قرآن كريم آيات فراواني را به بيان اوصاف و ويژگي‏هاي انسان اختصاص داده است. بعضي‏آيات وي را مدح و ستايش كرده و دسته‏اي از آيات او را مذمت و نكوهش مي‏كند.
آياتي كه انسان را ستايش مي‏كند، از او به خليفه خدا بر روي زمين و برخوردار از ظرفيت علمي گسترده و امانت‏دار خدا و داراي كرامت و ملهَم به فجور و تقوا و واجد فطرت و موجودي ابدي و ديگر اوصاف پسنديده ياد مي‏كند. در برابر، آياتي است كه او را نكوهش كرده و از او به موجودي ضعيف، عجول، قتور، فَخور، هَلوع، جَزوع، مَنوع، ظلوم و جَهول و ديگر اوصاف نكوهيده تعبير مي‏كند.
از اين آيات استفاده مي‏شود كه انسان داراي فطرتي است و طبيعتي، از آن جهت كه داراي فطرت الهي است مورد ستايش قرار گرفته و از آن جهت كه در بند طبيعت و تابع شهوت و غضب است، ضعيف است و هلوع و....
زانكه نيم او ز عَيْبِستان بُد است  واندگر نيمش ز غَيْبِستان بُد است[1]
غَيب را ابري و آبي ديگر است  آسمان و آفتابي ديگر است[2]

[1] ـ مثنوي معنوي، دفتر دوم، 3035.
[2] ـ همان، دفتر اول، 2035.


تصمیم گیری در مدیریت از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است تا آنجا که بعضاً اینطور تعریف می شود که «جان مدیریت، تصمیمی است که یک مدیر نسبت به حوزه سازمانی خودش می گیرد.» (1)
قرآن کریم تأکید می کند که اندیشه هایی که در ذهن انسانها شکل می گیرد، می تواند علاوه بر زمینه های درونی، منشأ بیرونی - بیرون از وجود انسان - داشته باشد.
دو عامل از این عوامل بیرونی که در قرآن کریم به آنها صراحتاً اشاره شده است، «ملک» و «جن» هستند.
البته اجنه دو دسته هستند:
- دسته ای که تأثیر مثبت دارند و در راستای اندیشه های رحمانی عمل می کنند:
«وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ و َمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِکَ تَحَرَّوْا رَشَداً وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً» (جن / 15-14)
«و براستی بعضی از ما مسلمانند و بعضی از ما ستمگرانند پس هرکه مسلمان شود پس آنان راه رشد را جویا شدند و اما ستمگران پس هیزمی برای جهنم هستند.»
- دسته ای که وسوسه گرند و تأثیر منفی و انحرافی دارند و جن شیطان نامیده می شوند:
«و َکَذلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوّاً شَیَاطِینَ الْإِنْسِ و َالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مَا یَفْتَرُونَ» (انعام / 112)
«شیاطینی انسی و جنی که بعضی (جنیان) به بعضی دیگر (انسانها) سخنان باطل زینت داده شده را با فریب القاء می کنند.»

>>>


قرآن و كرامت انسان

بد نيست‏بدانيم كه جايگاه و منزلت انسان در بين موجودات ديگر چگونه است. آيا برتر از بخشى از آنها مى‏باشد يا برتر از همه‏ى موجودات يا اصلا بر هيچ موجودى برترى ندارد؟ و اگر برترى دارد آيا ذاتا برترى دارد يا اين‏كه اكتسابا مى‏تواند برترى پيدا كند؟ براى بحث در اين زمينه، بايد آياتى كه به نحوى خبر از برترى انسان مى‏دهد را بررسى كنيم و بعد با نقل برداشت‏هايى كه از اين آيات شده است، ببينم جايگاه و منزلت انسان در قرآن چگونه مى‏باشد؟ براى اين‏كه بحث از قرآن شروع شود ما اول خودمان را در محضر قرآن قرار مى‏دهيم تا ببينيم انسانى را كه خداوند خليفه ى خود معرفى مى‏كند، اشرف مخلوقات و موجودات هم هست‏يا خير. «لقد كرمنا بني آدم وحملناهم في البر والبحر و رزقناهم من الطيبات و فضلناهم على كثير ممن خلقنا تفصيلا» . (1)
«ما آدميزاد را گرامى داشتيم و آنها را در خشكى و دريا (بر مركبهاى راهوار) حمل كرديم واز انواع روزيها پاكيزه به آنان روزى داديم و آنها را بر بسيارى از موجوداتى كه خلق كرديم برترى بخشيديم‏» .
آنچه علامه طباطبائى رحمه الله در الميزان به آن اشاره كرده است در رابطه با علت گرامى داشتن انسان بر ساير مخلوقين عبارتند از:
1. قوه نطق داشتن.
2. تعديل القامة بودن.
3. انگشتان دست انسان جورى است كه قادر است‏خيلى كارها را انجام دهد.
4. با دست غذا خوردن.
5. خط نوشتن.
6. حسن صورت.
7. تسلط بر بسيارى از مخلوقين و مسخر كردن.
8. آفرينش ابوالبشر به دست‏خداوند.
9. قرار دادن محمد صلى الله عليه و آله و سلم از انسان‏ها.


در خصوص تبعیت «عقل» از «وحی» در حوزه عقلانی، برخی اشکال می کنند:
همانطوری که عقل بشر در حوزه طبیعت، فعالیت ها و دستاوردهایی دارد، در حوزه دین و قرآن هم مطالعه و برداشت هائی می کند، حال اگر «عقل» در حوزه طبیعت خطاپذیر است، در برداشت از قرآن هم خطا پذیر است.
معنی دیگر این اشکال این است که اگر علم ابطال پذیری دارد، استنباط ما از دین هم ابطال پذیری دارد لذا اجتهاد ما از دین دائماً در تغییر است و دین قرائت های مختلف دارد!
در طرح این نوع بحثها یک خطای اساسی صورت می گیرد که برای رفع آن ذکر دو نکته لازم است:

1- ثابتات و متغیرات دینی

در بخشی از دین، همیشه استنباط ها ثابت است و هیچ گونه قرائت متعددی وجود ندارد.
در اصول اعتقادات: اصل وجود خدا، اصل معاد، اصل حقانیت قرآن، اصل خاتمیت پیامبر اکرم (ص) اصل حقانیت امامت اهل بیت (ع)، اصول ثابت دین، و مبنای اجتهاد کلیه مجتهدین است و به هیچ وجه، قرائت بردار نیست.
در اخلاق هم مسلمات داریم، صداقت و وفای بعهد، احسان به پدر و مادر، امانت داری و... جزء اصول اخلاقی ثابت اسلام است.
در حوزه احکام نیز اینکه نماز، روزه، حج، زکوه و... واجب است از مسلمات و ثابتات است بلکه بسیاری از جزئیات این فروعات ثابت است همچون رکعات نماز، قیام، رکوع، سجود در نماز و وجوب روزه در ماه رمضان از طلوع فجر تا غروب آفتاب، امساک از خوردن و آشامیدن و...
اجتهادات اسلامی همیشه مبتنی بر این اصول ثابت صورت می گیرد و مجتهدین تلاش می کنند تا در تفصیل دین تحقیقاتی را انجام بدهند و ثابتات دینی راهنمای آنهاست تا اینکه از مسیر صحیح خارج نشده و دچار خطا نشوند.

 


چكيده

انسان موجود يا مخلوقي است با ويژگي هاي خاصي که در قرآن مجيد ترسيم و تصوير شده است. در قرآن کريم محور بحث، انسان است و اساسا قرآن، کتاب انسان سازي است. در حقيقت در بين مخلوقات، انسان از ويژگي هاي بسيار متمايزي برخوردار است كه به احسن الخالقين خطاب شده است. قرآن انسان را مدحها و ستایشها کرده و نیز مذمتها و نکوهشها نموده است.

عالی ترین مدحها و بزرگترین مذمتهای قرآن درباره انسان است که او را از آسمان و زمین و از فرشته برتر و در همان حال از دیو و چارپایان پست تر شمرده است. از نظر قرآن انسان موجودی است که توانایی دارد جهان را مسخر خویش سازد و فرشتگان را به خدمت خویش بگمارد و همچنین می تواند به «اسفل سافلین» (پایین ترین درجات) سقوط کند. این خود انسان است که باید در باره خود تصمیم بگیرد و سرنوشت نهایی خویش را تعیین نماید.

 مقدمه
بدون ترديد يكي از مهم ترين موضوعات قرآني، حول محور انسان و ويژگي هاي او سير مي كند.شناسايي ويژگي‏هاي انسان از ديدگاه قرآن، همواره مورد توجه انديشمندان اسلامي بوده است. در قرآن كريم، دو دسته از آيات درصدد تبيين اين ويژگي‏ها برآمده‏اند. دسته‏اي از آنها به ثناگويي او پرداخته و بهترين سپاس‏ها و ستايش‏ها را در حق او روا مي‏دارند و دسته‏اي ديگر او را سرزنش كرده و بدترين نكوهش‏ها را نثارش مي‏كنند.با توجه به اهميت موضوع، نويسنده در اين نوشتار در پي بررسي ويژگي هاي انسان از نگاه قرآن است.

قرآن كريم آيات فراواني را به انسان و بيان اوصاف و ويژگي‏هاي او اختصاص داده است. در برخي از اين آيات، عالي‏ترين ثناها و ستايش‏ها درباره انسان به كار رفته و به بهترين شكل و با زيباترين الفاظ از او سخن رفته و ويژگي‏هاي منحصر به فردي به او نسبت داده شده است؛ در حالي كه در برخي آيات ديگر، بدترين نكوهش‏ها در مورد انسان به كار رفته و او با الفاظ صريح و غيرصريح سرزنش شده است.
 


برای آنكه اقدام او نیز مؤثر باشد و با توفیق قرین گردد، نخست باید با خود شرط كند اعمال نادرست گذشته را ترك كند و اعمال خود را با فرمان خداوند مطابق ساخته و بكوشد نیت خود را خالص نماید. او باید این شرط را در یاد خود نگاه دارد و با هر عملی كه در طی روز انجام می دهد، این شرط را در درون خود متذكر گردد و مراقب باشد از شرط خود تجاوز نكند.

مراقبت او از وفاداری به شرط، از آن روست كه خداوند را رقیب و شاهد می داند و معتقد است خداوند تجاوز از شرط را می بیند. برای آنكه از این رقیب همیشه حاضر حیا كند و از شرط خود تخطی ننماید، همواره به یاد می آورد كه خداوند منعم بزرگی است كه همتای عظمت او در جهان نیست و او همه چیز را می بیند و اگر منعم بودن خداوند عظمت و حضور خدا را در دل و خاطر داشته باشد از معصیت او حیا خواهد كرد. برای حفظ این یاد، او باید نعمت های خدا را به یاد آورد و با خود زمزمه كند: «أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری»[1]، و «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَیْكُمْ رَقِیباً»[2].
او باید پس از مراقبت كافی، در پایان هر روز به محاسبه بپردازد و عمل خود را با شرطهایش مقایسه كند. محاسبه موجب شناخت كاستیهای گذشته می شود و چون با یادآوریِ محاسبه دقیق خداوند همراه شود، منشأ تحكیم عزم و قرار دادن شروط تازه خواهد شد.
به هنگام محاسبه، باید بر هر توفیقی شكرگزاری كرد و به خاطر هر خطایی استغفار نمود و برای آنكه نتیجه محاسبه، دستاویز شیطان برای فریفتن انسان نگردد، باید از یأس و نا امیدی پرهیز كرد و با محاسبه هر چه دقیقتر راه را بر عجب و غرور بست. محاسبه دقیق وقتی ممكن می شود كه به یاد محاسبه دقیق قیامت باشیم و این آیات الهی را در خاطر آوریم كه:
یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا أحْصاهُ اللَّهُ وَ نَسُوهُ وَ اللَّهُ عَلی كُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهِیدٌ ؛[3]


4. پالایش روح:
امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «خداوند ایمان را واجب كرد تا انسان ها را از پلیدی شرك پاك كند و نماز را واجب نمود تا آنها را از كبر منزه سازد.»[1]
5. سپری در برابر فحشاء و منكر:
«نماز را بپادار، همانا نماز انسان را از فحشاء و منكر باز می دارد.»[2]
6. آرامش روح و اطمینان قلبی:
«الا بذكر الله تطمئنّ القلوب»[3] «همانا با یاد خدا دلها آرام می گیرد.»
آثار اخروی:
در كنار تمام آثار مادی و معنوی، آراسته شدن به فضائل اخلاقی سعادت اخروی را نیز به دنبال دارد كه در قرآن كریم و روایات به آنها اشاره شده است.
1. دارای بهترین اجر در جهان آخرت: خداوند در قرآن می فرماید: «هر كس كار شایسته ای انجام دهد... پاداش او را در آخرت به بهترین وجه خواهیم داد.»[4]
2. فضائل انیس مؤمن در قبر: امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «وقتی مؤمن را در قبر می نهند به همراه او شش صورت نورانی داخل قبر می شوند و اطراف او را می گیرند. یكی از آنها كه از دیگران نورانی تر است از آنها می پرسند، شما كیستید؟ به ترتیب جواب می دهند: نماز، زكات، روزه، حج و عمره و نیكی هایی كه مؤمن به برادرانش رسانده است. سپس از آن صورت نورانی تر می پرسند، تو كه هستی؟ جواب می دهد، من ولایت اهل بیت پیغمبرم.[5]
3. ایمنی در محشر: خداوند در قرآن می فرماید: «كسانی كه كار نیك انجام دهند پاداشی بهتر از آن می بینند و از وحشت و سختی روز قیامت در امانند.»[6]
4. ورود به بهشت: حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «بهای بهشت عمل صالح است.»[7]
با دقت در این آثار كه گزیده ای از آثار فضائل اخلاقی است اهمیت آراسته شدن به فضائل روشن تر می گردد.
آراسته شدن به فضائل در دعای پیامبر و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ :
به جهت اهمیت فضائل اخلاقی، پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ همواره از خداوند درخواست آراسته شدن به محاسن اخلاق را داشتند، چرا كه به فرموده پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ محاسن اخلاق عطایای الهی است،[8] و سالك باید عاجزانه از خداوند بخواهد كه به این فضائل آراسته شود.
در كتاب محجه البیضاء نقل شده است كه پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ همواره در ابتداء نماز این دعا را قرائت می كردند: «اللهم اهدنی لأحسن الاخلاق، لا یهدی لأحسنها الا أنت...»[9] «پروردگارا مرا به نیكوترین اخلاق هدایتم فرما زیرا جز تو هدایت گری به اخلاق نیك نیست.» و در یكی از دعاهای امام سجاد ـ علیه السّلام ـ نیز اینگونه آمده است: «اللهم صلّ علی محمدٍ و آل محمّد... و هب لی معالی الاخلاق.»[10]
[1] . نهج البلاغه، كلمه‌قصار، 244، ص 1197.
[2] . عنكبوت/45.
[3] . رعد/28.
[4] . نحل/97.
[5] . بحارالانوار، ج 6، ص 235.
[6] . نمل/89.
[7] . غررالحكم، ص 154، ح 2876.
[8] . بحارالانوار، ج 70، ص 3094،‌باب حسن خلق، ح 64.
[9] . محجه البیضاء، ج 5،‌ص 92، فیض كاشانی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، چاپ دوم، بی تا.
[10] . صحیفه كامله سجادیه، دعای مكارم الاخلاق، ص 99 ـ 100، مجموعه دعاهای امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ ، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، چاپ دوم، 1370.


مسئله اخلاق،‌تهذیب نفس و آراسته شدن به فضائل اخلاقی در همه ادیان توحیدی و خصوصاً اسلام از اهمیت بسیار بالائی برخوردار است، به طوری كه از اهداف بعثت انبیاء و نزول قرآن كریم، تربیت انسان ها و آراسته شدن آنها به فضائل والای اخلاقی است. خداوند در قرآن كریم می فرماید: «اوست خدایی كه در میان مردم اُمّی پیامبری از خود آنها برانگیخت تا آیات وحی را بر آنان تلاوت كرده و به تزكیه و تربیت اخلاقی آنان بپردازد.».[1]
به فرموده حضرت امام (ره) : «انبیای خدا برای این مبعوث شدند كه آدم تربیت كنند، انسان بسازند؛ بشر را از زشتیها، پلیدیها، فسادها و رذایل اخلاقی دور سازند و با فضایل و آداب حسنه آشنا كنند. «بُعثتُ‌لاُتمّمَ مكارمَ الاخلاق»[2] چنین عملی كه خداوند متعال به آن، آن قدر اهتمام داشته كه انبیاء را مبعوث فرموده است...»[3]
در اهمیت فضائل و خصلتهای اخلاقی همین بس كه در قرآن كریم آن را ملاك ارزش انسان دانسته و در مقام ستایش و تمجید پیامبران الهی آنان را به جهت دارا بودن صفات اخلاقی نیكو می ستاید. به عنوان مثال حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ به خاطر برخورداری از سه صفت اخلاقی نیكو ستوده شده است. «انّ ابراهیم لحلیم أوّاه منیب»[4] همانا ابراهیم بردبار، بسیار مهربان و بازگشت كننده به سوی خدا بود.» و درباره پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید: «و انّك لعلی خلق عظیم»[5] «همانا تو صاحب اخلاق عظیم و برجسته ای هستی» و همین آراستگی به اخلاق الهی است كه رمز موفقیت پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در تبلیغ اسلام می گردد، «در پرتو رحمت الهی تو با مردم مهربان شدی در حالی كه اگر خشن و تندخو و سنگدل بودی از اطراف تو پراكنده می شدند.»[6]

در قرآن كریم به همین مقدار هم اكتفاء نشده است بلكه خداوند در جای جای این كتاب الهی، انسان ها را امر و ترغیب به كسب فضائل اخلاقی اعم از عبادات واجب و یا مكارم اخلاقی نموده است، كه در برخی از موارد به صورت مستقل امر شده و در مواردی نیز به صورت عام ترغیب به كسب فضائل صورت گرفته است از جمله در این آیات: «فاستبقوا الخیرات»[7] «در فضائل و اعمال نیك از یكدیگر سبقت بگیرید.» «و سارعوا الی مغفرهٍ من ربّكم و جنّهٍ...»[8] «بشتابید به سوی آمرزش و مغفرت پروردگار و بهشت برین» كه تنها در صورت آراسته شدن به فضایل میسر می گردد.


تعریف خودسازی
«خودسازی» به معنای شناخت معارف، ایجاد ملكات و انجام افعالی است كه كمالِ شناخته شده برای «خود» را پدید می‎آورند.
درك ما از خودسازی، وابستگی كامل به شناخت ما از ماهیتِ «خود» و كمال مطلوب آن دارد؛ پس خودشناسی مقدمه اجتناب ناپذیر خودسازی است. «خود» آن چنان كه با كمك درون بینی شناخته شد، موجودی است با مجموعه ای از تواناییها و گرایشها كه كمال آن قرب خداوند است. این كمال از طریق اصلاح روابط مختلف انسان به دست می آید. بنابراین، خودسازی مجموعه اعمالی است كه برای اصلاح روابط خود انجام می دهیم تا به قرب خداوند نایل شویم. دسته ای از این اعمال، كسب شناختهای ضروری برای تقرب به خداوند است و دسته ای دیگر، عمل به وظایف اخلاقی و تكالیف شرعی است. در این قسمت، مراحل و روشهای عام خودسازی را مطرح خواهیم كرد.




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |