهای جبران ناپذیر داشته باشد و پشیمانی به بار آورد.
اینها همه مثال است، برای این که اگر بخواهیم «بهره ی کامل» از هر چیزی ببریم، باید زمان شناس و فرصت شناس باشیم.
عمر، عزیز است غنیمت شمار
تا شوی از حاصل آن کامیاب
گوهر فرصت ز کف ارزان مده
عهد جوانی گذرد با شتاب (2) 
باید دید چه زمانی وقت چه کاری است.
و از شاخسار زمانه، کی و چگونه باید «میوه کامیابی» را چید؟
پی نوشت:
1. نزهة الناظر و تنبیه الخواطر، ص 143
2.علی باقرزاده (بقا).
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
فرصت شناسی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: لا تُمارِ، فیَذْهبَ بَهاؤُکَ، و لا تُمازِح فَیُجتَرَاَ عَلَیکَ؛ جدال مکن، که شکوه و هیبت تو می رود؛ شوخی مکن، که بر تو گستاخ می شوند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
هرکسی خودش باید اعتبار و آبروی خویش را حفظ کند.
گاهی کارهایی که از ما سر می زند، شکوه و شوکت و موقعیت ما را در نظر دیگران از بین می برد. یکی از این کارها «جدال» است. مراء هم که در حدیث آمده، به همین معناست. «مزاح» عامل دیگری برای کاستن از عزّت و موقعیّت ماست.
جرّ و بحث بیهوده، انسان را سبک می کند. بعضی ها هنگام مجادله و بحث و کشمکشهای لفظی، چون در پی غلبه برطرف مقابل هستند، به هر شکلی و با هر سخنی سعی می کنند ما را شکست دهند. این سبب می شود آبرو و حیثیت ما مخدوش گردد.
در مورد شوخی هم همین طور است. از قدیم گفته اند:
ز شوخی بپرهیز ای با خرد
که شوخی تو را آبرو می برد
گرچه تند خویی و خشک بودن بد است و دین ما مزاح و مطایبه و خوش خلقی را تمجید کرده و شوخی را از ویژگیهای اخلاقی مؤمن دانسته است، این واقعیت را هم نمی توان نادیده گرفت که شوخی، گاهی وقار و سنگینی شخص را از بین می برد، دیگران پررو و گستاخ می شوند، حریمها را مراعات نمی کنند و حرفهای سبک و دور از ادب می زنند.
پس هرچیز به اندازه اش نیکوست.
در شوخی و مزاح هم باید حدّ و اندازه را نگه داشت و به عرصه ی لودگی و سبکی و بی ادبی وارد نشد. جدل و چالشهای بیهوده، فرد را سبک می سازد.
شوخی های خارج از نزاکت هم، دیگران را گستاخ می سازد.
اندازه نگه دار، که اندازه نکوست....
پی نوشت: 
1. اعلام الدین،‌ص 312.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
زیان جدال و شوخی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اَضْعَفُ الاعداءِ کَیداً مَنْ ظَهَرتْ عَدَاوتُهُ؛ ضعیف ترین دشمنان از نظر کید و مکر، کسی است که دشمنی اش آشکار باشد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
در متون دینی نفاق و منافق بسیار نکوهش و خطر آنان به مسلمانان گوشزد شده است. دلیل خطرناک بودن «منافق» آن است که خود را دوست و خودی و مؤمن جا می زند، ولی از پشت خنجر می زند و با دشمنان همدست می شود. مردم فریب ظاهر او را می خورند و از باطن پر کینه او بی خبرند. اما دشمن آشکار، چهره ی اصلی خود را نشان می دهد. دشمنی که آشکارا به دشمنی بپردازد، سبب می شود مسلمانان دشمن خود را بشناسند و فریب نقشه های او را نخورند و در آمادگی کامل به سر ببرند. بسیارند کسانی که ظاهری دوست داشتنی و فریبنده دارند، ولی باطنشان پر از بدخواهی و نیرنگ بازی است. زاهد نمایان مردم فریب نیز این گونه اند. 
زهد، با نیت پاک است، نه با جامه ی پاک
ای بس آلوده، که پاکیزه ردایی دارد (2) 
انسان، غذایی را که فاسد شده باشد، زود می شناسد و از آن پرهیز می کند (این همان دشمنی است که دشمنی اش را آشکار می سازد). ولی غذایی که به ظاهر، خوب و تمیز و خوشبوست،‌ و باطنی مسموم و پر از میکروب دارد، انسان را بی آن که متوجه شود، مسموم و مریض می کند (و این همان منافقی است که در لباس دوست خود را نشان می دهد) .
هرچه «بصیرت» بیشتر باشد، فریب خوردن کمتر است.
از این رو، دشمن شناسی، یکی از مفیدترین و ضروری ترین شناختها برای هریک از ماست.
پی نوشت: 
1. اعلام الدین، ص 313.
2.پروین اعتصامی.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391).

کلمات کلیدی : 
دشمن ضعیف / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اَوْرَعُ النّاسِ منْ وَقَفَ عندَ الشُّهبةِ، اعبَدُ الناسِ مَنْ اقامَ علی الفَرائضِ، اَزْهدُ النّاسِ منْ ترکَ الحرامَ؛ پارساترین مردم کسی است که هنگام برخورد با شبهه و مشتبه، توقف کند، ‌عابدترین مردم کسی است که واجبات را انجام دهد. زاهدترین مردم کسی است که از حرام چشم بپوشد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
مهمترین رکن پارسایی و تقوا، «بندگیِ خدا» است.
مقام بندگی کسی بالاتر است که فرمانبردارتر باشد و به آنچه «امر» شده عمل و از آنچه «نهی شده» پرهیز کند. آنچه را هم که نمی داند حلال است یا حرام، احتیاطاً ترک کند و به تعبیر دیگر، در برخورد با آنچه «مشتبه» است، توقف کند.
آن که بی پروا وارد کاری می شود که ابعاد آن برایش روشن نیست، پارسا و پرهیزگار نیست.
کسی که در انجام واجبات و تکالیف شرعی سستی می کند، خداپرست و عابد واقعی نیست.
کسی که از حرام، پروا و پرهیزی ندارد، نمی تواند ادعای زهد داشته باشد.
پس عرفان ناب و صحیح، حرکت در خط طاعت خدا و دوری از دنیازدگی و رعایت حلال و حرام الهی است.
هرکسی را نتوان گفت که صاحب نظر است
عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر است
برای یک بنده راستین، هیچ چیز مهم تر از تأمین رضای مولایش نیست.
کسی به رضایت حق می رسد که از هوای نفس پیروی نکند و اگر جایی سر دو راهی «خدا- نفس» قرار گرفت، خواسته خدا را ترجیح دهد. این اساس تقواست. چنان که امام علی علیه السلام فرموده است:
«الورعُ اساس التّقوی» (2) 
«اساس و پایه تقوا، ورع و پارسایی است».
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 489.
2.غررالحکم، ج1،‌ص 278.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
عرفان عملی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: مَنْ لمْ یَتَّقِ وُجوهَ النّاسِ لمْ یتَّق اللهَ؛ هرکس از روی مردم شرم و پروا نکند، از خدا هم پروا نخواهد کرد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
«حیا»، یکی از ویژگیهای مهم است که نقش بازدارندگی آن از گناه و خلاف، بسیار بالاست. به تعبیر حضرت علی علیه السلام: «سببُ‌ العِفّةِ الحیاءُ» (2)؛ «حیا، سبب عفت است».
از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز روایت شده است که:
از مثل های پیامبران، جز این باقی نمانده است که مردم می گویند: «اگر حیا نداشته باشی، پس هرکاری می خواهی بکن» (3).
اگر حیا نباشد، هیچ دیوار و سدّی مانع و جلودار ارتکاب گناهان نیست. باید کوشید تربیت فرزندان بر محور«حیا» باشد تا گستاخ و حریم شکن و تبهکار نشوند.
در روایات، برای حیا محورهای متعددی بیان شده است، مثل: حیا از خدا که می بیند؛ حیا از پیامبر و امامان که اعمال ما هر روز یا هر هفته بر آنان عرضه می شود؛ حیا از فرشتگانی که همراه ما هستند و اعمال خوب و بد ما را می نویسند. حیا از خویش و حیا از مردم.
امام صادق علیه السلام فرموده است: هرکس در خلوت، زمینه ی گناهی برایش فراهم شود، ولی خدا را مراقب خویش بداند و از گماشتگان الهی حیا کند، خداوند، همه گناهان او را می آمرزد.
این سخن، نقش درونی شرم و پروا از خدا را در پیشگیری از جرایم و معصیتها نشان می دهد.
باز هم در روایات است: از هر کاری که از انجام آن در حضور مردم شرم داری، مبادا که در خلوت انجام دهی، با این حساب، حیا یک نعمت است و یک فضیلت اخلاقی.
کسی که از مردم شرم نکند، از خدا هم حیا نخواهد کرد.
کسی که برای اعتبار و آبرو نزد مردم ارزشی قایل نباشد، از خدای نادیدنی هم پروا نمی کند.
از آدمهای بی حیا بترسیم.
پی نوشت: 
1. فرهنگ جامع سخنان امام عسکری علیه السلام، ص 418.
2.غررالحکم، ‌حدیث 5527.
3.عیون اخبارالرضا، ج2، ص 56.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
شرم از خدا و خلق / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: خِصلَتانِ لیسَ فَوْقَهُما شیءٌ: الایمانُ باللهِ و نفْعُ الإخوانِ؛ دو خصلت است که چیزی بالاتر از آن دو نیست: ایمان به خدا و سودرسانی به برادران. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
«خداباوری» نتیجه ی معرفت و شناخت صحیح و عمیق است.
انکار خدا و کفر و شرک، نوعی انحراف و جهل و ضعف معرفت است.
از این رو، «ایمان» را می توان گوهری ارزنده در دل مؤمن دانست، که او را در مسیر صلاح و خیر قرار می دهد و مانع گناه و ظلم و فساد اخلاقی می شود. هرکه به خدا و قیامت ایمان نداشته باشد، ممکن است دست به هر جنایتی بزند.
از سوی دیگر، سودمند بودن برای جامعه و خیررسانی به برادران دینی، یک توفیق الهی است که نصیب هرکس نمی شود و هرکه این توفیق را دارد، باید شاکر خدا باشد.
نفع رسانی به بندگان خدا، از توصیه های خداوند است. محبوب ترین فرد نزد خدا کسی است که خیر بیشتری به دیگران برساند.
می بینیم که «ایمان به خدا» و «خیررسانی به مردم» دو روی یک سکّه اند. اگر امام، این دو خصلت را بالاترین خصلتها می شمارد، برای آن است که ثمره اش برای فرد و جامعه، بسیار است.
مؤمن، خدا را همه جا حس می کند و او را ناظر بر اعمال خود می بیند. ایمان، نقش بزرگی در بازداشتن از فساد و گناه دارد. به علاوه، آرامشی که در سایه ی ایمان بر روح انسان سایه می افکند، بسیار ارزشمند است.
روشن از روی تو آفاق جهان می بینم
عالم از جاذبه ات در هیجان می بینم
بی نشانی تو و حیرانم از این راز که من
هر کجا می نگرم، از تو نشان می بینم
به تو سوگند که در موقع طوفان بلا
یاد تو مایه ی آرامش جان می بینم (2) 
خوشا آنان که دلی سرشار از ایمان دارند. و خوشا آنان که در زندگی، ‌خیری به دیگران می رسانند.
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 489.
2. محمد حسین بهجتی (شفق).
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)

کلمات کلیدی : 
خداباوری , مردم دوستی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: لَیْسَتِ العِبادةُ کثرةُ الصّیامِ و الصّلاهِ، و اِنَّما العبادةُ کثرَةُ التّفکُّرِ فی امرِ الله؛ عبادت، روزه و نماز بسیار نیست؛ بلکه عبادت، تفکر بسیار در امر خداوند است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
تفکر، از ارزنده ترین عبادتهاست. در حدیث است که «هیچ عبادتی همچون تفکّر نیست.»(2)
ولی فکر در چه؟ این مهم است. قرآن کریم، آن جا که از شگفتی های خلقت و عجایب آفرینش سخن می گوید، در پایان آیه های متعدد می فرماید: «لعلهم یتفکّرون»؛ «باشد که فکر و اندیشه کنند».
قدرت خداوند، بی نهایت است و آفریده هایش شگفت. در ذرّه ذرّه ی اجزای آفرینش، نظم و تدبیر دیده می شود.
هرچه در این جهان است، یک «نشانه» است؛ نشانه ای که ما را به خدا راهنمایی می کند. برگ برگ درختان، کتاب معرفت است.
دل هر ذرّه را که بشکافی
آفتابیش در میان بینی
درست است که عبادتهایی مثل نماز و روزه، از واجبات دینی اند و بسیار بااهمیت و سازنده، ولی وقتی ارزشمندند که با معرفت و شناخت و تفکر همراه باشند. از سخنان امام علی علیه السلام است که: «لا خیرَ فی عبادةٍ لیس فیها تفقّةٌ»(3) «عبادتی که در آن ژرف نگری و عمق بینش نباشد، خیری در آن نیست.»
آنچه عبادت راستین است، تأمّل و تفکّر در امر خدا، در خلقت و تدبیر او، در حکمت و اراده ی او، در شگفتیهای آفرینش و قدرت نماییهای اوست. وقتی این نگاه در انسان باشد، عبادتهایش هم عارفانه و عاشقانه خواهد بود و عبادت کننده خواهد دید که:
یار، بی پرده از در و دیوار
در تجلّی است، یا اولی الابصار
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 373
2.لا عبادة کالتفکّر (غررالحکم، ج6، ص 348).
3.تحف العقول، ص 204.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391).

کلمات کلیدی : 
حقیقت عبادت / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام عسکری علیه السلام به یکی از شیعیان که به حضرتش رسیده و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در کودکی نزد آن حضرت دیده بود، فرمود: هوَ اِبنی و خلیفَتی منْ بَعدِی، و هوَ الَّذی یَغیبُ غیبهً طَویلهً و یَظهرُ بعدَ اِمتلاء الارضِ جوراً و ظُلماً، فَیَملاُها قسطاً و عدْلاً؛ او پسر من و جانشین من بعد از من است. و او کسی است که مدتی طولانی غایب خواهد بود و آن گاه که زمین پر از جور و ستم شده باشد، ظهور می کند و جهان را پر از عدل و داد می کند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
امام عسکری علیه السلام در دوران خفقان بار حکومت عباسیان می زیست. رابطه ی شیعه با او محدود و سخت بود. از این رو، بعضی نسبت به پیشوای بعد از آن حضرت، شبهه داشتند، چون ولادت امام دوازدهم پنهانی صورت گرفت و امام این حادثه مبارک را مخفی می کرد، تا دشمنان سوء قصد به جان او نکنند.
در عین حال، به بعضی از شیعیان خالص و مطمئن، آن فرزند را نشان می داد و «حجت الهی» را معرفی می کرد تا در حیرت و سرگردانی نمانند. سخنان آن حضرت در این حدیث، یکی از آن موارد است.
هم اصل وجود امام دوازدهم را بیان کرده است.
هم به غیبت درازمدت او از دیدگان مردم اشاره دارد، هم به شرایط ظهورش و دستاورد حکومت جهانی اش بشارت داده است.
اعتقاد به وجود آن امام غایب و عمر طولانی او و اصلاح جهان و برانداختن حکومتهای ستمگر و ایجاد نظامی جهانی برپایه قسط و عدل، از بشارتهای امامان و از اعتقادات ماست. باشد که توفیق دیدارش و فداکاری در رکابش را داشته باشیم.
مردی تبر بر دوش، از کعبه می آید
مردی که پیموده است، یک راه طولانی
پایان نمی گیرد، راهی که او دارد
آغاز آیینه است، پایان حیرانی
وقتی که او آمد، آیینه باید شد
تا گل کند در ما، خورشید پنهانی(2)
پی نوشت: 
1. مستدرک الوسائل، ج12، ص 281
2.محمدعلی مجاهدی(پروانه).
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391)

کلمات کلیدی : 
بشارت منجی / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: نحنُ کهفُ مَن اِلتَجَأ اِلینا و نورٌ لِمَن اِستَضاءَ بِنا و عِصمةٌ لِمن إِعتَصَم بِنا. مَن احَبَّنا کان مَعَنَا فِی السَّنامِ الأعلی و مَنِ انْحَرفَ عنّا مالَ إلی النّار؛ ما پناهگاه کسی هستیم که به ما پناه آورد؛ و روشنی کسی هستیم که از ما فروغ گیرد؛ و نگهدارنده ی کسی هستیم که در حفاظت ما درآید. هرکه ما را دوست بدارد، در قلّه ی برتر با ما خواهد بود، و هر که از ما منحرف گردد، به آتش دوزخ داخل می گردد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
خاندان نبوّت و امامان شیعه، گزیده ترین انسانهای عالمند.
خداوند، آنان را به زینت علم و حلم و فضل و کرم آراسته و همه ی فضایل را به آنان بخشیده است. از این رو، در همه عرصه های پاکی و خوبی، پیشتاز و الگویند. هرکه به درگاه آنان روی آورد و از سخن و سیره ی آنان بهره ببرد، ‌یا در حال حیاتشان به سراغ آنان برود، کامیاب می گردد.
تاریخ زندگی آن بزرگواران، گویای این نکته است.
هر درمانده ای سراغ آنان می رفت، به نوا می رسید. هر سائلی به در خانه آنان روی می آورد، محروم برنمی گشت. هرکس پای سخنان نورانی آنان می نشست، بهره ی علمی و اخلاقی می برد. هرکه دوستدار آنان بود، این دوستی مایه اصلاح و کمال و تهذیب آنان می شد.
«هرکه با گلها نشیند، عاقبت چون گل شود».
می توانیم از صمیم دل خطاب به اهل بیت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چنین بگوییم. 
دیانت بی شما کامل نگردد
بجز با عشقتان، دل دل نگردد
تولاّی شما فرض خدایی است
قبول و ردّ‌ آن مرز جدایی است
هر آن کس را که در دین رسول است
ولایت مُهر و امضای قبول است(2)
هرکس به هر گروه که دل ببندد، با آنان محشور می شود.
سربلندیم که محبوب ما، خاندان پاک پیامبر صلی الله علیه و آله است که پاک ترین انسانهایند.
پی نوشت: 
1. مناقب، ابن شهرآشوب، ج4، ص 435
2.ابیاتی از منظومه ی «اهل بیت آفتاب» از نویسنده.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391)

کلمات کلیدی : 
جایگاه اهل بیت / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: إنّ اللهَ بجوُدِهِ و رأفَتهِ مَنَّ علی عِبادهِ بِنَبیّهِ محمدٍ صلی الله علیه و آله بشیراً و نذیراً و وَفَّقکُم لِقَبولِ دینهِ و اکرمکم بِهدایتِهِ؛ خداوند، به سبب بخشندگی و مهربانی اش بر بندگانش منت نهاد و پیامبرش محمد صلی الله علیه و آله را بشارت دهنده و بیم دهنده فرستاد و شما را توفیق داد که دین او را بپذیرید و با هدایتش شما را گرامی داشت. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
از نعمتهای مهمّ و معنوی خدا بر بندگان، «بعثت انبیاء» و دین مبین اسلام است.
خداوند، بندگان را آفریده است، تا در سایه ی «عمل صالح» ‌و «ایمان» به سعادت ابدی و بهشت برین برسند. راه رسیدن به این سرانجام نیک، عمل به دستورهای خدا و طاعت و بندگی است. «دین» هم که از سوی خداست، نشان دهنده همین راه است که از طرف پیامبران الهی، به دست بشر می رسد.
برترین پیامبران، وجود مبارک حضرت محمد صلی الله علیه و آله است که در قرآن از او به عنوان مبشّر، مُنذر، هادی، رسول، پیام رسان، دعوت گر و... یاد شده است.
تعبیر قرآن درباره ی بعثت انبیاء و بعثت حضرت رسول صلی الله علیه و‌ آله، همراه با «منّت» است؛ یعنی خدا از روی لطف و مهربانی نسبت به بشر، بر بندگانش منّت نهاده و خاتم پیامبران را فرستاده است.(2)
اگر فرستادن پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی خدا یک «نعمت» است، نعمت دیگر توفیق «ایمان» و پذیرش دین و هدایت پذیری از سوی انسان است. بوده اند کسانی که به دعوت انبیاء پاسخ منفی گفته و در شرک و کفر و ضلالت خویش باقی مانده اند. کسانی هم پذیرای دین شده و هدایت یافته اند. آنان گمراه هستند و اینان راه یافته. آنان ناموفق اند و اینان برخوردار از توفیق دین داری.
پیوسته قدردان این نعمت معنوی باشیم.
بهترین قدردانی و شکر عملی هم، پیروی از راه انبیاست.
پی نوشت: 
1. مناقب، ابن شهرآشوب، ج4، ص 425
2. آل عمران(3)، آیه ی 164، لقد منَّ اللهُ علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولاً... .
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391)

کلمات کلیدی : 
نعمت نبوّت و دین / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: اِتَّقوا اللهَ و کونوُا زَیْناً و لا تکونوا شَیناً، جُرُّوا إلَینا کُلَّ مَودَّهٍ وادْفَعوا عَنّا کُلَّ قبیحٍ؛ از خدا پروا کنید و زینت (ما) باشید، ‌نه مایه ی عار و ننگ. هر محبّت و مهرورزی را به سوی ما بکشانید و هر زشتی را از ما دور کنید. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
رابطه ی ما با خاندان رسالت و پیشوایان معصوم، رابطه ی «پیشوایی» و«پیروی» است. آنان «امام» هستند و ما مأموم و پیرو.
آنان اسوه و الگویند، ما تابع و سرمشق گیرنده از آنان.
آنان پاک و متقّی و عادلند، ما هم باید در پی طهارت و تقوا و عدالت و صداقت باشیم، تا در ادّعای تشیع و پیروی، ‌راست گفته باشیم و با رفتار خوب و اخلاق شایسته خویش، مایه ی خوشنامی و زینت آنان باشیم، نه سبب بدنامی و ناراحتی شان.
گاهی یک پدر، انسان خوب و صالحی است، اما فرزندی بد و شرور دارد. بدیهای او را از چشم پدرش می بینند و رفتارش مایه شرمساری پدر می گردد.
امامان، پدران معنوی ما هستند. رفتارمان باید به گونه ای باشد که برای آنان کسب آبرو کند، نه آن که مایه ی آبروریزی برای ایشان باشد.
کسی به نام زکریا، قبلاً مسیحی بود و زمان امام صادق علیه السلام مسلمان شد. در مدینه خدمت آن حضرت رسید. از توصیه های امام به او یکی هم این بود که مراقب مادرش باشد و به او نیکی کند. با آن که مادرش مسیحی بود، رفتار خوب پسر که در اثر مسلمانی و به توصیه امام صادق علیه السلام بود، در مادر هم تأثیر گذاشت و او هم تمایل پیدا کرد مسلمان شود.
مادر به فرزندش گفته بود: این گونه سفارشها، از سوی پیامبران به پیروانشان می شود. به هر حال، مادر هم مسلمان شد.(2)
این رفتار شایسته، سبب می شود دلها و محبتها به سوی خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام جذب شود. شیعه باید این گونه رفتار کند، ‌تا مردم جایگاه والا و آسمانی امامان را بشناسند و به سوی آنان گرایش یابند.
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 488
2.اصول کافی، ج2، ص 160 (تفصیل داستان را در کتاب «داستان راستان» شهید مطهری، جلد دوم، حکایت «حق مادر» بخوانید).
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).

کلمات کلیدی : 
ما و اهل بیت / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: إنّ الوُصولَ الی اللهِ سفَرٌ لا یُدرَکُ إلا بامْتِطاعِ اللّیل؛ همانا رسیدن به خدا، سفری است که جز با مرکب قرار دادن شب (شب زنده داری)‌ نمی توان به آن دست یافت. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
وادی ایمن و منزلگه دوست
گرچه دور است، ولی
«این قدر هست که بانگ جرسی می آید»
راه باید افتاد
گرچه ره تاریک است
و پر از وسوسه ی شیطانی است،
لیک، خورشید هدایت با توست
کوله باری بردار،
زاد و ره توشه ای از صبر و یقین
زرهی از تقوا
مشعلی از ایمان 
راه، جز با قدم صدق، نمی گردد طی(2).
از خاک تا افلاک، از هیچ تا همه، از بندگی تا رسیدن به جوار قرب خدا راهی طولانی است؛ اما این راه را باید پیمود.
مرکب ما در این سیر و سفر، نیایش و نجوای شبانه و تهجّد و عبادت است.
«امتطاء» که در سخن امام آمده، همان «شب روی» است؛ یعنی شب را مرکب قرار دادن و حرکت کردن و رسیدن به خدا.
چه بسا در دل شب، سفر شبانه رفتیم
که مگر نسیم لطفی، بوزد در این بهاران(3)
این حدیث، ما را به راز و نیاز در شب و «نماز شب» دعوت می کند.
همه آنان که به مقامهای عالی معنوی و عرفانی رسیده اند، اهل سحرخیزی و تهجّد و عبادت شب بوده و از «فیض سحر»‌ برخوردار گشته اند. اگر حافظ هم می گوید:
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
اشاره به همان انس با شب و خلوت با معبود است که در سیره ی همه ی اولیای الهی و عارفان و سالکان وجود داشته است.
پی نوشت: 
1. اعلام الدّین، ص 311
2. از نویسنده (برگ و بار، صفحه 37).
3.همان، ص 22.
منبع: حکمت های عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391)

کلمات کلیدی : 
راه رسیدن به خدا / امام حسن عسکری (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: إیّاکَ وَ مُصاحَبَةَ الکَذّابِ، فَإنَّهُ بِمَنزِلَةِ السَّرابِ، یُقَرِّبُ لَکَ البَعیدَ وَ یُبَعِّدُ لَکَ القَریبَ؛ از همنشینی و دوستی با دروغگو بپرهیز؛ زیرا او مثل سراب است، دور را برای تو نزدیک جلوه می دهد و نزدیک را دور می نمایاند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
برای وصله کردن لباس، باید از پارچه همشکل و همرنگ استفاده کرد. به تعبیر حضرت امیر علیه السّلام در حدیثی، دوست و همنشین مثل وصله ی لباس است، پس باید با انسان سنخیت و تشابه و همسانی داشته باشد. 
با این حساب، فرد مؤمن با چه کسانی باید رفاقت کند؟
با کسانی که در دینداری، صداقت، ایمان و اخلاق با او تشابه داشته باشند. امام سجاد علیه السّلام در این حدیث، از رفاقت با چند گروه نهی می کند که «دروغگو» یکی از آنان است. در ادامه حدیث است که: «از همنشینی با فاسق، بخیل، احمق و کسی که به دیدار خویشاوندان خود نمی رود، نیز بپرهیز.» اینان آدم را به لقمه ای نان می فروشند. آن جا که به یاری و حمایتشان نیاز داریم، از مساعدت دریغ می کنند. چون نادانند، می خواهند سود برسانند، ولی ضرر می زنند. و کسی هم که از خویشاوندانش گسسته و با آنان قطع رابطه کرده باشد، ملعون است. دروغگو، حرفهایش فریبنده، جذاب، ولی بی پایه و اساس است؛ مثل سراب و آب نما در کویر که از دور، مثل برکه ی آب یا دریا جلوه می کند، ولی هر چه نزدیکتر می شوی، می بینی از آب خبری نیست و فریبی بیش نبوده است. چرا با کسانی رفاقت کنیم که ما را به اشتباه می اندازند و از واقعیتها دور می سازند؟
همنشینی با دروغگو، انسان را دروغگو بار می آورد. 
منشین با بدان که صحبت بد 
گرچه پاکی، تو را پلید کند
آفتاب، ار چه روشن است، او را 
پاره ای ابر، ناپدید کند (2) 
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 279
2. سنایی غزنوی.
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
دوست نامناسب / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: مَن إشتاقَ إلَی الجَنَّةِ سارَعَ إلَی الحَسَناتِ وَ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَن أشفَقَ مِنَ النّارِ بادَرَ بِالتَّوبَةِ إلَی اللهِ مِن ذُنُوبِهِ وَ راجَعَ عَنِ المَحارِمِ؛ هر که مشتاق بهشت باشد، به انجام خوبیها می شتابد و از شهوتها دوری می کند. و هر که از آتش دوزخ ترسان باشد، به سوی توبه به درگاه خدا می شتابد و از ارتکاب حرامها برمی گردد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
خداوند، بندگان را به مسابقه ای فراخوانده است که فرجام آن بهشت است. 
چشم اندازی چون بهشت، شوق را می افزاید. مشتاقان بهشت بسیارند، ولی شوق چه کسانی جدّی و واقعی است؟
همچنین خداوند، از آینده ای سخت و تلخ به نام «آتش جهنم» بیم داده است. دوزخ هم نتیجه ی عملهای بد و نافرمانی پروردگار است. 
برای رسیدن به بهشت و رهایی از آتش چه باید کرد؟
در این حدیث، دو ویژگی برای مشتاقان بهشت و دو عملکرد برای بیمناکان از جهنم یاد شده است. 
مشتاق جنّت، باید برای انجام کارهای نیک بشتابد و خود را از شهوات و تمنیات نفسانی حرام دور کند. 
خائف از آتش نیز، باید هر چه زودتر از گناهان توبه کند و از آنچه خداوند حرام کرده است، دست بکشد و از راه شیطان به راه رحمان بازگردد. 
خداوند، بندگان نکوکار را دوست می دارد و از عاصیان بیزار است. 
«حسنات»، مایه ی قرب به خداست. 
«سیّئات»، نیز انسان را از رحمت الهی دور می کند. 
سود دنیا و دین اگر خواهی 
مایه ی هر دوشان نکوکاری است
راحتِ بندگانِ حق جستن 
عین تقوا و زهد و دینداری است (2) 
وقتی راه عصیان، بیراهه است و ما را از مقصد دور می کند، پس هر چه زودتر باید برگشت. این همان «مبادرت به توبه» است که در کلام امام آمده است. 
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 281
2. ابن یمین. 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
مشتاقان بهشت / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: وَ اَمّا حَقُّ المالِ فَأن لا تَأخُذَهُ اِلاّ مِن حِلِّهِ وَ لاتُنفِقَهُ إلاّ فی حِلّهِ؛ و اما حق مال (بر تو) آن است که آن را جز از راه حلال به دست نیاوری و جز در راه حلال مصرف نکنی. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
آزمون الهی، صورتهای مختلف دارد. 
یکی از امتحانهای خدا «آزمون مالی» است؛ آزمونی دشوار و لغزاننده. 
تلاش اقتصادی برای گذران زندگی، خوب و عبادت است، به شرط آن که درآمدها به حرام آمیخته نشود و ثروت نامشروع به دست نیاید. 
از جمله سؤالهایی که در قیامت می پرسند، درباره «مال» است. 
می پرسند: از کجا آوردی و در کجا صرف کردی؟
سؤالی است دشوار. طبق روایات، در حلال آن حساب است و در حرام آن عقاب. 
در روایات است که در آخرالزّمان، شرایطی پیش خواهد آمد که به دست آوردن روزی حلال، مثل نگه داشتن آتش گداخته در کف دست است؛ یعنی دشوار است و طاقت فرسا. 
ثروت، انسان را وسوسه می کند. 
بعضیها در پی آنند که به هر قیمتی شده «پولدار» شوند. به فکر حلال و حرام و مشروع و نامشروع هم نیستند. اینان برای قیامت چه جوابی دارند؟
بعضیها ثروت خود را در راه نامشروع و گناه خرج می کنند. این نیز گناه است و مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. 
«تفکر مکتبی» این ویژگی را دارد که همه ی شؤون زندگی مسلمان را تحت پوشش قرار می دهد، از جمله مسائل اقتصادی و معیشتی را. 
زیستن در چارچوب مکتب، گرچه دشوار است، فضیلت است. 
خروج از دایره ی تعهّد مکتبی، گرچه آسان، عواقبش تلخ و دردناک است. 
ادعای مسلمانی داریم. در زندگی هم مسلمان باشیم، تسلیم خدا!
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 267
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
ثروت حلال / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: سادَةُ النّاسِ فِی الدُّنیا اَلأسخِیاءُ، وَ سادَةُ النّاسِ فِی الآخِرَةِ اَلأتقِیاءُ؛ سروران مردم در دنیا سخاوتمندانند، و سروران مردم در آخرت، پرهیزگاران. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
هر که بذر نیکی بیفشاند، ثمره اش محبوبیت است. 
هر که به دیگران احسان کند، مالک دلها و محبوب خلایق می شود. 
سخاوت، صفتی پسندیده است و خداوند، انسانهای سخاوتمند را دوست دارد. از این رو، هر که در دنیا بخشنده و کریم باشد، سروری پیدا می کند و عزیز می گردد. 
اما عزّت آخرت و سروری و سیادت در قیامت، بسیار مهمتر و ارزشمندتر است. 
ملاک برتری در قیامت، تقواست. 
تقوا آن است که انسان پرواپیشه، پارسا، عامل به وظیفه، گریزان از معصیت، مخالف هوای نفس، خود ساخته و خویشتندار باشد. تقوا در انسان، نقش ترمز در ماشین را دارد که از تصادف و سقوط به درّه و هلاکت، نگه می دارد. 
فرجام نیک، از آنِ متقین است. 
این نکته را قرآن با تعبیر «والعاقبة للمتّقین» بیان کرده است. (2) 
شبیه کلام امام سجاد علیه السّلام از حضرت رسول هم نقل شده است، و آن این که:
«شرف الدّنیا الغِنی، و شرفُ الآخرة التّقوی» (3) 
شرافت و ارجمندی در دنیا با ثروت است ولی شرف آخرت در سایه ی تقواست. 
در آخرت، بیش از دنیا نیازمند سیادت و آقایی هستیم. در دنیا بسیاری به حق یا ناحق، موقعیت و شهرت و محبوبیت پیدا می کنند. امّا در آخرت، ملاک برتری و شرافت، فقط و فقط تقوا و عمل صالح و بندگی خداوند است. 
در دنیا متّقی باشیم، تا در آخرت عزیز گردیم. 
پی نوشت: 
1. حیاة الامام زین العابدین، ص 372
2. هود (11)، آیه ی 49 و قصص (28)، آیه ی 83. 
3. میزان الحکمه، حدیث 5650. 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
سروران دنیا و آخرت / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: لا حَسبَ لِقُرَشیٍّ وَ لا لِعَربِیٍّ إلاّ بِتَواضُعٍ وَ لا کَرَمَ إلاّ بِتَقوی وَ لا عَمَلَ إلاّ بِنِیَّةٍ؛ هیچ شرافت و افتخاری برای قریشی یا عرب نیست مگر به سبب تواضع، و هیچ کرامت و ارزشی نیست مگر به تقوا، و هیچ عملی ارزشی ندارد مگر به سبب نیّت. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
یکی از عوامل گسترش اسلام و نفوذ آیین نبوی در دلها، این بود که معیار شرافت و برتری را از جهات مادی به جنبه های ارزشی تغییر داد. 
عرب، خود را قوم برتر می دانست و به غیرعرب، اعتنایی نداشت. 
اما دین خدا و تعلیمات پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم عرب و عجم و سیاه و سفید و فقیر و غنی و نوکر و ارباب را در یک ردیف دانست و معیار برتری انسانها را تقوا معرفی کرد. این همان پیام قرآنی است که همه شنیده ایم:
«اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللهِ اَتقاکُم». (2) 
برترین شما نزد خدا، باتقواترین شماست. 
عرب، خوی غرور و تکبّر جاهلانه داشت. 
پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم تواضع را ملاک شایستگی و رفعت دانست و خودش متواضعانه زیست و تواضع و خاکساری را به امت خویش آموخت. 
عملهای انسانها هم بسته به نیّت و انگیزه، ارزشهای متفاوتی دارد. 
هر چه اخلاق بیشتر باشد، عمل ارزشمندتر است. 
هر چه انگیزه، الهی باشد، رشد پاینده تر است. 
چه بسا دو نفر، کاری مشابه انجام دهند و شکل عمل یکسان باشد، ولی نیّت آنان فرق داشته باشد و یکی برای خدا عمل کند، یکی برای ریاکاری و یا ارضای هوسهای شخصی. آیا ارزش اینها برابر است؟
معیارهای برتری و شرافت را از نگاه اولیای الهی بشناسیم و براساس این موازین و ملاکها، سبقت در خیر و پیشگامی در عمل داشته باشیم. 
پی نوشت: 
1. الخصال، ص 19
2. حجرات (49)، آیه ی 13.
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
معیار برتری / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: عَلاماتُ المُؤمِنِ خَمسٌ: اَلوَرعُ فِی الخَلوَة وَ الصَّدَقَةُ فِی القِلَّةِ، وَ الصَّبرُ عِندَ المُصیبَةِ وَ الحِلمُ عِندَ الغَضَبِ، وَ الصّدقُ عِندَ الخَوفِ؛ نشانه های مؤمن پنج چیز است: پرهیزگاری در خلوت، صدقه در حالت نیازمندی، شکیبایی هنگام مصیبت، بردباری هنگام خشم و راستگویی هنگام ترس. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
اعتقاد یک «مؤمن»، این است که:
خداوند در همه جا حضور دارد و از نهان و آشکار باخبر است. 
صدقه و انفاق خالصانه را خداوند پاداشی مضاعف می دهد. 
مصیبتها نوعی امتحان است و شکیبایی بر آن، اجر الهی را در پی دارد. 
خشم، شعله ای شیطانی است و مهار آن «جهاد با نفس» است. 
صدق و راستی و راستگویی، نجات بخش انسان است. 
با این باورها، اگر کسی خلوتهای خود را به گناه و خلاف نیالود، ایمان او واقعی است. 
اگر کسی در عین تنگدستی و کمی ثروت، باز هم به اتکای جبران الهی، صدقه داد، مؤمن راستین است. اگر مصیبت را وسیله ای برای آزمایش دانست و صبوری کرد، اجر صابران را می برد. 
اگر هنگام خشم و غضب، خود را کنترل کرد و سخن بیجا و عمل نادرست انجام نداد، اعتقادش به خدا ریشه دار است. 
اگر هنگام خوف و خطر، باز هم به دروغ نپرداخت و گوهر صداقت خود را با چیزی مبادله نکرد، مؤمن حقیقی است. 
با این نشانه ها، هر کس می تواند به خودش نمره و امتیاز دهد و میزان ایمان خویش را محاسبه و ارزیابی کند. 
در کلاس ایمان، چه رتبه ای داریم؟
پی نوشت: 
1. الخصال، ص 245
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
پنج علامت مؤمن / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: اَلتّارِکُ لِلأمرِ بِالمَعروفِ وَ النَّهیِ عَنِ المُنکَرِ کَنابِذِ کِتابِ اللهِ وَراءَ ظَهرِهِ؛ آن که امر به معروف و نهی از منکر را ترک می کند، همچون کسی است که کتاب خدا را پشت سر انداخته است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
نشانه ی یک جامعه ی زنده، وجود تعهّد اجتماعی و احساس مسؤولیت در افراد است. 
آن که بگوید: «به من چه»، این حسّ و حیات را ندارد. 
امر به معروف و نهی از منکر که از واجبات دینی است و در روایات، از آن به عنوان «اَسمی الفَرائض» یاد شده، یعنی والاترین فریضه ها، همان احساس مسؤولیت در افراد جامعه است که نسبت به خوب و بد و صالحان و فاجران بی تعهّد و بی تفاوت نباشند، به خوبیها دعوت و از بدیها نهی کنند. 
این یک تکلیف دینی است و عمل به آن واجب است و ترک آن هم از گناهان به شمار می آید. 
در احادیث، درباره ی جایگاه مهم این فریضه آمده است: به سبب انجام آن، فریضه های دیگر بر پا می شود و حدود الهی اجرا می گردد. 
پس چون یک وظیفه ی قرآنی و دینی است که خداوند به آن امر نموده، هر که این وظیفه را ترک کند، به قرآن بی اعتنایی کرده است. 
در قرآن می خوانیم: «وَلتَکُن مِنکُم اُمَّةٌ یَدعونَ إلَی الخَیرِ وَ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ یَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ (2)»
باید گروهی از شما باشند که به نیکی دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند. 
این فراخوان قرآنی باید مورد توجه قرار گیرد، وگرنه مفاسد اجتماعی و گناهان رواج می یابد و آثار شوم آن دامنگیر همه می شود و آتش فساد، خشک و تر را با هم می سوزاند. 
حضرت لقمان نیز در وصیتهایش به فرزندش، به او دستور می دهد امر به معروف و نهی از منکر کند و در این راه، بر سختیهای انجام فریضه صبر نماید (3). 
فرمان خدا و توصیه ی قرآن را جدی بگیریم و به آنها عمل کنیم. 
پی نوشت:
1. حیاة الامام زین العابدین، ص344
2. آل عمران (3)، آیه 104. 
3. لقمان (31)، آیه 17.
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
امر به معروف و نهی از منکر / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: اِنَّ القَبرَ رَوضَةٌ مِن رِیاضِ الجَنَّةِ اَو حُفرَةٌ مِن حُفَرِ النّیرانِ؛ قبر، باغی از بوستانهای بهشت است، یا حفره و گودالی از گودالهای جهنم. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
دوران عمر هر کس به پایان می رسد. 
مرگ، پایان دفتر زندگی در این دنیاست، ولی «حیات برزخی» و مرحله ی رستاخیز و حساب و کتابِ قیامت و دادرسی آن روز و بهشت و جهنّم در پیش است. 
آخرت، نتیجه ی عملهای دنیوی ماست. 
بهشت، تجسّم صالحاتی است که بندگان انجام می دهند. 
دوزخ هم پیامد گناهان و ظلمها و عصیانهایی است که در دنیا دارند. 
وضعیت خوب و بد انسان پس از مرگ، از همان قبر آغاز می شود و سؤال نکیر و منکر در شب اول قبر، از اعتقادات ماست، فشار قبر نیز که اثر برخی از صفات زشت است، به همان مرحله مربوط می شود. 
امام صادق علیه السّلام فرموده است:
وقتی مؤمنی به خاک سپرده می شود، نماز در سمت راست و زکات در طرف چپ او قرار می گیرد. کارهای نیک، سایه بر او می افکند و صبر در کناری می ایستد و چون آن دو فرشته مأمور الهی برای سؤال و جواب، سراغ میّت می آیند، صبر به نماز و زکات می گوید: هوای این دوستان را داشته باشید، اگر نتوانستید به او کمک کنید، من هستم... » (2) 
این بیان تمثیلی، نشان می دهد چگونه اعمال انسان در قبر مجسم می شوند و به او کمک می کنند و از سختیهای آن عالم نجاتش می دهند. 
بدیها و گناهان هم به وسیله ی عذاب او تبدیل می شوند. 
این است معنای این که قبر هر کس، یا باغی باصفا و پرنعمت از بوستانهای بهشتی است، یا گودالی پر از آتش از حفره های جهنم است. 
پس عمل دنیوی ما، در وضع اخروی ما اثر دارد؛ غافل نباشیم. 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج6، ص 214
2. میزان الحکمه، حدیث 16268 به نقل از کافی. 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
بوستان یا گودال آتش / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: کَفی بِالمَرءِ عَیباً اَن یَنظُرَ فی عُیوبِ غَیرِه ما یَعمی عَلَیهِ مِن عَیبِ نَفسِهِ؛ در عیب انسان همین بس که در عیوب دیگران بنگرد و از دیدن همان عیب در خودش نابینا باشد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
این نکته، با تعبیرهای مختلف، از پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و ائمه معصومین علیه السّلام نقل شده است:
تأکید پیشوایان بر این نکته، نشانه ی اهمیت آن است و غفلت از آن، موجب انحطاط اخلاقی و ماندن در باتلاق عیوب و نقصانها می شود. 
انسان معمولاً «خودخواه» است و صفت «حبّ نفس» دارد. 
این صفت ناپسند، سبب می شود نتواند عیوب خود را ببیند و بشناسد، در عوض، پیوسته از این و آن عیب می گیرد، غیبت می کند، آبرو می برد، در حالی که همان عیبها در خود او هست. 
در توصیه های اخلاقی بزرگان آمده است که با دوستانتان قرار بگذارید عیبهایتان را صمیمانه به شما بگویند و شما هم بپذیرید و اصلاح کنید. آنچه این برنامه را موفق و کارساز می کند، «نقدپذیری» است. اگر کسی بنا نداشته باشد تذکرات دوستانه ی دیگران را بپذیرد، هیچ وقت عیوبش اصلاح و برطرف نخواهد شد. اگر کسی عیبهای خود را ببیند، به عیبجویی از دیگران نمی پردازد. 
در ادبیات ما، اشعاری وجود دارد که می گوید: طاووس، با آن همه زیبایی که در بال و پرخویش دارد و مغرورانه راه می رود، همین که چشمش به پاهای زشت خویش می افتد، خجل می شود. صائب تبریزی گوید:
دیدن پا بهتر است از بال و پر طاووس را 
عیب خود را در نظر بیش از هنر داریم ما
و این درس اخلاق برای همه ماست. باز هم از شعرهای اوست:
با وجود صد هنر، بر عیب خود دارم نظر 
بال طاووسی نمی گرداند از پا، فارغم (2) 
عیبجویی از دیگران برای کسی که خودش عیب دارد، زیبنده نیست. 
پی نوشت: 
1. کافی، ج 2، ص 460
2. کلیات صائب تبریزی، ص857. 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
عیب خود دیدن / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: إن شَتَمکَ رَجُلٌ عَن یَمینِکَ ثُمَّ تَحَوَّلَ إلی یَسارِکَ وَ اعتَذَرَ إلَیکَ فَاقبَل عُذرَهُ؛ اگر کسی از سمت راست تو، به تو دشنام داد، سپس به سمت چپ تو رفت و از تو عذر خواهی کرد، عذر خواهی اش را بپذیر. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
عذرپذیری و آمرزش گناهان از صفات خداوند نسبت به خطاهای بندگان است. 
چه زیباست که بندگان خدا هم این صفت را داشته باشند و اگر کسی در حق آنان بدی کرد، سپس معذرت خواهی نمود، عذر او را بپذیرند و از خطایش بگذرند و عفو کنند. 
عقده ای بودن و کینه توزی، در شأن افراد کریم و بزرگ نیست. 
بخشایش و گذشت، نشانه ی روح بلند و مناعت طبع است. 
بعضی دشنام را با دشنام و بدی را با بدی پاسخ می دهند. بعضی هم پوزش بدکاران را می پذیرند. توصیه ی امام در این حدیث، محیطی از صفا و صمیمیت و همزیستی بدون کینه را به وجود می آورد و ریشه ی عداوتها را می خشکاند. 
«قبول عذر»، یک فضیلت اخلاقی است. 
همچنان که شما دوست دارید اگر درباره ی کسی خطا و بدی کردید، سپس عذر خواستید، بزرگواری کند و عذر شما را بپذیرد، خودتان نیز شایسته است از قبول عذر دیگری کوتاهی نکنید. 
از سخنان امام علی علیه السّلام است که:
«عذر خواهی مردم را بپذیر، تا از برادری آنان بهره مند شوی. و با آنان با چهره ی باز برخورد کن، تا کینه های آنان را از بین ببری.» (2) 
سلوک امامان معصوم علیه السّلام با مردم چنین بود. 
شایسته است پیروان آنان نیز چنین باشند. 
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 282
2. غررالحکم، حدیث 2420: «أقبل اَعذار الناس، تستمتع بِاِخائهم، وَ اَلقِهِم بالبُشر تُمِت اَضغانهم». 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
پوزش پذیری / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: مَن کَسی مؤمِناً کَساهُ اللهُ مِنَ الثّیابِ الخُضرِ. هر کس مؤمن (برهنه ای) را بپوشاند، خداوند او را با جامه های سبز (بهشتی) می پوشاند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
وجود فقیران در جامعه، مسؤولیت دیگران را سنگین می کند. 
وظیفه ی انسانی و اسلامی ایجاب می کند که توانگران به حال مستمندان رسیدگی کنند و از داراییهای خود که عطیه ی الهی است، به آنان هم بدهند و بدانند که خداوند، در اموال ثروتمندان، حقی برای نیازمندان و محرومان قرار داده است. آن گونه که قرآن می فرماید: «و فی اموالهم حق للسائل و المحروم». (2) 
عدّه ای از شدت فقر، جامه ی مناسب ندارند. پوشاندن آنان و تهیه ی لباس، یا دادن پول برای خرید جامه، نوعی انفاق و کاری خداپسند است. 
در سیره ی حضرت فاطمه زهرا علیها السّلام نقل شده است که وی از توان مالی خود در راه کمک به محرومان نیازمند بهره می گرفت. یک بار، پارچه ای را که داشت، به حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم داد و آن حضرت آن را تکّه تکّه برید و به تعدادی از اسیران بی لباس رومی داد که خود را بپوشانند. 
پاداش چنین انفاق و احسانی، بهشتی شدن و پوشیدن لباسهای سبز فردوس برین است و این وعده ی خداست که به پاس پوشاندن یک عریان، به بندگان ایثارگر می رسد. 
لباس سبز، ویژه ی اهل بهشت است. 
در آیات متعددی از قرآن، به این نکته اشاره شده است. (3)
در کنار پوشاندن لباس به یک مؤمن عریان، پوشاندن عیوب برادر دینی هم کاری پسندیده است. پرهیز از هر سخن و رفتاری که آبروی کسی را ببرد و او را در نظرها خوار و حقیر سازد، پوشش اخلاقی برای دیگران است و مطلوب خداست. 
توفیق الهی، یارمان باد، تا از نعمتهای او در راه کمک به بندگانش استفاده کنیم!
پی نوشت: 
1. کافی، ج 2، ص 205
2. ذاریات (51)، آیه 19. 
3. از جمله در سوره ی انسان (76)، آیه ی 21 و سوره ی کهف (18)، آیه ی 31. 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
کمک به محرومان / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: إنَّ المُنافِقُ یَنهی وَ لایَنتَهی وَ یَأمُرُ بِما لا یَأتی وَ إذا قامَ إلَی الصَّلاةِ إعتَرَضَ؛ همانا منافق، (از بدی) نهی می کند ولی خودش دست نمی کشد و دستور به چیزی می دهد که خودش عمل نمی کند و چون به نماز می ایستد، رو به این سو و آن سو می گرداند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
«نفاق»، دوگانگی در ظاهر و باطن و گفتار و کردار است. 
آن که چیزی می گوید که به آن عقیده ندارد، یا بر خلاف عقیده اش کاری را انجام می دهد، یا در اعمالش ریا و تظاهر است، «منافق» است. 
تاریخ اسلام، همیشه از نفاق پیشگان ضربه خورده و منافقان دشمنان سرسخت اسلام و مسلمانان بوده و هستند و مسلمانان باید هوشیار باشند و منافقان را بشناسند، تا از سوی آنان از پشت خنجر نخورند. 
در قرآن، یک سوره به نام «منافقون» است. 
در آیات فراوان دیگری (از جمله در سوره ی توبه و نساء) به معرفی آنان و ترسیم ویژگیهای اخلاقی و رفتاری و گفتاری آنان پرداخته است. 
در این حدیث، سه نشانه برای منافق مطرح شده است:
1- این که از کارهایی که ناپسند است نهی می کند، ولی خودش از انجام آن کارها پرهیز نمی کند. 
2- این که به کارهای خوب دستور می دهد، ولی خودش انجام نمی دهد. 
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس 
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند (2) 
3- وقتی نماز می خوانند، فکر و توجهشان به جای دیگر است و در واقع، نماز را نه از روی عقیده و به عنوان یک تکلیف دینی، بلکه برای این که خود را مسلمان معرفی کنند و مردم را فریب دهند، می خوانند، از این رو هنگام نماز، حضور قلب و خشوع ندارند و به این طرف و آن طرف نگاه می کنند. 
آنچه مایه ی ارزش عملی است، اخلاص است. 
و آنچه اعمال را بی ارزش می کند، نفاق است. 
پی نوشت: 
1. کافی، ج 2، ص 396
2. حافظ. 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
نشانه های منافق / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: إنّی لاُحِبُّ اَن اُداوِمَ عَلَی العَمَلِ وَ اِن قَلَّ؛ من دوست دارم که کار را هر چند اندک باشد، ادامه و استمرار دهم. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
این مفهوم در روایات متعدد آمده است که «کار اندک، اما مستمر بهتر از کار بسیاری است که ملال آور باشد.» حدیث امام سجاد علیه السّلام نیز همین نکته را بیان می کند. 
به یک مثال دقت کنید: گاهی رگبار تند باران، با سر وصدای زیاد می بارد، همه چیز را در هم می نوردد، سیل راه می افتد و گاهی آسیبهایی به خانه ها، مزرعه ها و جاده ها وارد می شود. 
اما نم نم باران، اگر چند روز هم پیاپی بیاید، زمینها سیراب می شوند، خسارتی در کار نیست، هوا لطیف می شود، درختان و گیاهان تشنه به حدّ کافی بهره می برند. 
در کارهای ما نیز، کار کم، ولی پیوسته و ادامه دار، بهتر از کار پر حجم و سنگینی است که تداوم نداشته باشد. در عبادات هم همین طور است. 
بعضی چند روزی به شدت به مستحبات و نوافل و ذکر و قرآن و دعا روی می آورند، ولی خسته می شوند و آن را به کلی ترک می کنند. 
بعضی هم مثلاً روزی یک صفحه قرآن می خوانند، یا فقط یک نافله می خوانند، ولی آن را به طور مستمر انجام می دهند. این ثمربخش تر و بهتر است. 
در دعای کمیل می خوانیم:
«والدَّوامَ فی الإتّصال بِخدمَتک...» و از خدا می طلبیم که پیوستگی و استمرار در خدمت خدا بودن و الهی زیستن و دعا و مناجات را به ما قسمت کند. درس خواندن، قرآن و حدیث حفظ کردن، صدقه دادن، عبادت کردن، اگر دوام داشته باشد، هر چند اندک، محبوب تر است و ثمربخش تر. 
اسب تازی دو تک رود به شتاب 
شتر آهسته می رود شب و روز (2) 
پی نوشت:
1. کافی، ج2، ص 82
2. گلستان سعدی.
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
استمرار در کار / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: إیّاکُم وَ صُحبَةَ العاصینَ وَ مَعونةَ الظّالِمینَ وَ مُجاوَرَةَ الفاسِقینَ. إحذَروا فِتنَتَهُم وَ تَباعَدوا مِن ساحَتِهِم؛ از همنشینی با گنهکاران و یاری ستمگران و همدمی با بدکاران بپرهیزید. از فتنه ی آنان برحذر باشید و از همنشینی با آنان دوری کنید. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
در حدیث است که: همنشینی با بدان، همچون زیستن در مغازه ی آهنگری است. اگر از جرقه های آتش کوزه آهنگر، چیزی به روی تو نیفتد و لباست را نسوزاند، دست کم بوی دود آن جا، در تو تأثیر می گذارد و بوی دود می گیری (2). این به معنای تأثیر مجالست و همنشینی است، چه با صالحان و چه با فاخران. 
ورود به حلقه ی دوستی با اهل گناه، آدمی را به گناه می کشاند. 
نشست و برخاست با ستمگران، انسان را شریک جرم آنان می سازد. 
مجاورت و همدمی با اهل فسق و فجور، تأثیر منفی بر اخلاق و روان می گذارد. 
آرزو دارم اگر گل نیستم، خاری نباشم 
باربردار ار ز دوشی نیستم، باری نباشم 
گر نگشتم دوست با صاحبدلی، دشمن نباشم
بوستان بهر خلیل ار نیستم، ناری نباشم 
گرچه نتوانم ستانم داد مظلومی ز ظالم 
باز این خواهم که همکار ستمکاری نباشم 
هر چه انسان از اشرار و اهل گناه دوری کند، مصونتر است. 
ویروس گناه، انسان را بیمار و تباه می کند. انس و همنشینی با خلافکاران، انسان را اهل خلاف می کند. 
حضرت موسی علیه السّلام وقتی به لطف خدا، با ظالمان دشمنی کرد و از مظلوم حمایت نمود، به خداوند قول داد به پاس نعمتهای الهی، هرگز پشتیبان مجرمان نباشد: «فَلَن اَکُونَ ظَهیراً لِلمُجرِمینَ». (3) 
این از وصایای حضرت امیر علیه السّلام در بستر شهادت نیز هست که به امام حسن و امام حسین علیه السّلام و به همه کسانی که این وصیت را بشنوند، توصیه فرمود:
خصم ظالم و یاور مظلوم باشید. (4) 
هرگز مباد که همنشین گنهکار، یاور ستمگر و همدم فاسق باشیم!
پی نوشت: 
1. روضه ی کافی، ص 16
2. میزان الحکمه، حدیث 24736.
3. قصص (28)، آیه ی 17. 
4. نهج البلاغه، نامه ی 47: «کونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً». 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
دوری از فساد / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: إیّاکُم وَ صُحبَةَ العاصینَ وَ مَعونةَ الظّالِمینَ وَ مُجاوَرَةَ الفاسِقینَ. إحذَروا فِتنَتَهُم وَ تَباعَدوا مِن ساحَتِهِم؛ از همنشینی با گنهکاران و یاری ستمگران و همدمی با بدکاران بپرهیزید. از فتنه ی آنان برحذر باشید و از همنشینی با آنان دوری کنید. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
در حدیث است که: همنشینی با بدان، همچون زیستن در مغازه ی آهنگری است. اگر از جرقه های آتش کوزه آهنگر، چیزی به روی تو نیفتد و لباست را نسوزاند، دست کم بوی دود آن جا، در تو تأثیر می گذارد و بوی دود می گیری (2). این به معنای تأثیر مجالست و همنشینی است، چه با صالحان و چه با فاخران. 
ورود به حلقه ی دوستی با اهل گناه، آدمی را به گناه می کشاند. 
نشست و برخاست با ستمگران، انسان را شریک جرم آنان می سازد. 
مجاورت و همدمی با اهل فسق و فجور، تأثیر منفی بر اخلاق و روان می گذارد. 
آرزو دارم اگر گل نیستم، خاری نباشم 
باربردار ار ز دوشی نیستم، باری نباشم 
گر نگشتم دوست با صاحبدلی، دشمن نباشم
بوستان بهر خلیل ار نیستم، ناری نباشم 
گرچه نتوانم ستانم داد مظلومی ز ظالم 
باز این خواهم که همکار ستمکاری نباشم 
هر چه انسان از اشرار و اهل گناه دوری کند، مصونتر است. 
ویروس گناه، انسان را بیمار و تباه می کند. انس و همنشینی با خلافکاران، انسان را اهل خلاف می کند. 
حضرت موسی علیه السّلام وقتی به لطف خدا، با ظالمان دشمنی کرد و از مظلوم حمایت نمود، به خداوند قول داد به پاس نعمتهای الهی، هرگز پشتیبان مجرمان نباشد: «فَلَن اَکُونَ ظَهیراً لِلمُجرِمینَ». (3) 
این از وصایای حضرت امیر علیه السّلام در بستر شهادت نیز هست که به امام حسن و امام حسین علیه السّلام و به همه کسانی که این وصیت را بشنوند، توصیه فرمود:
خصم ظالم و یاور مظلوم باشید. (4) 
هرگز مباد که همنشین گنهکار، یاور ستمگر و همدم فاسق باشیم!
پی نوشت: 
1. روضه ی کافی، ص 16
2. میزان الحکمه، حدیث 24736.
3. قصص (28)، آیه ی 17. 
4. نهج البلاغه، نامه ی 47: «کونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً». 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
دوری از فساد / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: إبنَ آدَمَ! اِنَّکَ مَیّتٌ وَ مَوقوفٌ بَینَ یَدَیِ الله عزَّو جلّ وَ مَسؤولٌ، فَاَعِدَّ جَواباً؛ ای فرزند آدم، تو خواهی مرد و برانگیخته شده و در پیشگاه خدای متعال ایستاده و مورد بازخواست خواهی بود. پس جوابی آماده کن. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
غفلت از مرگ و روز حساب، ریشه ی بسیاری از گناهان است. 
آنچه دل را زنده می کند و بشر را در صراط مستقیم دینداری و عبودیت قرار می دهد، توجه به این است که «قطار عمر» روزی در «ایستگاه مرگ» می ایستد و انسانها پیاده می شوند و فرصت دنیا به پایان می رسد و مرحله ی جدیدی آغاز می گردد که به قیامت ختم می شود. 
از نامهای قیامت، «یوم الحساب» است. 
و نام دیگرش، «یوم البعث». 
یکی اشاره به حیات مجدد و برخاستن از قبر و نشور برای قیامت دارد، دیگری اشاره به دادگاه الهی در قیامت و محاکمه ی عادلانه ی افراد و دادن جزا و کیفر به نیکوکاران و بدکاران و رفتن به بهشت یا دوزخ. 
از روزهای سخت آینده، نباید غافل بود. 
متّهمی که مورد بازخواست قرار می گیرد و منتظر روز «تشکیل دادگاه» است، باید برای آن روز و دفاع از خویش، جوابهای محکم و محکمه پسند داشته باشد، وگرنه محکوم می شود و باید کیفر زندان و جریمه یا اعدام و امثال آن را بپذیرد. 
قیامت، دادگاه عدل الهی است. همه ی ما دوباره زنده می شویم و پای میز محاکمه می ایستیم. 
از ما سؤال می کنند و باید پاسخگو باشیم. 
خوشا آنان که پرونده ی اعمالشان نورانی و خالی از گناه و پر از طاعت است و نگران آن روز سخت نیستند. به قول سعدی:
«آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟»
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج 75، ص 147
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
دادگاه قیامت / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: اِنَّما الإستِعدادَ لِلمَوتِ تَجَنُّبُ الحَرامِ وَ بَذلُ النَّدی فِی الخَیرِ؛ آمادگی برای مرگ، به آن است که از حرام بپرهیزی و دارایی خود را در راه خیر صرف کنی. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
آینده ی قطعی و پیش روی همه «مرگ» است. 
به تعبیر قرآن همه آن را خواهند چشید: «کُلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوت» (2) و خواه ناخواه، دیر یا زود با آن مواجه خواهند شد. چشم به روی این حقیقت بستن و خود را به بی خیالی زدن، چیزی را عوض نمی کند. 
گرگ اجل، یکایک از این گلّه می برد 
این گلّه را ببین که چه آسوده می چَرَد 
پس باید آماده بود با کوله باری از اعمال صالح، عمر را به پایان رساند و از دالان مرگ عبور کرد و به سرای آخرت پای گذاشت. 
آمادگی به چیست و چه کسی آماده است؟
در این حدیث، دو نشانه برای افراد آماده ی مرگ ذکر شده است:
یکی پرهیز از حرام، دیگری انجام کار خیر. 
سعدی گوید:
برگ عیشی به گور خویش فرست 
کس نیارد ز پس، تو پیش فرست
کسی که می داند نتیجه ی حرام خواری و گنهکاری، شرمساری است و عقوبت، باید از گناهان که جهنم آفرین هستند، پرهیز کند و بار معصیت خویش را با توبه، سبک سازد تا گرفتاریهای اخروی او کمتر شود. 
کسی که می داند بهشت، نتیجه ی صالحات و اعمال نیک و خداپسندی است که در این دنیا انجام می دهد، تا می تواند از امکانات و داشته های خود خرج آخرت می کند و خانه ی آخرت را آباد می سازد. 
وقتی با مرگ، همه چیز را می گذاریم و می رویم، وقتی پس از مرگ، فرصت و امکان هیچ کار خیری نیست، پس چرا تا زنده ایم، کار خیر نکنیم؟
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج46، ص 66
2. عنکبوت (29)، آیه ی 57.
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
آمادگی برای مرگ / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: إبنَ آدَم! مازِلتَ بِخیرٍ ما کانَ لَکَ واعِظٌ مِن نَفسِکَ، وَ ما کانَتِ المُحاسَبةُ مِن هَمِّکَ؛ ای فرزند آدم! تو همواره بر خیر و نیکی هستی، تا وقتی که از درون خود واعظی داشته باشی و محاسبه ی نفس مورد همّت و توجه تو باشد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
دو مسأله در خودسازی نقش مؤثر دارد:
1- واعظ درونی. 
2- محاسبه. 
واعظ درونی، همان وجدان بیدار و نفس لوّامه است که فعّال است و انسان را پند می دهد و به خیر و نیکی دعوت می کند و از بدی و گناه، باز می دارد. 
محاسبه، نظارت و حسابرسی بر عملکرد روزانه، ماهانه و سالانه و در طول عمر است، تا آدمی هدف و مقصد و عمل و راه را از یاد نبرد و جلو زیان و بیراهه رفتنها را بگیرد و از افزایش جرایم و قطور شدن پرونده ی گناهان مانع شود. 
خود محاسبه نیز، به نوعی واعظ درونی است. 
کسی که به توصیه ی رهبران دینی و علمای اخلاق، محاسبه ی نفس را در برنامه ی روزانه داشته باشد و بر اعمال خویش مراقبت کند، اگر دید خطاهایش زیاد است و در طول روز گناهانی از او سر زده است، خود را ملامت می کند و تصمیم می گیرد از لغزشها بکاهد و با معصیت، خشم و قهر الهی را برای خود فراهم نیاورد. 
اگر انسان دل بیدار داشته باشد، از هر چیز پند می گیرد. 
رفت و آمد و شب و روز، آمد و شد بهار و تابستان و فصول سال، مرگ و میر انسانها، به گور آرمیدن افراد مقتدر و ثروتمند، انقراض تمدنها و ... همگی مایه ی پند است. این پندها در دل انسان باید اثر کند و با یادآوری وسایل عبرت، خود را موعظه کند تا دچار غفلت نشود. 
خاقانی شروانی در قصیده ی بلند و عبرت آموز «ایوان مدائن» گوید:
دندانه ی هر قصری، پندی دهدت نو نو 
پندِ سرِ دندانه، بشنو ز بُنِ دندان
گوید که تو از خاکی، ما خاکِ توایم اکنون
گامی دو سه بر ما نِه، اشکی دو سه هم بفشان 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 147
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
واعظ درونی / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: ما مِن قَطرَةٍ اَحَبَّ إلَی اللهِ عَزَّوجَلَّ مِن قَطرتَینِ: قَطرةِ دَم فی سَبیل اللهِ، وَ قَطرَةِ دَمعٍ فی سوادِ اللَّیلِ لا یُریدُ بِها عَبدٌ إلاّ اللهَ عزَّو جَلَّ؛ هیچ قطره ای نزد خدای متعال، محبوبتر از دو قطره نیست: یکی قطره خونی که در راه خدا ریخته می شود، دیگری قطره اشکی که در تاریکی شب فقط به خاطر خدا ریخته می شود. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
آنچه به عمل انسانها ارزش می دهد، «اخلاص» است. 
در تعابیر قرآن و حدیث، این اخلاص با تعبیرهایی مانند «لله» و «فی سبیل الله» بیان شده است؛ یعنی برای خدا و در راه خدا. 
در میدانهای جنگ، در طول تاریخ خونهای بسیاری ریخته شده است، اما آن قطره ی خونی ارزش دارد و نزد خداوند قیمتی و محبوب است که در راه خدا و در مسیر یک جهاد الهی و مقدس باشد. 
در شبهای تار، بسیاری چشمها می گریند، یا از درد و فقر و بیماری، یا از دوری و مهجوری و تنهایی. اما قطره اشکی که در دل شب از چشم یک شب زنده دار مخلص ریخته می شود و نشانه دلدادگی بنده به محبوب ازلی یعنی خدای قادر متعال است، ارزشمند و محبوب خداست. 
در قرآن کریم، از بندگانی ستایش شده است که وقتی آیات الهی بر آنان تلاوت می شود، به سجده می افتند و گریه می کنند و گریه بر خشوع آنان در پیشگاه خداوند می افزاید. (2) 
در سخنان امام علی علیه السّلام نیز آمده است:
«البُکاءُ مِن خَشیَةِ الله مفتاحُ الرَّحمَة» (3) 
«گریه از خوف و خشیت خدا، کلید رحمت است. »
خوشا به حال رزمندگان شهیدی که با خون و جان خویش، با خدا معامله می کنند، و خوشا به شب زنده داران متهجّد که در دل شب، نجوای عاشقانه با خدا دارند. 
پی نوشت: 
1. الخصال، ج 1، ص 50
2. مریم (19)، آیه ی 58؛ اسراء (17)، آیه ی 109. 
3. غرر الحکم، حدیث 2051. 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
دو قطره ی قیمتی / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: کَم مِن مَفتونٍ بِحُسنِ القَولِ فیهِ وَ کَم مِن مَغرورٍ بِحُسنِ السَّترِ عَلَیهِ؛ چه بسا کسانی که فریفته ی خوش گفتاری و تعریف دیگران می شوند، و چه بسا افرادی که با پوشیده ماندن عیوب و بدیهایشان، مغرور و فریفته می شوند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
انسان معمولاً از تعریف و ستایش دیگران خوشش می آید. 
ولی حرفهای خوب و تمجیدها و ستایشها نباید انسان را به اشتباه بیندازد و خطای خود را نبیند و خویش را بی عیب و نقص پندارد. 
بعضیها کالای «تملّق» می فروشند. بعضیها مشتری جدّی «چاپلوسی» اند. بیچاره کسانی که فریب تعریفها را می خورند و دچار عجب و خودپسندی می گردند و در نتیجه از اصلاح عیوبِ خویش باز می مانند. صحنه و زمینه ی دیگر غفلت و غرور، پرده پوشی خدا از عیوب بندگان است. 
از ویژگیهای خداوند و صفات او «ستّار» بودن است. با آن که «علاّم الغیوب» است، «ستار العیوب» هم هست. می بیند و می گذارد، می داند و آبروداری می کند. از خطاهای بندگانش خبر دارد، ولی مچ گیری نمی کند و همین برخورد کریمانه و بزرگوارانه، سبب می شود برخی مفتون و مغرور شوند و به راه باطل خویش ادامه دهند. 
در دعای کمیل، با جمله ی «کم من قبیحٍ سترته» به ستّار بودن خدا اشاره می کنیم. و با جمله ی «ولا تفضحنی بخفیِّ ما اطلعتَ علیه مِن سِرّی» از پروردگار مهربانمان می خواهیم که به خاطر علم و اطلاعی که از اسرار و کارهای پشت پرده و خلافهای پنهانی ما دارد، ما را رسوا نکند. 
به هر حال، اگر در دنیا هم پرده روی اعمال زشت ما کشیده شود، آخرت روز کنار رفتن پرده ها و فاش شدن اسرار و رسوا شدن گنهکاران است. پس نباید مغرور شد. 
اگر خدا رسوایمان نمی کند، تصور نکنیم که نمی داند. مدارای خدا هم حدّی دارد. به قول شاعر:
لطف حق با تو مداراها کند
چون که از حدّ بگذری، رسوا کند
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 281
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
غرور ساده لوحانه / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: الخَیرُ کُلُّهُ صِیانَةُ الإنسانِ نَفسَهُ؛ همه ی خیر و نیکی، آن است که انسان خودش را نگه بدارد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
هر چه در معرض تلف شدن و آسیب دیدن باشد، مراقبت و محافظت می طلبد. چه باغ و مزرعه و دام و حیوانات باشد. 
چه سرمایه و مال التجاره و خانه و کارخانه، 
چه میوه و گوشت و خوراکیها و مواد مصرفی، 
و... چه اخلاق و افکار و روحیات و باورها. 
انسان، آفریده ای است که دشمن خطرناکی همچون شیطان و غریزه ی قدرتمندی به نام هوای نفس و تمایلات حیوانی دارد. اگر از این گوهر مراقبت نشود، آلوده و تباه می شود و اگر مواظبت و صیانت گردد، رشد می یابد و به کمال می رسد. 
خداوند، آدمی را آفرید و در نهاد او کشش به سوی خوبی و بدی را قرار داد: «فَألهَمَها فُجورَها وَ تَقواها» (2) و او را از قدرت انتخاب و اختیار برخوردار ساخت که وجه امتیاز اوست و بهشت را پاداش کسی قرار داد که از این «نفس انسانی» حراست کند و آن را شکوفا سازد و از آلودگیها باز دارد و به تزکیه ی نفس بپردازد: «قَد اَفلَحَ مَن زَکّیها.» (3) 
اگر در تعلیمات اسلامی، مبارزه با هواهای نفسانی را «جهاد اکبر» دانسته اند، دلیل اهمیت این کار است و اگر در سخنان حضرت علی علیه السّلام تأدیب نفس و تعلیم نفس و مراقبت از نفس مطرح شده (4)، به سبب آن است که رها بودن انسان، زمینه ی انحراف و خروج از دایره ی بندگی و ورود به قلمرو حاکمیت شیطان را فراهم می آورد. 
همچنان که از یک گوهر گرانبها مواظبت می کنند تا گم نشود، همچنان که از یک گل مراقبت می کنند، تا پژمرده نگردد، روح و جان انسان هم باید محافظت شود، تا به گناه آلوده نشود. 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 140
2. شمس (91)، آیه ی 8.
3. شمس (91)، آیه ی 9.
4. نهج البلاغه، حکمت 73.
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
خویشتن داری / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: طَلَبُ الحَوائِجِ إلَی النّاسِ مَذلَّةٌ لِلحَیاة ِوَ مَذهَبَةٌ لِلحَیاءِ وَ استِخفافٌ بِالوَقارِ وَ هُوَ الفَقرُ الحاضِرُ؛ درخواست نیازها از مردم، مایه ی خواری زندگی، از بین برنده ی شرم و حیا و سبک کردن وقار و متانت است و خود درخواست، فقر حاضر است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
هر چند روابط اجتماعی انسانها به نحوی است که همه به هم محتاجند و کسی نمی تواند بدون کمک دیگران و به صورت انفرادی زندگی کند، و هر چند تعاون و مشارکت و همیاری و همبستگی، از توصیه های اکید دین ماست، اما اسلام، برای مؤمن خواستار کرامت و عزت نفس است و حقارت و سبک شدن او را نمی خواهد. 
از این رو، حتی در صورت فقر و نیازمندی، قناعت کردن و به اندک ساختن را، بر طلبِ حاجت از دیگران و اظهار فقر و مسکنت، ترجیح می دهد. به گفته ی سعدی:
به نان خشک قناعت کنیم و جامه ی دلق
که بار محنت خود به که بار منّت خلق
عده ای که گدایان حرفه اند و به تکدی گری می پردازند، حیثیّت و آبرو و کرامت خویش را زیر پا گذاشته اند. 
در مَثَلهای فارسی است که فلانی، با سیلی صورتِ خود را سرخ نگه می دارد. 
در قرآن هم از کسانی ستایش شده که با آنکه تهیدست و نیازمندند، از دیگران درخواست نمی کنند و به اندازه ای عفیف و بلند طبع هستند که افراد بی خبر، آنان را ثروتمند می پندارند، «یحسبُهُم الجاهلُ اغنیاءَ مِن التعفّف.» (2) 
کسی که بخواهد آبرومند زندگی کند و مکانت و شرافت خود را حفظ نماید و بی وقار و سبک و خوار نگردد، باید دست نیاز به سوی مردم نگشاید و به روزی مقدّر الهی راضی و قانع باشد. 
ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم
با پادشه بگوی که روزی مقدّر است (3) 
البته، مسلمانان متعهّد هم وظیفه دارند از حال و روز تهیدستان و همنوعان باخبر باشند و به آنان کمک کنند، پیش از آنکه دست نیاز بگشایند. 
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص279
2. بقره (2)، آیه 273. 
3. حافظ. 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
دستِ نیاز / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: إتَّقُوا الکَذِبَ الصّغیرَ مِنهَ و الکَبیرَ فِی کُلِّ جِدٍّ وَ هَزلٍ، فَإنَّ الرَّجُلَ إذا کَذِبَ فِی الصَّغیرِ إجتَرَئَ عَلَی الکبیرِ؛ از دروغ بپرهیزید، چه کوچک باشد، چه بزرگ، چه جدّی باشد و چه شوخی؛ چرا که انسان اگر دروغ کوچک بگوید، بر دروغ بزرگ هم جرأت پیدا می کند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
در مثلهای فارسی آمده است: «تخم مرغ دزد، شتر دزد می شود». 
این اشاره به یک واقعیت مهم تربیتی و اخلاقی است. خصلتها در انسان به مرور و بر اثر تکرار، نهادینه می شوند و قوت می گیرند و ریشه می دوانند. 
دروغگویی، یکی از گناهان بسیار زشت و ناپسند است. 
بین دروغ کوچک و بزرگ تفاوتی نیست. جدّی و شوخی آن هم فرقی ندارند. 
اگر کسی در یک مورد جزئی خلاف کند و آن را کوچک بشمارد، به خلافهای بزرگتر هم کشیده می شود. 
اگر گناه کوچک تکرار شود، به «گناه کبیره» تبدیل می شود. 
اگر دروغ کوچک عادی گردد، راه برای دروغهای بزرگتر هم باز می شود. 
در روشهای تربیتی، باید چنان باشد که کار ناپسند، چه کوچک و چه بزرگ، در نظر انسان زشت جلوه کند و قبح آن از میان نرود. 
اغلب تبهکاران حرفه ای و مجرمان سابقه دار و افراد شرور، ابتدا دست به خلافهای جزئی زده اند و به مرور به یک جانی بزرگ و خلافکار قهّار تبدیل شده اند. اگر از همان آغاز، جلو جرم کوچک گرفته شود، سر از جرم بزرگ درنمی آورد. 
راه خودسازی و کنترل زبان هم همین است که از امور جزئی و ساده شروع کنیم و در مسائل عادی و ناچیز، از دروغ و بیهوده گویی بپرهیزیم، تا به وادی خطاهای بزرگ کشیده نشویم. 
کسی که طبق ضرب المثل یاد شده، تخم مرغ می دزدد، به تدریج جرأت پیدا می کند و شتر هم می دزدد. 
مواظب زبانمان باشیم و به شوخی هم دروغ نگوییم. 
پی نوشت: 
1. کافی، ج 2، ص 338
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
پرهیز از دروغ / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: مَن کَرُمَت عَلَیهِ نَفسُهُ هانَت عَلَیهِ الدُنیا؛ هر کس نفس خود را ارجمند و باکرامت دارد، دنیا در نظرش بی مقدار خواهد شد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
خودشناسی را سودمندترین شناختها دانسته اند. 
در بحث خودشناسی، یکی از محورها، شناخت ارزش وجودی انسان است، یکی هم شناخت میزان و استعداد رشد و بالندگی در مسیر عبودیت و کمال. 
در روایات است: آگاه باشید که بهای وجود شما «بهشت» است، پس خود را جز به بهشت نفروشید:
«لَیس لاَنفُسِکُم ثَمَنٌ الاّ الجَنَّةَ فَلا تَبیعُوها اِلاّ بها» (2) 
با این دیدگاه، انسان خود را عزیز می دارد و برای خود، قدر و قیمتی عظیم می شناسد و دنیا و آنچه در آن است، در نظرش بی مقدار و ناچیز جلوه می کند. در نتیجه، نه تابع نفس امّاره می شود، نه پیروی شیطان می کند، نه اسیر مادیّات می گردد، نه روح بلندش در چهاردیواری تنگ و محدود «زندان دنیا» اسیر می شود و زبان حال او این است که:
مرغ باغ ملکوتم، نیَم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم 
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست 
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم (3) 
راه رها شدن از دامهای شیطان و رذایل اخلاقی و گناهان هم توجّه به همین «کرامت نفس» است که امام، آن را مبنای برتر دیدن انسان از دنیا می داند. 
اولیای الهی، هرگز دل به دنیا نبستند، چون آن را ناچیز می دیدند. 
امامان ما، شوق پرواز از این خاکدان داشتند، چون خود را قیمتی تر از آن می دیدند که مفتون دنیا شوند. 
راه رهایی از دام دنیا، توجه به کرامت و ارزش انسان است. 
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص278
2. نهج البلاغه، حکمت 456.
3. مولوی.
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
کرامت نفس / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: نَظَرُ المؤمِنِ فِی وَجهِ أخیهِ المُؤمِنِ لِلمَوَدَّةِ وَ المَحبَّةِ لَهُ عِبادَةٌ؛ نگاه مؤمن به چهره ی برادر مؤمنش، از روی مهرورزی و محبت نسبت به او، عبادت است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
مبنای دین، مهرورزی و محبّت است. 
مودّت و دوستی، گاهی در نگاه جلوه گر می شود، گاهی در رفتار و برخورد، گاهی در بذل و بخشش، گاهی در عفو و گذشت، گاهی در احسان و ایثار. 
روابط برادران دینی باید بر پایه ی دوستی و مودّت باشد. 
نگاه محبت آمیز، پیام دوستی قلبی و مهردرونی است. حتی نگاه به پدر و مادر از روی مهر و عاطفه و محبّت هم در روایات، عبادت شمرده شده و موجب اجر و پاداش الهی است. 
انسان، به محبت نیاز دارد. 
داشتن محبت قلبی یک مرحله است، اظهار و ابراز آن دوستی و علاقه، مرحله ی دیگر است. 
این حدیث، نشان می دهد دایره ی خداپرستی و عبادت، بسی وسیع است و از حالتهای فردی و شخصی فراتر می رود و در نماز و روزه و تهجّد و ذکر، خلاصه نمی شود. 
از زیباییهای دین، یکی هم این است که اگر دو مؤمن، با چشم محبت و مودّت به یکدیگر نگاه کنند و این نگاه، علاقه ی قلبی آنان را نشان دهد، همین هم نزد خداوند، عبادت به شمار می رود و مستوجب پاداش می گردد. 
به فرموده ی امام علی علیه السّلام 
«بالتودّد تکون المحبّةُ» (2)
«تودّد و ابراز دوستی، محبّت می آورد.»
خلل پذیر بود هر بنا که می بینی 
مگر بنای محبّت که خالی از خلل است. (3) 
و چه زیباست، سیمای جامعه ای که در آن نگاهها آمیخته به محبّت باشد، نه آلوده به تردید و بدگمانی و دشمنی و حسادت!
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 282
2. غررالحکم، حدیث 4194. 
3. حافظ. 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
نگاه محبّت آمیز / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: ما مِن شَیءٍ اَحَبَّ إلَی اللهِ بَعدَ مَعرِفَتهِ مِن عِفَّةِ بَطنٍ و فَرجٍ، وَ ما مِن شَیءٍ اَحبَّ إلیَ اللهِ مِن اَن یُساَلَ؛ هیچ چیز نزد خداوند، پس از خداشناسی، محبوب تر از نگهداری شکم و شهوت از گناه نیست. و هیچ چیز نزد خدا محبوب تر از این نیست که از درگاهش سؤال کنند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
دو چیز، بیشترین تأثیر را در انحراف و فساد انسان دارد:
یکی طمع و هوس برای خوردن و خوابیدن، 
دیگری کشش و جاذبه های جنسی و تمایلات شهوانی. 
به تعبیر دیگر، دو نیرو و غریزه ی «شکم» و «شهوت» که بسیار هم نیرومندند، اگر کنترل نشوند، انسان را به حرام خواری، حرام اندوزی، هوسرانی و مفاسد اخلاقی می کشانند. 
«عفاف» نیز، کنترل شکم و شهوت است، چه عفاف شکم، چه عفاف شهوت. 
خداوند دوست دارد بندگان برای ارضای تمایلات نفسانی خود، از راه حلال و مشروع وارد شوند و به بیراهه نروند. 
وقتی طیّبات و روزیهای حلال را برای بهره وری بندگان آفریده است، چرا باید سراغ حرام رفت؟
وقتی ازدواج و تشکیل خانواده را مقرّر کرده، چرا باید برای ارضای تمایلات جنسی در پی شهوت و گناه و روابط ناسالم رفت؟
پس نگهداری شکم و غریزه ی جنسی از مفاسد و گناهان، محبوب خداست و او بندگان عفیف و پاکدامن را دوست دارد. 
موضوع دیگری که محبوب خداوند است، این است که بندگان در مشکلات و نیازها، دست حاجت به پیشگاه خداوند بلند کنند و از او بخواهند. 
سؤال و درخواست از دیگران بد است. 
دست نیاز چو پیش توانگری کنی دراز 
پُل بسته ای که بگذری از آبروی خویش (2) 
طلب از خدا، ذلّت و بی آبرویی نیست، بلکه عین شرافت و ارجمندی است، زیرا او بر همه چیز تواناست و از بندگان خواسته که دعا و طلب کنند و وعده ی اجابت داده است. 
محبوبیّت نزد خدا، در سایه ی پارسایی، قناعت و بندگی است. 
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 282
2. صائب تبریزی.
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
عفاف شکم و شهوت / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: اَلدُّنیا سِنَةٌ وَ الآخِرةٌ یَقظَةٌ وَ نَحنُ بَینَهُما اَضغاثُ اَحلامٍ؛ دنیا خواب است و آخرت بیداری، و ما میان این دو، در خوابهای آشفته ایم. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
خواب، حالت بی خبری، بی تحرکی و تعطیلی ادراک و شعور و تصمیم است. 
از این رو، در ادبیات ما نیز برای نشان دادن غفلت و بی خبری انسان، از واژه ی خواب استفاده می شود و چون بیشتر انسانها در عمر خویش، از هدف خلقت و فرجام و آینده غافل هستند، به خواب آلودگان تعبیر می شوند. 
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای 
گفت: یا خواب است، یا آب است، یا افسانه ای
در روایات نیز، همین توصیف برای مردم دنیا زده دیده می شود و همه ی مردم را همچون خواب آلودگانی پنداشته اند که وقتی می میرند، بیدار می شوند. 
همچنان که انسان هنگام بیدار شدن، چشمش باز می شود و آنچه را که در حالت خواب نمی دید، در بیداری می بیند، مرگ نیز انسان را با واقعیتهای وعده داده شده و پایان عمر و آغاز دوره ی برزخ و عوالم پس از مرگ، آشنا می سازد. 
«اضغاث احلام» که در این روایت به کار رفته، یعنی خوابهای آشفته و در هم و برهم. مثل آنان که خوابهای آشفته و بی تعبیر می بینند، انسانها هم اغلب در این دنیا گرفتار اوهام و خیالات و اندیشه های واهی و آرزوهای پوچ هستند. 
از توصیه های پیشوایان دین است که از خواب غفلت بیدار شویم و در این مرحله، ره توشه ای برای سفر آخرت برداریم و پیش از آن که مرگمان فرا رسد، آماده ی مرگ باشیم. این کلام حضرت علی علیه السّلام است که:
«کوچ کنید، چرا که شما را به کوچ فرا خوانده اند و آماده ی مرگ باشید، که بر سر شما سایه افکنده است» (2). 
آنان که چشم باطنشان باز است، در همین دنیا هم آخرت و مراحل پس از مرگ را می بینند و برای ورود به آن عالم، خود را آماده می کنند. 
پی نوشت: 
1. مجموعه ی ورّام، ج2، ص24
2. غررالحکم، سخن 4514. 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
خواب و بیداری / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: سُبحانَ مَن جَعَل الإعترافَ بِالنِّعمَةِ لَهُ حَمداً، سُبحانَ مَن جَعَلَ الإعترافَ بِالعَجزِ عَن الشّکرِ شُکراً؛ منزّه است خدایی که اعتراف به نعمت را، حمد خود قرار داده است. منزّه است خدایی که اعتراف به ناتوانی از شکر را، شکر محسوب می دارد. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
از روشهای هدایتی قرآن، یادآوری نعمتهای بی شمار خداوند است. 
در دعاهای ما نیز، بازگو کردن عطاها و نعمتهای خدا، بسیار دیده می شود. 
قرآن کریم نیز به یاد کردن از نعمتهای پروردگار دعوت می کند، «وَ اَمّا بِنَعمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّث.» (2) 
ما مأموریم ثناگوی پروردگار باشیم، ولی خداوند آن قدر کریم و والامرتبه است که برشمردن نعمتها و اعتراف به آنها را به جای «حمد» می پذیرد، و چه حمد و ثنایی بالاتر از یاد کردن عطایای او؟
ما مأموریم شکرگزار نعمتهای خداوند باشیم. ولی خداوند، اظهار عجز نسبت به ادای شکر نعمتها را هم به جای «شکر» از ما می پذیرد و در قرآن می فرماید که از شمردن نعمتهای او ناتوانید. (3) 
سعدی چه زیبا سروده است:
بنده همان به که ز تقصیر خویش
عذر به درگاه خدای آورد 
ور نه سزاوار خداوندی اش 
کس نتواند که به جای آورد (4) 
با این حال، معرفت و حق شناسی و حق گزاری ایجاب می کند که همواره ستایشگر خداوندی باشیم که پاک و منزّه و رازق و بخشنده است و هر چه شکر کنیم، باز هم باورمان این باشد که از شکر نعمتهای بی شمارش ناتوانیم، هر چند روز و شب، ثناخوان و سپاس گوی او باشیم. 
ما هر چه داریم از اوست. 
و اگر توفیق شکر هم داشته باشیم، همین نیز نعمتی از سوی خداوند است. 
پی نوشت: 
1. تحف العقول، ص 283
2. ضحی (93)، آیه 11. 
3. نحل (16)، آیه 18: «و اِن تعدّوا نعمة الله لا تحصوها». 
4. گلستان سعدی، دیباچه. 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
سپاس نعمت / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: إیّاکَ وَ الغیبَةَ فَإنَّها اِدامُ کِلابِ النّارِ؛ از غیبت بپرهیز، که غیبت، خوراک سگهای دوزخ است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
قرآن کریم، زشتی غیبت را با یک تمثیل مؤثر بیان کرده است. می فرماید:
«آیا دوست دارید که گوشت بدن مرده ی برادر خود را بخورید؟ قطعاً از آن بدتان می آید.» (2) 
غیبت هم چنین است. 
همان گونه که با خوردن گوشت، انسان می کوشد تا چاق و قوی شود، غیبت کنندگان هم با بدگویی پشت سر برادر دینی، می کوشند با بدنام کردن آنان، برای خود حیثیّت و آبرویی کسب کنند و با آلوده نشان دادن آنان، خود را پاک و بی عیب جلوه دهند. 
این، همان کاستن از دیگری و افزودن به خود است و نوعی مردارخوری است. 
غیبت، بازی کردن با آبروی دیگران است. 
غیبت، مفاسد و عیوب پنهان را به سطح عموم می کشاند، «امنیت روانی» جامعه را به خطر می اندازد، دشمنی پدید می آورد و سبب گسست رابطه ها می شود و چه کاری بدتر از این؟
در این حدیث، زشتی غیبت را با بیان این که «غیبت، خوراک سگهای دوزخ است» به ترسیم کشیده، تا در نظر ما زشت جلوه کند و از آن بپرهیزیم. 
شرط اوّل پرهیز از یک گناه، آن است که آن را بد و ناپسند بدانیم. 
وقتی غیبت مؤمن، مثل خوردن گوشت مردار است، 
وقتی غیبت، خوراک سگهای دوزخی است، 
وقتی غیبت، سبب می شود گناهان آن فرد به پرونده ی غیبت کننده منتقل شود و ثوابهای او به نامه ی اعمال غیبت شونده برود، 
پس انسان فهمیده و باکرامت، هرگز غیبت نمی کند. 
نه دیگری را رسوا می سازد، نه خود را دچار قهر و غضب پروردگار می سازد. 
پی نوشت: 
1. کشف الغمّه، ج2، ص 108
2. حجرات (49)، آیه ی 12: «و لا یغتب بعضکم بعضاً، ایحبّ احدکم ان یأکل لحم اخیه میتاً؟».
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
غیبت / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: عَجِبتُ لِمَن یَحتَمی عَنِ الطَّعامِ لِمَضرَّتِهِ، وَ لا یَحتَمی مِنَ الذَّنبِ لِمَعرَّتِهِ؛ تعجب می کنم از کسی که از طعام، به خاطر ضررش پرهیز می کند، ولی از گناه به خاطر بدی و ننگ آن پرهیز نمی کند. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
هم جسم بیمار می شود، هم روح. 
هم غذاهای مسموم و خراب، به بدن و سلامتی ما آسیب می زند، هم حرفهای زشت، اعمال بد و گناهان مختلف، روان و جان ما را آلوده و تیره می کند. 
البته زیانهای روحی، از ضررهای جسمی بدتر است و اگر بیماری با اندکی درمان و پرهیز، بهبود می یابد، آثار گناه گاهی در طول عمر، بر روح انسان سایه می افکند. 
کسی که به سلامت روحش بیش از سلامت جسم می اندیشد، قابل تحسین و تقدیر است. 
کسی که مراقب سلامتی جسم خویش است و از هر غذایی که ضرر دارد، پرهیز می کند، اما نسبت به گناه و مفاسد اخلاقی بی تفاوت است، شایسته نکوهش است. 
اظهار شگفتی امام، بجاست. 
اگر طعام مسموم، «ضرر» دارد، گناه، ننگ و عار دارد و کیفر اخروی و دوری از خدا و شرمندگی در پیشگاه رسول خدا و اولیای دین، بدتر است. 
کسانی تنها به خاطر احتمال این که شاید این غذاها فاسد شده باشد، از مصرف آن پرهیز می کنند. ولی ضرر و زیان و ننگ و عار گناه، احتمال نیست، بلکه یقینی است. پس در این جا بیشتر باید پرهیز کرد. 
مسموم شدگان، می کوشند در اولین فرصت، با برنامه های درمانی، آثار مسمومیت را از بدن خویش دور کنند. ولی گنهکاران چه؟ آیا تلاش دارند آثار گناه را از دل و جانشان و از پرونده ی اعمالشان پاک کنند؟
توبه، راهی برای زدودن آثار سوء گناهان است. 
البته ترک گناه، بهتر و مقدم تر از توبه است. 
پی نوشت: 
1. کشف الغمّه، ج2، ص107
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
پرهیز از گناه / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: إیّاکَ و الإبتهاجَ بالذَّنبِ، فَإنَّ الإبتهاجَ بِهِ اَعظَمُ مِن رُکوبِهِ؛ از خوشحال شدن به گناه بپرهیز، چرا که خوشحالی از انجام گناه، از ارتکاب گناه بدتر است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
معصیت، گاهی از روی غفلت و نادانی است. 
در این صورت، وقتی گنهکار، آگاه و هشیار و بیدار شد و خطای خویش و عمل زشت خود را فهمید، پشیمان می شود و توبه می کند و خداوند هم از او می گذرد. 
گاهی هم گنهکاران، از روی عناد و لجاجت و ستیزه جویی با مکتب انبیا و دین الهی و ارزشهای اخلاقی گناه می کنند و از گناه خویش خوشحالند و پشیمان هم نمی شوند. این گستاخی و بی پروایی بسیار زشت و عقوبتش سنگین است. آنان که به زبان، استغفار می کنند، اما در دل، همچنان هوس گناه و شوق عصیان دارند، استغفار را هم به سخره گرفته اند. گناه را، هر چند کوچک باشد، باید بزرگ شمرد و در آستان الهی معذرت خواهی و استغفار کرد. 
ناچیز شمردن معصیت و اهمیت ندادن به آن، انسان را بد عاقبت می کند و رفته رفته او را در باتلاقی گرفتار می سازد که بیرون آمدن از آن دشوار است. 
در روایات توبه، آمده است: «ندامت، برای توبه کافی است». 
یعنی رسیدن به حالت پشیمانی پس از ارتکاب گناه، نشانه ی بیداری فطرت و روشنی چراغ وجدان است و همین کمک می کند که خطاکار، تصمیم بگیرد دیگر گناه نکند. 
اما «ابتهاج» و شادمانی از گناه، نشانه ی تیره دلی و غفلت شدید است و در کسانی یافت می شود که تحت سلطه ی شیطان و نفس اماره قرار گرفته اند. 
این خوشحالی از گناه، از خود گناه زشت تر و عظیم تر است. 
پی نوشت: 
1.کشف الغمه، ج 2، ص 108
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
بدتر از گناه / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: مَن قَنعَ بِما قَسمَ اللهُ لَهُ فهُو مِن اَغنَی النّاسِ؛ هر کس به آنچه خداوند برایش تقسیم کرده و روزی داده، قانع باشد، او از بی نیازترین مردم است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
گاهی بعضی افراد، با آن که از ثروت و مُکنت برخوردارند، همچنان چشمشان گرسنه است وتا دم مرگ، حریص و افزون طلب هستند. 
بعضی هم از سرمایه ی «قناعت» برخوردارند و از خصلت ناپسند و ذلّت آور حرص و آز، رهایند. اینان، همواره احساس بی نیازی و غنا می کنند، زیرا از «گنج قناعت» برخوردارند، آن گونه که حضرت علی علیه السّلام فرموده است:
«القناعَةُ مالٌ لایَنفَدُ» (2) 
«قناعت، ثروتی پایان ناپذیر است.»
خداوند، براساس مصلحت بندگان و نظر و اراده ی حکیمانه ی خود، به آنان روزی می دهد. کسی که راضی و قانع و به آنچه خداوند سهم او قرار داده است خرسند است، همیشه آرام و آسوده بوده و از رنج درونی که حریصان گرفتار آن هستند، رهاست. 
انسان قانع، نه چشم طمع به مال دیگران دارد، نه دائم در پی افزودن مال خویش است. از این رو، خود را بی نیاز و غنی می بیند و راحت است. 
با قناعت می توان آزاد زیست 
هر که قانع نیست، حالش بردگی است 
هر که را مصرف ز حدّ افزون بود
عاقبت افسرده و دلخون بود 
باید از اسرافها مانع شویم 
رو به «فرهنگ قناعت» آوریم (3) 
سیره ی پیشوایان دین و پرورش یافتگان مکتب اهل بیت علیه السّلام هم همین فرهنگ را به ما می آموزد و ایمان به خدا و توکل بر او هم، مسلمان را به روزیِ تقسیم شده از سوی خداوند، راضی و قانع می سازد. 
البته، وظیفه ی تلاش برای امرار معاش، به جای خود باقی است و مقدس است، ولی قناعت و دوری از حرص و آز هم، یک ارزش به شمار می آید. 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج75، ص 158
2. نهج البلاغه، حکمت 57.
3. از نویسنده. 
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
گنج قناعت / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: خَفِ اللهَ لِقُدرَتِهِ عَلیکُ، وَاستَحیِ مِنهُ لِقُرِبِه مِنکَ؛ از خدا بترس، چون که بر تو قدرت دارد، و از او حیا کن، چون که به تو نزدیک است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
«خوف» و «حیا» دو عامل سازنده اند. 
خوف از خدا، برای آن است که او قدرت مطلق هستی را در اختیار دارد و همه ی جهان و مقدرات به دست اوست و در آخرت هم حساب و کتاب بندگان و داوری نسبت به اعمال و عقوبت و پاداش مردم با اوست و هیچ کس از چنگ عدالت او نمی تواند بگریزد. 
حیا و شرم از خدا، زیرا او به همه چیز داناست و همه ی جهان، محضر پروردگار است و همه ی کارهای بندگان را می بیند و هیچ خلاف و جرمی از او پنهان نیست و به تعبیر قرآن، از رگ گردن به ما نزدیک تر است (2). 
غفلت از قدرت خدا، انسان را به عصیان و طغیان می کشد. 
بی حیایی نسبت به خدا، انسان را بر گناه و بدی گستاخ می سازد. 
مؤمن، همواره باید خود را در احاطه ی علم و قدرت الهی حس کند و هیچ جا را خالی از حضور خدا نداند و احساس ایمنی از قهر و عذاب الهی نداشته باشد. 
ایمان به خدا، به معنای باورداشتن خدایی است که بر ما مسلّط است و روز قیامت هم از ما درباره ی عملهایمان سؤال خواهد کرد. 
ایمان به خدا، یعنی او را همه جا حاضر و ناظر دیدن و از او شرم داشتن. 
گاهی افراد، از وجود یک کودک در محلی شرم می کنند و کار زشت انجام نمی دهند. 
یعنی خدا از آن کودک هم کمتر است؟
در خلوت و جمع، از یاد او غافل نباشیم. 
اگر ما او را نمی بینیم، او ما را می بیند!... 
پی نوشت: 
1. بحارالانوار، ج 75، ص 142
2. وَ نحنُ اَقرَبُ اِلَیهِ مِن حَبلِ الوَرید، ق (50)، آیه ی 16.
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
خداترسی / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: اَلمؤمِنُ مِن دُعائِهِ عَلی ثَلاثٍ: إما یُدَّخَرُ لَهُ، و إمّا یُعَجَّلُ لَهُ، وَ إمّا اَن یُدفََعَ عَنه ُبلاءٌ یُریدُ اَن یُصیبَهُ؛ مؤمن از دعای خویش یکی از سه بهره را دارد: یا برایش ذخیره می شود، یا برایش مستجاب می گردد، یا بلایی که مقدر بوده به او برسد، از او دفع می شود. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
خداوند، بندگان را به دعا فراخوانده و وعده ی اجابت داده است. (2) 
گاهی دعا از سوی بنده ی مؤمن انجام می گیرد، ولی مستجاب نمی شود. 
چنین نیست که این نیایش و حاجت خواهی بی ثمر باشد. 
اگر دعا از روی اعتقاد و یقین صورت گیرد، 
اگر بنده در دعایش اخلاص داشته باشد، 
اگر شرایط دعا موجود باشد و موانع استجابت در کار نباشد، در این صورت، دعای مؤمن برای او ثمربخش است. بهره ی دعا به این صورت است که اگر خداوند، استجابت آن دعا را به صلاح بنده در این دنیا یا در حال حاضر نداند، برای او ذخیره می کند و در صورت شرایط بهتری برآورده می سازد، یا به سبب این دعا، بلایی از او دفع می گردد. 
گاهی طبق تقدیر الهی، مقدر است که آفت و بلایی به بنده ای برسد، اما توجه او به آستان پروردگار و دست نیازی که به سوی خدا برمی آورد و حالت تضرّع و نیایشی که پیدا می کند، سبب می شود خداوند، به برکت همین توجّه، آن بلا را از او دفع کند و تقدیر خویش را عوض کند. 
در روایات است که:
«دعاء، قضای الهی را پس از ابرام و حتمی شدن نیز برمی گرداند و عوض می کند.»
پس هرگز نباید ناامید شد و دست از دعا کشید. 
پی نوشت: 
1. تحت العقول، ص280 
2. اُدعونی اَستَجِب لَکُم، غافر (40)، آیه ی 60.
منبع: حکمت های سجادی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام سجاد علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
آثار دعا / امام سجاد (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: اِنَّ الحَرامَ لا یُنمی، وَ اِن نَمی لا یُبارَکُ لَهُ فیهِ، وَ ما اَنفَقَهُ لَم یُوجَر عَلَیهِ وَ ما خَلَّفَهُ کانَ زادَهُ إلَی النّارِ؛ مال حرام رشد نمی کند. اگر هم رشد کند، برکتی در آن نیست. آدمی آنچه را هم که از حرام انفاق کند، پاداشی ندارد و آنچه را هم که باقی گذارد، ره توشه او به سوی آتش جهنم است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
رزق حلال و درآمد مشروع، نعمتی الهی است و در راه آن هر چه رنج و سختی تحمّل شود، می ارزد.
حرام خواری، بر افکار و اخلاق و رفتار انسان و نسل او تأثیر منفی می گذارد و در آخرت هم مؤاخذه الهی را در پی دارد.
آنان که از راه خلاف، به پول و ثروت می رسند، بازنده اند، هر چند خود را خوشبخت پندارند؛ چون در حلال و حرام دنیا حساب و عقاب است و باید جوابگو بود.
حضرت رسول(ص) فرمود: هر کس لقمه ای حرام بخورد، تا چهل روز نماز او قبول نمی شود.(2) و فرمود:
خداوند، جسد و بدنی را که از حرام تغذیه کرده باشد، بر بهشت حرام نموده است.(3)
کسی که به اندازه حقوق و دستمزدی که می گیرد، کار نکند، یا کارمندی که از کار بدزدد، یا پیمان کاری که تخلّف و سوء استفاده کند، یا فروشنده ای که سر مشتری کلاه بگذارد و به او نیرنگ زند، گناه کرده و ثروتی که از این راه به دست می آید و صرف زندگی می شود، مصداق «حرام خواری» است.
مسلمان متعهد، برای آن که زندگی اش چراگاه شیطان نشود،(4) باید نسبت به حلال و حرام بودن درآمدهایش حساسیت و دقت داشته باشد.
مال حرام، خیر و برکت ندارد.
پی نوشت: 
1. مسند الامام الکاظم(ع)، ج2، ص379
2. متقی هندی، کنز العمّال، حدیث9266.
3. متقی هندی، کنز العمّال، حدیث9261.
4. برای این تعبیر ر.ک: امام سجاد(ع)، صحیفه سجادیه، دعای مکارم الاخلاق.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
درآمدهای حرام / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: اِنَّ الحَرامَ لا یُنمی، وَ اِن نَمی لا یُبارَکُ لَهُ فیهِ، وَ ما اَنفَقَهُ لَم یُوجَر عَلَیهِ وَ ما خَلَّفَهُ کانَ زادَهُ إلَی النّارِ؛ مال حرام رشد نمی کند. اگر هم رشد کند، برکتی در آن نیست. آدمی آنچه را هم که از حرام انفاق کند، پاداشی ندارد و آنچه را هم که باقی گذارد، ره توشه او به سوی آتش جهنم است. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
رزق حلال و درآمد مشروع، نعمتی الهی است و در راه آن هر چه رنج و سختی تحمّل شود، می ارزد.
حرام خواری، بر افکار و اخلاق و رفتار انسان و نسل او تأثیر منفی می گذارد و در آخرت هم مؤاخذه الهی را در پی دارد.
آنان که از راه خلاف، به پول و ثروت می رسند، بازنده اند، هر چند خود را خوشبخت پندارند؛ چون در حلال و حرام دنیا حساب و عقاب است و باید جوابگو بود.
حضرت رسول(ص) فرمود: هر کس لقمه ای حرام بخورد، تا چهل روز نماز او قبول نمی شود.(2) و فرمود:
خداوند، جسد و بدنی را که از حرام تغذیه کرده باشد، بر بهشت حرام نموده است.(3)
کسی که به اندازه حقوق و دستمزدی که می گیرد، کار نکند، یا کارمندی که از کار بدزدد، یا پیمان کاری که تخلّف و سوء استفاده کند، یا فروشنده ای که سر مشتری کلاه بگذارد و به او نیرنگ زند، گناه کرده و ثروتی که از این راه به دست می آید و صرف زندگی می شود، مصداق «حرام خواری» است.
مسلمان متعهد، برای آن که زندگی اش چراگاه شیطان نشود،(4) باید نسبت به حلال و حرام بودن درآمدهایش حساسیت و دقت داشته باشد.
مال حرام، خیر و برکت ندارد.
پی نوشت: 
1. مسند الامام الکاظم(ع)، ج2، ص379
2. متقی هندی، کنز العمّال، حدیث9266.
3. متقی هندی، کنز العمّال، حدیث9261.
4. برای این تعبیر ر.ک: امام سجاد(ع)، صحیفه سجادیه، دعای مکارم الاخلاق.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
درآمدهای حرام / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. از وصایای امام کاظم(ع) به هشام این بود: لا تَمنَحُوا الجُهّالَ الحِکمَهَ فَتَظلِمُوها، وَ لا تَمنَعُوها اَهلَها فَتَظلِموُهُم؛«حکمت» را به نادانان ندهید که به حکمت ظلم کرده اید؛ و آن را از اهلش دریغ نکنید، که به آنان ستم کرده اید. (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
«حکمت» سخنان خردمندانه و تجربه شده ای است که استوار و متین و سودبخش است و دانستن آنها انسان را در پیمودن راه زندگی کمک می کند.
لقمان را «لقمان حکیم» می گفتند؛ چرا که سخنانی پخته و صحیح می گفت و موعظه هایش بسیار سودمند بود.
قرآن کریم می فرماید: به هر کس حکمت داده شده، خیر فراوان داده شده است.(2)
خداوند حکیم است، یعنی کارهایش از روی حکمت است، نه بیهوده.
پیامبران مردم را هم تزکیه می کردند، هم به آنان کتاب و حکمت می آموختند.(3)
با این حساب، حکمت بسیار ارزنده است و بزرگان توصیه کرده اند که حکمت را از هر کس که بشود، فرا بگیرید.
بعضی شایستگی دریافت حکمت را ندارند؛ جاهلند و قدر و قیمت آن را نمی دانند، حیف است که سخنان حکیمانه به آنان گفته شود، چون هدر می رود و ظلم به حکمت است؛ مثل آن گوهری گرانبها را به کودکی بدهند که با آن بازی کند، او چون قدر آن را نمی داند، گُم می کند.
امّا دریغ کردن حکمت از اهلش هم درست نیست؛ چون به طالبان حکمت که لایق آنند، ظلم می شود.
محتوای این کلام، «مخاطب شناسی» را هم می رساند. گوینده باید ببیند سخنان با ارزش او را خریداری هست یا نه؟ اگر خریدار ندارد، آن را حراج نکند، که بزرگان گفته اند:
به بازاری که جنست را خریداری نمی باشد
مکن قیمت، مده ارزان که این سودا ضرر دارد
پی نوشت: 
1. بحارالأنوار، ج75، ص303
2. بقره(2)، آیه 269.
3. جمعه(62)، آیه 2.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
شایستگان حکمت / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لطفا این حدیث را شرح دهید. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: اِنَّ الزَّرعَ یَنبُتُ فی السَّهلِ وَ لا یَنبُتُ فِی الصَّفا، فَکذلِکَ الحِکمَهُ تَعمُرُ فی قَلبِ المُتواضعِ وَ لا تَعمُرُ فی قَلبِ المُتَکَّبِرِ الجَبّارِ؛ زراعت، در زمین هموار می روید نه در سنگلاخ و سنگ صاف. همین گونه است حکمت که در دل انسان متواضع آباد می شود، نه در دل افراد متکبّر و گردن کش؛ (1)

پاسخ : 
شرح حدیث:
افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است
همچنان که دانه و نهال، در هر زمینی رشد نمی کند و هر زمینی قابلیت کشاورزی ندارد، دلها هم در پذیرش علم و حکمت همین گونه است.
شرط نخست آموختن علم و حکمت، تواضع و فروتنی است.
آن که حاضر نیست نزد استاد دانا، زانوی شاگردی بر زمین نهد و متواضعانه بپرسد و مشتاقانه گوش دهد، دریچه های دانایی و بصیرت به روی او گشوده نمی شود.
پیامبر خدا(ص) فرموده است: هم نسبت به شاگردان خود تواضع داشته باشید، هم نسبت به استادان خویش.(2)
از کلمات امام علی(ع) نیز نقل شده است:
«لا یَتَعَلَّمُ مَن یَتَکَبَّرُ(3)»
هر کس تکبّر داشته باشد، چیزی یاد نمی گیرد.
دل افراد متکبّر، پذیرای علم و حکمت نیست. از این رو متکبّران در جهل خویش پایدار می مانند.
امّا افراد فروتن و خاکسار، جریان زلال دانش و معارف را به سوی خود می کشانند و از علوم دانایان بهره مند می شوند.
پی نوشت: 
1. بحارالأنوار، ج75، ص312
2. محمد محمّدی ری شهری، العلم و الحکمه فی الکتاب و السنّه، صص251 و 323.
3. همان.
منبع: حکمت های کاظمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام کاظم علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1390)

کلمات کلیدی : 
آبادیِ دل / امام کاظم (علیه السّلام) / شرح حدیث
 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 6 تیر 1396  ] [ 4:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]