السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30437بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
چطور امامی مهربان، انتقام می گیرد؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

چطور امامی مهربان، انتقام می گیرد؟

هرگاه صفات امام زمان علیه السّلام را بررسی کنیم چیزی جز مهربانی و عطوفت نمی بینیم امامی که مهربان تر از پدر و مادر توصیف شده است، اما یکی از القاب ایشان "منتقم" است. حال در این نوشتار به بررسی چرایی انتقام گرفتن حضرت می پردازیم.

محرم ، امام حسین

آرامش بشر در سایه عدل مهدوی

هدف امام زمان علیه السّلام از ظهور و قیام، برپایی عدالت جهانی و حاکمیت قرآن و اسلام در جهان است، تا در پرتو قرآن بشر به آرامش کامل رسیده و به راحتی نردبان ترقی و کمال را طی کند، اما از ابتدای تاریخ ما شاهد زورگویی و ظلم و ستم طاغوت ها بوده ایم و همیشه عده ای هستند که به هیچ وجه حاضر به پذیرش حق و عدالت نیستند و حاضرند تمام انسانها را قربانی امیال نفسانی خود کنند، مانند اسرائیل در این زمان که هیچ منطق و قانونی را نمی پذیرد و منطقش فقط کشتار است، حال امام مهربانی ها که برای هدایت بشر و آرامش و عدالت جهانی قیام می کند چاره ای جز مبارزه و جنگ با این ستمگران دارد؟ 

 

افزایش ظلم های تاریخ

امامی که آگاه و عالِم به ظلم های تاریخ است و دشمنان خدا مادر مظلومه اش را به طور وحشیانه اى بین در و دیوار فشار داده و محسن اش را سقط کردند و در نهایت این بانوی بزرگوار ۷۵ (یا ٩٥)روز بعد از رحلت پدر، دنیا را با دلى آزرده و جراحاتى بسیار ترک کردند و پس از آن حرمت شکنى دردناک، فاجعه ها وحشتناک و وحشتناک تر مى شود و اهل بیت علیهم السّلام و پیروانشان در روزگار ستم و فشار به سر برده و یکى پس از دیگرى مظلومانه به شهادت نائل مى گردند و در روز عاشورا فاجعه به اوج رسیده و اهل بیت پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه وآله و شیعیان مخلصشان از طفل شیرخوار تا پیر هفتاد سال مورد هجوم واقع مى شوند و گناهشان جز احیای قرآن نبود. مسلما این ستمگرى ها ادامه دارد تا قیام قائم آل محمد(عج) و هر روز با رنگ هاى مختلفى جلوه گرى نموده و فاجعه اى وحشتناک رخ مى دهد. و ظلم و فساد در عالم فراگیر مى شود.

امام غائب تکمیل کننده اهداف عاشورا

احترام خون انسانها و حرمت قتل نفس از مسائلى است كه همه شرایع آسمانى و قوانین بشرى در آن هم عقیده اند، و آن را یكى از بزرگترین گناهان مى شمرند، ولى اسلام اهمیت بیشترى به این مساله داده است تا آنجا كه قتل یك انسان را همانند كشتن همه انسانها شمرده

از مجموعه سخنان امام حسین علیه السلام اهداف والاى نهضت عاشورا به خوبى روشن مى شود كه احیاى قرآن، احیاى سنت نبوى و سیره علوى، از بین بردن كج رویها، حاكم ساختن حق، حاكمیّت بخشیدن به حق پرستان، از بین بردن سلطه استبدادى حكومت ستمگران، تأمین قسط و عدل در عرصه هاى اجتماعى و اقتصادى و... از جمله آنهاست.
یقیناً، پیش از ظهور و مقارن با آن، ستمگران خون ریزى بر دنیا حاکم اند که از هیچ جنایتى فرو نمى گذارند. حال، امامى که قیام مى کند، در برابر این همه کج روى ها و بیدادگرى ها، چگونه برخورد کند، تا جهان را پر از عدل و داد سازد؟ بى تردید، گروه هاى معاندى که دست شان به خون بشریّت آلوده است و حق مردم را غصب کرده اند و یا پست و مقامشان به خطر افتاده، در مقابل حرکت اصلاح گرانه و نهضت امام، ایستادگى مى کنند. بنابراین، امامى که قیام مى کند و مأموریّت تشکیل حکومت جهانى اسلام را دارد، ناگزیر از جنگ خواهد بود.

حق خونخواهی در قرآن

در سوره مبارکه اسراء آیه 33 می خوانیم: «وَ لا تَقْتلوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّه إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قتِلَ مَظْلوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سلْطاناً فَلا یسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّه كانَ مَنْصوراً »؛ و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده به قتل نرسانید، جز به حق، و آن كس كه مظلوم كشته شده براى ولیّش سلطه (حق قصاص) قرار دادیم، اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او (ستم دیده) مورد حمایت است.
احترام خون انسانها و حرمت قتل نفس از مسائلى است كه همه شرایع آسمانى و قوانین بشرى در آن هم عقیده اند، و آن را یكى از بزرگترین گناهان مى شمرند، ولى اسلام اهمیت بیشترى به این مساله داده است تا آنجا كه قتل یك انسان را همانند كشتن همه انسانها شمرده و در سوره مائده آیه 32 می فرماید: «...مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً...»؛ هر كس انسانى را بدون ارتكاب قتل یا فساد در روى زمین بكشد چنان است كه گویى همه انسانها را كشته است.
اسلامی که کشتن یک انسان بی گناه را همانند کشتن همه انسان ها می داند، حق قصاص را برای ولیّ دم قرار داده و می فرماید: «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً» (سلطه: قصاص قاتل)
در روایات، یکی از مصادیق "ولیّ" در آیه مورد نظر، حضرت مهدی (عج) بیان شده است؛ چرا که انتقام همه مظلومان عالم به خصوص جد عزیزش، امام حسین علیه السلام را خواهد گرفت.

امام زمان علیه السلام عهده دار تمام خون هایی است که به ناحق در طول تاریخ ریخته شده است و در زمان ظهور با ایجاد عدالت و پایان دادن به جریان ظلم، انتقام مظلومان جهان را خواهد گرفت و مظلوم ترین فردی که در عالم کشته شده است، حضرت سیدالشهداء علیه السلام است از این رو امام مهدی علیه السلام خونخواه و منتقم خون امام حسین علیه السلام است

امام محمد باقر علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود : منظور آیه از «قتِلَ مَظْلُوماً» امام حسین علیه السلام می باشد؛ زیرا آن بزرگوار مظلومانه شهید شد و ما امامان خونخواه آن حضرت هستیم. هنگامی که قائم ما خاندان قیام کند خون امام حسین علیه السلام را طلب خواهد کرد.
 و نیز در روایات آمده است وقتی امام زمان علیه السلام و یارانش قیام کنند، شعار انقلابشان این خواهد بود: «یا لثارات الحسین» یعنی ما آمده ایم انتقام خونی که از امام حسین علیه السلام ریخته شد را بگیریم.  این جمله اشاره به این معنا دارد كه هنگام انتقام خون پاك امام حسین علیه السلام فرا رسیده است، كسانى كه مى خواهند از دشمنان آن حضرت انتقام خون به ناحقّ ریخته حجّت الهى را بگیرند مهیا شوند.

چه اشخاصی به دست منجی موعود کشته می شوند

حال این سوال پیش می آید که قاتلان امام حسین علیه السلام که هم اکنون در قعر جهنم هستند چگونه امام زمان علیه السلام از آنها انتقام می گیرد؟
در پاسخ باید گفت در روایات داریم که قاتلان ائمه علیهم السلام جزء رجعت کنندگان هستند و آنها را از قبرها بیرون آورده و قصاص می کنند، نکته بعدی این که هر کس در همان زمان با امام به جنگ برخیزد و راضی به کار قاتلان باشد شریک جرم آنان است، همچنانکه در حدیث می خوانیم از امام رضا علیه السلام سؤال کردند آن افرادی که امام حسین علیه السلام را کشتند، نیستند که از آنها انتقام بگیرند و نیز در قرآن می خوانیم نباید گناه دیگری را به گردن فرد دیگری انداخت!  امام رضا علیه السلام فرمودند: هر کسی در عصر ظهور راضی باشد به کاری که یزید و یزیدیان با امام حسین علیه السلام انجام دادند، همچون كسى است كه آن را انجام داده باشد، و اگر كسى در مشرق كشته شود و كس دیگر در مغرب بدان قتل راضى باشد، شخص راضى هم پیش خدا شریك قاتل است. و البته قائم علیه السلام هم وقتى كه خروج كرد آنان را بوسیله رضایت به فعل پدرانشان مى كشد.
دانستیم امام زمان علیه السلام عهده دار تمام خون هایی است که به ناحق در طول تاریخ ریخته شده است و در زمان ظهور با ایجاد عدالت و پایان دادن به جریان ظلم، انتقام مظلومان جهان را خواهد گرفت و مظلوم ترین فردی که در عالم کشته شده است، حضرت سیدالشهداء علیه السلام است از این رو امام مهدی علیه السلام خونخواه و منتقم خون امام حسین علیه السلام است.

 


منابع:
پرتوی از آیه های مهدوی، محسن قرائتی.
سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی.

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 8 آذر 1394 
ساعت : 11:16 AM
لینک ثابت
تنها شاهراه اصلی به سوی خدا
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

تنها شاهراه اصلی به سوی خدا

در زیارت حضرت صاحب علیه السلام می خوانیم که امام مهدی علیه السلام تنها راه الهی نجات هستند؛ پس چرا بزرگان از آموزه های اسلامی این مسأله را به دست آورده اند که به تعداد خلایق راه به سوی خداوند وجود دارد؟ اگر متوجه شویم که منظور از این طرق راه های فرعی منتخب هر مخلوق با توجه به ظرفیت خود است و منظور از تنها راه نجات شاهراه و راه اصلی هدایت است، مشکل برطرف خواهد شد.

خدیجه همتیان پور فرد - بخش مهدویت تبیان
بنده و خدا

به او گفتم: می دانستی، تنها راه نجات ما یکی است و هر راهی غیر آن، هلاکت را در پی دارد؟ (1) 
گفت: چگونه ممکن است؟! مگر نه اینکه راه برای رسیدن به حق، به عدد خلایق است؟! (2) پس چگونه ممکن است راه رسیدن به خداوند، برای تمام انسان ها یکی باشد؟ ما با هم متفاوتیم و هر کداممان منحصر به فردیم؛ نه تنها اثر انگشتمان که خصوصیات ظاهری و باطنیمان نیز، با یکدیگر فرق دارد؛ آیا همین مسأله ثابت نمی کند که راه های متفاوتی برای نجات، وجود دارد؟
- راست می گویی تو شبیه کسی نیستی، حتی دوقلوها هم شبیه یکدیگر نیستند؛ پس مطمئناً این تفاوت، عمل متفاوت را می طلبد؛ ولی آیا هیچ گاه به این فکر کرده ای که چه قدر شبیه دیگرانی! نه تنها تو، بلکه تمام مردم دنیا، شبیه هم هستند و نه تنها همه ی مردم دنیا، که همه ی مردم، در همه ی اعصار شبیه هم بوده اند.
- از چه حرف می زنی؟
- از خصوصیات مشترک انسانی؛ از ضعف ها و استعدادهای مشترکمان؛ آیا به این مسأله معتقدی که اکثر انسان ها برای رسیدن به هدف، عجول هستند (3) و پس از آن که از خداوند چیزی را خواستند و به حاجت نرسیدند، بی تابی می کنند و ناامید می شوند؟! آیا این را در همه ی مردم دنیا ندیده ای که از بخشیدن نعمت هایی که به آن بخشیده شده، بخل می ورزند (4) و معمولاً خودشان را ترجیح می دهند؟! نه تنها مهربانی همدیگر را، بلکه نعمت های خدایشان را نیز فراموش می کنند! (5) آیا حس نمی کنی میل به زیبایی دوستی، جاودانگی، کمال و تلاش برای به دست آوردن آن ها، در تمام انسان ها مشترک است؟!

در زیارت حضرت صاحب علیه السلام می خوانیم که امام مهدی علیه السلام تنها راه الهی نجات هستند؛ پس چرا بزرگان از آموزه های اسلامی این مسأله را به دست آورده اند که به تعداد خلایق راه به سوی خداوند وجود دارد؟

نگو نه؛ که به خاطر دارم، وقتی را که برای حفظ موهای سرت، به تمام پزشکان مطرح تهران، سر زدی؛ نگو نه؛ که به یادت می آورم زمانی را که به در و دیوار می زدی خانه ای را که چشمت را گرفته بود به دست آوری و وقتی عصبانی و پکر با من تماس گرفتی، گفتی از بچگی دوست داشتم ترقّی کنم و به درجات بالاتر برسم. خب؛ میل به کمال را برخی در دنیا جستجو می کنند؛ بچه، کمال را در چیزی می بیند و عارف در چیزی.
- خب بله؛ حرف های تو درست است؛ این خصوصیات در همه ی ما هست؛ بدون این که با تمام مردم جهان حرف زده باشم، از گزارشات اخبار و فیلم ها و ... حس می کنم که آن ها هم این گونه اند؛ ولی چرا می گویی راه نجات یکی است؟ چه عیبی دارد که هر کس از راه خود برود و خوشبخت شود؟!
- ببین عزیزم! اشکالی ندارد که هر کس یکی از راه های فرعی را انتخاب کند و با توجه به ظرفیت و توانایی ها و علایق خود از مسیری عبور کند؛ اما مسأله این جاست که همه ی این راه های فرعی باید به شاهراه و اتوبان اصلی برسد و آن شاهراه اصلی یکی است اگر من از مسیر خود بروم و تو نیز از مسیر خود و هیچ کدام در جاده ی اصلی نیفتیم چه می شود؟!
- هیچ کدام به هدف اصلی نمی رسیم.
-  آفرین! به نظر تو می شود که هزاران هدف و همه نیز حق، وجود داشته باشد؟!
- نه بعید است! چون حق یکی است و باطل کثیر!
- یاد شبی افتادم که مصداق بارز این مسأله بود؛ شبی که به یاد تاریخ مانده و از آن شب به بعد خیلی از خوبان، عاشق مرور آن، حداقل در هر سال یک بار، هستند. شبی که ملائکه فرصت پلک زدن را از خود گرفته بودند و نمی خواستند حتی آنی از آن را از دست بدهند.
- از چه شبی حرف می زنی؟
- شب عاشورا! لحظه ای چشمان خود را ببند و به خیمه ی یاران اباعبدالله علیه السلام، این وفاداران عزیز، نگاهی کن! اشراف مشهوری، چون زهیر بن قین (٦)،  بریر بن حضیر همدانی مشرقی، عالم حدیث شناسی چون شوذب بن عبدالله همدانی، عابس بن ابی شبیب شاکری، سخنور و شب زنده داری پارسا تا غلامی هم چون جون بن حری .(7)

اشکالی ندارد که هر کس یکی از راه های فرعی را انتخاب کند و با توجه به ظرفیت و توانایی ها و علایق خود از مسیری عبور کند؛ اما مسأله این جاست که همه ی این راه های فرعی باید به شاهراه و اتوبان اصلی برسد و آن شاهراه اصلی یکی است اگر من از مسیر خود بروم و تو نیز از مسیر خود و هیچ کدام در جاده ی اصلی نیفتیم چه می شود؟!

آن پیرمرد را ببین چگونه از فرصت امشب بهره می برد و به مزاح مشغول است! (8) برو به خیمه ای که یاران عاشورایی مولا صف ایستاده اند تا مولا بیرون آمده و آنان داخل شده، خود را تمیز نموده و با مشک معطر سازند؛ (9) راستی فردا چه خبر است که باید در آن تمیز و معطر بود! به خیمه ی مناجات و نیایش عاشقانه ی لحظات آخر، نظری بینداز! قبل از آن که صدای هق هق گریه هایشان، جگرت را آب کند، بیرون بیا و با خدای خویش تنهایشان بگذار!
- چه صحنه ی زیبایی بود! کاش آن جا مانده بودیم و به این دنیا باز نمی گشتیم!
- به نظر تو، چرا یاد آن شب افتادم؟
- برای این که هر کدام از یاران حق، اهل شغل و موقعیت خاصی بودند؛ ولی همگی همراه مولا، در شاهراه حسین علیه السلام قدم می زدند.
- احسنت! خوشحالم که متوجه مسأله شدی.
- تمام تلاش ما این است که بر گرد وجود حجت این زمان مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، بگردیم و دیگر فرق نمی کند که پزشک باشیم یا طلبه؛ کارگر باشیم یا کارفرما؛ خانه دار باشیم یا کارمند؛ مهم این است که در شاهراه حجت الله (10) حرکت کنیم و هر روز با به یاد آوردن این مسأله، نیرو و نشاطی تازه بگیریم.
تنها برای شادی دل مولا برخیزیم و یادمان نرود سبیل الله، عین الله، رحمت واسعه ی او و مصداق بارز اسم شکور خداوند در بین ما هست.

پی نوشت:

1- السّلام علیکَ یا سَبیلَ اللهِ الّذی مَن سَلَکَ غَیرَه هَلَک: شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامر (علیه السّلام)، ص 857؛ مرتضی مجتهدی، صحیفه مهدیه، قم: نشر الماس، 1388، زیارت چهارم در سرداب مقدس، ص 624.
2- «الطرق الی الله بعدد نفوس الخلایق»، جمله ای است که از آموزه های دینی اقباس شده و حدیث نیست.
3- و کان الانسان عجولا (الاسراء، 11)؛ خلق الانسان من عجل (الانبیاء، 37)
4- و اذا مسّه الخیر منوعاً: و چون خیری به او (انسان) رسد بخل می ورزد. (المعارج، 21)
5- انسان فراموشکارِ آفریدگار خود: «نسوا الله» (التوبه، 67)، آفرینش خود: «نسى خلقه» (یس، 78)، هویت خود: «تنسون انفسكم»(البقره، 44)، روز حساب: «نسوا یوم الحساب»(ص، 26)، پند و موعظه دلسوزان. «نسوا حظّاً مما ذكروا به»(المائده، 13) است.
6- برای آگاهی بیشتر از این سردار آسمانی ر.ک: مجلسی، بحار، ج 44، ص 371.
7- جون، غلام ابوذر غفاری بود که پس از رحلت ابوذر به مدینه برگشت و به امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) خدمت کرد: در زیارت ناحیه مقدسه و رجبیه از او سخن به میان آمده است.
8- در شب عاشورا، حبیب بسیار شادمان و خرسند بود و با اصحاب و یاران امام (علیه السلام)، شوخی می کرد.: محمد بن عمر؛ رجال الکشی، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348ش، ص 79.
9- امام علیه السلام در نزدیک سحر شب عاشورا، در سرا پرده مخصوص، بدن خود را نوره کشید که آن را با بوی مشک معطر کرده بودند، در آن وقت بریر بن خضیر و عبدالرحمان کنار آن خیمه به نوبت ایستاده بودند که بعد ایشان، خود بدنشان را پاک و خوشبو سازند: مثیر الاحزان ابن نما، ص 54؛ لهوف ص 84؛ بحار ج 5 ص 1.
10- ان شاء الله در مقالات بعدی بررسی خواهیم کرد که چرا تنها شاهراه اصلی خدا، امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 8 آذر 1394 
ساعت : 11:14 AM
لینک ثابت
در این بیعت بر باورهایم شاهد باش
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

در این بیعت بر باورهایم شاهد باش

امام زمان

اعتقادات ما مجموعه اى بهم پیوسته و غیر قابل تفکیک است. همین مجموعه است که روز قیامت باید در درگاه ربوبى به آنها پاسخگو باشیم. اگر مى توانستیم خدمت امام علیه السلام برسیم قطعاً سعى مى کردیم یک دور عقایدمان را در محضر او بازگو کنیم تا امضا فرماید، مانند حضرت عبد العظیم علیه السلام که عقاید خود را خدمت امام على النقى علیه السلام عرضه کرد. اکنون ما امام زمان علیه السلام خود را بر عقایدمان شاهد مى گیریم و مى گوییم:

أُشْهِدُکَ یا مَوْلاى، أَنّى أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ... وأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ ورَسُولُهُ...

اى مولاى من، تو را شاهد مى گیرم که شهادت مى دهم خدایى جز اللَّه نیست ویگانه است وشریکى ندارد، وحضرت محمد صلى اللَّه علیه وآله بنده وپیامبر اوست وجز او و خاندانش براى خدا حبیبى نیست.

اى مولاى من، تو را شاهد مى گیرم که امیر المۆمنین على علیه السلام حجت خدا است. همچنین امام حسن وامام حسین وامام على بن الحسین و امام باقر محمد بن على وامام صادق جعفر بن محمد وامام موسى بن جعفر وامام على بن موسى الرضا وامام محمد بن على جواد و امام على بن محمد هادى و امام حسن بن على عسکرى علیه السلام حجتهاى خدا هستند و شهادت مى دهم که تو حجت خدایى.

شما اول وآخر هستید. رجعت شما حق است و شکى در آن نیست. در آن روز هر کس از قبل ایمان نیاورده یا در ایمانش کسب خیر و عمل صالح نکرده ایمانش فایده اى ندارد.

مولاى من، هر کس با شما مخالف باشد شقى است وهر کس از شما اطاعت کند سعادتمند است. شاهد باش بر آنچه شما را شاهد گرفتم. من دوست شمایم واز دشمن شما بیزارم. حق آن است که شما بدان راضى هستید، وباطل آن است که مورد رضاى شما نباشد. معروف آن است که شما به آن دستور دهید، ومنکر آن است که شما از آن نهى کنید

 

شهادت مى دهم که مرگ حق است، و نکیر و منکر حق است. دوباره زنده شدن پس از مرگ وآمدن به محشر حق است. پل صراط و کمینگاه قیامت وترازوى عدل الهى حق است. محشور شدن مردم و حسابرسى خداوند و بهشت و جهنم و وعده و وعید به آن حق است.

مولاى من، هر کس با شما مخالف باشد شقى است وهر کس از شما اطاعت کند سعادتمند است. شاهد باش بر آنچه شما را شاهد گرفتم. من دوست شمایم واز دشمن شما بیزارم. حق آن است که شما بدان راضى هستید، وباطل آن است که مورد رضاى شما نباشد. معروف آن است که شما به آن دستور دهید، و منکر آن است که شما از آن نهى کنید.

اى مولاى من، قلب من به خداوندى که یگانه است وشریکى ندارد مۆمن است، وبه پیامبر او و امیرالمۆمنین وبه شما - به اول وآخرتان - ایمان دارد ویارى من براى شما آماده شده ومحبت من براى شما خالص است.

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 شهریور 1394 
ساعت : 10:31 PM
لینک ثابت
در حسرت دیدار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

در حسرت دیدار

امام زمان (عج)

(اى عزیز! ما و کسانمان به سختى افتاده ایم. با سرمایه اى اندک آمده ایم، پیمانه مان را پر کن و بر ما بخشش کن که خداوند بخشندگان را دوست مى دارد).(1)

این زبان حال برادران یوسف است آن که از رنج خشکسالى با سرمایه اى اندک، دست نیاز به سوى عزیز مصر دراز کرده بودند. و زبان حال ماست آن روز که تو بیایى و ما با سرمایه اى اندک و شرمسارى بسیار، دست نیاز به سویت دراز کنیم؛ که همه نیازمند توایم و امید بسته به لطف تو. توشه مان از حسنات خالى مانده و نامه ى اعمالمان از عصیان پر شده، اما منتظریم تا بیایى به این امید که با این سرمایه ى اندک، از مهر لبریزمان کنى و از لطف سرشارمان.

اى یوسف فاطمه علیهاالسلام مایه ى امیدمان عشق توست که همیشه در دلمان موج مى زند و سرمایه مان ناله هاى شبانگاهى که در دورى ات سر داده ایم. اى عزیز! اى مهربان! اى خدایى مرد! به سرمایه ى اندک و توشه ى خالى مان. منگر، به نیاز، امید و عشقمان بنگر! نور مهرت را در دل هامان بتابان، ما را در جاده ى رضایت خود راهى کن، دستمان را بگیر و یارى مان کن!

امام من! مولاى من! همه ى امید من! بارها خوانده ام داستان نیازمندانى را که بار نیاز بر در خانه ى پدرانت برده و سفره ى حاجت نزد امام عصرشان گسترده اند. و چه با مهر، بى آن که زبان به شکوه باز کنند، نیازشان برآورده و حاجتشان روا شد، دل شان از نور مهر ولایت لبریز و چشمانشان به جمال امام زمانشان روشن گشت.

اى یوسف فاطمه علیها السلام مایه ى امیدمان عشق توست که همیشه در دلمان موج مى زند وسرمایه مان ناله هاى شبانگاهى که در دورى ات سر داده ایم. اى عزیز! اى مهربان! اى خدایى مرد! به سرمایه ى اندک وتوشه ى خالى مان. منگر، به نیاز، امید وعشقمان بنگر! نور مهرت را در دل هامان بتابان، ما را در جاده ى رضایت خود راهى کن، دستمان را بگیر ویارى مان کن!

 

 و اینک در عصر غیبت ما مانده ایم و یک دل پر حسرت و یک سینه ى پرسوز و یک چشم به راه مانده، در حسرت آن که نزد تو آییم و با تو شکوه کنیم، مى سوزم. دورادور تو را مى خوانیم و با تو نجوا مى کنیم. اما از تو نجوایى نمى شنویم. هر چند در یارى تو نیازى به خواهش ما نیست و در لطف تو حاجت به تمناى ما، اما نیاز ما دیدار توست. حاجتمان پابوس آمدن تو و آرزوى مان بودن در رکاب توست و ما در حسرت این نیاز سوخته ایم، اى مولاى پنهان از نظر!

اى خورشید نهان! از پس پرده ى غیب به در آى، دست دعا بردار و خدا را بخوان!

اجابت را از او بخواه و بر این حرمان، مهر پایان نه که تاب از دست رفته و جام صبورى لبریز گشته است.

 

پی نوشت:

1- یوسف (21) آیه ى 88.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 شهریور 1394 
ساعت : 10:31 PM
لینک ثابت
انتظار؛ هم سازنده، هم ویرانگر
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

انتظار؛ هم سازنده، هم ویرانگر

انتظار

انتظار مسأله ای است که متفکرانی چون شهید مطهری درباره اش نکته های فراوانی دارند.

در روزگاری که نگاه به مفهوم مهدویت و انتظار نتیجه اش کارهایی مثل ساختن مستند «ظهور بسیار نزدیک است» است که صدای اعتراض علما و مراجع را هم در می آورد. مرور نگاه آدم هایی چون شهید مرتضی مطهری حکم تنفس یک هوای تازه را دارد. نگاهی که در چند اثر ارزشمند ایشان که به بررسی مسأله مهدویت و انتظار پرداخته اند، به خوبی پیداست. شهید مطهری از منظری به انتظار نگاه می کند که سستی و رخوت در آن جایی ندارد و پویایی و حرکت به سمت ارزش ها را نتیجه این انتظار می داند. خب چه کسی بهتر از مطهری می تواند نکات علمی و عقلی این کلمه را باز کند؟

از مفهوم «انتظار» در طول تاریخ اندیشه اسلامی برداشت های متفاوتی شده است. هر بار کسی به تناسب فهم و درک خود دستی بر این واژه کشیده و به این درک خودش خشنود شده و همیشه حق را همان درک خودش پنداشته و بعد هم به تعبیر زیبای قرآن «کل حزب بمالدیهم فرحون» (هر فرقه ای بدان چه نزد آنهاست دلخوش شدند؛ سوره روم، آیه 32) استاد مطهری در این باره می گوید: «معلوم است که بدعت در دین خاتم هم امکان پذیر است چنان که ما هم که شیعه هستیم و اعتقاد داریم به وجود مقدس حضرت حجت بن الحسن، می گوییم ایشان که می آیند «یاتی بدین جدید». تفسیرش این است که آن قدر تغییرات و اضافات در اسلام پیدا شده است که وقتی او می آید و حقیقت دین جدّش را می گوید به نظر مردم می رسد که این دین غیر از دینی است که داشته اند و حال این اسلام حقیقی همانی است که آن حضرت می آورد.»(اسلام و مقتضیات زمان، جلد اول، ص 377، انتشارات صدرا)

ظهور مهدی موعود حلقه ای از حلقه های مبارزه اهل حق و اهل باطل است که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می شود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملاً در گروه اهل حق باشد. آیاتی که بدان ها در روایات استناد شده است، نشان می دهد که مهدی موعود (عج) مظهر نویدی است که به اهل ایمان و عمل صالح داده شده است

انتظار؛ هم سازنده، هم ویرانگر

شهید مطهری درباره ی مفهوم انتظار هم متناسب با برداشت های متفاوت، این اندیشه را منشأ رشد و پویایی یا رکورد و عقب ماندگی دانسته است: «انتظار فرج و آرزو و امید و دل بستن به آینده دو گونه است، انتظاری که سازنده و نگهدارنده، تعهدآور، نیروآفرین و تحرک بخش است. به گونه ای که می تواند نوعی عبادت و حق پرستی شمرده شود و انتظاری که گناه است، ویرانگر، اسارت بخش و فلج کننده و نوعی اباحی گری باید محسوب شود. این دو نوع انتظار فرج، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدی موعود است و این دو نوع برداشت به نوبه ی خود، از دو نوع بینش درباره تحولات در انقلاب های تاریخی ناشی می شود.» (قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه ی تاریخ، صص7 و 8، انتشارات صدرا)

 

 

انتظار الإمام المهدی ( عجل الله تعالى فرجه ) بین السلب والإیجاب

نگاه ویرانگر

در نگاه انتظار ویرانگر و منفی هر اصلاحی در جامعه محکوم است چرا که باید ظلم و تباهی رواج داشته باشد و حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یکه تاز میدان شود، تا انفجاری رخ دهد و انتظار به سرآید.(از نگاه شهید مطهری، تعبیر ظهور به انفجار نادرست است، چرا که مسأله قابلیت پیدا کردن جامعه برای پذیرش است و شرایط آن کمال نهایی را فراهم آوردن مثل رسیده شدن میوه در شرایط نامطلوب) بنابراین هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاح یک نقطه روشن است. تا در صحنه اجتماع نقطه روشنی هست دست غیب ظاهر نمی شود، برعکس، هر گناه و فساد و هر ظلم، تبعیض و حق کشی و هر پلیدی ای به حکم اینکه مقدمه صلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع می کند رواست، زیرا «الغایات تبرّر المبادی» هدف ها وسیله های نامشروع را مشروع می کنند. پس بهترین کمک به تشریع در ظهور و بهترین شکل انتظار ترویج و اشاعه فساد است. اینجاست که گناه هم فال است و هم تماشا، هم لذت و کامجویی است و هم کمک به انقلاب مقدس نهایی!» (قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه ی تاریخ، ص 62 به بعد)

معلوم است که بدعت در دین خاتم هم امکان پذیر است چنان که ما هم که شیعه هستیم و اعتقاد داریم به وجود مقدس حضرت حجت بن الحسن، می گوییم ایشان که می آیند «یاتی بدین جدید». تفسیرش این است که آن قدر تغییرات و اضافات در اسلام پیدا شده است که وقتی او می آید و حقیقت دین جدّش را می گوید به نظر مردم می رسد که این دین غیر از دینی است که داشته اند و حال این اسلام حقیقی همانی است که آن حضرت می آورد

نگاه سازنده

در اندیشه آرمان گرایانه استاد مطهری، انتظار در معنای اوّلش بزرگ ترین محرک اجتماعی است که انسان را برای حاکمیت ارزش ها و محو ضد ارزش ها تشویق می کند. برای همین انتظار به این معنا را با فضیلت ترین عبادات دانسته اند: «افضل الأعمال إنتظار الفرج» (مجلسی،بحار الانوار، ج 52، ص122) شهید مطهری با استناد به آیات 5 سوره قصص، 105 سوره انبیا و آیات دیگری چنین نتیجه گیری می کند: «از این آیات استفاده می شود که ظهور مهدی موعود حلقه ای از حلقه های مبارزه اهل حق و اهل باطل است که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می شود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملاً در گروه اهل حق باشد. آیاتی که بدان ها در روایات استناد شده است، نشان می دهد که مهدی موعود (عج) مظهر نویدی است که به اهل ایمان و عمل صالح داده شده است. مظهر پیروزی نهایی اهل ایمان است.»(قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، ص 64) بنابراین هر مبارزه حق گرایانه ای، حلقه ای از حلقه های مبارزه جهانی و هر پیروزی، جلوه ای از پیروزی آن انقلاب بزرگ است.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 شهریور 1394 
ساعت : 10:31 PM
لینک ثابت
گشایش سبز
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

گشایش سبز

امام زمان

وقتى زمانه بر تو سخت مى گیرد، روزگار با چهره ى دشوارى ورنج به تو رو مى کند گرفتارى ها از هر سو دست وپاى دلت را مى بندد وهر خردى در برابر چشمت، اندوهى بزرگ جلوه مى کند وبر داغى مرهم ننهاده، داغى دیگر بر سینه ات زخم مى زند، آرزو مى کنى درى به وادى امن وآسایش گشاده شود که آفتابى دلچسب وسکوتى آرام بخش داشته باشد. به انتظار بهار مى نشینى، تا راه نجات تو از همه ى رنج ها باشد. آرزو مى کنى که در کارت فرجى حاصل شود، راهى باز شود، چاره اى ساز شود وسینه ى تنگت به نفسى آرام دل خوش کند.

اینک در عصر غیبت بهار، ما این گونه مانده ایم. دل هامان در بند تجمل ورفاه، چشم هامان اسیر رنگ ووارنگ دنیا وقلب هامان گرفتار غفلت وجهالت است. دشمن نفس از یک سو به تباهى مان مى کشاند وشیطان قسم خورده ى بیرونى نیز از سوى دیگر به ظلمت مان مى خواند. بلا بر ما شدت گرفته،(1) درماندگى مان آشکار شده،(2) پرده از کارمان برداشته شده،(3) زمین بر ما تنگ مى گیرد وآسمان از ما باران را دریغ مى دارد.(4) آرزومان گشایشى نیکوست،(5) فرجى آسمانى، زود ونزدیک؛ چشم بر هم زدنى بیش، تاب نداریم.(6) در عطش حیات خواهیم سوخت اگر تو نیایى، اى زنده ترین بهار حقیقت! او در گرداب گرفتارى ها غرق خواهیم شد، اى مهربان ترین منجى موعود. اى همه سپیدى وپاکى! اگر تو نیایى، در اسارت رنگ هاى مجازى تباه خواهیم شود. اى روشن ترین جلوه ى بهشت! چاره ى مان تنها به دست تواناى توست. در قفس غفلت را تنها نگاه رحیمانه ى تو مى گشاید، به نسیم رحمت تو اندوه از دل ها زدوده مى شود(7) وغم از سینه ها بار مى بندد،(8) زمین تاریک پر از ظلم وجور، به قدم پاک تو، از شمیم نور وعدالت پر مى شود.(9) اى کشتى نجات! اگر تو نیایى آسمان دلمان گرفته خواهد بود وداغ عصرهاى جمعه هر هفته بر دل هامان سنگینى خواهد کرد. دست وپامان در بند مادیت خاک، اسیر خواهد ماند.

اگر تو نیایى حیات بوى ماندن نخواهد داشت وزنده بودن بوى زندگى نخواهد داد. بى تو اى حقیقى ترین حیات! همه چیز مجازى است. جز عشق تو هر عشقى مجاز است ورنگ غم دارد وجز در نگاه تو مهربانى بى معناست.

لطیفا! مهربانا! به مهربانى ات باب فرج بر ما بگشا و به لطفت سلطه ى غم بر را از ما بردار! رحمتى بر ما فرو فرست وگشایشى شیرین ودلپذیر در کارمان بنه! دینمان را عزت بخش، حق را طالع کن، تاریکى را بمیران وپرده ى اندوه را برکش! رحیما! به گناهانمان در مگیر، به سیاه رویى مان چشم مینداز، به تهى دستى مان در نکویى وطاعت غضب میاور

اگر تو نیایى، حق در غربت افول، خواهد ماند(10) وظلمت، پادشاه گستره ى وجود خواهد بود(11) واندوه، پرده اى بر همه ى زیبایى هاى طبیعت خواهد کشید.(12) هستى لحظه به لحظه در انتظار ظهور توست، اى شادى بخش روزگاران!(13) پس بیا، اى مهربان ترین نگاه وبتاب اى خورشید تاریکى ها!(14)

قدم برنه، اى بهارى ترین فصل!(15) بیا تا روزهامان درخشان شود(16) بیا تا پرچم هاى برافراشته ى تو را بر سر در همه ى دل هاى مان به پا کنیم. بیا ودر کارمان گشایشى کن!

لطیفا! مهربانا! به مهربانى ات باب فرج بر ما بگشا (17) وبه لطفت سلطه ى غم بر را از ما بردار!(18) رحمتى بر ما فرو فرست وگشایشى شیرین ودلپذیر در کارمان بنه!(19) دینمان را عزت بخش، حق را طالع کن، تاریکى را بمیران وپرده ى اندوه را برکش!(20) رحیما! به گناهانمان در مگیر، به سیاه رویى مان چشم مینداز، به تهى دستى مان در نکویى وطاعت غضب میاور. باران رحمتت را بر ما نازل کن، بهار را مژده ى ظهور ده، در ظهور منجى موعودمان تعجیل کن، چشم آلوده به دنیامان را به جمال نورانى اش روشن دا وبه نسیم آمدنش دل هاى مرده مان را مستى حیات بخش، اى مهربان ترین مهربانان!

 

 

پی نوشت:

1- مفاتیح الجنان، ص 221: (الهى عظم البلاء وبرح الخفا وانکشف الغطا وانقطع الرجا وضاقت الأرض ومنعت السماء)

2- همان، ص 221: (الهى عظم البلاء وبرح الخفا وانکشف الغطا وانقطع الرجا وضاقت الارض ومنعت السماء)

3- همان، ص 221: (الهى عظم البلاء وبرح الخفا وانکشف الغطا وانقطع الرجا وضاقت الارض ومنعت السماء)

4- همان، ص 221: (الهى عظم البلاء وبرح الخفا وانکشف الغطا وانقطع الرجا وضاقت الارض ومنعت السماء)

5- همان،ص 221: (ففرج عنا بحقهم فرجا عاجلا کلمح البصر او هو اقرب)

6- همان، ص 221: (ففرج عنا بحقهم فرجا عاجلا کلمح البصر او هو اقرب)

7- همان، ص 905: (بکم ینفس الهم ویکشف الضر)

8-  همان، ص 905: (بکم ینفس الهم ویکشف الضر)

9- همان، ص 224: (أنت الذى تملأ الأرض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا)

10- همان، ص 871: (واطلع به الحق بعد الأفول وأجل به الظلمة واکشف به الغمه)

11-  همان.

12-  همان.

13- همان،ص 874: (نضرة الأیام)

14-  همان، ص 874: (السلام على الشمس الظلام)

15- همان،ص 874: (السلام على ربیع الأنام)

16-  همان، ص 870؛ (فان أدرکت أیامک الزاهرة)

17-  همان، ص:220: (وافتح لى یا رب باب الفرج بطولک واکسر عنى سلطان الهم بحولک)

18- همان، ص:220: (وافتح لى یا رب باب الفرج بطولک واکسر عنى سلطان الهم بحولک)

19- همان، ص 220: (وهب لى من لدنک رحمةو فرجا هنیئا)

20-  همان، ص 871: (اللهم وأعز به الدین بعد الخمول واطلع به الحق بعد الافول واجل به الظلمة واکشف به الغمة)

 

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 شهریور 1394 
ساعت : 10:28 PM
لینک ثابت
نظارت بر اعمال شیعیان در عصر غیبت
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نظارت بر اعمال شیعیان در عصر غیبت

امام زمان

امام خمینی(رحمت الله علیه) می فرمایند:

نامه ی اعمال ما می رود پیش امام زمان ـ سلام الله علیه ـ هفته ای دو دفعه، به حسب روایت. من می ترسم که ما که ادعای این را داریم که تبع این بزرگوار هستیم، شیعه ی این بزرگوار هستیم، اگر نامه ی اعمال را ببیند ـ و می بیند، تحت مراقبت خداست ـ نغوذ بالله شرمنده بشود. شما اگر یک فرزندتان خلاف بکند، شما شرمنده اید. اگر این نوکر شما خلاف بکند، شما شرمنده اید. در جامعه آدم شرمنده می شود که پسرش این کار را کرده یا نوکرش این کار را کرده، یا اتباعش این کار را کرده. من خوف این را دارم که کاری ما بکنیم که امام زمان ـ سلام الله علیه ـ پیش خدا شرمنده بشود.

 اینها شیعه های تو هستند دارند این کار را می کنند! نکنید. یک وقت نکند، یک وقت خدای نخواسته یک کاری از ماها صادر بشود که وقتی نوشته برود، نوشته هایی که ملائکه الله که مراقب ما هستند، «رقیب» (1) هستند ـ هر انسانی رقیب دارد و مراقبت می شود. ذره هایی که بر قلبهای شما می گذرد رقیب دارد. چشم ما رقیب دارد. گوش ما رقیب دارد. زبان ما رقیب دارد. قلب ما رقیب دارد. کسانی که مراقبت می کنند اینها را ـ نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان ما و سایر دوستان امام زمان ـ سلام الله علیه ـ یک وقت چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان ـ سلام الله علیه ـ بشود. مراقبت کنید از خودتان. پاسداری کنید از خودتان. اگر بخواهید این پاسداری شما در دفتری که پاسداران صدر اسلام در او ثبت است در آن دفاتر ثبت بشود، همان طور که آنها پاسداری می کردند از خودشان، شما هم از خودتان پاسداری کنید، تا ثبت بشود آنجا.

خلاف ما برای امام زمان سرشکستگی دارد، دفاتر را وقتی بردند خدمت ایشان و ایشان دید شیعه های او (خوب، ما شیعه او هستیم) شیعه او دارد این کار را می کند، این ملائکه الله که بردند پیش او دید، سرشکسته می شود امام زمان

صحیفه امام؛ ج 8، ص 391

در روایات هم هست که هفته ای دو مرتبه اعمال عرضه می شود بر ولی امر؛ بر امام زمان ـ سلام الله علیه.توجه داشته باشید که در کارهایتان جوری نباشد که وقتی عرضه شد بر امام زمان ـ سلام الله علیه ـ خدای نخواسته آزرده بشود، و پیش ملائکه الله یک قدری سرافکنده بشود، که اینها شیعه های من هستند، اینها دوستان منند و برخلاف مقاصد خدا عمل کردند. رئیس یک قوم اگر قومش خلاف بکند، آن رئیس منفعل می شود. ...در هر جا هستید از خودتان ...پاسداری کنید تا به پیروزی بر نفس خودتان، و پیروزی بر همه ی شیاطین نایل شوید.

صحیفه امام؛ ج 12، ص 358

خلاف ما برای امام زمان سرشکستگی دارد، دفاتر را وقتی بردند خدمت ایشان و ایشان دید شیعه های او (خوب، ما شیعه او هستیم) شیعه او دارد این کار را می کند، این ملائکه الله که بردند پیش او دید، سرشکسته می شود امام زمان.

صحیفه امام؛ ج 8، ص 423

قبل از اینکه این نامه ی اعمال ما برای پیشگاه خدا و قبل از آن برای پیشگاه امام زمان ـ سلام الله علیه ـ برسد، خودمان باید نظر کنیم به این نامه ی اعمالمان، یعنی صفحه ی قلبمان، که همه چیز درش نقش می شود همان صورتِ نامه ی اعمال است. خودمان بفهمیم چکاره هستیم. آیا ما در این کاری که به ما محوّل است، با صداقت، صمیمیت، برای صلاح ملت و برای صلاح اسلام کار می کنیم؟ چه من که یک طلبه هستم و کارهای طلبگی می کنم و شما ...همه باید خودمان تشخیص بدهیم چه می کنیم.

صحیفه امام؛ ج 9، ص 441

این ادعایی که می کنیم که ما مُسلِم هستیم و ما طرفدار اسلام هستیم و طرفدار رژیم اسلامی هستیم، باید این قدم را هم برداریم که مهمش این قدم است که محتوای یک مملکتی اسلامی باشد. هر جایش برویم در مملکت اسلامی رفتیم، نه اینکه وقتی رفتیم بازار، ببینیم بازار همان بازار و همان رباخوری و همان اجحاف و همان گرانفروشی بیجا و همانها، و بعد هم فریاد می کند که اسلام! بعد هم چراغانی می کنند!خیال می کنند با این می شود امام زمان را بازی داد! نمی شود. تا یک نوری در قلب ما پیدا نشود فایده ندارد. هر چه از این اعمال بکنیم، اعمال است. از این اعمال همه می کنند، باید این اعمال بشود؛ نه اینکه اینها نشود، این اعمال بشود، پیوند با قلب داشته باشد، با قلبمان یک کاری کنیم که این عمل را قلب ما آورده باشد.

صحیفه امام؛ ج 9، ص 18

 

پی‌نوشت‌ها:

1- اشاره به آیه 18 سوره ق.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 شهریور 1394 
ساعت : 10:28 PM
لینک ثابت
ظهور نزدیک می شود با دعای من و تو
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ظهور نزدیک می شود با دعای من و تو

امام زمان

دعا از دو جهت در فرج و ظهور نقش ایفا می نماید. یكی نقش و تأثیرات دعا و دیگری فضاسازی اجتماعی و فردی و آماده كردن فضا برای ظهور.

اول؛ نفس دعا:

دعا اثرات بسیار شگرفی بر زندگی انسان و روح و روان او دارد. دعا انسان را به خدا نزدیك می نماید. او را بنده خدا می كند. به او امید و تحرك می دهد. رابطه انسان با خدا مستحكم و قوی می گردد. و آثار و فواید بسیار دیگری كه در این مقاله نمی گنجد. اما آنچه مهم است اثرات دعا بر فضاسازی جامعه برای آمادگی ظهور است كه بدان می پردازیم.

دوم؛ فضاسازی فردی و اجتماعی:

دعایی كه مورد نظر امام زمان علیه السلام است دعایی است كه قابل اجابت باشد و الا دعاهای بی روح و بی محتوا تأثیر آنچنانی برای فرج ندارد.

 

لذا دعا كننده باید اول خویش را به درجه اجابت دعا برساند سپس دعا نماید. و آماده كردن شرایط دعا خود موجب آماده شدن شرایط ظهور می گردد كه بدانها اشاره می كنیم:

1- معنوی شدن جامعه

از آثار مهم دعا معنوی شدن جامعه اسلامی است. جامعه ای كه راز و نیاز و درخواست در آن متبلور است قطعاً جامعه ای است كه معنویت در آن موج خواهد زد و این برای ساخت فضای ظهور بسیار مناسب خواهد بود.

2- شرایط برای اجابت دعا

هركس كه بخواهد دعایش مستجاب شود باید شرایط استجابت را در خود فراهم نماید كه هركدام در اصلاح جامعه نقش مهمی را ایفا می نماید. این شرایط عبارتند از:

الف) بنده خدا شدن

خداوند در قرآن كریم می فرماید: «إذ سألك عبادی عنی فأنی قریب اجیب دعوه الداع إذا دعان». برای استجابت دعا اول باید بنده خدا شد.

بنده خدا شدن یعنی انسان كاملا مطیع خدا شده و تمام كار و عملش در جهت جلب رضای او باشد. و این به تمام كارهای انسان جهت خدایی می دهد. درس خواندن، تدریس، پزشكی، مهندسی، صنعت و... همه در مسیر الهی قرار می گیرد و جامعه، جامعه ای الهی می گردد.

توكل بر خدا و امید به استجابت دعا از شرایط استجابت است. ایجاد روحیه توكل در یاران و منتظران امام زمان علیه السلام باعث قدرتمند شدن یاران و ساخته شدن یارانی شجاع، قوی و عزیز خواهد شد كه به هیچ وجه زیر بار ظلم نرفته و هیچ هراسی به دل راه نداده و سایه الهی را روی سرخود ببینند

ب) اقتصاد حلال

در حدیث قدسی نقل شده است كه خداوند متعال فرمود: من استجابت دعا را در روزی حلال قرار داده ام، مردم در سروصدا و گریه دنبالش می روند و به آن نمی رسند.

كسب روزی حلال، خود مقدمه اصلاحات گسترده ای در زمینه های اقتصادی و غیراقتصادی خواهد شد. گرانقروشی و كم فروشی و ربا و... به فراموشی سپرده شده و انسان برای كسب لقمه حلال سعی خواهد كرد كه غش را از كار و... خالی نموده و در برابر حقوقی كه از بیت المال می گیرد به نحو احسن كار انجام دهد. راننده تاكسی و... همه افراد با اصلاح كسب خود هم اصلاحات اقتصادی انجام داده و هم كار خود را به سوی اصلاح پیش خواهند برد.

منشأ بسیاری از مفاسد و گناهان در جامعه مسئله پول و اقتصاد است. ایجاد بازار ربا، كلاهبرداریهای آنچنانی، اختلاس، رشوه و... كه چهره جامعه را سیاه نموده است، علت اصلی آن اقتصاد است. و وقتی انسان بداند كه این حربه های ناسالم تأثیر منفی بر روند كار معنوی او دارد و آن را ترك كند تا لقمه حلالی بدست آورد، ریشه اصلی این مفاسد را قطع خواهد كرد.

گناه

 

ج) ترك گناه

دعای انسان گنهكار مستجاب نمی گردد. حضرت موسی علیه السلام از راهی می گذشت. مردی در حال سجده بود و دعا می كرد. حضرت رفت و برگشت و دید هنوز در حال سجده است و دعا می كند. عرض كرد: خدایا اگر من بودم دعایش را مستجاب می كردم. وحی آمد ای موسی، اگر تا آخر عمر در سجده باشد دعایش را مستجاب نمی كنم چون اهل گناه است.

لذا انسان برای استجابت دعایش چاره ای جز ترك گناه ندارد و این خود باعث می شود دامنه فساد و ظلم و گناه و... از جامعه جمع شده و جامعه ای سالم بوجود آید.

و پاك شدن گناه از سطح جامعه یعنی شستن تمام نابسامانی ها و كثافات از تابلوی زندگی. و آن وقت است كه:

- خانواده ها، سالم خواهند شد

- جوانان و فرزندان، سالم خواهند شد

- در مدارس تبعیض بین فرزند پولدار و فقیر نخواهد بوده و دانش آموزان پاك اند

- در ادارات دیگر گناهی نیست و حق ارباب رجوع داده می شود

- فیلمهای مبتذل از جامعه پاك می شود

- بی حجابی و بدحجابی رخت برمی بندد

و...

د) اضطرار

خداوند در قرآن می فرماید: «أمن یجیب المضطر إذا دعاه و یكشف السوء». از شرایط استجابت دعا اضطرار است. رسیدن به این حالت، حالت استجابت دعا است و برای ظهور چاره ای جز ایجاد اضطرار نیست و آن هم باید ایجاد شود. معرفی امام زمان علیه السلام - فلسفه غیبت-، آثار وجود نازنین آن حضرت و ضرر هنگفتی كه به مسلمین به خاطر غیبت می رسد خود ایجاد كننده حالت اضطرار است.

آیا می دانید امام زمان علیه السلام چقدر بخاطر غیبت ناراحتند؟

آیا می دانید اگر ظهور یك ساعت جلو بیفتد وضعیت بشر چقدر مطلوب خواهد شد؟

آیا می دانید تنها كسی كه فقر را از دنیا جمع می كند، ظلم و بی عدالتی را بر می دارد، به انسان آزادی واقعی می دهد، به انسان كرامت و شخصیت می دهد، امام زمان علیه السلام است؟

آیا می دانید تنها با ظهور، دین در دنیا سیطره می یابد و و مدینه فاضله ایجاد می شود؟

آیا می دانید تنها با ظهور است كه امنیت همه جا را می گیرد؟

اگر جواب این سۆالها دانسته شود حالت اضطرار واقعی پیش می آید و آن زمان ظهور است.

 

كسب روزی حلال، خود مقدمه اصلاحات گسترده ای در زمینه های اقتصادی و غیراقتصادی خواهد شد. گرانقروشی و كم فروشی و ربا و... به فراموشی سپرده شده و انسان برای كسب لقمه حلال سعی خواهد كرد كه غش را از كار و... خالی نموده و در برابر حقوقی كه از بیت المال می گیرد به نحو احسن كار انجام دهد. راننده تاكسی و... همه افراد با اصلاح كسب خود هم اصلاحات اقتصادی انجام داده و هم كار خود را به سوی اصلاح پیش خواهند برد

ه) فراهم كردن اسباب ظهور

در روایت نقل شده است كه دعای بدون اسباب همانند تیر بدون كمان است. دعا كننده باید اسباب را نیز فراهم نماید. مثلا كسی كه آرزو دارد در كنكور قبول شود باید تلاش كرده درس هم بخواند. كسی كه منتظر فرج است و دعا می كند باید اسباب ظهور را هم فراهم نماید كه اسباب ظهور اكثر آن مربوط به مردم است. چون علت اصلی غیبت عدم وجود انسانهای قدرشناس است. لذا برای ایجاد اسباب باید اقدامات زیر صورت گیرد:

1- ساختن فرد

افراد جامعه باید اول خویش را بسازند تا جزء یاران واقعی آن حضرت باشند. در روایت نقل شده كه قدرت یاران امام زمان علیه السلام چهل برابر مردان امروزی است. این بدان معناست كه یاران امام زمان علیه السلام در اكثر زمینه ها قدرتمندند. هم در زمینه علم و تكنولوژی و هم در زمینه اخلاق و تربیت فرزند و زندگی و...

2- ساختن و پرورش نیرو

انسان برای فراهم كردن اسباب چاره ای جز پرورش نیرو و هدایت دیگران ندارد و این تحرك عظیم اجتماعی بوجود خواهد آورد كه هركس به ساخت دیگری بپردازد. و جامعه تبدیل به مدرسه ای شود كه همه سعی در ساخت و پرداخت هم دارند. و اینجاست كه امربه معروف و نهی از منكر نیز تجلی یافته و جامعه ولائی آماده ظهور بوجود خواهد آمد.

و) ایجاد نشاط اجتماعی و كار

توكل بر خدا و امید به استجابت دعا از شرایط استجابت است. ایجاد روحیه توكل در یاران و منتظران امام زمان علیه السلام باعث قدرتمند شدن یاران و ساخته شدن یارانی شجاع، قوی و عزیز خواهد شد كه به هیچ وجه زیر بار ظلم نرفته و هیچ هراسی به دل راه نداده و سایه الهی را روی سرخود ببینند.

و از سویی دیگر امید به استجابت دعا در انسان ایجاد نشاط نموده و روح او را صیقل داده و پویایی و تحركی بزرگ برای ایجاد انقلابی عظیم بوجود خواهند آورد.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 شهریور 1394 
ساعت : 10:27 PM
لینک ثابت
دوازده مهدی!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

دوازده مهدی!

 

امام زمان

الفبای مهدویت

برای ارتباط با دیگران، محتاج کلمه ها هستیم. هر روز حرف ها را کنار هم می چینیم و واژه می سازیم. کلمه ها را کنار هم می گذاریم و جمله می سازیم. جمله ها را کنار هم می چینیم و حرف می زنیم و می نویسیم ،ولی خیلی وقت ها همین کلمه ها برایمان عادی و دم دستی می شوند که به معنای شان توجه نمی کنیم و اگر کسی از ما بپرسد، این کلمه یعنی چه، واقعاً می مانیم چه پاسخی بدهیم. ازاین دست واژه ها در لغت نامه ارتباطی ما کم نیست. در لغت نامه فرهنگ انتظارمان هم کم نیست، واژه هایی که مدام در وادی انتظار و مهدویت به کار می بریم، اما به معنای آن کم تر می اندیشیم.

 

مهدی

«مهدی »مشهورترین لقب امام زمان (عج)درمیان همه فرقه های اسلامی است. «مهدی » به معنای هدایت کننده و هدایت یافته است، ولی در بیشتر روایت ها به معنای هدایت شده آمده است.

از امام باقر(علیه السلام) نقل شده که امام زمان (عج)، «تنها به این خاطر مهدی نامیده شد که از طرف خدا به هر کار نهان و سری هدایت می شود و تورات و انجیل را از نقطه ای از زمین که انطاکیه ( قسمتی از شام ) نام دارد، خارج می سازد ».(1)

از امام صادق (علیه السلام)پرسیدند: «چرا امام دوازدهم، مهدی نامیده شده است ؟» فرمود :«برای این که به تمام امور پنهان، هدایت می شود.»

امام صادق (علیه السلام)فرمود :«قائم را به این دلیل مهدی نامیدند که مردم را به سوی امری که از آن گم شده اند، (برآن ها پوشیده است )هدایت می کند ».(2)

از امام باقر(علیه السلام) نقل شده که امام زمان (عج)، «تنها به این خاطر مهدی نامیده شد که از طرف خدا به هر کار نهان و سری هدایت می شود و تورات و انجیل را از نقطه ای از زمین که انطاکیه ( قسمتی از شام ) نام دارد، خارج می سازد

این لقب اختصاص به آخرین امام ما ندارد و بقیه امامان نیز مهدی هستند ؛ اما تنها از آخرین امام به عنوان مهدی یاد شده است. امام حسین (علیه السلام) فرمود :«دوازده مهدی از ماست. اول ایشان امیر مومنان علی (علیه السلام) بود و آخر ایشان، نهمین فرزند از نسل من است ».

امام صادق (علیه السلام) نیز فرمود :«ما دوازده مهدی می باشیم ». منظور امامان معصوم از این که همه ما مهدی هستیم، این بود که آن ها خود از طرف خدا هدایت شده اند و هدایت کننده مردم به طرف حق هستند.(3)

این لقب از زمانی که پیامبر اکرم(ص) موضوع مهدویت را مطرح کرد، برای امام زمان (عج) به کار رفت و در کتاب های سنی و شیعه بیان شد. پیامبر(ص) در روایت های فراوانی، امام دوازدهم و نجات دهنده آخرین را مهدی (عج) نامیده است.

 

پی نوشت:

1.سوال از امام مهدی (عج)در روایات و احادیث.

2.فرهنگ موعود، حسین کریم شاهی بیدگلی، ص 237.

3.فرهنگ نامه مهدویت، خدا مراد سلیمیان، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی، مرکز تخصصی مهدویت، اول، 1383، ص 386 -387.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 شهریور 1394 
ساعت : 10:27 PM
لینک ثابت
موعودگرایی در فضای مجازی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

موعودگرایی در فضای مجازی

 

موعود

نگاهی به نتایج راه یابی مفهوم مهدویت در فضای اینترنت

درجهان مجازی، پدیده ها بر اثر کنش پدیده های جهان واقعی شکل گرفته و تغییر می کنند.در واقع جهان مجازی تا سر حد ممکن از جهان واقعی تأثیر می گیرد و سپس بر آن تأثیر می گذارد.در این میان پدیده هایی که در دنیای مادی با اقبال روبرو شوند، در دنیای مجازی نیز رشد کرده و به گونه ای اثرگذار تبدیل می شوند.اعتقادات انسان ها جزو همین دسته به شمار می روند؛ دینداری، عقاید اقتصادی، عقاید سیاسی و از همه مهمتر اعتقاد به ماوراءالطبیعه هنگامی که پای خود را به دنیای مجازی باز کردند، با اقبال روز افزون کاربران روبرو شدند.کاربران دنیای مجازی را به عنوان هدیه ای پذیرفتند که می تواند به آنها در حرکت به سمت اعتقادشان کمک کند.در این میان اجتماعات دینی در بسیاری از کشورها به علت پیشرو بودن در مواجهه با تحولات جدید، زودتر از دیگر پدیده های مشابه به دنیای مجازی اینترنت مهاجرت کردند.کلیساهای مجازی، وب سایت های تبلیغ اسلام و اتاق های گفت و گوی دینی مثال های خوبی از استفاده پیروان ادیان از اینترنت به شمار می روند.

شاید در ایران کمتر اتفاق بیفتد اما در خواست های جمع آوری اعانه برای انجام مراسم مذهبی نیز از ورای فیبرهای نوری به شکل کدهای صفر و یک می گذرند و درصندوق پستی یک دیندار منتظر می مانند تا او پس از انجام کارهایش، آنها را باز کند و سپس با چند کلیک، صدقه روزانه اش را برای انجام مراسم مذهبی یا کمک به بی خانمان ها واریز کند.این چنین هم در وقت صدقه دهنده صرفه جویی می شود و هم صدقه گیرنده می تواند اعانه را در اسرع وقت به شکل مادی در آورده و برای مثال به کودکان گرسنه آفریقایی اهدا کند.

از سوی دیگر استفاده از دنیای مجازی باعث تأثیر بر نفس پدیده های اعتقادی هم می شود.کسی که تا قبل از متصل شدن به شبکه، هر یکشنبه در کلیسا با جماعتی دیگر از دینداران نزدیک هم دعا می کرده است و عبادت جمعی خداوند را تحت رهبری یک عالم دینی تجربه کرده است،حالا بیش از پیش با فردی شدن این عبادت روبه رو است.او دیگر به جای نشستن روی نیمکت های چند نفره که جایگاه هر کس براساس شأن اجتماعی اش مشخص می شده است، پشت رایانه می نشیند و از ورای یک اتاق چت اعترافات خودش را برای پدر بیان می کند.پدر مقدس نیز در داخل کلیسای مجازی نشسته است و به جای وعظ و خطابه برای جمعیتی منتظر، از صفحه کلید یا میکروفون بهره می گیرد و مشتاقان کلام خداوند را بهره مند می کند و در این حال می تواند به محتویات بشقاب غذای خودش هم توجه کند.در واقع عبادت خداوند همه جایی و همه مکانی می شود و دیگر لازم نیست برای این عبادت لباس مخصوص پوشید.

از دیگر آفت های مهدویت در فضای مجازی، نزدیک دیدن آخر الزمان آن هم به طور اشتباه است.تعیین وقت برای ظهور همیشه نفی شده است و کلام مشهور«کذب الوقاتون»راهنمایی ما در برخورد با تعیین کنندگان وقت ظهور است.اگر چه برای ظهور امام زمان(عج)علائمی متصور است، اما قرار نیست هر علامتی که دیده می شود، علامت قطعی ظهور باشد.متأسفانه بعضی از منتظران در مواجهه با آشفتگی های جهان معاصر، به سرعت احساس نزدیک بودن آخر الزمان و به تبع آن ظهور مولا را می کنند

بعد از گذشت مدتی، دیگر کلمات کتاب مقدس هم کم می آورند و پدرمقدس برای جلب توجه پیروانش و افزایش آمار بازدید وب سایت کلیسا، دست به نوآوری هایی می زند و کم کم شخصیتی دیگر از خود در دنیای مجازی ترسیم می کند؛ شخصیتی که به موازات آن خداوند جدید و مۆمنان جدیدی هم شکل می گیرند.در این دیدگاه مۆمنان کسانی هستند که ساعات بیشتری در وب سایت و اتاق چت کلیسای مجازی وقت صرف می کنند و در عین حال منابع بیشتری از کارت اعتباریشان وارد حساب کلیسا می شود.دیگر شرکت در مراسم واقعی مذهبی ارزش خود را از دست می دهد و مۆمنان به جای کتاب مقدس، رایانه های جیبی را مقدس می دانند.

هدف از بیان این مثال ها این بود که منافع و مضرات ورود بعضی از پدیده ها به دنیای مجازی را نشان داده، به بررسی توجه به مسأله مهدویت در اینترنت بپردازیم.

هر فرد می تواند با ایجاد یک وبلاگ ساده،از یک طرف سۆالات خود را درباره مسأله مهدویت بپرسد،از طرف دیگر عالمان این رشته می توانند با ایجاد وب سایت هایی اطلاعات مورد نیاز را در اختیار علاقه مندان قرار دهند و درعین حال به طور مستقیم سۆالات ایشان را پاسخ دهند؛ ارتباطی متناوب و مستمر که سۆالات بی پاسخ را به جواب رهنمون می شود و در عین حال پاسخ گیرنده را از مراجعه حضوری به پاسخگویی که ممکن است در یک مکان نباشد، بی نیاز می کند.

از سوی دیگر، بازگویی احساسات و دل گویه های یک منتظر در محیط اینترنت، باعث سبک شدن خود او و توجه دیگران به مسأله مهم انتظار است.این بازگویی احساسات می تواند در صورت هدایت درست، به بیان وظایف و تکالیف یک منتظر و در عین حال تصحیح اعمال و رفتارهای او منجر شود.همچنین جمع هایی که از منتظران آشنا شده در دنیای مجازی شکل می گیرد، مانند بیشتر تشکل های برآمده از جامعه مجازی، موفق خواهد بود؛ چرا که در موقعیتی خاص حول یک محور مشخص شکل می گیرند و پس از یک کنش اجتماعی مشخص که می تواند سفری به جمکران یا یک گردهمایی کوچک باشد، جدا می شوند؛ بی آنکه مشکلات افراد گروه برخود تشکل اثری بگذارد.

عمل

اما همچنان که مهدویت می تواند از جامعه مجازی به عنوان ابزاری خوب استفاده کند، به راحتی نیز در معرض تأثیر این رسانه قراردارد.مجازی شدن بیش از حد ارتباطات، همان طور که دیگر معتقدان را تهدید می کند، این گروه را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. شخص در مورد کسی که با او ارتباط دارد، شخصیتی مجازی خلق می کند که در بسیاری از موارد با شخصیت اصلی او فرق دارد.حال وقتی این شخصیت اصلی آشکار می شود، به جای نقد این شخص، نقد عقیدتی صورت می گیرد و دیگر اشخاص تصور می کنند که عقیده او اشتباه است نه شخصیت او!

احساس گرایی و دل گویه نویسی مفرط نیز آفت دیگر حضور مهدویت در اینترنت است.فرد به جای مطالعه عمیق در مسأله مهدویت، به بیان احساسات خود روی می آورد و خود را منتظر واقعی می داند، در حالی که یک منتظر واقعی وظایفی نیز دارد و تنها وبلاگ خوانی و دل نوشته نویسی نمی تواند یک منتظر را در انجام تکالیفش موفق کند.در واقع منتظر وبلاگ نویس از فهم عمیق مسائل مهدویت بدون مطالعات عمیق باز می ماند.

در عین حال وبلاگ نویسان به آفت دیگری هم دچار می شوند که در اینجا از آن با عنوان «کرامت گرایی»یاد می کنیم.فرد به دنبال نقل کراماتی می افتد که بسیاری از آنها یا حقیقت نداشته و یا آن طور که نقل می شود، اتفاق نیفتاده است.این آفت نیز پرداختن به عمق مسأله مهدویت را که خود یک طرح راهبردی است، با مانع روبرو می کند.

از دیگر آفت هایی که گریبانگیر مهدی جویان در فضای مجازی می شود، آفت «بی عملی»است، بی عملی در واقع آفتی است پنهان.منتظر در عین حال که خود را در فعالیت هایی مانند اتاق های چت، وبلاگ نویسی وشبکه های اجتماعی غرق می بیند اما در عین حال کار مفیدی انجام نمی دهد.به قولی مانند برخی مداحان اشکی می گیرد یا اشکی می ریزد اما همه چیز به همان اشک ریختن و اشک گرفتن خلاصه می شود و چیزی بر اطلاعات منتظر افزوده نمی شود و گامی نیز در جهت زمینه سازی ظهور برداشته نمی شود.گویی منتظر، در انتظار این است که مهدی(عج)و خدایش مانند موسی(علیه السلام) بروند و زمینه ها را مهیا کنند و سپس منتظر در سفره آماده ظهور بنشیند، نه تلاشی لازم است و نه تلاش مثبتی.

از دیگر آفت های مهدویت در فضای مجازی، نزدیک دیدن آخر الزمان آن هم به طور اشتباه است.تعیین وقت برای ظهور همیشه نفی شده است و کلام مشهور«کذب الوقاتون»راهنمایی ما در برخورد با تعیین کنندگان وقت ظهور است.اگر چه برای ظهور امام زمان(عج)علائمی متصور است، اما قرار نیست هر علامتی که دیده می شود، علامت قطعی ظهور باشد.متأسفانه بعضی از منتظران در مواجهه با آشفتگی های جهان معاصر، به سرعت احساس نزدیک بودن آخر الزمان و به تبع آن ظهور مولا را می کنند.

احساس گرایی و دل گویه نویسی مفرط نیز آفت دیگر حضور مهدویت در اینترنت است.فرد به جای مطالعه عمیق در مسأله مهدویت، به بیان احساسات خود روی می آورد و خود را منتظر واقعی می داند، در حالی که یک منتظر واقعی وظایفی نیز دارد و تنها وبلاگ خوانی و دل نوشته نویسی نمی تواند یک منتظر را در انجام تکالیفش موفق کند.در واقع منتظر وبلاگ نویس از فهم عمیق مسائل مهدویت بدون مطالعات عمیق باز می ماند

اینها آفت های منتظری بود که به راستی انتظار مهدی(عج) فاطمه را می کشد، اما بسیاری از شهروندان جامعه مجازی در انتظار منجی ای دروغین به سر می برند.برای منجی ای که در واقع منجی نیست فعالیت می کنند و درنهایت دعایشان به ظهور منجی حقیقی نمی انجامد.این عده آگاهانه و ناآگاهانه منجی ای دیگر را می جویند که در واقع منجی حقیقی نیست.

پیروان فرقه های انحرافی مانند بهائیت و هوادارن مدعیان ارتباط با امام زمان(عج) از این جمله اند که فضای مجازی را جای خوبی برای رشد و نمو خود می یابند.این عده فضای قشنگی را تصویر می کنند و ادعاهای زیبایی دارند که در واقع سرابی بیش نیست و این سراب در فضای مجازی که خود بر پایه مجاز قرار دهد، نمود بهتری دارد.

 

نکته:

طبیعت مسأله موعود گرایی که با پذیرش دل های انسان همراه است، باعث شده است تا از هر وسیله ای برای تبلیغ آن استفاده شود.تبلیغ چهره به چهره، تبلیغ مکتوب و در نهایت تبلیغ در دنیای مجازی از ابزارهای مناسبی است که می تواند به کار گرفته شود.یک فرد معتقد به آمدن منجی، سعی می کند از تمام این ابزارها استفاده کند و اعتقاد خود را برای دیگران تشریح کند.تبلیغی مناسب که اگر با توجه به محدودیت های ابزار انجام شود، مۆثر خواهد بود.فضای مجازی اما فضای پیچیده ای است.اما اعتقاد یک منتظر واقعی این است که حضور مولا در همه جا قطعی است و هیچ فعالیتی حتی در حد یک وبلاگ کوچک یا دل نوشته های نیمه شب یک منتظر عاشق، بی پاسخ نمی ماند.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 16 شهریور 1394 
ساعت : 10:27 PM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 20
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
>

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه