وضعیت تورم و رابطه آن با فقر در ایران
در كلیترین بیان، تورم عبارت است از افزایش مداوم سطح عمومی قیمتها در یك دوره زمانی مشخص، بنابراین، ویژگی اصلی تورم، تداوم افزایش قیمتهاست. لذا افزایش دفعهای قیمتها و همچنین افزایش قیمت یك یا چند كالای خاص، تورم به شمار نمیرود. برای اندازهگیری میزان تورم از شاخصی بهنام «شاخص نرخ تورم» استفاده میشود كه نوسانهای قیمت كالاها و خدمات را در یك سال خاص نسبت به سال پایه میسنجیده این شاخص در ایران با عنوان «شاخص بهای كالا و خدمات» (cpi) معروف است كه بهطور ماهیانه توسط بانك مركزی محابه و منتشر میشود. البته زمینه محاسبه این شاخص براساس «شاخص لاسپیرز»، پاش، فیشر میباشد.
● مفهوم فقر
مفهوم فقر همیشه با نحوه توزیع درآمد ملی و یا درآمد سرانه همراه میباشد. در مطالعات اقتصادی شناسایی افراد فقیر معمولا در قالب تعیین خط فقر صورت میگیرد، كه به صورتهای ویژه و گاهی متفاوت ارزیابی و تعیین میگردد اصولا دو مقدار خط فقر تحت عنوان خط اول و خط دوم فقر مورد محاسبه قرار میگیرد. در روش اول پس از رتبهبندی خانوارها براساس هزینه خانوار، مقدار شاخص متناظر با میانه توزیع كه ۵۰درصد خانوارهای نمونه پایینتر از آن قرار میگیرند – انتخاب شده است. سپس ربع این مقدار به عنوان خط اول فقر و نصف آن بهعنوان خط دوم فقر تعیین شده و مورد استفاده قرار میگیرد.
این روش در برگیرنده رویكرد «فقر نسبی» است چون شخص فقیر به نسبت میزان درآمد سرانه جامعه خود سنجیده میشود و این مساله ارتباط چندانی با محرومیت مطلق ندارد. در رویكرد «فقر مطلق» بدون در نظر گرفتن میزان درآمد سرانه در یك جامعه، حداقل امكانات معیشتی قابل قبول معیار تعیین فقیر قرار میگیرد و لذا این رویكرد بسیار متغیر بوده و نمیتواند از قاعده مشخصی پیروی كند.
صرفه جویی به معنای درست و مناسب مصرف کردن است. این مسئله برای ایجاد تعادل میان درآمد و هزینه بسیار مهم و اساسی است و در حوزه اقتصاد خانواده نیز می تواند تأثیرگذار و سرنوشت ساز باشد. با این همه صرفه جویی علاوه بر این که در حوزه اقتصاد شخصی معنا و مفهوم می یابد، در حوزه اقتصاد عمومی هم معنا دارد. بر این اساس است که امام خمینی(ره) مصرف زیاد و بیش از نیاز در آب و برق را نه تنها نادرست و حرام می دانند بلکه آن را ضمان آور و شخص مسرف را نسبت به جامعه مدیون می شمارند.
در این گزارش قرار است به مفهوم واقعی صرفه جویی و تأثیر آن بر اقتصاد خانواده و به تبع آن، کشور بپردازیم.
● مفهومی صحیح از صرفه جویی
تا سال ها پیش خیلی از افراد فکر می کردند صرفه جویی یعنی این که از هر چیزی به مقدار کم استفاده کنند و شاید دلیل تبلیغات بعدی تلویزیون پیرامون این قضیه همین طرز تفکر بوده باشد؛ تبلیغاتی که مرتب تأکید می کرد صرفه جویی کم مصرف کردن نیست بلکه درست مصرف کردن است. به عنوان مثال فردی را تصور کنید که برای کم کردن میزان مصرف برق خانه اش لامپ های اضافه را خاموش می کند و از قضا بیشتر لامپ های اتاق مطالعه اش را هم در این صرفه جویی سهیم می کند؛ روزها می گذرد و مطالعه سخت تر می شود. چشمان شخص دیگر کمتر یاری اش می کنند و حالا بعد از اندی تعرفه برق خانه حدود هزار تومان کاهش یافته اما این شخص به زودی باید برای تهیه عینک، ویزیت چشم پزشک را هم تقبل کند. مضاف بر این که چیزی را از دست داده که با هیچ قیمتی قابل برگشت نیست. این مثال ساده نمونه بارز کم مصرف کردن به جای درست مصرف کردن است که متأسفانه هنوز هم بسیاری از افراد جامعه به این مفهوم صحیح دست نیافته اند. از طرفی کم مصرف کردن معنایی اقتصادی ندارد. زیرا هدف از تولید یک شی، مصرف آن است و مصرف هم زمانی اتفاق می افتد که انسان به آن نیاز داشته باشد. بنابراین شاید بتوان تعریفی بهتر از صرفه جویی ارائه کرد. در این صورت می توان گفت صرفه جویی یعنی مصرف کالایی در حد برآوردن نیازهای اساسی شخص به آن کالا.
از واقعیت تا حقیقت خط فقر ایران ( الگوهای غلط مصرف )
فقر مقولهای است که با عمر تاریخ زندگی انسان قرین و در هر برهه از زمان به نحوی با آن برخورد شده است پدیده فقر که از دیرباز با انسان بوده یکی از مسائل اساسی و رایج جوامع و فرهنگهای شناخته شده بشری را تشکیل میدهد.
با صنعتی شدن کشورها، به نظر میآید که این معضل نیز برطرف میشود لیکن چنین نشد و در سالهای اخیر این مساله افکار جوامع بشری و بویژه کشورهای در حال توسعه را بیشتر به خود مشغول کرد.
رسیدن به توسعه و سازندگی در یک کشور یا منطقه مستلزم شناسایی و اندازه گیری میزان فقر در آن کشور یا منطقه و سپس اتخاذ راههایی برای از بین بردن آنست.
فقر به خواسته های مادی مرتبط می شود که به دلیل ابزارهای ناکافی در برآورده شدن حداقل نیازها در زمینه تأمین خوراک، مسکن، بهداشت و تحصیل بوجود می آید و این وضعیت با عدم دسترسی به فرصت های شغلی و اعمال تبعیض های مختلف حالت وخیم تری به خود می گیرد.
فقر را می توان به کمک تعدادی از شاخص های اجتماعی اندازه گیری نمود . شاخص های اجتماعی که به کمک آنها می توان فقر را اندازه گیری نمود عبارتند از حداقل نیازهای اساسی (M.B.N)، مجموعه شاخص های OECDکه از ١٥ شاخص تشکیل شده است عبارتند از :
١) امید به زندگی،
٢) نرخ مرگ و میر (نوزادان، بچه ها و بزرگسالان )،
٣) درصد کودکانی که دچار کم وزنی هستند،
٤) متوسط سالهای دبستان،
٥) GDP سرانه،
٦) درآمد سرانه خانوار
۷) نرخ بیکاری،
٨) دسترسی به آب سا لم .
|