وَلقَدْ کَتَبْنا فِي الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذّکْرِ أنّ الارضَ يرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ؛1
«وهمانا، در زبور پس از ذکر نوشتيم که زمين را بندگان شايستة من، به ارث خواهند برد».
در اين آيه به يکي از روشنترين پاداشهاي دنيوي صالحان (حکومت روي زمين)، اشاره شده است. در رواياتي چند، اين رويداد مهم، در عصر ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) دانسته شده است.
واژگان آيه
ـ «زبور» داود ( يا به تعبيرکتابهاي عهد قديم مزامير داود) عبارت است از: «مجموعهاي از مناجاتها و نيايشها و اندرزهاي داود پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) ».
ـ «ذکر»، در اصل به معناي چيزي است که مايه تذکر و ياد آوري باشد؛ ولي در اين آيه ـ به قرينه معرفي آن قبل از زبور ـ به کتاب آسماني حضرت موسي(عليه السلام)، (تورات) تفسير شده است.
ـ «ارض»، به مجموع کره زمين گفته ميشود؛ مگر اينکه قرينه خاصّي در کار باشد.
ـ «ارث»؛ يعني، چيزي که بدون معامله و داد و ستد، به کسي انتقال مييابد. در قرآن کريم گاهي به معناي تسلط و پيروزي يک قوم صالح، بر قوم ناشايست و در اختيار گرفتن موهبت ها و امکانات آنها گفته شده است.2
با توجه به اضافه شدن «بندگان» به «خدا»، ايمان و توحيد آنان روشن ميشود و با توجه به کلمه «صالحون»، همه شايستگيها به ذهن ميآيد: عمل و تقوا، علم و آگاهي، قدرت و قوت، و تدبير و نظم و درک اجتماعي.
هنگامي که بندگان با ايمان، اين شايستگي ها را براي خود فراهم سازند، خداوند نيز ياري مي کند تا آنان بر مستکبران غلبه يابند، دست هاي آلودةشان را از حکومت بر روي زمين کوتاه کنند و دارندة ميراث هاي آنها گردند.
بنا براين، تنها «استضعاف» دليل بر پيروزي بر دشمنان و حکومت بر روي زمين نيست؛ بلکه وجود ايمان و کسب شايستگيها بايسته است و مستضعفان جهان تا زماني که اين دو اصل را زنده نکنند، به حکومت روي زمين نخواهند رسيد.
نکتهها
1.آل محمد (صلي الله عليه و آله وسلم)
در تفسير آية شريفه از امام باقر(عليه السلام) نقل شده است: «هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ يَبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِيهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيعِزُّهُمْ وَ يذِلُّ عَدُوَّهُمْ»؛3 «اين بندگان صالح، همانا آل محمد هستند که خداوند، مهدي آنان را پس از کوشش ايشان مبعوث ميکند. پس ايشان را عزّت داده، دشمنانشان را ذليل خواهد کرد».
روشن است مفهوم اين روايت، انحصار نيست؛ بلکه بيان يک مصداق عالي و آشکار است و اين تفسيرها، هرگز عموميت مفهوم آيه را محدود نمي کند. بنا براين در هر زمان و در هر جا بندگان صالح خدا قيام کنند، پيروز و موفق خواهند بود و سرانجام وارث زمين و حکومت آن خواهند شد.
2. بشارت حکومت صالحان در مزامير داود
در مزامير داود تعبير ياد شده و يا مشابه آن، در چند مورد ديده ميشود و نشان مي دهد با تمام تحريفات موجود در اين کتابها، اين قسمت همچنان از دستبرد مصون مانده است.
2ـ1. «... شرّيران منقطع ميشوند و اما متوکلان به خداوند، وارث زمين خواهند شد و حال اندک است که شرير نيست ميشود؛ هر چند مکانش را استفسار نمايي، ناپيدا خواهد شد»4.
2ـ2. «اما متواضعانه وارث زمين شده، از کثرت سلامتي شادکام خواهند شد»5.
2ـ3. « متبرکان خداوند، وارث زمين خواهند شد؛ اما ملعونان وي منقطع خواهند شد...»6.
2ـ4. «صديقان وارث زمين شده، هميشه در آن ساکن خواهند بود»7.
2ـ5. «خداوند روزهاي صالحان را ميداند و ميراث ايشان ابدي خواهد شد»8.
در اين عبارتها، عنوان «صالحان» که در قرآن آمده، با همان تعبير در مزامير داود به چشم ميخورد. علاوه بر اين تعبيرات ديگري نيز مانند صديقان، متوکلان، متبرکان و متواضعان، در جملههاي ديگر ذکر شده است. اين تعبيرها، دليل بر عموميت حکومت «صالحان» است و با احاديث قيام حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) تطبيق مي کند .
3. حکومت صالحان يکي از قوانين آفرينش
بايد دانست تمام اين حکومتها، بر خلاف جهت آفرينش و قوانين جهان خلقت است و آنچه با آن هماهنگ است، همان حکومت صالحان با ايمان است. نظام آفرينش، دليل روشني بر پذيرش يک نظام صحيح اجتماعي در آينده است و اين همان چيزي است که از آيه ياد شده و احاديث مربوط به قيام مصلح بزرگ جهاني استفاده ميشود9.
پي نوشت ها:
1. انبيا (21)، آيه 105.
2. ر. ک: اعراف (7)، آيه137.
3. محمد بن حسن طوسي(ره)، کتاب الغيبة، ص184.
4. مزامير داود، 37، بند 9.
5. همان، بند 11.
6. همان،37، بند 27.
7. همان، بند 29.
8. همان، بند 18.
9. ر.ک: ناصر مکارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج 13، صص 515 ـ 524.
نويسنده:خدامرلد سليميان
منبع:درسنامه مهدويت1-ص33تاص36
ادامه مطلب
وَنُريدُ أنْ نَمُنّ عَلَي الّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أئمًّْة وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ؛1
«و خواستيم بر کساني که در آن سرزمين فرو دست شده بودند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم) گردانيم و ايشان را وارث (زمين) کنيم».
اين آيه طبق فرمايش امام علي(عليه السلام)، در نهج البلاغه و رواياتي چند از ديگر امامان(عليهم السلام)، ناظر به پيروزي مستضعفان بر مستکبران است و اينکه سرانجام، جهان از آنِ شايستگان خواهد شد.
آيه ياد شده، هرگز از يک برنامة موضعي و خصوصي مربوط به بني اسرائيل سخن نمي گويد؛ بلکه بيانگر يک قانون کلي براي همه عصرها و قرن ها است. اين بشارتي در زمينه پيروزي حق بر باطل و ايمان بر کفر است. نمونه کامل تر آن، حکومت پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) و ياران آن حضرت بعد از ظهور اسلام بود.
گستردهترين نمونه آن نيز، ظهور حکومت حق و عدالت در تمام کره زمين به دست حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خواهد بود.
اين آيه از جمله آياتي است که به روشني، بشارت به «ظهور» چنين حکومتي ميدهد؛ از اين رو اهل بيت(عليهم السلام)، در تفسير آن به اين ظهور بزرگ اشاره کردهاند. از امام علي(عليه السلام) در
نهج البلاغه آمده است:
«لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيا عَلَينَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي?عَلَي وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِيبَ ذَلِکَ الَّذِِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»3؛
«دنيا پس از چموشي و سرکشي ـ همچون شتري که از دادن شير به دوشندهاش خودداري ميکند و براي بچهاش نگه ميدارد ـ به ما روي ميآورد ... سپس آيه و «نريد ان نمن...» را تلاوت فرمود» .
در حديث ديگري مي فرمايد:
3«هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ يبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِيهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيعِزُّهُمْ وَ يذِلُّ عَدُوَّهُمْ»؛ «اين گروه آل محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) هستند، خداوند مهدي آنها را بعد از زحمت و فشاري که بر آنان وارد ميشود، برميانگيزد و به ايشان عزّت ميدهد و دشمنانشان را ذليل و خوار ميکند».
پي نوشت ها:
1. قصص (28)، آيه 5.
2. سيّد رضي، نهج البلاغه، ص 506.
3. محمد بن حسن طوسي(ره)، کتاب الغيبة، ص184.
نويسنده:خدامرلد سليميان
منبع:درسنامه مهدويت1-ص36تاص37
ادامه مطلب
و نيز خداوند در قرآن کريم اينگونه از حضرت نويد مي دهد:
(( وَعَدَ اللّهُ الّذِينَ ءَامَنُوا مِنکمْ وَ عَمِلُوا الصالِحاتِ لَيَستَخْلِفَنّهُمْ في الأَرْضِ کمَا استَخْلَف الّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَکِّنَنّ لهَُمْ دِينهُمُ الّذِي ارْتَضي لهَُمْ وَ لَيُبَدِّلَنهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني لا يُشرِکُونَ بي شيْئاً وَ مَن کفَرَ بَعْدَ ذَلِک فَأُولَئک هُمُ الْفاسِقُونَ ...))
خـدا بـه کساني از شما که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند وعده داده است که آنان را در روي زمين جانشين ديگران سازد همانگونه که مردمي را که پيش از آنان بودند جانشين ديگران کرد و دينشان را ـ که خود برايشان پسنديده است ـ استوار سازد و وحـشـتشان را به امنيت تبديل کند، تا تنها مرا بپرستند و چيزي را با من شريک نگيرند. و آنان که از آن پس ، راه کفر و ناسپاسي در پيش گيرند، نافرمانند.
ايـن آيـه شـريـفـه از جـمـله آيـاتـي اسـت کـه بـه آن حـضـرت تاءويل شده است .
معناي اين آيه در پرتو روايات
امـامـان مـعـصـوم و آمـوزگـاران راسـتـيـن قـرآن نـيـز در تـاءويـل آيـه مـورد بـحـث بـر ايـن انـديـشـه رهنمون هستند که اين وعده پرشکوه خدا تحقق نيافته و به هنگامه ظهور حضرت مهدي عليه السلام تحقق خواهد يافت .
1ـ از چـهـارمين امام حضرت سجاد عليه السلام آورده اند که آيه مورد بحث را، تلاوت کرد و فرمود: ((بـخـدا سـوگـنـد کـه ايـن مـؤ مـنـان شـايـسـتـه کـردار، شـيـعـيـان مـا اهـل بـيـت هـستند و خداوند اين نويد و وعده شکوهبار را بدست بزرگ مردي از ما تحقق خواهد بـخشيد او مهدي اين امت است و کسي که پيامبر در مورد او فرمود: اگر از عمر دنيا تنها يک روز بـاقـي مـانـده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولاني خواهد ساخت تا مردي از عترت من که نامش ، نام من است بر جهان حکومت کند و زمين را همانگونه که به هنگام ظهور او لبريز از ظلم و جور است مالامال از عدل و داد سازد.))
2ـ و از دو امـام مـعـصـوم حضرت باقر و حضرت صادق عليهم السلام نيز همين سخن روايت شده است و آنان نيز درست همين نويد را داده اند.
مـرحـوم ((طبرسي )) پس از نقل اين روايت مي گويد: ((منظور از مؤ منان شايسته کردار، پـيـامـبـر و خـانـدان اويـنـد و ايـن آيـه در بـردارنـده نـويـد حـکـومـت عـادلانـه جـهـانـي اهل بيت ، استقرار اقتدار آنان در سراسر گيتي و برچيده شدن وحشت و هراس آنان با ظهور حضرت مهدي عليه السلام است .))
و مـي افـزايـد: ((خاندان پيامبر در مورد اين واقعيت اجماع و اتفاق نظر دارند و روشن است کـه اجماع آنان همانند قرآن حجت است . چرا که پيامبر گرامي (ص ) فرمود: ((مردم ! من از مـيـان شـمـا مـي روم اما دو گوهر گرانبها در ميان شما به يادگار مي گذارم : يکي کتاب خـدا، قـرآن و ديـگـري خـانـدانـم . و ايـن دو تـا روز رستاخيز و ورود بر من در کنار حوض کوثر، از هم جدايي ناپذيرند.))
آنـگـاه مـي افـزايـد: ((نـويـد شـکـوهـمـنـد ايـن آيـه قـرآن نـيـز کـه تـمـکـن و اقـتـدار اهـل بيت و استقرار دين خدا بر روي زمين بوسيله آنان است ، وعده اي است که تاکنون تحقق نـيـافته است از اين رو آن حضرت در انتظار دريافت فرمان ظهور از جانب خداست ، چرا که خداوند در وعده اش تخلف نمي ورزد.))
www.emam12.com
ادامه مطلب
اعتقاد به وجود ولي عصر (عج)، ويژة شيعيان نيست. ما با برادران اهل تسنن، که بيشتر مسلمانان جهان را تشکيل مي دهند، در پاره اي از مباحث اعتقادي، مثل اصل امامت و مباحث فرعي اختلاف هاي داريم؛ اما به تصديق بسياري از بزرگان اهل تسنن، يکي از مطالبي که در آن، بين شيعه و سني و هيچ طايفه اي از طوايف مسلمانان اختلاف وجود ندارد، اعتقاد به ظهور حضرت مهدي (عج) است.
دو کتاب از اهل تسنن را به خاطر بسپاريد که اين مطلب را به روشني تصديق کرده اند:
يکي کتاب الصواعق المحرقه، نوشتة ابن حجر هيثمي که از بزرگان اهل تسنن است. وي در اين کتاب، اعتقاد به صاحب الامر (ع) را امري مشترک بين همة مسلمانان دانسته و روايات را در اين زمينه، بيش از حدّ تواتر معرفي کرده است.1 يکي ديگر از بزرگان اهل تسنن شبلنجي است که کتاب نورالأبصار را نوشته. او در اين کتاب تصريح مي کند که روايات دربارة مهدي آخرالزمان (ع)، فوق حدّتواتر است.2
ابن ابي الحديد معتزلي، در شرح نهج البلاغه معتقد است که دربارة ظهور امام مهدي (عج) اختلافي ميان مسلمانان وجود ندارد و تمام طوايف آن ها بر اين مطلب اتفاق نظر دارند.3
بسياري از عالمان اهل تسنن، دربارة وجود امام زمان (عج) و علايم ظهور حضرت، کتاب هاي فراواني نوشته اند که يکي از آن ها حافظ گنجي شافعي و ديگري مولانا متقي هندي است. کتاب البيان في اخبار صاحب الزمان را حافظ گنجي شافعي از حافظان قرآن و بزرگان اهل تسنن نوشته که و در حدود قرن هفتم هجري مي زيسته است.4 از ديگر بزرگان اهل تسنن که در قرن دهم هجري و در کشور هندوستان مي زيسته، مولا متقي هندي، صاحبِ کتابِ البرهان علي علامات مهدي آخر الزمان است.5
آري، بزرگان اهل تسنن همانند شيعيان، به اصل وجود صاحب الزمان (عج) اعتقاد دارند؛6 البته ممکن است آدم هاي منحرف و کوردلي پيدا شوند که آفتاد را نيز انکار کنند که در اين جا مورد نظر نيستند. بزرگان اهل تسنن اعتراف دارند که اخبار دربارة وجود امام مهدي (عج) متواتر، بلکه فوق حد تواتر است.
پي نوشت ها:
1. ر.ک: ابن حجر هيثمي. الصواعق المحرقه في الردّ علي أهل البدع و الزندقه، فصل 1، باب11، ص 162-167. وي در اين کتاب از اعتقاد مسلمانان به ظهور امام مهدي (عج) دفاع و به تواترِ روايات در اين باره تصريح کرده است.
2. ر.ک: مؤمن بن حسن بن مؤمن شبلنجي، نورالابصار في مناقب آل النبي الأطهار، ص 187-189. شبلنجي، ضمن تصريح به تواتر احاديث المهدي، تأکيد فراواني دارد که امام مهدي (عج) از خاندان رسول و اهل بيت (هم) است
3. وي مي نويسد: «... مهدي (عج) که در آخرالزمان ظهور مي کند، بنا بر عقيدة بيشتر محدثان، از فرزندان فاطمه (ع) است. اصحاب ما، معتزله نيز به اين حقيقت اعتراف دارند و بزرگان ما نيز در کتابهايشان به آن تصريح کرده اند با اين تفاوت که معتقدند: آن حضرت هنوز خلق نشده است و در آخرالزمان خلق خواهد شد». (ابن ابي الحديد معتزلي، شرح نهج البلاغه، ج1، باب 16، ص 281)
4.ابو عبدالله گنجي شافعي (م658ق) در اين کتاب احاديثي را دربارة امام مهدي (عج) بررسي کرده و آن ها را صحيح و حسن دانسته است.
5. علاء الدين علي بن حسام الدين، معروف به متقي الهندي (م 975 ق)، صاحب کتابِ معروف کنزالعمال است. وي در کتاب البرهان علي علامات مهدي آخرالزمان با شيوه اي برهاني و استدلالي از عقيدة مهدويت دفاع کرده است و با استناد به فتاواي بزرگان مذاهبِ اربعه (شافعي، حنفي، مالکي، حنبلي)، منکرانِ اعتقاد به ظهور مهدي (عج) را در صورتي که به حق بازنگردند، واجب القتل و مهدور الدم دانسته است. (ر. ک: متقي الهندي، البرهان علي علامات مهدي آخرالزمان،ص 178-183)
6. ر.ک: سيدثامر هاشم العميدي، در انتظار ققنوس (کاوشي در قلمرو موعودشناسي و مهدي ياوري)، فصل اول (مهدي در کتاب و سنت) و فصل دوم (تبارشناسي مهدي )، ص 59-198
ادامه مطلب
1- پيامبر اسلام (ص) در بيان حتميّت ظهور حضرت مهدي(عج) فرمودند: اگر از عمر دنيا جز يک روز باقي نماند، خدا مردي از ما را مي فرستد که دنيا را پر از عدل و داد نمايد، همانطور که پر از ظلم و جور شده باشد.
2- پيامبر (ص) فرمودند: قيامت بر پا نمي شود تا آنکه مردي از اهل بيت من امور را در دست گيرد که اسم او اسم من است.
3- پيامبر اسلام (ص) فرمودند: همانا علي بعد از من امام امت من است و قائم منتظر (از اولاد اوست که) وقتي ظاهر شود زمين را پر از عدل و داد مي سازد همچنانکه از ظلم و جور پر شده باشد، سوگند به آنکه مرا به حق بشارت رسان و بيم دهنده برانگيخت، مسلّماً آنانکه در غيبت او ثابت قدم بمانند از اکسير ناياب ترند.
«جابر» برخاست و عرض کرد: اي رسول خدا، آيا براي فرزند شما قائم، غيبتي هست؟
فرمود: آري سوگند به پروردگارم، مؤمنان امتحان و خالص و کفّار هلاک مي شوند، اي جابر اين امر از امور الهي و سرّي از اسرار خداست که بر بندگانش پنهان داشته، از شک در آن بپرهيز چون شک در امر خداي عزيز و جليل کفر است.
4- «امّ سلمه» مي گويد رسول گرامي اسلام از مهدي (موعود) ياد مي کرد و مي فرمود: اري او حق است و او از بني فاطمه خواهد بود.
5- «سلمان فارسي» مي گويد خدمت رسول گرامي اسلام (ص) ، حسين بن علي را روي زانوي خود نشانده بود و چشمها و لبهاي او را مي بوسيد و مي فرمود: تو سيد پسر سيد برادر سيدي، تو امام پسر امام برادر امامي، تو حجت خدا، پسر حجت خدا، برادر حجت خدائي، و تو پدر نُه حجت خدايي که نهم آنان قائم ايشان است.
6- امام رضا(ع) فرمود: خلف صالح فرزند حسن بن علي عسکري، صاحب الزمان و همان مهدي موعود است.
7- رسول خدا (ص) فرمودند: شما را به مهدي بشارت مي دهم، او در امت من مبعوث مي شود در حاليکه امّت در اختلاف و لغزشهاست، پس زمين را پر از عدل و داد نمايد همانطور که پر از ظلم و جور شده باشد، اهل آسمان و اهل زمين از او راضي و خشنود مي شوند... .
8- امام رضا (ع) فرمود: کسي که پارسائي ندارد دين ندارد، همانا گرامي ترين شما نزد خدا کسي است که به تقوي آراسته تر است . بعد فرمود: چهارمين فرزند از نسل من پسر بانوي کنيزان است که خدا زمين را بوسيله او از هر ظلم و جوري پاک مي سازد، و او همان است که مردم در تولدش شک مي کنند، و او صاحب غيبت است، وقتي خروج کند زمين به نور خدا روشن مي شود و ميزان عدل ميان مردم نصب مي گردد که هيچکس به کسي ستم نمي کند ... .
9- امير مؤمنان علي (ع) فرمودند: خدا گروهي را مي آورد که خدا را دوست دارند و خداوند نيز آنان را دوست دارد، و به سلطنت الهي مي رسد کسي که ميان آنان غريب (و مستور) است، او همان مهدي موعود است ... زمين را پر از عدل و داد مي سازد بدون آنکه براي او مشکلي پيش آيد، در کودکي از مادر و پدرش دور مي گردد ... و بلاد مسلمانان را با امان فتح مي کند، زمان براي او آماده و صاف مي شود، کلام او مسموع خواهد بود و پير و جوان از او اطاعت مي کنند و زمين را پر از عدل و داد مي سازد چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد، در اين هنگام است که امامت او به حدّ کمال مي رسد و خلافت او مستقر مي گردد، و خدا کساني را که در قبرها هستند مبعوث مي گرداند، آنان صبح مي کنند در حاليکه در قبرهاي خويش نيستند، و زمين به وجود مهدي آباد و خرم شده نهرها جاري مي گردد و فتنه ها و آشوب ها و غارتها از بين مي رود و خير و برکات فزوني مي يابد، و نيازي به آنچه در مورد بعد آن بگويم ندارم، و از من بر دنياي آنروز سلام باد.
پي نوشتها :
1- مسند احمد بن حنبل، ج1، ص 99
2- مسند احمد بن حنبل، ج1، ص 376 و 430
3- ينابيع المودة، ص 494، چاپ هشتم مطبعه کاظميه.
4- مستدرک علي الصحيحين، ج4، ص 557
5- ينابيع المودة، ص 492
6- ينابيع المودة، ص 491
7- مسند احمد بن حنبل، ج2، ص 37
8- ينابيع المودة، ص 448
9- ينابيع المودة، ص 467 چاپ کاظميه
sibtayn.com
ادامه مطلب
آيين هندو در قديم دين برهمايي خوانده ميشد که به برهما (Brahman)، خداي هندوان اشاره ميکرد. اين آيين، گونهاي فرهنگ، آداب و سنن اجتماعي است که با تهذيب نفس و رياضت همراه شده و در تمدن و حيات فردي و جمعي مردم هندوستان نقش بزرگي داشته است.
اصول دين هندو عبارت است از: 1- اعتقاد و احترام به کتابهاي باستاني و سنتهاي ديني بِرَهمَنان، 2- پرستش خداياني که به ظهور آنها در دورههاي قديم عقيده داشتهاند، 3- اعتقاد به تناسخ و رعايت مقررات طبقات اجتماعي در معاشرت و ازدواج، 4- احترام به موجودات زنده، مخصوصاً گاو، 5- تقدس لفظ «اُم» (om) به معناي آمين که اسم اعظم الهي به شمار ميرود.
ادعيه و آيينهاي هندوان در مجموعهاي به نام «وداها» (Vedas) به معناي دانش، به زبان سانسکريت گرد آمده است و به آن شروتي (Sruti) يعني وحي و الهام و علوم مقدّس موروثي لقب ميدهند. در کتاب مشهور اوپانشاد يا وِدانتا (به معناي پايان وداها)، خدايان سهگانهي هندوان اين گونه معرفي شدهاند:1
• 1- برهما (Brahma)، خداي ايجاد کننده،
• 2- شيوا (Siva)، خداي فاني کننده،
• 3- ويشنو (Vishnu)، خداي حفظ کننده. جلوههاي دهگانهي اين خدا براي مردم در طول تاريخ عبارت است از: ماهي، لاکپشت، گراز، موجود نيمه آدم و نيمه شير، کوتوله، راما (Rama)، راماي تبر به دست، کريشنا (Krishna)، بودا (Buddha) و کالکي (Kalki).
بنابر تفکر هندويي، جهان از چهار دورهي رو به انحطاط تشکيل شده است که عبارتند از:
• 1- کريتايوگه (Krita Yuga)،
• 2- ترتايوگه (Treta)،
• 3- دواپارايوگه (Dvapara) و
• 4- کالييوگه (kali).
در آيين هندو، موعود نجاتبخش موسوم به «کالکي» در پايان آخرين دورهي زماني از ادوار چهارگانهي جهاني، يعني «کالي يوگه» ظهور خواهد کرد.
در اين دوره که بنابر باورهاي هندويي از نيمه شب بين 17 و 18 ماه فوريه سال 3103 قبل از ميلاد مسيح شروع گرديده، و ما اکنون در آن به سر ميبريم، فساد و تباهي سراسر جهان را فرا ميگيرد. زندگاني اجتماعي و معنوي به نازلترين حدّ خود نزول ميکند و موجبات زوال نهايي را فراهم ميسازد.2
«مردمان اين دوره گناهکار، ستيزهجو و چون گدايان، بد اقبال بوده و سزاوار اقبالي نميباشند. چيزهاي بيارزش را ارج مينهند، آزمندانه ميخورند و در شهرهايي زندگي ميکنند که پر از دزدان است.»3 در پايان چنين دوران سياهي، آخرين و دهمين تجلي ويشنو، موسوم به کالکي، سوار بر اسبي سفيد و به هيأت انسان ظهور خواهد کرد. وي سراسر جهان را سواره و با شمشيري آخته و رخشان در مينوردد تا بدي و فساد را نابود کند. با نابود کردن جهان، شرايط براي آفرينشي نو مهيا ميشود تا در مهايوگاي آتي، ديگر بار عدالت و فضيلت ارزش يابد.
پي نوشت ها:
1. حسين توفيقي، آشنايي با اديان بزرگ، ص 39 .
2. فصلنامهي انتظار، ش 15، ص 156، به نقل از اديان و مکتبهاي فلسفي هند، ج 1، ص 282 .
3. اساطير هند، صص 41 - 125، به نقل از فصلنامهي انتظار، ش 15، ص 157 .
منبع: تنهاراه
ادامه مطلب
دين زرتشت، دين غالب ايرانيان ـ تا قبل از ظهور اسلام ـ بوده است و هنوز پيرواني در ايران و هند دارد. زرتشت پيامبر اين مذهب حدود 660 سال قبل از ميلاد، متولد شده است.1
کتاب زرتشتيان اوستا نام دارد که به معناي اساس و بنيان است. اوستاي کنوني پنج بخش دارد:2
• 1- يَسنا (= جشن و پرستش): قسمتي از اين بخش گاتها ناميده ميشود (به معناي سرود). اين بخش که مشتمل برادعيه و معارف ديني است، معروفترين قسمت اوستاست و به خود زرتشت نسبت داده شده است، در حالي که ساير قسمتهاي اوستا را به پيشوايان دين زرتشت نسبت ميدهند؛
• 2- ويسپِرَد (= همهي سروران): مشتمل بر نيايش؛
• 3- وِنديداد (= قانون ضد ديو): دربارهي حلال و حرام و نجس و پاک؛
• 4- يَشتها (= نيايش، سرود و تسبيح)؛
• 5- خرده اوستا (= اوستاي کوچک): دربارهي اعياد و مراسم مذهبي و تعيين سرودهاي آنها.
زرتشتيان، علاوه بر اوستا، تفسيري به نام زَند اوستا و کتب مقدّس ديگري به زبان پهلوي دارند. در اين دين، يک قدرت کيهاني به نام «اهورا مزدا» مشخص است و در مقابل وي، يک قدرت کيهاني متضاد به نام «اهريمن» يا روح بزرگ شرّ، خودنمايي ميکند. اين مطلب نشاندهندهي دوري مذهب زرتشت از توحيد است.3
در آيين زرتشت سه اصل عملي گفتار نيک، پندار نيک، کردار نيک وجود دارد و احترام به آتش به عنوان يکي از مظاهر خداي روشنايي و افروخته نگهداشتن آن در معابدي به نام آتشکده، مشخصترين ويژگي اين آيين است.
بر خلاف ديگر اديان، که معمولاً منتظر يک موعود نجاتبخشاند، زرتشتيان منتظر سه موعود هستند که هر يک از آنها به فاصلهي هزار سال از ديگري ظهور خواهد کرد. اين منجيان يکي پس از ديگري جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد:4
• 1- هوشيدَر، 1000 سال پس از زرتشت؛
• 2- هوشيدَر ماه، 2000 سال پس از زرتشت؛
• 3- سوشيانس (يا سوشيانت)، 3000 سال پس از زرتشت که با ظهور او جهان پايان مييابد. سوشيانس از ريشهي «سو su، sav» به معناي سودمند است و در اوستا به معناي رها شده يا نجاتدهنده ذکر شده است: «از اين جهت سوشيانس ناميده خواهد شد زيرا که سراسر جهان مادي را سود خواهد داد.»5
زرتشتيان در مورد چگونگي تولد سوشيانت بر اين عقيدهاند که:
«در آخرين هزاره از عمر جهان، از خاندان بهروز خدا پرست و پرهيزگار، آخرين آفريدهي اهورا مزدا، متولد ميشود. در سي سالگي امانت رسالت به وي واگذار شده و به واسطهي نشانهي متوقف شدن خورشيد در وسط آسمان، ظهور او به عالميان بشارت داده خواهد شد. از ظهور وي، اهريمن و ديو دروغ، نيست و نابود گردد. ياران آن موعود که از جاودانان هستند، قيام ميکنند و همراه وي خواهند بود تا مردهگان برخيزند و جهان معنوي روي نمايد.»6
و در جايي ديگر آمده است: «سوشيانت (نجاتدهندهي بزرگ جهان) دين را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستي را ريشهکن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را همفکر و همگفتار و همکردار گرداند.»7
پي نوشت ها:
1 . تاريخ اديان، ص 302 .
2 . حسين توفيقي، آشنايي با اديان بزرگ، ص 64 .
3 . اديان زندهي جهان، ص 369 .
4 . حسين توفيقي، آشنايي با اديان بزرگ، ص 66 .
5 . بخشي از بند 129 فروردين يشت، به نقل از عزيز اله حيدري، مهدي (عليه السلام) تجسم اميد و نجات، ص 62.
6 . يشتها، فصل 12، آيهي 101، به نقل از فصلنامهي انتظار، ش 15، ص 163 .
7. جاماسب نامه، ص 121، به نقل از محمّد خادمي شيرازي، ياد مهدي (عليه السلام)، ص 51 .
منبع: تنهاراه
ادامه مطلب
آيين بودا يکي از شاخههاي کيش هندوست. اين آيين از هندوستان بيرون آمده و به خاطر گسترش در مناطق پر جمعيت جهان، پيروان زيادي دارد و اخيراً به اروپا و آمريکا نيز سرايت کرده است.
بودا (Buddha) به معناي بيدار، لقب گوتاماشاکياموني (Guatama Sakya-muni) بنيانگذار مکتب اصلاحي بوديسم است.
انديشههاي اصلاحي بودا در مخالفت با تعصبهاي برهمنان بود و اختلافات طبقاتي را باطل ميشمرد. تعاليم اخلاقي وي در مجموعههايي مانند تريپيتکا ((Tri-pitka يعني سه سبد، گرد آمده است. تريپيتکا - قديميترين کتاب مقدّس بوداييان - داراي سه بخش ميباشد:
1- قواعد رهبانيت؛
2- وسيلهي رستگاري؛
3- مفهوم فلسفي و روانشناسي؛
در آيين بودا، انديشهي منجي موعود با مفهوم ميتريه (Maitreya) (واژهاي سنسکريت به معناي مهربان) تبيين ميگردد. در الهيات بودايي، او را آخرين بودا از بودايان زميني ميدانند که هنوز نيامده است، اما خواهد آمد تا همهي انسانها را نجات دهد. در نمانگاريِ بودايي، او را به هيأت مردي نشسته که آمادهي برخاستن است، نمايش ميدهند تا نمادي باشد از آمادگي وي براي قيام!
در مهاوَنسه (Mahavansa) که به تاريخ سريلانکا ميپردازد، روزشمارِ حوادث مربوط به قيام ميتريه به وضوح چنين گفته شده است:
«پنج هزار سال پس از آخرين بودا، آفتاب آموزههاي بودايي افول ميکند و طول عمر آدميان به ده سال فرو ميکاهد. در اين زمان چرخه وارونه ميگردد. زندگي متحول شده، به طوري که متوسط عمر مردم به هشتاد هزار سال ميرسد. با اين عمرهاي طولاني و زمينهي مناسب براي تعاليم بودا، يک راهنما خواهد آمد. او براي مردم رفاه و بهروزي ميآورد و آموزههاي بودا را ترويج ميکند. آنگاه که چنين فضايي بهشتگون فراهم آمد، ميتريه از آسمان توشيته(Tushita) نزول ميکند، بوداييِ خويش را به کمال ميرساند، و درمه را به فرهيختگان ميآموزد.»1
پي نوشت:
1. مقالهي گونه شناسي انديشهي موعود، ص 124، به نقل از فصلنامهي انتظار، ش 15، ص 158 .
منبع: تنهاراه
ادامه مطلب
پيامبر دين يهود ـ يا بني اسراييل ـ حضرت موسي (عليه السلام) ميباشد. يهود يکي از سه دين بزرگ توحيدي جهان است و اسم خاص خداوند در اين دين «يَهوَه» ميباشد.1
عهد عتيق نامي است که مسيحيان در مقابل عهد جديد خود به کتاب يهوديان دادهاند که البته به هر دو عقيده دارند. عهد عتيق 39 کتاب دارد و از نظر موضوع به سه بخش تقسيم ميشود:
1- تورات و بخش تاريخي عهد عتيق؛
2- حکمت، مناجات و شعر مانند کتاب ايوب و کتاب مزامير؛
3- پيشگوييهاي انبيا مانند کتاب يونس، کتاب زکريا و کتاب حَبَـقوق؛
کتاب مقدّس يهوديان يعني تورات در آغاز عهد عتيق قرار دارد و هر بخش آن به نام «سفر» و هر سفر به چند باب و آياتي چند تقسيم شده است، و تفسيري که علماي يهود بر آن نوشتهاند «تلمود» نام دارد.
يهوديان پس از نخستين ويراني شهر قدس، همواره در انتظار يک رهبر الهي فاتح بودهاند که اقتدار و شکوه قوم خدا را به عصر درخشان داوود و سليمان برگرداند.
آنان معتقدند نجات دهندهي آخرالزمان، مسيح (ماشِيَح) به معناي مسح شدهي خداوند است که جهان مطلوب و درخشان آينده را ميسازد.
به اعتقاد همهي يهوديان، نجاتدهنده (مسيح) انساني است همانند ديگران؛ اما برخوردار از جلوه و جبروت خدايي. او جهان را با نور خويش که جلوهاي از نور خداست روشن خواهد کرد.
در زبور داوود که تحت عنوان مزامير در عهد عتيق آمده، تقريباً در هر بخش از آن، اشاره به ظهور منجي آخرالزمان و نويد پيروزي صالحان بر شريران، و بالأخره تشکيل حکومت واحد جهاني و تبديل اديان و مذاهب گوناگون به ديني واحد و جهان شمول ديده ميشود:
«زيرا که شريران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند، وارث زمين خواهند شد. هان بعد از اندک زماني شرير نخواهد بود، در مکانش تأمل خواهي کرد و اما حليمان وارث زمين خواهند شد ... زيرا که بازوان شرير شکسته خواهد شد. و اما صالحان را خداوند تأييد ميکند. خداوند روزهاي کاملان را ميداند و ميراث آنها خواهد بود، تا ابدالاباد.»2
دورنمايي از جهان نوين و ظهور مسيحا که در آثار نويسندگان يهودي آمده است، بيان کنندهي اين معناست که خداوند متعال در آخرالزمان جهان را دگرگون خواهد فرمود و صالحان و ابرار از ظالمان و اشرار جدا خواهند شد و اين روزگار پر از ظلم و جور به پايان خواهد رسيد. هر چند اين پيروزي در آثار يهود به رهبري مسيح با القابي مانند «فرشتهي منتخب داوود» حاصل ميگردد.3
در کتاب حبقوق نبي نيز از ديگر بخشهاي مجموعهي عهد عتيق آمده است:
«اگر چه تأخير نمايد، برايش منتظر باش، زيرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد ... بلکه جميع امتها را نزد خود جمع ميکند و تمامي قومها را براي خويشتن فراهم ميآورد.»4
شور و التهاب انتظار موعود در تاريخ پر نشيب و فراز يهوديت موج ميزند. يهوديان در طول تاريخ، هر گونه خواري و شکنجه را به اين اميد بر خود هموار کردهاند که روزي مسيحا بيايد و آنان را از گرداب ذلت و درد و رنج برهاند و فرمانرواي جهان گرداند. در عصر ما هم که يهوديان صهيونيست به پا خاسته و با اشغال فلسطين، در صدد برآمدهاند حقارت هميشگي قوم يهود را برافکنند، چيزي از تب و تاب انتظار موعود کاسته نشده است. درست است که اقليتي ناچيز از يهوديان بر اثر دلبستگي شديد به اميدهاي قديم، تشکيل دولتي صهيونيستي را مخالف آرمان مسيحايي شمرده و پيوسته با آن مخالفت کردهاند، ولي اکثر يهوديان آن را با جان و دل پذيرفته و آن را رهگشاي عصر مسيحا دانستهاند. هم اکنون صهيونيستهاي اشغالگر فلسطين، علاوه بر دعاهاي مسيحايي روزانه، در پايان مراسم سالگرد بنيانگذاري رژيم اسراييل غاصي، پس از دميدن در شيپور عبادت، اين گونه دعا ميکنند:
«ارادهي خداوند، خداي ما چنين باد که به لطف او شاهد سپيدهدم آزادي باشيم و نفخ صور مسيحا گوش ما را نوازش دهد.»5
پي نوشت ها:
1 . اديان زندهي جهان، ص 245 .
2 . مزامير، مزمور 37، آيههاي 9-18، به نقل از محمد خادمي شيرازي، ياد مهدي(عليه السلام)، ص46 .
3 . تاريخ اديان، ترجمهي علي اصغر حکمت، ص365 .
4 . حبقوق نبي، فصل 2، آيههاي 3-5، به نقل از علي اکبر مهديپور، او خواهد آمد، ص122 .
5 . حسين توفيقي، آشنايي با اديان بزرگ، ص 102
منبع: تنهاراه
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحيم
با نظر به کتب مقدسه اديان و مذاهب مختلف جهان، به اين حقيقت ميتوان دست يافت که اعتقاد به مصلحي که در آخر الزمان ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد نمايد، يک اعتقاد – عمومي و جهاني است و همه پيامبران از طرف خداوند به امت خود مژده ظهور مصلحي غيبي را دادهاند از اين جهت پيروان اين اديان در انتظار آن مصلح به سر برده و آرزوي ظهور او را دارند.
وجود مصلح جهاني از اعتقادات چهار دين بزرگ جهان يعني اسلام و مسيحيت و يهود و زرتشت است و اختصاص به اسلام ندارد و اديان ديگر نيز به مصلح و منجي اعتقاد دارند و در سرتاسر کتب مقدسه از صلح و امنيت و حکومت ديني بر جهان، در آخر الزمان خبر داده شده است.
در اينجا ما به بررسي دين مسيحيت پيرامون مصلح آخر الزمان ميپردازيم از اينرو کلماتي از کتاب مقدس که صفات و خصوصيات مصلح جهاني را بيان کرده و نشان دهنده اعتقاد آنان به مصلح و منجي است نقل مينماييم.
مسيحيان معتقد به ((بازگشت مسيح))(1) هستند. در مسيحيت، در عهد جديد نجات دهندگي به حضرت عيسي نسبت داده شده است، زيرا او مأمور شده است که امت خويش را از گناه نجات بخشد. مسيحيان با تعابير زيادي از آمدن مصلح جهاني خبر دادهاند، گاهي از آن به ((ملکوت خدا)) تعبير ميکنند. از الفاظي همچون شيلو، روح راستين، پسر انسان نيز بارها در آيات انجيل براي بيان دوره آخر الزمان استفاده گرديده است.
در انجيل متّي باب 24 آيه 27 آمده است:
((همچنانکه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر ميشود، ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد شد، آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پديدار گردد و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني کنند و پسر انسان را ببينند که برابرهاي آسمان با قوّت و جلال ميآيد. اما از آن روز و ساعت هيچکس اطلاع ندارد حتي ملائکه آسمان. بنابراين شما نيز حاضر باشيد، زيرا در ساعتي که گناه نبريد پسر انسان ميآيد.))
همچنين در انجيل متّي، باب 31 آن حضرت را به نام فرزند انسان خوانده و ميفرمايد:
((و چون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد با جميع ملائکه مقدمسه بر کرسي بزرگي قرار خواهد گرفت و همگي قبائل نزد وي جمع خواهند گشت و آنها را از يکديگر جدا خواهد نمود، چنانکه شباني ميشها را از بزها جدا بنمايد(2)، آنگاه ملک به اصحاب يمين خواهد گفت: أي برکت يافتگان خدا بياييد و آن مملکت را که از ابتداي عالم براي شما مهيا شده بود تصرف نماييد.)) (3)
همچنين در انجيل مرقس باب 13، شماره 26 ميگويد:
((آنگاه پسر انسان را ببينيد که با قوّت و جلال عظيم برابرها ميآيد و در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهاي زمين تا اقصاي فلک فراهم خواهد آورد. ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچکس اطلاع ندارد، نه فرشتگان و نه پسر، پس بر حذر باشيد و بيدار شده و دعا کنيد، زيرا نميدانيد که آنوقت کي ميشود(4)، پس بيدار باشيد زيرا نميدانيد که در چه وقت صاحبخانه ميآيد، در سام، يا نصف شب يا با بانگ خروس يا صبح. مبادا ناگهان آمده و شما را خفته يابد. اما آنچه به شما ميگويم و به همه ميگويم اينکه بيدرا باشيد.)) (5)
همچنين در انجيل لوقا باب 12 شماره 35 و 36 ميگويد:
((کمرهاي خود را بسته، چراغهاي خود را افراشته بداريد….. خوشا به حال آن غلامان که آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد…. پس شما نيز مستعد باشيد زيرا در ساعتي که گمان نميبريد پسر انسان ميآيد.))
همچنين در انجيل لوقا باب 21 آمده:
((زلزلههاي عظيم در جايها و قحطيها و وباها پديد ميآيد و چيزهاي هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر خواهد شد… اورشليم پايمال امتها خواهد شد تا زمانهاي امتها به انجام رسد و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمين تنگي و حيرت از براي امتها روي خواهد نمود… و دلهاي مردمان ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقايعي که بر ربع مسکون ظاهر ميشود و آنگاه پسر انسان را خواهند ديد که برابري سوار شده با قوّت و جلال عظيم ميآيد.))
(فرزند انسان) کيست؟
بر خلاف آنچه گروهي از علماء و مفسرين انجيل پنداشتهاند فرزند انسان که در آيات فوق زمامدار و حامل لواء سلطنت جهاني در آينده معرفي شده است حضرت مسيح نيست. زيرا چنانچه از عبارات فوق معلوم ميشود، بشارت دهنده خود حضرت مسيح است و از شخصي بشارت ميدهد که در آينده جميع ملل نزد او گرد ميآيند.
از جملات ((او خواهد آمد)) و ((قرار خواهد گرفت))، ((نزد او جمع خواهند گشت)) و امثال آن، بدست ميآيد که شخص مورد بشارتِ حضرت مسيح، در عصر وي نبوده، بلکه بعداً خواهد آمد.
از اندک تأملي در بشارت فوق ميتوان نتيجه گرفت که مقصود از فرزند انسان فردي است که بزرگترين نمونه انسانيت و شاخصترين مولود عالم انساني، حضرت وليعصر عليه السلام ميباشد که تمام امم نزدش گرد ميآيند و زمام امور اجتماع را در دست خود خواهند گرفت و جمالاً بدون داوري و قضاوت مذهبي ميتوان اين برداشت را نمود که مسيح عليه السلام درباره فردي غير از خود سخن ميگويد که او همان مصلح و منجي آخر الزمان است.
در انجيل يوحنّا باب 14 شماره 16 آمده:
((من از پسر خواهم خواست و تسلي دهنده ديگر به شما عطا خواهد کرد تا هميشه با شما بماند يعني روح راستي، که جهان نميتواند او را قبول کند، زيرا که او را نميبيند و نميشناسد، اما شما او را ميبينيد زيرا که با شما ميماند و در ميان شما خواهد بود.))
و در انجيل يوحنّا باب 15 شماره 27 ميگويد:
((ليکن چون تسلي دهنده که او از جانب پدر نزد شما آيد يعني روح راستي که از پدر صادر ميگردد او بر من شهادت خواهد داد و شما نيز شهادت خواهيد داد.))
و در انجيل يوحنّا باب 16 شماره 7 آمده:
((راست ميگويم که رفتن من براي شما مفيد است زيرا اگر نروم تسلي دهنده نزد شما نخواهد آمد. اما اگر بروم او را نزد شما ميفرستم و چون او آيد جهان را بر گناه و عدالت داوري و ملزم خواهد نمود. اما بر گناه، زيرا که به من ايمان نميآوريد و اما بر عدالت، از آن سبب که نزد پدر خود ميروم و ديگر مرا نخواهيد ديد و اما بر داوري، از آن رو که بر رئيس اين جهان حکم شده است و بسيار چيزهاي ديگر نيز دارم به شما بگويم ليکن آلان طاقت تحمل آنها را نداريد و ليکن چون او يعني روح راستي آيد شما را به جمع راستيها هدايت خواهد کرد. زيرا که او از خود تکلّم نميکند بلکه به آنچه شنيده است سخن خواهد گفت و از امور آينده به شما خبر خواهد داد. او مرا جلال خواهد داد زيرا که از آنچه آنِ من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد، هر چه از آنِ پدر است از آنِ من است. از اين جهت گفتم که از آنچه آنِ من است ميگيرد و به شما خبر خواهد داد.))
و در انجيل متّي بشارت 48 آمده:
((هر کس که غالب آيد وي را بر قبائل اقتدار خواهم داد که بر آنها به عصاي آهنين حکمراني خواهد کرد به نوعي که من از پدر خود يافتهام و من او را ستاره سحري خواهم داد. هر کس که گوش دارد بشنود که روح به کليساها چه ميگويد، آنکس که گوش دارد بشنود که روح به کليساها چه ميگويد.))
حضرت عيسي در آيات فوق از چه کسي بشارت ميدهد؟
اگر چه عدهاي از مسيحيان اصرار و پافشاري دارند که مورد بشارت در اين قيام جهاني خود حضرت مسيح عليهالسلام است که در آخر الزمان از آسمان فرود آيد و زمام امور بشريت را در دست گيرد ولي چنانچه قبلاً بيان شد و آيات فوق نيز گواهي ميدهد مورد بشارت بطور قطع خود حضرت عيسي نيست بلکه منظور پرچمدار انقلاب و عدل جهاني حضرت مهدي عليهالسلام است که به قدرت و نصرت الهي بر جهان حکومت خواهد کرد.
برداشتهايي از کتاب مقدس انجيل:
از گفتههاي کتاب مقدس استفاده ميشود که:
انجيل متّي باب 24، آيه 27:
شخصي براي اصلاح جامعه بشري و تشکيل حکومت جهاني به نام روح راستي يا تسلي دهنده يا روح خدا و يا پسر انسان خواهد آمد و مسيحيت انتظار او را دارد.
انجيل لوقا، باب 21:
قبل از آمدن او جنگهاي عالمگير، خصوصاً در منطقه فلسطين روي ميدهد که همه را به وحشت مياندازد که چنان مصيبت بزرگي در عالم واقع نشده.
آيه 21 انجيل مرقس، باب 13:
همه ملتهاي جهان و تمام مردم دنيا از او پيروي ميکنند و زير نفوذ او خواهند بود و او بر جهان حکومت خواهد کرد او رئيس جهان خواهد بود.
و از آيه 16 انجيل يوحنّا، باب 14 استفاده ميشود که:
جهان فعلي به خاطر عدم رشد فکري و يا جهل و ناداني نميتواند او را قبول کنند و وجودش را احساس نمايد.
او در عين آنکه هميشه با مردم جهان خواهد بود، مردم جهان او را نميبينند و اگر ببينند نميشناسند. يعني ممکن است در بين مردم زندگي کند ولي او را نشناسند و ندانند که او روزي قيام خواهد کرد و تشکيل حکومت جهاني خواهد داد.
و با توجه به باب 21 از انجيل لوقا استفاده ميشود که:
6- قبل از آمدن او دنيا پر از ظلم و جور ميشود و سراسر جهان را ستمگران احاطه ميکنند.
7- او مردم را به عدالت ملزم ميکند و خودش به عدالت داوري مينمايد.
8- او ظلم و ستم را از روي زمين محو ميکند و نميگذارد احدي به کسي ظلم کند و اثري از ستمگران روي زمين باقي نميماند.
همچنين از آيه 7 انجيل يوحنّا باب 16 استفاده ميشود که:
9- او از خود تکلم نميکند بلکه آنچه از خداوند و پيامبران شنيده است خواهد گفت.
10- وقتي او بيايد مردم دنيا را به همه راستيها هدايت خواهد نمود.
11- او مردم دنيا را از امور آينده، با خبر خواهد کرد، زيرا به جميع علوم اولين و آخرين احاطه دارد.
12- او حضرت عيسي را جلال خواهد داد و او را از تمام اتهاماتي که دشمنان او يا دوستان نادانش به او بستهاند نجات ميدهد.
13- به پيامبري حضرت عيسي عليهالسلام شهادت ميدهد.
14- مردم مسيحي قبل از ديگران به حقانيت او شهادت ميدهند.(6)
از آيه 26 انجيل مرقس باب 13 استفاده ميشود که:
15- همه بايد منتظر او باشند زيرا وقت ظهورش مشخص نيست حتي ملائکه آسمانها هم نميدانند و بالاخره جز خداوند کسي از آمدنش اطلاع ندارد، بنابراين همه بايد بيدار باشند و آمدنش را انتظار داشته باشند.
16- همه چيز در اختيار او قرار گرفت و او برابرهاي آسمان با قوّت و جلال خواهد آمد.
17- آمدن او داراي علائمي است و در آن زمان علامت پسر انسان در آسمان هم پديدار ميگردد.
پي نوشتها :
(1) - Messiahnism
(2)- انجيل متّي، باب 32.
(3) - انجيل متّي، باب 34.
(4) - انجيل مرقس، باب 13، شماره 26 و 27.
(5)- انجيل مرقس، باب 13، شماره 35.
مطالعات شيعه شناسي
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.