السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30435بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
گناه اصلی این است!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

گناه اصلی این است! 

اگر فرموده‌اند: «گناه»، ظهور را به تأخیر می‌اندازد، منظور اصلی گناه‌های فردی نیست، منظور «ناتوانی شیعه از زندگی دسته‌جمعی خوب» است! گناه اصلی این است! و الا کسی که اهل شراب و قمار و این مسائل است، اصلاً جزء مقدمه‌سازان نیست، زیاد هم نمی‌تواند مانع ظهور باشد.

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1396 
ساعت : 12:48 PM
لینک ثابت
انبانۀ خودخواهی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

انبانۀ خودخواهی

بعضی وقت‌ها ممکن است ملائکه به برخی از کسانی که تکی می‌روند به امام زمان(عج) ابراز ولایتمداری می‌کنند، و حاضر نیستن وظایف اجتماعی خود را عمل کنند بگویند: «تو انبانۀ خودخواهی هستی که برای کسی غیر از حضرت فداکاری نمی‌کنی و حاضر نیستی برای مؤمنین ایثار کنی، و با ولایتمداران هم‌یاری نمی‌کنی؛ بیجا می‌کنی که می‌گویی می‌خواهم فدای ایشان بشوم!»

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1396 
ساعت : 12:47 PM
لینک ثابت
ابراز ولایتمداری تکی؟!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ابراز ولایتمداری تکی؟!

امام زمان(عج) در توقیع شریف خود تصریح فرمودند که اگر شیعیان ما جمع شوند و به عهدی که ما به گردن آنها داریم وفا کنند، به سرعت سعادت مشاهدۀ ما نصیب‌شان می‌شود. (احتجاج/499/2) یعنی اینکه هرکس «تکی» به حضرت ابراز ولایتمداری کند، مانع ظهور را برطرف نمی‌کند! طبق این روایت، ولایت‌پذیری حضرت باید «عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ» باشد.

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1396 
ساعت : 12:46 PM
لینک ثابت
در معارف مهدوی، به چه موضوعی باید بیشتر فکر کنیم؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

در معارف مهدوی، به چه موضوعی باید بیشتر فکر کنیم؟

ما وقتی می‌خواهیم دربارۀ ظهور صحبت کنیم، در واقع باید دربارۀ خودمان صحبت کنیم! این ما هستیم که به دوران غیبت پایان خواهیم داد. بیشتر باید در این‌باره فکر کنیم. امروز مهمترین موضوع در معارف مهدوی، «رفع عیوب مدعیان ولایتمداری» است.

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1396 
ساعت : 12:44 PM
لینک ثابت
انتظار فرج چه فضیلتی دارد؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 1

انتظار فرج چه فضیلتی دارد؟

فرج

منتظر فرج باشید و از رحمت خدا ناامید نشوید، به درستى که بهترین عمل نزد خداوند عزوجل انتظار فرج است . . .

در روایات اسلامى فضیلت و ثواب بسیارى براى منتظران آن امام منتظر(عج) بیان شده است.

ما در اینجا به چند نمونه اکتفا مى کنیم:

 1-  جعفر بن ابى دلف مى گوید: شنیدم حضرت امام رضا (علیه السلام) مى فرمود: (همانا امام بعد از من پسرم على است، امر او امر من، گفته اش گفته من و اطاعتش اطاعت از من است و امام بعد از او، پسرش حسن است، امر او امر پدرش، و گفته او گفته پدرش و اطاعت او اطاعت از پدرش مى باشد). سپس ساکت شد. عرض کردم: اى فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن(علیه السلام) کیست؟ پس آن حضرت به شدت گریست، سپس فرمود: (البته بعد از حسن پسرش آن که قائم به حق و مورد انتظار است، مى باشد).

گفتم: اى فرزند رسول خدا چرا (قائم) نامیده شده است؟ فرمود: (چون که او به خیزد، پس از آن که یادش مرده باشد و بیشتر معتقدان به امامتش برگشته باشند). گفتم: چرا (منتظر) نامیده شده است؟ فرمود: (زیرا او را غیبتى است که روزهاى بسیار و مدتى طولانى دارد، پس مخلصان منتظر خروجش باشند و اهل تردید انکارش کنند، و جاهلان یاد او را به استهزا گیرند، و وقت گذاران در آن دروغگو شوند، و عجله کنندگان در آن هلاک گردند، و تسلیم شوندگان در آن نجات یابند). (1)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: (هر کس از شما بمیرد، درحالى که منتظر این امر (ظهور مهدى) باشد، همانند کسى است که با حضرت قائم(علیه السلام) در خیمه اش بوده باشد). سپس چند لحظه اى درنگ کرده و آنگاه فرمود: (نه، بلکه مانند کسى است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند). سپس فرمود: (نه به خدا، همچون کسى است که در رکاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شهید شده باشد)

2- کسى از امام صادق(علیه السلام) پرسید: چه مى گویید درباره شخصى که داراى ولایت پیشوایان است و انتظار ظهور حضرت حق را مى کشد و در این حال از دنیا مى رود؟

امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: (او همانند کسى است که با رهبر این انقلاب در خیمه او (ستاد ارتش او) بوده باشد - سپس اندکى سکوت کرد - و فرمود: مانند کسى است که با پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در مبارزاتش همراه بوده است). (2)

3- فیض بن مختار از امام صادق(علیه السلام) روایت کند که فرمود: (هر کس از شما بمیرد، درحالى که منتظر این امر (ظهور مهدى) باشد، همانند کسى است که با حضرت قائم(علیه السلام) در خیمه اش بوده باشد). سپس چند لحظه اى درنگ کرده و آنگاه فرمود: (نه، بلکه مانند کسى است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند). سپس فرمود: (نه به خدا، همچون کسى است که در رکاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شهید شده باشد). (3)

4- امیرالمۆمنین(علیه السلام) فرمود: (منتظر فرج باشید و از رحمت خدا ناامید نشوید، به درستى که بهترین عمل نزد خداوند عزوجل انتظار فرج است). (4)

 

پی نوشت ها:

(1) کمال الدین وتمام النعمه، شیخ صدوق، ص 378.

(2) اثبات الهداه، شیخ حر عاملى،ج 7، ص 40.

(3) بحار الانوار، علامه مجلسى، ج 52، ص 126.

(4) همان ماخذ، ص 123.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 9:41 AM
لینک ثابت
آرمان امامت و مهدویت از منظر صحیفه سجادیه
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

آرمان امامت و مهدویت از منظر صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه

دعا، نردبان تقرب به سوی خدای سبحان و نهر همیشه جاری شستشو دهنده گناهان آدمیان است. دعا ارتباط آگاهانه، خالصانه و خاشعانه با پروردگار است. دعا قبل از آن كه ابزار زندگی باشد، ابزار بندگی است و بیش از آن كه خواهش تن را ادا كند، حاجت دل را روا می‌كند و برتر از آن كه سفره نان را فراخی بخشد، گوهر جان را فربه می‌كند.

در بوستان نیایش و دعا، صحیفة سجادیه امام سجاد علیه السلام جذبه خاص خود را دارد، این كتاب از طرف دانش‌مندان برجسته ما «أخت القرآن»(1) «انجیل اهل بیت علیهم السلام» و «زبور آل محمد صلی الله علیه و آله»(2) لقب گرفته است. جالب آن‌كه مولّف تفسیر طنطاوی پس از دریافت نسخه‌ای از این كتاب در قاهره چنین می‌گوید:

«این از بدبختی ماست كه تاكنون بر این اثر گرانبهای جاوید كه از مواریث نبوت است، دست نیافته بودیم، من هر چه در آن می‌نگرم، آن را از كلام مخلوق برتر و از كلام خالق پائین تر می‌یابم.»(3)

دوره‌ای كه امام سجاد علیه السلام در آن زندگی می‌كرد، دورانی بود كه ارزش‌های دینی دستخوش تحریف و تغییر قرار گرفته بود، در سایه چنین شرائطی كه تربیت دینی مردم تنزّل كرده و ارزش‌های جاهلی احیاء شده بود، حضرت در صدد پیوند مردم با خدا به وسیله دعا بود، از دیدگاه حضرت دعا یك بعدی نیست كه فقر مادّی را در نظر بگیرد و یا نیاز معنوی را، بلكه دعا به طور كلی از جامعیت خاصی برخوردار است، هم دنیایی است و هم آخرتی، هم نیازهای معنوی را مطرح می‌كند و هم خواسته‌های مادّی را.

 

امامت در صحیفه سجادیه

از شیوه‌های تبلیغی و مبارزاتی امام سجاد علیه السلام تبیین معارف اسلام در قالب دعا است. یكی از مضامین مهم سیاسی ـ دینی صحیفه، طرح مسئله امامت است، مفهوم امامت به صورت یك مفهوم شیعی، كه علاوه بر جنبة احقّیت برای خلافت و رهبری، جنبه‌های الهی عصمت و بهره‌گیری از علوم انبیاء و مخصوصاً حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله را در حدی والا نشان می‌دهد. بازكاوری مفهوم امامت در صحیفة سجادیه از دو سو حائز اهمیت است از یك سو معرفت حقیقی به امام جز از راه امام ممكن نمی‌باشد و از سویی دیگر نیاز هر چه بیشتر ما به شناخت جایگاه امامت امام است كه امروز امام زمان ما حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد.

«خداوندا به وسیلة ولیّ خویش (آن امامی كه در هر زمان است و زمان خالی از او نیست) كتاب و قوانین و شرایع و سنت‌های رسولت صلی الله علیه و آله را برپادار و به واسطة او آن چه را از نشانه‌های دینت كه ستمكاران آن ها را نابود كرده‌اند، دوباره احیا كن و به واسطة او تعرض ستم پیشگان نسبت به راهت را از میان بردار و مشقت و سختی طریقت را توسط او برطرف ساز

1. پیامد‌های غصب خلافت

به راستی چه كسی است كه صدای آن حضرت را در كلمات استوار «صحیفه سجادیه» و با دیده حق بین در نیابد كه چه كسی شایسته خلافت الهی است. حضرت می‌فرماید:

«خداوند این مقام ارجمند كه از آن جانشینان و برگزیدگان توست و این مرتبة امناء تو كه از درجات بلندی است كه به آنان اختصاص داده‌ای مورد غصب و دستبرد قرار گرفته است، ... و سرانجام برگزیدگان و جانشینان تو مغلوب و مقهور و مورد غضب قرار گرفتند و می بینند كه فرمان تو تبدیل یافته و كتاب تو مورد دستبرد قرار گرفته و احكام تو از راههای شریعت تو منحرف گشته و سنت‌های پیامبرت ترك شده است».(4)

حضرت علیه السلام در این فراز ضمن اشاره به غصب مقام خلافت توسط دشمنان اهل بیت علیهم السلام، تغییر احكام الهی، مهجوریت و دستبرد به قرآن و ترك سنت‌های پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله را از پیامد‌های غصب مقام امامت برمی‌شمارد.

2. اختصاص امامت به فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله

امام سجاد علیه السلام در دعاهای خویش بر ولایت پیشوایان از اولاد رسول خدا صلی الله علیه و آله كه استوارترین اركان هدایت و محكمترین دستگیره‌های ایمان است؛ تاكید می‌كند:

«رب صل علی اطائب اهل بیته الذین اخترتهم لامرك و جعلتم خزنته علمك، و حفظة دینك، و خلفائك فی أرضك».(5)

«پروردگارا! بر پاكیزگان از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله درود فرست؛ آنان كه برای امر دین انتخابشان كرده‌ای و ایشان را خزانه‌دار علمت و حافظان دینت و جانشینان خویش در زمین، قرار داده‌ای».

حضرت محمد

 

3. امامان، گنجینه داران معارف قرآن

 

«اللهم فكما جعلت قلوبنا له حملة، و عرفتنا برحمتك شَرَفَهُ و فضله، فصل علی محمد الخطیب به، و علی اله الخزّان له»(6)

«بارالها! آن گونه كه قلب‌های ما را حامل علوم قرآن قرار دادی و فضل و شرافت قرآن را به لطف خویش به ما شناساندی بر محمد صلی الله علیه و آله كه هماره زبانش به قرآن گویا بود، درود فرست، و همچنین بر خاندان محمد صلی الله علیه و آله كه گنجینه‌داران قرآن و علوم قرآنند».

4. خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله پاكیزگان از گناه

«و طهّرتهم من الرّجس و الدّنس تطهیرا بارادتك»(7)

«پروردگارا! خاندان پیامبرت را به اراده خویش از هر پلیدی و ناپاكی منزّه ساختی».

5. تداوم امامت در همه زمان‌ها

«خدایا تویی كه دینت را در هر دوره‌ای به وسیله پیشوایی كه او را برای بندگانت راهنما و در شهرهایت مشعول هدایتی قرار دادی، تأیید و كمك كردی، پس از آن كه پیمان وی را به پیمان خود، پیوسته و او را سبب خشنودی خویش گردانیدی و فرمانبردی از او را واجب ساختی و از مخالفت فرمان او مردم را بر حذر داشتی و به امتثال فرمان او و ترك منهیّاتش دستور فرمودی و به این كه كسی از او پیشی نگیرد و از او پس نماند، فرمان دادی».(8)

دوره‌ای كه امام سجاد علیه السلام در آن زندگی می‌كرد، دورانی بود كه ارزش‌های دینی دستخوش تحریف و تغییر قرار گرفته بود، در سایة چنین شرائطی كه تربیت دینی مردم تنزّل كرده و ارزش‌های جاهلی احیاء شده بود، حضرت در صدد پیوند مردم با خدا به وسیلة دعا بود، از دیدگاه حضرت دعا یك بعدی نیست كه فقر مادّی را در نظر بگیرد و یا نیاز معنوی را، بلكه دعا به طور كلی از جامعیت خاصی برخوردار است، هم دنیایی است و هم آخرتی، هم نیازهای معنوی را مطرح می‌كند و هم خواسته‌های مادّی را

از این فراز دعای امام سجاد علیه السلام فلسفه ضرورت تداوم امامت و رهبری دینی استفاده می‌شود، زیرا به فرموده آن امام بزرگوار، هر روزگاری نیازمند پیشوا و امامی الهی است. و آن رهبران باید منتسب به خداوند و تأیید شده از سوی او باشند تا بتوانند با نور هدایت خویش خلق را به سوی ارزش‌های دینی دعوت كنند.

6. آرمان انتظار

«خداوندا به وسیلة ولیّ خویش (آن امامی كه در هر زمان است و زمان خالی از او نیست) كتاب و قوانین و شرایع و سنت‌های رسولت صلی الله علیه و آله را برپادار و به واسطه او آن چه را از نشانه‌های دینت كه ستمكاران آن ها را نابود كرده‌اند، دوباره احیا كن و به واسطة او تعرض ستم پیشگان نسبت به راهت را از میان بردار و مشقت و سختی طریقت را توسط او برطرف ساز.(9)

7. سلام و درود الهی بر منتظران

«اللهم وصل علی اولیائهم المعترفین بمقامهم، المتبعین منهجهم، المقتفین اثارهم، المجتهدین فی طاعتهم، المنتظرین أیامهم، المادّین الیهم أعینهم، الصلوات المباركات الزاكیات النّامیات الغادیات الرائحات».(10)

«خداوندا درود فرست بر دوستان امامان كه معترف به مقام والای آن‌هایند و راه آن‌ها را می‌پیمایند و در پی آثار آن‌ها می‌رورند ... و در طاعت آن‌ها می‌كوشند و در انتظار روز حكومت آن‌ها هستند و چشم امید به سوی آنان دارند، درودهایی مبارك و پاك و فزاینده در بامداد و شامگاه».

امام سجاد علیه السلام حاكمیت مقدس معصومان علیهم السلام را به نسل‌ها با زبان نیایش تعلیم داده و تلقین كرده است و میام محبت و عمل و آرمان پیوندی ژرف پدید آورده است. حضرت اگرچه به تجهیز قوای رزمی علیه حاكمیت‌های جائز زمانش نپرداخته ولی در تعالیم خود بنیان اندیشة ظلم ستیزی و اعتقاد به حاكمیّت دین و ضرورت رهبری پیشوای الهی را پی ریخته است.

 

پی‌نوشت:

1 . شیخ آغا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، الطبعة الثانیة، بیروت، دارالاضواء، 1378هـ ق، ج15، ص18.

2 . سید علیخان مدنی، ریاض السالكین فی شرح صحیفه سید الساجدین، مقدمه عبدالرزاق الموسوی المقدمه، قم، دارالشبستری للمطبوعات.

3 . صحیفة سجادیه، ترجمه صدر الدین بلاغی، تهران، دارالكتب الاسلامیّه، مقدمه، ص37.

4 . همان، دعای48، فراز9: «اللهم ان هذا المقام لخلفائك و أصفیائك و مواضع أمنائك فی الدرجة الرفیعة للتی اِخْتَصَصْتَهُمْ بها قد ابْتَزُّوها، ... یرون حكمك مبدلا و كتابك منبوذا، و فرائضك مُحّرّفةً عن جهات أشراعك، و سنن نبیك متروكة».

5 . همان، دعای 47، فراز56.

6 . همان، دعای42، فراز6.

7 . همان، دعای47، فراز56.

8 . همان، دعای47، فراز60: «اللهم انك أیدت دینك فی كل اوانٍ بامام اقمته علما لعبادك، و مناراً فی بلادك بعد ان وصلت حبله بقبلك، و جعلته للذریعة الی رضوانك، و افترضت طاعته، و حذّرت معصیته، و أمرت امتثال اوامره، و الانتهاء عند نهیه، و الّا یتقدمه متقدم و لا یتأخر عنه متأخر».

9 . همان، دعای47، فراز62: «و أقم به كتابك و حدودك و شرائعك و سنن رسولك ـ صلواتك اللهم علیه و آله ـ و اَحی به ما اماتَهُ الظالمون من معالم دینك و اجْلُ به صداءَ الجور عن طریقتك و أبن به الضّراء من سبیلك و أزل به الناكبین عن صراطك و امحق به بغاة قصدك عوجاً.

10 . همان، دعای47، فراز64.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 9:41 AM
لینک ثابت
شیعیان مخلص در هر زمان منتظر ظهور و قیام
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

شیعیان مخلص در هر زمان منتظر ظهور و قیام

اهل ایمان

چنانکه مردم از خورشید در پس ابر استفاده می برند و با این همه به خاطر بهره بردن بیشتر هر لحظه انتظار برطرف شدن ابرها را دارند، شیعیان مخلص در هر زمان منتظر ظهور و قیام او هستند.

جابربن عبدالله انصاری از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پرسید: آیا شیعیان در غیبت حضرت قائم(عج) از وجود او بهره مند می شوند؟ فرمود: آری! سوگند به خدایی که مرا به پیامبری برانگیخت، آنها از او بهره مند می شوند و از نور ولایت او در دوران غیبت اش کسب نور می کنند، همچنان که مردم از خورشید در پس پرده ابر بهره می برند.(1)

سوال درباره چگونگی استفاده بردن از امام غائب(عج)، هم در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) و هم در زمان امامان بزرگوار(علیهم السلام) و هم در زمان غیبت صغری، توسط شیعیان تکرار شده و مضمون حدیث فوق، در اکثر آنها به عنوان پاسخ ذکر شده است. چنانکه خود امام زمان(عج) فرمود: "و امّا وَجه الإنتِفاع بی فی غَیبَتی فکالإنتِفاع بالشَمس إذا غَیَّبَها عَنِ الأبصار السَّحاب"(2)، اما چگونگی بهره بردن از من در دوران غیبتم مانند بهره بردن از خورشید است در زمانی که ابرها آن را از دیدگان مردم می پوشانند.

علامه مجلسی در وجه تشبیه امام غائب به خورشید در پس ابر، مواردی را ذکر می کند:

1-     نور وجود و علم و هدایت، به واسطه آن حضرت(عج) به خلائق می رسد، چنان که در اخبار متعدد روایت شده که او و سایر اهل بیت(علیهم السلام) علت ایجاد خلق هستند و به برکت آنان است که علوم و معارف بر مردم آشکار شده و بلاها رفع می شود.

منکر وجود حضرت مهدی(عج)، با این همه آثاری که در غیبت از او ظاهر می شود، مثل انکارکننده وجود خورشید در پس پرده ابر است

2-     چنانکه مردم از خورشید در پس ابر استفاده می برند و با این همه به خاطر بهره بدن بیشتر هر لحظه انتظار بر طرف شدن ابرها را دارند، شیعیان مخلص در هر زمان منتظر ظهور و قیام او هستند.

3-     منکر وجود حضرت مهدی(عج)، با این همه آثاری که در غیبت از او ظاهر می شود، مثل انکارکننده وجود خورشید در پس پرده ابر است.

4-     چنانکه نهان شدن خورشید در پس ابرها گاهی بهتر از اشکار شدن آن است، می توان گفت: در دوران غیبت برای شیعه، پنهان ماندن آن حضرت مفیدتر و بهتر است.

 

پی نوشت:

1. بحارالانوار، ج52، ص93

2. همان: حدیث7

برگرفته از کتاب امامت، غیبت ، ظهور

 

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 9:40 AM
لینک ثابت
امام سجاد(علیه السلام) ومنجی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

امام سجاد(علیه السلام) ومنجی

میلاد منجی بشریت

در گفت و گویی که میان امام زین العبدین علیه السلام و ابوخالد کابلی درباره امامت است، حضرت از غیبت پیشوای دوازدهم می گوید و مومنان زمان غیبت را می ستاید.

متن زیر بازخوانی این روایت است.

از ابوخالد كابلی آمده كه گفت: بر سرورم حضرت علی‌بن الحسین زین‌العابدین(علیه السلام) وارد شدم و به او عرضه داشتم:‌ ای فرزند رسول خدا ! مرا خبر ده از كسانی كه خدای - عزوجل - طاعت و دوستی آنان را فرض دانسته و پیروی از ایشان را پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر بندگانش واجب كرده است. به من فرمود:‌ای كابلی! به درستی كه اولی‌الامری كه خدای - عزوجل - آنان را امامانی برای مردم قرار داده و طاعتشان را بر آن‌ها واجب نموده، امیرالمومنین علی‌بن‌ابی‌طالب، سپس حسن. سپس حسین دو فرزند علی‌بن‌ابی‌طالب بوده‌اند آنگاه امر (امامت) به ما رسیده است، آن گاه ساكت شد.

من گفتم:‌ای سرور من! برای ما روایت شده كه امیرالمومنین(علیه السلام) فرموده: البته زمین از حجتی برای خدای - عزوجل - بر بندگانش خالی نمی‌ماند، پس حجت و امام بعد از تو كیست؟ آن حضرت(علیه السلام) فرمود: پسرم محمد است و اسم او در تورات باقر می‌باشد، علم را با مهارت می‌شكافد، او حجت و امام بعد از من است و پس از محمد، پسرش جعفر می‌باشد كه نامش نزد اهل آسمان صادق است. عرضه داشتم:‌ای سرور من! چگونه اسم او صادق شده و حال آن كه همه شما صادق (راستین) هستید؟

فرمود: پدرم از پدرش، مرا حدیث گفته كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر گاه فرزندم جعفربن محمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابی‌طالب متولدش، او را صادق بنامید كه پنجمین از فرزندانش، كسی كه اسمش جعفر خواهد بود، با دروغ بستن بر خدای - عزوجل - جرات كند و مدعی امامت گردد، پس او نزد خداوند، جعفر كذاب و افترا زننده بر خدای - عزوجل - است، و ادعاكننده منصبی كه شایستگی آن را ندارد، مخالفت‌كننده با پدر و حسادت ورزنده بر برادرش خواهد بود، آن كسی است كه می‌خواهد هنگام غیبت ولی خدای - عزوجل - پرده (غیبت) خداوندی را كنار زند. سپس حضرت علی‌بن الحسین(علیه السلام) به شدت گریست، آن‌گاه فرمود: گویا جعفر كذاب را می‌بینم كه ستمگر زمان خویش را بر بازرسی امر ولی خداوند و آن كه در حفظ الهی غایب است، برانگیخته و حرمت پدرش را هتك نموده باشد، به خاطر جهل و ندانستن ولادت او و از روی حرص بر كشتن او، اگر بر وی دست یابد، به جهت طمع كردن در میراثش تا آن را بدون این كه حقی در آن داشته باشد، بگیرد.

سپس غایب ماندن ولی خدای - عزوجل - دوازدهمین جانشین رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و امامان پس از او طولانی خواهد گشت.‌ای ابوخالد! به درستی كه اهل زمان غیبت او، كه امامتش را باور دارند و منتظر ظهور اویند، از مردم همه زمان‌ها بهترند، زیرا كه خدای - تبارك و تعالی - آن چنان عقل‌ها و فهم‌ها و شناختی به آن‌ها عنایت كرده كه غیبت نزد آنان،‌همچون دیدن باشد و آنان را در آن زمان به منزله كسانی قرار داده است، كه در پیشگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با شمشیر جهاد كرده‌اند، آنان به حق مخلصانند و راستی كه شیعیان ما هستند و دعوت‌كنندگان به دین خدای - عزوجل - در پنهان و آشكار می‌باشند

ابوخالد گوید: عرضه داشتم: ‌ای فرزند رسول‌خدا(صلی الله علیه و آله )! آیا آن كار شدنی است(و آن قصد تعقیب می‌شود) فرمود: آری. به پروردگارم سوگند! به درستی كه این مطلب نزد ما نوشته شده است، در طوماری كه محنت‌هایی كه بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بر ما وارد می‌شود، در آن ضبط گردیده است. ابوخالد می‌گوید: عرضه داشتم:‌ ای فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله)! سپس چه خواهد شد؟ آن حضرت(علیه السلام) فرمود: سپس غایب ماندن ولی خدای - عزوجل - دوازدهمین جانشین رسول خدا(ص) و امامان پس از او طولانی خواهد گشت.‌ای ابوخالد! به درستی كه اهل زمان غیبت او، كه امامتش را باور دارند و منتظر ظهور اویند، از مردم همه زمان‌ها بهترند، زیرا كه خدای - تبارك و تعالی - آن چنان عقل‌ها و فهم‌ها و شناختی به آن‌ها عنایت كرده كه غیبت نزد آنان،‌همچون دیدن باشد و آنان را در آن زمان به منزله كسانی قرار داده است، كه در پیشگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با شمشیر جهاد كرده‌اند، آنان به حق مخلصانند و راستی كه شیعیان ما هستند و دعوت‌كنندگان به دین خدای - عزوجل - در پنهان و آشكار می‌باشند. (مكیال المكارم، ص 185 و 186)

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 9:40 AM
لینک ثابت
یاران موعود در كلام امیر علیه السلام
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

یاران موعود در كلام امیر علیه السلام

امام زمان

امام موعود، کسی است که حکومتی را رهبری می‌کند که جد بزرگوارشان امام علی علیه السلام مدت زمانی کوتاه زمامدار آن بودند. عرف سیاسی امروز جهان، چنان است که پیش‌بینی‌های رهبران تأثیرگذار، مانند لوحی زرین، اندوخته‌ای برای تشریح و تفصیل و تفسیرهای متخصصین تلقی می‌شود تا هر چه بیشتر و بهتر بتوانند برنامه‌ریزی‌های راهبردی و کلان خود را چه در عرصه نیروی انسانی و چه در رابطه با تخصیص منابع سامان دهند.

حال اگر این پیش‌بینی‌ها، متّصل به وحی باشد، لزوم مطالعه و واکاوی آن بیش از پیش مهم می‌نماید؛ چرا که آنچه آینده‌پژوهی را دستخوش عدم اطمینان می‌کند، عدم ضمانت وقوع آن است. بنابراین شایسته است مروری داشته باشیم بر یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین موضوعات این حیطه یعنی ویژگی‌های یاران موعود، شاید مقدمه‌ای باشد برای اینکه سعی کنیم ما نیز با کسب این اوصاف، از جمله یاران حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم.

1. یارانی جوان

بیشتر یاران امام منتظر «جوان» هستند؛(1) موعود نیز، خود جوان است و هر چند كه صد‏ها سال از حیات او گذشته، لیك به اعجاز الهی، سیمایش به مانند جوانی خوش‌چهره می‏ماند، لاجرم یاران ایشان نیز باید چنین باشند؛ آنگونه كه امیرالمۆمنین علی علیه السلام بدان بشارت داده است: «إن اصحاب القائم شباب لا كهول فیهم إلا كالكحل فی العین أو كالملح فی الزاد، و اقل الزاد الملح؛ یاران قائم جوان هستند. در میان آنها پیرمرد یافت نمی‌شود به جز مانند سرمه در چشم و نمك در طعام كه كمتر از هر ماده‏ای در طعام نمك آن است(2).»

2. دلباختگی به خدا

خداجویی و پارسایی و پیوند با پروردگار، با حیات یاران موعود آمیخته است. امام مۆمنان ضمن تشبیه دل یاران خداجو و پارسای مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به مشعل‏های نورانی(3)، از ذكر پیوسته آنان یاد می‏كند: «... یُسبحونَ علی خُیولِهم؛ بر فراز مركب‏ها خدا را تسبیح می‏گویند.»(4)

این ویژگی برخاسته از قابلیت‏های معنوی ایشان است؛ آنگونه كه حضرت در خطبه 150 نهج‏البلاغه می‏فرمایند: «تُجْلی بِالتَنْزیلِ أبْصارُهُم وَیرْمَی بِالتَّفْسِیرِ فِی مَسَامِعِهمْ، وَیغْبَقُونَ کَأْسَ الْحِکْمَةِ بَعْدَ الصَّبُوحِ؛ دیده‏های آنها به نور قرآن جلا داده و تفسیر آن، در گوشهایشان جا گرفته شود (در آیات قرآن تأمل و تدبر می‌کنند، و تفسیر را از اهلش می‏آموزند.) در شب جام حکمت را به آنها بنوشانند بعد از اینکه در بامداد هم آشامیده باشند. (اسباب سعادت و نیکبختی و علم و عمل برای آنان در آشکار و نهان آماده گردد.)» (5)

یك‌پارچگی و هماهنگی، تدبیر و نظم، سیره عملی و پیام رفتاری یاران مهدی علیه السلام است. حركت و سكون و آرامش و پیشرفت و عمل‌كرد آنان با نظم آراسته شده است؛ شیوه پسندیده‏ای كه امیر مۆمنان علیه السلام از آن چنین یاد می‏كند: «كَأنی اُنظر اِلیهِم وَ الزِیُّ واحِدٌ وَ القدُّ واحدٌ و الجَمالُ واحد وَ اللِباسُ واحدٌ؛ گویا آنان را می‏نگرم؛ زی و هیأتی یكسان، قد و قامتی برابر، در جمال و برازندگی همانند و هم لباسند»

3. فرمان برداری و شیدایی

آنان در اطاعت و پیروی از مهدی علیه السلام زبانزد هستند، بدان حد كه: «در برابر فرمان امامشان از بنده مطیع، مطیع‌تر هستند.»(6)

عشق و شیدایی یاران، به عنوان شیرازه اصلی این پیوند، فرمانبرداری را با تك تك ایشان گره می‏زند، این دلبستگی در كلام پیشوایان معصوم علیه السلام چنین تبیین شده است: «... سوارانی با نشان و پرچم، برای تبرك دست بر زین مركب آنان می‏سایند و در گرد امام علیه السلام می‏درخشند. با جان و دل او را در جنگ‏ها یاری كرده و آنچه طلب كند كفایت می‏كنند.»(7)

و در منظر امام علی علیه السلام: «به هنگام نبرد، پروانه وار شمع وجود امام را در میان گرفته، محافظت می‏كنند.»(8)

 

بصیرت

 

4. بصیرت و بینش

 

آگاهی و بینش روشن همراهان مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سبب می‏شود كه آنان اسیر تندباد‏های ترفند و شایعه و تهدید نگشته، تن به شبهه و شك ندهند و با بیمه بصیرت، صراط مستقیم را بپیمایند و فتنه‏های كور را از بُن بركنند.

مولای متقیان علی علیه السلام می‏فرمایند: «...حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَی أَسْیافِهمْ، وَدَانُوا لِرَبِّهِمْ بَِأَمْرِ وَاعِظِهِم؛ چون فرمان خدا آزمایش را به سر آورد، شمشیرها در راه حق آختند و بصیرتی را كه در كار دین داشتند آشكار كردند، طاعت پروردگارشان را پذیرفتند و فرمان واعظشان را شنیدند.»(9)

شاید این بصیرت به واسطه تجربه حوادث روزگاران باشد: در خلال بروز این فتنه‏ها و آشوبها، گروهی صیقلی می‏شوند، و همان‏گونه که آهنگر شمشیر را تیز و برّا می‏کند و به آن جلا می‏دهد، زنگار تیرگی ها از دل و اندیشه آنها زدوده می‏شود، و برای پذیرش دانش و حکمت آماده می‏شوند، این گروه مانند تیغ که اگر بر چیزی وارد شود آن را می‏بُرد و تا عمق آن فرو می‏رود، در مسائل علم و حکمت فرو می‏روند.»(10)

عشق و شیدایی یاران، به عنوان شیرازه اصلی این پیوند، فرمانبرداری را با تك تك ایشان گره می‏زند، این دلبستگی در كلام پیشوایان معصوم علیه السلام چنین تبیین شده است: «... سوارانی با نشان و پرچم، برای تبرك دست بر زین مركب آنان می‏سایند و در گرد امام علیه السلام می‏درخشند. با جان و دل او را در جنگ‏ها یاری كرده و آنچه طلب كند كفایت می‏كنند»

5. نظم و ترتیب

یك‌پارچگی و هماهنگی، تدبیر و نظم، سیره عملی و پیام رفتاری یاران مهدی علیه السلام است. حركت و سكون و آرامش و پیشرفت و عمل‌كرد آنان با نظم آراسته شده است؛ شیوه پسندیده‏ای كه امیر مۆمنان علیه السلام از آن چنین یاد می‏كند: «كَأنی اُنظر اِلیهِم وَ الزِیُّ واحِدٌ وَ القدُّ واحدٌ و الجَمالُ واحد وَ اللِباسُ واحدٌ؛ گویا آنان را می‏نگرم؛ زی و هیأتی یكسان، قد و قامتی برابر، در جمال و برازندگی همانند و هم لباسند.»(11)

پس از استقرار حاكمیت دولت عدالت‌گستر اهل‌بیت علیهم السلام، اداره هر بخش از ساختار مدیریتی حكومت به عهده یاران خواهد بود و چون آنان چشم به آینه تمام‌نمای حق دوخته‏اند، پس جز انضباط در رتق و فتق امور از آنان چیزی انتظار نمی‏رود، البته این نظم بیرونی، ریشه در اتحاد و همدلی این شایستگان دارد. امام علی علیه السلام در توصیف همدلی و اتحاد یاران موعود چنین می‏فرماید: «ایشان یک‌دل و هماهنگ هستند.»(12)

این یک‌دلی به سبب آن است که خودخواهی‏ها و خواسته‏های شخصی در وجود آنان نیست؛ آنها با اعتقادی صحیح در زیر یک پرچم و برای یک هدف، قیام می‏کنند و این خود یکی از عوامل پیروزی آنها بر جبهه مقابل می‏باشد.

6. صبر و بردباری

بدیهی است که مبارزه علیه ظلم جهانی و برقراری حکومت عدل جهانی با رنج و مشقّت‏های فراوان همراه است و یاوران امام، در راه تحقق آرمان‏های جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مشکلات و ناگواریها را به جان می‏خرند؛ ولی از سر اخلاص و تواضع، عمل خود را ناچیز می‏شمارند، امام علی علیه السلام در این زمینه می‏فرماید: «لَمْ یمُنُّوا عَلَی اللهِ بِالصَّبْرِ، وَلَمْ یسْتَعْظِمُوا بَذْلَ أَنْفُسِهِمْ فِی الْحَقِّ؛ گروهی هستند که به خاطر صبر و بردباری در راه خدا، بر خداوند منّت نمی‏گذارند. و از این که جان خویش را تقدیم آستان حضرت حق می‏کنند، به خود نمی‏بالند و آن را بزرگ نمی‏شمارند.»(13)

 

پی نوشت ها:

1. البته جوان بودن یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف لطمه‏ای به جایگاه پیران با ایمان نزده و برعدم همراهی ایشان گواهی نمی‌دهد.

2. نعمانی، الغیبة، ص 315؛ بحار الانوار، ج52، ص333.

3. «كان قلوبهم القنادیل»، علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 377.

4. همان.

5. نهج البلاغه، خطبه 150، ص 195.

6. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص308.

7. همان.

8. همان.

9. نهج البلاغه،.خطبه 150، ص 195.

10. همان.

11. سلیمان كامل، یوم الخلاص، ترجمه مهدی پور، ج 1، ص 416، حدیث 482.

12. همان.

13. نهج البلاغه، خطبه 150، ص 195.

 

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 9:39 AM
لینک ثابت
زندگی مهدوی در سایه دعای عهد
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

زندگی مهدوی در سایه دعای عهد

عهد

دعای عهد دعایی است كه رابطه‌ی بین ما و حضرت مهدی است.

امام رضا(علیه السلام) در قنوت نماز جمعه این دعا را می‌خواند: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِه‏» خدایا مرا از انصار حضرت مهدی قرار بده. پدربزرگش است، هنوز امام زمان به دنیا نیامده. این خیلی مهم است.  

  

امام زمان(علیه‌السلام)، مهربان‌تر از پدر و مادر

«وَ شَبِیهِی وَ شَبِیهُ مُوسَى بْنِ عِمْرَان‏» (بحارالانوار/ج51/ص152)، «أَشْفَقَ عَلَیْهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِم‏» (بحارالانوار/ج25/ص116) به قدری حضرت مهدی مردم را دوست دارد، از پدر و مادر بیشتر مردم را دوست دارد.

این سیمایی كه از امام زمان گفته می‌شود، كه امام زمان می‌آید همه را گردن می‌زند و بكش، بكش و نهر خون است، درست نیست.

امام رضا می‌فرماید: «أَشْفَقَ عَلَیْهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِم » مهربان‌تر است بر مردم ،«یَكُونُ أَوْلَى بِالنَّاسِ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِم‏» (بحارالانوار/ج25/ص116)

 

علاقه باید جمعی باشد

در دعای عهد داریم كه: «اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا الْإِمَامَ الْمَهْدِیَّ الْقَائِمَ بِأَمْرِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِینَ عَنْ جَمِیعِ الْمُۆْمِنِینَ وَ الْمُۆْمِنَات‏»، «بلغ» به امام زمان ابلاغ كن، چه؟ «عَنْ جَمِیعِ» از طرف همه‌ی مۆمنین و مۆمنات «عَنْ جَمِیعِ الْمُۆْمِنِینَ وَ الْمُۆْمِنَات‏»

 

 كارهای خیر با نگاه جهانی، نه شخصی و محلّی

زیارت می‌رویم بگوییم كه این زیارت به نیابت از همه‌ی مۆمنین و مۆمنات. صدقه می‌دهیم بگوییم: دفع بلا از همه‌ی مۆمنین و مۆمنات. نگوییم: خدایا، مۆمنینی كه در این مسجد نماز خواندند بیامرز.

مگر ما منتظر امام بین المللی نیستیم؟ امام جهان باید مریدش هم جهانی فكر كند. كسی كه منتظر اصلاح عمومی است، باید خودش هم عمومی فكر كند. خودم و بچه‌ام و هیأت‌ام و مسجدم و برایش هیچ فرقی نكند. «عَنْ جَمِیعِ الْمُۆْمِنِینَ وَ الْمُۆْمِنَات‏»

دعای عهد می‌گوید: می‌خواهی با امام زمان صحبت كنی، بگو: «اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا صاحب الزمان» خدایا مولای ما صاحب الزمان را به او برسان، چه؟ «عَنْ جَمِیعِ الْمُۆْمِنِینَ وَ الْمُۆْمِنَات‏»

علاقه و عمل در خط سیر، «عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِك‏» یعنی مهدی جان من را از شیعیان قرار بده، منتها طبق آن چیزی كه تو گفتی

حذف مرز و شرط در دعاها

علاقه‌ بدون مرز

علاقه بدون مرز كجای دعا درمی‌آید؟ می‌گوید: «فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا» در مشرق‌ها و مغرب‌ها، «وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا» زمین‌های هموار كوهستانی، «وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا» دریا و خشكی، این دعا چقدر سازنده است.

چه اصراری داریم كه بگوییم من چه هستم و من چه هستم؟ همه، دریا و خشكی. سطحی و كوهستانی، مشرق و مغرب، علاقه بدون مرز. خیلی قشنگ است.

علاقه بدون شرط

می‌فرماید: «حَیِّهِمْ وَ مَیِّتِهِم‏» خیلی قشنگ است. به شرط حیات هم نیست. «حَیِّهِمْ وَ مَیِّتِهِم»!

بعضی‌ها را می بینیم دعا می‌كنند خدایا تمام كسانی كه آرزومند هستند قسمت كن. می‌گویم یك عده هم آرزو ندارند. آنهایی هم كه آرزو ندارند آدم هستند.

بگوییم: خدایا آرزومندان را قسمت كن. آنهایی هم كه آرزو ندارند یك بصیرت و معرفتشان بده كه آنها هم آرزومند شوند. یك میلیارد كافر در چین است. اینها هیچ آرزوی زیارت امام رضا را ندارند. خوب بالاخره انسان هستند. خدایا تمام منحرفین را آنگونه هدایت كن كه آن لذتی كه ما از گفتگوی با حضرت مهدی می‌بریم آنها هم آن لذت را ببرند. نگو آرزومندان، آرزومندان و غیر آرزومندان را. این دعا آدم را باز می‌كند، می‌گوید: از خودت بیرون بیا.

دعای عهد می‌‌گوید: بزرگ شو.روحت را عظیم کن.در جزییات گیر نکن سلام می‌دهی،«عَنْ جَمِیعِ الْمُۆْمِنِینَ». بدون مرز «فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا» شرط ابدا«حَیِّهِمْ وَ مَیِّتِهِم»!

 

شریك كردن والدین در دعا و زیارت

بدون تاریخ، «وَ عَنْ وَالِدَیَّ وَ وُلْدِی وَ عَنِّی‏‏» ای امام زمان سلام می‌كنم از طرف خودم، و از طرف «والِدَیَّ» و «وُلدی» یعنی هم نسل گذشته، هم نسل آینده.

بدون حساب، سلام كه می‌كند نمی‌گوید: چه مقدار. می‌گوید كه: «وَ زِنَةَ عَرْشِ اللَّه‏» به وزن عرش خدا، «وَ مِدَادَ كَلِمَاتِه‏» به مقدار كلمات الهی، به مقدار وزن عرش خدا، «وَ مُنْتَهَى رِضَاه‏» آخرین درجه‌ی رضایت او، «وَ عَدَدَ مَا أَحْصَاهُ كِتَابُهُ» ‏به عدد آنچه كتاب شمارش كرده، «وَ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُه» به عدد علمت.

مهدی جان! ای امام زمان، سلام بر تو به عدد وزن عرش، به عدد هرچه كه نوشته شده، به عدد هرچه خدا بر آن علم دارد.

خیلی مهم است. ما وقتی شكر می‌كنیم می‌گوییم: خدایا، صد هزار مرتبه شكر! صد هزار مرتبه چیزی نیست. صد هزار تا یك مشت شكر است.

امام زمان

دختر كوچك امام حسین كه دیده كربلا پدرش را شهید كردند، اسیرش كردند، در كاخ ابن زیاد و یزید آمده وقتی می‌گویند: وضع چطور است؟ نمی‌گوید: الحمدلله صد هزار تا! می‌گوید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَدَدَ الرَّمْلِ وَ الْحَصَى‏» به عدد دانه‌های شن الحمدلله! دختر سه ساله می‌گوید: به اندازه‌ی دانه‌های شن، ولی ما چه می‌گوییم؟ صد هزار مرتبه! خیلی فكر ما كوچك است.

علاقه تازه به تازه، آخر یك كسی می‌گوید: دوست دارم، می‌رود كه می‌رود كه می‌رود. یك كسی هرروز زنگ می‌زند كه آقا دوستت دارم. می‌گوید: «اللَّهُمَّ أُجَدِّدُ لَهُ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ فِی كُلِّ یَوم» مهدی جان، امروز و هر روز، «اُجَدِّدُ» یعنی بیعتم را تجدید می‌كنم.

علاقه‌ی جمعی، علاقه‌ی بدون مرز، علاقه‌ی بدون شرط، علاقه‌ی بی حساب، به عدد وزن عرش خدا، علاقه‌ی بدون تاریخ، تاریخ گذشته «والدیَّ» تاریخ آینده «وُلدی». علاقه‌ی تازه به تازه، تازه به تازه، «اللَّهُمَّ أُجَدِّدُ لَهُ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ فِی كُلِّ یَوم»، «اُجَدِّدُ» یعنی هی تجدید می‌كنم، یعنی تازه به تازه.

 

عهد و عقد و بیعت با امام زمان(علیه‌السلام)

می‌گوید: «عَهْداً» بعد از عهداً می‌گوید «وَ عَقْداً» بعد از عقداً می‌گوید «وَ بَیْعَةً» مهندسی‌اش را می‌بینید.

عهد یعنی تعهد، در دعای عهد می‌گوییم: ای امام زمان سلام و صلوات بر تو، این سلام من عهد است. یعنی با تو تعهد می‌كنم. تعهد می‌كنم یعنی قرار می‌گذارم بین خودم و خدا، بعد می‌گوید: عهد كم است. پررنگش كن، «عقد»

عقد یعنی گره، دو نفر ممكن است با هم عهد ببندند، وعده داشته باشند، اما به هم گره نخورند. «عقد» یعنی گره. می‌گویند: عروس را عقد كردند. پسر عقد كرد یعنی گره خورد. ممكن است عهد باشد، عقد هم باشد، اما تسلیم نباشد. می‌گوید: «وَ بَیْعَةً»، تسلیم تسلیم است. یعنی هی پررنگش می‌كند.

«عهداً» تعهد با حضرت مهدی، «عقداً» عقد با امام زمان، «وَ بَیْعَةً» بیعت كنید با او و تسلیم شوید.

علاقه‌ی حتمی، می‌گوید: «فِی رَقَبَتِی» یعنی به گردن من، «رَقَبَ» یعنی گردن. «فِی رَقَبَتِی» علاقه‌ی حتمی، «فِی رَقَبَتِی» ممكن است كسی علاقه داشته باشد ولی افتخار نكند. می‌گوید: نه، علاقه‌ی افتخار آمیز.

آخر گاهی یك كسی نجار است، اما به شغلش افتخار نمی‌كند. می‌گوید: دیگر از خرجی زن و بچه‌ام آمدم نجار شدم. كارمند دولت است، می‌گوید: برای خرجی زن و بچه بود. ولی یك كسی افتخار می‌كند.

«وَ خَصَصْتَنِی بِهَذِهِ النِّعْمَةِ»، «شَرَّفْتَنِی، فَضَّلْتَنِی، خَصَصْتَنِی» یعنی خدایا افتخار می‌كنم كه مرا پذیرفتی كه مهر امام زمان در دل من است. معرفت امام زمان در دل من است.

 

یاری امام زمان(علیه‌السلام) تا سر حدّ شهادت

علاقه همراه با همه‌ی مراحل، می‌گوید: «وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَشْیَاعِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ» تمام مراحل حضور را داشته باشم.

آخر گاهی وقت‌ها انسان یك كسی را دوست دارد در حدی كه مثلاً یك میلیون به او وام بدهد. ولی می‌گوید: همسفر باشم، می‌گوید: نه، همسفر نه، بابا این پول را بگیر و خودت برو. عقب ما نیا.

گاهی یك كسی می‌گوید: عقب من بیا، پولت نمی‌دهم اما می‌خواهی بیایی در ماشین سوار شو تو را ببریم. یعنی از یك جهت یك جایی پررنگ است، یك جایی كمرنگ است.

می‌گوید: خدایا قرار بده مرا «أَنْصَارِهِ»، «وَ أَشْیَاعِهِ» شیعه،شیعه یعنی دنباله رو، «انصار» نصرت در جایی كه نیاز به كمك هست. شیعه یعنی من دنبال تو هستم. «وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ» از تو دفاع می‌كنم. كسی بگوید بالای چشمت ابرو است، برخورد می‌كنم. اینطور نیست كه من بگذارم هركسی هر چرندی بخواهد بگوید، بگوید. اگر كسی به اهل بیت حرف زشتی بزند، فتوا را ببینید حتی می‌شود او را كشت بدون اجازه‌ی حاكم شهر! قاضی هم نمی‌خواهد، دادگاه هم نمی‌خواهد. یك كسی از زبانش در رفت، نفهمید چه می‌گوید، نفهمید حسابش جداست. اما اگر یك كسی با علم و آگاهی، به زهرا جسارت كند، به امام زمان جسارت كند، امام (ره) فرمود: هركس سلمان رشدی را بكشد، جهاد كرده و اگر كسی در این راه كشته شود شهید است.

«وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ» ما اجازه نمی‌دهیم كه كسی جسارت كند. غیرت دینی داریم. تعصب داریم و افتخار هم می‌كنیم. اینكه می‌گویند: تعصب بد است. آدم متعصبی است، تعصب در كار شخصی بد است. مثلاً من روی لباسم تعصب دارم.

استقامتی ارزش دارد كه «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ» باشد. یعنی استقامت در خط خدا، استقامت به امر خدا، می‌گوید: مهدی جان مرا جذب خودت كن، «عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِك‏»

تعصب روی لهجه، فارس از فارس، ترك از ترك، لر از لر، عرب از عرب، عجم از عجم، این تعصب‌ها بد است. یعنی به خاطر لهجه كمكش می‌كنم. به خاطر همشهری گری تعصب می‌كنم. در انتخابات می‌گویم چون این همشهری من است. فامیل من است. همسایه‌ی من است. این تعصب‌ها بد است. اما اگر یك چیزی را فهمیدی این حق است، باقی‌ها باطل، آنجا كه حق است باید تعصب داشته باشی. انحصار طلبی در حق خوب است.

اول انحصار طلب خود خداست. چون می‌گوید: «لا اله» هیچكس را قبول ندارم، «الا الله»! جز خدا، باقی‌ها را دور بریز. انحصار طلبی است. بگوییم: نه ببین انحصار طلب نباش. یك جایی كه حق و باطل است، آدم باید هم این را داشته باشد، هم آن را. این فكر غلط است. آدم باید حق را داشته باشد، باطل را هم رها كند. اطاعت و استقامت در راه حق

علاقه‌ی عاشقانه، می‌گوید: «طَائِعاً غَیْرَ مُكْرَهٍ» مهدی جان، من این سلام‌هایی كه كردم روی عشق بود.

آخر ما نماز را می‌خوانیم اما نمازمان با عشق نیست. به همین خاطر می‌گویند: نماز خواندیم راحت شدیم. یعنی گیر افتاده بودیم. به بچه می‌گوییم: بلند شو نمازت را بخوان راحت شوی! یعنی گیر كرده است. نه، «طَائِعاً غَیْرَ مُكْرَهٍ» یعنی مهدی جان، من كه در دعای عهد با تو سلام می‌كنم، روی عشق زیارت می‌كنم نه روی اكراه!

علاقه و عمل در خط سیر، «عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِك‏» یعنی مهدی جان من را از شیعیان قرار بده، منتها طبق آن چیزی كه تو گفتی. استقامت مهم نیست. خیلی‌ها مثلاً توده‌ای داشتیم سی سال زندان بود. بله ایشان مقاوم است. استقامتی مهم است كه «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» (فصلت/30) این استقامت مهم است. استقامت براساس الله. این مهم است. یا مثلاً «فَاسْتَقِمْ» استقامت كن. خوب توده‌ا‌ی‌ها هم استقامت می‌كنند. می‌گوید: نه، «كَما أُمِرْت‏» (هود/112) یعنی همانطور كه مأمور هستی. یعنی طبق امر ما استقامت كن نه طبق یك دندگی و لجبازی و سلیقه. اگر كسی یك سلیقه‌ای دارد روی سلیقه‌اش استقامت می‌كند، این استقامت نیست، یك دندگی است.

استقامتی ارزش دارد «كَما أُمِرْت‏»، كه طبق مأموریت باشد.

استقامتی ارزش دارد كه «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ» باشد. یعنی استقامت در خط خدا، استقامت به امر خدا، می‌گوید: مهدی جان مرا جذب خودت كن، «عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِك‏»

اللهم عجل لولیک الفرج

 

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 9:39 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 20
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
>

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه