السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30452بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
راهکارهای اخلاقی دولت مهدوی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

راهکارهای اخلاقی دولت مهدوی

ظهور

 

طبق روایات وارده، در عصر ظهور حضرت مهدی(عجل‏الله‏ فرجه) آموزش و پرورش به اوج تکامل خود می رسد و تمام اهداف انبیاء و اولیا برای تعلیم انسان ها  و تعالی بعد اخلاقی آنها به کارگرفته خواهد شد. معارف اسلامی و تعلیم احکام و مسائل دینی همه جا را فرا می گیرد. تا جاییکه بانوان خانه‏دار به‏راحتی می توانند از کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) تکالیف خود را فرا بگیرند و خود را از جهات اخلاقی به کمال برسانند.

سلمان فارسی از پیامبراکرم(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله)نقل می کند که: ای مردم آیا شما را به مهدی بشارت ندهم؟ گفتند:آری، فرمود: بدانید که خداوند تعالی در امتم سلطانی عادل و امامی دادگر مبعوث می کند که زمین را از عدل و داد پر می کند، همانطور که از ظلم و جور پر شده باشد. او نهمی از فرزندان پسرم حسین است. نام او نام من و کنیه او کنیه من است.(1)

 

برنامه های اخلاقی زمان ظهور

امام عصر(عجل‏الله‏ فرجه) در زمان حضورشان چگونه معضلات اخلاقی و اجتماعی را حل می نمایند؟ او بی‏تردید برنامه‏ای همه جانبه خواهد داشت. آنچه در ادامه می‏آید قسمتی از برنامه‏های ایشان می‏باشد که برگرفته از آیات و روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) است.

 

1. احیای کتاب خدا و سنت نبوی

حضرت در زمان حضورشان این انسان‏های خسته از جور و بیداد و شرارت های زمانه، را به سه اصل توحید، نبوت و امامت دعوت می نماید. طبق روایات وارده، در آن زمان آموزش و پرورش به اوج تکامل خود می رسد و تمام اهداف انبیاء و اولیا برای تعلیم انسان ها  و تعالی بعد اخلاقی آنها به کارگرفته خواهد شد. معارف اسلامی و تعلیم احکام و مسائل دینی همه جا را فرا می گیرد. تا جاییکه بانوان خانه‏دار به‏راحتی می توانند از کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) تکالیف خود را فرا بگیرند و خود را از جهات اخلاقی به کمال برسانند.

طبق روایات شریفه امام نوری است که بر همه دلها تابیده می شود و همه از این نور فیض می برند و مانند ایشان نورانی می گردند. ایشان در حقیقت با عمل خویش همه چیز را به مردم خواهند آموخت.

همانگونه که امام باقر(علیه‏السلام) می فرمایند: در زمان حضرت مهدی علوم و حکمت را چنان خواهید آموخت که یک زن خانه‏دار در منزل خودش طبق قرآن و شیوه رسول خدا حکم خواهد کرد.(2)

امام باقر(علیه‏السلام) فرمودند: «یدعوا الناس إلی کتاب الله و سنة نبیه و الولایة لعلی ابن ابی طالب و البراءة من عدوه» او مردم را به سوی کتاب خدا و سنت پیامبر و ولایت علی ابن ابی طالب و بیزاری از دشمنان دعوت می‏کند.(3)

دعوت ایشان به قدری تأثیرگذار است که امام علی(علیه‏السلام) فرمودند:

«حتی لایبقی قریة إلا نودی فیها بشهادة أن لا‏إله‏إلا‏الله و أنَّ محمداً رسول‏الله بکرةً و عشیّاً» دیگر هیچ نقطه‏ای از زمین نمی‏ماند، جز اینکه هر صبح و شام  در آن به یکتایی خدا و رسالت پیامبر ندا داده‏می‏شود.(4)

و امام صادق(علیه‏السلام) نیز در عصر ظهور هر نوع کفر و شرک و نفاق را رد می‏کند و فرمودند: سلطنت امروز، دیروز و فردا نیز از آن خداست، لکن هنگامی که قائم ما قیام کند، جز خدای تبارک و تعالی پرستیده نمی‏شود.(5)

یعنی اخلاق اسلامی به اوج خود می رسد و فطرت انسان ها بیدار شده و خدایی را که بواسطه انبیاء امر به خلق نیکو و عظیم می کند را، می پرستند.

حضرت علی(علیه‏السلام) فرمودند: در آن دوران همانا شیعیانمان را می بینم که در مسجد کوفه خیمه‏ها زده و جلسات تعلیم قرآن به پا کرده‏اند و مردم را با معارف قرآن آنگونه که نازل شده آشنا می کنند.(6)

از این روایت مشخص می شود که احیای قرآن کریم به صورت صحیح و آموزش همگانی قرآن کریم و سنت نبوی چه مقدار حائز اهمیت می شود. آن جناب  علاوه براین با احیای قرآن و سنت نبوی ارزش ها را نیز آموزش می دهد.

چنانچه حضرت علی(علیه‏السلام) در خطبه ملاحم می فرمایند: چون مهدی(عجَّل‏الله فرجه) ظهور کند، خواهش های نفسانی را به هدایت آسمانی باز گرداند، پس از آنکه رستگاری را به هوای نفس باز گردانده باشند. آرا و افکار را پیرو قرآن می کند، پس از آنکه به بهانه تفسیر، قرآن را تابع رأی خود گردانده باشند. او مسئولان و کارگزاران را بر اعمال بدشان کیفر خواهد داد. مهدی(عجَّل‏الله) به شما نشان خواهد داد که روش عادلانه در حکومت چگونه است و آنچه را که از کتاب و سنت متروک مانده، زنده خواهد ساخت.(7)

طبق روایات شریفه امام نوری است که بر همه دلها تابیده می شود و همه از این نور فیض می برند و مانند ایشان نورانی می گردند. ایشان در حقیقت با عمل خویش همه چیز را به مردم خواهند آموخت.

 

2. عمل به روش رسول خدا

کارآمدترین روش در تعلیم و تربیت انسان ها عامل بودن مربی به گفته های خود است. اگر مربی به گفته های خود عامل باشد می تواند شاگردان نیکویی تربیت نماید و به قول معروف آنچه از دل برآید بر دل نشیند.

اساساً رمز توفیق انبیاء و امامان معصوم در امر تبلیغ دین، شیوه رفتاری آن بزرگواران است. رفتار و حرکات حضرت در آن دوران که در معرض همگان قرار خواهد گرفت، بالاترین آموزش و نوعی تعلیم عملی به حساب می آید. زیرا وجود امام جلوه تمام عیار برنامه ها و دستورهای الهی است. امامی که معلمانی بی‏نظیر و غیرقابل وصف داشته، معلمانی که هر یک نوری هستند و همه با هم نیز نوری واحد.

امام صادق(علیه‏السلام) درباره روش آن حضرت در زمان ظهور می فرمایند: چنان می کند که رسول خدا رفتار می کرد، آنچه قبل از او بوده همه را ویران می کند، همانگونه که رسول خدا شالوده دوران جاهلیت را ویران ساخت و اسلام را از نو آغاز می کند.(8)

در روایات متعددی نیز آمده است که آنچه به مردم فرمان می دهد، خود بیش از دیگران به آن عمل می کند، و آنچه را که مردم را از آن نهی می کند،خود بیش از همگان از آن می پرهیزد.(9)

 

 

پی نوشت:

1. نرم افزار نور، اسرار آل محمد، ترجمه سلیم ابن قیس هلالی، صفحه679.

2. غیبت نعمانی، صفحه238.

3. بحارالأنوار، جلد51، صفحه47.

4. ینابیع المودة، قندوزی، جلد3، صفحه240.

5. روزگار رهایی، کامل سلیمان، صفحه643.

6. مستدرک الوسائل، جلد3، صفحه369.

7. نهج البلاغه، خطبه138(خطبه ملاحم).

8. نرم افزار نور، الغیبة نعمانی، ترجمه غفاری، صفحه326.

9. من لایحضره الفقیه، جلد4، صفحه419.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:36 AM
لینک ثابت
نشانه های ظهور از زبان رسول خدا
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نشانه های ظهور از زبان رسول خدا

آخرالزمان

رهبران و بزرگان دین، برای جلوگیری از انحراف ها و کج روی ها، باید منجی و مصلحِ آخر زمان را با تمام شاخصه ها و خصال معرفی نمایند و برای ظهور او نشانه ها و علایمی را بیان کنند تا مردم در تحیر و تردید نمانند. ظهور منجی بشر در دوران آخر زمان، باوری است قطعی و همگانی. ادیان و شرایع توحیدی و غیرتوحیدی و نیز بعضی از مکاتب بشری، نوید چنین روزی را به پیروان خویش دادهاند. در این میان، اسلام با مبانی قوی نظری و عملی، موضوع ظهور را به صورت صحیح تبیین کرده و با راهکارهای مناسب و درخور، واژه انتظار و منتظرِ مصلح را در میان جوامع اسلامی تبیین کرده است. از آن جمله حضرت رسول اکرم صلی الله علیه در روایاتی چند به برخی از علائم ظهور اشاره می دارند که در ادامه تعدادی از آنها را ذکر می نماییم.

پلیدی باطن

سکونی از امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه  فرمود بر امت من زمانی بیاید که باطن آنها پلید و ظاهرشان به جهت طمع در دنیا آراسته باشد و خداوند را در نظر ندارند عمل آنها ریا است و از او نمی ترسند. خداوند نیز همه آنان را عقوبت خواهد کرد و هر چه دعا کنند حتی غریق مستجاب نخواهد شد.

1 - دلها مملو از خبائث و صفات رذیله می شود.

2 - مردم تظاهر به خوبیها می کنند در حالی که دلشان از خوبیها خالی است

3 - هدف از این تظاهرات فرورفتن در کثافات اخلاقی دنیا و تعینات آن است

4 - کارهای آنها اکر چه به صورت عبادت است اما برای غیر خدا انجام می شود (ریا)

5 - توجهی به عالم آخرت نخواهند داشت و از خداوند نمی ترسند.

6 - به جهت این صفات خداوند آنها را عقاب می کند به بلاهای اجتماعی از قبیل جنگ گرفتار ظلم شدن گرانی سلب برکت و...

7 - در این موقع هر چه دعا کنند حتی دعای غریق هم مستجاب نخواهد شد.

از امام صادق (علیه السلام)منقول است که رسول خدا ص فرمودند:هر که ما اهل بیت را دشمن دارد خداوند او را یهودی برانگیزد.سۆال شد:یا رسول الله! اگر چه شهادتین بگوید؟ فرمودند: بله.در نتیجه دو کلمه شهادت (اشهد ان لا الله و اشهد ان محمد رسول الله) فقط جان او محفوظ می ماند و یا از پرداخت جزیه معاف می شود. سپس ادامه دادند:هر کسی که ما اهل بیت را دشمن بدارد خداوند او را یهودی بر انگیزد. پرسیدند:چگونه ای رسول خدا؟ فرمودند:اگر زمان دجال را دریابد به او ایمان آورد

 

فقط نامی از اسلام و قرآن باقی می ماند

رسول خدا صلی الله علیه و آله در روایتی در مورد نشانه های ظهور مهدی روحی له الفداء می فرمایند:

بزودی زمانی بر امت من فرارسد که از قرآن جز رسم و از اسلام جز اسم باقی نماند آنان به نام مسلمانان خوانده می شوند در حالی که دورترین مردم از اسلام اند مساجد آنان آباد و از هدایت خراب (خالی) است فقهای آن زمان بدترین فقها در زیر آسمان اند فتنه از ایشان آغاز می شود و به آنان باز می گردد.(بحار الانوار ج 52 / ص 190)

 

دجال

ایمان به دجال

از امام صادق (علیه السلام) منقول است که رسول خدا ص فرمودند:

هر که ما اهل بیت را دشمن دارد خداوند (عزوجل) او را یهودی برانگیزد. سۆال شد: یا رسول الله! اگر چه شهادتین بگوید؟ فرمودند: بله. در نتیجه دو کلمه شهادت (اشهد ان لا الله و اشهد ان محمد رسول الله) فقط جان او محفوظ می ماند و یا از پرداخت جزیه معاف می شود. سپس ادامه دادند: هر کسی که ما اهل بیت را دشمن بدارد خداوند او را یهودی بر انگیزد. پرسیدند: چگونه ای رسول خدا؟ فرمودند: اگر زمان دجال را دریابد به او ایمان آورد. (همان ماءخذ، ج 52 / ص 192).

در این روایت، پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه) پس از اشاره به وظیفه مردم در ارتباط با اهل بیت (علیهم السلام) و نیز زیان دشمنی با خاندان گرامی اش، به خروج دجال که از علائم ظهور حضرت بقیه الله روحی له الفدا است، اشاره فرموده اند. بنابراین، زیان دشمنی با اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین را می توان این گونه خلاصه کرد:

1 - محشور شدن در روز قیامت با یهودیان.

2 - حسرت و پشیمانی که در سایه قطع ارتباط با خاندان وحی دامنگیر انسان می شود.

3 - از دست دادن نعمتهای ابدی خداوند.

4 - مخلد بودن در آتش جهنم.

5 - محرومیت از مصاحبت با ذوات مقدسه معصومین سلام الله علیهم اجمعین.

 

ابتلاء به بلاهای گوناگون

رسول مکرم (صلی الله علیه) خبر از قیام مهدی روحی له الفدا می دهد و از آن حضرت به نام خاتمه دهنده به دین چنین می فرماید:

همچنانکه دین به وسیله من آغاز شد، توسط فرزندم مهدی (علیه السلام) خاتمه می یابد... در آخر الزمان امت من در سایه زمامداری ستمگر به بلاهایی مبتلا می شوند که مانند آن را نشنیده اند و به اندازه ای عرصه بر مردم تنگ می شود که پناهگاهی برای خود پیدا نمی کنند. در این هنگام خداوند مردی از عترت و ظلم و جور شده باشد. از ویژگیهای او این است که اهل زمین و ساکنان آسمانها او را دوست می دارند و آسمان بارانهای خودش را می بارد و زمین برکاتش را در اختیار مردم قرار می دهد. (الامام المهدی عند اهل السنه، ج 2، مشارق الانوار، ص 29)

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: بزودی زمانی بر امت من فرارسد که از قرآن جز رسم و از اسلام جز اسم باقی نماند آنان به نام مسلمانان خوانده می شوند در حالی که دورترین مردم از اسلام اند مساجد آنان آباد و از هدایت خراب (خالی) است فقهای آن زمان بدترین فقها در زیر آسمان اند فتنه از ایشان آغاز می شود و به آنان باز می گردد

ظهور مردمانی با قلب های شیطانی

در آخر الزمان مردمانی بیایند که از نظر ظاهر، سیمای آدمیان را دارند، اما دلهایشان مانند قلبهای شیطانها است (پر از خود خواهی و تکبر و غرور و امثال اینها است). مانند گرگهای درنده دلشان خالی از رحمت و عطوفت انسانی باشد، قتل و خونریزی برای آنها یک امر بسیار ساده و بی اهمیت خواهد بود و از کارهای زشت دوری نمی کنند. اگر از آنها متابعت کنی تو را از خود می رانند و اگر از آنان فاصله بگیری تو را مورد غیبت و عیبجوی قرار می دهند، اگر با تو سخن گویند دروغ می گویند و اگر آن مردم را امین خویش قرار دادی به تو خیانت می کنند. بچه های آنها با ناز و نخوت زندگی می کنند و جوانانشان بیباک و از خود راضی اند چندان که مردم را از بی تربیتی خویش عاجز می کنند. پیروان آنها امر به خوبیها و نهی از بدیها نمی کنند. عزت جستن به وسیله آنها ذلت و خواری است، مطالبه موجودی آنها فقر و ناتوانی است. شخص عاقل در میان آنها گمراه به شمار می آید و امر به معروف کننده مورد تهمت و افترا قرار می گیرد. افراد با ایمان و صاحبان تقوا در میان ایشان ضعیف خواهند بود، اما افراد فاسق در میان آنها با شخصیت حساب می شوند. کارهای خوب و سنتهای الهی در میان این جمعیت بدعت محسوب می شود و از طرفی بدعت در میان آنها سنت به حساب می آید. در چنین زمانی که مردمش دارای چنین خصوصیات اخلاقی شده اند، خداوند اشرار و مردم بد را بر آنها مسلط می کند و دیگر دعاوی خوبان اجابت نخواهد شد. (نوائب الدهور، ج 1 / ص 150)

و با ظهور منجی عالم جهان رنگ و بویی دگر خواهد یافت همانگونه که رسول اکرم صلی الله علیه فرمودند: ...خداوند از فرزندان حسین امامانی قرار داده است که راه و روش و آیین مرا بر پا می دارند. نهمین آنان قائم خاندان من «مهدی» امتم می باشد. او شبیه ترین مردمان به من است در سیما و گفتار و کردار. پس از غیبتی طولانی و سرگردانی و سردرگمی مردم، ظاهر می شود، آنگاه آیین خدا را آشکار می سازد... پس زمین را از عدل و داد پر می کند پس از آن که از ستم و بیداد لبریز شده باشد. (کمال الدین 257:1)

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:35 AM
لینک ثابت
امامت انکارناپذیر موعود آخرالزمان
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

امامت انکارناپذیر موعود آخرالزمان

امام زمان

همه علت ها و فلسفه هایی که برای ضرورت و لزوم وجود پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم در منابع اسلامی بیان گردیده؛ برای ضرورت وجود جانشین و وصی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم نیز صادق است؛ بنابراین پس از وفات آن حضرت لازم است تا مردم به جانشین پیامبر در شئوون مختلف زندگی خود مراجعه کنند, همانگونه که به پیغمبر مراجعه می کردند. [1] زیرا با استناد به ادله و براهین قطعی, پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم بعد از خویش, مردم را بلاتکلیف رها نکرده و عترت خود را برای هدایت مسلمانان باقی گذاشت و همه را به پیروی از آنان سفارش نمود. [2] 

 

ولایت، منصبی الهی

از دیدگاه شیعه «امامت» امر و منصبی الهی است و ناگزیر باید خداوند کسی را که شایسته می داند, برگزیند و به وسیله ی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم شخص او را برای مردم معرفی کند. بنابراین خداوند مقام «امامت و ولایت» را به جهت قابلیت های ذاتی به افرادی ویژه عطا فرموده و فقط از طرف اوست که امام بر جامعه نصب می گردد. [3]

 

آن دوازده تن

براساس روایات قطعی و متواتر, ثابت است که خلیفه و جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم و امام و پیشوای مسلمانان, حضرت علی علیه السلام و سپس یازده فرزند معصوم او هستند که آخرین آنان حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم در روایات فراوانی به معرفی امامان معصوم پرداخته و به ویژه به امامت و پیشوایی امام مهدی عجل الله فرجه الشریف تصریح و تأکید نموده و فرمودند:

«همانا جانشینان و اوصیای من و حجت های خداوند بر بندگان پس از من, دوازده تن هستند, نخستین آنان برادرم و واپسین ایشان فرزندم می باشد». گفته شد: ای رسول خدا! برادرت کیست؟ فرمود: علی بن ابیطالب. گفته شد: فرزندت کیست؟ فرمود: «مهدی که زمین را از عدل و داد آکنده می سازد همانگونه که پر از ظلم و ستم شده باشد». [4]

همچنین ایشان خطاب به امام حسین علیه السلام نیز فرمودند: «ای حسین, نه امام از صلب و نسل توست, که نهمین آنان مهدی این امت است». [5]

از دیدگاه شیعه «امامت» امر و منصبی الهی است و ناگزیر باید خداوند کسی را که شایسته می داند, برگزیند و به وسیله ی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم شخص او را برای مردم معرفی کند. بنابراین خداوند مقام «امامت و ولایت» را به جهت قابلیت های ذاتی به افرادی ویژه عطا فرموده و فقط از طرف اوست که امام بر جامعه نصب می گردد

کودکی بر مسند والای امامت

از احادیث وارده در خصوص تولد حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف به خوبی می توان به وجود فرزندی در خانه امام حسن عسگری علیه السلام  پی برد؛ فرزندی که پس از امام حسن عسگری علیه السلام  در دوران کودکی عهده دار مقام والای امامت گردید. در ادامه به پاره ای از این روایات اشاره می شود:

 

*ابی غانم خادم نقل می کند: «برای ابی محمد علیه السلام  فرزندی متولد شد که او را محمد نام نهادند و در روز سوم تولد, امام حسن عسگری علیه السلام, فرزندشان را به اصحاب خود نشان دادند و فرمودند: «این امام و صاحب شما بعد از من  و جانشین من برای شماست. او قائمی است که طولانی خواهد شد انتظار برای او تا آن هنگام که زمین از ظلم و ستم پر شود؛ پس در آن هنگام قیام می کند و زمین را از عدل و داد پر خواهد نمود». [6]

*حمزه بن ابی فتح نیز نقل می کند: «روزی برای من خبر آوردند که بشارت باد بر تو که دیروز برای ابو محمد علیه السلام  فرزندی متولد شد اما امر به کتمان و پنهان شدن آن شده است. عرض کردم: نام او چیست؟ گفت: محمد».[7]

*امام حسن عسگری علیه السلام حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف را به چهل نفر معرفی نموده و فرمودند: «این امام شما بعد از من و جانشین من برای شماست, او را اطاعت کنید. از بعد امروز شما او را نمی بینید (یعنی غائب می شود) تا اینکه دوره ای تمام شود».[8]

*محمد بن عثمان عمری (دومین نائب امام زمان در عصر غیبت صغری) نقل می کند: «زمانی که حضرت ولی عصر علیه السلام به دنیا آمد, امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند: به دنبال ابی عمرو (اولین نائب امام زمان در عصر غیبت صغری) بفرستید, کسی به نزد او فرستاد شد, و ابی عمرو به نزد امام آمد, امام علیه السلام  فرمودند: «ده هزار رطل [واحدی است مانند گرم] نان و ده هزار رطل گوشت بخر و آن را میان بنی هاشم پخش کن». [9]

خلیفه و جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و امام و پیشوای مسلمانان, حضرت علی علیه السلام و سپس یازده فرزند معصوم او هستند که آخرین آنان حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم در روایات فراوانی به معرفی امامان معصوم پرداخته و به ویژه به امامت و پیشوایی امام مهدی عجل الله فرجه الشریف تصریح و تأکید نموده

 

حضرت ولی عصر در نیمه شعبان سال 255 هجری قمری متولد گردید و با وجود آنکه عده ی محدودی از تولد حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف اطلاع داشتند؛ و ایشان را از نزدیک دیده بودند؛ اما با شهادت امام حسن عسگری علیه السلام  آن حضرت ناگزیر میان مردم آمده، و بر پیکر پدر نماز گزارد و شائبه ی جانشینی جعفر برادر امام عسگری علیه السلام  را منتفی نمود و بدین ترتیب اولین روز امامت ایشان در سن پنج سالگی آغاز گردید.[10]

 

چراییِ ظهور موقت

 

امام مهدی عجل الله فرجه الشریف از بدو تولد در نهان می زیست و مردم به طور عموم از او خبر نداشتند و جز تنی چند, کسی او را ندیده بود اما در روز شهادت امام یازدهم, چهار امر باعث شد تا حضرت خود را به گروهی از مردم بنمایاند:

1- اینکه باید امام بر جنازه امام نماز گزارد که این خود سنتی الهی و سرّی ربانی است.

2- اینکه جلوگیری کند از این امر که کسی از سوی خلیفه بیاید و بر امام یازدهم نماز بخواند و جریان امامت را ختم شده اعلام کند و خلیفه ستمگر وارث امامت شیعی معرفی شود.

3- از روی دادن انحراف داخلی در جریان امامت جلوگیری کند؛ زیرا برادر امام یازدهم (جعفر بن علی الهادی, معروف به جعفر کذاب) در صدد ادعای امامت و خواندن نماز بر پیکر امام یازدهم بود. [11]

4- اینکه ادامه جریان امامت حقّه و ولایت اسلامیه تثبیت شود و بر معتقدان امامت معلوم گردد که پس از امام حسن عسگری علیه السلام امام دیگری حامل این وراثت معنوی و رسالت اسلامی و ولایت دینی و دنیایی است و او هست, تولد یافته و موجود است. این بود که مردم مشاهده کردند که کودکی خردسال اما در نهایت شکوه و حشمت از اندرون به در آمد و عموی خود جعفر را به یک سو زد و بر پیکر پدر نماز گزارد. [12]

 

پی نوشت:

1. واحد پژوهش انتشارات مسجد مقدس جمکران, آیین انتظار, قم, انتشارات مسجد مقدس صاحب الزمان (جمکران), چاپ دوم, 1384ش, ص 17

2. طسوجی, محمد حسین, مهدی (عج) معجزه جاودان, قم, لاهیجی, چاپ اول, 1382ش, ص 63

3. سلیمیان, خدامراد, پرسمان مهدویت, قم: شباب الجنه, چاپ دوم, 1385ش, ص91

4. مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج51, ص71, ح12

5. همان, ج36, ص306, ح41

6. همان, ج51, ص5, ح11

7. همان, ج51, ص15, ح18

8. ر.ک: همان, ج51, صص 347و346

9. همان, ج51, ص5, ح9

10. ر.ک: طبرسى، فضل بن حسن, إعلام الورى، تهران، دار الكتب الإسلامیة, ص418

11. ر.ک: مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، پیشین, ج52, ص67, ح53

12. دانستنیهایی درباره زندگانی مهدی آل محمد ص, موسسه فرهنگی و انتشارات نهاوندی, چاپ اول, 1383ش, صص20-22

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:34 AM
لینک ثابت
ویژگی‏های حضرت مهدی(عج ‏الله)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ویژگی‏های حضرت مهدی(عج ‏الله)

در بشارت هایی که از سوی انبیاء گذشته و پیامبر اسلام(صلی‏الله‏علیه‏وآله) و ائمه معصومین داده شده است، اوصاف جسمانی متعددی برای امام مهدی(عج‏الله) ذکر شده که در این مجال ما برآنیم که خصوصیات و ویژگی هایی را که خداوند به حضرت اختصاص داده به اختصار ذکر کنیم.


امام رضا(علیه‏السلام) می فرماید: «نشانه و علامت قائم این است که سن حضرت زیاد است ولی از نظر چهره جوان می نماید، به گونه‏ای که اگر کسی به او نظر کند، می پندارد او در سن چهل سالگی یا کمتر است. نشانه دیگرش اینکه گذشت روزگار او را پیر نمی کند تا زمانیکه اجلش فرا رسد.»(1)

1.       ظاهر ایشان

روایات بسیاری وجود دارد که جمال زیبای حضرت را به روشنی توصیف کرده‏است و صورت و سیرت ایشان را شبیه ترین فرد به پیامبر اسلام می دانند.

پیامبر اسلام(صلی‏الله‏علیه‏وآله) فرموده اند: مهدی از فرزندان من است. اسم او اسم من و کنیه او کنیه من است.او از نظر خَلق و خُلق شبیه‏ترین مردم به من است.(2)

امام حسن عسگری(علیه‏السلام) می فرمایند: سپاس از آن خدایی است که مرا از دنیا نبرد تا آنکه جانشین مرا به من نشان داد. او از نظر آفرینش و اخلاق، شبیه ترین مردم به رسول خداست.(3)

با توجه به روایات فوق همه خصال و صفاتی را که در قرآن و روایات به پیامبر گرامی اسلام(صلی‏الله‏علیه‏وآله)  نسبت داده شده است، به وجود مقدس حضرت مهدی(عج‏الله) نیز می توان نسبت داد. روایاتی که به توصیف ویژگی های ظاهری پیامبر(صلی‏الله‏علیه‏وآله) پرداخته اند، بسیارند. یکی از آن روایات، روایتی از امام باقر(علیه‏السلام) می باشد:

ایشان ویژگی های پیامبر(صلی‏الله‏علیه‏وآله) را چنین توصیف نموده اند که: رخسار پیامبر خدا، سپید آمیخته به سرخی و چشمانش سیاه و درشت و ابروانش به هم پیوسته و کف دست و پایش پر گوشت و درشت بوده؛ بدان سان که گویی طلا بر انگشتانش ریخته باشد. استخوان دو شانه‏اش بزرگ بود. چون به کسی روی می کرد، به خاطر مهربانی شدیدی که داشت، با همه بدن به جانب او توجه می کرد.....(4)

شخص پیامبر نیز حضرت مهدی را چنین وصف می کنند که، مهدی از من است، پیشانی گشاده و بینی کشیده دارد. مهدی از فرزندان من است، چهره او مانند ماه درخشان است.(5)

امام معصوم همه صفات و خصال شایسته ائمه معصومین را به ارث برده و در عبادت و بندگی، تقوا، عصمت و پاکدامنی، درایت، حکمت، عطوفت و مهرورزی، شجاعت و جنگ‏آوری و... سرآمد همه جهانیان است

 

2.       سجایای اخلاقی

 

سجایا و مکارم اخلاقی حضرت مهدی را به سه دسته می توان تقسیم کرد:

الف) شباهت‏ها با پیامبر اکرم(صلی‏الله‏علیه‏وآله)

قرآن کریم در آیات متعددی به توصیف پیامبر اکرم(صلی‏الله‏علیه‏وآله) پرداخته و آن حضرت را به دلیل ویژگی های برجسته و منحصر به فردش ستوده است که از آن جمله می توان آیات زیر را برشمرد:

·          نرم‏خویی حضرت(فبما رحمةٍ من الله لِنتَ لهم و لو کنتَ فظَّاً غلیظَ القلب لانفضُّوا من حولک...اگر تو درشت‏خو بودی مردم از پیرامون تو پراکنده می شدند.)(6)

·          دلسوزی، احساس مسئولیت، خیرخواهی و مهر و محبت بی‏پایان ایشان نسبت به امتش(لقد جائکم رسولٌ من أنفسکم عزیزٌ علیه ماعنِتُّم حریصٌ علیکم بالمۆمنین رئوفٌ رحیم...)

باتوجه به روایات فوق می توان دریافت که خاتم اوصیا نیز همچون خاتم انبیاء، مظهر نرم‏خویی، دلسوزی، خیرخواهی، مهر و محبت، خلق و خوی نیکو برای همه عالم دانست.

امام علی(علیه‏السلام) در پاسخ مردی که از تبار حضرت مهدی پرسیده بود، فرمودند: او از بنی‏هاشم از بلندترین قله‏ها، پرآب‏ترین دریاها، مطمئن‏ترین پناهگاه ها و خالص ترین معدن های عرب است. هنگامی‏که مرگ شبیخون زند او را ترسی در دل نباشد و چون مرگ روی نماید سستی و ناتوانی از خود نشان ندهد و به هنگام زورآزمایی دلیران عقب‏نشینی نکند

 

ب) شباهت‏ها با انبیاء و اوصیای الهی

ایشان خاتم اوصیا و وارث انبیا است بنابراین می توان گفت ایشان جامع همه صفات و ویژگی های نیکوی انبیاء می باشد. چنانکه در یکی از زیارات حضرت خطاب به ایشان اینگونه عرض می کنیم:

سلام بر وارث پیامبران و خاتم اوصیا....آنکه میراث تمام پیامبران به او رسیده و آثار همه برگزیدگان نزد او موجود است.(7)

در برخی از روایات شباهت های حضرت با پیامبران بزرگواری همچون آدم، نوح، ابراهیم، موسی، یوسف، عیسی و... بیان شده است که از جمله آنها می توان به طول عمر، پنهان بودن ولادت، غیبت از قوم خود، هیبت و شکوهمندی و ...اشاره کرد.(8)

نتیجه اینکه آخرین امام معصوم همه صفات و خصال شایسته ائمه معصومین را به ارث برده و در عبادت و بندگی، تقوا، عصمت و پاکدامنی، درایت، حکمت، عطوفت و مهرورزی، شجاعت و جنگ‏آوری و... سرآمد همه جهانیان است.(9)

ج) ویژگی‏های خاصه ایشان

در مورد خصال اخلاقی حضرت مهدی به طور خاص، روایات متعددی از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده است.

امام علی(علیه‏السلام) در پاسخ مردی که از تبار حضرت مهدی پرسیده بود، فرمودند: او از بنی‏هاشم از بلندترین قله‏ها، پرآب‏ترین دریاها، مطمئن‏ترین پناهگاه ها و خالص ترین معدن های عرب است. هنگامی‏که مرگ شبیخون زند او را ترسی در دل نباشد و چون مرگ روی نماید سستی و ناتوانی از خود نشان ندهد و به هنگام زورآزمایی دلیران عقب‏نشینی نکند...(10)

ابن حماد در کتاب خود نوشته است: نشانه مهدی این است که بر کارگزاران سختگیر، بسیار بخشنده و با مستمندان، مهربان است.(11)

 

نتیجه‏گیری

با توجه به مستندات فوق می توان دریافت که ویژگی های آن جناب چنان دقیق و بی کم و کاست بیان شده است که زمینه هرگونه اشتباه و خطا در تشخیص مصداق حقیقی ایشان را از بین می برد و راه را بر دروغگویان می بندد. امید است که خداوند متعال توفیق دیدار شبیه ترین مردم به رسول خدا و طاووس اهل بهشت را روزی همه ما گرداند.

 

پی‏نوشت:

1.        بحارالأنوار، جلد52، صفحه287.

2.        کمال‏الدین و اتمام‏النعمة، جلد1، صفحه534.

3.        همان، جلد2، صفحه118.

4.        کافی، جلد1، صفحه443.

5.        بحارالأنوار، جلد51، صفحه90و91.

6.        سوره آل‏عمران، آیه159.

7.        مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الأمر.

8.        مکیال المکارم، جلد1، صفحه194.

9.        همان، صفحه251.

10.     غیبت نعمانی، باب13، صفحه212.

11.     معجم الاحادیث الإمام المهدی، جلد1، صفحه242.

 

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:34 AM
لینک ثابت
وراثت حکومت مستضعفان
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نهج البلاغه و مهدویت (3)

وراثت حکومت مستضعفان

مستضعفین

از جمله مسائلی که در نهج البلاغه درباره جریان مهدویت بدان اشاره شده، این است که ظهور مهدی موعود (علیه السلام) به عنوان وارث حکومت مستضعفان جزء اراده و خواست حتمی الهی است که به طور یقین، روزی تحقق خواهد یافت.

 


ما طی چند مقاله به تشریح مهدویت از دیدگاه نهج البلاغه پرداختیم که در اولین نوشتارمان مباحث «مهدویت و استمرار خلافت الهی» و  «حضرت مهدی (عج) و عدالت جهانی» را مطرح کرده و به طور خلاصه بررسی کردیم . در مقاله دوم « حضرت مهدی (علیه السلام) و آسایش اقتصادی بشر» و «حضرت مهدی(علیه السلام) و اصلاح فکری ـ فرهنگی بشر» را به اختصار شرح دادیم و در این مقاله هم «مهدویت یا وراثت حکومت مستضعفان» و «پرتوی از سیمای یاران حضرت مهدی (علیه السلام)» را مورد بررسی قرار می دهیم:

مهدویت یا وراثت حکومت مستضعفان

از مسائل دیگری که در نهج البلاغه درباره جریان مهدویت بدان اشاره شده، این است که ظهور مهدی موعود (علیه السلام) به عنوان وارث حکومت مستضعفان جزء اراده و خواست حتمی الهی است که به طور یقین، روزی تحقق خواهد یافت; زیرا به گفته بعضی از بزرگان اهل حکمت، بشر از زمانی که در زمین سکنا گزیده، پیوسته در آرزوی یک زندگی اجتماعی مقرون به سعادت بوده است و به امید رسیدن چنین روزی قدم برمی دارد و اگر این خواسته تحقق خارجی نمی داشت، هرگز چنین آرزو و امیدی در نهاد انسان ها نقش نمی بست; چنان که اگر غذایی نبود گرسنگی نبود، و اگر آبی نبود تشنگی تحقق نمی یافت.

از این رو، به حکم ضرورت، آینده جهان روزی را در بر خواهد داشت که در آن روز، جامعه بشری پر از عدل و داد شود و مردم با صلح و صفا همزیستی نمایند و افراد انسانی غرق فضیلت و کمال شوند، و این آرزو و خواست عمومی به دست مهدی موعود(علیه السلام) تحقق خواهد یافت.

از این رو، امیرمۆمنان (علیه السلام) می فرماید: «لَتعطفنَّ الدنیا علینا بعد شماسها، عطفَ الفرَّوس علی ولدها و تلا عقیبَ ذلکَ:(وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ)»; (نهج البلاغه، حکمت 209) دنیا پس از سرکشی به ما روی‌می کند; چونان شتر ماده بدخو که به بچه خود مهربان گردد. پس حضرت این آیه را تلاوت نمود که خداوند‌می فرماید: اراده کردیم که بر مستضعفان زمین منّت گذارده، آنان را امامان و وارثان حکومت ها گردانیم.

چون حضرت مهدی (علیه السلام) برای اجرای عدالت و اصلاح بشر در تمام شئون وجودی آن قیام‌می کند، لازم است کارگزاران دولت کریمه او بدین وصف، که نقش اساسی در پیشبرد اهداف الهی حضرت دارد، مجهّز باشند; زیرا اگر درک معرفت و حکمت نداشته باشند چگونه‌می توانند مسئولیتی بر عهده بگیرند که علم و معرفت در آن اساس کار است

ابن ابی الحدید ذیل این کلام حضرت‌می نویسد: «به اتفاق شیعه و سنّی، این کلام حضرت علی (علیه السلام) اشاره به ظهور امامی است که در آخرالزمان پدید‌می آید و سراسر زمین را تحت حکومت خویش درمی آورد.» (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 4  ص 336)

 

پرتوی از سیمای یاران حضرت مهدی(علیه السلام)

 یکی از مسائل دیگری که در نهج البلاغه درباره حضرت مهدی (علیه السلام) آمده مسئله یاران و کارگزاران دولت کریمه آن حضرت است. امیرمۆمنان (علیه السلام) از کارگزاران دولت حضرت مهدی (علیه السلام) چنین یاد‌می کند: «ثُمَّ لیشخذنَّ فیها قومٌ شخَذَ القینَ النّصلَ، تجلّی بالتنزیل ابصارهم، و یرمی بالتفسیر فی مسامعهم و یغبقون کأسَ الحکمةِ بعدالصبوحِ»; (نهج البلاغه، خطبه 150) سپس گروهی برای در هم کوبیدن فتنه ها آماده‌می گردند، و چون شمشیرها صیقل‌می خورند، دیده هایشان با قرآن روشنایی‌می گیرند و در گوش هایشان تفسیر قرآن طنین افکنده و در صبحگاهان و شامگاهان جام‌های حکمت سر‌می کشند.

یار

ابن ابی الحدید در ذیل این فراز نورانی کلام حضرت آورده است: وصف این گروه آن است که پرده از جان آنان برداشته شده، معارف الهی در دل هایشان ایجاد‌می شود و درک اسرار باطنی قرآن به آنان الهام‌می گردد و جام حکمت را در هر صبح و شام سر‌می کشند و بدین سان، معارف ربّانی و اسرار الهی همواره بر قلب آنان افاضه‌می گردند و آنان کسانی اند که بین پارسایی و شجاعت و حکمت جمع نموده و سزاوارند که یاور ولی الهی باشند که قرار است بیایند. (ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 9 و 10، ص 129)

اما در تحلیل این کلام امیرمۆمنان (علیه السلام) به طور خلاصه باید گفت: حضرت به دو ویژگی مهم یاران مهدی موعود(علیه السلام) اشاره نموده است:

الف. ویژگی‌های فرهنگی

چون حضرت مهدی (علیه السلام) برای اجرای عدالت و اصلاح بشر در تمام شئون وجودی آن قیام‌می کند، لازم است کارگزاران دولت کریمه او بدین وصف، که نقش اساسی در پیشبرد اهداف الهی حضرت دارد، مجهّز باشند; زیرا اگر درک معرفت و حکمت نداشته باشند چگونه‌می توانند مسئولیتی بر عهده بگیرند که علم و معرفت در آن اساس کار است; چرا که اصلاح و هدایت بر آگاهی و شناخت استوار است و چون در دوران ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) اصلاح امور در تمام ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و مانند آن در سایه احیا و ظهور حقیقت اسلام و معارف زلال قرآن کریم تأمین‌می شود، پس مجریان این برنامه بزرگ جهانی نیز باید از بالاترین معرفت و آگاهی نسبت به رهاورد وحی و حقایق قرآنی برخوردار بوده، جام معرفت و زمزم توحید را عاشقانه سرکشیده، مهذّب و خودساخته باشند تا بتوانند به اصلاح دیگران اقدام کنند.

ابن ابی الحدید ذیل این کلام حضرت‌می نویسد: «به اتفاق شیعه و سنّی، این کلام حضرت علی (علیه السلام) اشاره به ظهور امامی است که در آخرالزمان پدید‌می آید و سراسر زمین را تحت حکومت خویش درمی آورد»

ب. ویژگی نظامی

نکته دیگر، که در کلام امیرمۆمنان (علیه السلام) در نهج البلاغه در وصف یاران حضرت مهدی (علیه السلام) مورد اشاره قرار گرفته، آن است که یاران آن حضرت برای در هم کوبیدن فتنه ها و اصلاح در تمام ابعاد زندگی بشر همچون شمشیر صیقل زده با صلابت، قدرت و پر حرارت و کوبنده وارد صحنه کارزار‌می شوند; چون سنّت الهی بر آن است که کارها از راه عادی و مجرای معمولی و طبیعی انجام گیرند، گرچه معجزه و کرامت و دعا لازم و مۆثرند و در جای خود اعمال‌می شوند، اما قرار نیست همه کارها از طریق غیرطبیعی انجام شوند. بدین روی در روایات، بر قدرت شمشیر حضرت مهدی (علیه السلام) اصرار شده و در رهاورد بزرگان اهل معرفت نیز از شمشیر حضرت مهدی(علیه السلام) زیاد سخن به میان آمده است. این مسئله حکایت از آن دارد که اجرای عدالت و اصلاح جامعه بشری در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام)، نیازمند قدرت و توان برتر و بالاتری است و حضرت با یاران پر صلابت و پر تلاش وارد صحنه اصلاح و هدایت بشر‌می شود.

در روایتی از حضرت امیرمۆمنان (علیه السلام) رسیده که یاران حضرت مهدی (علیه السلام) همه جوان و پرطراوت هستند: «اصحابُ المهدی شبابٌ ولا کهلَ فیهم»; یاران مهدی همه جوان هستند و پیرمردی در میان آنان نیست.

در روایتی دیگر آمده است: «یک رزمنده از یاران حضرت مهدی (علیه السلام) برابر چهل نفر قدرت دارد و قلب هر کدام از آن ها از کوه آهن سخت تر است و هرگاه در برابر کوه آهن قرار گیرند آن را متلاشی‌می کنند.»

از این گونه روایات، که تعدادشان نیز فراوان است، به خوبی معلوم‌می شود که یاران حضرت مهدی (علیه السلام) به سلاح علمی و عملی فوق العاده مجهّزند و با حکمت و معرفت و علم و درایت کامل، به اصلاح امور و تعدیل شئون زندگی بشر‌می پردازند. بنابراین، در یک جمله‌می توان گفت: یاران حضرت مهدی(علیه السلام) کسانی اند که خود صالح هستند و به اصلاح دیگران قیام‌می کنند و از این راه، جامعه صالح جهانی پدید آمده و وعده الهی،(انبیاء: 105) که حکومت و وراثت زمین را از آن صالحان دانسته است، به تحقق خواهد پیوست.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:33 AM
لینک ثابت
آسایش اقتصادی بشر
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نهج البلاغه و مهدویت (2)

آسایش اقتصادی بشر

مهدویت

 

یکی از رهاوردهای دولت کریمه مهدی موعود (علیه السلام)، که در نهج البلاغه مورد اشاره قرار گرفته، تأمین رفاه و آسایش اقتصادی بشر در زمان حکومت آن حضرت است که از طریق وفور نعمت و برکت‌های زمینی و آسمانی تأمین‌می شود.

 


ما بنا داشتیم طی چند مقاله به تشریح مهدویت از دیدگاه نهج البلاغه بپردازیم که در اولین نوشتارمان مباحث «مهدویت و استمرار خلافت الهی» و  «حضرت مهدی (عج) و عدالت جهانی» را مطرح کرده و به طور خلاصه بررسی کردیم . در این مقاله مباحث «حضرت مهدی(علیه السلام) و آسایش اقتصادی بشر» و «حضرت مهدی(علیه السلام) و اصلاح فکری ـ فرهنگی بشر» را به اختصار شرح خواهیم کرد:

حضرت مهدی(علیه السلام) و آسایش اقتصادی بشر

یکی از رهاوردهای دولت کریمه مهدی موعود (علیه السلام)، که در نهج البلاغه مورد اشاره قرار گرفته، تأمین رفاه و آسایش اقتصادی بشر در زمان حکومت آن حضرت است که از طریق وفور نعمت و برکت‌های زمینی و آسمانی تأمین‌می شود.

امیرمۆمنان (علیه السلام) درباره نعمت‌های زمین در عصر ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)‌ می فرماید: «تخرجُ له الارضُ افالیذَ کبدِها و تلقی الیه سلماً مقالیدَها»; (نهج البلاغه، خطبه 138) در زمان ظهور حضرت مهدی، زمین میوه‌های دل خود (معادن طلا و نقره) را برای او بیرون‌می ریزد و کلیدهایش را به او‌می سپارد.

مسئله وفور نعمت و رفاه اقتصادی مردم در زمان حکومت حضرت مهدی (علیه السلام)، حقیقتی است که در روایات فراوان به آن اشاره شده است و از آن میان، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)‌می فرماید: «... و تزیدُ المیاهُ فی دولته و تمدُّ الانهارُ و تُضعّفُ الارضُ اُکُلَها و سَتُخرجُ الکنوزُ»; (لطف الله صافى گلپایگانى، منتخب الاثر، باب 3، ص 589) در زمان برقراری دولت مهدی، آب ها فراوان‌می گردند و نهرها کشیده‌می شوند، برکات زمین افزایش‌می یابند و گنج ها استخراج‌ می گردند.

در همین زمینه، عارف بزرگ سعدالدین حموی نیز بر مسئله آسایش و رفاه اقتصادی مردم در زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) تأکید نموده و گفته است: «صاحب زمان که علم به کمال دارد، تمامت روی زمین را به عدل آراسته گرداند و تمامت گنج‌های روی زمین بر وی ظاهر گردند، هرچند صفت وی کنم از هزار یکی نگفته ام.» (عزیزالدین نسفى، انسان کامل، ص 320، رساله نبوت و ولایت)

در جای دیگری از نهج البلاغه از حضرت مهدی (علیه السلام) به عنوان «یعسوب الدّین» و کسی که مردم اطراف او را همانند ابر متراکم فرا‌می گیرند یاد شده و آمده است: «فاِذا کانَ ذلکَ ضرَبَ یَعسوبُ الدّین بِذنبِه فیجتَمعونَ اِلیه کما یجتمعُ فزعُ الخریف»؛ چون آن گونه شد، پیشوای دین قیام کند، پس مسلمانان پیرامون او همچون ابر پاییزی گرد آیند

یکی دیگر از بزرگان اهل معرفت نیز گفته است: «در ایّام حکومت حضرت مهدی(علیه السلام) مردم روزگار سرسبز و پر طراوتی دارند، رزق و روزی در آن ایّام فراوان‌می شود و مردم در کمال امنیت به عبادت خدای رحمان‌می پردازند.»

 

حضرت مهدی(علیه السلام) و اصلاح فکری ـ فرهنگی بشر

گرچه برداشت عمومی از تأمین عدالت در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) معمولا عدالت اجتماعی و اصلاح امور اقتصادی و توزیع عادلانه ثروت‌های جهانی است، اما حقیقت آن است که با ظهور مصلح کل، حضرت مهدی (علیه السلام)، عدالت و اصلاح در تمام شئون هستی پدید‌می آید و پیشه و اندیشه بشری اصلاح‌ می گردد و عقل انسان ها در هر دو بعد علمی و عملی تعدیل‌می شود; بدین بیان که اکنون به سبب فاصله گرفتن بشر از معارف وحی، تمام قوای ادراکی و تحریکی او در مرداب افراط و تفریط گرفتار آمده و هر روز که بر جامعه بشری‌ می گذرد، مکتب‌های جدیدی در شرق و غرب جهان پدید‌می آیند و طرح ها و الگوهای فکری، فرهنگی و سیاسی گوناگونی را عرضه‌ می کنند و نسل‌های بشر را یکی پس از دیگری از مسیر انسانی منحرف کرده، در معرض سقوط فکری، فرهنگی، اخلاقی و اعتقادی قرار‌می دهند. اما با ظهور ذخیره هستی، مهدی موعود (علیه السلام)، همه مکتب‌های غربی و شرقی و مذاهب گوناگون افراطی و تفریطی در هم پیچیده‌می شوند و بشر در سایه احکام و دستورات آسمانی، از گرداب هوا و هوس نجات‌می یابد و فکر و فرهنگ او اصلاح‌می شود.

مسئله وفور نعمت و رفاه اقتصادی مردم در زمان حکومت حضرت مهدی (علیه السلام)، حقیقتی است که در روایات فراوان به آن اشاره شده است و از آن میان، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)‌می فرماید: «... و تزیدُ المیاهُ فی دولته و تمدُّ الانهارُ و تُضعّفُ الارضُ اُکُلَها و سَتُخرجُ الکنوزُ»; در زمان برقراری دولت مهدی، آب ها فراوان‌می گردند و نهرها کشیده‌می شوند، برکات زمین افزایش‌می یابند و گنج ها استخراج‌ می گردند

در این باره، امیرمۆمنان (علیه السلام) در نهج البلاغه‌می فرماید: «یعطفُ الهوی علی الهدی اِذا عَطفُوا الهُدی علی الهَوی، و یعطف الرأی علی القرآنِ اِذا عطفوا القرآنَ علی الرأی... و یُحیی میّت الکتابِ و السّنّةِ»; (نهج البلاغه، خطبه 138) (حضرت مهدی) خواسته ها را تابع هدایت وحی‌می کند، هنگامی که مردم هدایت را تابع هوس‌های خویش قرار داده اند، و در حالی که نظریه‌های گوناگون، خود را بر قرآن تحمیل‌می کنند، او (مهدی) نظریه ها و اندیشه ها را تابع قرآن‌می سازد و کتاب خدا و سنّت پیامبر را زنده‌می گرداند.

ابن ابی الحدید در ذیل این کلام حضرت‌می نویسد: «این سخن امیرمۆمنان اشاره است به امامی که در آخرالزمان خواهد آمد و در روایات فراوان، از آمدن او خبر داده شده و با ظهور او، هدایت قاهره پدید آمده و عمل به رأی و قیاس از میان رفته، برابر قرآن کریم رفتار‌می شود.» (ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 2 ،ص 386)

همچنین در جای دیگری از نهج البلاغه از حضرت مهدی (علیه السلام) به عنوان «یعسوب الدّین» و کسی که مردم اطراف او را همانند ابر متراکم فرا‌می گیرند یاد شده و آمده است: «فاِذا کانَ ذلکَ ضرَبَ یَعسوبُ الدّین بِذنبِه فیجتَمعونَ اِلیه کما یجتمعُ فزعُ الخریف»; (نهج البلاغه، حکمت 1) چون آن گونه شد، پیشوای دین قیام کند، پس مسلمانان پیرامون او همچون ابر پاییزی گرد آیند.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:32 AM
لینک ثابت
استمرار خلافت الهی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نهج البلاغه و مهدویت (1)

استمرار خلافت الهی

نهج البلاغه

 

نهج البلاغه آینه ای است که سیمای پر فروغ قائم آل محمّد(علیهم السلام) در آن گرچه اندک، ولی زیبا، پرجاذبه، نویدبخش، دل انگیز و تحرّک آفرین تجلّی کرده و همچون جام بلورینی است که زمزم سخنان علوی درباره فرزندش مهدی موعود (علیه السلام)در آن ریخته شده است.


در کلام پربرکت امیرمۆمنان (علیه السلام) بر این نکته تأکید شده که بر اساس سنّت قطعی الهی، زمین از وجود خلیفه خدا و حجت حق خالی نیست، گرچه حجت الهی گاهی آشکار است و همگان حضور او را درک‌ می کنند، گاهی شرایط ایجاب‌ می کند که از نظرها پنهان بوده و مردم به طور مستقیم از درک محضر او محروم باشند.

 

ما طی چند مقاله به تشریح مهدویت از دیدگاه نهج البلاغه می پردازیم که در اولین نوشتارمان مباحث «مهدویت و استمرار خلافت الهی» و  «حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و عدالت جهانی» را مطرح کرده و به طور خلاصه بررسی می کنیم:

مهدویت و استمرار خلافت الهی

از جمله مسائل مهم و اساسی در بحث مهدویت، جریان خلافت الهی است; زیرا مسئله خلافت الهی در زمین، که خدای سبحان در قرآن کریم فرمود: (إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً) (بقره: 30)

از این رو، در نهج البلاغه در بحث ضرورت حجت در عالم، بر عنصر خلافت الهی در زمین تکیه شده است و حضرت امیرمۆمنان(علیه السلام) در کلام مبسوطی در این باره‌می فرماید: «اللّهمَّ بلی، لاتخلوا الارضُ مِن قائم لِلّهِ بحجة، اِمّا ظاهراً مشهوداً و امّا خائفاً مغموراً، لئلا تبطل حججُ اللّهِ و بیّناتُه. و کم ذا؟ و أین اولئکَ؟ اولئک و اللّهِ الاقلّونَ عدداً و الاعظمونَ عِندَاللّهِ قدراً. یحفظُ اللّهُ بِهم حُجَتُه و بیّناته... اولئکَ خلفاءُ اللّهِ فی ارضِه و الدّعاةُ الی دینه. آه! آه! شوقاً الی رۆیتهم.» (نهج البلاغه، حکمت 147)

حضرت در این فراز نورانی، که بخشی از کلام مبسوط ایشان است، ‌می فرماید: آری خداوندا، زمین هیچ گاه از حجت الهی که برای خدا با برهان روشن قیام کند، خالی نیست، یا آشکار و شناخته شده است، یا بیمناک و پنهان، تا حجت خدا باطل نشود و نشانه هایش از میان نروند، تعدادشان چقدر است؟ و در کجا هستند؟ به خدا سوگند که تعدادشان اندک است، ولی نزد خدا بزرگ مقدارند که خداوند به وسیله آنان، حجت ها و نشانه‌های خود را نگاه‌می دارد... آن ها جانشینان خدا در زمین و دعوت کنندگان مردم به دین خدایند. آه، آه! چه سخت اشتیاق دیدارشان را دارم.

ابن ابی الحدید، شارح نهج البلاغه، که از علمای بزرگ اهل سنّت است، در ذیل این کلام حضرت‌می گوید: امیرمۆمنان علی (علیه السلام) یادآوری نموده است که مهدی آل محمّد (علیهم السلام) در تاریکی فتنه ها با چراغ روشن ظهور‌می کند و مردم را از بردگی و اسارت رهایی داده و مظلومان ستم دیده را از دست ستمگران نجات‌می دهد

در کلام پربرکت امیرمۆمنان (علیه السلام) بر این نکته تأکید شده که بر اساس سنّت قطعی الهی، زمین از وجود خلیفه خدا و حجت حق خالی نیست، گرچه حجت الهی گاهی آشکار است و همگان حضور او را درک‌ می کنند، گاهی شرایط ایجاب‌ می کند که از نظرها پنهان بوده و مردم به طور مستقیم از درک محضر او محروم باشند. این نکته همان حقیقتی است که در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) مورد عنایت ویژه قرار گرفته است.

از آنچه گفته شد، به خوبی روشن‌ می گردد که وجود حضرت مهدی موعود (علیه السلام) در عالم به عنوان حجت الهی و استمرار خلافت او در زمین ضرورتی انکارناپذیر دارد و جزو حقایق حتمی و قطعی نظام آفرینش است، به ویژه آنکه در روایاتی، جریان ضرورت حجت الهی فراتر از مسائل شرعی و مدیریت اجتماعی مطرح شده و به عنوان نیاز قطعی نظام تکوینی به شمار آمده است; زیرا انسان کامل واسطه فیض الهی در عالم است و عالم و آدم در پرتو او، فیض الهی دریافت‌می کنند.

 

حضرت مهدی (عج) و عدالت جهانی

بی تردید موضوع تأمین «عدالت» عمومی ترین و شورانگیزترین مسئله در بحث مهدویت است و چون واژه «عدالت» در فرهنگ و اصطلاح نهج البلاغه، بلکه در تمام کلمات علوی بیت الغزل سخنان امیرمۆمنان (علیه السلام) است، از این رو، در بحث مهدویت نیز بر عنصر عدالت تکیه نموده و از پدید آمدن عدالت در ابعاد گوناگون در زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) خبر داده است;‌ می فرماید: «و سیأتی غدٌ بما لا تعرفونَ یأخذ الوالی من غیرِها عمّالها علی مساوی اعمالها... فیُریکم کیفَ عدلَ السیّرة»; (نهج البلاغه، خطبه 138)

فردایی که شما را از آن هیچ شناختی نیست خواهد آمد، زمامداری که غیر از خاندان حکومت‌های امروزی است، (مهدی) عمّال و کارگزاران حکومت ها را به اعمال بدشان کیفر خواهد داد... بدین روی، روشی عادلانه در حکومت حق به شما‌می نمایاند.

امام زمان

و در جای دیگر‌می فرماید: «الا و مَن ادرکَها منّا یسری فیها بسراج منیر، و یخذوفیها علی مثالِ الصالحین لیحلَّ فیها رِبقاً و یعتقَ رقاً و یصدعُ شُعباً و یشعب صدعاً»; (نهج البلاغه، خطبه 150، بند 3) بدانید آنکه از ما (مهدی) فتنه‌های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر در آن گام‌می نهد و بر همان سیره و روش صالحان (پیامبر و امامان(علیهم السلام)) رفتار‌می کند تا گره ها را بگشاید، بردگان و ملت‌های اسیر را آزاد سازد، جمعیت‌های گم راه و ستمگر را پراکنده و حق جویان را جمع آوری‌می کند.

ابن ابی الحدید، شارح نهج البلاغه، که از علمای بزرگ اهل سنّت است، در ذیل این کلام حضرت‌می گوید: امیرمۆمنان علی (علیه السلام) یادآوری نموده است که مهدی آل محمّد (علیهم السلام) در تاریکی فتنه ها با چراغ روشن ظهور‌می کند و مردم را از بردگی و اسارت رهایی داده و مظلومان ستم دیده را از دست ستمگران نجات‌می دهد. (ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 416)

در سخنان حضرت سه نکته اساسی به خوبی مورد توجه قرار گرفته اند:

اول. حضرت مهدی (علیه السلام) وقتی در برابر فتنه ها و بی عدالتی‌های اجتماعی قرار‌می گیرد با چراغ پرفروغ حکمت و درایت الهی وارد عمل شده، در پرتو دستورات وحی آسمانی و قرآن کریم، به ایجاد عدالت و خاموش نمودن شعله‌های بی عدالتی‌می پردازد.

دوم. تمام ستم دیدگان عالم توسط حضرت مهدی (علیه السلام) از قید اسارت‌های گوناگون و بی عدالتی رهایی یافته، زندگی همراه با سعادت و شادکامی برای آنان فراهم‌می گردد.

وجود حضرت مهدی موعود (علیه السلام) در عالم به عنوان حجت الهی و استمرار خلافت او در زمین ضرورتی انکارناپذیر دارد و جزو حقایق حتمی و قطعی نظام آفرینش است، به ویژه آنکه در روایاتی، جریان ضرورت حجت الهی فراتر از مسائل شرعی و مدیریت اجتماعی مطرح شده و به عنوان نیاز قطعی نظام تکوینی به شمار آمده است; زیرا انسان کامل واسطه فیض الهی در عالم است و عالم و آدم در پرتو او، فیض الهی دریافت‌می کنند

سوم. سیره عملی حضرت مهدی (علیه السلام) همان سیره صالحانی است که حضرت امیرمۆمنان در نهج البلاغه درباره آن ها فرموده: «اللّهمَّ انّک تَعلمُ انَّه لم یکن الّذی کانَ منّا منافسةً فی سلطان و لا التماس شیء مِن فضول الحطام و لیکن لنَرُدَّ المعالمَ من دینکَ و نُظهر الاصلاحَ فی بلادِکَ فیأمَن المظلومونَ مِن عبادِکَ و تُقام المعطَّلةُ مِن حدودِک.» (نهج البلاغه، خطبه 131)

در این کلام، بر خطوط کلی روش و عملکرد ائمّه اطهار(علیهم السلام)که حضرت مهدی آخرین پرچمدار آن هاست، توجه داده شده، حضرت‌می فرماید: «خدایا تو‌می دانی آنچه از ناحیه ما (اهل بیت(علیهم السلام)) صورت‌می گیرد برای به دست آوردن قدرت و حکومت و ثروت دنیا نیست، بلکه‌می خواهیم نشانه‌های حق و دین تو را به جایگاه خودش بازگردانیم و در سرزمین تو اصلاح پدید آوریم تا بندگان ستم دیده ات از محرومیت نجات یافته، با امنیت زندگی کنند و قوانین فراموش شده ات بار دیگر اجرا گردند.

 

خلاصه سخن اینکه:

معلوم است که از نظر نهج البلاغه، تأمین عدالت در همه ابعاد زندگی بشر، یکی از اهداف بزرگ دولت کریمه حضرت مهدی (علیه السلام) است و جهانیان در سایه حکومت الهی عدل گستر جهانی قائم آل محمّد (علیهم السلام)، از هرگونه ستم و اسارت و بردگی نجات یافته، طعم شیرین عدالت را به خوبی خواهند چشید.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:32 AM
لینک ثابت
به واسطه شماست که باران می بارد!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

به واسطه شماست که باران می بارد!

 

امام زمان

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) رشته ی محکم میان بندگان و خدا هستند که چنگ زدن به این ریسمان الهی سبب حفظ انسان در بلاها می شود. حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه شریف) انسان کاملی است که صاحب مقام رحمانیت است یعنی از جانب خداوند متعال رحمت عالم الهی را به بندگان می رساند و واسطه ی فیض حضرت حق است. مقام رحمانیت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) به اذن پروردگار متعال مقامی است بلند مرتبه که بندگان خدای رحمان را بدو می رساند.

این مقام جلوه های گوناگونی دارد که این نوشتار می کوشد بدان اشاره ای داشته باشد.

 

مقام رحمانیت

چون امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) انسان کامل است که همه ی صفات کمالی در او به تجلّی رسیده است و نخستین مقام پس از مقام حضرت حق است لذا همه ی صفات کمالی الهی در او تجلی یافته است از جمله این صفات، صفت رحمت است که خداوند متعال صاحب آن است. مقام رحمت الهی دو بخش اساسی دارد. مقام رحمانیت و مقام مرجعیت. مقام رحمانیت حضرت حق رحمت عام است که شامل همه ی مخلوقات می شود، و مقام رحیمیت حضرت حق همان رحمت خاص الهی است که شامل بندگان خاص می شود که ایشان را در راه قرب و کمال یاری می رساند. امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) نیز به اذن الهی بواسطه ی به فعلیت رسیدن همه ی صفات کمال الهی در او، صاحب مقام رحمت است. او نیز نسبت به همه بندگان خدا مقام رحمانی دارد و به اذن خدا واسطه ی فیض و رحمت خدا بر بندگان است.

 

باران از شماست!

در فرازهایی از دعای شریف جامعه ی کبیره مقام رحمانی معصومین (علیهم السلام) مورد اشاره قرار گرفته است. از جمله آنجا که می فرماید: به واسطه ی شماست که باران می بارد! باران از مصادیق رحمت عام الهی است که شامل همه موجودات و همه ی بندگان خدا می شود. حتی کفار نیز از رحمت باران بهره مند می شوند! در این اساس مقام رحمانی خداوند متعال توسط معصومین (علیهم السلام) در هر عصر و زمانی به بندگان می رسد و ایشان واسطه های فیض حضرت حقند! در این عصر و زمان حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه شریف) واسطه ی فیض خدا و صاحب مقام رحمانی به اذن خداوند متعال است.

خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه ی طینت ما خلق کرده ای، آن ها گناهان زیادی با اتکا بر محبت به ما و ولایت ما کرده اند، اگر گناهان آنها گناهی است که در ارتباط با تو است از آن ها بگذر که ما را راضی کرده ای و آنچه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان هست خودت بین آن ها را اصلاح کن

مقام رحیمی

رحمت خاص خداوند متعال به بندگان خاص و ثابت قدم در مسیر حق می رسد، آنچنانکه می فرماید: " وَمَن یَتَّقِ اللَّـهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ فَهُوَ حَسْبُهُ  (طلاق/3- 2) "  از جمله مصادیق بارز رحیمیت خداوند متعال امدادهای غیبی در زندگی بشر است که شامل مومنان حق می شود. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) به اذن خداوند متعال مقام رحیمی الهی را به بندگان خاص می رساند و واسطه ی فیض خاص خدا بدان هاست. از جمله مصادیق مقام رحیمی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) دعای خیر در حق دوستان و شیعیان خالص است.

 

دعای امام برای شیعیان

سید بن طاووس(ره) می گوید: سحرگاهی در سرداب مقدس بودم. ناگاه صدای مولایم را شنیدم که برای شیعیان خود دعا می کردند و عرضه می داشتند:

«اللَّهُمَّ إِنَّ شِیعَتَنَا خُلِقَتْ مِنْ شُعَاعِ أَنْوَارِنَا وَ بَقِیَّةِ طِینَتِنَا وَ قَدْ فَعَلُوا ذُنُوباً کَثِیرَةً اتِّکَالًا عَلَی حُبِّنَا وَ وَلَایَتِنَا فَإِنْ کَانَتْ ذُنُوبُهُمْ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ فَاصْفَحْ عَنْهُمْ فَقَدْ رَضِینَا وَ مَا کَانَ مِنْهَا فِیمَا بَیْنَهُمْ فَأَصْلِحْ بَیْنَهُمْ وَ قاصَ بها عَن خُمسِنا وَ أَدْخِلْهُمُ الْجَنَّةَ وَ زَحْزِحْهُمْ عَنِ النَّارِ وَ لَا تَجْمَعْ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ أَعْدَائِنَا فِی سَخَطِکَ»

خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه ی طینت ما خلق کرده ای، آن ها گناهان زیادی با اتکا بر محبت به ما و ولایت ما کرده اند، اگر گناهان آنها گناهی است که در ارتباط با تو است از آن ها بگذر که ما را راضی کرده ای و آنچه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان هست خودت بین آن ها را اصلاح کن و از خمسی که حق ماست به آن ها بده تا راضی شوند و آن ها را از آتش جهنم نجات بده و آن ها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما.»

 

دعای کامل

توجه در مضامین عالی این دعای شریف نشان می دهد که اولاً ارتباط و پیوستگی میان شیعیان و امام تا چه حد عمیق و اساسی است و ایشان از شعاع انوار امام آفریده شده اند!

ثانیاً مقام رحیمی امام زمان (عجل الله تعالی و فرجه شریف) نمود بارز و ظهور آشکاری در دعا برای شیعیان دارد. زیرا هر دو دسته ی گناهان حق الله و حق النّاس از جانب پروردگار مورد عفو قرار می گیرد. چرا که دعای امام مستحاب است و این نشان می دهد که اگر کسی از شیعیان گناهی را مرتکب شود تا چه حد امام خویش را آزرده دل می نماید!

امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) نیز به اذن الهی بواسطه ی به فعلیت رسیدن همه ی صفات کمال الهی در او، صاحب مقام رحمت است. او نیز نسبت به همه بندگان خدا مقام رحمانی دارد و به اذن خدا واسطه ی فیض و رحمت خدا بر بندگان است

رضوان خدا در رضای امام

همچنین این دعا نشان می دهد که برای رسیدن به رضوان الهی و آمرزش ذنوب جز مسیر محبت و ولایت معصومین (علیهم السلام) راهی مطمئن نمی توان یافت. امام در حق شیعیانش دعایی کامل را به درگاه الهی مسئلت می نماید و همه چیز را برایشان به نحو احسن از خداوند متعال طلب می کند!

 

اوج تجلّی مقام رحیمی امام!

از دیگر نمودهای بارز مقام رحیمی امام (عجل الله تعالی فرجه شریف) آن است که از خمسی که حق معصوم (علیه السلام) است به شیعیان می دهد و از خداوند در خواست می کند که چنین اجازه ای فرماید تا گرفتاری های مالی و دنیوی شیعیان را نرنجاند! اما جز پدری مهربان و دلسوز نسبت به شیعیان نیست. خدا کند که بفهمیم!

والشمس که بی روی تو من حیرانم

والفجر که بی وصل تو در بحرانم

واللیل که چون موی تو روزم تاریک

والعصر که بی عشق تو در خسرانم

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:30 AM
لینک ثابت
موعود عصر از نشانه ای بزرگ خبر می دهد
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

موعود عصر از نشانه ای بزرگ خبر می دهد

امام علی

برخی محققان بیانات رسیده از حضرت صاحب عجل الله تعالی فرجه را موضوع بندی کرده اند.(1) یکی از موضوعاتی که در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است، تعابیری است که حضرت در وصف پدران گرانقدر خویش و معصومان علیهم السلام و به ویژه امیرمومنان علیه السلام داشته اند. در ادعیه رسیده از حضرت مهدی علیه السلام ایشان مولای متقیان علی علیه السلام را "آیت کبری" و "نبأ عظیم" نامیده اند.


حضرت مهدی علیه السلام در دعایی که برای اعیاد اربعه از ایشان نقل شده است درباره حضرت علی علیه السلام می فرماید:

« ...كَانَ بَعْدَهُ هُدًى مِنَ الضَّلَالِ وَ نُوراً مِنَ الْعَمَى وَ حَبْلَ اللَّهِ الْمَتِینِ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیمَ لَا یُسْبَقُ بِقَرَابَةٍ فِی رَحِمٍ وَ لَا بِسَابِقَةٍ فِی دِینٍ وَ لَا یُلْحَقُ فِی مَنْقَبَةٍ مِنْ مَنَاقِبِهِ یَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا [صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏] ... » (2)

حضرت علی علیه السلام بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله هدایت کننده از گمراهی بود و روشنگر از نابینایی. ریسمان محکم خداوند بود و راه مستقیم به سوی او. کسی در نزدیکی به پیامبر صلی الله علیه و آله از حضرت علی علیه السلام مقدم تر نبود و در دین کسی از او سبقت نگرفته بود. و در فضیلتی از فضایلش به او نرسیده بود. او پای در جای پای پیامبر صلی الله علیه و آله نهاد.

امام مهدی علیه السلام در دعای افتتاح، حضرت امیر علیه السلام را "نشانه بزرگ خدا" و "نبأ عظیم" معرفی می کنند:

« اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُوْمِنِینَ وَ وَصِیِّ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِینَ عَبْدِكَ وَ وَلِیِّكَ وَ أَخِی رَسُولِكَ وَ حُجَّتِكَ عَلى‏ خَلْقِكَ وَ آیَتِكَ‏ الْكُبْرى وَ النَّبَإِ الْعَظِیمِ »

"نبأ عظیم" عبارتی است که در آیه دوم سوره نبأ به کار رفته است:

« عَمَّ یَتَساءَلُونَ [١] عَنِ النَّبَإِ الْعَظیمِ [٢] الَّذی هُمْ فیهِ مُخْتَلِفُونَ [٣]»

درباره چه چیز از یکدیگر می پرسند؟ [١] از آن خبر بزرگ [٢] که درباره آن با هم اختلاف دارند.[٣]

با توجه به تعبیری که درباره آیات ابتدایی سوره نبأ مطرح شد و همچنین با در نظر گرفتن این بیان زیبای حضرت مهدی علیه السلام، به واسطه اختلافی که درباره ولایت حضرت علی علیه السلام بین مردم در گرفت، مومنان تمییز داده می شوند

درباره نبأ عظیم وجوه مختلفی را مفسران مطرح کرده اند: گروهى آن را اشاره به روز رستاخیز، و بعضى اشاره به نزول قرآن مجید، و بعضى به همه اصول دین از توحید گرفته تا معاد، و در روایاتى نیز تفسیر به مساله ولایت و امامت شده است.(3)

بدین ترتیب یکی از مصادیقی که در تفاسیر شیعه و سنی درباره "نبأ عظیم" در این آیه شریفه مکرر وارد شده است، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام است. چنان چه مردم در خلافت ایشان اختلاف کردند و گروهی ایشان را تکذیب و عده ای دیگر تصدیق کردند.

روایت است که یکی از اصحاب به امام باقر علیه السلام عرض كرد: قربانت، شیعه از شما تفسیر این آیه را مى‏خواهد «عَمَّ یَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ ‏»: «از چه از هم مى‏پرسند از خبرى بزرگ» ... فرمود: درباره امیرالمومنین علیه السلام است، امیر مومنان علیه السلام مى‏فرمود: براى خدای عزّ و جلّ نشانه ای از من بزرگتر نیست و براى خدا نبأیى نیست كه از من عظیم تر باشد.(4)

همچنین در اصول کافی از حضرت صادق علیه السلام در تفسیر این آیه روایت شده است که فرمود: «النبأ العظیم الولایة» «نبأ عظیم ولایت است»(5)

بر همین اساس در جای دیگر از ادعیه رسیده از امام زمان عجل الله تعالی فرجه از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است که:

« لَوْ لَا أَنْتَ یَا عَلِیُّ لَمْ یُعْرَفِ الْمُوْمِنُونَ بَعْدِی »(6)

ای علی اگر تو نبودی پس از من مومنان شناخته نمی شدند.

یکی از مصادیقی که در تفاسیر شیعه و سنی درباره "نبأ عظیم" در این آیه شریفه مکرر وارد شده است، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام است. چنان چه مردم در خلافت ایشان اختلاف کردند و گروهی ایشان را تکذیب و عده ای دیگر تصدیق کردند

با توجه به تعبیری که درباره آیات ابتدایی سوره نبأ مطرح شد و همچنین با در نظر گرفتن این بیان زیبای حضرت مهدی علیه السلام، به واسطه اختلافی که درباره ولایت حضرت علی علیه السلام بین مردم در گرفت، مومنان تمییز داده می شوند.

در پایان یکی دیگر از بیانات زیبای دیگری که حضرت مهدی علیه السلام در دعای عبرات (7) در وصف مولای متقیان علیه السلام به کار برده اند، می آوریم:

« أَتَقَرَّبُ إِلَیْكَ ... بِمَنْ جَعَلْتَهُ لِنُورِهِ مَغْرِباً [مَغْرَماً] وَ عَنْ مَكْنُونِ سِرِّهِ مُعْرِباً سَیِّدِ الْأَوْصِیَاءِ وَ إِمَامِ الْأَتْقِیَاءِ یَعْسُوبِ الدِّینِ وَ قَائِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ أَبِی الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِینَ عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُوْمِنِینَ » (8)

به تو تقرب می جویم ... به وسیله کسی که او را خاستگاه نور پیامبرت کرده ای و بیانگر سرّ او نمودی. سرور اوصیا و پیشوای پرهیزکاران و رهنمای دین و پیشوای سپید رویان و پدر امامان راهنما، علی امیرمومنان.

 

پی نوشت:

1) در این زمینه ر.ک: دین شناسی از دیدگاه حضرت مهدی علیه السلام، علی اصغر رضوانی، انتشارات دلیل ما.

2) اقبال الاعمال، ص 296.

3) تفسیر نمونه، ذیل آیات.

4) أصول الكافی ( ترجمه كمره‏اى)، ج‏2، ص 147.

5) تفسیر شریف لاهیجی، ج 4، ص 688.

6) إقبال الأعمال (ط - القدیمة)، ج‏1، ص: 296.

7) البته درباره نسبت دادن این دعا به حضرت مهدی علیه السلام جای تردید وجود دارد و این دعا را به امام صادق علیه السلام نیز نسبت داده اند.

8) مهج الدعوات و منهج العبادات، ص: 345.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:29 AM
لینک ثابت
رمز و رازی میان مادر و فرزندی آسمانی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

رمز و رازی میان مادر و فرزندی آسمانی

حضرت فاطمه

آنچه که از تفکر در  برخی از آیات، روایات و تشرفات به دست می آید این است که ارتباطی خیلی نزدیک بین حضرت زهرا (علیهاالسلا‌م) و حضرت مهدی(عج) وجود دارد، گویی رمز و رازی میان این دو بزرگوار می ‌باشد. مهدی باوری، بی شناخت فاطمه (علیهاالسلا‌م) میسور نیست. حضرت فاطمه (علیهاالسلا‌م) به چنین فرزندی می بالد و  حضرت مهدی (عج) نیز بر چنین مادری فخر می فروشد. مناسب است به نمونه هایی از این ارتباط و مشابهت‌ها بپردازیم.

 

راه مهدوی در امتداد راه فاطمی

حضرت مهدی(عج) ادامه‌ ی حضرت زهراست، و آینه‌ی تمام نمای او. اهداف امام مهدی(عج) اهداف حضرت فاطمه(علیهاالسلا‌م)، و راه و سلوک او، راه و سلوک فاطمه (علیهاالسلا‌م) است. در این مورد به چند روایت اشاره می کنیم.
قال رسول‌ اللّه: المهدی‌ من‌ عترتی‌ من‌ وُ‌لد‌ فاطمه‌ یقاتل‌ علی‌ سنتی‌ کما قاتلت‌ علی‌ الوحی.
‌پیامبر اکرم (صلّی ‌اللّه‌‌ علیه ‌و آله) فرمودند‌: مهدی از خانواده‌ من‌ و از فرزندان‌ فاطمه است‌ که‌ بر اساس‌ سنّت‌ من‌ جنگ‌ می ‌کند؛‌ چنانکه‌ من‌ بر طبق‌ وحی‌ جنگ‌ کردم.
قابل‌ توجه‌ است که پیامبر (صلّی ‌اللّه‌‌ علیه ‌و آله) در ابتدا به‌ طور کلی‌ می‌فرماید: مهدی‌ از عترت‌ من است؛ سپس‌ با "مِن" دایره‌ را تنگ ‌می‌کند؛ که‌ از فرزندان‌ حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) است.
روایت‌ دیگری ‌که‌ دلالت ‌بر این‌ مطلب ‌می ‌کند، قسمتی‌ از حدیث ‌لوح ‌است؛‌ که ‌خداوند فرمود: ‌

ای‌ محمد! به‌ تو عطا کردم‌ کسی‌ را (علی) که ‌یازده ‌راهنما از نسل‌ او خارج‌ خواهم‌ کرد؛ که ‌همگی ‌از نسل ‌تو، از زهرای ‌بتول‌ است. آخرین‌آنها مردی‌است ‌که ‌به‌ دست‌ او از هلاکت‌ نجات ‌می‌ بخشم… 
امّ ‌سلمه ‌می‌ گوید: از پیامبر (صلّی ‌اللّه‌‌ علیه ‌و آله) شنیدم ‌که‌ می‌ فرمود:‌ مهدی از خاندان ‌من، از فرزندان فاطمه است.
از این روایات و روایات دیگری که در این زمینه در کتب شیعه و سنی آمده است، روشن می شود که حضرت مهدی (عج) از نسل حضرت زهرای اطهر می باشد.

 

الگویی آسمانی برای قطب عالم امکان

‌حضرت‌ مهدی(علیه ‌السّلام) در بخشی از جواب نامه جماعتی از شیعیان چنین فرمودند: " ... و  فی ابنة ‌رسول ‌اللّه لی‌ اسوة حسنة ..." 
"...سیره و عمل یگانه دختر پاک رسول خدا برای من الگو و اسوه ی نیکو و پسندیده ای است،..."
‌الگو سازی و شناساندن الگوی مناسب از جمله روشهای اسلام ‌برای ‌ارائه برنامه ‌زندگی ‌و ارشاد به ‌کمالات ‌و مقامات ‌معنوی‌ است، ‌خداوند در قرآن ‌در دو مورد الگو معرفی ‌می‌کند:
یکی‌ در سوره ‌احزاب، ‌آیه‌ ۲۱ : «لقد کان ‌لکم‌ فی‌ رسول ‌اللّه‌ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ »
و دیگری‌ در سوره‌ ممتحنه،‌ آیه ‌‌4 تا‌ ۶ : «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ ...» ؛ «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِیهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ...».

در آیات بالا‌ حضرت ابراهیم و رسول اسلام و کسانی که با ایشان هستند به عنوان الگو شناسانده شده اند. پس‌ الگو منحصر به‌ شخص ‌پیامبر  اسلام و ابراهیم (علیهما السلا‌م) نیست؛‌ بلکه‌هر کس‌ به تمام معنا در راه ‌اینان باشد می ‌تواند الگو واقع شود.

پیشوایان‌ معصوم‌ ما، اگر با کسی‌ پیمان‌ می‌بستند، (گر چه‌ از روی‌ مصلحت‌ و تقیه)، به‌ آن‌ پای‌ بند بودند. اما حضرت‌ مهدی(عج) به‌ دلیل‌ این‌ که‌ برای‌ ریشه‌ کن‌ کردن‌ ستم‌ و ستمگران‌ آفریده‌ شده‌ است‌ و اگر ظاهر و آشکار بود، سکوتش‌ به‌ معنای‌ رضا به‌ ستمگری‌ ستمگران‌ و ترک‌ نبرد با آنان‌ بود ، در پس‌ پرده‌ غیبت‌ به‌ سر می‌بَرد تا بیعت‌ کسی‌ بر گردنش‌ نباشد

پس اینکه امام ‌زمان (علیه ‌السّلام) حضرت‌ زهرا(علیهاالسّلام) را الگوی خود قرار می‌ دهد؛ از آن روست که حضرت ‌زهرا(علیهاالسّلام) جزء ‌"و الذین‌ مَعَه" است‌، ‌و ‌او کسی ‌است‌ که ‌از هر جهت حتی ‌در راه‌ رفتن و سخن‌ گفتن و در سیرت ‌و صورت‌ شبیه‌ پیامبر(صلّی ‌اللّهُ علیه‌ و آله‌) است.
البته باید این نکته را در نظر گرفت که امام زمان(عج) از آنجا که امام، معصوم و جامع علوم و خصایص و کمالات الهی است نیازی به اسوه و الگو برای خودش در تمام امور ندارد؛ شاید این جمله ناظر به بخشی از زندگانی و وجوه خاصی از وجود حضرت زهرا (علیهاالسّلام) باشد.

 

بیعت‌ کسی‌ بر آن‌ دو بزرگوار نیست‌

بیعت، پیمانی‌ است‌ که‌ به‌ موجب‌ آن‌ نتوان‌ با ستمگران‌ به‌ نبرد برخاست‌ و از روی‌ ناچاری‌ و تقیّه‌ باید حکومت‌ آنان‌ را به‌ رسمیّت‌ شناخت. همهِ‌ پیشوایان‌ معصوم، به‌ مقتضای‌ حکمت‌ الهی‌ دچار چنین‌ پیمانی‌ بودند، امّا بعضی‌ از معصومان‌ چنین‌ بیعتی‌ بر گردن‌ نداشتند.

دشمنان، پس‌ از غصب‌ خلافت، سعی‌ کردند از همهِ‌ مردم، به‌ ویژه‌ صحابهِ‌ خاصّ پیامبر اکرم (صلّی ‌اللّهُ علیه‌ و آله‌) خاصّه‌ خاندان‌ رسالت‌ (حضرت‌ علی‌ و حضرت‌ زهرا (علیهماالسّلام)) برای‌ خود بیعت‌ بگیرند تا افکار عمومی‌ را به‌ خود جلب‌ کنند، ولی‌ حضرت‌ زهرا(علیهاالسّلام)، همهِ‌ مصیبت‌ها را تحمل‌ کرد و تا زنده‌ بود، با غاصبان‌ حکومت‌ بیعت‌ نکرد، بلکه‌ برای‌ بازگرداندن‌ خلافت‌ به‌ مسیر اصلی‌اش، مبارزه‌ نمود و حتی‌ مانع‌ بیعت‌ حضرت‌ علی(علیه السّلام) شد.

غیبت کے زمانے میں دین کا تحفظ 3

در این میان، پیشوایان‌ معصوم‌ ما، اگر با کسی‌ پیمان‌ می‌بستند، (گر چه‌ از روی‌ مصلحت‌ و تقیه)، به‌ آن‌ پای‌ بند بودند. بهترین‌ گواه، این‌ است‌ که‌ امام‌ حسین(علیه السّلام) تا زمانی‌ که‌ معاویه‌ زنده‌ بود، به‌ خاطر احترام‌ به‌ صلح‌ برادرش‌ قیام‌ نکرد. اما حضرت‌ مهدی(عج) به‌ دلیل‌ این‌ که‌ برای‌ ریشه‌ کن‌ کردن‌ ستم‌ و ستمگران‌ آفریده‌ شده‌ است‌ و اگر ظاهر و آشکار بود، سکوتش‌ به‌ معنای‌ رضا به‌ ستمگری‌ ستمگران‌ و ترک‌ نبرد با آنان‌ بود (گرچه‌ از روی‌ تقیّه)، در پس‌ پرده‌ غیبت‌ به‌ سر می‌بَرد تا بیعت‌ کسی‌ بر گردنش‌ نباشد. همین، یکی‌ از علل‌ غیبت‌ آن‌ حضرت‌ شمرده‌ شده‌ است.
حضرت‌ علی(علیه السّلام) می ‌فرماید: …اِن القائم‌ منّا اِذا قام‌ لم‌ یکن‌ لا‌حد فی عنقه‌ بیعة فلذلک‌ تخفی‌ ولادته‌ و تغیب‌ شخصه. 
هنگامی‌ که‌ قائم‌ ما قیام‌ کند، بیعت‌ احدی‌ بر گردن‌ او نخواهد بود. از این‌ رو، ولادت‌ او مخفی‌ می‌شود و از دیده‌ها پنهان‌ می‌شود.
حضرت‌ مهدی(عج) فرمود: اِنّه‌ لم‌ یکن‌ لا‌حد من‌ آبائی اِلاّ و قد وقعت‌ فی عنقه‌ بیعة لطاغیة زمانه‌ و اِنّی‌ ا‌خرج‌ حین‌ ا‌خرج‌ و لابیعة لا‌حد من‌ الطواغیت‌ فی عنقی. 
بر گردن‌ همهِ‌ پدرانم، بیعت‌ سرکشان‌ زمانه‌ بود، امّا من‌ وقتی‌ خروج‌ کنم، بیعت‌ هیچ‌ سرکشی‌ بر گردنم‌ نیست.

 

یاد موعود أُمم تسلا‌ی قلب مادر

همزمان با تولد امام‌حسین(علیه‌السّلام) به حضرت زهرا(علیهاالسلا‌م) خبر داده می‌شود که حسینش را شهید خواهند کرد.‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) ناراحت و گریان می شود امّا ‌خبر می آید که ‌مهدی امت از ذریّه او خواهد بود.
در این رابطه، ‌روایاتی ‌است که دو نمونه از آنها ذکر می ‌شود:
‌عن ‌ابی‌عبدالله (علیه‌السّلام) قال:‌ دَخَلَتْ فَاطِمَةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَ عَیْنَاهُ تَدْمَعُ فَسَأَلَتْهُ مَا لَكَ- فَقَالَ إِنَّ جَبْرَئِیلَ أَخْبَرَنِی أَنَّ أُمَّتِی تَقْتُلُ حُسَیْناً فَجَزِعَتْ وَ شَقَّ عَلَیْهَا فَأَخْبَرَهَا بِمَنْ یَمْلِكُ مِنْ وُلْدِهَا فَطَابَتْ نَفْسُهَا وَ سَكَنَتْ.
امام‌صادق(علیه‌السّلام) فرمود: فاطمه(علیهاالسّلام) وارد بر پیامبر(صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) شدند؛ دیدند اشک ‌از چشمان‌ پیامبر(صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) جاری است. سو‌ال ‌کردند:‌ علت‌گریه چیست؟ فرمودند: جبرئیل به ‌من ‌خبر داد که‌ امت ‌من، ‌حسین ‌را می‌ کشند. حضرت ‌زهرا (علیهاالسّلام) هم‌شروع‌ به ‌گریه ‌و ناله کرده و این سخن بر او سخت آمد تا اینکه پیامبر(صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) به‌او خبر دادند كه یكى از فرزندان این مولود مالك امور گشته و انتقام از قاتلین خواهد گرفت. پس از این خبر حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها خشنود گشته و نفس مباركش آرام گشت.

اینکه امام ‌زمان (علیه ‌السّلام) حضرت‌ زهرا(علیهاالسّلام) را الگوی خود قرار می‌ دهد؛ از آن روست که حضرت ‌زهرا(علیهاالسّلام) جزء ‌"و الذین‌ مَعَه" است‌، ‌و ‌او کسی ‌است‌ که ‌از هر جهت حتی ‌در راه‌ رفتن و سخن‌ گفتن و در سیرت ‌و صورت‌ شبیه‌ پیامبر(صلّی ‌اللّهُ علیه‌ و آله‌) است

امام صادق علیه السّلام فرمودند:
جبرئیل بر رسول خدا (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) نازل شد پس عرض كرد: یا محمّد! خداوند سلام مى ‏رساند و بشارت مى ‏دهد شما را به فرزندى كه از فاطمه متولّد شده و امّت پس از شما او را مى ‏كشند.
رسول خدا (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) فرمودند: اى جبرئیل به پروردگارم سلام من را برسان و عرض كن احتیاجى به چنین فرزندى كه از فاطمه متولّد شود و بعد از من امّتم او را بكشند ندارم.
پس جبرئیل  به آسمان بالا رفت و سپس به زمین فرود آمد و محضر رسول خدا (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) مشرّف شد و عرض كرد: اى محمّد ! پروردگارت به تو سلام مى ‏رساند و بشارت مى‏ دهد كه امامت و ولایت و وصایت را در نسل این مولود قرار مى ‏دهد.
پیامبر اكرم (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) فرمود: راضى و خشنود شدم.
سپس حضرت براى فاطمه سلام اللَّه علیها خبر فرستاد .. و اظهار نمودند كه:
خداوند به من بشارت داده كه فرزندى از شما متولّد گشته و پس از من امّتم او را مى‏كشند.
حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) براى پیامبر اكرم (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) خبر فرستاده و اظهار كردند كه: به فرزندى كه امّت بعد از شما او را بكشند نیازى ندارم.
پیامبر اكرم (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) خبر فرستادند كه:
خداوند امامت و ولایت و وصایت را در نسل این فرزند قرار داده.
حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) براى رسول خدا (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) خبر فرستادند كه راضى شدم.

 

همچون مادر به دنبال هدایت دیگران

آری حضرت مهدی (عج) می آید تا ادامه دهنده راه مادرش حضرت زهرای اطهر(علیهاالسّلام) باشد و همچنانکه آن بزرگوار برای پایداری دین پدر بزرگوارش شبانه به در خانه مهاجر و انصار رفته و آنان را به یاد بیعتشان در غدیر می انداخت، با این هدف که امام زمانشان را به آنان بشناساند و آنان را از گمراهی برهاند، حضرت مهدی (عج) نیز برای تحقق آرمان های والای پیامبر (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) و در ادامه مسیر حرکت حضرت زهرا(علیهاالسّلام) همواره مشغول مجاهدت و سازندگی است.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:28 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 20
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
>

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه