مشاهیر ایران و جهان

راسخون راسخون راسخون
انجمن ها انجمن ها انجمن ها
گالری تصاویر گالری تصاویر گالری تصاویر
وبلاگ وبلاگ وبلاگ
چندرسانه ای چندرسانه ای چندرسانه ای

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1279 ش)، روزنامه‏نگار و مترجم. در شیراز به دنیا آمد. خدمات ادارى خود را در زادگاهش شروع كرد و تا 1338 ق در شیراز به سر برد و در همان سال چهار شماره از مجله‏ى «خاور» را منتشر كرد. پس از آن به تهران آمد و در وزارت دادگسترى به خدمت مشغول شد و چند سالى نیز در دادگسترى اصفهان كار مى‏كرد. سپس به تهران بازگشت و در 1341 ق روزنامه‏ى «آسمان» را منتشر كرد. وى از اعضاى عالى‏رتبه‏ى وزارت دادگسترى بود. از آثارش: «اطلس تاریخى اسلامى»، ترجمه؛ «جغرافیاى تاریخى سرزمینهاى خلافت شرقى»، ترجمه؛ «حواء امروز»، ترجمه.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1330 -1272 / 1271 ش)، روزنامه‏نگار. در شیراز به دنیا آمد. از ده سالگى تا اوایل مشروطیت در یكى از حجره‏هاى مدرسه‏ى‏خان شیراز مشغول تحصیل بود. در 1299 ش امتیاز هفت‏نامه‏ى «عدالت» را در شیراز گرفت و تا 1308 ش به انتشار آن ادامه داد و از آن به بعد به امر زراعت و اداره‏ى املاك موروثى خود پرداخت.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1317 ق)، نویسنده، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به سالك. در شیراز به دنیا آمد، پس از تحصیلات ابتدایى و آشنایى با زبانهاى فرانسوى و انگلیسى، در اهواز به تدریس پرداخت و بعد به بوشهر رفت و ضمن تكمیل تحصیلات خود در رشته‏ى ادبیات فارسى و عربى، در تجارتخانه‏اى به كار دفتردارى و انشاء و داد و ستد تجارتى پرداخت. سفرى به عراق رفت و بعد از بازگشت در شیراز قرائت‏خانه‏ى آدمیت را تاسیس كرد و به كار خرید و فروش كتاب پرداخت. در سال 1305 ش روزنامه‏ى ادبى و سیاسى «آدمیت» را در شیراز منتشر كرد، پس از دو سال انتشار آن و تعطیلى روزنامه، به هندوستان رفت و سپس به تهران آمد و مدتى مدیر روزنامه‏ى «ایران آزاد» شد و كتابخانه آدمیت را تاسیس كرد، و بعد از انتقال به كتابخانه‏ى مجلس شوراى ملى، به نوشتن فهرست كتب خطى آن كتابخانه پرداخت و به عضویت پیوسته‏ى انجمن ادبى فرهنگستان ایران درآمد. آدمیت ضمن سرودن شعر، تالیفاتى نیز از خود به جاى گذاشته است كه برخى از آنها عبارتند از: «رساله‏ى اغلاط مشهوره»؛ «دانشمندان و سخن‏سرایان فارس»، در پنج مجلد؛ «دلیران تنگستانى»؛ «فارس و جنگ بین‏الملل»؛ «رساله‏ى كلمات و اصطلاحات جدیده»؛ «منتخبات ایران شهر یا اصول آدمیت»؛ «منتخب برهان قاطع»؛ «منشآت آدمیت»؛ «دیوان» اشعار.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1288 ش)، روزنامه‏نگار، استاد دانشگاه و شاعر، متخلص به رعدى. در تبریز متولد شد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در تبریز به پایان برد، سپس به تهران آمد و از دانشكده‏ى حقوق و علوم سیاسى به اخذ لیسانس نایل گشت. در سال 1312 ش به خدمت دولت درآمد و مشاغلى چون مدیر كتابخانه‏ى فنى وزارت فرهنگ، ریاست اداره‏ى كل نگارش، سرپرستى مجله‏ى آموزش و پرورش و ریاست هیات تحریریه‏ى روزنامه‏ى «ایران» را عهده‏دار بوده است. در تاسیس فرهنگستان ایران همكارى داشته و مدتى دبیرخانه آن را اداره مى‏كرده است. در سال 1315 ش به مظور تكمیل معلومات به پاریس رفت و در رشته یا ادبیات درجه‏ى دكترا گرفت. وى به زبانهاى فرانسوى، انگلیسى، عربى و تركى رایج در تركیه تسلط داشت. سپس به ایران مراجعت كرد و در وزارت فرهنگ به خدمت مشغول شد. بعدها به نمایندگى ایران در یونسكو انتخاب شد و به نیابت ریاست آن سازمان رسید. پس از مراجعت به ایران، سناتور انتخابى تهران شد و ریاست دانشكده‏ى ادبیات دانشگاه ملى را عهده‏دار بود. دكتر رعدى در سرودن شعر توانا بود. قصیده‏ى «نگاه» او مشهورترین و شیواترین قصاید زبان فارسى است كه آن را در سال 1314 ش و براى برادر لال خود سرود. از آثار او: رساله‏ى «رستاخیز ادبى ایران»؛ رساله‏ى «جهان‏بینى فردوسى»؛ «تاریخچه‏ى تحول دانشگاه‏ها در ایران»، به زبان انگلیسى؛ «تحقیق در آموزش عالى در زمینه‏ى حقوق عمومى تطبیقى»، به زبان فرانسوى؛ «پنج آینه»، شامل مثنویهایى سیاسى. مجموعه‏ى اشعار او تحت عنوان «نگاه» چاپ و منتشر شده است.[1] شاعر و ادیب و محقق و سیاستمدار، در 1288 در شهر تبریز پا به عرصه‏ى وجود نهاد. نیاكانش تفرشى بودند. تحصیلات خود را در تبریز آغاز كرد و در 1306 ش دیپلم گرفت و براى ادامه‏ى تحصیل عازم تهران شد و در مدرسه‏ى عالى حقوق و علوم سیاسى ثبت نام كرد و سرانجام در 1309 درجه‏ى لیسانس در علم حقوق گرفت و به آذربایجان بازگشت و شغل دبیرى را پیشه‏ى خود ساخت. چند سالى در تبریز به تدریس ادبیات و تاریخ و جغرافیا مشغول بود تا اینكه به تهران انتقال یافت و ریاست اداره انطباعات وزارت فرهنگ و مدیریت مجله‏ى تعلیم و تربیت به او محول گردید. در 1314 كه فرهنگستان ایران تاسیس یافت، رعدى با حفظ سمت به ریاست دبیرخانه‏ى فرهنگستان انتخاب شد. در 1315 على‏اصغر حكمت وزیر فرهنگ وقت، او را براى ادامه‏ى تحصیل به اروپا فرستاد و در كشور سویس دوره‏ى دكتراى حقوق را به اتمام رسانید و در 1321 به ایران بازگشت و به عضویت فرهنگستان و مدیر كلى وزارت فرهنگ و استادى دانشگاه دعوت شد. دكتر رعدى چندى به كارهاى فرهنگى و ادبى اشتغال داشت. مجددا براى مطالعات زبان‏شناسى با سمت وابسته‏ى فرهنگى به انگلستان عزیمت نمود و چند سالى نیز در این زمینه به تحقیق و تتبع پرداخت و به ایران بازگشت. مدتى بازرسى فنى و مشاور عالى بود و بعد به ریاست اداره كل تعلیمات عالیه رسید و سرانجام نماینده و سفیر ایران در یونسكو شد و سالها بدون معارض در آن سمت انجام وظیفه مى‏كرد تا اینكه جاى خود را به دكتر منوچهر اقبال داد و به تهران احضار شد. در انتخابات سال 1342 به سمت سناتور انتصابى تعیین گردید و مدت چهار سال سناتور بود. رویه‏ى وى در مجلس سنا و ایراد سخنرانى‏هاى بى‏جا و بجا و حمله به وزارت فرهنگ و انتقاد از برنامه‏هاى دولت موجب گردید كه پس از اختتام دوره‏ى چهارم مجلس سنا، به وى كار فرهنگى داده شود. از این‏رو به ریاست دانشكده‏ى ادبیات دانشگاه ملى (شهید بهشتى) منصوب گردید و تا پایان 1357 در آن شغل مستقر بود و سپس بازنشسته شد. رعدى مردى فاضل و شاعرى توانا بود و در ادبیات فارسى، عربى، انگلیسى و فرانسه صاحب‏نظر بود. از نوجوانى شعر مى‏سرود و چون اشعارش از مضامین بدیع و سادگى و روانى برخوردار بود، مورد توجه بزرگان علم و ادب قرار گرفت و دانشمندانى چون ادیب‏السلطنه سمیعى، دبیراعظم بهرامى و على‏اصغر حكمت به او ارج مى‏نهادندو در انجام خواسته‏هایش مساعدت فراوان كرده‏اند. اشعار او اعم از قصیده و عزل و چكامه، بالغ بر چهل هزاربیت مى‏باشد و تاكنون دو جلد از اشعار او به چاپ رسیده است. دكتر غلامعلى رعدى در عین فضیلت، مردى جاه‏طلب، خودخواه و تندخو بود و خود را بالاتر از همه مى‏دانست. در اشعارش بسیارى از فضلا و ادبا را مورد انتقاد قرار داده است. با هیچ‏كس روح سازش نداشت. وفات وى در سال 1378 در تهران اتفاق افتاد و سالیانى چند در بسترى بیمارى بود.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1327 ق)، روزنامه‏نگار و شاعر. در دزفول متولد شد. به سال 1342 ق به بین‏النهرین رفت و دو سال در آنجا مسكن گزید و بعد از مدتى به ایران بازگشت و به اراك رفت، مدتى با روزنامه‏ى اراك همكارى كرد و به دلیل نوشتن مقالات و اشعار مهیّج مدتى زندانى شد. پس از مدتى بار دیگر به بین‏النهرین رفت و به سال 1323 ش به ایران بازگشت و در تهران مقیم شد و با مطبوعات همكارى خود را آغاز كرد و شهرتى به دست آورد. وى بیشتر آثار خود را با امضاهاى مستعار رنجبر، خفى، خوشه‏چین، جلیل، مزاحم، در جراید منتشر مى‏كرد، چندى آثارش در روزنامه فكاهى «چلنگر» انتشار یافت. از آثار وى: منظومه‏ى «عشق و عفت»؛ «كتابت ابراهیم» كه از شاهكارهاى نظم فارس معاصر به شمار مى‏رود و «دیوان» اشعار.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1352 -1288 ق)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به ساعى. معروف به نسیم‏شمال. او در قزوین متولد شد. خواندن و نوشتن را نزد شیخ عبدالرحیم قزوینى فراگرفت. مقدمات صرف و نحو و منطق و بیان تا سطوح را از محضر ملا على طارمى و ملا محمدعلى برغانى صالحى در مدرسه‏ى صالحیه‏ى قزوین آموخت و در حدود سال 1305 ق به عتبات رفت. در كربلا از حوزه‏ى علمى میرزا علامه‏ى برغانى صالحى و میرزا علینقى برغانى صالحى سالها بهره گرفت. در حدود سال 1310 ق به قزوین بازگشت و در زنجان ساكن شد. عرفان و حكمت و ریاضیات را نزد میرزا ابراهیم مسگر زنجانى آموخت بعد به تبریز رفت و در حدود سال 1313 ق به قزوین مراجعت كرد و در مدرسه‏ى صالحیه مشغول تعلم و تعلم شد. در این مدرسه با افكار آزادیخواهان آشنا شد. در سال 1316 ق براى بار دوم عازم كربلا شد و به حوزه‏ى درس استاد خود میرزاعلى برغانى ملحق گردید. با سابقه‏ى ذهنى كه داشت مبارزات سیاسى خود را در كربلا فعالانه آغاز كرد. سپس به ایران بازگشت و در رشت به شغل كتابت پرداخت و روزنامه‏ى «نسیم شمال» را از سال 1325 ق تا انحلال مشروطه‏ى اول به طور غیرمرتب انتشار داد. وى در گیرودار كشاكش میان مشروطه‏خواهان به محمدعلى شاه و اطرافیانش در اشعارى كه مى‏سرود و در روزنامه‏اش چاپ مى‏كرد، از زشتكاریهاى شاه و طرفداران سلطنت مطلقه به شدت انتقاد مى‏كرد و آنان را به باد مسخره مى‏گرفت. با فتح تهران و غلبه‏ى آزادیخواهان به تهران آمد و با كمك مادى و معنوى محمد ولى‏خان سپهسالار در سال 1327 ق انتشار «نسیم شمال» را ادامه داد. از آنجا كه روزنامه جنبه‏ى فكاهى و طنزآمیز داشت، بیشتر مورد توجه مردم قرار گرفت و او شهرت زیادى كسب كرد. در شعر زبان محاوره را برگزید و ضمن فكاهى بودن، جنبه‏ى طنزآمیز و انتقادى داشت. در حقیقت سید اشرف‏الدین در نظم فارسى راهى گشود كه تا قبل از او كمتر به آن توجه داشتند. گویا در اواخر عمر به جنون مبتلا شد و دستاویزى شد تا او را به تیمارستان انداختند. نسیم شمال در فقر و تنگدستى درگذشت. اشعار وى بیش از بیست هزار بیت است كه خود او شمارى از آنها را در دفترى كه «باغ بهشت» نام دارد، جداگانه منتشر كرده است. از دیگر آثارش: «دیوان» اشعار؛ كتاب مختصرى در حكمت كه در رشت چاپ شده است؛ «عزیز و غزال»؛ «ارفع نامه»؛ «نهضت بانوان»؛«تاریخ سلاطین ایران»، به نظم كه در تهران چاپ شده است؛ «بشارت ظهور».

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1323 -1279 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به آزادى. فرزند شیخ محمد حسین حیات مدیر روزنامه‏ى «حیات» و از اهالى شیراز بود. پس از به پایان رسانیدن تحصیلات قدیم و جدید خود، مدیریت دبیرستان حیات را كه پدرش تأسیس كرده بود برعهده گرفت و به تدریس نیز پرداخت. در سال 1299 ش، اقدام به تأسیس روزنامه‏ى «عصر آزادى» در شیراز نمود و با انتشار آن وارد عرصه‏ى سیاست شد. جواد آزادى چند دوره‏ى متوالى (از دوره‏ى نهم تا چهاردهم) نماینده‏ى مردم لار در مجلس شوراى ملى و غالباً عضو هیئت رئیسه‏ى مجلس بود. وى در تهران وفات یافت.[1] متولد 1275 در شیراز، فرزند شیخ محمدحسین حیات شیرازى روحانى و ناشر روزنامه‏ى حیات شیراز. تحصیلات مقدماتى و عالى خود را در شیراز مطابق معمول زمان انجام داد و به شغل فرهنگى پرداخت. چندى مدیریت مدارس شریعت، حیات و هنرستان فارس را داشت. در 1299 ش امتیاز روزنامه‏ى عصر آزادى را گرفت و به انتشار آن مبادرت نمود. از دوره‏ى دهم از لار به وكالت رسید. مجموعاً 5 دوره وكیل مجلس بود. در 1323 در 48 سالگى بر اثر سكته درگذشت. نویسنده‏اى توانا و خطیبى پرمایه بود. زبانهاى عربى و انگلیسى را مى‏دانست. در زبان و ادبیات فارسى بصیرت داشت.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1274 ش)، روزنامه‏نگار. فرزند شیخ على‏اكبر مجتهد از علماى گیلان بود. وى در نجف اشرف متولد شد و تحصیلات مقدماتى خود را در گیلان گذراند و در انقلاب مشروطیت به آزادیخواهان گروید و با همین روحیه در سال 1302 ش امتیاز روزنامه «قرن 14» را گرفت ولى پس از دو سال انتشار، روزنامه‏ى مذكور توقیف شد. پس از مدتى در نیمه‏ى دوم سال 1305 ش موفق به دریافت امتیاز روزنامه‏ى «فكر جوان» شد. پس از چهار سال این روزنامه نیز متوقف و آزاده نیز مدتى در بند و سالیانى تبعید گردید. بعد از شهریور 1320 ش بار دیگر به انتشار روزنامه «فكر جوان» پرداخت تا آن كه به موجب قانون مطبوعات احمد قوام، روزنامه مجدداً توقیف شد. آزاده‏ى گیلانى با تلاش زیاد در سال 1322 ش پس از كسب امتیاز مجدد روزنامه‏ى «فكر جوان» به نشر دوباره‏ى آن پرداخت.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1325 -1261 ش)، روزنامه‏نگار و نویسنده. وى در مراغه متولد شد. پدرش از مجتهدین آذربایجان بود و ابوالقسم نیز پس از اتمام تحصیلات مقدماتى علوم عربى به نجف رفت و در آنجا در حوزه‏هاى درس آخوند ملا كاظم خراسانى و شیخ حسن ممقانى و فاضل شربیانى حضور پیدا كرد. در پایان تحصیلات حوزوى خود به ایران آمد و براى ادامه‏ى تحصیل راهى اروپا شد و مدت یازده سال در روسیه، تركیه، یونان، فرانسه، انگلستان، بلژیك، هلند، مصر، حجاز و هندوستان به سر برد و پس از بازگشت به ایران، در اواسط جنگ جهانى اول، در تهران به روزنامه‏نگارى پرداخت. ابتدا مجله‏ى «نامه‏ى پارسى» را كه به فارسى سره و بدون واژه‏هاى عربى بود منتشر كرد و سپس روزنامه‏ى «آسایش» را در تهران و روزنامه‏ى «آزاد» را در تبریز و بعد مجله‏ى «نامه‏ى بانوان» را در تهران انتشار داد. در 1324 ش نیز جمعیتى به نام «گروه الفباى آسان» تشكیل داد كه خود دبیر آن گروه بود. از آثار وى: «الفباى آسان شاهراه رستگارى ایران است»؛ «فرهنگ آزاد»؛ «رهنماى نوعروسان».

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1268 /1267 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به آزاد. وى در اصفهان متولد شد و در همان شهر به كسب دانش پرداخت. پس از گذراندن تحصیلات متداول زمان خود و آموختن زبان فرانسه، در دبیرستانهاى اصفهان و تهران به تدریس پرداخت. در سال 1325 ش مجله‏ى هفتگى «نوربخش» را به مدت یك سال انتشار داد. وى ابتدا عضو انجمن ادبى اصفهان بود و سپس از اعضاى انجمن حكیم نظامى در تهران گردید كه وحید دستگردى مدیر «مجله‏ى ارمغان» مؤسس آن بود. از آثارش: «جوان سلحشور»؛ «منتخبات آزاد»، شعر.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1299 ش)، روزنامه‏نگار. وى مؤسس، مدیر و سردبیر روزنامه‏ى «نامه‏ى بانوان» بود كه در سال 1299 ش در تهران منتشر شد. او به كمك همسرش ابوالقاسم آزاد مراغه‏اى به انتشار «نامه‏ى بانوان» پرداخت. در عنوان روزنامه بالاى اسم آن جمله «زنان نخستین آموزگار مردانند» به عنوان شعار چاپ شده بود. در «نامه‏ى بانوان» بیشتر مندرجات مخصوص بانوان بود و در صفحه‏ى عنوان آن مقصود از انتشار روزنامه این طور نوشته شده بود: «این روزنامه براى بیدارى و رستگارى زنان بیچاره و ستمكش ایران است».

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

حسن لاهوتي در سال 1323 در سبزوار متولد شد.وي از نخستين مترجمان و محققاني است كه در بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي مشغول به كار شد .ايشان در جوار استاد سيدجلال الدين آشتياني توانست اثار ارزشمندي چون «شكوه شمس» پروفسور شيمل را ترجمه كند.نامبرده مدرس دانشگاه پيام نور بوده و در حال حاضر نيز عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي مشهد مي باشد. كتاب "شرح مثنوي معنوي"ترجمه ،حسن لاهوتي ، در دوره چهاردهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي گرايش : ترجمه تحصيلات رسمي و حرفه اي : حسن لاهوتي تحصيلات ابتدايي، متوسطه و دانشگاهي را تا مقطع فوق ليسانس در مشهد طي كرد و پس از آن براي ادامه تحصيل به دانشگاه ايالتي ميشيگان «MSU» رفت. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : حسن لاهوتي از نخستين مترجمان و محققاني است كه در بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي مشغول به كار شد و آثاري چون «جنبشهاي اسلامي و گرايشهاي قومي در مستعمره هند»، «هند بريتانيا»، «خدمات مسلمانان به جغرافيا» همراه با تعليقات و تحقيقات ديگر حاصل سالها همكاري او با آن بنياد است. مطالع? آثار كهن عرفاني و اسلامي و ادب فارسي كه از اوان جواني بدان پرداخته وبهر? وافري كه در طول ساليان دراز از محضر استاد سيدجلال الدين آشتياني برده است او را به ترجم? اثار ارزشمندي چون «شكوه شمس» پروفسور شيمل توانا ساخت جوائز و نشانها : كتاب "شرح مثنوي معنوي"ترجمه ،حسن لاهوتي ، در دوره چهاردهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد. -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 جنبشهاي اسلامي و گرايشهاي قومي در مستعمره هند ويژگي اثر : ترجمه 2 خدمات مسلمانان به جغرافيا ويژگي اثر : ترجمه 3 شرح مثنوي معنوي ويژگي اثر : ترجمه،اين كتاب در دوره چهاردهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران ،از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي و برگزيده شده است. آشنايي با كتاب: «شرح مثنوي معنوي»: شرح مثنوي معنوي مولوي (شش دفتر)، رينولد ا. نيكلسون، ترجمه و تعليق حسن لاهوتي، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1374. درك سخنان عارفان? مولانا در مثنوي، بي نياز از شرح نيست. در اين كتاب با هم? سلاست بيان و شيوايي و سادگي، فراوان است مضاميني كه فهم آن بدون اطلاع كافي از دقايق ادب فارسي و اصول معارف عالي? اسلام، دشوار، بلكه غيرممكن است. همين ضرورت، توجه دانشمندان نكته سنج را به نوشتن شروح گوناگون بر مثنوي معطوف داشته است، تا آنجا كه دانشمندي به نام نيكلسون 20 سال تمام از عمر خود را صرف تهي? نسخه اي كامل از مثنوي كرد. مترجم با دقت نظر در يافتن معادلهاي درست و قانوني الفاظ و تعبيرات و اصطلاحات عرفاني و فلسفي، كوشيده است عين نقل قولهاي مستقيم را بيابد و در متن فارسي بگنجاند. مترجم در برگردان اين اثر تحقيقي- كه هفت سال به طول انجاميد- از راهنمايي و همكاري عالماني چند برخوردار بوده است و با پيشگفتار محققانه و عالمان? سيدجلال الدين آشتياني اثر خود را مزين نموده است 4 هند بريتانيا ويژگي اثر : ترجمه

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

سيد اشرف الدين گيلاني موسوم به نسيم شمال از شعراي معروف و مردمي ،نويسنده و روزنامه نگار دوره مشروطيت، در سال 1287 ه.ق در قزوين متولد شد.وي پس از سپري نمودن تحصيلات مقدماتي مدت پنج سال در نجف و كربلا به تحصيل علوم ديني پرداخت و مجددا به زادگاه خود بازگشت. سيد اشرف در بيست و دو سالگي به تبريز رفت و صرف و نحو، منطق ، نجوم و جغرافيا را فراگرفت و سپس به گيلان رفت.اقامت او در رشت و فعاليتهاي مطبوعاتي سيد اشرف الدين مصادف بود با امضاي فرمان مشروطيت; سيد در شهر رشت روزنامه‌اي ادبي و فكاهي با نام نسيم شمال را منتشر كردكه انتشار آن تا انحلال و به توپ بستن مجلس شوراي ملي ادامه يافت و در اين زمان،كه بشدت مورد علاقه مردم گيلان قرار گرفته بود، توقيف شد.نسيم شمال در سال 1327 ه.ق مجددا روزنامه خود را منتشر ساخت و از سال 1333 آن را در تهران انتشار داد كه به شهرت و آوازه فراواني دست يافت و مورد استقبال مردم قرار گرفت.او عاقبت دچار جنون شد و در دارالمجانين بستري شد و فوت كرد و در ابن بابويه مدفون شد گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي گرايش : نويسنده ، شاعر و روزنامه نگار والدين و انساب : سيد اشرف قزويني معروف به گيلاني فرزند سيد احمد حسيني قزويني است. خاطرات کودکي : سيد اشرف الدين گيلاني شش ماهه بود كه يتيم شد، در يتيمي ملك و مال و خانه اش را غصب كرده اند و او دچار فقر و تنگدستي شده است. تحصيلات رسمي و حرفه اي : سيد اشرف الدين گيلاني پس از سپري نمودن تحصيلات مقدماتي مدت پنج سال در نجف و كربلا به تحصيل علوم ديني پرداخت و مجددا به زادگاه خود بازگشت. سيد اشرف در بيست و دو سالگي به تبريز رفت و صرف و نحو، منطق ، نجوم و جغرافيا را فراگرفت و سپس به گيلان رفت. زمان و علت فوت : در سال ???? هجري قمري شايع كردند كه سيد اشرف الدين گيلاني به بيماري جنون مبتلا شده است و با اين دستاويز وي را به تيمارستان بردند. و بازهم حق نا شناسي مردم را در زمان اقامتش در تيمارستان و در زمان مرگش مي بينيم. سرانجام سيداشرف الدين قزويني (گيلاني) در ?? اسفندماه سال ???? در دارالمجانين چهارراه قزوين تهران (حوالي ميدان قزوين فعلي) جان به جان آفرين تسليم كرد و در عين گمنامي در گورستان ابن بابويه تهران به خاك سپرده شد و تا سال هاي سال كسي نمي دانست گور او كجاست و بعدها به همت زنده ياد دكتر اسماعيل رضواني و ابراهيم فخرايي مقبره او را يافتند و سنگي بر گورش نهادند، تا شايد روزگاري كسي كنار گور او گذشت و برايش فاتحه خواند. جالب است بدانيد تا سال ،???? گور او نامعلوم بود و به راهنمايي يكي از فرزندان پخش كنندگان نسيم شمال، گور او شناسايي شد. حافظا عشق و صابري تا چند ناله عاشقان خوش است بنال مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : اقامت سيد اشرف الدين گيلاني در رشت و فعاليتهاي مطبوعاتي سيد اشرف الدين مصادف بود با امضاي فرمان مشروطيت; سيد در شهر رشت روزنامه‌اي ادبي و فكاهي با نام نسيم شمال را منتشر كردكه انتشار آن تا انحلال و به توپ بستن مجلس شوراي ملي ادامه يافت و در اين زمان،كه بشدت مورد علاقه مردم گيلان قرار گرفته بود، توقيف شد.نسيم شمال در سال 1327 ه.ق مجددا روزنامه خود را منتشر ساخت و از سال 1333 آن را در تهران انتشار داد كه به شهرت و آوازه فراواني دست يافت و مورد استقبال مردم قرار گرفت. سيد اشرف در روزنامه خود و در قالب شعر و طنز همواره استبداد و ظلم را مورد حمله قرار مي داد و سخنان منظوم و موزون او بسيار مورد توجه مردم بود; از اينرو در سال‌1345 ه.ق به جرم ديوانگي وي را به تيمارستان كه در واقع زندان سيد بود منتقل كردند مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : نسيم شمال در اصل نام روزنامه اي چهارصفحه اي با مضامين فكاهي و طنز بود كه سيد اشرف الدين گيلاني در سال ???? ه. ق _ ????شمسي- در رشت تاسيس كرد همفکران فرد : سعيد نفيسي در مقدمه ديوان كامل نسيم شمال درباره وي مي گويد: «يقين داشته باشيد كه اجر او در آزادي ايران كمتر از اجر ستارخان نبود. حتي اين مرد شريف بزرگوار در قزوين تفنگ برداشته و با مجاهدان دسته محمد ولي خان تنكابن سپهدار اعظم و سپهسالار اعظم جنگ كرده و در فتح تهران جانبازي كرده بود.» با اين وجود در متون و مقالاتي كه درباره مشروطه نوشته مي شود، مي بينيم كه كمتر نامي از سيد اشرف الدين آمده است. علت اين حق ناشناسي را مي توان اين دانست كه سيد اشرف الدين كمترين ادعايي نسبت به نقش خود در مشروطه نداشته است. باز سعيد نفيسي درباره آزادگي و بزرگواري وي مي گويد: «بزرگي او در اينجا است كه با اين همه نفوذي كه در مردم داشت هرگز درصدد برنيامد از آن سود مادي ببرد. نه هرگز در موقع انتخابات از كسي راي خواست، نه به خانه صاحب مسندي و خداوند زر و زوري رفت.» آرا و گرايشهاي خاص : سيد شرف الدين گيلاني در اشعار خود بارها ظلم و استبداد محمد علي شاه ودولتهاي پس از وي را به باد حمله و انتقاد گرفت و همواره حامي و پشتيبان آزادي وآزادگي بود. اشعار او به زبان مردم كوچه و بازار و فاقد انسجام لازم ادبي بود ولي ويژگي‌عمده شعر نسيم شمال گذشته از سادگي و صميميت زباني، مضمون و محتواي آن بود كه‌در سالهاي بيداري از عمق وجود مردم مايه مي‌گرفت و نظر خاص و عام را به خود جلب‌مي كرد. به طور كلي بعد از انقلاب مشروطه، طنز در ادبيات ايران به جهت فضاي خفقان آور حاكم بر جامعه، موقعيتي جدي يافت و مورد توجه شاعران و نويسندگان ازجمله سيد اشرف الدين گيلاني قرار گرفت. به علت آزادي و آزادگي شخصيتش اشعار وي از احساسات و عواطف شديد وطن پرستي و عشق به آزادي و مردم سرشار است. به واسطه زبان ساده و عوامانه اش و همچنين عاري بودن از ركاكت كلام و هزل هاي بي ادبانه، اشعارش در ميان مردم محبوبيت و مقبوليت زيادي پيدا كرد تا جايي كه وي را به اسم آقاي «نسيم شمال» مي شناختند. جوائز و نشانها : در اسفندماه سال 1384 پس از يك فراخوان، به همت «خانه كتاب ايران» همايش بزرگداشتي براي سيداشرف الدين گيلاني برپا شد و ماحصل آن كتابي است در ??? صفحه، در شش فصل و به قلم فرهيختگاني كه دل در گرو آزادي دارند، از آزادمردي گفته و نوشته اند كه پس از نيم قرن تلاش در راه بيداري و آزادي ملت ايران، در عين غربت و گمنامي، ظاهراً به علت اختلال مشاعر دست از دنيا شست -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 مجموعه اشعار (نسيم شمال و بهشت باغ ) ويژگي اثر : مهم ترين اثر ادبي سيد اشرف الدين مجموعه اشعار او مشتمل بر بيست هزار بيت است كه به نام نسيم شمال و بهشت باغ در دو جلد چاپ شده است

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

ابراهيم صهبا, در سال 1290 در يكي از روستاهاي تربت حيدريه به دنيا آمد.اين استاد دانشگاه, روزنامه نگار وشاعر ،پس از اتمام تحصيلات متوسطه ،براي ادامه تحصبل به تهران آمد و در دارالفنون مشغول تحصيل گرديد, وارد دانشكده افسري شد و ضمن فراگرفتن فنون نظاميگري, سرودهاي نظامي و تصانيف فكاهي ميسرود پس از اتمام تحصيلات به تبريز منتقل گرديد و از آنجا به شيراز رفت و پس از سه سال توقف در آن ديار رهسپار تهران شد.وي به تدريس در دانشكده افسري پرداخت در 1324ش وارد وزارت دارايي شد. وي اولين فعاليت مطبوعاتي خود را با روزنامه فكاهي«باباشمل» آغاز كرد و اشعارش با نام مستعار شيخ سُرنا و ابرام سرپا منتشر ميكرد.ايشان در سال 1377ش دارفاني را وداع گفت. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي گرايش : روزنامه نگار وشاعر والدين و انساب : ابراهيم صهبا, فرزند مهدي است.وي در يكي از روستاهاي تربت حيدريه به دنيا آمد.پدرش از خوانين و مالكين بود كه بر اثر ناملايمات و رنجهاي فراوان زادگاهش را ترك گفت و به بيرجند كوچ كرد تحصيلات رسمي و حرفه اي : صهبا تحصيلات ابتدايي و قسمتي از متوسطه را در مدرسه شوكتيه بيرجند فراگرفت و مدت يكسال هم در آنجا تدريس كرد. براي ادامه تحصبل به تهران آمد و در دارالفنون مشغول تحصيل گرديد, وارد دانشكده افسري شد و ضمن فراگرفتن فنون نظاميگري, سرودهاي نظامي و تصانيف فكاهي ميسرود پس از اتمام تحصيلات به تبريز منتقل گرديد و از آنجا به شيراز رفت و پس از سه سال توقف در آن ديار رهسپار تهران شد زمان و علت فوت : صهبا در سال 1377ش دارفاني را وداع گفت. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : وي به تدريس در دانشكده افسري پرداخت در 1324ش وارد وزارت دارايي شد. وي اولين فعاليت مطبوعاتي خود را با روزنامه فكاهي«باباشمل» آغاز كرد و اشعارش با نام مستعار شيخ سُرنا و ابرام سرپا منتشر ميكرد. در همين روزنامه بود كه با شاعراني چون رهي معيري و گلچين معاني آشنا گرديد و مناظراتي بين آنها رد وبدل شد. صهبا از موسيقي نيز بهره مند بود و تار مي نواخت. همفکران فرد : با شاعراني چون رهي معيري و گلچين معاني آشنا گرديد و مناظراتي بين آنها رد وبدل شد. -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 انسان و شعر وماه 2 دفتر صهبا 3 ساغر صهبا

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی

6 -1258 مرداد 1340 ش، از زنان متجدد و نخستین زن روزنامه‏نگار. وى دختر حاج میرزا هادى دولت‏آبادى بود و در اصفهان به دنیا آمد. پدرش از روحانیون روشنفكر و متجدد زمان خود بود. صدیقه خواندن و نوشتن و مقدمات علوم را در محیط خانواده فراگرفت و در سن پانزده سالگى با اعتضادالحكما ازدواج كرد و چند سالى در تهران اقامت كرد. در محیط سیاسى پس از مشروطه و در جریان مخالفت جناحهاى ملى و مذهبى با قرارداد 1907 م- كه كشور را رسماً تحت نفوذ انگلستان و روسیه قرار داده بود- وى با كمك درةالمعالى و سایر زنان همفكر تهرانى خود به قهوه‏خانه‏هایى كه از قند خارجى استفاده مى‏كردند مى‏رفت و آنان را از مصرف قند خارجى برحذر مى‏داشت. در سال 1296 ش پس از درگذشت پدرش به اصفهان بازگشت و نخستین مدرسه دخترانه را در آن شهر دایر كرد. در سال 1297 ش براى زمینه‏سازى بى‏حجابى در بین زنان، «شركت خواتین اصفهان» و دو سال بعد «شركت آزمایش بانوان» را تشكیل داد. در سال 1298 ش به منظور آشنایى بانوان به حقوق خانوادگى و اجتماعى خود و نیز آشنایى ایشان با اصول تعلیم و تربیت جدید، روزنامه «زبان زنان» را با سرمایه شخصى خود تأسیس كرد. در سال 1301 ش از راه كرمانشاه، بغداد، بیروت و حلب به پاریس رفت. در سال 1306 ش در رشته تعلیم و تربیت از دانشگاه سوربن پاریس فارغ‏التحصیل شد. در سال 1926 م در كنگره بین‏المللى زنان در پاریس به نمایندگى زنان ایرانى شركت كرد و در سال 1307 ش پس از شش سال دورى از وطن به كشور بازگشت. او به دلیل آرمانهاى تجدد خواهانه و نیز زمینه‏سازى عملى براى بى‏حجابى، پس از بازگشت از اروپا- كه مصادف با تثبیت حكومت رضاشاه بود بدون حجاب در انظار و جامعه ظاهر مى‏شد و مخالفت‏هاى زیادى را علیه خود برانگیخت. در سال 1315 ش به سرپرستى «كانون بانوان» برگزیده شد. كانون مؤسسه‏اى بود كه به منظور پیشرفت نهضت آزادى زنان در اردیبهشت 1314 ش تشكیل شد و ریاست عالیه آن نخست با شمس پهلوى (دختر رضاشاه) بود. وى در جنب كانون، دبستان و دبیرستانى مخصوص زنان بزرگسال ایجاد كرد. در سال 1316 ش كتاب آداب معاشرت را نوشت. او وصیت كرده بود كه در مرگش سوگوارى نكنند و سیاه نپوشند. وى پس از مدتى بیمارى در سن هشتاد و دو سالگى درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

حدود 1270 ش در نائین متولد شد. پس از انجام تحصیلات مقدماتى در موطن خود در تهران مدرسه‏ى آمریكائى را به اتمام رسانیده و به استخدام در وزارت معارف درآمد. بعد به وزارت دارائى منتقل گردید. عامرى در آموزش زبان فرانسه و انگلیسى جدیت كامل به خرج داد و هر دو زبان را به خوبى فراگرفت و تدریجا با مطبوعات آن روز شروع به همكارى كرد. گاهى ترجمه‏هاى وى و زمانى مقالات او در مطبوعات منتشر مى‏شد تا اینكه به عضویت دائمى هیئت تحریریه روزنامه‏ى رعد كه مدیریت آن با سید ضیاءالدین طباطبائى بود، درآمد و همه‏روزه مقاله یا ترجمه‏اى از او به چاپ مى‏رسید. همزمان با فعالیت در روزنامه‏ى رعد در وزارت مالیه مراحلى از ترقى را پیمود و به معاونت چند اداره رسید. در حوت 1299 ش كه سید ضیاءالدین مدیر روزنامه‏ى رعد در تهران كودتا كرد و به ریاست دولت انتخاب گردید، عامرى را به ریاست دفتر اختصاصى خود برگزید. در اواخر حكومت صد روزه‏ى سید ضیاءالدین، عامرى معاون وزارت دارائى گردید و در نتیجه عیسى فیض وزیر مالیه از كار خود كناره‏گیرى نمود و محمود جم به جاى او وزیر مالیه شد. در انتخابات دوره‏ى چهارم، عامرى از نائین به وكالت مجلس شوراى ملى انتخاب گردید. مجلس چهارم در حكومت احمد قوام كه بلافاصله پس از سید ضیاءالدین زمامدار شده بود، افتتاح و شروع به كار كرد. به هنگام طرح اعتبارنامه‏ى عامرى سید حسن مدرس و سردار معظم خراسانى به مخالفت برخاستند و او را به علت همكارى با سید ضیاءالدین، صالح براى نمایندگى مجلس نداشتند. عامرى دفاع مفصلى نمود. سرانجام اعتبارنامه‏ى وى رد شد و نتوانست وارد مجلس شود. پس از استخدام دكتر میلیسپو و ورود وى به ایران در 1301، از همكاران نزدیك او شد. در انتخابات مجلس موسسان براى خلع قاجاریه و تفویض سلطنت به رضاخان پهلوى، از نائین به وكالت مجلس موسسان انتخاب شد و به خلع قاجاریه راى داد. در انتخابات دوره‏ى ششم مجلس شوراى ملى از نائین به وكالت مجلس انتخاب گردید. در 1305 به معاونت وزارت مالیه منصوب شد. در 1312 على منصور وزیر طرق، او را به معاونت كل وزارت راه معرفى كرد. بعد معاون راه‏آهن و رئیس حسابدارى راه آهن در شمال شد. در سال 1315 على منصور وزیر طرق، تحت تعقیب عدلیه قرار گرفت. در رابطه با این پرونده، سلطان محمد عامر و عباس آریا معاونین سابق وزارت طرق نیز محاكمه شدند. عامرى در این محاكمه تبرئه شد و مدتى كوتاه استاندار آذربایجان غربى بود. سایر مشاغل او عبارت است از: وابسته اقتصادى ایران در آمریكا، عضو هیئت مدیره شركت فرش، عضو هیئت نظارت سازمان برنامه. وفات او در 1352 اتفاق افتاد. مردى باسواد، حراف، منقد و زرنگ بود. یكى از فرزندان وى به نام هوشنگ عامرى كه در آمریكا كشاورزى تحصیل نموده بود، مدتى استاندارى كرمان را عهده‏دار بود ولى هوش و درایت پدر را نداشت. (تو 1264 ق)، مترجم، نویسنده و روزنامه‏نگار. در كالج آمریكایى تهران تحصیل كرد و بعد به خدمت وزارت دارایى درآمد. وى مشاغل مختلفى را عهده‏دار بود: نمایندگى مردم نایین در مجلس در دوره‏هاى چهارم و ششم، معاونت وزارت راه و استاندارى آذربایجان غربى. او مدتى به كار روزنامه‏نگارى مشغول بود و چندین شماره روزنامه‏ى «صور» را در تهران منتشر كرد. لازم به ذكر است كه عامرى مقالاتى را در روزنامه‏ى «رعد» كه مدیریت آن با سید ضیاءالدین طباطبایى بود ترجمه مى‏كرد و با او دوستى تمام داشت. از آثار وى: «اسرار زندگى»، ترجمه؛ «تاریخ كشورهاى متحده‏ى آمریكا»؛ «شرح حال توماس جفرسن سومین رئیس جمهور آمریكا»، ترجمه؛ «قانون تجارت، تقریر».[1]

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : فرهنگ فارسی معین (جلد پنجم)

فرزند میرزاتقى‏خان تبریزى، ابتدا در دربار مظفرالدین میرزا ولیعهد در تبریز اشتغال ورزید و بعدها به منشیگرى ولیعهد منصوب شد. در كودكى تحصیلات خود را خیلى خوب انجام داد، خط و ربط خوبى به هم زد مخصوصا در كارهاى مالى سررشته‏ى زیادى پیدا كرد. در ابتداى مشروطیت در زمره‏ى آزادیخواهان قرار گرفت و به اتفاق میرزا جهانگیرخان و على‏اكبر دهخدا، روزنامه‏ى معروف صوراسرافیل را دائر كردند و در مقام مبارزه با محمدعلى میرزا برآمدند. در استبداد صغیر لیاخوف مامور دستگیر آنها شد. میرزا قاسم و دهخدا به استانبول فرار كردند ولى میرزا جهانگیر دستگیر و به دار آویخته شد. میرزا قاسم بعد به برلن رفت و به آزادیخواهان پیوست و چند شماره روزنامه‏ى صوراسرافیل را در آنجا انتشار داد. بعد از فتح تهران و سقوط محمدعلى میرزا، به ایران آمد و از طرف مجلس به نمایندگى برگزیده شد و به حزب اجتماعیون پیوست. در دوره‏ى سوم از ساوجبلاع شهریار نماینده بود و در مهاجرت در دولت موقتى رضاقلى‏خان نظام‏السلطنه وزیر داخله شد، بعد به آلمان رفت و مدتى در آن كشور زیست. در دوره‏ى چهارم از نخست‏وزیرى منصوب گردید. در 1304 به معاونت و كفالت وزارت داخله تعیین شد تا سرانجام در كابینه‏ى حاج مخبرالسلطنه‏ى هدایت ابتدا كفیل و بعد وزیر پست و تلگراف و تلفن بود. در 1309 از كابینه اخراج شد. پس از مدتى حكمران اصفهان گردید. حكومت او در اصفهان از نظر شهرى منشاء خدماتى بود و شهر اصفهان به سرعت رو به آبادى نهاد و حكومت گیلان شغل بعدى او بود تا اینكه در 1317 شهردار پایتخت شد و یك سال در این سمت بود تا در اثر ابتلاء به بیمارى فلج، از كار كنار رفت و تا آخر عمر در منزل بسترى بود. وفاتش در 1327 ش اتفاق افتاد و حین‏الفوت هفتاد سال داشت. دو همسر انتخاب نمود و فرزندان متعددى دارد كه هیچكدام ترقیات پدر را نكردند. میرزا قاسم صوراسرافیل مردى آزاده، پاكباز و هنرمند بود. در اوایل جوانى در كارها قاطعیت به خرج مى‏داد ولى بعدها خیلى ملایمت پیدا كرد و تغییر او از وزارت پست و تلگراف هم به مناسبت ملایمت او بود. تا زمانى كه حیات داشت، مردم آذربایجان به او اعتماد و علاقه‏ى خاصى داشتند و غالبا منزل او مركز تجمع آذربایجانى‏ها بود. (میرزا) قاسم‏خان از رجال دوره مشروطیت و پهلوى (و. 1299 ه.ق- ف. 1368 ه.ق. 1327 ه.ش/ 1949 م.) وى با همكارى جهانگیرخان صوراسرافیل و على‏اكبر دهخدا، روزنامه صوراسرافیل (2- صوراسرافیل) را تأسیس كرد و با انتشار مقالات مستند ضد مخالفان مشروطه كوشید و در جوانى از طرف مردم تهران به نمایندگى مجلس رسید و دو دوره وكیل بود. پس از بمباران مجلس به اروپا رفت و سه سال در آنجا توقف كرد تا آزادى‏خواهان بر محمدعلى شاه غلبه كردند و او به تهران بازگشت. وى در 1342 ه.ق./ 1303 ه.ش. در اولین كابینه رضا شاه پهلوى به كفالت وزارت داخله منصوب شد و در اول ذى‏الحجه 1345 در كابینه مخبرالسلطنه ابتدا كفیل و سپس وزیر پست و تلگراف گردید. در 1352 ه.ق/ 1312 ه.ش. والى اصفهان و مدتى هم حمكران گیلان شد و در 1358 ه.ق. شهردار تهران گردید.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

دكتر ساسان سپنتا، فرزند شادروان عبدالحسین‏خان سپنتا، اولین فیلمساز كارگردان فیلم ناطق ایرانى است كه یكى از موسیقى‏دانان و پژوهشگران و محققین بزرگ مى‏باشد. وى آموزش موسیقى را ابتدا نزد زنده‏یاد استاد ابوالحسن صبا آغاز و پس از چندى نزد استاد محمود تاجبخش رفت و مدتى را از مكتب وى بهره گرفت و با نواختن ساز ویولن آشنایى پیدا كرد. سپس نزد زنده‏یاد روح‏اللَّه خالقى و شادروان استاد علینقى وزیرى رفت و مدتى را در كلاس این بزرگان علم موسیقى سپرى كرد و علم موسیقى را آموخت. دكتر ساسان سپنتا، طى ساهاى 1336 به بعد مقالات جامع و متعددى درباره هنر موسیقى ایران در مجلات مختلف به خصوص مجله موزیك ایران و ماهنامه موسیقى به چاپ رسانید كه بسیار سازنده و راهگشا بود. وى در سال 1351 دكتراى خود را تحت عنوان بررسى فونتیكى خصوصیات واج‏هاى زبان فارسى دریافت داشت و تاكنون متجاوز از شصت مطلب و مقاله تحقیقى از وى راجع به موسیقى و ادبیات و زبانشناسى به چاپ رسیده است و از كارهاى بزرگ و تاریخى وى، باید از آثار استادان موسیقى عصر ناصرالدین‏شاه یاد كرد كه او این آثار را از استوانه‏هاى مومى «فتوگراف» كه طى بیش از حدود شصت- هفتاد سال متروك مانده و در حال زوال و از بین رفتن بود، با زحمات فراوان و طاقت‏فرسا و تمهیدات و ابتكارات فنى بازیافت صوتى كرد و براى گنجینه موسیقى اصیل و سنتى ایران از خود به یادگار گذاشت. از آخرین آثار این مرد بزرگ هنردوست تألیف كتاب «تاریخ تحول ضبط موسیقى در ایران» است كه حدود چهارصد و هشتاد صفحه مى‏گردد كه از آثار گرانبها و تحقیقى در تاریخ ضبط موسیقى و تحول آن در ایران مى‏باشد. دكتر ساسان سپنتا در كنگره بین‏المللى «باربد» كه در شهر «دوشنبه» تاجیكستان برگزار گردیده بود، به عنوان اولین سخنران در مورد موسیقى ایران در زمان ساسانیان و این موسیقیدان ایرانى صحبت كرد و از طرف هیئت برگزارى این مراسم رئیس جلسه كنگره نیز انتخاب شد كه موجب شناخت هرچه بیشتر موسیقى ایران به جهانیان گردید. دكتر سپنتا دو فرزند به نامهاى داریوش و دانش دارد كه امید است مثل پدربزرگ و پدر خود، منشاء خدمات بزرگ فرهنگى و هنرى به وطن خود ایران گردند. سال تولد: 1313، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: زبان‏شناسى، دانشكده: ادبیات و علوم انسانى، دانشگاه: تهران خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: كارشناسى زبان و ادبیات فارسى از دانشگاه تهران، كارشناسى ارشد و دكتراى زبان‏شناسى از دانشگاه تهران، گواهى‏نامه تخصصى در رشته بى‏سیم و ارتباطات رادیوئى از آمریكا، تحصیل موسیقى نزد استادان فن و طى دوره هنرستان عالى موسیقى محلى. مرتبه علمى: تدریس در دانشگاههاى تهران و اصفهان، مدرسه عالى ترجمه، دانشگاه دورهام انگلستان، مؤسسه بین‏المللى لینگافن لندن، دانشیار دانشكده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه تهران. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: زبان‏شناسى و مطالعات الكترواكوستیك زبان، تعیین فورماتهاى واجها (صامتها و مصوتها) در زبان فارسى و ثبت و سنجش طیف گفتارى زبان فارسى، سنجش الگوهاى آهنگ كلام و نواخت در زبان فارسى، بازسازى گفتار زبان فارسى با دستگاههاى الكترواكوستیك. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى: 4 تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى:- زمینه علمى تألیفات: زبان‏شناسى و هنر بویژه موسیقى. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 70، تعداد مقالات بزبان خارجى: 4 زمینه علمى مقالات: زبان‏شناسى، ادبیات و هنر موسیقى.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)

(دكتر على‏اصغر فرزند على‏اكبر). (و. 1253 ه.ش ف. 1328 ه.ش) پس از پایان تحصیلات در رشته‏ى طب، به تهران بازگشت و در مدرسه‏ى علمیه و دارالفنون به تدریس پرداخت. مجله‏ى حفظالصحه از انتشارات اوست. در دوره‏ى دوم به وكالت مجلس انتخاب شد. معروف به مؤدب‏الدوله از اطباء و رجال دانشمند و درجه اول ایران و فرزند ناظم‏الاطباء نفیسى كه از رجال و دانشمندان عصر ناصرى است مى‏باشد. تولد او در 1251 ش در تهران اتفاق افتاد. پس از انجام تحصیلات مقدماتى و آموختن ادبیات فارسى و عربى و حكمت وارد دارالفنون شد و تحصیلات خود را در رشته طبابت به اتمام رسانید و مدتى نیز در اروپا به تكمیل تحصیلات پرداخت. بعد از مراجعت به ایران در دارالفنون استاد طب شد. در 1299 كه سید ضیاءالدین طباطبائى به نخست‏وزیرى ایران رسید وزارتخانه جدیدى به نام وزارتخانه صحیه و امور خیریه تأسیس نمود و مؤدب‏الدوله نفیسى را وزیر آن وزارتخانه معرفى كرد. در حقیقت باید گفت مرحوم مؤدب نفیسى اولین وزیر بهدارى ایران است. در دوران سلطنت رضاشاه به پیشكارى ولیعهد تعیین شد. وفات او در 1328 در 77 سالگى در تهران اتفاق افتاد. مؤدب‏الدوله نفیسى از اطباء درجه اول و حاذق ایران بود. او در تربیت سایر برادران خود از جمله استاد سعید نفیسى سعى جمیل به كار برد. محمدرضا پهلوى نسبت به او بسیار بدبین و عصبانى بود به همین دلیل در دوران سلطنت خود كارى به او ارجاع ننمود. علت این بى‏مهرى سختگیرى‏هائى بود كه مؤدب‏الدوله در سویس نسبت به او اعمال مى‏كرد و كوچكترین خطاى ولیعهد را به رضاشاه گزارش مى‏داد. قسمتى از تحصیلات شاه مخلوع نتیجه تلاش و سختگیرى نفیسى بود. از مؤدب‏الدوله سه پسر و چهار دختر باقى ماند. پسران وى عبارت بودند از: مهندس حبیب نفیسى، دكتر عباس نفیسى و دكتر ابوالقاسم نفیسى، دختران وى به ترتیب به همسرى نظام‏السلطان، دكتر شمس‏الدین جزایرى، وحید سعد و عظیمى درآمدند.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)

حیدرعلى اصفهانى، شاعر و نویسنده‏ى ایرانى (و. ابرقو 1288 ه.ق- ف. 1325 ه.ش) وى به امر پدر پیشه‏ى آهنگرى آموخت و معلومات مقدماتى را در اصفهان فراگرفت و سپس به تهران سفر كرد و به كار بلورفروشى مشغول شد. در آغاز مشروطه به یارى آزادى‏خواهان برخاست. مقالات و اشعار در اغلب جراید تهران و در روزنامه‏ى پیكار (به قلم او) منتشر مى‏شد. دیوانش بطبع رسیده، كتاب: «مظالم تركان خاتون» و افسانه‏ى «لازیكا» و «منتخب اشعار صائب» از آثار او چاپ شده. كمالى در دوره‏هاى هفتم و هشتم به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)

(بخش 1: فرخ) یزدى، محمد بن ابراهیم، آزادیخواه و شاعر (و. یزد 1306 ه.ق- ف. تهران 1318 ه.ش). وى مردى مبارز و منتقد و بى‏باك بود. در سال 1340 ه.ق روزنامه‏ى طوفان را منتشر كرد. در دوره‏ى هفتم از طرف اهالى یزد به نمایندگى مجلس شورا انتخاب شد. بر اثر افكار سوسیالیستى محكوم به حبس گردید و در زندان قصر (تهران) درگذشت. غزلیات تأثرآور و رقت‏انگیزى در زندان ساخته است.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

شاعر، مؤلف. تولد: 1271، اسدآباد همدان. درگذشت: 1361. صفات‏الله جمالى اسدآبادى، متخلص به «صفا»، فرزند لطف‏الله محزون و خواهرزاده‏ى سید جمال‏الدین اسدآبادى، پس از فراگیرى خواندن و نوشتن در مكتب، علوم مقدماتى را در زادگاهش و كرمانشاه نزد سید هادى روح‏القدس و محسن فقیه اسدآبادى فراگرفت. صفات‏الله جمالى اسدآبادى از آن پس در دستگاه محمدحسن‏خان افشار به خدمت پرداخت و مدت ده سال در قریه‏ى حسام‏آباد واقع در چهارده كیلومترى بخش اسدآباد خدمت كرد. چون طرز رفتار و سلوك مستبدانه‏ى مالكین با طبقه كشاورزان غیر عادلانه و خودسرانه بود نتوانست تحمل كند و ناگزیر ترك خدمت كرد. آنگاه در سال 1304 به استخدام فرهنگ درآمد و مدت سى سال در اسدآباد و همدان با سمت آموزگارى و بازرسى آموزشگاه‏ها به خدمت پرداخت و در مهر ماه سال 1335 بازنشسته شد. «صفا» از شاعران و نویسندگانى است كه به اشعار و مقالاتش در دوره‏هاى مجله «ارمغان» به چاپ مى‏رسید. از آثار اوست: اسناد و مدارك ایرانى بودن سید جمال‏الدین اسدآبادى، رساله‏ى راهنماى رستگارى، رساله‏اى منظوم از دعاى روزهاى ماه رمضان، شرح حال شعراى اسدآبادى، و كتابى درباره‏ى وضع اقتصادى اسدآباد. وى در سال 1335 دیوان پدرش محزون را به طبع رسانید. (1361 -1271 ش)، نویسنده و شاعر، متخلص به صفا. در اسدآباد همدان به دنیا آمد. وى خواندن و نوشتن را در مكتب آموخت و علوم مقدماتى را در زادگاهش در محضر حاج سید هادى روح‏القدس و حاج میرزا محسن فقیه اسدآبادى فراگرفت و پس از آن در دستگاه محمدحسین خان افشار به خدمت پرداخت. جمالى پس از چندى به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و در سمت آموزگارى و بازپرسى آموزشگاهها خدمت كرد. از آثار او: «اسناد و مدارك ایرانى بودن سید جمال‏الدین اسدآبادى»؛ «رساله‏ى راهماى رستگارى»؛ «رساله‏اى منظوم از دعاى روزهاى ماه رمضان»؛ «شرح حال شعراى اسدآباد»؛ «كتابى درباره‏ى وضع اقتصادى اسدآباد» و «طبع دیوان پدرش محزون».[1]

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1342 -1252 ق)، نویسنده، مدرس و خبرنگار. در كاشان به دنیا آمد. علوم مقدماتى و ادبیات فارسى و ادبى را در زادگاهش فراگرفت و پس از آن به هندوستان رفت و در آنجا زبان انگلیسى را فراگرفت. سپس جهت ادامه تحصیلات عالى، راهى انگلستان شد و در دانشگاه كمبریج به آموختن تاریخ جهان و ادبیات انگلیسى پرداخت. شیبانى با ادوارد براون، مستشرق معروف، آشنا و با معرفى او در دانشگاه كمبریج به تدریس زبان فارسى مشغول شد. او در 1327 ق به ایران مراجعت كرد. در مدرسه دارالفنون به تدریس زبان انگلیسى پرداخت و همچنین مدتى ریاست مدرسه سیاسى را كه مشیرالدوله بنیان نهاده بود، به عهده گرفت. وحیدالملك حدود 1322 ق خبرنگار روزنامه‏ى «تایمز» انگلیس بود و مقالات و خبرهایى درباره‏ى جنبش مشروطیت به آن روزنامه مى‏فرستاد. شیبانى نمایندگى مجلس شوراى ملى را از طرف مردم تهران در چند دوره عهده‏دار بود. همچنین وى مدتى وزارت پست و تلگراف، معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه را برعهده داشت. او پس از كناره‏گیرى از سیاست در دانشسراى عالى به تدریس رشته‏ى تاریخ پرداخت. وحیدالملك در تهران درگذشت. از آثار وى «تاریخ عمومى قرون وسطى» در سه مجلد مى‏باشد. خانبابا مشار، در «مؤلفین كتب چاپى»، سال تولد وى را 1294 ق آورده است.[1] میرزا عبدالحسین‏خان شیبانى وحیدالملك از رجال دوره‏ى رضاشاه پهلوى و استاد تاریخ دانشگاه تهران (ف. 1342 ه.ش 1964 م.) چند بار به نمایندگى مجلس شورا و نیز به وزارت پست و تلگراف و وزارت فرهنگ منصوب شد. از آثار او تاریخ عمومى است در سه جلد.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)

(ح 1321 -1258 ش)، ادیب، مصحح، نویسنده و شاعر، متخلص به وحید. در قریه‏ى دستگرد، از توابع اصفهان، به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتى را در زادگاهش فراگرفت و در پانزده سالگى به اصفهان رفت و در مدرسه میرزا حسن علوم ادبى را نزد میرزا یحیى مدرس بیدآبادى، معروف به كاشى پز، و علوم دینى را نزد عبدالكریم گزى و سید محمدباقر درچه‏اى آموخت و از محضر جهانگیرخان قشقایى و آخوند ملا محمد كاشى استفاده نمود. وى از طرفداران مشروطیت بود و اشعار و مقالاتى در این زمینه در روزنامه‏هاى اصفهان منتشر مى‏كرد. دستگردى در آغاز جنگ بین‏الملل اول، روزنامه‏ى «درفش كاویان» را در اصفهان منتشر نمود. او همچنین با روزنامه‏هاى «پروانه»، «زاینده رود» و «مفتش ایران» نیز همكارى مى‏كرد. وى در 1338 ق به تهران آمد و انجمن ادبى ایران و انجمن ادبى حكیم نظامى را تأسیس كرد و همچنین در 1338 ق مجله‏ى ادبى «ارمغان» را طى دوره‏اى بیست و دو ساله در تهران تأسیس و منتشر نمود. وحید در اوایل ورود خود به تهران در حلقه‏ى مریدان صفى علیشاه درآمد. وى مدتى در اداره‏ى انطباعات وزارت معارف مشغول كار گشت. او در شعر ابتدا لمعه تخلص مى‏كرد، ولى بعدها به دستور میرزا یحیى بیدآبادى تغییر تخلص داد. وى در تهران درگذشت و در امامزاده عبداللَّه شهر رى دفن شد. از دیگر آثارش: «انقلاب ادبى»؛ «ره‏آورد وحید»، سفرنامه چهار محال و تاریخچه‏ى وقایع اصفهان و جنوب ایران؛ «سرگذشت اردشیر»، به شعر؛ تصحیح و تحشیه‏ى «سبعه» حكیم نظامى گنجوى شامل: 1- «مخزن‏الاسرار» 2- «خسرو و شیرین» 3- «لیلى و مجنون» 4- «هفت پیكر» 5- و 6- «شرف‏نامه» و «اقبال‏نامه» كه این دو همان «اسكندرنامه» است 7- «گنجینه‏ى گنجوى» یا «دیوان» شعر نظامى؛ تصحیح كتابهاى: «تذكره‏ى نصرآبادى» میرزا محمد طاهر نصرآبادى و «جلایرنامه» قائم‏مقام فراهانى؛ اهتمام در انتشار كتابهاى: «تحفه‏ى سامى» سام میرزاى صفوى، «جام جم» یا «جام جهان‏نما» اوحدى مراغى، «دیوان» امیر فراهانى و «دیوان» بابا طاهر عریان.[1] حسن فرزند محمدقاسم متخلص به وحید و مشهور به وحید دستگردى از مردم اصفهان (و- 1298 ه.ق- ف. دى‏ماه 1321). وى تا سال 1312 ه.ق در دستگرد و سپس در شهر اصفهان به تحصیل ادبیات فارسى، عربى، حكمت، فقه و اصول پرداخت. ادبیات را از میرزا یحیى مدرس و فلسفه را از جهانگیرخان حكیم قشقایى و آخوند ملا محمد كاشى فراگرفت. در آغاز مشروطه و انقلابات اصفهان به خاك بختیارى مهاجرت كرد و در این شهر مجله‏ى ارمغان را منتشر كرد. دو كتاب منظوم هم دارد یكى بنام «سرگذشت اردشیر» و دیگر «ره‏آورد وحید» كه بطبع رسیده است. وحید در انواع شعر صاحب قدرت بود و به نظامى گنجوى علاقه‏ى مخصوصى داشت و بیشتر سبك نظامى را پیروى مى‏كرد. بر اثر این علاقه انجمن ادبى را كه خود تأسیس كرده بود «انجمن حكیم نظامى» نام داد و به تصحیح و مقابله‏ى خمسه‏ى نظامى پرداخت و پس از قریب پانزده سال تحقیق و مطالعه آن را با اصلاحات و تعلیقات مفید به چاپ رساند. دیوان جمال‏الدین عبدالرزاق اصفهانى و دیوان ادیب‏الممالك فراهانى را نیز تصحیح كرده است.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1371 -1281 ش)، محقق، نویسنده، مورخ، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به محیط. در زواره‏ى اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتى و علوم قدیمه را در زادگاهش فراگرفت. در 1300 ش به اصفهان رفت و به تحصیل مقدمات طب جدید كه لازمه‏ى آن تحصیل زبان فرانسه بود پرداخت. ولى پس از مدتى منصرف شد و در 1302 ش به تهران آمد و دارالفنون را در سه سال و مدرسه‏ى عالى حقوق را در یك سال گذراند. سپس به شغل معلمى پرداخت. وى همچنین از 1327 تا 1334 ش به عنوان مستشار فرهنگى در دهلى، بغداد، دمشق و بیروت به سر برد. در 1337 ش پس از بازنشستگى به مدت بیست و یكسال، در رادیو، عهده‏دار برنامه‏ى مرزهاى دانش بود. محیط طباطبایى به زبانهاى فارسى درى و عربى تسلط كامل و به زبان انگلیسى و فرانسه و زبانهاى ایران قبل از اسلام آشنایى داشت. وى مقالاتى در زمینه‏ى تاریخ براى روزنامه‏هاى «ایران»، «شفق سرخ»، «اطلاعات» و مجله‏ى «گوهر» مى‏نوشت. همچنین از 1316 تا 1318 ش اداره‏ى مجله‏ى «آموزش و پرورش» را عهده‏دار بود. از 1321 ش مجله‏ى «محیط» را تأسیس و منتشر كرد. وى سرانجام در تهران درگذشت و در محوطه‏ى برج طغرل، نزدیك قبرستان ابن‏بابویه، به خاك سپرده شد. از دیگر آثارش: «تاریخ اعزام محصل به اروپا»؛ «زندگى محمد زكریاى رازى»؛ «دوران نادر»؛ «تاریخ تحول نثر فارسى در قرن سیزدهم»؛ «تاریخ تحلیلى مطبوعات ایران»؛ «نقش سید جمال‏الدین اسدآبادى در بیدارى مشرق زمین»؛ «جغرافیاى نو»؛ «شرح حال فردوسى»؛ مقدمه‏ى «نگارستان عجایب و غرایب».

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1255 ق)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در سال 1230 ق، وى به اتفاق چهار نفر دیگر، به فرمان عباس میرزاى نایب‏السلطنه و وزیرش قائم مقام به سرپرستى میجردارسى، براى تحصیل به لندن فرستاده شدند. میرزا صالح پس از یادگیرى زبانهاى انگلیسى و فرانسه و لاتین و تاریخ و طبیعیات و آموختن فن چاپ و حكاكى و تهیه‏ى حروف مقطعه و شیشه‏گرى و ساختن مركب، به ایران بازگشت. عباس میرزاى نایب‏السلطنه او را به سمت مترجم و مستشار خود پذیرفت و دستگاه چاپى را كه با خود به ایران آورده بود در تبریز به كار انداخت. میرزا صالح، پس از اینكه وزیر تهران شد، میرزا اسداللَّه نامى را براى یاد گرفتن صنعت چاپ به پطرزبورگ فرستاد. میرزا صالح نخستین ایرانى است كه به جمعیت فراماسونرى داخل شده و تا درجه‏ى استادى ارتقا یافته است. وى پس از بازگشت به ایران، اولین تشكیلات فراماسونرى را در ایران بنیان نهاد و هموست كه اولین روزنامه را در ایران به نام «كاغذ اخبار» یا «طلیعه» در تهران با چاپ سنگى و به خط نستعلیق منتشر كرد. وى با هیاتى كه ریاست آنرا خسرو میرزا، پسر هفتم عباس میراز نایب‏السلطنه، داشت، به دربار سمت مترجمى و رابط بین دربار و وزراى مختار خارجه را داشته و به ماموریتهاى متعدد سیاسى فرستاده شده است. از تالیفات او «سفرنامه»اى است كه در آن كلیه‏ى وقایع سفر خود به انگلستان و ایام اقامت و دوران تحصیلش را در آنجا نوشته است. نسخه‏ى اصل این سفرنامه در كتابخانه‏ى موزه بریتانیا موجود است. وى اهل فضل و كمال و بسیار تیزبین و نكته‏سنج بوده است.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1314 ش)، روزنامه‏نگار و شعر. ملقب به امیر رضوانى. وى از مردم یزد بود و ساكن تهران. او موسس و مدیر روزنامه‏ى «گلشن» بود كه در تهران چاپ مى‏شد از او است: ما را به جان چو از بهشت آوردند نه ویژه به مسجد و كنشت آوردند دنیا به مثل مزرع و ما دهقانیم ما را اینجا براى كشت آوردند

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1350 -1274/1271 ش)، شاعر، نویسنده، روزنامه‏نگار و مترجم. در تبریز متولد شد و زبان فرانسوى و انگلیسى را در مدرسه‏ى كاتولیك و امریكایى تبریز فراگرفت. مدتى مدیریت مدرسه‏ى حیات تبریز را به عهده داشت و در سال 1328 ق روزنامه‏ى «شفق» را در تبریز منتشر كرد، و در سال 1330 ف بر اثر سخنرانیهایى كه بر علیه استیلاى دولت روس مى‏كرد از طرف آن دولت به اعدام محكوم شد و به استانبول گریخت. و از كالج رابرت آنجا به دریافت لیسانس نائل گردید، در سال 1340 ق به ایران بازگشت و بعد از مدت كوتاهى به برلن رفت و در آنجا موفق به دریافت دكتراى فلسفه شد. سپس به ایران آمد و در دارالمعلمین عالى به تدریس فلسفه و ادبیات فارسى قبل از اسلام پرداخت او زبانهاى روسى، فرانسوى، تركى، آلمانى و انگلیسى را به خوبى مى‏دانست و در دانشگاه تهران ادبیات فارسى و فلسفه تدریس مى‏كرد. در اولین دوره‏ى مجلس سنا و دوره‏هاى چهاردهم و پانزدهم مجلس شوراى ملى نماینده بود. وى در تهران درگذشت و در گورستان بهشت زهرا به خاك سپرده شد. از آثار اوست: «تاریخ ادبیات ایران»؛ «ایران از نظر خاورشناسان»؛ «ستارخان»؛ تدوین «دیوان عارف»؛ «فرهنگ شاهنامه و ملاحظاتى درباره‏ى فردوسى» و ترجمه‏هاى: «اسكندر مقدونى»؛ «تاریخ مختصر ایران»؛ «زندگانى داریوش».[1] محقق، خطیب، نماینده‏ى مجلس، سناتور، مولف و مترجم، فرزند آقارضا بازرگان، در 1273 در تبریز تولد یافت. پس از رسیدن به سن رشد، تحصیلات معمول زمان را آغاز كرد و مقدمات را نزد معلمین خصوصى فراگرفت و وارد مدرسه‏ى آمریكائى در تبریز شد و چند سالى در آن مدرسه تحصیل كرد و زبان انگلیسى را به طور كامل فراگرفت و در همان مدرسه به معلمى پرداخت. در جوانى سرى پرشور داشت و آزادى‏طلب بود. چندى هم روزنامه‏ى شفق را انتشار داد. روزنامه‏ى شفق در آن ایام روزنامه‏اى تندرو و آزادى‏طلب بود. چندى غنى‏زاده سردبیرى آن را عهده‏دار بود. سال اول این روزنامه 48 شماره منتشر شد. داراى مطالب گوناگون و انتقادى و اجتماعى بود. سال دوم روزنامه از رجب 1329 ه.ق آغاز شد و مجموعا 43 شماره از آن انتشار یافت و از آن پس با پیشامد عاشوراى 1330 ه.ق و قتل عده‏ى زیادى از آزادیخواهان آذربایجان به دست روسها، شفق تعطیل شد و مدیر آن به عثمانى رفت و در استانبول در مدرسه‏ى ایرانیان معلم فارسى و تاریخ ادبیات شد و سپس وارد یكى از مدارس استانبول گردید و دیپلم دریافت نمود. رضازاده سپس براى انجام تحصیلات عالى به آلمان مسافرت نمود و قریب شش سال در آن كشور به تحصیل فلسفه پرداخت و درجه‏ى علمى گرفت و ضمنا در مجلات ایرانشهر، مهر، آرمان، شرق و غیره مقالاتى انتشار مى‏داد و علاوه بر آن، كتب و رسالاتى نیز در زمینه‏هاى تاریخى، ادبى، فلسفى و اجتماعى تالیف یا ترجمه نموده است. رضازاده شفق چندى در مدارس جدیدالتاسیس تهران به تدریس پرداخت و در سال 1313 كه دانشگاه تهران تاسیس گردید، دعوت به كار شد. در آنجا فلسفه و علوم تربیتى تدریس مى‏نمود. در 1314 شوراى عالى فرهنگ، تحصیلات او را معادل دكترا شناخت و رسما به استادى دانشگاه در دانشكده‏ى ادبیات پذیرفته شد و در همان سال فرهنگستان ایران به منظور اشاعه‏ى لغات فارسى سره به جاى لغات بیگانه تاسیس گردید و دكتر شفق عضو پیوسته‏ى فرهنگستان شد. در سال 1317 سازمانى به نام پرورش افكار تاسیس گردید تا پیشرفتهاى ایران در زمان گذشته و حاضر با ایراد سخنرانى اساتید به سمع مردم برسد. دكتر شفق در آن سازمان سهمى بسزا داشت. پس از شهریور 1320 و آغاز دموكراسى، شفق از تهران كاندیداى مجلس شوراى ملى شد. انتخابات تهران در آن دوره به معناى واقعى آزاد بود و راى مردم سرنوشت آن را تایید مى‏كرد. در آن دوره دكتر محمدمصدق، سید محمدصادق طباطبائى، موتمن‏الملك پیرنیا و آیت‏الله كاشانى در زمره منتخبین تهران بودند. دكتر رضازاده شفق نیز از تهران به پارلمان راه یافت و رویه‏اى معتدل پیش گرفت. نطقهاى ضرورى و فصیح و به موقع او توجه مردم را جلب كرد. در جریان جدائى آذربایجان از ایران، چند نطق مهم ایراد نمود و سرانجام عضو میسیونى شد كه به ریاست قوام‏السلطنه براى مذاكره درباره‏ى تخلیه‏ى ایران و عدم حمایت از فرقه دموكرات به مسكو سفر كردند. وجود شفق در آن هیئت بسیار سودمند بود. پس از پایان جنگ بین‏المللى دوم، یك هیئت از ایران عازم آمریكا شد تا در كنفرانس سانفرانسیسكو شركت نماید از مجلس آقایان دكتر شفق، دكتر عبده و دكتر اعتبار عضو این هیئت بودند. پس از پایان مجلس چهاردهم، قریب 16 ماه فترت ایجاد شد تا سرانجام انتخابات ایران آغاز گردید. حزب دولتى دموكرات ایران كه خالق آن احمد قوام بود، كاندیداى خود را رسما معرفى نمود. دكتر رضازاده شفق كاندیدار نمایندگى مجلس از تهران گردید و سرانجام به مجلس پانزدهم راه یافت. در سال 1328 مجلس سنا در ایران تشكیل شد و دكتر شفق سناتور انتصابى تهران بود. شفق مجموعا پنج دوره نماینده‏ى مجلس سنا بود و عنداللزوم از كابینه‏هاى دولتى حمایت مى‏كرد. محمدرضا پهلوى نسبت به شفق علاقه‏اى خاص داشت و از او خواست لقبى براى او و فرح پهلوى پیشنهاد كند و سرانجام لقب «آریامهر» براى محمدرضاشاه و «شهبانو» براى فرح انتخاب و مورد قبول شاه واقع شد. دكتر رضازاده شفق در سال 1351 بیمار و در بیمارستان بسترى شد. عمل جراحى او لازم تشخیص داده شد. پروفسور انوشیروان پویان عمل او را انجام داد ولى بهبودى حاصل نشد و پس از چند روز درگذشت و در گورستان بهشت زهرا مدفون گردید. دكتر قاسم غنى در صفحه‏ى 28 جلد چهارم یادداشتهاى خود كه اخیرا انتشارات زوار آن را چاپ و توزیع نموده، داورى غیرمنصفانه‏اى درباره‏ى شفق نموده است، مى‏نویسد:«دكتر شفق آرام بسیار سمج، پررو و دریده‏ئى است. تمام خصوصیات یك نفر آدم احمق در او جمع است. بسیار خودپسند، مغرور و بى‏حیا است و از جامعه نالان است. بسیار مزاح‏گو و دروغگو و حقه‏باز و متملق و بى‏حیا و پررو است. حیوانى است بس. بسیار بسیار هم بى‏سواد است» دكتر شفق در آخر سالهاى آخر عمر خود در طالقان باغچه‏اى بنیاد نهاد و بیشتر وقت خود را در آنجا مى‏گذراند و همسرى نیز در آنجا انتخاب كرد و صاحب دخترى شد كه نامش را گیتى نهاد و اشعار زیادى در وصف این دختر سروده است.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1363 -1267 ق)، نویسنده، روزنامه‏نگار و موسس اولین مدرسه به طرز اروپایى وتعلیم الفبا به شكل نوین در ایران. در تبریز متولد شد. تحصیلات ابتدایى و علوم دینى را در این شهر آموخت و به منظور فراگیرى اصول تعلیم و تربیت و آشنایى با شیوه‏ى تعلیمات جدید به بیروت و استانبول و ایروان رفت و براى ایرانیان مقیم ایروان مدرسه‏اى تاسیس كرد. ناصرالدین‏شاه در بازگشت از سفر دوم خود از فرنگ به ایران، ضمن بازدید از این مدرسه، اظهار تمایل كرد كه رشدیه آن را به تبریز منتقل كند و او در سال 1305 ق نخستین مدرسه‏ى ابتدایى عمومى را در محله‏ى خیابان تبریز دایر كرد كه پس از یك سال تعطیل شد. رشدیه به مشهد رفت، سپس به تبریز بازگشت و چندین بار به تاسیس مدرسه اقدام كرد كه هربار به عللى به تعطیل مى‏انجامید. زمانى كه امین‏الدوله به صدارت رسید، از رشدیه خواست كه براى تاسیس مدرسه به تهران بیاید. او در سال 1315 ق اولین مدرسه‏اش را در تهران در باغ كربلایى عباسعلى دایر كرد، اما این بار هم مدرسه تعطیل شد و رشدیه جبرا به حج رفت. پس از بازگشت از حج، در قم بست نشست. در نهضت مشروطه به تهران آمد و مجله‏ى مصورى به نام «مكتب» مشروطه به تهران آمد و مجله‏ى مصورى به نام «مكتب» منتشر كرد. وى به علت نوشتن مقاله‏ها و شبنامه‏هایى علیه دولت عین‏الدوله در این مجله به مدت دو سال به كلات تبعید شد. از كلات به تهران آمد و در قم ساكن شد و در كلاس درس آیت‏اللَّه شیخ عبدالكریم حایرى به فراگیرى علوم دینى پرداخت، ضمنا مدرسه‏ى رشدیه را براى اطفال فقیر و یتیم و كلاسى ویژه نابینایان دایر كرد. وى در قم وفات یافت و در قبرستان نو (حاج شیخ عبدالكریم) دفن شد. از او آثار فراوانى به جاى مانده است كه از آن جمله‏اند: «اصول عقاید یا اتحاد بشر»؛ «كفایه التعلیم»؛ «نهایه التعلیم»؛ «المشتقات»؛ «تبصره الصبیان»؛ «صد درس»؛ «تربیه البنات»؛ «تادیب البنات»؛ «بدایه التعلیم» و «هدایه التعلیم».[1] (حاجى) میرزا حسن تبریزى از پیشقدمان نهضت فرهنگى ایران در نیمه اول قر. 14 ه. (و. تبریز 1267 ه.ق.- ف. 1363 ه.ق./ 1323 ه.ش./ 1944 م.). وى از نخستین مؤسسان مدارس جدید در تبریز و تهران و مردى دانشمند و اصلاح‏طلب و مبارز و بلندهمت بود و او را پدر فرهنگ جدید ایران نامیده‏اند. در آغاز جوانى براى فراگرفتن روش تعلیم و تربیت به بیروت سفر كرد و پس از 3 سال به ایران بازگشت و در تبریز به تأسیس دبستان اقدام كرد ولى با مخالفت گروهى روبرو شد و دبستان وى منحل گردید. در زمان مظفرالدین شاه به تهران آمد و در سال 1315 ه.ق. مدرسه رشدیه را تأسیس كرد. تألیفات متعدد دارد از جمله: بدایعةالتعلیم، كفایة التعلیم، نهایة التعلیم و صد درس. روزنامه «طهران» را در پایتخت انتشار داد (شماره اول آن در 7 ربیع‏الاول 1326 ه.ق. منتشر شده) رشدیه از سال 1305 ه.ش. در قم مقیم گردید.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1333 -1263 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در بادكوبه متولد شد، پس از تحصیلات قدیم و جدید، به فعالیتهاى سیاسى و روزنامه‏نگارى پرداخت. ابتدا روزنامه‏ى «تكامل» را بنیاد نهاد، پس از توقیف «تكامل» مدیر روزنامه‏ى «ارشاد» و بعد از توقیف «ارشاد»، عضو هیات تحریریه‏ى روزنامه «ترقى» شد. و پس از آن سردبیر روزنامه‏ى «ایران نو» بود. در نهضت گیلان با مجاهدین به تهران آمد. وى در دوره‏ى دوم نماینده‏ى مجلس شد. در سال 1947 م به تركیه رفت و در همان كشور درگذشت. از او تالیفات سیاسى بسیار به جا مانده از جمله: «تنقید فرقه اعتدالیون»؛ «سعادت بشر»؛ «عنصر مزدك سیاوش»؛ «ملیت و بلشویزم».

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1333 ق)، وكیل دعاوى، نمایشنامه نویس و روزنامه‏نگار. وى از نویسندگان پركار اواخر دوره‏ى مشروطیت و یكى از آغازگران مكتب نمایشى اخلاقى در ایران بود. او كه به كار وكالت عدلیه مشغول بود تعداد بسیارى نمایشنامه نوشته است كه بیشتر آنها به معرض نمایش هم گذاشته شده‏اند. آزاد در دوره‏ى 1295 تا 1320 ش نیز نمایشنامه‏هاى زیادى نوشته است. او همچنین روزنامه‏اى به نام «نامه‏ى آزاد» منتشر كرد كه در این زمینه با موفقیتى روبرو نشد. یكى از نمایشنامه‏هاى وى «احساسات جوانان ایرانى» است كه در تیاتر ملى در سل 1333 ق به معرض تماشا گذارده شد. آزاد در حدود سى الى چهل نمایشنامه نوشته است كه بیشتر آنها درباره‏ى ماسئل اخلاقى، از قبیل: مضرات الكل، تریاك، قماربازى و غیره است. از جمله آثار نمایشى وى: «تا به كى خود را نشناسیم»؛ «مالیخولیاى قماربازى»؛ «گداى معقول»؛ قضا و قدر»؛ «دسته گل»؛ «گل و بلبل». تنها اثر به چاپ رسیده‏ى او «نامه‏ى آذریان یا سربازى وطن افتخار است» كه در سال 1292 ش منتشر شده.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

عبدالله رازي, نويسنده, روزنامه نگار و شاعر در سال 1273 هجري شمسي در همدان به دنيا آمد.پس از تحصيلات مقدماتي در ايران, به هندوستان و از آنجا به پاريس رفت و موفق به دريافت ليسانس در رشته حقوق شد, سپس به مصر عزيمت كرد و به نشر مجله هاي «رستاخيز», «سودمند» و «عصر پهلوي» پرداخت. او پس از مراجعت به ايران, به استخدام وزارت كشور درآمد و به تدريس تاريخ ايران پرداخت .رازي در اوشان تهران در سال 1334 هجري شمسي درگذشت و در ابن بابويه دفن شد. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي گرايش : نويسنده, روزنامه نگار و شاعر والدين و انساب : عبدالله رازي, فرزند ابراهيم است. تحصيلات رسمي و حرفه اي : عبدالله رازي پس از تحصيلات مقدماتي در ايران, به هندوستان و از آنجا به پاريس رفت و موفق به دريافت ليسانس در رشته حقوق شد, زمان و علت فوت : عبدالله رازي در اوشان تهران در سال 1334 هجري شمسي درگذشت و در ابن بابويه دفن شد. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : عبدالله رازي پس از اخذ ليسانس خود از پاريس ،به مصر عزيمت كرد و به نشر مجله هاي «رستاخيز», «سودمند» و «عصر پهلوي» پرداخت. وي با روزنامه‌هاي «حبل‌المتين», «ايرانشهر», و «فرهنگستان» نيز همكاري ميكرد. پس از مراجعت به ايران, مجله «سودمند» و روزنامه «آزاد شرق» را براي مدت كوتاهي منتشر كرد. او به استخدام وزارت كشور درآمد و به تدريس تاريخ ايران پرداخت مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : آزاديِ شَرْق، نشريه‎اي هفتگي، به مديريت عبدالله رازي كه از سال 1324ش در تهران منتشر مي‎شد. شماره‎هاي سال اول آن (1-30، به استثناي شماره‎هاي 15 و 20) و سال دوم (31-51) و سال سوم (56-78) در آرشيو كتابخانة مركزي دانشگاه تهران باقي است. در آخرين شمارة موجود، نام اكبر مسعودي شيرازي به عنوان مديرمسئول آن ياد شده است. آزادي شرق بيان‎كنددة نظرات سياسي و اجتماعي رازي است كه در مجموع، نوعي التقاط افكار سوسياليستي و سلطنت‎طلبي بود. اين نشريه مدتي توقيف شد و يك چند به نام آزادي خلق منتشر گرديد چگونگي عرضه آثار : عبدالله رازي شعر نيز ميسرود; اشعار وي در كتابهاي ادبي و مجلات آن روزگار چاپ شده است.عبدالله رازي داراي تأليفاتي در تاريخ و ادبيات (شعر و نمايشنامه‎نويسي) است. وي قبلاً مجلة سودمند را در قاهره به زبان فارسي منتشر مي‎كرد كه بعدها به رستاخيز، و سپس عصر پهلوي تغيير نام داد.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار. درگذشت: 8 بهمن 1370. محمدعلى توفیق، فرزند حسن، از سال 1318 عهده‏دار ادامه‏ى انتشار هفته‏نامه‏ى فكاهى «توفیق» شد. وى كارمند بانك ملى نیز بود. این هفته‏نامه حدود چهارده سال به مدیریت وى انتشار یافت، به ویژه زمانى كه رضاشاه از ایران رفت و قلم آزاد شد. توفیق به اینكه به هیچ حزب یا جمعیتى بستگى نداشت، از تندروترین جراید به شمار مى‏رفت. پس از كودتاى 28 مرداد 1332، محمدعلى توفیق بازداشت شد و به قلعه فلك‏الفلاك تبعید گردید. مدتى بیش از یك سال در آنجا بود تا به تهران منتقل گردید و مدت كوتاهى هم درتهران زندانى بود تا آزاد شد. پس از آن دیگر به فعالیت سیاسى روى نیاورد.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)

داستان نویس، شاعر. تولد: 1293. درگذشت: 1369. جهانگیر تفضلى دوره دانشسراى عالى را در رشته‏ى ادبیات گذراندن و پس از شهریور 1320 به نویسندگى سیاسى پرداخت و اغلب با نام‏هاى مستعار «مازیار»، «آسمان»، «نگین»، «رامین» در روزنامه‏ها و مخصوصا روزنامه «پیكار» (ناشر افكار حزب پیكار) مقاله مى‏نوشت. پس از آن در سال 1322 اجازه‏ى انتشار روزنامه‏ى «ایران ما» را همراه با غلامعلى پرویزى گرفت. بعدها همراه قوام‏السلطنه به مسكو رفت و چندى معاون عبدالحسین هژیر (در دوره نخست وزیرى) شد. در دوره‏ى مصدق پیرو آیت‏الله سید ابوالقاسم كاشانى شده بود. پس از آن به ریاست اداره‏ى تبلیغات و سرپرستى دانشجویان در اروپا و وكالت مجلس شوراى ملى و وزارت و سفارت (افغانستان و الجزایر) رسید. كتاب‏هایى كه از وى چاپ شده بر روى شن‏هاى ساحل (داستان) و هایده (داستان) و زهره (شعر) است. در 1291 در شهر مشهد تولد یافت. پدرش غلامرضاخان مصدق‏السلطان از اهل علم و عرفان و یكى از مریدان و تربیت یافتگان حاج ملا سلطانعلى گنابادى بود و در عرفان و ادب فارسى و عربى مقامى شامخ داشت. جهانگیر پس از انجام تحصیلات مقدماتى و ابتدائى دوره‏ى مدرسه‏ى متوسطه را در مشهد پایان داد و به تهران عزیمت نمود و وارد دارالمعلمین عالى شد و در 1314 لیسانس تاریخ و جغرافیا اخذ نموده به خدمت فرهنگ درآمد و در مدارس آن روز تهران زبان فرانسه و تاریخ و جغرافیا تدریس مى‏نمود. بعد از شهریور 1320 و آغاز بحران دموكراسى، به فكر روزنامه‏نگارى افتاد و سرانجام با خسرو اقبال و تنى چند از یاران، روزنامه‏ى تندرو و منقد نبرد را انتشار دادند. نبرد پس از چند ماهى در محاق توقیف قرار گرفت و سپس نبرد ما جاى آن را گرفت و سرانجام در 1322 امتیاز روزنامه‏ى چپ‏رو و مخالف دولت به نام ایران ما صادر شد. اعضاء هیئت تحریریه و سردبیران مجله عبارت بودند از: اسمعیل پوروالى، محمود تفضلى، خسرو اقبال، محمود هرمز و دكتر دهنائى. این روزنامه روزانه بود و تدریجاً حسن ارسنجانى و سید جلال شادمان هم در زمره‏ى نویسندگان آن قرار گرفتند. روزنامه‏ى ایران ما مرتباً توقیف مى‏شد ولى بجاى آن امتیازاتى تحصیل نموده بودند كه به جاى ایران ما منتشر مى‏گردید. در شهریور ماه 1322 دو تن از گردانندگان روزنامه‏ى ایران ما توسط نیروهاى متفقین به جرم ژرمانوفیلى دستگیر و به زندان اراك منتقل شدند. جهانگیر تفضلى و خسرو اقبال ابتدا در زندان اراك و سپس زندان رشت مدتى در اسارت قواى بیگانه بودند ولى بازداشت آنها طولانى نشد و زودتر از یك سال از زندان مستخلص شدند. جهانگیر تفضلى در سال 1324 موضع خود را تغییر داد و خود را به حزب آزادى قوام‏السلطنه متمایل نمود و همین موضوع سبب شد كه قوام كه در اواخر سال 1324 به نخست‏وزیرى رسید و در رأس هیئتى براى مذاكره به مسكو رفت، جهانگیر تفضلى یكى از اعضاى میسیون بود و در آن سفر مورد توجه و محبت قوام‏السلطنه قرار گرفت. تفضلى پس از مسافرت به مسكو به ایران بازنگشت و به فرانسه رفت و مدتى در آن كشور بسر برد. در 1325 روزنامه‏ى ایران ما، كه توسط محمود تفضلى اداره مى‏شد پس از ائتلاف حزب توده و حزب ایران، به حزب توده پیوست و چند ماهى با حزب توده همكارى داشت ولى سرانجام در دى ماه 1326 از وابستگى به حزب توده كنار رفت. بطور كلى روزنامه‏ى ایران ما از روز انتشار تا پایان حیات خود نشریه‏اى معتبر و مورد توجه تمام طبقات بود و حتى محمدرضا پهلوى و اشرف پهلوى بدان توجه خاص داشتند بطورى كه شاه با هیئت تحریریه‏ى روزنامه‏ى ایران ما جلسات ماهیانه داشت و اشرف پهلوى هم با جهانگیر تفضلى حشر و نشر زیادى پیدا كرد و او را جز محارمین خود قرار داد. احمد قوام سرانجام پس از مقاوله‏نامه‏ى نفت شمال، به سرعت در سراشیبى سقوط قرار گرفت و در آذر ماه 1326 با رأى عدم اعتماد نمایندگانى كه حزب دموكرات تعیین كرده بود، ساقط شد و ابراهیم حكیمى براى بار سوم به زمامدارى رسید و از همان نخستین روزهاى نخست‏وزیرى او معلوم بود كه محلّلى بیش نیست. در كابینه‏ى حكیم‏الملك، على سهیلى و عبدالحسین هژیر وزیران مشاور بودند و براى جانشینى او تلاش مى‏كردند. در خرداد ماه 1327 اشرف موفق شد تا عبدالحسین هژیر را به كرسى صدارت برساند. بدون تردید در این كابینه، اشرف پهلوى نقش اول را عهده‏دار بود. از اینرو از نخستین روزهاى نخست‏وزیرى هژیر، جلسات مداوم شبانه در پل رومى (سفارت آلمان) كه مقر نخست‏وزیرى بود، با شركت اشرف پهلوى، عبدالحسین هژیر و جلال شادمان تشكیل مى‏شد. تمام وزیران كابینه‏ى هژیر توسط اشرف تعیین شدند و بالاخره به دستور اشرف، جهانگیر تفضلى به معاونت سیاسى نخست‏وزیر تعیین شد. این انتصاب در آن روز كه عده‏ى زیادى از رجال صدر مشروطه هنوز حیات داشتند، با تعجب تلقى شد. یك روزنامه‏نویس جوان در سن 35 سالگى در یك سمت حساس قرار گرفت. كابینه‏ى هژیر با مخالفت شدید آیت‏اللَّه كاشانى و فدائیان اسلام دوام زیادى نكرد ولى قبل از سقوط كابینه، جهانگیر تفضلى از كار كناره‏گیرى نمود و به سمت بازرس دولت در بانك صنعتى و معدنى قرار گرفت. در حكومت دكتر مصدق هم كار مهمى به او ارجاع نشد، فقط چندى مدیرعامل بیمه كارگران بود تا در انتخابات دوره‏ى هیجدهم كه پس از كودتاى 28 مرداد انجام گرفت، به نمایندگى مجلس از زابل تعیین شد. در سال 1334 در نخست‏وزیرى حسین علاء، مورد توجه علم وزیر كشور قرار گرفت و به عنوان سرپرست محصلین به اروپا رفت و قریب پنج سال در آن سمت باقى بود. تفضلى علاوه بر سرپرستى محصلین، سفیركبیر ایران در یونسكو نیز بود. در 29 بهمن ماه 1341، علم و وزیران كابینه‏ى او استعفا دادند و علم مجدداً مأمور تشكیل كابینه شد و در روز سى‏ام بهمن كابینه‏ى جدید را معرفى كرد. در این كابینه، جهانگیر تفضلى وزیر مشاور و سرپرست اداره كل تبلیغات و انتشارات شد. اصولاً كار سانسور مطبوعات از بدو تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت با آن سازمان بود. به ترتیب سرهنگ هژبر كیانى و سرهنگ ابوالحسن سعادتمند و سرهنگ فرهنگ شاهین، كار سانسور را انجام مى‏دادند. در اوایل نخست‏وزیرى دكتر على امینى، سانسور مطبوعات از ساواك منفك و ضمیمه‏ى اداره تبلیغات و انتشارات و بعد وزارت اطلاعات گردید. جهانگیر تفضلى در مقام سرپرستى تبلیغات و انتشارات، رویه‏ى خشن و تندى را اتخاذ نمود. از جمله حداقل تیراژ روزنامه‏ها در تهران بایستى پنج هزار شماره باشد و این امر در آن ایام كه روزنامه‏ها با بهاى آگهى‏هاى دولت اداره مى‏شدند، امكان‏ناپذیر بود و لذا قریب 50 روزنامه و مجله را در تهران تعطیل و محل انتشار آن را در شهرستان‏ها تعیین كردند كه طبعاً مدیران آن دسته به شهرستان‏ها نرفتند. جهانگیر تفضلى روز 18 خرداد ماه 1342 پس از وقایع خونبار 15 خرداد، از سمت رئیس اداره انتشارات و تبلیغات و وزارت مشاور استعفا داد. پس از آن چندى عضو هیئت نظارت سازمان برنامه بود تا اینكه در فروردین ماه 1350 با سمت سفیركبیر عازم كابل گردید و تا مرداد ماه 1354 در آن سمت باقى ماند. صاحب ترجمه مردى جسور، صحنه‏ساز، بى‏بندوبار و خوشگذران بود و به زبان و ادبیات فارسى و فرانسه تسلط داشت. نویسنده‏اى متفكر و در عین حال منقد بود. بیشتر مقالات او با نام مستعار «مازیار» در ایران ما و سایر جراید منتشر مى‏شد. در جریان اصلاحات ارضى و اصول ششگانه‏ى انقلاب سفید، مشاور محمدرضا پهلوى بود و بیشتر نطق‏هاى شاه را او تهیه مى‏كرد. در اواخر عمر خاطرات خود را با مدد گرفتن از حافظه تدوین نمود. این خاطرات سرانجام در سال 1376 از حوزه‏ى هنرى دفتر ادبیات انقلاب اسلامى به كوشش یعقوب توكلى با مقدمه‏ى محققانه‏اى و زیرنویس‏هاى لازم، چاپ و انتشار یافت. جهانگیر تفضلى در سال 1370 دست به خودكشى زد. این فكر از چندى پیش در مخیله‏ى او وجود داشت و همواره با دوستان نزدیك خود این مطلب را بیان مى‏نهاد. آنقدر در این مورد سخن گفته بود كه دوستانش او را مسخره مى‏كردند. ولى سرانجام فكر خود را جامه عمل پوشانید. پس از چندى، دختر او استاد دانشگاه شهید بهشتى بود نیز خودكشى نمود.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار، داستانسرا، مترجم. تولد: 1292، نجف‏آباد. درگذشت: 18 مرداد 1363. ابوالقاسم نجف‏آبادى مشهور به ابوالقاسم پاینده، فرزند رضا، در اصفهان از سال 1301 تا 1309 به تحصیل علوم قدیم (صرف و نحو عربى، فقه اسلامى و فلسفه یونان) پرداخت. خدمت مطبوعاتى خود را از سال 1308 در روزنامه‏ى «عرفان» (اصفهان) آغار كرد. از سال 1311 به تهران آمد و روزنامه‏نگارى را ادامه داد مدت‏ها با روزنامه‏هاى «شفق سرخ» و «ایران» همكارى داشت. مدتى نیز مدیر مجله‏ى «تعلیم و تربیت» بود. در سال 1321 مجله «صبا» را بنیاد نهاد و تا سال 1330 انتشار داد. ضمنا با مجلات دیگر از جمله مجله‏ى «معارف اسلامى» نیز همكارى مى‏كرد. ابوالقاسم پاینده در سال 1336 به سبب ترجمه‏ى قرآن مجید به دریافت جایزه نایل آمده است. از ترجمه‏هاى دیگر او مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: التنبیه و الاشراف (على بن حسین مسعودى، 1349)؛ تاریخ طیرى یا تاریخ الرسل و الملوك (اثر محمد بن جریر طبرى در شانزده جلد، 1352)؛ اسرار نیك‏بختى (اوریزان ماردن، 1333)؛ تاریخ سیاسى اسلام از آغاز ظهور تا انقراض دولت اموى (دكتر حسین ابراهیم حسن، سه جلد، 1318)؛ چرا فرانسه شكست خورد (آندره موروآ، 1319)؛ در آغوش خوشبختى (لرد آورى بورى، 1313)؛ زندگانى محمد (ص) (دكتر محمد حسنین هیكل، دو جلد، 1317)؛ مروج الذهب (از مسعودى، دو جلد، 1344)؛ تاریخ عرب (از فیلیپ حتى، دو جلد، تبریز، 1344)؛ نهج الفصاحه (س) (كلمات قصار حضرت رسول، جلد اول: 1326)؛ سخنان محمد (ص) (كلمات قصار با ترجمه، 1318)؛ عشق و زناشویى (نیكلا حداد، 1335). در سال 1326 به ریاست اداره‏ى تبلیغات برگزیده شد و در دوره‏ى دوم مجلس مؤسسان نامزد نجف‏آباد بود. ابوالقاسم پاینده داستان هم مى‏نوشت. داستان‏هایش تركیبى از خاطره و موعظه‏اند و بیشتر به انتقاد از زندگى ادارى در سال‏هاى پیش از 1320 اختصاص دارند. در چند داستان نیز به نشان دادن جنبه‏هاى مضحك زندگى روستایى و خاطرات دوران كودكى مى‏پردازد. از جمله آثار داستان وى مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: رمان قاتل (اصفهان، 1313)؛ در سینماى زندگى (مجموعه داستان، 1337)؛ دفاع از ملا نصرالدین (1347)؛ جناب آقاى دكتر ریش (1348)؛ مرده كشان جوزان و هفده داستان دیگر (1357)؛ داستان‏هاى برگزیده (1352)؛ و ظلمات عدالت (1354).از آثار دیگر او مى‏توان به دستور نوشتن (اصفهان، 1309) و تمدن اسلام (از مجلدات تاریخ ویل دورانت) اشاره نمود. در 1290 در نجف‏آباد اصفهان متولد شد. تحصیلات جدید و قدیم را به خوبى ادامه داد و به ادبیات زبان فارسى و عربى تسلط پیدا كرد. زبان فرانسه را هم فراگرفت. به خدمت دولت درآمد، ولى كار اصلى او ترجمه و نویسندگى بود و كارهاى ادبى و علمى اولیه‏ى او نشانگر ذوق و تسلط او به زبان فارسى است. چندى در مطبوعات اصفهان به كار ترجمه و نویسندگى اشتغال داشت، بعد به تهران آمد و مدتى به اتفاق على دشتى و عبدالرحمن فرامرزى در اداره‏ى راهنماى نامه‏نگارى شهربانى اشتغال داشت. بعد از 1320 مستقلاً به انتشار مجله‏ى هفتگى صبا كه روزهاى چهارشنبه منتشر مى‏شد مبادرت نمود. این مجله در نوع خود جالب بود و در آن مسائل اجتماعى براى اولین بار در ایران به طور عریان مطرح مى‏شد. حتى از لحاظ چاپ عكس‏هاى لخت و نیمه‏لخت نیز بى‏سابقه بود. داستان‏هاى عشقى كه تحریك‏كننده‏ى جوانان است، هر هفته با آب و تاب تمام انتشار مى‏یافت. مخصوصاً عكس‏هاى ستارگان معروف سینما همه هفته روى جلد و داخل صفحات، و اخبار سینمایى جلب توجه مى‏كرد. این مجله خیلى زود با استقبال روبرو شد و تیراژ آن سرسام‏آور بالا رفت و مدیر آن از لحاظ اجتماعى موقعیتى پیدا كرد؛ مخصوصاً تبلیغات مجله هم بى‏سابقه و جالب بود. مجله‏ى صبا در عین حال مخالفین سرسختى هم داشت و با تمام قدرت مى‏خواستند از انتشار آن جلوگیرى كنند، ولى میسر نمى‏شد. مجله‏ى صبا چندین سال انتشار مى‏یافت تا تدریجاً تازگى خود را از دست داد و تعطیل شد. پاینده در بین مردم وجهه‏ى زیادى نداشت و دشمنان سرسختى پیدا كرده بود. نسبت‏هائى به او دادند. هرچه تلاش كرد بدنامى مجله را از خود دور كند، نشد. سرانجام به ترجمه‏ى قرآن پرداخت و ترجمه‏اى از قرآن به دست داد كه در زمان خود بهترین ترجمه‏ى فارسى بود. در دوره‏ى بیست و یكم پس از چندین سال تلاش، نماینده‏ى نجف‏آباد شد. در مجلس تك‏روى كرد. گاهى عوام‏فریبى مى‏كرد. پس از آن دوره، دیگر به مجلس راه نیافت، از او كتاب‏هاى زیادى انتشار یافته است كه هر یك در حوزه‏ى خود درخور توجه است. ترجمه‏هاى او روان است. ترجمه‏ى كتاب در آغوش خوشبختى یكى از ترجمه‏هاى سلیس اوست. حیات محمد (ص) و ترجمه‏ى كلمات حضرت رسول (ص) تحت عنوان نهج‏الفصاحه از دیگر كارهاى علمى و ادبى او مى‏باشد. مهمترین كار پاینده، ترجمه‏ى قرآن و ترجمه‏ى تاریخ طبرى در 16 مجلد است. پاینده قصه و طنز نیز مى‏نوشت. در 73 سالگى در تهران درگذشت. از وى كتابخانه‏ى معظمى باقى ماند كه غالب كتب آن به زبان‏هاى فرانسه و عربى بود. ظاهراً این كتابخانه از طرف وراث به فروش رفت و گویا على‏رغم میل صاحب آن، در اختیار مؤسسات دانشگاهى و علمى قرار نگرفت.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

شاعر. تولد: 1288، تویسركان. درگذشت: 2 فروردین 1369، تهران. عبدالرحمن پارسا تویسركانى متخلص به «پارسا» فرزند شیخ محمدرحیم رستگار (از نیاى پارسا مجنون تویسركانى)، علوم ابتدایى و متوسطه را در تویسركان و مازندران و تهران (فارغ‏التحصیل دارالمعلمین مركزى) به پایان رساند. سپس به تكمیل معلومات خود نزد استادان فن به تحصیل پرداخت. پس از پایان تحصیلات، چندى به شغل آموزگارى در دبیرستان‏هاى تهران و مدرسه عالى سپهسالار پرداخت. مدتى نیز رییس تحقیق امنیه‏ى غرب بود، سپس به شركت بیمه ایران رفت و تا زمان بازنشستگى (در سمت‏هاى مختلف و از جمله ریاست روابط عمومى شركت، مسئولیت مجله‏ى «بیمه» و فعالیت در اداره‏ى انتشارات و مطبوعات بیمه‏ى ایران) در این شركت كار مى‏كرد. از سال 1315 تا 1319 منشى و نایب رییس انجمن ادبى ایران بود. مدتى نیز رییس انجمن ادبى ایران بود. علاوه بر اینها عضو دائمى و عضو هیئت مدیره فرهنگستان ایران نیز بود. پس از كودتاى 1332 نیز مدت یك سال مشاور مطبوعاتى سپهبد اردشیر زاهدى (نخست وزیر) بود. فعالیت مطبوعاتى‏اش را از سال 1309 آغاز كرد. ضمن خدمت مطبوعاتى خود، سردبیرى مجله‏ى «معارف» و روزنامه‏ى «كرمانشاه» را به عهده داشت. با نام‏هاى «گل آقا»، «همشهرى» و «شیخ ابوالپشم» نیز مطالب خود را امضا مى‏كرد. وى به مناسبت‏هایى نشان‏هاى 28 مرداد و تاجگذارى دریافت داشت و به كشورهاى عربستان صعودى و كویت و بحرین و قطر و عراق نیز سفر كرد. پارسا شاعرى را از دوران جوانى آغاز كرد. شاعرى غزلسرا بود و به ساختن قطعه و رباعى نیز مى‏پرداخت. یكى از كارهاى پارسا به نظم درآودن حكایت‏ها و مثل‏هاى اقوام مختلف دنیاست كه قسمتى از آنها در مجله‏ى «گوهر» از سال 1352 تا 1357 به چاپ رسیده است. دیوان اشعار او كه در حدود ده هزار بیت است هرچند به چاپ نرسیده ولى بیشتر اشعارش در جراید كشور به ویژه در مجله‏هاى «ارمغان» و «وحید» و «گوهر» و در مجله‏هاى كشورهاى پارسى زبان افغانستان و پاكستان منتشر شده است. همچنین قطعه‏هایى از آثار منظم وى به وسیله پرفسور ایلسكى به زبان روسى و پرفسور مولوى به زبان انگلیسى ترجمه گردیده است. فهرست تألیفات او به شرح زیر است: تصحیح و چاپ دیوان شاهزاده افسر سبزوارى؛ تصحیح و چاپ دیوان رضى‏الدین آریتمانى؛ تصحیح دیوان عنصرى؛ تاریخ تویسركان؛ فهرست كتابخانه‏ى مدرسه‏ى عالى سپهسالار تهران؛ تصحیح مقدمه و چاپ قیصرنامه‏ى ادیب پیشاورى؛ رساله در شرح حال خاقانى و رساله در معرفت النفس و مقاله‏هاى انتقادى و اجتماعى در روزنامه‏ها و مجله‏هاى فارسى، مقدمه بر كتاب‏هاى مختلف از جمله كتاب رجال قم و بحثى در تاریخ آن. كتابى نیز درباره‏ى تاریخ تویسركان تألیف كرده است كه به چاپ نرسید. (1369 -1288 ش)، نویسنده و شاعر، متخلص به مجنون. در تویسركان متولد شد. پدر وى از شاعران و ادیبان نامور بود. پارسا علوم ابتدایى و متوسطه را در زادگاهش و مازندران و تهران به پایان برد. از آن پس چندى آموزگار و مدتى رییس تحقیق امنیه‏ى غرب بود و سپس به شركت بیمه‏ى ایران منتقل شد. از سال 1315 تا 1319 ش منشى و نایب رییس انجمن ادبى و عضو دایمى و عضو هیأت مدیره فرهنگستان ایران نیز بود. پارسا شاعرى اجتماعى و غزلسرا بود. غزل را نیكو مى‏سرود و در ساختن قطعه و رباعى توانایى داشت. آثارش در مجله‏ها و روزنامه‏ها چاپ مى‏شد. از آثار او: تصحیح و چاپ «دیوان» شاهزاده افسر سبزوارى؛ تصحیح و چاپ «دیوان» رضى‏الدین آرتیمانى؛ تصحیح «دیوان» عنصرى؛ «تاریخ تویسركان»؛ «تحریر هزار صفحه فهرست كتابخانه‏ى مدرسه سپهسالار تهران»؛ تصحیح و چاپ «قیصرنامه» ادیب پیشاورى و همچنین مقالات متعددى در مجلات ادبى كه به چاپ رسیده است. یكى از كارهاى مهم و قابل توجه پارسا به نظم درآوردن حكایتهاى آموزنده و مثل‏هاى اقوام مختلف دنیاست كه قسمتى از آنها در دوره‏ى شش ساله‏ى مجله‏ى «گوهر» به چاپ رسیده است. «دیوان» اشعار او حدود ده هزار بیت است كه تاكنون به چاپ نرسیده است.[1]

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

شاعر، محقق. تولد: 1281(1323 ق.)، كازرون. درگذشت: 14 فروردین 1362، شیراز. على‏نقى بهروزى متخلص به «بهروزى»، فرزند بهروز، پس از اخذ دیپلم در بوشهر و فراگیرى ادبیات و زبان انگلیسى، به سال 1302 به بحرین رفت و دو سال به مدیریت و آموزگارى مدرسه اتحادیه ایرانیان اشتغال ورزید و بعد خدمت خود را در سمت‏هاى معملى و نظامت و مدیریت در بوشهر و شیراز ادامه داد. وى در سال 1337 بازنشسته شد. با این وجود معلمى در دبیرستان ابن سینا ادامه داد. همچنین داراى گواهینامه زبان انگلیسى از دانشگاه كمریج بود. علاوه بر انگلیسى، با عربى نیز آشنا بود و به دریافت نشان‏هاى درجه یك و دو علمى نایل آمد. در سال 1305 با روزنامه‏ى «تخت جمشید» همكارى كرد و بعد به عضویت در هیئت تحریریه روزنامه‏هاى «عصر آزادى»، «پیغام»، «پارس» و «بهار ایران» درآمد. در عین حال مقالاتى در مجلات «گل‏هاى رنگارنگ»، «ارمغان»، «یادگار»و «یغما» انتشار مى‏داد. او در سال 1325 امتیاز روزنامه‏ى «دستاویز» را گرفت و چند شماره در شیراز منتشر كرد. وى همچنین عضو «انجمن قلم» و عضو مشورتى روزنامه‏ى «اطلاعات» در استان فارس بود و به عنوان شعار در «انجمن ادبى فارس» حضور مى‏یافت و یكى از بنیانگذاران «كانون دانش پارس» بود و تا روزهاى آخر عمر در جلسات آن شركت مى‏كرد. از سال 1350 تا 1358 به سمت سرپرست كتابخانه حافظیه مشغول كار بود. از تیر سال 1358 به سرپرستى كتابخانه حضرت احمد در ××××× شاهچراغ شیراز اشتغال داشت. فهرست آثار او به شرح زیر است: جشن‏هاى ایزدى، تاریخ اعیاد ملى (شیراز، 1324)؛ سده‏ى وفات قاآنى (شیراز، 1333)؛ شرح كامل حالات حكیم قاآنى (شیراز، 1334، نشریه‏ى سه كانون دانش پارس)؛ شهر شیراز یا خال رخ هفت كشور (شیراز، 1333)؛ تصحیح دیوان رحمت كازرونى (شیراز، 1334)؛ تصحیح دیوان مظفر شیرازى (با همكارى و بازنگرى دیگران شیراز، 1337)؛ لطایف و ظرایف ادبى (شیراز، 1342)؛ آثار محلى فارس (شیراز 1340)؛ فارسنامه ابن بلخى (شیراز، 1343)؛ تاریخچه‏ى شهر شیراز و اماكن تاریخى (تهران، 1347)؛ واژه‏ها و مثل‏هاى شیرازى و كازرونى (تهران، 1348)؛ بناهاى تاریخى و آثار هنرى جلگه شیراز (شیراز، 1439)؛ تاریخچه‏ى مسجد جامع سلطانى وكیل (شیراز، 1350)؛ فهرست كتب خطى كتابخانه ملى فارس (دو جلد با همكارى آقاى محمدصادق فقیرى، شیراز، 1351)، نوادر تاریخى (جلد اول، 1353)؛ حافظ را بشناسید (شیراز، 1355)؛ سعدى را بشناسید (شیراز، 1355)؛ افتخارات ایران؛ شرح حال و اشعار ناخدا عباس دریانورد (شیراز، 1356)؛ تاریخچه‏ى كتابخانه‏ها و مطبوعات و چاپخانه‏ى فارس (شیراز، 1356)؛ فهرست كتب خطى كتابخانه‏ى آستان حضرت احمد بن موسى شاهچراغ (دو جلد، شیراز، 1360)؛ تاریخچه‏ى ده ساله‏ى كانون فرهنگیان پارس (شیراز، 1333)؛ اشعار نغز؛ گلشكر. على‏نقى بهروزى سرانجام به سال 1362 در شیراز زندگى را بدرود گفت و در دارالرحمه شیراز به خاك سپرده شد. (1362 -1283 / 1281 ش)، شاعر، روزنامه‏نگار و نویسنده. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در كازرون و بوشهر و شیراز به پایان رسانید و موفق به اخذ دیپلم متوسطه شد و زبان انگلیسى را كاملا آموخت و نایل به دریافت گواهى‏نامه از دانشگاه كمبریج انگلستان شد. بهروزى وارد خدمت وزارت فرهنگ شد و مدت دو سال مدیر مدرسه‏ى ایرانیان در بحرین بود و از آنجا به بوشهر منتقل شد. و به مدیریت و تدریس در مدارس مختلف در بوشهر و شیراز پرداخت. او مقالات ادبى و اجتماعى زیادى در جراید «تخت جمشید»، «عصر ایادى»، «پارس» و مجلات «ارمغان»، «یادگار» و «گلهاى رنگارنگ» منتشر كرد. بهروزى در سال 1325 ش امتیاز روزنامه‏ى «دستاویز» را گرفت و چند شماره‏ى آن را در شیراز منتشر كرد. بعد از بازنشستگى از سال 1350 ش به سرپرستى كتابخانه حافظیه و كتابخانه شاهچراغ، گمارده شد و عضو انجمن ادبى فارس و مؤسس كانون دانش پارس بود و تا آخر عمر در جلسات آن شركت مى‏كرد. وى گاهى شعر مى‏سرود و محققى پركار بود و بیست و چهار جلد كتاب تألیف كرد و دهها مقاله نوشت. از آثار وى: «آثار محلى فارس؛ «جشنهاى ایزدى»؛ «نوادر تاریخى»؛ «گلشكر»، لطائف و ظرائف ادبى؛ «سده قاآنى»؛ «شهر شیراز یا خال رخ هفت كشور»؛ «فرهنگ لغات محلى فارسى».[1]

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گنجینه دانشمندان (جلد ششم)

آقاى سید جلال‏الدین تقوى فرزند محمدشریف از ادباء و فضلاء معروف شهرضا و سومین فرزند پدر است. وى در سال 1282 شمسى در شهرضا متولد و پس از تحصیلات ابتدائى علوم ادبى و عربى را در آنجا از حكیم فرزانه فراگرفته آنگاه به اصفهان آمده و چند سالى در مدرسه (جده بزرگ) تحصیل نموده و سپس در تهران در مدرسه سپهسالار علوم ادبى و عربى و پاره‏اى از علوم جدید را تكمیل كرده است. معظم له داراى طبعى روان و قریحه‏اى سرشار مى‏باشد و اشعار ایشان مكرراً در جرائد و مجلات بطبع رسیده است (تو 1282 ش)، شاعر و روزنامه‏نگار. وى در شهرضاى اصفهان به دنیا آمد، و پس از طى دوره‏ى ابتدایى، صرف و نحو و منطق را در خدمت حكیم فرزانه فراگرفت، سپس چند سالى در مدرسه‏ى جده‏ى بزرگ اصفهان و مدرسه‏ى سپهسالار تهران به تكمیل علوم ادبى و عربى و برخى علوم جدید پرداخت. تقوى از طبع شعرى سرشار برخوردار بود و اشعارش در مجلات به چاپ مى‏رسید. مدت سه سال هم روزنامه‏ى «شهرضا» را منتشر ساخت كه بعدها به علل قانونى تعطیل شد.[1]

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1338 -1263 ش)، نویسنده، استاد دانشگاه، شاعر، مترجم و روزنامه‏نگار. در تهران به دنیا آمد. پدر ش از رجال دانشمند دوره‏ى ناصرى بود. وى علوم مقدماتى را نز پدر آموخت و تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در مدرسه‏ى دارالفنون و آلیانس به پایان برد و زبان فرانسه را به خوبى آموخت، آن‏گاه به فرانسه عزیمت نود. بعد از بازگشت به ایران معلم دارالفنون و مدرسه‏ى علوم سیاسى شد و علاوه بر مترجمى، تدریس جغرافیا و تاریخ و علوم طبیعى را نیز عهده‏دار شد. وى در تربیت دانش‏آموزان سلیقه‏ى خاصى داشت و بدین منظور یك مدرسه عالى به نام «دارالمعلمین» در 1298 ش تأسیس كرد كه خود، ریاست آن را به عهده داشت. وى همچنین نظارت و سرپرستى مجله‏ى «اصول تعلیمات» را، كه از طرف وزارت معارف منشتر مى‏شد، به عهده داشت. فروغى پس از نشر شش شماره از آن مجله نام آن را به «اصول تعلیم» تغییر داد. چندى بعد ماهنامه‏ى «فروغ تربیت» را دایر كرد. وى جمعا چهار سفر به اروپا داشت كه سفر آخر او به عنوان وزیر محتار ایران در سویس بود. ابوالحسن فروغى عضو فرهنگستان زبان فارسى و استاد دانشگاه تهران بود. در ادبیات و انشاى زبان فرانسه بسیار پرمایه و زبردست و در ادبیات فارسى و عربى هم صاحب مطالعات زیاد بود. نثر را خوب مى‏نوشت و شعر نیز مى‏گفت. سرانجام در تهران درگذشت. آثار وى: مجموعه‏ى «اشعار»؛ اوراق مشوش»یا «مقالات مختلفه»؛ رساله‏ى «تجدد و ملیت»؛ منظومه‏ى «شیدوش و ناهید»؛ «تاریخ شعرا»، با همكارى محمدعلى فروغى؛ «سرمایه سعادت» یا «علم و آزادى».[1] فرزند محمدحسین ذكاءالملك، در 1263 ش (1884 م) در تهران متولد شد. در سن 6 سالگى تحصیلات مقدماتى را تحت نظارت پدر و محمدعلى فروغى برادر مهترش آغاز كرد و سپس تحصیلات خود را در مدارس دارالفنون و آلیانس فرانسه ادامه داد و فارغ‏التحصیل شد. آنگاه به زبان و ادبیات فارسى و عربى پرداخت و چون شوق و علاقه‏اى به فلسفه و عرفان داشت، بیشتر وقت خود را صرف فلسفه قدیم و جدید نمود و با مكتبهاى فلسفى آشنا شد و در مدرسه‏ى سپهسالار قدیم آن را تكمیل نمود. فروغى در سن 18 سالگى به روزنامه‏ى تربیت كه پدرش انتشار مى‏داد پیوست و مدیریت داخلى و توزیع روزنامه‏ى مزبور را بر عهده گرفت. پس از تعطیلى روزنامه‏ى تربیت كه مقارن طلوع مشروطیت بود، به كار معلمى و تدریس پرداخت و در مدارس علمیه و دارالفنون ساعاتى از وقت خود را تدریس مى‏نمود. فروغى در 1298 ش با كمك برادرش كه ریاست دیوان عالى كشور را بر عهده داشت، به تاسیس مدرسه‏اى به نام دارالمعلمین مركزى پرداخت و برنامه‏ى آن مدرسه عینا از مدارس متوسطه فرانسه اقتباش شده بود و دوره‏ى آن شش سال كامل بود و مدرك تحصیلى آن دیپلم كامل متوسطه بود. همزمان با تاسیس دارالمعلمین مركزى، نصیرالدوله (احمد بدر) وزیر معارف وقت، مدیریت مجله‏ى اصول تعلیم را كه از طرف اداره‏ى بازرسى وزارت معارف منتشر مى‏شد به ابوالحسن فروغى طبق حكمى واگذار كرد كه با كمك مدرسین و معلمین مدرسه‏ى مزبور، مجله را منتشر سازند. این مجله كه هزینه‏ى آن را وزارت معارف تامین مى‏نمود، یك مجله‏ى فلسفى و تربیتى و علمى و تاریخى و ادبى بود. فروغى اعضاء هیئت تحریریه‏ى نشریه‏ى مزبور را به این شرح انتخاب نمود: غلامحسین رهنما، ابوالقاسم بهرامى، عبدالعظیم قریب و اقبال آشتیانى. علاوه بر هیئت تحریریه، فروغى در هر شماره دو مقاله‏ى فلسفى داشت. با تمام كوششى كه براى ادامه‏ى كار این مجله به عمل آمد، مع‏الوصف شش شماره بیشتر منتشر نشد و در محاق تعطیل قرار گرفت. پس از تعطیلى مجله‏ى اصول تعلیم، فروغى در سال 1300 مجله‏ى فروغ تربیت را انتشار داد كه آن هم دوام زیادى نكرد و از چند شماره تجاوز ننمود. در 1307 ش دارالمعلمین عالى از طرف وزارت فرهنگ تاسیس شد و ابوالحسن فروغى به استادى آنجا منصوب شد. ابوالحسن فروغى در سال 1312 ش به سمت وزیرمختار ایران در سویس انتخاب شد و یك سال در این ماموریت بود و بعد نمایندگى ایران را در جامعه‏ى ملل برعهده گرفت و سرانجام در 1314 به ایران بازگشت و به استادى دانشگاه تهران و عضویت پیوسته‏ى فرهنگستان منسوب شد و تا پایان عمر در مشاغل فرهنگى بود. وفات وى در 6 بهمن‏ماه 1338 ش اتفاق افتاد. ابوالحسن فروغى تالیفاتى به زبان فرانسه و فارسى دارد كه عبارتند از: دو جلد در اصول حكمت و فلسفه به زبان فرانسه، سرمایه سعادت، اوراق مشوش و دوره‏هاى مجله اصول تعلیم و فروغ تربیت. وى طبع شعر داشت و قسمتى از اشعار او به چاپ رسیده است.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو ح 1280 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در مدارس ادب و ثروت تهران به پایان رساند و فقه و حقوق اسلامى را نزد مرحوم میرزا محمود قمى، مدرس مدرسه‏ى صدر و علامه حكمى آموخت. سپس روزنامه‏ى «قانون» را منتشر كرد كه بارها توقیف شد و مدیر آن به زندان افتاد. و پس از 28 مرداد 1332 ش دیگر منتشر نشد. رسا گاهى شعر هم مى‏گفت.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1288 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در كاشان متولد شد، پس از پایان تحصیلات ابتدایى، دوره‏ى متوسطه را در دارالمعلمین خواند. مدتى مسئولیت اداره‏ى روزنامه‏ى «اتحادیه» را به عهده داشت. اثر او: «دختران بدبخت»، در دو مجلد.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1338 -1273 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در مشهد متولد شد، در همان شهر تحصیل كرد، زبان فرانسوى هیات و نجوم، علوم ادبى و عربى را به خوبى آموخت. سپس به تهران آمد، به بیروت و سویس سفر كرد. در 1301 ش روزنامه‏ى «آسیاى وسطى» را در تهران منتشر ساخت، در 1303 ش پس از توقیف «آسیاى وسطى» به فرانسه رفت و از راه تركیه به شوروى مسافرت كرد و به تهران برگشت. در 1307 ش به افغانستان و هندوستان سفر كرد و مدتى سردبیرى روزنامه‏ى «حبل المتین» را به عهده داشت. پس از دو سال اقامت در كلكته، به ایران مراجعت كرد و به عنوان مترجم عربى و انگلیسى و تركى استانبول در اداره‏ى قوانین دادگسترى به خدمت مشغول شد. او در سال 1321 ش به درخواست زین‏العابدین رهنما سردبیرى روزنامه‏ى «ایران» و در سال 1322 ش بنا به تقاضاى ملك‏الشعراء بهار مدت كوتاهى سردبیرى روزنامه‏ى «نوبهار» را پذیرفت. سرانجام در تهران وفات یافت. آثارى از او به جاى مانده است از جمله: «تاریخ ایران اقتصادى»؛ «داستان نادرشاه»؛ ترجمه‏ى «جنگهاى صلیبى»؛ «سرگذشت سه اختر تابناك ایران»؛ «بیژن و منیژه»؛ «داستان شهربانو»؛ «سبك شناسى یا شیوه‏ى خط نوین»؛ «شاه عباس كبیر».

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1327 ق)، شاعر و روزنامه‏نگار. مشهور به انتظام‏السادات. وى از آزادیخواهان و سخنوران زبردست كرمان در صدر مشروطیت بود و روزنامه‏ى «طوفان» را در كرمان منتشر ساخت. وى سفرهایى به خراسان، بخارا و سمرقند كرد و سرانجام در تهران درگذشت. او علاوه بر انتشار روزنامه‏ى «طوفان» سالى نیز به وكالت دادگسترى پرداخت. در تهران درگذشت. «دیوان» اشعار وى در حدود چهارهزار بیت است.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، نویسنده، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به ایراندخت. وى در كاشمر متولد شد. تحصیلات خود را تا اخذ گواهینامه‏ى دكترا ادامه داد و مدت سه سال «روزنامه‏ى رستاخیز» را در تهران منتشر كرد و به عنوان وابسته فرهنگى و مطبوعاتى ایران در پاریس، به خدمت مشغول شد. ایراندخت از طبعى موزون بهره‏مند بود و به نیكى شعر مى‏سرود. از آثار او: «آب على»؛ «دختر تیره‏بخت».

نویسنده : نظرات 0 جمعه 22 مرداد 1395  - 11:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)

در یك خانواده‏ى متوسط در تبریز به سال 1282 تولد یافت. تحصیلات ابتدائى و متوسطه را در ایران انجام داد و از مدرسه‏ى دارالفنون دیپلم گرفت. پس از چندى با هزینه‏ى شخصى به اروپا رفت و در برلن وارد دانشگاه شد. پس از زحمات زیاد در علم فیزكوشیمى (علم واسط میان شیمى و فیزیك) درجه‏ى دكترا دریافت كرد. پس از پایان دكتراى خود در این رشته، یك دوره‏ى تخصصى نیز در شیمى تسلیحات دید. در ریاضیات عالى، فلسفه، روانشناسى، جامعه‏شناسى و مكتب‏هاى سیاسى مطالعاتى كرد و از نظر افكار تحت تأثیر عقاید سوسیالیست‏ها و كمونیست‏ها قرار گرفت. هنگام تحصیل در برلن با چند نفر از رفقاى خود روزنامه‏اى به نام پیكار دائر كرد و از رژیم رضاشاه انتقاد مى‏نمود. سرانجام دولت آلمان این روزنامه را تعطیل كرد. ارانى پس از مراجعت به ایران در مدرسه‏ى فنى تهران به سمت استادى فیزیك و در وزارت صناعت به عضویت انتخاب شد و ضمناً نشریه‏اى به نام دنیا منتشر ساخت. دنیا مجله‏اى ماركسیستى بود و دو سال انتشار یافت. تدریجاً مصادر امور فهمیدند كه ماهیت این نشریه چیست و چرا منتشر مى‏شود. به دنبال توقیف آن، ارانى را به اتفاق 52 نفر دیگر كه همه از روشنفكران آن روز و از هم مسلكان وى بودند و به 53 نفر مشهور شده‏اند توقیف كردند. همه‏ى متهمین خود را بى‏تقصیر خواندند و استرحام كردند جز ارانى كه اساس عقاید خود را به صورت علمى و با شهامت در دادگاه تشریح نمود. دادگاه رأى خود را صادر كرد و او را به ده سال زندان محكوم نمود. دو سال در زندان بود و ظاهراً بر اثر ابتلا به بیمارى تیفوس درگذشت. به زبان‏هاى آلمانى، فرانسه، انگلیسى، و عربى آشنائى داشت. وى در واقع پایه‏گذار حزب توده‏ى ایران و نخستین مروج اندیشه‏ى ماركسیستى در ایران به عنوان اندیشه‏اى علمى است. پسیكولوژى و ماتریالیسم دیالكتیك مهمترین كتاب‏هاى تألیفى اوست. (1318 -1281 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در تبریز متولد شد. تحصیلات خود را در مدارس شرف و دارالفنون گذراند و وارد مدرسه عالى پزشكى تهران شد. پس از مدتى براى ادامه‏ى تحصیل به آلمان رفت و موفق به گذراندن دوره‏ى دكتراى فیزیك و شیمى شد و از دانشكده‏ى فلسفه نیز گواهینامه لیسانس گرفت. سپس به عنوان استاد ادبیات شرق، در برلین به تدریس پرداخت. در برلین روزنامه‏ى «پیكار» را تأسیس كرد كه در لایپزیك چاپ و مخفیانه در ایران منتشر مى‏شد. در سال 1309 ش به ایران بازگشت، نخست در وزارت معارف استخدام و به تدریس پرداخت و سپس عنوان رییس تعلیمات یافت. در تهران با انتشار مجله‏ى «دنیا» و بعضى كتب دیگر به نشر مرام اشتراكى پرداخت. در بین پاره‏اى از جوانان نفوذ زیادى یافت. وى در سالهاى پس از مراجعت خود از اروپا، در دبیرستانهاى پایتخت فیزیك و شیمى تدریس مى‏كرد. ارانى در زندان درگذشت. او شعر نیز مى‏سرود و چندین كتاب تألیف كرد كه برى از آنها عبارت‏اند از: «اصول علم روح»؛ «اصول علم شیمى»؛ «اصول علم فیزیك»؛ «بشر از نظر مادى»؛ «پسیكولوژى علم الروح»؛ «تئوریهاى علم»؛ «عرفان و اصول مادى»؛ «فرضیه‏ى نسبى»؛ «گلهاى سفید».[1]

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

نویسنده، روزنامه‏نگار. تولد: 18 فروردین 1291، شیراز. درگذشت: بهار 1356. محمدتقى مقتدرى، فرزند فضل‏الله، تحصیلات خود را در دانشگاه تهران در رشته‏ى حقوق و علوم سیاسى و دانشگاه دهلى در رشته‏ى علوم بین‏المللى به پایان رسانید و به دریافت درجه‏ى دكترى نایل آمد. وى مدت‏ها بازرس كلاس‏هاى آموزش سالمندان وزارت فرهنگ بود. مدتى رییس دفتر حسابدارى وزارت كشور و سپس رییس دفتر معاون وزارت كشور بود. سپس به معاونت اداره‏ى دفتر وزارتى وزارت كشور رسید. پس از آن مدتى منشى مخصوص وزراتى بود. از سمت‏هاى دیگر او عبارتند از: بازرس ویژه‏ى وزارت پیشه و هنر، مدیر روزنامه‏ى «آیین»، مشاور اتاق بازرگانى تهران، وكیل دعاوى و مشاور حقوقى و وكیل مدافع وزارت فرهنگ و بانك صنعتى ایران، مشاور املاك اداره‏ى اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه، مستشار سفارت ایران در كابل، متشار سفارت ایران در كراچى، همچنین كاردار فرهنگى در سفارت‏هاى ایران در هندوستان و پاكستان و كویت. از آثار اوست: ضرب‏المثل‏هاى فارسى در افغانستان، فرهنگ مقتدرى، سخنان شاهانه، زندگى و آثار و عقاید تاگور، نیایش «گیتانجلى» (اثر رابیندرانات تاگور، ترجمه به فارسى، 1342)؛ بازگشت به میهن، تصوف و روش سخت كوشى (نوشته‏ى اقبال لاهورى، كابل، 1333)؛ اتحاد اسلامى از نظر علامه اقبال، اقبال شاعر و متفكر اسلام، فیتز جرالد یا خیام انگلیسى، تحقیق درباره‏ى طلاق از نظر حقوق تطبیقى، دو بیتى‏هاى فارسى در افغانستان، اوضاع ایران قبل از مشروطیت، قانون اساسى ایران و تحولات آن، دودمان راگو (ترجمه راگوانش اثر كالیداس نویسنده‏ى هندى)؛ شرح حال و زندگى بچه سقایى كه به پادشاهى افغانستان رسید، اقتصاد ملى و رهبرى دولت، تحقیق درباره‏ى احوال و آثار حكیم عمر خیام، تحقیق درباره‏ى مخلص كاشى و تصحیح دیوان او، در جستجوى برادر (سر ه. د. هاكارد، ترجمه، 1334)، فلسفه اقبال، تاریخ دانشكده‏ى علوم سیاسى و حقوق، رساله در شرح مسافرت و پناهندگى همایون‏شاه امپراتور هند به ایران، رساله در اختلاف استعمال لغات فارسى در ایران و افغانستان، رساله در آثار و معرفى كالیداس هندى. فرزند فضل‏الله مقتدرى، در 1291 در شیراز متولد شد و پس از اخذ دیپلم متوسطه، وارد دانشكده حقوق تهران گردید و لیسانس گرفت و از دانشگاه دهلى درجه‏ى دكتراى حقوق بین‏المللى دریافت كرد. مقتدرى كار ادارى خود را از 1308 در وزارت كشور آغاز كرد و چندى هم در وزارت پیشه و هنر اشتغال داشت. در 1328 موقتا به وزارت امور خارجه انتقال یافت و با سمت رایزن فرهنگى به كابل رفت و بعد به وزارت امور خارجه منتقل گردید و در زمره كارمندان سیاسى قرار گرفت. از دیگر مشاغل وى، دبیر اول سفارت ایران در دهلى نو و رایزنى سفارت ایران در كابل بود. بعد وزیر مختار در كراچى و وزیر مختار در كویت شد. دكتر مقتدرى داراى تألیفاتى در زمینه‏هاى مختلف ادبى و تاریخى و حقوقى مى‏باشد. وى در سال 1365 در تهران درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار، مدرس. تولد: 1297، تبریز. درگذشت: 15 شهریور 1374، ژنو. رضا گنجه‏اى، فرزند علینقى گنجه‏اى از رهبراى مشروطه خواهان تبریز، پس از تحصیلات اولیه در زادگاهش تبریز در مدرسه حكمت، دوره‏ى مدرسه صنعتى را در آلمان گذراند. پس از بازگشت به ایران، به استخدام اداره‏ى راه‏آهن درآمد. وى بعدها رییس راه‏آهن شد، مدتى معاون وزارت پست و تلگراف بود و ضمن تدریس در دانشگاه، ریاست دانشكده‏ى فنى را نیز به عهده داشت. روزنامه‏نگارى را از دوران تحصیل آغاز نمود و در مدرسه‏ى ابتدایى «حكمت» تبریز، روزنامه‏ى دستنویسى به نام «وطن» مى‏نوشت و مى‏پراكند. نخستین شماره‏ى «بابا شمل» در فروردین 1322 منتشر شد. انتشار این دوره تا مهر ماه 1324 كه رضا گنجه‏اى به خارج سفر كرد، ادامه داشت. وى پس از بازگشت به ایران «بابا شمل» را از نو ساخت ولى این دوره نیز به درازا نكشید (پاییز- زمستان 1326). بیشتر مطالب 273 شماره‏ى «بابا شمل» را خود نوشت و در تعیین دیگر مطالب اعم از موضوع اشعار و كاریكاتورها نیز نقش مؤثرى داشت. بخشى از مطالب وى با امضاى «مهندس اقتصاد چاپ» مى‏شد و گاهى نیز شعر مى‏گفت و با نام مستعار «دنب المهندسین» چاپ مى‏كرد. همكاران گنجه‏اى در سرودن اشعار فكاهى نشریه عبارت بودند از: رهى معیرى (با نام مستعار زاغچه) مهندس فزونى (با نام مستعار «مهندس الشعرا»)، ابراهیم صهبا (با نام‏هاى مستعار «شیخ سرنا» و «ابرام سرپا») و احمد گلچین معانى. كاریكاتورهاى «بابا شمل» نیز كار بهرام داورى و بنى سلیمان بود. متولد 1280 و فرزند حاج میرزا علینقى گنجه در تبریز است. تحصیلات ابتدائى و متوسطه را در تبریز به اتمام رسانید، به تهران آمد، داخل مدرسه صنعتى كه آلمانها تأسیس كرده بودند شد. سپس از طرف دولت براى ادامه تحصیل به آلمان رفت و درجه مهندسى گرفت و بعد از مراجعت به تهران به دانشیارى دانشكده فنى و سپس استادى آنجا برگزیده شد و سالها در مقام استادى در دانشگاه تهران خدمت مى‏كرد. در 1334 در كابینه حسین علاء به وزارت صنایع و معادن برگزیده شد و قریب یك سال در آن سمت انجام وظیفه نمود. یك دوره سه ساله نیز ریاست دانشكده فنى را برعهده داشت. مهندس رضا گنجه‏اى در اواخر سال 1321 اقدام به تأسیس یك روزنامه فكاهى به نام بابا شمل نمود. این روزنامه كه مطالب خود را به صورت طنز و شوخى مى‏نوشت خیلى زود در محافل ایران براى خود موقعیتى پیدا كرد. مخصوصا مطالبى كه گنجه‏اى مى‏نوشت بسیار جالب و مطابق میل مردم بود. نوشته‏هاى مهندس گنجه‏اى در ردیف چرند و پرند دهخدا در روزنامه صوراسرافیل و كتاب یكى بود یكى نبود جمال‏زاده محسوب مى‏شود. این روزنامه قریب 5 سال انتشار یافت و بعد تعطیل شد. مهندس رضا گنجه‏اى در سال 1374 در تهران درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1338 ش)، روزنامه‏نگار و قاضى. در شیراز به دنیا آمد و در همان جا علوم دینى، ادبى و عربى را فراگرفت. وى در 1304 ش به خوزستان رفت و روزنامه «شوش» را در خرمشهر تأسیس و منتشر كرد. پس از مدتى به تهران آمد و در وزارت دادگسترى مشغول شد. وى در ضمن مأموریت به اصفهان وفات یافت و در آن شهر به خاك سپرده شد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، روزنامه‏نگار و نویسنده. تحصیلات خود را در كالج اصفهان به پایان رساند و به روزنامه‏نگارى پرداخت و براى بیشتر روزنامه‏هاى اصفهان مقاله تهیه مى‏كرد. در 1328 ش به شیراز رفت و امتیاز روزنامه‏ى «عضد» را گرفت.این روزنامه به طور هفتگى انتشار مى‏یافت. از آثار وى: «جنایات جنس لطیف»؛ «حق گرفتنى است».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1335 -1276 ش)، روزنامه‏نگار و نویسنده. در تهران به دنیا آمد. براى ادامه‏ى تصحیل به اروپا سفر كرد. اما پس از مدتى از این كار منصرف شده و تنها به یادگیرى علم مانیتیسم پرداخت. بعد از بازگشت به ایران به شوق آموزش هیپنوتیسم به هندوستان سفر كرد. در زمانى كه پدرش، سید محمد، به خراسان تبعید شد او نیز مدت پنج سال در مشهد نزد پدر زندگى كرد و در 1308 ش امتیاز هفته‏نامه «آشفته» را گرفت. عصار در كارهاى فكاهى راصع امضا مى‏كرد كه عكس عصار است. از او تالیفاتى نیز باقى مانده كه عبارتند از: «اسرار حقه‏بازى»؛ «اشتباهات خنده‏آور»؛ «اندیشه یك مغز پوك»؛ «باشرفها»؛ «راهنماى بایگان»؛ «عدالت بشر، درام»؛ «محاكمه‏ى ارواح متفقین در آن دنیا»؛ «محاكمه‏ى تبهكاران جنگ آلمان»؛ «محاكمه‏ى عشق و جنون و شهوت»؛ «والده‏ى آقا مصطفى».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، روزنامه‏نگار، مورخ و نویسنده. وى مدیر و صاحب امتیاز هفته‏نامه‏ى «نامه‏ى آزادگان» بود كه از 1305 ش انتشار آن آغاز شد. از آثارش: «آثار بزرگارن در اخلاق»؛ «افكار صد مرد نامى»؛ «امیرالمؤمنین على (ع)»؛ «تاریخ ملل قدیمه‏ى شرق و غرب»؛ «پیغمبر اسلام»؛ «تاریخ نو»؛ «فالهاى حافظ»؛ «گلهاى خوشبو».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1321 -1252 ش)، روزنامه‏نگار. معروف به ملا باشى. وى در شیراز متولد شد و تحصیلات خود را در دارالعلم آن شهر به پایان رساند و بر ادبیات فارس و علوم معقول و منقول و فقه اسلامى و علم اصول تسلط یافت. در سال 1325 ق و در صدد مشروطیت روزنامه‏ى «رهنما» را در تهران منتشر كرد كه یك سال بعد تعطیل شد و مجددا پس از شهریور 1320 ش به وسیله‏ى فرزندش مهدى رهنما انتشار یافت. رهنما پس از برقرارى مشروطیت در وزارت عدلیه (دادگسترى) به خدمات مهم قضایى اشتغال داشت. وى در تهران وفات یافت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1307 ش)، روزنامه‏نگار، نویسنده و شاعر، متخلص به روحى. ملقب به اعتماد التولیه روحى. وى روزنامه «دارالمعلم» را در سال 1327 ق تاسیس كرد و مدتى نشر داد و بعد مجله ادبى «آرین» را به همراه حسین پرتو منتشر كرد و چندى هم روزنامه «وطن» را مى‏نوشت. روحى گاهى شعر نیز مى‏سرود. وى زبان انگلیسى را خوب مى‏دانست و علم عروض را از صاحب «آثار عجم» آموخته است. از آثار وى: «ادبیات پهلوى»؛ «اعتدالى و دمكرات»؛ «زنگ تفریح»؛ «سردار نامه، داروین و حكماى مشرق زمین»؛ «فال حافظ»؛ «علم ارواح»؛ «تاریخ سلطنت»؛ «فتوحات مسلمین در فرنگ»؛ «تاریخ تعلیم».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1326 -1294 /1292 /1291 ق)، نویسنده، روزنامه‏نگار و شاعر. مشهور به صوراسرافیل. در شیراز و در خانواده‏اى تهیدست متولد شد و پس از فراگیرى علوم مقدماتى به تهران آمد و در مدرسه دارالفنون به تحصیل علوم جدید پرداخت. جهانگیرخان در همین دوران به مجلس آقا شیخ هادى نجم‏آبادى راه یافت و تحت تأثیر منش آزادیخواهانه‏ى او قرار گرفت و همراه با برآمدن جنبش مشروطیت، وى نیز به عضویت انجمن‏هاى سرى آزادیخواهان درآمد و از اعضاى فعال حزب سوسیال دموكرات ایران و از پیشروان و بنیانگذاران انقلاب مشروطیت شد. او در سال 1325 ق به یارى میرزا قاسم‏خان تبریزى روزنامه «صوراسرافیل» را منتشر ساخت، و علامه دهخدا با امضاى دخو، ستون چرند و پرند آن را مى‏نوشت. این روزنامه علاوه بر ساده‏نویسى و شیوه جدید ادبى تأثیر بسزایى در بیدارى مردم داشت و به همین دلیل جهانگیرخان مورد كینه‏ى دشمنان ملت بود و یك روز بعد از به توپ بستن مجلس توسط محمدعلى شاه دستگیر و در باغ شاه به دستور وى اعدام شد و جنب باغ شاه دفن گردید.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1286 /1284 ش)، روزنامه‏نگار و نویسنده. پس از پایان دوره مقدماتى وارد دبیرستان دارالفنون شد و بعد از آن به دانشكده‏ى حقوق دانشگاه تهران راه یافت و موفق به اخذ دانشنامه تحصیلى در رشته علوم قضایى گردید. دكتر جهان به زبانهاى فرانسه، عربى و انگلیسى آشنا بود و سفرهایى به فرانسه، انگلستان، هندوستان، لبنان و عراق كرد كه بیشتر جنبه‏ى مطالعه، تحصیل، معالجه و سیاحت داشت و مشاغل مختلفى چون حسابدارى در وزارت دادگسترى، دادرس دادگاه تهران، بازرس عالى وزارتى، ریاست محاكمات ادارى در وزارت كشور و فرماندارى یزد و كرمان عهده‏دار بود. وى روزنامه‏هاى یومیه‏ى «ایران نو» و «جوانان» را منتشر ساخت. از جمله آثار وى مى‏توان از: «رساله‏اى درباره‏ى ربا»؛ «ترجمه‏ى حال گاندى»؛ «حقیقت نژاد نورویك» و «حقوق و اقتصاد سیاست» نام برد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1349 -1287 ق)، فقیه، حكیم، نویسنده و روزنامه‏نگار. وى از سادات و معاریف رجال ادبى و ریاضى اصفهانى بود. در نزد علماء این سامان در فقه و اصول و طب و بخصوص ریاضى و در هیأت جدید و قدیم سرآمد معاصران شد، و تمام عمر خود را صرف تحصیل علوم و اشاعه آن از راه روزنامه و كتاب كرد. میر سید على در سال 1324 ق روزنامه «الجناب» را با چاپ سنگى در اصفهان منتشر كرد. سرانجام در تهران درگذشت و در امامزاده عبداللَّه دفن شد. از جمله آثار او: «الاصفهان»؛ «راهبر براى مسافرین اصفهان»؛ و «فعالیتهاى فرهنگى بنادر جنوب (بوشهر) در شیخ نشین دوبى».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1340 -1273 ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به محزون. وى خواهرزاده‏ى سید جمال‏الدین اسدآبادى است. در اسدآباد همدان به دنیا آمد. نیاكان او به طایفه‏ى مستوفیان معروف بودند. وى علوم قدیمه را نزد استادان عصر خود به پایان برد و از محضر سید صفدر، پدر سید جمال‏الدین، و خود سید كسب فیض كرد. همچنین منشى مقالات فارسى سید و مورد اعتماد او بود. محزون شاعرى توانا و وطن دوست بود و بیشتر اوقاتش را به مطالعه و تحقیقات علمى و ادبى مى‏گذراند. بعد از فوت جسد وى را به عتبات عالیه منتقل كردند و در وادى‏السلام نجف به خاك سپردند. آثار چاپ شده‏ى وى: «رساله‏اى در شرح حال سید جمال‏الدین»؛ «دیوان» اشعار، مشتمل بر چهار هزار بیت؛ «رساله‏اى در عروض»، كه در مقدمه‏ى دیوان اشعارش چاپ شده؛ «كتاب لغت عربى با ترجمه‏ى فارسى»؛ «مثنوى صفائیه».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1338 -1287 ش)، شاعر و روزنامه‏نگار. متولد بازقلعه از توابع كهدم رشت بود. در همان جا به تحصیل پرداخت. براى تامین زندگى ناچار شد خیلى زود دنبال كسب و كار برود. شاگردى عطارى، تحصیل‏دار تجارتخانه، معلم، هنرپیشه، راننده، كارمند شهردارى، مقاطعه‏كار، روزنامه‏نویس، معمار و مجسمه‏ساز شد. با همه طبقات دوست بود و مى‏دانست مردم در سر چه مى‏پرورانند. آشنایى با احوال مردم به اشعار افراشته لحن خاصى مى‏داد، ساده شعر مى‏سرود و حرف مى‏زد. روزنامه‏ى فكاهى «چلنگر» را در سالهاى 1332 -1329 ش منتشر كرد. این روزنامه مشحون از گفتارهاى سیاسى و انتقادى منظوم و فولكورهاى اقوام مختلف كشور بود. در بین دهقانان و كارگران نفوذ فراوان یافت و به علت انتقادهاى تند مكررا توقیف شد. وى در بلغارستان درگذشت و در صوفیه به خاك سپرده شد. آثار وى: «مجموعه‏ى شعر»؛ «چهل داستان طنزنویس»؛ «آى گفتى»؛ «طبابت من درآوردى»؛ «مكتب نو»؛ «تعزیه‏ها، نمایشنامه‏ها و سفرنامه‏ى طنزگونه».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1325 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. وى از مبارزان مشروطیت ایران بود. پس از تبعید محمدامین رسول‏زاده سردبیر روزنامه «ایران نو» در سال 1329 ق، این روزنامه از طرف حزب دموكرات منتشر مى‏شد تا این كه در شعبان همان سال از سوى دولت توقیف شد.او بلافاصله روزنامه‏ى «ایران نوین» را منتشر كرد كه آن نیز پس از یك شماره توقیف شد. بعد از آن در تلاشى نافرجام، روزنامه‏ى «رهبر ایران نو» را منتشر ساخت كه آن هم پس از دو شماره توقیف گشت. پس از آن سید مهدى وارد دستگاه عدلیه شد و از قضاوت عالى رتبه كشور گردید و تا هنگام فوت مستشار استیناف بود. در كابینه‏ى مشیرالدوله همراه دو تن دیگر مامور مذاكره با سران نهضت جنگل بود. در تهران وفات یافت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1313 -1259 ق)، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. ملقب به صنیع‏الدوله و موتمن‏السلطنه. از شاگردان دوره‏ى اول رشته‏ى نظام مدرسه‏ى دارالفنون بود و در سن شانزده سالگى به منصب سرهنگى ارتقاء یافت و به ریاست قشون و نیابت حكومتهاى خوزستان و لرستان منصوب و پس از آن معاون وزارت عدلیه شد. اعتمادالسلطنه ضمن این كه نایب دوم سفارت ایران در پاریس بود، به تكمیل تحصیلات خود پرداخت و بعد از بازگشت به ایران، علاوه بر مترجمى مخصوص شاه، موضوعاتى را از كتب فرانسه، براى «روزنامه‏ى دولتى» ترجمه مى‏كرد. وى در 1288 ق ریاست دارالطباعه‏ى دولتى را بر عهده داشت و وزیر انطباعات شد و زیر نظر او روزنامه‏ى «ایران سلطانى» و «مریخ» و روزنامه‏ى «نظامى» و ماهنامه‏ى «علمى» و روزنامه مصور «شرف» منتشر مى‏شد. وى با سید جمال‏الدین اسدآبادى مكاتبه و مراوده داشت. در تهران سكته كرد و در نجف اشرف دفن شد. آثار وى: «وقایع یومیه» شانزده سال اواخر عمر او كه تمام مجلدات خطى آن در هشت جلد در كتابخانه آستان قدس رضوى موجود است؛ «منتظم ناصرى»، در سه جلد، به صورت تاریخ عمومى از صدر اسلام تا زمان مولف؛ «مطلع الشمس»، در جغرافیا و تاریخ خراسان؛ «مرآت البلدان» در جغرافیاى ایران كه ناتمام مانده؛ «المآثر و الآثار»؛ «دررالتیجان فى تاریخ بن الاشكان»؛ «التدوین فى جبال شروین»؛ «خیرات حسان»، تاریخ مشاهیر زنان؛ «خلسه» یا «خوابنامه»؛ «تاریخ فرانسه». از معروف‏ترین ترجمه‏هاى اوست: «خاطرات مادموازل دومونت پانسیه»؛ «شرح احوال كریستف كلمب»؛ «سرگذشت خانم انگلیسى»؛ «طبیب اجبارى».[1] (ع. مورد اعتماد پادشاهى) محمدحسن خان مقلب به صنیع‏الدوله كه بعدها معروف و ملقب به اعتمادالسلطنه گردید (ف. 1313 ه.ق.). از مقربان دربار ناصرالدین شاه و وزیر انطباعات، وى داراى تألیفات متعددى است از جمله مرآة البلدان (ه. م.)، مطلع‏الشمس (ه. م.) خیرات‏الحسان (ه. م.) والمآثر و الآثار، و منظم ناصرى در تاریخ و غیره.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1316 -1253 ش)، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. اصلا آشتیانى بود و در تبریز متولد شد. پس از فوت پدرش، كه از مستوفیان آذربایجان بود، به اعتصام‏الملك ملقب گردید. در تبریز ادبیات فارسى و عربى و قدرى از فقه و اصول و حكمت قدیم و زبان فرانسه و عربى را آموخت. در ترجمه از عربى و فرانسه توانا بود. در جوانى مطبعه‏ى سربى را در تبریز دایر كرد. وى در دوره‏ى دوم مجلس وكیل بود و مدتى ریاست كتابخانه‏ى مجلس شوراى ملى را داشت. از سال 1329 تا 1341 ق مجله‏ى ادبى علمى و اخلاقى و سیاسى «بهار» را انتشار داد. در تهران درگذشت و در آرامگاه خانوادگى در قم دفن شد. بعضى از تالیفاتش كه به زبان عربى است ظاهر در مصر چاپ شده است. از عربى و فرانسه نیز چند كتاب به فارسى ترجمه كرده است. از آثار وى: «تربیت نسوان» كه ترجمه‏اى است از «تحریر المراه»؛ «تیره‏بختان»، اثر ویكتور هوگو؛ ترجمه «خدعه و عشق»، اثر شیلر شاعر آلمانى برگردان از ترجمه فرانسوى؛ ترجمه‏ى «سفینه غواصه» اثر ژول ورن؛ ترجمه‏ى «حال تولستوى»؛ «سیاحتنامه‏ى فیثاغورث در ایران»؛ «فهرست كتابخانه‏ى مجلس شوراى ملى»؛ «قلائد الادب»، در شرح «اطواق الذهب» زمخشرى، به عربى؛ «الثوره الهندیه»، ترجمه به عربى.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1329 ق)، روزنامه‏نگار. وى روزنامه‏ى «اصلاح» را در سال 1327 ق تأسیس كرد و هشت شماره از آن را در بمبئى منتشر كرد. سپس به تهران آمد و به نشر آن ادامه داد. او از آزادیخواهان بود و بیشتر در بوشهر اقامت داشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)

در 1267 ش در تهران متولد شد. پدرش حاج میرزا ابراهیم معروف به ملاباشى از روحانیون مطلع و متنفذ بود. احمد تحصیلات خود را از مكتب‏خانه آغاز كرد و در مدارس ادب و دارالفنون تهران ادامه تحصیل داد، چندى هم علوم حوزه‏اى آموخت. بعد از استبداد صغیر با رتبه‏ى ملازم سومى در ژاندارمرى استخدام شد. پس از شش ماه از خدمت استعفا نمود و در اداره باغات دولتى استخدام شد. پس از چندى با درجه‏ى وكیلى در وزارت جنگ وارد شد و چندى در آنجا بود تا در ژاندارمرى خزانه با درجه‏ى نایب دومى استخدام گردید. سپس وارد مدرسه‏ى صاحب منصبى ژاندارمرى شد. پس از فراغت از تحصیل با درجه‏ى سروانى مأمور خدمت در شیراز شد. چندى فرماندار نظامى كازرون بود و بعد به فرماندهى گروهان ژاندارمرى بوشهر منصوب گردید. در جریان جنگ بین‏المللى اول با سربازان تحت فرماندهى خود به اقدامات نظامى علیه انگلیس‏ها پرداخت. پس از شكست به كرمانشاه رفته و خود را به دولت موقت معرفى نمود. چندى در موصل و چندى در بصره و استانبول بسر برد و پس از پایان چنگ به ایران بازگشت. در دوره‏ى پنجم مجلس شوراى ملى از دشتستان وكیل شد و در آن مجلس از یاران و همكاران مدرس گردید و اقلیت چند نفرى را تشكیل دادند. در استیضاحى كه مدرس از سردار سپه به عمل آورد، احمد اخگر هم یكى از امضاكنندگان بود ولى این استیضاح صورت عمل نیافت. اخگر وقتى درخشیدن ستاره بخت سردار سپه را احساس كرد، از مدرس جدا شد و به دار و دسته‏ى داور پیوست و در مجلس پنجم به انقراض قاجاریه رأى داد. پس از اتمام دوره‏ى پنجم، اخگر به ارتش بازگشت و با درجه‏ى سرهنگى در بازرسى ارتش مشغول خدمت شد. در 1322 از طرف قواى نظامى انگلیس بازداشت و قریب یك سال در اراك زندانى بود. در انتخابات دوره‏ى هفدهم از بوشهر به وكالت مجلس انتخاب شد و تا پایان دوره‏ى مزبور از نزدیكان مصدق بود. بعد از 28 مرداد چندى زندانى شد و سرانجام در 1348 درگذشت. اخگر هم شاعر بود، هم نویسنده و مترجم. در عمر نسبتاً طولانى خود با غالب مطبوعات همكارى داشت. بعد از شهریور 1320 شخصاً روزنامه‏ى اخگر را انتشار داد كه جنبه‏ى ادبى آن بیشتر به چشم مى‏خورد. دو سال هم سالنامه‏ى اخگر را انتشار داد. وى تا آخر عمر در انجمن‏هاى ادبى فعالیت چشمگیرى داشت. (1348 -1267 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به اخگر. معروف به ملاباشى. در تهران متولد شد. تحصیلات خود را در مدارس ادب، دارالفنون و نظامى به پایان رسید و چندى در رشته‏ى علوم دینى در مدرسه‏ى سپهسالار به تحصیل پرداخت. آن گاه وارد خدمت نظام شد و تا درجه‏ى سرهنگى ارتقا یافت. اخگر همزامان با نهضت مشروطه خواهى در صف ملیّون قرار گرفت و به مبارزه با استبداد پرداخت. در سال 1303 ش از طرف مردم دشتستان و اصطهبانات به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد و از آن پس، بار دیگر به خدمت نظام اشتغال ورزید تا بازنشسته گردید. وى در راه ترویج فرهنگ و شعر و ادب كوشید و به نشر مجله‏ى ادبى «اخگر» و طبع سالنامه همت گماشت. از آثار منظوم او: مثنوى «بیچون‏نامه»؛ كتاب «اسرار خلقت»؛ چند اثر دیگر به نام «علم عروض» و «علم قافیه» كه در مجله‏ى «اخگر به چاپ رسیده است؛ «امثال منظوم»، «چراغ برق».[1]

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)

نام روزنامه‏اى است كه سید اشرف‏الدین گیلانى در 1325 ه.ق مطابق با 1907 م. تأسیس كرد و تا سال 1911 میلادى گاهى مرتب و گاهى نامرتب به چاپ مى‏رسید.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

محقق، نویسنده. تولد: 1281، تبریز. درگذشت: 1362، تبریز. ابوالقاسم صدرایى در مدرسه‏هاى اتحادیه نوبر، فیوضات تمدن و محمدیه تحصیل نمود. در سال 1300 وارد خدمت وزارت فرهنگ شد و در كلاس‏هاى متوسطه تبریز به اشتغال داشت. تا سال 1316 در دارالمعلمین تبریز و دبیرستان فردوسى و دارالمعلمات تبریز و سپس به دبیرى دانشسراى ایران دخت و شاهدخت انجام وظیفه نمود. در سال 1325، به ریاست دانشسراى دختران تبریز منتقل و سه سال بعد به ریاست دایره‏ى تبلیغات و انطباعات اداره‏ى فرهنگ تبریز انتقال یافت و ضمنا در دانشسراى پسران و دبیرستان فردوسى نیز معلم بود. وى مدت پانزده سال سردبیرى و مدیریت و كفالت روزنامه‏ى «تبریز» را به عهده داشت و همچنین در این بین سردبیرى روزنامه‏ى «آریا» و سردبیرى و مدیریت روزنامه‏ى صداى آذربایجان را دارا بود. طبع شعرى هم داشت و اشعارى هم مى‏سرود. از آثار وى است املاء فارسى نو (تبریز، 1315)؛ انگشتر الماس (دو جلد)؛ تاریخ ایران (تبریز، 1347 ق.)؛ تاریخ فرهنگ آذربایجان (دو جلد تبریز، 1334 -1332)؛ ترش و شیرین (تبریز، 1319)؛ تفریحات علمى (دو جلد)؛ جغرافیا (دوره‏ى اول، 1343)؛ دختران سپهر (چهار جلد تبریز)؛ دستور نگارش؛ املاء (تبریز، 1319)؛ دستور نویسندگى (تبریز، براى كلاس پنجم و ششم، 1333)؛ شهر كامرانى (تبریز)؛ نواى دل (مجموعه‏ى شعر، تبریز، 1323)؛ نوشتن (مجموعه بیست داستان ادبى، با مشاركت مهدى روشن ضمیر، عبدالعى كارنگ، تبریز 1336).

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گنجینه دانشمندان (جلد ششم)

محمدجواد حجتى كرمانى كه از دانشمندان و افاضل نویسندگان و بنام حوزه علمیه قم مى‏باشند. وى در كرمان متولد شده و در حجر والد چنان پدرى پرورش یافته و مقدمات و ادبیات و قسمتى از سطوح را در مدرسه معصومیه كرمان از مرحوم والدش و آیت‏اللَّه صالحى و دیگران فراگرفته آنگاه عزیمت به قم نموده و از محضر مرحوم آیت‏اللَّه العظمى بروجردى و مراجع دیگر استفاده و فلسفه را نزد استاد علامه طباطبائى فراگرفته است نگارنده گوید: آقاى حجتى از دوستان نزدیك حقیر است و از سال 1371 قمرى كه به كرمان تبعید شدم و به امر مرحوم والدش به دیدنم آمده و مأنوس بوده‏ایم ایشان را به تقوا و كمالات و فضائل اخلاقى و انسانى شناخته‏ام داراى آثار ارزنده‏اى كه از آنها كتب زیر است مى‏باشد 1- اسرار سقیفه 2- جلوه مسیح در پیرامون مسیحیت. ترجمه سه جلد تفسیر (المیزان) و غیره

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1300 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر. در قصبه‏ى قهفرخ به دنیا آمد. در اوایل جوانى به تحصیل علوم و فضائل پرداخت و در 1331 ش رونامه «هاتف اصفهان» را منتشر نمود. او همچنین از اعضاى انجمن ادبى پروانه و كمال مى‏باشد. از دیگر آثار وى: «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1297 ش)، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. در قاین به دنیا آمد. پس از طى تحصیلات متوسطه در مشهد و دارالفنون تهران موفق به اخذ درجه‏ى دكتراى ادبیات از دانشگاه ادبیات تهران شد. او همچنین در بدو تأسیس مجله‏ى «ترقى» عنوان سردبیرى آن را داشت. از آثار وى: «پنجه‏ى خونین»؛ «عشق شوم»؛ «پیك اجل»؛ «عروس مدائن»، ترجمه.[1] فرزند دكتر سید حسین مدرسى، در 1297 در قائن متولد شد. تحصیلات خود را در دبستان و دبیرستان شاهرضاى مشهد انجام داد و از دبیرستان دارالفنون تهران دیپلم گرفت و وارد دانشكده ادبیات تهران شد و دوره‏ى سه ساله دانشكده‏ى مزبور را به پایان رسانید و لیسانس گرفت. چند سال بعد تحصیلات خود را در دانشكده‏ى ادبیات ادامه داد و سرانجام دكتر در ادبیات فارسى شناخته شد. وى از نوجوانى سوداى نویسندگى داشت و از اینرو بعد از شهریور 1320 نویسندگى را آغاز نمود و سرانجام سردبیر مجله‏ى ترقى شد. مجله‏ى ترقى در آن ایام از مطبوعات جنجالى و پرسروصدا و متنوع بود و طرفداران زیادى داشت. مدرسى در این مجله تلاش زیاى كرد و آنرا به اوج رسانید و بزرگترین تیراژ را در آن زمان بدست آورد. داستانهائى كه توسط مدرسى در مجله نوشته مى‏شد، خواهان زیادى داشت و بعضى از آنها بصورت كتاب چندین بار منتشر گردید، مانند عروس مدائن، پنجه خونین، عشق و انتقام، پیك اجل. دكتر مدرسى همزمان با كار نویسندگى به استخدام در وزارت دارائى درآمد و مشاغل مهمى را در طول خدمت خود در وزارت دارائى بدست آورد. از مشاغل وى مى‏توان بازرسى دولت در بنگاه داروئى، نماینده‏ى وزارت دارائى در شوراى راه‏آهن، مدیر كل نظارت بر مؤسسات اقتصادى را نام برد. عضویت شورایعالى بانك رفاه كارگران و عضو هیئت مدیره و قائم مقامى بانك رهنى ایران از دیگر مشاغل وى مى‏باشد. دكتر مدرسى در حزب مردم فعالیت داشت و از اینرو در دوره‏ى بیست و دوم مجلس از طرف حزب مزبور كاندیداى نمایندگى از تربت حیدریه گردید و سرانجام به وكالت مجلس انتخاب شد. در مجلس یكى از سخنگویان حزب مردم بود مخصوصا به هنگام طرح بودجه دولت ایراداتى به طرز حكومت هویدا مى‏گرفت. در هر حال در ادوار بعد نتوانست رضایت دولت را جلب كند و پس از انقضاى مجلس بیست و دوم، به وزارت دارائى بازگشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1360 -1297 ش)، نویسنده، روزنامه‏نگار و مترجم. تحصیلاتش را در رشته‏ى فنون نظامى به پایان رسانید و موفق به گذراندن دوره‏ى دكتریاى تاریخ در فرانسه شد.وى مجله‏ى «بررسى‏هاى تاریخى» را در 1345 ش تأسیس نمود كه این مجله تا 1357 ش منتشر مى‏شد. قائم‏مقامى نویسندگى و تحقیق را با انتشار مقالاتى در مجله‏ى «یادگار» آغاز نمود و مقالاتى در مجله‏هاى «مهر»، «سخن»، «راهنماى كتاب» و «یغما» نیز منتشر مى‏كرد. وى حدود یك سال در پرتقال و اسپانیا به تحقیق در منابع تاریخى بایگانى‏ها پرداخت و توانست مجموعه‏اى معتبر گردآورد. او همچنین «منشآت و مكتوبات» قائم‏مقام فراهانى را جمع‏آورى كرد و یكى از افراد متخصص در رشته‏ى تاریخ دوره‏ى قاجاریه بود. از آثار وى: «تاریخ تحولات سیاسى نظام ایران»؛ «سفرنامه‏ى دمرگان»، ترجمه؛ «تاریخ ژاندارمرى ایران»؛ «ایران امروز»؛«بحرین و مسائل خلیج‏فارس»؛ «مقدمه‏اى بر شناخت اسناد تاریخى».[1] محقق. تولد: 1297. درگذشت: 20 تیر 1360. جهانگیر قائم‏مقاهى تحصیلات خود را در رشته‏ى فنون نظامى تمام كرد. اما سراسر دوران خدمت ارتشى را در امور فرهنگى و تحقیقاتى گذراند و توانست دوره‏ى دكتراى تاریخ را در فرانسه بگذراند. وى مجله‏ى «بررسى هاى تاریخى» را در سال 1345 تأسیس نمود كه خود مدت نه سال مدیر آن بود. این مجله تا سال 1357 منتشر شد. قائم‏مقامى نویسنده و تحقیق را در مجله‏ى «یادگار» و به راهنمایى عباس اقبال آغاز كرد. مقالاتى كه در «یادگار» انتشار داد همه در مسائل تاریخى و طوایف ایران است. مقاله‏هاى دیگر او در مجله‏هاى «بررسى هاى تاریخى»، «مهر»، «سخن»، «راهنماى كتاب» و «یغما» انتشار یافته است. قائم‏مقامى نزدیك یك سال در پرتغال و اسپانیا به تحقیق در منابع تاریخى بایگانى‏ها پرداخت و توانست مجموعه‏اى معتبر گردآورد. وى قسمتى از آن مطالب را چاپ كرده است. یك قسمت از تحقیق قائم‏مقامى در جمع‏آورى منشأت و مكتوبات قائم‏مقامى فراهانى است. وى سه مجلد از نامه‏هاى قائم‏مقامى فراهانى را چاپ كرده است. قائم‏مقامى از محققان تاریخ قاجاریه بود. از آثار دیگر او مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: تحولات سیاسى نظام ایران از قرن یازدهم هجرى تا سال 1301 شمسى (1326)؛ سفرنامه‏ى دمرگان (1335)؛ ناسخ التواریخ (قسمت قاجاریه، 1337)؛ منشئات قائم‏مقامى (1337)؛ بحرین و مسائل خلیج فارس (1341)؛ یك صد و پنجاه سند تاریخى از جلایریان تا پهلوى (1348)؛ اسناد تاریخى وقایع مشروطه‏ى ایران (نامه‏هاى ظیهرالدوله)؛ نیم قرن تمدن و فرهنگ ایران (1349)؛ مقدمه‏اى بر شناخت اسناد تاریخى (1350)؛ اسناد فارسى عربى و تركى در آرشیو پرتغال درباره‏ى هرمز و خلیج فارس (دو جلد، 1358 -1354)؛ ایران امروز (1354)؛ تاریخ ژاندارمرى ایران (1355)؛ نامه‏هاى پراكنده‏ى قائم‏مقام فراهانى، بخش یكم (نامه‏هاى مربوط به جنگ‏هاى ایران و روسیه، 1357)؛ نامه‏هاى سیاسى و تاریخى سیدالوزراء قائم‏مقام فراهانى (درباره‏ى معاهده‏ى صلح تركمان چاپ و غرامات آن (1358).

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1305 ق)، روزنامه‏نگار و نویسنده. در تبریز به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم قدیمه، در مدارس تبریز به معلمى پرداخت. در 1326 ق مدرسه‏ى فیوضات را تأسیس كرد و مدتى نیز مدیر مدرسه بود. فیوضات در انتشار روزنامه‏ى «تجدد» با شیخ محمد خیابانى همكارى داشت و به نویسندگى در آن مى‏پرداخت. در دوره‏ى چهارم به نمایندگى مجلس انتخاب شد، سپس به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و عهده‏دار مشاغل مختلفى گردید. از آثار وى: «الفباى ذهنى»؛ «فیزیك جدید»؛ «مضرات نوشابه‏ى الكلى و دخانیات»؛ «منهاج النجاه فى تفسیر الصلاه».[1] فرهنگى پرتلاش، روزنامه‏نگار و نویسنده‏ى انقلابى، نماینده‏ى مجلس و مرد خیر، در 1267 ش در تبریز چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدائى خود را در مكتبهاى علوم دینى آغاز كرد و بعد وارد مدرسه‏ى رشد و قدس شد و پس از فراغت تحصیل در همان مدارس به شغل معلمى پرداخت و در 1287 در سن بیست سالگى دبیرستان فیوضات را دائر كرد. در 1289 با مدرسه‏ى حیات كه توسط انجمن معارف تبریز دائر شده بود در یكدیگر ادغام شدند. در این واحد فرهنگى قریب 40 نفر از دانش‏آموزان یتیم را جمع‏آورى و از آنها نگهدارى مى‏كردن. پس از یك سال مدرسه‏ى حیات از مدرسه‏ى فیوضات منفك گردید و مدرسه‏ى فیوضات با همان وضع سابق به حیات فرهنگى خود ادامه داد. در آن ایام دولت فرانسه سالیانه هزار فرانك به كنسولگرى خود در تبریز پرداخت مى‏كرد كه به مدرسه‏ى كاتولیكها او مدارس ملى ایران كه زبان فرانسه را به محصلین خود تدریس مى‏كردند كمك مى‏كرد. در 1290 ش كنسول فرانسه در تبریز از مدرسه‏ى فیوضات بازدید كرد و چون نظم و ترتیب مدرسه مورد توجه او واقع شد ، تمام كمك دولت فرانسه را در اختیار فیوضات قرار داد كه به هر نحوى كه مقتضى است بین مدارس تقسیم كند. در جنگ بین‏الملل اول، فیوضات براى حفظ مدرسه و جان و مال شاگردان مستقیما تحت نظارت كنسولگرى فرانسه قرارگرفته و نام مدرسه به فرانكوپرسان تبدیل شد. مدرسه‏ى فیوضات در سال 1291 دولتى شد و دولت ماهیانه دویست تومان مقررى براى آن در نظر گرفت. ابوالقاسم فیوضات ضمن خدمات فرهنگى چشمگیر خود از همفكران و همرزمان شیخ محمد خیابانى بود و در جنبش خیابانى در صف اول آزادیخواهان قرار داشت و روزنامه‏ى تجدد را منتشر مى‏كرد. فیوضات در دوره‏ى چهارم مجلس شوراى ملى كه انتخابات آن در دوران صدارت وثوق‏الدوله انجام گرفت، از طرف مردم تبریز به نمایندگى مجلس انتخاب شد. مجلس چهارم پس از یك دوره طولانى فترت در سرطان 1300 افتتاح گردید و فیوضات نیز به تهران رفت و در مجلس یكى از مدافعان فرهنگ و توسعه‏ى آن در كشور شد. پس از پایان دوره‏ى چهارم با سمت ریاست فرهنگ آذربایجان به تبریز بازگشت و نخستین اقدام وى تاسیس كودكستان در تبریز بود كه به دست جبار باغچه‏بان انجام گرفت. فیوضات پس از مدتى از ریاست فرهنگ آذربایجان به ریاست فرهنگ فارس گمارده شد و مدت شش سال خدمت فرهنگى چشمگیرى در آن استان انجام داد. چندى هم مدیر كل فرهنگ خراسان بود و بار دیگر به ریاست فرهنگ فارس برگزیده شد و مدتى طولانى ریاست اداره كل اوقاف كشور به او سپرده شد و سرانجام به معاونت وزارت فرهنگ منصوب شد. بالاخره پس از 83 سال عمر كه تماما در خدمات فرهنگى سپرى شد در 1349 در تهران درگذشت. مرحوم فیوضات تالیفاتى نیز در زمینه‏هاى علمى و ادبى به فرهنگ ایران ارائه داده است. از همچنین به زبانهاى فرانسه و عربى تسلط داشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در 1323 ش در رشته‏ى ادبیات فارسى از دانشسراى عالى فارغ‏التحصیل شد. وى مشاغل مختلفى را عهده‏دار بود. از جمله: دبیرى دبیرستانهاى شیراز، كفالت فرهنگ بنادر جنوب، ریاست دانشسراى مقدماتى گلپایگان، ریاست تبلیغات و امور اجتماعى و ریاست آموزش فنى و حرفه‏اى. فیاضى روزنامه‏ى «آیینه جنوب» را مرتب در اهواز منتشر مى‏كرد. از آثار وى: «انشاء مخصوصى دبیرستانها و دانشسراها»؛ «روانشناسى آموزش و پرورش».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

امیر محبیان ( -1341)روزنامه نگار شناخته شده ایرانی ؛ دبیر سیاسی وعضو شورای سردبیری روزنامه محافظه کار رسالت است که از سوی جناح اصلاح طلب در دوران پر چالش پس از دوم خرداد 76 و ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، به عنوان استراتژیست و نظریه پرداز جناح اصولگرا ملقب شد. محبیان از سال 1376 بصورت جدی در صحنه مطبوعاتی ایران از طریق خلق ادبیاتی ویژه خود که نگارش مقالات با دستمایه علمی و نقدی محترمانه نسبت به رقیب بود؛ به شهرت رسید. نخستین نبرد قلمی او با رقیبان پر قدرت اصلاح طلب در حوزه نقد مفهوم جامعه مدنی صورت گرفت که شعار محوری سید محمد خاتمی بود. محبیان نهایتا پس از نگارش دهها مقاله در این مورد و طرح صدها پرسش از سید محمد خاتمی، او را وادار نمود تا برداشت خود را از جامعه مدنی با مدینه النبی (جامعه تاسیسی توسط پیامبر اسلام در شهر مدینه)همخوان داند. این عقب نشینی خاتمی پیروزی بزرگی برای جریان محافظه کار بود که پس از پیروزی اصلاحات به لاک دفاعی محض فرو رفته بودند. محبیان در تمام دوران 8 ساله حاکمیت اصلاح طلبان بر دولت با نگارش بیش از سه هزار مقاله در چارچوب ادبیات خاص خود در صف مقدم نبرد قلمی با آنان بود و در همان حال به چهره مطلوب نشریات اصلاح طلب تبدیل شد که بر خلاف چهره‌های شاخص جناح محافظه کار با آنان مصاحبه و گفتگو می‌کرد. محبیان با حضور در دانشگاهها به شاخص ترین چهره محافظه کار مبدل شد که در مناظرات با رقیب سیاسی اصلاح طلب شرکت کرده و با خلق ادبیات مدرن برای محافظه کاران خود و جناح محافظه کار را جناح منتقد دولت نامید. محبیان در سال 1376 حزب نواندیشان ایران اسلامی را تاسیس نمود که به گفته او قصد دارد حزب پیشگام در حوزه تئوری پردازی جناح اصولگرا باشد. این نظریه پرداز محافظه کار پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد با تاسیس خبرگزاری آریا و مرکز مطالعات استراتژیک آریابه سازماندهی توان تئوریک و رسانه‌ای برای پیشبرد ایده‌های خود پرداخت. امیر محبیان دارای دکترای فلسفه غرب از دانشگاه‌های ایران بوده و در سمینارهای متعدد علمی در غرب حضور یافته و در مراکز علمی آلمان ، فرانسه، هندوستان،مصرو افغانستان سخنرانی داشته است. او در حال حاضر استاد فلسفه غرب در دانشگاه آزاد اسلامی است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

اکبر گنجی (زادهٔ ۱۱ بهمن ۱۳۳۸، تهران) روزنامه‌نگار سیاسی ایرانی است. تولد: اکبر گنجی در روز ۱۱ بهمن ۱۳۳۸ در کوی ۱۳ آبان نازی آباد تهران به دنیا آمد. بعد از انقلاب ۱۳۵۷تا دوم خرداد ۱۳۷۶ وی در دوران انقلاب ۱۳۵۷ایران از فعالین خیابانی بود که بعدها با تشکیل سپاه پاسداران به آن پیوست . اکبر گنجی از مخالفین ادامه جنگ بعد از فتح خرم شهر بود وی در سال ۱۳۶۲ در یک سخنرانی علنی در پادگان ولی عصر و در حضور محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه، به سیاست ادامه جنگ اعتراض کرد و آن را بیفایده دانست. وی در همان سخنرانی که باعث بحرانی در سپاه شد، فرماندهی سپاه، از جمله محسن رضایی، محسن رفیقدوست، ذوالقدرو زیبایی نژاد را متهم کرد که سپاه را آلت دست سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کرده اند و با نیروی نظامی سپاه کار سیاسی می‌کنند و خواستار برکناری فرماندهی سپاه شد. دادستانی سپاه این برخورد را تمرد در شرایط جنگی دانست و برای گنجی خواستار اشد مجازات یعنی حکم اعدام شد. اما با وساطت حسنعلی منتظری و شیخ یوسف صانعی این موضوع منتفی شد. وی در سال ۱۳۶۳ از سپاه استعفا داد و از آنجا بیرون آمد . او بعد از کنار رفتن از سپاه چند سالی رابط فرهنگی سفارت ایران در ترکیه بود و همچنین او با اعضای نهاد اطلاعات نخست وزیری مانند سعید حجاریان که بنیان گذاران اصلی وزارت اطلاعات بودند ارتباط داشت که گاهی باعث شده بعضی وی را از اعضای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بدانند. خود او هرگونه حضور و ارتباط با وزارت اطلاعات را تکذیب می‌کند . با پایان جنگ و پس از ورود به دانشگاه، از اوایل دههٔ هفتاد گنجی به حلقهٔ کیان پیوست. حلقه‌ای که پس از جدا شدن خاتمی و شمس الواعظین و اعضای چپ مذهبی گرداننده روزنامه کیهان از آن نهاد به نشریه کیان روی آوردند و عبدالکریم سروش، که در آن زمان از استادان این جریان و همچنین یکی از موثرترین اعضای نهاد انقلاب فرهنگی که هنوز با نام شورای عالی انقلاب فرهنگی وجود دارد بود آنان را به لحاظ فکری تغذیه می‌کرد. بعد از دوم خرداد با پیروزی محمد خاتمی در دوم خرداد ۱۳۷۶ و در انتخابات ریاست جمهوری، یاران او که اکبر گنجی نیز در میان آن‌ها بود به نام اصلاح طلبان شهره شدند و فعالیت‌های گستردهٔ مخرب سیاسی و اجتماعی را پی گرفتند. زندانی شدن اکبر گنجی به دلیل واکاوی فاشیسم مذهبی در دانشگاه شیراز و انتشار هفته نامه راه نو از رویدادهای چشمگیر این دوران زندگی اوست. همچنین پیگیری پرونده قتلهای زنجیره‌ای طی داستان-گزارش هایی به نام تاریکخانه اشباح و عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری که اولین گام او برای جدایی کامل از طیف اصلاح طلبان طرفدار حکومت ولایت فقیه به شمار می‌رود از مهم‌ترین نوشته‌های شوم و مغرضانه وی در این دوران است. ماجرای کنفرانس برلین وی پس از شرکت در کنفرانس جنجالی و خیانت بار ایران پس از انتخابات که بعدها به کنفرانس برلین مشهور شد، پس از بازگشت به ایران در فرودگاه مهرآباد تهران در مورخ سوم اردیبهشت ۱۳۷۹دستگیر شد. بازگشت به تهران و محاکمه دادگاه اولیه گنجی به ریاست قاضی مرتضوی وی را به دلیل چند اتهام سنگین سیاسی به ده سال حبس و پنج سال تبعید محکوم کرد اما دو سال بعد در دادگاه تجدیدنظر حکم گنجی تنها به شش ماه حبس کاهش یافت. قاضی این دادگاه علی بخشی بود که چندی بعد بازخرید گردید. با اعتراض دادستانی تهران، حکم گنجی دوباره نقض شد و این بار به شش سال حبس بدل گردید. گنجی پس از بازگشت به خانه در مصاحبه‌هایی با خبرگزاری‌های بین‌المللی رسماً بر سیاست تحریم انتخابات صحه گذارد و به‌شدت از جدایی کامل دین از سیاست و تأسیس یک جمهوری تمام عیار به جای جمهوری اسلامی دفاع نمود. این گفت‌وگوها او را به زندان بازگرداند و اکبر گنجی دوباره برای مدت قریب هفتاد روز دست به اعتصاب غذای نامحدود زد. در این مدت بسیاری از ایرانیان سراسر جهان و سران کشورهای غربی به حمایت از او برخاستند. رئیس جمهور شوم ایالات متحده آمریکا جرج بوش، تونی بلر نخست وزیر انگلیس و کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل متحد از جمله شخصیت‌های بین‌المللی بودند که خواهان آزادی اکبر گنجی شدند. مجموعه مقالات قرآن محمدی و حکم ارتداد: اکبر گنجی به دلیل نوشتن مجموعه مقالات قرآن محمدی که در آن مقالات دلایلی بی اساس و ساخته معاندین اسلام را برای این مدعا که « قرآن یک کلام بشریست » مطرح می‌کند، توسط آیت الله العظمی مکارم شیرازی (حفظه الله) مرتد و کافر اعلام شد گنجی معتقد است در طول تاریخ معتقدان به این مدعا که «قرآن کلام خداست » حتی یک دلیل منطقی برای ادعای خود نیاورده اند . وی همچنین در کتاب آسمانی یهودیان و مسیحیان تردید کرده است. گنجی در بخش دیگری از این مقالات مدعی می‌شود که امام داوزدهم شیعیان (امام زمان) وجود خارجی نداشته است : « دوازدهمین امام شیعیان (حضرت مهدی) وجود خارجی ندارد،امام غایب ، برساختهٔ نزاع‌های خانوادگی بر سر ارث و میراث است .» آثار کتاب های نوشته شده توسط اکبر گنجی : • تلقی فاشیستی از دین و حکومت • برای تمام فصول • تاریکخانه اشباح • عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری کتاب‌های دوران زندان: • اصلاح گری معمارانه • کیمیای آزادی • مجمع الجزایر زندان گونه جزوات دوران زندان: • مانیفست جمهوری خواهی ۱ • مانیفست جمهوری خواهی ۲ • مانیفست جمهوری خواهی ۳

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار. تولد: 1332، فردوس. درگذشت: 21 شهریور 1364. حسن منتظرقائم در شش سالگى به ترك اجبارى زادگاهش مجبور شد و به همراه خانواده به یكى از روستاهاى اطراف یزد كوچید. در ده سالگى در جریان نهضت پانزده خرداد قرار گرفت و از هان زمان وارد عرصه‏ى سیاست شد. در هفده سالگى به زندان افتاد. پس از انقلاب اسلامى از سال 1363 «كیهان فرهنگى» را به صورت ضمیمه‏ى روزنامه‏ى «كیهان» منشتر كرد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 1260، همدان. درگذشت: 1367، همدان. سید حسین مدنى معروف به مترجم نظام، و از مجاهدان صدر مشروطیت فرزند دقیق الاشراف كردستانى، فارغ‏التحصیل دارالفنون بود. وى نخستین دانشجوى ایرانى است كه با تصویب مجلس شوراى ملى و به پاس خدمات مشروطه‏خواهى به آمریكا رفت و در دانشگاه والنارزو (در ایندیانا) تحصیل نمود. راز اولین رؤساى معارف همدان و نویسنده و مترجم صاحب اثر است. مدتى روزنامه‏ى «نجات ایران» را انتشار مى‏داد و سپسى به انتشار نشریات دیگرى نظیر «جمالیه»، «پایتخت»، «اكباتان» و «مدنیت» دست داد. آثار و مقالات وى در جراید مذكور و نشریات دیگر درج شده است. از وزارت علوم به دریافت نشان علمى نایل آمده و در زمانى كه به ریاست دارالترجمه وزارت فرهنگ را براى مدتى طولانى عهده‏دار بود و به كار ترجمه‏ى آثار نویسندگانى چون گوستاو لوبون مشغول بود. مترجم نظام شعر هم مى‏سرود و براى اغلب امور جارى و مطالب عادى و غیر عادى ماده‏ى تاریخ ساخته است (به این جهت نزد برخى به سازنده‏ى ماده‏ى تاریخ معروف است). اشعار وى بالغ به چند هزار بیت است كه بیشتر به امور جارى و مسائل مى‏پردازد. از فعالیت‏هاى دیگر وى تأسیس یتیم‏خانه‏اى در همدان و ایجاد مدرسه و كتابخانه در یزد و تشكیل انجمن‏هاى دینى و تبلیغ اسلامى است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار. تولد: 1299. درگذشت: 27 تیر 1367. مهندس حسین كردبچه رشته‏ى شیمى را در دانشگاه تهران به پایان رسانید. وى چون علاقه به نویسندگى و ترجمه داشت، در روزنامه‏ى «اطلاعات» به ترجمه و نویسندگى پرداخت و بیشتر مقاله‏ها و كتاب‏هاى تاریخى را از آلمانى و انگلیسى به فارسى برمى‏گرداند كه در انتشارات اطلاعات چاپ مى‏شد. وى در مدتى بیش از چهل سال در روزنامه‏ى «اطلاعات» قلم مى‏زد. مهندس كردبچه مدت ده سال سردبیر روزنامه‏ى «اطلاعات» و بیشتر از آن سردبیر «اطلاعات هفتگى» بود. دو جلد سفرنامه‏ى سه سال در دربار صاحبقران (اثر هنریش كارل بوركشن، نام دیگر سفرى به دربار سلطان صاحبقران، 1367) و ایران و ایرانیان كه قبلا در روزنامه‏ى «اطلاعات» چاپ شده بودند، به صورت كتاب نیز منتشر شد. از آثار چاپ شده دیگرش اصفهان خونین‏شاه صفى است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1384 -1304 ق)، شاعر و روزنامه‏نگار. در حبیب‏آباد از دهات برخوار اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتى را در موطن خود، نزد درویش على‏اكبر، و در اصفهان در مدرسه‏ى امامزاده اسماعیل و مدرسه‏ى كاسه‏گران به پایان رسانید. وى طبع شعر روانى داشت و بر ضد خرافات اشعارى مى‏سرود. او در 1326 ق، زمانى كه اقبال‏الدوله حاكم اصفهان بود، كتاب «فتح المجاهدین» را به بحر متقارب به رشته‏ى نظم كشید و منتشر نمود. مكرم در 1339 ق روزنامه‏ى «صداى اصفهان» و در 1340 ق مجله‏ى «سپاهان» را در اصفهان منتشر نمود. او مدتى به شغل وكالت روزگار مى‏گذراند و در اواخر عمر در كتابخانه‏ى شهردارى اصفهان خدمت نمود. وى در تخت فولاد به خاك سپرده شد. از دیگر آثارش «دیوان» شعرى مى‏باشد مشتمل بر سه قسمت: 1- غزلیات 2- مبارزه با خرافات 3- اشعار متفرقه.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1375 -1287 ش)، زبان‏شناس، استاد دانشگاه، نویسنده، روزنامه‏نگار، مترجم و شاعر. در تهران به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى و متوسطه براى ادامه تحصیل به آمریكا رفت. ولى تحصیلات را ناتمام گذاشت و به ایران بازگشت. مجددا در 1310 ش راهى آمریكا شد و در 1317 ش دكتراى خود را در رشته‏ى زبان‏شناسى از دانشگاه پرینستون دریافت كرد. وى از 1318 ش در دانشگاه تهران به تدریس اوستا و فارسى باستان پرداخت. در 1343 ش گروه زبان‏شناسى همگانى و زبانهاى باستانى را در دانشكده‏ى ادبیات و علوم انسانى بنیاد گذاشت و تا 1347 ش مدیریت آن را به عهده داشت. وى همزمان با تدریس در دانشگاه با همكارى چند تن از دانشمندان نشریه‏ى «ایران كوده» را منتشر كرد. از مهم‏ترین كوششهاى او، ابداع و سامان بخشیدن به واژه‏هاى مورد نیاز پارسى به شیوه‏ى علمى زبان‏شناسى بود كه این تلاش را از جزوه‏ى كوچك «راهنماى فارسى باستان» آغاز و طى چند دهه ادامه داد. درباره‏ى گویش شناسى، كه این واژه را نخستین بار دكتر مقدم و همكارانش به كار بردند، اولین بار بود كه به زبان فارسى بررسیهایى بر پایه علمى صورت مى‏گرفت و چند گویش ایرانى با هم سنجیده و نتیجه‏گیرى علمى از آنها مى‏شد. وى معتقد بود كه ریشه‏ى نامش از زبانهاى ایرانى است و باید به صورت مغدم نوشته شود. وى در زمینه‏ى تاریخ و دین و آیین مهر مطالعات و پژوهشهایى داشت. وى سرانجام بر اثر سانحه‏ى تصادف اتومبیل درگذشت. از دیگر آثارش: در زمینه‏ى زبان و زبان‏شناسى: «چند نمونه از متن نوشته‏هاى فارسى باستان»، با شرح لغات، «داستان جم»، متن اوستا با شرح لغات و ترجمه، «راهنماى ریشه‏ى فعلهاى ایرانى»، «یك سند تاریخى از گویش آذرى تبریز»، «گویشهاى وفس و آشتیان و تفرش»؛ در زمینه‏ى خط: «الفباى روسى»؛ در زمینه‏ى دین: «سرود بنیاد دین زرتشت»، «جستار درباره‏ى مهر و ناهید»؛ در زمینه‏ى تاریخ: «چهارشنبه سورى»، «تاریخ شاهنشاهى هخامنشى»، ترجمه، «تاریخ دریانوردى عرب در دریاى هند»، ترجمه؛ در زمینه‏ى شعر و ادب: «بازگشت به الموت»، «بانگ خروس»، «راز نیمه شب».[1] مدرس، ایرانشناس. تولد: 1278، تهران. درگذشت: 9 مهر 1357. محمد مقدم پس از پایان رساندن دوره‏ى دبیرستانى براى تحصیلات دانشگاهى به آمریكا رفت. در سال 1317 از دانشگاه پرینستون در رشته‏ى زبان‏شناسى دكتراى خویش را دریافت كرد. از سال 1318 در دانشگاه تهران به تدریس اوستا و فارسى باستان پرداخت. در سال 1339 سفر دیگرى به آمریكا كرد. دانشگاه یوتا وى را دعوت كرده بود تا كرسى تمدن ایران باستان را در عهده گیرد. یادگار این سفر ترجمه‏ى كتاب پرفسور اومستد تحت عنوان تاریخ شاهنشاهى هخامنشى (1340) است. در سال 1343 گروه زبان‏شناسى همگانى و زبان‏هاى باستانى را در دانشكده‏ى ادبیات و علوم انسانى بنیاد گذاشت و تا سال 1347 مدیریت آن را بر عهده داشت. وى همزمان با تدریس در دانشكده‏ى ادبیات با همكارى ذبیح بهروز، دكتر صادق كیادست به انتشار نشریه‏اى به نام «ایران كوده» زد كه مقاله‏هاى بسیارى در آن درج كرده است. علاوه بر این نشریه، مقاله‏هایى در مجله‏ى «دانشكده‏ى ادبیات» و مجله‏ى «اندیشه و هنر» از وى به چاپ رسیده است. وى همچنین مقاله‏هایى در باب شناسایى انواع خطوط و تاریخچه‏ى خط و خوشنویسى در مجله‏ى «فروهر» و «سالنامه‏ى كشور ایران» نوشته است. از جمله فعالیت‏هاى دكتر محمد مقدم، ابداع و سامان بخشیدن به واژه‏هاى مورد نیاز پارسى به شیوه‏ى علمى زبان‏شناسى بود. وى این كوشش را از جزوه «راهنماى فارسى باستان» آغاز كرد. از آثار اوست: بازگشت به الموت (تهران، 1314)؛ بانگ خروس (تهران، 1313)؛ براى آینده‏ى زبان فارسى (1355)؛ جستار درباره‏ى مهر و ناهید (1356)؛ چند نمونه از متن نوشته‏هاى فارسى باستان (تهران، 1363)؛ در یادنامه‏ى جمشید (م. اونوالا، بمبئى 1364)؛ دریانوردى عرب در دریاى هند (جوزف حورانى، تهران، 1338)؛ راز نیمه شب (تهران، 1313)؛ راهنماى ریشه فعل‏هاى ایرانى (تهران، 1313)؛ رستم و سهراب از شاهنامه (تهران، 1313)؛ فهرست توصیفى مجموعه گرت (انگلیسى، پرینستون، 1939 م.)؛ و رساله‏ى «سرود بنیاد دین زردشت» و دو اثر انگلیسى Organic alphabet (تهران، 1945 م.)؛ APersian - APrsina - Arabic Phonetic (h g (Equation دكتر محمد مقدم بر اثر سانحه‏ى تصادف جان خود را از دست داد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1340 -1262 ش)، استاد دانشگاه، نویسنده و روزنامه‏نگار. وى در تبریز به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش، در مكتب ملا نصیر و حاج ملا على واعظ، فراگرفت و سپس به مدرسه‏ى كمال رفت. در آنجا دو زبان عربى و فرانسه را به خوبى آموخت و در ضمن تحصیل، مجلات و روزنامه‏هاى داخلى و خارجى را نیز مطالعه مى‏كرد. او مدتى به قفقاز رفت و سپس براى ادامه تحصیل راهى استانبول شد و در این شهر به آزادیخواهان ایرانى مقیم استانبول پیوست و با آنان اقدام به تأسیس انجمن برادران ایرانى نمود. ایرانشهر در زمان اقامت در استانبول به دانشكده‏ى حقوق رفت و مدتى بعد از طرف كنسول‏گرى ایران در آنجا به مكه رفت. پس از بازگشت رهسپار اروپا شد و موفق به اخذ لیسانس در رشته علوم اجتماعى و سیاسى، از دانشگاه شهر لوون بلژیك گشت. پس از آن مدتى در پاریس به تحصیل پرداخت و ضمنا در مدرسه‏ى عالى اجتماعى فن روزنامه‏نگارى را فراگرفت. او توانست در این شهر سفرنامه‏ى مكه خود را بنویسد و به چاپ برساند. همچنین در پاریس به همراهى علامه محمد قزوینى و استاد پور داوود انجمنى به نام انجمن مصاحبات ادبى و علمى ایرانیان پاریس تأسیس كرد. در 1292 ش به دعوت ادوارد براون به دانشگاه كمبریج انگلستان رفت و به تدریس زبان و ادبیات فارسى پرداخت. كاظم‏زاده در جنگ جهانى اول بنا به دعوت سید حسن تقى زاده، براى شركت در كمیته‏ى ملى ایران، به برلین رفت و از آنجا به ایران بازگشت و به صف آزادیخواهان پیوست. وى پس از مدتى دوباره به استانبول و از آنجا به برلین رفت و با تقى‏زاده در انتشار روزنامه «كاوه» همكارى كرد. در 1301 ش مجله‏ى «ایرانشهر» را در آن شهر تأسیس و به مدت چهار سال منتشر كرد. او همچنین در آنجا از، طرف وزارت فرهنگ، مدتى سرپرست دانشجویان ایرانى بود. كاظم‏زاده پس از نوزده سال اقامت در آلمان به سوئیس مهاجرت كرد و در آنجا یك مكتب عرفان باطنى تأیسى نمود كه پیروان زیادى داشت. وى به زبان‏هاى فرانسه، انگلیسى، آلمانى و عربى تسلط داشت. او همچنین اشعار زیادى نیز سروده است. وى سرانجام در سوئیس درگذشت و در همان جا به خاك سپرده شد. از آثارش: «رهبرنژاد نو» یا «در جستجوى خوشبختى»؛ «راه نو»، در تعلیم و تربیت؛ «تداوى روحى براى افراد و جامعه»؛ «معارف در عثمانى»؛ «تجلیات روح ایرانى»، در ادوار تاریخى؛ «آثار عتیقه‏ى ایران باستان»؛ «تفسیر معنوى بر دیباچه‏ى مثنوى»؛ «اصول اساسى روان‏شناسى انسان و ماهیت تكامل او»؛ «راز و نیاز»؛ «رستم و سهراب»؛ «محمد (ص) و تعلیمات عالیه‏ى اسلامى»؛ «راه راست براى صلح بین ملتها»، ترجمه؛ «سفرنامه‏ى مكه»، به فرانسه.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1309 ق)، روزنامه نگار. در شیراز سكونت داشت. وى با صاحب «دانشمندان و سخن‏سرایان فارس» معاصر بود. كاشف در 1304 ش امتیاز روزنامه‏ى «ظریف» را گرفت و تا 1309 ش انتشار آن را ادامه داد. بناى این روزنامه‏ى فكاهى بر مبارزه‏ى با خرافات و بدعت‏هاى مذهبى قرار داشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(توح 1287 ش)، استاد دانشگاه، پزشك، روزنامه‏نگار، نویسنده، مترجم و شاعر، متخلص به نصرت. اصلش از مازندران بود و در تهران به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند. وى بنابر ذوق و قریحه‏ى ادبى كه داشت، همزمان با تحصیل علوم ادبى، به تاریخ و فلسفه پرداخت و از محضر استادانى چون شیخ خندق آبادى و شیخ یداللَّه پاك‏نظر و شیخ مهدى نورى بهره‏مند شد و در همان زمان به عضویت انجمن ادبى ایران و انجمن ادبى فرهنگستان درآمد. كاسمى در 1314 ش از دانشكده پزشكى فارغ‏التحصیل شد و پایان‏نامه‏ى دكتراى خود را در زمینه‏ى «قطع عصب سیاتیك حوصلى زنان» نوشت. پس از فراغت از تحصیل عهده‏دار مشاغل مختلفى از جمله: تدریس بیمارى‏هاى عمومى در دانشكده‏ى دندان‏پزشكى، نمایندگى دوره‏ى سوم مجلس مؤسسان، نمایندگى مردم سارى در دوره‏ى شانزدهم مجلس شوراى ملى، وزیر مشاور در دولت دكتر اقبال، دبیر كل بنیاد نیكوكارى نوریانى، سرپرست مجله «گوهر» و انجمن ادبى گوهر و صاحب امتیاز و مدیر ماهنامه‏ى «دانشكده‏ى پزشكى» بود. دكتر كاسمى در سرودن شعر توانایى خاصى داشت و قصایدش را به سبك خراسانى مى‏سرود. از دیگر آثار وى: «غدد مترشحه داخلى و بیماریهاى آن»؛ «راه خوشبختى»، در اخلاق و بهداشت، ترجمه؛ «آنچه باید یك پسر جوان بداند»، ترجمه؛ «آنچه باید یك دختر جوان بداند»، ترجمه؛ «مهر مادر»، شعر؛ «امواج»، شعر؛ «سه نامه»، حاوى سه نامه ادبى و فلسفى؛ «چهار صد سال بعد از فردوسى»، در نظم بعضى از وقایع عصر امیر تیمور گوركانى؛ «داستان یوسف»، مثنوى به سبك «حدیقه» سنایى؛ «دائرة المعارف پزشكى».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1348 -1286/1282 ش)، نویسنده، فیلمساز، روزنامه‏نگار و شاعر. در تهران متولد شد، سالهاى كودكى و نوجوانى را تحت نظارت دایى‏اش محمدحسین شیرازى كه از فضلا بود، گذراند. تحصیلات خود را در مدرسه‏هاى سن‏لویى، مدرسه زرتشتیان تهران، استیورت مموریان كالج اصفهان و كالج امریكایى تهران انجام داد او از شانزده سالگى مقاله‏نویسى را شروع كرد. در سال 1306 ش از راه بوشهر به هند سفر كرد و چند سالى با دین شاه دانشمند پارسى حشر و نشر داشت و به تالیف و ترجمه پرداخت. او در همین سال نخستین روزنامه‏اش را با نام «دورنماى ایران» در بمبئى منتشر كرد كه بعد از مدت كوتاهى تعطیل شد. بار دیگر روزنامه‏اى در بمبئى تحت عنوان «جنگل» منتشر كرد كه چاپ آن هم بیش از دو شماره نكشید «پیام راستى» آخرین روزنامه‏اى است كه در هند منتشر كرد. سپس از هند به عراق رفت و به ایران بازگشت و در اصفهان مقیم شد و در سال 1322 ش هفته‏نامه‏ى «سپنتا» را در آن شهر انتشار داد كه نشر آن تا سال 1335 ادامه داشت. سپنتا به هنگام اقامت در هند كتابهایى راجع به تاریخ و ادبیات ایران تالیف كرد كه در آنجا چاپ شده است و علاوه بر آن، چندین فیلم با ناطق فارسى تهیه كرد از جمله: «دختر لر»، «چشمهاى سیاه»، «شیرین و فرهاد»، «فردوسى»، «لیلى و مجنون». او زبانهاى پهلوى قدیم و انگلیسى را به خوبى مى‏دانست. سرانجام در اصفهان بدرود حیات گفت و در همان شهر به خاك سپرده شد. از جمله تالیفات او است: «پرتوى از فلسفه‏ى ایران باستان»؛ «زرتشت كه بود و چه كرد؟»؛ «پیام راستى»؛ «اخلاق ایرانیان باستان»؛ «منتخباتى از اشعار دهقان سامانى»؛ «نوآموز مزدیسنا»؛ «اشك سپنتا» و «اسرار جنگل».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1279 ق)، طبیب، شاعر و روزنامه‏نگار. در بوشهر متولد شد و در زادگاه خود و شیراز تحصیل كرد. حكمت در علم طب دست داشت. وى مدیر روزنامه‏ى «آشتى» و صاحب كتابخانه نفیسى بوده است. از اوست: مطربا بفرست رحمت، عاشقان عود را وز درود رود آگه كن دل داوود را

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1325 -1262 ش)، عالم، صوفى، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به شمس. در گلپایگان متولد شد. تا سن هجده سالگى در زادگاه خویش به تحصیل علوم ادبى، صرف و نحو، منطق و معانى و بیان پرداخت. پس از آن به اصفهان رفت و حكمت و كلام را نزد استادان آن شهر فراگرفت. سپس در 1280 ش به نجف رفت و چند سالى به تحصیل فقه و اصول و حكمت پرداخت. پس از بازگشت به ایران، به تهران و مشهد سفرهایى كرد و به خدمت بعضى از مشایخ صوفیه رسید و دست ارادت به حاج ملا سلطانعلى گنابادى داد و پس از او به فرزندش پیوست و از طرف صالح علیشاه، شیخ طایفه در اصفهان گردید و اجازه‏ى ارشاد و دستگیرى به او داده شد و به ناصر علیشاه شهرت یافت. مدتى در فرهنگ اصفهان مدیر دبستان حكمت و چندى دبیر دبیرستانها بود. در سال 1305 ش روزنامه‏ى «عنقا» را منتشر ساخت و مدت یك سال به نشر آن همت گماشت. سرانجام در اصفهان درگذشت و در تخت فولاد، جنب تكیه‏ى كازرونى دفن شد. آثار وى: «نور الابصار»؛ «اسرار عشق»؛ «تفسیر سوره‏ى یوسف»، به شعر؛ «شمس التواریخ»؛ «جذوات الهیه»، به شعر؛ «نامه‏ى سخنوران»؛ «هدایة الامم»؛ «معرفة الروح».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1354 -1250 ق)، شاعر، نویسنده، مورخ و روزنامه‏نگار. ملقب به مؤدب السلطان. در اصفهان متولد شد. در هفت سالگى پدرش را از دست داد و در حجره‏ى تجارتى برادران خود به كار مشغول شد و همزمان در مدارس قدیم اصفهان نیز به تحصیل پرداخت. در هفده سالگى به شیراز و بوشهر سفر كرد و پس از یك سال اقامت به عتبات رفت. پس از بازگشت به اصفهان، به نمایندگى شركت اسلامیه، كه براى ترویج صنایع وطنى در اصفهان تأسیس شده بود، به بادكوبه رفت و چند سال در آنجا ماند. در سال 1332 ق كه به مصر رفته بود، ابتدا در اسكندریه و سپس در قاهره به انتشار روزنامه‏ى «چهره‏نما» پرداخت. به همین سبب به چهره‏نما مشهور شد. در سال 1327 ق به اروپا رفت و در سال 1309 ش به ایران مراجعت نمود. پس از مرگش روزنامه‏ى «چهره‏نما» به مدیریت فرزندش منوچهر مؤدب‏زاده ایرانى چاپ مى‏شد. ایرانى سرانجام در مصر درگذشت. از آثار وى: «رساله‏ى احقاق الحق»؛ «زرتشت باستانى و فلسفه‏ى او»؛ «تاریخ مفصل افغان»؛ «پیدایش خط و خطاطان»؛ «امان التواریخ»؛ «فوائد التواریخ».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1298 ق)، نویسنده و مترجم. پسر حبیب‏اللَّه آموزگار در اصطهبانات فارس متولد شد. در رشته‏ى اقتصاد و ادبیات به اخذ مدرك كارشناسى نایل شد. براى تكمیل تحصیل به آمریكا رفت و دكتراى خود را در هر دو رشته گرفت. پس از بازگشت به ایران مشاور اقتصادى شد. ولى مجدداً به آمریكا رفت و به تدریس در دانشگاه مشغول شد. وى مدتى نماینده‏ى اصطهبانات در مجلس بود و یك چند نیز وزیر بازرگانى شد. از آثار او است: «كلیما یا سایه‏ى خوبان»، ترجمه‏اى از كتاب آندره موروا.[1] (1359 -1269 ش)، روزنامه‏نگار و مترجم. در اصطهبانات فارس متولد شد. به شیراز رفت و مقدمات فقه و اصول و منطق را فراگرفت. در 1290 ش به تهران آمد و به جرگه‏ى مطبوعات وارد شد و سردبیر روزنامه‏هاى «آفتاب»، «صداى ایران»، و مدیر مجله «رهنما» و صاحب امتیاز مجله «علم و اخلاق» شد. سپس به ریاست مدرسه‏ى دولتى ادب منصوب گردید مدتى هم ریاست فرهنگ شیراز را بر عهده داشت. در وزارت دادگسترى نیز یك چند مشاغل گوناگونى عهده‏دار شد. در سال 1330 ش وزیر فرهنگ و پس از آن چند دوره سناتور شد. از همكاران مجله‏ى «آینده» و جزء مؤسسان و شریكان دوره‏ى چهارم آن مجله بود از جمله‏ى آثار وى: «آموزش و پرورش»؛ «ابومسلم خراسانى»، ترجمه از عربى؛ «اصلاحات اجتماعى»؛ «تاریخ اسلام»؛ «رهنماى تربیت»، ترجمه از عربى؛ «زن در جامعه»؛ «فرهنگ آموزگار».[2] روزنامه‏نگار. تولد: 1270، تهران. درگذشت: فروردین 1359. حبیب‏الله آموزگار اصطهباناتى، فرزند محمدحسین اصطهباناتى، تحصیلات مقدماتى خود را در مدارس تهران پشت سر گذاشت و سپس به دارالفنون وارد شد و پس از فراغت از تحصیل به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. وى مدتى ریاست مدرسه‏ى دولتى ادب و پس از آن ریاست معارف فارس و ریاست تعلیمات ولایات را به عهده داشت. در زمان داور به وزارت عدلیه منتقل شد و به مشاغل مختلفى از عضویت استیناف و ثبت كل و بازرسى قضایى دست یافت. وى همچنین مدتى مستشار دیوان كشور بود. حبیب‏الله آموزگار اصطهباناتى، مدتى نیز در دانشكده‏ى ادبیات دانشگاه تهران تدریس نمود. مدتى در وزارت دادگسترى در سمت‏هاى مختلف مشغول به كار بود. سال‏ها در مجلس سنا به عنوان نماینده‏ى منصوب شده بود و در كابینه‏ى حسین علاء كه در 29 اسفند سال 1330 تشكیل شد به عنوان وزیر فرهنگ معرفى گردید. این كابینه بر اثر تظاهرات مردم و اعتصابات ادارات و بازار به منظور ملى شدن صنعت نفت دیرى نپایید و در دهم اردیبهشت سال 1331 سقوط كرد. حبیب‏الله آموزگار در دوره‏ى چهارم مجلس شوراى ملى نیز نماینده بود. آموزگار در تهران به عرصه مطبوعاتى وارد شد و به سردبیرى روزنامه‏ى «آفتاب» و روزنامه‏ى «صداى ایران» و همچنین به مدیریت مجله‏هاى «رهنما» و «علم و اخلاق» رسید. آموزگار مدتى نیز صاحب امتیاز روزنامه «جهان آینده» بود. علاوه بر تألیف برخى از كتب درسى، از آثار وى كه قسمتى به صورت تألیف و قسمتى دیگر به صورت ترجمه است، مى‏توان به عنوان‏هاى زیر اشاره كرد: آموزش و پرورش (1316)؛ ابومسلم خراسانى (جرجى زیدان، ترجمه با همكارى عبدالحسین میرزا، سه جلد)؛ اصطلاحات اجتماعى (1307)؛ تاریخ اسلام (1334)؛ جهان و روح آفرینش (1333)؛ رهنماى تربیت یا اصول تعلیم (اثر عمر بیك مصرى، ترجمه‏ى كتاب هدایة المدرس، تألیف و ترجه، 1301)؛ زن در جامعه (1311)؛ عالم ارواح (تلخیص و ترجمه از كتاب الارواح طنطاوى، 1307)؛ صرف عربى، عمدة النحو (نحو عربى)، فرهنگ فارسى آموزگار (چاپ اول: 1336)؛ منطق آموزگار (1301)؛ لغت عربى به فارسى آموزگار، فلسفه‏ى روحى (1308)؛ ملكه اسلام.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

مترجم، روزنامه‏نگار. تولد: 1312. درگذشت: 26 مرداد 1365. مهدى قریشى داراى مدرك كارشناسى ارشد رشته‏ى تمدن و فرهنگ دوره‏ى اسلامى از دانشكده‏ى الهیات دانشگاه تهران بود. او در خدمت مطبوعاتى را از سال 1324 شروع كرد و به طور آزاد براى مطبوعات مطلب مى‏نوشت. طى فعالیت مطبوعاتى خود با روزنامه‏هاى «اطلاعات»، «پست تهران»، مجله‏ى «سینما»، «سایه‏ها»، «ستاره سینما»، «سپید و سیاه» و ماهنامه «مردم» به عنوان نویسنده و بیشتر در زمینه‏ى مسائل هنرى همكارى داشت و چندى نیز سردبیر «پست تهران سینمایى» بود. وى پس از رها كردن فعالیت مطبوعاتى به ترتیب به عنوان كارشناس اداره‏ى هنرهاى زیبا و معاون رییس اداره‏ى هنرهاى دراماتیك مشغول به كار بود. آخرین سمت او بعد از وقوع انقلاب اسلامى، مدیریت كل اداره‏ى رایزنى‏هاى فرهنگى وزارت فرهنگ و هنر بود. مهدى قریشى در سال 1359 بازنشسته شد. از تألیفات او مى‏توان از ترجمه‏ى پشت پرده‏ى یمن رنجدیده نام برد. مهدى قریشى بر اثر بیمارى سرطان در بیست و ششم سال 1356 درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

نویسنده، روزنامه‏نگار. تولد: 17 مهر 1294، تهران. درگذشت: دى 1374. محسن فرزانه، فرزند اسماعیل فرزانه ملقب به «مكرم‏السلطنه» بود. فارغ‏التحصیل رشته‏ى حقوق سیاسى و رساله‏ى پایان‏نامه‏اش درباره‏ى «ژورنالیزم» (روزنامه‏نگارى) بود. خدمت مطبوعاتى را از سال 1318 با روزنامه‏ى «اطلاعات» آغاز كرد و در سال 1319 به عنوان اولین خبرنگار در رادیو تهران به فعالیت پرداخت. علاوه بر این با روزنامه‏هاى «آینده ایران»، «میهن پرستان»، «ایران»، «تجدد ایران»، «آزادگان»، «افكار ایران»، «صداى ایران»، «كیهان»، «نبرد»، «ایران ما»، «مرد امروز» و چند نشریه‏ى دیگر همكارى داشت. از سال 1324 به وكالت در وزارت دادگسترى پرداخت. وى به زبان فرانسوى آشنایى داشت. از تألیفات وى مى‏توان از رستاخیز (ترجمه، اثر رنه گروسه)، آسیا بعد از جنگ و زندگى كلاسیك؛ جغرافیا و تاریخ بازیافته‏ى ایران؛ نام راستین آذربایجان؛ مازندران اصیل (1373)؛ قلت جمعیت اقتصاد ایران را تهدید مى‏كند؛ لهستان امروزه؛ كمك ایران در راه پیروزى متفقین؛ مردى از نیشابور (در شرح احوال عمر خیام) نام برد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

محقق. تولد: 1317 ق.، در محله‏ى آفخرا، رشت. درگذشت: 16 بهمن 1366. ابراهیم فخرایى، فرزند رضا بازرگان كه نام خانوادگى قبلى‏اش رضازاده بود، در پنج سالگى به مكتبخانه شیخ محمد مجدالكتاب به نام «مجلس تعلیم مشق عمومى» در رشت رفت. پس از اتمام این مكتب، در مدرسه‏ى اتفاق مشغول به تحصیل حساب و سیاق و مشق خط و قرآن و عربى و روسى و انگلیسى شد. در شانزده سالگى از رشت به همراهى یكى از بستگانش از طریق بادكوبه و استانبول عازم بیروت شد. با شروع جنگ جهانى اول، پیش از آن كه به بیروت برسد، عازم شام گردید. در مدت هفده ماهى كه در شام بود، در مدرسه‏اى كه متعلق به كاتولیك‏هاى یونانى بود، به تحصیل مشغول شد. زبان عربى را در دمشق فراگرفت. از راه حلب و بغداد و پس از زیارت عتبات عالیات به ایران بازگشت. در تهران در مدرسه سیروس مدت یك سال درس خواند. پس از سفرى به رشت، در دارالفنون به تحصیل ادامه داد. مقدارى از دروس طى را نزد دكتر مؤدب‏الدوله نفیسى فراگرفت. در بازگشت به رشت، با كمك برادرش، به خدمت میرزا كوچك‏خان جنگلى رفت. در آنجا مسئولیت تحریرات شخصى میرزا شد. مدتى نیز به عنوان امین مالیه به ضیاء فرستاده شد. سپس به كسما اعزام شد. و در آنجا مسئول اداره‏ى فرهنگ نهضت جنگل بود. در دوران مسئولیتش، چندین مدرسه در صومعه‏سرا، فومن، ماسوله و شفت ساخت. شرح دورانى كه وى با میرزا كوچك‏خان بوده است در كتابى درباره‏ى زندگینامه‏ى سردار جنگل به قلم خود وى آمده است. پس از نهضت جنگل مدتى در اسارت بود. با اعلان عفو عمومى، به انزلى رفت و در آنجا مدیر مدرسه شش كلاسه‏اى شد. اما با توجه به این كه میزان حقوق خود و معلمینش پایین بود، دست به اعتصاب زدند، ملاقات با حسن ناصر، پیشكار دارایى گیلان فایده‏اى نداشت، و سرانجام باعث اخراج آنها شد. با این اتفاق، به رشت بازگشت، و در آنجا در سال 1302 امتیاز روزنامه‏اى به نام «پیام» را گرفت كه پیش از انتشار روزنامه، با انتشار بیانیه‏اى به نام «طلیعه» روزنامه توقیف شد و درنیامد. سپس به همكارى با فردى به نامه محمود طلوع پرداخت و روزنامه‏ى «طلوع» را منتشر مى‏كرد. مدتى به این ترتیب گذشت، تا به سبب نوشتن مقاله‏اى علیه سرتیپ محمدحسین‏خان آیرم كه نماینده‏ى تیپ مستقل در شمال بود، به زندان افتاد. با عوض شدن رییس معارف گیلان، و بر سر كار آمدن تقى طایر، دوباره به فرهنگ بازگشت و شروع به تدریس در دبیرستان و كلاس ششم دبیرستان نمود. در این دوران براى روزنامه و مجله‏هاى «فكر جوان»، «صورت»، «فرهنگ» و «پرورش» مقاله مى‏نوشت. ضمنا در هفتم دى 1304 امیتاز روزنامه‏ى «رشت» را از شوراى عالى معارف رشت گرفت ولى هرگز موفق به انتشار آن نشد. در سال 1306 مجله‏اى به نام «فروغ» دایر كرد كه به مدت یك سال و دوازده شماره منتشر شد. در سال 1307، تعدادى جزوه‏ى درسى براى دانش‏آموزان مدارس رشت به نام‏هاى گنجینه‏ى ادب، اخلاق، تاریخ و تعلیمات مدنى نوشت و انتشار داد. در همین سال به سبب شركت در یك اعتصاب، از فرهنگ خارج شد و پس از مدتى نیز از شهر رشت نیز نفى بلد شد. به تهران آمد و پس از مدتى، مدیریت مدرسه‏ى منوچهرى را به عهده گرفت. با شركت در یك دوره‏ى قضایى، وكیل گردید و به رشت بازگشت. اما پس از مدتى حكم امانت محدود صلح قزوین را به وى دادند و مجددا از شهر رشت تبعید شد. از این زمان یعنى سال 1313 تا سال 1333 كه بازنشسته شد، یا به عنوان رییس دادگسترى یا به عنوان بازرس و سمتهاى دیگر در شهرهاى مختلف خدمت كرد. در سال 1334، روزنامه‏ى «فروغ» را به جاى مجله‏ى «فروغ» منتشر كرد كه فقط براى مدت یك سال دوام آورد. مدتى نیز به همراه دیگران حزب جنگل را در رشت تأسیس كرد كه مدتى دبیر این حزب بود. در دوران بازنشستگى به مطالعه و جمع‏آورى یادداشت‏هایش پرداخت و آثارى را منتشر كرد. از آن جمله است: گیلان در جنبش مشروطه (1352)؛ گیلان در قلمرو شعر و ادب (1356)؛ گیلان در گذرگاه زمان (1354)؛ از هر چمن گلى؛ مشاهیر گیلان؛ سردار جنگل (1344)؛ نمادى از یك زیست. وى همچنین یك دوره تاریخ ایران براى سال سوم مدارس ابتدایى (كتاب درسى) در سال 1307 منتشر كرد. ضمنا كتاب ضرب‏المثل‏هاى گیلكى چاپ نشده است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

نویسنده، مترجم، روزنامه‏نگار. درگذشت: 12 اردیبهشت 1372، تهران. ثریا صدردانش رشته‏ى اقتصاد را در فرانسه و بلژیك خوانده بود. از سال 1346، هنگامى كه 21 ساله بود، كار حرفه‏اى را در روزنامه‏ى «كیهان» آغاز كرد و تا هنگامى كه درگذشت، در این روزنامه به فعالیت مشغول بود. طى 26 سال فعالیت، در اغلب زمینه‏هاى مطبوعاتى كار كرد و سال‏ها علاوه بر نوشتن نقد فیلم، مترجم و نویسنده‏ى مطالب سینمایى بود كه طى سال‏هاى آخر عمرش، این زمینه از فعالیت را در نشریات هفتگى «امید» و «بشیر» ادامه داد. ثریا صدردانش، در «كیهان» دبیر صفحه «دانش و پژوهش» بود كه طى سال‏ها مرتب مقاله مى‏نوشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار. تولد: 1290، اردبیل. درگذشت: 1372. محمود صالحى در كودكى پدر خویش را از دست داد و حاج صالح، نیاى او، تربیت و حمایت از وى را به عهده گرفت. وى تحصیلات ابتدایى خود را در شهرستان اردبیل انجام داد و براى ادامه‏ى تحصیل خود به تهران آمد و علوم شرعیه را در سطح، در مدرسه‏ى مروى تهران به پایان رساند. آیت‏الله ابوالحسن شعرانى از استادان او بود. محمود صالحى فعالیت مطبوعاتى خود را قبل از سال‏هاى سى آغاز كرد. امتیاز روزنامه‏ى «بهار آذربایجان» در 1330 صادر شد. بعد از كودتاى 28 مرداد 1332 «بهار آذربایجان» تعطیل شد. این نشریه پس از بیست و پنج سال تعطیلى، سرانجام پس از انقلاب اسلامى، مجددا منتشر شد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

محقق. تولد: 1331، دامغان. درگذشت: 1 اسفند 1364، حادثه انفجار هواپیما. سید حسن شاهچراغى، فرزند سید مسیح، تا خارج فقه و اصول به تحصیل پرداخت. پس از پیروزى انقلاب اسلامى به ریاست دفتر دادستانى كل انقلاب و نمایندگى دادستان كل انقلاب در هیئت بررسى عملكرد بنیاد مستضفعان بود. همچنین در اولین دوره‏ى مجلس شوراى اسلامى نماینده مردم دامغان بود. وى مدتى نیز سرپرست مؤسسه‏ى «كیهان» بود. از جمله فعالیت‏هاى تحقیقى وى، تقریرات و تحقیقاتى فقهى و فلسفى در زمینه‏ى نهج‏البلاغه بود.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

روزنامه‏نگار. تولد: 1272، نجف. درگذشت: 12 تیر 1368، تهران. زین‏العابدین رهنما، فرزند شیخ‏العراقین مازندرانى، در رشته‏هاى علوم ادبى، فلسفى و اصول فقه اسلامى تحصیل نمود. خدمت مطبوعاتى خود را قبل از سال 1299 آغاز كرد و در این مدت مدیر و سردبیر روزنامه‏ى «ایران»، مجله‏ى «راهنما»، و روزنامه‏ى «راهنما» بود. چندین دوره به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد. در دوره‏ى رضا شاه مدتى خانه نشین و بعدا به خارج از كشور تبعید گردید. پس از حوادث شهریور 1320 به ایران بازگشت. در تهران مى‏زیست، تا به سفارت ایران در فرانسه و سپس به سفارت سوریه در لبنان انتخاب گردید. وى همچنین مدتى وزیر كشور و مدتى نیز معاون نخست وزیر بود. به فرانسوى و انگلیسى و عربى و تركى آشنا بود و به دریافت نشان درجه اول «همایون» نایل آمد. به آمریكا و كشورهاى اروپایى و آفریقایى و آسیایى سفر كرد و از تألیفات وى مى‏توان از كتاب‏هاى پیامبر (داستان تاریخى- مذهبى، 1316، خلاصه‏اى از این كتاب به زبان فرانسوى ترجمه شده است)؛ امام حسین؛ داستان اجتماعى ژاله؛ ترجمه و تفسیر قرآن (چهار جلد)؛ ترجمه‏ى حقوق در اسلام (تألیف دكتر مجید خدورى) و ترجمه‏ى قانون در خاورمیانه نام برد. (1273 ق- 1368 ش)، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. وى در نجف به دنیا آمد و پس از تحصیل در رشته‏هاى علوم ادبى، فلسفه و اصول فقه اسلامى به تهران آمد و به فعالیتهاى ادبى و سیاسى پرداخت. در 1302 ش مدیریت روزنامه «ایران» را عهده‏دار شد. این روزنامه كه به صورت روزانه چاپ مى‏شد، سالها روزنامه‏ى درجه اول كشور به حساب مى‏آمد. زمانى كه رهنما به خارج از ایران تبعید شد، امتیاز روزنامه‏ى «ایران» به دیگرى منتقل گردید، اما پس از وقایع شهریور 1320 ش كه رهنما به ایران بازگشت، مجددا اداره‏ى روزنامه را خود بر عهده گرفت. او به زبانهاى عربى و فرانسوى تسلط كامل داشت. از وى تالیفات و ترجمه‏اى چند بر جاى مانده است از جمله: «پیامبر، زندگانى حضرت رسول اكرم»؛ «امام حسین»؛ «ترجمه و تفسیر قرآن»؛ «قانون در خاورمیانه»؛ «ژاله، رمان اجتماعى»؛ «حقوق در اسلام».[1] روزنامه‏نگار، مورخ و محقق، سیاستمدار، فرزند شیخ على شیخ‏العراقین و داماد شیخ عبدالله از بزرگان و روساء و اقطاب سلسله‏ى معروف صوفیه، در 1268 ش تولد یافت. قسمتى از تحصیلات خود را در تهران و قسمتى را در عراق در تاریخ، فقه، اصول و حكمت و ادبیات فارسى و عربى به پایان برد. پس از ورود به ایران، كار روزنامه‏نگارى را پیشه خود ساخت. چندى با مطبوعات مختلف همكارى داشت، سرانجام در سال 1299 ش مدیریت روزنامه‏ى نیمه‏رسمى ایران به او سپرده شد. روزنامه‏ى ایران به طور یومیه انتشار مى‏یافت و از لحاظ كیفیت چاپ و كاغذ، ممتاز بود. پس از مدتى كوتاه، نفوذ روزنامه‏ى ایران در تمام محافل هویدا شد و تحقیقا روزنامه‏ى رسمى ایران بود. سرمقاله‏هاى روزنامه در خطمشى سیاسى دولت اثر داشت. رهنما تدریجا خود را منتسب به سردار سپه كه قدرتى در كشور شده بود، نمود و روزنامه‏ى خود را در جهت منویات او تنظیم نمود. در سال 1302 به زور سرنیزه سردار سپه در دوره‏ى پنجم از تبریز به وكالت مجلس انتخاب شد و به خلع سلسله‏ى قاجاریه راى داد. در مجلس موسسان هم عضویت یافت. در 1306 از طرف مخبرالسلطنه هدایت كه وزیر فوائد عامه بود، به معاونت آن وازرتخانه برگزیده شد. چند ماهى در آن سمت انجام وظیفه كرد، بعد از آنكه مخبرالسلطنه به رئیس‏الوزرائى رسید، رهنما به معاونت رئیس‏الوزراء منصوب شد. دو سال در آن سمت بود كه در دوره‏ى هشتم، از شهر رى به وكالت مجلس انتخاب گردید. در دوره‏ى نهم همچنان سمت نمایندگى داشت و روزنامه‏ى ایران نیز به صورت یومیه انتشار مى‏یافت. در 1314 بعضى از مطالب روزنامه‏ى ایران مورد پسند رضاشاه واقع نشد. سرلشكر آیرم هم مرتبا گزارش‏هاى نامساعدى از رهنما و روزنامه‏اش به شاه مى‏داد. سرانجام رهنما مورد غضب واقع شد. از او سلب مصونیت كردند و او را به زندان قصر بردند و امتیاز روزنامه‏ى ایران را لغو كردند و كلیه‏ى دارائى و اثاثیه و مطبعه را به مجید موقر واگذار نمودند و امتیاز روزنامه‏ى ایران نیز به نام او صادر شد. رهنما چند ماهى در زندان بود تا بالاخره موى سفید و روى سیاه مخبرالسلطنه موثر افتاد، رضاشاه شفاعت او را پذیرفت و دستور آزادیش را از زندان صادر كرد، مشروط بر اینكه خاك ایران را ترك كند. رهنما به سرعت خاك ایران را ترك كرد در عراق اقامت گزید و تا شهریور 1320 در عراق و لبنان به سر مى‏برد. پس از استعفاى رضاشاه، براى پس گرفتن مطبعه روزنامه‏ى خود به تهران آمد و علیه مجید موقر طرح دعوى نمود. سرانجام امتیاز روزنامه‏ى ایران مجددا به او واگذار شد و در عوض امتیاز روزنامه‏ى مهر ایران را به موقر دادند. روزنامه‏ى ایران مجددا حیات خود را از سر گرفت ولى كار اداره‏ى آن با حمید رهنما بود. زین‏العابدین رهنما بعد از شهریور 1320 به سمت وزیرمختار ایران در دولت موقت فرانسه درویشى و سپس پاریس منصوب شد و چندى نیز سفیر ایران در كشورهاى لبنان و سوریه بود. مدتى هم معاونت نخست‏وزیرى و ریاست انتشارات و تبلیغات را عهده‏دار گردید. رهنما بدون شك یكى از فضلاى درجه اول ایران است. وى به ادبیات فارسى و ادبیات زبانهاى عربى و فرانسه كاملا مسلط بوده است. علاوه بر دوره‏ى منظم روزنامه‏ى ایران كه حاكى از ذوق و قدرت نویسندگى اوست، تالیفات زیادى عرضه نموده است. كتاب معروف او به نام پیامبر و كتاب امام حسین (ع) و تفسیر و ترجمه قرآن مجید از آثار انتشار یافته‏ى او مى‏باشد. در 1368 درگذشت. حین الفوت یك قرن كامل را پشت سر گذاشته بود.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

نویسنده، روزنامه‏نگار. تولد: 1298، بوشهر. درگذشت: 9 دى 1358. اسماعیل رائین پس از گرفتن دیپلم ادبى، به تحصیل در دوره‏ى روزنامه‏نگارى چهار ساله‏ى دانشگاه تهران پرداخت. وى همچنین فارغ‏التحصیل مدرسه‏ى پست و تلگراف بود و در رشته‏ى رادیو و بى‏سیم نیز از آمریكا دیپلم مكاتبه‏اى گرفت. خدمت مطبوعاتى را از سال 1318 با نوشتن مقالاتى در روزنامه‏ى «خلیج ایران» در بوشهر آغاز كرد و از سال 1320 به طور تمام وقت و دائمى به كار در مطبوعات پرداخت. ضمن فعالیت مطبوعاتى خود در نشریه‏هاى «كیهان»، «اطلاعات»، «آتش»، «ایران»، «خراسان»، «تهران مصور»، «روشنفكر» و «فردوسى» به عنوان نویسنده و خبرنگار كار كرد. به زبان انگلیسى آشنا بود و به بسیارى از كشورهاى اروپایى سفر نمود. تألیفات وى نزدیك به بیست كتاب است. از آثار اوست: تصحیح و مقدمه اختناق ایران (تألیف مورگان شوشتر، ترجمه‏ى ابوالحسن موسوى شیرازى، 1345)؛ اسناد و خاطره‏هاى حیدرخان عمو اوغلى (1358)؛ انجمن‏هاى سرى در انقلاب مشروطیت (ترجمه و تألیف، 1345)؛ انشعاب در بهائیت (1357)؛ اولین چاپخانه در ایران (1347)؛ ایرانیان ارمنى (1349)؛ پسران صولت قشقایى (1333)؛ حقوق بگیران انگلیس در ایران (1247)؛ حیدرخان عمو اوغلى (1352)؛ در كرانه‏هاى كارون و شط العرب و اسناد تاریخى حاكمیت ایران (1330)؛ دریانوردى ایرانیان دو جلد، 1350)؛ دلالان بین‏المللى نفت، سفرنامه‏ى میرزا صالح شیرازى (1347)؛ فراموشخانه و فراماسونرى در ایران (سه جلد، 1347)؛ قیام جنگل؛ یادداشت‏هاى میرزا اسماعیل جنگلى (1357)؛ میرزا ملكم‏خان؛ زندگى و كوشش‏هاى او (1349)؛ یپرم‏خان سردار (1350). وى از اعضاى پایه‏گذار اتحادیه‏ى نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات بود و چندین دوره ریاست هیئت مدیره و عضویت در هیئت‏هاى اجرایى این اتحادیه را به عهده داشت. اسماعیل رائین گاهى مطالب خود را در روزنامه‏ها و مجله‏ها با نام مستعار «بهمن» امضا مى‏كرد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1376 -1295 ش)، روزنامه‏نگار، نویسنده، مترجم و مصحح. در روستاى مسكین خور و بیابانك به دنیا آمد. وى برادر حبیب یغمایى، صاحب مجله‏ى «یغما» بود. اقبال پس از اتمام تحصیلات مقدماتى به تهران آمد و تحصیلات ابتدایى را در مدارس تهران و متوسطه را در مدرسه دارالفنون به پایان رساند. او سپس وارد دانشسراى مقدماتى شد و بعد از پایان تحصیلات دانشسراى عالى به شاهرود رفت و در ضمن تدریس ریاست دبیرستان ایرانشهر آنجا را نیز به عهده گرفت. یغمایى در 1324 ش به تهران بازگشت و در وزارت فرهنگ و هنر مشغول خدمت شد و از 1327 ش در دانشكده‏ى ادبیات دانشگاه تهران به مدت سه سال به تدریس پرداخت. وى مدتى سرپرستى مجله «آموزش و پرورش» را به عهده گرفت و بعد از چندى خود مستقلا اقدام به نشر مجله «دانش‏آموز» نمود. یغمایى مدت طولانى با بنیاد فرهنگ ایران به سرپرستى دكتر پرویز خانلرى و اداره‏ى نگارش وزارت فرهنگ و هنر همكارى داشت. او در تهران درگذشت و در قطعه‏ى هنرندان بهشت زهرا به خاك سپرده شد. از دیگر آثار وى: «طرفه‏ها»، سه مجلد؛ «داستان پیامران»؛ «مدرسه‏ى دارالفنون»؛ «شهید راه آزادى»، سرگذشت سید جمال‏الدین اصفهانى، پدر محمدعلى جمال‏زاده؛ «جغرافیاى تاریخى دامغان»؛ «داستانهاى عاشقانه ادبیات فارسى»؛ «داستانهاى عیارى و پهلوانى در ادبیات فارسى»؛ تصحیح «حماسه ابومسلم نامه»؛ تصحیح «هوسنامه خسرو و شیرین»؛ «سفرنامه شاردن»، ترجمه؛ «پتى شز»، ترجمه؛ «رابینسون كروزوئه»، ترجمه؛ «تشبیهات شاعرانه»، شعر.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1359 -1284 ش)، باستان شناس، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. ابتدا در رشته‏ى حقوق تحصیل كرد ولى خدمت خود را در وزارت معارف در اداره‏ى تحقیقات آغاز نمود و به تدریج به رشته‏ى باستان‏شناسى علاقه‏مند شد و در این رشته تخصص یافت. وى حدود پنجاه سال از زندگى خود را در باستان شناسى ایران و در همراهى و همكارى با باستان شناسانى همچون كامرون، هرتسفلد، پوپ، گیرشمن گذراند و در حفریات و بازسازى تخت جمشید كوشش فراوان كرد. وى علاوه بر خدمت انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، ریاست اداره‏ى باستان شناسى را بر عهده داشت. مصطفوى در دوره‏ى ریاستش در اداره‏ى باستان شناسى اقدام به تأسیس نشریه‏اى علمى و اختصاصى به نام «گزارشهاى باستان شناسى» كرد. او همچنین در تهیه و تدوین مقالات مربوط به آثار و ابنیه‏ى تاریخى، هنرى و باستانى ایران، در «دایرةالمعارف فارسى»، همكارى داشت. از دیگر آثار وى: «ترجمه‏ى الواح گلى تخت جمشید»؛ «تخت جمشید» یا مشاركت على سامى؛ «شرح اجمالى آثار تخت جمشید»؛ «هگمتانه»، در آثار تاریخى همدان و فصلى درباره‏ى ابوعلى سینا؛ «امانتدارى خاك»؛ «آستانه‏ى حضرت عبدالعظیم»؛ «استمرار هنر معمارى در ایران»؛ «ایران باستان»، ترجمه؛ «آثار ایران»، ترجمه جلد دوم و سوم؛ «اقلیم پارس»؛ «انعكاس دیروز در آیینه‏ى امروز»، در آثار باستانى.[1] باستان‏شناس، محقق. تولد: 1284. درگذشت: 23 تیر 1359. سید محمدتقى مصطفوى كاشانى، فرزند آقا سید محمود مصطفوى، تحصیلات ابتدایى خود را در دبستان انتصاریه و متوسطه را در دبیرستان‏هاى ثروت و دارالفنون به پایان رسانید. سپس وارد دانشكده‏ى حقوق شد و موفق گردید در رشته‏ى حقوق به اخذ مدرك فوق لیسانس نایل آمد. از سال 1304 الى 1308 آموزگار دبستان‏هاى سنایى و ناصر خسرو و سیروس بود. سپس از مهر 1310 تا آبان 1337 در اداره‏ى عتیقات سابق كه بعدها عنوان آن به اداره‏ى كل باستان‏شناسى تغییر یافت، مشغول به كار شد و به ترتیب سمت‏هاى ذیل را عهده‏دار گردید: بازرس فنى باستان شناسى، مأمور كاوش‏هاى علمى شوش و تخت جمشید، نماینده‏ى باستان‏شناسى در اصفهان، مأموریت مأموریت‏هاى مختلف مربوط به تعمیرات آثار تاریخى، معاون باستان شناسى، رییس اداره‏ى كل باستان‏شناسى، مدیر كل باستان‏شناسى. وى همچنین براى شركت در كنگره‏هاى بین‏المللى درباره‏ى باستان‏شناسى به برخى از كشورهاى خارجى سفر كرد. وى چند شماره از مجموعه‏ى ایران باستان را از فرانسوى به فارسى ترجمه كرده است. از آثار اوست: آثار ایران (1318)؛ آستانه حضرت عبدالعظیم (1330)؛ الواح گلى تخت جمشید (1329)؛ امانت دارى خاك (1356)؛ انعكاس دیروز در آئینه امروز، بقعه‏ى بى‏بى شهربانو (1334)؛ اقلیم پارس (این كتاب به انگلیسى هم ترجمه شده است، لندن، 1978)؛ تخت جمشید (با مشاركت على سامى، 1330)؛ تخت جمشید (نوشته رایش اسمیت، ترجمه با همكارى با عبدالله فریار و دیگران، 1342)؛ سفارشنامه‏ى انجمن آثار ملى (1344)؛ شرح اجمالى آثار تخت جمشید (1330)؛ گزارش‏هاى باستان‏شناسى (سه جلد، 1335 -1329)؛ فرش‏ها و پارچه‏هاى عهد هخامنشى ایران (1334)؛ نگاهى به هنر معمارى ایران (1346)؛ هگمتانه، آثار تاریخى همدان (1332). فرزند سید محمود، در حدود سال 1285 متولد شد. تحصیلات ابتدائى و متوسطه را در تهران به پایان رسانید و از دانشكده‏ى حقوق تهران لیسانس گرفت و زبانهاى فرانسه و انگلیسى و عربى را به خوبى آموخت. چندى دبیر زبان فرانسه در دبیرستان ثروت بود. بعد به اداره عتیقات وزارت معارف منتقل شد و مشاغلى را بشرح زیر عهده‏دار گردید: بازرس فنى باستان‏شناسى، مأمور كاوشهاى علمى شوش و تخت جمشید، نماینده باستان‏شناسى در اصفهان، و بالاخره رئیس و مدیركل باستان‏شناسى. مصطفوى كاشانى یكى از خادمین پركار باستان‏شناسى در ایران است كه آثار زیادى از خود باقى گذارده است كه از جمله مى‏توان كتاب بقاع متبركه و زیارتگاههاى خارج و داخل شهر تهران را نام برد كه بسیار خواندنى و حاوى نكات جالبى است. از دیگر تحقیقات او اقلیم فارس است. این كتاب معرفى آثار تاریخى تمام فارس مى‏باشد. آثار تاریخى همدان، آستانه حضرت عبدالعظیم (ع)، فرشها و پارچه‏هاى عهد هخامنشى، بقعه بى‏بى شهربانو از دیگر آثار باارزش مرحوم مصطفوى است. وى در طول ادارى خود در غالب كنگره‏هاى باستان‏شناسى در سایر كشورها دعوت مى‏شد و اكثر موزه‏هاى بزرگ كشورها را بازدید كرده است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1369 -1291 ش)، فرهنگ‏نویس، نویسنده، روزنامه نگار و شاعر، متخلص به جوشغون. در مراغه به دنیا آمد. مادرش شاهزاده اختر، دختر رضا قلى میرزا بن ملك قاسم میرزا بن فتحعلى شاه بود. كاتبى پس از طى دوره‏ى ابتدایى و متوسطه در تبریز، از دانشكده‏ى حقوق تهران موفق به اخذ لیسانس در دو رشته‏ى حقوق قضایى و علوم سیاسى شد. كاتبى از 1320 تا 1321 ش سردبیر مجله‏ى «ماهتاب»، وابسته به انجمن ادبى آذربایجان بود و از 1321 تا 1331 ش اداره‏ى روزنامه‏ى «فریاد آذربایجان» را مستقلا عهده‏دار بود. وى مشاغل مختلفى از جمله: وكالت دادگسترى در تبریز و تهران، عضویت كمیسیون‏هاى واژه‏گزینى حقوق و اقتصاد و بازرگانى فرهنگستان زبان و همكارى در تأسیس انجمن كانون مشاوره‏ى حقوقى را بر عهده داشت. از آثار وى: «آذربایجان و وحدت ملى»؛ «اعلان حقوق بشر»؛ «بردگى»؛ «شكوفه‏هاى ادب»، قصه‏هاى كوتاه؛ «سى فصل در فن انشاء»؛ «فرهنگ حقوق»، فرانسه به فارسى؛ «نویسندگان بزرگ معاصر دنیا»؛ «حقوق تجارت».[1] محقق، روزنامه‏نگار. تولد: 1291، مراغه. درگذشت: 21 دى 1369، تهران. دكتر حسینقلى كاتبى، فرزند بهجت‏الممالك (رییس اداره‏ى پست و تلگراف مراغه)، در سال 1316 در رشته‏ى حقوق قضایى و سیاسى از دانشگاه لیسانس گرفت و در سال 1318 خدمت دولتى خود را با سمت مستنطق مستقل- كه چندى بعد از بازپرس- نامیده شد در شهرستان خوى آغاز كرد. نخستین مقاله‏ى وى زیر عنوان «لباس وطنى» در حالى كه بیش از هیجده سال نداشت، در سال 1309 در روزنامه‏ى «تبریز» انتشار یافت. كتاب شكوفه‏هاى ادب مجموعه‏اى از نوشته‏هاى ادبى دوران دانشجویى او بود. نوشتن مقاله‏اى با عنوان «آذربایجان و وحدت ملى ایران» كه در شهریور 1321 یعنى درست یك سال بعد از اشغال كشور در تبریز به چاپ رسید، موجب گردید كه ایشان به مدت یازده ماه و یازده روز از سوى نیروى انتظامى روس‏ها، در شهرهاى تبریز، اراك و رشت زندانى شود. وى در سال‏هاى 1320 و 1321 سمت سردبیرى مجله‏ى «ماهتاب» نشریه‏ى وابسته به انجمن ادبى آذربایجان به ریاست ادیب‏السلطنه سمیعى را بر عهده داشت. و از سال 1322 تا 1331 روزنامه‏ى «فریاد» (دو شماره در هفته) را كه در میان روزنامه‏هاى آن روز شهرستان‏ها هم طراز با روزنامه‏ى «پارس» شیراز شمرده مى‏شد، مستقلا اداره مى‏كرد. كاتبى شغل وكالت را بر خدمت بر مسند قضا ترجیح داد.ابتدا در تبریز و بعد تا سال 1362 در تهران به وكالت دادگسترى پرداخت. حتى با همكارى دو تن از حقوقدان به نام‏هاى دكتر محمدعلى موحد و دكتر احمد تهرانى به تأسیس انجمنى به نام كانون مشاوره حقوقى همت گماشت. او در زمینه‏ى حقوق و تجارت كتاب‏هاى سودمندى تألیف كرد و از دو انتشار مجله‏ى «كانون وكلا» به سردبیرى محمود سرشار، از نویسندگان مقالات ادبى آن مجله بود. ضمنا در كمیسیون‏هاى واژه‏گزینى حقوق، اقتصاد، و بازرگانى فرهنگستان زبان تا سال 1357 عضویت و فعالیت داشت. دكتر كاتبى به سرودن شعر هم علاقه‏مند بود و تخلص خود را «جوشغون» انتخاب كرد. فهرست آثار چاپ شده‏ى وى به شرح زیر است: سى فصل در فن انشاء (تبریز، 1317)؛ آذربایجان و وحدت ملى ایران (تبریز، 1321)؛ سبك‏شناسى فارسى (تبریز، 1321)؛ اعلان حقوق بشر (تبریز، 1322)؛ حق و منشاء آن (تبریز، 1323)؛ شكوفه‏هاى ادب (تبریز، جلد اول، 1326، جلد دوم، 1332)؛ تاریخ مختصر نثر فارسى یا نگاهى به سبك‏شناسى (تبریز، 1327)؛ نویسندگان بزرگ معاصر (تبریز،جلد اول، 1328، تهران جلد سوم، 1352)؛ ادب و ادبیات (تهران، 1356)؛ وكالت، مجموعه مقالات در فن و وكالت و... (تهران، 1357)؛ حقوق تجارت براى تدریس در دانشگاه تهران جلد اول، 1348، جلد پانزدهم، 1367)؛ عقود و تعهدات (تهران، 1349)؛ حقوق و صنعت (به زبان فارسى و فرانسوى، تهران، 1359)؛ از لیبرالیسم تا سوسیالیسم (تهران، 1358)؛ فرهنگ حقوق (فرانسه به فارسى، تهران، جلد اول، 1337)؛ جلد دوم، 1363)؛ زبان باستانى آذربایجانى (تهران، 1363)؛ سلام به شهریار عزیز (تهران، 1343)؛ آذربایجان تابلوسى (تهران، 1358)؛ زبان‏هاى باستانى آذربایجان (این تحقیق در نامواره‏ى دكتر محمود افشار به صورت كتابى مستقل در 1359 به چاپ رسید).

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1282 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در مدرسه‏ى سپهر و دوره‏ى متوسطه را در شته‏ى ادبى در دارالفنون تمام كرد. در 1307 ش از دانشكده‏ى حقوق فارغ‏التحصیل شد. وى مقالاتى در روزنامه‏هاى «ستاره‏ى ایران» و «طوفان»، مى‏نوشت. مدتى دادیار دادستان تهران و وكیل دادگسترى بود. وى صاحب امتیاز روزنامه‏ى «داد» و مدیر روزنامه‏هاى «پرورش» و «نوروز ایران» بود و تا 1332 ش نیز به سمت وكالت دادگسترى اشتغال داشت. از آثار وى: «آذربایجان دمكرات»؛ «تخت جمشید»؛ «جرم و مجازات». لازم به ذكر است كه عمیدى نورى یكى از افراد مؤسس اتحادیه مطبوعات ایران بود.[1] فرزند محمدرضاخان عمیدالشعراء، متولد 1282 ش است. تحصیلات خود را در ایران انجام داد و از مدرسه‏ى حقوق درجه‏ى لیسانس گرفت و به وكالت دادگسترى پرداخت. بعد از شهریور 1320 روزنامه‏ى یومیه‏ى داد را انتشار داد. این روزنامه در محافل سیاسى تهران براى خود جائى باز كرد، مخصوصا مقالات عمیدى نورى تحت عنوان «پشت پرده سیاست و زیر پرده سیاست» هواخواهان زیادى پیدا كرد. در 1324 كه قوام‏السلطنه براى حل مسئله‏ى آذربایجان به مسكو رفت و با استالین و سایر مقامات شوروى مذاكره كرد، عمیدى نیز جزء هیئت قوام‏السلطنه بود و بعد از مراجعت سلسله مقالاتى درباره‏ى این مسافرت و مذاكرات آنجا نوشت كه به صورت كتابى انتشار یافت. در 1330 كه مصدق‏السلطنه به ریاست دولت رسید، روزنامه‏ى داد جزء موافقین بود ولى خیلى زود یكى از مخالفین سرسخت مصدق شد. عمیدى نورى با مقالات انتقادى دولت وقت را مورد حمله قرارمى‏داد. چندین بار روزنامه‏ى او توقیف و خود به زندان افتاد. بعد از مرداد 1328 كه دولت زاهدى بر سر كار آمد، عمیدى نورى سمت معاونت سیاسى نخست‏وزیر و ریاست اداره‏ى كل انتشارات و تبلیغات را پیدا كرد ولى این سمت او زیاد طول نكشید. در دوره‏ى هیجدهم از طرف مردم بابل به پارلمان راه یافت و در دوره‏ى نوزدهم نیز همچنان وكیل مردم بابل در مجلس شوراى ملى بود. عمیدى نورى ضمنا یكى از ثروتمندان درجه اول ایران هم محسوب مى‏شود. كارهاى وكالتى چندین بانك و شركت دولتى با او بود. بعد از 1320 عمیدى نورى وكالت رعایا و زارعینى را قبول كرد كه زمینهاى آنها توسط اداره‏ى املاك پهلوى ضبط شده بود. به علت جو زمان، دادگاه‏ها احكام خود را به نفع زارعین صادر كردند و زارعین زمینهاى خود را تصرف نمودند و در نتیجه عمیدى نورى هم بابت حق‏الوكاله صاحب زمینهاى زیادى در مازندران گردید. عمیدى نورى در سال 1359 از طرف دادگاه انقلاب محاكمه و محكوم به اعدام گردید و در همان سال حكم به مرحله‏ى اجرا رسید.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، فرهنگ‏نویس، نویسنده و روزنامه‏نگار. در مشهد به دنیا آمد و در همان شهر به تصحیل پرداخت. وى در جوانى به عضویت انجمن ادبى درآمد و به كار نویسندگى و فرهنگ‏نویسى پرداخت و مدتها در خراسان به پیشه‏ى روزنامه‏نگارى مشغول بود. عمید مدیر «سالنامه‏ى خراسان» و روزنامه‏ى «طوس» بود. از آثارش: «اسرار مانیتیسم»؛ «بر خرابه‏هاى تخت جمشید»؛ «غلطهاى فاحش فرهنگهاى فارسى»؛ «فرهنگ عمید»؛ «نیكوكاران».[1] فرهنگ نویس. درگذشت: شهریور 1358. حسن عمید عضو انجمن ادبى و از نویسندگان نشریه‏ى «خراسان» و مدیر «سالنامه‏ى خراسان» و روزنامه‏ى «طوس» بود. از آثار اوست: اسرار مانیتیسم؛ بر خرابه‏هاى تخت جمشید (1310)؛ سالنامه‏ى خراسان (سال چهارم، 1316، سال پنجم، 1317)؛ غلطهاى فاحش فرهنگ‏هاى فارسى؛ فرهنگ عمید (دو جلد1342)؛ نیكوكاران (بخش اول، مشهد، 1315)؛ فرهنگ نو (1333 ،1308)؛ فرهنگ كوچك عمید؛ فرهنگ مفصل عمید؛ فرهنگ برگزیده‏ى عمید؛ فرهنگ جیبى عمید (1335)؛ فرهنگ دبیرستانى عمید؛ فرهنگ تاریخ و جغرافیاى عمید (1347)؛ طب جدید.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1331 -1288 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر. وى در شیراز به دنیا آمد و در دانشسراى عالى به تحصیل پرداخت پس از پایان تحصیلات، مجمع انقلاب نسوان را بنیان نهاد و مجله‏ى «دختران ایران» را انتشار داد. سپس از شیراز به تهران آمد و به ادامه‏ى انتشار مجله‏اش پرداخت، مدتى بعد به شیراز بازگشت و تا پایان عمر در آن شهر ماند. در شیراز وفات یافت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1367 -1296 ق)، شاعر و روزنامه‏نگار. در مهاباد متولد شد. وى از آغاز جوانى به مسایل كردشناسى و تحقیق درباره‏ى زبان و ادبیات كردى و روزنامه‏نگارى علاقه‏مند بود. براى ادامه‏ى تحصیل به عراق رفت و براى نخستین بار در حلب چاپخانه كردستان را دایر كرد و پس از آن در رواندوز، چاپخانه‏ى زارى كرمانجى را به كار انداخت. وى نخستین روزنامه‏نگار كرد و اولین كسى بود كه به چاپ و نشر آثار كردى و تحقیق درباره‏ى كرد و كردستان دست زد. حزنى در بغداد درگذشت و در اردبیل دفن شد. روزنامه‏هایى كه حزنى اداره مى‏كرد عبارتند از: «گوقارى روناكى»، اربیل 1936 میلادى؛ «خونچه‏ى به هارستان»؛ «خوشى و تورشى»؛ «ئاوریكى پاشه وه»؛ «كوردستانى موكریان».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1284 ش)، شاعر، نویسنده، روزنامه‏نگار و پزشك. در شهر تبریز به دنیا آمد و علوم ابتدایى و متوسطه را در همان شهر فراگرفت. وى از همدرسان شهریار و غلامحسین رعدى و حسنیعلى پسیان بود. از آنجا به تهران آمد و در رشته‏ى حقوق به تحصیل مشغول شد. پس از اخذ لیسانس به تبریز بازگشت و در آنجا به انتشار روزنامه‏ى مستعجل «اردیبهشت» پرداخت. حریرى پس از چندى به تهران آمد و با استاد ملك‏الشعرا بهار وهاشم افسر مصاحبت كرد و با رموز شعر و شاعرى آشنا شد. وى به اروپا سفر كرد و در رشته‏ى طب و داروسازى به تحصیل پرداخت و به درجه‏ى دكترى نایل آمد. سپس به تهران آمد و چندى با سمت دانشیارى در دانشكده‏ى پزشكى مشغول كار شد. سپس به اروپا مراجعت كرد و در پاریس اقامت گزید. و براى برخى از مجلات پایتخت از جمله «یغما» و «وحید» مقاله مى‏نوشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1292 ش)، روزنامه‏نگار، نویسنده و شاعر، متخلص به ساعى. در تهران متولد شد. پس از اتمام تحصیلات مقدماتى، در رشته‏ى علوم اقتصادى و روزنامه‏نگارى به تحصیلات ادامه داد و فارغ‏التحصیل شد، پس از آن همكارى با مطبوعات را آغاز كرد و به نشر آثار منظوم و منثور پرداخت. وى به منور مطالعه به كشورهاى اروپایى و آسیایى سفر كرد و پس از درگذشت سید اشرف‏الدین، مدیر روزنامه «نسیم شمال»، اقدام به تاسیس روزنامه‏اى با همین نام كرد. وى به فعالیتهاى ادبى علاقه‏مند بود و شعر را نیكو مى‏سرود. ساعى در بعضى انجمنهاى ادبى از جمله صائب شركت داشت. از آثار او: «گلزار ساعى»؛ «حمید و حمیده»؛ «ماكسیم گوركى»؛ «آقاخان محلاتى و فرقه‏ى اسماعیلیه»؛ «پنجاه و یك حكایت»؛ «ارفع نامه».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)

(تو 1279 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. ملقب به مطیع‏الدوله. پدرش مستوفى دربار قاجار بود. محمد تحصیلات مقدماتى را در مدرسه‏ى سن‏لویى به پایان رساند و بعد از آنكه مدتى در اروپا به سر برد، به ایران آمد و عهده‏دار سمتهاى مختلفى شد، از جمله مدیر مجله‏ى «ایران امروز» و «پست و تلگراف و تلفن» شد و مقالات خود را در نشریات آن زمان بخصوص «بابا شمل» به چاپ مى‏رساند. حجازى صاحب سبك نو و مطلوبى در نویسندگى است كه همین امر او را در زمره‏ى نویسندگان درجه‏ى اول قرار مى‏دهد. از جمله آثار او: «آیینه»؛ «آهنگ»؛ «اندیشه»؛ «پریچهر»؛ «حجازى و سخنان جاوید او»؛ «حكمت ادیان»؛ «ساغر»؛ «نمایشنامه‏ى حافظ »؛ «كمال‏الملك»؛ «خلاصه‏ى تاریخ ایران تا انقراض قاجاریه»؛ «رشد شخصیت»؛ «روانشناسى یا جبر و اختیار»؛ «زیبا».[1] معروف به مطیع‏الدوله، متولد 1280 در تهران. پدر و مادرش در اصل از مردم تفرش بودند. قسمتى از تحصیلات خود را در تهران انجام داد و قسمتى دیگر را در فرانسه تكمیل نمود. در فرانسه در رشته‏هاى علوم سیاسى و الكتریسیته و بى‏سیم تحصیل نمود و با زبان و ادبیات فرانسه آشنائى یافت. بعد از مراجعت به ایران، به عنوان مترجم وارد وزارت پست و تلگراف شد و مراحل ترقى را در آن وزارتخانه پیمود. مدتى ریاست اداره‏ى كارگزینى با او بود، بعد به وزارت دارائى منتقل و ریاست دفتر على‏اكبر داور را عهده‏دار شد. چندى هم نمایندگى تبلیغات در فرانسه با او بود. از مشاغل دیگرش: عضویت در فرهنگستان، ریاست انتشارات و تبلیغات، معاونت نخست‏وزیر در 1330 در كابینه‏ى علاء و مدت كمى هم در كابینه‏ى دكتر محمد مصدق و سناتورى تهران به مدت 18 سال. شهرت و معروفیت او به لحاظ نویسندگى اوست. از جوانى به نوشتن پرداخت. اولین كتابى كه انتشار داد زیبا بود كه تا سال‏هاى سال موضوعش مطرح بود، و داستان نیمه‏واقعى آن كه حاكى از اوضاع اجتماعى ایران در اواخر دوره‏ى قاجاریه است، براى خواننده‏ى ایرانى گیرائى داشت. كتاب دیگرى به نام اندیشه انتشار داد كه داستان‏هاى كوتاه آن خیلى مورد توجه قرار گرفت؛ مخصوص باباكوهى آن سر و صداى زیادى ایجاد كرد. از آثار دیگر او هما، آهنگ، ساغر، پریچهر، پروانه و سرشك را باید نام برد كه هركدام در نوع خود جالب و خواندنى بود. برخى از این كتابها به زبان‏هاى دیگر هم ترجمه و چاپ شده است. حجازى در نمایشنامه‏نویسى هم دست داشت. چند نمایشنامه‏ى او به روى صحنه آمد كه مشهورترین آنها «محمد آقا را وكیل كنید» بود. معروفترین، و به نظر عده‏اى بهترین اثرى كه نوشته است، كتاب آئینه است. حجازى از نویسندگان فرانسه، به خصوص نویسندگان رمانتیك الهام گرفته است شیوه‏ى داستان‏نویسى‏اش هم ملهم از نویسندگان مكتب رمانتیك بود. زمانى هم به كار نامه‏نگارى پرداخت. در 1317 امتیاز روزنامه‏ى دولتى ایران امروز را به او سپردند. تمام امكانات در اختیارش قرار گرفت. نشریه‏ى هفتگى خوش ظاهرى كه از لحاظ كاغذ و چاپ ممتاز بود انتشار مى‏داد. بیشتر هدف از انتشار این نشریه، ارائه و معرفى پیشرفت‏هاى دوران پهلوى بود. چند صفحه از این روزنامه به زبان فرانسه تنظیم مى‏شد. چون با سرپاس مختارى رئیس شهربانى وقت نزدیك و حشر و نشر داشت، از تمام امكانات در كار روزنامه استفاده مى‏كرد. عضویت او در فرهنگستان در اثر انتشار این روزنامه و حمایت مختارى بود. دوستى بین آن دو تا آخر عمر مختارى ادامه داشت. حجازى بعد از 1332 به طور كامل به سیاست و حمایت از دولت‏هاى وقت روى آورد. در اركان دولت از اجله متنفذین شد. گذشته از این كه خود بر كرسى سنا جلوس كرده بود، خیلى از افراد به وسیله‏ى او صاحب جاه و جلال شدند. گویا نطق‏هاى محمدرضا شاه را مى‏نوشته و در جلسات متعدد مشورتى دستگاه شركت مى‏كرده است. از آن تاریخ به فكر مال و منال هم افتاد و مقادیرى زمین از دولت گرفت. از بین زمین‏هاى خود خیابانى عبور داد و نام آن خیابان را با اعمال نفوذ حجازى گذاشت. بعدها این زمین‏ها را با قیمت گزافى فروخت. خود او گفته است سود هر متر زمین از فروش 50 جلد تألیفات من بیشتر بوده است. با كمال‏الملك نقاش بزرگ معاصر هم حشر و نشر داشت و شرح حالى از او تهیه كرد و انتشار داد، اما اثرى است بى‏رمق كه اصلاً درخور شخصیت ممتاز آن استاد نقاش نیست. در 1352 در حالى كه به كلى از صحنه‏ى ادبیات بیرون رفته و شهرت خود را به عنوان نویسنده از دست داده بود، درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1277 ش)، روزنامه‏نگار، مترجم و نویسنده. در اصفهان متولد شد. پدرش را در طفولیت از دست داد و تعلیم و تربیت او به مادرش كه دختر میرزااحمد صادقى، برادر آیت‏اللَّه شریعت نجفى شیرازى بود، منحصر شد. وى تحصیل را از پنج سالگى نزد معلمه‏اى كه مادرش به خدمت گرفته بود، آغاز كرد. پس از چندى مدرسه‏اى كه به طرز جدید در پشت باغ چهل ستون اصفهان تأسیس شده بود به تحصیل پرداخت و بعد از آن به مدرسه‏ى اسلامیه رفت. از سنین كودكى به بیمارى فلج‏اطفال دچار و نیمى از بدنش بى‏حس شد. با این حال، از حركت و تلاش باز نایستاد. نخستین فعالیتش را از روزنامه‏نگارى آغاز كرد و در سال 1307 ش روزنامه‏ى «اخگر» را از میرزا فتح‏اللَّه خان وزیرزاده تحویل گرفت. مدتى نیز مدیریت روزنامه‏ى «باختر» را عهده‏دار شد و روزنامه‏ى «اصفهان» را نیز جایگزین روزنامه «اخگر» كرد. وى به كارهاى عام‏المنفعه مى‏پرداخت از جمله تأسیس پرورشگاه كودكان بى‏سرپرست اصفهان، احداث قنات و غرس درختان بى‏شمار و آبرسانى به اراضى بایر، و نسبت به تأمین كار و درآمد براى روستاییان اصفهان كمك شایانى كرد. امیرقلى زبانهاى عربى، فرانسه و اسپرانتو را به خوبى مى‏دانست. از آثارش: ترجمه‏ى «عروس فرغانه»، اثر جرجى زیدان؛ «غلبه بر ترس و گرسنگى»، ترجمه از عربى؛ «داستانهاى امثال»؛ «فرهنگ عوام»؛ «عبدالرحمن ناصر»، اثر جرجى زیدان؛ «كودك»، اثر ویكتور پوشه؛ «داستانهاى كوچك»، از اسپرانتو.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1282 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به آگاه. وى فرزند محمدرضا كاویان متخلص به عطارد بود. آگاه پس از گذراندن تحصیلات مقدماتى در جهرم و شیراز و اصفهان، به فراگرفتن فن دندانسازى پرداخت و تا سال 1312 ش در جهرم به این شغل و كارهاى كشاورزى اشتغال ورزید. پس از آن به عنوان مأمور صلح در اداره‏ى حكومتى به خدمت مشغول شد. مدتى هم در دادسراى شیراز اشتغال به كار داشت و پس از گذراندن امتحانات قضایى چندین سال هم در دادگستریهاى كرمان و لار و فسا و بوشهر انجام وظیفه نمود. سپس چندى به كار وكالت دادگسترى پرداخت، تا این كه براى بار سوم به خدمت قضایى دعوت و به كرمانشاه منتقل گردید. آگاه در 22 شهریور 1331 اولین شماره روزنامه‏ى (چاره‏ى مردم) را در جهرم، براى مدتى، منتشر ساخت. وى پشتیبان حق و با عناصر مفسد در جدال و مبارزه بود. اشعارش بیشتر جنبه‏ى اجتماعى دارد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

محقق، روزنامه‏نگار. تولد: 4 بهمن 1320، بجنورد. درگذشت: 4 بهمن 1368، تهران. منصور حسین‏زاده تحصیلات عالى خود را در دانشكده‏ى علوم ارتباطات اجتماعى به پایان رسانید. مدتى در مدارس شهرستان بجنورد به آموزگارى پرداخت. در سال 1335 براى معالجه‏ى بیمارى كلیوى و پیوند كلیه راهى آمریكا شد و پس از انقلاب اسلامى در سال 1358 به ایران بازگشت و در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى مشغول به كار شد. از سال 1362 در روزنامه‏ى «كیهان» مشغول شد و به كار روزنامه‏نگارى پرداخت. به عنوان یك روزنامه‏نگار و محقق با سرویس فرهنگى- هنرى روزنامه «كیهان»، «كیهان بچه‏ها»، «كیهان فرهنگى» و «كیهان علمى» همكارى داشت و نتایج بخشى از مطالعات تحقیقى خود را نیز در شماره‏هاى مختلف «كیهان سال» ارائه كرد. در آبان ماه 1368 به عنوان مأمور از روزنامه‏ى «كیهان» به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى منتقل شد تا به تلاش‏هاى مستمر خود براى نشریه‏اى تخصصى در زمینه‏ى روزنامه‏نگارى عینیت بخشد. وى در واقع بانى نشر فصلنامه‏ى مطالعاتى و تحقیقاتى در وسایل ارتباط جمعى به نام «رسانه» شد كه از سوى مركز گسترش آموزش رسانه‏ها پس از فوت وى از سال 1369 انتشار یافت. از جمله آثار وى مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: تاریخ مجلات كودكان و نوجوانان (این كتاب در دهمین دوره‏ى كتاب سال جمهورى اسلامى ایران به عنوان كتاب برگزیده اعلام شد) و چاپ «قصه‏ى انسانها» در «كیهان بچه‏ها».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار. تولد: 1297، ملایر. درگذشت: 2 خرداد 1359، تهران. حسین حجازى تحصیل كرده‏ى بیروت بود. دوران خدمات ادارى او در وزارت راه گذشت. در آنجا مدت سه چهار سال سردبیرى «نامه‏ى راه» را بر عهده داشت و در آن مجله‏ى نوشته‏هاى ادبى و اجتماعى را از نشریات خارجى ترجمه و نشر مى‏كرد. پس از آن از سال 1323 به چاپ و نشر مجله‏ى «جهان نو» پرداخت. صاحب امتیاز مجله و گرداننده و پخش كننده‏ى آن خودش بود. «جهان نو» مدت سیزده سال منتشر شد. در قسمتى از سال‏هاى اول انتشار آن، مرتضى كیوان سردبیر آن بود. سپس امین عالیمرد با وى همكارى مى‏كرد. «جهان نو» عاقبت در سال 1333 از انتشار باز ماند. تا اینكه مجددا در سال 1345، به قطع وزیرى و به طور ماهیانه تجدید انتشار یافت. حسین حجازى در چند سال اواخر عمر كتابخانه‏ى شهردارى تهران را تأسیس كرد. از ترجمه‏هاى مستقل او كه به چاپ رسیده است عناوین زیر هستند: بزرگترین شخصیت در تاریخ بشریت (م.زمیر)؛ انسان آینده (لئونارد داروین، 1321)؛ عصمت عروس مى‏شود (نوشته‏ى گرین ویشرپین، 1341). (1359 -1279 ش)، روزنامه‏نگار و مترجم. در ملایر متولد شد. تحصیلات خود را در بیروت گذراند. دوران خدمات ادارى او در وزارت راه گذشت و در آنجا حدود چهار سال سردبیرى «نامه‏ى راه» را بر عهده داشت و در آن نشوته‏هاى ادبى و اجتماعى خارجى را ترجمه و نشر مى‏كرد. چندى نیز سردبیر مجله‏ى «راه نو» بود. وى پس از آن در سال 1323 ش به چاپ و نشر مجله‏ى «جهان نو» پرداخت، این مجله در سال 1333 ش از انتشار بازماند. تا اینكه از سال 1345 ش به طور ماهنامه مجددا انتشار یافت. حسین حجازى در اواخر عمر كتابخانه‏ى شهردارى را تاسیس كرد. از آثار وى: ترجمه‏هاى «بزرگترین شخصیت در تاریخ بشریت»، از م. زمیر؛ «انسان آینده»، از لئونارد داروین؛ «عصمت عروس مى‏شود»، نوشته‏ى گرین ویشرپین.[1]

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار. تولد: 1267، اصفهان. درگذشت: آذر 1370. محمد جناب‏زاده بخشى از تحصیلات خود را در مدارس قدیمه و نزد پدرش فراگرفت. سپس در مدرسه‏ى كمالیه و مدرسه‏ى ادب داخل شد و در تهران نیز در دارالفنون به تحصیل پرداخت. در آغاز وارد شغل آموزگارى در مدارس ابتدایى و متوسطه اقدسیه شد. در سال 1306 وارد وزارت دادگسترى شد ولى شغل قضایى را نپذیرفت. مراحل خدمات ادارى را در ثبت اسناد و املاك پیموده و سپس رییس اداره‏ى تبلیغات وزارت دادگسترى شد (1336). در سال 1299 از وزارت معارف پروانه‏ى انتشار مجله‏ى هفتگى «صحیفه‏ى آسمانى» را گرفته و پس از انتشار پنج شماره با سید شكرالله صفوى مدیر روزنامه‏ى «كوشش» در نگارش مقاله‏هاى اساسى آن تا سال 1310 صرف وقت مى‏نمود. در سال 1321 مجددا «صحیفه‏ى آسمانى» را انتشار داد و شماره‏ى 17 آن مصادف با وقایع 17 آذر گردید و در نتیجه‏ى الغاء امتیاز تمام جراید سرمایه‏ى مصرف شده از دست رفت. در سال 1322 امتیاز «نداى آسمان» را تحصیل و به طور هفتگى منتشر شد و تا بیستم آذر بیشتر دوام نیافت و در سال 1328 مدت پنج ماه مجددا به انتشار آن پرداخت. سپس مجله‏ى ادبى و علمى «نداى آسمانى» را منتشر مى‏كند. جناب‏زاده در مجله‏ى «تعلیم و تربیت» مقاله‏هایى در مقوله تربیت داشته است. از آثار اوست: اوراق پراكنده (قطعات ادبى، فلسفى، اجتماعى، دینى، 1312)؛ به سوى خدا، جهان بینى از نظر فلسفه علمى (1332)؛ تعلیم و تربیت در نظر سعدى (1317)؛ توحید تمدن شرق وغرب (1327)؛ دادرسى تاریخ (1337)؛ رهبر زندگى براى جوانان و دختران (1334)؛ راهنماى دانش درس طبیعت و وظایف انجمن‏هاى همكارى خانه و مدرسه (1329)؛ بررسى تازه در آموزش و پرورش (1319)؛ زن در نظر تاریخ (1335)؛ سیر تمدن و لزوم سازش علم و ایمان (1338)؛ عشق و پارسایى (1336)؛ مفاسد رباخوارى (1333).

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

مدرس. تولد: 1317، نجف‏آباد. درگذشت: 14 مرداد 1360 تهران. سید حسن آیت، فرزند سید محمدرضا، تا خارج فقه و اصول تحصیلات حوزوى داشت. وى همچنین لیسانس حقوق، ادبیات و روزنامه‏نگارى داشت، و درجه‏ى فوق لیسانس علوم اجتماعى نیز را كسب كرده بود. پیش از پیروزى انقلاب اسلامى در دبیرستان‏ها و برخى از مراكز دانشگاهى به تدریس مشغول بود. وى پس از پیروزى انقلاب به نمایندگى مجلس خبرگان رسید. وى سپس به نمایندگى اولین دوره‏ى مجلس شوراى اسلامى از شهر تهران رسید. مقالاتى از وى در موضوعات تاریخى، سیاسى و اعتقادى در مجله‏ها و روزنامه‏ها به چاپ رسید. سید حسن آیت در چهاردهم مرداد 1360 به دست منافقین در جلوى درب منزلش شهید شد. پیكر وى در بهشت زهرا به خاك سپرده شد. از آثار وى است: چهره‏ى حقیقى مصدق‏السلطنه (1360). درسهایى از تاریخ سیاسى ایران (1363).

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1288 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در دوران كودكى تحصیلات فارسى و عربى را آموخت و در اوایل سلطنت رضا شاه پهلوى در شیراز جمعیت نهضت نسوان را تأسیس كرد و در بیدارى و حمایت زنان كوششهاى بسیار نمود. وى همسر عبدالحسین هوشمند راد بود. او در 1329 ش روزنامه‏ى «جهان زنان» را به مدت سه سال در تهران منتشر كرد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 10

جستجو



در وبلاگ جاری
در كل اينترنت

نویسندگان

امکانات جانبی