السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30436بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
ماه درخشنده!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ماه درخشنده!

امام زمان

تا به حال دقت کرده اید که در لاجوردی بی کرانه ی آسمان، ماه، همچون چشم شب است؟ انگار، آسمان حتی شبها نیز، چشمی نگران برای مراقبت از زمینیان دارد. بی جهت نیست که راهنمای گمشدگان در شب، درخشش ماه است.

هرچند مهتاب به اندازه ی آفتاب پرنور نیست امّا زیبایی ای و درخشندگی اش را به طور کامل از خورشید می گیرد. ماه، بازتاب نور خورشید را به زمین می تاباند و یا به عبارتی آینه ی خورشید است.

امام رضا (علیه السلام) در حدیث بلند خود راجع به امام می فرمایند: « امام، ماه درخشنده و چراغ پرتوافكن و روشنایى تابنده و ستاره راهنما در ناپیدایى شب‏هاى ظلمانى و راهنماى هدایت و نجات بخش از تباهى است...» (1)

همچنین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در خطبه ی غدیر پس از جمله ی معروف «هر کس که من مولای اویم، علی مولای اوست» فرمودند: «پروردگارا، یاری کن کسی را که امام را یاری می کند، بخاطر آنکه امامِ هدایت کننده را که همچون ماه شب چهارده تاریکی ها را روشن می کند یاری می کند...» (2)

هرچند مهتاب به اندازه ی آفتاب پرنور نیست امّا زیبایی ای و درخشندگی اش را به طور کامل از خورشید می گیرد. ماه، بازتاب نور خورشید را به زمین می تاباند و یا به عبارتی آینه ی خورشید است

تمام امامان ما، به ماه تشبیه شده اند؛ چنانچه در دعای ندبه امام زمان خویش را چنین خطاب می کنیم: «یابن اقمار المنیره...» (3)

نکته ی آخر: مولود نیمه ی شعبان! حتی اگر تمام آسمان شب، ستاره باشد، هیچ نوری، به پای نور ماه شب چهاردهم نمی رسد...

 

پی نوشت:

1. تحف العقول / ترجمه حسن زاده ؛ ص797؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث 5/3، تولید موسسه نور.

2. أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم ؛ ص513؛ با استفاده از همان نرم افزار

3. ای فرزند ماه های تابنده// فرازی از دعای ندبه

 

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 9:38 AM
لینک ثابت
پرچمی برافراشته!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

پرچمی برافراشته!

امام زمان

«پرچم»، نقش آن، رنگ آن و نحوه ی برافراشته شدنش، می تواند نماد و نشانه ی بسیاری از تفکرات و فرهنگ یک منطقه یا یک گروه باشد. مثلاً در همه جای جهان، پرچم صلح، سپید رنگ است و پرچم نیمه افراشته، نشانه ی برپایی عزاست.

(شاید بد نباشد همین جا به نکته ای زیبا اشاره کنیم. در فرهنگ عرب، زمانی که پرچم سرخ به اهتزاز در می آمد دو معنا داشت:

الف: اگر در ماه های حرام بودند (یعنی یکی از ماه های رجب، ذی الحجه، ذی القعده، محرم) به این معنا بود که جنگ به خاطر ورود به ماه حرام متوقف شده و پس از آن ادامه خواهد یافت؛

ب: در غیر صورت اول (یعنی اگر در ماه حرام نبودند) به این معنا بود: «جنگ پایان نیافته است» و «انتقام کشتگان به بعد موکول شد»

به همین خاطر است که پرچمی سرخ بالای گنبد طلایی امام حسین (علیه السلام) در اهتزاز است.)

می گفتیم که پرچمها، دارای چه اهمیت ویژه ای هستند. در طول تاریخ زمین، پرچم برخی ها پس از مدت کوتاهی برافراشته بودن، سقوط می کرد و دوباره پرچم دیگری بالا می رفت و این اتفاق همیشه تکرار می شود: ماجرای اوج و فرود.

جالب است بدانیم که در زیارت شریف آل یس، یکی از نامهایی که امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) را بدان می خوانیم «پرچم برافراشته» است: «السلام علیک ایّها العَلَمُ المنصوبِ»

جالب است بدانیم که در زیارت شریف آل یس، یکی از نامهایی که امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) را بدان می خوانیم «پرچم برافراشته» است: «السلام علیک ایّها العَلَمُ المنصوبِ» (1)

تنها پرچمی که هرگز فرود را تجربه نمی کند، پرچمی است که خداوند برافراشته است؛ پرچمی که خداوند، وقتی انسانها را راهی زمین کرد، برای آنکه در گیر و دار این قافله و آن کاروان، گم نشوند، بالا برد تا هر کجا رفتند، بدانند که به کدام قافله تعلق دارند. ساده تر بگوییم: پرچم هدایت و هدایتگری خداوند، هرگز سقوط نمی کند. (2)

نکته ی آخر: براستی، ما، زیر پرچم چه کسی سینه می زنیم...؟

 

پی نوشت:

1. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت آل یس

2. بحرینی، سید مجتبی، سلام بر پرچم برافراشته (شرح زیارت آل یس)، ج 1، نشر منیر، ص 119

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 9:38 AM
لینک ثابت
امام صادق (علیه السلام) و امام آخر الزمان
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

امام صادق (علیه السلام) و امام آخر الزمان

امام زمان

مساله «غیبت» و «مهدویت» در بین مسلمانان، به خصوص ‍ شیعیان ، دارای سابقه ای بس دیرین است و اذهان مسلمین به وسیله روایات نبوی و علوی، آشنا با این حقیقت بوده است. منابع ما مشحون از روایاتی است كه در آنها، پیامبر- صلی اللّه علیه و آله- و ائمه هدی - علیهم السلام- خبر از وقوع غیبت و مسائل مربوط به آن داده اند.

شیخ طوسی در این باره می گوید: «... اخبار شایع و رایج شایع و رایج رسیده از پدران مهدی- علیهم السلام- ، كه مدت ها قبل از وقوع غیبت ، صادره شده اند، دلالت بر امامت وی دارند؛ اخباری كه گویای آن است كه صاحب این امر، غیبتی خواهد داشت، و توضیح می دهد كه این غیبت چگونه خواهد بود، و چه اختلافاتی در آن واقع می شود و چه حوادثی رخ خواهد داد، و خبر می دهد كه او دو غیبت خواهد داشت و یكی از آنها طولانی تر از دیگری خواهد بود و غیبت اول ، مدتش معلوم و روشن است و غیبت دوم نامعلوم ... »[1]

امام صادق (علیه السلام) نیز مانند سایر اهل بیت (علیهم السلام) در این خصوص به معرفی فرزند خود پرداخته و شیعیان را برای امامت، غیبت و ظهور آن حضرت آماده می فرمودند.

در این مقاله به گزیده ی برخی از اخبار و احادیث ثبت شده از آن امام همام پرداخته می شود تا بدین واسطه موجبات خشنودی ایشان که حاکی و ناشی از رضایت خداوند است حاصل گردد؛

مردودیت قبول یک امام و رد امام دیگر

« صفوان بن مهران» از امام صادق- علیه السلام- نقل كرده كه فرمود: كسی كه به تمام ائمه- علیهم السلام- اقرار كند، ولی «مهدی» را انكار نماید، همانند كسی است كه نسبت به همه انبیا اقرار نماید. ولی محمد- صلی اللّه علیه و آله- را انكار كند.

 

چهارمین آن ها قائم است ...

« ابوالهیثم بن ابی حبه» از امام صادق - علیه السلام- نقل نموده كه فرمود:

«هنگامی كه سه اسم «محمد» ، «علی» و «حسن» به طور متوالی (در ائمه- علیهم السلام- ) جمع شد، چهارمی آن «قائم» است»[2] .

صاحب این امر، دو غیبت خواهد داشت كه یكی از آنها آن قدر طول می كشد كه بعضی از مردم نیز می گویند: او مرده است و بعضی از مردم می گویند: او كشته شده است ، بعضی از مردم نیز می گویند: او رفته است؛ تا جایی كه جز عده ای محدود از اصحاب او كسی بر فرمانبرداری از امر باقی نمی ماند و بر مكان او كسی جز موالیان راستین او آگاه نخواهند شد

فرزندی از ذریه ی موسی (علیه السلام)

« مفضل بن عمر» می گوید: بر امام صادق- علیه السلام- وارد شدم و عرض ‍ نمودم : ای آقای من ! كاش جانشین خودت را به ما معرفی می نمودی ! فرمود: «ای مفضل ! امام بعد از من فرزندم «موسی» است ، و امام خلف و موعود و منتظر (م ح م د) فرزند حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی است»[3] .

 

خلقت نوری اهل بیت (علیهم السلام)

و باز « مفضل بن عمر» از امام صادق- علیه السلام- نقل كرده است كه ، «خداوند 000/14 سال قبل از آفرینش مخلوقات 14 نور آفرید كه همان ارواح ما بودند.» به حضرت عرض شد: ای فرزند رسول خدا! آن 14 نور كیانند؟

فرمود: «محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمه از اولاد حسین ، آخرین ایشان «قائم» است كه بعد از غیبتش قیام كند و «دجال» را بكشد و زمین را از هر ظلم و جوری پاك سازد.» [4]

در بعضی از روایات، آن حضرت، شیعه را نسبت به انكار مهدی در زمان غیبت هشدار می دهد و بدین وسیله اذهان شیعیان را برای پذیرش ‍ مساله غیبت آماده تر می سازد؛

« عبید زراره» می گوید: شنیدم كه امام صادق- علیه السلام- می فرمود:

«مردم امامشان را گم می كنند، پس او در موسم حج حاضر می شود و مردم را می بیند ولی آنان او را نمی بینند.»[5]

كسی كه به تمام ائمه- علیهم السلام- اقرار كند، ولی «مهدی» را انكار نماید، همانند كسی است كه نسبت به همه انبیا اقرار نماید. ولی محمد- صلی اللّه علیه و آله- را انكار كند

در بعضی از روایات، آن بزرگوار اشاره به وجود دو غیبت «صغری» و « کبری» برای امام مهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف- نموده است.

« مفضل بن عمر» می گوید: از امام صادق- علیه السلام- شنیدم كه فرمود: صاحب این امر، دو غیبت خواهد داشت كه یكی از آنها آن قدر طول می كشد كه بعضی از مردم نیز می گویند: او مرده است و بعضی از مردم می گویند: او كشته شده است ، بعضی از مردم نیز می گویند: او رفته است؛ تا جایی كه جز عده ای محدود از اصحاب او كسی بر فرمانبرداری از امر باقی نمی ماند و بر مكان او كسی جز موالیان راستین او آگاه نخواهند شد.»[6]

روایاتی به این مضمون ، به طرق مختلف در منابع ما؛ از جمله در كتاب «الغیبه» از «نعمانی» نقل شده است . او پس از نقل این روایات آورده است:

« این احادیث كه دلالت بر دو نوع غیبت دارند، احادیثی صحیح هستند و خداوند درستی كلام ائمه- علیهم السلام- را آشكار ساخت و دو نوع غیبت واقع شد؛ در غیبت اول سفیرانی بین امام- علیه السلام- و خلق وجود داشت كه به دست آنان شفا و پاسخ سۆ الات و غیر آنها صادر می شد و غیبت دوم ، غیبتی است كه سفرا و وسائط در میان نبودند به خاطر مصلحتی كه خداوند آن را اراده كرده است ... .»[7]

 

پی نوشت:

[1] الغیبه ، شیخ طوسی ، ص 390-101

[2] كمال الدین و تمام النعمه ، ج 1، ص 333 ، ح 2 و 3

[3] كمال الدین و تمام النعمه ، ج 1، ص 334، ح 4

[4] كمال الدین و تمام النعمه ، ص 335-336، ح 7

[5] الغیبه ، شیخ طوسی ، ص 102

[6] الغیبه ، شیخ طوسی ، ص 102

[7] الغیبه ، نعمانی ، ص 114

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 9:38 AM
لینک ثابت
ویژگی یاران امام زمان از نگاه امام صادق(علیه‌السلام)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ویژگی یاران امام زمان از نگاه امام صادق(علیه‌السلام)

یاران

 

در احادیث و روایاتی که از امام صادق (علیه السلام) به ما رسیده است روایات بیشماری وجود دارد که به موضوع مهدویت و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) پرداخته شده است ، از جمله این موضوعات ویژگی های یاران امام زمان است که در کلام امام صادق (علیه السلام) به زیبایی تبیین شده است.

با توجه به روایات، می‌توان ویژگی‌ها و صفات یاران را چنین برشمرد:

1. معرفت عمیق به خدا و امام خویش

در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده است:

«در قلوب آنان (یاران مهدی عج)‌ شكّی به ذات خدا نیست».  (بحارالانوار، ج52، ص307، ح82)

چنان به خداوند معرفت دارند كه ذرّه‌ای تردید و شك در آنان راه ندارد.

در روایتی از امام سجاد علیه السلام در باره با صفات منتظران زمان غیبت نقل شده است:

«آنان كسانی هستند كه به امامت آن بزرگوار اعتقاد دارند». (كمال‌الدین، ج1، ب31، ح2)

این اعتقاد، برخاسته از عقل و درك است. حضرت، در ادامه می‌فرماید:

خداوند متعال، عقل و فهم و معرفتی به آنان داده است كه غیبت نزد آنان، به منزله مشاهده است.

2. اطاعت كامل

نتیجه معرفت صحیح، اطاعت همه جانبه از امام است. از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده است:

«اطاعت آنان از امام،‌ از فرمان‌برداری كنیز در برابر مولایش بیشتر است». (بحارالانوار، ج52، ص307، ح 82)

3. عبادت و صلابت

آنان كه از پیشوای خود الگو ‌گرفته‌اند، روزها و شب‌ها را با یاد شیرین حق و مناجات با او سپری می‌کنند. امام صادق علیه السلام ‌ درباره‌ آنان فرمود:

«شب‌ها را با عبادت به صبح می‌رسانند و روزها را با روزه به پایان می‌برند‏». (یوم الخلاص، ص224)

و این یاد حق، در همه‌ حالات آنان تجلّی دارد.

مبارزه برضد ظلم جهانی و تلاش برای برقراری عدالت، با رنج و مشقت‌های فراوان همراه است. یاوران امام، در راه تحقّق آرمان‌های جهانی امام مهدی علیه السلام همه ناگواری‌ها را به جان می‌خرند؛ ولی از سر اخلاص و تواضع،‌ عمل خود را ناچیز می‌شمارند

 

همین ذكر دایمی و همیشگی خدا است كه از آنان، مردانی آهنین می‌سازد كه هیچ چیز صلابت و استواری آنان را درهم نمی‌شكند. امام صادق علیه السلام فرمود:

«آنان، مردانی هستند كه گویا دل‌هایشان پاره‌های آهن است». (بحارالانوار، ج52، ص307،‌ ح 82)

4. جان نثاری و شهادت طلبی

معرفت عمیق به خدا و امام، نگاه آنان را به زندگی و حقیقت انسانیت، تنظیم می‌كند و شناخت صحیحی از هدف زندگی و وظیفه یك انسان به آنان می‌دهد. آنان در می‌یابند كه برای كسب كمال، زندگی می‌كنند و می‌فهمند كه راه تحصیل كمال، آن است كه همه‌ وجود‌شان برای خدا و دین خدا باشد؛ از این رو حاضر به هر نوع فداكاری و ایثارند. امام صادق علیه السلام فرمود:

] یاران مهدی‌ علیه السلام ‌‌[ در میدان رزم، گرد او می‌گردند و با جان خود، از او محافظت می‌كنند. (بحارالانوار،‌ ج52،‌ ص307، ح82)

آنان كه خدا و امام را شناختند، نهایت آرزویشان، شهادت در راه خدا و در ركاب امام است. امام صادق علیه السلام فرمود:

«آنان آرزو می‌كنند در راه خدا به شهادت برسند». (همان)

اتحاد

 

5. شجاعت و دلیری

 

یاران مهدی علیه السلام مانند مولایشان، افرادی شجاع و مردانی پولادین هستند كه از هیچ چیز جز خدا هراس ندارند. امام علی علیه السلام در وصف آنان فرمود:

«همه آنان، شیرانی هستند كه از بیشه بیرون شده‌اند و اگر اراده كنند، كوه‌ها را از جا می‌كنند». (یوم الخلاص، ص224)

6. صبر و بردباری

مبارزه برضد ظلم جهانی و تلاش برای برقراری عدالت، با رنج و مشقت‌های فراوان همراه است. یاوران امام، در راه تحقّق آرمان‌های جهانی امام مهدی علیه السلام همه ناگواری‌ها را به جان می‌خرند؛ ولی از سر اخلاص و تواضع،‌ عمل خود را ناچیز می‌شمارند. امام علی علیه السلام می‌فرماید:

آنان، گروهی هستند كه به سبب صبر و بردباری در راه خدا، بر خداوند منّت نمی‌گذارند و از این كه جان خویش را تقدیم حضرت حق می‌كنند، به خود نمی‌بالند و آن را بزرگ نمی‌شمارند. (یوم‌الخلاص، ص224)

7. اتحاد و همدلی

آنان، خودخواهی‌ها و خواسته‌های شخصی را از خود دور كرده‌اند. همه چیز را برای هدف واحد می‌خواهند و زیر یك پرچم به قیام می‌پردازند. امام علی علیه السلام می‌فرماید:

«ایشان، یكدل و هماهنگ هستند». (یوم‌الخلاص، ص223)

معرفت عمیق به خدا و امام، نگاه آنان را به زندگی و حقیقت انسانیت، تنظیم می‌كند و شناخت صحیحی از هدف زندگی و وظیفه یك انسان به آنان می‌دهد. آنان در می‌یابند كه برای كسب كمال، زندگی می‌كنند و می‌فهمند كه راه تحصیل كمال، آن است كه همه‌ وجود‌شان برای خدا و دین خدا باشد؛ از این رو حاضر به هر نوع فداكاری و ایثارند

 

8. زهد و پارسایی

امام علی علیه السلام در وصف یاران مهدی علیه السلام فرموده است:‌

«او، از یارانش بیعت می‌گیرد كه طلا و نقره‌ای نیندوزند و گندم و جویی ذخیره نكنند. (منتخب الاثر، فصل 6، ب11، ح4)

آنان، اهداف بلندی دارند و برای آرمانی بزرگ برخاسته‌اند؛ لذا مادیات و دنیا نباید آنان را از هدف باز دارد؛ بنابراین كسانی كه با دیدن زرق و برق دنیا،‌ چشم‌هایشان خیره شده و دل‌هایشان می‌لرزد، میان یاوران امام، جایی ندارند. البته نباید فراموش كرد كه این حالات و ویژگی‌ها، یك‌باره در انسان متجلّی نمی‌شود و آدمی، به آن‌ها متّصف نمی‌شود؛ بلكه باید سال‌ها برای تحصیل آن‌ها تلاش كند؛ از این رو،‌ یاران مهدی علیه السلام در دوران غیبت، به سازندگی مشغول می‌شوند.

یاور مهدی علیه السلام در همه حال پیرو امام خود است و اطاعت از او را، سر لوحه زندگی خود قرار می‌دهد. پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود:

«طوُبی لِمَن اَدرَکَ قائِمَ اَهلِ بَیتی وَ هُوَ مُقتَدٍ بِه قَبلَ قِیامِه یأتَمُّ بِهِ؛

خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت مرا درک کند، در حالی که پیش از قیامش، به او اقتدا كرده و از او پیروی نماید‏». (بحارالانوار، ج52، ص129)

روشن است که بدون یار و یاور نباید منتظر حرکت و اقدامی بود، هر چند برنامه و رهبر آماده باشد. (1)

 

پی نوشت:

1) برای آگاهی بیشتر ر.ك: نصرت الله آیتی، فصل‌نامه انتظار موعود، ش3، سال 1381.

 

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 9:37 AM
لینک ثابت
بیت آخر آن قصیده بلند!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

بیت آخر آن قصیده بلند!

امام زمان

 

شیعه مرتضی علی (علیه السلام) زبان دعبل را شمشیر اهل بیت (علیهم السلام) بر می شمردند در برابر جور و ستم بنی امیه و بنی عباس، خاندان خزاعی وارسته، شاخص و بی پروا بودند و دعبل خزاعی شاعر نامی شیعه حاکمان بانفوذ خلیفه را نیز از شعر های هزل و طنز خود بی نصیب نمی گذاشت.


دلدادگی دعبل به علی بن موسی الرضا (علیه السلام) او را به همراه کاروانی راهی مرو می کند تا به زیارت مولا و مقتدایش نائل شود. دعبل با همراهی دوستان وارد طوس می شود و فرستاده ای از جانب اباصلت او را به محضر امام رضا (علیه السلام) راه نمایی می کند. دعبل قصیده ای پیشکش آورده است با صدو بیست و یک بیت تحت عنوان "مدارس آیات" که با اذن امام در محضر ایشان می‌خواند.

دعبل بن على خزاعى می گوید: براى مولاى خود حضرت رضا (علیه السلام) قصیده ام را خواندم كه اولین بیتش با این مضمون بود.

«مدرسه‏هاى آیات الهى كه از تلاوت تهى شده است و محل نزول وحى كه خالی است از عرصه‏هایش»

و چون به این بیت رسیدم

«امامی از آل محمد (صلی الله علیه و آله) به یقین خروج خواهد کرد، او به برکت اسم اعظم الهی و به برکت نصر آسمانی به پا می خیزد حق و باطل را از هم جدا می کند و همه را بر شادخواریها و کین توزی ها کیفر می دهد.»

(در این هنگام) حضرت رضا على بن موسى (علیه السلام) سخت گریست و سپس سرش را به جانب من برگرداند و فرمود:

اى خزاعى در این دو بیت روح الامین به زبانت سخن گفته است آیا میدانى این امام كیست و كى قیام می كند؟

عرض كردم نه اى مولایم فقط شنیده ام امامى از شما ظهور می كند كه زمین را از فساد پاك می كند و آن را از عدالت پر می كند همان طور که از ستم پر شده است.

(امام) فرمود اى دعبل امام بعد از من محمد است و پس از محمد فرزندش على است و بعد از على پسرش حسن (عسکری) و پس از حسن پسرش حجت قائم است. 

اوست كه در غیبتش (مردمان) در انتظار اویند و در زمان ظهورش همه مطیع او می شوند.

(در این هنگام) حضرت رضا على بن موسى (علیه السلام) سخت گریست و سپس سرش را به جانب من برگرداند و فرمود: اى خزاعى در این دو بیت روح الامین به زبانت سخن گفته است آیا میدانى این امام كیست و كى قیام می كند؟

اگر از دنیا جز یك روز نمانده باشد خدا همان روز را آن قدر طولانى می كند تا (قائم) ظهور كند و زمین را پر از عدالت كند چنانچه از ستم پرشده است ... از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) سۆال شد چه موقع قائم از ذریه‏ات خروج می كند؟ فرمود مثل ظهور مثل قیامت است که جز خدا کسی زمانش را آشکار نمی کند و به ناگهان فرا می رسد.

در ادامه قصیده دعبل بیتی را نثار حضرت موسی بن جعفر (پدر بزرگوار امام هشتم) می کند با این مضمون:

«و قبرى در بغداد است از آن نفس طیب و طاهر كه خداوند بخشاینده آن نفس پاک را در غرفه‏هاى بهشت جای داده است.»

حضرت رضا به دعبل فرمود: در این جا دو بیت به قصیده‏ات بیفزایم كه به وسیله آن معنی اش کامل شود؟ دعبل عرض كرد چه ابیاتی یا ابن رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله)

آن حضرت فرمود:

«و قبری هم در شهر طوس خواهد بود که وامصیبتا از آن قبر

مصیبت های صاحب آن قبر همواره در دل آتش می زند

تا این که به حکم پروردگار قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله ) از ما مبعوث گردد

تا غم ها و اندوه ما پایان یابد و داد ما را از ستم گران بگیرد.»

(امام) فرمود اى دعبل امام بعد از من محمد است و پس از محمد فرزندش على است و بعد از على پسرش حسن (عسکری) و پس از حسن پسرش حجت قائم است

دعبل عرض كرد یا ابن رسول اللَّه، این قبرى كه در طوس است از آن كیست؟

حضرت رضا علیه السلام فرمود:

قبر من است دیری نخواهد گذشت تا آنكه طوس محل رفت و آمد شیعیان و زوار من گردد.

بدان که هر كس در این دار غربت مرا در طوس زیارت كند روز قیامت هم درجه من باشد و آمرزیده گردد.

دعبل پا به دوران کهنسالی گذاشت در حالی که سال ها از شهادت غریبانه امام رضا (علیه السلام) می گذشت. از هنگام شهادت مولایش کمتر کسی لبخند بر لبانش دیده بود، او همچنان در اشعارش به مدح اهل بیت عصمت (علیهمالسلام) می پرداخت و خلفای عباسی را که عامل شهادت امام می دانست هجو می نمود.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 9:36 AM
لینک ثابت
یاران حضرت مهدی(عج) از نگاه روایات
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

یاران حضرت مهدی(عج) از نگاه روایات

کرامات امام زمان (عج) در جبهه‌ها

طبق روایات معصومین علیهم السلام شمار یاران خاص حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) سیصد و سیزده نفرند. که به نظر  می رسد حاکمان و زمامداران جهان از میان آن ها برگزیده خواهند شد. در عصر ظهور یاران خاص حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) برگزیدگان اهل زمین بوده و شایستگی های لازم برای تدبیر امور همه ی مردم جهان را دارا خواهند بود.


ایشان در اولین فرصت خود را به مولای خود رسانده, و با آن حضرت بیعت خواهند کرد. [1] احادیث فراوانی در ستایش این گروه ممتاز وارد شده و در قرآن کریم آیاتی است که تأویل به آنان شده است. که در ذیل به بیان برخی از آنان پرداخته شده است:

1- امام محمد باقر و امام صادق علیهما السلام در تأویل سخن خداوند: «وَ لَئنِ‏ْ أَخَّرْنَا عَنهُْمُ الْعَذَابَ إِلىَ أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّیَقُولُنَّ مَا یحَْبِسُهُ...» [2], فرمودند: «مراد از امت معدود, یاران حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) است که به تعداد اهل بدر هستند».[3]

2- از امام صادق علیه‌السلام درباره ی سخن خدای تعالی: «... فَاسْتَبِقُواْ الْخَیرَْاتِ  أَیْنَ مَا تَكُونُواْ یَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِیعًا ...»[4]؛ روایت شده است: «مراد اصحاب قائم(عجل الله فرجه الشریف) است که سیصد و سیزده نفر به تعداد افراد جنگ بدر. آنان در ساعتی جمع می شوند؛ مانند ابرهایی که در پائیز جمع می گردند ».[5]

3- ابان بن تغلب می گوید: با امام محمد باقر علیه السلام در مسجد کوفه بودم, آن حضرت در حالی که دستم را گرفته بود, فرمودند: «ای ابان! سیصد و سیزده نفر به این مسجد خواهند آمد, مردم مکه می دانند که هنوز پدران و اجداد آن افراد به دنیا نیامده اند, شمشیرهایی با خود دارند که روی هر کدام, نام صاحب شمشیر و نام پدرش و حسب و نسبش نوشته شده است, آن گاه منادی ندا می دهد که: «این مهدی است که چون داوود و سلیمان قضاوت می کند, و در قضاوت کردن احتیاجی به دلیل و شاهد ندارد». [6]

4- محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود: «هنگامی که قائم ما (عجل الله فرجه الشریف) قیام می کند, پشتش را به کعبه تکیه داده و سیصد و سیزده نفر گرد او جمع می شوند و اولین چیزی که می فرماید, این آیه است: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُۆْمِنِینَ» سپس می‌فرماید: «أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ» و در این هنگام گروهی متشکل از ده هزار نفر گرد او جمع می‌شوند و در آن هنگام قیام می کند, پس در روی زمین معبودی به جز خدا باقی نمی‌ماند....»[7]

با توجه به آنچه بیان گردید, به نظر می رسد, سیصد و سیزده نفر اصحاب و یاران خاص و به تعبیر امام علی (عج) و امام صادق (عج) «پرچم داران» حضرت مهدی (عج) هستند که هر یک نقش عظیمی در فرماندهی سپاه و گشودن شهرها و اداره امور و.... دارند. در حالی که یاران عام آن حضرت- یاوران- مومنان صالحی اند که به حضرت مهدی عج در مکه و غیر آن ملحق می شوند, زیر پرچمش گرد می آیند و با دشمنان خدا و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می جنگند

به استناد روایات فوق, دسته ای یاران حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) را تنها همان 313نفر دانسته و دسته ای دیگر, علاوه بر این افراد, حضور ده هزار نفر دیگر را در کنار حضرت مهدی عج اعلام داشته اند که برخی برای جمع میان این دو دسته روایات, چند احتمال را بیان کرده اند:

1. دو دسته کردن اصحاب حضرت به جهت اختلاف در درجات اخلاص آنها است, به این نحو که 313 نفر از آنها در کمال درجه ی اخلاص اند, و ده هزار نفر دیگر در مرتبه ای پایین ترند.

2- اختلاف دو دسته در سرعت ملحق شدن آنها و رسیدن آنان به حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) است, به این نحو که 313 نفر از دیگران زودتر به حضرت ملحق می شوند.

3- اختلاف در سرعت ایمان و بیعت نمودن با حضرت است.

4- اختلاف در دفاع نمودن از حضرت باشد. به این معنا که 313 نفر اولین دسته ای است که حضرت را یاری خواهند نمود.

5- اختلاف به لحاظ وظایف و کارهایی است که به جهت اختلاف درجات اصحاب به آنها محول خواهد شد. مثلا 313نفر از فرماندهان و رئیسانند, بر خلاف بقیه ی افراد.[8]

با توجه به آنچه بیان گردید, به نظر می رسد, سیصد و سیزده نفر اصحاب و یاران خاص و به تعبیر امام علی و امام صادق (علیهماالسلام) «پرچم داران» حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) هستند که هر یک نقش عظیمی در فرماندهی سپاه و گشودن شهرها و اداره امور و ... دارند. در حالی که یاران عام آن حضرت - یاوران- مومنان صالحی اند که به حضرت مهدی(عج) در مکه و غیر آن ملحق می شوند, زیر پرچمش گرد می آیند و با دشمنان خدا و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می جنگند.

 

پی نوشت:

1. سلیمیان, خدامراد, پرسمان مهدویت, قم: شباب الجنه, چاپ دوم, 1385ش, ص257

2. هود /8: « و اگر عذاب را تا چندگاهى از آنان به تأخیر افكنیم، حتماً خواهند گفت: «چه چیز آن را باز مى‏دارد؟....»

3. النعمانى, محمد بن ابراهیم، الغیبة، تهران، مكتبة الصدوق، 1397ق, ص241, ح36         

4. بقره/148: « ... پس در كارهاى نیك بر یكدیگر پیشى گیرید. هر كجا كه باشید، خداوند همگى شما را [به سوى خود باز] مى‏آورد .... »

5. الكلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق, الكافی, تصحیح: على اكبر غفارى و محمد آخوندى, چاپ چهارم, تهران, دار الكتب الإسلامیة, ‏1407ه‏, ج8, ص313, ح487    

6. مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج52, ص286, ح19؛ نیز: النعمانى، الغیبة، پیشین, صص 313و314, ح5

7. همان, ج52, صص191-192, ح24

8. موعود شناسی و پاسخ به شبهات,

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 9:36 AM
لینک ثابت
پیشگویی حضرت زهرا درباره حوادث آخرالزمان
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

پیشگویی حضرت زهرا درباره حوادث آخرالزمان

حضرت فاطمه

امام دوازدهم شیعیان، در شرایطی به امامت رسید که سال‌های زیادی از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌گذشت و پس از انحرافی که در امر جانشینی پیامبر(صلی الله علیه و آله)، بلافاصله پس از رحلت ایشان، صورت گرفته بود، یازده امام پیشین همواره برای اجرای رسالت پیشوایی خویش در جامعه اسلامی‌ با شرایط سخت و پیچیده‌ای مواجه بودند. به عبارت دیگر جامعه در عصر امامان پیشین، درک و دریافت شایسته‌ای از جایگاه والای معصومان(علیهم السلام) نداشت.


 

بنابراین امام مهدی(علیه السلام) به عنوان «قائم آل محمد» و «آخرین ذخیره الهی»، با مردمی مواجه شد که از جهات مختلف قابلیت پذیرش ایشان و زمینه قیام الهی شان را دارا نبودند. مشکلات اساسی اجتماع در آن زمان، انحراف جامعه از عدالت اسلامی، فاصله گرفتن از ارزش‌های اسلامی، آماده نبودن برای تطبیق و پیاده کردن برنامه‌های اسلام در زندگی و فداکاری نکردن در راه آن است (1)، تا جایی که به اعتقاد برخی صاحب نظران:

«اگر امام مهدی(علیه السلام) در آن زمان ظهور می‌کرد، با آن جو تیره‌ای که وجود داشت، قطعا کشته می‌شد و به هدف خود که تسلط بر تمام جهان و گسترش عدل در آن است، نمی‌رسید، زیرا جز عده انگشت‏شماری به طرفداری وی بر نخواسته و توده اجتماع به ندای حضرت پاسخ نمی‌داد بلکه چه بسا که به طرفداری از دولت بر می‌آمدند، در حالی که خداوند وعده داده است که ظهور حضرت در وقتی خواهد بود که افرادی نیرومند و دل‌هایی سرشار از عشق و عقل‌هایی پر، به طرفداری از حضرت به پا خیزند که بتواند با نیروی آن‌ها و نیروی خدایی بر تمام جهان مسلط شده و دادگری را در سراسر گیتی بگستراند.» (2)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در یکی از بیانات خود پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، افعال و اعمال امت اسلامی ‌را آبستن مجموعه‌ای از وقایع اجتماعی شوم در آینده می‌داند، که روند رو به انحطاطی را برای جامعه اسلامی‌ ترسیم می‌کند؛ روندی که ناگزیر به غیبت امام دوازدهم شیعیان می‌انجامد و تا ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) ادامه می‌یابد:

بر اساس این دسته روایات اگر معصومان(علیهم السلام) زمینه تشکیل حکومت اسلامی‌ با تمام ابعادش را در جامعه می‌یافتند، زمین و آسمان برکات و خیرات را از مردم دریغ نمی‌کرد و مردم خوش و فراوان می‌خوردند و هیچ‌گاه گرفتار فقر نمی‌شدند و حق هر کس به خودش می‌رسید

«أَمَا لَعَمْرِی لَقَدْ لَقِحَتْ قنطرةٌ رَیْثَمَا تُنْتَجُ ثُمَّ احْتَبلوا مِلاءَ الْقَعْبِ دَماً عَبِیطاً وَ رعَافاً مبِیداً هُنَالِكَ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ وَ یُعْرَفُ الْبَاطِلُونَ غب مَا أُسِّسَ الْأَوَّلُونَ ثُمَّ طِیبُوا عَنْ دُنْیَاكُمْ أَنْفُساً وَ اطْمَأَنُّوا لِلْفِتْنَةِ حاشاً وَ أَبْشِرُوا بِسَیْفٍ صَارِمٍ وَ سَطْوَةِ مُعْتَدٍ غَاشِمٍ وَ بِهَرْجٍ شَامِلٍ وَ اسْتِبْدَادٍ مِنَ الظَّالِمِینَ یَدَعُ فَیْئَكُمْ زَهِیداً وَ جَمْعَكُمْ حَصِیداً فَیَا حَسْرَتَى لَكُمْ وَ أَنَّى بِكُمْ وَ قَدْ عَمِیَتْ عَلَیْكُمْ أَ نُلْزِمُكُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُون

آگاه باشید! به جان خودم سوگند که راه اعراض و روگردانی از خیر و حقیقت و احکام اسلام (از همین اعمال مردمان، مبنی بر غصب خلافت حضرت علی(علیه السلام) و ابداع نوآوری‌ها) مهیا می شود، و به زودی نتیجه آن که ریختن خون بسیار است، ظاهر می شود در این جنگ و ستیزهایی که در آن هیچ نفع و اثری نیست، مردم توسط سموم هلاک کننده ای به سرعت می میرند، اینجاست که افراد باطل، زیان می بینند و از دیگران شناخته می شوند این ها همه نتیجه اعمال پس از رحلت رسول خداست که به ظواهر مادی دنیا دل خوش داشتند و به چند روز ریاست آن راضی شدند. حاشا! بشارت دهید آن زمان را به اختلاف و هرج و مرجی که ایجاد می گردد، و کشتار زیادی که دامنگیر امت اسلام می شود، و استبداد ستمکاران. بى‏شكّ منافع شما نابود و مزارعتان محصود و بهره شما افسوس و دریغ خواهد بود، به زودی گریبان ندامت بدرید و هیچ نمى‏دانید به كجا اندر افتادید، بى‏گمان كوركورانه در ظلمت خانه ضلالت اسیر و در چاه جهالت دستگیر گشتید، چگونه شما را ملزم كنیم به سوى راه هدایت و حال آنكه از شنیدن كلمات ما كراهت دارید؟» (3)

اگر امام مهدی(علیه السلام) در آن زمان ظهور می‌کرد، با آن جو تیره‌ای که وجود داشت، قطعا کشته می‌شد و به هدف خود که تسلط بر تمام جهان و گسترش عدل در آن است، نمی‌رسید، زیرا جز عده انگشت‏شماری به طرفداری وی بر نخواسته و توده اجتماع به ندای حضرت پاسخ نمی‌داد

به نظر می‌رسد که این روایت و برخی روایات رسیده از این گونه (4) مبین سنن الهی هستند که به واسطه پیمان شکنی امت اسلامی ‌پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جامعه اسلامی‌ به جریان درآمد. به عبارت دیگر از چنین متونی می‌توان مجموعه‌ای از قوانین الهی را کشف و دریافت کرد که سیر تاریخ اسلامی را به ناگزیر به سرگردانی امت اسلامی، فاصله گرفتن ایشان از اسلام واقعی و غیبت حجت الهی از جامعه پیش می‌برد.

امام علی(علیه السلام) نیز در خطبه طالوتیه به روشنی این مساله را بیان می‌کند. بر اساس این دسته روایات اگر معصومان(علیهم السلام) زمینه تشکیل حکومت اسلامی‌ با تمام ابعادش را در جامعه می‌یافتند، زمین و آسمان برکات و خیرات را از مردم دریغ نمی‌کرد و مردم خوش و فراوان می‌خوردند و هیچ‌گاه گرفتار فقر نمی‌شدند و حق هر کس به خودش می‌رسید. ولی مردم این زمینه را فراهم نکردند، بنابراین تنگدستی بر آن‌ها چیره شد و گروهی اموال عمومی‌ را به نفع خود جمع‏آوری کردند و حق دیگران را به ناحق خوردند، بنابراین جامعه دو قطبی شد، گروهی فقیر و گروهی ثروتمند شدند. به علاوه وقتی مردم پیشوایان حق را رها کردند، هر کسی به خلافت طمع ورزید و برای به دست آوردن آن خون‌ها ریخته شد و افراد شرور بر مسلمانان تسلط یافتند. نکته آخر آن که اگر مردم از امامان بر حق پیروی می‌کردند، در تشخیص حق و باطل دچار خطا نمی‌شدند و اسلام با تمام ابعادش در جامعه پیاده می‌شد ولی از آنجا که امت اسلامی ‌پیشوای بر حق را رها کردند و به دنبال امامان باطل حرکت کردند، در تشخیص حقیقت و ارزش‌های اسلامی‌ دچار لغزش و سرگردانی شدند و این سرگردانی تا ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) ادامه دارد. (5)

 

پی نوشت ها:

1.       درباره مشکلات اساسی اجتماع درآن دوره ر.ک: صدر، پژوهشی در زندگی امام مهدی (ع) و غیبت صغری (فلسفه غیبت صغری)، پیشین، ص 145

2.       همان، ص 255

3.       با نگاهی به کتاب امام مهدی (ع) و بانوان حریم ولایت (ع)، نشر موعود عصر، 1384

4.       طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، پیشین، ج1، ص 109

5.       طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، پیشین، ج2، ص 289، کلینی، الکافی، پیشین، ج8، ص 32، ح5 و ص 53، ح 16

 

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 9:35 AM
لینک ثابت
روز موعودِ موسای قوم خاتم
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

روز موعودِ موسای قوم خاتم

مهدی (عج)

یکی از اهداف حکومت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) تشکیل جامعه ای کامل و بدون نقص است که در آن جامعه همه خواسته های انسان ها همچون عدالت، امنیت، عبودیت، حاکمیت دین خدا، رفاه و آسایش محقق خواهد شد.


این همان جامعه ای است که همه انبیاء و اولیای الهی درصدد تحقق آن بوده و آرزوی تحقق آن را داشته اند. اگرچه موفق به تحقق این جامعه نشدند که این آرزوی محقق نشده به دست قائم آل محمد(عجل الله فرجه) محقق خواهد شد.

این جامعه محقق خواهد شد زیرا خداوند و معصومین(علیهم السلام) وعده آن را داده اند و ما می دانیم که وعده الهی تخلف ناپذیر است و علاوه بر این در قرآن کریم آمده است که در آن جامعه مستضعفان، پیشوا قرار می گیرند و آنها رهبری جامعه را در دست خواهند داشت.در قرآن کریم بسیاری از مطالب به طور صریح و آشکار بیان نشده است مانند جزئیات برخی از احکام که به تفصیل نیامده است. به همین صورت آیات فراوانی وجود دارد که درباره حضرت مهدی(عجل الله فرجه) و جامعه زمان حضرت نازل شده است، اما بنا بر علم و حکمت خداوند تبارک و تعالی این آیات به طور مستقیم به مقام حضرت مهدی(عجل الله فرجه) و جامعه ایشان اشاره نکرده است، بلکه تأویل شده است. یعنی این یکی از روش های قرآن کریم است که گاهی ضمن بیان سرگذشت پیامبران الهی و اقوام پیشین، درباره حضرت مهدی(عجل الله) و دوران ایشان پیام هایی را به گوش انسان ها می رساند.

یکی از این آیات، آیه پنجم از سوره قصص است که می فرماید:

«و نرید أن نَمُنَّ علی الذین استُضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمةً و نجعلهم الوارثین» ما می خواهیم بر مستضعفین روی زمین منت نهیم(و آنها را مشمول مواهب خود نماییم) و آنها را پیشوایان قرار دهیم و آنها را وارثان(حکومت جباران) قرار دهیم.

در شرایطی که ظالمان در فکر نابودی منجی الهی هستند، خداوند نیز با اجرای تدبیر خود، جان او را حفظ می کند؛ چنانکه مادر حضرت موسی(علیه السلام) دوران حمل را به طور پنهانی سپری نمود و پروردگار به او وحی کرد که چگونه حضرت موسی(علیه السلام) را از گزند دشمنان حفظ کند و با این تدبیر حضرت موسی(علیه السلام) در دامن دشمن رشد یافت.

این آیه در حقیقت بشارتی است برای همه انسان های آزاده و خواهان حکومت عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و جور. نمونه ای از تحقق این مشیت الهی، حکومت بنی اسرائیل و زوال حکومت فرعونیان بود. نمونه کاملترش حکومت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله و سلَّم) و یارانش بعد از ظهور اسلام بود و نمونه گسترده تر آن ظهور حکومت حق و عدالت در تمام کره زمین به وسیله حضرت مهدی(عجل الله فرجه) است.

البته حکومت جهانی حضرت مهدی(عجل الله) در آخر کار هرگز مانع از حکومت های اسلامی در مقیاس های محدودتر پیش از آن از طرف مستضعفان بر ضد مستکبران نخواهد بود و هر زمان شرایط آن را فراهم سازند، وعده حتمی و مشیت الهی درباره آنها تحقق خواهد یافت و این پیروزی نصیبشان می شود.(1)

این آیه ضمن بیان داستان حضرت موسی(علیه السلام) و فرعون، پیشوا گردانیدن مستضعفان را نیز بیان کرده است و به سنت پایدار الهی اشاره کرده است، که اوج ظهور آن بنا بر روایات فریقین در دوران حضرت مهدی(عجل الله فرجه) است یعنی این امر در زمان ایشان محقق می گردد.

بنا بر دلایل فراوان قرآنی و روایی، بسیاری از پیام های قرآن درباره حضرت مهدی(عجل الله فرجه) و دوران ظهور در داستان پیامبران الهی بیان شده و شباهت های زیادی میان سیره انبیاء با حضرت مهدی(عج الله) وجود دارد.

مثلاً طبق همین آیه پنجم از سوره قصص، ما می توانیم تولد پنهانی حضرت مهدی(عجل الله فرجه) را همانند تولد پنهانی حضرت موسی(علیه السلام) بدانیم.

قرآن کریم در داستان حضرت موسی(علیه السلام) از تدابیر شدید امنیتی از سوی فرعون برای جلوگیری از زنده ماندن پسر بنی اسرائیل حکایت دارد (آیه چهارم/سوره قصص).

زیرا به آنها وعده ظهور منجی از میان بنی اسرائیل داده شده بود. سیاق آیات ابتدای سوره نشان می دهد ترس آنان از وقوع این وعده، سبب کشتار نوزادان پسر بنی اسرائیل شد. از آنجا که تحقق وعده الهی حتمی است، در چنین شرایطی که ظالمان در فکر نابودی منجی الهی هستند، خداوند نیز با اجرای تدبیر خود، جان او را حفظ می کند؛ چنانکه مادر حضرت موسی(علیه السلام) دوران حمل را به طور پنهانی سپری نمود و پروردگار به او وحی کرد که چگونه حضرت موسی(علیه السلام) را از گزند دشمنان حفظ کند و با این تدبیر حضرت موسی(علیه السلام) در دامن دشمن رشد یافت.

نمونه ای از تحقق این مشیت الهی، حکومت بنی اسرائیل و زوال حکومت فرعونیان بود. نمونه کاملترش حکومت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله و سلَّم) و یارانش بعد از ظهور اسلام بود و نمونه گسترده تر آن ظهور حکومت حق و عدالت در تمام کره زمین به وسیله حضرت مهدی(عجل الله فرجه) است.

همانگونه که دولت بنی عباس با همه وسعتش در دوران امام هادی و امام عسگری(علیهما السلام) این دو امام را در شهر سامرا که شهری نظامی بود، زندانی کرد. زندان این دو امام، زندان اجتماعی یا سیاسی نبود، بلکه زندان نظامی بود، و این مسئله نشانگر ترس شدید آنان از ظهور و ولادت این مصلح موعود است که هزاران حدیث از طرق فریقین درباره او وارد شده بود و به قدرت نامحدود الهی و علم و تدبیر او مصلح موعود به شکل پنهان تولد یافت و همانطور که در روایات وارد شده است آثار بارداری در مادر بزرگوار حضرت مهدی(عجل الله فرجه) تا زمان وضع حمل به هیچ وجه نمایان نشد و حتی نزدیکترین کسان به خانواده حضرت عسگری(علیه السلام) از ولادت و بارداری پنهان نرجس خاتون بی خبر بودند و حضرت مهدی(عجل الله فرجه) همچون حضرت موسی(علیه السلام) در دامان دشمن رشد کرد.(2)

اما آنان که تنها به قدرت ها و اسباب مادی چشم دارند، ولادت امام را انکار می کنند و قدرت و تسلط نظامی حکومت عباسی بر زندگی این دو امام را مانع تحقق ولادت حضرت مهدی(عجل الله فرجه)؛ چرا که مفهوم پنهانی بودن ولادت و غیبت امام را که پنهانی بودن هویت ایشان و نه عدم حضور ایشان است، را درک نکرده اند.

 

نتیجه

دلیل بیان تفصیلی داستان پنهانی بودن ولادت و رشد و نموّ حضرت موسی(علیه السلام) در قرآن همین است که مۆمنان با تدبر در آن، به حال حضرت مهدی(عجل الله فرجه) آگاه گردند و این مثال و نمونه، آنها را به طور آشکار به حقیقتی راهنمایی می کند که باید به آن اعتقاد قلبی و ایمان کامل داشته باشند.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:37 AM
لینک ثابت
حکایتی از سحرگاه حساس میلاد موعود
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

حکایتی از سحرگاه حساس میلاد موعود

برای رسیدن به شادی حقیقی همراهی با امام معصوم شرط است

در روایات فراوان، از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلَّم)نقل شده است که مردی از خاندان او به نام مهدی(علیه السلام) قیام خواهد کرد و بنیان ستم را واژگون خواهد ساخت. فرمانروایان ستمگر عباسی با اطلاع از این روایت در پی آن بودند که در همان ابتدای ولادت امام مهدی(علیه السلام) او را به قتل رسانند. بنابراین از زمان امام جواد(علیه السلام)، زندگی امامان معصوم(علیهم السلام) با محدودیت های بیشتری همراه گشت و در زمان امام حسن عسگری(علیه السلام) به اوج خود رسید به گونه ای که کمترین رفت وآمد به خانه آن بزرگوار از نظر دستگاه حکومت، مخفی نبود.


پیداست در چنین شرایطی باید تولد آخرین حجت حق و موعود الهی در پنهانی و به دور از چشم دیگران می بود. به همین دلیل حتی نزدیکان امام یازدهم از جریان ولادت امام مهدی(علیه السلام) بی اطلاع بودند و تا چند ساعت پیش از تولد نیز، نشانه های بارداری در نرجس خاتون مادر بزرگوار امام دوازدهم دیده نشد.(1)

 

حکایتی از بانوی امین

روایتی از حکیمه خاتون عمه امام عسگری(علیه السلام) وجود دارد که حاکی از این است که امام در سال 255 هجری متولد شده اند.

حکیمه خاتون، [عمه امام حسن عسگری(علیه السلام)،خواهر امام هادی(علیه السلام) و دختر امام جواد(علیه السلام)] فرمودند: امام حسن عسگری(علیه السلام) کسی را دنبال من فرستاد و وقتی که نزد ایشان رفتم، به من فرمود:

« ای عمه افطار نزد ما باش، چون این شب، شب نیمه شعبان است و خداوند به زودی و در این شب، حجتش را ظاهر خواهد نمود که او حجت خداوند در زمین است.»

حکیمه خاتون پرسید: مادر او کیست؟

امام(علیه السلام) فرمودند: نرجس.

عرض کرد: خداوند مرا به فدای شما نماید، به خدا قسم، در او نشانه ای از بارداری نیست؟!

حکیمه خاتون می فرماید: داخل خانه رفتم و هنگامی که سلام کردم و نشستم، نرجس خاتون آمد تا کفش های مرا از پایم درآورد و گفت: ای خانم من و ای خانم خاندان من، حال شما چطور است؟

حکیمه خاتون می فرماید: ای دخترم، خداوند در این شب فرزندی به تو می بخشد که در دنیا و آخرت، سید و سرور است.

در این هنگام نرجس خاتون خجالت کشید و شرم و حیا کرد.

باید تولد آخرین حجت حق و موعود الهی در پنهانی و به دور از چشم دیگران می بود. به همین دلیل حتی نزدیکان امام یازدهم از جریان ولادت امام مهدی(علیه السلام) بی اطلاع بودند و تا چند ساعت پیش از تولد نیز، نشانه های بارداری در نرجس خاتون مادر بزرگوار امام دوازدهم دیده نشد.

حکیمه خاتون می فرماید: هنگامی که از نماز عشا فارغ شدم افطار نمودم و خوابیدم. پس در نیمه شب برای نماز شب برخاستم و از نماز فارغ شدم، درحالیکه او خوابیده بود و اتفاقی برایش پیش نیامده بود، سپس خوابیدم. سپس با ترس از خواب پریدم، درحالیکه او هنوز در خواب بود. پس از چند لحظه ای نرجس از خواب برخاست و نماز خواند و خوابید.

حکیمه خاتون می فرماید: بیرون آمدم درحالیکه در جستجوی طلوع فجر بودم. پس هنگامی که فجر اول شد، او هنوز در خواب بود و برایم شک بوجود آمد که آیا به دنیا می آید؟ در این لحظه امام از داخل اتاق صدا زدند: عمه عجله نکن، امر ولادت نزدیک شده است.

نشستم و سوره سجده و یاسین را خواندم. در هنگامی که من در آن حالت بودم، نرجس با ترس از خواب پرید، پس با سرعت به سوی او رفتم و گفتم: بسم الله علیک. آیا چیزی حس می کنی؟

گفت: بله، ای عمه.

به او گفتم: نفست را جمع کن و به قلبت فشار بیاور؛ این همان چیزی است که قبلاً به تو گفتم.

حکیمه خاتون می فرماید: در این هنگام سستی و خستگی ای را احساس کردم و به خواب فرو رفتم. هنگامی که به هوش آمدم، پرده ها کنار رفت و دیدم که نوزاد به دنیا آمده و با مواضع هفتگانه اش بر روی زمین سجده کرده است.

نزدش رفتم و او را دیدم که پاک و پاکیزه است. در این هنگام امام مرا صدا زدند که ای عمه پسرم را نزدم بیاور. پس او را نزد ایشان بردم و ایشان دست خود را زیر نشستگاه و کمر او قرار داد، پای او را در سینه خود قرار داد، زبان خود را در دهان او فرو برد، دست خود را روی چشم و گوش و مفصل های او کشید و فرمود: ای پسرم سخن بگو.

امام مهدی(علیه السلام) فرمود:

«أشهد أن لا إله إلّا الله وحده لا شریک له و أشهد أنَّ محمداً رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلَّم)» سپس بر امیرالمۆمنین و امامان صلوات و درود فرستاد تا رسید به پدرش و سکوت نمود.

امام عسگری(علیه السلام) به عمه شان فرمودند:

ای عمه او را نزد مادرش ببر و تا به مادرش سلام کند و بعد نزد من بیاور.

پس او را نزد مادرش بردم و حضرت به مادرشان سلام نمودند و سپس او را برگرداندم و در اتاق قرار دادم. امام عسگری(علیه السلام) فرمودند: ای عمه هنگامیکه روز هفتم ولادت شد نزد ما بیا.

حکیمه خاتون می گوید: هنگامی که صبح شد رفتم تا به امام عسگری(علیه السلام) سلام کنم و پرده را بردارم تا جویای احوال سرورم، امام زمان(علیه السلام) شوم، اما ایشان را ندیدم. گفتم: ای سرور من فدایت شوم چه شده است؟

امام فرمودند: ای عمه آن را امانت دادیم به کسی که مادر موسی(علیه السلام)، موسی(علیه السلام) را به او امانت سپرده بود.

روز هفتم شد و امام عسگری به عمه شان فرمودند: پسرم را نزد من بیاورید.

حضرت(علیه السلام) را در حالی که در میان پارچه ای بود نزد امام عسگری(علیه السلام) آوردند و حضرت همان کاری که اولین بار انجام داده بود تکرار کرد و فرمود: ای پسرم سخن بگو. و حضرت مهدی(علیه السلام) گفتند:

«أشهد أن لا إله إلّا الله وحده لا شریک له و أشهد أنَّ محمداً رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلَّم)» سپس بر امیرالمۆمنین و امامان صلوات و درود فرستاد تا به پدرش رسید سکوت نمود و سپس این آیه را تلاوت کرد:

« بسم الله الرحمن الرحیم و نرید أن نمُنَّ علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمةً و نجعلهم الوارثین. ونُمَکِّنَ لهم فی الأرض و نُری فرعونَ و هامانَ و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون»(سوره قصص/آیه5و6)(2)

حضرت مهدی (علیه السلام) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای مهمی که پدر بزرگوارشان انجام دادند این بود که حضرت مهدی(علیه السلام) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:37 AM
لینک ثابت
دولت مهدوی،‌ بهار مۆمنان و زمستان کافران
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

 

دولت مهدوی،‌ بهار مۆمنان و زمستان کافران

ظهور موعود

زمانی که حضرت ظهور می کنند در واقع بهار مۆمنان و زمستان کافران خواهد بود. برای اهل تقوا، نجات و رحمت و برای اهل کفر و فساد، عذابی جانکاه به همراه خواهد داشت. در زمان حضرت دیگر نباید نگران این مسئله باشیم که اگر الان در خیابان امر به معروف و نهی از منکر کنم شاید اتفاقی برایم رخ دهد، آن زمان، زمان پادشاهی اهل دین است. و اهل دین از جمله کسانی هستند که در رفاه و آسایش به سر خواهند برد.

«و نرید أن نمُنَّ علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمةً و نجعلهم الوارثین.»

و ما در برابر او خواستیم بر آنان که در زمین ضعیف شمرده شدند منت نهاده ایشان را پیشوایان خلق کنیم و وارث دیگران قرار دهیم.(سوره قصص، آیه5)

در مقاله قبل برخی راهکارهای اخلاقی دولت مهدوی مورد اشاره قرار گرفت. در اینجا بحث مزبور را دنبال می کنیم.

 

3. گسترش معرفت و اخلاق

روز ظهور قائم ما برای کافران و مشرکان عذابی جانکاه و برای مۆمنان و اهل تقوا، نجات و رحمت است. در آن عصر زیبا و هیجان‏انگیز انسان‏ها از درون تحول می‏یابند و بینش‏های مادی به اندیشه‏های معنوی و روحانی تبدیل می‏شود. کوته‏بینی‏های افراد جای خود را به تفکرات عمیق انسانی خواهد داد و در اثر انقلاب عظیمی که در درون انسان‏ها رخ می‏دهد، مدینه فاضله تشکیل خواهد شد.

طبق فرمایش پیامبر اکرم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلَّم) همه مردم به اطاعت و عبادت خداوند گراییده، در اجرای احکام دیانت می‏کوشند. در نتیجه وقتی در رأس همه جوامع عالم، انسان کامل و معصومی باشد که بتواند رفتار عاقلانه را به مردم بیاموزد، طبیعتاً مردم به سراغ عبادت خداوند خواهند رفت و فسادهای اخلاقی برچیده می‏شوند. اگر هم عده‏ای مزاحمت ایجاد کنند و مانع تعقل مردم شوند و امنیت اخلاقی را ازبین ببرند، از گردونه هستی حذف خواهند شد.(1)

در پرتو ارشاد و تعلیمات و هدایتگری حضرت مهدی(عجل‏الله فرجه‏)، افکار و اندیشه‏های مردم رشد می‏یابد و معرفتشان به کمال می‏رسد. براساس روایات وارده، یعنی اصلاح کامل و همه جانبه رفتار، اخلاق، پندار و گفتار انسان‏ها به دست امام زمان(عجل‏الله فرجه‏) و در پرتو دولت اخلاقی مهدوی صورت می‏گیرد.

دوران حکومت حضرت بهترین دوران شکوفایی معارف می‏باشد. معارفی که در طول قرن‏های گذشته بر همگان مستور مانده‏است. منجی عالم بشریت با آمدنش، باعث می‏شود که جهل و نادانی جای خود را به علم و معرفت و دانایی بدهد و ظلمت و تاریکی جای خود را به نور و روشنایی بدهد. و جهان از وجود آن نور گرامی منور گردد. بدین ترتیب در پرتو ارشاد و تعلیمات و هدایتگری حضرت مهدی(عجل‏الله فرجه‏)، افکار و اندیشه‏های مردم رشد می‏یابد و معرفتشان به کمال می‏رسد. براساس روایات وارده، یعنی اصلاح کامل و همه جانبه رفتار، اخلاق، پندار و گفتار انسان‏ها به دست امام زمان(عجل‏الله فرجه‏) و در پرتو دولت اخلاقی مهدوی صورت می‏گیرد.

در هر حال یکی از مأموریت‏های حضرت مهدی(عجل‏الله فرجه‏) نجات انسان‏ها از فساد اخلاقی است و طبق فرمایش قرآن کریم:«الله أعلم حیث یجعل رسالته» «خداوند بهتر می‏داند رسالت خویش را در چه خاندانی قرار دهد.»(2)

 

4. نهضت علمی

واضح است که علت برخی از نابسامانی‏ها و کجروی‏های انسان، جهل و ناآگاهی است. امام زمان(عجل‏الله فرجه‏) در عصر حضور پربرکتشان علم و دانایی مردم را افزایش خواهند داد.

پیامبر گرامی اسلام(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلَّم) در حدیثی ضمن توصیف قیام امام عصر(عجل‏الله‏) فرمودند: «وی سراسر عالم را از علم و دانایی بهره‏مند می‏سازد،، پس از آنکه به جهل و نادانی گرفتار آمده‏باشد.»(3)

به‏طور قطع امام زمان(عجل‏الله‏) از ابزارهای پیشرفته که در زمان حکومتشان رشد چشمگیری هم خواهد کرد، برای گسترش دانایی بهره خواهد گرفت.

ظهور

امام صادق(علیه‏السلام) در این باره می‏فرمایند: «علم و دانش27حرف است. تمام آنچه پیامبران الهی برای مردم آوردند، دو حرف بیش نبود و مردم تاکنون جز آن دو حرف را نشناخته‏اند. اما هنگامی که قائم ما قیام کند، 25 حرف دیگر را آشکار و در میان مردم منتشر می‏سازد و دو حرف دیگر را با آن ضمیمه می‏کند تا27 حرف انتشار یابد.»(4)

این حدیث به وضوح جهش علمی عصر انقلاب حضرت را مشخص می‏سازد و از وجود قوی‏ترین نظام آموزشی و عالی‏ترین برنامه‏های تربیتی در آن عصر خبر می‏دهد. و باتوجه به این حدیث تحول و پیشرفت علمی بشر در آن زمان نسبت به اعصار گذشته چند برابر خواهد بود.

 

5. برخورد با متخلفان

در هر جامعه‏ای افرادی وجود دارند که ناآگاهانه خلافی را مرتکب می‏شوند که با امر به معروف و نهی از منکر متنبه می‏شوند و متوجه خطای خود می‏گردند. اما عده‏ای نیز هستند که جز با اجرای حکم و برخورد سخت‏گیرانه متنبه نمی‏شوند. زمانی که حضرت ظهور می کنند در واقع بهار مۆمنان و زمستان کافران خواهد بود. برای اهل تقوا، نجات و رحمت و برای اهل کفر و فساد، عذابی جانکاه به همراه خواهد داشت. در زمان حضرت دیگر نباید نگران این مسئله باشیم که اگر الان در خیابان امر به معروف و نهی از منکر کنم شاید اتفاقی برایم رخ دهد، آن زمان، زمان پادشاهی اهل دین است. و اهل دین از جمله کسانی هستند که در رفاه و آسایش به سر خواهند برد چرا که حامی پر قدرت و توانمندی چون حضرت مهدی (عجل‏الله فرجه‏) از آنها حمایت می نماید. امام باقر(علیه‏السلام) در وصف حضرت مهدی (عجل‏الله فرجه‏) و یارانش فرموده‏اند:«...یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر».(5)

دوران حکومت حضرت بهترین دوران شکوفایی معارف می‏باشد. معارفی که در طول قرن‏های گذشته بر همگان مستور مانده‏است. منجی عالم بشریت با آمدنش، باعث می‏شود که جهل و نادانی جای خود را به علم و معرفت و دانایی بدهد و ظلمت و تاریکی جای خود را به نور و روشنایی بدهد. و جهان از وجود آن نور گرامی منور گردد. 

امام جواد (علیه‏السلام) نیز به نقل از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلَّم) فرموده‏اند:«او حدود را اقامه خواهد کرد.»(6)

امام زمان که مظهر خدای سبحان است، برای حفظ امنیت جامعه با برخی از افراد برخورد سخت‏گیرانه‏تر دارد. امام علی(علیه‏السلام) فرمود:

آگاه باشید که قائم ما اهل بیت برای آنان که طالب هدایت باشند، بس است و برای آنها که بخواهند عبرت بگیرند، عبرت است و برای آنان که کبر و نخوت ورزند، عذابی جانکاه است. چنانکه خدای تبارک می‏فرماید: "مردم را از روزی که عذاب خدا فرامی‏رسد بترسان".(7)

حسن ابن هارون نمدفروش گوید: نزد امام صادق(علیه‏السلام) نشسته بودم که یکی از ایشان پرسید: آیا وقتی امام قائم قیام نمود، برخلاف روش علی(علیه‏السلام) رفتار خواهد کرد؟ فرمود: آری بدان جهت که علی(علیه‏السلام)  با منت گذاشتن و دست برداشتن(از مردم و مخالفین) رفتار می‏نمود برای اینکه می‏دانست پس از او پیروانش بزودی مغلوب دشمنان خواهند شد و اینکه قائم چون قیام کند در میان ایشان با شمشیر و اسیر ساختن رفتار خواهد کرد زیرا او می‏‏داند که شیعه او پس از او هرگز مغلوب دشمنان نمی‏شوند.(8)

 

نتیجه‏گیری

پس در آن عصر زیبا و هیجان‏انگیز انسان‏ها از درون تحول می‏یابند و بینش‏های مادی به اندیشه‏های معنوی و روحانی تبدیل می‏شود. و حضرت راهکارهایی را ارائه می‏دهند که مورد استفاده همگان قرار می‏گیرد. و آن روز ظهور قائم ما از پشت پرده غیبت است که برای کافران و مشرکان عذابی جانکاه و برای مۆمنان و اهل تقوا، نجات و رحمت است. «و سیعلم الذین ظلموا أیَّ منقلبٍ ینقلبون»

 

پی‏نوشت‏ها

1. روزگار رهایی، کامل سلیمان، صفحه606.

2. سوره انعام، آیه124.

3. بحار الأنوار، جلد52، صفحه253.

4. همان، جلد52، صفحه336.

5. همان، جلد51، صفحه47.

6. همان، جلد52، باب27.

7. سوره ابراهیم، آیه44.

8. نرم‏افزار نور، الغیبة نعمانی،ترجمه غفاری،صفحه327.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:37 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 20
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
>

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه