مصرف درست و منطقی علاوه بر اینكه از هدر رفتن ذخایر با ارزش انرژی پیشگیری می كند، آلودگی را نیز كمتر و محیط زیست را سالم تر می كند. باید توجه داشت كه در میان آلاینده های محیط زیست آنهایی كه از مصرف انرژی های فسیلی حاصل می شوند بیش از انواع دیگر انرژی موجب آلودگی محیط زیست می شوند.

بطور مثال كاهش ناراحتی و بیماری های مجاری تنفسی، سرفه، سردرد- افزایش توان كاری بدن، كاهش ناراحتی های قلبی و گردش خون در انسان - سبز شدن برگ ها، رشد و نمو گیاهان و افزایش محصولات در نباتات از اثرات كاهش و از بین رفتن اكسیدهای گوگرد و نیتروژن و مونواكسید كربن كه آلاینده های حاصل از مصرف نادرست سوخت های فسیلی هستند، بر انسان ها و گیاهان می باشد.

از طرف دیگر كاهش و از بین رفتن گازهای گلخانه ای و نیز باران های اسیدی كه باعث از بین رفتن مناطق سبز و گونه های گیاهی و جانوری و گرم شدن هوای زمین می شود، نمونه ای دیگر از اثرات استفاده درست از سوخت های فسیلی است، بد نیست بدانید انرژی مصرفی یك خانواده برای پخت و پز در طول سال ۵/۱ تن گاز گلخانه ای را وارد جو زمین می كند و یا اینكه تولید برق مصرفی یك یخچال در طول سال ۲ تن گاز گلخانه ای به محیط زیست اضافه می كند.        

          سازمان بهره وری انرژی ایران



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 4:55 PM نظرات 0 | لينک مطلب

محیط زیست هدیه و موهبت الهی است که حفاظت از آن نخستین وظیفه بشر و شاید مهمترین رسالت انسان باشد. محیط زیست سالم نه تنها به سلامت انسان کمک می کند، بلکه امکان بهره برداری مناسب از مواهب الهی موجود در آن برای رفع نیازهای بشری را فراهم می سازد و از این رو حفاظت از محیط زیست از اهمیت ویژه ای برخوردار است اما بشر با فعالیت های اقتصادی، همواره نسبت به حفظ محیط زیست بی اعتنا بوده، تا جایی که امروزه آلودگی زیست محیطی به یکی از بلایای بشر تبدیل شده است .

محیط زیست هدیه و موهبت الهی است که حفاظت از آن نخستین وظیفه بشر و شاید مهمترین رسالت انسان باشد. محیط زیست سالم نه تنها به سلامت انسان کمک می کند، بلکه امکان بهره برداری مناسب از مواهب الهی موجود در آن برای رفع نیازهای بشری را فراهم می سازد و از این رو حفاظت از محیط زیست از اهمیت ویژه ای برخوردار است اما بشر با فعالیت های اقتصادی، همواره نسبت به حفظ محیط زیست بی اعتنا بوده، تا جایی که امروزه آلودگی زیست محیطی به یکی از بلایای بشر تبدیل شده است. هیچ موجودی در کره زمین به اندازه انسان به محیط زیست لطمه نمی زند. فعالیت های اقتصادی سرمنشأ آلودگی های زیست محیطی است که امروزه با اعتراض و انتقاد گروه های حامی محیط زیست در گوشه و کنار جهان مواجه شده است. فعالیت های تولیدی به شیوه های گوناگون (انتقال پساب های صنعتی به رودخانه ها و دریاها، حرکت خودروها، دفع ضایعات مصرفی و...)به محیط زیست صدمه می زند، اما بخشی از این صدمات با سرمایه گذاری های مناسب و ضروری، قابل پیشگیری است .
بهینه سازی مصرف انرژی های فسیلی، ایجاد سیستم های جمع آوری و دفع بهداشتی فاضلاب و راه اندازی صنایع بازیافت، از شیوه های متعادل در جهان برای جلوگیری از آلودگی محیط زیست و استفاده اقتصادی از پسمانده ها می باشد .
با نگاهی گذرا به زندگی روزمره خود متوجه می شویم که روزانه چقدر زباله به محیط زیست خود تحویل می دهیم. از شیشه ها و پلاستیک های شیرمصرفی صبحگاهی گرفته تا کاغذهایی که به روش های گوناگون (برای خواندن و نوشتن یا بسته بندی کالاهایی که خریداری می کنیم) مورد استفاده قرار داده و سپس به سطل زباله می ریزیم، همه از محصولات قابل بازیافت می باشند .
سالانه میلیاردها دلار در جهان صرف تولید کاغذ، پلاستیک، قوطی های فلزی و... می شود که با یک بار مصرف آن ها به زباله تبدیل شده و دور ریخته می شوند. میلیاردها دلار نیز صرف جمع آوری و از بین بردن این زباله ها می شود که در هر صورت ضایعاتی را به محیط زیست وارد می کند .
اما اکثر این مواد قابل بازیافت می باشند و با سرمایه گذاری مناسب برای بازیافت آن ها، نه تنها می توان از خسارت های بیشتر به محیط زیست و آلوده سازی آن جلوگیری کرد، بلکه میزان نیاز انسان به مواد اولیه (چوب و الوار جنگ ها، منابع فلزی، غیرفلزی زیرزمینی و...) و برداشت از ذخایر و طبیعی ومعدنی را کاهش داده و بقایای آن برای نسل های بعدی را تضمین خواهد کرد .
بازیافت؛ توجه بشر به محیط زیست
اما بشر نسبت به آسیب های جدی که به محیط زیست وارد می سازد که در نهایت گریبان سلامت خود، خانواده و نسل های بعدی اش را خواهد گرفت، کمابیش بی تفاوت است . میزان آسیب پذیری محیط زیست در کشورهای مختلف متفاوت است. آلودگی های ناشی از مصرف بالای فرآورده های نفتی در کشورهای صنعتی با وجود مطالعات، سرمایه گذاری ها و تلاش های انجام شده در این زمینه بیش از کشورهای در حال توسعه است. در همین حال آلودگی های زیست محیطی ناشی از دفن نامناسب ضایعات صنعتی و نیز برداشت غیرمجاز از جنگل ها و مراتع د رکشورهای در حال توسعه بیش از کشورهای صنعتی است .
انسان به هوا و غذای سالم و محیط پاک برای زندگی نیاز دارد. بسیاری از بیماری های همه گیر ناشی از آلودگی های زیست محیطی است که اغلب کمتر مورد توجه مردم قرار می گیرد. زمین، هوا و آب آلوده، محصول آلوده و ناسالم عرضه می کند و انسان با مصرف مواد غذایی آلوده، بیمار خواهد شد و لاجرم باید هزینه های سنگین تر بهداشتی-درمانی و... را بپردازد .
با توجه به خسارت های بی شمار آلودگی های زیست محیطی، هرگونه سرمایه گذاری برای پاکسازی محیط زیست، به کاهش هزینه های بهداشتی-درمانی و ... خواهد انجامید و به عبارتی این نوع سرمایه گذاری ها از نوع سرمایه گذاری های دارای بازده اقتصادی کوتاه و بلندمدت است .
سالانه میلیاردها دلار در سراسر جهان باید صرف سوزاندن میلیاردها تن زباله شود؛ زباله هایی که بخشی ازآن ها می تواند مورد بازیافت و مصرف دوباره قرار گیرد. اینگونه خسارات در کشورهای در حال توسعه همانند ایران به مراتب بیش از کشورهای توسعه یافته است .
کشورهای پیشرفته صنعتی با سرمایه گذاری مناسب برای بازیافت انواع زباله ها (فلزات، مواد پلاستیکی، چوب، کاغذ و...) و آموزش همگانی برای جداسازی زباله ها از مبدأ (منازل، مدارس، اداری، تولیدی، صنعتی، خدماتی و...) قادر شده اند که از زباله های جمع آوری شده برای تولیدات جدید استفاده کنند و از بروز خسارات بیشتر به محیط زیست (برداشت از منابع طبیعی و دفن زباله ها) تا حدودی جلوگیری کنند. اما در کشورهای در حال توسعه وضعیت چنین نیست. نه تنها سرمایه گذاری های قابل توجهی برای راه اندازی صنایع بازیافت صورت نگرفته، بلکه فرهنگ عمومی برای جداسازی زباله ها نیز شکل نگرفته است .
ضرورتی ندارد که سازمان بازیافت خود اقدام به سرمایه گذاری برای راه اندازی صنایع بازیافت نماید، بلکه می بایست سازوکار مناسب برای فعالیت بخش خصوصی در این زمینه را فراهم سازد. این اقدام با فرهنگسازی برای جداسازی زباله ها، تأمین امکانات مورد نیاز برای نگهداری و حمل پسماندهای خشک جمع آوری شده تا کارخانه های بازیافت و اخذ هزینه مناسب در این زمینه از صاحبان این کارخانه ها امکان پذیر است .
شهرداری برای جمع آوری زباله ها از سطح خانه ها و محله ها امکاناتی را فراهم ساخته و نیروی انسانی مورد نیاز را نیز جلب نموده است، لذا در حمل پسماندهای خشک نیاز به سرمایه گذاری جدید و کلانی نیست، بلکه از طریق تعبیه مخازن مختلف برای انواع پسماندها از جمله شیشه، کاغذ، مواد پلاستیکی و مواد فلزی در محله ها آموزش همگانی در خصوص جداسازی زباله ها می توان زمینه کار را فراهم ساخت .
تشویق و ترغیب مردم به این اقدام و حتی خریداری زباله های جدا شده در ابتدای کار می تواند فرهنگسازی را عمق بخشد و سپس به تدریج به عنوان یک وظیفه شهروندی به مردم تفهیم گردد. در برخی از کشورهای اروپایی، خانوارهایی که کاغذ باطله ها یا شیشه ها را مخلوط با زباله های دیگر تحویل دهند، جریمه می شوند و این امر سبب می شود که توجه مردم به زباله ها و دورریزها جلب گردد و دقت بیشتری در این زمینه مبذول نمایند .
انواع مواد بازیافتی
به عقیده کارشناسان اقتصادی، استقرار یک فرهنگ در جامعه، نیازمند اطلاع رسانی شفاف و اقدام های تشویق گونه در مراحل ابتدای کار است. لذا تحمل هزینه های بیشتر برای جمع آوری در ابتدای کار تا تبدیل فرهنگ جداسازی و رواج کامل آن ضروری است. حتی می توان با نصب سطل هایی در محله ها، اقدام به جمع آوری شیشه ها و ظروف یکبارمصرف مواد غذایی و حتی ظروف فلزی نمود و بازیافت اینگونه مواد را در دستور کار قرار داد. این اقدام از هدررفتن سرمایه های عظیم ملی و منابع طبیعی و زیرزمینی جلوگیری خواهد کرد و سالانه میلیاردها ریال صرفه جویی اقتصادی دربر خواهد داشت .
به طورکلی بازیافت مواد را می توان به سه دسته تقسیم کرد :
دست اول-بازیافت موادی که بدون هیچ گونه فرایندی و فقط با شستشو، ضدعفونی و رعایت مسائل بهداشتی قابل استفاده مجدد هستند، مانند بطری های شیشه ای سالم .
دسته دوم- بازیافت موادی که پس از طی فرایند به مواد جدید تبدیل می شوند. مانند شیشه خرده، فلزات، مواد پلاستیکی و کاغذ .
دسته سوم- بازیافت مواد، مثل تبدیل مواد زائد فسادپذیر به کود کمپوست و یا بازیافت انرژی، مثل تجزیه بی هوازی مواد زاید فسادپذیر و تولید گاز متان (بیوگاز ).
مزایای بازیافت مواد زائد
از آن جا که تجمع و تل انبار زائدات خشک روی هم ضمن اشغال فضاها، منظره ناخوشایندی را ایجاد می کند، موجبات تجمع حشرات، تخم ریزی سوسک ها و سایر ناقلین بیماری زا را نیز فراهم می آورد مضاف بر این که بوی مشمئزکننده نیز مزید بر علت شده و دفع مناسب را می طلبد، دفعی که از لحاظ بهداشت، سلامت، اقتصاد و اشتغال نیز قابل قبول باشد .
لازم به ذکر است از آن جا که برخی مواد مثل پلاستیک، لاستیک و ... قابلیت تجزیه و برگشت به چرخه طبیعت را ندارند پس به صرفه و عاقلانه است که به گونه ای دیگر دفع شده که گزینه مناسب برای این کار بازیافت (استفاده مجدد و تولید مواد جدید) است .
اما نگاه زیست محیطی به مسئله بازیافت این نکته را خاطرنشان می سازد که با بازیافت در حفظ محیط زیست، حفظ ظاهر زیبا و طبیعی اطرافمان گام برمی داریم و فضای مناسب و مفید را صرف تلنبار، تجمع و دفن زائدات نمی کنیم .
ما می توانیم با بازیافت حس خلاقیت کودکان وافراد جامعه را در استفاده مجدد مواد (از نوع بازیافت دسته اول) نیز فعال و پویا کنیم. همچنین با کاهش قطع درختان (که صرف تولید کاغذ) می شوند به مساحت فضای سبز و افزایش هوای پاک کمک کنیم و به عبارت دیگر به فرامین شرع مقدس اسلام عمل کنیم. (الاسراف مضمون فی ...)
از آنجا که بازیافت، بازگشت سرمایه های خدادادی و طبیعی می باشد پس بدیهی است که تفکیک زائدات جمع آوری و بازگرداندن آنها به چرخه طبیعت نقش مؤثری در اقتصاد و خودکفائی جامعه را از وابستگی و تاحدودی واردات ازسایر کشورها نجات می دهد، حتی در پاره ای مواقع با بازیافت و تهیه مواد می توان صادرات به سایر کشورها را نیز انجام داد و تأثیر مثبتی بر روند اقتصادی آن کشورها گذاشت .
آموزش بازیافت به مردم
هدف از این طرح این است که ضایعات خشک پیش از تبدیل شدن به زباله و هزینه های ناشی از مدیریت بسماند که بخش مهمی از ثروت های دور ریخته شده هستند مجدداً به چرخه تولید و مصرف بازگردند و همچنین با طرح تفکیک می توان از هدررفتن بخش عمده ای از منابع و ثروت های ملی جلوگیری کرد. حجم زباله های شهری با جداسازی زباله ها به مقدار زیادی کاهش می یابد .
آموزش، سطح اطلاعات و آگاهی افراد پیرامون بازیافت و مزایای آن را افزایش می دهد و ارتباط مستقیمی با همکاری مردم در طرح تفکیک از مبدأ دارد. آموزش چهره به چهره، آموزش همگانی، آموزش ازطریق رسانه های عمومی، پوستر، بنر و.. دیدگاه و نگرش مردم جامعه وشهروندان را تغییر می دهد و به سمت هدف موردنظر که ارتقاء بینش مناسب درجهت همکاری در زمینه بازیافت و تفکیک از مبدأ است سوق می دهد، از این رو اطلاع رسانی و آموزش های عمومی از اولویت ویژه ای برخوردار است .
اهداف عمده آموزش چهره به چهره، در گام نخست فرهنگسازی در زمینه های ذیل است :
۱ ) ارزشمندی زایدات خشک .
۲ ) اهمیت بازیافت در چرخه اقتصادی کشور .
۳ ) مضرات رهایی زباله های خشک در طبیعت .
۴ ) تأثیر بازیافت در کاهش آلودگی های زیست محیطی .
۵ ) ایجاد اشتغال زایی .
۶ ) کاهش میزان پسماندهای خشک بی ارزش .
از سیاست های مهم سازمان بازیافت، آموزش مستمر در تمامی محدوده های تحت پوشش مناطق شهرداری است. باتوجه به مهاجرت شهروندان از محدوده محلات و نیز کمرنگ شدن اهمیت آموزش ها در این میان نیاز به یادآوری محسوس است .
جداسازی پسماندها و محصولات آن
برای این که مشارکت مردم در زمینه همکاری پیرامون تفکیک پسماند خشک جلب شود باید سطح اطلاعات و آگاهی مردم در زمینه ی بازیافت افزایش یابد یعنی مفهوم صحیح و کامل بازیافت باید به وضوح روشن شده تا نگرش ها تغییر یابد .
برای دستیابی به این مهم با آموزش چهره به چهره یا کلاس های آموزشی در سنین مختلف جامعه (مهدکودک ها، مدارس، دانشگاه ها، مساجد، مراکز تجاری و اداری)، رسانه ها، تهیه فیلم، عکس، پوستر، و بنرهای پیام دار یا پمفلت آموزنده می توان اطلاع رسانی را تکمیل کرد .
وقتی دیدگاه تغییر کند و مردم آماده ی همکاری شوند با ایجاد امکانات مناسب و کافی با برنامه ریزی صحیح و هدفمند باید خدمات مفید جهت جمع آوری به موقع ارائه گردد. تا انگیزه ی همکاری تقویت شود، البته جهت ایجاد انگیزه راهکارهای مختلف را می توان آزمود .
نظرات، پیشنهادات و انتقادات سازنده ی شهروندان نیز تا حدود زیادی به اجرای بهتر بازیافت و تفکیک مواد کمک می کند .
شهروندان شهرهای مختلف در کشور ما اهمیتی به جداسازی زباله های خشک و تر نمی دهند و همین امر باعث شده که طرحی با عنوان طرح بازیافت در کشور اجرا شود. در این طرح با آموزش هایی که به شهروندان داده می شود از آن ها درخواست می شود تا زباله های خشک خود را از زباله های تر (تفکیک زباله های خشک به صورت مخلوط صورت می گیرد و هیچ جداسازی در آن صورت نمی گیرد) که باعث اتلاف وقت و هزینه در ایستگاه های جمع آوری و انتقال می شود. اگر بتوان مخازنی را که هر کدام مخصوص به زباله خاصی است (شیشه، فلز، کاغذ و...) در مناطق مسکونی، ادارات، مغازه ها و... قرارداد می توان زباله ها را به صورت مجزا جمع آوری کرد .
جمع آوری مجزای زباله های خشک از نظر اقتصادی و نیز از نظر نیروی انسانی با صرفه تر، است. حتی در برخی از کشورهای صنعتی و پیشرفته اروپایی، نهادهای مربوطه شهروندان را موظف به جداسازی می کنند. در حال حاضر این مخازن در مدارس، برخی از منازل، ادارات و... قرار داده شده است که نیازمند همکاری بیشتر مردم است .
پس از تفکیک ضایعات خشک محصولات تولیدی از کیفیت پایین تری برخوردار هستند، به طور مثال در تفکیک و پردازش پلاستیک پس از خرد کردن و ذوب پلاستیک و افزودن مواد ثانویه محصولات پلاستیکی جدیدی نظیر دمپائی، جعبه نوشابه، زیر گلدانی و... تولید می شود .
کاغذ و کارتن پس از خرد شدن به صورت خمیر در می آیند و محصول کاغذ یا کارتن به رنگ کدر و با کیفیت پایین تر اما قابل استفاده به دست می آید .
زباله در روزگار ما به «طلای کثیف » مشهور است از آن روی که با روش های نوین بازیافت، می توان علاوه بر نجات محیط زیست از نابودی تدریجی به اقتصاد شهرها یا کشورها کمک کرد اما این واقعیت هنوز در کشور ما به درستی درک نشده است .

محمد صادق ملارضا

روزنامه کیهان



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 4:54 PM نظرات 0 | لينک مطلب

انسان امروز بيش از هر زمان ديگري زباله توليد مي كند. روزانه بيش از 3\5 ميليون تن زباله در جهان توليد مي شود كه سهم كشور ما از اين ميزان 40 هزار تن و سهم كشور آلمان 90 هزار تن در روز است . با اين تفاوت كه در كشورهاي توسعه يافته مانند آلمان 80 درصد زباله و در ايران 8 درصد زباله بازيافت مي شود .
    
با پيشرفتهاي انسان و بهره برداري هاي گوناگون از طبيعت ، ميزان زباله توليدي انسانها رو به افزايش نهاد. اما به موازات آن شيوه هاي دفع و بازيافت نيز بهبود يافتند و امروز اگر مديريت پسماند به صورت كارآمد صورت گيرد، زباله ديگر يك معضل نيست . ايالات متحده امريكا روزانه 13 ميليون دلار از راه بازيافت زباله درآمد دارد .
    
يكي از مشكلات زيست محيطي كشور ما دفن غير بهداشتي پسماندها است كه آلودگي آب و خاك را به دنبال دارد و از ديگر سو به دليل عدم اجراي طرح هاي تفكيك و شيوه سنتي جمع آوري زباله ، روزانه ميلياردها ريال صرف جمع آوري زباله مي شود. براي كارآمد كردن سيستم مديريت پسماند كشور ما چه مي توان كرد? و چگونه مي توان يك سيستم يكپارچه مديريت پسماند ايجاد كرد? و از مشكلات زيستي محيط دفع مواد زائد كاست ? براي پاسخگويي به چنين سوالاتي با دكتر ادوين صفري دكتراي عمران و محيط زيست و عضو هيات علمي دانشكده محيط زيست دانشگاه تهران گفت وگويي انجام داديم كه در پي مي خوانيد .
    
آيا براستي زباله طلاي كثيف است ?
    
زباله تا چندين سال پيش به عنوان موادي بود كه قابل استفاده نبود و دور ريخته مي شد، ولي بتدريج با پيشرفتهايي كه صورت گرفت مشخص شد كه از آنها مي شود استفاده كرد و مجددا وارد چرخه صنعت كرد. تجربه نشان داده اگر زباله به درستي مديريت شود عمليات بازيافت و بازيابي آن به گونه يي علمي صورت بگيرد و انرژي آن مهار شود، آنگاه از اين راه سود اقتصادي به دست مي آيد و در اين صورت ممكن است زباله طلاي كثيف نباشد ولي نقره كثيف خواهد بود .
    
پس بالاخره طلا يا نقره ناب مي توان از آن استخراج كرد ?
    
در ايران ، زباله خانگي بيشترين سهم تركيب زباله را به خود اختصاص مي دهد كه بالغ بر 70 درصد آن پس مانده هاي غذايي و مواد فساد پذير است كه مي توان از آنها كمپوست يا مواد آلي مورد نياز تهيه كرد. از 30 درصد بقيه در حدود 20 درصد درصدش قابل بازيافت است . پس فقط در واقع 10 درصد زباله هاي توليد شده ما دور ريختني و غير قابل استفاده است و از زباله مي توان هم به لحاظ انرژي و هم به لحاظ موادي كه كاربردي و مورد نياز صنعت است ، بهره گرفت .
    
پس ديگر نمي توان گفت كه زباله يك ضايعه است و به نوعي ممكن است يك بركت باشد ?
    
اگر علمي به قضيه نگاه كنيم ، معني اش اين است كه يك سري مواد داريم كه صرفا دور ريز محسوب نمي شوند و حتي مي توانند مورد استفاده دوباره قرار گيرند . از طرف ديگر يك سري هزينه هاي پنهان داريم كه عموما در محاسباتمان در نظر گرفته نمي شود؛ مثل هزينه هايي كه در آينده در اثر دفع ناقا زباله بر ما تحميل مي شود تا محيط زيست را پاكسازي كنيم و اگر ما نتوانيم مديريت پسماند را به شيوه صحيح و علمي انجام دهيم در آينده با محيطي آلوده ، هزينه هاي سرسام آور و.... مواجه خواهيم شد .
    
آقاي دكتر! همانطور كه مي دانيد بازيافت با يك شعار اساسي و كليدي آغاز شد «اجازه ندهيد زباله هايتان به مواد زايد تبديل شود» براي تحقق اين امر چه بايد كرد و چگونه مي توان حجم زباله را كاهش داد ?
    
در كشورهاي توسعه يافته در اين زمينه اقدامات اساسي انجام مي دهند كه مهمترين آن كاهش زباله در مبدا است . سپس به فكر كاهش زباله هايي مي افتند كه براي دفع برده مي شوند و بازيافت نمي شوند .
    
كاهش زباله در مبدا از چه طريقي ميسر و ممكن است ?
    
عموما كاهش زباله در مبدا با مشكلاتي مواجه است . پارامترهايي نظير فرهنگ مصرف ، فرهنگ توليد، شيوه بسته بندي محصولات و.... بر اين امر موثرند. از اركان اصلي موفقيت در مبدا اين است كه مردم نقش خود را به درستي ايفا كنند و تفكيك زباله هاي تر و خشك را انجام دهند و به اصطلاح آب را از چشمه تميز نگه دارند و آلوده نكنند .
    
ولي موفقيت اين كار به فرهنگ سازي و آموزشي كه مردم مي بينند بستگي دارد. در ايران ، بعضي مواقع بازيافت تا حدود 40 درصد يا 50 درصد درصد جواب داده است ولي حفظ كردن اين ميزان و يا دستيابي به درصدهاي بالاتر بسادگي امكان پذير نيست و نياز به يك برنامه ريزي دراز مدت دارد .
    
روزانه بيش از 3\5 ميليون تن زباله در جهان توليد مي شود كه بيش از 40 هزار تن آن در كشور ما توليد مي شود. اين 40 هزار تن به كجا مي رود و چگونه مديريت مي شود ?
    
متاسفانه ما تقريبا در تمام شهرهاي كشور با معضل زباله روبرو هستيم . بيشتر مشكل هم مربوط به اين است كه زباله هاي ما در مبدا تفكيك نمي شوند و مخلوط جمع آوري و در زمين دفن مي شود. دفني هم كه انجام مي شود به صورت بهداشتي نيست . البته اين را هم بگويم دفن زباله در زمين به خودي خود، مقوله وحشتناك و بدي نيست و يكي از روشهاي كم هزينه و موثر مديريت زباله است . در امريكا نيز هنوز بيش از 50 درصد زباله ها دفن مي شوند ولي اين دفن بايد براساس اصول بهداشتي و مهندسي صورت بگيرد تا كمترين اثرات را روي محيط زيست داشته باشد. متاسفانه تاكنون در اكثر شهرهاي كشورمان تلنبار زباله داشتيم تا دفن بهداشتي آن .
    
دفن غير اصولي و غير بهداشتي چه تاثيري بر كيفيت آب يا خاك خواهد داشت ?
    
اصولادر دفن غير بهداشتي مكانيزمي براي كنترل آلودگي انديشيده نمي شود. عمده ترين آلودگي هم «شيرابه » است كه مي تواند به آبهاي زيرزميني نفوذ كند. همچنين تجمع گاز نيز به دليل عدم تخليه ممكن است باعث انفجار شود. ولي در دفن بهداشتي مكانيزم هاي لازم براي كنترل اين آلودگي ها انديشيده مي شود. در اين روش دفن به گونه يي صورت مي گيرد كه شيرابه وارد خاك و آب هاي زيرزميني نمي شود و تصفيه مي شود. در نتيجه به آبهاي زيرزميني آسيبي نمي رساند. اخيرا در كشور ما تلاش هايي صورت گرفته كه بازيافت را به شكل صحيح انجام دهند و شكل گيري سازمان بازيافت گامي در اين راستا قلمداد مي شود .
    
اخيرا در منطقه 7 شهرداري پروژه يي به صورت آزمايشي به اجرا درآمد كه شهرداري با نصب سطل زباله هاي مخصوص كاغذ و شيشه زباله را به شكل تفكيك شده از مبدا جمع آوري مي كرد. متاسفانه اين طرح مثل بسياري از طرحهاي ديگر تداوم نداشت و پس از مدتي متوقف شد. به نظر شما چرا برنامه ها در ايران به سرانجام نمي رسد ?
    
در اين مورد بايد توجه داشت كه اين كار زمانبر است . حتي اگر برنامه يي از همان اول به صورت درست طراحي شده باشد، ممكن است در پياده كردن با موانعي روبرو شود كه از قبل قابل پيش بيني نبوده . در اين مورد هم نمي توان انتظار معجزه داشت ، طبيعي است كه چون هنوز در فرهنگ ما اين گونه حركتها نهادينه نشده است ، با موانع و بن بست هايي روبرو شود .
    
آقاي دكتر! آيا بازيافت تاثيري هم بركاهش هزينه خدمات شهري دارد ?
    
هم مي شود گفت بله و هم مي شود گفت خير. براساس قانون ، پرداخت هزينه هاي دفع آلودگي ، برعهده توليد كننده آن آلودگي است . اگر ما زباله يي توليد مي كنيم بايد هزينه دفع آن را هم بپردازيم . البته اجرا كردن اين قانون در شرايط فعلي سخت است . به همين دليل منابع مالي دفع پسماند بايد از جاي ديگري تامين شود. ولي نكته اساسي اين است كه بازيافت مواد علاوه بر اينكه كاهش حجم زباله را در پي دارد مي تواند سودآور هم باشد. افراد و شركتهاي خصوصي مي توانند در اين زمينه سرمايه گذاري كنند. اين فكر زماني عملي مي شود كه صنعتي وجود داشته باشد كه ماده بازيافتي را خريداري كند و به اصطلاح براي ماده بازيافتي بازار خريد با قيمت مناسب وجود داشته باشد. بحث بازاريابي محصولات بازيافتي بسيار حايز اهميت است كه متاسفانه بسيار كم رنگ به آن پرداخته شده است و بيشتر به شكل سنتي وجود دارد .
    
با توجه به اينكه در كشور ما چنين مديريت و ساماندهي كارايي براي بازيافت وجود ندارد، ما با پديده يي به نام «زباله دزدي » مواجه هستيم ، آيا اين مورد سود دهي دارد و عموما زباله دزدها از زباله چه استفاده هايي مي كنند ?
    
قطعا سود دهي دارد. ولي چند نكته را نبايد فراموش كرد. عموما بخشي از زباله خشكي كه مي تواند بازيافت شود توسط همين زباله دزدها جمع آوري مي شود. اين اقدام در نگاه اول يك كار مثبت ارزيابي مي شود. چون باعث كاهش حجم زباله مي شود و اين مواد را وارد چرخه بازيافت مي كند. ولي اينكه زباله كجا مي رود و چه مصرفي دارد چندان مشخص نيست و معلوم نيست كه از لحاظ زيست محيطي و بهداشتي چه آسيب هايي را به وجود مي آورند. اما در همين حد كه ما شاهد زباله دزدي هستيم ، معني اش اين است كه بازيافت ، سودآور است . اما مساله اين است كه اين افراد بطور غير رسمي درگير اين كار هستند و به صورت بدوي براي بازيافت اقدام مي كنند. لذا ما مي توانيم با برنامه ريزي مناسب همين افراد را براي بازيافت صحيح به كار گيريم ، چون به هر جهت آنها راه و چاه را تا حدودي بلد هستند. ما بايد اگر تجهيزاتي نياز دارند در اختيارشان بگذاريم و در عوض آن بركارشان كنترل و نظارت كنيم . بايد مشخص باشد كه زباله از كجا جمع آوري شده است ، چگونه بازيافت مي شود و در كجا به مصرف خواهد رسيد .
    
براساس قانوني كه از سال 1330مصوب شده است جمع آوري زباله برعهده بلديه «شهرداري » گذاشته شده است . اما در اكثر كشورهاي پيشرفته ، جمع آوري ، بازيافت و دفع زباله توسط بخش خصوصي انجام مي شود . فكر مي كنيد قوانين و ساختار مديريت پسماند در كشور ما داراي چه ايرادات و نواقصي است ?
    
در چند سال اخير در كشور ما اگر چه نمي توان گفت خصوصي سازي ،بلكه به نوعي شاهد مشاركت بخش خصوصي در جمع آوري زباله هستيم و پيمانكارهايي كه با شهرداري قرارداد مي بندند اين كار را انجام مي دهند . حتما مي دانيد كه جمع آوري ، بخش عمده يي از هزينه ها را به خود اختصاص مي دهد .
    70
درصد هزينه ها مربوط به بخش جمع آوري است !
    
در ايران از اين ميزان هم بيشتر است . زيرا ما دفن را به صورت غير بهداشتي و غير مهندسي انجام مي دهيم ، اين كار هزينه خاصي هم نياز ندارد. ولي در سالهاي اخير شاهد مشاركت گسترده تر بخش خصوصي در بخشهاي جمع آوري و بازيافت بوده ايم . از لحاظ قانوني هم از اين كار دفاع مي شود و شهرداري بايد به سمتي پيش برود كه نظارت عالي را انجام دهد .
    
واگذاري امور جمع آوري ، بازيافت و دفع زباله به بخش خصوصي چه منافعي مي تواند به دنبال داشته باشد ?
    
به هر جهت سود، جنبه اقتصادي قضيه است كه شركتها را به اين كار علاقه مند مي سازد. ولي در بعضي موارد از جمله درخصوص بازيافت اگر بازار مصرف مواد بازيافتي وجود داشته باشد، اين كار داراي سود دهي خواهد بود. مثلا 70 درصد زباله ما مواد فساد پذير است . در وهله اول به نظر مي رسد كه توليد كمپوست كارمطلوبي باشد چون هم جلوي آلودگي محيط را مي گيرد و هم محصولي توليد مي شود كه در كشاورزي داراي استفاده است .
    
اين فرايند هنگامي مي تواند سودآور باشد كه بازار مصرف مناسبي داشته باشد البته بازار مصرف به صورت پتانسيل بالقوه وجود دارد و بسياري از كشاورزان مايل به استفاده از كمپوست هستند. سوال اين است كه چه كمپوستي مورد استفاده قرار مي گيرد? طبيعي است كه كمپوستي مورد استفاده قرار مي گيرد كه داراي كيفيت مناسب باشد و كمپوستي كيفيت مناسب دارد كه فرايند توليد آن به گونه درستي انجام شده باشد و مواد ورودي كه به اين كارخانه مي آيند بايد مواد نسبتا خالا فسادپذير باشند. براي اينكه مواد خالا تر باشند بايد اين مواد تفكيك شده باشند و اين تفكيك از مبدا بايد صورت گيرد. براي پيشرفت در اين زمينه نيز به فرهنگ سازي نياز است .
    
آقاي دكتر! آيا تصور نمي كنيد ايجاد چنين سيستمي حضور و نقش دولت را پررنگ تر مي كند ?
    
به هر حال براي اينكه زنجيره حفظ شود، طبيعتا دولت بايد برنامه هاي خاصي را داشته باشد كه براساس آن حركت كند. به نظر من در اين موارد بخش خصوصي بايد وارد شود ولي برنامه ريزي هاي اين كار را بايد دولت انجام دهد .
    
يعني به تعبيري دولت بستر سازي ها و هماهنگي ها را انجام دهد و با سياستهاي تشويقي بخش خصوصي را وارد ميدان كند ?
    
هم اكنون هم به نوعي اين اتفاق رخ مي دهد. دولت هم اكنون به كساني كه علاقه مند به سرمايه گذاري در اين بخش هستند وام كم بهره مي دهد .
    
چرا پروژه هاي تفكيك زباله از مبدا در كشور ما موفق نبوده اند ?
    
عوامل زيادي بر عدم موفقيت تفكيك از مبدا موثرند كه اولين دليل آن نبود آموزش صحيح ، اطلاع رساني و آگاهي عمومي است . اين ها فاكتورهاي بسيار مهمي است اما يكي از فاكتورهاي بسيار تاثيرگذار اعتماد مردم و خانواده ها به سيستمي است كه متولي اين كار است . در تهران در مناطق مختلف كار تفكيك از مبدا شروع شد و گروههاي مردمي و «ج .پ.ج»ها وارد بحث آموزش شدند و يكسري از تجهيزات اوليه را در اختيار خانواده ها قرار دادند ولي اين طرح موفق نبود . به دليل اينكه برنامه منسجمي وجود نداشت يعني حركتي صورت مي گيرد و تا مدتي ادامه پيدا مي كند و بعد رها مي شود. من فكر مي كنم به دليل عدم انسجام اين برنامه ، اعتماد از خانواده ها سلب مي شود. بسياري از خانواده ها نمي دانند تفكيك زباله چه فايده يي دارد. به همين دليل همزمان با فرهنگ سازي و آموزشي كه صورت مي گيرد يكسري زير ساختها لازم است كه بايد ايجاد شود و مردم بايد محصولات بازيافت شده را ببينند و مثلا مشخص باشد كه اين كاغذ بازيافتي است . از سوي ديگر به وجود آمدن فرهنگ تفكيك زباله در دراز مدت جواب مي دهد و نمي توان انتظار داشت كه در عرض يك سال يا دو سال به همچين چيزي برسيم . اين نيازمند آموزش است و بايد
    
آموزشها از يك مقطع سني كم آغاز شود و به صورت پيوسته باشد. اشكال اساسي اين قضيه اين است كه بين اجزا آن سيستمي كه مديريت مواد زايد جامد را بر عهده دارند هماهنگي كافي و لازم وجود ندارد. يعني ممكن است در بخش جمع آوري خيلي خوب عمل كنيم ولي در بخش دفع يا بازيافت عموما به شيوه اصولي عمل نمي شود به همين دليل ما بايد به حفظ اين زنجيره بينديشيم و راه كارهايي براي آن پيدا كنيم .
    
شايد بشود گفت به واقع شهروندان نقش اصلي را در اين زمينه دارند آنها هم هنگامي مي توانند نقش خود را به درستي ايفا كنند كه آموزشهاي لازم را ديده باشند. به نظر مي رسد جداي از بحث مديريت زباله ، هنوز ديدگاه حفظ محيط زيست در كشور به نحو شايسته نهادينه نشده است . اين موضوع را مي توان در كتابهاي درسي نيز پيگيري كرد. در كشورهاي پيشرفته موضوع حفظ محيط زيست در مدارس آموزش داده مي شود. ولي در ايران هنوز به اهميت حفظ محيط زيست پي برده نشده است ! فكر نمي كنيد يكي از مشكلات ريشه يي ما همين موضوع باشد ?
    
اصلا دقيقا همين است . كشورهايي كه در حفظ محيط زيست پيشرو تلقي مي شوند، در يك چشم به هم زدن به اين موفقيت دست پيدا نكرده اند. چندين سال تلاش مداوم پشت اين قضيه بوده است . بطوري كه عده قابل توجهي از مردم به اين درك مي رسند كه حفظ محيط زيست به نفع خودشان است و عده يي هم براساس قوانين ، مقررات و جريمه هايي كه در جامعه اجرا مي شود ملزم به حفظ محيط زيست مي شوند و كم كم عادت مي كنند. مثل بستن كمربند ايمني كه تقريبا الان همه در كشور از آن استفاده مي كنند. كه ابتدا يكسري آموزشهاي جسته گريخته آغاز شد و بعد با يك الزام قانوني پيگيري شد و الان به يك عادت تبديل شده است . حفظ محيط زيست هم بايد چنين مسيري را طي كند ولي اين موضوع خيلي پيچيده تر است و بايد آموزشها به صورت منسجم ، مداوم و پيوسته باشد .
    
فكر مي كنم بحث كلان تر قضيه اين باشد كه كلان شهرهاي بزرگ در ايران با فرهنگ روستايي شكل گرفته اند و هنوز فرهنگ شهروندي در آنها رشد نكرده است ?
    
توسعه شهرهاي بزرگ تقريبا همينطور بوده است . هرچه جمعيت شهري كمتر باشد، برنامه هايي كه طرح ريزي مي شوند، درصد موفقيت بالاتري خواهند داشت . ولي هنگامي كه توسعه آن شهر به صورت بي رويه صورت مي گيرد و جمعيت زياد مي شود ديگر به اين سادگي نمي توان برنامه ريزي كرد. در اصل رابطه بين اين دو خطي نيست و بايد فاكتورهاي ديگر نيز در نظر بگيريم . مثلا در خود تهران نمي توان يك سياست واحد را براي تفكيك از مبدا ارايه داد. بلكه لازم است نوع آموزش و شيوه بازيافت در مناطق مختلف تهران متناسب با وضعيت فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي آن مناطق طرح ريزي و عملياتي شود .
    
شايد لازم باشد در اين زمينه مطالعات عميقي برروي فرهنگ بومي هر منطقه صورت گيرد !
    
شما مي توانيد از افرادي كه ساكن مناطق كه داراي وضعيت اقتصادي و فرهنگي بالاتري هستند از طريق آموزش بخواهيد كه تفكيك از مبدا را انجام دهد ولي ممكن است در بعضي از مناطق كه سطح فرهنگي و اقتصادي پايين تري دارند آموزش و اطلاع رساني جواب ندهد و لازم باشد زباله ها خريداري شود و به مشوق احتياج باشد. در اصل ما دو مكانيسم اصلي داريم . اول اينكه در هر شرايطي آگاهي بدهيم و انتظار داشته باشيم كه اين آگاه شدن تاثير گذار باشد و دوم اينكه ما بايد مشوقهايي را در نظر بگيريم . هنگامي كه مردم از كاري منتفع مي شوند، بهتر مشاركت مي كنند .
    
آقاي دكتر در جامعه شناسي بحثي تحت عنوان تاخر فرهنگي مطرح مي شود كه بيان مي كند كه هميشه بين فرهنگ مادي و معنوي در كشورهاي در حال توسعه فاصله يي وجود دارد. يعني مصاديق فرهنگ مادي به راحتي وارد مي شود ولي فرهنگ استفاده از آن منتقل نمي شود. مثلا موبايل وارد مي شود ولي فرهنگ استفاده از آن تعليم داده نمي شود. آيا اين پديده در توليد زباله مي تواند موثر باشد ?
    
قطعا تاثير زيادي دارد . شايد به زبان ديگري بشود از تعارضات تجدد و تمدن ياد كرد. يعني در حقيقت ما وسايل جديدي را در اختيار داريم . ولي فرهنگ استفاده از آن را نمي دانيم . ولي نكته يي را هم نبايد فراموش كرد و آن اينكه چون اين لوازم اكثرا در كشور ما توليد نشده است لذا فرهنگ استفاده از آن هم رشد نكرده . در اين گونه موارد آموزش و ترويج ارزشهاي مربوط به آن ، از اولويت هاي اساسي تلقي مي شود .
    
آقاي دكتر! روزانه ميليونها تومان براي جمع آوري و دفن زباله در ايران هزينه مي شود و ما هيچ وقت بررسي نكرده ايم كه اگر بازيافت را انجام دهيم و براي اين كار هزينه كنيم تا چه ميزان از هزينه هاي نهايي كاسته مي شود ?
    
خوبي قضيه اين است كه حداقل در چند سال اخير حاضر هستيم كه اين كار را انجام دهيم و اگر چه نه همه ولي درصد زيادي از متوليان امر به اين نكته رسيده اند كه بايد اين كار انجام شود . ولي علت اينكه انجام نمي شود فاكتورهاي مختلفي دارد. مشكل كار اينجا است كه ما با يك پديده گسترده روبرو هستيم كه تا حالا كار خاصي برايش انجام نداده ايم و تازه مي خواهيم شروع كنيم ، سيستمي كه تقريبا همه جايش اشكال دارد را تصحيح و مديريت كنيم . اين يك سيستم به هم پيوسته است كه بايد تمام اجزايش به موازات هم ترميم و توسعه پيدا كند. كه اين كار علاوه بر مديريت صحيح به منابع مالي فراوان نيز نياز دارد. يكي از مشكلات همين است كه منابع مالي مشخصي براي بازيافت در نظر گرفته نشده است .
    
يكي از مهمترين مشكلاتي كه در بحث مديريت پسماند در كشورمان با آن روبرو هستيم دفع زباله هاي بيمارستاني است . وضعيت دفع مواد بيمارستاني را به چه شكل مي بينيد ?
    
براساس قانون پسماند كه در سال گذشته تصويب شد مديريت مواد زائد بيمارستاني بر عهده توليد كننده است كه عملا خود وزارتخانه بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي مسووليت دفع مواد زايد بيمارستاني را بر عهده دارد. در داخل خود مجموعه بيمارستاني نيز زباله بايد به بخش هاي مختلف تفكيك شود كه مهمترين آن بخش هاي عفوني و غيرعفوني است ولي در عين حال بحث داروهاي تاريخ مصرف گذشته ، مواد راديواكتيو مواد نوك تيز و لبه دار و.... نيز وجود دارد كه اين بخش ها بايد جداسازي شود كه متاسفانه اين كار بطور كامل صورت نمي گيرد. و حتي اگر هم انجام مي شود، چون در انتهاي قضيه ظرفيت سازي براي دريافت اين مواد تفكيك شده وجود ندارد اين مواد به صورت مخلوط دفن مي شود. اما چيزي كه در تهران اتفاق مي افتد اين است كه براساس دستورالعملهاي سازمان بهداشت جهاني يك استانداردهاي حداقل براي دفن زباله وجود دارد كه اين استانداردها در حداقل خود مراعات مي شوند. در شرايط فعلي ما به واقع در سطح كمترين حد استاندارد دفن زايدات بيمارستاني قرار داريم كه بايد بر اين كار نظارت دقيق تري شود .
    
در بخش كشاورزي هم ما با ضايعاتي روبرو هستيم . براين اساس برآورد مي شود كه ضايعات كشاورزي در سال ، 5 ميليارد دلار مي شود كه اين مقدار ضايعات غذايي مي تواند 15تا بيست ميليون نفر را هم سير نمايد به نظر شما در مورد اين بخش چه كارهايي مي توان انجام داد ?
    
مهم اين است كه ما بايد توليد زباله را كاهش دهيم مثلا فرض كنيد همين ناني كه توليد مي شود اگر فرآيند توليد آن صحيح نباشد و فرهنگ مصرف نيز غلط باشد، منجر به هدر روي بخش زيادي از نان و توليد زباله مي شود. اگر چه ما نان را مقدس مي دانيم و اگر در پياده رو افتاده باشد آن را كنار مي گذاريم ولي به مسائل كلان تر آن توجه نمي كنيم . اگر محصول توليد شده كيفيت مناسب نداشته باشد زودتر به زباله تبديل مي شود. بنابراين الگوي درست توليد و مصرف بايد در سرلوحه كار ما قرار بگيرد كه نيازمند كار طولاني مدت است .
    
بوروكراسي شديد نيز مزيد بر علت است ! هنوز در كشور ما فرهنگ پاسخگويي تلفني شكل نگرفته است و براي هر كاري بايد درخواست كتبي نوشته شود و سپس سازمان مربوطه نيز بايد از جاهاي ديگر استعلام كند و بعد جواب شما به صورت كتبي داده شود و اين در ساده ترين شكل خود يعني هدر روي مقدار زيادي كاغذ! من فكر مي كنم فرهنگ زندگي در توليد زباله بسيار موثر است ?
    
زباله چيزي است كه به همه و همه چيز ربط پيدا مي كند. به همين دليل نمي توان تنها بخشي از قضيه را سامان داد و انتظار داشت اوضاع روبه راه شود. به همين دليل از مديريت يكپارچه مواد زايد نام برده مي شود .
    
اگر بخواهيم مديريت پسماند را به همين شكل ادامه بدهيم ، چه دورنمايي مي توان براي آن ترسيم كرد ?
    
اگر به همين شكل كنوني بخواهيم ادامه بدهيم بايد بگويم كه دورنمايش اصلا مناسب نيست . ولي اگر برنامه هايي كه در ذهن مديران پسماند وجود دارد محقق شود، بازده كار خيلي هم مي تواند عالي باشد ولي اين كار در دراز مدت و با مشاركت همه جواب مي دهد. ما در مورد اين موضوع بايد هم خوشبين باشيم و هم واقع بين ، خوش بيني قضيه در اين است كه تا سال گذشته قانون جامعي در مورد پسماند نداشتيم . ولي الان اين قانون با تمام نواقصش وجود دارد. شكل گيري سازمان بازيافت يك گام اساسي روبه جلو است . در چند سال گذشته واقعا كارهايي براي بهبود مديريت پسماند شروع شده است و مطالعاتي صورت گرفته است و اين مساله بطور جدي شروع شده است . ولي اين مسائل هنگامي پاسخ مي دهد كه از آنها حمايت مالي و علمي صورت بگيرد. در اين صورت زباله ديگر يك ضايعه نخواهد بود. اگر مي خواهيم دور نماي خوبي داشته باشيم بايد يك استراتژي و برنامه مشخص داشته باشيم و بايد مسير حركت را مشخص كنيم و مرتب در شيوه اجرا و برنامه هايمان بازنگري داشته باشيم . ما نبايد آتش را خاموش كنيم ، بلكه نبايد اجازه بدهيم جايي آتش بگيرد .
    
مهرداد ناظري روزبه زعفراني
    
منبع: http://www.magiran.com



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 4:53 PM نظرات 0 | لينک مطلب

  زباله را می توان تمام مواد زائدی دانست که به صورت جامد و نیمه جامد و یا مایع غیرقابل مصرف باقی می ماند . زباله ها شامل دور ریزهای ناهمگون خانگی، تجاری، صنعتی ، کشاورزی و معدنی است . تغییر و تعیین یک الگوی مصرف صحیح در نظام تولید، توزیع و مصرف می تواند راهکار مناسبی برای مقابله با بحران اقتصادی و تقویت اقتصاد کشور باشد .

در این زمینه به چند نکته اشاره می کنیم که توجه به آن در ارائه راهکاری برای اصلاح الگوی مصرف مفید است . آیا می دانید اگر تمام لیوان های یک بار مصرف پلاستیکی را که در یک روز تولید و استفاده می شود کنار هم بچینیم، طول آن به اندازه دور کره زمین خواهد شد . نکته قابل توجه این است که ماده اصلی تولید پلاستیک نفت است که منبع تجدیدناپذیر است . با بازیابی مواد پلاستیکی می توان حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد در مصرف انرژی برای ساخت بطری جدید صرفه جویی کرد . آیا می دانید که انرژی حاصل از بازگرداندن هر بطری شیشه ای می تواند یک لامپ ۱۰۰ وات را به مدت ۴ ساعت روشن کند؟ تولید شیشه از مواد بازگردانده شده به جای ساخت آن از مواد خام و اولیه، آلودگی هوا را در حدود ۲۰ درصد و آلودگی آب را حدود ۵۰ درصد کاهش می دهد .

م - عباس زاده هاشمی   

  روزنامه خراسان



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 4:52 PM نظرات 0 | لينک مطلب

در مشهد روزانه 50تن کاغذ باطله تولید می شود. اگر تنها 1% آن سهم دانشگاه فردوسی باشد، معادل 500 کیلو کاغذ خواهد بود

مصرف هر تن کاغذ معادل قطع 17 اصله درخت است. بنابراین سهم دانشگاه در این مورد روزانه 8 اصله درخت خواهد شد. فکر می کنید در پردیس دانشگاه جمعاً چند اصله درخت وجود دارد؟

اگر به طور متوسط تعداد کتابهایی که در دانشگاه فردوسی مشهد چاپ می شود50 عنوان در سال باشد و متوسط تیراژ را 3000 جلد در نظر بگیریم با توجه به 500 گرم وزن هر کتاب سالانه 75 تن کاغذ صرف چاپ کتاب می شود

پیشنهاد می شود به ازای هر عنوان کتاب که در سال چاپ می شود حداقل 10 اصله درخت در پردیس دانشگاه غرس شود و به عنوان نمادی از "حفظ محیط زیست" به نمایش گذاشته شود.

 

کمیته سبز در نظر دارد طرح صرفه جویی در مصرف کاغذ را در سطح دانشگاه با استفاده از دو روش زیر به اجرا در آورد:

        کاهش جریان توزیع از مبدا

        بازیافت ضایعات در مقصد

در روش اول لازم است برخی از مکاتبات اداری بصورت پست الکترونیکی (رایانامه) صورت گیرد و در رابطه با بازیافت ضایعات در مقصد قرار استبه منظور جمع آوری کاغذهای باطله کیسه ها یا جعبه های مخصوص طراحی شود. چون لازم است این قبیل کاغذها بدون مجاله شدن در داخل این ظروف ریخته شوند، خواهشمند است هرگونه پیشنهاد و یا طرح در این زمینه را از طریق پست الکترونیکی برای کمیته سبز ارسال فرمائید

با تشکر

کمیته سبز دانشگاه فردوسی



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 4:51 PM نظرات 0 | لينک مطلب

معمولاً کاغذهاي باطله مثل روزنامه ، مجلات و غيره قابل بازيافت هستند ، ولي کاغذ شيرهاي پاکتي ، نوشابه‌ها، کاغذهـــاي فتوکپي ، آلومينيومي و شايد کامپيوتري براي استفادة مجدد چندان مناسب نيستند. استفاده مجدد از پس‌مانده‌هاي کاغذي موجب احياي جنگلها و منابع طبيعي مي‌گردد که خود اقدامي اساسي براي مقابله با آلودگي هواست. منافع اقتصادي و عدم وابستگي در جهت ورود خمير کاغذ از خارج ، محاسن زير را نيز در پي دارد :

صرفه‌جويي در مصرف انرژي ، کمک مستقيم به سيستم

جمع‌آوري و دفع زباله‌هاي توليدي ، کاهش بار آلودگي و نهايتاً عادت دادن مردم به جلوگيري از اسراف و تبذير از نتايج بازيافت کاغذ است .

در کشور ما مصرف سرانة کاغذ سالانه بالغ بر 11 کيلوگرم است. توليد يک تن خمير کاغذ 40 کيلوگرم ضايعات آلوده‌ساز وارد محيــط مي‌کند که از جنبه بهداشتي قابل تعمق است (4 ). محاسبه کلي بهاي کاغذهاي بازيافت شده از زباله در جهان مي‌تواند سهم عظيمي از هزينه‌هاي جمع‌آوري و دفع زباله را بخوبي جبران نمايد و تحقيقات نشان داده است که اگر در پروسه توليد کاغذ ، مقداري کاغذ باطله به مخلوط اصلي اضافه شود به همان مقدار از بار آلودگي آب و هواي حاصل از اين پروسه کاسته مي‌شود .

منبع :   http://www.bmsu.ac.ir/web/beh/z81b82/4.htm



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 4:50 PM نظرات 0 | لينک مطلب
تهران- خبرگزاري ايسكانيوز: مخترع ظروف گياهي يكبار مصرف تاكيد كرد: ايران اولين كشور در خاورميانه و جزو پنج كشور جهان در توليد ظروف يكبار مصرف گياهي است.

اميدرضا هاشمي روز چهارشنبه در گفت و گوي اختصاصي با خبرنگار باشگاه خبرنگاران دانشجويي ايران "ايسكانيوز"، گفت: تجزيه ظروف گياهي به مدت شش ماه در محيط زيست صورت مي گيرد و بنابراين در سلامت زيست بوم بسيار موثر است. اين ظروف قابل استفاده براي غذاهاي گرم و چرب است و هيچ آسيبي به بدن وارد نمي كند.
وي ادامه داد: در توليد ظرف هاي گياهي به هيچ عنوان از مواد نفتي استفاده نمي شود كه اين امر موجبات عدم وابستگي به نفت و توسعه صنعت كشاورزي را در كشور فراهم مي كند.
اين مخترع افزود: در حال حاضر 12 كارخانه در سراسر ايران اين ظرف ها را توليد مي كنند كه نسبت به ظروف پلاستيكي با ضايعات و بدون مجوز 10 درصد افزايش قيمت دارند و در بازار تهران به راحتي قابل دسترسي است.
هاشمي گفت: در راستاي برنامه چهارم و امنيت غذايي وزارت بهداشت و سازمان محيط زيست طي بيانيه اي از اين امر حمايت كردند اما ما نيازمند حمايت بيشتر از سوي ديگر سازمان ها هستيم.
وي كاربردهاي اين ظروف را در قسمت بسته بندي غذا، صنايع كشاورزي و پزشكي و ساير بخش هاي مربوط به سلامت انسان ذكر كرد و افزود: در صدديم براي جلوگيري از انواع بيماري ها، اسباب بازي هايي از اين جنس توليد كنيم تا اگر تكه اي از آن وارد بدن كودك شد به سلامتي او آسيبي وارد نشود./05/110

منبع خبر: ايسکانيوز

 


 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 4:49 PM نظرات 0 | لينک مطلب
به گزارش خبرگزاري فارس از اصفهان، چهارشنبه شب جشن كاغذ با اجراي گروه فيتيله و همكاري كميته شهروندي و سازمان بازيافت مواد زائد شهرداري اصفهان در ورزشگاه 22 بهمن اين شهر به پايان رسيد.
اين جشن با شعار كاغذ زباله نيست و با هدف صرفه‌جويي در مصرف كاغذ در راستاي اهداف سال اصلاح الگوي مصرف با برپايي مسابقات متنوع و پي در پي براي كودكان ووالدين آنان كار خود را پيگيري كرد.
گروه فيتيله در اين جشن با خواندن اشعار معروف‌ خود جمعيت حاضر در ورزشگاه را شادمان كردند و همچنين اعضاي اين گروه اجراي نمايش‌هاي مرتبط با آموزش فرهنگ بازيافت، آموزش رعايت حقوق شهروندي و قانون عبور و مرور شهري را در برنامه‌هاي خود قرار داده‌ بودند.
در شب گذشته اعضاي گروه فيتيله در خلال اجراي اشعار و نمايش‌هاي آموزشي خود به صورت متداوم در حال تكرار شعار كاغذ زباله نيست بودند.
در اين جشن كاغذ موضوعي جالب از نظر هيچ‌كس پنهان نماند كه تنها بچه‌ها نبود كه شوق ديدن عموهاي فيتيله‌اي را داشتند بلكه در واقع اين بزرگترها و والدين آنان بودند كه با همراهي با بچه‌ها اشتياق بيشتري نشان داده و جشن كاغذ را بسيار پرشور برگزار كردند.
در پايان اين مراسم گروه فيتيله با اجراي شعر معروف خداحافظي به كار خود در اين مراسم پايان داد و سپس با اجراي مراسم قرعه‌كشي، جشن كاغذ در ورزشگاه 22 بهمن به خاطره‌ها سپرده شد


 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 4:48 PM نظرات 0 | لينک مطلب

مديركل چاپ و توزيع كتب درسي وزارت آموزش و پرورش گفت: مصرف كاغذ در آموزش و پرورش نسبت به كل كشور حدود يك پنجم است.

سيداحمد حسيني روز يكشنبه در گفت و گو با ايرنا اظهار داشت: كل مصرف كاغذ براي كتاب درسي در آموزش و پرورش حدود 45هزار تن است كه در واقع كمترين مصرف كاغذ در كشور را به خود اختصاص مي دهد.
وي با بيان اينكه تاكنون با مشكل كمبود كاغذ مواجه نبوده ايم، اظهار داشت: مصرف كاغذ در آموزش و پرورش نسبت به كل كشور يك پنجم است و تاكنون براي چاپ كتب درسي با مشكل كمبود كاغذ مواجه نشديم.
حسيني با بيان اينكه قابليت چاپ 200 ميليون جلد كتاب در چاپخانه هاي طرف قرارداد آموزش و پرورش وجود دارد، اظهار داشت: دستگاه هاي چاپ كتب درسي داراي فناوري به روز است و درعين حال طرح نوسازي و بازسازي چاپخانه هاي اين كتب نيز در دست اقدام است.
به گفته وي در اين چاپخانه ها 140 ميليون جلد كتاب چاپ مي شود.
حسيني ادامه داد: چاپخانه هاي آموزش و پرورش قابليت چاپ 60 ميليون جلد كتاب درسي و يا روزنامه را دارد و براي چاپ كتاب و يا روزنامه ها با قيمت مناسب اعلام آمادگي مي كند.
به گفته حسيني حدود 40 ميليون كتب درسي سال تحصيلي 90-89 براي چاپ در اختيار چاپخانه قرار گرفته است.
مديركل چاپ و توزيع كتب درسي وزارت آموزش و پرورش افزود: 937 عنوان كتاب درسي در قالب 140 ميليون جلد كتاب در اختيار 14 ميليون دانش آموز قرار خواهد گرفت.
حسيني ادامه داد: از 140 ميليون جلد كتاب، هفت ميليون جلد يعني پنج درصد كل كتاب هاي درسي به شاخه فني و حرفه اي و كاردانش اختصاص دارد.
وي با اشاره به اختصاص يارانه براي چاپ و توزيع كتب درسي، گفت: 80 درصد كتب درسي با قيمت تمام شده چاپ شده و 20 درصد مابقي با دو قيمت در پشت جلد (قيمت تمام شده و قيمت فروش) به چاپ رسيده است.
وي تصريح كرد: البته تمام كتب درسي با تخصيص يارانه و قيمت تمام شده به فروش مي رسد



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 4:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب

مقدمه توسعه شهرها، افزايش جمعيت و تغييرات شيوه هاي زندگي از جمله الگوهاي مصرف مشكلات و معضلات متعدد و متنوعي ايجاد نموده كه چاره انديشي و تلاش براي مقابله با آنها اجتناب ناپذير است و سهم كلان شهرها از تبعات زندگي شهري بيش از روستاها و شهرهاي كوچك مي باشد.

كلان شهر تهران نيز با گسترش جغرافيايي و افزايش جمعيت، معضلات فراواني را پيش رو دارد و از اهم آنها مي توان به رشد روز افزون توليد زباله اشاره نمود، مشكلي كه گاه به شكل يك تهديد جدي، سلامت جامعه را به خطر انداخته و در صورت مسامحه و عدم توجه دست اندركاران امور شهري، فجايع زيست محيطي جبران ناپذيري در پي خواهد داشت.

اگر چه در اين زمينه، تدبير، راه كاريابي و اجراي شيوه هاي نوين از وظايف مديريت شهري بوده و ما را ملزم مي نمايد تا با تلاش مسئولانه و بي وقفه در جهت حفظ بهداشت و سلامت جامعه در انجام وظايف خود بكوشيم ليكن مشاركت شهروندان نيز در امور شهري بسيار حايز اهميت و ضروري است.

از اين روي برآنيم تا با آشنا نمودن عموم شهروندان با معضلات و مشكلات زيست محيطي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي ناشي از توليد زباله و دفع نامناسب آن، مشاركت بيش از پيش شهروندان را جلب نماييم تا در ساختن شهري عاري از هرگونه آلودگي از همكاري آنها بهره مند باشيم و در پرتو تعامل سازنــده، فرداي روشني براي فرزندان اين مرز و بوم ترسيم نماييم.

 

تاريخچـــــه

پس از چند دهه عملكرد سنتيدر زمينه دفع زباله در ايران به ويژه دفن زباله در اطراف شهرها، براي اولين بار در سال 1346 اولين واحد توليد كمپوست از زباله توسط بخش خصوصي و به صورت نيمه صنعتي در شهر اصفهان احداث گرديد و درپي آن در سال 1348 شهرداري تهران طي قراردادي با يك شركت انگليسي كارخانه كمپوست تهران را در صالح آباد، محلي در جنوب شهر تهران، احداث نمود تا بخش عمده زباله شهر تهران به كود گياهي تبديل گرديده تا علاو ه بر جلوگيري از انتشار آلودگي ناشي از زباله در محيط زيست، كود توليد شده نيز در كشاورزي مورد استفاده قرار گيرد.

در اين راستا اداره كل كود گياهي شهرداري تهران تشكيل و مسئوليت راهبري كارخانه كمپوست به اين اداره محول گرديد.

پس از انقلاب شكوهمند اسلامي و با توجه به گسترش شهر تهران و افزايش جمعيت به منظور نظارت عاليه بر كليه امور و فعاليت هاي مرتبط با دفع زباله، اداره كل كود گياهي به سازمان بازيافت و تبديل مواد تغيير نام يافته و در سال 1370 با تصويب وزارت كشور به عنوان متولي مديريت مواد زايد جامد شهر تهران شناخته شد.

اين سازمان در مسير رشد و توسعه در سال هاي گذشته همگام با انجام مطالعات گسترده و بهره برداري از منابع علمي و تجارب كشـورهاي ديگر در زمينه دفع و پردازش زباله، طرح ها و شيــوه هاي نوين دفع بهينه و بازيافــت مواد را به اجــرا در آورده كه اهم آنها عبارتند از احداث كارخانه هاي كمپوست، كارخانه هاي بازيافت كاغذ و پلاستيك، اجراي شيوه هاي بهداشتي دفن زباله، استحصال گاز متان از مركز دفن زباله و ساير طرح ها و پروژه هايي كه به آنها اشاره خواهد شد.

و اكـنون پس از سال ها تلاش كارشناسـان اين سازمان و كسب تجارب بسيار ارزنده كه مــي توانـــد در زمينـه هاي حفـظ محيــط زيســت، ارتقــاء سطـح بهـداشت جامعــه و بهره برداري مناسب از منابع و كسب در آمد، مورد استفاده كليه شهرهاي كشور قرار گيرد تا با به كارگيري روش هاي بهينه مديريت مواد زائد جامد، در سراسر كشور شاهد شكوفايي و بالندگي باشيم.

 

پسماند يا زباله چيست؟

پسماند يا زباله به مواد جامد، مايع و گاز( غير از فاضلاب) گفته مي شود كه بطور مستقيم يا غير مستقيم حاصل فعاليت انسان بوده و از نظر توليد كنــنده زايد تلقي مي گردد.

پسماندها به پنج گروه تقسيم مي شوند:

۱. پسماندهاي عادي: به پسماندهايي گفته مي شود كه به صورت معمول از فعاليت هاي روزمره انسان ها در شهرها، روستاها و خارج از آْنها توليد مي شود. از قبيل زباله هاي خانگي و نخاله هاي ساختماني.

۲. پسماندهاي پزشكي: به كليه پسماندهاي عفوني و زيان آور ناشي از بيمارستانها، مراكز بهداشتي، درماني، آزمايشگاههاي تخصصي طبي و ساير مراكز مشابه گفته مي شود.

۳. پسماندهاي ويژه: به كليه پسماندهايي گفته مي شود كه به دليل بالا بودن حداقل يكي از خواص خطرناك از قبيل سمي بودن، بيماري زايي، قابليت انفجار يا اشتعال، خورندگي و مشابه آن به مراقبت ويژه نياز داشته باشد.

۴. پسماندهاي كشاورزي: به پسماندهاي ناشي از فعاليت هاي توليدي در بخش كشاورزي گفته مي شود از قبيل فضولات، لاشه حيوانات، محصولات كشاورزي فاسد يا غير قابل مصرف.

۵. پسماندهاي صنعتي: به كليه پسماندهاي ناشي از فعاليت هاي صنعتي و معدني، پسماندهاي پالايشگاهي، صنايع گاز، نفت و پتروشيمي و نيروگاهي و امثال آن گفته مي شود از قبيل براده ها، سرريزها و لجن هاي صنعتي.

 

با مروري بر انواع پسماندها متوجه مي شويم كه پسماندهاي عادي و در راس آنها زباله خانگي مهم ترين بخش مورد نظر و مرتبط با شهرونـــــدان است و مي كوشيم تا نقش شهروندان در توليد و دفع بهينه زباله را تبيين و اهداف ذيل را تعقيب نماييم:

 

۱. كاهش توليد زبالــــــه

۲. بازيافت و استفاده مجدد از پسمانـــــــدها

۳. دفع اصولي و همگن با محيط زيست

 

اثرات بهداشتي و زيست محيطي زباله:

عدم كنترل زباله هاي شهري و روستايي، اعم از مواد زايد انساني، حيواني و گياهي در محيط، به علت وجود انواع مختلف پسماندهاي غذايي با رطوبت و حرارت مناسب و پناهگاه هايي كه همواره در توده هاي زباله وجود دارد، از عوامل اصلي و مولد بسياري از بيماري هاي انسان و حيوانات است.

انتشار زباله هاي بيمارستاني در محيط و پراكندگي مواد زايد خانگي و صنعتي از يك سو و تداوم فصول گرم سال با توجه به كثرت بيماري هاي عفوني و طولاني شدن زمان برداشت زباله از معابر و اماكن عمومي از سوي ديگر، از جمله عواملي هستند كه محيط مناسبي را براي تكثير و رشد سريع بسياري از باكتريها، انگل ها و ... فراهم مي آورند.

به عنوان مثال مگس با انتقال فيزيكي بسياري از باكتري ها و انگل ها موجب ابتـلاي انسـان به تراخـم، اسهـال و بيماريهاي قارچي و مسموميت غذايي و ... مي شود. همچنين گربه ها و سگ هاي ولگرد كه همچون موش و مگس از سفره رنگين غذايي و پسماندهاي زباله هاي شهري تغذيه مي كنند، نيز عوامل بسياري از بيماريهاي عفوني و انگلي هستند كه البته با برنامه ريزي صحيح و قابل كنترل مي باشند. طبق گزارش محافل بهداشتي، بيش از 118 نوع از عوامل بيماريهاي ويروسي، انگلي و ميكروبي كه در انسان شناخته شده است كه به حيوانات از جمله سگ نسبت داده مي شود. علاوه بر بيماريهاي مذكور، عدم كنترل زباله هاي شهري در حد بسيار وسيعي موجب آلودگي آب، خاك و هوا مي شود.

 

مشكلات ناشي از عدم رعايت مسائل بهداشتي و زيست محيطي زباله:

مضرات بهداشتي حاصل از عدم كنترل زباله هاي شهري و عكس العمل هاي سوء آن در جوامع بشري، بخش مهمي از بيماريها را به خود اختصاص داده است. وجود مواد غذايي، پناهگاه هاي مناسب، رطوبت و شرايط زيست مساعد در زباله هاي شهري، امكان تكثير و رشد سريع حشرات و موجودات موذي را به وجود مي آورد كه مقابله با آنها بسيار مشكل است. همچنين انتشار آلودگي يا انتقال بسياري از بيماري هاي مهلك در جامعه ما موجب گرديده است كه كشور ما در زمره مصرف كننده اصلي داروها قلمداد شده و آلودگي شيميايي بر آلودگي هاي محيط ما اضافه گردد.

زباله، مخصوصا پسماندهاي غذايي و بخش فساد پذير آن، هنگامي مي تواند مفيد واقع شود كه با روش هاي مناسب توسط انسان كنترل شده و يا به وسيله بازيافت بهداشتي قسمت هايي از مواد آن مورد استفاده مجدد قرارگيرد. اين مواد هنگـامي براي آدمـي مضرنــد كه خـارج از اصـول بهداشتي، ذخيـره سازي، جمع آوري، بازيافت و يا دفع شوند. در اين صورت با انتشار زباله ها در محيط و يا تلنبار آن در حواشي شهرها، محيط مناسب براي توليد ، رشد و نمو حشرات، جوندگان و ديگر موجودات موذي به وجود آيد كه به علل مختلف موجب آلودگي محيط و انتشار بيماريهاي مختلف در آن مي گردند. علي الاصول در راستاي پيشگيري از حوادث، ناشي از دفع غير بهداشتي اين مواد، لزوم شناخت متدهاي جمع آوري و دفع زباله و از همه مهمتر آشنايي با خطرات و بيماري هاي ناشي از آنها اهميت خاصي دارد.

 

اصلاح الگوي مصرف و كاهش توليد زباله

"بخوريد، بياشاميد ولي اسراف نكنيد" ( قران كريم )

 

توليد زباله محصول فعاليت انساني است و كميت و كيفيت زباله با الگوي مصرف كالا و مواد توسط قشرهاي گوناگون اجتماع رابطه مستقيم دارد، لذا در چرخه كامل توليد و دفع زباله، "مصرف" اولين حلقه شناخته مي شود، از اين رو تامل و تعمق در الگوي مصرف بسيار ضروري و حايز اهميت است.

در جوامعي كه مصرف كالاها ارزش تلقي مي گردد، ارائه تبليغات تجاري و آموزه هاي نادرست، ميزان مصرف مواد و كالا از حد معقول و ضروري فراتر رفته و نتيجتا پسماند يا زباله بيشتري توليد مي گردد كه معضلات و مشكلات خاص خود را در پي دارد.

در فرهنگ اسلامي، بر پايه و اساس موازين شرعي، اخلاقي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي از مناظر گوناگون بر پرهيز از اسراف تاكيد گرديده و حفظ منابع و موهبت هاي خداوند همواره مورد توجه قرار گرفته است.

با عنايت به موارد فوق ضرورت دارد در شيوه هاي تهيه و مصرف كالا و مواد تجديد نظر نموده و با رعايت اصول به اصلاح الگوي مصرف بپردازيم تا در گام اول توليد زباله، تفاوتها و تاثيرات چشمگير و بسيار قابل ملاحظه اي را شاهد باشيم .

مهم ترين نكاتي كه در زمينه اصلاح الگوي مصرف قابل ذكر و تاكيد مي باشند عبارتند از:

۱. خريد كالا و مواد غذايي در حد نياز و نگهداري و مصرف در كوتاه مدت

۲. توليد (پخت) غذا به اندازه مصرف در وعده غذايي به ميزان افراد

۳. خريد و استفاده از لوازم و وسايل با عمر طولاني

۴. عدم استفاده از كالاهاي يك بار مصرف و مشابه

 

دفع بهينه زباله به روش تفكيك در مبداء

ضرورت زندگي سالم اقتضاء مي كند به صورت مستمر روش هاي مديريت شهري و اجتماعي خود را بهبود بخشيم. به اين منظور سازمان بازيافت با استفاده از تجربيات گذشته و دانش روز اقدام به تدوين طرح تفكيك و جمع‌آوري پسماندها به روش "تر و خشك" نموده و قصد دارد با كمك و همكاري شهروندان نسبت به اجراي آن اقدام نمايد تا انشاا... بتوانيم با رسيدن به اهداف طرح، محيط زيست شهري خود را سالم تر ساخته و در پرتو آن زندگي بهتري داشته باشيم.

 

اهداف طرح:

۱. بهبود روش ذخيره سازي، جمع آوري و بازيافت پسماندها

۲. خالص سازي پسماندهاي تر براي توليد كمپوست مرغوب

۳. خالص سازي پسماندهاي خشك (مواد مصنوعي) براي بازيافت و بازگشت بهينه اين گونه مواد به چرخه توليد

۴. جلوگيري از هدر رفتن سرمايه هاي ملي و كمك به اقتصاد كلان كشور

۵. به حداقل رساندن دفن پسماند و حذف آن در آينده

۶. ارتقاء سطح كيفيت خدمات شهري

۷. حفظ محيط زيست و جلوگيري از توليد و انتشار آلودگي ها

۸. ارتقاء سطح فرهنگ عمومي در برخورد با پسماندها

 

دسته بندي پسماندها به تر و خشك:

پسماندهاي تر:

پسماندهاي غذايي: برنج، انواع خورشت، گوشت، مرغ، ماهي، روغن هاي خوراكي سوخته و فاسد شده و ...

سبزي و ميوه: پسماند ميوه، سبزي و ميوه فاسد شده، تفاله چاي و ...

 

پسماندهاي خشك:

كاغذ و مقوا: انواع روزنامه، مجله، كتاب، دستمال كاغذي، عكس، ظروف كاغذي شيرو آبليمو، جعبه هاي شيريني، كفش، لباس، شانه تخم مرغ و ...

پلاستيك: انواع ظروف پلاستيكي، روكش ها و كيسه هاي پلاستيكي، طناب هاي پلاستيكي، اسباب بازي هاي پلاستيكي، فيلم هاي عكاسي، انواع ابر و اسفنج و ...

فلزات: انواع قوطي فلزي كمپوت، كنسرو، نوشابه، رب، وسايل فلزي آشپزخانه، شيرآلات ، لوله ها و توري هاي فلزي، ظروف و لوله هاي مسي، چدني، آهني، فويلهاي آلومينيومي، رادياتور و ...

شيشه: انواع ظروف شيشه اي، لامپهاي ساده و فلورسنت، آيينه ، سراميك، چيني، بلور و ...

منسوجات و چرم: انواع لباس هاي كهنه و پارچه هاي مستعمل، حوله، انواع وسايل پارچه اي، انواع كيف و كفش، البسه و وسايل چرمي و ...

چوب: انواع جعبه هاي چوبي، سرشاخه، برگ درخت، مبل، ميز، وسايل چوبي آشپزخانه و ...

لوازم الكتريكي و الكترونيكي: سيم، كابل، پريز، ديسكت، سي دي، نواركاست، ماشيــن حساب، ساعت، لوازم كامپيوتر، چراغ قوه، انواع باطري، تلفــن، تلويزيون و ...

- لازم است زباله هاي پزشكي ( بيمارستاني ) و ويژه نيز كه در منــازل توليد مي شود مورد توجه شهروندان قرار گرفته و به صورت جداگانه با رعايت اصول بهداشتي دفع گردد.

 

روش اجراي طرح:

در اين روش، پسماندها در محل توليد به دو دسته تر و خشك تفكيك شده و به صورت جداگانه در دو مخزن نگهداري مي گردد.

پسماندهاي تر طبق روال هر شب و ترجيحآ راس ساعت 21 در مخازن ويژه پسماندهاي تر تخليه گرديده و پسماندهاي خشك پس از فشرده سازي در مخازن ويژه و يا كيسه نايلون آبي رنگ كه در اختيار شما قرار مي گيرد، ذخيره و در ساعتي از روزهاي هفته كه از طرف شهرداري اعلام خواهد شد، تحويل پيمانكاران مربوطه مي گردد.

 

بازيافت و پردازش

تفكيك پسماندها به دو دسته تر و خشك در مبداء توليد از آلودگي ناشي از مخلوط شدن و فعل و انفعالات شيميايي و توليد شيرابه پيش گيري مي نمايد و تبديل مواد به محصولات جديد و قابل استفاده را در بردارد.

پسماندهاي خشك به ويژه كاغذ، مقوا، پلاستيك، فلزات و شيشه از ارزش اقتصادي و زيست محيطي برخوردار بوده و در صورت تفكيك، در واحدها و كارخانـجات بازيافت به محصـولاتي با كاربـردهاي مشـابه و يا جديـد تبـديـل مي شوند تا از اتلاف منابع و سرمايه هاي ملي جلوگيري به عمل آيد.

تفكيك كامل زباله هاي تر از زباله هاي خشك نيز بهبود كيفيت و خلوص كود كمپوست را در پي دارد و با توجه به اينكه نزديك به 70% زباله هاي شهر تهران از نوع زباله تر ( پسماند مواد غذايي، ميوه و سبزي و ...) مي باشد و اين پسماندها طي فرايندي به كود گياهي (كمپوست) تبديل مي شوند كه مورد استفاده امور زراعي و باغباني خواهد بود.

همچنين بازيافت و استفاده مجدد از مواد و كالاهاي معرفي موجب جلوگيري از دفن زباله و آلودگي زمين و آب هاي سطحي مي گردد.



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 4:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :27
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net