مصرف گرایی بنیادگرایانه و جامعه دیوانه
در یک فروشگاه بزرگ «آیکیا» در عربستان سعودی در سال 2004، سه نفر در اثر هجوم خریدارانی که برای به دست آوردن یکی از چند اعتبار 150 دلاری تلاش میکردند، کشته شدند. در نوامبر 2008 هم در «والمارت» نیویورک خریدارانی که میخواستند، یکی از چند «اچدیتیوی پلاسما» 50 اینچی را خریداری کنند، تا حد مرگ لگدکوب شدند.
«جدینیاتایی دامور»، کارگر موقت تعمیر و نگهداری در «جمعه سیاه» کشته شد. در تاریکی پیش از سپیده دم، تقریباً 2000 خریدار بیصبرانه بیرون والمارت انتظار میکشیدند و زیر لب میگفتند «درها را باز کنید.» بگفته همکار دامور، «جیمی اوربای» 200 نفر با عجله از روی او گذشتند، آنها درها را از جا درآوردند. او جلوی چشم من زیر پا افتاد و کشته شد. شاهدان گفتهاند که دامور 34 ساله برای هوا نفس نفس میزد و خریداران به عبور از روی او ادامه میدادند. پس از مرگ دامور، هنگامی که پلیس به خریداران دستور داد که فروشگاه را ترک کنند، بسیاری از آنها امتناع کردند و برخی از آنها غرغر میکردند که «از دیروز صبح در صف بودهام».
نشریات عمدهای که مرگ دامور را پوشش دادند، توجه خود را بر انبوه خریداران شوریده و تا حد کمتری مدیران بیمسئولیت والمارت که در تأمین امنیت قصور کرده بودند، متمرکز ساختند. اما در این نشریات مطلبی در مورد فرهنگ مصرفی و جامعه دیوانهای که در آن بازاریابان، تبلیغگران و رسانهها پرستش کالای ارزان را تبلیغ میکنند، سخنی در میان نبود.
در کنار روزنامهنگاران، همکاران من هم که در بهداشت روانی تخصص دارند، جنون اجتماعی را نادیده گرفتهاند. در این میان، روانکاو سوسیال دموکرات، «اریک فروم» (1900-1980) یک استثنا است. فروم در «جامعه عاقل» (1955) نوشته است: «با این همه بسیاری از روانپزشکان و روانشناسان از پذیرش این نکته که جامعه به مثابه یک کل، ممکن است فاقد عقل باشد، سر باز میزنند. آنها معتقدند که مسئله بهداشت روانی در جامعه فقط مشکل تعدادی از افراد «نامعتدل» است و نه مسئله عدم اعتدال احتمالی خود فرهنگ.»
استفاده نکردن از تجربه هاي بزرگان از مصاديق اسراف است
نشست فرهنگ و اصلاح الگوي مصرف با حضور جمعي از مسؤولان و پژوهشگران و علما و فضلاي حوزه علميه قم برگزار شد و موضوعاتي چون ارتباط الگوي مصرف با نظامهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي و رويکرد اصلي اصلاح الگوي مصرف در تغيير سبک زندگي مردم مطالبي مطرح شد.
دکتر ابراهيم شفيعي سروستاني، مدير پژوهش مرکز پژوهشهاي اسلامي صداوسيما، دکتر امير محمدخاني، مديرکل حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و دکتر محمد سليمي، مدير گروه پژوهشهاي بنيادي مرکز پژوهشهاي اسلامي صداوسيما در اين نشست حضور داشتند و به بيان ديدگاههاي خويش پرداختند.
در اين نشست که به بهانه نامگذاري امسال از سوي مقام معظم رهبري به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف برگزار شده بود، دکتر شفيعي سروستاني با اشاره به اين مطلب که رهبر معظم انقلاب از سالها پيش، يعني در حدود سال 1370 ضرورت پرداختن به اين بحث را مطرح کردند، گفت: اصلاح الگوي مصرف، ارتباط وثيقي با اصلاح نظام هاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي يک جامعه دارد.
وي افزود: اين موضوع با فرهنگ و باورهاي يک جامعه ارتباط بيشتري دارد.
دکتر شفيعي سروستاني تأکيد کرد: ما در اين نشست به دنبال پرداختن به مباحثي چون ارتباط الگوي مصرف با نظام هاي سه گانه فرهنگ، سياست و اقتصاد يک جامعه، به ويژه نظام فرهنگي يک جامعه، ويژگي ها و شاخصه هاي اصلاح الگوي مصرف مطلوب، به خصوص از منظر آموزه هاي اسلامي، رويکردهاي اصلي اصلاح الگوي مصرف و راهکارهاي اصلاح الگوي مصرف در حوزه هاي تبليغ، ترويج و... هستيم. دکتر امير محمدخاني ديگر سخنران اين نشست بحث خود را با پرداختن به واژه فرهنگ آغاز کرد و گفت: اصلاح الگوي مصرف فرد را متوجه منابع به صورت فيزيکي و چگونگي مصرف آن مي کند که مي توان اين منابع را مورد توجه قرار داد.
اقتصاد بدون مصرف چگونه درمان میشود؟
پیش از اینکه از بهبودی اوضاع اقتصادی در ایالات متحده آمریکا بسیار سرمست شویم، باید به یاد داشته باشیم که رکود و فروپاشی اقتصاد پدیده ای جهانی بود. بهبودی هیچ شرایط اقتصادی نمی تواند موفقیت آمیز محسوب شود مگر اینکه شرایط اقتصادی کل جهان بهبود یافته باشد. حال این سوال مطرح است که آیا این موضوع رخ داده است؟
دنیا دیگر نمی تواند برای رشد اقتصادی به هزینه های مصرفکنندگان آمریکایی حساب باز کند؛ آمریکاییهایی که زیر بار سنگین بدهی چند تریلیون دلاری قرار دارند. بدون جایگزینی برای خریدهای شهروندان ایالات متحده، هر نوع احیای بهبودی جهانی شرایط اقتصاد ضعیف خواهد بود. چون ایالات متحده به رشد اقتصادی به وسیله صادرات نیاز دارد و دیگر کشورها باید به نحوی فروش از دست داده خود را به ایالات متحده جبران کنند.
به نظر می رسد کشورهای در حال توسعه جایگزین خوبی برای هزینه های آمریکاییها که پیشتر از آن به عنوان موتور اقتصادی جهان یاد می کردند، هستند.
این کشورها پیشتر تقریبا نیمی از محصولات و تولیدات اقتصادی جهان را به خود اختصاص می دادند به طوریکه صندوق بین المللی پول طی برآوردی اعلام کرد که چین 11.4 درصد،هند 4.8 درصد و برزیل 2.9 درصد، تقریبا یک پنجم آن را تشکیل می دهند.
تمامی این جوامع نیاز گسترده برای خانه سازی، مصرف کالاها و امور بهداشت عمومی دارند. این کشورها باید برای بازارهای داخلی خود بیشتر تولید و کمتر صادرات کنند.
هزینه های داخلی قوی تر نیز باعث افزایش درخواستها برای واردات در این کشورها خواهد شد. در نتیجه ایالت متحده بیشتر صادرات و کمتر کالا وارد خواهد کرد. در نهایت آنچه که اقتصاددانان عدم توازن در اقتصاد جهانی می خوانند، کاهش می یابد، رشد اقتصادی جهان احیا خواهد شد و مشکلات حل و فصل می شود.
|