ظهور و قيام و انقلاب جهاني امام مهدي (عليه السلام) نشانههايي دارد. دانستن اين علايم، آثار مهمي در پي خواهد داشت، چرا که اين نشانهها نويدبخش فرج مهدي آل محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) است و وقوع هر يک از آنها نور اميد را در دلهاي منتظران پرفروغتر خواهد کرد.
همچنين اين نشانهها معيار خوبي براي تشخيص مدعيان دروغين مهدويت است. بنابراين اگر کسي ادعاي مهدويت کرد ولي قيام او همراه با اين نشانهها نبود، به سادگي ميتوان به دروغگو بودن او پي برد.
نشانههاي ظهور به دو دسته تقسيم ميشوند: نشانههاي حتمي و نشانههاي غير حتمي. چنانکه فضيل بن يسار از امام باقر (عليه السلام) روايت کرده که فرمودند:
«إنَّ مِنَ الأُمورِ أموراً مَوقوفَةً وَ أموراً محتومةً وَ أنَّ السُّفياني مِنَ المحتوم الّذي لابُدَّ منهُ»؛(1) «به درستي که بعضي از امور، امور موقوف (غير حتمي) هستند و بعضي امور حتمي و به درستي که سفياني از امور حتمي است که چارهاي از آن نيست.»
1- نشانههاي حتمي
منظور از نشانههاي حتمي آن است که تحقق پديدار شدن آنها، بدون هيچ قيد و شرطي، قطعي و الزامي خواهد بود، به گونهاي که تا آنها واقع نگردند، حضرت مهدي (عليه السلام) ظاهر نخواهد شد و اگر کسي پيش از واقع شدن نشانههاي حتمي، ادعاي ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) را بکند، ادّعايي است نادرست. از روايات معصومين، استفاده ميشود که منظور از «حتمي» امري قطعي و مسلم است که خداوند تغيير و تبديل آنها را اراده نکرده است.(2)
البته بايد توجه داشت که حتمي و يا مسلم بودن وقوع اين نشانهها، به اين معني نيست که پديد نيامدن آنها محال است، بلکه به حسب فراهم بودن شرايط و مقتضيات و نبودن بازدارندهها، پديد آمدن آنها، اگر خداوند اراده کند، قطعي است.
امام باقر (عليه السلام) فرمودند:
«پيش از ظهور قائم (عليه السلام) پنج نشانهي حتمي است؛ يماني، سفياني، صيحهي آسماني، قتل نفس زکيه، و خسف بيدا.»(3)
الف) خروج سفياني
سفياني مردي از نسل ابوسفيان است که اندکي پيش از ظهور از سرزمين شام قيام ميکند. امام صادق (عليه السلام) در توصيف او ميفرمايند:
«اگر سفياني را ببيني، پليدترين مردم رامشاهده کردهاي.»(4)
آغاز قيام او در ماه رجب است. وي پس از تصرف شام و مناطق اطراف آن به عراق حمله ميکند در آنجا به کشتار گستردهاي دست ميزند و با دشمنان خود به شکل فجيعي رفتار ميکند. او لشکري را براي مقابله با حضرت مهدي (عليه السلام) به حجاز ميفرستد که لشکرش در منطقهي بيدا فرو ميرود و همهي لشکريانش نابود ميگردند. حکومت او به گونهاي است که شيعيان و انسانهاي درست کردار از حاکميت وي در رنج و عذاب هستند.(5) براساس بعضي روايات، از خروج تا کشته شدن او پانزده ماه طول ميکشد.
ب) خسف بيداء
خسف به معناي فرو رفتن است و بيداء منطقهاي ميان مکه و مدينه است. مقصود از خسف بيدا اين است که سفياني براي مقابله با امام مهدي (عليه السلام) لشکري به سمت مکه روانه ميکند. هنگامي که لشکر او به منطقهي بيدا ميرسد، به صورتي معجزه آسا در زمين فرو ميرود.
امام باقر(عليه السلام) در اينباره فرمودهاند:
«به فرماندهي سپاه سفياني خبر ميرسد که مهدي (عليه السلام) به سوي مکه رفته است، پس لشکري در پي او روانه ميکند ... چون لشکر سفياني به سرزمين بيدا رسيد، ندا دهندهاي از آسمان آواز ميدهد: اي سرزمين بيدا، آنان را نابود کن. پس آن سرزمين لشکر را در خود فرو ميبرد.»(6)
امام علي (عليه السلام) نيز در تفسير آيه « وَ لَو تري إذ فَزَعواَلا فَوتَ وَ أُخِذوا مِن مکانٍ قَريب»(7) می فرمایند:
«قبيلُ قائمنا المهدي يخرُجُ السّفياني ... و يأتِي المدينةِ جَيشَةً حَتّي إذا النتهي إلي البيداءِ خسفَ اللهِ به»؛(8) «در آستانهي ظهور قائم ما مهدي (عليه السلام)، سفياني خروج ميکند ... سپاه وي به سوي مدينه حرکت ميکند و چون به سرزمين بيداء ميرسند، خداوند آنها را در کام زمين فرو ميبرد.»
ج) خروج يماني
يکي ديگر از علامتهاي حتمي ظهور، خروج يماني است. امام صادق (عليه السلام) ميفرمايند:
«وَ اليماني مِن المَحتوم»؛(9) «يماني از علايم حتمي است.»
وي که گويا مردي از يمن است، همزمان با خروج سفياني از شام قيام ميکند و مردم را به حق و راستي و عدالت دعوت ميکند. از امام باقر (عليه السلام) روايت شده است که:
«خروج السّفياني و اليماني و الخُراساني في سَنَةِ واحدةِ ... و ليسَ في الرّاياتِ رايةٌ أهدَي مِن رايةِ اليماني»؛(10) «خروج سفياني و يماني و خراساني در يک سال است ... و در ميان پرچمها، هدايت کنندهتر از پرچم يماني نيست.»
همچنين در جايي ديگر ميفرمايند:
بلند ميشود، پرچمي«... در ميان بيرقهايي که قبل از قيام مهدي (عليه السلام) هدايت کنندهتر از پرچم يماني وجود ندارد. آن پرچم هدايت است، چون به سوي صاحب شما (امام مهدي (عليه السلام)) دعوت ميکند.»(11)
د) صيحه ي آسماني
يکي ديگر از نشانههايي که پيش از ظهور اتفاق ميافتد، صيحهي آسماني است. اين نداي آسماني که براساس بعضي از روايات نداي جبرئيل (عليه السلام) است، در ماه رمضان شنيده ميشود و از آنجا که قيام امام مهدي (عليه السلام) قيامي جهاني است و همگان منتظر آن هستند، يکي از راههاي آگاهي مردم جهان از اين رويداد، همين نداي آسماني خواهد بود. در روايات غير از صيحه، از تعابيري چون ندا، صوت، فَزعَت و ... نيز استفاده شده است. آنچه از روايات به دست ميآيد اين است که:
1- وقوع آن بشارت ظهور را به همراه خواهد داشت و به گونهاي خواهد بود که مردم را متوجه ظهور خواهد کرد.
2- محتوا و مضمون دعوت، بيان حقّانيّت و ظهور دادگستر الهي، حضرت مهدي (عليه السلام) خواهد بود به گونهاي که مردم به درستي آن را درک کرده و متوجه آن ميشوند که وي همان موعود و منجي حقيقي ميباشد.
امام باقر (عليه السلام) ميفرمايند:
«ينادي منادٍ منَ السّماءِ باسمِ القائِم (عليه السلام) فَيسمَعُ مَن بالمشرقِ وَ مَن بالمغرِب، لايبقي راقِدٌ إلّا استَيقَظَ و لاقائِمٌ إلّا قَعَدَ وَ لا قاعِدٌ إلّا قامَ عَلي رِجلَيهِ فَزَعاً مِن ذلک الصّوتِ، فَرَحمَ اللهُ مَنِ اعتَبَرَ بذلک الصّوتِ فَأجابَ فإنَّ الصوتَ الأوّل هوَ صَوتُ جبرئيلَ الرّوحُ الأمينِ»؛(12) «ندا کنندهاي از آسمان، نام قائم را ندا ميکند. پس هر که در شرق و غرب است، آن را ميشنود. از وحشت اين صدا، خوابيدهها بيدار، ايستادگان نشسته و نشستگان بر دو پاي خويش ميايستند. رحمت خدا بر کسي که از اين صدا عبرت گيرد و نداي وي را اجابت کند، زيرا صداي نخست صداي جبرئيل روح الأمين است.»
همچنين امام صادق (عليه السلام) ميفرمايند:
«إذا نادي منادٍ منَ السّماءِ أنَّ الحقَّ في آل محمّدٍ(صلي الله عليه و آله وسلم) فعندَ ذلکَ يظهَرُ المهدي علي أفواهِ النّاسِ و يشرَبونَ حُبَّهُ و لا يکونَ لهم ذکر غيره»؛(13) «هرگاه ندا دهندهاي از آسمان صدا بزند که حق با اولاد محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) است، آن هنگام، ظهور مهدي (عليه السلام) بر سر زبانها ميافتد، به گونهاي که غير از او ياد نميکنند.»
دربارهي محتواي اين نداي آسماني روايات مختلفي رسيده است. از جمله اينکه امام صادق (عليه السلام) فرمودهاند:
«ندا دهندهاي از آسمان به نام قائم (عليه السلام) و نام پدرش آواز ميدهد.»(14)
ه) قتل نفس زکيه
نفس زکيه به معناي شخصي است که به رشد و کمال رسيده يا انسان پاک و بيگناهي است که قتلي مرتکب نشده. در قرآن کريم حضرت موسي (عليه السلام) در اعتراض به کار حضرت خضر (عليه السلام) ميفرمايند:
«أقَتَلتَ نَفساً زَکِيةً بِغَيرِ نفسٍ»؛(15) «آيا جان پاکي را بيآنکه قتلي انجام داده باشد، ميکشي».
مقصود از قتل نفس زکيه اين است که اندکي پيش از قيام امام مهدي (عليه السلام)، شخصيت برجسته يا بيگناهي به دست مخالفان حضرت کشته ميشود. زمان اين رخداد بر اساس بعضي از روايات پانزده شب پيش از قيام امام مهدي (عليه السلام) است.
امام صادق (عليه السلام) در اينباره فرمودند:
«بين قيام قائم آل محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) و کشته شدن نفس زکيه تنها پانزده شب فاصله است.»(16)
2- نشانههاي غير حتمي
منظور از نشانههاي غير حتمي، اموري است که رخ دادن آنها قطعي نيست و ممکن است به دليل عدم تحقّق شرايط يا ايجاد مانع، به وقوع نپيوندند.
نشانههاي غير حتمي بيان شده در روايات فراوان است که برخي از آنها عبارتند از:
خروج دجال (موجودي پليد و حيلهگر که بسياري از انسانها را گمراه ميکند)، خورشيد گرفتگي و ماه گرفتگي در ماه مبارک رمضان، آشکار شدن فتنهها و قيام مردي از خراسان.
پي نوشت ها:
1 . نعماني، غيبت، ص 429 .
2 . علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 249 .
3 . شيخ صدوق، کمال الدين و تمام النعمة، ج 1، ص 650 .
4 . شيخ صدوق، کمال الدين و تمام النعة، ج 2، ص 557 .
5 . کنز العُمّال، ج 14، ص 272 .
6 . نعماني، غيبت، ص 289 .
7 . سبأ (34)، 51 .
8 . قندوزي، ينابيع المودة، ص 427 .
9. نعماني، غيبت، ص 252 .
10. نعماني، غيبت، ب 14، ح 13 .
11. نعماني، غيبت، ص 284 .
12. نعماني، غيبت، ص 254 .
13. تاريخ ما بعد الظهور، ص 176 .
14. تاريخ ما بعد الظهور، ص 187 .
15. کهف (18)، 74 .
16. شيخ صدوق، کمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 554 .
منبع:تنهاراه
ادامه مطلب
قطعي بودن ظهور
وعده فرموده به کسانيکه ايمان آورده و عمل صالح انجام ميدهند در ظهور حضرت مهدي خلافت دهد و دين آنان را در همه جا فراگير کند.»(2)
تکميل مطلب اينکه خداوند عزوجل به خاطر حتمي بودن و اهمّيت ظهور حضرت مهدي(عليهالسلام) در ابتداي سوره «عصر» نيز به عصر ظهور قسم ياد ميکند در آنجا که ميفرمايد: «والعصر ان الانسان لفي خسر؛ سوگند به عصر همه انسانها در زيانکاري و خسرانند.»(3) امام صادق(عليهالسلام) درباره اين آيه ميفرمايند: «مراد از (عصر) خروج قائم (عليه السلام) است مراد از (ان الانسان لفي خسر) آن است که دشمنان ما در زيان هستند(4)
ناگهاني بودن ظهور
«هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ؛ آيا جز آن ساعت را انتظار ميکشند که به ناگاه ايشان را فرا رسد در حاليکه بيخبر و غافل باشند.»(5)
امام باقر(عليهالسلام) درباره اين آيه ميفرمايد: آن ساعت حضرت قائم(عليهالسلام) است که بناگاه (خبر ظهور و قيامش) فرا ميرسد.(6)
درباره اين که قيام وظهور حضرت مهدي(عليهالسلام) ناگهاني است در قرآن آيات متعددي وجود دارد که براي نمونه ميتوان به آيه هيجدهم سوره محمّد و آيه يکصد و هشتاد و هفتم سوره اعراف و آيه اول سوره قمر اشاره نمود، و شايد رازي که در ناگهاني بودن ظهور مهدي(عليهالسلام) نهفته است اين باشد که منتظران واقعي هر لحظه آمادگي لازم را براي قيام آن حضرت داشته باشند و تمامي ساعات و لحظات عمر بياد يوسف زهرا و منتظر او باشند که اين ياد و انتظار بهترين وسيله براي ترک معصيت و انجام واجبات و در نتيجه تقرّب به حضرت باري تعالي است.
يوم الله
«وَذَکِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّه ؛ و روزهاي خداوند را بياد آنان بياور.»(7)
حضرت باقر(عليهالسلام) فرمودند: روزهاي خداي عزوجل سه روز است: روزي که حضرت قائم(عليهالسلام) قيام خواهد کرد، روز رجعت و روز قيامت.(8)
نداي آسماني
«وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّکَانٍ قَرِيبٍ يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِکَ يَوْمُ الْخُرُوجِ ؛ گوش فرا دار منتظر روزي باش که منادي از مکاني نزديک ندا دهد، روزي که همگان آن صيحه را به حق ميشنوند، آن هنگام روز خروج است. »(9)
علي ابن ابراهيم قمي در تفسيرش از امام صادق(عليهالسلام) نقل ميکند که حضرت فرمودند: منادي( از آسمان) نام حضرت قائم و نام پدرش (عليهماالسلام) را ندا ميکند و مراد از فرموده خداوند « يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِکَ يَوْمُ الْخُرُوجِ » (صيحهاي است) به نام قائم (عليه السلام) از سوي آسمان (که در روز خروج حضرت همگان آن را بشنوند).(10)
بيعت جبرئيل
«أَتَي أَمْرُ اللّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَي عَمَّا يُشْرِکُونَ؛ فرمان خدا فرا رسيده است، براي آن عجله نکنيد! خداوند منزّه و برتر است از شرک مشرکان.»(11)
شيخ صدوق(ره) در کتاب «کمال الدين» از امام صادق(عليهالسلام) نقل ميکند که فرمودند: نخستين کسي که با قائم(عليهالسلام) بيعت ميکند جبرئيل است که به صورت پرنده سفيدي نازل ميشود و با آن حضرت بيعت مينمايد، سپس يک پاي بر بيت الله الحرام و پاي ديگر بر بيت المقدس ميگذارد، آنگاه با صداي رسايي که خلايق ميشنوند فرياد خواهد زد: «أَتَي أَمْرُ اللّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ ».(12) حضرت صادق(عليهالسلام) در روايت ديگري درباره اين آيه فرمودند: (امري که نبايد در آن عجله کرد) امر ما است و امر ما امر خداست... که خداوند آن را با سه لشکر ياري ميفرمايد: به وسيله فرشتگان و مؤمنان و رعب و خروج آن حضرت همچون خروج رسول الله (صلي الله عليه و آله) خواهد بود.(13)
اثبات ولايت اميرالمؤمنين (عليهالسلام)
«وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ؛ و همانا پس از اين هنگام،راستي و حقيقت اين خبر را خواهيد دانست.»(14)
از حضرت باقر(عليهالسلام) در باره اين کلام خداوند روايت شده که فرمودند: مراد از «وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ » هنگام خروج قائم(عليهالسلام) است(15) (و مراد از خبري که حقيقت و عظمت آن در زمان ظهور حضرت مهدي(عليهالسلام) بر همگان آشکار خواهد شد؛ ولايت اميرالمؤمنين (عليهالسلام) است چنانکه در تفسير و تأويل آيات ابتداي سوره نبأ در تفسير نورالثقلين جلد هشتم صفحه نود و يکم اين مطلب بيان شده است).
ايمان آوردن يهوديان و مسيحيان
«وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَکُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا؛ و هيچ کس از اهل کتاب نيست جز آنکه پيش از مرگ به وي (حضرت عيسي (عليهالسلام)) ايمان خواهد آورد و روز قيامت او بر آنان گواه خواهد بود.»(16)
علي بن ابراهيم از شهر بن حوشب نقل ميکند که گفت: حجاج به من گفت: (اي شهر) آيهاي در کتاب خدا هست که در آن درماندم، گفتم: اي امير کدام آيه است؟ گفت:اين آيه: «وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَکُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا» به خدا سوگند من دستور ميدهم يهودي و نصراني را گردن ميزنند، سپس چشم بر او ميدوزم پس نميبينم لبهايش را حرکت دهد تا اين که بيحرکت گردد؟
گفتم: خداوند حال امير را اصلاح نمايد، چنانکه تأويل کردهاي نيست.
گفت: چگونه است؟
گفتم: همانا عيسي(عليهالسلام) پيش از روز قيامت به دنيا فرود ميآيد، پس اهل هيچ آيين يهودي و غير آن (نصراني) باقي نماند مگر آنکه پيش از مُردنش به او ايمان آورد، و پشت سر حضرت مهدي(عليهالسلام) نماز ميگزارد.
حجاج گفت: واي بر تو! اين را از کجا ميگويي و از کجا آوردهاي؟
گفتم: اين را از محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابيطالب (عليهمالسلام)نقل ميکنم.
گفت: به خدا سوگند آن را از چشمه زلالي گرفتهاي.(17)
عدم فايده ايمان کفار در ظهور
«قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ کَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ؛ (اي رسول ما) بگو در روز پيروزي ايمان کساني که کفر ورزيدند سودي به حالشان نخواهد داشت، و مهلت داده نخواهند شد(18)
امام صادق(عليهالسلام) درباره اين آيه فرمودند: «يوم الفتح» روزي است که دنيا بر روي حضرت قائم(عليهالسلام) گشوده ميشود، کسيکه پيش از آن هنگام مؤمن نبوده و بعد از اين فتح ايمان آورد، ايمانش به حالش نفعي نخواهد داشت، ولي هر کس پيش از آن ايمان داشته و منتظر ظهور (حضرت مهدي(عليهالسلام)) باشد، ايمانش براي او سودمند خواهد بود، و خداوند مقام و شأنش را نزد آن حضرت بزرگ خواهد ساخت و روز قيامت بهشت را برايش زينت کند و ... و اين است پاداش دوستان و اهل ولايت اميرالمؤمنين(عليهالسلام).(19)
در آيه يکصد و پنجاه و هشتم سوره انعام نيز به اين مطلب اشاره شده، آنجا که خداوند تبارک و تعالي فرمودند: «يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّکَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ؛ روزي که بعضي از آيات پروردگارت فرا رسد، ايمان آوردن افرادي که قبلا ايمان نياوردهاند، سودي به حالشان نخواهد داشت.»
امام صادق(عليهالسلام) درباره اين آيه ميفرمايد: (آيات) همان امامان هستند، و آيهاي که مورد انتظار است حضرت قائم(عليهالسلام) ميباشد، پس در آن روز ايمان آوردن کسانيکه قبل از قيام آن حضرت با شمشير ، ايمان نياوردهاند به حالشان سودي نبخشد، هر چند به امامان ديگر از پدران ايشان (عليهم السلام) ايمان داشته باشد.»(20)
زمين به ياري مهدي(عليهالسلام) ميآيد
«أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَکَرُواْ السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ؛ آيا کساني که بر کارهاي زشت، مکرها ميکنند ايمن هستند از اين که خداوند آنان را بر زمين فرو برد يا عذاب او از آنجا که انتظارش را ندارند به سراغشان آيد.»(21)
امام باقر(عليهالسلام) فرمودند: ... مردي از خاندان پيامبر (صلي الله عليه و آله) خروج کند که سيصد نفر همراهيش نمايند و پرچم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را با خود دارد. به سوي مدينه حرکت ميکند و چون از بيابان «بيداء» بگذرد بگويد: اين جاي کساني است که به زمين فرو ميروند، و اين است آيهاي که خداي عزوجل فرموده: « أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَکَرُواْ السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ ...»(22) (زمينآنها را در کام کشد و آنان توان مقابله با قدرت حق را ندارند.)
در حديث مفصلي از امام باقر(عليهالسلام) در ذيل آيه چهل و هفتم سوره نساء نيز به اين مطلب اشاره شده در آنجا که فرموده: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْکِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَکُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَي أَدْبَارِهَا ؛ اي کساني که کتاب آسماني برايتان آمده ايمان آوريد به آنچه فرو فرستاديم (بر پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله)) که تصديق کننده کتابهاي شماست پيش از آن که بر چهرههايي خط بطلان کشيم و آنها را به پشتهايشان واژگون سازيم.»(23)
امام باقر(عليهالسلام) فرمودند:... زمانيکه فرمانده لشگر سفياني در بيابان «بيداء» فرود ميآيد، منادي از آسمان بانگ ميزند: اي بيداء اين قوم را نابود کن، که زمين «بيداء» آنها را به کام خود فرو ميکشد، و جز سه تن کسي از آنها جان سالم به در نبرد.
خداوند صورتهاي آن سه را به پشت برميگرداند، و درباره آن اين آيه نازل شده:(24) « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْکِتَابَ آمِنُواْ بِمَا ...»(25)
خداوند مهدي را ياري ميکند
«أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَي نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ؛ به کسانيکه با آنان نبرد ميشود اجازه جنگ داده شده به خاطر اينکه به آنان ستم شده و خداوند بر ياري آنان توانست.»(26)
«لَيَنصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ؛ خداوند او را ياري ميکند، همانا خداوند بسيار عفو کننده و بخشنده است.»(27)
« وَلَئِن جَاء نَصْرٌ مِّن رَّبِّک؛ و چنانچه نصرت و ياري از سوي پروردگارت آيد.»(28)
امام باقر(عليهالسلام) در باره آيه اول ميفرمايد: اين آيه درباره حضرت قائم(عليهالسلام) و اصحاب اوست (که خداوند بر ياري آنان تواناست و آنان را ياري ميکند.)
امام صادق(عليهالسلام) در باره آيه دوم ميفرمايد: مراد از آن است که خداوند عزوجل پيامبر و دينش را به وسيله قائم (عليهالسلام) که از فرزندان اوست ياري ميکند.(29)
امام صادق(عليهالسلام) درباره آيه سوم به اين مطلب اشاره ميفرمايند که: نصرت و پيروزي که از سوي پروردگار ميآيد همان قائم(عليهالسلام) است.(30)
در آيات شريفه بالا نکته بسيار زيبايي وجود دارد و آن اين که در آيه اول خداوند خود را بر ياري حضرت مهدي(عليهالسلام) و اصحابش قادر و توانا ميداند و در آيه دوم مهدي(عليهالسلام) را ياري کننده پيامبر و دين پيامبر(صلي الله عليه و آله) در زمان ظهورش معرّفي ميفرمايد.
و در آيه سوم ديگر خداوند نميفرمايد ما او را ياري ميکنيم يا دين پيامبر را به وسيله او ياري مينماييم بلکه ميفرمايد: حضرت مهدي(عليهالسلام) همان نصرت و پيروزي است که از سوي پروردگار ميآيد و حضرتش را ناصر و ياور مستضعفين و مؤمنان ميخواند.
پي نوشتها :
(1) - سوره زاريات، آيه 23.
(2) - تأويل الآيات الظاهره: ص 695.
(3)- سوره عصر، آيه 1 و 2.
(4) - کمال الدين: ج 2، ص 656.
(5) - سوره زخرف، آيه 66.
(6) - تأويل الآيات الظاهره: ص 571.
(7) - سوره ابراهيم، آيه 5.
(8) - خصال صدوق: ص 108 – المحجة: ص 189.
(9) - سوره قاف، آيات 41 و 42.
(10) - تفسير قمي: ج 2، ص 327.
(11) - سوره نحل،آيه 1.
(12) - کمال الدين: ج 2، ص 671 و در اين باره کتاب الغيبه نعماني و نفسير عياشي و دلايل الامامه طبري رواياتي وجود دارد که همگي تقريبا مضمونا با اين روايت برابرند.
(13) - تفسير عياشي: ج 2، ص 254.
(14) - سوره ص، آيه 88.
(15) - روضه کافي: ص 287.
(16) - سوره نساء، آيه 159.
(17) - تفسير قمي: ج 1، ص 158.
(18) - سوره سجده، آيه 29.
(19) - تأويل الآيات الظاهرة: ص 445.
(20) - کمال الدين: ج 2، ص 336.
(21) - سوره نحل، آيه 45.
(22) - تفسير عياشي: ج 2، ص261.
(23) - سوره نساء، آيه 47.
(24) - غيبت نعماني: ص 149.
(25) - سوره نساء، آيه 47.
(26) - سوره حج، آيه 39.
(27) - سوره حج، آيه 60.
(28) - سوره عنکبوت، آيه 10.
(29) - تأويل الآيات الظاهره: ص 338.
(30) - تفسير قمي: ج 2، ص 87.
(31) - تفسير قمي: ج 2، ص 149
ادامه مطلب
از نسل امام حسين(عليهالسلام) است
« وَجَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ؛ و اين (خدا پرستي و امامت خلق) را در ذريه و نسلهاي بعد از خودش کلمه پاينده قرار داد تا شايد (به سوي خدا) باز گردند.»(1)
جابربن يزيد جُعفي ميگويد: پيرامون اين آيه از امام باقر(عليهالسلام) پرسيدم يابن رسول الله (صلي الله عليه و آله) گروهي ميگويند: خداي تبارک و تعالي امامت را در فرزندان امام حسن (عليهالسلام) قرار دادهنه امام حسين(عليهالسلام) حضرت فرمودند: به خدا سوگند آنها دروغ ميگويند: آيا نشنيدهاند که خداي تعالي ميفرمايد: « وَجَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ » که معناي آيه اين است: آيا آن (امامت) را جز در فرزندان حسين(عليهالسلام) قرار داد.(2)
در کتاب شريف کمال الدين مرحوم صدوق(ره) روايت است که اميرالمؤمنين (عليهالسلام) خطاب به امام حسين(عليهالسلام) فرمودند: اي حسين! نهمين فرزند تو قائم به حق است. او آشکار کننده دين و گستراننده عدل است.(3)
شايان ذکر است پيرامون اين مطلب که امام زمان(عليهالسلام) فرزند امام حسين(عليهالسلام) است 308 روايت نقل شده.(4)
زمين به نورش روشن ميشود
«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا ؛ و زمين به نور پروردگارش روشن ميشود»(5)
علي بن ابراهيم در تفسير خود از امام صادق(عليهالسلام) درباره اين آيه نقل ميکند که حضرت فرمودند: پروردگار زمين يعني امام زمين، عرض کردم: هرگاه ظهور کند چه ميشود؟ فرمودند: در آن صورت مردم از نور آفتاب و نور ماه بينياز ميشوند و به نور امام اکتفا ميکنند.(6)
در آيه 35 سوره نور نيز به اين معنا اشاره شده و از وجود پر برکت حضرت مهدي(عليهالسلام) به «نور» تعبير شده، آنجا که اميرالمؤمنين(عليهالسلام) درباره آيه «يَهدي الله بنوره من يشاء»(7) فرمودند: مراد از نوري که خداوند به وسيله آن هر که را بخوهد هدايت ميکند «مهدي» است(8)
همچنين اين معناي روشنگري و فروزان بودن در آيه دوم سوره «ليل» به (امام زمان (عليهالسلام) تأويل گرديده آنجا که خداوند ميفرمايد: «والنهار اذا تجلّي؛(9) قسم به روز هنگاميکه عالم را به ظهور خود روشن ميسازد.»
و شايد مراد از اين آيات آن است که خورشيد وجود حضرت مهدي(عليهالسلام) از پشت ابر غيبت بيرون ميآيد و مردم از برکات وجودي او، و حتي از ديدار رخ زيباي او بهرهمند ميگردند، و عالميان چنان شيفته و دلباخته او شوند که از تمام زيباييها و دلربائيهاي دنيا بينياز گردند و زمين به نور معرفت و عشق به بقية الله(عليهالسلام) روشن ميشود.
نعمت باطني خدا
«وَأَسْبَغَ عَلَيْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً ؛ (خداوند) نعمتهاي ظاهري و باطني خود را به طور فراوان بر شما ارزاني داشته».(10)
ابن بابويه نقل ميکند که از حضرت موسي بن جعفر (عليهماالسلام) درباره اين آيه سؤال شد، آن حضرت فرمودند: نعمت ظاهري امام ظاهر است، و نعمت باطني امام غايب ميباشد، به آن جناب عرضه شد: آيا در امامان کسي هست که غايب شود؟ امام فرمودند: آري! امامي که از ديدگان مردم غايب ميشود، ولي ياد او از دلهاي مؤمنين غايب نميگردد حجت دوازدهم است.(11)
حقيقتي انکار ناپذير
«وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ ؛ سوگند به آسمان که داراي برجهاي باعظمت است.»
ابن عباس نقل ميکند، که پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) فرمودند: ذکر خداوند عزوجل عبادت است، و ياد من و ياد علي(عليهالسلام) هم عبادت است، و ياد اماماني که فرزند علي (عليهالسلام) هستند عبادت است، قسم به آن خدايي که مرا به نبوت برانگيخت و بهترين مخلوقات قرار داد، وصي من بهترين اوصياء و او حجّت خدا بر بندگانش و خليفه او بر خلقش ميباشد و فرزندانش امامان هدايتگر بعد از او ميباشند، خداوند به خاطر آنها اهل زمين را عذاب نميکند و به خاطر آنان آسمان را نگه ميدارد، که جز به اذن او بر زمين خواهد افتاد، به سبب آنها کوهها بر جايشان استوارند و بر بندگان خدا باران ميبارد و گياهان از زمين ميرويند.
آنان اولياي خدا و خلفاي راستين من هستند، شماره ايشان همان تعداد ماههاي سال است که دوازده نفر ميباشند.
آنگاه رسول خدا(صلي الله عليه و آله) اين آيه را تلاوت کردند: «وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ »و فرمودند: اي ابن عباس! آيا چنين ميپنداري که خداوند به آسمان داراي برجها سوگند ياد کند و منظورش همان آسمان و برجهاي آن باشد؟ عرض کردم يا رسول الله! معناي آن چيست؟ فرمودند:اما آسمان من هستم، و اما برجها؛ امامان بعد از من هستند که اولشان علي(عليهالسلام) و آخرينشان مهدي(صلوات الله عليهم اجمعين) است».(12)
در آيه اول سوره فجر نيز خداوند تبارک و تعالي به وجود حضرت بقية الله قسم ياد ميکند و «والفجر» به حضرت مهدي(عليهالسلام) تأويل شده(13) در ابتداي سوره عصر نيز خداوند به زمان ظهور حضرت مهدي(عليهالسلام)سوگند ياد ميکند.(14)
از تمامي اين مطالب و آياتي که خداوند به خود امام زمان(عليهالسلام) يا به عصر ظهور ايشان قسم ياد ميکند به اين نکته پي ميبريم که در حقانيت وجود حضرت مهدي(عليهالسلام) و ظهور ايشان هيچ ترديد و شکي نيست و حضرتش حقيقتي انکار ناپذير است.
نيرومندترين عالميان
«قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِکُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَي رُکْنٍ شَدِيدٍ ؛ (لوط) گفت: اي کاش در برابر شما قدرتي داشتم يا تکيهگاه و پشتيبان محکمي در اختيارم بود.»(15)
از امام صادق(عليهالسلام) نقل شده که فرمودند: اينکه لوط به قومش گفت:( لَوْ أَنَّ لِي بِکُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَي رُکْنٍ شَدِيدٍ ) مقصودش جز اين نبود که نيروي قائم(عليهالسلام) را داشتم (زيرا نيروي حضرت آن چنان است که هيچ کس ياراي جنگيدن و مقابله با او را ندارد) و رکن شديد ياران آن حضرت هستند که هر يک از آنها قوت چهل مرد را دارد و دلشان از کوه آهن محکمتر است...»(16)
درباره قدرت و نيروي حضرت مهدي(عليهالسلام) از امام رضا(عليهالسلام) نقل است که فرمودند: هنگامي که قائم(عليهالسلام) ظهور کند جسمي قوي و نيرومند دارد به طوري که اگر دست بر بزرگترين درخت زمين بزند آن را از جا ميکند واگر بين کوهها فرياد بزند صخرههايش از جا کنده شود و فرو ريزد.(17)
صراط مستقيم
«فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَي ؛ پس به زودي خواهيد دانست که (ما و شما) کداميک اهل راه مستقيم هستيم و چه کسي هدايت شده است.»(18)
امام موسي بن جعفر (عليهالسلام) فرمودند: از پدرم درباره اين آيه: (فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَي) سؤال کردم. پدرم فرمودند: راه مستقيم همان حضرت قائم(عليهالسلام) است، و هدايت شده کسي است که از او اطاعت کند.(19)
در آيات ديگري از قرآن(20) هم به اين مطلب اشاره گرديده که منظور از هدايت شدن انسانها همان اطاعتشان نسبت به چهارده معصوم (عليهمالسلام) است و هدايت شده و رستگار کسي است که مطيع محض پيامبر و خاندان او باشد. ناگفته نماند که اطاعت از اين انوار مقدس همان اطاعت و پيروي از حضرت حق است: «من اطاعکم فقد اطاع الله»(21)
تعهد انبياء به ولايت مهدي(عليهالسلام)
«وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَي آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ؛ و به راستي که ما از پيش به آدم سفارشي کرديم پس او فراموش کرد و برايش عزم و تصميم پايداري نيافتيم.»(22)
از امام باقر(عليهالسلام) درباره اين آيه چنين نقل شده که فرمودند: خداوند از پيامبران پيمان گرفت و فرمود: آيا من پروردگارتان نيستم؟ گفتند: چرا، (سپس خداوند فرمود) اين محمد(صلي الله عليه و آله) رسول من و علي(عليهالسلام) اميرالمؤمنين است و جانشينان پس از او واليان امر من و گنجينههاي علم من هستند و مهدي(عليهالسلام) کسي است که به وسيله او دينم را ياري ميکنم و دولتم را به وسيله او آشکار ميسازم به او از دشمنانم انتقام ميگيرم و به وسيله او عبادت ميشوم. (سپس پيامبران) گفتند: پروردگارا (به اين مطالب) اقرار کرديم و شهادت داديم.
ولي آدم(عليهالسلام) نه انکار کرد و نه اقرار نمود، پس منصب اولوالعزمي براي پنج تن از پيامبران به جهت حضرت مهدي(عليهالسلام) (و اقرار به مقام ايشان) ثابت شد، و به آدم که عزمي در اقرار نبود (اين مقام عطا نشد). و اين است معناي قول خداوند تبارک و تعالي که فرمود: «وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَي آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا »(23)
دعايش مستجاب است
« أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَکْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ ؛ (آيا بتهايي که معبود شما هستند بهترند) يا کسي که دعاي مضطر را اجابت ميکند و گرفتاري را برطرف ميسازد و شما را خلفاي زمين قرار ميدهد.»(24)
از امام صادق(عليهالسلام) در باره اين آيه شريفه روايت شده که حضرت فرمودند: اين آيه درباره قائم آل محمد(صلي الله عليه و آله) نازل شده، به خدا سوگند اوست آن مضطري که در مقام ابراهيم دو رکعت نماز ميگذارد و به سوي خداوند دعا ميکند، پس (خداوند) او را اجابت نمايد و ناراحتي (او) را برطرف سازد و او را خليفه (خود) در زمين قرار دهد و اين آيه قرآن از اموري است که تأويلش بعد از تنزيلش خواهد بود.(25)
اوج درخشندگي ولايت اميرالمؤمنين(عليهالسلام)
«وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ؛ سوگند به خورشيد و اوج درخشندگيش». (26)
امام صادق(عليهالسلام) درباره اين آيه فرمودند: «شمس» ، اميرالمؤمنين (عليهالسلام) است و «اوج درخشندگي خوشيد» قيام حضرت قائم(عليهالسلام) است.(27)
نظر به اينکه در زمان اميرالمؤمنين(عليهالسلام) امامان ظلم و جور زمام امور را به دست گرفتند و بر مسند خلافت تکيه زدند و با سياهي خود قصد پوشاندن نور ولايت علوي را داشتند، در زمان ظهور حضرت ولي عصر(عليهالسلام) حقانيت ولايت اميرالمؤمنين(عليه السلام) بر همگان ثابت خواهد شد و نور ولايت، زمين را روشن ميکند و مردم به مودّت و محبّت پيامبر (صلي الله عليه و آله) دينشان را ميشناسند و به سوي خدا هدايت ميشوند.
ستارهاي درخشان در تاريکي
«فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوَارِ الْکُنَّسِ ؛ سوگند به ستارگاني که باز ميگردند، حرکت ميکنند و از ديدهها پنهان ميشوند».(28)
امام باقر(عليهالسلام) درباره اين آيه فرمودند: «خُنَّس؛ امامي است که در سال دويست و شصت از مردم پنهان ميشود به طوري که مردم از احوال او بياطلاع ميمانند، سپس مانند ستارهاي تابناک در شب تار آشکار ميگردد».(29)
حضرت علي بن موسي الرضا(عليهالسلام) نيز در توصيف و تعريف امام ميفرمايند: امام ستارهاي است راهنما در شدت تاريکيها و رهگذر شهرها و کويرها و گرداب درياها.(30)
شايد مراد حضرت رضا(عليهالسلام) اين باشد که: چنانکه از قديمالايام مردم در بيابانها و راههاي طولاني به وسيله ستارگان آسمان راه را از بيراهه پيدا ميکردند در بيابان تاريک دنيا نيز امامان معصوم(عليهمالسلام) چراغ پر فروغ هدايت بشر ميباشند و مردم به وسيله اين ذوات مقدس راه خدا را پيدا ميکنند و به سر منزل مقصود نائل ميشوند.
پي نوشتها :
1) - سوره زخرف، آيه 28.
2) - کفاية الاثر: ص 246.
3) - کمال الدين:: ج 1،ص 421.
4) - ظهور حضرت مهدي(عليهالسلام): ص 80 .
5) - سوره زمر، آيه 69.
6) - تفسير قمي: ج 2،ص 253.
7) - سوره نور، آيه 35.
8) - نجم الثاقب: ص 123.
9) - سوره ليل، آيه 2.
10) - سوره لقمان، آيه 20.
11) - کمالالدين: ج 2، ص 368.
12)- الاختصاص: ص 223.
13) - تأويل الآيات الظاهرة: ص 792.
14) - کمالالدين: ج 2، ص 656.
15) - سوره هود، آيه 80.
16) - کمالالدين: ج 2، ص 673.
17) - اعلام الوري: ج 2، ص 240.
18) - سوره طه، آيه 135.
19) - تأويل الآيات: ص 323.
20) - سوره طه، آيه 82.
21) - مفاتيح الجنان:زيارت جامعه کبيره.
22) - سوره طه، آيه 115.
23) - بصائر الدرجات: ص 70.
24) - سوره نمل، آيه 62.
25) - تفسير قمي: ج 2، ص 129.
26) - سوره شمس، آيه 1.
27) - تأويل الآيات الظاهره: ص 803 – المحجة: ص 427.
28) - سوره تکوير، آيه 15و16.
29) - کافي: ج 1، ص 341.
30) - کافي: ج 1، ص 286.
ادامه مطلب
وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيراتِ أَينَ ما تَکُونُوا يأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَميعًا إِنَّ اللّهَ عَلي کُلِّ شَيءٍ قَديرٌ؛(1)
«و براي هر کسي قبلهاي است که وي روي خود را به آن (سوي) ميگرداند؛ پس در کارهاي نيک بر يکديگر پيشي گيريد. هر کجا که باشيد، خداوند همگي شما را (به سوي خود باز) ميآورد؛ در حقيقت، خدا بر همه چيز توانا است».
نکتهها
1. روز جمع شدن ياران حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف)
در روايات متعددي از اهل بيت(عليهم السلام)، عبارت أَينَ ما تَکُونُوا يأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَميعًا، به جمع شدن ياران و اصحاب حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، هنگام ظهور تفسير شده است. امام باقر(عليه السلام) در باره اين آيه فرمود:
«يعْنِي أَصْحَابَ الْقَائِمِ الثَّلَاثَ مِائَةِ وَ الْبِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً قَالَ وَ هُمْ وَ اللَّهِ الاُمَّةُ الْمَعْدُودَةُ قَالَ يجْتَمِعُونَ وَ اللَّهِ فِي سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ قَزَعٌ کَقَزَعِ الْخَرِيفِ»؛(2)
«منظور اصحاب امام قائم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است که سيصد و چند نفرند. به خدا سوگند! منظور از «امت معدوده» آنان هستند. به خدا سوگند! در يک ساعت همگي جمع ميشوند؛ همچون پارههاي ابر پاييزي که بر اثر تند باد، جمع و متراکم ميگردد».
امام علي بن موسي الرضا(عليه السلام) نيز مي فرمايد: و ذَلِکَ وَ اللَّهِ أَنْ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا يجْمَعُ اللَّهُ إِلَيهِ شِيعَتَنَا مِنْ جَمِيعِ الْبُلْدَان»ِ»؛(3) «به خدا سوگند! هنگامي که مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) قيام کند، خداوند پيروان ما را از تمام شهرها گرد او جمع ميکند».
اين تفسير از مفاهيم بطون آيه است؛ چرا که طبق روايات، آيات قرآن گاهي معاني متعددي دارد که يک معنا ظاهري و عمومي است و ديگري مفهوم دروني و به اصطلاح بطن آيه است که جز پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و امامان(عليهم السلام) و کساني که خدا بخواهد، از آن آگاه نيستند.
از منظر اين روايات، خدايي که قدرت دارد ذرات پراکنده خاک انسان ها را در قيامت، از نقاط مختلف جهان جمعآوري کند؛ به آساني ميتواند ياران مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را در يک روز و يک ساعت، براي افروختن نخستين جرقههاي انقلاب و تأسيس حکومت عدل جهاني و پايان دادن به ظلم و ستم، گرد آورد.
در ذيل آيه مي نويسد: «در اخبار فراواني ازعلامه طباطبايي طريق شيعه، نقل شده است: اين آيه دربارة اصحاب قائم آل محمد(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است و از بعضي استفاده مي شود: اين از باب تطبيق و جري است»(4)
پي نوشت ها:
1. بقره (2)، آيه 148.
2. محمد بن يعقوب کليني، کافي، ج8 ، ص313 .
3. محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج52، ص291، ح37.
4. تفسير الميزان، ج1، ص467.
نويسنده:خدامرلد سليميان
منبع:درسنامه مهدويت1-ص42تاص43
ادامه مطلب
بَقِيتُ اللّهِ خَيرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنينَ وَ ما أَنَا عَلَيکُمْ بِحَفيظ؛1
«اگر مؤمن باشيد، باقي مانده خدا براي شما بهتر است و من بر شما نگاهبان نيستم».
در روايات گوناگوني آمده است: «بقية الله» تفسير به وجود امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) يا برخي ديگر از امامان(عليهم السلام) شده است. امام باقر(عليه السلام) فرمود:
«وَ أَوَّلُ مَا ينْطِقُ بِهِ هَذِهِ الْآيةُ بَقِيتُ اللَّهِ خَيرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ثُمَّ يقُولُ: أَنَا بَقِيةُ اللَّهِ فِي أَرْضِه»؛2 «نخستين سخني که مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) پس از قيام خود ميگويد، اين آيه است: »« بَقِيتُ اللّهِ خَيرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنينَ؛ سپس مي¬فرمايد: «منم بقيةالله بر روي زمين».
درست است که در آيه مورد بحث، مخاطب قوم شعيب بوده و منظور از« بقية الله»، سود و سرمايه حلال و يا پاداش الهي است؛ ولي هر موجودي نافع ـ که از طرف خداوند براي بشر باقي مانده و مايه خير و سعادت او گردد ـ «بقيةالله» محسوب ميشود. بر اين اساس تمام پيامبران الهي و پيشوايان بزرگ بقيةاللهاند. تمام رهبران راستين نيز که پس از مبارزه با يک دشمن سر سخت براي يک قوم و ملت باقي ميمانند، از اين نظر بقيةالله¬اند. سربازاني که پس از پيروزي از ميدان جنگ باز ميگردند، آنان نيز بقيةالله¬اند.
از آنجايي که مهدي موعود(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، آخرين پيشوا و بزرگ¬ترين رهبر انقلابي پس از بعثت پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) است، يکي از روشن¬ترين مصاديق «بقيةالله» و شايستهترين فرد به اين لقب است؛ به خصوص که تنها باقي مانده بعد از پيامبران و امامان است.
پي نوشت ها:
1. هود ( 11 )، آيه 86.
2. صدوق، کمال الدين و تمام النعمة، ج1، ص330، باب 33، ح16.
نويسنده:خدامراد سليميان
منبع: درسنامه مهدويت1-ص43 تا44
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.