کوی هفتاد و دو قربانی ...

 

 

باز شد ماه مُحرَّم، کربلا را بنگرید

حجِّ عاشورای خون، سعی و صفا را بنگرید

وعده گاهِ وصلِ جانان، قبله گاهِ اهل دل

کوی هفتاد و دو قربانی، مِنی را بنگرید



[ شنبه 3 آبان 1393  ] [ 10:44 PM ] [ KuoroshSS ]

سلام من به محرم

 
سلام من به محرم، محرمِ گلِ زهرا   علیها السلام
به لطمه های ملائک به ماتمِ گل زهرا  علیها السلام
 
سلام من به محرم به تشنگیِّ عجیبش
به بوی سیبِ زمین و غمِ حسینِ غریبش (علیه السلام)
 
سلام من به محرم به غُصّه و غمِ مهدی  علیه السلام
به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مهدی  علیه السلام
 
سلام من به محرم به کربلا و جلالش
به لحظه های پر از حُزن و غرقِ درد و ملالش
 
سلام من به محرم به حالِ خسته ی زینب   علیها السلام
به بی نهایتِ داغِ دلِ شکسته ی زینب   علیها السلام
 
سلام من به محرم به دست و مشک ابو الفضل  علیه السلام
به ناامیدی سقا به سوز اشک ابو الفضل  علیه السلام
 
سلام من به محرم به قد و قامت اکبر علیه السلام
به کام خشک اذان گوی زیر نیزه و خنجر
 
سلام من به محرم به دست و بازوی قاسم  علیه السلام
به شوق شهد شهادت حنای گیسوی قاسم  علیه السلام
 
سلام من به محرم به گاهواره ی اصغر  علیه السلام
به اشک خجلت شاه و گلوی پاره ی اصغر  علیه السلام
 
سلام من به محرم به اضطراب سکینه  علیها السلام
به آن ملیکه که رویش ندیده چشم مدینه
 
سلام من به محرم به عاشقیِّ زُهیرش
به بازگشتن حُرّ و عروجِ ختمِ به خیرش
 
سلام من به محرم به مُسلم و به حبیبش
به روسپیدی جون و به بوی عطر عجیبش
 
سلام من به محرم به زنگِ محملِ زینب   علیها السلام
به پاره پاره تن بی سر مقابل زینب   علیها السلام
 
سلام من به محرم به شور و حال عیانش
سلام من به حسین (علیه السلام) و به اشک سینه زنانش


[ شنبه 3 آبان 1393  ] [ 6:52 PM ] [ KuoroshSS ]

عشق را افسانه کردی یا حسین (علیه السلام)

 

عشق را افسانه کردی یا حسین(علیه السلام)

عقل را دیوانه کردی یا حسین(علیه السلام)

 

در ره معبود بی‌همتای خویش

همّتی مردانه کردی یا حسین(علیه السلام)

 

تا قیامت در دل اهل ولا

منزل و کاشانه کردی یا حسین(علیه السلام)

 

گرد شمع بی‌زوال خویشتن

عالمی پروانه کردی یا حسین(علیه السلام)

 

جان و مال و هستی خود را فدا

در ره جانانه کردی یا حسین(علیه السلام)

 

جرعه نوشان مِیِ توحید را

        سرخوش از پیمانه کردی یا حسین(علیه السلام)

 

خویشتن را بهر صَهْبای شهود

          ساقی میخانه کردی یا حسین(علیه السلام)

 

کاکل اکبر به هنگام وداع

       از محبّت شانه کردی یا حسین(علیه السلام)

 

اصغر شیرین زبانت را چو گل

        هدیه‌ی جانانه کردی یا حسین(علیه السلام)

 

العطش گویان طفلان از قفا

        گوش کردی یا نکردی یا حسین(علیه السلام)

 

از برای شامیان بی‌وفا

         گنج در ویرانه کردی یا حسین(علیه السلام)

 

ذکر یا ربّ یا ربّ اندر قتلگاه

          با خدا مستانه کردی یا حسین(علیه السلام)

 

عالمی را در عزای خویشتن

         تا ابد غمخانه کردی یا حسین(علیه السلام)

 

در فراقت «خُرّم» دلخسته را

         اُستُن حنّانه کردی یا حسین(علیه السلام)

 

علی اکبر ثقفی (خُرّم)



[ شنبه 3 آبان 1393  ] [ 6:08 PM ] [ KuoroshSS ]

اصلا حسین جنس غمش فرق می‌کند

 

اصلاً حسین جنسِ غمش فرق می‌کند

این راه عشق پیچ و خمش فرق می‌کند

 

اینجا گدا همیشه طلبکار می‌شود

اینجا که آمدی کرَمَش فرق می‌کند

 

شاعر شدم برای سرودن برایشان

این خانواده، مُحتشمش فرق می‌کند

 

"صد مرده زنده می‌شود از ذکر یا حسین"

عیسای خانواده دَمَش فرق می‌کند

 

از نوع ویژگی دعا زیر قُبِّه‌اش

معلوم می‌شود حرمش فرق می‌کند

 

تنها نه اینکه جنس غمش جنس ماتمش

حتّی سیاهی عَلمش فرق می‌کند

 

با پای نیزه روی زمین راه می‌رود

خورشیدِ کاروان، قدَمَش فرق می‌کند

 

من از حُسَیْنُ مِنِّیِ پیغمبرِ خدا

فهمیده‌ام حسین همه‌اش فرق می‌کند

 

علی زمانیان



[ شنبه 3 آبان 1393  ] [ 4:57 PM ] [ KuoroshSS ]

ای پاره پاره تن تو همان جان زینبی

 

یا لَلْعَجَبْ تو سروِ خرامان زینبی

ای پاره پاره تن تو همان جانِ زینبی

 

آتش زدند خیمه و خرگاهت این عجب

آتش فشان سینه‌ی سوزان زینبی

 

برخیز ای برادر با جان برابرم

کاین گونه خفته در برابر چشمانِ زینبی

 

هر دم نگر به جلوه‌گری بر فراز نِیْ

خورشید و ماه و اَنْجُمِ رخشانِ زینبی

 

همراه خیل قافله تا شام بی‌سحر

نجوا کنان، تو ناطقِ قرآنِ زینبی

 

ای رأس خون چکان به سر نیزه هر زمان

گریان چرا به حالِ پریشانِ زینبی

 

ای آسمان پُر شفق تیره تا ابد

گلگلون ز اشک دیده‌ی گریان زینبی

 

گاهی تنورِ خولی و گاهی به تشت زر

ای سر مگر تو بی سر و سامان زینبی

 

امشب پی تسلّی اطفال خویشتن

ای سر، خوش آمدی که تو مهمان زینبی

 

جان رقیّه دخترک نازدانه‌ات

با او بگو که مادر دوران زینبی

 

ای پادشاه کشور ایجاد بی‌گمان

فرمانروای مطلق و سلطانِ زینبی

 

دردا چو لاله سوختم از داغ اکبرت

ای داغ جان گداز تو درمان زینبی

 

دریا به پیش لعل تو خشکید از عطش

ای تشنه لب تو قُلْزُمِ عمّان زینبی

 

صبر ارچه در زمانه ثنا خوانِ زینب است

«خُرّم» تو را بس این که ثنا خوان زینبی

 

علی‌اکبر ثقفی (خُرّم)



[ جمعه 2 آبان 1393  ] [ 6:32 PM ] [ KuoroshSS ]

من از این زندگی ام سود نبردم بی تو

 
جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو
 
بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو
 
 
بس که هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد
 
دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو
 
 
تا به این جا که به درد تو نخوردم آقا
 
هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو
 
 
چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من
 
راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو
 
 
سال ها می شود از خویش سؤالی دارم
 
من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو
 
 
با حساب دل خود هر چه نوشتم دیدم
 
من از این زندگیم سود نبردم بی تو
 
 
گذری کن به مزارم به خدا محتاجم
 
من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو
 
 
محمد جواد پرچمی


[ جمعه 2 آبان 1393  ] [ 3:40 PM ] [ KuoroshSS ]

باید به روی آینه آنقدر ها کنم

 

باید به روی آینه آنقدر ها  کنم

تا روی شیشه اشکِ نفَس را رها کنم

 

گندم برای آمدنت سبز می‌کنم

آن لحظه‌ایی که در لحد خویش جا کنم

 

اسفند دانه دانه شب و روز جمع شد

باید به مَجْمَر دلم آتش به پا کنم

 

دل شد سیاه بس که طلوع تو را ندید

باید برای خویش دلی دست و پا کنم

 

یا اینکه باید از دم پرچین قلب خود

یک پنجره به جانب خورشید واکنم

 

بگذار تا ز ره برسی بعد سال‌ها

آنگه بیا ببین که چنین و چه‌ها کنم

 

آن روز می‌شود حرمت کنج سینه‌ام

وقتی که پای تا سر خود کربلا کنم

 

حاج محمود کریمی



[ جمعه 2 آبان 1393  ] [ 2:59 PM ] [ KuoroshSS ]

هر که را می‌نگرم شور محرّم دارد

 

کعبه یک زمزم اگر در همه عالم دارد

چشم عُشّاق تو نازم  که  دو  زمزم دارد

 

هر کجا مُلک خدا هست حسینیّه‌ی توست

هر که  را  می‌نگرم  شور مُحَرّم دارد

 

نَه مُحرّم نَه صفر بلکه همه دوره‌ی سال

کعبه  با  یادِ غَمَت  جامه‌ی  ماتم  دارد

 

روضه خوان تو خدا ، گریه کن تو آدم

اشک  ارثی‌ست  که  ذُرّیِّه‌ی  آدم  دارد

 

نازم آن کشته که تا صبح قیامت زنده است

سلطنت همچو خدا در دل عالم دارد

 

اشک در ماتم تو بسکه عزیز است حسین(علیه السلام)

جای در چشم رسولان مُکَرَّم دارد

 

جگرم زخمی آن کشته که زخم بدنش

هر دم از زخم دگر دارو و مرهم دارد

 

می‌کند آتش دریای غضب را خاموش

هر که در دیده‌ی خود یک نَمْ از این یَمْ دارد

 

روز محشر نفروشد به دو صد باغِ بهشت

هر که یک میوه ز نخلِ ترِ«میثم» دارد

 

حاج غلام‌رضا سازگار (میثم)



[ جمعه 2 آبان 1393  ] [ 11:49 AM ] [ KuoroshSS ]

کربلا یعنی که یار رهبری

 

کربلا  یعنی  تَوَلّا  داشتن

          مِهر حیدر عشق زهرا داشتن(علیهما السلام)
 

کربلا یعنی تَبَرّایِ شدید

از پلیدی‌های دوران و یزید
 

کربلا یعنی اطاعت از امام

گه به حُکم او نشستن گه قیام
 

کربلا یعنی که یارِ رهبری

از حسینِ عصر خود فرمانبری
 

کربلا یعنی تَحوّل در وجود

جامه‌ی زهد و حیا را تار و پود



[ جمعه 2 آبان 1393  ] [ 11:07 AM ] [ KuoroshSS ]

باید لباس مشکی خود را به تن کنیم

 

درعشق اقتدا به اويس قرن كنيم

اين ديده را ز اشک عقيقِ يمن كنيم

 

امسال  هم  تمام  پس انداز  گريه  را

قسمت شده كه خرج سياهی زدن كنيم

 

«حَیَّ عَلَی الْعَزا»ی خدا می‌رسد به گوش

بايد  لباس  مشكی  خود  را  به  تن  كنيم

 

يعقوب خون جگر شده‌ی چشم من بيا

گريه برای غارت یک پيرُهَن كنيم

 

هنگام غسل دادن من، روضه خوان بگو

هرگز  نخواسته  بدنش  را  كفن  كنيم

 

او نوكر است، نوكر آقای بی‌كفن

خوب است  بوريا  كفن اين بدن كنيم

 

وحید قاسمی



[ جمعه 2 آبان 1393  ] [ 12:18 AM ] [ KuoroshSS ]