السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30439بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
اینک منم، همان امامان معصوم !
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

اینک منم، همان امامان معصوم !

 

شباهت‌های امام مهدی (علیه‌السلام) به سایر امامان (علیهم‌السلام)
شباهت‌های امام مهدی

بنا بر روایات همه امامان معصوم(علیهم‌السلام) از یک نور آفریده شده‌اند و یک هدف را بر عهده داشته‌اند و آن هدایت مردم و اشاعه نور ایمان در دل آن‌ها بوده‌است اما بنا بر اقتضائات، در هر زمانی صفتی خاص در هر یک از امامان (علیهم‌السلام) بروز کرده‌است. امام مهدی (علیه‌السلام) آخرین امام از سلسله ائمه (علیهم‌السلام) هستند و اهداف و زحمات اهل بیت (علیهم‌السلام) را به سرانجام می‌رسانند. ایشان جامع همه کمالات الهی انبیاء و اولیاء و ائمه (علیهم‌السلام) می‌باشند به همین خاطر از جهات مختلفی به آن بزرگواران شباهت دارند. در این بخش به شباهت‌های میان امام مهدی (علیه‌السلام) و ائمه (علیهم‌السلام) می‌پردازیم.

 

 

اینک منم...

در روایتی امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: قائم به دیوار کعبه تکیه داده و مردم جهان را مخاطب قرار می‌دهد و می‌فرماید: «هر کس بخواهد آدم و شیث را ببیند، اینک منم آدم و شیث؛ هر کس بخواهد نوح و سام را ببیند، اینک منم نوح و سام؛ هر کس بخواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند، اینک منم ابراهیم و اسماعیل؛ هر کس بخواهد موسی و یوشع را ببیند، اینک منم موسی و یوشع هر کس بخواهد عیسی و شمعون را ببیند، اینک منم عیسی و شمعون؛ هر کس بخواهد محمد- صلی الله علیه و آله - و علی -علیه السلام- را ببیند، اینک منم محمد و علی، هر کس بخواهد حسن و حسین -علیهماالسلام- را ببیند، اینک منم حسن و حسین، هر کس بخواهد امامان از اولاد حسین -علیه السلام- را ببیند، اینک منم آن امامان معصوم از نسل پاک حسین...» (١)  

 

 

آینه تمام و کمال عصمت پیشگان

مهم‌ترین شباهت‌های میان امام مهدی (علیه‌السلام) با سایر امامان (علیهم‌السلام) عبارتند از:
1- شباهت امام مهدی به امیر‌المومنین (علیهما‌السلام):
بارزترین صفات امیرالمومنین (علیه‌السلام)، علم، زهد و شجاعت ایشان می‌باشد که تمام آن‌ها در امام مهدی (علیه‌السلام) نمودار است. امام علی (علیه‌السلام) درباره علامت‌های امام بر حق می‌فرماید: «امام، آگاه‌ترین فرد است به حلال و حرام خدا و احکام گوناگون و اوامر و نواهی او و هر چه مردم نیازمند آن هستند.» (٢)

او از حقایق مادی و معنوی پرده بر‌می‌دارد و مجهولات و نادانسته‌ها را برای همگان روشن می‌سازد. انسان‌ها را همراه با تکامل علوم مادی و دانش بشری، در خداشناسی و تکامل معنوی نیز کمک می‌کند و جامعه‌های جاهل را، آگاه، بینا و دانا می‌سازد.رهبر جامعه موعود، امام عالمی است که کسی دانشمندتر و حکیم‌تر از او نیست "أَوْسَعُكُمْ كَهْفاً وَ أَكْثَرُكُمْ عِلْما" (٣) علم و دانش در قلب و وجود او ریشه دوانده و جای گرفته است: «به درستی که علم به احکام خدا و سنت پیامبر -صلی الله علیه و آله - در دل مهدی -علیه السلام- می روید؛ همان طور که زراعت می‌روید بهترین روئیدنی»(٤) امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «او عالم‌ترین مردم و حکیم‌ترین مردم و با تقوا‌ترین مردم و بردبارترین مردم و شجاع‌ترین مردم و بخشنده‌ترین مردم و عابدترین مردم است» (٥)

همه امامان معصوم (علیهم‌السلام) از یک نور آفریده شده‌اند و یک هدف را بر عهده داشته‌اند و آن هدایت مردم و اشاعه نور ایمان در دل آن‌ها بوده‌است اما بنا بر اقتضائات، در هر زمانی صفتی خاص در هر یک از امامان (علیهم‌السلام) بروز کرده‌است.
2- شباهت امام مهدی به امام حسن (علیهما‌السلام):
یکی از مهمترین اوصاف رهبر یک جامعه حلم و بردباری است و از جمله آثار این صفت: سکون، آرامش داشتن و سبک- سری نکردن در مواقعی است که شخص از دیگران نارواها ببیند. بارزترین صفت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) حلم و بردباری ایشان بود. امام مهدی (علیه‌السلام) در طول دوران غیبت صغرا و کبرا ناملایمات زیادی از دوست و دشمن دیده است و همه آنها را تحمل کرده و بلکه در مواقعی، برای رفع این جهالت‌ها دعا کرده و از خداوند طلب بخشش کرده است. حضرت مهدی (‌علیه‌السلام) در نامه‌ای به شیخ مفید نوشتند:

«ما بر احوال شما آگاه هستیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده نیست. ما در رسیدگی و رعایت امور شما اهمال نکرده‌ایم و شما را از یاد نبرده‌ایم.»(٦)

مرحوم سید‌بن‌طاووس می‌فرماید: در یک سحرگاه در سرداب مطهر (منزل حضرت در سامرا) از حضرت صاحب‌الامر ارواحنا فداه این مناجات را شنیدم که می‌فرمود:

خدایا! شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه طینت ما خلق کرده‌ای، آنها گناهان زیادی با اتکاء بر محبت به ما و ولایت ما کرده‌اند، اگر گناهان آنها گناهی است که در ارتباط با توست از آنها بگذر ... و آنچه از گناهان آن‌ها که در ارتباط با خودشان است، خودت بین آنها را اصلاح کن...آن‌ها را از آتش جهنم نجات بده و آن‌ها را با دشمنان ما در خشم و سخط خود جمع نفرما. (٧)


3- شباهت‌های امام مهدی به امام حسین(علیهما‌السلام):
امام مهدی(علیه‌السلام) شباهت‌های زیادی به امام حسین (علیه‌السلام) دارند. برخی از این شباهت‌ها عبارتند از:
الف- موعود کتب آسمانی: از هر دو بزرگوار در قرآن و سنت پیامبران(صلوات‌الله‌علیهم) و کتاب‌های آسمانی یاد شده است. (٨)
ب- نهی از زشتی ها: امام حسین(علیه‌السلام) در امر به معروف و نهی از منکر اهتمام داشتند و تقیه نکردند، امام مهدی(علیه‌السلام) نیز این‌گونه‌اند. امام حسین(علیه‌السلام) می‌فرمایند: «همه خیر‌ها در آن زمان است که مهدی قیام می‌کند و همه این زشتی‌ها را ازمیان برمی‌دارد.» (٩) امام باقر(علیه‌السلام) فرمودند: «دنیا پایان نمی یابد تا اینکه خدای عزوجل مردی از ما اهل بیت را بر می‌انگیزد او به کتاب خدا عمل می‌کند و زشتی در شما نمی‌بیند مگر اینکه از آن نهی می‌کند.» (١٠)

امام مهدی (علیه‌السلام) آخرین امام از سلسله ائمه (علیهم‌السلام) هستند و اهداف و زحمات اهل بیت (علیهم‌السلام) را به سرانجام می‌رسانند. ایشان جامع همه کمالات الهی انبیاء و اولیاء و ائمه (علیهم‌السلام) می‌باشند به همین خاطر از جهات مختلفی به آن بزرگواران شباهت دارند.

ج- آزاد از بیعت طاغوت: امام حسین (علیه‌السلام) زیر بار بیعت طاغوت زمان نرفتند، امام مهدی (علیه‌السلام) نیز زیر بار بیعت طاغوتی نمی‌روند. در روایتی از امام رضا (علیه‌السلام) علت غیبت این گونه بیان شده‌است: «برای اینکه آن زمان که با شمشیر قیام می‌کند کسی بر عهده او [امام مهدی علیه‌السلام] بیعتی نداشته باشد.» (١١)
د- بر بال فرشتگان: فرشتگان، هر دو امام بزرگوار (امام حسین و امام مهدی علیهما‌السلام) را در زمان ولادت به اذن خداوند متعال به آسمان بالا بردند. (١٢)
ه- مصیبت بزرگ: مصیبت امام حسین (علیه‌السلام) سخت‌ترین مصیبت‌هاست، مصیبت امام مهدی (علیه‌السلام) نیز طولانی و محنتش شدید است.

و- کیست مرا یاری کند: امام حسین (علیه‌السلام)، هنگامی که می‌خواستند از مکّه به سوی عراق خروج کنند، یاری خواستند، امام مهدی (علیه‌السلام) نیز، هنگام ظهور در مکه یاری می‌طلبند. در این زمان نیز اگر گوش دلمان را باز کنیم ندای امام مهدی (علیه‌السلام) را خواهیم شنید که از اهل ایمان یاری می‌طلبند، آیا کسی هست که ندای آن حضرت را پاسخ گوید؟ (١٣)

ادامه دارد....

 

پی نوشت:
 ١. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 53، باب 28، ص 9.
 ٢. همان،ج 25، باب 4، ح 33،ص 165.
 ٣. همان، ج 51، باب 2، ح 14، ص 115.
 ٤. همان، ج 52، باب 27، ح 16، ص 318.
 ٥. معانی‌الاخبار، ابن‌بابویه، باب معنی الإمام المبین، ح 4، ص 102.
 ٦. بحار‌الأنوار، علامه مجلسی، ج 53، ص 175
 ٧. این مطلب به نقل از مرحوم علامه مجلسی قدس سره از ملحقات کتاب انیس العابدین و علامه میرزا حسین نوری قدس سره می‌باشد. البته محدث نوری در نجم الثاقب در ذیل حکایت 19 در انتساب این واقعه به سید‌بن‌طاووس تردید می فرمایند.
 ٨. ر.ک به: المحجّة فیما نزل من القرآن فی الحجّة علیه‌السلام و جلد دهم بحار‌الانوار و تفاسیر و غیر این کتب.
 ٩. الغیبه، طوسی، ص 438.
 ١٠. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 52،، باب 27، ح 182، ص 378.
 ١١. کمال‌الدین، صدوق، ج 2، باب 44، ح 4، ص 232، ترجمه منصور پهلوان.
 ١٢. همان، باب 41، روایاتی که در مورد مادر مکرمه حضرت قائم (علیه‌السلام) وارد شده‌است.
 ١٣. با استفاده از: مکیال‌المکارم، آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، ج1، ص 321 تا 328.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:28 AM
لینک ثابت
آینه تمام عیار سلسله عصمت
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

آینه تمام عیار سلسله عصمت

 

شباهت‌های امام مهدی (علیه‌السلام) به سایر امامان (علیهم‌السلام) (٢)
حضرت مهدی

 

همانطور که در بخش قبل بیان شد، بنا بر روایات، همه امامان معصوم (علیهم‌السلام) از یک نور آفریده شده‌اند و یک هدف را بر عهده داشته‌اند و آن هدایت مردم و اشاعه نور ایمان در دل آنها بوده‌است؛ اما بنا بر اقتضائات، در هر زمانی صفتی خاص در هر یک از امامان (علیهم‌السلام) بروز کرده‌است. امام مهدی (علیه‌السلام) آخرین امام از سلسله ائمه (علیهم‌السلام) هستند و اهداف و زحمات اهل بیت (علیهم‌السلام) را به سرانجام می‌رسانند. ایشان جامع همه کمالات الهی انبیاء و اولیاء و ائمه (علیهم‌السلام) می‌باشند به همین خاطر از جهات مختلفی به آن بزرگواران شباهت دارند. در این بخش به شباهت‌های میان امام مهدی (علیه‌السلام) با سایر ائمه (علیهم‌السلام) می‌پردازیم.


4- شباهت امام مهدی به امام سجاد (علیهما‌السلام):
بارزترین صفت امام سجاد (علیه‌السلام) عبادت ایشان می‌باشد که «زین‌العابدین» و «سیّد‌العابدین» نامیده شدند. امام مهدی (علیه‌السلام) نیز این‌گونه‌اند. امام موسی کاظم (علیه‌السلام) در وصف امام مهدی (علیه‌السلام) فرمودند: «با آن چهره گندمگون، زردی بی خوابی شب نیز آمیخته است، پدرم فدای آن کس که شبش را در حال سجود و رکوع و ستاره‌شماری (کنایه از بیداری) خواهد گذراند...» (١)


5- شباهت امام مهدی به امام باقر (علیهما‌السلام):
بارزترین صفت امام باقر (علیه‌السلام)، شباهت به رسول خدا (صلی ‌الله ‌علیه‌ و ‌آله) بود لذا جابر بن عبدالله انصاری هنگامی که نگاهش به آن حضرت افتاد گفت: «به پروردگار کعبه قسم، شمائل پیامبر است.» (٢) روایات بسیاری از طرق شیعه و سنی از رسول اکرم (صلی ‌الله ‌علیه‌ و ‌آله) در وصف امام مهدی (علیه‌السلام) نقل شده که آن حضرت فرمودند: «نام او نام من و کنیه‌اش کنیه من است، از نظر خلقت و رفتار شبیه‌ترین مردم به من است ...» (٣)

خداوند ریاست و مقام ظاهری را برای امام رضا (علیه‌السلام) قرار داد به طوری که برای پدران طاهرینش واقع نشده بود و تقیّه و بیمناکی در زمان آن حضرت تا حدودی برداشته شد، امام مهدی (علیه‌السلام) نیز این‌گونه است، خداوند بیمناکی او را به امنیّت بدل خواهد ساخت و به او در زمین اقتدار و تسلّطی خواهد داد که برای کسی از پیشینیان میسّر نکرده است.

6- شباهت امام مهدی به امام صادق (علیهما‌السلام):
بارزترین صفت امام صادق (علیه‌السلام) پخش علوم و بیان احکام برای مردم بود به طوری که برای امامان پیش از آن حضرت این امر میسّر نشد، با این حال تمام علومی که نزد آن حضرت بود، کشف نشد و برای ظهور امام مهدی(علیه‌السلام) به تأخیر افتاد و آن حضرت تمام احکام را بیان خواهند کرد و آنچه را که امامان (علیهم‌السلام) و پیغمبران (صلوات‌ الله‌ علیهم) شایستگی آن را در مردم ندیدند، فاش خواهند کرد.

امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «علم و دانش 27 حرف (شعبه) است. تمام آنچه پیامبران الهی آورده‌اند، دو حرف (شعبه) بیشتر نبود و مردم تا‌کنون جز دو حرف را نشناخته‌اند اما هنگامی که قائم ما قیام کند 25 حرف دیگر را آشکار سازد و در میان مردم منتشر می‌کند و دو حرف دیگر را به آن ضمیمه می‌کند تا 27 حرف کامل و منتشر شود.» (٤)


7- شباهت امام مهدی به امام موسی کاظم (علیهما‌السلام):
امام موسی کاظم (علیه‌السلام) بیش از پدران بزرگوارش دچار تقیه و شدت بیمناکی از دشمنان بودند. امام مهدی (علیه‌السلام) نیز (در دوران غیبت) این‌گونه هستند، به‌طوری که در برخی از روایات یکی از علل غیبت حفظ جان حضرت مهدی (علیه‌السلام) عنوان شده‌است. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «امام منتظر پیش از قیام خود مدتی از چشم‌ها غایب خواهد شد». از حضرت درباره علت آن سوال شد، حضرت فرمودند: «بر جان خویش بیمناک است» (٥)


8- شباهت امام مهدی به امام رضا (علیهما‌السلام):

امام زمان

خداوند ریاست و مقام ظاهری را برای امام رضا (علیه‌السلام) قرار داد به طوری که برای پدران طاهرینش واقع نشده بود و تقیّه و بیمناکی در زمان آن حضرت تا حدودی برداشته شد، امام مهدی (علیه‌السلام) نیز این‌گونه است، خداوند بیمناکی او را به امنیّت بدل خواهد ساخت و به او در زمین اقتدار و تسلّطی خواهد داد که برای کسی از پیشینیان میسّر نکرده است.

امام صادق (علیه‌السلام) در مورد آیه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً» (٦) فرمودند: این آیه در شأن قائم و اصحابش نازل شده‌است. (٧)


9- شباهت امام مهدی به امام جواد (علیهما‌السلام):
امام جواد (علیه‌السلام) در سنین کودکی و در حالی به امامت رسیدند که از عمر مبارکشان هشت بهار نگذشته بود، امام مهدی (علیه‌السلام) نیز در سنین کودکی به امامت رسیدند.


10- شباهت امام مهدی به امام هادی (علیهماالسلام):
امام هادی (علیه‌السلام) هیبتی داشتند که نظیر آن را احدی نداشته است به طوری که دشمنان آن حضرت، ایشان را به خاطر هیبتشان تعظیم و احترام می‌کردند نه از روی محبت و علاقه. امام مهدی (علیه‌السلام) نیز این‌گونه هستند و در دل دشمنان هیبت و رعب خاصی دارند. در مورد ایشان آمده‌است: "یسیر الرعب بین یدیه، لا یلقاه عدوّ إلّا هزمهم بإذن اللّه"(8)؛ رعب پیشاپیش او در حرکت است و هیچ سپاهی از دشمن با او رو‌به‌رو نمی‌شود، مگر آنکه شکست می‌خورد.

امام موسی کاظم (علیه‌السلام) در وصف امام مهدی (علیه‌السلام) فرمودند: «با آن چهره گندمگون، زردی بی خوابی شب نیز آمیخته است، پدرم فدای آن کس که شبش را در حال سجود و رکوع و ستاره‌شماری (کنایه از بیداری) خواهد گذراند...»

11- شباهت امام مهدی به امام حسن عسکری (علیهما‌السلام):
امام حسن ‌عسکری (علیه‌السلام) نیز مانند امام هادی (علیه‌السلام) هیبتی داشتند که دشمنان با دیدن ایشان لرزه بر اندامشان می‌افتاد. (٩) و از این نظر امام مهدی (علیه‌السلام) به ایشان شباهت دارند.(١٠)

 

حُسن ختامِ مسیر هدایت

بنا بر آنچه در این بخش و بخش قبلی بیان شد، امامان از یک نور آفریده شده‌اند و هدف هدایت مردم را بر عهده داشته‌اند اما بنا بر اقتضائات در هر زمان، صفتی در هر یک از امامان بروز کرده است. امام مهدی (علیه‌السلام) اهداف امامان را به سرانجام می‌رسانند. ایشان جامع کمالات ائمه اطهار (علیهم‌السلام) می‌باشند لذا از جهات مختلفی به آن بزرگواران شباهت دارند.

 

پی نوشت: 

1. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج46، باب 5، ح 19، ص63.
2. همان، ص225.
٣. کمال‌الدین، صدوق، ج1، باب 25، ح 1، ص 535، ترجمه منصور پهلوان.
٤. بحار‌الانوار ج 52، باب 27، ح 73، ص 336.
٥. کمال‌الدین، صدوق، ج 2 ،باب 44، ص 233، ح 7، ترجمه منصور پهلوان.
٦. خداوند در سوره نور آیه 55 می‌فرماید: « خداوند به كسانى از شما كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند وعده مى‏دهد كه قطعاً آنان را حكمران روى زمین خواهد كرد، همان گونه كه به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید و دین و آیینى را كه براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‏دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل مى‏كند، آن چنان كه تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریك من نخواهند ساخت. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند.»
٧ . الغیبه، نعمانی، ح35، ص240.
٨. التشریف بالمنن، ابن‌طاووس، باب131، ح158، ص138.
٩ . ر.ک به حدیث بحار‌الانوار، علامه مجلسی، ج50، ص308 و 309.
١٠ . با استفاده از: مکیال‌المکارم، آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، ج1، ص 321 تا 324.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:26 AM
لینک ثابت
«بصیرت» شرط اصلی ظهور + راهکارهای کاربردی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

برخی معتقدند اگر امام زمان فقط ۳۱۳ یار مخلص داشته باشند، ظهور می کنند و بر این اساس چنین سؤالی را مطرح می کنند که آیا در میان این تعداد مسلمان و شیعه، ۳۱۳ نفر یار برای ظهور حضرت وجود ندارد؟

بصیرت


در پاسخ باید گفت که اولاً: در روایات مختلف، برای یاران و اصحاب خاص حضرت مهدی علیه السلام، صفات و خصوصیات ویژه ای ذکر شده که ممکن است این افراد با این شرایط ویژه هنوز در بین ما موجود نباشند.
ثانیاً: از مجموعه احادیث استفاده می شود که یاران حضرت مهدی علیه السلام بعد از ظهور، محدود به 313 نفر نمی شود و باید دسته دیگری از یاوران امام زمان علیه السلام که ده هزار نفر هستند نیز برای قیام حاضر باشند، چراکه بدون حضور ایشان در مکه قیام صورت نمی گیرد.(1)
ثالثاً فراهم شدن ۳۱۳ نفر از یاران خاص حضرت ولی عصر علیه السلام علت تامّه برای ظهور حضرت نیست و تنها یکی از شرایط تحقق ظهور است. در حقیقت ظهور امام مهدی علیه السلام شرط مهم دیگری نیز دارد که همان «آمادگی عمومی» و استقبال جهانی برای تشکیل حکومت عدل الهی است.

آمادگی برای ظهور در پرتوی بصیرت همگانی

اقبال و خواست عموم مردم نسبت به امام زمان علیه السلام و حمایت از تشکیل حکومت عدالت گستر مهدوی نیازمند این است که شناخت و بصیرت نسبت به حقانیت و اهداف قیام امام عصر علیه السلام در بین مردم به بالاترین حد ممکن برسد. بنابراین می توان گفت: یکی از مهمترین ابزار ایجاد آمادگی عمومی، برای ظهور امام مهدی علیه السلام بصیرت افزایی در جوامع اسلامی است.

گرچه 313 نفر که فرماندهان و یاران اصلی ایشان را تشکیل می دهند در اوجِ ایمان، ولایت پذیری، صبر و بصیرت هستند؛ عموم یاران نیز با توجه به مقدار بهره ای که از این اوصاف کریمه دارند به حضرت نزدیکتر خواهند بود گرچه عموم مردم هم برای حمایت از دولت ایشان باید از این اوصاف بهره مند باشند. بنابراین برای فراهم آوردن یکی از مهمترین شرایط ظهور امام زمان علیه السلام باید سعی بر افزایش سطح بصیرت دینی در جامعه داشت

لفظ بصیرت از نظر لغوی به معنای بینایی است اما در اصطلاح به بینایی قلب و درک و فهم عمیق مسائل گفته می شود. بصیرة -و بصر- نیروى بینائى چشم و قدرت ادراك دل است.(2)
«بصیر» فردی است كه نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، معنوی و... ، از بینش عمیق و صحیحی برخوردار باشد که به وسیله آن بتواند حق و باطل را از هم تمیز داده و در هنگام بحران و فتنه، راه حق و سعادت را تشخیص دهد و طبق آن حركت كند.

اوج بصیرت در یاران منجی

یاران امام زمان علیه السلام باید از بالاترین سطح بصیرت برخوردار باشند. گرچه 313 نفر که فرماندهان و یاران اصلی ایشان را تشکیل می دهند در اوجِ ایمان، ولایت پذیری، صبر و بصیرت هستند؛ عموم یاران نیز با توجه به مقدار بهره ای که از این اوصاف کریمه دارند به حضرت نزدیکتر خواهند بود گرچه عموم مردم هم برای حمایت از دولت ایشان باید از این اوصاف بهره مند باشند. بنابراین برای فراهم آوردن یکی از مهمترین شرایط ظهور امام زمان علیه السلام باید سعی بر افزایش سطح بصیرت دینی در جامعه داشت.

راههای کاربردی کسب بصیرت

1. تقوای دل: یکی از مهمترین راه های بصیرت افزایی پرورش روح تقوا و دوری از معاصی در جامعه است. قرآن کریم می فرماید: «ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً»(3) اگر تقوای الهی پیشه کنید خداوند قدرت تمیز حق از باطل را به شما عطا خواهد کرد.
همان طور که در تعریف بصیرت آمد، بصیرت نوعی ادراک قلبی است که به وسیله آن می توان حق و باطل را از هم تمییز داد؛ بنابراین به نورانیت دل بستگی دارد و اگر قلب از زنگار گناه پاک باشد می تواند حقیقت را به روشنی در آینه دل جلوه گر ببیند.

2. تذکر و غفلت زدایی: یکی از مهمترین امور بصیرت بخش؛ «یادآوری» و «ذکر» است که موجب «غفلت زدایی» می شود. خداوند متعال در بسیاری از آیات قرآن بندگان را به ذکر خود و یا یادآوری نعمات و آیات الهی، وقایع عبرت آموز و بلایای واردشده بر امتهای پیشین و... سفارش کرده است.(4)
امیرالمؤمنین علیه السلام درباره تأثیر ذکر بر افزایش بصیرت می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الذِّكْرَ جَلَاءَ الْقُلُوبِ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ»(5) بدرستى كه خداى سبحان ذكر را جلادهنده دلها، قرار داده که بینا می شوند به وسیله آن بعد از کوری و اشتباه در تاریكى .
چنانکه خداوند نیز خطاب به پیامبرش می فرماید: «وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنین »)6) پیوسته تذكر ده، زیرا تذكر مؤمنان را سود مى بخشد. 
و در جای دیگر خداوند، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را به یادآوری «ایام الله» [روزهای خدا] دستور می دهد و می فرماید: « وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّه »(7)
مفسران در تفسیر آن احتمالات مختلفى داده اند اما اصولا نمى توان این تعبیر گویا و رسا را محدود ساخت. ایام الله تمام روزهایى است كه داراى عظمتى در تاریخ زندگى بشر است. هر روز كه یكى از فرمانهاى خدا در آن چنان درخشیده، كه بقیه امور را تحت الشعاع خود قرار داده، از ایام الله است. هر روز كه فصل تازه اى در زندگى انسانها گشوده، و درس عبرتى به آنها داده و ظهور و قیام پیامبرى در آن بوده، یا طاغوت و فرعون گردنكشى در آن به قعر دره نیستى فرستاده شده، و خلاصه هر روز كه حق و عدالتى بر پا شده و ظلم و بدعتى خاموش گشته، همه آنها از ایام الله است.(8)
در روایتی نیز امام محمدباقر علیه السلام سه روز را به عنوان برجسته ترین روزهای دوران، «ایام الله» معرفی می فرماید: «أَیَّامُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثَلَاثَةٌ یَوْمَ یَقُومُ الْقَائِمُ وَ یَوْمَ الْكَرَّةِ وَ یَوْمَ الْقِیَامَة»(9) ایام خدا سه روز است: روز ظهور حضرت حجت و روز رجعت و روز قیامت.

یادآوری نعمات و الطاف الهی بر مردم، هنگامی که در راه حق استقامت ورزیدنده به پیروزی رسیدند و همچنین یادآورشدن شکستها و مصائبی که به سبب غفلت، بی صبری، تفرقه و عدم ولایت پذیری، در طول تاریخ دامنگیرشان شده است، نقش بسزایی در افزایش بصیرت عمومی خواهد داشت

طبق این روایت روز ظهور امام قائم علیه السلام، ایام الله است. بنابراین با تمسک به آیه «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّه » پیوسته باید این وعده الهی را یادآور شد تا به این وسیله غبار غفلت در عصر غیبت از قلوب مؤمنین زدوده شود.
بنابراین یادآوری نعمات و الطاف الهی بر مردم، هنگامی که در راه حق استقامت ورزیدنده به پیروزی رسیدند و همچنین یادآورشدن شکستها و مصائبی که به سبب غفلت، بی صبری، تفرقه و عدم ولایت پذیری، در طول تاریخ دامنگیرشان شده است، نقش بسزایی در افزایش بصیرت عمومی خواهد داشت.

3.  تفکر و عبرت پذیری: امیرالمؤمنین علیه السلام در تعریف انسان بصیر می فرماید: «فَإِنَّمَا الْبَصِیرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَكَّرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِ ثُمَّ سَلَكَ جَدَداً وَاضِحاً»)10) انسان صاحب بصیرت كسى است كه به درستى شنید و اندیشه كرد، پس به درستى نگریست و آگاه شد، و از عبرتها پند گرفت، سپس راه روشنى را پیمود، و از افتادن در پرتگاه ها، و گم شدن در كوره راهها دورى كرد.
امیرالمؤمنین علیه السلام در جای دیگر می فرماید: «لَا بَصِیرَةَ لِمَنْ لَا فِكْرَ لَهُ»)11) کسی که تفکر نمی کند بصیرتی برایش نخواهد بود؛ زیرا بصیرت در هر باب، از تفكر و تأمّل در آن حاصل می شود.
عبرت گرفتن بارزترین شاخصه برای افراد بصیر است. تا جایی که در بسیاری از کتب لغت «بصیرت» را مساوی با «عبرت» معنا کرده اند.)12)
مقام معظم رهبری نیز در این باره می فرماید: «این بصیرتى كه در حوادث لازم است و در روایات و در كلمات امیرالمؤمنین علیه السلام هم روى آن تكیه و تأكید شده، به معناى این است كه انسان در حوادثى كه پیرامون او می گذرد و در حوادثى كه پیش روى اوست و به او ارتباط پیدا می كند، تدبر كند؛ سعى كند از حوادث به شكل عامیانه و سطحى عبور نكند.» (13)

به سوی ظهور موعود

بنابراین باید توجه داشت یکی از شرایط ظهور امام عصر علیه السلام آمادگی یاران و عموم مردم برای تشکیل حکومت عدالت گستر الهی است و این آمادگی جز با افزایش بصیرت اجتماعی امکانپذیر نیست. آنچه موجب افزایش بصیرت خواهد شد در مرحله اول شناخت حدود و احکام الهی و رعایت این حدود است که از آن به «تقوا» یاد می شود. راهکار قرآنی و روایی دیگر برای افزایش بصیرت، «ذکر» و یادآوری «ایام الله» است که البته باید همراه با «تفکر» و «عبرت پذیری» باشد تا جامعه منتظر را به اوج بصیرت و آمادگی برای ظهور امام زمان علیه السلام و زمینه سازی برای آن سوق دهد.

پی نوشت:
1. ر.ک. كمال الدین: ج2، ص 654 ، ح 20؛ بحار الأنوار:ج 52، ص 323 ، ح 33
2. ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن،ج 1، ص275
3. سوره انفال: 29
4. ر.ک. بقره:152، المائدة : 11، الأنفال : 26، اعراف:74 و...
5. بحار الأنوار ، ج 66، ص: 325
6. الذاریات:55
7. ابراهیم:5
8. تفسیر نمونه، ج 10، ص: 271 و272
9. الخصال، ج 1، ص: 108
10. نهج البلاغه، صبحی صالح، ص: 213 ، خطبه153
11. غرر الحكم و درر الكلم، ص783
12. لسان العرب، ج 4، ص: 65، كتاب العین، ج 7، ص: 118
13. سخنان مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان استان قم 1389

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:09 AM
لینک ثابت
آهای شیعه! قولت یادت نره!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

گاهی عهد هم مثل دل، می شکند و گاهی چون سیمان، ناشکستنی! من در پیمان «الست» بله هایی گفته ام، بله هایی که شاید یادم نباشد! بله هایی که در وسط جاده شلوغ قلب من، زیر دست و پاست و گم شده است.

 
صاحب الزمان، امام زمان

گاهی عهد هم مثل دل، می شکند و گاهی چون سیمان آن قدر محکم می شود که ناشکستنی! در پیمان «الست» همان آیه میثاق (1) که با خداوند تعالی رویارویی حضوری داشته ایم و با علم حضوری و شهود قلبی او را دیده ایم و شناخته ایم که آفریننده و روزی دهنده مان کیست؛ (2) در همان موقعیت که به فقر ذاتی و احتیاج خود به پروردگار، اعتراف کردیم، بله های دیگری را نیز گفته ایم. بله هایی که شاید یادمان نباشد؛ اما شواهدی بر آنها شاهد است.
کمی تأمل بفرمایید؛ آیا یادتان می آید که چه شواهدی نشان از عهد ما با ولایت دارد؟ و چرا می گوییم عهدی به غیر از وحدانیت خداوند نیز به گردن ما هست؟

امروز آغاز امامت امام زمان(عج) است . همان امامی که سالهاست آغاز امامتش را جشن می گیریم و در انتظارش هستیم. در این روز باید عهدی را که بسته ایم به یاد آوریم و متعهد به آن باشیم.

 

 

روزی که "بله" گفتیم

قبل از نشئه دنیایی، نشئه ای داشتیم انسانی که در آن اعتراف و اقراری کردیم به توحید و اینکه فقیریم و وابسته؛ همچنین اقرار نمودیم به ولایت و طاعت پیامبر اکرم و ائمه علیهم السّلام؛ اگر فردی تا این مرحله پیش رود به حقیقت توحید رسیده است؛ زیرا ایستگاه آخر، قبول ولایت والیان منسوب از طرف خداوند است.
صادق آل طه (علیه السّلام) در مورد اقرار گرفتن خداوند از خلق و پیشتاز بودن پیامبر (صلی الله علیه و آله) حضرت امیر و ائمه (علیهم السّلام) در بلی گفتن به ربوبیت خداوند تعالی و هدیه گرفتن دین، علم، امانتداری و مسئولیت از سوی خداوند و دستور پروردگار به اقرار نمودن مخلوقات به ربوبیت خداوند و ولایت و طاعت این عزیزان و شهادت ملائکه به این مساله و... تأکید می فرمایند که "ولایت ما بر خلق، محکم شد."  (3)

قبل از نشئه دنیایی، نشئه ای داشتیم انسانی که در آن اعتراف و اقراری کردیم به توحید و اینکه فقیریم و وابسته؛ همچنین اقرار نمودیم به ولایت و طاعت پیامبر اکرم و ائمه علیهم السّلام؛ اگر فردی تا این مرحله پیش رود به حقیقت توحید رسیده است؛ زیرا ایستگاه آخر، قبول ولایت والیان منسوب از طرف خداوند است

همچنین فرمودند: "ما همان پیمان و عهد خداییم، هر کس به عهد ما وفا کند، به عهد الهی وفا کرده است و هر کس پیمان ما بشکند، پیمان خداوند شکسته است."(4)
تا به حال این حدیث زیبا و قابل تأمل را شنیده اید که امام باقر (علیه السّلام) در مورد معنای آیه شریفه «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا» فرمودند: «مراد از آن، لا اله الا الله، محمّد رسول الله و علی امیرالمؤمنین است»؟! و سپس اضافه می نمایند كه «الی هاهنا التوحید» (5) یعنی توحید تا این جاست. به نظر شما بزرگواران، چرا مولا توحید را این گونه معنا کرده اند؟ چرا اگر من با فطرت الهی خود، متوجه شوم که خداوند یکی است به آخرین ایستگاه مقصد توحید نرسیده ام؟ و هنوز تا رسیدن به وحدانیت فاصله هست؟ آیا ولایت مولا در ما فطری است و مانند توحید، با آب و گل ما سرشته شده است؟ تأمل کنیم!

امانتی گمشده در زیر دست و پا

مولای غریبمان از ما گله مندند که شیعیان ایشان، بر سر پیمانی که بر عهده دارند، همدل نیستند و می فرمایند: "به همین دلیل، سعادت دیدار ما، به تأخیر افتاده است." (6)  آیا این سخن ثابت نمی کند که ما عهدی داشته ایم و آن را شکسته ایم؟ و یا اگر برخی از ما به آن پایبند بوده ایم، این وفا به همدلی و یکدستگی نرسیده است؟!
حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود را «مستَودع العهد المأخوذ علی العباد» یعنی گنجینه عهد و پیمانی که خدا از بندگان گرفته!(7) معرفی می نمایند. آیا این عهد، امانت است که امام از واژه "مستودع" استفاده فرموده اند؟ آن گوهر رها شده در وسط جاده شلوغ قلب من، که زیر دست و پاست، همان امانتی است؟!

 

روز همعهدی

امروز که روز همعهدی است به هم قول دهیم که بر سر قولمان باشیم و قرار بگذاریم که نجوای خود را مدام تکرار کنیم؛ مبادا که یادمان برود عهدی داشته ایم:
«إِنّا سامِعونَ مُطیعونَ راضُونَ مُنقادُونَ لِما بَلَّغتَ عَن رَبَّنا وَ رَبَّکَ فی أَمرِ اِمامِنا عَلیٍّ امیرِ المؤمنینَ وَ مَن وُلِدَ مِن صُلبِهِ مِنَ الأئِمَّه. نُبایِعُکَ عَلی ذالِکَ بِقُلوُبِنا وَ انفُسِنا وَ السِنَتِنا وَ اَیدینا. عَلی ذالِکَ نَحیی وَ عَلَیهِ نَموتُ وَ عَلیهِ نُبعَثُ. وَ لانُغَیِّرُ وَ لانُبَدِّلُ وَ لانَشُکَّ وَ لانَجحَدُ وَ لانَرتابُ وَ لانَرجِعُ عَنِ العَهدِ و لانَنقُضُ المیثاقَ.
وَعَظتَنا بِوَعظِ اللهِ فی عَلِیٍّ اَمیرِ المؤمِنینَ وَ الأئمَّهِ الَّذینَ ذَکَرتَ مِن ذُرِّیَّتِکَ مِن وُلدِهِ بَعدَهُ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ وَ مَن نَصَبَهُ اللهُ بَعدَهُما.
فَالعَهدُ وَ المیثاقُ لَهُم مَأخوذٌ مِنّا مِن قُلوبِنا وَ اَنفُسِنا وَ اَلسِنَتِنا وَ ضَمائِرِنا وَ اَیدینا. مَن اَدرَکَها بِیَدِهِ وَ إلّا فَقَد اََقَرَّ بِلِسانِهِ وَ لانَبتَغی بِذالِکَ بَدَلاً وَ لایَری اللهُ مِن اَنفُسِنا حِوَلاً. نَحنُ نُؤَدّی ذالِکَ عَنکَ الدّانی وَ القاصی مِن اَولادِنا وَ اَهالینا وَ نُشهِدُ اللهَ بِذالِکَ وَ کفی بِاللهِ شَهیداً وَ انتَ عَلَینا بِهِ  شَهیدٌ:

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود را «مستَودع العهد المأ خوذ علی العباد» یعنی گنجینه عهد و پیمانی که خدا از بندگان گرفته!   معرفی می نمایند. آیا این عهد، امانت است که امام از واژه "مستودع" استفاده فرموده اند؟ آن گوهر رها شده در وسط جاده شلوغ قلب من، که زیر دست و پاست، همان امانتی است؟!

ما شنیدیم و اطاعت کردیم! و راضی هستیم و سر تسلیم فرود می آوریم درباره ی آنچه از جانب پروردگار ما و خودت به ما رساندی! یعنی امر امامت علی امیر المؤمنین و امامانی که از صلب او به دنیا می آیند. بر این مطلب با قلبهایمان و باجانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بیعت می کنیم! بر این عقیده زنده ایم و با آن می میریم و روز قیامت با آن محشور می شویم! تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمی کنیم و شک و انکار نمی نماییم و تردید به دل راه نمی دهیم و از این قول بر نمی گردیم! و پیمان را نمی شکنیم!
تو ما را به موعظه الهی نصیحت نمودی درباره علی امیرالمؤمنین و امامانی که گفتی بعد از او از نسل تو و فرزندان اویند؛ یعنی حسن و حسین و آنان که خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است.
پس برای آنان عهد و پیمان از ما گرفته شد! از قلبهایمان و جانهایمان و زبانهایمان و درونمان و دستهایمان. هر کس توانست با دست بیعت می نماید وگرنه با زبانش اقرار می کند. هرگز در پی تغییر این عهد نیستیم و خداوند (درباره ی امامت امامان) از جانمان تغییری نبیند.
ما این مطالب را از قول تو به نزدیک و دور از فرزندانمان و فامیلمان می رسانیم و خدا را بر آن شاهد می گیریم! خداوند بس است که شاهد باشد و تو (پیامبر رحمت) نیز بر این اقرار ما شاهد هستی!»

دو کلام حرف دل با دوست

مولا جان! اگر روزگار طولانی شود و عمرها بگذرد بر یقین من اضافه خواهد شد و این سالها، فقط محبت، توکل و اعتمادم را افزایش خواهد داد! ظهور شما تنها توقع و انتظار من است! (8)
مولای غریب من! راضی و خوشنودم به پیشوایی ، هدایت ، سرپرستی و راهبری تو و به جای تو احدی را نمی خواهم و جز تو کسی را ولیّ و سرپرست خود نخواهم گرفت. (9)
زیرا که:

اگر بر جای من غیری گزیند دوست، حاکم اوست           حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

مولای رحیم من! می دانید که گاهی عهدتان شکستم و دلتان را نیز! اما شما که مظهر قادر متعال هستید، این عهد تار عنکبوتی را سیمانی کنید که گاهی به مویی می رسد و بند دلمان پاره می کند.

پی نوشت :

 1 - و چون پروردگار تو از پسران آدم از پشتهایشان نژادشان را بیاورد و آنها را بر خودشان گواه گرفت كه مگر من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا، گواهى مى دهیم تا روز رستاخیز نگویید كه از این نكته غافل بوده ایم. (الاعراف،  172)
2  - معنای این آیه شریفه از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد. فرمودند: از آن خاطرات معرفت در دلها به جا ماند ولی سایر خصوصیات موقف از یادها برفت، و روزى خواهد آمد كه دوباره به یادشان بیاید و اگر این معنا نبود احدى از مردم نمى فهمید كه آفریدگار و روزى دهنده اش كیست.: محمد حسین طباطبایی، المیزان، موسوی همدانی، ج 8، ص 431؛ به نقل از محاسن ج 1- 2 ص 281
3- ر.ک: عبدعلی بن جمعه عروسی حویزی، نور الثقلین، ج 2، ص 93.
4 - کلینی، کافی، ج ۱، ص ۲۲۱ و نیز ر.ک: بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۲۴۵.
5- بحار الانوار، ج3، ص277.

6- ر.ک: طبرسی، احتجاج ، ج ۲، ص ۴۹۸؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۷.
7- طبرسی، احتجاج ، ج ۲، ص ۵۹۷٫ نامه به شیخ مفید.

 8 - شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت صاحب الامر. (با اندکی تصرف)
9  - همان

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:09 AM
لینک ثابت
روزی که احضار می شوم
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

روزی که احضار می شوم

هول و هراس مردم، عجیب بود! برخی دستهای خود را روی دهانشان گذارده بودند، ولی سردشان نبود و برخی به گزیدن انگشت خود مشغول! و در حالی که از انگشتانشان خون جاری بود، احساس درد نمی کردند؛ این را از راه رفتن تند و ابروان گره کردشان فهمیدم. یکی مانند مستان، قهقهه می زد و یکی سرش را در میان زانوانش، مخفی کرده بود، به امید اینکه نفهمند و احضارش نکنند! همه ی مردم احضار می شدند و گروه های متفاوت و متعددی صحرای محشر را پر کرده بود؛ وجه تمایز هر دسته، امام آن دسته بود.

قیامت

گرگی را در میان جمعی دیدم که حیوانات مختلفی دور او حلقه زده، به سرزنش او و همدیگر مشغول بودند و او نیز مرتب به آنها می گفت از شما بدم می آید. 2 با خودم گفتم: مگر حشر انسانها با حیوانات متفاوت نیست؟! از کنار آنها نیز، عبور کردم. به گروهی رسیدم که بُتی را در میان خود گذارده و مدام به سر خود می زدند. گویی عزادارند! اما عزادار از دست دادن چه کسی؟! گوش خود را تیز کردم و صدای مبهمی را از میان تمام ناله ها شنیدم که می گفت: چرا خودم را به تو فروختم؟! پاشو کاری کن! چرا جواب نذرها و وقتهایی را که برای تو، گذاشته ام، نمی دهی؟! واقعاً تو فقط سنگی؟! خاک بر سر من!
مشغولیت هر گروه به خود، مانع از این می شد که به دیگران توجهی کند. از کنار آنها نیز گذشتم، عطر دلاویزی به مشامم خورد؛ خود را به سرعت به مکان آن بو، رساندم. رایحه ی گروهی شاداب و نورانی که همه در قالب انسان و با کمال متانت و وقار، دور بزرگواری حلقه زده بودند. زیبایی و تمییزی آنها، مانع از ورود من به گروه آنها شد؛ زیرا خجالت می کشیدم که با این چهره ی مضطرب و سیاه، به جمعشان وارد شوم. چند قدم آن طرفتر ایستادم و نگاهشان کردم؛ وقتی که امامشان سخن می گفت، تمام قد گوش و محو صدای او می شدند و وقتی که از سخن می ایستاد با یکدیگر خوش و بش می کردند.

چرا همیشه مردم منتظر خارق عادت هستند؟! و وقتی کسی کارهای حشرات را انجام می دهد و از روی آب رد می شود، مریدش می شوند؛ ولی وقتی با افرادی آشنا می شوند که تمام نیت، گفتار و کردارش پاک است و بی گناه، متعجب نشده و خود را به او نزدیک نمی کنند؟

 شنیدم یکی از آنها، به دیگری گفت: یادت هست یک روز در مورد این روز زیبا، با همدیگر صحبت می کردیم؛ در مورد فرمایش امام صادق علیه السلام؟! همان حدیثی که فرمود: «آیا حمد و سپاس خدا را به جا نمى آورید؟ هنگامى كه روز قیامت مى شود خداوند هر گروهى را با كسى كه ولایت او را پذیرفته مى خواند، ما را همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و شما را همراه ما. فكر مى كنید در این حال شما را به كجا مى برند، به خداوند كعبه به سوى بهشت» و این جمله را سه بار تكرار فرمود.  3
یادت هست بعد از مرور این حدیث، گفتی چه قدر مشتاق دیدن اهل بیت علیهم السلام و دیدن این وعده ی الهی هستم؟! و دوست متبسّم او، پاسخ داد: بله، یادم هست. من اینجا را در خواب دیده بودم و چهره ی مولا را خوب می شناسم.
نمی دانم چند ساعت بود که مشغول نظاره ی محبت این گروه، با یکدیگر بودم؟! در حالی که سعی می کردم آن عطر را در مشام خود، ذخیره کنم به آرامی گذشتم و مدام به پشت سر خود نظر افکنده و به آنها می نگریستم. گویی چشمانم نیز به پر شدن از آنها نیازمند بود.
در تمام این مدت آیه ای از جلوی دیدگانم رد می شد: «یَوْمَ نَدْعُواْ كُلَّ أُنَاسِ بِإِمَامِهِم ...» 4: (ای رسول! به یاد آر!) روزى را كه هر قومى را با امامشان احضار می کنیم.
از خودم پرسیدم: آیا این پیشوایان آخرتی مردم، در دنیا نیز همراه آنها بوده اند؟! و خودم پاسخ دادم: مطمئناً در دنیا نیز آنها را قبول داشته اند وگرنه این احضار، معنایی نداشت؟! و تصاویر امامان متعدد دنیایی، از جلوی چشمانم گذشت. تصویر شبی که خانه ی آقا هوشنگ میهمان بودیم و آنها از کسی به نام آقا بهروز، صحبت می کردند که با رشوه، کارهای مالی فامیل را رفع و رجوع می کرد و به پرونده ها رسیدگی؛ آنقدر محو دستورات او شده بودند و تمام شیوه ها را بلد، که گویی دستور او، آسمانی است. یادم هست که حتی وقت شام، آنقدر از او صحبت کردند که شامشان یخ کرد و در بشقاب ماند. تواضع پرستشانه ی آنها در مقابل آقا بهروز، عجیب بود! آیا واقعاً امام آنها، در قیامت نیز همراه آنها هست؟! و به کمک آنها می آید؟
همین طور که سعی می کردم چشمهایم را از زمین برندارم، مباد که باز با صحنه ی وحشتناکی چون دندان گرفتن دستهای خود، برخورد کنم. 5  ناخودآگاه سرم را بالا آوردم و چهره ی آفتاب سوخته و روستایی مردی ساده، مرا یاد آن روز انداخت.
روزی که مردی بادیه نشین از رسول رحمت صلی الله علیه و آله پرسید:
- قیامت کی برپا می شود؟
- برای آن روز چه توشه ای فراهم ساخته ای؟
- به خدا قسم! من برای آن روز عمل فراوانی ندارم؛ ولی واقعاً خدا و رسول صلی الله علیه و آله  او را دوست دارم!
- «المرء مع من احبَّ» 6: انسان با کسی است که دوستش دارد.

هر گروهی از مردم در قیامت با امام خود احضار می شوند؛ گروهی با امام نار که چهره ی برزخی او حیوان است و گروهی با بتی که می پرستیدند و گروهی با امام حقی که اطاعتش می کردند. همراهی مردم با امام خود در آخرت، از دنیا آغاز شده و قبل احضار در آخرت، دوست داشتنی ما، امام ما و مورد پیروی ما خواهد بود.

آری؛ اینان در دنیا نیز همراه امامی بودند که دوستش داشتند، زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله  نفرمود در آخرت با ما هستی؛ بلکه همراهی با آن که دوستش داریم را هم دنیایی دانست و هم آخرتی.
دل مردم را با دروغهای خود بردند، همانهایی که خود را توانا و قدرتمند جلوه دادند؛ اما مسأله ای ذهنم را به شدت مشغول کرده بود؛ این که چگونه می شود به دل نیرنگ زد؟
چگونه مردم این امامان پوشالی و بادشده ی بادکنکی را به امامانی که هیچ گاه مزدی از آنها نخواسته اند، ترجیح داده اند؟ با آنکه بارها قدرت و علم الهی شان را، تجربه کرده بودند. آیا به راستی فرق بین کسی که تو را برای نفع شخصی نمی خواهد، با کسی که از تمام ابزار و امکانات استفاده می کند که خود را تبلیغ کند، روشن نیست؟
چرا همیشه مردم منتظر خارق عادت هستند؟! و وقتی کسی کارهای حشرات را انجام می دهد و از روی آب رد می شود، مریدش می شوند؛ ولی وقتی با افرادی آشنا می شوند که تمام نیت، گفتار و کردارش پاک است و بی گناه، متعجب نشده و خود را به او نزدیک نمی کنند؟
زیرا همیشه این امامان دروغین، عقل مردم را پوک و آنها را ذلیل می کنند و سپس مردم را به اطاعت می خوانند. 7
کاش همه ی ما، گاهی به وجودمان نظری می کردیم و به دنبال امامی که خودمان را با خودمان آشنا کند می گشتیم؟! دنبال مولای غریبی که چون اجازه ی خودنمایی فیزیکی برای همه ی انسانها را ندارد؛ از یاد برخی رفته است و جای او را آنهایی گرفته اند که با ظاهرسازی و بادکردن خود و خواندن فکر مردم، چشمها را خیره کرده، مرید یافتند و مراد شدند و در مقابل مهدی علیه السلام به صف آرایی مشغول!
اما ما باور داریم که روزی کفهای روی آب به کناری می رود و حق با تمام زیبایی جلوه می کند و باد این بادکنکها خالی می شود و دنیای رنگارنگ امروز، به دنیایی سبز بدل خواهد شد.
به امید آن روز!

پی نوشت ها:

1  - روزى كه... مردمان به نظرت مست آیند، ولى مست نیستند؛ بلكه سختى عذاب خدا ایشان را بیخود كرده است. ر.ک: الحج، 2.
2  - ر.ک: البقره، 166.
3  - محمد بن فضل طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مترجمان، تهران: فراهانی، 1360 ه. ش، ج 14، ص 180.
4  - الاسراء، 71؛ این آیه مبارکه که یکی از آیات مهدوی است به این مسأله اشاره می نماید که هر گروهی از مردم در قیامت با امام خود احضار می شوند؛ گروهی با امام نار که چهره ی برزخی او حیوان است و گروهی با بتی که می پرستیدند و گروهی با امام حقی که اطاعتش می کردند. همراهی مردم با امام خود در آخرت، از دنیا آغاز شده و قبل احضار در آخرت، دوست داشتنی ما، امام ما و مورد پیروی ما خواهد بود.
5  - «وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً»: الفرقان، 27.
6  - میرزا حسین نوری، مستدرک الوسایل، ج 9، ص8.

 7 - و فرعون ...گفت: اى مردم آیا ملك مصر از من نیست و این نهرها از دامنه قصرم نمى گذرد؟ آیا [عظمت و حشمت من و فقر و تهیدستى موسى را] نمى بینید؟ ... پس به این وسیله قومش را سبك مغز شمرد در نتیجه اطاعتش كردند ...: ر.ک: 51-54، الزخرف.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:09 AM
لینک ثابت
خود را به کربلای امام زنده ات برسان
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

خود را به کربلای امام زنده ات برسان

ماجرا زمانی ناباور می شود که مردمی که این چنین برای امام شهیدشان سینه داغ می کنند، چرا برای امام زنده شان تحرکی ندارند؟!...

 
غریب

اوقاتی که زندگی عادیمان را اندکی به هم می ریزیم و شکل و شاکله آن را عوض می کنیم، وقتمان را بیشتر صرف امام شهیدمان می کنیم و تمام تلاشمان را می کنیم که حق این روزها را ادا کرده باشیم. مجالس پرشور برگزار کرده و با یکدیگر مهربانتر می شویم، زیرا داغی مشترک ما را به هم شبیه تر و نزدیکتر کرده است. حتی آمارها نشان می دهد که مجرمان نیز برای این ایام و صاحب او حرمتی خاص قائلند که اندکی در نوع زندگی کردنشان موثر واقع شده است.

مصیبتی که در کربلا اتفاق افتاد، مصیبت عظیمی است که تحمل آن برای آسمان و زمین مشکل است و همچنین برای قلبهای شیعیان. مصیبت غربت امام میان انسانهایی که نماز می خوانند و روزه می گیرند و حج به جا می آورند. غربت امام میان مسلمان نماهایی که دنیایشان بر آخرتشان ترجیح داشت. غربت امام میان امتی که از رسولشان شنیده بودند "حسین منی و انا من حسین" و برای گندم ری چه کارها که ندارند. غربت امامی که میان امت مسلمان خویش نگران هتک حرمت خانواده خویش است.

انسانهای این عصر آنچنان در راحت طلبی افراطی گرفتارند که از هر چه برایشان مسئولیت ساز باشد فراری هستند و اندک تحرکی هم که دارند، برای ساختن دنیایی است که بتوانند لذت بیشتری ببرند. در این میان پرداختن به امام حاضرِ ناظر که در راه اجرای حکم خدا و شریعت اسلامی بسیار جدی و مصر است، خوشایند نفس سرکش ما نیست

اما ماجرا زمانی ناباور می شود که مردمی که این چنین برای امام شهیدشان سینه داغ می کنند، چرا برای امام زنده شان تحرکی ندارند؟ مردم امام را چگونه شناخته اند که برای یکی همه زندگی شان را خرج می کنند و در راه دیگری...؟! مگر این هر دو وجود مقدس امام امت نیستند و مگر نه اینکه "کلهم نور واحد"؟
این چه نوع معرفتی است که گریبانگیر مسلمانان عصر حاضر شده است؟

مگر نه اینکه در مجالس عزاداری از عمق جان فریاد می زنیم «یا لیتنا کنت معک»؟ امروز عرصه اثبات این ادعا است. «لبیک یا حسین» همان «لبیک یا مهدی» است که یقینا از ما انتظاری بالاتر از برپایی مجالس و اطعام عزاداران و... دارد.
امام حاضر را باید اطاعت کننده بود که خود حضرتش فرمود: «وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَكْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ ؛(1) اگر شیعیان ما که خداوند توفیق طاعتشان دهد در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند همدل می شدند میمنت ملاقات ما از ایشان به تاخیر نمی افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنها می گشت. دیداری که مبنای شناختی راستین و صداقتی از آن نسبت به ما است. پس علت مخفی شدن ما از آنها چیزی نیست جز آنکه از کردار آنها به ما می رسد و ما توقع انجام این کارها را از آنها نداریم.
اندکی اگر سبک زندگی مان را کاوش کنیم به این نتیجه می رسیم که زندگی هایمان هر چه هست در راستای وفای به عهدی که بر گردن داریم، نیست.
تلاش، تلاش، تلاش برای آباد کردن دنیا به منظور آباد کردن دنیا و تنها همین! گویا فراموش کرده ایم امام معصوم بیش از هزار سال است که منتظر آماده شدن اوضاع جهان است. فراموش کرده ایم وظیفه و تکلیفی در مقابل امام عصر علیه السلام بر عهده ما گذاشته شده که باید عمرمان را در راه اجرای آن صرف کنیم و ساختن و آباد کردن دنیا نیز باید در راستای همان هدف باشد و لاغیر.
امام علی علیه السلام فرمودند: «امام وظیفه دارد بر طبق آنچه خدا نازل کرده است حکومت کند و امانت را ادا نماید. چون چنین کند مردم وظیفه دارند سخنش را بشنوند، فرمانش را ببرند و هر گاه آنان را فراخواند اجابت کنند.»(2)

اما ماجرا زمانی ناباور می شود که مردمی که اینچنین برای امام شهیدشان سینه داغ می کنند، چرا برای امام زنده شان تحرکی ندارند؟ مردم امام را چگونه شناخته اند که برای یکی همه زندگی شان را خرج می کنند و در راه دیگری...؟! مگر این هر دو وجود مقدس امام امت نیستند و مگر نه اینکه "کلهم نور واحد"؟

امام گذشته را عاشقیم چون بار مسئولیتی چندان سنگینی از جانب او بر شانه هایمان سنگینی نمی کند و امام حاضر را فراموشکاریم چون لحظه لحظه زندگی مان را باید در جهت رضایت او بسازیم. او شاهد اعمال ما است و نامه اعمالمان به کرّات به دست حضرتش می رسد. یقینا در اندیشه چنین امامی بودن وظیفه ساز است.

و این امر تنها از یک روحیه بر می خیزد که بیماری عصر حاضر است. انسانهای این عصر آنچنان در راحت طلبی افراطی گرفتارند که از هر چه برایشان مسئولیت ساز باشد فراری هستند و اندک تحرکی هم که دارند، برای ساختن دنیایی است که بتوانند لذت بیشتری ببرند. در این میان پرداختن به امام حاضرِ ناظر که در راه اجرای حکم خدا و شریعت اسلامی بسیار جدی و مصر است، خوشایند نفس سرکش ما نیست. حس راحت طلبی انسانها را از ارتباط جدی و همه جانبه با امام بازداشته و عامل اصلی دوری از امام به نظر می رسد.
امام صادق علیه السلام می فرماید: «تَفْسِیرُ الْعُبُودِیَّةِ بَذْلُ الْکُل» تفسیر عبودیت این است که همه وجودت را به خدا بدهی. حتی اگر یک ذره از وجودت را بخواهی برای خودت نگه داری، دیگر عبد نیستی. شرط و شروط نباید بگذاری. «وَ سَبَبُ ذَلِکَ مَنْعُ النَّفْسِ عَمَّا تَهْوَى وَ حَمْلُهَا عَلَى مَا تَکْرَهُ» سبب و عامل اینکه بتوانی این کار را انجام دهی، این است که نفس خودت را از هوای نفس منع کنی و نفس خود را وادار کنی به کاری که دوست ندارد. (البته این کار باید طبق برنامه دین باشد) «وَ مِفْتَاحُ ذَلِکَ تَرْکُ الرَّاحَةِ» آغاز و کلید مخالفت با هوای نفس، ترک راحتی است.(مصباح الشریعة/7) بنابراین اگر ترک راحت نکنی، نمی توانی مبارزه با هوای نفس کنی. یعنی اگر خواستیم با هوای نفس خود مبارزه کنیم و علاقه های خود را مدیریت کنیم، اولین علاقه ای که باید با آن مبارزه کنیم راحت طلبی است.(3)
اگر چون حبیب طالب با امام بودن هستیم، باید خود را برای سختی های موجود در راه یاری دین خدا آماده کنیم.

پی نوشت:

1-احتجاج طبرسی ج2ص499
2-منتخب میزان الحکمة ج1ح316
3-برگرفته از سایت بیان معنوی، موضوع راحت طلبی

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:09 AM
لینک ثابت
خاک پای تو، پشتِ پا زند معجزات عیسا را
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

خاک پای تو، پشتِ پا زند معجزات عیسا را

سخن، قدم و دعای شما زندگی انسان را تغییر می دهد. معصوم که باشی، قدمت و حتی نگاهت، معجزه می کند؛ تعجب ندارد زیرا وقتی به محبوب خود نشان دهی که دوستش داری، او هم به تو می نمایاند که دوستت دارد و چه لذتی دارد وقتی خدای شکور، به انسان بفهماند که دوستش دارد! بگذارید بگویم از سخن، قدم و دعای معصومی که زندگی انسان یا انسان هایی را تغییر داد.

 

یا مهدی ، صاحب الزمان

نفَس مسیحاییِ یار

حتماً «بُشر حافی» را می شناسید؛ همو که اهل دنیا و خوشگذرانی بود. یک روز، در بغداد و خانه ی خود، بزمی به پا کرده بود؛ از همان ها که امروزه پارتی اش گویند؛ صدای آواز و موسیقی، کوچه را برداشته بود. امام کاظم علیه السّلام از کنار خانه ی او رد می شد که خادمی برای بیرون بردن آشغال ها از خانه بیرون آمد؛ امام علیه السّلام، از او پرسید: صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟! کنیز پاسخ داد: آزاد. امام کاظم علیه السّلام فرمود: راست گفتى، اگر بنده مى بود، از مولاى خود مى ترسید. بُشر که بر سفره ی شراب نشسته بود، علت تأخیر کنیز را پرسید و وقتی جملات امام علیه السّلام را شنید، حرف معجزه گرانه ی معصوم، کار خود کرد و قلب بُشر را هدف گرفت؛ او با پای برهنه، به سوی درب رفت و به دنبال مسیحای خود، رهسپار شد و وقتی مولای خود را پیدا کرد گریست و عذرخواهی نمود و به دست امام علیه السّلام، توبه کرد و از آن روز به بعد، با گناه خداحافظی کرد و به زندگی، سلام! (1)

قدم مبارکِ یار

قدم معصومی را نیز سراغ دارم که قلب هر مؤمن آن را می شناسد؛ زیرا معرفتی پنهان از حسین بن علی علیهماالسلام، در قلب هر مؤمن هست.(2)  حضرت سیدالشهدا علیه السّلام فرمودند: من غلامی را دیدم که به سگی، غذا می داد؛ با او در مورد این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله که «برترین اعمال پس از نماز، شاد کردن دل مؤمنان است، به گونه ای که گناهی در آن نباشد.» سخن گفتم. غلام جوان که این حدیث را شنید به امام حسین علیه السّلام گزارشی داد، گویا حس کرده بود که آن حضرت عامل ترین به فرمایشات رسول خداست؛ برای همین از غمش گفت: من به این سگ غذا می دهم تا شاد شود و من نیز از شادی او شاد؛ زیرا صاحبی دارم یهودی و دوست دارم از او جدا شوم. امام رئوف ما با 200 دینار طلا برای خرید غلام نزد صاحبش رفت. مرد یهودی که مولا را دید گفت: غلام به فدای قدم های شما، و این باغ را از آن او می کنم؛ این مبلغ را هم به شما باز می گردانم.

ایمان و عمل شایسته ی امام معصوم، باعث کسب محبت الهی شده است و هدیه ی این ایمان و عمل خالصانه، اعجاز سخن، قدم، دعای اوست. نمونه هایی از این سخن، قدم و دعا، جریان بُشر حافی و سر به راه و عالم شدن او، مسلمان شدن دو یهودی و شیعه شدن عبدالرحمن است

بنده ی خدا نمی دانست که این خانواده هدیه را پس نمی گیرند. امام آن 200 دینار را به او بخشید و یهودی پذیرفت و به غلام داد. امام حسین علیه السّلام نیز آن جوان خوشبخت را با تمام هدیه هایی که به تازگی گرفته بود، آزاد کرد. زن یهودی که انگار از این رد و بدل شدن هدایا، غبطه خورده بود وسط آمد و گفت: من هم اسلام آوردم و مهریه ی خود را به همسرم بخشیدم. شوهر نیز وقتی مهر همسر مهربان خود را که به برکت قدمِ مبارکی، مهربان تر شده بود، دید، مسلمان شد و خانه را به همسرش بخشید.(3) امام معصوم ما، دو نفر را مسلمان کرد و غلامی را همراه با سرمایه و باغی، آزاد؛ و محبت دو همسر را در دل همدیگر استوار ساخت که به فرمایش پیامبر رحمت، عمل و دلی را شاد کرده باشد.
مولا! می دانید که پس از این همه سال، هنوز ماجرای قدم مبارک شما را، برای یکدیگر تعریف می کنیم و آرزو می نماییم که ای کاش غمگین بودیم و غلام؛ تا شادی دلمان را از شما هدیه می گرفتیم. البته ما شادیم که معرفت و محبت شما در قلبهایمان، فوران می کند؛ ولی ما عملی حسینی و مورد رضایت شما و فرزند نازنینتان مهدی علیه السّلام، نداریم. مولا! خودتان برای ما دعا کنید که عملمان نیز داد بزند که دوستتان داریم! زیرا که دعای شما، گیراست. دیده ایم دعای معصومی را که نیت دل «عبدالرحمن» را خواند.

دعای مستجابِ یار

عبدالرحمن مرد فقیری بود که با عدّه ای از اصفهان، برای درخواست کمک و دادخواهی، راهی قصر خلیفه عباسی شد. خودش تعریف می کند: در کنار خانه متوکل بودیم که متوکل دستور احضار «علی بن محمد» (امام هادی علیه السّلام) را صادر کرد، از حاضران پرسیدم، او کیست؟ گفتند: از فرزندان علی علیه السّلام است و شیعیان او را پیشوای خود می دانند و به یقین متوکل قصد جانش، کرده است. ... پس از مدتی آن حضرت، سوار بر اسب آمد در حالی که مردم در سمت راست و چپ او صف کشیده بودند و به او نگاه می کردند.

هر چند به دست آوردن طول عمر و فرزند و مال مورد پسند هر انسانی است؛ اما آنچه برای ما پسندیده تر است، لبخند رضایت معصومی است که غریبانه در دوران غیبت، تلاش می کند و مظلومانه مورد هجوم حرف ها و شیطنت های شیطان های زمان، قرار می گیرد

با دیدن او، محبت و دوستی اش در قلبم قرار گرفت و در دل دعایش کردم تا خداوند، او را از شرّ متوکل در امان بدارد. آن بزرگوار، نگاهش را به یال اسب دوخته بود و به راست و چپ نگاه نمی فرمود؛ من نیز پیوسته برای او دعا می کردم. وقتی خواست از کنار من عبور کند رو به من کرد و فرمود: «خداوند دعایت را مستجاب کرده است و به تو عمر طولانی و مال زیاد و فرزندان متعدد مرحمت می فرماید.» به خودم لرزیدم و بین دوستانم افتادم. پرسیدند: چه شده؟ پاسخشان دادم خیر است و راز خود را نگفتم. به اصفهان بازگشتم. به واسطه ی دعای آن بزرگوار، خداوند راه های درآمد را به رویم گشود به گونه ای که در حال حاضر، هزار هزار درهم ارزش خانه و اموال درون خانه ام می باشد و بیرون از منزلم نیز، ثروت بسیار دارم؛ ده فرزند نیز نصیبم شده و عمرم از 70 می گذرد.(4)

امید ما، لبخند رضایت یار

ایمان و عمل شایسته ی امام معصوم، باعث کسب محبت الهی شده است و هدیه ی این ایمان و عمل خالصانه، اعجاز سخن، قدم و دعای اوست. نمونه هایی از این سخن، قدم و دعا، جریان بُشر حافی و سر به راه و عالم شدن او، مسلمان شدن دو یهودی و شیعه شدن عبدالرحمن است.
هر چند به دست آوردن طول عمر و فرزند و مال مورد پسند هر انسانی است؛ اما آنچه برای ما پسندیده تر است، لبخند رضایت معصومی است که غریبانه در دوران غیبت، تلاش می کند و مظلومانه مورد هجوم حرف ها و شیطنت های شیطان های زمان، قرار می گیرد؛ همان هایی که از نشر نام، یاد و هدف او می ترسند؛ از تأثیر سخن، قدم، دعا و عمل او که باعث رشد انسانیت الهی انسان و رشد استعدادهای فطریش و دوری از حیوانیت و پرداختن به خور و خواب است، می ترسند؛ می ترسند از اینکه دور آن ها، خلوت و دور معصوم، شلوغ باشد؛ اما نمی دانند که هر چند به ظاهر، امروز، دور آن ها شلوغ است، قلب های مردم با معصوم است؛ زیرا که معصوم، آرزوی به دست نیاورده ی آنان است. آرزویی که روزی واقع شده و انسان به انسانیت خود، باز می گردد.


 1- منهاج الكرامة ، شیخ حرّ عاملی، طبع سنگی ، ص 19؛ «ابراهیم حربى» بُشر رشدیافته را، چنین توصیف كرده است: «بغداد، خردمندتر در گفتار و خویشتن دارتر از بُشر بن حارث به خود ندیده و عرضه نكرده است. در هر رشته موى او خرَد نهفته است»، تاریخ بغداد 2/ 73.
2 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: همانا مؤمنان، در درون خود شناختی پنهان از امام حسین علیه السّلام دارند. عوالم: 17/10، ح1، بحار: 43/271، ح39، به نقل از خرائج.

3  - عوالم، 17، 64، ح5؛ بحار، 44، 194، ح7، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب.
 4 - برگرفته از بحارالانوار، ج50، ص141.

 

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:09 AM
لینک ثابت
کارگزاران عادل پا در رکاب خورشید عالَم تاب عدالت
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

کارگزاران عادل پا در رکاب خورشید عالَم تاب عدالت

گسترش عدالت در حکومت مهدوی با یاری کارگزارانی شایسته، به گونه ای است که مانند سرما و گرما به درون خانه های مردم وارد می شود و آنان در چنین حکومتی طعم واقعی زندگی را خواهند چشید.

حضرت مهدی ، امام عصر ، اباصالح

در مقاله قبل بیان شد امام مهدی علیه السلام مانند سایر معصومین علیهم السلام مظهر رحمت پروردگار هستند و برای هدایت مردم ظهور خواهند کرد. ایشان حکومت خود را با تکیه بر برهان تشکیل می دهد به گونه ای که تمام ساکنان زمین و آسمان از آن خشنود خواهند بود. حال در این مقاله به بررسی سیره حکومتی حضرت می پردازیم.

آفتاب عدالت از شرق تا غرب عالم

تشکیل حکومت عدل جهانی و نابودی کامل ظلم و ستم و ظالمان و ستمگران هدف تمام انبیاء و معصومین علیهم السلام بوده است. در حکومت امام عصر علیه السلام، حضرت با انتخاب کارگزاران و فرمانروایانی کارآمد و فرستادن آنها به تمام نقاط جهان، این هدف را به سرانجام می رساند و عدالت را در شرق و غرب عالم برقرار می کند. مهمترین ویژگی حکومت امام عصر علیه السلام ظلم ستیزی و عدالت محوری است. حضرت برای اجرای این هدف از کارگزاران خود پیمان می گیرد که او را در این امر یاری کنند و ایشان خود را نیز ملزم به تعهد به آن می کنند.

انتخاب کارگزاران شایسته

 مهمترین ویژگی حکومت امام عصر علیه السلام ظلم ستیزی و عدالت محوری است. حضرت برای اجرای این هدف از کارگزاران خود پیمان می گیرد که او را در این امر یاری کنند و ایشان خود را نیز ملزم به تعهد به آن می کنند

حاکم و رهبر هر حکومتی برای اداره ی جامعه ی خود نیاز به کارگزاران و فرمانروایان شایسته ای دارد تا به کمک آنها بتواند آن جامعه را اداره کند. انتخاب افرادی مدیر و مدبر در موفقیت و پیشبرد اهداف حاکم و رهبر مؤثر خواهد بود. در حکومت عدل جهانی امام عصر علیه السلام نیز حضرت برای اجرای برنامه های خود شایسته ترین افراد را انتخاب خواهد کرد. در روایتی از امام صادق علیه السلام یاران امام عصر علیه السلام این چنین تعریف شده اند: « ... و هم النجباء (1) ...: آنان افرادی نجیب می باشند.»

سپاهی از عدالت گستران جهانی

امام عصر علیه السلام برای گسترش عدالت در جهان، کارگزاران و فرمانروایان خود را به تمام نقاط جهان خواهد فرستاد تا با کمک این فرمانروایان عدالت در تمام شهرها و کشورها برقرار گردد. آن حضرت 313 تن از یاران خاص خود را حاکمان و فرمانروایان کشورها قرار خواهد داد. امام صادق علیه السلام فرمودند: «گویا قائم را بر فراز منبری در کوفه می بینم که پیرامون او یارانش قرار دارند که 313 تن به تعداد اصحاب بدر می باشند. آنان پرچمداران سپاه و حاکمان زمین از سوی خداوند در بین بندگان او هستند...»(2)
در حدیثی درباره حضرت مهدی علیه السلام آمده است: «... حضرت مهدی علیه السلام امیران و کارگزاران خود را به شهر ها می فرستد و دستور می دهد که عدالت را در میان مردم پیاده کنند ...».(3)

 

 

سختگیری بر کارگزاران، مهربانی با مردم

امام مهدی علیه السلام هنگام ظهور و پیش از تشکیل دولت جهانی خود، عهد و پیمانی سخت از فرمانروایان و کارگزاران امور می گیرند، تا آنها دچار لغزش نشوند. امام علی علیه السلام در روایتی مفصل، این پیمان نامه را چنین معرفی می کنند: «با مهدی بیعت می کنند که: هرگز دزدی نکنند؛ زنا نکنند؛ مسلمانی را دشنام ندهند؛ خون کسی را به ناحق نریزند؛ به آبروی کسی لطمه نزنند؛ به خانه کسی هجوم نبرند؛ کسی را به ناحق نزنند؛ طلا، نقره، گندم و جو ذخیره نکنند؛ مال یتیم را نخورند؛ در مورد چیزی که یقین ندارند گواهی ندهند؛ مشروب نخورند؛ حریر و خز نپوشند؛ و ...» آن امام نیز خود تعهد می کند که: «از راه آنان برود؛ جامه ای مثل جامه آنها بپوشد؛ مرکبی مانند آنها سوار شود؛ به کم، راضی و قانع شود؛ زمین را به یاری خدا پر از عدالت کند؛ خدا را آن چنان که شایسته است، بپرستد و ...» (4)
امام عصر علیه السلام برای اجرای عدالت بر منسوبین و کارگزاران خود سختگیری می کنند اما در برخورد با مردم مهربان هستند. در زیارتی که نیکو است با آن امام عصر علیه السلام زیارت شود، آمده است: «او نسبت به مال و دارائی، کریم و گشاده دست، با مسکینان مهربان، و با کارگزاران سختگیر است.» (5)

ترازوی عدل در میان اهل زمین

مهمترین برنامه و ویژگی حکومت امام عصر علیه السلام ظلم ستیزی و عدالت محوری است. از امام رضا علیه السلام نقل شده است که درباره ی امام مهدی علیه السلام فرمودند: «... او قبل از خروجش غائب گردد و چون ظهور نماید زمین را به نورش پرتو افکنی نماید و ترازوی عدل را بین مردم قرار دهد تا مردم به یکدیگر ظلم نکنند ...»  (6)
در حکومت امام عصر علیه السلام با یاری فرمانروایان و کارگزاران حضرت بساط ظلم و ستم به کلی برچیده می شود. در این باره امام باقر علیه السلام فرمودند: «...خداوند حکومت شرق و غرب عالم را در اختیار آنها گذارد. دین حق را آشکار و پیروز می گردانند. بدعتگذاران و اهل باطل را نابود می سازند همانگونه که آنها حق را نابود کرده بودند، آنگاه (با گسترش عدالت) جهان به گونه ای می شود که روی زمین نشانی از ظلم دیده نمی شود...» (7)

 

عزل قاضیان زشتکار و امیران ظالم

خداوند حکومت شرق و غرب عالم را در اختیار آنها گذارد. دین حق را آشکار و پیروز می گردانند. بدعتگذاران و اهل باطل را نابود می سازند همانگونه که آنها حق را نابود کرده بودند، آنگاه (با گسترش عدالت) جهان به گونه ای می شود که روی زمین نشانی از ظلم دیده نمی شود...

امام عصر علیه السلام برای اجرای سیاست مبارزه با ظلم و برقراری عدالت، قاضیان گنهکار را برکنار می کنند و امیران و فرمانروایان ظالم را عزل خواهند کرد. درباره حضرت مهدی علیه السلام نقل شده است: «..:حضرت مهدی علیه السلام قاضیان زشت کردار را کنار خواهد زد و دست سازشکاران را از سر مردم کوتاه خواهد نمود و از بین شما فرماندهان و امیران ظالم را عزل خواهد کرد ...» (8)

طعم واقعی زندگی در حکومت مهدوی

حضرت مهدی علیه السلام برای برقراری عدالت در سراسر جهان به کارگزاران خود دستور می دهد که عدالت را در زمین برقرار کنند، با مردم به خوبی برخورد کنند و به آبادانی زمین بپردازند. در حدیثی حضرت مهدی علیه السلام این گونه توصیف شده اند: «... همانا مهدی علیه السلام یارانی که هنگام خروج حضرت با او پیمان بسته اند را به سمت شهرها پراکنده می کند و آنها را به عدالت و احسان فرمان می دهد و آنها را حاكمان مناطق مختلف قرار داده به آنها دستور مى دهد كه به آبادانى و سازندگى شهرها بپردازند ...» (9)
گسترش عدالت حضرت به گونه ای است که مانند سرما و گرما به درون خانه های مردم وارد می شود. امام صادق علیه السلام فرمودند: «... پس آگاه باشید! به خدا قسم که قائم علیه السلام عدالت را به درون خانه های مردم وارد می سازد، چنان که سرما و گرما به درون خانه ها نفوذ می کند» (10)
از میان برداشتن ظلم و ستم و برقراری عدالت در حکومت امام عصر علیه السلام با یاری کارگزارانی شایسته برقرار خواهد شد و مردم در چنین حکومتی طعم واقعی زندگی را خواهند چشید. در روایتی درباره حضرت مهدی علیه السلام آمده است: «دنیا و اهل آن در دولت مهدی علیه السلام  لذتبخش می شود» (11)

در امتداد انبیاء و اولیاء

تشکیل حکومت عدل جهانی و نابودی کامل ظلم و ستم هدف تمام انبیاء الهی و معصومین علیهم السلام بوده است. در حکومت امام عصر علیه السلام این هدف با انتخاب و یاری کارگزارانی شایسته به سرانجام خواهد رسید و مردم طعم واقعی زندگی را خواهند چشید.
در مقاله بعد به برکاتی که در حکومت آن حضرت به مردم خواهد رسید، اشاره خواهیم کرد.

پی نوشت:

1 . دلائل الامامه، طبری، ص 555.
2 . کمال الدین، صدوق، ج 2، باب 58، ح 25، ص 672 و 673.
3 . الزام الناصب، یزدی حایری، ج 2، ص 247.
4 . الملاحم و الفتن فی ظهور الغایب المنتظر عجل الله فرجه، ابن طاووس، ص 149.
5 . بشاره المصطفی، طبری آملی، ج2، ص207.
6 . کمال الدین، صدوق، ج2، باب 35، ح 5، ص 372.
7 . بحارالانوار، مجلسی، ج 24، باب 48، ح 9، ص 166.
8 . همان، ج 51، باب 2، ح 23، ص 120.
9 . الزام الناصب، یزدی حایری، ج 2، ص 173.
10 . بحارالانوار، مجلسی، ج52، باب 27، ح131، ص 362.
11 . کشف الغمه، اربلی، ج 2،باب 25، ص 493.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:09 AM
لینک ثابت
امام مهدی علیه السلام؛ آینه جمال و جلال اله
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

امام مهدی علیه السلام؛ آینه جمال و جلال الهی

خداوند، پیامبران و امامان علیهم السلام را برای هدایت و دستگیری مردم فرستاده است. بررسی سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام حاکی از تلاش آن بزرگواران برای رشد و تعالی انسانها و دستگیری از مردم است. امام مهدی علیه السلام نیز به عنوان آخرین ذخیره الهی و ختم کننده جانشینان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سیره اجداد مطهرشان را ادامه خواهند داد. ظهور امام مهدی علیه السلام و قیام ایشان همانند رسول اکرم صلی الله علیه و آله پیام رحمت را برای جهانیان به همراه خواهد داشت و برای فریادرسی و دستگیری از مردم خواهند آمد. ایشان بهار دلها و خرمی روزگاران هستند.  1

 
بقیه الله

رحمت عالمگیر نبوی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد سیره و روش فرزندشان امام مهدی علیه السلام می فرمایند: «قائم از نسل من است، نام او نام من، کنیه او کنیه من، سیمای او سیمای من و روش او روش من است. او مردم را بر دین و شریعت من استوار می دارد و آنها را به سوی کتاب خدای صاحب عزت و جلال فرا می خواند ...» 2
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رحمت برای جهانیان هستند. 3 حرکت امام مهدی علیه السلام نیز در آخرالزمان مایه برکت و رحمت برای جهانیان خواهد بود. در حدیث لوح حضرت زهرا علیها السلام که حدیث قدسی (سخن خداوند) است، آمده است: «به درستی که من هیچ پیامبری را مبعوث نکردم، جز آنکه وقتی ایامش کامل و مدتش سپری شد، برای او وصی ای قرار دادم... سپس کامل کردم آن [سلسله اوصیا] را به فرزندش [فرزند امام حسن عسکری علیه السلام] رحمت بر عالمیان ... او دارای کمال موسی، شکوه عیسی و شکیبایی ایوب است.» 4

ظهور امام مهدی علیه السلام و قیام ایشان همانند رسول اکرم صلی الله علیه و آله پیام رحمت را برای جهانیان به همراه خواهد داشت و برای فریادرسی و دستگیری از مردم خواهند آمد. ایشان بهار دلها و خرمی روزگاران هستند

دستگیری از بندگان حتی دشمنان

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام نشان می دهد که آن بزرگواران تمام توان خود را به کار می گرفتند تا افراد بیشتری را به مسیر هدایت و رشد و کمال بیاورند و از آنها دستگیری کنند. این بزرگواران حتی دستگیر دشمنان خود نیز بودند. به طور نمونه برخورد امام حسن علیه السلام با فردی که دشمن اهل بیت علیهم السلام است، گواهی بر این مدعا است.5  امام مهدی علیه السلام نیز برای دستگیری و فریادرسی از مردم خواهد آمد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «از میان امت من مهدی قیام می کند، خداوند او را برای فریاد رسی مردمان بر می انگیزاند ...» 6

مهربانتر از مادر، دلسوزتر از پدر

ائمه اطهار علیهم السلام مظهر رحمت بی انتهای الهی هستند. امام رضا علیه السلام در قسمتی از یک حدیث طولانی در مورد جایگاه امام می فرمایند: «امام همدمی رفیق و پدری دلسوز و برادری همزاد و مادری نیکوکار نسبت به فرزند کوچکش و پناه مردم در مصیبتها و دشواری های عظیم است.» 7
امام مهربان ترین مردم در روی زمین است. امام صادق علیه السلام فرمودند: «... به خدا سوگند که من نسبت به شما، از خود شما مهربان تر و رحیم ترم... » 8
امام رضا علیه السلام فرمودند: «امام نشانه هایی دارد ... او نسبت به مردم از خودشان سزاوارتر است و بر مردم از مادران و پدرانشان دلسوزتر است ....» 9

منطقی ترین حکومت جهان

حکومت امام مهدی علیه السلام تکیه بر برهان و استدلال دارد. امام حسن مجتبی علیه السلام در سخنی از پدر بزرگوارشان امیر مؤمنان علی علیه السلام نقل کرده اند که ایشان فرمودند: «در آخر الزمان و سختی روزگار و جهالت مردمان، خداوند مردی را بر می انگیزاند که او را با فرشتگان تأیید می کند و یارانش را محافظت می نماید، و او را با آیاتش یاری می دهد و بر سرتاسر زمین مسلّط می گرداند ... او زمین را از قسط و عدالت و نور و برهان پر می کند...» 10

امام مهدی علیه السلام مانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای هدایت و دستگیری مردم ظهور خواهند کرد. ایشان بعد از اتمام حجت با انکار کنندگان حجت خدا مبارزه می کنند و عدالت را در همه جا برقرار می کنند. حکومت ایشان محبوب تمام دلهاست

آینه غضب الهی بعد از اتمام حجت

خشم و غضب امام مهدی علیه السلام شامل کسانی می شود که در برابر منطق امام می ایستند و بر ظلم و فساد خود پافشاری می کنند. امام صادق علیه السلام دلیل ملقب شدن امام مهدی علیه السلام را به نقمت [برای دشمنان] چنین بیان می دارند: «حجت خدا بر آفریدگان تمام می شود تا همگان نسبت به دین، شناخت پیدا کنند و بر روی زمین کسی باقی نماند که دین به او ابلاغ نشده باشد. (در آن هنگام) حضرت قائم ظهور می کند و سبب نقمت [عذاب] خدا و خشم و غضب او بر بندگان می گردد، زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمی گیرد مگر بعد از آنکه به انکار حجتش بپردازند.» 11
بنابراین امام مهدی علیه السلام بعد از اتمام حجت، با از میان برداشتن این افراد و پایان دادن به ظلم آنها که خواسته تمام مظلومان و مستضعفان در طول تاریخ است، عدالت را در جهان برقرار می کنند. امام صادق علیه السلام فرمودند: «... آگاه باشید! به خدا سوگند! به طور حتم، عدالت او داخل خانه های آنها خواهد رفت، همان گونه که گرما و سرما، چنین خواهد بود.» 12

حکومت بر دلها

این حکومت به گونه ای خواهد بود که رضایت تمام موجودات را به همراه خواهد داشت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «شما را به مهدی بشارت می دهم او در امتم بر انگیخته خواهد شد... ساکنان زمین و آسمان از او راضی هستند.» 13 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «امت مهدی به او پناه می برند، همان گونه كه زنبور به دور ملكه خود می گردد...»  14
بنابراین امام مهدی علیه السلام مانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای هدایت و دستگیری مردم ظهور خواهند کرد. ایشان بعد از اتمام حجت با انکار کنندگان حجت خدا مبارزه می کنند و عدالت را در همه جا برقرار می کنند. حکومت ایشان محبوب تمام دلهاست. در مقالات بعدی به ابعاد مختلف دولت کریمانه می پردازیم.

پی نوشت:

1 . بحار الأنوار، مجلسی، ج 99، ص 101: اشاره به زیارت امام مهدی علیه السلام:«... السَّلَامُ عَلَى رَبِیعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَه الْأَیَّامِ ...».
 2. اثبات الهداه، شیخ حر عاملی، ج5، ح 189، ص 98 و 99.
 3. سوره انبیاء/ آیه 107: وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَه لِلْعَالَمِین.
4. کمال الدین، صدوق، ج1، باب28، ح1، ص310.
5. بحارالانوار، مجلسی، ج 43، باب 16، ص 344: مردی از اهل شام وارد مدینه می شود. به خاطر تبلیغات سوء معاویه و دشمنان اهل بیت علیهم السلام کینه ای عمیق از امام علی علیه السلام و اهل بیت ایشان در دل دارد. یک روز که امام حسن علیه السلام را سوار بر مرکب می بیند به او دشنام می دهد و او را نفرین می کند. امام در مقابل این برخورد او لبخند می زند و به او می فرماید: «گمان می کنم تو در این شهر غریبی، گویا سوء تفاهمی پیش آمده است، اگر گرسنه ای سیرت می کنم و اگر بدون لباس باشی به تو لباس می دهم و اگر نیازمندی تو را بی نیاز می کنم و اگر بی پناه باشی به تو پناه می دهم و اگر حاجتی داشته باشی آن را بر آورده می کنم، حالا وسایلت را بردار و با من بیا مهمان من باش.» هنگامی که آن مرد سخنان امام حسن  علیه السلام را شنید به گریه افتاد و گفت: به خدا قسم ، تو جانشین خدا در زمین هستی، خدا خودش می داند که رسالتش را بر عهده چه کسی قرا دهد، تو و پدرت منفورترین مردم نزد من بودید اکنون محبوب ترین مردم نزد من هستی. آنگاه به مهمانی امام رفت و از دوستداران امام شد.
6. کشف الغمه فی معرفه الائمه، اربلی، ج2، ص470.
 7. الکافی، کلینی، ج1، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، ح1، ص200.
 8. بحار الانوار، مجلسی، ج47، باب 5، ح56، ص78.
 9. من لایحضره الفقیه، صدوق، ج4، ح5914، ص 418.
 10. بحارالانوار، مجلسی، ج 52، ح 6، ص280.
 11. تاظهور، نجم الدین طبسی، ج1، ص 226- 227، به نقل از بحار الانوار، مجلسی، ج 57، ص 213، باب 36، ح 23.
 12. الغیبه، نعمانی، ص 297.
 13. الغیبه، طوسی، ص178.
 14. اثبات الهداه، شیخ حر عاملی، ج5، ص271به نقل از الحاوی للفتاوی، ص 77.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:09 AM
لینک ثابت
از انقلاب سرخ حسینی تا انقلاب جهانی مهدوی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

از انقلاب سرخ حسینی تا انقلاب جهانی مهدوی

قیام امام حسین علیه السلام و قیام امام مهدی علیه السلام، به عنوان مهمترین و تاثیر گذارترین مبارزه در تاریخ و زندگی بشریت میان حق و باطل، از همه پررنگ ترند. یکی اتفاق افتاده و دیگری در شرف تحقق است و ظهور حضرت مهدی علیه السلام مقدمه این مبارزه سرنوشت ساز خواهد بود.

 
ظهور موعود

در طول تاریخ بشریت، همیشه دو جبهه حق و باطل در مقابل هم بوده اند و ظالمان و ستمگران و مستکبران در برابر اولیا و انبیای الهی قد علم کرده اند و این، به خاطر عدم سکوت حق در مقابل باطل بوده است. رسولانی الهی مانند ابراهیم، موسی و پیامبر اکرم علی نبینا و آله و علیهم السلام در برابر ظالمانی مانند نمرود، فرعون، ابوجهل و ابوسفیان مبارزه کرده اند و مبارزه همچنان ادامه دارد.
در  این میان، قیام امام حسین علیه السلام و قیام امام مهدی علیه السلام، به عنوان مهمترین و تاثیر گذارترین مبارزه در تاریخ و زندگی بشریت میان حق و باطل، از همه پررنگ ترند. یکی اتفاق افتاده و دیگری در شرف تحقق است و ظهور حضرت مهدی علیه السلام مقدمه این مبارزه سرنوشت ساز خواهد بود.
لشکریان شجره خبیثه بنی امیه به مبارزه با امام حسین علیه السلام و یاران فداکار آن حضرت پرداختند و بزرگترین نبرد و مقابله باطل علیه حق در سرزمین کربلا در عاشورای 61 هجری قمری به وقوع پیوست.
با توجه به روایات، اهدافی که برای قیام حضرت اباعبد الله الحسین علیه السلام ذکر شده، همان اهداف قیام و انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام است. بنابراین می توان گفت قیام امام مهدی علیه السلام استمرار قیام امام حسین علیه السلام است و آن را به ثمر خواهد رساند.


در این مقاله سعی شده به برخی از این اهداف پرداخته شود:

1- احیای حق

قیام امام حسین علیه السلام و قیام امام مهدی علیه السلام، به عنوان مهمترین و تاثیر گذارترین مبارزه در تاریخ و زندگی بشریت میان حق و باطل، از همه پررنگ ترند. یکی اتفاق افتاده و دیگری در شرف تحقق است و ظهور حضرت مهدی علیه السلام مقدمه این مبارزه سرنوشت ساز خواهد بود

یکی از مهمترین اهداف قیام امام حسین علیه السلام حق طلبی و احیای آن بوده است. آن حضرت در مسیر کربلا به نشانه اعتراض و بیدارکردن کسانی که چشمانشان را به روی فساد بسته و خود را به خواب غفلت زده اند می فرماید: «آیا نمی بینید كه به حقّ عمل نمی شود؟! و از باطل جلوگیری به عمل نمی آید؟!»
(1) با نگاه به روایات می توان فهمید که قیام امام مهدی علیه السلام نیز در همین راستا خواهد بود: امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه «وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ»(2)  فرمودند: هنگامی که امام قائم قیام کند، دولت باطل برچیده می شود. (3)

2- گسترش عدالت و مبارزه با ظلم

امام حسین علیه السلام هدف خویش از قیام را اقامه عدل و رفع ظلم و ستم از مظلومان و نجات بندگان خدا بیان کردند. ایشان در نامه ای به مردم کوفه فرمودند: «...به جان خودم سوگند! امام و پیشوا، تنها کسی است که در برابر کتاب خدا داوری کند و او دادگر، عدالت گستر و متدین به دین حق باشد...» (4)
حضرت مهدی علیه السلام نیز همین هدف را دنبال کرده و به سرانجام می رساند. رسول خدا فرمودند: «شما را به مهدی مژده می دهم ... که او زمین را پر از عدل و داد می کند همان طوری که پر از ظلم و ستم شده است ساکنان آسمان و زمین از او خشنود می شوند.» (5)
همچنین درباره امام مهدی علیه السلام آمده است: «چون قائم قیام کند، به عدالت داوری می کند و در زمان او جور و ستم ریشه کن شود و راه ها امن گردد.» (6)

3- احیای دین اسلام و سنت نبوی

در زمان معاویه و یزید به قدری بدعت ها و خرافات وارد دین شده بود که مردم از اسلام ناب محمدی چیزی نمی دانستند و فقط با اسلامی که حکومت بنی امیه بر آنان عرضه کرده بود، آشنا بودند. قیام امام حسین علیه السلام و جنایات یزید در مورد اهل بیت علیهم السلام موجب شد که ماهیت حکومت یزید برای مردم روشن شود و مردم قدرت تشخیص بین اسلام بنی امیه و اسلام مکتب اهل بیت علیهم السلام را پیدا کنند.
امام حسین علیه السلام در نامه ای به مردم بصره فرمودند: «من شما را به سوی کتاب خدا و سنت پیامبرش فرا می خوانم. آگاه باشید که سنت ها نابود شده و بدعت ها آشکار شده و شما ای مردم اگر با من همراه شوید و ندایم را پاسخ مثبت گویید من به راه روشن دیانت رهنمونتان خواهم کرد.» (7)

قیام امام زمان علیه السلام نیز برای برقراری دین اسلام و سنت نبوی است. در مورد حضرت مهدی علیه السلام آمده است: «...وقتی قائم ما قیام کند و سخنگوی ما سخن بگوید، قرآن و احکام دین را، همان گونه که بر پیامبر نازل شده است، از نو به شما می آموزد ...» (8)

4- هدایت گری

اگر چه قیام اباعبدالله علیه السلام به ظاهر شکست خورد و با این کار دین اسلام را زنده نگه داشت؛ اما در قیام امام مهدی علیه السلام شکست ظاهری هم اتفاق نمی افتد

امام حسین علیه السلام تا ابد، چراغ هدایت برای گمراهان در بیابان های تاریک غفلت و سرگردانی هستند. در زیارت اربعین در مورد امام حسین علیه السلام آمده است: «... و بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیكَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الضَّلَالَه وَ الْجَهَالَه: حسین بن على، جان و خون خود را در راه تو داد تا بندگانت را از جهل نجات بدهد و از سرگردانى ناشى از ضلالت و گمراهى آنها را برهاند. (9)
امام مهدی علیه السلام نیز همین هدف را دنبال خواهند کرد. امام حسن مجتبی علیه السلام در سخنی از پدر بزرگوارشان امیر مؤمنان علی علیه السلام نقل کرده که ایشان فرمودند: «در آخر الزمان و سختی روزگار و جهالت مردمان، خداوند مردی را بر می انگیزد که او را با فرشتگان تأیید می کند و یارانش را محافظت می نماید، و او را با آیاتش یاری می دهد و بر سرتاسر زمین مسلّط می گرداند ... او زمین را از قسط و عدالت و نور و برهان پر می کند طول و عرض جهان به تسلّط او در می آید. در روی زمین کافری نمی ماند جز این که ایمان می آورد و شخص ناشایستی نمی ماند جز این که به صلاح و تقوا می گراید ...» (10)
اگر چه قیام اباعبدالله علیه السلام به ظاهر شکست خورد و با این کار دین اسلام را زنده نگه داشت؛ اما در قیام امام مهدی علیه السلام شکست ظاهری هم اتفاق نمی افتد. جبهه حق با تمام قوا به رهبری امام مهدی علیه السلام در برابر جبهه باطل ایستادگی می کند. بدست ایشان و یارانش بساط ظلم و ستم برچیده می شود و حق و عدالت در سراسر جهان برقرار می گردد و نهالی را که امام حسین علیه السلام کاشته بودند در قیام فرزندشان به بار خواهد نشست.

پی نوشت:

1. تحف العقول، ابن شعبه حرانی، چاپ قم، ص245.
2. اسراء/81.
3. تفسیر نور الثقلین،العروسی الحویزی، ج3، ص212.
4. بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 44، باب27، ص: 335.
5. همان، ج 51، باب1، ص: 81.
6. الإرشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 384.
7 . وقعه الطف، ابومخنف کوفی، ص 107.
8 . بحار الأنوار، مجلسی، ج 2، باب 29، ح59، ص: 247.
9. همان، ج98، ص210.
10. همان، ج 52، ح 6، ص280.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:09 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 20
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
>

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه