مشاهیر ایران و جهان

راسخون راسخون راسخون
انجمن ها انجمن ها انجمن ها
گالری تصاویر گالری تصاویر گالری تصاویر
وبلاگ وبلاگ وبلاگ
چندرسانه ای چندرسانه ای چندرسانه ای

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1377 -1291 / 1290 ش)، استاد دانشگاه، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به صهبا. در یكى از روستاهاى تربت‏حیدریه به دنیا آمد. پدرش از خوانین و مالكین بود كه بر اثر ناملایامات و رنجهاى فراوان زادگاهش را ترك گفت و به بیرجند كوچ كرد. هصبها تصحیلات ابتدایى و قسمتى از متوسطه را در مدرسه‏ى شوكتیه بیرجند فراگرفت و مدت یك سال هم در آنجا تدریس كرد. براى ادامه‏ى تحصیل به تهران آمد و در دارالفنون مشغول تحصیل گردید، وارد دانشكده افسرى شد و ضمن فراگرفتن فنون نظامیگرى، سرودهاى نظامى و تصانیف فكاهى مى‏سرود پس از اتمام تحصیلات به تبریز منتقل گردید و از آنجا به شیراز رفت و پس از سه سال توقف در آن دیار رهسپار تهران شد و به تدریس در دانشكده‏ى افسرى پرداخت در 1324 ش وارد وزارت دارایى شد. ول الوین فعالیت مطبوعاتى خود را با روزنامه فكاهى «بابا شمل» آغاز كرد و اشعارش را با نام مستعار شیخ سرنا و ابرام سرپا منتشر مى‏كرد. در همین روزنامه بود كه با شاعرانى چون رهى معیرى و گلچین معانى آشنا گردید و مناظراتى بین آنها ردوبدل شد. صهبا از موسیقى نیز بهره‏مند بود و تار مى‏نواخت. از آثارش: «دفتر صهبا»؛ «ساغر صهبا»؛ «انسان و شعر و ماه».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1343 ق)، روزنامه‏نگار. وى در سال 1901 م مجله‏ى «صنایع المان و شرق» را در برلین به زبانهاى عربى، فارسى، انگلیسى، تركى، هندى و آلمانى منتشر كرد. این مجله مصور و رنگى بود. سپس روزنامه‏ى «آزادى شرق» را ابتدا در برلین تا سال 1343 ق و پس از آن در تهران انتشار داد. وى روزنامه‏ى «ایران باستان» را به سال 1311 ش در تهران، به قطع بزرگ و تصاویر رنگى منتشر كرد كه تا سال 1314 ش ادامه داشت پس از آن سیف آزاد مجددا به اروپا رفت و بعد از وقایع شهریور 1320 به ایران بازگشت و «ایران باستان» را مجددا منتشر كرد. او هم چنین مجله «راهنماى بانوان» را در برلین به زبانهاى فارسى و انگلیسى و فرانسوى بطور ماهیانه انتشار مى‏داد. «ایران باستان» روزنامه‏اى سیاسى و اقتصادى بود كه هدف آن شناساندن ایران به خارجیان و ایرانیانى كه در خارج از ایران زندگى مى‏كردند خصوصا پارسیان مقیم هندوستان بود.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1318 -1266 ش)، روزنامه‏نگار. معروف به دبیرزاده ملایرى. در ملایر متولد شد. پس از طى تحصیلات معمولى به مشاغل دولتى پرداخت. در بیست و دو سالگى علاقه زیادى به راهنمایى و تشویق مردم براى حفظ ملیت و تحریك حس میهن پرستى داشت، به همین جهت اغلب اوقات در انجمنها و معابر و مساجد به ایراد نطق‏هاى مهیجى در این زمینه مى‏پرداخت. در سال 1299 ش روزنامه‏ى «سهیل» را در ملایر تاسیس كرد ولى به علت بالا بودن هزینه‏ى چاپ و همچنین حركت مهاجران ایرانى به طرف استانبول تنها دو شماره از آن انتشار یافت و روزنامه تعطیل شد و دبیران مهاجران به استانبول رفت. وى پس از بازگشت به ایران موفق به انتشار مجدد روزنامه ادبى و اخلاقى و ملى «سهیل» نشد. دبیران مدتى در وزارت دادگسترى اشتغال داشت و مدتى نیز به مسافرت در غرب از طرف وزارت دارایى پرداخت.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1300 ش)، داستان‏نویس، مترجم، محقق، مدرس دانشگاه و روزنامه‏نگار. در شیراز دیده به جهان گشود و تا پایان دوره‏ى متوسطه در مدرسه‏ى مهرآیین شیراز تحصیل كرد. پس از آن وارد دانشگاه تهران شد و در سال 1328 ش با نگارش رساله‏ى «علم الجمال در ادبیات فارسى» موفق به دریافت درجه‏ى دكترى ادبیات فارسى در این رشته‏ى تحصیلى شد. سپس به آمریكا رفت و از دانشگاه استنفرد كالیفرنیا درجه‏ى فوق دكترى تخصصى در رشته‏ى زیبایى شناسى اخذ كرد. پس از بازگشت به ایران تدریس در رشته‏هاى باستان شناسى و تاریخ و هنر دانشگاه تهران و زیبایى شناسى در هنرستان عالى موسیقى و هنرهاى زیبا پرداخت. وى همچنین عضو هیات نویسندگان مجله‏ى «علم و زندگى» و «كتاب ماه» و مدیر مجله‏ى «نقش و نگار» نیز بود. سیمین با جلال آل‏احمد ازدواج كرد و همپاى او به فعالیتهاى فكرى و فرهنگى پرداخت. از آثار وى: تحقیقات: «شناخت و تحسین هنر»؛ داستانها: «سووشون»؛ «آتش خاموش»؛ «شهرى چون بهشت»؛ «به كى سلام كنم»؛ «غروب جلال»؛ «جزیره سرگردانى»؛ ترجمه‏ها: «سرباز شكلاتى»؛ «دشمنان»؛ «بئاتریس»؛ «داغ ننگ»؛ «بنال وطن».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1334 -1268 /1262 ش)، استاد دانشگاه، مصحح، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به دهقان. وى در كرمان متولد شد و در همان شهر نزد پدر خویش ادبیات فارسى و عربى و فقه و اصول و فلسفه و ریاضیات را آموخت، ضمن تحصیل، زبان تركى استانبولى و انگلیسى را نیز فراگرفت و در این دو زبان دست به تحقیقات و تألیفاتى زد. در آغاز مشروطیت به مبارزات سیاسى روى آورد و در سال 1289 ش روزنامه‏ى «دهقان» را براى اشاعه‏ى اندیشه‏هاى ملى خویش منتشر كرد كه منجر به تبعید و زندانى شدنش به شیراز شد. در سال 1296 ش از شیراز به تهران آمد و از طرف وزارت دارایى مأمور خدمت در خراسان شد. در سال 1303 ش روزنامه‏ى «فكر آزاد» را در مشهد انتشار داد. در این هنگام از طرف وزارت فرهنگ به ریاست دارالمعلمین تبریز انتخاب گردید اما پس از یك سال به تهران مراجعت كرد. چندى هم با سمت وكیل عمومى مأمور قزوین و همدان شد. در سال 1313 ش كه معلم دانشسراى عالى و دانشگاه تهران بود، سمت استادى‏اش تأیید گردید. بهمنیار در سال 1321 ش به عضویت پیوسته‏ى فرهنگستان ایران درآمد، و در سال 1332 ش به ریاست انجمن تألیف و ترجمه كه از مؤسسات وابسته به دانشگاه بود، برگزیده شد. در تهران وفات یافت و در كربلا به خاك سپرده شد. از تألیفات وى: «تحفه‏ى احمدیه»، در شرح «الفیه‏ى ابن‏مالك»؛ «تصحیح و تحشیه‏ى منشآت محمد بن مؤید بغدادى»؛ «تصحیح اسرار التوحید»؛ «رساله‏ى املاى فارسى»؛ «تصحیح تاریخ بیهق» «شرح حال صاحب بن عباد»؛ «تصحیح الابنیه عن حقایق الادویه»؛ «مجمع‏الامثال فارسى»؛ «رساله در حكمت و فلسفه»؛ «دیوان» اشعار.[1] احمد بن آقا محمد على، ادیب و استاد دانشگاه تهران (و. كرمان 1262- ف. 1334 ه.ش.) وى علوم مقدماتى را در كرمان تحصیل كرد و در نهضت مشروطه در عداد آزادى‏خواهان درآمد و روزنامه «دهقان» را انتشار داد سپس از طرف مأموران انگلیس به شیراز تبعید شد و محبوس گردید. در سال 1335 ه.ق. رهایى یافت و در تهران وارد خدمت وزارت مالیه شد و مأمور خراسان گردید و در مشهد روزنامه «فكر آزاد» را منتشر كرد. در سال 1305 ه.ش. از طرف وزارت معارف مأمور تبریز شد و به تدریس پرداخت. در سال 1306 وارد خدمت عدلیه شد و مأمور قزوین و سپس همدان گردید و مجددا در 1308 به معلمى مشغول شد. در 1310 برایس تدریس دارالمعلمین انتخاب گردید و در 1313 تدریس ادبیات عربى مدرسه معقول و منقول بدو محول شد و در 1315 عنوان استادى دانشگاه و در 1321 عضویت فرهنگستان یافت. از آثار او «تحفه احمدیه» در شرح الفیه ابن مالك، تصحیح التوسل الى الترسل، تصحیح تاریخ بیهق، تحصیل اسرار التوحید، ترجمه زبدة التواریخ در تاریخ آل سلجوق، صرف و نحو عربى به فارسى (سه دوره)، ترجمه احوال صاحب بن عباد را باید نام برد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1289 ش)، نویسنده، شاعر و روزنامه‏نگار. در سارى متولد شد. وى پس از اتمام تحصیلات وارد خدمت دولتى و عهده‏دار مشاغلى مختلف شد و قرائت‏خانه‏اى در سارى دایر كرد و با نشریات «قانون»، «حلاج»، «نسیم شمال»، «ارمغان» همكارى داشت. او امتیاز نشریه‏اى به نام «كنار دریا» را نیز گرفت. بهروزى در نظم و نثر دست داشت. از آثار منثور او: «اگر خدا بخواهد».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1277 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. وى در آلمان موفق به اخذ دكتراى كشاورزى از دانشگاه فریدریش ویلهم شد. پس از مراجعت به ایران عهده‏دار مشغلى چند بود از جمله بازرسى فنى وزارت اقتصاد، ریاست مؤسسات فلاحتى اداره‏ى كل فلاحت، اداره جنگلها در مركز، دانشكده وزارت كشاورزى. دكتر بهرامى در سال 1313 ش مجله «فلاحت» و در سال 1320 ش مجله «آب و خاك» را منتشر كرد. از آثار به جاى مانده او عبارت‏اند از: «ارزیابى كشاورزى»؛ «از سویس به ایران»؛ «ایران، آزاد و بزرگ مى‏شود»؛ «باغبانى عمومى و خصوصى»؛ «پرورش كودك در خانه»؛ «تاریخ كشاورزى ایران»؛ «جغرافیاى كشاورزى ایران»؛ «جوجه‏كشى»؛ «دامپرورى»؛ «زراعت خصوصى»؛ «زراعت عمومى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1329 ق)، نویسنده، روزنامه‏نگار و شاعر. چون صاحب كتاب‏فروشى بهجت در تهران بود، به بهجت ملقب شد. او همچنین به بهروز خاورى نیز معروف است. بهجت مدتى در نجف اشرف تحصیل كرد و از ملا محمدكاظم خراسانى اجازه‏ى اجتهاد گرفت. بعد از بازگشت به ایران، مجله ماهیانه مذهبى «دعوةالحق» را در تهران انتشار داد كه بعد از وقفه‏ى كوتاهى چاپ آن تا انقلاب مشروطیت ادامه یافت. در دوره‏ى دوم به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب گردید و در سال 1321 ق موفق به تأسیس انجمن علمى در تهران شد و در همین سال نیز ریاست كمیسیون تصحیح كتب و ترجمه عربى اداره‏ى انتشارات وزارت معارف را عهده‏دار بود. از خدمات دیگر او: تأسیس كتابخانه‏ى معارف؛ انجمن مجموعه‏ى معارف؛ آموزشگاه فنى هنر، انتشار «مجله‏ى معارف» و كتاب «روش پرورش» تألیف اوست.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1318 ق)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به بهار. در اصفهان متولد شد و تحصیلات خود را در این شهر انجام داد. وى به مدت بیست سال از شعر و شاعرى دست كشید و به ارومیه مهاجرت كرد و روزنامه‏ى «كیوان» را منتشر كرد. وى به علت ناآرامى آذربایجان به اصفهان رفت و بعد از دو سال دوباره به آذربایجان برگشت. وى از اعضاء انجمن ادبى مرحوم شیدا بود. از آثار او: «افشاى حقایق پاسخ به اعلامیه‏ى 29 آذر 33 سید ضیاءالدین»؛ «جنایات بشر یا آدم‏فروشان قرن بیستم»؛ «داروى تربیت»؛ «سیزده عید وضع اجتماعى زن»، شعر.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

فرزند آقا محمد ناظر در 1296 تولد یافت و از دانشكده ادبیات تهران لیسانس گرفت. مدتى در وزارت كشور شاغل بود و آخرین سمتش در آن وزراتخانه معاونت فرماندارى تهران بود. از اهم مشاغل او شهردارى كرمان مى‏باشد. در انتخابات دوره شانزدهم كه در 1328 انجام یافت ناظرزاده از طرف سیرجان وكیل شد و در دوره هفدهم نیز این سمت را احراز كرد و با جبهه ملى نزدیك شد و جزو فراكسیون جبه ملى در مجلس بود و قلما و قدما حكومت مصدق‏السلطنه را تأیید مى‏كرد. بعد از مرداد 1332 از وكالت عزل و تحت تعقیب فرماندارى نظامى وقت قرار گرفت و به قلعه فلك‏الافلاك تبعید شد. یك قسمت از این تبعید مولود اختلافى بود كه بین او و فرماندار نظامى تهران كه در آن تاریخ سرتیپ فرهاد دادستان بود وجود داشت و گویا مورد هتك و حرمت هم شده و در حضور جمع او را مضروب ساخته بودند. سرتیپ مزبور با تلاش فراوان فرماندهى لشكر كرمان را براى خود دست و پا كرده بود، ولى چون وجهه زیادى نداشت و قوم و خویش نزدیك شاه بود ناظرزاده از این انتصاب جلوگیرى و ابلاغ فرماندهى لشكر او را لغو ساخته، همین موضوع بعدا دردسر شدیدى پیش آورد. دكتر ناظرزاده در 1331 درجه دكتراى زبان و ادبیات از دانشگاه تهران گرفت و در دانشكده ادبیات و دانشكده معقول و منقول تدریس مى‏نمود. وى نویسنده و شاعر بود و غیر از روزنامه شهرآشوب كه مدتى در تهران انتشار مى‏داد در روزنامه‏هاى مختلف مقاله مى‏نوشت. ابتدا بیشتر مقالاتش جنبه سیاسى داشت بعد سلسله مقالاتى در ادبیات و عرفان و مسائل تحقیقى تاریخى به رشته تحریر درآورد. سبك و انشاء روان و ذوق ادبى و تاریخى به نوشته‏هاى او شیرینى خاصى مى‏داد و گاهى با طنز و مطایبه همراه بود و خواننده را به تحسین وامى‏داشت. ناظرزاده كرمانى در آخر عمر از حلیه بینایى محروم شد و بیمارى‏هاى مختلف گریبان او را گرفت و در حدود 60 سالگى وفات یافت. مردى خوش خلق، خوش طینت، فاضل و محقق ساده دل، نیك فطرت و خوش محضر بود. گاهى شعر مى‏سرود و اشعارش هم دلنشین و مضامین شیرین در برداشتند. (1355 -1296/ 1292 ش)، نویسنده، شاعر، استاد دانشگاه و روزنامه‏نگار. در كرمان به دنیا آمد. وى تحصیلات مقدماتى را نزد پدر و تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش و تهران به پایان برد و از دارالفنون در رشته‏ى ادبى فارغ‏التحصیل شد و به موازات علوم جدید، علوم قدیم و فقه و عربى و فلسفه را نیز آموخت. ناظرزاده رشته‏ى علوم سیاسى را در دانشكده‏ى حقوق گذراند و سپس موفق به اخذ لیسانس عالى گردید. وى درجه‏ى دكتراى خود را در رشته‏ى ادبیات فارسى اخذ نمود و رساله‏اش را در «شرح حال و آثار عمادالدین على فقیه كرمانى» نوشت. سپس از طرف دانشگاه تهران به پاریس مأمور شد و توانست در این مأموریت، دوره‏ى دكتراى جامعه‏شناسى ادیان را نیز در دانشگاه سوربن به پایان برساند و رساله‏ى خود را در «تحقیق درباره‏ى مذهب جعفرى» زیر نظر پروفسور هانرى درش بنویسد. وى از 1335 ق تدریس در دانشگاه تهران را آغاز كرد و در 1341 ش با سمت نمایندگى ایران در كنگره مؤتمر اسلامى شركت كرد. ناظرزاده در كار مطبوعاتى نیز دست داشت و مقالات متعددى در روزنامه‏ها و مجله‏هاى داخلى و خارجى چاپ مى‏كرد و مدتى معاون مجله‏ى «ایران امروز» و چندى هم سردبیر مجله‏ى «سلامت فكر» بود و زمانى نیز روزنامه‏ى «شهر آشوب» را شخصاً منتشر كرد. وى در طول خدمات دولتى عهده‏دار مشاغلى چون: شهردار تهران، پیشكار دارایى كرمان، بازرس استاندارى كرمان و كفیل استاندارى تهران بود. وى بر اثر بیمارى قند نابینا شد و سرانجام بر اثر سكته درگذشت. از دیگر آثار وى: «آوازهاى جوانى»؛ «اختر»؛ «برفراز سیحون»؛ «دختر شامگاه»؛ «رقص به سه خنجر»؛ «شام شوم»؛ «آفات قرن»، شعر؛ «دیوان» شعر.[1]

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد دوم)

دانشمند، نویسنده و روزنامه‏نگار و سیاست‏پیشه، در حدود 1262 در كرمان تولد یافت. پدرش آقایوسف از اعاظم، دانشمندان و بزرگان كرمان بود. دبستانى و برادرش مجدالاسلام كرمانى، تحصیلات مقدماتى خود را بیشتر نزد حاج شیخ ابوجعفر كرمانى و ملا عبدالله راینى و ناظم‏الاسلام كرمانى آموختند و روح آزادیخواهى و آزادفكرى ناظم‏الاسلام در این دو برادر تاثیر زیادى بخشید. او در جوانى لقب امین‏الاسلام گرفت. زبان و ادبیات عرب را در حد كمال آموخت و زبانهاى فرانسه و انگلیسى را نیز فراگرفت. بعد از مشروطیت به انتشار روزنامه‏ى فرهنگ مبادرت نمود و با كمك عده‏اى از روشنفكران كرمان، حزب دموكرات را در آنجا بنیان نهاد و سالها در سیاست كرمان مدخلیت داشت و یكى از مبارزین جدى با حكام و متنفذین محلى بود. در 1306 بنا به دعوت على‏اكبر داور، خدمت قضائى را قبول كرد و چندى در سمت مستشار استیناف همدان انجام وظیفه نمود. در انتخابات دوره‏ى هفتم از كرمان به سمت نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد و هفت دوره‏ى متوالى كرسى نمایندگى كرمان را براى خود حفظ نمود. بعد از 1320 از كار سیاست كناره‏گیرى كرد و به خدمات اجتماعى پرداخت. وى مردى ارزشمند بود. شعر به زبان عربى نیكو مى‏سرود. صریح و تند بود. در سخنرانى ید طولایى داشت. با تاریخ و ادب ایران و عرب و اروپا بسیار آشنا بود. در دوره‏ى سیزدهم كه باز میل به وكالت داشت، مخالفین او طومارى تهیه نموده و او را مفسد فى‏الارض و مهدورالدم خواندند و همین طومار اثر خود را بخشید و به مجلس راه نیافت. نام خانوادگى دبستانى ابتدا درگاهى بود ولى سرتیپ درگاهى رئیس شهربانى او را مجبور ساخت كه نام خانوادگى خود را تغییر دهد. وفات او در 1343 در سن 90 سالگى اتفاق افتاد. (ح 1344 -1255 ش)، روزنامه‏نگار. ملقب به شیخ محمود امین‏الاسلام. در كرمان متولد شد. تحصیلات مقدماتى خو را نزد حاج شیخ ابوجعفر كرمانى، ملا عبداللَّه راینى و ناظم‏الاسلام كرمانى آموخت. زبان فرانسه و انگلیسى را مى‏دانست و به عربى آشنایى كامل داشت و از حافظه‏ى قوى برخوردار بود و مطالعات تاریخى فراوان داشت. وى از آزادیخواهان و مشروطه‏طلبان در تهران و كرمان بود و در واقعه‏ى پیدایش حزب دمكرات در كرمان، از اعضاى فعال و برجسته‏ى حزب محسوب مى‏شد. از دوره‏ى هشتم مجلس به نمایندگى مردم كرمان در مجلس شوراى ملى انتخاب شد و تا دوره دوازدهم نماینده بود ولى به علت مخالفتهاى شدید با وى در دوره‏هاى بعد، از انتخاب شدن محروم ماند. او كه به سبب انتسابش به خاندان درگاهقلى بیك، لقب درگاهى یافته بود براى این كه از آسیب سر تیپ محمد درگهى)(رئیس شهربانى) مصون بماند. نام خانوادگى خود را به دبستانى تغییر داد. و به كرمان بازگشت و در املاك موقوفه‏ى خاندان خود به كشت و برداشت مشغول شد، تا این كه در شهریور 1320 ش به خدمات اجتماعى پرداخت و به سمت ریاست شیر و خورشید برگزیده شد و سرانجام در كرمان درگذشت. او مدتى مدیر مسؤول روزنامه‏ى «نامه‏ى فرهنگ» كرمان بود.[1]

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد: 1316 مرتبه علمى: استاد، رشته: زبان‏شناسى، دانشكده: ادبیات و علوم انسانى، دانشگاه: تهران خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: كارشناسى زبان و ادبیات فارسى از دانشكده ادبیات دانشگاه تهران در سال 1338، كارشناسى ارشد زبان‏هاى پیش از اسلام از مدرسه زبان‏هاى شرقى و آفریقایى دانشگاه لندن در سال 1340، دكترا در زبان‏هاى باستانى ایران از دانشكده ادبیات دانشگاه تهران در سال 1345. مرتبه علمى: استادیار دانشگاه تهران در سال 1347، دانشیار در سال 1352، استاد در رشته فرهنگ و زبان‏هاى باستانى ایران در سال 1357. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: زبان‏شناسى، لهجه‏شناسى، زبان‏هاى باستانى ایران، راهنمائى، مشاوره و نظارت بر 10 پایان‏نامه كارشناسى ارشد و دكترا. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى: 7 تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى: 2 زمینه علمى تألیفات: زبان‏شناسى ایران، زبان‏ها و ادبیات پیش از اسلام ایران، زبان فارسى، ادیان پیش از اسلام ایران، اسطوره‏شناسى ایرانى، لهجه‏شناسى ایرانى. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 39، تعداد مقالات بزبان خارجى: 27 زمینه علمى مقالات: زبان‏شناسى ایرانى، زبان پهلوى (فارسى میانه)، اسطوره‏شناسى ایران، لغت‏شناسى فارسى. زبان‏شناس، روزنامه‏نگار. تولد: 16 آذر 1316، اصفهان. درگذشت: 24 دى 2375، تهران. احمد تفضلى، فرزند اسماعیل، فارغ‏التحصیل رشته‏ى زبان و ادبیات فارسى از دانشگاه تهران بود. وى سپس در رشته‏ى فرهنگ و زبان‏هاى باستانى ایران در دانشگاه لندن در انگلستان به تحصیل پرداخت و موفق شد كارشناسى ارشد و دكتراى خود را در همین رشته كسب نماید. وى استاد دانشگاه تهران و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسى بود. آثار وى عبارتند از: تألیف واژه‏نامه مینوى خرد؛ ترجمه‏ى مینوى خرد؛ تألیف شناخت اساطیر ایران (با همكارى دكتر ژاله آموزگار یگانه، چاپ سوم، 1373)؛ ترجمه نمونه‏هاى نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه‏اى ایرانیان (اثر آرتور كریستن سن، دو جلد، ترجمه با همكارى دكتر ژاله آموزگار یگانه؛ این كتاب در هشتمین دوره‏ى كتاب سال در سال 1369 در موضوع تاریخ و جغرافیا در بخش ترجمه‏ى برنده‏ى جایزه‏ى كتاب سال شده است)؛ گزیده‏هاى زاد اسپرم (به فرانسوى؛ با همكارى دكتر فیلیپ ژینیو، پاریس، 1993، این كتاب برنده سومین دوره‏ى جایزه‏ى جهانى كتاب سال جمهورى اسلامى ایران شده است). از وى مقاله‏هایى در مجلات «سخن»، «دانشكده‏ى ادبیات تهران»، «دانشكده‏ى ادبیات تبریز»، «راهنماى كتاب» و «كلك» به چاپ رسیده است. دكتر تفضلى در دى 1375 درگذشت و پیكرش در بهشت زهرا در قطعه 88 به خاك سپرده شد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد:-، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: روزنامه‏نگارى، دانشكده: علوم اجتماعى، دانشگاه: علامه طباطبائى

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 12 مهر 1326. درگذشت: 3 فروردین 1374، تهران. ناهید ارسباران (پور حسینى) فرزند مولانا بود. وى سردبیر یكى از بخشهاى خبرگزارى جمهورى اسلامى ایران بود. پیكر وى در بهشت زهرا در قطعه‏ى 88 (هنرمندان و نویسندگان) مدفون است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1351 ق)، روزنامه‏نگار. وى از شاگردان آخوند كاشى (م 1333 ق) و چندى سرپرست اوقاف اصفهان بود و از 1325 ق به بعد مدتى ریاست معارف و اوقاف یزد را به عهده داشت. میرزا مسیح در 1326 ق روزنامه‏ى «ناقور» را در اصفهان تأسیس و منتشر كرد. وى در اصفهان درگذشت و در كنار استاد خود، آخوند كاشى، دفن شد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1267 ق)، مدیر روزنامه. وى مدتى مأمور صدور گذرنامه آذربایجان و چندى ژنرال كنسول ایران در بغداد بود و مدتى هم ریاست كل اداره‏ى گذرنامه را به عهده داشت. نامبرده چون مورد توجه امركبیر بود در موقع تأسیس روزنامه‏ى «وقایع اتفاقیه»، در 1267 ق، اداره آن، به او كه صاحب چاپخانه بود، واگذار شد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1337 -1280 ق)، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. ملقب به ناظم‏الاسلام. در كرمان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم ادبى و عربى، از محضر حاج شیخ ابوجعفر مجتهد، فقه و اصول و از محضر میرزا آقا خان كرمانى، منطق و شرح «اشارات» را آموخت. وى در بیست و هشت سالگى به تهران آمد و در درس میرزاى جلوه و سید شهاب‏الدین شیرازى به تحصیل حكمت الهى پرداخت و در حوزه‏ى درس حاج میرزا حسن آشتیانى و حاج شیخ هادى نجم‏آبادى نیز حاضر بود. وى از مشروطه‏خواهان و با جمعى از روشنفكران از جمله سید محمد طباطبایى محشور بود. پس از تأسیس مدرسه‏ى اسلام، توسط سید محمد طباطبایى، میرزا محمد در آن مدرسه ناظم شد و به همین دلیل به ناظم‏الاسلام ملقب گردید. ناظم‏الاسلام در 1325 ق روزنامه‏ى «كوكب درى» یا «كوكب درى ناصرى» را در تهران تأسیس و منتشر نمود. او سپس به كرمان بازگشت و در دادگسترى به خدمت پرداخت و سرانجام در همان شهر درگذشت و در مقبره‏ى سید علویه به خاك سپرده شد. از دیگر آثار وى: «اصول عقاید»؛ «تاریخ بیدارى ایرانیان»، در سه جلد؛ «خلاصةالعوامل»؛ «شمس‏التصاریف»؛ «مقامات حریرى»، ترجمه؛ «علائم الظهور المهدى الموعود».[1] محمد بن على (و. 1280 ه.ق- 1337 ه.ق)، از فضلا و مؤلفین معروف كرمان و صاحب تاریخ بیدارى ایرانیان. در كرمان متولد شد و پس از فراگرفتن مقدمات علوم ادبى پارسى و عربى و فقه و اصول در بیست و هشت سالگى به تهران آمد و به تحصیل حكمت پرداخت و با واقعه‏ى «رژى» و انحصار تنباكو و برخاستن زمزمه‏ى آزادیخواهى در ردیف طلاب تجددخواه درآمد و تاریخ خود را تألیف كرد. بعد از استقرار مشروطیت در كرمان در عدلیه مشغول خدمت شد و در سال 1337 ه.ق در كرمان درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1329 ق)، روزنامه‏نگار. ملقب به ناصرالشعراء. در 1329 ق هفته‏نامه‏ى «زمان وصال» را در رشت تأسیس و منتشر كرد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1356 -1274 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به ناصر. وى نواده‏ى میرزا على‏اكبر ترك، از دودمان جوانشیر و از مهاجران قفقاز بود. در یزد به دنیا آمد و در همان شهر به كسب دانش پرداخت و علوم فارسى و عربى را فراگرفت و از كودكى به سرودن شعر روى آورد. وى در بیست سالگى به علت نامعلومى از نعمت بینایى محروم گردید و به همین دلیل اغلب اشعار خود را حفظ مى‏كرد. او در 1328 ش روزنامه‏ى «ناصر» را در یزد تأسیس و منتشر كرد. از دیگر آثارش: «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1353 -1280 ش)، روزنامه‏نگار، نویسنده و شاعر، متخلص به گلشن. در تربت حیدریه به دنیا آمد. وى ابتدا به تحصیل فارسى و عربى پرداخت اما به علت فوت پدر نتوانست به تحصیل ادامه دهد در نتیجه به تجارت روى آورد. پس از مدتى به علت علاقه فراوان به شعر و ادبیات و به منظور فراگرفتن رموز شعر و ادب به خدمت میرزا محمد حسین سهیلى و احمد بهمنیار رسید و از محضر آنها سود جست و « دیوان» شعرى در پنج هزار بیت تنظیم كرد. در 1298 ش به مشهد رفت و در آنجا ابتدا مدیریت داخلى روزنامه‏ى «مهر منیر» و مدیریت روزنامه‏ى «شرق ایران» را بر عهده گرفت و در 1301 ش روزنامه‏ى «فكر آزاد» را- كه صاحب امتیازش احمد بهمنیار كرمانى بود- بنیان نهاد. در 1304 ش امتیاز روزنامه «آزادى» را گرفت و سالهاى متمادى بدون وقفه به انتشار آن پرداخت. على اكبر گلشن پس از انتشار این روزنامه به گلشن آزادى معروف شد. وى در امور خیریه و ملى و فرهنگى مانند خدمت در هیئت مدیره‏ى شیر و خورشید سرخ مشهد، عضویت شوراى عالى فرهنگ خراسان و عضویت انجمن آثار ملى سابقه خدمت داشته است. او در مشهد درگذشت. از دیگر آثار وى: «گلشن آزادى»؛ «گلشن ادب»، كه شامل شرح حال شعراى خراسان مى‏باشد؛ «داستان‏ها و دستان‏ها»؛ «در طهران چه دیدم و چه شنیدم»؛ مثنوى «شاهان وارون بخت»، بر وزن «مخزن الاسرار» نظامى؛ مثنوى «گلشن شوق»، بر وزن «هفت پیكر» نظامى؛ «داستانها از باستانها»؛ «صد سال شعر خراسان».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1318 ش)، پزشك، روزنامه‏نگار و نویسنده. وى فارغ‏التحصیل در رشته‏ى طب و دامپزشكى و از اعضاى عالى‏رتبه‏ى وزارت كشاورزى بود. در 1297 ش مجله‏ى «بیطارى» را منتشر كرد و در 1310 ش شروع به انتشار مجله‏ى «فلاحت» تحت نظارت اداره كل فلاحت در تهران نمود. نشر این مجله تا آخر 1317 ش ادامه یافت و در 1318 ش گلسرخى به شغل دیگرى روى آورد. از دیگر آثارش: «امتحان گوشت»؛ «حفظ الصحه‏ى زنان و دختران»؛ «علاج الخیل» یا «فرس نامه»؛ «كتاب فلاحت»، در دو مجلد؛ «علاج الطیر».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1274 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در شیراز به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات مقدماتى و صرف و نحو و منطق و مبادى فقه، در 1292 ش وارد فعالیت‏هاى سیاسى شد. وى در 1297 ش روزنامه‏ى «گلستان» را منتشر كرد كه این روزنامه یكى از پرسابقه‏ترین مطبوعات ایران بود و حدود نیم قرن چاپ و منتشر شد. سرانجام در 1331 ق گروهى از مخالفان سیاسى وى به دفتر روزنامه حمله برده آن را آتش زدند و پس از آن دیگر منتشر نشد. محمد تقى گلستان در 1304 ش نماینده‏ى مردم فارس در مجلس مؤسسان اول بوده و مدتى نیز در انجمن شیر و خورشید سرخ ایران (هلال احمر فعلى) و انجمن آثار باستانى ایران و همچنین شوراى عالى فرهنگ فعالیت داشته است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1299 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به كیهان. در قریه سامان به دنیا آمد. نزد پدر و دیگران به تحصیل پرداخت. در 1321 ش وارد خدمت فرهنگ شد. وى در اصفهان روزنامه‏ى «تگرگ» را منتشر مى‏كرد. از اوست: به حق گراى تو را گرنه خوى اهرمن است گذر ز خویش تو را گرنه جان اسیر تن است

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1344 -1284 ش)، مترجم، نویسنده، روزنامه‏نگار و مورخ. در اصفهان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم قدیم و جدید در 1316 ش موفق به دریافت لیسانس از دانشسراى عالى و دانشكده‏ى ادبیات گردید. سپس به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و عهده‏دار مشاغل مختلفى در آن وزارتخانه شد، از جمله: ریاست یكى از دبیرستانهاى زنجان، بازرس فنى، ریاست دبیرستان فرهنگ اصفهان. صدر هاشمى موفق شد كه قبر صائب تبریزى را در اصفهان شناسایى كند و در این باره مقاله‏اى بنویسد. در ضمن او روزنامه‏ى «چهلستون» را به طور هفتگى به مدت پنج سال منتشر كرد. از آثار وى: «تاریخ جراید و مجلات ایران»؛ «تاریخ تمدن اسلام و عرب»، ترجمه؛ «تاریخ كربلا و حائر حسین (ع)»، ترجمه؛ «شعر و شاعرى در عصر صفوى»؛ « عشاق قندهار»، ترجمه؛ تصحیح «قصص الخاقانى»، در تاریخ صفویه، اهتمام در چاپ «تذكره الانساب»، در انساب خاندان مجلسى.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1281 ش)، پزشك، روزنامه‏نگار و نویسنده. در برلن تحصیل طب نمود و عملیات طبى را در بیمارستان دولتى شارتیه انجام داد. در سال 1310 ش به تهران مراجعت كرد. سه دوره به نمایندگى مجلس از تبریز انتخاب شد. مدت ده سال مجله‏ى پزشكى و بهداشتى «تندرست» را منتشر مى‏كرد. از آثار وى: «سالك»؛ «مالاریا».[1] فرزند سید كاظم امام جمعه و متولد 1280 در تبریز است. تحصیلات عالى خود را در رشته‏ى پزشكى در فرانسه به اتمام رسانید و وارد دانشگاه تهران شد و مقام استادى دانشكده‏ى پزشكى گرفت و مدتى نیز در وزارت بهدارى معاونت كل آن وزارتخانه را بر عهده داشت. در دوره‏ى شانزدهم از طرف مردم تبریز به مجلس رفت و در ادوار هیجدهم و نوزدهم داراى همان سمت بود. دو دوره هم از تبریز براى سناتورى انتخاب شد. وى مدتى به انتشار مجله‏ى پزشكى تندرست مبادرت كرد. در سن 68 سالگى فوت نمود. وى داماد امیراسعد ذوالفقارى بود. در اواخر عمر به حرفه‏ى طبابت اعتنائى نداشت و غالبا وقت او صرف اداره‏ى مستغلات و املاكش مى‏شد. مردى بود كه براى خود زندگى مى‏كرد و از ثروت خود حداكثر بهره‏بردارى مالى را مى‏نمود.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1330 -1256 ش)، روزنامه‏نگار، زبانشناس، فرهنگ‏نویس و شاعر، متخلص به داعى. وى از سادات نیاكى بود كه در لاریجان متولد شد. در آمل و تهران و اصفهان صرف و نحو عربى و فارسى و سایر علوم را فراگرفت و در همان سالها مجله‏ى «الاسلام» را جهت مناظره با عیسویان در اصفهان دایر كرد. داعى پس از آموختن زبان انگلیسى به بمبئى رفت و ضمن فراگیرى زبان اردو مجله‏ى «دعوت الاسلام» را به دو زبان اردو و فارسى منتشر ساخت و در سمت استادى در دانشكده حیدرآباد دكن نیز به تدریس ادبیات فارسى پرداخت. وى با زانهاى پهلوى، اوستا، گجراتى و سانسكریت آشنا بود. براى مدتى اندك به ایران آمد و مجددا به هندوستان مراجعت كرد و همان جا وفات یافت. وى طبع شعر نیز داشت و در شاعرى پیرو سبك هندى بود. از آثار او: ترجمه‏ى كتاب «نادر شاه»، از انگلیسى به فارسى؛ ترجمه «و ندیداد»، به فارسى؛ «فرهنگ نظام»؛ «دیوان» شعر؛ «شعر و شاعرى عصر جدید ایران»؛ «فرهنگ نویسى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)

(1338 -1297 ق)، عالم دینى و روزنامه‏نگار. در تبریز متولد شد. در كودكى به روسیه رفت و پس از بازگشت به تحصیل مقدمات و علوم متداول زمان چون هیات و حكمت و طبیعیات پرداخت و بعد از چندى به سلك روحانیت درآمد و امام جماعت مسجد كریم خان محله خیابانى تبریز شد. پس از اوج‏گیرى جنبش مشروطه به این جنبش پیوست و نماینده‏ى انجمن ایالتى آن شهر شد. در دوره دوم مجلس به نمایندگى مردم تبریز انتخاب شد و در مدت نمایندگى خود با اولتیماتوم روسیه علیه ایران و قرار داد 1919 م وثوق‏الدوله مخالفت كرد. خیابانى در تبریز روزنامه‏ى «تجدد» را بنیان گذاشت و با نوشتن مقالاتى موفق به ساقط كردن دولت وثوق‏الدوله شد. وى در آذربایجان قیام و جنبشى راه انداخت كه بوسیله مخبرالسلطنه سركوب شد و خود نیز در این كشمكش كشته شد.[1] از آزادیخواهان معروف آذربایجان در عهد مشروطیت است. وى در 1297 ه.ق در تبریز متولد شد. تحصیلات خود را در رشته‏ى علوم معقول و منقول ادامه داد و به كسوت روحانیت درآمد. پدرش پیشه‏ى تجارت داشت و بیشتر تجارت او با روس‏ها بود. قریب سى سال تجارتخانه‏اى در روسیه دائر كرده بود. شیخ محمد چندى نزد پدرش در روسیه باقى ماند. زبان روسى را فراگرفت و به تبریز بازگشت و امام مسجد كریم‏خان تبریز شد. هفته‏اى چند بار در مسجد منبر مى‏رفت و سخنان تندى بر زبان مى‏راند و از مشروطه و آزادى دفاع مى‏نمود. در بین مردم تبریز خیلى زود وجهه خوبى پیدا كرد. در دوره‏ى دوم كه جوانى سى‏ساله بود، به وكالت مجلس انتخاب گردید. در تهران به تبعیت از تقى‏زاده، وارد حزب دموكرات شد. وقتى مجلس دوم تعطیل شد، او به تبریز و سپس به روسیه رفت و چند سالى دیگر در روسیه باقى ماند. در آن ایام حكومت تزار در حال احتضار بود و مردم روسیه علیه خانواده‏ى سلطنتى قیام كرده بودند ولى هنوز انقلاب به ثمر نرسیده بود. خیابانى تحت تأثیر جنبش‏هاى سیاسى در روسیه قرار گرفت و به تبریز بازگشت و حزب دموكرات را در آنجا تأسیس كرد و روزنامه‏اى به نام تجدد انتشار داد. در انتخابات دوره‏ى چهارم كه در دوران حكومت وثوق‏الدوله آغاز شد، شیخ به نمایندگى برگزیده شد. خیابانى منتظر فرصت بود تا اینكه قرارداد 1919 منتشر شد. وى قرارداد را بهانه قرار داده، علیه حكومت مركزى قیام كرد و تمام تبریز را به تصرف خود درآورد و مخبرالسلطنه والى و سران حكومت را در تبریز به اسارت كشید. در همین ایام مشیرالدوله به جاى وثوق‏الدوله رئیس‏الوزراء شد و براى جلوگیرى از بحران به مخبرالسلطنه اختیارات نظامى داد. بین شیخ و قواى دولتى جنگ مسلحانه شروع شد و سرانجام شیخ در همان موقع به قتل رسید و طومار زندگى‏اش در سن 42 سالگى پیچیده شد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

(1364 -1317 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در خراسان متولد شد و در مشهد نزد آخوند ملا احمد كدكنى و ادیب نیشابورى درس خواند و فرانسه را نزد میرزا حسین تهرانى حبیب فراگرفت. در تهران نیز از محضر آقامیرزا مهدى آشتیانى و ضیاءالدین درّى اصفهانى استفاده كرد. سپس به خدمات دولتى روى آورد و مدتى نیز تدریس كرد خدمات ادبى و اجتماعى وى با نگارش مقالات در روزنامه‏ها و مجلات مهم مانند «مهر»، «منیر»، «سعادت بشر»، «بهار»، «چمن»، «فكر آزاد» و «خورشید» در خراسان شروع شد، كه به انتشار روزنامه «بوستان» در خراسان و عضویت در انجمن فرهنگستان ایران در تهران و همكارى در نشر مجله‏ى «ارمغان» انجامید. برخى از تألیفات وى عبارت‏اند از: «طریقه‏ى ترجمه»؛ «رساله‏ى خرافات»؛ «پندنامه منظوم»؛ «تذكره‏ى منتهیان».[1] محقق، روزنامه‏نگار. تولد: 17 ذیقعده 1317 ق. درگذشت: 2 اسفند 1364. مجدالعلى بوستان، فرزند شیخ حسن، فارسى و مقدمات عربى را نزد آخوند ملا احمد كدكنى فراگرفت. در سال 1333 ق. (مطابق با 1293 و 1294) در مشهد نزد میرزا حسین تهران طبیب (ساكن سر قبر میر در محله نوغان) به آموختن زبان فرانسوى پرداخت. از سال 1303 كه به تهران آمد از درس آقا میرزا مهدى آشتیانى و شیخ ضیاءالدین درى اصفهانى استفاده نمود. بوستان به كار معلمى در مدارس جدید خراسان اشتغال داشت. از سال 1306 در تشكیلات جدید عدلیه مشغول به كار شد و سرانجام در شهریور 1347 از كار بازنشسته شد. ابتدا مدعى‏العموم شهرستان ملایر بود و در پایان مستشار دیوان عالى كشور. وى مقاله‏هایى را در موضوعات مختلف اجتماعى و ادبى براى روزنامه‏هاى «مهر منیر»، «سعادت بشر»، «بهار»، «چمن»، «فكر آزاد» و «خورشید» كه در خراسان منتشر مى‏شد مى‏نوشت. وى سپس به انتشار روزنامه‏ى «بوستان» در خراسان اقدام كرد. از سال 1307 به بعد در انجمن ادبى ایران و انجمن فرهنگستان ایران و انجمن ادبى حكیم نظامى حضور مى‏یافت. وى همچنین در تصحیح دیوان بابا طاهر عریان با اتفاق محمد حسین وحید دستگردى و عبرت مصاحبى نایینى و محمود عرفان همكارى داشت. تألیفات وى عبارت است از: رساله خرافات، دستور شرق (كتاب دستور فارسى كه براى مدارس ابتدایى خراسان نوشته شد و چندین بار به چاپ رسید)، پندنامه منظوم (نصحیت مادر به دختر، چاپ سنگى در تهران 1306)، تذكره‏ى منتهیان (جلد دوم طریقه ترجمه). آثارى نیز از وى به چاپ نرسید: اوهام خواس «غلطهاى مشهور»؛ ترجمه احوال بزرگان؛ شرح حال شیخ علاءالدوله سمنانى؛ سید حسن مشكانى طبسى (شرح حال)؛ یادداشت‏هاى قضایى و مقالات ادبى. بوستان از زمانى كه به تهران آمد با وحید دستگردى مدیر مجله «ارمغان» آشنا شد. این آشنایى منتهى به همكارى بوستان در نشر مجله‏ى «ارمغان» شد. وى گاه نوشته‏هاى خود را با امضاهاى «پونه»، «بیابانى»، «عمیدجلال»، «بنده خدا» و «عبد خدا» منتشر مى‏ساخت. مجدالعلى بوستان به هنگام اقامت در خراسان از هواداران كلنل محمدتقى‏خان پسیان بود. وقتى كه براى مدت سه سال رییس دادگسترى سمنان بود به سبب تماس با تبعید شدگان زمان رضاشاه، تحت تعقیب قرار گرفت و براى مدتى به حالت بازداشت تحت نظر بود. در زمان نخست وزیرى دكتر مصدق به سبب وضع خاص و حساس شهر محلات به هنگام انتخابات، از سوى ایشان مأمور نظارت در انتخابات محلات شد كه چون طرفداران شهاب خسروانى وجود او را مخل دخالت‏هاى خود در صندوق‏ها تشخیص دادند، به دادگسترى كه محل اقامت او نیز بود، حمله بردند و قصد جان او را كردند. ناچار بنا به توصیه فرمانده ژاندارمرى و شهربانى ضمن مراقبت ویژه او را از محلات بیرون آورده و راهى تهران كردند.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1275 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در تهران متولد شد. پس از طى دوره‏ى ابتدایى و متوسطه و تحصیلات عالى تخصصى امور ادارى و مالى، كارپردازى را در پاریش به پایان رسانید. وى بعد از مراجعت به ایران. مدت سى سال در ارتش خدمت كرد و غالب در كلاسهاى افسرى دانشگاه جنگ و دانشكده افسرى و ژاندارمرى و دانشكده پلیس تدریس داشت. روزنامه‏ى «انسان آزاد» به سردبیرى وى مدت چهار سال (از سال 1324 تا 1328 ش) در 132 شماره انتشار یافت. از اثر او: «دستور ماشین‏نویسى فارسى و لاتین»؛ «قوانین و آئین‏نامه‏هاى ارتش»؛ «نامه‏هاى ادارى و ثبت و بایگانى»؛ ترجمه «چرم و كفش»؛ «دوره‏ى تخصصى پوشاك»؛ نظامنامه‏ى امور ادارى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

عادل فردوسی‌پور (مهر ۱۳۵۳ در تهران) روزنامه‌نگار، مترجم، مدرس دانشگاه، تهیه‌کننده، مجری تلویزیونی و گزارشگر فوتبال اهل ایران است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف است و هم‌اکنون به ارایهٔ واحد درسی زبان انگلیسی تخصصی مهندسی صنایع در این دانشگاه می‌پردازد. او پایه‌گذار، تهیه‌کننده و مجری برنامهٔ ۹۰ که از شبکه ۳ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شود نیز هست. در سال ۲۰۰۹، هفته‌نامه نیوزویک او را در فهرست پرقدرت‌ترین افراد در ایران در رده نوزدهم جای داد.مجله ورلدساکر به او لقب «جان ماتسن ایران» داده‌است. زندگی عادل در مهر ماه ۱۳۵۳ در محله شهر آرا تهران زاده شد تحصیل: عادل دوران دبستان را در مدرسهٔ ذوقی گذراند و با وجوده علاقهٔ بسیارش به فوتبال از درسش دور نشد و دیپلم خود را از دبیرستان البرز با معدل ممتاز گرفت. سرانجام در رشتهٔ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد و تحصیلات خود را در همین رشته و دانشگاه تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داد. کار رسانه‌ای: روزنامه‌نگاری او کار رسانه‌ای خود را در سال ۱۳۷۲، با روزنامه‌نگاری در روزنامه ابرار ورزشی به سردبیری اردشیر لارودی آغاز کرد. وی در آن زمان، دانشجوی سال سوم کارشناسی بود و در بخش ترجمه صفحه فوتبال خارجی کار می‌کرد. او پس از قبولی در آزمون گزارشگری صدا و سیما، کمی از روزنامه‌نگاری فاصله گرفت، اما پس از مدتی با مجله سروش جوان، مجله همشهری جوان و روزنامه جام‌جم به همکاری پرداخت.او برای مجله ورلدساکر نیز مطلب می‌نویسد. گزارشگری: او در پایان سال ۱۳۷۳ پس از چندین بار آزمون به صدا و سیما راه یافت و در ابتدا به گزارش برنامه منتخب ورزشی (برنامه‌ای آرشیوی از شبکه سوم سیما که در نیمه شب پخش می‌شود) می‌پرداخت. فردوسی پور کم کم پیشرفت کرد و توانست بازی‌های بهتری را گزارش کند. او پس از گزارش‌های خوبش در جام جهانی ۹۸، توانست خود را به همه بشناساند و از آن پس بود که به عنوان گزارشگر بازی‌های زنده و مهم انتخاب شد. در آن زمان که تلفظ نادرست نام‌های خارجی در گزارش‌های فوتبال صدا و سیما زیاد اتفاق می‌افتاد، او از معدود گزارشگران مسلط به زبان‌های خارجی بود. او در مراسم اهدای توپ طلای فوتبال ایران نیز جایزهٔ بهترین گزارشگر را از افشین قطبی دریافت کرد. :تئاتر فردوسی‌پور در سال ۱۳۸۴ با گروه اجرایی نمایش «فنز» به نویسندگی و کارگردانی محمد رحمانیان همکاری داشت. او در این نمایش صداپیشه یک گزارشگر فوتبال بود. نمایش فنز درباره یک خانواده انگلیسی بود که همگی از طرفداران متعصب تیم منچستر یونایتد بودند. پرویز پرستویی، ترانه علیدوستی، حبیب رضایی، مهتاب نصیرپور و احمد مهران‌فر نیز در این نمایش حاضر بودند ترجمه: فردوسی‌پور سال‌ها پس از تجربه ترجمه در روزنامه ابرار ورزشی، در سال ۱۳۸۸ قراردادی را برای ترجمه کتاب فوتبال در برابر دشمن که درونمایه‌ای فوتبالی-سیاسی دارد با نشر چشمه امضاء کرد صداگذاری بازی رایانه‌ای: فردوسی‌پور تعدادی از سری‌های بازی‌های فوتبال تکامل حرفه‌ای و فیفا را به زبان فارسی گزارش کرده‌است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد سوم)

دانشمند، ادیب و روزنامه‏نگار در 1269 در مشهد تولد یافت. پدرش میرزا كاظم صبورى متخلص به ملك‏الشعراء در آستانقدس رضوى مقامى شامخ داشت. محمد تحصیلات خود را در مشهد آغاز كرد. در نوجوانى پدر خود را از دست داد لاجرم تربیت و تأمین معیشت او به عهده برادر اكبرش كه شغل و مقام پدر را در آستانه گرفته بود قرار گرفت. او تا بیست سالگى به تحصیل اشتغال داشت و علم مختلفى چون ادبیات عرب كلام و فلسفه و فقه و اصول را به حد كامل آموخت. وى به اتفاق برادرش وارد حزب دموكرات خراسان شد و در كار روزنامه نوبهار و تازه‏بهار كه از نشریات خوب آن روز بودند سردبیر و نویسنده شد. در حكومت وثوق‏الدوله به تهران آمد و مدیریت و سردبیرى روزنامه غیر رسمى ایران كه معتبرترین و مهمترین روزنامه آن روز بود به او واگذار شد. بعد از كنار رفتن وثوق از روزنامه ایران استعفا داد و به مشهد رفت و روزنامه تازه بهار را به مدیریت خویش انتشار داد و از كمك‏هاى مادى و معنوى قوام‏السلطنه والى مقتدر خراسان و سیستان برخوردار بود. بعد از قیام كلنل محمدتقى خان، ملك‏زاده و روزنامه‏اش توقیف شدند. چندى در زندان به سر برد تا پس از ختم غائله آزاد شد و چندى روزنامه را انتشار داد. وى در اوایل سلطنت رضاشاه به خدمت در وزارت فرهنگ درآمد، مدتها ریاست فرهنگ خراسان با او بود، چندى نیز در تهران مصدر خدماتى گردید و مقام مدیر كلى گرفت. چند سالى نیز اوقاف كشور را اداره مى‏كرد و از سران وزارت معارف بود. ملك‏زاده درباره قیام كلنل و اوضاع خراسان در آن روز یادداشت‏هاى سودمندى تهیه نموده كه قسمتى از آن در تاریحخ احزاب سیاسى ملك‏الشعراى بهار گنجانیده شده است. از اقدامات با ارزش ملك‏زاده چاپ دیوان برادرش ملك‏الشعراى بهار مى‏باشد. وفات او در 1352 اتفاق افتاد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1299 ش)، روزنامه‏نگار و نویسنده. در شیراز به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى و متوسطه در زادگاهش، موفق به اخذ لیسانس در رشته‏ى فلسفه و علوم تربیتى از دانشسراى عالى در تهران شد. سپس وارد وزارت فرهنگ گردید و به شیراز بازگشت. از جمله مشاغل وى: ریاست فرهنگ شهرستان آباده، ریاست اداره‏ى كارگزینى فرهنگ فارس، ریاست هنرستان پسران شیراز، ریاست اداره‏ى آموزش حرفه‏اى فرهنگ فارس و ریاست دبیرستان نمازى شیراز مى‏باشد. او در 1330 ش امتیاز انتشار روزنامه‏ى «مشعل فارس» را گرفت. از آثار وى: «اخلاق»، «روانشناسى پرورشى»، «تاریخ و جغرافى و تعلیمات مدنى»، با همكارى هیئت مؤلفان فارس.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1270- مقتول 1314 ق)، نویسنده، مترجم، روزنامه‏نگار و شاعر. وى نوه‏ى دخترى مظفر علیشاه كرمانى بود و در كرمان به دنیا آمد. پس از فراگیرى صرف و نحو و معانى و بیان به تكمیل ادبیات، ریاضیات و حكمت الهى كوشید. میرزا عبدالحسین در حدود 1302 ق همراه شیخ احمد روحى به اصفهان مهاجرت كرد و از آنجا به تهران آمد و به تدریس و تفسیر قرآن اشتغال ورزید. وى مدتى با حاجى میرزا یحیى دولت‏آبادى و شیخ مهدى شریف كاشانى مصاحبت داشت. سپس به همراه روحى به رشت رفت و از آنجا رهسپار استانبول شد. او در استانبول با روزنامه‏ى «اختر» با مدیریت آقا محمدطاهر تبریزى، همكارى كرد و مقالاتى در آن روزنامه نوشت. میرزا آقاخان و شیخ احمد روحى و میرزا حسن خان خبیرالملك نامه‏هاى بسیارى از قول سید جمال‏الدین اسدآبادى به علماى نجف و سامرا و ایران نوشتند و خواستار همبستگى و مبارزه با استبداد ناصرالدین شاه شدند و همچنین از اعمال میرزا على‏اصغر خان صد اعظم انتقاد كردند. به همین دلیل صدر اعظم در صدد دستگیرى آنان برآمد و با متهم كردن آنان به دست داشتن در شورش ارمنیان، دولت عثمانى آنان را تحت‏الحفظ به طرابوزن تبعد و زندانى كرد. با پیش آمدن واقعه‏ى قتل ناصرالدین شاه در 1313 ق، سوءظن دولت ایران نسبت به این افراد بیشتر شد و عاقبت بر اثر اصرار میرزا محمود خان علاءالملك دیبا، سفیر كبیر ایران در عثمان، به ایران فرستاده شدند و سرانجام به دستور محمدعلى میرزاى ولیعهد در تبریز به قتل رسیدند. از آثار وى: «آیینه سكندرى»، در تاریخ ایران، از ماقبل تاریخ تا رحلت پیغمبر (ص)؛ «جنگ هفتاد و دو ملت»؛ «عهدنامه‏ى مالك اشتر و دستور حكومت»، شرح و ترجمه؛ «نامه‏ى باستان»، منظوم، بر وزن «شاهنامه»؛ «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1297 -1250 ش)، نمایشنامه‏نویس و روزنامه‏نگار. وى تحصیلات خود را در مدرسه‏ى دارالفنون فراگرفت و با زبان فرانسه آشنا شد و بعد از آن به خدمت دولت درآمد و چندى نیز حكومت مازندران، عراق و گلپایگان را به عهده داشت. او در 1325 ق روزنامه‏ى «صبح صادق» را در تهران منتشر كرد. مؤید الممالك از آزادیخواهان و مشروطه‏طلبان به شمار مى‏رفت و روزنامه‏اش بعد از بمباران مجلس شوراى ملى مورد غارت قرار گرفت. وى پس از آن مدتى در بادكوبه و بخارا و سمرقند و مصر متوارى بود. فكرى پس از بازگشت به ایران روزنامه‏هاى «پلیس ایران» و «ارشاد» را منتشر نمود. او در تهران درگذشت. از آثار وى نمایشنامه‏هاى: «سیروس كبیر»، «سرگذشت یك روزنامه‏نگار»، «عشق پیرى»، «حكام قدیم و حكام جدید» و «سه روز در مالیه» است كه آنها را براى كمك به روزنامه‏ى «ارشاد» و با همكارى شركت نمایش عالى ارشاد به نمایش گذاشت.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1348 ش)، نویسنده و روزنامه نگار. در بندر انزلى به دنیا آمد. در مدارس قدیمه تحصیل كرد. وى مدتى با میرزا حسن رشدیه به كار تدریس و تعلیم مشغول شد. كى استوان در نخستین مجلس مؤسسان ایران به نمایندگى مردم گیلان انتخاب شد. همچنین از دوره‏ى چهارم به بعد چند دوره نمایندگى مردم انزلى را در مجلس شوراى ملى به عهده داشت. سپس از فعالیت‏هاى انتخاباتى چشم پوشید و به دعوت وزارت امور خارجه، راهى چین گردید. او در 1303 ش روزنامه‏ى «پرساد» را منتشر كرد و پس از بازگشت از چین به انتشار روزنامه‏ى «مظفر» در تهران پرداخت. كى استوان كتابخانه‏ى باارزشى جمع‏آورى كرد كه از لحاظ مجموعه‏ى جراید و مجلات فارسى و شبنامه و فوق‏العاده‏هاى سیاسى واجد اهمیت بود. از آثار وى: «سیاست موازنه‏ى منفى در مجلس چهاردهم» یا «سیر تاریخى مشروطه‏ى ایران»؛ «نژاد و زبان»؛ تدوین و چاپ «دیوان» شمس‏الشعرا سروش؛ اهتمام در انتشار كتاب «اعتقادات» شیخ صدوق.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1328 / 1325 / 1324 -1250 ش)، روزنامه‏نگار، نویسنده و شاعر، متخلص به كمالى. در ابرقو به دنیا آمد. در كودكى به اتفاق پدر و خانواده‏اش به اصفهان مهاجرت كرد و در همان شهر به پیشه‏ى آهنگرى مشغول شد. او از بیست و سه سالگى شروع به تحصیل كرد و خواندن و نوشتن آموخت. سپس به تهران آمد و با همكارى سید ابراهیم خان كرمانى و سید محمد رضا مساوات و شیخ احمد قزوینى به مجامع آزادیخواهان و مشروطه‏طلبان راه یافت و با سرودن اشعار سیاسى و اجتماعى مهیج به یارى آنان برخاست. كمالى در 1289 ش روزنامه‏ى «پیكار» را تأسیس و منتشر كرد كه بعد از چند شماره توقیف شد. وى در دو دوره نماینده مردم نیشابور در مجلس شوراى ملى بود، ولى چون طبعش مایل به سیاست نبود مجالست با ادبا و نویسندگان را بر نمایندگى مجلس ترجیح داد و تا روزگار پیرى با شعرا و نویسندگان جوان معاشرت داشت. وى سرانجام در تهران درگذشت. لازم به ذكر است كه صاحب «الذریعه» وفات او را 1355 ق (حدود 1315 ش) ذكر كرده است. از آثارش: افسانه‏ى تاریخى «لازیكا»، رمان؛ «مظالم تركان خاتون»، رمان؛ منتخب «اشعار» صائب؛ «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1299 ش)، شاعر و روزنامه‏نگار. پدرش از علماى بزرگ و خطباى نامور بود. كمال در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش و دوره‏ى متوسطه را در تهران به پایان رساند. آنگاه در رشته‏ى علوم ادارى و مدیریت به تحصیل ادامه داد و به دریافت لیسانس نایل شد. در 1325 ش به استخدام دولت درآمد و در مشاغل مختلف مدیریت انجام وظیفه كرد. وى از 1322 ش به روزنامه‏نگارى پرداخت و در آغاز با عباس خلیلى، مدیر روزنامه‏ى «اقدام»، همكارى نزدیك داشت. وى در 1339 ش اقدام به تأسیس انجمن ادبى كمال كرد. كمال از شعراى توانا و خوش قریحه بود و شعر مادر او به نام «جان هستى» برنده‏ى جایزه اول شعر تهران گردید كه بیت اول آن این است: ز ما بر تو اى جان هستى درود كه بگرفته هستى ز تو تار و پود

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، نویسنده، روزنامه‏نگار و مترجم. از مسئولین روزنامه‏ى اطلاعات بود. از آثارش: «داستانهاى شگفت انگیز»، ترجمه؛ «گنجینه‏ى نثر فارسى»؛ «مقایسه سعدى و حافظ» از نظر غزلسرایى و سبك.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1287 ش)، شاعر، حقوق‏دان و روزنامه‏نگار. در سنندج به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در زادگاهش به انجام رسانید و همزمان با آن به تصحیل علوم قدیمه نیز مى‏پرداخت. پس از اتمام دروه‏ى متوسطه، موفق به اخذ مدرك كارشناسى در رشته‏ى معقول و منقول گردید سپس به مشاغل زیر پرداخت: ریاست دادگاه، ریاست هیأت بازرسى، سرپرستى برنامه‏ى عشایر كرد و عضویت در شوراى عالى عشایر. وى همچنین مؤسس روزنامه «صاعقه» بود.از آثارش: «روش دادرسى»؛ «طبقات الایات».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1371 -1285 ش)، فهرست‏نویس، روزنامه‏نگار، مترجم، نویسنده و استاد دانشگاه. از نوادگان فتحعلى‏خان صبا بود. در تهران به دنیا آمد. تحصیلات خود را به ترتیب در مدرسه‏هاى فرانكوپرسان، دارالفنون و سپس علوم سیاسى انجام داد. پس از آن همراه دانشجویان اعزامى به اروپا، به فرانسه رفت و در پاریس از دانشكده‏ى حقوق درجه‏ى دكترى دریافت كرد. همچنین دوره‏ى مدرسه‏ى عالى شارت را كه مخصوص تعلیمات مربوط به آرشیو، بایگانى و كتابدارى است، در آن دیار گذراند و دیپلم آنجا را كسب كرد. صبا نخستین ایرانى است كه درجه‏ى علمى از آنجا گرفته است. وى در روزنامه‏هایى چون: «شفق سرخ»، «نوبهار»، «عصر اقتصاد» و «كیهان» مقالات متعددى نوشته و مدت ده سال سردبیر مجله‏ى «بانك ملى ایران» بود. او مؤسس انجمن دوستداران كتاب بود و شمارى از آثار پیشینیان را به سبكى زیبا و دلپسند انتشار داد. صبا استاد كرسى آمار دانشكده حقوق و استاد بایگانى و روش تحقیق در دانشكده‏ى ادبیات بود. او كتابسشناسى ایران در زبان فرانسه را به وجود آورد و كتابهاى فرانسه راجع را به ایران را فهرست كرد و مطالبى راجع به ایران در ادبیات فرانسه گردآورى كرد. از دیگر آثار او: «آزلزین»، ترجمه؛ «اصول آمارى و كلیات آمار اقتصادى»؛ «اصول بایگانى»؛ «اصول فن كتابدارى و تنظیم كتابخانه‏هاى عمومى‏و خصوصى»؛ «گلهاى حافظ»، ترجمه؛ «یكى بود یكى نبود»، ترجمه. از جمله‏ى خدمات دكتر صبا پایه‏گذارى كتابخانه‏ى بانك ملى ایران بود.[1] كتاب شناس. تولد: 1285، تهران. درگذشت: 23 فروردین 1371، سن‏دیه‏گو (آمریكا). محسن صبا تحصیلات خود را به ترتیب در مدرسه‏هاى «فرانكو پرسان» و دارالفنون و سپس مدرسه‏ى علوم سیاسى انجام داد. پس از آن همراه گروهى از محصلین اعزامى به فرانسه رفت و توانست دانشكده‏ى حقوق پاریس را بگذراند و درجه‏ى دكترى دریافت كند. همچنین مدرسه‏ى عالى شارت را در آن دیار ببیند و دیپلم آنجا را به دست بیاورد. مدرسه‏ى شارت مخصوص تعلیمات مرتبط به آرشیو، بایگانى و كتابداى است و صبا نخستین ایرانى است كه درجه‏ى علمى از آنجا گرفته است. كار علمى وى در پاریس كه منجر به دریافت درجه‏ى علمى و دكترى شد گردآورى فهرستى از كتاب‏ها و مقاله‏هایى بود كه به زبان فرانسوى درباره‏ى ایران در سراسر جهان نشر شده بود. دكتر صبا براى به سرانجام رسانیدن این كار مدت‏ها در كتابخانه‏هاى فرانسه به جستجو پرداخت تا عاقبت كتاب‏شناسى ایران در زبان فرانسه را به وجود آورد كه در سال 1936 در پاریس به چاپ رسید. صبا پس از بازگشت به ایران نخست در بانك ملى ایران به كار پرداخت. از اقدامات مهم او پایه گذارى و مجموعه‏سازى كتابخانه‏ى بانك ملى در سال 1316 است. دكتر صبا توانست فهرست كتابخانه‏ى ملى را در سال 1324 به چاپ برساند. صبا مدت ده سال ریاست اداره‏ى آمار و بررسى‏هاى اقتصادى همان بانك را داشت و در این مدت بود كه مجله‏ى «بانك ملى» زیر نظر او منتشر مى‏شد كه به مقاله‏هاى تخصصى آمارى و اقتصادى اجتماعى اختصاصى داشت. كم‏كم همزمان با ادامه‏ى كار در بانك، به تدریس در دانشگاه پرداخت و به استادى در دانشكده‏ى حقوق و علوم سیاسى و اقتصادى رسید، تا این كه پس از سى سال تدریس بازنشسته شد. وى كتابى درباره‏ى فن كتابدارى در سال 1333 منتشر نمود. وى كتابى هم درباره‏ى بایگانى و كتاب دیگرى درباره‏ى آمار اقتصادى نوشت. وى همچنین انجمن دوستداران كتاب را تأسیس نمود. دكتر صبا پس از تشكیل یونسكو نخستین كتابدارى بود كه به دعوت آن مؤسسه‏ى سفرى به اروپا رفت (سال 1332) و تحولات جدید كتابدارى را پس از جنگ دید. گروه ملى كتابشناسى ایران وابسته به كمیسیون ملى یونسكو را با همكارى دكتر مهدى بیانى، محمدتقى دانش‏پژوه و ایرج افشار تأسیس نمود. دكتر صبا بر سه كتاب منتشره این گروه مقدمه دارد (كتاب شناسى فهرست‏هاى نسخه‏هاى خطى فارسى در كتابخانه‏هاى دنیا از ایرج افشار، فهرست نسخه‏هاى خطى كتابخانه دانشكده‏ى حقوق و علوم سیاسى و اقتصادى دانشگاه تهران از محمدتقى دانش‏پژوه و فهرست مقالات فارسى جلد اول از ایرج افشار). تأسیس كمیته بایگانى ملى وابسته به كمیسیون ملى یونسكو در سال 1338 كار دیگرى بود كه با همكارى دیگران انجام داد. از آثار اوست: Bibliographie francaise de lran paris 1935 (Tehran 1951 Tehran 1966 (english Biblioraohy of Tehran 1965 فرهنگ بیان اندیشه‏ها (تهران، 1366)؛ صداى انسانى (از ژان كوكتو، تهران، 1338)؛ یكى بود یكى نبود (از فرانسیس دوكرواسه، انجمن دوستداران كتاب، 1338)؛ گل‏هاى حافظ (از هانرى گى، با نقاشى‏هاى لیلى تقى‏پور)؛ ترجمه‏هاى كوتاه دیگر دارد كه در فهرست‏هاى كتاب‏هاى چاپى تألیف خانبابا مشار به نامهاى آرلزین، آنترموز، تیستین، ستارگان، گردش آمده است، مسافرت به ایران (از الكسیس سولتى كف دیمیتریویج، تهران، 1336)؛ زیبایى‏هاى ایران (آندره دولیه دولند، تهران، 1355)؛ اصول فن كتابدارى و تنظیم كتابخانه‏هاى عمومى و خصوصى تهران (1333)؛ اصول بایگانى (1333)؛ اصول آمارى و كلیات آمار اقتصادى (1334).

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف بعد از 1326 ق)، روزنامه‏نگار. معروف به روح‏القدس. وى مدیر روزنامه‏ى «روح‏القدس» بود كه به مناسبت نام روزنامه، به «روح‏القدس» معروف گردید. سلطان‏العلماء از مشروطه‏طلبان و آزادى‏خواهان بود كه در سال 1325 ق روزنامه‏ى «روح‏القدس» را در تهران و به مدت یكسال منتشر كرد. بیشتر مقالات این روزنامه علیه استبداد و خصوصا شخص محمدعلى‏شاه بود و به همین جهت دفتر روزنامه كه در خیابان چراغ برق بود، به وسیله‏ى قشون استبداد اشغال شد. وى بعد از واقعه‏ى به توپ بستن مجلس در 23 جمادى‏الاولى 1326 ق، زندانى شد و پس از شكنجه‏ى بسیار او را خفه كرده، جنازه‏اش را به چاه انداختند.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1325 ق)، روزنامه‏نگار. از چهار سالگى در مدرسه‏ى آلیانس اصفهان به تحصیل پرداخت و با اینكه در هفت سالگى پدرش را از دست داد، دوره‏ى اول متوسط را در اصفهان گذراند و پس از آن به تحصیل علوم دینى پرداخت. در بیست و دو سالگى به تهران آمد و وارد دارالفنون شد و دوره‏ى دوم متوسطه را در آنجا به پایان برساند. سپس وارد مدرسه‏ى حقوق شد پس از فراغت از تحصیل با سمت مستنطقى عدلیه به خدمت دولت درآمد. در سال 1319 ش از كار دولتى كناره گرفت و به وكالت عدلیه پرداخت. در ضمن آن، روزنامه‏ى «قیام ملى» را منتشر كرد. آثار وى: «حقوق زن در اسلام و اروپا»؛ «مرد نامتناهى، على بن ابى‏طالب (ع)».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1279 ش)، روزنامه‏نگار و حقوقدان. تحصیلات مقدماتى خویش را در تهران و مدرسه‏ى سن‏لویى فراگرفت. در فرانسه و بلژیك در رشته‏هاى پست و تلگراف و اقتصاد و حقوق ادارى تحصیل كرد و به ایران بازگشت و عهده‏دار مشاغل مختلف دولتى شد. وى مدیر روزنامه‏ى «جوانان» بود كه بیش از یك ماه انتشار نیافت. او همچنین مدیریت روزنامه‏ى «نداى عدالت» را نیز بر عهده داشت. خواجه نورى از نخستین كسانى است كه براى شناساندن روانشناسى جدید و روانكاوى به فارسى زبانان كوشید. آثار وى: «روانكاوى یا طریقه سهل براى شناختن احساسات مخفى خود و دیگران»، كه نخستین اثر در این زمینه است؛ «سیماى شجاعان»؛ «اهمیت و ضرورت رهبر و مدیر براى آینده‏ى ایران»، فارسى و انگلیسى؛ «بازیگران عصر طلایى»؛ «چهره‏هاى درخشان تاریخ»؛ «محمد على فروغى مشهودات گفتنى»؛ «عقاید لله آقا یا مكاتیب هفتگى».[1] نویسنده و روانشناس، روزنامه‏نگار و رجل سیاسى، در 1275 در تهران متولد شد. پدرش حبیب‏اللَّه لشكرنویس و برادرش میرزا ابوتراب خان نظم‏الدوله بود. پس از انجام تحصیلات ابتدائى وارد مدرسه‏ى سن‏لوئى شد و دوره‏ى مدرسه‏ى مزبور را پایان داد و زبان فرانسه را یاد گرفت و به استخدام در وزارت پست و تلگراف درآمد. ضمناً با مطبوعات همكارى نزدیك داشت. در 1301 امتیاز نشریه‏ى نامه‏ى جوانان را گرفت و یك شماره آن را انتشار داد ولى انتشار همان شماره سر و صداى زیادى بلند كرد و مردم از وى به دادگسترى شكایت بردند زیرا در آن روزنامه از كشف حجاب و آزادى زنان مطالب و اشعارى مندرج شده بود. دادگسترى، خواجه نورى را به شش ماه حبس محكوم نمود و از ادامه‏ى انتشار روزنامه جلوگیرى كرد. در 1302 از طرف وزارت پست و تلگراف براى تحصیل به اروپا اعزام شد و چند سالى در رشته‏ى تلگراف تحصیل نمود. پس از بازگشت به ایران، مدیر دایره‏ى كارآموزى و نشریات وزارت پست و تلگراف شد و چندى در آن سمت باقى ماند. مجدداً براى ادامه‏ى تحصیل به اروپا رفت و در دانشگاه بروكسل جامعه‏شناسى و حقوق خواند. پس از بازگشت، حرفه‏ى وكالت دادگسترى پیشه گرفت و ضمناً به عضویت انجمن شهر تهران برگزیده شد و مرتباً در مطبوعات تهران مقالاتى در زمینه‏هاى اجتماعى مى‏نوشت. پس از شهریور 1320 امتیاز روزنامه‏ى عدالت را گرفت و چندى آن را انتشار مى‏داد تا اینكه با كمك عده‏اى از دوستان، مبادرت به تشكیل حزب عدالت نمودند. على دشتى، جمال امامى و خواجه نورى از مؤسسین حزب مزبور بودند. خواجه نورى روزنامه‏ى عدالت را تبدیل به نداى عدالت نمود و روزنامه‏ى مزبور ارگان حزب ملى‏گراى عدالت شد و سردبیران آن دكتر جعفر جهان و دكتر احمد هومن بودند. حزب عدالت در صحنه‏ى سیاسى آن روز به علت عضویت عده‏ى زیادى از نمایندگان مجلس، قدرت فوق‏العاده‏اى پیدا كرد و مرتباً پشت سر هم چند كابینه را سر كار آورد. در تبلیغات منصوب شد، سپس معاونت نخست‏وزیرى هم ضمیمه‏ى كار او گردید. در كابینه‏هاى ساعد، بیات، و صدر نیز همان سمت را داشت. در 1325 مجدداً در كابینه‏ى احمد قوام، به معاونت نخست‏وزیرى و ریاست اداره كل تبلیغات منصوب شد. در 1327 براى بار سوم در نخست‏وزیرى ساعد، آن سمت را احراز نمود. در انتخابات مجلس سنا كه در سال 1328 در ایران براى اولین بار انجام گرفت كاندیداى سناتورى شد. در انتخابات دور اول جزء 75 نفر بود و در دوره‏ى دوم در زمره‏ى 15 سناتور انتخابى تهران قرار گرفت و پس از افتتاح مجلس از سناتورهاى پركار و پرنطق بود و تقریباً جزء چند سناتورى بود كه مجلس را مى‏گردانیدند. در دوران نخست‏وزیرى مصدق، از مخالفین بود. پس از وقایع 30 تیر نیز به دولت رأى نداد و در مسئله‏ى نفت و راه‏حل آن در مجلس سنا نطق‏هاى مفصلى ایراد نمود. پس از انحلال مجلس سنا، از طرف مصدق به اروپا رفت و پس از بازگشت با سرلشكر زاهدى فعالیت سیاسى خود را آغاز كرد تا اینكه در نیمه‏ى دوم 1332 در دوره‏ى دوم مجلس سنا مجدداً به سناتورى رسید. و در مجلس پیرامون تمام لوایح دولت به بحث و انتقاد مى‏پرداخت و از ابراز عقیده خوددارى نمى‏نمود. در حكومت اقبال، به هنگام طرح لایحه‏ى ساواك، محكم ایستاد و چندین جلسه در مضار این سازمان سخن گفت و دولت را از تشكیل چنین سازمانى برحذر داشت ولى همین نطق باعث شد او را كنار بگذارند و دیگر كارى به او واگذار نشود. خواجه نورى نویسنده‏اى توانا و محققى پرتوان بود. در كنار مشاغل سیاسى خود، دست از تألیفات و ترجمه برنداشت. بیشتر شهرت و معروفیت او بر اساس انتشار جزوات بازیگران عصر طلائى شد. او مدعى گردیده بود كلیه‏ى كسانى كه در دوران رضاشاه مصدر شغلى بوده‏اند، شرح حالشان انتشار خواهد یافت. او توانست چند نفرى را كه عبارت بودند از آیرم، تیمورتاش، امیر خسروى، طهماسبى، دبیراعظم بهرامى، مدرس، داور، سپهبد امیراحمدى، على سهیلى، على دشتى، على وكیلى را انتشار دهد و بقیه متوقف شد. ولى مهمتر از همه شرح حال سربازیگر عصر طلائى بود كه در آن تاریخ همه تشنه‏ى خواندن آن سرگذشت بودند. آگهى‏هاى مكرر در این زمینه انتشار مى‏یافت ولى هیچ موقع به چاپ نرسید. یكى از نزدیكان خواجه نورى كه به قول او اعتماد كامل دارم، براى نگارنده حكایت كرد كه روزى محمدرضا شاه، خواجه نورى را احضار مى‏كند و مى‏گوید چون نوشته‏هاى شما بسیار جالب است، قبل از انتشار سربازیگر عصر طلائى نوشته‏ى خودتان را بدهید من بخوانم. خواجه نورى هم امتثال امر مى‏كند و نوشته را به شاه مى‏دهد. پس از مدتى براى او پیغام مى‏فرستد فعلاً موقع انتشار این مطالب نیست. این نوشته نزد من امانت خواهد بود تا در موقع لازم براى چاپ در اختیار بگذارم. غیر از جزوات بازیگران عصر طلائى كه هنوز تجدید چاپ مى‏شود، آثار دیگرى دارد مانند محبوس باغ فردوس، مشهودات گفتنى در دو جلد، اولین برخورد، روانكاوى و كتاب سیماى شجاعان نوشته‏ى كندى رئیس‏جمهور پیشین آمریكا از ترجمه‏هاى اوست. در كار نمایشنامه‏نویسى هم دستى داشت. نمایشنامه‏ى عظمت ایران و نمایشنامه‏ى یك ایرانى در مقابل زن به زبان فرانسه از كارهاى خواجه نورى مى‏باشد. هزار سؤال بجا و هزار سؤال بیجا و یادداشت‏هاى لله‏آقا از دیگر آثار اوست. گاهى بر حسب تفنن شعر هم مى‏سرود. وى در روانشناسى و روانكاوى هم دستى داشت. در 1370 درگذشت. محقق. تولد: اسفند 1279، شیراز. درگذشت: فروردین 1370. ابراهیم خواجه‏نورى چون پدرش را در یك سالگى از دست داد زیر نظر برادر بزرگش ابوتراب نظم‏الدوله تربیت شد. تحصیلات مقدماتى را در تهران آموخت. در روزگار جوانى روزنامه‏ى «نامه جوان» را منتشر كرد ولى پس از چاپ اولین شماره به زندان افتاد و چهار ماه زندانى بود و اتفاقا همان وقت بود كه میرزاده‏ى عشقى هم محبوس بود. پس از آن به اروپا رفت ومدت هشت سال در بروكسل درس خواند و در حقوق و علوم ادارى دیپلم گرفت و پس از بازگشت به ایران ابتدا مدیر مدرسه‏ى عالى پست و تلگراف شد و سپس به وكالت دعاوى مشغول گردید. پس از شهریور 1320 وارد سیاست شد. یكى از تأسیس كنندگان حزب عدالت بود. روزنامه‏ى این حزب نامش «نداى عدالت» بود و خواجه نورى صاحب امتیاز و یكى از نویسندگان آن بود. این روزنامه به مدت یك سال و نیم منتشر شد. (408 شماره در تهران، پنج بار در هفته، 1324 -1323). در همین دوران نگارش بازیگران عصر طلایى را شروع كرد. جزوه‏هایى بود در شرح حال معروف‏ترین رجال سیاسى دوره احمدشاه قاجار و رضاخان. وى چندى معاون نخست وزیر (در چهار دولت) بود و سپس سناتور شد. ظاهرا چون با لایحه‏ى تشكیل سازمان امنیت مخالفت كرده بود، پس از دوره‏ى اول دیگر انتخاب نشد. به رشته‏ى روان شناسى و مباحث اجتماعى مخصوصا روانكارى دل بستگى داشت. وى چندین كمیته و شورا عضویت داشت. از تألیفات اوست: اولین برخورد (1339)؛ بازیگران طلایى (1322)؛ چرا انگلستان خفته بود (ترجمه از كتاب جان اف. كندى، 1345)؛ رموز روانى مدیریت (1347)، روانكاوى (1336)؛ سیماى شجاعان (ترجمه از جان اف. كندى، 1340)؛ شگفتى‏هاى جهان درون (1346)؛ عقاید لله‏آقا؛ مردان خود ساخته؛ مكتوب (1334)؛ زندانى باغ فردوس.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1350 -1272 ش)، روزنامه‏نگار، نویسنده و مترجم. در نجف متولد شد. وى مقدمات علوم عربى و ادبى را در همان شهر فراگرفت. به دنبال پیدایى نهضت ضد انگلیسى در عراق به مبارزه علیه انگلیسى‏ها پرداخت و از طرف آنها به اعدام محكوم شد ولى، از عراق به ایران گریخت و در روزنامه‏ى «رعد» مشغول به كار شد. پس از فرار سید ضیاءالدین مدیر روزنامه‏ى رعد، از ایران، خلیلى روزنامه «اقدام» را بنیان گذاشت، كه چندین بار به خاطر قلم تند و گزنده‏ى آن توقیف شد. او در تهران درگذشت. آثار وى: «ترجمه‏ى قسمتى از شاهنامه»، به عربى؛ «ترجمه‏ى بیت به بیت بیشتر كلیات سعدى»، به عربى؛ «روزگار سیاه»؛ «اسرار شب».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1321 -1251 ش)، روزنامه‏نگار، مترجم و مصحح. مشروطه‏خواه و همكار سید رضاى شیرازى بود كه در تحریر و نشر روزنامه‏ى روزانه‏ى «مساوات» همكارى داشت. امروز خلخالى بیشتر به خاطر چاپ نسخه مورخ 827 ق «دیوان» حافظ مشهور است. وى در تهران درگذشت. آثار او: «حافظ نامه»؛ «به یكدیگر محبت كنید»؛ «حرص باعث هلاكت است» كه هر دو از تولستوى است و از تركى ترجمه شده؛ «شارل و عبدالرحمان»، اثر جرجى زیدان.[1] عبدالرحیم (سید) نویسنده و دانشمند (ف. 1321 ه.ش./ 1361 ه.ق.). وى از آزادیخواهان و مشروطه طلبان و همكار سید محمدرضا شیرازى در تحریر و نشر روزنامه مساوات (منتسب به حزب دموكرات در تهران) بود. خلخالى دیوان حافظ را از روى نسخه مكتوب به سال 827 ه.ق. تصحیح و منتشر كرده است. در حدود 1290 ه.ق در خلخال متولد شد. در اوایل عمر براى تحصیل به رشت مسافرت نمود و سالیان دراز در آنجا به تحصیل زبان و ادبیات فارسى و عربى و فقه و اصول و فلسفه مشغول بود. بعد براى تكمیل تحصیلات به تهران آمد و تا ابتداى مشروطیت به طور نامنظم به مطالعه و تحصیل اشتغال داشت. در تهران در اثر رفت و آمد در محافل مختلف با گروه‏هاى سیاسى آشنا شد و براى استقرار مشروطیت به تلاش و تكاپو افتاد. پس از صدور فرمان مشروطیت به همراهى سید محمدرضا مساوات روزنامه‏ى معروف و تندرو و هتاك مساوات را دائر كردند و تحقیقاً لبه‏ى تیز حملات این روزنامه متوجه محمدعلى شاه بود و یك بار نیز كار آنها به عدلیه كشید ولى گذشت محمدعلى شاه باعث شد مدیر و سردبیر روزنامه مجازات نشوند. پس از به توپ بستن مجلس و اعلام حكومت نظامى و دستگیرى عده‏اى از مخالفین حكومت، سید عبدالرحیم خلخالى به اتفاق سید محمدرضا مساوات مخفیانه از تهران فرار كردند. مساوات در تبریز به فعالیت خود علیه استبداد ادامه داد ولى خلخالى به قفقاز مسافرت كرد و در آنجا دست به فعالیت زد و مدتى نیز نزد حاج میرزا عبدالرحیم طالبوف بود و از آنجا به عشق‏آباد رفت. در 1327 ه.ق به رشت آمد و فعالیت خود را مجدداً آغاز نمود و با معزالسلطان و یپرم و سپهدار كه از سران فعالیت در گیلان بودند آشنا شد. پس از سقوط محمدعلى شاه و فتح تهران وارد مركز شد و به هر كدام از مخالفین محمدعلى شاه كارى داده شد از جمله خلخالى در وزارت دارائى استخدام گردید و ریاست دیوان محاسبات را به او سپردند ولى به علت عدم اطلاع وضع دیوان محاسبات را آشفته‏تر كرد و ناچار او را تغییر دادند و در خزانه‏دارى سمتى به او سپردند. بعد به ریاست مالیه غار و فشاپویه منصوب شد. در جنگ بین‏الملل اول در زمره رجال و معاریف و آزادى‏طلبان به كرمانشاه رفت و مدتى نیز در اسلامبول و كركوك اقامت گزید تا به تهران بازگشته به شغل خود در وزارت مالیه اشتغال ورزید. در سال 1306 ش داور او را به عدلیه انتقال داد و مدتى مستشار دیوان عالى جزاى عمال دولت بود. وقتى داور به وزارت مالیه رفت، او نیز همراه او به وزارتخانه‏ى مزبور بازگشت و ریاست اداره‏ى بازرسى كل را به او سپردند. خلخالى از ادباء و علاقمندان به ادبیات فارسى بود. به حافظ ارادت خاصى داشت. یكى از نسخه‏هاى قدیمى دیوان حافظ كه گویا سى و پنج سال بعد از وفات حافظ كتابت شده بود، در اختیار آن مرحوم بود. پس از تصحیح آن را انتشار داد. چند ترجمه نیز از نوشته‏هاى تولستوى فیلسوف روسى از او باقى مانده است. وفات او در سال 1321 ش اتفاق افتاد. روى همرفته مردى ادیب، باسواد، آزادى‏خواه و نیك‏نفس بود.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1295/1294 ش)، ادیب، روزنامه‏نگار و شاعر. در تهران متولد شد. وى تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در دبیرستان ثریا و مدرسه‏ى دارالفنون، شعبه‏ى ادبى به پایان رسانید. سپس دوره‏هاى مختلف عالى دانشكده‏ى ادبیات و علوم انسانى را با موفقیت گذراند و در سال 1324 ش موفق به اخذ دكترى زبان و ادبیات فارسى شد. ملك‏الشعراء بهار، فروزانفر، پور داوود و على‏اصغر حكمت از استادان او بودند. خطیبى پس از آن مشاغل مختلفى را عهده‏دار بود، از جمله: دبیر دبیرستان شرف، رییس كتابخانه‏ى دانشكده‏ى حقوق، استاد دانشكده‏ى ادبیات تهران، معاون روزنامه‏ى رسمى كشور عضو هیات مدیره‏ى جمعیت هلال‏احمر مركز. از آثار منظوم وى: «منظومه‏اى در چند هزار بیت در مورد زبان پر ارج فارس»؛ و از تالیفات او: «فن نثر در ادبیات فارسى».[1] از دانشمندان زبان و ادبیات فارسى و استاد دانشگاه، در سال 1295 ش در تهران تولد یافت. پدرش آشیخ محمدعلى سال‏ها نایب‏التولیه و مدرس مدرسه‏ى خان مروى بود و امور مدرسه و طلاب و موقوفات را اداره مى‏كرد. خطیبى وقتى به سن رشد رسید، تحصیلات خود را آغاز نمود و به كسوت روحانیت درآمد. در سال 1306 آقا شیخ محمدعلى درگذشت. تولیت و مدیریت مدرسه به دیگرى واگذار شد و خطیبى به مدرسه‏ى دارالفنون رفت و دیپلم خود را از آن مدرسه اخذ نمود. در سال 1313 وارد دانشكده‏ى ادبیات تهران شد و در رشته‏ى زبان و ادبیات فارسى و فلسفه دانشنامه گرفت و در 1316 كه دوره‏ى دكتراى زبان و ادبیات فارسى در دانشگاه تهران تأسیس شد و عده‏ى معین، صفا و خانلرى دانشجویان اولین دوره‏ى دكتراى زبان و ادبیات فارسى بودند. دروس دوره‏ى دكترا را در سال 1318 پایان برد و به تألیف و تنظیم رساله‏ى دكتراى خود پرداخت و ظرف پنج سال تاریخ تطور نثر فارسى را به رشته‏ى تنظیم درآورد و پس از مرحوم ملك‏الشعراى بهار، اولین تحقیق درباره‏ى سبك‏شناسى در نظم و نثر فاسى به وسیله‏ى او پورداوود، على‏اصغر حكمت، بهمنیار و فروزانفر با قید بسیار خوب پذیرفته شد و سمت وى از دبیرى دانشگاه به دانشیارى تبدیل یافت و مستقلاً تدریس سبك‏شناسى را در دانشكده‏ى ادبیات عهده‏دار شد. در سال 1330 پس از درگذشت بهار، كرسى و مقام استادى وى به خطیبى تفویض گردید و از آن تاریخ تا دوران كناره‏گیرى به تدریس تاریخ تطور نظم و نثر و دستور زبان فارسى در دوره‏ى لیسانس و دكترا اشتغال داشت. دكتر خطیبى در كنار شغل دانشگاهى، مشاغل دیگرى را نیز عهده‏دار شد. چندى ریاست كتابخانه دانشكده‏ى حقوق با او بود، بعد مدیریت روزنامه‏ى رسمى كشور را عهده‏دار شد. در دوران حكومت دكتر محمد مصدق مدیركل دفتر نخست‏وزیرى بود و تا سقوط مصدق در سمت رئیس كابینه با مصدق همكارى نزدیك داشت. در سال 1342 در دوره‏ى بیست و یكم مجلس شوراى ملى از لار او را به مجلس فرستادند و در همان دوره به نیابت ریاست رسید. در ادوار بیست و دوم و بیست و سوم و بیست و چهارم همچنان وكیل و نایب‏رئیس اول مجلس بود. دكتر حسین خطیبى در سال 1328 مدیرعامل شیر و خورشید سرخ شد. در آن تاریخ شیر و خورشید سازمان كوچك و غیرفعالى بود. خطیبى توانست در مدتى كوتاه جمعیت مزبور را به سرعت توسعه دهد به طورى كه ده‏ها بیمارستان و درمانگاه، پرورشگاه، مؤسسات خیریه و امدادى دیگر در سطح كشور تأسیس و دائر شد. خطیبى یكى از افراد انگشت‏شمارى است كه با زبان‏هاى فارس قدیم و پهلوى آشنائى دارد. وى در میانسالى با دختر سید محمد آیت‏اللَّه‏زاده كاشانى ازدواج كرد و صاحب دو دختر شد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س نهم ق)، شاعر، عارف و موسیقیدان. از نوادگان احمد جام ژنده‏پیل بود. در شعر و موسیقى و عرفان دست داشت و در شعر برهان تخلص مى‏كرد و براى اشعار خود آهنگ‏هاى موسیقى مى‏ساخت. امیر علیشیرنوایى، وزیر سلطان حسین بایقرا، در موسیقى از شاگردان وى بود. در جام مى‏زیست و همان جا درگذشت و در جوار جدش، احمد جام، به خاك سپرده شد. اثر وى «ترسلى» است كه در برگیرنده‏ى منشآت نویسندگان پیش از او است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)

فاضل و از آزادی خواهان صدر مشروطیّت بوده، و روزنامه نیّر اعظم را در طهران منتشر مى‏نموده. در 1284 متولّد، و در شب جمعه 6 رمضان المبارك 1358 در اصفهان وفات یافته، در جنب پدران خویش مدفون گردید. در روزنامه مظّفرى چاپ بوشهر (ش 3 سال 11) شرح نسبتاً مفصلّى از احوالات او نوشته شده، طالبین مراجعه كنند. وى از ابتداى تشكیلات عدلیّه وارد خدمات دولتى شده، و مدّتها ریاست عدلیّه مازندران، زنجان، گیلان، آباده، گلپایگان را داشته است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)

آقا سید على بن سید جعفر خراسانى. فاضل و ادیب، از آزادى خواهان و روزنامه نویسان صدر مشروطیّت بوده، در 19 جمادى الاولى سال 1365 وفات یافته، در تخت فولاد جنب فاضلان مدفون گردید. مرحوم جهاد اكبر مدّتها به سمت مدّعى العموم در دادگسترى یزد خدمت نموده. مرحوم آیتى در رثا و مادّه تاریخ وفاتش گوید: كس در جهان نیامده كز این جهان نرفت كس خانمان نساخت كز آن خانمان نرفت سال وفات خواستمش پیر عقل گفت جز با جهاد اكبر كس بر جنان نرفت روزنامه جهاد اكبر مدّت دو سال یا كمى بیشتر منتشر مى‏شده، و نویسندگى آن به عهده میرزا محمّد على علم فرزند آخوند ملاّ على اكبر فشاركى بوده كه مردى فاضل و دانشمند بوده، و قبل از سال 1360 در اصفهان وفات یافته است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد سوم)

محقق، روزنامه‏نگار، مترجم و دانشمند معروف در 1291 در همدان تولد یافت. تحصیلات ابتدائى و متوسطه را در همدان تمام كرد و وارد دانشسرایعالى شد و لیسانس فلسفه و علوم تربیتى گرفت، ضمنا از دوران كودكى به آموختن زبانهاى خارجى ولعى عجیب داشت به طورى كه زبانهاى انگلیسى و فرانسه را به خوبى مى‏دانست و مدتى دبیر زبان انگلیسى در دارالفنون تهران بود، بعد مترجم وزارت امور خارجه شد و پس از چندى به ریاست اداره خبرگزارى پاریس كه در آن تاریخ ضمیمه وزارت امور خارجه بود رسید. در اداره كل تبلیغات نیز مشاغلى از قبیل ریاست اداره تبلیغات خارجى و مفسر سیاسى پیدا كرد. مشفق از جوانى كار نویسندگى و مترجمى در جراید را شروع كرد. ابتدا در روزنامه ایران عضو هیئت تحریریه بود بعد به مجلات مهرگان و مهر پیوست. در انتشار مجله آینده ایران یار و یاور عبدالرحمن فرامرزى بود. مدت پنج سال سردبیرى روزنامه كیهان را داشت و سرانجام در 1329 مجله هفتگى كاویان را به مسؤولیت خویش انتشار داد. كاویان كار خود را با همكارى نویسندگان و مترجمین درجه اول آغاز نمود. در همان نخستین شماره‏هاى سال اول در محافل مطبوعاتى و سیاسى جاى خود را باز كرد و وزنه مؤثرى در سیاست داخلى كشور شد. رویه كاویان در روزنامه‏نگارى ایفاى نقش اقلیت و انتقاد از اعمال دولت‏ها و ارائه طریق براى اصلاحات بود. مجله كاویان قریب هفت سال بطور منظم و مرتب انتشار یافت ولى در سالهاى آخر انتشار خود مواجه با خفقان مطبوعاتى و سانسور شدید بود. مشفق در این موقع كار مطبوعاتى را كه مؤثر در جامعه نبود كنار گذاشت و به كار تجارت پرداخت. پس از چندى جلاى وطن كرد و ایتالیا را براى اقامت خود برگزید و به صادرات فرش از ایران و فروش آن در ایتالیا مشغول شد. او ترجمه‏هاى زیادى از نویسندگان معروف دنیا انتشار داده است مانند مدرسه و اجتماع، نادرشاه و چند كتاب اجتماعى و روانشناسى دیگر مانند عشق و انتقام و منیاتیسم، روانشناسى براى همه، اصول اساسى روانكاوى و حافظه روانشناسى.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد سوم)

فرزند سید حسن و متولد 1244 ش است. وى از اهالى برازجان فارس مى‏باشد. در بدایت عمر به شیراز آمد و تحصیلات ادبى و عربى را تا سطح مدرسى نزد علماى وقت فرا گرفت. سپس عازم تهران شد و نزد حكیم معروف میرزا ابوالحسن جلوه فلسفه و حكمت آموخت. هنگامى كه مردم ایران براى مشروطه قیام نمودند سید محمدرضا برازجانى با آنها همداستان شد و مرتب شبنامه انتشار مى‏داد. در اوایل مشروطیت روزنامه تندروى مساوات را دائر كرد به همین جهت بعدها مساوات را نام خانوادگى خود قرار داد. در این نشریه محمد على شاه را به شدت مورد حمله قرار داه حتى او را به محاكمه كشید. در استبداد صغیر از تهران به تبریز رفت و مدتى مخفى بود. بعد از خلع محمد على میرزا و انجام انتخابات دوره دوم مردم تبریز او را به وكات خود برگزیدند. در دوره سوم و چهارم از طرف مردم تهران به وكالت رسید و دوره پنجم از ساوجبلاغ وكیل گردید. مساوات از وكلاى متنفذ و دانشمند و حراف بود و به آزادى و مشروطه خدمات زیادى نمود. در جنگ بین‏الملل اول كه مسئله مهاجرت پیش آمد مساوات هم به كرمانشاه و بعد به استانبول رفت. ادوارد براون مستشرق معروف در كتاب انقلاب ایران از خدمات مساوات به مشروطه تجلیل مى‏نماید. وفات او در سال 1306 ش اتفاق افتاد. (وف 1304 ش)، روزنامه‏نگار. از اهال برازجان فارس بود. وى در شیراز و بعد در تهران به تحصیل پرداخت. او نزد میرزا ابوالحسن جلوه، حكیم معروف، تحصیل كرد. مساوات داراى افكار آزادیخواهى بود و در مجمع آزاد مردان همراه مجدالاسلام كرمانى و معین الاسلام اصفهانى و ملك المتكلمین و دیگر آزادیخواهان به مبارزه پرداخت. او در تهران براى رساندن مطالب خود به مردم شب نامه منتشر مى‏كرد. وى در 1325 ق روزنامه‏ى هفتگى «مساوات» را در تهران تأسیس و منتشر كرد و به همین دلیل خود نام مساوات گرفت. عبدالرحیم خلخالى نیز به او پیوست. پس از به توپ بستن مجلس و تعطیلى روزنامه‏ها همراه عبدالرحیم خلخالى به قفقاز و سپس به تبریز رفت و روزنامه‏ى «مساوات» را در آنجا منتشر نمود. وى در دوره‏ى دوم مجلس شوراى ملى وكالت مردم آذربایجان و در دوره‏ى سوم و چهارم مجلس وكالت مردم تهران را به عهده داشت.[1]

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

ملقب به معاضدالسلطنه، فرزند میرزا محمدباقرخان نائینى ملاك، متولد 1248. در كودكى و جوانى تحصیلات جدید و قدیم را توأماً فراگرفت و با كمك میرزا نصراللَّه خان مشیرالدوله به وزارت خارجه داخل شد. مشاغلى را طى نمود تا سركنسول ایران در بادكوبه شد و در همان سمت متمول گردید. در ابتداى مشروطه با آزادیخواهان همداستان شد و براى مشروطیت جد و جهد زیادى نمود. در دوره‏ى اول به نمایندگى برگزیده شد و جزء وكلاى پر سروصدا و مصلح بود. بعد از به توپ بستن مجلس، به اروپا رفت و ایرانیان مقیم خارج را علیه حكومت محمدعلى میرزا تحریك مى‏كرد و كلیه هزینه‏هاى مخالفین محمدعلى شاه توسط او تأمین مى‏شد. بعد از خلع محمدعلى میرزا و استقرار حكومت مشروطه به ایران آمد و از گیلان به وكالت رسید، ولى قبل از اتمام دوره‏ى وكالت به كابینه دعوت شد و صمصام‏السلطنه بختیارى او را وزیر پست و تلگراف كرد. در سه ترمیم كابینه همان شغل را داشت. پس از سقوط كابینه به حكومت یزد منصوب شد و چند سالى در آن سمت بود تا در 1302 در دو كابینه‏ى سردارسپه، پست وزارت دادگسترى را عهده‏دار شد. در دوره‏ى پنجم مجدداً به وكالت رسید و در دوره‏ى هشتم هم وكیل مجلس بود. در 1303 والى كرمان و بلوچستان شد. یك سال در آن سمت بود كه تغییر یافت. مجدداً در 1314 به والیگرى كرمان رفت و این دفعه دو سال در كرمان اقامت نمود. از كرمان والى ایالت فارس شد. در 1318 به صورت ناگهانى در شیراز درگذشت. به همین علت عده‏اى شایع كرده بودند كه وى را كشته‏اند، ولى آنچه مسلم است، معاضدالسلطنه از بیمارى قلبى درگذشته است. خدمات معاضدالسلطنه براى استقرار مشروطیت ایران بسیار ارزنده و قابل ستایش است. وى معلوماتى نداشت، ولى مردى ساده و عفیف و صحیح‏العمل بود. در جوانى با دختر مبشرالسلطنه نبوى ازدواج كرد. دو پسر و چهار دختر از او باقى ماند. حسین نواب و پیرنظر از جمله دامادهاى او بودند. (1318 -1248 ش)، روزنامه‏نگار. ملقب به معاضد السلطنه. وى پس از گذراندن تحصیلات، در سنین جوانى به سمت كنسول ایران در بادكوبه معین شد. در هنگام آغاز نهضت مشروطیت از روسیه به تهران آمد و به مشروطه‏طلبان پیوست و عضو كمیته‏ى انقلاب شد. هنگام تشكیل اولین دوره‏ى مجلس نماینده شد و پس از مدتى به پاریس رفت. چون براى انتشار افكار آزادى خواهانه‏ى خود در پاریس رفت. چون براى انتشار افكار آزادى خواهانه‏ى خود ر پاریس توفیق نیافت، به سویس رفت و در آنجا چند شماره از روزنامه‏ى «صور اسرافیل» را منتشر كرد. وى مدتى نیز به همراه على‏اكبر دهخدا به استانبول رفت و در آنجا به فعالیت پرداخت و به سمت ریاست انجمن سعادت برگزیده شد. بعد از فتح تهران توسط مشروطه‏خواهان، به ایران آمد و از طرف مردم گیلان به نمایندگى مجلس انتخاب شد. مشاغل وى تا زمان مرگ از این قرار است: وزیر پست و تلگراف در كابینه‏ى صمصمام‏السلطنه، حكومت یزد، وزیر عدلیه در كابینه‏ى سردار سپه، نمایندگى مجلس در دوره‏هاى پنجم، هشتم و نهم از طرف مردم نایین و والى كرمان و فارس. اثر وى: انتشار چند شماره از روزنامه‏ى «صور اسرافیل».[1]

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1349 -1280 ق)، روزنامه‏نگار و نویسنده. در كاشان به دنیا آمد. پس از تحصیلات مقدماتى براى ادامه‏ى تحصیل به اصفهان رفت و مدت پنج سال در آنجا تحصیل كرد و در مدرسه حكیم در خدمت حجةالاسلام عبدالمعالى به یادگیرى سطوح پرداخت و سپس در مدرسه‏ى صدر در محضر درس آخوند ملا محمد كاشى و آیت‏اللَّه شریعت حاضر شد. بعد به كاشان بازگشت و آنگاه به تهران و مشهد سفر كرد و سپس به عراق عزیمت نمود و در سامرا به حوزه‏ى درس خارج میرزا محمدحسن شیرازى پیوست. پس از آن به بندرعباس رفت و بعد از مدتى به همراه سید جمال‏الدین اسد آبادى به تهران آمد. وى در 1308 ق به بمبئى و از آنجا به كلكته رفت و مشغول تجارت شد. او در 1311 ق روزنامه‏ى «حبل المتین» را در كلكته منتشر نمود. در 1317 ق نیز روزنامه‏ى «مفتاح الظفر» را، شامل مطالب علمى و مقالات ریاضى با مدیر كلى برادرش سید حسن كاشانى در آنجا منتشر كرد. او همچنین روزنامه‏ى «آزاد» شامل مطالب سیاسى را در 1317 ق در كلكته چاپ و منتشر نمود كه این روزنامه به صورت ضمیمه‏ى روزنامه «مفتاح الظفر» توزیع مى‏شد و براى مشتركین «مفتاح الظفر» رایگان بود. وى در كلكته درگذشت و بعد از یك سال جنازه‏ى او به مشهد برده و در ایوان عباسى، در صحن كهنه، به خاك سپرده شد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1320 ق)، روزنامه‏نگار. ملقب به مترجم الممالك. در بوشهر به دنیا آمد. پس از تحصیلات ابتدایى در زادگاهش به بندر كراچى رفت و دوره‏ى متوسطه را در مدرسة الاسلام سند خواند و زبان انگلیسى را آموخت. سپس به تهران آمد و در كالج آمریكایى به تحصیل ادامه داد. او سه دوره از طرف اهالى خوزستان نماینده‏ى مجلس شوراى ملى شد. بعد از آن در راه تصوف قدم نهاد و از سر سپردگان شمس‏العرفاء گردید. وى در 1304 ش روزنامه‏ى «خوزستان» را در اهواز و در 1312 ش مجله‏ى «مهر» و در 1314 ش مجله‏ى «مهرگان» را در تهران تأسیس و منتشر كرد. موقر همچنین در 1316 ش به عنوان مدیر روزنامه‏ى «ایران» منصوب شد و بعد از آن روزنامه‏ى «مهر ایران» را انتشار داد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1341 -1281 ق)، صوفى، عارف، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به منصور. ملقب به معروف علیشاه. از مشایخ سلسله‏ى نعمت‏اللهى صفى علیشاه بود. در شیراز به دنیا آمد. پدرش تاجر بود ولى منصور به شغل پدر تمایل نداشت و چندى عمرش را با كتابت و تألیف و سرودن شعر سپرى كرد سپس به تهران آمد و در خانقاه صفى علیشاه سكونت گزید و در سلك سرسپردگان و مریدان او درآمد. بعد از فوت حاج میرزا محمود خان نائینى، به دستور صفى علیشاه، جانشنى او شد و به شیراز روانه گردید و در خانقاهى در محله‏ى سردزك مشغول دستگیرى و راهنمایى فقرا گشت. در اوایل مشروطه انجمن اخوت را تأسیس نمود و در 1326 ق روزنامه‏ى «اخوت شیراز» را منتشر كرد. اما از چهل سالگى دست از كارهاى اجتماعى كشید و منحصرا با فقرا و مریدان خود معاشرت داشت. وى یكى از افرادى بود كه بعد از مرگ شیخ صفى ادعاى جانشینى او نمود. سرانجام در شیراز درگذشت و در زیرزمین خانقاه سردزك دفن گردید. از دیگر آثارش: «دیوان» شعر، در حدود ده هزار بیت. از اوست: ز كرم بجان عاشق بفكن شرار دیگر بتنور دل برافروز ز عشق نار دیگر

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ح 1352 -1289 ق)، مورخ، نویسنده، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به ادیب. ملقب به ملك المورخین. در تهران به دنیا آمد. نسبش از طرف پدر به میرزا مهدى خان، وزیر نادرشاه، و از طرف مادر به فتحعلى‏خان ملك‏الشعراى كاشانى مى‏رسد. وى از چهارده سالگى به تدوین تاریخ انبیاء پرداخت و پس از فوت پدرش، ملقب به ملك المورخین شد و مأموریت نگارش و اتمام دوره‏ى كتاب «ناسخ التواریخ» را یافت. وى در 1297 ق وارد خدمت فرهنگ شد. میرزا عبدالحسین، در 1326 ق، روزنامه‏ى «آینه‏ى عیب نما» و، در 1327 ق، روزنامه‏ى «آزاد» و، در 1323 ق، روزنامه‏ى «شاهنشاهى» را در تهران منتشر كرد. او مدتى ریاست معارف و اوقاف كاشان را بر عهده داشت. از دیگر آثارش: «تاریخ یومیه‏ى ایران»؛ «المعاریف»؛ «خلاصة الاعصار فى تاریخ بختیار».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)

(ح 1326 -1246 ق)، نویسنده، روزنامه‏نگار و شاعر. ملقب به ناظم‏الدوله. در جلفاى اصفهان به دنیا آمد. اصل وى از ارامنه جلفا بود كه پدرش بعدها اسلام آورده و به جدیدالاسلام مشهور شده بود. میرزا ملكم خان پس از اتمام تحصیلات مقدماتى جهت تحصیل به فرانسه رفت و در آن كشور علوم و افكار جدید را فراگرفت. پس از بازگشت به ایران در دارالفنون به شغل معلمى و مترجمى پرداخت. وى از مؤسسین فراموش خانه (فراماسونرى) در ایران بود. او از حدود 1289 تا 1307 ق، وزیر مختار ایران در لندن بود. سرانجام به دلیل سوء استفاده‏هاى مالى، مانند گرفتن امتیاز لاتارى و فروش آن پس از لغو امتیاز، از مقام خود عزل شد. وى كه مسبب عزل خود را امین‏السلطان مى‏دانست با او از در مخالفت درآمد و در 1307 ق در لندن به انتشار روزنامه‏ى «قانون» مبادرت كرد و از مخالفین استبداد شد و نداى قانون و قانونمندى سر داد. چنان كه پس از استقرار مشروطیت سفیر ایران در ایتالیا شد. ملكم خان نمونه خطى را از تركیب حروف الفباى فارسى ابداع كرد كه شرح اختراع خود را در رساله‏اى به نام «نمونه‏ى خط آدمیت» در 1303 ق در لندن انتشار داد. او در لوزان درگذشت و جنازه‏اش را به برن بردند و طبق وصیتش سوزاندند. از دیگر آثار وى: «مبدأ ترقى»؛ «شیخ و وزیر»؛ اهتمام در انتشار «كلمات قصار حضرت على (ع)»، با خط ملكمى؛ «در باب تسخیر مرو و تركمان».[1] پرنس میرزا ملكم‏خان ناظم‏الملك (بعدها ناظم‏الدوله، پرنس، نظام‏الدوله) از ارامنه‏ى جلفاى اصفهان و پسر میرزا یعقوب ارمنى جلفائى. (و. 1249 ه.ق در اصفهان- ف. 1326 ه.ق در لوزان). گویند پدرش اسلام آورد و بعنوان جدیدالاسلام به مقاماتى نیز رسید. ملكم در سن ده سالگى به پاریس فرستاده شد و در آنجا به تحصیل علوم طبیعى و فیزیك و مهندسى پرداخت و پس از فراغت از تحصیل در سال 1267 ه.ق (در سن نوزده سالگى) به ایران برگشت و در دارالفنون به شغل معلمى و مترجمى اشتغال ورزید و 5 سال بعد (در سال 1272) مترجم وزارت خارجه شد. در سال 1273 با سمت مترجم مخصوص سفارت و درجه‏ى سرهنگ اتاماژورى مأمور سفارت دولت علیه‏ى ایران در اسلامبول گردید و سال بعد كه به ایران بازگشت در تهران فراموش‏خانه (فراماسون) را دایر كرد كه عده‏اى از اعیان و شاهزادگان و برخى از جوانانى كه در دارالفنون تحصیل مى‏كردند در آن مجمع وارد شدند. در سال 1279 فراموش‏خانه بسته شد و میرزا ملكم به عثمانى تبعید گردید ولى 9 سال بعد (سال 1288) در زمان صدارت میرزا حسین‏خان مشیرالدوله به سمت مستشارى صدارت عظمى منصوب گردید. در سال 1289 به لقب ناظم‏الملكى ملقب و مفتخر به دریافت نشان تمثال همایون از درجه‏ى اول گردید و از سال 1289 تا سال 1307 ه.ق (1888 -1872 م.) (مدت 18 سال) سفیر و وزیرمختار ایران در لندن بود. ملكم به طور كلى در دوران مأموریتش در اروپا سوءاستفاده‏هاى زیادى كرد و از بابت واگذارى امتیازاتى به خارجیها حق دلالیهاى كلان مى‏گرفت. بالاخره در سال 1307 از سفارت ایران در لندن عزل گردید و دیگر تا موقعى كه ناصرالدین شاه زنده بود كارى به او ارجاع نگردید. ملكم در این مدت در لندن روزنامه‏اى به نام قانون انتشار مى‏داد و تا 41 شماره این روزنامه را منتشر كرد. در سفر اول مظفرالدین شاه به اروپا (در سال 1317 ه.ق- 1900 م) ملكم در پاریس به حضور شاه رسید و به لقب نظام‏الدوله مفتخر گشت و به سمت وزیرمختارى ایران در ایتالیا منصوب شد و تا موقعى كه حیات داشت در همین سمت باقى بود. در سال 1326 ه.ق در سن 77 سالگى درگذشت و برحسب وصیتش جنازه‏اش را به برن (پایتخت سویس) برده سوزاندند. از آثار او مى‏توان رساله‏ى مبدأ ترقى شیخ و وزیر، نمایشنامه‏ى اشرف‏خان را نام برد. ضمناً مبتكر خط جدیدى هم بوده است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1326 ش)، معلم، مترجم و روزنامه نگار. اجدادش همه داراى فضل و دانش و عرفان بودند. وى همسر محمد رضا كشمیرى زاده مى‏باشد. در 1320 ش از دانشسراى عالى در رشته‏ى ادبیات خارجى فارغ‏التحصیل و در وزارت فرهنگ استخدام شد و در مدارس شیراز به تدریس پرداخت. وى از معتقدان نهضت ملى نفت ایران بود. او در 1326 ش امتیاز روزنامه‏ى «نداى ایران» را گرفت. از دیگر آثارش: «چگونه مى‏توان خوشبخت بود»، ترجمه؛ «سرگذشت خانواده‏ى ویك فیلد»، ترجمه؛ «گلهاى خندان»، قانون تعلیم و تربیت نوزادان از قنداقه تا حد بلوغ، ترجمه.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1339 ش)، روزنامه نگار. اهل فارس بود. در هفده سالگى وارد مدرسه‏ى ژاندارمرى شیراز شد. وى با ركن زاده آدمیت، صاحب «دانشمندان و سخن‏سرایان فارس»، دوستى داشت. چندى در شهربانى كل كشور و وزارت دارائى خدمت كرد و در 1312 ش به تهران آمد و در 1314 ش از خدمات دولتى كناره‏گیرى كرد. وى در 1326 ش سردبیر روزنامه‏ى «نداى ایران» شد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1286 ش)، پزشك، استاد دانشگاه، روزنامه نگار و نویسنده. در انزلى به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در رشت و دوره‏ى متوسطه را در دارالفنون به پایان برد. سپس براى تكمیل تحصیلات خود به فرانسه عزیمت نمود و از دانشكده‏ى پزشكى پاریس موفق به اخذ درجه‏ى دكترا، در طب كودكان شد و پس از چندى معاونت بیمارستان اطفال را در پاریس بر عهده گرفت. سپس به ایران آمد و به سمت دانشیارى دانشكده‏ى پزشكى تهران منصوب شد و بعد از پنج سال به استادى دانشكده‏ى پزشكى رسید. وى در دوره‏ى چهاردهم مجلس، از طرف مردم بندر انزلى، نماینده مجلس و عضو فراكسیون حزب توده بود. در 1324 ش براى شركت در جشن بیست ساله‏ى تأسیس دانشگاه آسیاى میانه به تاشكند مسافرت كرد. وى مدیر روزنامه‏ى «رزم» بود و همچنین در 1325 ش به وزارت فرهنگ منصوب شد. از آثارش: «آداب پرورش كودكان»؛ «دانستنیهاى كودكان»، راهنماى پدران و مادران براى تربیت اخلاقى كودكان.[1] در 1286 ش در گیلان تولد یافت. پدرش وكیل‏التجار گیلانى حرفه‏ى تجارت داشت و دو دوره هم به وكالت مجلس رسیده بود. كشاورز پس از اخذ دیپلم به اروپا رفت و در رشته‏ى پزشكى در پاریس ادامه تحصیل داد و تخصص خود را در زمینه‏ى كودكان دریافت نمود. پس از مراجعت به ایران به دانشكده پزشكى دعوت شد و مقام دانشیارى گرفت و در چند بیمارستان نیز ریاست بخش اطفال با او بود. وى به علت علاقه‏ى شدید به فن خود و مطالعات زیاد، در تهران فوق‏العاده مورد توجه واقع شد و همه روزه مطب وى پر از بیمار بود. واقعا در علم پزشكى اعجاز مى‏كرد و پزشك دربار هم بود. در نیمه دوم 1320 كه حزب توده بنیاد گرفت، دكتر فریدون كشاورز به آن حزب پیوست و یكى از فعالین درجه اول حزب مزبور گردید. امتیاز روزنامه‏اى به نام رزم گرفت كه گاهى یومیه و زمانى به صورت هفتگى انتشار مى‏یافت كه افكار و عقاید و فعالیت‏هاى حزب توده در آن منعكس مى‏شد. در دوره‏ى چهاردهم از طرف حزب توده كاندیداى نمایندگى مجلس شد و از بندر انزلى به وكالت مجلس رسید. در سال 1325 در كابینه‏ى ائتلافى قوام‏السلطنه به وزارت فرهنگ معرفى گردید و چند ماهى كه در رأس آن وزارتخانه قرار داشت، تمام مشاغل وزارتخانه را به افراد حزب توده واگذار نمود. پس از 1327 كه حزب توده غیرقانونى اعلام گردید، وى توقیف و به زندان رفت و محكومیت یافت و سرانجام در 1329 از زندان فرار كرد. كشاورز چند سال پس از فرار خود از حزب توده كناره گرفت و حتى در مقام منازعه با آنها درآمد و افشاگرى كرد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1340 -1262 ش)، شاعر و روزنامه نگار. در یزد به دنیا آمد. وى به همراه همسرش، كه تاجر بود، به عشق آباد روسیه رفت. در 1297 ش به ایران بازگشت و در تبریز سكنى گزید. از همان آغاز به گروه نویسندگان نشریه‏ى «تجدد» به مدیریت تقى رفعت پیوست و در تحركات اجتماعى و انقلابى آن روزگار آذربایجان مشاركت فعال داشت. وى به زبان‏هاى رویس و تركى و فارسى آشنا بود. بانو شمس جهان در مجله «آزادیستان» قطعه شعرى با پاره‏هایى فارغ از قید تساوى و قافیه بدى معمول پیشینیان منتشر كرد كه تقلیدگونه‏اى از اشعار اروپایى بود و جزو نخستین نمونه‏هاى تجدد در شعر فارسى به شمار مى‏آید. از او پانصد بیت شعر و آثار پراكنده‏اى از نثر به جاى مانده است. با روى كار آمدن رضا شاه وى گوشه‏نشین شد و سالهاى پایانى عمر خود را در تهران گذراند و سرانجام در همین شهر درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1372 -1299 ش)، مترجم، نویسنده و روزنامه نگار. وى در تهران به دنیا آمد. پس از گذراندن دوره‏ى مقدماتى، تحصیلات خود را در رشته‏ى معقول و منقول ادامه داد. پس از کسب لیسانس، براى ادامه تحصیل در رشته‏ى روزنامه نگارى، به مصر رفت و در این فرصت توانست در زبان عربى تبحر یابد. نویسندگى را با کار در روزنامه‏ى «امید» آغاز کرد. وى در شمار قدیمى‏ترین روزنامه‏نگاران و مدتى سردبیر مجلات «صبا» و «وحید» بود و سرانجام به همکارى با روزنامه‏ى «اطلاعات» پرداخت و فعالیتى نزدیک به پنجاه سال با این روزنامه داشت. کسمایى به زبان‏هاى فرانسوى، انگلیسى و عربى مسلط بود و علاوه بر تألیفاتش تعدادى کتاب نیز ترجمه کرده است. وى سرانجام در هفتاد و سه سالگى درگذشت. از آثارش: «عشق بزرگان»، ترجمه و تألیف؛ «بالتازار»، ترجمه؛ «خدایان عشق اشک مى‏ریزند»، ترجمه؛ «دنبال زن»، ترجمه از عربى؛ «روانشناسى در خدمت بشر»، ترجمه؛ «گلهاى وحشى»، ترجمه؛ «مرد خون آشام»، ترجمه؛ «احوال و آثار فرانکلین»؛ «از چند نویسنده‏ى بزرگ دنیا»؛ «پریچهرگان تاریخ»؛ «جهنم دره»؛ «علل شکست آلمان، جاسوس انگلیسى»؛ «قرن دیوانه»، بحران تمدن فرهنگ و نادانى‏هاى دوران دانش.[1] مترجمه، نویسنده، روزنامه‏نگار. تولد: 1299، تهران. درگذشت: 16 بهمن 1372. على‏اکبر کسمایى پس از گذراندن دوره‏ى مقدماتى و کسب مدارک لیسانس در رشته‏ى ادبیات، تحصیلات خود را در رشته‏ى معقول و منقول پى گرفت. خدمت مطبوعاتى را از سال 1316 با مؤسسه‏ى «اطلاعات» آغار کرد. مدتى نیز نمایندگى و نویسندگى روزنامه‏ى «اطلاعات» را در مصر بر عهده گرفت. کسمایى از پایه‏گذاران مجله‏ى «اطلاعات هفتگى» بود و طى خدمت مطبوعاتى خود با روزنامه‏ها و مجلات (و از جمله «جوانان») به عنوان نویسنده و منتقد همکارى داشت. مدتى سردبیرى روزنامه‏ى «امید» و زمانى نیز سردبیرى مجلات «صبا» و «وحید» را به عهده داشت. مدت‏ها نیز برنامه‏هاى مختلف رادیو ایران، از جمله «برنامه جوانان» را اداره مى‏کرد. در ترجمه هم دستى داشت. علاوه بر آن چندى رییس اداره‏ى انتشارات هواپیمایى ملى و پس از آن رایزن مطبوعاتى ایران در قاهره بود. در سال 1322 به سبب تألیف کتاب آئین کامیابى به عنوان بهترین کتاب سال به دریافت جایزه‏ى سلطنتى نایل آمده است. از دیگر تألیفات کسمایى مى‏توان از جهنم دره؛ قرن دیوانه؛ عشق بزرگان؛ گل‏هاى وحشى؛ روان‏شناسى در خدمت بشر؛ و نیشخندهاى آناتول فرانس (ترجمه) نام برد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1292 ش)، شاعر، روزنامه‏نگار و نویسنده. در تبریز به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه را در تبریز، در 1312 ش، به پایان رساند. سپس وارد دانشكده‏ى كشاورزى كرج شد و موفق به اخذ مدرك مهندسى كشاورزى گردید و پس از آن قسمت قضایى دانشكده‏ى حقوق را به پایان رساند. وى عهده‏دار مشاغل مختلفى از جمله نویسندگى مجله‏ى «كشاورزى» وزارتخانه بود. از آثار وى: «گلهاى كرج»، شعر؛ «گوشه‏اى از دانشگاه».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1333 ق)، روزنامه‏نگار و شاعر. معروف به فخرالواعظین. وى در سال 1329 ق روزنامه كاریكاتورى و انتقادى تند را با نام «میزان» در تهران تاسیس كرد. سید احمد پس از انحلال مجلس، خاورى به گوشه‏ى انزوا پناه جست و با وجود شكستگى جسمى و افسردگى روحى در برابر مخالفان مردانه ایستادگى كرد. روزنامه «ثریا» كه ابتدا در قاهره چاپ مى‏شد، بعدها به سردبیرى خاورى در كاشان منتشر گردید. با وجود آنكه خاورى در دوران زندگى اشعار فراوانى سروده، چون شخصا علاقه به نگاهدارى و تدوین آنها نداشته لذا، دفتر و دیوان مدونى هم فراهم نكرده است. خاورى در ایام عزلت و گوشه‏گیرى آخر عمر شاهكار ادبى خود را به نام مثنوى «زشت و زیبا» در یكهزار و پانصد بیت به رشته نظم درآورد. از دیگر آثار وى: مثنوى «محمود در مذمت تریاك».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1369 -1292 ش)، شاعر، روزنامه‏نگار، نویسنده، زبانشناس و محقق. در تهران متولد شد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى و متوسطه، به دانشكده‏ى ادبیات راه یافت و موفق به دریافت لیسانس ادبیات فارسى شد و در ضمن تدریس، در مدارس تهران، به ادامه‏ى تحصیل پرداخت. وى با نگارش رساله‏ى «تحقیق در عروض فارسى»، موفق به دریافت درجه‏ى دكترى شد و پس از آن سمتهاى مختلفى چون: كارمند اداره‏ى آموزش وزارت فرهنگ، ریاست انتشارات و روابط عمومى داتنشگاه دانشیارى زبان فارسى را بر عهده گرفت. در سال 1327 ش براى تكمیل تحصیلات خود به اروپا رفت و دوره‏ى انستیتو دوفونتیك زبان‏شناسى پاریس را گذراند و دو سال بعد به ایران بازگشت و با سمت استادى به تدریس تاریخ زبان فارسى مشغول شد. وى از دوران تحصیل در دبیرستان، همكارى خود را با نشریه‏ى «مهر» شروع كرد و از سال 1322 ش خود به انتشار مجله‏ى «سخن» پرداخت. از دیگر اقدامات او طرح سپاه دانش، تاسیس بنیاد و فرهنگ، و تاسیس یازده موسسه‏ى مختلف فرهنگى از قبیل: فرهنگستان ادب و هنر، فرهنگستان زبان، بنیاد شاهنامه، انجمن فلسفه و حكمت، استاد فرهنگى آسیا، كه پس از پیروزى انقلاب همه‏ى این موسسات درهم ادغام، و به نام موسسه‏ى مطالعات و تحقیقات فرهنگى درآمد. دكتر خانلرى، شاعرى توانا بود و انواع شعر را با مهارت و زیبایى مى‏سرود. معروفترین شعر بلندى كه سبب شهرت او شد، منظومه‏ى «عقاب» است. دكتر خانلرى در بیمارستان آبان تهران درگذشت و در بهشت زهرا دفن شد. از آثار وى: 1- تالیفات: «تاریخ زبان فارسى»، در سه مجلد؛ «وزن شعر فارسى»؛ «زبان شناسى»؛ «دستور زبان فارسى»؛ «شهر سمك»؛ 2- تصحیح: «دیوان حافظ»؛ «سمك عیار»؛ «داستانهاى بید پاى»؛ 3- ترجمه: «شاهكارهاى هنر ایرانى»؛ «تریستان و ایزوت»؛ 4- شعر: «ماه در مرداب».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1330 -1263 ش) نویسنده و روزنامه‏نگار. وى تحصیلات مقدمات و سطوح را نزد حاج میرزا حبیب خراسانى، سید على حایرى یزدى، شیخ محمد على (فاضل ملاعباسعلى) و میرزا محمد آقازاده در خراسان به اتمام رسانید، سپس براى تكمیل تحصیلات به تهران آمد و دروس خارج را نزد آخوند ملا محمد كاظم خراسانى فراگرفت. او با زبانهاى فرانسه و عربى آشنایى كامل داشت. بامداد همزمان با مشروطیت به جرگه مشروطه‏خواهان پیوست و علیه استبداد مقاله نوشت و سردبیر روزنامه‏ى «آفتاب» و «شورا» شد. در اوایل جنگ جهانى اول روزنامه‏اى به نام «بامداد روشن» تأسیس كرد كه بعد از چندى تعطیل شد. وى با قرارداد وثوق الدوله مخالفت ورزید و به همین جهت به كاشان تبعید شد. بامداد پس از آن چندى به خدمت دولت درآمد و عهده‏دار سمت‏هاى مختلف شد. در دوره‏ى ششم مجلس شوراى ملى وكیل مردم شیراز بود. در تهران درگذشت و در امامزاده عبدالله شهر رى دفن شد. از تألیفات وى: «حكمت عملى»؛ «حافظ شناسى یا الهامات خواجه» و «ادب چیست و ادیب كیست».[1] (تو 1284 ش)، نویسنده و مدرس. در تبریز متولد شد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در زادگاه خود به پایان رسانید، سپس براى ادامه‏ى تحصیلات به تهران آمد و پس از گذراندن دوره‏ى دارالمعلمین عالى و اخذ لیسانس براى تكمیل تحصیلات جزو محصلین اعزامى، به فرانسه عزیمت كرد. بعد از مراجعت از اروپا وارد خدمت وزارت فرهگ شد و در دانشكده‏ى ادبیات تبریز به تدریس پرداخت. از آثار وى: «تاریخ بشر»؛ «زندگانى سیاسى مارشال فوش»؛ «شناخت زیبایى»؛ «علم الاخلاق یا حكمت عملى».[2]

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)

عبدالجبارین عبداللَّه بن برره اردستانى اصفهانى، در شهر ربیع الاول سال 378 متولّد، و در محرّم سال 468 در اصفهان وفات یافته، از ثقات محدّثین و بزرگان روات به شمار مى‏رود.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دشتي علي فرزند شيخ عبدالحسين. (1273/1274- 1360), روزنامه نگار, نويسنده. مشهور به پير مطبوعات ايران. در كربلا متولد شد. تحصيلات قديمي داشت و در ابتداي جواني از كربلا به ايران آمد و مدتي در شيراز ماند, سپس به اصفهان و تهران آمد و شغل روزنامه نگاري را برگزيد وي معاصر با رضا شاه بود و از مخالفان قرارداد 1919م و به همين علت دستگير و تبعيد شد. پس از سقوط كابينه سيد ضياءالدين طباطبايي از زندان آزاد شد. حدود سه ماه سر دبير روزنامه «ستاره ايران» بود پس از توقيف اين روزنامه در 1300ش روزنامه «شفق سرخ» را منتشر كرد. مدتي به مخالفت با سردار سپه برخاست ولي چندي نگذشت كه از مقربين او شد. و از روزنامه نگاري كناره گرفت و مديرت «شفق سرخ» را به مايل تويسركاني واگذار كرد, تا اينكه در سال 1314ش اين روزنامه توقيف شد و دشتي بار ديگر به زندان افتاد و بعد از 14 ماه آزاد شد و به نمايندگي مجلس انتخاب شد وپس از آن رياست اداره سانسور مطبوعات به او سپرده شد. پس از استعفاي رضا شاه دوباره از مخالفان او شد و عليه او در مجلس نطق كرد. دشتي 1329ش وزير مشاور كابينه حسين اعلاء شد و از اولين دوره مجلس سنا نيز سناتور بود. پس از انقلاب اسلامي (1357ش), مدتي بازداشت و زنداني شد و سرانجام در بيمارستان جم تهران و در سال 1360 درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)

احمد بن علویه كرانى كرمانى (كوانى) كاتب اصفهانى، شاعر محدّث ادیب لغوى شیعى، از مجاهرین شعراى اهل بیت است. ابوحاتم سجستانى كه خود از بزرگان شعر و ادب است خطاب به اهل بصره گوید: قسم به خدا این شاعر اصفهانى در محكم بودن اشعار، و كثرت فوائد آن، بر همه تفوّق یافته است. بیشتر از یك صد سال عمر كرده، و در 312 (و به قولى 320) وفات یافته است. كتب زیر از اوست: 1- الاعتقاد، یا دعاء الاعتقاد 2- الفیّه، و آن قصیده‏اى است در هزار بیات در مدح حضرت على علیه‏السلام 3- الرسائل المختاره، در ادعیه 4- الشیب و الخضاب، و غیره. نجاشى در رجال خود (:64) و عموم مؤلّفین شیعه در كتب خود او را به احترام نام برده‏اند.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

حسین شریعتمداری معروف به برادر حسین، روزنامه‌نگار ایرانی اصولگرا و مدیر مسئول روزنامه کیهان و همچنین انتشارات کیهان است. وی توسط سید علی خامنه‌ای - رهبر جمهوری اسلامی ایران - به این سمت انتخاب شده است در ماه مه سال ۲۰۰۶، روزنامهٔ‌ فایننشال تایمز در فهرستی از تأثیرگذارترین تفسیرگران در کشورهای متفاوت، او را به‌عنوان «تأثیرگذارترین تفسیرگر» ایرانی معرفی کرد. روزنامه کیهان در دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری از محمود احمدی‌نژاد حمایت نمود. معاونت بخش اجتماعی وزارت اطلاعات حسین شریعتمداری در مقاله‌ای در تاریخ ۵ دی ۱۳۷۸ روزنامه کیهان که خود مدیر مسئول آن بود نوشت: دعوت از اینجانب برای بحث و گفت و گو با زندانیان گروهکی از جانب حجت الاسلام مجید انصاری صورت گرفته بود...آن هنگام را اینجانب جزو پربرکت ترین ایام عمر خود می‌دانم که بر اثر آن تعداد قابل توجهی از عناصر گروهکی بریده از انقلاب و مردم به آغوش انقلاب و ملت بازگشتند. وی در دوران وزارت حجت الاسلام علی فلاحیان در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، مسئول بخش معاونت اجتماعی وزارت اطلاعات بود. دکتر فرهاد بهبهانی در کتاب در مهمانی حاج‌آقا وی را به عنوان یکی از بازجوها نام می برد که در زندان برادر حسین نامیده می شده است. و شریعتمداری نیر در پاسخ می گوید: بنده هیچگاه بازجو نبوده‌ام ولی بارها ابراز تاسف کرده و می‌کنم که چرا ثواب بازجو بودن در نظام جمهوری اسلامی‌ ایران در نامه اعمال من ثبت نشده است. جوایز روزنامه‌نگاری • حسین شریعتمداری موفق شد تا به همراه محمدكاظم انبارلویی سردبیر روزنامه رسالت، جایزه بهترین و منصف‌ترین منتقد دولت محمود احمدی‌نژاد را در مراسم اختتامیه نمایشگاه مطبوعات، از آن خود کند.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

عباس عبدی (زاده ۱ تیر ۱۳۳۵ تهران) فارغ التحصیل رشته مهندسی پلیمر از دانشگاه امیرکبیر تهران، پژوهشگر اجتماعی، روزنامه نگار و فعال سیاسی اصلاح طلب است. وی از رهبران دانشجویان حمله کننده به سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ و عضو شورای سردبیری روزنامه‌های سلام و صبح امروز و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی بوده‌است. عضویت در هیأت هفت نفره فارس، بخش اطلاعات خارجی دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست‌وزیری، مسئول دفتر پژوهش‌های اجتماعی در معاونت سیاسی دادستان کل کشور، معاون فرهنگی مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و عضویت در انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران از دیگر سوابق وی است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

یونس شکرخواه از متخصصان ایرانی در زمینه دانش ارتباطات و از مترجمان در این رشته به زبان فارسی است. یونس شکرخواه (زادهٔ ۲ تیر ۱۳۳۶ هجری خورشیدی در مشهد)، مدارک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی، کارشناسی ارشد ارتباطات و دکترای علوم ارتباطات را در کارنامهٔ دانشگاهی خود دارد. او عضو هیات موسس و عضو هیات مدیره انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعاتی، عضو گروه چندرسانه‌ای فرهنگستان هنر و عضو کمیسیون اطلاعات در کمیسیون ملی یونسکو در ایران است و در دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی ایران و مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها و دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران تدریس می‌کند. او از سال ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۷۷ به عنوان دبیر بخش بین‌الملل و عضو شورای تیتر در روزنامه کیهان کار کرده‌است. شکرخواه، هم‌اکنون رئيس موسسه مطالعات آمریکای شمالی و اروپا در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و سردبیر نشریه اینترنتی همشهری آنلاین است. کتاب‌شناسی: تألیف: • واژه‌نامه پژوهش‌های ارتباطی و رسانه‌ای، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها، ۱۳۷۱. • تکنولوژیهای ارتباطی و جامعه اطلاعاتی، تهران: انوشه، ۱۳۷۹. • مبانی خبرنویسی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۰. • مجموعه مقالات خبرنویسی مدرن، تهران:روابط عمومی و امور بین‌الملل توانیر، ۱۳۸۰. • واژه‌نامه ارتباطات، تهران: سروش، چاپ دوم، ۱۳۸۲. • خبر، تهران: مرکز گسترش آموزش رسانه‌ها، چاپ هشتم، ۱۳۸۳. • خبرنویسی مدرن، تهران: خجسته، ویراست دوم، ۱۳۸۱. چاپ دوم، ۱۳۸۴ • روزنامه نگاری سایبر: جامعه‌اطلاعاتی و آزادی بیان، تهران: ثانیه، ۱۳۸۴. • سبک‌های خبرنویسی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی واجتماعی وزارت‌علوم، ۱۳۸۵. • انفجار بزرگ خاموش، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶. ترجمه: • وینکلر، جیمز، عصر اقیانوس آرام، ترجمهٔ یونس شکرخواه، تهران: کیهان، ۱۳۶۵. • جی. بارکلی، گلن، ناسیونالیسم قرن بیستم، ترجمهٔ یونس شکرخواه، تهران: نشر سفیر، ۱۳۶۹. • جی. ویلسون، لاری و مولانا، حمید، گذر از نوگرایی، ترجمهٔ یونس شکرخواه، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها،۱۳۷۱. • مولانا، حمید، جریان بین‌المللی اطلاعات، ترجمهٔ یونس شکرخواه، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها، ۱۳۷۱. • جاشواس، گلداستین،خیابان سه طرفه: کنش و واکنش استراتژیک در سیاست جهانی، ترجمهٔ یونس شکرخواه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۲. • جیکس، جان، شمال وجنوب، مترجمان یونس شکرخواه و احمد صدارتی، تهران: نشر نی، چاپ چهارم ۱۳۷۲. • لوپیکوپی، خوان پنه، سپید در اندلس، ترجمهٔ یونس شکرخواه، تهران: برگ، ۱۳۷۳. • شیلر، هربرت،اطلاعات و اقتصاد بحران، ترجمهٔ یونس شکرخواه، تهران: آفتاب، ۱۳۷۵. • بلاکمن، مالوری، اسم رمز، ترجمهٔ یونس شکرخواه، تهران: آتش، ۱۳۷۷. • آنگلیس، سارا، ارتباطات، ترجمهٔ یونس شکرخواه، تهران: آتش، ۱۳۷۸. • دان، سوزان، شیوه‌های مصاحبه در مطبوعات، مترجمان یونس شکرخواه،علی کسمایی، تهران:روزنامهٔ ایران، ۱۳۸۱. • هربرت، جان، هربرت،روزنامه نگاری جهانی، مترجمان یونس شکرخواه،علی کسمایی،(تهران:روزنامهٔ ایران، ۱۳۸۳. ویرایش: آسیموف، آیزاک، مکانی دیگر، ترجمهٔ اسکندر جهانبانی، ویرایش یونس شکرخواه، تهران:آتش، ۱۳۷۸. گفتگو: • سیدآبادی، علی‌اصغر، دنیای مجازی در گفتگو با یونس شکرخواه، تهران: نشر اگر، ۱۳۸۴. مقدمه‌نویسی: • معماریان، امید، مهارت‌های ارتباطی، مقدمه یونس شکرخواه، تهران:مرکز امور مشارکت زنان،۱۳۸۳. • پویا، علیرضا، خبر و خبررسانی در قران کریم، مقدمه یونس شکرخواه، تهران:انتشارات دانشکده صدا و سیما،۱۳۸۴. • دی–اتول بروس و دیگران، نرم‌خبر و سخت‌خبر، ترجمهٔ محمدرضا نوروزپور ، مقدمه یونس شکرخواه، تهران:انتشارات ثانیه،۱۳۸۴.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

راشد انصاری شاعر ، نویسنده ، روزنامه نگار و طنزپرداز متولد سال 1350 در روستای دیده بان از توابع بخش صحرای باغ لارستان است.نزدیک به دو دهه است که با مطبوعات همکاری مستمر دارد و حدود 10 سال است که در حوزه هنری فعالیت می کند . وی به طور حرفه ای از سال 1372 فعالیت خود را در زمینه شعر و داستان طنز آغاز کرد. کتابهای منتشر شده : ١-دغدغه های بی خیالی ( سال 1379) ٢-این مرد مشکوک (سال 1382) – ٣-لطفا میخ نشوید (سال 1383)- ۴- پشت پرده (1384) ۵- طنزینه = طنز اینه !! (سال 1387 ) وآخرین اثرایشان که هم اکنون زیرچاپ می باشدفیل و فنجان نام داردکه کار مشترکی است با غلامحسین ترکمان مقامها : ١-سال 80منتخب جشنواره سراسری طنز جوان کشور . ٢-سال 82 کاندیدای دریافت جایزه در جشنواره بین المللی طنز. ٣-سال 84 نفر اول کشور درجشنواره سراسری طنزطهران ۴-سال 84 نفر دوم جشنواره طنز کشکستان کرمان. ۵-سال 84 کاندیدای دریافت جایزه در جشنواره سراسری مطبوعات کشور. ۶-سال 85 نفردوم جشنواره مطبوعات خلیج فارس درزاهدان. ٧-سال های 86 و87 نفر اول جشنواره مطبوعات خلیج فارس با حضور استان های جنوبی و فارس و کر مان . ٨-سال 88 نفر اول کشور در بخش ویژه جشنواره سراسری طنز مکتوب. ٩-سال 89 تقدیر شده در جشنواره سراسری طنز مکتوب 10-جزو نفرات نهایی 5 دوره جشنواره سراسری طنز مکتوب 11- نفر دوم چهارمین جشنواره منطقه ای مطبوعات خلیج فارس89 12-نائب رئیس شورای مرکزی خانه مطبوعات دردورنخست 13-با حکم مشاور عالی استاندار وقت استان به اتفاق استاد رضایی و استاد محمد علی بهمنی در کمیته فرهنگ و هنر نخبگان استان.در سال 86 مراسم نکوداشت ایشان با حضور شاعران و طنزپردازان سراسر کشوراز سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد هرمزگان برگزارشد. ودر سال 88 از سوی فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یکی از مفاخر مطرح فرهنگ و هنر مورد تجلیل قرار گرفت. راشد انصاری هم اکنون ساکن بندرعباس ومسئول کانون طنزحوزه هنری وخبرنگارروزنامه ندای هرمزگان می باشد . وی دبیر گروه طنز روزنامه ندای هرمزگان نیز می باشد. راشد انصاری همچنین اولین نشریه ویژه فداغ و دیده بان را با عنوان نخلستان به اتفاق حسین فریدونی و بعدها علی اکسیر و موسی نوشادی منتشر می کرد. راشد بنیان گذار انجمن طنز در استان هرمزگان است و همکار راه دور خورجین خدابیامرز و زنده یادان طنزپارسی، دنیای طنز، پسران و دختران، گل آقا و.... اطلاعات هفتگی، جوانان امروز، و...

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

ذبیح الله حکیم الهی دشتی فرزند اسماعیل معروف به ذبیح الله منصوری در سال 1276 شمسی در شهر سنندج متولد شد. تحصیلات مقدماتی خود را در آن شهر و کرمانشاه انجام داد و زبان فرانسه و انگلیسی را فرا گرفت. پدرش علاقه ای به تحصیل او نداشت ولی مادرش از خانواده علماء و روحانیون بود. ذبیح الله حکیم الهی دشتی در سال 1299 وقتی به تهران آمد می خواست در رشته دریا نوردی تحصیل کند ولی در روزنامه کوشش به ترجمه چند کتاب پرداخت و از آن به بعد به نوشتن اشتغال یافت. گفته می شود حدود ر1400 کتاب و نشریه منتشر کرده که از پرفروش ترین کتابها به زبان فارسی می باشند. ذبیح الله منصوری بسیار ساده می زیست و به همسر و دو فرزند خود علاقه فراوانی داشت همواره از خودکشی برادرش که جزو 53 نفر همراهان ارانی به زندان افتاده بود و سه سال محکومیت یافت و بعداً خود را از بین برد ناراحت بود. ذبیح الله منصوری که نوشته ها و ترجمه هایش خوانندگان فراوان یافت، نویسنده ای بود بسیار متواضع و دیر جوش و گوشه گیر؛ وقتی بعد از شهریور 20 او را شناختم و کراراً برای ترجمه و نوشتن مقاله در چاپخانه او را می دیدم گفتگو با او فقط در چند جمله خلاصه می شد. ر ذبیح الله منصوری در سال 1365 در سن 89 سالگی در تهران در گذشت. یادش گرامی باد

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : فرهنگ فارسی معین (جلد پنجم)

ملك‏الشعراء محمدتقى بن ملك‏الشعراء محمدكاظم صبورى شاعر بزرگ عصر ما (و. 1266 ه.ش./ 1866 م.- ف. 1330 ه.ش./ 1951 م.) وى در عین حال شاعر و محقق و نویسنده و استاد دانشگاه و روزنامه‏نگار و مرد سیاست بود. بهار در شعر شیوه فصیح قدمتا را به نیكوترین صورتى بیان كرده، در ضمن از زبان متداول لغات و تعبیرات و اصطلاحاتى را در اشعار خود به عاریت گرفته است. وى شعر را وسیله بیان مقاصد گوناگون قرار داده و با اطلاعى كه از زبان پهلوى داشت با ایجاد تركیبات جدید و استعمال مجدد برخى از لغات متروك توفیق یافت. دیوان بهار در دو مجلد به طبع رسیده. از آثار تحقیقى او تصحیح و تحشیه «تاریخ سیستان» و «مجمل التواریخ والقصص» و تألیف «سبك شناسى» (سه مجلد) است.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

على‏قلى میرزا (و. 1234- ف. 1298 ه.ق.). پسر فتحعلى شاه. وى پس از فوت محمد شاه قاجار (1250) در تهران تا ورود ناصرالدین شاه پیشكار مهدعلیا مادر او بود. در 1272 لقب اعتضادالسلطنه گرفت. در 1274 ریاست دارالفنون را داشت. در 1275 اولین خط تلگراف بین تهران و سلطانیه را به اتمام رسانید و وزیر علوم شد و بعدها ریاست مدرسه دارالفنون و اداره تلگرافخانه‏ها و معادن و روزنامه دولتى و علمى و مدیریت چاپخانه را به عهده گرفت، و حكومت ملایر و تویسركان هم ضمیمه مشاغل او گردید. قبرش در جنب مزار حضرت عبدالعظیم است. از تألیفات اوست: تاریخ وقایع و سوانح افغانستان (تهران 1273)، فلك السعاده، در رد اقوال اختر شناسان و كهنه (تهران 1278)، ترجمه كتاب الآثار الباقیه و اكسیر التواریخ، كتابى در تاریخ متنبئین (همه خطى). (1298 -1234 ق)، ادیب، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به فخرى. وى سمت پیشكار مهدعلیا را داشت و در دوره‏ى صدارت امیركبیر سمت خود را حفظ كرد و با مهدعلیا و میرزا آقاخان نورى علیه امیركبیر همكارى مى‏كرد. در این مدت فنون شعر و ادب و حكمت و ریاضى را فراگرفت و به مطالعه‏ى كتاب و معاشرت با اهل فضل و ادب مشغول بود. كتابخانه‏ى مهم و معتبرى فراهم آورد كه بعدها تمام آن را براى مدرسه‏ى سپهسالار جدید خریدارى و وقف آن مدرسه كردند. در سال 1272 ق به اعتضادالسلطنه ملقب شد. سمتهایى چون ریاست مدرسه‏ى دارالفنون و وزارت علوم و صنایع و تجارت و اداره‏ى تلگرافخانه و معادن و روزنامه‏هاى دولتى و علمى و چاپخانه‏هاى تهران، ولایات و حكومت ملایر و تویسركان همه بر عهده‏ى او بود. در سال 1283 ق روزنامه «ملت سنیه ایران» را انتشار داد و پس از انتشار دو شماره، نام آن به روزنامه‏ى «ملتى» تبدیل شد. در زمان وزارت علوم چندین نشریه تحت‏نظر وى دایر گردید: روزنامه‏ى «ملت علیه ایران» در دو شماره، روزنامه‏ى «ملت سنیه ایران» سابق‏الذكر در دو شماره، «روزنامه‏ى ملتى» 34 شماره، روزنامه‏ى «علمیه‏ى دولت علیه ایران» 53 شماره به سه زبان فارسى، عربى و فرانسه. در شب عاشورا در شصت و چهار سالگى درگذشت و در یكى از حجرات جنب مزار حضرت عبدالعظیم دفن شد. آثار وى علاوه بر انتشار روزنامه‏ها: «تاریخ وقایع و سوانح افغانستان»؛ «فلك السعاده» در ابطال ستاره‏شناسى؛ «اكسیر التواریخ»؛ «تاریخ متنبئین»، كه قسمتى از آن به نام «فتنه‏ى باب» در تهران چاپ شده است.[1]

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : گنجینه دانشمندان (جلد اول)

ابوجعفر محمد بن على ابن حسین فرزند مهتر ابوالحسن على بن حسین قمى و ملقب به صدوق (ف. 381. ه.ق.). او از اساتید بسیار از جمله پدر خود و محمد بن حسن ابن‏الولید ادب و فقه را فراگرفت. وى با سلاطین و اعاظم شیعه زمان خود آمیزش داشت. كتاب من لا یحضره الفقیه خود را كه از كتب معتبر شیعه و یكى از كتب اربعه است به نام الولید نوشته است. مدتى نیز در بغداد تدریس مى‏كرده در اواخر عمر در رى متوطن شد و وزیر ركن‏الدوله، صاحب بن عباد او را گرامى مى‏داشت. ابن بابویه كتاب عیون الاخبار الرضا را به نام صاحب بن عباد نوشت. از كتب دیگر اوست: اكمال‏الدین، امالى، معانى، الاخبار، كتاب التوحید، ثواب الاعمال، علل الشرائع، كتاب الخصال، و كتاب الاعتقاد كه همه به طبع رسیده. محمد بن على بن الحسین بن موسى بن بابویه القمى. كنیه وى ابوجعفر و لقبش (صدوق) است و او چنانكه شیخ گوید: به جلالت قدر معروف و به قوه حافظه موصوف در مضمار فقاهت یكه‏سوار و در میدان احادیث و اخبار و بصیرت به احوال رجال علمدار، او را كتابهاى بسیار و مصنفات بیشمارى است و آنها را در فهرست ذكر كرده‏ایم. نجاشى و علامه فرموده‏اند: او پیشواى ما شیعه و فقیه ماست. و در خراسان رئیس طایفه بوده. در سنه‏ى 355 وارد بغداد شد و با حداثت سن شیوخ طائفه بسماع حدیث مستفیض و بهره‏مند شدند و علامه نیز پس از این سخن او را به جلالت قدر و حفظ و بصیرت به احوال رجال و ناقدیت اخبار ستایش كرده و گفته است در قمیین مانند او در قوه حافظه و حفظ حدیث و كثرت علم دیده نشده قریب سیصد كتاب تصنیف كرده و آنها را در كتاب كبیر خود ذكر كرده‏ایم و به موافقت نجاشى گفته وفات وى در رى سنه‏ى 381 بوده. وحید بهبهانى قدس سره الشریف در تعلیقه از محقق بحرانى نقل كرده كه در حاشیه كتاب بلغه كه در علم رجال است چنین گفته: مشایخ ما یكى از دیگرى از شیخ‏بهائى رحمةاللَّه‏علیه روایت كرده‏اند كه: كسى از وى از حال این شیخ بزرگوار سؤال كرد. پس از تعدیل و توثیق و ثنا و ستایش او فرمود كه در قدیم‏الایام كسى از من سؤال كرد كه زكریا بن آدم و شیخ صدوق محمد بن على بن بابویه كدام یك افضل و در مرتبه جلالت اكملند گفتم زكریا بن آدم، چه اخبار بسیار و احادیث بى‏شمار از ائمه اطهار علیهم صلوات‏اللَّه الملك الغفار در مدح او وارد شده. پس از این جواب در خواب خدمت شیخ صدوق (ره) رسیدم آن جناب به من عتاب كرده فرمود، از كجا دانستى كه زكریا بن آدم از من افضل است و روى از من برگردانید. این بزرگوار در السنه اهل علم ملقب به ریئس المحدثین و صدوق مطلق است و گفتیم كه او با برادرش (حسین بن بابویه) بدعاء حضرت صاحب‏الامر عجل‏اللَّه‏فرجه متولد شده‏اند و مدح ایشان قبل از ولادتش به زبان آن لسان اللَّه جارى شده. بالجمله جلالت او پیدا و آشكار و عدالت او كالشمس فى رایعة النهار است كتب و مصنفات وى بتفصیل در كتاب رجال شیخ و نجاشى (ره) مذكور است و حضرتش را در مجلس ركن‏الدوله دیلمى با علماى مخالفین در اثبات خلافت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین و حقانیت مذهب شیعه مناظره‏ایست كه قاضى نوراللَّه شوشترى نوراللَّه مرقده الشریف در (مجالس المؤمنین) آن را نقل كرده از خوف اطناب از درجش اجتناب شد. قبر شریفش در شهر رى نزدیكى قبر منور حضرت عبدالعظیم حسنى علیه‏السلام در وسط باغ مستوفى با بقعه و قبه عالى زیارتگاه عامه مردم است، این نویسنده ترجمه او را مفصلا با تراجم دانشمندان و رجال علمى كه در اطراف مزار او مدفون‏اند در كتاب «تذكرة المقابر» فى «احوال المفاخر» خود نگاشته‏ام من جمله كرامات آن بزرگوار كه جماعتى از اعلام در كتب خود ثبت نموده‏اند در زمان فتحعلیشاه خواستند قبر شریفش را تعمیر نمایند ناگزیر به نبش شدند دیدند جسد مطهرش بحال خود باقیست و نپوسیده است و بر نوك ناخن و محاسن او رنگ حنا باقى است. مرحوم حاج شیخ عبداللَّه مامقانى در رجال خود (تنقیح المقال) مى‏گوید و از چیزهائى كه گواهى به جلالت او مى‏دهد اضافه بر آنچه گذشت كه براى من نقل كرده‏اند بسند صحیح متجاوز از چهل سال قبل، از عدل ثقه امین سید ابراهیم لواسانى تهرانى (جد سادات لواسانى) قدس سره كه در اواخر صده سوم بعد از هزار (1300) سیل قبر او را خراب كرد و جسد شریفش نمودار شد، سید لواسانى از اشخاصى بوده كه داخل قبر شده و دیده كه جسد شریفش صحیح و سالم است و تغییر نكرده گویا روح او الآن از جسدش مفارقت نموده و رنگ حنا بر محاسن و زردى حنا در پاى او موجود است. نگارنده گوید- این حكایت را شنیدم از سید استادم علامه بزرگوار فقیه و محدث اهل البیت علیهم‏السلام آیةاللَّه نجفى مرعشى مدظله كه فرمودند مرحوم پدرم علامه ورع حاج سید محمود مرعشى در سفر مشهدش در تهران با عده‏اى از علماء مركز به زیارت بدن شریف مرحوم صدوق موفق شده و دست او را بوسیده كه نرم بود و ناخن یك دستش را گرفته و دست دیگرش را نگرفته بود (گویا دست راست را روز پنجشنبه گرفته و دست چپ را براى روز جمعه گذارده كه در شب جمعه وفات نموده). و این مطلب از متواتراتست و افرادى كه به این فیض رسیده‏اند نامبردگان زیراند: 1- سید ابراهیم لواسانى 2- میرزا ابوالحسن جلوه حكیم و فیلسوف آن عصر 3- سید محمود مرعشى 4- حاج آقا محمد آل آقا سبط وحید بهبهانى 5- آخوند ملا محمد اندرمانى و بعضى دیگر. از تصنیفات و تألیفات آن بزرگوار قدس سره كه مطبوع و در كتابخانه نگارنده موجود است نامبرده‏هاى زیر است: 1- كتاب من لا یحضره الفقیه 2- كتاب علل‏الشرایع 3- كتاب معانى‏الاخبار 4- كتاب الامالى 5- كتاب التوحید 6- كتاب خصال 7- كتاب المقنع 8- كتاب ثواب الاعمال 9- كتاب عقاب الاعمال 10- كتاب عیون اخبارالرضا 11- كتاب الاعتقادات 12- كتاب حقوق الاخوان 13- كتاب صفات الشیعه 14- كتاب اكمال‏الدین و اتمام النعمه كه به امر حضرت صاحب‏الامر روحى له الفداء نوشته است و از كتابهاى بسیار ارزنده او كتاب مدینةالعلم است كه متأسفانه از قرن ششم به بعد مفقود شده و اثرى از او نیست و به گفته بعضى از بزرگان اگر مفقود نشده بود ما را از كتب اربعه مستغنى مى‏كرد. این بزرگوار دانشمندى نابغه و متحرك بوده و فكرى مواج داشته است. او در روزگار سلطنت ركن‏الدوله دیلمى و وزارت صاحب بن عباد كه هر دو شیعى مذهب و شخصیتى ممتاز داشته‏اند به منظور معرفى شیعه، دست به یك سلسله مسافرتهاى طولانى زد و همه جا با استقبال شایان اهل فضل و رجال حدیث روبرو شد، این مسافرتها از رى كه مقر وى بود شروع و به رى نیز پایان یافت، به طورى كه از تألیفات او استفاده مى‏شود صدوق در سال 352 هجرى در نیشابور بود كه آن روز مركز علمى بزرگ اهل تسنن بود توقف داشت و همانسال به بغداد و از بغداد به كوفه رفته و تا سال 354 در كوفه بوده سپس در 355 به بغداد مراجعت كرده و در 367 به خراسان سفر كرد و تا سال 368 در نیشابور ماند و همان سال عازم ماوراءالنهر و بخارا شد و در سال 372 كتاب با عظمت «من لا یحضره الفقیه» را در قصبه «ایلاف» از توابع شهر تاریخى «بلخ» تألیف كرد. رجال و دانشمندانى كه افتخار مجاورت این بزرگوار را یافته‏اند بسیار و از معاریف و مشاهیر آنان نامبردگان زیر مى‏باشند. 1- مرحوم علامه عالیقدر و حكیم ربانى حاج شیخ على مدرس نورى (ره) 2- مرحوم سید المتالهین فیلسوف و حكیم امامیه علامه بزرگ میرزا ابوالحسن جلوه. 3- مرحوم شیخ الحكماء والفقهاء میرزا طاهر تنكابنى. 4- مرحوم عالم جلیل‏القدر میرزا مسیح طالقانى استاد و مدرس مدرسه مروى كه ماده تاریخ فوتش این آیه: (لن یستنكف المسیح ان یكون عبداً للَّه) است 5- مرحوم حجةالاسلام و شیخ الاعلام حاج شیخ محمد آملى والد ماجد آیةاللَّه آملى معاصر ما. 6- عالم بزرگوار حاج شیخ احمد خندق‏آبادى پدر بزرگوار شیخ المحدثین حاج شیخ جعفر خندق‏آبادى معاصر. 7- دانشمند جلیل‏القدر حاج شیخ محمد خندق‏آبادى فرزند آن مرحوم. و بسیارى دیگر كه ذكر آنها موجب اطناب و طالبین مراجعه به كتاب تذكرةالمقابر نویسنده كنند. (وف 381 ق)، محدث، مفسر، فقیه، اصولى، حافظ قرآن و رجال‏شناس شیعى. مشهور به شیخ صدوق. وى یكى از برجسته‏ترین فقها و محدثان شیعه است. اهل قم بود و در خانواده‏اى فقیه و دانشور به دنیا آمد. پدرش، ابوالحسن على بن حسین، شیخ قمى‏ها در زمان خویش، نیز محدث و فقیه والایى بود. در قم از پدرش و محمد بن حسین بن ولید و محمد بن على ماجیلویه و احمد بن على بن ابراهیم قمى و دیگران، فقه و حدیث آموخت. استادان شناخته شده‏ى او را در قم و دیگر شهرها متجاوز از دویست نفر مى‏دانند. سپس راهى سفرى دراز گردید و در رى، نیشابور، مشهد، بلخ، بخارا، مدینه، كوفه، بغداد و همدان، نزد عالمان بزرگ آن عصر به تحصیل علم پرداخت و از سرآمدان شیعه‏ى آن روزگار شد. شیخ مفید و حسین بن عبیداللَّه غضائرى و حسین بن على بن بابویه از شاگردان معروف او بودند. دانش، حافظه قوى و استوارى او در معارف شیعى، آثارش را به لحاظ اهمیت در صدر قرار مى‏دهد. در آخرین سالهاى زندگى به درخواست شیعیان رى در آن شهر ساكن شد و در همان جا درگذشت. تألیف حدود سیصد اثر را به وى نسبت مى‏دهند و نجاشى از یكصد و هشتاد كتاب او نام مى‏برد. مهم‏ترین اثار وى عبارت‏اند از: «من لا یحضره الفقیه»، یكى از كتب چهارگانه‏ى شیعه؛ «الاعتقادات»؛ «مدینة العلم»؛ «عیون اخبار الرضا (ع)»، كه به درخواست صاحب بن عباد نوشت؛ «الخصال» «اثبات الخلافة»؛ «فضائل الشیعة»؛.«علل الشرایع»؛ «دعائم الاسلام»؛ «ثواب الاعمال»؛ «كتاب الامالى»، معروف به «مجالس»؛ «معانى الاخبار»؛ «اثبات الوصیة»؛ كتاب «التوحید»؛ «صفات الشیعة»؛ «نصوص الائمة».[1]

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1358 -1286/ 1285 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به نسیم. در قریه‏ى دستگرد، از توابع اصفهان، به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش و متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند و در 1311 ش در رشته فلسفه و ادبیات از دانشسراى عالى فارغ‏التحصیل شد. نسیم از 1313 ش به استخدام وزارت فرهنگ درآمد در دبیرستان‏هاى تهران و دانشكده‏ى افسرى به تدریس پرداخت. وى پس از فوت پدر، صاحب امتیاز مجله‏ى «ارمغان» شد و مجله را با همان سبك تا پایان 1357 ش انتشار داد. نسیم انجمن ادبى حكیم نظامى را نیز دایر و پا برجا نگاه داشت. از دیگر آثارش: «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1329 -1265 ش)، روزنامه نگار، مترجم و شاعر، متخلص به مایل. وى در تویسركان به دنیا آمد و علوم ادبى و عربى را در همان شهر فراگرفت. در اوان مشروطیت به فراگرفتن علوم جدید پرداخت و زبان فرانسه را فراگرفت. سپس وارد خدمت فرهنگ شد و نخستین بار در تویسركان آموزشگاهى دایر كرد و خود سرپرستى آن را به عهده گرفت و پس از چندى به مدیریت یكى از مدارس متوسطه‏ى اراك منصوب گردید. سپس به تهران آمد و به تدریس در مدرسه‏ى اقدسیه پرداخت و پس از مدتى، از طرف وزارت فرهنگ، به ریاست فرهنگ و اوقاف بابل منصوب گردید. بعد به مدت دو سال و نیم سردبیر روزنامه‏ى «ستاره‏ى ایران» بود. سپس به مدیریت مدرسه‏ى اتحاد ایرانیان در باكو برگزیده شد. مایل در 1349 ق مدیریت و سردبیرى روزنامه‏ى «شفق سرخ» را كه بعد از كناره‏گیرى على دشتى در 1309 ش، به او واگذار شده بود بر عهده گرفت و این خدمت را چهار سال ادامه داد. از دیگر آثار وى: «قرارداد اجتماعى»، ترجمه؛ «میكرو میگاس»، ترجمه؛ «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1288 ش)، نویسنده و روزنامه نگار. در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در مدرسه ادب و تحصیلات متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند. در 1314 ش موفق به اخذ لیسانس حقوق شد. وى علوم قدیمه از جمله فقه و اصول را فراگرفت. همچنین روان شناسى و موسیقى را در خارج از ایران تحصیل نمود. پس از اخذ دیپلم از دانشكده‏ى افسرى در وزارت دادگسترى مشغول كار گردید. تعدادى از خدمات ادارى او عبارتند از: بازپرسى دادگسترى، دادستان دادگاه و وكالت دادگسترى. بعد از شهریور 1320 ش لطفى روزنامه‏ى «كبوتر» را منتشر نمود كه پس از چهار شماره، به علت چاپ مقالات تندى علیه متفقین، از طرف دولت، توقف گردید. در «فهرست كتابهاى چاپى فارسى» نام پدر وى ابراهیم لطفى تبریزى ذكر شده است. از دیگر آثار وى: «رموز استنطاق»؛ «رموز پرده‏شناسى در موسیقى باستانى (تار)»؛ «رموز نجارى و رنگ آمیزى علمى».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد سوم)

(1337 -1276 ش)، قاضى، نویسنده و روزنامه‏نگار. در نور مازندران به دنیا آمد. مقدمات علوم قدیمه را در آمل فراگرفت. سپس به تهران آمد و به معلمى پرداخت. وى در 1306 ش به خدمت دادگسترى دعوت شد و چندى در دادگسترى اصفهان و یزد و نقاط دیگر در سمتهاى مختلف قضایى مشغول كار بود. او مدتى جزو هیئت تحریریه روزنامه‏ى «وطن» بود و سپس مدیر داخلى روزنامه گردید. بعد از كودتاى 1299 ش، كه منجر به تعطیلى جراید گردید، لسانى در روزنامه‏ى افراطى «حقیقت» سرمقاله‏هاى تندى نوشت كه منجر به توقیف روزنامه گردید. پس از آن چندى امور داخلى روزنامه‏ى «كار» را تأسیس و منتشر نمود. از دیگر آثارش: «صحنه‏ى زندگى» یا «سرنوشت مادر گناهكار»؛ «طلاى سیاه یا بلاى ایران»؛ «متن دفاع لسانى».[1] در 1280 متولد شد. تحصیلات قدیم و جدید را توأمان انجام داد و از مدرسه عالى حقوق دانشنامه گرفت. در زمان داور به دادگسترى رفت. بعضى از مشاغل قضائى را در تهران و شهرستانها احراز نمود. ولى به این كار زیاد مداومت نداد، حرفه وكالت دادگسترى را پیشه خود ساخت. در كار وكالت سریع پیشرفت نمود. از وكلاى مبرز و سرشناس تهران شد. و وكالت‏هاى بزرگى به او واگذار مى‏شد. چندى به دنبال وكالت مجلس رفت موفق نشد. در 1328 كه مجلس سنا تشكیل یافت لسانى براى ورود به آن مجلس به تكاپو افتاد و چون یك نفر هم بایستى از جامعه وكلاى دادگسترى در مجلس اعیان عضو باشد قرعه به نام او اصابت كرد و سناتور شد. ولى در مجلس سنا بر خلاف سایرین به تلاش افتاد لوایح دولت را نقد مى‏كرد. در تنقیح قوانین سعى بلیغ به كار مى‏برد. وقتى مسئله ملى شدن صنعت نفت پیش آمد در مجلس نطق‏هاى خوبى ایراد كرد و بیاناتش مستدل بود كه بعدها به صورت كتاب منتشر گردید. در دوره دوم سنا هم این مقام را گرفت و هنگام مذاكرات نفت در سنا داد سخن داد. همیشه مورد احترام بود. وفاتش در 57 سالگى در تهران به مرض سكته اتفاق افتاد. كتاب طلاى سیاه یا بلاى ایران در مورد نفت نوشته اوست. مرگ زودرس او بدین صورت بوده است. در 1337 تلفن مغرضانه‏اى به او مى‏شود و در این مكالمات تلفنى مرگ یكى از فرزندان را به او خبر مى‏دهد. لسانى در اثر شنیدن این خبر واهى كه آنرا واقعى تلقى مى‏كند دچار هیجان روحى شده و سكته قلبى طومار زندگانى او را برمى‏چیند.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1291 ش)، نویسنده، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به فارسانى. مشهور به مرتضویان. وى از سادات حسینى پاقلعه‏ى اصفهان است كه در فارسان از توابع چهار محال اصفهان به دنیا آمد. در 1317 ش در شركت نفت مسجد سلیمان مشغول به كار شد. وى مدتى روزنامه‏ى «كارگران خوزستان» را منتشر مى‏كرد. او در سرودن شعر داراى قریحه‏ى سرشار بود و به زبان انگلیسى و علوم ادبى نیز آشنایى كامل داشت. از آثارش: «اعجب العجائب و اغرب الغرائب»؛ «امثال و واژه‏هاى محلى»؛ «انتقادات فارسانى»، شعر؛ «اندرزهاى فارسانى»، شعر؛ «تأثیر نگاه»؛ «ترانه‏هاى فارسانى»، شعر؛ «داستانهاى امثال»؛ «دوبیتى‏هاى فارسانى»، شعر؛ «رباعیات فارسانى»؛ «زن‏شناسى»؛ «كمال الصغیر»؛ «مكر زنان»؛ «نفت ملى گشت»؛ «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1313 / 1312 -1257 ش)، مترجم، روزنامه‏نگار، مصحح، نویسنده و شاعر. در سلماس به دنیا آمد و در زادگاهش به كسب دانش و ادب پرداخت. وى در اوایل جوانى دورادور با سید جلال‏الدین كاشانى، مدیر روزنامه‏ى «حبل المتین»، مكاتبه داشت و گاهى اوقات مقالاتى براى این روزنامه مى‏فرستاد. غنى‏زاده سفرى به قفقاز داشت كه در این سفر با طالبوف آشنا شد. وى پس از بازگشت از این سفر در 1325 ق روزنامه‏ى «فریاد» را در شهر ارومیه منتشر كرد و در 1326 ق به تبریز مهاجرت نمود و در روزنامه‏ى «شوراى ایران» به چاپ مقالات مختلف هست گماست. مدتى منشى مخصوص ستارخان بود و از طرف او به نمایندگى انجمن ایالتى تعیین شد و با تصویب این انجمن روزنامه‏اى به نام «انجمن» تأسیس شد كه اداره‏ى آن را غنى‏زاده و على‏اكبر وكیلى به عهده داشتند. غنى‏زاده همزمان روزنامه‏ى «محاكمات» را تأسیس و با هفته‏نامه‏ى «شفق» نیز همكارى مى‏كرد. وى در 1327 ق روزنامه‏ى «بوقلمون» را منتشر كرد. چون در 1329 ق مأمور تشكیل عدلیه سلماس شد از همكارى با این روزنامه‏ها دست كشید. در 1330 ق كه سپاهیان روس وارد تبریز شدند با جمعى از آزادیخواهان آذربایجان به استانبول مهاجرت كرد و در آن شهر علاوه بر نوشتن مقالات و اشعار در روزنامه‏ى «اختر»، كه ایرانیان مقیم استانبول انشتار مى‏دادند، با زبان و ادبیات تركى استانبولى آشنا شد. در بحبوبه‏ى جنگ جهانى با تقى‏زاده در تحریر مجله‏ى «كاوه» همكارى داشت. در 1305 ش به ایران بازگشت و در همان سال روزنامه‏ى «سهند» را در تبریز منتشر كرد وى سرانجام در تبریز وفات یافت. از آثارش: مقدمه‏ى «سفرنامه ناصرخسرو»؛ تصحیح «زاد المسافرین»؛ تصحیح «وجه دین»؛ «پالتو»، ترجمه؛ «آدم نامرئى»، ترجمه؛ «دواى خواب»، ترجمه؛ «هیپنوزه یا واهمه»، ترجمه. از آثار منظوم غنى‏زاده جز چند غزل و مثنوى «هذیان» چیزى در دست نیست.[1] محمود سلماسى، ادیب و شاعر ایرانى (و. سلماس 1296 ه.ق.- ف. 1353 ه.ق)، وى به استانبول و سپس به برلین رفت و در مجله‏ى كاوه مقالاتى منتشر كرد و بعد به ایران بازگشت و روزنامه‏ى سهند را انتشار داد، او راست: تاریخ آذربایجان، ایرانیان مستعرب. دیوانى از او بنام «آثار منظوم محمود غنى‏زاده» به چاپ رسیده (لغ.).

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1321 -1253 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به غمام. در نجف به دنیا آمد و تحصیلات مقدماتى را تا سیزده سالگى در آن شهر گذرانید. سپس به ایران آمد و در همدان ادبیات فارسى و عربى و فقه را از اساتید آن دیار فراگرفت. بعد از ان مدتى به تجارت و خدمت در ادارات دولتى مشغول شد. در آغاز نهضت مشروطه به شمار آزادى‏خواهان پیوست و به تأسیس انجمن اتحاد و انتشار روزنامه‏ى «اتحاد» و «الفت» همت گماشت. در سرودن غزل مهارت خاصى داشت. وى در تهران از دنیا رفت و در مقبره‏ى خانوادگى جنب شاهزاده حسین در همدان دفن شد. از آثارش: «دیوان» شعر كه با مقدمه‏اى از موسى نثرى به چاپ رسید. لازم به ذكر است كه صاحب «سخنوران نامى معاصر ایران» محل تولد وى را كربلا ذكر كرده است.[1] (بخش 1) همدانى، (سید) محمد بن (سید) یوسف، شاعر و عارف ایرانى (و. نجف 1292 ه.ق- ف. مهرماه 1321 ه.ش). وى سمت ارشاد گروهى از متصوفه را داشت. دیوان غزلیات او در سه جلد چاپ شده. غزلهاى غمام عارفانه و به سبك حافظ نزدیك است.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1357 -1297 ش)، نویسنده، شاعر و روزنامه‏نگار. وى در رشت به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در آن شهر به پایان رسانید و سپس به تهران آمد و در رشته‏ى زبان و ادبیات فارسى وارد دانشسراى عالى گردید و به دریافت لیسانس نائل شد و از آن پس به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و به عنوان دبیر ادبیات به رشت عزیمت كرد و پس از پنج سال به تهران بازگشت و ضمن تدریس در دبیرستان‏ها، دوره‏ى دكترى ادبیات را به پایان رسانید. وى مدتى اشعارش را در روزنامه‏ها و جراید به چاپ رسانید و مدتى نیز سردبیرى روزنامه‏ى «سازمان» را به عهده داشت و از همكاران دهخدا در تألیف «لغت‏نامه» بود. از آثارش: رساله‏ى «دیندارى، دكاندارى نیست»؛ «حدیث سعدى»؛ «دفاع اتسالینگراد/ لنینگراد»؛ تصحیح لغت‏نامه‏ى «صحاح الفرس»؛ «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1322 -1267 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. اصلش از یزد بود و در شیراز به دنیا آمد و تا بیست و پنج سالگى در همان جا به تحصیل اشتغال داشت. پس از آن به هندوستان رفت و مدتى با مدیر روزنامه‏ى «حبل المتین» در كلكته همكارى كرد.پس از بازگشت به وطن در 1295 ش در شیاز به زندان انگلیسى‏ها افتاد. پس از آزادى به تهران آمد و در 1300 ش روزنامه‏ى «ایران آزاد» را تأسیس كرد و در نتیجه نشر مقالات انتقادى شدید، به هندوستان تبعید شد. اما چون به شیراز رسید به كمك مردم به نمانیدگى مجلس شوراى ملى انتخاب و در 1302 ش رهسپار تهران شد و در همان سال مدرسه‏ى صنعتى شیراز را تأسیس و روزنامه‏ى «ایران آزاد» را مجددا منتشر كرد. وى در دوره‏ى پنجم دوباره به سمت نمایندگى مجلس انتخاب شد. در 1311 ش از سیاست كناره گرفت. اثر وى: «اولین راپرت مدرسه‏ى صنعتى فارس» مى‏باشد.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1330 -1303 ق)، روزنامه‏نگار. از اهالى تبریز بود. وى از خاندانى توانگر و خود جوان دانشمندى بود كه گذشته از دروس قدیمه به زبانهاى اروپایى نیز تسلط داشت. طرفدار مشروطه‏خواهان آذربایجان بود. در 1324 ق پس از كسب امتیاز هفته‏نامه‏ى «اسلامیه» به نشر آن به صورت چاپ سنگى اقدام نمود. مدتى هم ریاست دادگسترى تبریز را به عهده داشت. روسها او را به همراه هفت نفر دیگر، در روز عاشورا، در تبریز به دار آویختند.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، روزنامه‏نگار. وى مدیر و موسس روزنامه‏ى ماهانه‏ى «شرافت» در تهران بود. مندرجات «شرافت» از آن جهت قابل اهمیت است كه به زبان عامیانه بود و مقالاتى در آن تحت عنوان «مشهدى» نوشته مى‏شد كه در عوام خیلى موثر بود.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1312 -1232 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به شباب. محمدجواد در كرمانشاه متولد شد و در زادگاه خود به تحصیل علم پرداخت. در سال 1304 ش روزنامه‏ى «فصاحت» را در كرمانشاه تاسیس و تا سال 1309 ش منتشر كرد. وى شاعرى توانا بود و در سرودن قصیده و غزل مهارت داشت. جنازه‏اش را به نجف انتقال دادند و در آنجا دفن كردند. از آثار وى: «شكر ستان»، شعر؛ «مخزن اللئالى»، شعر؛ «كلیات» اشعار شباب متجاوز از پنجاه هزار بیت، شامل منظومه‏هاى: «نشاط شباب»، «چشمه‏ى نوش»، «دبستان معرفت»، «تیر شهاب»، «پریشان»، «لسان العاشقین» و «كیمیاى سعادت»؛ «مرثیه چراغ برق»، شعر.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

(1318 -1241 ش)، روزنامه‏نگار، نویسنده، مورخ، شاعر. در دولت‏آباد اصفهان متولد شد و در همان جا نشو و نما یافت. در پنج سالگى به تحصیل خط و سواد مشغول شد از سال 1251 ش كه یازده ساله بود به اتفاق خانواده‏اش چندین سفر به عراق عرب، خراسان و تهران كرد و در سال 1260 ش به اصفهان بازگشت و در همین شهر با میرزا آقاى كرمانى و شیخ احمد روحى ملاقات كرد. مجددا به عراق رفت و در حوزه درس میرزاى شیرازى و محمدتقى شیرازى شركت كرد و بعد از بازگشت به ایران در اصفهان و تهران نیز در محضر میرزا ابوالحسن زواره‏ى اردستانى، معروف به میرزاى جلوه به تحصیل پرداخت. در سال 1276 ش به استانبول رفت و در آنجا با میرزا حسن خان دانش اصفهانى و حاجى زین‏العابدین مراغه‏اى آسنا شد و در همین شهر به همكارى دهخدا روزنامه فارسى «سروش» را دایر كرد. دولت‏آبادى در سال 1287 ش به تهران آمد و در چند دوره به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد، وى مسافرتهایى نیز به كشورهاى اروپایى داشت. در تهران به سكته‏ى قلبى درگذشت. دولت‏آبادى از پیشروان معارف جدید ایران است كه هم شعر مى‏گفت و هم رمان و داستان مى‏نوشت. از آثار وى: داستن «شهرناز»؛ «شجره طیبه»؛ «دوره زندگانى یا غصب حق اطفال»؛ «تاریخ معاصر یا حیات یحیى»؛ «حقیقت راجع به قرارداد مجلس»؛ «نهال ادب»؛ «ارمغان یحیى»؛ «شرح حال میرزا تقى خان امیركبیر».[1] سال تولد: 1241 فوت: 1318 آثار: كتاب شجره طیبه؛ كتاب على؛ دوره زندگانى یا غضب حق اطفال؛ ارمغان یحیى؛ نهال ادب ایران (شعر)؛ راهنماى انتخاب حقایق؛ تذكر حقیقت؛ داستان شهر ناز؛ سرگذشت درویش چنته؛ لبخند فردوسى؛ كنگره نژادى؛ كتاب اردیبهشت- دو جلد (شعر)؛ شرح احوال قائم‏مقام فراهانى؛ اصفهان و بیگانگان؛ مكتوب به آكادمى تربیت (ترجمه)؛ اراده (ترجمه)؛ آئین در ایران؛ زندگانى على بن ابى‏طالب؛ حیات یحیى، 4 جلد؛ لاوره پرس (كنفرانس)؛ حقایق؛ حقیقت راجع به قرارداد مجلس مناصب: كارمند دولت- نماینده مجلس شوراى ملى- رئیس نشریات وزارت معارف- سرپرست محصلین ایرانى در بلژیك- نماینده ایران در كنگره بین‏المللى نژادى در لندن میرزا یحیى بن حاج سید هادى دولت‏آبادى در سال 1241 هجرى شمسى در قریه دولت‏آباد متولد شده و بعد از تحصیلات مقدماتى به عراق، مصر و حجاز رفته و در انقلاب مشروطه از پیش‏قدمان تغییر رژیم بود. در ظهور استبداد صغیر به استانبول تبعید شد بعداً به تهران آمد و در دوره دوم مجلس شوراى ملى به وكالت نامزد شد. وى نماینده ایران در كنگره بین‏المللى نژادى در لندن بود و در مدت توقف سه ساله در اروپا به تحصیل زبان فرانسه پرداخت و در مراجعت به ایران به عضویت وزارت معارف منصوب گردید. وى در تأسیس مدارس جدید خدماتى كرده و از پیشروان معارف جدید شمرده مى‏شود، ایشان در سال 1318 در تهران وفات یافت. یحیى (حاج میرزا)، از رجال دوره اخیر(ف. 1318 ه.ش.). وى از پیشقدمان آزادى و مروج فرهنگ جدید بود و چند دوره در مجلس شوراى ملى سمت نمایندگى داشت. از آثار اوست: كتاب «على» براى كودكان، «حیات یحیى» در تاریخ معاصر.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1317 ق)، نویسنده، روزنامه‏نگار و شاعر. در شیراز متولد شد. پس از پایان تحصیلات ابتدایى و متوسطه، در مدرسه‏ى نظامى به تحصیل فنون نظامى پرداخت و سپس به تدریس علوم طبیعى و ریاضى در دوره‏ى متوسطه مشغول شد و مدیریت مدرسه‏ى ابتدایى و متوسطه‏ى فارس نیز به او محول گردید. وى مؤسسه‏ى ورزش و باشگاه فوتبال و پیشاهنگى را تأسیس كرد، و به علت آشنایى با علم موسیقى و نت اروپایى سرودهاى وطنى كه برخى از آهنگهایش نیز ساخته خود او، و بعضى مطابق نغمه‏هاى اروپایى بود، براى محصلان ساخت. پازارگاد با گرفتن امتیاز مجله‏ى «پازارگاد» یك سال و نیم به انتشار این مجله در شیراز پرداخت، و روزنامه‏ى «خورشید ایران» را كه قبلا در سال 1302 ش منتشر كرده و در سال 1303 ش توقیف شده بود، مجددا در سال 1321 ش انتشار داد. پازارگاد، علاوه بر نشر روزنامه و مجله، كتابهایى را هم منتشر كرد. برخى از آنها عبارت‏اند از: «سرود و ورزش»؛ «پنج قصیده»؛ «میكروسكوپ و میكروسكوپى»؛ «تعلیم و تربیت پیشاهنگى- اصول پیشاهنگى»؛ «آینده‏ى باختر»؛ «تاریخ فلسفه‏ى سیاسى»؛ «مكتبهاى سیاسى»؛ «فلسفه‏ى نوین تاریخ»؛ «باده‏ى بى‏خمار».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1307 ق)، روزنامه‏نگار و نویسنده. از مردم تهران بود. پدرش از نوادگان ملا احمد نراقى و از طلاب بود. پارساى تحصیلات ابتدایى را در مدارس افتتاحیه و شرف و ادب تهران به پایان رساند و سپس براى تكمیل تحصیلات خود به كربلا و نجف رفت و در محضر آیت الله یزدى و آخوند خراسانى به تحصیل پرداخت. پس از بازگشت به تهران به جرگه‏ى مشروطه‏طلبان پیوست و در كمیته‏ى جهانگیر نام‏نویسى كرد. فعالیتهاى عمده‏ى وى در زمینه‏ى نشر روزنامه و خبرنگارى بود، چنان كه مدتى با سمت خبرنگارى در روزنامه‏هاى «پلیس تهران»؛ «نوبهار مشهد»؛ «راه نجات اصفهان»؛ «مظفرى بوشهر»؛ «كمال همدان» و «رعد» خدمت كرد و همچنین براى اداره‏ى روزنامه‏ى «نوبهار» با ملك الشعراى بهار همكارى داشت. علاوه بر اینها، وى مجله‏ى «جهان زنان» را با مدیریت همسرش، خانم فخر آفاق پارسا، و پس از آن مجله‏ى «عصر جدید» را با كمك نظام‏الدین نورى تأسیس كرد. مدتى در غیاب شیروانى اداره‏ى روزنامه‏ى «میهن» را (بعد از شهریور 1320 ش) به عهده داشت.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)

فرزند على. شاعر ادیب، مدیر روزنامه‏ى صداى اصفهان، و مجله‏ى سپاهان، و صاحب دیوان مطبوع. یكشنبه 24 ذى‏قعده. متولد در 1304، مدفون در تكیه‏ى گلزار. ماده تاریخ وفاتش را برنا گوید: «خصم اوهام و ریا بود بدنیا مكرم»

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)

احمدبن عبدالصمد بن عبدالله، نویسنده‏ى ادیب فاضل. پدرش از مراغه به اصفهان آمده، و عرفان در 5 شنبه 15 شعبان 1311 در این شهر متولد گردیده، در مدارس اصفهان تحصیل نموده، و خصوصا ادبیات و زبان انگلیسى را خوب آموخته، و از سال 1341 به نوشتن مجله‏ى «عرفان» و سپس روزنامه‏ى «عرفان» همت گماشته، و تا آخرین روزهاى حیات آن را انتشار داده، و به مناسبت نام روزنامه، نام فامیلى خود را نیز عرفان گذارده، و بدین نام شهرت یافت. مرحوم عرفان علاوه بر روزنامه‏نگارى سال‏ها در دبیرستان‏هاى اصفهان ادبیات فارسى تدریس مى‏نمود، و از دبیران دانشمند فرهنگ اصفهان به شمار مى‏رفت. سرانجام در شب 5 شنبه 22 ماه صفر 1371 به عارضه‏ى سكته وفات یافته، در تكیه‏ى جهانگیر خان مدفون گردید. مرحوم آقا سید على بدیع زاده‏ى هور در تاریخ وفات گوید: هزار رحمت حق بر روان احمد عرفان ز ما درود و تحیت به جان احمد عرفان نوشت خامه‏ى هور از براى سال وفاتش به سوى قرب كند رو روان احمد عرفان

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 1315. درگذشت: 1368، لندن. منوچهر محجوبى روزنامه‏نگار و طنزنویس بود و از 128 مرداد 1332 به نویسندگى پرداخت. از چاپ شده‏هاى اوست: قدر یك لبخند؛ خانه‏ى نینو (ترجمه)؛ تا كمرگاه درخت (ترجمه). سریال «خانه‏ى قمر خانم» از كارهاى اوست.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: اسفند 1325. درگذشت: اسفند 1375. امیرابراهیم زال‏زاده فرزند جلیل به روزنامه‏نگارى و نویسندگى مى‏پرداخت. پیكر وى در بهشت زهرا در قطعه‏ى 88 (هنرمندان و نویسندگان) مدفون است.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : گنجینه دانشمندان (جلد اول)

بن آدم بن عبداللَّه بن سعدالاشعرى كه قبرش در قبرستان شیخان قم نزدیك قبر جناب ذكریا بن آدم است از رواة و محدثین بزرگوار قم است كه علامه حلى و نجاشى و شیخ‏الطائفه طوسى او را در كتب رجالى خود تعدیل و توثیق نموده‏اند. احمد بن محمد بن خالد برقى صاحب كتاب محاسن و محمد بن عبدالجبار و دیگران از وى روایت نموده و شیخ در فهرست گوید او را كتابیست كه خبر دادند ما را جماعتى از اصحاب ما از ابى‏المفضل شیبانى از ابن‏بطه از احمد بن ابى‏عبداللَّه برقى از مؤلف.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(مقتول 619 -617 ق)، عارف، صوفى، محدث و شاعر. ملقب به كبرى و شیخ ولى تراش. كنیه‏ى او را ابوالجناب و ابوالخباب نیز ذكر كرده‏اند. او مؤسس سلسله كبرویه بود. روایات مختلفى در زمینه لقب وى در بین مؤلفان وجود دارد. بعضى معتقدند به سبب زیركى‏اش، او را طامةالكبرى (بلاى بزرگ) نامیده‏اند و بنابر قولى دیگر چون در جوانى قدرت فوق‏العاده‏اى در بحث و احتجاج داشت، به این لقب معروف گشت. بعضى از پیروانش از باب تكریم، وى را آیةالكبرى خوانده‏اند كه كم‏كم با حذف كلمه اول او را كبرى نامیدند. اما از آن جهت به او شیخ ولى‏تراش مى‏گفتند كه بسیارى از بزرگان مشایخ صوفیه از تربیت یافتگان وى بودند. نجم‏الدین در خوارزم در شهر خیوه به دنیا آمد. از جوانى براى كسب علم حدیث به مسافرت در بلاد پرداخت. از جمله در نیشابور از ابوالمعالى فراوى (م 587 ق)، در همدان از حافظ ابوالعلاء عطار (م 568 ق)، در تبریز از ابومنصور حفده (م 571 ق)، در مكه از ابومحمد طباخ و در اسكندریه از ابوطاهر سلفى (م 576) استماع حدیث كرد. درباره‏ى گرایش وى به تصوف و انصرافش از اشتغال به حدیث اختلاف بسیارى در روایات است و ملاقاتش با مشایخ صوفیه هرگز منجر به قطع علاقه‏ى وى از اشتغال به علم نشد. وى بعد از خروج از خوارزم مدتى در نیشابور، اصفهان و همدان به استماع حدیث نزد مشایخ وقت اشتغال داشت. در نیشابور با شیخ عطار ملاقات كرد و ظاهراً تبحر او در طب به خاطر توجه عطار به او بوده است. اصول طریقت و تصوف را در تبریز نزد بابا فرج تبریزى و سپس در دزفول نزد شیخ اسماعیل قصرى و شیخ شطاح (روزبهان بقلى شیرازى) و دیگر مشایخ عصر فراگرفت و شیخ روزبهان دختر خود را به وى داد. دكتر زرین كوب در «دنباله‏ى جستجو در تصوف» آورده كه سید محمدباقر خوانسارى، مؤلف «روضات الجنات»، خط وى را بر پشت نسخه‏اى از «رساله‏ى قشیریه» دیده است كه وى این رساله را در 568 ق در همدان از ابوالفضل محمد ابن یوسف همدانى استماع نموده است. نجم‏الدین كبرى در راه عزیمت به عراق و مصر از محضر عمار یاسر بدلیسى (م 582 ق) كسب فیض كرد و مشهور است كه نجم‏الدین از شیخ اسماعیل قصرى و عمار یاسر خرقه پوشید. او به پیشنهاد عمار یاسر براى نشر طریقت و ارشاد طالبان به خوارزم رفت. قبل از عزیمت به خوارزم سفرى به مكه كرد و مدتى در حلب به سر برد. به آورده‏ى «دنباله‏ى جستجو در تصوف» نجم‏الدین در «فوایح» به اقامتش در شونیزیه‏ى بغداد و مسافرتش به كربلا نیز اشاره كرده است. وى حدود 580 ق به خوارزم رفت و بنابر بعضى از روایات بین او و امام فخر رازى (م 606 ق) كه در این زمان در خوارزم به سر مى‏برد، ملاقاتى صورت گرفته است. مریدان وى در خوارزم تنها محدود به صوفیه و زهاد نمى‏شدند و در رجال دولت نیز معتقدان و دوستانى داشت. اهل سنت نجم‏الدین را با وجود علاقه‏اى كه در آثار و اقوال خویش به آل على (ع) نشان مى‏دهد و با وجود مسافرت به كربلا، به تشیع منسوب نداشته‏اند و امثال یافعى، ذهبى و سبكى او را یك شیخ شافعى تلقى كرده‏اند. از شاگردان مشهور او شیخ مجدالدین بغدادى، شیخ سعدالدین حموى، شیخ رضى‏الدین لالا (م 642 ق)، شیخ سیف‏الدین باخرزى (م 659 ق) و دیگران بودند. برخى بهاءالدین ولد، پدر جلال‏الدین مولوى، و شیخ نجم‏الدین دایه رازى (م 654 ق) را نیز از شاگردان وى دانسته‏اند. ناصر بن منصور عرضى و سیف‏الدین باخرزى از وى حدیث روایت كرده‏اند. درباره‏ى وفات وى روایات مختلفى وجود دارد، اما آنچه به حقیقت نزدیكتر است، این است كه شیخ نجم‏الدین در فتنه‏ى مغول همراه با سایر مردم به دفاع از خوارزم پرداخت و توسط مغولان به قتل رسید. درباره‏ى مقبره‏ى شیخ، اختلاف وجود دارد. به آورده‏ى «دنباله‏ى جستجو در تصوف» ابن‏بطوطه مدتى بعد از تألیف «تاریخ گزیده»، در سفرى كه به خوارزم داشته به وجود قبر او در خارج از خوارزم اشاره كرده است. برخى منابع نام پدر وى را محمد نوشته‏اند. از آثارش: «عین‏الحیات»، تفسیر قرآن در دوازده مجلد؛ «فوایح الجمال و فواتح الجلال»، كه این كتاب را به صورت «فواتح الجمال» نیز ذكر كرده‏اند، «رسالة فى الخلوة»؛ «رسالة الى الهایم الخایف من لومة اللائم»؛ «رسالة السایر الحایر الى الساتر الواحد الماجد»، به فارسى؛ «رسالة الاصول العشرة»؛ «آداب المریدین»، به فارسى؛ «سكینة الصالحین»، به فارسى. اشعارى نیز بدو منسوب است.[1] احمد بن عمر بن محمد خوفى خوارزمى مكنى به ابوالجناب و ملقب به نجم‏الدین و طامةالكبرى و معروف به شیخ نجم‏الدین كبرى مؤسس سلسله‏ى كبرویه (مقت. 618 ه.ق) از مشاهیر عرفا و اكابر صوفیان قرن ششم و هفتم است؛ نجم‏الدین رازى، مجدالدین بغدادى، سعدالدین حموى، سیف‏الدین باخزرى و غیره از شاگردان او بودند و او را ولى‏تراش گفته‏اند زیرا در مدت عمر دوازده كس را به مریدى قبول كرد كه تماماً از مشایخ و اولیا شدند و در حمله‏ى مغول در خوارزم به قتل رسید. مزارش ناپیداست. از تألیفات اوست: رسالة الخائف الهائم عن لومة اللائم. فوائح‏الجمال و فواتح‏الجلال به فارسى. رباعیاتى چند هم بدو منسوب است.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1282 ش)، طبیب، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. نسبش از طرف مادر به شیخ هادى نجم‏آبادى و از طرف پدر به حاج محمد نجم‏آبادى، اولین متولى مدرسه‏ى عالى شهید مطهرى مى‏رسد. در تهران به دنیا آمد. تحصیلاتش را در مدرسه‏ى شركت گلستان و مدرسه‏ى قدیم ایران و آلمان و سپس در دارالفنون و دارالمعلمین به اتمام رساند و از آنجا به مدرسه‏ى طب رفت و تحصیلات خود را در آنجا تكمیل نمود. در 1309 ش در قوچان و در 1312 ش در سبزوار طبابت كرد و پس از آن به تهران آمد و در انستیتو پاستور مشغول كار شد. وى ریاست بیمارستان‏هاى نجات و لقمان‏الدوله (لقمان حكیم) را به عهده داشت. دكتر نجم‏آبادى در اكثر كنگره‏ها درباره ابن‏سینا و رازى سخنرانى داشت و سالها نایب رئیس انجمن بین‏المللى تاریخ طب در پاریس بود. وى به زبان‏هاى آلمانى، فرانسوى و عربى تسلط داشت و تحقیقاتى در زمینه‏ى تاریخ طب و طب سنتى انجام داد و آثارى در این زمینه نوشت. او همچنین ماهنامه‏ى «جهان پزشكى» را تأسیس و منتشر نمود. او دیگر آثار وى: «محمد زكریاى رازى»؛ «اصول بهداشت»؛ «بلاى عظیم نسل بشر، سیفیلیس و سوزاك»؛ «تاریخ طب ایران»؛ «تعالیم پزشكى صد ساله‏ى فرانسویان در ایران»؛ «راهنماى پزشكان»؛ «مختصرى از طب اسلامى بخصوص خدمات ایرانیان»؛ «فهرست كتابهاى چاپى فارسى طبى»؛ «آبله و سرخك»، ترجمه؛ «آیین پزشكى یا پندنامه‏ى اهوازى»، ترجمه؛ تصحیح «رساله‏ى جودیه»؛ مقدمه بر «طب اسلامى».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1333 ش)، روزنامه‏نگار. وى در 1300 ش روزنامه‏ى «ناهید» را در تهران تأسیس و منتشر كرد كه اولین روزنامه‏ى كاریكاتوریستى و انتقادى- اجتماعى بود و چون مقالات آن به زبان ساده عوام‏فهم نوشته مى‏شد، مورد استقبال عموم مردم قرار مى‏گرفت. این روزنامه چند بار توقیف شد و سرانجام در سال نهم انتشار در اثر حریق ناگهانى اداره‏ى روزنامه، دیگر انتشار نیافت. میرزا ابراهیم سرانجام در تهران درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، دندان‏پزشك، رونامه‏نگار، نویسنده و شاعر، متخلص به ناهید. در شیراز به دنیا آمد. وى علوم ابتدایى و متوسطه را در تهران به انجام رساند و در 1310 ش براى تحصیل زبان و ادبیات فرانسه رهسپار پاریس گردید و در دانشگاه سوربن به تحصیل پرداخت و از آنجا فارغ‏التحصیل شد. پس از بازگشت به ایران در 1313 ش وارد دانشكده‏ى طب شد و تحصیلات خود را در آن دانشكده به پایان رساند و در 1320 ش رساله‏ى دكتراى خود را درباره‏ى «سیفیلیس دهان» نوشت و با درجه‏ى عالى قبول شد. دكتر ناهید به زبانهاى انگلیسى، فرانسه، عربى و تركى تسلط داشت. وى از 1315 ش وارد خدمات فرهنگى- اجتماعى گردید و به نشر آثار نظمى و نثرى خود در جراید و مجلات پرداخت و پس از چندى امتیاز روزنامه‏اى به نام «نداى زنان» را گرفت و مدتى آن را منتشر كرد. او همچنین انجمن ادبى ناهید را تأسیس نمود. در 1331 ش از طرف سندیكاى دندان پزشكان ایران در یازدهمین كنگره جهانى دندان پزشكان در لندن شركت كرد. در 1334 ش از طرف وزارت فرهنگ به دانشگاه پاریس اعزام شد و ضمناً در رشته‏ى بیمارى‏هاى دهان و دندان از این دانشگاه و در رشته‏ى امراض كودكان از دانشگاه لندن تخصص گرفت. سپس به عضویت كنگره‏ى انجمن سلطنتى بهداشت لندن پذیرفته شد. از دیگر آثار وى: «تاریخ نویسندگان پاریس»؛ «خاطرات لندن» یا «مشاهدات ناهید»؛ «زندگانى من»؛ «سرطان فك»؛ «آماس گوشت دندان» یا «التهاب لثه»؛ «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1336/ 1335 -1266/ 1264 س)، نویسنده، روزنامه‏نگار، مترجم و شاعر، متخلص به لاهوتى. در كرمانشاه به دنیا آمد. پس از فراگرفتن علوم مقدماتى در زادگاهش، جهت ادامه‏ى تحصیل به تهران آمد. در جریان انقلاب مشروطه شب‏نامه و اوراق سیاسى منتشر مى‏كرد و در صف فداییان قرار داشت. او در جوانى به تحصیل علوم مذهبى پرداخت و به لباس روحانیون ملبس شد. پس از چندى به تصوف روى آورد و سپس از كسوت روحانیان خارج گردید و در ژاندارمرى مشغول خدمت شد. وى در حدود 1290 ش به اتهام قتل یكى از زیردستانش به عثمانى (تركیه) گریخت و در آنجا به تدریس در مدرسه‏ى ایرانیان پرداخت و پس از چندى به ایران بازگشت و در كرمانشاه اقدام و به انتشار روزنامه‏ى «بیستون» كرد. بعد از مدتى مجددا به تركیه رفت و مجله‏ى ادبى «پارس» را در دو قسمت، به فارسى و فرانسه، در استانبول تأسیس و منتشر كرد. در 1300 ش به ایران بازگشت و در ژاندارمرى تبریز به خدمت مشغول شد. سپس زمینه‏ى كودتایى در آنجا ترتیب داد و پس از شكست خوردن كودتا به روسیه گریخت و تا پایان عمر در آنجا به فعالیت‏هاى هنرى درباره‏ى زبان و ادبیات فارسى پرداخت. او از نظر مسلكى، شاعرى مادى و معتقد به ماركسیسم بود و شعر خود را ابزارى در خدمت تحقق آرمانهاى طبقه كارگر مى‏دید. وى شاعرى توانا بود و در غزلسرایى مهارت داشت. در عین حال او را مى‏توان از پیشگامان شعر نو نیز به حساب آورد. سرانجام لاهوتى در روسیه از دنیا رفت و در همان جا به خاك سپرده شد. از آثارش: «ادبیات سرخ»؛ «ایران نامه»؛ «جنگ آدمیزاد با دیو»؛ «درافشان»؛ «لالى لاهوتى»؛ «چند اثر از پوشكین»، ترجمه، منظوم؛ ترجمه‏ى «شاهنامه» فردوسى به زبان روسى؛ «دیوان» شعر.[1] در 1269 در كرمانشاه متولد شد. پدرش الهامى شغل آزاد داشت و گاهى شعر مى‏سرود. وى وارد مدرسه ژاندارمرى شد و به درجه افسرى رسید. خیلى شجاع و احساساتى و خوش بیان بود. وقتى به درجه سروانى رسید ریاست ژاندارمرى قم و كاشان به او داده شد. وى در این شغل مأمور دستگیرى نایب حسین كاشى و همدستان او بود. خیلى تند و شدید عمل كرد. نه نفر از یاران نایب حسین را اعدام نمود. لاهوتى در قم خیلى بد كار كرد، متهم به اخاذى شد. حتى گفته شد یك دزدى كه در حرم حضرت معصومه متحصن شده بود او را به زور از صحن خارج نموده تیرباران كرده است. مردم به تهران شكایت بردند، هیئتى مركب از یك افسر سوئدى و دو افسر ایرانى براى رسیدگى به قم رفتند ولى قبل از اینكه افسران مزبور به وظیفه خود عمل نمایند مورد حمله افراد مجهولى قرار گرفته دو تن از آنان مقتول و یكى مجروح گردید. مجروح را به رباط كریم منتقل و در آنجا خفه مى‏نمایند. دولت تمام این عملیات را ناشى از تحریك لاهوتى دانسته او را بازداشت و در تهران زندانى مى‏نماید. وى با كمك عده‏اى از زندانیان متوارى شد. ابتدا به كرمانشاه، سپس به اسلامبول مى‏رود و در غیاب وى دادگاه حكم اعدام او را صادر مى‏كند. در جنگ بین‏المللى اولى كه جمعى از ملیون و وطن‏پرستان قوائى بوجود آورده با روس‏ها مى‏جنگیدند لاهوتى با آنها همكارى نموده فرماندهى یك گروهان را عهده‏دار مى‏گردد. پس از شكست مجددا به استانبول مى‏رود و با كمك خان ملك ساسانى، به انتشار مجله پارس مبادرت مى‏كند. چندى بعد وارد تبریز شد. به شیخ محمد خیابانى ملحق مى‏گردد. پس از كشته شدن خیابانى عفو عمومى درباره افراد او صادر گردید. این عفو شامل لاهوتى نیز گردید و حاج مخبرالسلطنه هدایت والى وقت آذربایجان در شفاعت و كمك به او نقش بسیارى داشته است. و او را مجددا با درجه ماژورى (سرگردى) داخل ژاندارمرى مى‏نمایند و به معاونت ژاندارمرى آذربایجان منصوب مى‏گردد. در آن ایام اوضاع آذربایجان سخت مغشوش بود. سمیتقو در سطح وسیعى منطقه را زیرنظر داشت. چند بار قواى ژاندارم را از بین برده بود. از طرفى افسران ژاندارم در آن ایام به جهت انحلال و ضمیمه شدن به قزاقخانه ناراضى بودند و چند ماه بود كه حقوقى دریافت نكرده در وضع ناگوارى بسر برده و درصدد انتقام برآمده بودند. افسران ژاندارم مستقر در شرفخانه با تبانى یكدیگر و انتخاب لاهوتى به سرپرستى خود به قصد اشغال تبریز و سپس تهران دست به قیام مسلحانه زدند. ابتدا ماژور پولادین فرمانده ژاندارمرى را توقیف نموده، سیم تلفن و تلگراف را قطع مى‏نمایند. همچنین حاج مخبرالسلطنه هدایت والى و سرهنگ شهاب را بازداشت مى‏كنند. قسمت اعظم شهر تبریز به دست آنها افتاده عده‏اى از مردم به ژاندارمها ملحق مى‏گردند. قواى دولتى پس از اطلاع از قیام لاهوتى با قوائى كه براى مقابله با سمیتقو آماده كرده بود متوجه شهر تبریز شد و زد و خورد بین دو قدرت درمى‏گیرد. پس از چند ساعت زد و خورد از طرفین عده زیادى كشته مى‏شوند ولى به هیچوجه بیم شكست خوردن لاهوتى و همكارانش در بین نبود ولى یكمرتبه لاهوتى با چند تن از افسران از تاریكى شب استفاده كرده به روسیه فرار مى‏نماید و مقادیرى سلاح نیز با خود حمل مى‏كنند. شهر تبریز راحت به دست قواى قزاق فتح مى‏شود. باقیمانده افسران همكار لاهوتى كه عده آنها ده نفر بود بازداشت مى‏شوند. در راس این عده سلطان تورج میرزا امین قرار داشت كه فرمانده ستاد جنگ بود. به دستور سردار سپه دادگاه نظام به ریاست سرتیپ زاهدى كه در آن هنگام مأمور حمله به قلعه چهریق بود تشكیل مى‏یابد. سرهنگ متین‏الملك قریب دادستان دادگاه در كیفر خواست اعدام همه را تقاضا مى‏نماید و محاكمه همدستان لاهوتى آغاز مى‏گردد. دادگاه تمام عده را براساس كیفر خواست به اعدام محكوم مى‏كند. پس از محاكمه و محكومیت این عده بعضى از صاحبان قدرت در مقام وساطت برآمده از جمله سید حسن مدرس در تهران شدیدا براى جلوگیرى از اجراى حكم تلاش مى‏كند. افسران محكوم به زندان تهران انتقال یافته پس از چندى مورد عفو قرار گرفته به شغل سابق خود باز مى‏گردند. لاهوتى سالها پس از فرار از ایران در شوروى مى‏زیست. چندى در قفقاز وزیر فرهنگ تاجیكستان شد. در اواخر به بخش رادیو فارسى مسكو پیوست. وى طبع شعر داشت و قسمتى از اشعارش انتشار یافته است. وى در زمانى كه در شوروى بسر مى‏برد در برنامه فارسى رادیو مسكو نقشى داشت و حقوقى دریافت مى‏كرد. تا اواخر عمر مردى ماجراجو، پرمدعا و شلوغ بود. در 1340 درگذشت. لاهوتى در گیرودارهاى سیاسى به خارج از ایران گریخت و سرانجام به تاجیكستان شوروى رفت و در آنجا به مقامات مهم از جمله وزارت معارف رسید. هم در آنجا ازدواج كرد، دیوانش بارها به چاپ رسید از جمله در مسكو (1946). لاهوتى در شعر فارسى معاصر مقامى ارجمند دارد. از نظر مضامین در به كار بردن كلمات تازگیهاى بسیارى در شعرش دیده مى‏شود.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1293 ش)، نویسنده، نمایشنامه نویس، روزنامه‏نگار و شاعر. در بابل به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در زادگاهش و تهران به پایان رساند. بعد در خارج به تحصیل و تكمیل زبان فرانسه پرداخت. وى مدتى مترجم فرانسه شركت الكا بود و چندى نیز دبیر فرانسه‏ى دبیرستان شاهپور بابل شد. پس از آن در 1319 ش مترجم زبان فراسنه اداره‏ى كل دخانیات گردید. سرانجام در 1320 ش از كار دولتى كناره‏گیرى كرد و به كار آزاد روى آورد. در 1326 ش وارد عرصه‏ى مطبوعات شد و در همان سال روزنامه‏ى «جهان فردا» را تأسیس و منتشر كرد. لاربن علاوه بر نویسندگى، شاعرى توانا بود كه در 1362 ش منظومه‏اى در حماسه و عشق به نام «ایرج و هوبره» سرود. از دیگر آثارش: «جاده‏هاى بریده»؛ «رازها»؛ «زن مست»؛ «عشق و سیاست» یا «سقوط یك استاد»؛ «من و تو»؛ «گره كور». او همچنین نمایشنامه‏هاى: «زهره و منوچهر»، «عشاق جانى» و «مرگ آزادى» را نوشت كه در بابل به نمایش گزارده شد.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1316 -1257 ش)، روزنامه‏نگار، شاعر، متخلص به گلشن. در اردكان یزد به دنیا آمد و در همان جا نشو و نما یافت. سپس به اصفهان رفت و تحصیلات ابتدایى و مقدمات عربى و «خلاصة الحساب» و «مطول» و فنون ادبى را در آنجا فراگرفت. او به امر پدرش كتاب «انوار سهیلى» را منظوم نمود كه این كار بیست و پنج سال به طول انجامید. گلشن مدتى در دستگاه ظل السلطان خدمت كرد و سپس در اداره‏ى اوقاف اصفهان مشغول به كار شد. وى در 1338 ق روزنامه «اختر مسعود» را در اصفهان تأسیس و منتشر نمود و به واسطه‏ى داشتن امتیاز این روزنامه به مدیر اختر مسعود شهرت یافت. گلشن همواره در انجمن ادبى دانشكده، كه عباس شیدا آن را اداره مى‏كرد، حضور مى‏یافت. وى سرانجام در اصفهان درگذشت و در تخت فولاد دفن شد. از دیگر آثارش: «عقل و جنون»، شعر؛ «دلكش و پریوش»، شعر؛ «آلمان نامه»، شعر؛ «مشروطه نامه»، شعر؛ «نخجیرنامه»، شعر؛ «سفر پنج روزه»؛ «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 18 مرداد 1395  - 12:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14

 

فرزانه روستایی روزنامه نگار حوزه بین‌الملل 25 آذر 1340 متولد شد

نام فرزانه روستایی با نام بین الملل گره خورده است،‌ تا وی نشان دهد شاخص نسلی است که به تخصص در حوزه‌ای خاص از روزنامه‌نگاری عطف توجه نشان می‌دهند. همه افرادی که حتی دوره‌ای کوتاه در سرویس بین‌الملل کار کرده‌اند می‌دانند، روستایی 16 سال از فعالیت مطبوعاتیش را در این حوزه گذرانده است.

روستایی نخستین فعالیت‌های مطبوعاتی خود را این گونه شرح می‌دهد.

«در دوران دانشجویی در جهاد دانشگاهی[دانشگاه] شهید بهشتی مجوز نشریه‌ای به نام سفیر را گرفتیم، اما تنها توانستیم دو شماره از آن را چاپ کنیم. چون بعد از آن شماره دیگر مطلب نداشتیم تا صفحات نشریه پر شود! از سال 1359 در روزنامه‌های مختلف مطلب نوشتم اما کار رسمی را از سال 70 در روزنامه اطلاعات شروع کردم و سه سال عضو استخدامی گروه بین‌الملل روزنامه اطلاعات بودم. بعد از گرفتن لیسانس علوم سیاسی همیشه در بخش بین‌الملل روزنامه و رسانه‌های خارجی کارکردم. ولی رده کاری‌ام همیشه روزنامه و مجله بود.»

تحریریه روزنامه‌های اطلاعات، جامعه، ‌توس، خرداد، فتح،‌ ضمیمه همشهری، شرق و الحیات، المستقبل،‌روزنامه‌های آمریکایی و ... ، از جمله رسانه‌هایی بودند که وی در آنها درسمت خبرنگار و یا دبیر سرویس بین‌الملل سرگرم کار شد.

از آبان 86 مسئولیت بخش بین‌الملل روزنامه اعتماد را بر عهده داشته است.

انتشار چهار مقاله پیرامون تحولات خاورمیانه در روزنامه بین المللی الحیات و المستقبل لبنان و چهل سرمقاله روزنامه شرق و چهار مقاله در روزنامه‌های سوئدی اکسپرسن و مشهور‌ترین روزنامه سوئد به نام اسونسکا داگبلادت گوشه‌ای از فعالیت‌های روستایی را نشان می‌دهد.

 روستایی برگزیده بخش مصاحبه جشنواره مطبوعات در سال 79 شد و مقاله‌های منتشر شده از وی نیز در سال 83 وی را به عنوان جایزه نخست جشنواره این سال رساند.

او می‌گوید: «در دوازدهمین جشنواره مطبوعات یعنی سال 84 شایسته تقدیر در بخش سرمقاله شدم. «درس های یک محاکمه»، «محاسبه‌های امنیتی یک ترور» و «سرزمین ناشناخته» عنوان مقاله‌های ارسالی من به جشنواره بود.»

اگر چه روستایی، خود، جزو برگزیدگان چند دوره از جشنواره مطبوعات شده اما در سه دوره دیگر هم او عضو هیات داوری بخش تخصصی سه دوره از جشنواره مطبوعات بوده است.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 17 مرداد 1395  - 11:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14

 

حسین قندی روزنامه‌نگار، استاد رشته علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و مدرس روزنامه‌نگاری، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد از آمریکا در رشته مدیریت بین‌الملل، متولد اسفند ۱۳۳۰ در سبزوار و بزرگ شده تهران است. ویژه‌ترین مهارت حسین قندی را در انتخاب تیترهای مناسب برای مطالب مطبوعاتی می‌دانند. او از جمله روزنامه‌نگارانی است که بسیار بر اخلاق روزنامه‌نگاری تاکید می‌کرد.  او به بیماری آلزایمر مبتلا شده که بسیاری از روزنامه نگاران از این خبر متاثر و بیانیه‌ای صادر کردند.

قندی به همراه فریدون صدیقی در دوره‌های مختلف کارگاه‌های مختلفی در کشور ازجمله در اهواز، برای آموزش روزنامه نگاری راه اندازی می‌کردند. او در گفتگویی با روزنامه شرق در رابطه با تحریریه های استان‌ها بیان کرده بود که به واسطه او و دو نفر از دوستانش در خوزستان یک تحریریه تربیت شد و روزنامه همسایه‌ها را حرفه‌اى ترین نشریه‌ در سطح شهرستان‌ها معرفی کرد.

زندگی

در سنین ۱۵ یا ۱۶ سالگی شروع به سرودن یک شعر درباره زلزله‌ای که در یکی از روستاهای خراسان خرابی زیادی به بار آورد و عده زیادی هم کشته شدند.

سال ۱۳۴۹ دیپلم گرفت و بعد از دو بار شرکت در کنکور دانشگاه، در دو رشته زبان و ادبیات انگلیسی و روزنامه‌نگاری دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی قبول شد و روزنامه‌نگاری را انتخاب کرد.

قبل از دانشگاه در یک گروه تحقیقاتی مطالب روزنامه کیهان را از سال شروع این روزنامه (۱۳۲۱) تا سال (۱۳۴۹) به صورت کوتاه و خلاصه چاپ و منتشر کند، مشغول به کار و خلاصه کردن سرمقاله‌ها برعهده او گذاشته شد او این دوره را از موثرترین دوره‌های کار خود می‌داند.

بعد از اتمام آن دوره در سال ۱۳۵۱ موسسه کیهان تصمیم به چاپ نشریه‌ای برای دو قاره آمریکا و اروپاگرفته بود و قرار شد کیهان هوایی را همان گروه تحقیقاتی دربیاورد. همان سال اولین شماره آن به سردبیری حسین عدل با همکاری سایر اعضا درآمد و قندی معاون سردبیر شد و علاوه بر آن، مسوولیت بخش سیاسی نشریه نیز به عهده او گذاشته شد.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 17 مرداد 1395  - 11:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14

 

حسام‌الدین آشنا متولد سال 1343 در تهران است. وی کارشناسی‌ارشد معارف اسلامی و تبلیغ و دکتری فرهنگ و ارتباطات را در کارنامه خود دارد. عنوان رساله دکتری وی فرهنگ، ارتباطات و سیاست خارجی: دیپلماسی فرهنگی آمریکا درایران 1332 تا 1357 بوده است.

دکتر آشنا در حال حاضر عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق(ع) است.

تدریس:

کارشناسی

1.    افکار عمومی(2) دانشکده خبر

2.       جامعه شناسی ارتباطات(دانشگاه امام صادق)

3.      روانشناسی اجتماعی (دانشگاه امام صادق ،دانشکده صدا و سیما)

4.       روش تحقیق در علوم اجتماعی (دانشگاه امام صادق)

5.       روشهای پژوهش در فرهنگ و ارتباطات(دانشگاه امام صادق)

6.       مبانی و تاریخچه ارتباطات جمعی (دانشکده صدا و سیما)

7.       متون روایی(دانشگاه امام صادق)

8.      نظریه های فرهنگی (دانشگاه امام صادق)

کارشناسی ارشد

1.      ارتباطات بین المللی و بین فرهنگی(دانشکده صدا و سیما)

2.       جامعه شناسی ارتباطات (موسسه امام خمینی)

3.       جامعه شناسی تبلیغات (دانشکده صدا و سیما)

4.       روش های پژوهش در رسانه های خبری( دانشکده صدا و سیما)

5.       مطالعات تطبیقی در رسانه های خبری( دانشکده صدا و سیما)

دکتری

1.       ارتباطات بین المللی معاصر(دانشگاه امام صادق)

2.       ارتباطات بین المللی و روابط بین المللی(دانشگاه امام صادق)

3.       تحولات فرهنگی و امنیت ملی ( دانشگاه عالی دفاع ملی )

4.       مدیریت فرهنگی و امنیت ملی( دانشگاه عالی دفاع ملی ، دانشگاه فارابی)

کارگاههای آموزشی

1.       . عملیات روانی در عرصه بین‌المللی ( مرکز آموزشهای دیپلماتیک)

2.       آینده دیپلماسی عمومی (مرکز ملی مطالعات جهانی شدن)

3.       ارتباطات برای تاثیر گذاری بر رفتار(commbi) (اولین گردهایی آموزشی ائمه جمعه)

4.       ارتباطات سیاسی (وزارت کشور)

5.       دیپلماسی عمومی(سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی)

6.       رسانه ها در آمریکا(پژوهشکده مطالعات راهبردی)

7.       سیاستگذاری فرهنگی(وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)

8.        الگوهای تبلیغاتی در رسانه های خبری (خبرگزاری جمهوری اسلامی)

 جزوات درسی:

1.       ارتباطات بین المللی

2.       دیپلماسی عمومی

3.        عملیات روانی در عرصه بین‌الملل

 

 

مقالات:

1.      ارتباطات سیاسی و فرهنگ مذهبی، گفتمان

2.      از ترجمه فرهنگی دین تا دین فرهنگی، همایش دین پژوهان

3.       از غربگرایی استبداد محور تا اسلام گرایی توسعه محور (کنفرانس ایران شناسی)

4.       انجمن ایران و آمریکا ،مطالعات تاریخ معاصر

5.       اینترنت و امنیت سیاسی و فرهنگی (همایش رسانه ها و ثبات سیاسی)

6.      بازنگری نظریه‌های هنجاری رسانه‌ها، فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق(ع)

7.       تحول در نگرش امنیتی به اینترنت(همایش جامعه اطلاعاتی)

8.       تصویرسازی آمریکاییها برای ایرانیان(کنفرانس مطالعات ایران شناسی)

9.      تغییر و تماس در فرهنگ، نیستان

10.  تلویزیون و پست مدرنیسم، گفتمان

11.  سیاست مذهبی دوره رضا شاه، مسجد

12.  سیاست مطبوعاتی در سالهای پایانی دوره رضا شاه، رسانه

13.  سیاست مطبوعاتی و مطبوعات حکومتی، گنجینه اسناد

14.   فرهنگ ، ارتباطات و سیاست خارجی(فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق)

15.   گاه شمار روابط فرهنگی آمریکا  و ایران (مطالعات تاریخ معاصر)

16.   گزینش ،ترجمه شلیک:مطالعه سایت ممری(memri) (رسانه)

17.   نظارت بر هنر، (نیستان)

 

. تالیف، تدوین:

1.      از سیاست تا فرهنگ، سیاستهای فرهنگی  دولت در ایران 1304-1320، سروش 1384.

2.        خشونت و فرهنگ، اسناد محرمانه کشف حجاب، سازمان اسناد ملی ایران، 1371

3.      ما روحانیون در مواجهه با ایدز چه می توانیم بکنیم(راهنمای عمل) یونیسف،1386

. عضویت در هیئت رئیسه یا هیئت داوری کنفرانس‌ها:

·         ارتباطات بین فرهنگی و سیاست خارجی(1384)

1.       اطلاع رسانی و فرهنگ (1379)

2.       جامعه اطلاعاتی در آسیای غربی (1380)

3.       رقابتهای سیاسی و امنیت ملی (1380)

4.       ساماندهی فرهنگی (1378)

5.       کنفرانس بین المللی علم، تکنولوژی، مدرنیته و مذهب (24 می 2003 در دانشگاه اتاوا)

6.       هم اندیشی مدیران عالی اطلاع رسانی (1380)

عضویت در تحریریه مجلات علمی:

1.       امنیت اجتماعی

2.        پژوهش و سنجش

3.       رسانه

4.       شیعه شناسی

5.        نامه پژوهش فرهنگی

 

مشاوره کارشناسی:

1.       عضو شورای عالی اسناد ملی کشور

2.       عضو کارشناس شورای ارتباطات و افکار عمومی شهرداری تهران

3.       عضو کارشناس شورای اطلاع رسانی دولت

4.       عضو کارشناس شورای انتخاب کتاب علوم اجتماعی کتابخانه ملی

5.       عضو کارشناس شورای انتخاب کتاب علوم اجتماعی کتابخانه های عمومی کشور

6.       عضو کارشناس شورای پژوهشی پژوهشکده مطالعات اجتماعی وزارت علوم

7.       عضو کارشناس شورای پژوهشی پژوهشگاه باقرالعلوم سازمان تبلیغات اسلامی

8.       عضو کارشناس شورای پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ ،هنر و ارتباطات

9.       عضو کارشناس شورای تعیین خط مشی خبرگزاری جمهوری اسلامی

10.   عضو کارشناس شورای سیاستگذاری خبری شبکه العالم

11.   عضو کارشناس شورای سیاستگذاری و طرح و برنامه شبکه press tv

12.   عضو کارشناس شورای سیاستگذاری همشهری محله

13.   عضو کارشناس کمیته  علوم انسانی در کمیسیون نشریات علمی کشور وزارت علوم

14.   عضو هیئت امنای پژوهشکده مطالعات راهبردی

پروژه های پژوهشی:

1.       ما روحانیون در مواجهه با ایدز چه می توانیم بکنیم؟(یونیسف 1384)

2.       مدیریت تصویر رهبری در سیما(مرکز تحقیقات صدا و سیما 1384-1386)

3.       کوششها و چالشهای مسلمانان در محیط سایبر (سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی 1383-1384)

4.       بهسازی محیط سایبر دینی(سازمان تبلیغات اسلامی1386-)

5.       وجهه ملی در ارتباطات جهانی (مرکز ملی مطالعات جهانی شدن1386-)

. شرکت در کمیته‌ها و شوراهای دانشگاهی:

. شورای پژوهشی دانشگاه

. شورای اطلاع رسانی دانشگاه

. کمیته برنامه ریزی علمی دانشگاه

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 17 مرداد 1395  - 11:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

سميرا اصلان پور ، نويسنده ، روزنامه نگار و عضو هيات منصفه مطبوعات است.او درسال 1343 در تهران متولد شد.تحصيلاتش را در مقطع كارشناسي مهندسي شيمي به اتمام رساند.وي در حال حاضر نيزمسئول صفحه ادب و هنر روزنامه كيهان است.از ايشان آثار متعددي به چاپ رسيده است.بطوري كه از ميان آثار او كتاب "چشم جبهه ها"در سومين دور? انتخاب كتاب دفاع مقدس مورد تقدير قرار گرفت. گروه : علوم پايه رشته : شيمي گرايش : نويسنده و روزنامه نگار تحصيلات رسمي و حرفه اي : سميرا اصلان پور،تحصيلاتش را در مقطع كارشناسي مهندسي شيمي به اتمام رسانده است. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : فعاليتهاي فرهنگي سميرا اصلان پور به قرار زير است: همكاري با نشريات متعدد ، دبير سرويس هنري مجله سوره نوجوانان ، چند دوره داوري كتاب سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، عضو هيئت مؤسس و هيئت مديره انجمن قلم ايران ، عضو هيئت منصفه مطبوعات ، عضو شوراي سردبيري مجله ادبيات داستاني از شماره 69تا 68، دبير اولين دوره جشنواره قلم زرين مي باشد،در حال حاضر نيزمسئول صفحه ادب و هنر روزنامه كيهان است. جوائز و نشانها : از ميان آثار سميرا اصلان پور كتاب "چشم جبهه ها"در سومين دور? انتخاب كتاب دفاع مقدس مورد تقدير قرار گرفت. ________________________________________ آثار : 1 انار و آيينه ويژگي اثر : تاليف 2 پنجره من و حياط شازده ويژگي اثر : تاليف 3 پيراهن سپيد ويژگي اثر : تاليف 4 تا ماه كامل شود ويژگي اثر : تاليف 5 چشم جبهه ها ويژگي اثر : تاليف،كتاب "چشم جبهه ها"در سومين دور? انتخاب كتاب دفاع مقدس مورد تقدير قرار گرفت. 6 قلب نقره اي شهر ويژگي اثر : تاليف 7 قله هاي سپيد دور دست ويژگي اثر : در دست چاپ 8 كوههاي آسمان ويژگي اثر : تاليف 9 گذر از خار زار ويژگي اثر : در دست چاپ 10 گزديده ادبيات معاصر – دفتر 18 ويژگي اثر : تاليف 11 مبصر بعدي ويژگي اثر : تاليف 12 نيلوفر ستاره ها و سپيدار ويژگي اثر : تاليف

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 17 مرداد 1395  - 11:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

مجید رضائیان در سال 1340 در تربت جام به دنیا آمد. وی دارای مدرک لیسانس علوم سیاسی، فوق لیسانس روابط بین‌الملل و دکترای روزنامه‌نگاری است رضائیان فعالیت حرفه‌ای خود را از سال 1359 زیر نظرمرحوم دکتر محمد حسین هدی در روزنامه جمهوری اسلامی - ویژه نامه پنجشنبه‌ها و صفحه مقالات خارجی این روزنامه - آغاز کرد. پس از آن با روزنامه‌های صبح آزادگان، کیهان هوایی و کیهان تا سال 71 همکاری داشت. وی از بنیان‌گذاران روزنامه نگاری پس از جنگ به شمار می‌آید: بنیان‌گذاری روزنامه ایران توسط او در سال 73 که برای اولین بار از ماکت موضوعی و مطبوعاتی متفاوتی برخوردار بود، توانست سبک تازه‌ای را به عنوان «سبک خبری - گزارشی» به جامعه روزنامه‌نگاری عرضه نماید. رضائیان برای اولین‌بار در صفحه اول روزنامه ایران از تیترهای کوتاه و عکس‌های بزرگ استفاده کرد و در طراحی تحریریه روزنامه ایران برای نخستین‌بار سرویس‌های نظرسنجی و سرویس آیینه در کنار سرویس حوادث با نگاه به خبرهای شیرین حادثه‌ای مانند آزادی زندانیان بدهکار و...، به همراه صفحه آموزش و باشگاه خوانندگان - برگرفته از مدل روزنامه لوموند و فرانکفورتر الگماینه - ایجاد کرد. وی پس از مذاکره و دیدار با سردبیران موفق اروپا و مطالعه روی روزنامه‌نگاران حرفه‌ای نسل‌های اول و دوم ایران (دهه 40 و دهه 50) تئوری به کار گیری«سه نسل مطبوعاتی» در کنار هم در یک تحریریه را در روزنامه ایران عملی کرد. وی به پشتوانه همین مطالعه، طرح «واگذاری آگهی های روزنامه به بخش خصوصی» را عملی کرد که پس از آن به الگویی موفق تبدیل شد و افزون بر آن، مدل متفاوتی از «توزیع متمرکز مطبوعاتی» را که از روزنامه فیگارو الهام گرفته بود، درشکل بومی آن پیاده کرد. او پیش از بنیانگذاری روزنامه ایران که سمت جانشین مدیر مسئول و سردبیر را عهده دار بود، در سال 71 مدیر کل پژوهش ایرنا شد و پس از انتشار روزنامه در سال 73، در سال 76 به عضویت شورای 5 نفره «تاسیس دانشکده خبر» درآمد. رضاییان، نخستین معاون پژوهشی دانشکده‌ ‌خبر بود و در سال 77 در راس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت خدمات خبری عصر ایران - وابسته به ایرنا- قرار گرفت. وی در نیمه ‌دوم سال 77 «سبک روزنامه خبری-ت حلیلی» را برای نخستین‌بار در مطبوعات ایران با بنیان‌گذاری روزنامه انتخاب، کلید زد و در این روزنامه تا سال 79 با سمت معاون هماهنگ کننده مدیر مسئول و سردبیر فعالیت کرد. وی در طراحی کمپین تبلیغاتی روزنامه انتخاب با اسلوگان (شعار) «انتخاب حق شماست» وبرای روزنامه ایران ازاعضای اصلی شورایی بود که زیر نظر خود او اسلوگان «بخوان، ایران بخوان، ایران» طراحی و اجرا شد و در روزنامه جام جم «دو روزنامه در یک روز» از اسلوگان‌های او به شمار می‌آید. وی سپس برای سردبیری روزنامه جام جم دعوت به همکاری شد و ضمن ارائه طرحی متفاوت با تاکید بر «ماکت مطبوعاتی فرهنگی- اجتماعی»، در راه‌اندازی آن مشارکت داشت و تا پایان سال 85 به فعالیت ادامه داد. از جمله کارهای ویژه رضاییان در این دوران، تیترهای یک یا دو کلمه‌ای از شب اول حادثه 11 سپتامر تا 28 شب بود. وی از ابتدای سال 86 به دلیل ادامه تحصیل در مقطع دکترا، تنها عضویت شورای تیتر روزنامه جام جم را بر عهده دارد. رضاییان علاوه بر بنیان گذاری سبک روزنامه نگاری خبری- تحلیلی، از بنیان‌گذاران «جشنواره‌های تخصصی مطبوعات» به شمار می‌آید که از سال 80 کلید خورد و تا کنون داوری ده‌ها جشنواره و ریاست هیات داوران را بر عهده داشته است. در سومین دوره این جشنواره، با ساختن فیلمی از او، برایش مراسم نکو داشتی گرفتند. وی از ابتدای تاسیس دانشکده خبر تا کنون در این دانشکده تدریس داشته و هم اکنون علاوه بر دانشکده خبر، در مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها و دانشکده ارتباطات سوره تدریس دارد. مواد تدریس وی شامل تیتر نویسی- مدیریت ویراستاری اخبار- نقد و مقاله در مطبوعات- تکنیک‌های اقناع - بازاریابی و ارتباطات است. وی از طرف مرکز مطالعات تا کنون چندین دوره‌ تیتر نویسی و خبر پیشرفته در مطبوعات و خبرگزاری‌ها تدریس کرده است. رضاییان از سال 80 تا کنون همت خود را بر «توسعه روزنامه نگاری تخصصی» متمرکز کرده و تا کنون به عنوان طراح و یا مشاور در تاسیس و راه اندازی نشریات وسایت‌های تخصصی ایفای نقش کرده است. برخی طرح‌های مهم پژوهشی او در دوره مسئولیت اداره کل پژوهشی ایرنا به شرح زیر است: مجموعه 8 جلدی بررسی اطلاعات در خبر مجموعه دو جلدی بررسی پیام در خبر نظر سنجی درباره علل گرایش شهروندان تهرانی نسبت به اخبار رسانه‌های خارجی نظر سنجی درباره سلایق مخاطبان نسبت به موضوعات مطرح در مطبوعات ایران پژوهش و مطالعه میدانی با تاکید بر رسانه‌های موفق در اروپا( با هدف رسیدن به یک مدل و مهندسی حرفه‌ای پیش از راه اندازی روزنامه ایران) جدای از ده‌ها مقاله و مصاحبه تخصصی در زمینه روزنامه‌نگاری، از جمله می‌توان به مقاله «تیتر تحلیلی» در فصلنامه رسانه ویژه آموزش روزنامه‌نگاری اشاره کرد. وی همچنین کنفرانسی پژوهشی در سال 2011 در زمینه «رابطه روزنامه نگاری و ادبیات معاصر» در دانشگاه سن‌پترزبورگ داشته که به دعوت گروه ایران‌ شناسی این دانشگاه صورت پذیرفت. .همچنین از او در سال 2010 در دانشکده روزنامه‌نگاری دانشگاه ملی تاجیکستان دعوت شد تا درباره روزنامه‌نگاری تحلیلی کنفرانسی پژوهشی ارائه کند. موضوع پایان نامه او روزنامه نگاری تحلیلی، با تاکید بر مقایسه نگاه مطبوعات امریکا،اروپا،روسیه به واقعیت ایران معاصر است که شامل 11روزنامه می‌شود .او 3کتاب در دست تالیف دارد. وی، عضو انجمن منتقدان و نویسندگان تئاتر ایران است و در طول 10 سال فعالیت این انجمن ، 6 سال داوری بخش مسابقه مطبوعاتی این انجمن را بر عهده داشت. هیات مدیره انجمن در مهر ماه1390 با ساختن فیلمی از رضاییان تقدیر از او را به عنوان یکی از اساتید برتر روزنامه‌نگاری به همراه 4 چهره برتر تئاتری، آقایان داود رشیدی، بهروز غریب پور، مهدی هاشمی و فرشید ابراهیمیان را تصویب و اجرا کرد.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 17 مرداد 1395  - 11:16 PM

ملیت : اسکاتلند   -   قرن : 19 منبع :

توماس كارلايل مورخ و انديشمند اسکاتلندی (1795- 1881) "توماس کارلایل" در سوم دسامبر 1795 به دنیا آمد و مهمترین اثر او "تاریخ انقلاب کبیر فرانسه" است. آثار وی تأثیر بسزایی بر تفکر سیاسی، ادبی و مذهبی نیمه ي سده ي نوزدهم میلادی بریتانیا داشت و خود او بسیار تحت تأثیر گوته بود؛ آثاري از جمله "انقلاب فرانسه" و "قهرمانان و ستایش قهرمان و قهرمانان در تاریخ" که نشانگر باور وی در مورد نقش قهرمانان و ناجیان در پیشرفت تاریخ است و همچنين، "نامه ها و سخنرانیهای کرامول و فردریک کبیر" از شاهکارهای او به شمار مي رود. كارلايل در حرفه ي تاريخنگاري انقلاب كرد و تاليف هايش را بدون "فوت نت" منتشر ساخت و روشي را پايه نهاد كه اينك به "تاريخنگاري ژورناليستيك" معروف شده است. به باور وي، مردمي كه به يك مورخ اعتماد دارند بايد حرفهاي او را بپذيرند و لذا نيازي به ذكر غير ضروري سرچشمه ها و گويندگان سخن نيست، زيرا كه مورخ، پيش از اين، درستي مطالب به دست آمده را آزمايش كرده است. اگر مورخ به موردي ترديد دارد بايد آن را ذكر كند و به گردن ديگران انداختن و تكرار "امور مورد ترديد و شايعه" درست نيست. ذكر سرچشمه ها - كه درستي خود آنها هم روشن نيست - باعث پيچيدگي نوشته و به درازا كشيدن گفتار مي شود. كارلايل تاييد كرده است كه "فرد ديگري" بايد "تاريخ روز" (خبر) را بنويسد كه پژوهشگران پس از او، اين "فرد ديگر" را "روزنامه نگار" نام نهادند. به اين ترتيب وي راهي را گشود كه به پذيرش اين اصل انجاميد كه روزنامه نگار، "تاريخ امروز" را مي نويسد و عناصرش را به دست مي دهد و تاريخ نگار پس از كسب نتيجه، با شكيبايي بيشتر و برگزيدن يك روش تحقيق و سبك مطمئن، آن را دنبال خواهد كرد و با جمع آوري اسناد لازم، كل "رويداد" را شرح مي دهد و بايد "علت يا علل" و "نتيجه يا نتايج" را روشن سازد. بنابراين، اين دو حرفه (روزنامه نگاري و تاريخنگاري) داراي يك قلمرو مشترك هستند. كارلايل، مورخ را به مثابه ي يك کارآگاه (پليس) مي داند كه براي "قاضي تاريخ" مدرك جمع آوري مي كند و "قاضي زمان" جز نوشته و يا كتاب تاريخ كسي ديگر، نمي تواند باشد و "دادرسي"، همان شرح رويداد است [ از اين نظر ] كه چرا شروع شد، چگونه انجام گرفت و به كجا ختم شد. به باور كارلايل و پيروان او، هيچ فرد و گروه، نمي تواند از دست کارآگاه و قاضي تاريخ بگريزد؛ لذا بايد مراقب اعمال هر روز خود باشد. بازپرس (کارآگاه) تاريخ با ديگر بازپرسها اين تفاوت را دارد كه هم برضد و هم در حمايت از يك رويداد و پيروان آن، به گردآوري سند مي پردازد. با اين استدلال، تاريخ نگار، همان روزنامه نگار است كه به جاي امروز درباره ي ديروز و ديروزهاي دور به پژوهش مي پردازد و مي نويسد تا تجربه ي گذشتگان هدر نرود و در امور جاري به كار گرفته شود و امور نادرست تكرار نگردد. كارلايل نسبت به مورخان پيش از خود و معاصرش، به "ناراتيو" (شرح نويسي) يك رويداد تاريخي توجه بيشتري دارد تا به رديف كردن سرچشمه ها و ريشه ها و برداشتن مسئوليت از دوش خود. وي همچنين تاريخ نگاري پر از فوت نت نويسي را گونه اي "رونويسي" (رونوشت برداشتن) خوانده است. توماس كارلايل، در پنجم فوريه ي 1881 چشم از جهان فرو بست.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 17 مرداد 1395  - 11:16 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

میرزا محمد مهدی فرقانی در سال 1331 در یزد به دنیا آمد. وی فارغ التحصیل دوره کارشناسی روزنامه نگاری، کارشناسی ارشد و دکترای علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هیات علمی گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است. فرقانی از سال 1378 تا آبان 1382 رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها [دفترمطالعات و توسعه رسانه‌ها] بود و از آن سال تا سال 1386 ریاست دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی را بر عهده داشت. برخی از سوابق علمی: • همکاری با روزنامه کیهان، به عنوان خبرنگار، گزارشگر، دبیر سرویس، عضو شورای سردبیری و عضو شورای تیتر روزنامه در فاصله سال‌های 1351 تا 1375 • عضو انجمن بین‌المللی تحقیق در ارتباط جمعی (IAMCR) • عضو مرکز آسیایی اطلاعات رسانه‌ای (AMIC) • عضو انجمن جهانی تحقیق در افکار عمومی (WAPOR) • عضو جمعیت توسعه علمی کشور • عضو هیات مدیره اولین دوره انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعاتی • عضو هیات مدیره اولین دوره انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات • عضو انجمن جامعه شناسی ایران • عضو کمیته ملی ارتباطات وابسته به کمیسیون ملی یونسکو در ایران • بنیانگذاری و سردبیری ماهنامه علمی- آموزشی تدبیر از سال 1368 • مدیریت مسئول فصلنامه تخصصی رسانه به مدت چهار سال • عضویت در هیات امنای دانشکده خبر • مسئولیت راه‌اندازی نخستین دانشکده علوم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبایی • عضویت در هیات داوران نهایی و کمیته‌های تخصصی جشنواره‌های مختلف • مطبوعات، روابط عمومی‌ها و نشریات دانشجویی برخی از تالیفات محمد مهدی فرقانی: • تالیف و نگارش کتاب‌های: درآمدی بر ارتباطات سنتی در ایران و راه دراز گذار • بیش از 20 مقاله چاپ شده در فصلنامه رسانه، فصلنامه علوم اجتماعی، مجموعه مقالات سمینارها و سایر نشریات • کتاب در دست تالیف «گزارش نویسی برای مطبوعات» • تالیف جزوه‌های درسی گزارش نویسی، مصاحبه مطبوعاتی، ارتباط با رسانه • ده‌ها گفت‌وگو و مقاله درج شده در مطبوعات

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 17 مرداد 1395  - 11:16 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 10

جستجو



در وبلاگ جاری
در كل اينترنت

نویسندگان

امکانات جانبی