یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...
آسمان رقصید و بارانی شدیم/ موج زد دریا و طوفانی شدیم/ بغض چندین ساله ما باز شد / یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ

غدیر از اساسى‏ترین برنامه‏ هاى پیامبر خدا(ص) براى دوام و عزت و شكوه اسلام و قرآن بود. او در بازگشت از حجة‏الوداع آخرین رسالت ‏خویش را انجام داد. زیرا خدایش فرموده بود:

" یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمك من الناس ان الله لا یهدى القوم الكافرین."(مائده/67)

اى پیامبر، آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پیامش را نرسانده‏ اى؛ خداوند تو را از گزند مردم نگه مى‏دارد. خداوند گروه كافران را هدایت نمى‏كند. (1)

در پى اجراى اوامر پروردگار و معرفى وصى و جانشین خود على ‏بن‏ابى‏طالب(ع) آیه ی اكمال دین: "الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا؛ امروز دین شما را كامل كردم و نعمت ‏خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم‏" نازل (2)و روز غدیر جشن ولایت و وصایت ‏شد.

اهل بیت پیامبر و امامان بر حق شیعه، كه نگاهبان اسلام حقیقى بودند و سعى داشتند آن را از خطرات دور سازند، از هر فرصتى بهره بردند تا غدیر را زنده بدارند و آن خاطره ی گرامى و به یاد ماندنى را مطرح كنند؛ زیرا در تابش آفتاب غدیراهداف والاى پیامبر جامه عمل ‏پوشید و براى فتنه‏انگیزى كج‏ اندیشان فرصت ‏باقى نماند.

نگاهى گذرا به سیره ی فاطمه و امیرمؤمنان علیهماالسلام و دیگر امامان راستین شیعه، ما را با اهمیت واقعه غدیر و نقش عظیم و سرنوشت‏ساز آن هدایت و نیكبختى بشر آشنا مى‏سازد.

راویان، نویسندگان و مفسران اهل سنت و شیعه به واقعه ی غدیر و آیات نازل شده درآن، توجه بسیار داشته‏اند. برخى از علماى شیعه، مانند علامه ی طبرسى روایات(3) نزول آیه ی تبلیغ(4)در سرزمین غدیر را مشهور دانسته‏اند. از اهل سنت ابوالقاسم عبیدالله بن‏عبدالله حسكانى، از دانشمندان اهل سنت، نیز همین را مطرح مى‏كند. او احادیث غدیر را در دوازده جزوه، دسته ‏بندى كرده، آن را "دعاء الهداة الى اداء حق الموالاة‏" نامیده است. (5)

ابوالعباس احمد بن‏محمد بن‏سعید مشهور به ابن‏عقده - مورد اعتماد مذاهب چهارگانه ی اهل سنت - دراین باره كتابى به نام "حدیث الولایة‏"(6)تدوین كرده است.

علامه ی امینى نیز كتاب گرانسنگ "الغدیر" را، در یازده مجلد، به رشته ی نگارش درآورد. آنچه در مجموعه این آثار جلب توجه مى‏كند موضعگیرى آشكار ائمه اهل بیت علیهم السلام درباره ی این واقعه ی مهم است، موضعگیری هایى كه ازاهمیت غدیر و نقش آن در سعادت بشر پرده برمى‏دارد. دراین مقاله به بررسى بخشى از این موضعگیری ها مى‏پردازیم:


فاطمه ی زهرا سلام الله علیها برمزارحمزه ی سید الشهداء (احد)
روزى در احد بر مزار عموى پدرش "حمزه سیدالشهداء" ایستاده بود و عزادارى مى‏كرد. محمود بن ‏لبید فرصت را غنیمت ‏شمرده، پس ازعزادارى پرسید: اى دختر پیامبر خدا(ص)، آیا براى امامت و زعامت على بن‏ابى‏طالب(ع) از سخنان پیامبرخدا(ص) دلیلى به یاد دارى؟

فاطمه فرمود:

و اعجبا انسیتم یوم غدیر خم؟... اشهد الله تعالى لقد سمعته یقول: على خیر من اخلفه فیكم و هو الامام و الخلیفة بعدى و سبطاى و تسعة من صلب الحسین، ائمة ابرار، لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادین مهدیین و لئن خالفتموهم لیكون الاختلاف فیكم الى یوم القیامة. (7)

شفگتا! آیا حادثه ی عظیم غدیر خم را فراموش كرده‏اید؟... خدا را گواه مى‏گیرم كه خود شنیدم آن بزرگوار مى‏فرمود: على بهترین كسى است كه او را در میان شما جانشین خود قرار مى‏دهم، على [علیه السلام] امام و خلیفه ی بعد از من است.

دو فرزندم حسن و حسین[علیهما السلام] و نه نفر از فرزندان حسین[ع] پیشوایان و امامانى پاك و نیك‏اند. اگر ازآنان اطاعت كنید، شما را هدایت ‏خواهند كرد و اگر با آنها مخالفت ورزید، تا روز قیامت تفرقه و اختلاف در میانتان حاكم خواهد بود.


على(ع) و استدلال به غدیر
الف) سلیم بن‏قیس هلالى مى‏گوید: در زمان خلافت عثمان، در مسجد النبى(ص) نشسته بودم؛ جمعى از مردم نیز در مسجد درحال گفتگو بودند. على بن‏ابى‏طالب(ع) به پاخاست، سوابق خویش در خدمت‏ به اسلام را برشمرد و همگى بر درستى گفتارش گواهى دادند حضرت درباره ی روزغدیرخم فرمود:

مردم درباره ی ولایت و وصایت از پیامبر خدا(ص) پرسیدند، درآن هنگام خداوند به پیامبرش فرمان داد تا خلیفه و جانشین بعد از خود را معرفى كند و توضیح دهد، همان‏طور كه درباره ی نماز، روزه، زكات و حج جزئیات را بیان كرده است. آنگاه امام(ع) ادامه داد: "فنصبنی للناس علما بغدیر خم... فقال(ص): ایها الناس اتعلمون ان الله - عز و جل - مولاى و انا مولى المؤمنین و انا اولى بهم من انفسهم قالوا بلى یا رسول الله. قال(ص): قم یا على، فقمت. فقال: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه‏". (8)

درغدیرخم پیامبرخدا(ص) مرا چنین معرفى كرد: اى مردم، آیا مى‏دانید كه خداوند ولى و سرپرست من است و من ولى و سرپرست‏ شما مؤمنان هستم؛ و من نسبت ‏به جانهاى شما از خودتان سزاوارترم؟ همگى پاسخ دادند: چنین است اى پیامبر خدا. سپس فرمود: على به پاخیز. من برخاستم، آنگاه فرمود:

هر كس من ولى و سرپرست او هستم على بن‏ابى‏طالب(ع) براو ولایت دارد؛ بار خدایا دوست ‏بدار هركه على را دوست دارد، و دشمن بدار هر كه على را دشمن مى‏دارد...

ب) حدیث غدیر در معركه صفین

على(ع) در یكى از روزها در جمع سپاه خود، كه گروهى از مهاجرین و انصار(9)نیز درآن به چشم مى‏خوردند از زبان پیامبر خدا(ص) فضایل خویش را برشمرد. آیات شریف "انما ولیكم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة... (10)" و "لم یتخذوا من دون الله ولا رسوله ولا المؤمنین ولیجه (11)" را تلاوت كرد و فرمود: مردم پرسیدند یا رسول الله، آیا ولایت اختصاص به بعضى از مؤمنان دارد یا براى عموم است؟ درآن هنگام خداوند فرمان داد تا پیامبرش ولایت را همانند نماز، روزه، زكات و حج توضیح دهد و تبیین كند. درآن وقت پیامبر خدا(ص) درغدیرخم مرا ولى امر مردم قرار داد و چنین خطبه خواند: ان الله ارسلنى برسالة... من كنت مولاه فعلى مولاه... (12)

ج) خطبه ی غدیریه امیرمؤمنان(ع) در زمان حكومت

در دوره ی حاكمیت على بن‏ابى‏طالب(ع) اتفاقاً روز عید غدیر با جمعه مصادف شد. مسلمانان حضور چشم‏گیرى پیدا كردند و آن حضرت براى اقامه ی نماز جمعه و خواندن خطبه‏هاى آن در برابر مردم قرار گرفت. حسین بن‏على(ع) مى‏گوید: پنج ‏ساعت از روز گذشته بود[قبل از اذان ظهر]، كه پدرم خطبه‏ها را آغاز كرد. او نخست ‏به حمد و ثناى حضرت حق پرداخت، صفات ربوبى‏اش را برشمرد، حاكمیت مطلق را از آن وى دانست، نعمت‏هایش را مورد توجه قرار داد و بعد خطاب به مردم فرمود: خداوند تعالى امروز دوعید بسیار بزرگ [جمعه وغدیر] را براى شما در یك زمان قرار داده است؛ دوعیدى كه هر یك فلسفه وجودى دیگرى را تكامل مى‏بخشد و به وسیله ی هر یك هدایت در دیگرى اثر مى‏بخشد... سپس فرمود: توحید و ایمان به یگانگى خداوند پذیرفته نمى‏شود مگر با اعتراف به نبوت پیامبرش محمد(ص) و دین و شریعت محمد(ص) پذیرفته نمى‏شود مگر با قبول ولایت امر كسى كه خدا فرمان ولایتش را داده است؛ و همه ی این امور سامان نمى‏پذیرد مگر بعد از توسل و تمسك به اهل ولایت.


غدیر از نگاه مولى الموحدین(ع)
على(ع) سپس فرمود: خداوند در روز غدیر (13)آنچه در باره ی منتخبین خود اراده كرد بر پیامبرش فرو فرستاد، به او فرمان داد تا ولایت و وصایت را ابلاغ كند و مجال را از كافران و منافقان بگیرد نگران گزند دشمنان نباشد. روزغدیر قدر و منزلت ‏بسیار دارد، در آن روز گشایشهاى الهى فرا رسیده و حجتش بر همه تمام شده است. امروز روز روشنگرى و اظهارعقیده از جایگاه بلند و روشن است، امروز روز تكامل دین و روز وفاى به عهد است. غدیر روز شاهد (14)[رسول الله(ص)] و مشهود [على بن‏ابى‏طالب(ع)] است، روز در هم ریختن پیمانهاى زیر پرده ی كفر و نفاق است، روز آشكار شدن حقایق اصیل اسلام است، روز ذلت و خوارى شیطان است، روز استدلال و برهان است، روز جدا شدن صفوف كسانى است كه آن را تكذیب مى‏كردند امروز بزرگترین روزى است كه عده‏اى از شما از آن اعراض كردید، روز هدایت و امتحان بندگان خداست، روز آشكار شدن كینه‏هاى نهفته در دلها و سینه‏هاست، روز عرضه نصوص [سخنان بدون ابهام پیامبر(ص)] بر افراد مؤمن و دلباخته [اهل الخصوص] است، غدیر روز شیث پیامبر(ع) است، روز ادریس و یوشع و شمعون و ...


منشور علوى(ع) در عید غدیر
امیر مؤمنان(ع) در قسمت آخر خطبه، فرمود: رحمت ‏خدا بر شما اى مسلمانان، بعد از برگشت از این اجتماع بزرگ امروز [غدیر] را عید بگیرید: [و با انجام امور ذیل آن را بزرگ بشمارید].

الف) نعمت را بر افراد خانواده و خویشاوندانتان گسترش دهید و نیكى و بخشش پیشه كنید. (15)

ب) به برادران دینى خویش به قدر توان، نیكى و بخشش كنید. (17و16)ج) خداى را در برابر نعمتهایى كه به شما ارزانى داشته، شكرگزار باشید.

د) كنار یكدیگر جمع شوید تا خداوند اجتماع شما را فراگیر و گیراتر سازد.

ه) به یكدیگر نیكى كنید تا خداوند به شما الفت و مهربانى بیشتر عنایت كند.

و) نعمت‏هاى الهى را به یكدیگر تبریك و تهنیت گویید همان طور كه خداوند [در این روز] با اعطاى اجر و ثوابى بیش از دیگر اعیاد به شما تهنیت مى‏گوید. بعد فرمود: كمك‏هاى مالى به دیگران درامروز (غدیر) به اموالتان بركت مى‏بخشد و برعمرتان مى‏افزاید: مهربانى به دیگران سبب رحمت و عنایات حق خواهد شد.

ز) با خوش‏رویى و شادمانى یكدیگر را درآغوش بگیرید.

ح) خداوند را برتوفیقات خویش سپاس گویید.

ط) از فقرا و ضعیفانى كه چشم به كمك شما دارند دیدن كنید، به زیارتشان بروید و با آنان در خوراكشان همراه شوید.

بعد حضرت فرمود: یك درهم كمك به فقرا در روز عید غدیر با دویست‏ هزار درهم برابر است، بلكه بیشتر خواهد بود.

ى) وقتى یكدیگر را ملاقات كردید مصافحه كنید، به هم تبریك بگویید و سلام كنید، كه پیامبر خدا(ص) به من چنین فرمان داد. (18)


غدیر خم در خطبه ی امام مجتبى(ع)
حسن بن ‏على(ع) در برابر طاغوت شام و مردم كوفه خطبه‏اى خوانده، مردم را به بالاترین نعمت از دست رفته، كه حاكمیت اهل بیت(ع) بود، توجه داد. شایستگى و لیاقت ‏خویش و مشروعیت‏ خلافتش را متذكر شد و داستان روز بیاد ماندنى غدیر را چنین بازگو كرد: "وقد سمعت هذه الامة جدی - صلى الله علیه و آله - یقول: ما ولت امة امرها رجلا و فیهم من هو اعلم منه الا لم یزل یذهب امرهم سفالا حتى یرجعوا الى ما تركوه و سمعوه - صلى الله علیه و آله - یقول لابى: انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى. و قد راوه و سمعوه(ص) حین اخذ بید ابی بغدیر و قال لهم: من كنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاده ثم امرهم ان یبلغ الشاهد منهم الغائب ثم قال... (19)"

مردم سخن جدم پیامبر(ص) را به یاد دارند كه مى‏فرمود: هر گاه مردم كسى را به رهبرى خویش برگزینند در حالى كه لایقتر و آگاهتر از آن فرد وجود داشته باشد، براى خویش، تیره‏ بختى خریده‏اند مگر این كه دوباره بدانچه رها كردند و به فراموشى سپردند بازگردند و آنچه را كه از پیامبرشان درباره پدرم شنیده‏اند دنبال كنند، رسول خدا مى‏فرمود: اى على تو بعد از من مانند هارون پس از موسى هستى، او جانشین برادرش موسى بوده تو نیز جانشین و خلیفه منى؛ تنها تفاوت [میان آنها و ما] این است كه بعد از من پیامبرى و نبوت نخواهد بود. امام مجتبى(ع) سپس فرمود: این مردم پیامبر خود را دیدند و سخنانش را در"غدیر خم‏" شنیدند. درآن روز جدم رسول خدا(ص) دست پدرم(ع) را گرفت و در برابر آنان گفت: هر كس من مولا و سرپرست او هستم على مولاى او خواهد بود؛ خدایا، دوست ‏بدار هر كس او را دوست دارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن دارد... سپس جدم پیامبر(ص) دستور اكید داد كه، حاضران مطالب غدیر را به غایبان برسانند.


امام حسین(ع) و حدیث غدیر در منا
یك سال قبل از مرگ معاویه، امام حسین علیه السلام به زیارت بیت الله الحرام درمراسم پر شكوه، حج مشرف شد عبدالله بن‏عباس و عبدالله بن ‏جعفراو را همراهى نمودند. آن سال عده زیادى از زنان و مردان بنى‏هاشم حضور داشتند. امام حسین(ع) درایام تشریق آنان را در سرزمین منا جمع نمود درآن اجتماع عظیم بیش از هفتصد نفراز مردان تابعین و دویست نفر از صحابه ی پیامبر خدا(ص) گرداگرد وجودش زیر خیمه حلقه زدند و منتظر سخنان امام خویش بودند، حضرت بپا خاست و پس از حمد و ثناى الهى فرمود:

شما شاهد و ناظر تجاوزات معاویه جنایتكار نسبت ‏به ما و شیعیان هستید و ازآنها اطلاع دارید، سخنان مرا گوش كنید و بنویسید [تا براى آیندگان بماند] و به دیگر شهرها و قبائل و افراد مؤمن و مورد اعتماد خود برسانید و آنان را دعوت به اداء حق ما (اهل بیت) كنید ترس آن دارم كه وقتش بگذرد و حقوق ما مغلوب ستمگر گردد، گر چه خداوند بالاترین پشتیبان است. سپس فرمود: شما را به خدا سوگند: بیاد نمى‏آورید كه پیامبر خدا(ص) روزغدیرخم پدرم على(ع) را وصى و امام بعد از خود قرار داد و حدیث ولایت را بر شما خواند و فرمود همگى باید این پیام را به دیگران برسانید پاسخ دادند: چرا ما بیاد داریم. (20)


امام محمد باقرعلیه السلام وغدیر
فضیل بن ‏یسار، بكیر بن‏اعین، محمد بن ‏مسلم، برید بن ‏معاویة و ابوالجارود همگى در محضر امام باقر(ع) بودند حضرت در باره ی ولایت على بن‏ابى‏طالب(ع) و روز غدیر فرمودند:

خداوند پیامبرش را مأمور به ولایت على [علیه السلام] كرد و این آیه ی شریفه را نازل كرد: "انما ولیكم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزكاة‏"(21)با نزول آیه ی فوق ولایت اولى الامر واجب گردید ولكن عده‏اى نفهمیدند اولى الامر چه كسانى هستند؟ خداوند به محمد - صلى الله علیه و آله - دستور داد تا آن را توضیح دهد و همانند نماز و زكات و روزه و حج مصادیق خارجى آن را روشن سازد. در آن هنگام اضطراب او را فرا گرفت و ترسید عده‏اى به واسطه ی آن از آیین اسلام برگردند و او را تكذیب كنند او به خدا پناه برد درآن هنگام آیه ی تبلیغ (یا ایها الرسول بلغ... (22)) نازل گشت پیامبر خدا(ص) امر حق را اجرا نمود و در غدیر خم ایستاد و فرمان اجتماع مردم و زوار بیت الله الحرام را داد و درآنجا على بن‏ابى‏طالب(ع) را ولى بعد از خود معرفى كرد و دستور داد آنانى كه درآنجا (غدیر خم) بودند پیام خداوند (ولایت على(ع)) را به دیگر افراد برسانند.


امام صادق(ع) در مسجد غدیر
حسان جمال مى‏گوید: همراه امام صادق(ع) از مدینه به مكه مسافرت كردم. در نزدیكى میقات جحفه، چون به "مسجد غدیر" رسیدیم امام - علیه السلام - به جانب چپ مسجد نگریست و فرمود: این مكانى است كه پیامبر خدا(ص)، در روزغدیر، على را جانشین خود معرفى كرد و فرمود: من كنت مولاه فعلى، مولاه. آنگاه امام(ع) به جانب دیگر نگاه كرد، جایگاه خیمه‏هاى دیگران را نشان داد و فرمود: سالم غلام ابوخذیفه و ابوعبیده جراح نیزدرآنجا بود؛ گروهى از مردم چون على(ع) را بر روى دست پیامبر دیدند با حسادت به وى نگریستند و به یكدیگر مى‏گفتند: به دو چشم او [پیامبر] نگاه كنید، چگونه همانند دیوانه به اطراف خویش مى‏نگرد و قرار ندارد. دراین هنگام جبرئیل نازل شد (23)و این آیات را بر پیامبر خدا(ص) قرائت كرد:

"و ان یكادالذین كفروا لیزلقونك بابصارهم لما سمعوا الذكر و یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذكر للعالمین‏". (24)

آنان كه كافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود كه تو را چشم بزنند؛ آنها مى‏گفتند: او واقعاً دیوانه است، در حالى كه قرآن جز بیدارى و آگاهى براى جهانیان نیست. (25)


امام كاظم(ع) و مسجد غدیر
عبدالرحمان بن‏حجاج گفت: خدمت موسى‏ بن ‏جعفر(ع) رسیدم. در حالى كه قصد سفر داشتم، از آن حضرت در باره ی مسجد غدیر خم پرسیدم.

امام - علیه السلام - فرمود: درآن مسجد نماز بخوانید كه فضیلت و ثواب بسیار دارد، پدرم [به هر كه عازم آن دیار بود] فرمان مى‏داد تا در مسجد غدیر نماز بگزارد. (26)


امام رضاعلیه السلام و غدیر
الف) عرشیان و روزغدیر

احمد بن‏محمد بن‏ابى ‏نصر بزنطى مى‏گوید: در منزل امام هشتم على بن‏موسى‏الرضا(ع) نشسته بودم، جمع بسیارى نیز در منزل حضرت گرد آمده بودند كه گفتگو درباره ی روزغدیر آغاز شد؛ بعضى از افراد وجود روزغدیر را در صدر اسلام منكر شدند و بعضى آن را از شعائر اسلامى مى‏دانستند. در این هنگام، على بن ‏موسى‏الرضا(ع) فرمود: پدرم از جدم "جعفر بن‏محمد" چنین نقل مى‏كرد:

آسمانیان روزغدیر را بهتر از زمینیان مى‏شناسند، خداوند در بهشت‏ برین ساختمان بزرگى را به خود اختصاص داده است؛ این ساختمان از آجرهاى نقره و طلا ساخته شده، درآن صد هزار گنبد از یاقوت سرخ و صد هزار گنبد از یاقوت سبز وجود دارد، خاك و گل‏هاى به كار گرفته شده دراین قصر از مشك و عنبر است، در آن چهار جوى (یا رودخانه) به چشم مى‏خورد كه در هر یك از آنها خمر و آب زلال و شیر و عسل جریان دارد؛ دراطراف این جویبارها درختان انبوهى از میوه‏هاى مختلف روییده، بر روى آنها پرندگانى پرواز مى‏كنند كه بدنشان از لؤلؤ و پرهایشان از یاقوت است؛ آنها با پرواز خویش ‏صداهاى دلنوازى ایجاد مى‏كنند.

روزغدیر، دراین قصر بزرگ باز مى‏شود؛ فرشتگان و اهل آسمانها تسبیح‏ گویان به قصر داخل مى‏شوند؛ آن پرندگان به پرواز درآمده در جویبارها خود را مرطوب مى‏سازند و سپس به آن مشك و عنبر آغشته كرده، و عطرش را در فضاى ملكوتى قصر منتشر مى‏سازند؛ فرشتگان الهى به نام فاطمه زهرا(س) به یكدیگر هدیه مى‏دهند؛ چون پایان روزغدیر فرا مى‏رسد، به فرشتگان گفته مى‏شود به جایگاههاى خویش برگردید شما تا سال آینده، مثل چنین روزى، از اشتباه و لغزش در امان هستید و بدانید همه این موهبت‏ها به خاطر عظمت پیامبر ما محمد و وصى او على بن‏ابى‏طالب - علیهما السلام - است.

ب) بركات عید غدیر

سپس على بن ‏موسى‏الرضا(ع) رو به احمد بن ‏محمد ابى‏نصر كرد و فرمود:

اى فرزند ابونصر، هر جا كه بودى روز غدیر سمت مرقد امیرمؤمنان - علیه السلام – بشتاب که:

1 - خداوند گناهان شصت ‏ساله هر مؤمن زیارت ‏كننده او را مى‏آمرزد.

2 - خدواند، به بركت روزغدیر دو برابر گروهى كه در ماه رمضان، شب قدر و شب عید فطر آزاد مى‏كند، از آتش جهنم مى‏رهاند.

3 - پروردگار یك درهم انفاق به مستحق را هزار برابر پاداش خواهد داد.

سپس فرمود: روزغدیر به برادران دینى خود برترى و فضیلت ده و مردان و زنان با ایمان را خوشحال و مسرور نما. (27)
پى‏نوشت ها:
1- برابر نقل اسباب النزول واحدى نیشابورى، ص 135 و تفسیر كبیر فخر رازى، ج 12،ص ص‏49 – 50؛ شأن نزول آیه، غدیر خم و معرفى على بن‏ابى‏طالب(ع) بوده است.

2- درالمنثور، سیوطى، ج 2، ص‏256/ تاریخ بغداد، خطیب نیشابورى، ج‏6، ص 290.

3- مجمع‏البیان، علامه ی طبرسى، ج‏3، 4، ص‏223.

4- مائده/67.

5- شواهد التنزیل، حاكم حسكانى، ج 1، ص 252.

6- الطرائف، سید بن ‏طاووس، ج 1، ص 140.

7- بحارالانوار، ج‏36، ص‏354 – 353/ اسمى المناقب، علامه شمس‏الدین ابن‏جزرى، ص 32/ نهج الحیاه، ص 38.

8- احتجاج طبرسى، ج 1،صص‏214 - 213.

9- ابوهیثم بن‏تیهان، خالد بن‏زید، ابوایوب انصارى، عمار بن ‏یاسر و ... مجموعاً هفتاد نفر از مهاجرین و انصار بدرى حضور داشتند.

10- مائده/ 55.

11- توبه،16.

12- بحارالانوار، ج‏33، صص‏147 -146.

13- از روزغدیرخم در روایت تعبیر به "یوم الدوح‏" شده است كه این واژه هم در روایات و هم در اشعار به كار گرفته شده است. (بحارالانوار، ج 94، ص 115).

14 و 15 - تفسیر شاهد و مشهود را مى‏توان در موارد ذیل یافت: اصول كافى، ج 1، ص 425، ح‏69/ بحارالانوار، ج 35، ص‏386، ح 1/ ج‏36، ص 114، ح 61.

16 و 17 - در ترجمه عبارات تلفیق شده است.

18- بحارالانوار، ج 95، ص 118 - 112، ح 8، مقدارى از خطبه ی امیرالمؤمنین(ع) توسط امام حسین(ع) نقل شده و ما آن را ترجمه و تلخیص نمودیم.

19- ینابیع المودة، قندوزى حنفى، ج‏3، ص‏153/ بحارالانوار، ج 10، ح 5، صص 144 - 138.

20- موسوعة كلمات الامام الحسین(ع)، ص 270/ الغدیر، ج 1، ص 198، ح‏9، چاپ چهارم.

21- مائده، 55.

22- مائده،67.

23- فاصله ی مسجد غدیر با میقات جحفه سه میل (تقریبا 5760 متر) مى‏باشد. (معجم معالم الحجاز، ج 2، ص 124).

24- قلم، 52 - 51.

25- فروع كافى، ج 4، ص‏566/ نورالثقلین، ج 5، ص‏399. روایات دیگرى نیز در شأن این آیه وارد شده است كه همین مضمون را نشان مى‏دهد.

26- وسائل الشیعه، ج‏3، ص‏549، ح 2، ب 61/ فروع كافى، ج 4، ص‏566، ح 1/ تهذیب الاحكام، ج‏6، ص 18، ح 21، ب‏16/ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص‏559، ح‏3143.

27- تهذیب الاحكام، ج‏6، ص 24، ح‏9، باب‏19/ بحارالانوار، ج 94، صص‏18 - 9.
 




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 8:42 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

عن عمار بن حزیر قال دخلت علی ابی عبد الله فی یوم الثامن عشر من ذی الحجه فوجدته صائماً فقال لی :
هذا یوم عظیم عظم الله حرمته علی المؤمنین و اکمل لهم فیه الدین و تمم علیهم النعمه و جدد لهم ما اخذ علیهم من العهد و المیثاق .
مصباح المجتهد : 735 .
عمار بن حزیر گوید :
روز هجدهم ماه ذیحجه خدمت امام صادق (ع) رسیدم وآن حضرت را روزه یافتم . امام به من فرمود : امروز ، روز بزرگی است ، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دین مؤمنان را کامل ساخت ونعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پیمان قبلی را تجدید کرد .




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:01 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 1

قیل لابی عبدالله (ع) :
للمؤمنین من الاعیاد غیر العیدین و الجمعه ؟
قال : نعم لهم ما هو اعظم من هذا ، یوم اقیم امیر المؤمنین (ع) فعقد له رسول الله الولایه فی اعناق الرجال والنساء بغدیر خم .    
                                                       وسائل الشیعه ، 7 : 325 ، ج5
                                                           

به امام صادق (ع) گفته شد :
آیا مؤمنان غیر ازعید فطر و قربان و جمعه عید دیگری دارند ؟ فرمود :  آری ، آنان عید بزرگتر از اینها هم دارند و آن روزی است که امیرالمؤمنین (ع) در غدیر خم با لابرده شد و رسول خدا مسأله ولایت را برگردن زنان و مردان قرار داد .




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:01 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

عن الصادق (ع) قال :
هو عید الله اکبر ، وما بعث الله و تعید فی هذا الیوم و عرف حرمته و اسمه فی السماء یوم العهد المعهود و فی الأرض یوم المیثاق المأخوذ و الجمع المشهود .
 وسائل الشیعه ، 5 : 224 ، ح 1
امام صادق (ع) فرمود : روز غدیر خم عید بزرگ خداست ، خدا پیامبری مبعوث نکرده ، مگر اینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان ، روز عهد و پیمان و در زمین روز پیمان محکم و حضور همگانی است .




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:00 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

برترین عید امت

قال رسول الله (ص) : یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی و هو الیوم الذی امرنی الله تعالی ذکره فیه بنصب اخی علی بن ابی طالب علماً لامتی ، یهتدون به من بعدی و هو الیوم الذی اکمل الله فیه الدین واتم علی امتی فیه النعمه و رضی لهم الاسلام دینا .
                                                          امالی صدوق : 125 ، ح 8 .
رسول خدا (ص)  فرمود :
روز غدیر خم برترین عیدهای امت من است و آن روزی است که خداوند بزرگ دستور داد : آن روز برادرم علی بن ابی طالب را به عنوان پرچمدار   ( و فرماندۀ ) امتم منصوب کنم تا بعد از من مردم توسط او هدایت شوند ، وآن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید .




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 10:52 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

فقه غدير

غدير دريايى از معارف است. فقه، فرهنگ، كلام، اخلاق و تفسير، همه را دارد؛ ولى دريغ كه گوهرهايش تا كنون استخراج نشده است، هر چند دستان سخاوتمند امواج غدير گاه دانه‏هاى گرانبهايى را به ساحل‏نشينانش ارزانى داشته است.

در اين نوشتار بر آنيم نگاهى به فقه غدير افكنيم، پيش از ورود به بحث توجه به چند نكته ضرورى مى‏نمايد:

.1 مراد از فقه غدير اعمال مستحب اين روز است. روايات سى و شش عمل را در اين روز مستحب شمرده‏اند كه ما آنها را به ترتيب حروف الفبا ارائه مى‏كنيم.

.2 اين تعداد حكم براى يك روز نشان از اهميت، حساسيت و عظمت آن دارد. در اسلام براى هيچ روزى، هر چند بسيار مهم و مقدس، اين تعداد حكم ارائه نشده است. در برخى از روزهاى مهم مانند فطر و قربان، عرفه و مباهله اعمال متعددى مستحب شمرده شده، ولى اگر همه آنها را به يكديگر ضميمه كنيم، با مستحبات غدير برابرى نمى‏كنند.

.3 دومين ويژگى فقه غدير جامعيت است. در هر زمينه‏اى عملى وارد شده، اعمالى جامع و بى كم و كاست؛ از عمل عبادى تا برنامه سياسى همايش و طرح اقتصادى ايجاد مساوات همه در فقه غدير گرد آمده است. گستردگى و غناى اين اعمال چنان است كه مى‏توان گفت در آينه فقه كامل غدير كمال دين تجلى يافته است.

.4 سومين ويژگى فقه غدير اين است كه براى اعمال آن فضيلتهاى منحصر بفرد قرار داده‏اند؛ كه در جاى ديگر به چشم نمى‏خورد و اين حتى از فضيلتهاى ماه رمضان نيز بيشتر است. مرحوم ميرزا جواد آقا تبريزى مى‏گويد: «فضيلتى كه براى روز غدير وارد شده نسبت به فضيلتهاى ماه رمضان زيادتر است.» (1)

در خلال اعمال غدير به برخى از اين فضيلتها اشاره خواهد شد.

.5 چرا اين حجم از اعمال را، با آن همه فضيلت، براى روز غدير قرار داده‏اند؟ امام صادق (ع) در پاسخ بدين پرسش مى‏فرمايد: «اعظاما ليومك؛ (2) تا با اين اعمال روز غدير را بزرگ بدارى».

اين سخن امام ششم(ع) دو حقيقت را آشكار مى‏سازد: يكى اينكه بايد روز غدير را بزرگ داشت و ديگر اينكه بزرگداشت غدير با انجام دادن اعمال ويژه اين روز تحقق مى‏يابد.
الفـ افطارى دادن

در ميان اعمل روز غدير افطارى دادن به مؤمن جايگاهى والا دارد. بر اساس روايات در اين عمل فضيلتى بزرگ نهفته است. امام على(ع) مى‏فرمايد: من افطر مؤمنا فى ليلة فكأنما افطر فئاما... (3)

كسى كه مؤمن روزه‏دارى رادر غدير افطار دهد، مانند اين است كه ده فئام را افطار داده است. فردى پرسيد: اى اميرمؤمنان(ع) «فئام» چيست؟ حضرت فرمود: صد هزار پيامبر(ص) و صديق و شهيد. آنگاه ادامه داد: پس چگونه خواهد بود فضيلت كسى كه جمعى از مؤمنين و مؤمنات را تكفل كند.

شبيه به اين روايت، حديثى از امام صادق(ع) نيز نقل شده است. (4)

بر اساس برخى از روايات امام رضا(ع) در روز غدير گروهى را براى افطار نزد خود نگاه داشت . (5)
بـ برادر شدن

روز ولايت روز برادرى است و روز برادرى روز ولايت است؛ اين دو با يكديگر پيوندى ناگسستنى دارند و حلقه وصلشان ايمان است؛ زيرا از سويى ايمان با ولايت پا مى‏گيرد و از سوى ديگر اهل ايمان برادر يكديگرند. (انما المؤمنون اخوة) (6)

به همين دليل عقد برادرى يكى از آداب روز غدير شمرده شده است. اين عقد به صورت زير است : يكى از دو نفر دست راست خود را بر دست راست ديگرى مى‏گذارد و مى‏گويد:

و اخيتك فى الله و صافيتك فى الله و صافحتك فى الله و عادهت الله و ملائكته و رسله و انبيائه و الائمة المعصومين(ع) على أنى إن كنت من اهل الجنة و الشفاعة و أذن لى بأن أدخل الجنة لا ادخلها الا و أنت معى.

با تو در راه خدا برادر مى‏شوم؛ با تو در راه خدا راه صفا و صميميت در پيش مى‏گيرم؛ با تو در راه خدا دست مى‏دهم و با خدا، ملايكه، كتابها، فرستادگان و پيامبرانش و ائمه معصومين(ع) عهد مى‏بندم كه اگر از اهل بهشت و شفاعت شده، اجازه ورود به بهشت يافتم، داخل آن نشوم مگر آنكه تو با من همراه شوى.

آنگاه ديگرى مى‏گويد: قبلت؛ يعنى، قبول كردم. سپس مى‏گويد: اسقطت عنك جميع حقوق الاخوة ما خلا الشفاعة و الدعاء و الزيارة؛ جز شفاعت و دعا و زيارت، همه حقوق برادرى را ساقط كردم. (7)
بيرازى جستن

امام صادق(ع) فرمود: تبرى إلى الله عز و جل ممن ظلمهم حقهم؛ (8) در روز غدير از كسانى كه به اهل بيت(ع) ستم كردند بيزارى مى‏جويى.
پـ پوشيدن لباس پاكيزه و نو

امام صادق(ع) فرمود: يحب ... أن يلبس المؤمن انظف ثيابه و افخرها؛ (9) در روز غدير لازم است مؤمن پاكيزه‏ترين و فاخرترين لباس خود را بپوشد. مرحوم ميرزا جواد آقا تبريزى اين عمل را از مستحبات مؤكد غدير مى‏شمرد. (10)
تـ تبريك و تهنيت

تبريك و تهنيت از برجسته‏تريم آداب هر عيدى است. در اسلام نيز سنت تبريك و تهنيت در عيد غدير جايگاهى ويژه يافته است. پيامبر(ص) بر تبريك گفتن در اين تأكيد مى‏ورزيد و به مردم مى‏فرمود: هنئونى هنئونى؛ (11) به من تهنيت بگوييد، به من تهنيت بگوييد.

امام صادق(ع) شيوه تهنيت گفتن در روز غدير را چنين آموزش داده است:

وقتى يكديگر را ملاقات كرديد، بگوييد: الحمدلله الذى اكرمنا بهذا اليوم و جعلنا من الموفين بعهده الينا و ميثاقه الذى واثقنا به من ولاية ولاة امره و القوام بقسطه و لم يجعلنا من الجاحدين و المكذبين بيوم الدين. (12)

سپاس خداى را كه ما را به اين روز گواهى داشت و ما را از مؤمنان و كسانى قرار داد كه به پيمان و ميثاقى كه در باره واليان امرش و بر پا دارندگان قسط و عدالتش از ما گرفته است وفا كرديم و ما را از انكاركنندگان و تكذيب‏كنندگان رستاخيز قرار نداد.

امام رضا(ع) فرمود كه، هنگام برخورد با يكديگر بگوييد:

الحمدلله الذى جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمؤمنين(ع) (13)

سپاس خداى را كه ما را از تمسك‏كنندان به ولايت اميرمؤمنان(ع) قرار داده است.
تبسم

امام رضا(ع) فرمود: ... و هو يوم التبسم فى وجوه الناس من اهل الايمان فمن تبسم فى وجه اخيه يوم الغدير نظر الله اليه يوم القيامة بالرحمة و قضى له الف حاجة و بنى له فى الجنة قصرا من در بيضاء و نضر وجهه ... (14)

روز غدير روز تبسم به روى مؤمنين است. كسى كه در اين روز به روى برادر مؤمنش تبسم كند، خداوند، در روز قيامت، نظر رحمت به او مى‏افكند، هزار حاجتش را برآورده ساخته و قصرى از در سفيد برايش بنا مى‏كند و صورتش را زيبا مى‏سازد.
توسعه زندگى

در روز غدير، بايد چهره زندگى عوض شود. همه بايد بكوشند برنامه عادى زندگى خود را بر هم زده و آن را با رفتارهايى سخاوتمندانه‏تر و نشاطانگيزتر بيارآيند تا همگان در همه جا طعم شيرين عيد را بچشند و رايحه دل‏انگيز آن را استشمام كنند. يقينا در صدر توسعه دادن زندگى توسعه مالى قرار دارد. امام رضا(ع) فرمود: هو اليوم الذى يزيد الله فى مال من عبدالله و وسع على عياله و نفسه و اخوانه... . (15)

روز غدير روزى است كه خداى متعال در مال كسى كه خدا را عبادت كند و بر خانواده، خويشتن و برادران ايمانى‏اش توسعه دهد فزونى پديد مى‏آورد.
جـ جشن گرفتن

امام رضا(ع) در عيد غدير احوال كسان و اطرافيان خود را تغيير داد و وضع تازه‏اى در آنان ايجاد كرد. (16)
حـ حمد كردن

پيامبر(ص) فرمود: يكى از سنتها اين است كه مؤمن، در روز غدير، صد بار بگويد:

الحمدلله الذى جعل كمال دينه و تمام نعمته بولاية اميرالمؤمنين على بن‏ابيطالب(ع). (17)
دـ دعا

معصومان(ع) پيروانشان را به دعا در روز غدير سفارش كرده‏اند. دعاهاى ويژه اين روز عبارت است از:

1ـ دعايى كه با اين جمله آغاز شده است: اللهم انك دعوتنا إلى سبيل طاعتك... (18) .

2ـ دعايى كه در آغاز اين عبارت ديده مى‏شود:

اللهم انى اسئلك بحق محمد نبيك و على وليك و الشأن و القدر الذى خصصتهما دون خلقك.. . (19) . اين دعا در مفاتيح‏الجنان ذكر شده است. (20)

3ـ دعايى كه با اين جمله آغاز شده است:

اللهم بنورك اهتديت و بفضلك استغنيت ... .

به بحارالانوار، ج 95، ص 318 مراجعه شود.
ديد و بازديد

ديد و بازديد يكى از آداب روزهاى عيد و شادى است. اين سنت مردم را شادابتر و نام و ياد عيد را در دل و ذهنشان ريشه‏دارتر مى‏كند. اسلام همين سنت را براى عيد غدير در نظر گرفته و آن را مورد تأكيد قرار داده است.

امام رضا(ع) فرمود: من زار مؤمنا ادخل الله قبره سبعين نورا و وسع فى قبره، و يزور قبره كل يوم سبعون الف ملك يبشرونه بالجنة. (21)

كسى كه در روز غدير به ديدار مؤمنى برود خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد و قبرش را وسيع مى‏سازد؛ هر روز هفتاد هزار فرشته قبرش را زيارت كرده، به او بشارت بهشت مى‏دهند .

شايسته است اين سنت در روز غدير، كه بزرگترين عيدهاست، اجرا شود تا علاوه بر احياى روز غدير رشته‏هاى الفت و مودت ميان مردم محكمتر شود.
رـ روزه

روزه در روز غدير، بسيار مستحب است و فضيلتى استثنايى دارد.

امام على(ع) فرمود: إذا اخلص المخلص فى صومه لقصرت ايام الدنيا عن كفائته. (22)

اگر بنده مخلصى در روزه اين روز اخلاص داشته باشد، همه روزهاى دنيا توان برابرى با آن را ندارد؛ به عبارت ديگر، اگر كسى تمام روزهاى دنيا زنده باشد و همه را روزه‏دار سپرى كند، ثوابش كمتر از ثواب روزه اين روز خواهد بود.

نخستين جانشين راستين رسول خدا همچنين فرمود: ... و جعل الجزاء العظيم كفاءة عنه. (23)

... خداوند در برابر روزه عيد غدير پاداشى بزرگ نهاده است. امام صادق(ع) يارانش را به اين امر تشويق مى‏كرد و مى‏فرمود:

إنى احب لكم أن تصوموه... (24) .

من دوست دارم شما اين روز را روزه بگيريد.

آن بزرگوار همچنين مى‏فرمود: صيام يوم غدير خم يعدل عندالله فى كل عام مائة حجة و مائة عمرة مبرورات متقبلات. (25)

روزه روز غدير خم نزد خداوند،در هر سال، برابر با صد حج و صد عمره مقبول است.

پيرامون روزه غدير روايت بسيار وارد شده آنچه ذكر شد از باب نمونه بود.
زـ زيارت

يكى از اعمال روز غدير زيارت اميرمؤمنان على(ع) است.

زيارت آن حضرت(ع) به دو صورت ممكن است:

.1 زيارت در حرم مطهر

امام رضا(ع) به احمد بن‏محمد بن‏ابى نصربزنطى فرمود: اى فرزند ابونصر، هر كجا بودى در روز غدير كنار قبر اميرمؤمنان(ع) حاضر شو! همانا خداوند در اين روز گناه شصت سال مرد و زن مؤمن را مى‏آمرزد.

بدرستى كه پروردگار در اين روز دو برابر آنچه در ماه رمضان شب قدر و شب عيد فطر آزاد مى‏كند، مى‏رهاند. (26)

شيوه زيارت آن حضرت را از امام هادى(ع) مرحوم شيخ عباسى قمى(ره) در مفاتيح‏الجنان روايت كرده است. (27)

.2 زيارتهاى عمومى اين زيارت، كه به حرم مطهر اختصاص ندارد و ارادتمندان ولايت در همه جا مى‏توانند از آن بهره گيرند، دو مورد است:

الف. زيارت امين الله؛ (28)

ب. زيارت روايت شده از امام صادق(ع) (29) .

هر دو زيارت در مفاتيح ذكر شده است.
زينت دادن

آراستن پيكر و آذين بستن خانه، كوچه و بازار، در روزهاى عيد، عملى رايج است. عيدى در ذهن و دل مردم زنده است كه در آن خويش را بيارايند و در و ديوار را آذين‏بندى كنند.

چون عيد غدير بزرگترين عيد است مردم بايد در آن، بيش از هر عيد ديگر، شادمانى كنند و خود و جامعه را بيارايند. فضيلت اين عمل بسيار است، امام رضا(ع) فرمود:

روز غدير روز زينت است، كسى كه براى روز غدير زينت كند خداوند همه گناهان كوچك و بزرگش را آمرزيده، فرشتگانى به سويش مى‏فرستد تا حسنات او را بنويسند و تا عيد غدير سال بعد بر درجات او بيفزايند. (30)

اهميت زينت در اين روز چنان است كه امام رضا(ع) براى گروهى لباسهاى نو، انگشتر و كفش فرستاد. (31)
شـ شادى كردن

امام على(ع) فرمود: و اظهروا ... السرور فى ملاقاتكم؛ (32) در برخوردها شادى را آشكار كنيد.

امام صادق(ع) فرمود: روز غدير روز خوشحالى و شادى است. (33)

شكر گزارى امام على(ع) فرمود: در روز غدير، خداى را بر آنچه به شما ارزانى داشته( نعمت ولايت) شكر كنيد. (34)
صـ صدقه دادن

روز غدير يكى از مستحبات مؤكد صدقه دادن است. امام على(ع) فرمود: الدرهم فيه بمائتى الف درهم؛ فضيلت يك درهم، (35) كه در روز غدير داده شود، با فضيلت دويست هزار درهم برابر است.
صلوات فرستادن

امام صادق(ع) فرمود: در روز غدير، بر محمد و اهل بيتش صلوات بسيار مى‏فرستى. (36)
طـ طعام دادن

در روز غدير غذا دادن به مؤمنان اهميت بسيار دارد، امام صادق(ع) مى‏فرمايد: و اطعم اخوانك؛ (37) در روز غدير، برادران دينى‏ات را اطعام كن.

امام رضا(ع) در فضيلت اين عمل فرمود: من اطعم مؤمنا كان كمن اطعم جميع الانبياء و الصديقين؛ (38) كسى كه مؤمنى را در روز غدير غذا دهد مانند فردى است كه تمام پيامبران و صديقين را غذا داده است. اهميت طعام دادن در اين روز به اندازه‏اى است كه امام صادق(ع) روز غدير را روز اطعام طعام (39) خوانده است.
عـ عبادت

امام رضا(ع) فرمود:

هو اليوم الذى يزيد الله فى مال من عبد فيه... (40)

غدير روزى است كه خداوند بر مال كسى كه در آن عبادت كند، مى‏افزايد ... .
عطر زدن

بر اساس برخى از روايات امام صادق(ع) مؤمنان را به استعمال عطر در روز غدير سفارش كرده است. (41)
عمل صالح انجام دادن

روى ان العمل فيه يعدل ثمانين شهرا و روى انه كفارة ستين سنة. (42)

روايت شده كه كردار نيك در روز غدير، با عمل هشتاد ماه برابرى مى‏كند؛ و نيز روايت شده كه كردار نيك در اين روز كفاره شصت سال است.
غـ غسل كردن

علماى شيعه بر استحباب غسل در روز غدير اجماع دارند (43) و آن را مستحب مؤكد مى‏دانند. (44) بهتر اين است كه غسل در اول روز انجام گيرد. (45)
قـ قضاى حوائج مؤمنان

امام صادق(ع) فرمود: واقض حوائج اخوانك؛ (46) در عيد غدير حاجتهاى برادرانت را برآور!
كـ كمك كردن

كمك كردن به ضعيفان و نيازمندان پيام ويژه صاحب غدير براى روز غدير است؛ پيامى كه به فرمان حضرت(ع) بايد دهان به دهان به همه مردم ابلاغ شود:

و ليعد الغنى على الفقير و القوى على الضعيف؛ (47) بايد در روز غدير ثروتمند به تهيدست و توانا به ناتوان كمك كند.
گـ گذشت و آشتى كردن

چشم‏پوشى از گناه برادران و برقرارى ارتباط دوستانه از ديگر مستحبات روز غدير شمرده شده است. (48)
گشاده‏رويى

امام على(ع) فرمود: و اظهروا البشر فيما بينكم؛ (49) با يكديگر با گشاده‏رويى برخورد كنيد.
مـ مساوات

امام على(ع) فرمود: و ساووا بكم ضعفائكم؛ (50) ميان خويش و ضعيفان مساوات ايجاد كنيد.
مصافحه

امام على(ع) فرمود: إذا تلاقيتم فتصافحوا بالتسليم؛ (51) وقتى در روز غدير يكديگر را ملاقات كرديد به هم دست بدهيد و سلام كنيد.
مهربانى و عطوفت كردن

امام على(ع) فرمود: و التعاطف فيه يقتضى رحمة الله و عطفه... (52)

با يكديگر عطوفت و مهربانى كردن در روز غدير، موجب رحمت و عطوفت خداى متعال خواهد شد .

مهمان كردن امام رضا(ع) در روز غدير گروهى را براى افطار نزد خود نگاه داشت. (53)
نـ نماز

.1 نماز شب عيد غدير

اين نماز دوازده ركعت است. هر دو ركعت يك تشهد دارد و در پايان ركعت دوازدهم بايد سلام داد. در هر ركعت، بعد از سوره حمد توحيد ده بار و آيةالكرسى يك بار خوانده مى‏شود. در ركعت دوازدهم بايد هر يك از حمد و سوره را هفت بار خواند و اين ذكر را ده بار در قنوت تكرار كرد: لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد يحيى و يميت و يميت و يحيى و هو حى لا يموت بيده الخير و هو على كل شى قدير. در دو سجده ركعت آخر، اين ذكر ده بار خوانده مى‏شود: سبحان من احصى كل شى علمه سبحان من لا ينبغى التسبيح الا له سبحان ذى المن و النعم سبحان ذى الفضل و الطول سبحان ذى العز و الكرم اسألك بمعا قد العز من عرشك و منتهى الرحمة من كتابك و بالاسم الاعظم و كلماتك التامة ان تصلى على محمد رسولك و اهل بيته الطيبين الطاهرين و ان تفعل بى كذا و كذا [به جاى كذا و كذا حاجت خود را ذكر كند] و سپس بگويد انك سميع مجيب. (54)

.2 نماز روز عيد غدير

نيم ساعت پيش از ظهر غدير، دو ركعت نماز مستحب است. در هر ركعت بعد از حمد، سوره‏هاى توحيد، قدر و آيةالكرسى ده بار خوانده مى‏شود. (55)

.3 نماز مسجد غدير

امام صادق(ع) فرمود: يستحب الصلاة فى مسجد الغدير؛ (56) نماز در مسجد غدير مستحب است.
نيكى و احسان

امام على(ع) فرمود: تباروا يصل الله الفتكم و البر فيه يثمر المال و يزيد فى العمر. (57)

به يكديگر نيكى كنيد كه خداوند الفت ميان شما را پايدار مى‏سازد و نيكى در اين روز موجب افزايش مال و عمر مى‏شود.

امام صادق(ع) فرمود: ... و اكثر برهم. (58)

... در روز غدير به برادران ايمانى، بسيار نيكى كن.
وـ وام گرفتن براى كمك به ديگران

امام على(ع) فرمود: من استدان لإخوانه و أعانهم فأنا الضامن على الله إن ابقاه قضاه و إن قبضه حمل عنه. (59)

كسى كه وام بگيرد تا به برادران مؤمنش كمك كند از سوى خدا ضمانت مى‏كنم كه اگر او را زنده نگه داشت، بتواند وامش را بپردازد و اگر نگه نداشت، آن دين از دوش او برداشته شود .

توجه به دو نكته آشكار مى‏سازد كه چگونه روز غدير روزى ويژه به شمار آمده، كمك كردن به ديگران در آن عملى بسيار مهم است.

الف) هر چند وام گرفتن از نظر شرع كار چندان مرغوبى نيست، ولى اين كار براى كمك به ديگران مستحب قرار داده شده است.

ب) اسلام حق‏الناس را بسيار مهم شمرده است، ولى در روايت آمده كه اگر وام گيرنده توفيق حيات نيافت، خداوند حق مالى قرض‏دهنده را از دوش او برمى‏دارد.
هـ هديه دادن

امام على(ع) فرمود: هبو ـ أو هيئوا ـ لاخوانكم و عيالكم عن فضله؛ (60) از آنچه خداى متعال بر شما ارزانى داشته، به خانواده و برادرانتان ببخشيد. (61)

و نيز فرمود: تهادوا نعم الله كما مناكم نعمتهاى خداوند را به يكديگر هديه كنيد همان طور كه به شما عطا فرموده است.امام رضا(ع) فرمود: أفضل على اخوانك فى هذا اليوم؛ (62) در اين روز بر برادرانت بخشش كن.

امام رضا(ع) در اين روز براى خانواده گروهى از اصحاب غذا، گندم، لباسهاى نو و حتى انگشتر و كفش فرستاد. (63)
همايش

گردهمايى يكى از اعمال و احكام روز غدير است. اين دستور الهى ـ سياسى در راستاى تقويت ارتباط با ولايت و رهبرى الهى و پايبندى به لوازم آن صادر شده است.

على(ع) فرمود: ... واجمعوا يجمع الله شملكم؛ (64) در روز غدير، گرد هم آييد تا خداوند امورتان را از نابسامانى و پراكندگى برهاند.

پى‏نوشتها:

1)ـ المراقبات، ميرزا جواد آقاى تبريزى، ص 217 و .218

2)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .302

3)ـ المراقبات، ميرزا جواد آقا تبريزى، ص .256

4)ـ التهذيب، شيخ طوسى، ج 3، ص .143

5)ـ الغدير، علامه امينى، ج 1، ص .287

6)ـ سوره حجرات، آيه .10

7)ـ مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج 1، ص .456

8)ـ بحارالانوار، مجلسى، ج 95، ص .322

9)ـ همان، ص .301

10)ـ المراقبات، ص .260

11)ـ الغدير، ص .274

12)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .303

13)ـ المراقبات، ص .260

14)ـ همان، ص .257

15)ـ همان.

16)ـ الغدير، ج 1، ص .287

17)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .321

18)ـ المراقبات، ص .255

19)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .319

20)ـ مفاتيح الجنان، ص .507

21)ـ المراقبات، ص .257

22)ـ مصباح المتهجد، ص .702

23)ـ همان.

24)ـ الغدير، ص .285

25)ـ همان، ص .286

26)ـ التهذيب، ج 6، ص .24

27)ـ مفاتيح الجنان، ص .659

28)ـ همان.

29)ـ همان، ص .80

30)ـ همان، ص .503

31)ـ المراقبات، ص .257

32)ـ الغدير، ج 1، ص .287

33)ـ همان، ص .284

34)ـ بحارالانوار، ج ، ص .95

35)ـ الغدير، ج 1، ص 284؛ المراقبات، ص .255

36)ـ المراقبات، ص .262

37)ـ همان، ص .256

38)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .322

39)ـ همان، ص .302

40)ـ همان، ج 95، ص .301

41)ـ المراقبات، ص .258

42)ـ التهذيب، ج 1، ص .114

43)ـ المراقبات، ص .260

44)ـ تحرير الوسيله، امام خمينى، ج 1، ص .98

45)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .302

46)ـ المراقبات، ص .256

47)ـ مفاتيح الجنان، ص .511

48)ـ مصباح المتهجد، ص 702؛ الغدير، ج 1، ص 284؛ المراقبات، ص .256

49)ـ مصباح المتهجد، ص 702؛ المراقبات، ص .256

50)ـ همان.

51)ـ همان.

52)ـ الغدير، ج 1، ص .287

53)ـ المراقبات، ص .255

54)ـ التهذيب، ج 3، ص .143

55)ـ الكافى، ج 4، ص .567

56)ـ الغدير، ج 1، ص 284؛ المراقبات، ص .255

57)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .302

58)ـ مصباح المتهجد، ص 702؛ المراقبات، ص .256

59)ـ همان، ص .255

60)ـ مصباح المتهجد، ص .702

61)ـ بحارالانوار، ج 97، ص .119

62)ـ الغدير، ج 1، ص .287

63)ـ مصباح المتهجد، ص 702؛ الغدير، ج 1، ص .284

مأخذ: مجله كوثر شماره 2
 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 10:00 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

عيد غدير از ديدگاه ‏علامه جعفر مرتضى العاملى
عيد غدير خم (1)

عيد غدير، يك عيد اصيل اسلامى است. چرا كه روز هجدهم ذى الحجه را مسلمانان در سه قرن اول، به اين عنوان جشن مى‏گرفته‏اند. گفتار مقريزى كه مى‏گويد: «اولين بارى كه اين عيد در اسلام معروف شد، در زمان فرمانروايى معزلدوله على بن‏بويه، در عراق بود، وى آن را به سال سيصد و پنجاه و دو هجرى، بوجود آورد و از آن پس، شيعيان اين روز را عيد قرار دادند، (2) غير صحيح و قابل قبول نيست. زيرا مسعودى گفته است: «فرزندان و شيعيان على رضى الله عنه، اين روز را گرامى مى‏ داشتند.» (3) و اين در حالى است كه مسعودى شش سال قبل از تاريخى كه مقريزى مى‏گويد، يعنى به سال سيصد و چهل و شش هجرى، فوت كرده است. فرات بن‏ابراهيم از دانشمندان قرن سوم، حديثى را از امام صادق(ع) روايت مى ‏كند كه حضرت در آن از آباء طاهرينش ـ عليهم السلام ـ نقل مى ‏كند : رسول اكرم(ص) فرمود:

«يوم غدير خم أفضل أعياد أمتى...»

(روز غدير از بهترين اعياد امت من است...) (4)

امام على(ع) در سالى كه روز جمعه و روز غدير با هم مصادف شده بود، براى مردم خطبه خواند و در آن فرمود:

«ان الله عز و جل جمع لكم معشر المؤمنين فى هذا اليوم عيدين عظيمين كبيرين...»

(خداى عزوجل در اين روز، دو عيد عظيم بزرگ را براى شما گروه مؤمنان جمع كرده است.)

در اين خطبه طولانى امام مردم را به انجام كارهايى كه شايسته است در اعياد انجام گردد و اظهار شادى و سرور در اين گونه ايام ـ بطور تفصيل ـ امر مى‏كند. طالبين به اين خطبه مراجعه كنند. (5)

فرات به سند خود از فرات بن‏أحنف و او از امام صادق(ع) روايت مى‏كند كه: به امام عرض كردم: فدايت شوم، آيا عيدى بهتر از عيد فطر، و عيد قربان، و روز جمعه، و روز عرفه براى مسلمين وجود دارد؟ حضرت به من فرمود:

«نعم، أفضلها و أعظمها و أشرفها عندالله منزلة، هو اليوم الذى أكمل الله فيه الدين، و أنزل على نبيه محمد: أليوم اكملت لكم دينكم الخ...» (6)

(بلى، افضل و أعظم و أشرف اعياد از نظر قدر و منزلت در نزد خدا، روزى است كه در آن خدا دينش را كامل كرد و آيه شريفه: اليوم أكملت لكم دينكم... را بر پيامبرش نازل كرد.)

در كتاب شريف كافى آمده است: حسن بن‏راشد از امام صادق(ع) نقل مى‏كند كه حضرت روز غدير را عيد خواند و در آخر كلام خود فرمود:

«فإن الأنبياء صلوات الله عليهم كانت تأمر الأوصياء باليوم الذى كان يقام فيه الوصي أن يتخذ عيدا»(انبياء الهى صلوات الله عليهم به جانشينان خود دستور مى‏دادند كه روز انتخاب و برگزيدن وصى را جشن بگيرند) حسن مى‏گويد: عرض كردم: اگر كسى آن را روزه بگيرد چه وضعى دارد؟

حضرت فرمود: «صيام ستين شهرا» (7)

مؤيد اين مطلب روايتى است كه خطيب بغدادى از ابوهريره، با سندى كه راويان آن همگى از ثقات مى‏باشند، نقل مى‏كند. در اين روايت ابوهريره نقل مى‏كند:

هر كس روز هجدهم ذى‏الحجه را روزه بگيرد، ثواب روزه شصت ماه برايش نوشته مى‏شود. (8) و اين روز، روز غدير خم است.

و در روايت ديگرى آمده است كه: رسول اكرم(ص) به حضرت على(ع) سفارش كرد كه مسلمين اين روز را عيد بگيرند. (9) در اين باره به روايات ذيل مراجعه كنيد:

روايت مفضل بن عمر از امام صادق(ع)، (10) روايت عمار بن‏حريز عبدى از امام صادق(ع) (11) و روايت ابوالحسن ليثى از امام صادق(ع) (12) و نيز روايت زياد بن‏محمد از آن حضرت(ع) (13) .

«فياض بن‏عمر محمد بن‏طوسى در سال دويست و پنجاه و نه، در حالى كه بيش از نود سال از عمرش مى‏گذشت گفت: ابوالحسن على بن‏موسى‏الرضا ـ عليه السلام ـ را در روز غدير خم ديدم كه گروهى از خواصش، در حضور آن بزرگوار نشسته بودند. حضرت(ع) آنان را براى صرف افطار دعوت كرده بود و طعام و خيرات و عطايابى از قبيل پوشاك و حتى انگشتر و كفش به منازل آنان فرستاد و وضع آنان و حواشى خود را تغيير داد و در آن روز وسائلى را ديدم بكار گرفتند كه سابقه نداشت. و در اين حال حضرت(ع) فضايل اين روز بزرگ را براى آنان ذكر مى‏كرد. الخ...» (14)

در كتاب مختصر بصائر الدرجات، به اسناد از محمد بن‏علاء همدانى واسطى و يجبى بن‏جريح بغدادى آمده است كه گفتند: «با هم، به قصد ديدار احمد بن‏اسحاق قمى، از اصحاب امام حسن عسكرى(ع) (متوفاى 260) عازم شهر قم شديم. هنگامى كه رسيديم، در منزل او را كوبيديم، دختركى عراقى در را باز كرد. حال احمد را از او پرسيديم. گفت: مشغول برگزارى عيد خود است، زيرا امروز عيد است. گفتيم: سبحان الله، أعياد شيعه چهارتاست: عيد قربان، عيد فطر، عيد غدير و روز جمعه الخ...» (15)

علامه امينى در كتاب ارزشمند الغدير، دهها روايت از دهها كتاب مورد وثوق اهل سنت دال بر عيد بودن روز غدير در قرون اول اسلام و اينكه اين عيد، شايع و معروف بود، جمع‏آورى و نقل كرده است... كافى است به فصلى از اين كتاب مراجعه شود كه در آن تبريك و تهنيت شيخين (ابوبكر و عمر) به حضرت على(ع) را به مناسبت انتصاب او از طرف رسول خدا(ص) به ولايت، ذكر مى‏كند.

غير از منابعى كه تهنيت صحابه را بدين مناسبت ذكر كرده‏اند و علاوه بر منابع بسيارى كه بر عيد بودن روز غدير تصريح كرده‏اند، علامه امينى تبريك شيخين را از شصت منبع معتبر ذكر كرده است.

در اين باره رجوع كنيد به: الغدير / ج 1 / از ص 267 تا ص .289

لذا از اين مطالب معلوم مى‏شود كه: گفته ابن‏تيميه در مورد عيد غدير كه: عيد گرفتن اين روز هيچگونه دليلى ندارد و در بين سلف، چه از اهل بيت و چه از ديگران، كسى آن را جشن نگرفته، (16) صحيح نيست و مستند به دليل علمى يا تاريخى نمى‏باشد و دلائل محكم خلاف آن را ثابت مى‏كند .

پى‏نوشتها:

1ـ بزرگداشت‏ها در اسلام (المواسم و المراسم)، علامه جفعر مرتضى عاملى، ترجمه: محمد سپهرى.

2ـ الخطط مقريزى، ج 1، ص .288

3ـ التنبيه و الاشراف، ص 221 و .222

4ـ الغدير، ج 1، ص .283

5ـ مصباح المتهجد، ص .698

6ـ الغدير، ج 1، ص 284 و 285 و تفسير فرات، ص‏ .12

7ـ كافى، ج 4، ص 149 ـ 148؛ الغدير، ج 1، ص 285 به نقل از كافى و مصباح المتهجد، ص .680

8)ـ تاريخ بغداد، ج 8، ص 290؛ تذكرة الخواص، ص 30، مناقب خوارزمى، ص 94 به جاى شصت ماه، شصت سال آورده، مناقب الامام على از ابن‏مغازلى، ص 19؛ فرائد السمطين، باب 13، ج 1، ص 77 مانند مناقب خوارزمى، الغدير، ج 1، ص 401 و .402

9ـ كافى، ج 4، ص 149؛ الغدير، ج 1، ص 285 و .286

10ـ خصال صدوق، ج 1، ص 246؛ الغدير، ج 1، ص‏ .286

11ـ مصباح المتهجد، ص 680؛ الغدير، ج 1، ص .286

12ـ الغدير، ج 1، ص 287 به نقل از حميرى

13ـ مصباح المتهجد، ص .679

14ـ الغدير، ج 1، ص 287؛ مصباح المتهجد، ص .696

15ـ الغدير، ج 1، ص .287

16ـ اقتضاء الصراط المستقيم، ص .294

مأخذ: مجله كوثر شماره 2




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 10:00 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

نماز عيد غدير

نماز عيد غدير عبادتى مستحب است كه فقهاء ـ رضوان الله عليهم أجمعين ـ در كتابهاى فقهى از آن ياد كرده‏اند. در اين مقاله نگاهى گذرا به مسأله استحباب نماز غدير در روايات و گفتار فقهاى نامدار شيعه مى‏افكنيم.
گفتار فقها

فقهاى شيعه در كتابهاى فقهى غالبا به اين مسأله پرداخته و در مورد اسحباب آن فتوا داده‏اند . شروع بودن آن در حدى است كه فقيه جاودانه صاحب جواهر متوفاى 1266ه.ق مى‏گويد: فلا خلاف احده فى هذه الصلاة بين قدماء الاصحاب و متأخريهم.

در اين نماز اختلافى ميان فقهاى قدم و جديد شيعه نديدم‏.1 شيخ مفيد(ره) متوفاى 413 ه در اين باره مى‏نويسد:

«فاذا ارتفع النهار من اليوم الثامن عشر من ذى الحجة فاغتسل فيه كغسلك للعيدين و الجمعة و ألبس أطهر ثيابك و امس شيئا من الطيب ان قدرت عليه، و ابرز تحت السماء، و ارتقب الشمس فاذا بقى لزوالها نصف ساعة او نحو ذلك فصل ركعتينى...» (1)

هنگامى كه خورشيد در روز هجدهم ذى حجه بالا آمد، مانند غسل عيد قربان، عيد فطر و روز جمعه غسل كن. بهترين لباسهايت را بپوش، اگر توانستى مقدارى عطر استعمال كن، زير آسمان قرار بگير و مواظب خورشيد باش؛ وقتى نيم ساعت به زوال آفتاب باقى ماند دو ركعت نماز بخوان.

.2 أبوالصلاح حلبى(ره) متوفاى 447 ه در اين مسأله مى‏نويسد:

«و من وكيد السنة الاقتداء برسول الله فى يوم الغدير، و هو الثامن عشر من ذى الحجة الحرام بالخروج الى ظاهر المصر و عقد الصلاة قبل ان تزول الشمس بنصف ساعة لمن تتكامل له صفات امامة الجماعة بركعتين يقراء فى كل ركعة منهما الحمد و سورة الاخلاص عشرا و سورة القدر عشرا و آية الكرسى عشرا...» (2)

از سنتهاى سفارش شده پيروى از رسول الله(ص) در روز غدير، هجدهم ذى‏حجة، است. پيروى از پيامبر اكرم(ص) با خروج از شهر و برگزار كردن نماز غدير در نيم ساعت قبل از زوال خورشيد به وسيله كسى كه داراى شرايط امامت جماعت است، تحقق مى‏يابد. نماز غدير دو ركعت است، در هر ركعت آن پس از حمد، ده بار سوره توحيد و قدر و آية الكرسى خوانده مى‏شود.

.3 شيخ طوسى(ره) متوفاى 460 ه در اين باره چنين نوشته است:

«و يستحب أن يصلى الانسان يوم الغدير اذا بقى الى الزوال نصف ساعة بعد ان يغتسل ركعتين، يقراء فى كل واحدة منهما الحمد مرة و قل هو الله أحد، عشر مرات، و آية الكرسى عشر مرات، و انا انزلناه عشر مرات، فاذا سلم دعا بعدهما بالدعا المعروف.» (3)

مستحب است انسان در روز غدير، نيم ساعت به زوال خورشيد مانده پس از غسل، دو ركعت نماز به جاى آورد و در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه سوره توحيد، قدر و آية الكرسى را تلاوت كند و بعد از سلام دعاى معروف را بخواند.

.4 قاضى ابن‏براج طرابلسى(ره) متوفاى 481 ه مى‏نويسد: «هذا العيد هو اليوم الثامن عشر من ذى الحجة فمن أراد هذا الصلاة فالافضل له أن يغتسل فى هذا اليوم و يلبس أجمل ثيابه و يمس شيئا من الطيب و يبرز تحت السماء فأذا بقى من النهار الى زوال الشمس مقدار ساعة او نحو ذلك صلاها ركعتين...» (4)

اين عيد همان روز هجدهم ذى‏حجة است. كسى كه مى‏خواهد در اين روز نماز عيد [عيد غدير] بخواند بهتر است غسل كند، زيباترين لباسش را بپوشد، عطر بزند، در زير آسمان قرار گيرد و حدود يك ساعت قبل از زوال خورشيد دو ركعت نماز به جاى آورد...

.5 ابن‏زهره حلبي(ره) متوفاى 585 ه اين گونه نگاشته است:

«... و يستحب ان يصلى جماعة، أن يحجر فيها بالقراءة و ان يخطب قبل الصلاة خطبة مقصورة على حمد الله و الثناء عليه و الصلاة على محمد و آله، و ذكر فضل هذا اليوم و ما امر الله به فيه من النص بالامامة على أميرالمؤمنين(ع).» (5)

... و مستحب است اين نماز به جماعت خوانده شود، قرائت نماز با صدايى بلند باشد و قبل از نماز، خطبه كوتاهى شامل حمد و ثناى الهى، صلوات بر محمد و آل محمد، و فضيلت اين روز و مأموريت رسول خدا در انتصاب أميرمؤمنان به امامت ايراد شود.

6.مرحوم حلبى(ره) مى‏نويسد: ...و «صلاة يوم الغدير ركعتان و وقتهما قبل الزوال ساعة ... و لو ابتدأ قبلها بخطبة مشتملة على الحمد و الثناء و الصلاة و الولاء و الاعلام بفضيلة ذلك اليوم و ما خص الله به وليه من النص عليه بالامامة و تشريفه بالولاية الموكدة عهدها على جميع الامة لكان اتم فضلا و أعظم أجرا.» (6)

نماز روز غدير دو ركعت و وقت آن نيم ساعت به زوال خورشيد است... و چنانچه قبل از نماز در خطبه‏اى از حمد و ثناى الهى، درود بر پيامبر(ص)، دوستى اهل بيت(ع) فضيلت آن روز و آنچه خدا به وليش اختصاص داده مانند امامت و تشرف به ولايتى كه همه امت به پذيرش سفارش شده‏اند ياد كند، از فضيلتى والا و پاداشى بزرگ برخوردار است.

.7 سلار بن‏عبدالعزيز(ره)متوفاى‏463ه در كتاب «مراسم» چنين نوشته است:

«و هى من وكيدا السنن وقتها اذا بقى من الزوال مقدار نصف الساعة فى اليوم الثامن عشر من ذى الحجة...» (7) اين نماز از سنت‏هاى مؤكد بوده، وقت آن نيم ساعت قبل از زوال خورشيد روز هيجدهم ذى‏حجة است.

.8 علامه حلى(ره) متوفاى 726 ه مى‏نويسد: «هذه الصلاة تستحب فى هذا اليوم و اشده تأكيدا قبل الزوال بنصف ساعة.» (8)

اين نماز در روز غدير مستحب است و نيم ساعت قبل از زوال خورشيد بر خواندن آن تأكيد شده است.

او همچنين مى‏فرمايد: خدا به سبب هدايت، اكمال دين و اتمام نعمت منتى بر بندگان دارد كه سپاس آن در روز غدير لازم است، بدين خاطر نماز عيد غدير را مستحب شمرده‏اند.

.9 شهيد اول(ره) متوفاى 786 ه در «ذكرى» چنين نوشته است:

«و من الصلوات المستحبة صلوة يوم الغدير و هى مشهورة بين الاصحاب.» (9)

يكى از نمازهاى مستحبى، نماز روز غدير است كه بين أصحاب شهرت دارد. علاوه بر اين او مى‏گويد:

و ثوابها مائة ألف حجة و عمرة و يعطى ما سأل. (10)

و پاداش اين نماز با هزار حج و عمره برابر است و هر چه [نمازگزار] درخواست كند برآورده مى‏شود.

.10 مقدس اردبيلى(ره) متوفاى 993 ه مى‏نويسد:

«و المشهور بين الاصحاب جواز فعلها جماعة و ليس ببعيد، لعدم المنع من الجماعة فى النافلة مطلقا بحيث يشملها ظاهرا و لا اجماع فيه، مع الترغيب فى الجماعة، خصوصا فى هذه الصلاة فى هذا اليوم، و لانه يحصل النفع اكثر لحصول ثوابها لمن لم يعرف هذه الايات بالاقتداء .» (11)

مشهور ميان أصحاب جواز خواندن نماز [عيد غدير] به جماعت است و اين سخن بعيد نيست؛ زيرا خواندن نمازهاى نافله به جماعت منع مطلقى ندارد كه ظاهر اين مورد را شامل شود و اجماعى نيز بر منع تحقق نيافته است. علاوه بر اين. جماعت در نمازها، بخصوص در نماز اين روز، مورد تشويق شرع قرار گرفته است. از سوى ديگر به جماعت خواند نماز عيد سود بيشتر را دارد، چون كسى كه با آيات آشنا نيست [توانايى قرائت ندارد] پاداش بسيار مى‏يابد.

.11 محقق كركى(ره) متوفاى 940 ه در اين باره مى‏گويد:

«و صلاة الغدير ركعتان قبل الزوال بنصف ساعة يقراء فى كل ركعة منها الحمد و كلا من التوحيد و القدر و آية الكرسى الى قوله (هم فيها خالدون) عشرا، جماعة فى الصحراء بعد ان يخطب الامام بهم، و يعرفهم فضل اليوم فاذا انقضت الخطبة تصافحوا و تهانوا.» (12)

نماز غدير دو ركعت است كه نيم ساعت قبل از زوال خورشيد خوانده مى‏شود، در هر ركعت، پس از حمد، سوره توحيد، قدر و آية الكرسى، تا هم فيها خالدون، هر يك ده بار خوانده مى‏شود . اين نماز پس از خطبه خطيب، كه فضيلت آن روز را بيان مى‏كند، پس از پايان خطبه مردم به يكديگر دست داده، تبريك مى‏گويند.

.12 مرحوم نراقى(ره) متوفاى 1245 ه مى‏نويسد:

«و استحبابها مشهور بين الاصحاب قديما و حديثا و تدل عليه رواية العبدى و غيرها.» (13) استحباب اين نماز بين أصحاب گذشته و حاضر مشهور است و روايت عبدى و غير آن بر اين مطلب دلالت دارد.

مرحوم سيد محمد كاظم يزدى نيز در عروة الوثقى به اين مسأله اشاره مى‏كند و تمام كسانى كه بر «عروة الوثقى» حاشيه نوشته‏اند، از جمله مرحوم امام خمينى(ره) آن را پذيرفته‏اند .
روايات

به دو روايت در اين مسأله اشاره مى‏كنيم:

محدث جليل القدر شيخ حر عاملى(ره) متوفاى 1104 ه .ق در وسائل الشيعه بابى را به استحباب نماز در روز غدير اختصاص داده، از امام صادق(ع) چنين نقل مى‏كند:

«محمد بن الحسن باسناده عن الحسين بن‏الحسن الحسنى، عن محمد بن‏موسى الهمدانى، عن على بن حسان الواسطى، عن على بن‏الحسينى العبدى قال: سمعت أبا عبدالله الصادق(ع) يقول: صيام يوم غدير خم يعدل صيام عمر الدنيا ـ الى أن قال ـ و هو عيد الله الاكبر و ما بعث الله نبيا الا و تعيد فى هذا اليوم و عرف حرمته؛ و اسمه فى السماء يوم العهد المعهود و فى الارض يوم الميثاق المأخوذ و الجمع المشهود؛ و من صلى فيه ركعتين يغتسل عند زوال الشمس من قبل أن تزول مقدار نصف ساعة... عدلت عندالله عزوجل مأئة ألف حجة، و مأئة ألف عمرة، و ما سال الله عز و جل حاجة من حوائج الدنيا و حوائج الاخرة الا قضيت كائنا ما كانت الحاجة.» (14)

محمد بن حسن با سندش از حسين بن حسن حسنى از محمد بن موسى همدانى از على بن حسان واسطى از على بن‏حسين عبدى نقل كرده است كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم، فرمود: روزه روز عيد غدير با روزه تمام عمر دنيا برابر است [و سخن را ادامه داد] تا آنكه فرمود: غدير عيدالله أكبر است، خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد مگر آنكه اين روز را برايش عيد قرار داد و حرمتش را به وى شناساند.

غدير در آسمان «روز عهد معهود» و در زمين «روز ميثاق گرفته شده و جمع مشهود» نام دارد . كسيكه در اين روز نيم ساعت قبل از زوال خورشيد دو ركعت نماز بخواند و قبل از آن غسل كند... نزد خداوند پاداشى برابر با هزار حج و هزار عمره خواهد داشت و خواستهاى دنيايى و آخرتى‏اش برآورده مى‏شود.

ايرادهايى كه بر حديث وارد شده، چنين است:

.1 اشكال مرحوم عاملى شيخ طوسى اين روايت را در «تهذيب الاحكام» (15) نقل كرده و مرحوم عاملى در «مدارك الاحكام» (16) سند آن را ضعيف دانسته است. هر چند اين بزرگوار عامل ضعف را بيان نكرده، ولى احتمال دارد كه به خاطر وجود على بن‏الحسين العبدى در سلسله راويان روايت را ضعيف شمرده باشد چون در كتب رجال به وى اعتنايى نشده است.

.2 اشكال مرحوم صدوق(ره) مرحوم صدوق(ره) به خاطر حضور محمد بن‏موسى همدانى در سند روايت آن را ضعيف مى‏داند و مى‏گويد: خبر نماز روز غدير خم و پاداش كسى كه در آن روزه بگيرد به طريق محمد بن‏موسى همدانى نقل شده است. شيخ ما محمد بن‏حسن بن‏الوليد، محمد بن‏موسى را مورد اعتماد نمى‏دانست و هر كه در نقل روايت مورد تصديق و تاييد استادم قرار نگيرد نزد من متروك و غير قابل اعتماد است.
پاسخ به اشكالها

فقهاى بزرگوار ما اين موارد را از طريق تسامح در ادله سنن حل كرده‏اند. چنانكه مرحوم صاحب جواهر مى‏گويد: و أنت خبير بما فيه، خصوصا و الحكم استحبابى؛ (17) و تو از ضعف كلام (صدوق) آگاهى، بخصوص كه اين مسأله از احكام استحبابى است.

مرحوم صاحب حدائق (ره) مى‏نويسد: ظاهرا اين أخبار و آنچه كه به تسامح در ادله سنن شهرت دارد سبب شده است كه اين نماز ميان قدما و متأخران مشهور شود و سخن صدوق و استادش محمد بن‏حسن بن‏وليد مورد توجه قرار نگيرد. حديث دوم از داود بن‏كثير از أبى هارون عبدى از امام جعفر صادق(ع) نقل شده است بر اساس اين روايات امام ششم(ع) فرمود: كسى كه در آن روز دو ركعت نماز به جاى مى‏آورد مى‏تواند نماز را در هر وقتى بخواند، [ولى‏] بهتر است كه نزديك زوال خورشيد باشد [زيرا] آن ساعتى است كه امير مؤمنان(ع) در غدير خم به عنوان پرچمدار (رهبر) مردم معرفى شد [نيز] همان ساعتى است كه مردم سمت آن جايگاه نزديك مى‏شدند . پس [بهتر است‏] در اين وقت دو ركعت نماز بگذارد آنگاه سجده كرده صد مرتبه شكرالله بگويد و بعد از نماز دعايى را كه وارد شده است بخواند.

پى‏نوشتها:

1ـ المقنعه.

2ـ الكافى فى الفقه، ص .160

3ـ النهاية، ص 141؛ المبسوط، ج 1، ص .132

4ـ الهمذب، ج 1، ص .146

5ـ غنية النزوع، ص .108

6ـ همان كتاب، ص .106

7ـ المراسم، ص .81

8ـ منتهى المطلب، ج 1، ص .36 رك: تحرير الاحكام، ص 48 و نهاية الاحكام، ج 1، ص 96 و ارشاد الاذهان، ج 1، ص 267 و تبصرة المتعلمين ، ص .34

9ـ ذكرى الشيعة، ص .254

10ـ البيان، ص .216

11ـ مجمع الفائدة و البرهان، ج 3، ص .32

12ـ جامع المقاصد، ج 2، ص .485

13ـ مستند الشيعة، ج 6، ص .380

14ـ وسائل الشيعة، ج 8، ص 89؛ مستدرك الوسائل، ج 6، ص .273

15ـ تهذيب الاحكام، ج 3، ص .143

16ـ مدارك الاحكام، ج 4، ص .210

17ـ جواهر الكلام، ج 12، ص .215

18ـ وسائل الشيعة، ج 8، ص .90

مأخذ: مجله كوثر شماره 2

محمد جعفر طبسى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:58 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

عيد غديردر سيره اهل بيت(ع)

سابقه «غدير» و «عيدگرفتن» اين روز مقدس، به زمان پيامبراكرم(ص) مى‏رسد. در دوران ائمه ديگر نيز اين سنت دينى ادامه داشته و امينان وحى الهى، همچون امام صادق(ع)و امام رضا (ع)آن را آشكار ساخته و يادش را گرامى و زنده نگه مى‏داشتند. پيش از آنان نيز، اميرالمومنين (ع) احياگر اين عيد بود.

رمز عيد بودن «غدير» نيز، كمال دين و اتمام نعمت در سايه تداوم خط رسالت در شكل و قالب امامت بود.

به فرمان پيامبر خدا(ص)مسلمانان ماءمور شدند «ولايت» را به صاحب ولايت تبريك گويند و با آن حضرت بيعت كنند. رسول خدا نيز براين نعمت الهى شادمانى كرد و فرمود: «الحمدلله الذى فضلنا على جميع العالمين.»

آيه قرآن كه به صراحت، اين روز را روز اكمال دين و خشنودى پروردگار از اين واقعه و اين تعيين وصى دانسته، رمز ديگرى از عيد بودن غديرخم است. فرخندگى اين روز و عظمت اين مراسم و عيد بودن غدير، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. اين نكته را حتى «طارق بن شهاب» مسيحى كه در مجلس عمربن خطاب حضور داشت، فهميده بود كه گفت: اگر اين آيه(اليوم اكملت لكم دينكم...)(مائده / 3) در ميان ما نازل شده بود، روز نزول آيه را عيد مى‏گرفتيم. هيچ يك از حاضران نيز حرف او را رد نكردند. خود عمر نيز سخنى گفت كه به نوعى پذيرش حرف او بود. (1)

عيد گرفتن غدير

غدير، تنها نه به عنوان «روزى تاريخى» ، بلكه به عنوان يك «عيد اسلامى» مطرح است. عيد بودن آن نيز، مراسم و سنتهاى خاصى را مى‏طلبد و نه تنها بايد آن را عيد دانست، بلكه بايد آن را عيد گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظيم شعائر دينى، آن را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در اين روز عظيم، همواره زنده بماند و سيره معصومين (عليهم السلام)احياگردد.

همه اين ويژگيها براى اين روز بزرگ، موقعيتى والا و ارزشمند پديد آورد، آنچنان كه رسول خدا(ص) و ائمه هدى و مومنانى كه پيرو آنان بودند، از موقعيت اين روز شادمان بودند. مقصود ما از «عيدگرفتن» اين روز نيز همين است. خود حضرت رسول نيز به اين نكته اشاره و تصريح فرموده است، از جمله در روايتى كه مى‏فرمايد:

«روز غديرخم، برترين اعياد امت من است، روزى است كه خداى متعال مرا فرمان داد تا برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمى هدايتگر براى امتم تعيين كنم كه پس از من به وسيله او راهنمايى شوند، و آن، روزى است كه خداوند در آن روز، دين را كامل ساخت و نعمت را بر امتم به كمال و تمام رساند و اسلام را به عنوان دين، برايشان پسنديد.»

كلام ديگر پيامبر(ص) كه فرموده بود: «به من تهنيت بگوييد، به من تهنيت بگوييد.» (2) نيز نشان دهنده همين عيد بودن روز غدير در كلام حضرت رسول است.

خود اميرالمومنين(ع) در ادامه خط پيامبر، اين روز را عيد گرفت و در سالى كه روز جمعه با روز غدير مصادف شده بود، در ضمن خطبه عيد فرمود:

«خداوند متعال براى شما مومنان، امروز دو عيد بزرگ و شكوهمند را مقارن قرار داده است كه كمال هر كدام به ديگرى است، تا نيكى واحسان خويش را در باره شما كامل سازد و شما را به راه رشد برساند و شما را دنباله رو كسانى قرار دهد كه بانور هدايتش روشنايى گرفته‏اند و شما را به راه نيكوى خويش ببرد و به نحو كامل از شما پذيرايى كند. پس جمعه را محل گردهمايى شما قرار داده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاك سازد و آلودگيهاى جمعه تا جمعه را بشويد، نيز براى يادآورى مومنان و بيان خشيت تقوا پيشگان مقرر ساخته است و پاداشى چند برابر پاداشهاى مطيعان در روزهاى ديگر قرار داده و كمال اين عيد، فرمانبردارى از امرالهى و پرهيز از نهى او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس توحيد خدا، جز با اعتراف به نبوت پيامبر(ص) پذيرفته نيست و دين، جز با قبول ولايت به امر الهى قبول نمى‏شود و اسباب طاعت خدا جز با چنگ زدن به دستگيره‏هاى خدا و اهل ولايت، سامان نمى‏پذيرد. خداوند در روز غدير، برپيامبرش چيزى نازل كرد كه بيانگر اراده‏اش در باره خالصان و برگزيدگان است و او را فرمان داد كه پيام را ابلاغ كند و از بيماردلان و منافقان هراس نداشته باشد و حفاظت او را عهده دار باشد... .

(تا آنجا كه فرمود:)رحمت خدا برشماباد! پس از پايان اين تجمع، به خانه‏هايتان برگرديد و به خانواده خود، وسعت و گشايش دهيد و به برادران خود نيكى كنيد و خداوند را بر نعمتى كه ارزانى‏تان كرده، سپاس گوييد. باهم باشيد، تا خداوند هم متحدتان سازد، به يكديگر نيكى كنيد، تا خداوند هم الفت شما را پايدار كند، از نعمت الهى به يكديگر هديه دهيد، آن گونه كه خداوند برشما منت نهاده و پاداش آن را در اين روز، چندين برابر عيدهاى گذشته و آينده قرار داده است. نيكى دراين روز، ثروت را مى‏افزايد و عمر را طولانى مى‏كند. ابراز عاطفه و محبت به هم در اين روز، موجب رحمت و لطف خدا مى‏شود. تا مى‏توانيد، در اين روز از وجودتان خرج خانواده و برادرانتان كنيد و در برخوردها و ملاقاتها ابراز شادمانى و سرور كنيد...» (3)

آيين عيد غدير و ائمه

ائمه اهل‏بيت(عليهم السلام)، اين روز را شناخته و شناسانده و آن را عيد ناميدند و همه مسلمانان را به عيد گرفتن آن دستور دادند و فضيلت آن روز و ثواب نيكوكارى در آن را بيان كردند.

فرات بن احنف مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: جانم فدايت! آيا مسلمانان عيدى برتر از عيد فطر و قربان و جمعه و روز عرفه دارند؟ فرمود: آرى! با فضيلت ترين، بزرگترين و شريفترين روز عيد نزد خداوند، روزى است كه خدا دين را در آن كامل ساخت و برپيامبرش محمد (ص) اين آيه را نازل فرمود: (اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا)گفتم: آن كدام روز بود؟ فرمود: هرگاه يكى از پيامبران بنى‏اسرائيل مى‏خواست جانشين خود را تعيين كند و انجام مى‏داد، آن روز را عيد قرار مى‏دادند. آن روز، روزى است كه پيامبر اكرم(ص) على(ع) را به عنوان هادى امت نصب كرد و اين آيه نازل شد و دين كامل گشت و نعمت خدا بر مومنان، تمام شد. گفتم: آن روز، كدام روز از سال است؟ فرمود: روزها جلو و عقب مى‏افتد، گاهى شنبه است، گاهى يك شنبه، گاهى دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه كارى سزاوار است كه انجام دهيم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز و شكر و حمد خداوند و شادمانى است، به خاطر منتى كه خدا بر شما نهاد و ولايت ما را قرار داد . دوست دارم كه آن روز را روزه بگيريد. (4)

حسن بن راشد از امام صادق(ع)روايت مى‏كند كه: به آن حضرت عرض كردم: جانم فدايت! آيا مسلمانان را جز عيد فطر و قربان، عيدى است؟ فرمود: آرى اى حسن! بزرگتر و شريف‏تر از آن دو. پرسيدم: چه روزى است؟ فرمود: روزى كه اميرالمومنين(ع) به عنوان نشانه راهنما براى مردم منصوب شد. گفتم: فداى شما! در آن روز چه كارى سزاوار است كه انجام دهيم؟ فرمود : روزه مى‏گيرى و برپيامبر و دودمانش درود مى‏فرستى و از آنان كه در حقشان ستم كردند، به درگاه خدا تبرى مى‏جويى. همانا پيامبران الهى به اوصياء خويش دستور مى‏دادند روزى را كه جانشين تعيين شده، «عيد» بگيرند. پرسيدم: پاداش كسى كه آن روز را روزه بگيرد چيست؟ فرمود: برابر با روزه شصت ماه است. (5)

عبدالرحمان بن سالم نيز از پدرش روايت كرده كه: از حضرت صادق(ع) پرسيدم: آيا مسلمانان غير از جمعه، قربان و فطر، عيدى دارند؟ فرمود: آرى، عيدى محترم‏تر. گفتم: چه روز؟ فرمود : روزى كه حضرت رسول(ص)، اميرالمومنين(ع) را به امامت منصوب كرد و فرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه» . عرض كردم: آن روز، چه روزى است؟ فرمود: به روزش چه كاردارى؟ سال در گردش است، ولى آن روز، هيجدهم ذى‏حجه است. پرسيدم: در آن روز شايسته است چه كارى انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و يادكردن محمد و آل محمد، خداوند را ياد مى‏كنيد . همانا پيامبراكرم(ص) توصيه فرمود كه مردم اين روز را عيد بگيرند. پيامبران همه چنين مى‏كردند و به جانشينان خود وصيت مى‏كردند كه روز تعيين جانشين را عيد بگيرند. (6)

امام صادق(ع) نيز روزه غديرخم را برابر با صد حج و عمره مقبول نزد خداوند مى‏دانست و آن را «عيد بزرگ خدا» مى‏شمرد.

در «خصال» صدوق از مفضل بن عمر روايت شده كه: به حضرت صادق(ع) عرض كردم: مسلمانان چند عيد دارند؟ فرمود: چهارعيد. گفتم: عيد فطر و قربان و جمعه را مى‏دانم. فرمود: برتر از آنها روز هيجدهم ذى‏حجه است. روزى كه پيامبر خدا(ص)،(دست)حضرت امير(ع) را بلند كرد و او را حجت بر مردم قرار داد. پرسيدم: دراين روز، چه بايد بكنيم؟ فرمود: با آنكه هرلحظه بايد خدا را شكر كرد، ولى دراين روز، به شكرانه نعمت الهى بايد روزه گرفت. انبياى ديگر نيز اين گونه به اوصياى خود سفارش مى‏كردند كه روز معرفى وصى را روزه بدارند و عيد بگيرند .

در حديث ديگرى در «مصباح» شيخ طوسى» (7) امام صادق(ع) آن روز را روزى عظيم و مورد احترام معرفى كرده است كه خداوند حرمت آن را برمومنان گرامى داشته و دينشان را كامل ساخته و نعمت را برآنان تمام نموده است و در اين روز، با آنان عهد و ميثاق خويش را تجديد كرده است. امام، غديرخم را روز عيد و شادمانى و سرور و روز روزه شكرانه دانسته كه روزه‏اش معادل شصت ماه از ماههاى حرام (محرم، رجب، ذى قعده و ذى حجه)است.

در حديثى ديگر است كه، حضرت صادق(ع) در حضور جمعى از هواداران و شيعيانش فرمود: آيا روزى را كه خداوند، با آن روز، اسلام را استوار ساخت و فروغ دين را آشكار كرد و آن را براى ما و دوستان و شيعيانمان عيد قرار داد، مى‏شناسيد؟ گفتند: خدا و رسول و فرزند پيامبر داناتر است، آيا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند: روز قربان است؟ فرمود: نه، هرچند اين دو روز، بسيار مهم و بزرگند، اما روز «فروغ دين» از اينها برتر است، يعنى روز هيجدهم ذى حجه... . فياض بن محمدبن عمر طوسى در سال 259(در حالى كه خودش 90 سال داشت.)گفته است كه حضرت رضا(ع) را در روز غدير ملاقات كردم، درحالى كه در محضر او جمعى از ياران خاص وى بودند و امام(ع) آنان را براى افطار نگاه داشته بود و به خانه‏هاى آنان نيز طعام و خلعت و هدايا، حتى كفش و انگشتر فرستاده بود و وضع آنان و اطرافيان خود را دگرگون ساخته بود و پيوسته فضيلت و سابقه اين روز بزرگ را ياد مى‏فرمود.

محمدبن علاء همدانى و يحيى بن جريح بغدادى مى‏گويند:

ما به قصد ديدار احمدبن اسحاق قمى (از اصحاب امام عسكرى(ع» در شهر قم به درخانه‏اش رفته، در زديم. دختركى آمد. از او در باره احمد بن اسحاق پرسيديم. گفت: او مشغول عيد خودش است، امروز عيد است. گفتيم: سبحان الله! عيد شيعيان چهارتاست: عيدقربان، فطر، غدير و جمعه. (8)

اين نيز نشان دهنده سيره عملى بزرگان شيعه، نسبت به اين روز فرخنده است. اميد است كه جامعه شيعى، با اهتمام ورزيدن به عيد ولايت و رهبرى، رشد خودشان را نشان دهند و با تكريم اين حبل المتين استوار شيعه، دين خويش را نسبت به بنيادهاى اعتقادى ادا كنند.

پى‏نوشتها:

1ـبه نقل از علامه امينى در جلد 3 الغدير

2ـشرف المصطفى، ابو سعيد خرگوشى

3ـمصباح المتهجد، صفحه 524

4ـتفسير فرات بن ابراهيم كوفى، در سوره مائده

5ـكافى، ج 1، ص 303

6ـهمان، ص 204

7ـهمان، ص 513

8ـالغدير، ج 3، به نقل از مختصر بصائر الدرجات

مأخذ: مجله كوثر شماره 37

جواد محدثى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:58 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0


عيد غدير برترين و پرشكوه‏ترين عيد اسلامى

روزهاى سرنوشت‏ساز ملى و عيدهاى شادى‏بخش و نشاط آفرين دينى در نظر گاه جامعه‏ ها و تمدن‏هاى زنده و آگاه،هر كدام داراى شكوه و اهميت و ارزش ويژه‏اى است و مردم خردمند و خردورز و آگاه به تناسب نقش هر يك از اين روزهاى تاريخى در نجات و رستگارى و آزادى و رشد معنوى و اجتماعى آن جامعه و مردم،از ديرباز بر اساس راه و رسم مذهبى و ملى،مردمى و يا منطقه‏اى بدان روزها و عيدها بها مى‏دهند و فرا رسيدن آن‏ها را گرامى مى‏دارند و روز شكوهبار«غدير»و يا عيد غدير از ديرباز در نظر خدا و پيامبرش و نيز خاندان وحى و رسالت و توحيدگرايان و مسلمانان از ارزش و اهميت وصف ناپذيرى بهره‏ور بوده و هماره به آن سخت بها مى‏دهند و آن را برترين و پر شكوه‏ترين عيد مذهبى و دينى مى‏نگرند.

اين همه شكوه و عظمت براى اين روز بزرگ چرا؟

از نظر آفريدگار هستى اهميت اين روز بزرگ به خاطر آن است كه در اين روز سرنوشت‏ساز به فرمان او،پيام آورش مدال شكوه و افتخار پيشوايى و رهبرى راستين را بر سينه على(ع)نشاند و تاج معنوى خلافت را بر سر سرفراز او نهاد و او را به عنوان امير و امام و سررشته‏دار دين و دنياى مردم برگزيد و به همين منظور فرشته وحى با پيام او به پيام آورش فرمود آمد و ضمن تسليم گرم‏ترين تبريك و تهنيت خدا به پيامبر و مردم توحيدگرا اين آيه را آورد كه:هان اى مردم،امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خويشتن را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما به عنوان آيين جاودانه برگزيدم...

اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا... (1) .
از ديدگاه پيامبر

و از نظر پيامبر اهميت اين روز پر شكوه تا آنجايى است كه:«حافظ ابو سعيد»در كتاب خويش،«شرف المصطفى»از«احمد بن حنبل»و از«ابو سعيد خدرى»آورده است كه:آن پيشواى بزرگ در روز عيد غدير مى‏فرمود:هان اى مردم،اينك به من تبريك بگوييد،چرا كه خداى پر مهر در اين روز بزرگ،هم نعمت بزرگ رسالت را به من ارزانى داشت و هم مقام والاى امامت راستين را به خاندانم.

«انه قال(ص)ـيوم الغديرـهنئونى،ان الله تعالى خصنى بالنبوة و خص اهل بيتى بالإمامة»

و درست در اين راستا بود كه ياران پيامبر،از جمله«عمر»و«ابو بكر»پيش آمدند و به امير والايى‏ها تبريك گفتند و تصريح كردند كه:خوشا به حالت،چقدر پر شكوه و زيباست برايت اى على!هان اى امير مؤمنان!گوارا باد كه اينك مولا و سررشته‏دار ما و هر زن و مرد توحيدگرا و با ايمانى شده‏اى و خدا و پيامبرش تو را به اين مقام بلند و پر شكوه برگزيده‏اند. ..

«و عمر يهنئى عليا بقوله:«طوبى لك»او:«بخ بخ»،او«هنيئا لك»،اصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة»

از ششمين امام نور آورده‏اند كه پيامبر در اهميت اين روز بزرگ فرمود:

«يوم غدير خم افضل اعياد أمتى،و هو اليوم الذى امرنى الله بنصب اخى على بن ابى طالب علما لأمتى يهتدون به من بعدى،و هو اليوم الذى اكمل فيه الدين،و أتم على أمتى فيه النعمة،و رضى لهم الاسلام دينا»

روز پر شكوه«غدير»از برترين عيدهاى مذهبى براى جامعه و امت من است،چرا كه در اين روز پر بركت بود كه خدا به من فرمان داد تا برادرم على(ع)را به رهبرى راستين امت خويش برگزينم و به مردم روشنگرى كنم كه پس از من از او پيروى نمايند.و نيز در اين روز بود كه خداى فرزانه دين خود را كامل و نعمت خويش را بر امت من تمام گردانيد و خشنود گرديد كه دين آنان اسلام باشد و خودشان مسلمان واقعى.
از نظرگاه خاندان رسالت

اما از ديدگاه پيشوايان راستين دين،روز«غدير»بسيار پر شكوه و با عظمت است و به همين دليل هم خاندان وحى و رسالت،آن را گرامى مى‏داشتند و در اين مورد نيز به پيامبر اقتدا داشتند.

در اين مورد«فرات بن اخنف»آورده است كه:به حضرت صادق گفتم:فدايت گردم آيا براى مردم توحيدگرا و مسلمان عيدى پر شكوه‏تر از عيد فطر و عيد قربان و روز عرفه و روز جمعه آمده است؟

«قلت جعلت فداك،للمسلمين عيد افضل من الفطر و الأضحى و يوم الجمعة و يوم عرفه؟»

فرمود:آرى،برترين،شريف‏ترين و پر شكوه‏ترين عيد نزد خدا،همان روزى است كه خدا در آن روز دين خود را كامل ساخت و به پيامبر و مردم پيام فرستاد كه:

«اليوم اكملت لكم دينكم...»

پرسيدم:سرورم اين روز كدام است؟

فرمود:فرات!پيامبران پيشين هر كدام مى‏خواستند براى خود جانشينى بر گزينند،به دستور خدا روزى مردم را گرد مى‏آوردند و برترين فرد امت خويش را به دستور خدا به امامت بر مى‏گزيدند و آن روز را روز عيد اعلام مى‏داشتند و آن روز،همان روز شكوهبارى است كه خدا على را به امامت مردم برگزيد و بدين وسيله دين خود را كامل ساخت و نعمت خويشتن را بر آنان تمام گردانيد...

گفتم:سرورم،اين روز كدامين روز است؟

فرمود:در ميان بنى‏اسرائيل گاه روز شنبه اتفاق افتاد و گاه يكشنبه و گاه دوشنبه...اما در اسلام روز عيد غدير مى‏باشد.

پرسيدم:در اين روز بزرگ چه كارى بايد براى تقرب به خدا انجام داد؟ «فما ينبغى لنا ان نعمل فى ذلك اليوم؟»

فرمود:فرات روز عيد غدير،روز پرستش خدا،روز نماز و نيايش،روز سپاس و ستايش خدا و روز شادى و شادمانى است،چرا كه خدا در اين روز به خاطر گزينش امامان خاندان وحى و رسالت به رهبرى و سررشته‏دارى دين و دنياى شما،بر مردم نعمتى‏گران ارزانى داشت.به همين دليل در سپاس به بارگاه خدا دوست مى‏دارم شما روزه بداريد.

«قال:هو يوم عبادة و صلاة و شكر لله و حمد له،و سرور لما من الله به عليكم من ولايتنا،فانى احب لكم ان تصوموا».

گفتنى است كه روايات رسيده در اين مورد بسيار است و به همين دليل هم پيروان مذهب اهل بيت از ديرباز در عراق،ايران،هند،پاكستان،سوريه،لبنان،و ديگر كشورها و شهرهاى كوچك و بزرگى كه در آن زندگى مى‏كنند،اين روز بزرگ را جشن مى‏گيرند و عيد مى‏دانند و آن را گرامى مى‏دارند.

در افريقا،به ويژه مراكش و مغرب عربى نيز در عصر فاطميان و ادريسيان و سلسله‏هاى شيعه،اين روز،سخت گرامى داشته مى‏شد و دولت و ملت جشن‏هاى پر شكوهى در آن روز بر پا مى‏داشتند،اما با گذشت زمان و پيدايش دگرگونى‏هاى نامطلوب اين عيد بزرگ دينى و انسانىـكه روز عدالت و آزادى و والايى و شايسته سالارى استـدر برخى كشورهاى عربى و افريقايى به دست فراموشى سپرده شد كه به باور من بايد اين روز را بسيار گرامى داشت و نسبت به ديگر عيدهاى مذهبى و ملى آن را برتر شمرد و جشن‏هاى پر شكوهى بر پا ساخت،چرا كه روز غدير روز بسيار پر شكوهى است،روز يادآورى عدالت،آزادى،تقوا،پارسايى،آزادگى،بزرگ‏منشى،والايى،كرامت امنيت و ارزشهاى والايى است كه امير مؤمنان و راه رسم آزادمنشانه و مردمى او در زندگى سمبل و تجليگاه آن بود و بايد به هوش بود كه از اين روز بزرگ و اصل انسان‏ساز امامت عادلانه و آسمانى دوازده امام معصوم سوء استفاده نشود و ديگران را با انواع شگردها در شمار آنان جا نزنند كه پيامبر فرمود: جانشينان راستين من دوازده تن هستند،نخستين آنان على است و آخرين آنان مهدىـكه درود خدا بر همه آنان باد.

پى ‏نوشت:

1) سوره مائده،آيه .3

امام على(ع) از ولادت تا شهادت ص 407




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:56 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

غدير به روايت اميرالمؤمنين عليه‏ لسلام

با اينكه بيشتر مسلمانان صحت حديث غدير و اعلام ولايت أميرمؤمنان على ـ عليه السلام ـ را پذيرفته‏اند و غالبا آن را از احاديث قطعى و متواتر مى‏دانند، باز گروهى چنين مى‏پرسند : اگر واقعا حادثه غدير خم اتفاق افتاده و بسيارى نيز شاهد آن بوده‏اند، چرا شخص اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ براي اثبات حقانيت خود هرگز از آن بهره نگرفت؟ در باور اين گروه عدم استشهاد حضرت به حديث غدير نشان‏دهنده اين حقيقت است كه يا واقعه‏اى به نام غدير در تاريخ تحقق نيافته، يا بر فرض تحقق بر امامت حضرت دلالت نداشته است.

در پاسخ اين مطلب بايد گفت: اگر حديث غدير را از احاديث قطعى و متواتر ندانيم، بايد بپذيريم كه در ميان احاديث پيامبر اكرم(ص) و مطالب تاريخى مورد قطعى و متواتر وجود ندارد؛ علاوه بر اين، اين ادعا كه اميرمؤمنان(ع) براى اثبات حقانيت خود به حديث غدير استناد نكرده، خود شاهد بى‏اطلاعى و ناآگاهى گوينده آن است.

بررسى اجمالى كتابهاى معتبر و مورد قبول فرقه‏هاى گوناگون اسلامى نشان مى‏دهد كه حضرت على(ع) بيش از 22 بار پيرامون غدير و استشهاد به آن سخن گفته است. هر چند اين موارد در حوصله اين مقاله نمى‏گنجد و نيازمند فرصت بيشتر است، ولى براى نمونه تنها ده مورد آن را نقل و در بقيه موارد تنها به ذكر منابع بسنده مى‏كنيم.
در مسجد پيامبر(ص)

.1 برابر آنچه از منابع تاريخى به دست مى‏آيد اولين موردى كه حضرت على ـ عليه السلام ـ حديث غدير را مطرح فرمود، بعد از رحلت پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ بود. وقتى حضرت را براى بيعت به مسجد آوردند، آن بزرگوار با بيان حقانيت خود خلافت مسلمين را از آن خويش دانست و از بيعت امتناع كرد. بشير بن سعد انصارى برخاست و گفت: اى ابوالحسن، اگر انصار قبل از بيعت با ابوبكر اين كلام را مى‏شنيدند، حتى دو نفر در باره بيعت با شما اختلاف نمى‏كردند. حضرت در جواب فرمود:

«يا هؤلاء أكنت أدع رسول الله مسجى لا أواريه و أخرج أنازع فى سلطانه؟ و الله ما خفت أحدا يسمو له و ينازعنا أهل البيت فيه و يستحل ما استحللتموه، و لا علمت أن رسول الله صلى الله عليه و آله ترك يوم غدير خم لأحد حجة و لا لقائل مقالا. فأنشد الله رجلا سمع النبى صلى الله عليه و اله يوم غدير خم يقول: «من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله» أن يشهد الان بما سمع». (1)

آيا بايد پيكر رسول خدا(ص) را بر روى زمين رها مى‏كردم و قبل از كفن و دفن آن حضرت، در باره خلافت و جانشينى وى نزاع مى‏كردم؟ مسأله خلافت چنان روشن بود كه گمان نمى‏كردم كسى در صدد دستيابى به آن باشد و در اين موضوع با اهل بيت پيامبر(ص) درگير شوند. مگر رسول خدا ـ صلى الله عليه و آله ـ در روز غدير خم حجت را بر مردم تمام نكرد و مگر جاى عذرى براى كسى باقى مانده بود؟

همگان را به خدا قسم مى‏دهم، هر كس كلام پيامبر اكرم در روز غدير خم را شنيده است كه مى‏فرمود: «هر كس كه من مولاى او هستم اينك على مولاى اوست. خداوندا، هر كس على را دوست دارد دوست بدار و آن كه على را دشمن بشمارد، دشمن دار، هر كس على را يارى كند يارى كن، و هر كه على را خوار كند، خوار ساز.» برخيزد و شهادت دهد.

زيد بن‏ارقم مى‏گويد: بعد از اين سخن حضرت، دوازده تن از اصحاب جنگ بدر برخاستند و گواهى دادند. اما من، با آنكه اين گفتار را از زبان رسول الله ـ صلى الله عليه و آله ـ شنيده بودم، از اداى شهادت خوددارى كردم و بر اثر همين امر و نفرين حضرت بينايى‏ام را از دست دادم.
در خطبه وسيله

.2 هفت روز پس از وفات پيامبر اكرم(ص)، اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ در مدينه خطبه‏اى بسيار بلند ايراد فرمود كه به خطبه وسيله معروف شد. حضرت در آن خطبه به واقعه غدير خم و نزول آيه اكمال دين در آن روز تصريح مى‏كند. ثقةالاسلام كلينى، در روضه كافى، خطبه وسيله را نقل كرده است. در بخشى از آن چنين مى‏خوانيم:

«... و قوله صلى الله عليه و اله حين تكلمت طائفة فقالت: نحن موالى رسول‏الله(ص) فخرج رسول الله صلى الله عليه و آله إلى حجة الوداع ثم صار الى غدير خم، فأمر فأصلح له شبه المنبر ثم علاه و أخذ بعضدى حتى رئى بياض إبطيه رافعا صوته قائلا فى محفله: «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» فكانت على ولايتى ولاية الله و على عداوتى عداوة الله. و أنزل الله عزو جل فى ذلك اليوم: اليوم اكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا (2) فكانت ولايتى كمال الدين و رضا الرب جل ذكره...» (3)

[در اواخر عمر پيامبر اكرم(ص)،]، وقتى گروهى گفتند: ما بعد از پيامبر رهبران مردم هستيم، رسول خدا(ص) براى حجةالوداع از مدينه خارج شد و پس از اعمال حج به وادى غدير خم شتافت، فرمان داد چيزى مانند منبر برايش آماده كردند. سپس بالاى آن رفت، و بازوى مرا گرفت و بلند كرد، به گونه‏اى كه سفيدى زير شانه‏هايش ديده شد. آنگاه با آواز بلند فرمود:

هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست. خدايا، دوستش را دوست بدار و دشمنش را دشمن شمار. پس ولايت من معيار ولايت خدا و دشمنى با من ميعار دشمنى با خدا شد؛ و خداوند در همان روز اين آيه را نازل فرمود: امروز دين شما را كامل ساختم، نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را دين شما برگزيدم.

پس ولايت من كمال دين و رضايت پروردگار جل ذكره شد. ...
در شوراى شش نفره

.3 در شوراى منتخب خليفه دوم براى تعيين خليفه، كه اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ نيز در شمار آنان جاى داشت، استدلالهاى فراوانى از حضرت نقل شده كه در كتابهاى تاريخ و حديث به «حديث الانشاد» يا «حديث المناشدة» معروف است. امام(ع) در يكي از استدلالهاى خود به حديث غدير خم استناد كرده است.

ابن‏مغازلى شافعى (متوفاى 483)، در كتاب المناقب،سخن على(ع) را چنين نقل مى‏كند:

«فأنشدكم بالله، هل فيكم أحد قال له رسول الله صلى الله عليه و آله: «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، ليبلغ الشاهد منكم الغائب» غيرى؟ (4) قالوا: اللهم لا.»

شما را به خدا سوگند مى‏دهم، در جمع شما غير از من كسى هست كه پيامبر در باره او فرموده باشد: «هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدايا، دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن بشمار، حاضران بايد اين مطلب را به غائبان برسانند؟ اعضاى شورا گفتند: به خدا سوگند، نه».
در روزگار عثمان

.4 در ايام خلافت عثمان جمعى از مهاجران و انصار در مسجد النبى ـ صلى الله عليه و اله ـ گرد آمده، پيرامون فضايل و سوابق قريش و انصار سخن مى‏گفتند و از سخنان پيامبر اكرم (ص) در باره قريش و انصار بهره مى‏جستند. حضرت على ـ عليه السلام ـ نيز در اين مجلس حضور داشت و به سخنان آنان گوش مى‏داد. گروهى از حضرت خواستند كه او نيز سخنى بگويد. حضرت پاره‏اى از سوابق و مناقبش را برشمرد و حاضران بر درستى گفتارش گواهى دادند. آنگاه امام به حديث غدير اشاره كرد و فرمود:

«افتقرون أن رسول الله صلى الله عليه و آله دعانى يوم غدير خم فنادى لى بالولاية ثم قال : ليبلغ الشاهد منكم الغائب؟»قالوا: اللهم نعم. (5)

آيا قبول داريد كه رسول خدا ـ صلى الله عليه و آله ـ در روز غدير خم مرا خواست، ولايتم را به مردم ابلاغ كرد و فرمود حاضران بايد اين مطلب را غايبان برسانند؟ حاضران گفتند : آرى.
در ميدان جنگ جمل

.5 قبل از شروع جنگ جمل، حضرت براى اتمام حجتى ديگر به طلحه پيام داد تا با وى ديدار كند. طلحه نيز پذيرفت و به حضور اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ شتافت. حضرت به وى فرمود :

«نشدتك الله هل سمعت رسول الله صلى الله عليه و آله يقول: «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»؟ قال: نعم. قال ـ عليه السلام ـ «فلم تقاتلنى؟» قال: لم اذكر. (6)

تو را به خدا سوگند مى‏دهم، آيا شنيدى كه رسول الله ـ صلى الله عليه و آله ـ مى‏فرمود : «هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدايا هر كس او را دوست دارد دوست بدار و هر كس با او دشمنى مى‏كند دشمن بدار؟»طلحه گفت: آرى شنيده‏ام.

حضرت فرمود: پس چرا با من مى‏جنگى؟

طلحه جواب داد: فراموش كرده بودم.
در صحنه صفين

.6 در جنگ صفين، هنگامى كه فرستاده‏هاى معاويه به حضور اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ رسيدند تا به اصطلاح بين حضرت و معاويه صلح برقرار سازند، حضرت خطبه‏اى ايراد كرد و فرمود:

«أنشد كم الله فى قول الله: (يا ايها الذين آمنوا أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولى الأمر منكم) (7) و قوله: (إنما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون) (8) ثم قال: (و لم يتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنين وليجة)، (9) فقال الناس: يا رسول الله، أخاص لبعض المؤمنين أم عام لجميعهم؟ فأمر الله عز و جل رسوله أن يعلمهم فيمن نزلت الايات و أن يفسر لهم من الولاية ما فسر لهم من صلاتهم و صيامهم و زكاتهم و حجهم. فنصبنى بغدير خم و قال: «إن الله ارسلنى برسالة ضاق بها صدرى و ظننت أن الناس مكذبونى، فأوعدنى لأبلغنها أو يغذبنى، قم يا على» ثم نادى بالصلاة جماعة فصلى بهم الظهر ثم قال: «ايها الناس، إن الله مولاى و أنا مولى المؤمنين و أولى بهم من أنفسهم، ألا من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، و انصر من نصره و اخذل من خذله.» فقام إليه سلمان الفارسى فقال: يا رسول الله ولائه كماذا؟ فقال: «ولائه كولايتى، من كنت اولى به من نفسه فعلى أولى به من نفسه.» و أنزل الله تبارك و تعالى : (اليوم اكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الإسلام دينا) (10) ...» (11)

شما را به خدا سوگند مى‏دهم، در باره اين آيات: «اى مؤمنان، از خدا و پيامبر و صاحبان امر خود پيروى كنيد؛»«صاحب اختيار و ولى شما خدا و پيامبرش و كسى است كه نماز را به پا داشته، در حال ركوع زكات مى‏دهد» و «غير از خدا، پيامبر و مؤمنان را دوست صميمى به شمار نياورديد.»

مردم از رسول خدا(ص) سؤال كردند: آيا مراد از «مؤمنان» در اين آيات بعضى از آنهاست يا همه آنان را شامل مى‏شود؟ خداوند به پيامبرش دستور داد تا به آنان بفهماند كه اين آيات در باره چه كسى نازل شده است و ولايت را براى آنها تفسير كند چنانكه نماز، روزه، زكات و حج را تفسير كرد. پيامبر(ص)، براى امتثال امر خدا، در غدير خم مرا به خلافت منصوب كرد و فرمود: «خداوند مرا به رسالتى فرستاده است كه سينه‏ام از آن به فشار آمده، گمان مى‏كنم مردم مرا تكذيب خواهند كرد؛ ولى خداوند مرا تهديد كرد و فرمود: اين پيام را برسانم وگرنه مرا عذاب مى‏كند. اى على برخيز». سپس مردم را براى نماز جماعت فرا خواند، و نماز ظهر را با آنان خواند و فرمود: اى مردم، خداوند مولاى من است، من مولاى مؤمنينم و اختيارم بر مؤمنين از خود آنان بيشتر است، بدانيد هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست. خداوندا، هر كه على را دوست دارد دوست بدار و آن كه على را دشمن دارد دشمن بدار، هر كس على را يارى كند يارى كن و هر كه على را يارى نكند خوار كن.

در اينجا سلمان فارسى برخاست و گفت: يا رسول الله، ولايت و اختيار او بر مردم چگونه است؟ حضرت فرمود: اختيارات او مانند اختيارات من است، هر كس اختيار من به او از خود او بيشتر بوده، على هم اختيارش بر او از خودش بيشتر است. و خداوند تبارك و تعالى اين آيه را نازل فرمود: امروز دين شما را كامل كردم، نعمتم را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دين شما باشد.
در مسجد كوفه

.7 امام على ـ عليه السلام ـ بارها مردم را در مسجد كوفه جمع كرد و فرمود كه، هر كس در غدير خم حضور داشته، حديث غدير را از زبان پيامبر اكرم شنيده است برخيزد و شهادت دهد.

هر بار حضرت چنين خواسته‏اى را بيان كرده، جمعى از بزرگان اصحاب پيامبر(ص) اجابت كرده، شهادت دادند كه، ما در غدير خم اين سخن را از رسول خدا(ص) شنيده‏ايم.

اين بخش از استشهادات حضرت چنان گسترده و متنوع است كه، بى هيچ اغراقى گردآورى منابع آن كتابى مى‏طلبد.

احمد بن‏حنبل در مسند خود داستان يكى از گواه‏جويى‏هاى حضرت را چنين نقل مى‏كند: على ـ رضى الله عنه ـ مردم را در رحبة (يكى از ميادين كوفه) گرد آورد و فرمود:

«أنشد الله كل امرئ مسلم سمع رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يقول يوم غدير خم ما سمع لما قام.»

به خدا سوگند مى‏دهم هر مسلمانى كه در روز غدير خم گفتار پيامبر خدا(ص) را شنيده‏است برخيزد و شهادت دهد.

احمد بن‏حنبل مى‏افزايد: به گفته ابى‏الطفيل سى تن از مردم برخاستند ولى ابونعيم نقل مى‏كند كه بسيارى از مردم برخاسته، شهادت دادند پيامبر اكرم(ص) را در غدير خم در حالى كه دست حضرت على را گرفته بود، مشاهده كردند كه مى‏فرمود: «آيا مى‏دانيد كه من به مؤمنين از خودآنان سزاوارترم؟» مردم در جواب عرضه داشتند: آرى چنين است، اى رسول خدا. آنگاه فرمود: «هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست. خدايا، دوستدار وى را دوست بدار و با دشمن وى دشمن باش.

ابى‏الطفيل كه راوى اين حديث است، مى‏گويد: من از جمع مردم خارج شدم. در حالى كه پذيرش اين حديث برايم مشكل بود و در ترديد به سر مى‏بردم، به ملاقات زيد بن‏ارقم رفتم و آنچه از على(ع) در آن روز ديده و شنيده بودم با وى در ميان گذاشتم. زيد بن ارقم گفت: حق همان است كه شنيده‏اى. من خود همه آن مطالب را از رسول خدا(ص) شنيده‏ام». (12)
در ميدان كوفه

.8 امام على(ع) در خطبه‏اى، كه در رحبه كوفه ايراد كرد، به واقعه غدير و گفتار پيامبر اكرم(ص) در آن تمسك جست. ولى در اين محفل انس بن‏مالك، كه در غدير حضور داشت، مصلحت‏انديشى پيشه‏كرده، از گواهى دادن سرباز زد.

ابن‏ابى‏الحديد در شرح نهج‏البلاغه چنين نقل مى‏كند:

«المشهور أن عليا ـ عليه السلام ـ ناشد الناس الله فى الرحبة بالكوفة، فقال: أنشدكم الله رجلا سمع رسول الله صلى الله عليه و آله، يقول لى و هو منصرف من حجة الوداع: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، فقام رجال فشهدوا بذلك. فقال ـ عليه السلام ـ لانس بن‏مالك: «لقد حضرتها فما بالك؟. فقال: يا اميرالمؤمنين كبرت سني و صار ما أنساه اكثر مما اذكر. فقال [على عليه السلام‏] له: ان كنت كاذبا فضربك الله بها بيضاء لا تواريها العمامة. فما مات حتى أصابه البرص». (13)

مشهور است كه على ـ عليه السلام ـ در رحبه كوفه مردم را سوگند داد و گفت: به خدا سوگند مى‏دهم هر كس در بازگشت رسول خدا(ص) از حجةالوداع از آن حضرت شنيد كه در باره من فرمود : «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» برخيزد و گواهى دهد . مردانى برخاستند و گواهى دادند. سپس على ـ عليه السلام ـ به انس بن مالك فرمود: تو نيز آن روز حضور داشتى، چه شده است [كه گواهى نمى‏دهى‏]؟ انس گفت: يا اميرالمؤمنين، سن من زياد شده و آنچه فراموش كرده‏ام بيش از چيزهايى است كه به ياد دارم. حضرت فرمود : اگر دروغگو باشى، خداوند تو را به چنان سفيدى مبتلا كند كه حتى عمامه نيز آن را پنهان نسازد. پس انس قبل از آنكه بميرد مبتلا به پيسى‏شد.
در مسجد كوفه

.9 حضرت على ـ عليه السلام ـ بارها در مسجد كوفه نيز به واقعه غدير و سخن رسول خدا در آن روز تمسك جست. زيدبن‏ارقم چنين نقل مى‏كند: «نشد على ـ عليه السلام ـ الناس فى المسجد فقال: أنشد الله رجلا سمع النبى صلى الله عليه و آله يقول: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. فقام اثنا عشر بدريا، ستة من الجانب الأيمن و ستة من الجانب الأيسر، فشهدوا بذلك. و كنت انا فيمن سمع ذلك فكتمته، فذهب الله ببصرى». (14)

على ـ عليه السلام ـ مردم را در مسجد سوگند داد و فرمود: به خدا سوگند مى‏دهم هر كه گفتار پيامبر(ص) را شنيد كه فرمود: هر كه من مولا و فرمانرواى اويم على مولاى اوست، خدايا هر كه او را دوست دارد دوست بدار و هر كه او را دشمن دارد دشمن دار؛ برخيزد و گواهى دهد. پس دوازده تن از اهل بدر، شش تن از سمت راست و شش تن از سمت چپ، برخاستند و بدان گواهى دادند. من نيز از كسانى بودم كه اين سخن را از پيامبر(ص) شنيده بودم، ولى آن روز از گواهى خوددارى كردم و خداوند بينايى را از من گرفت.

به نوشته تاريخ نگاران او براى شهادتى كه نداده بود افسوس مى‏خورد، اظهار پشيمانى مى‏كرد و از خدا آمرزش مى‏طلبيد.
پس از جنگ نهروان

.10 پس از جنگ نهروان اميرمؤمنان على ـ عليه السلام ـ نامه‏اى خطاب به شيعيان خود نوشت و ده نفر از بزرگان كوفه را كه مورد اعتماد بودند، مأمور كرد تا هر جمعه در حضور آنها اين نامه براى مردم قرائت شود. حضرت در بخشى از اين نامه بر حق ولايت خود استدلال مى‏كند و مى‏فرمايد:

«و انما حجتى أنى ولى هذا الأمر من دون قريش، أن نبى الله صلى الله عليه و آله قال: «الولاء لمن أعتق» فجاء رسول الله صلى الله عليه و آله بعتق الرقاب من النار، و أعتقها من الرق، فكان للنبى صلى الله عليه و آله، ولاء هذه الأمة، و كان لى بعده ما كان له، فما جاز لقريش من فضلها عليها بالنبى صلى الله عليه و آله، جاز لبنى هاشم على قريش، و جاز لى على بنى هاشم يقول النبى صلى الله عليه و آله يوم غدير خم «من كنت مولاه فعلى مولاه»، الا أن تدعى قريش فضلها على العرب بغير النبى صلى الله عليه و آله. فإن شاءوا فليقولوا ذلك...» (15)

دليل من بر اينكه من ولى امرم نه ساير قريش، اين است كه پيامبر(ص) فرمود: ولايت براى كسى است كه آزاد كرده است؛ و چون رسول الله(ص) مردم را از قيد بندگى و آتش جهنم آزاد كرد پس بر امت ولايت دارد. بعد از آن حضرت، همان ولايت او از آن من است؛ زيرا هر فضيلتى كه قريش بر ساير امت دارد به سبب پيامبر(ص) است و [با توجه به اين معيار] بنى‏هاشم بر قريش فضيلتى آشكارتر دارد؛ و من همان فضيلت را بر بنى‏هاشم دارم، زيرا رسول خدا در روز غدير خم فرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه.» مگر آنكه قريش ادعا كند به دليلى جز انتساب به پيامبر بر عرب برترى دارد، پس اگر مى‏خواهند چنين بگويند، بگويند...

در پايان مقاله براى تكميل بحث، فهرست بقيه مواردى كه حضرت على(ع) به حديث غدير استناد كرده است، ذكر مى‏شود:
موارد ديگر

1 ـ طولانى‏ترين كلامى، كه پيرامون غدير خم و عظمت آن از حضرت على(ع) نقل شده است، خطبه‏اى است كه در جمعه‏اى كه با سالگرد غدير خم مصادف بود در كوفه ايراد شده است.

شيخ طوسى در صفحه 752 مصباح المتهجد اين خطبه را بطور كامل آورده است و علامه مجلسى در جلد 97 بحارالانوار آن را از «مصباح الزائر» سيد بن‏طاووس نقل مى‏كند.

2 ـ امير مؤمنان على(ع) در نامه‏اى، كه در قالب نظم براى معاويه فرستاد، به حديث غدير تصريح كرده است. كتابهاى زير بخشى از منابعى است كه اين ابيات در آنها ديده مى‏شود:

.1 الفصول المهمة، ابن الصباغ المالكى، ص .15

.2 تذكرة الخواص، ابن‏الجوزى، ص‏ .103

.3 فوائد السمطين، حموينى، ج 1، ص‏ .427

.4 الفصول المختارة، شيخ مفيد، ج 2، ص .70

.5 الاحتجاج، طبرسى، ج 1، ص .429

3 ـ همچنين اشعار بسيار زيبايى از حضرت على(ع) نقل شده است، كه امام(ع) براى اثبات حقانيت خويش به حديث غدير خم تمسك جسته است. اين اشعار در صفحه 78 ينابيع المودة قندوزى حنفى، صفحه 540 ديوان منسوب به اميرالمؤمنين و صفحه 32 جلد دوم الغدير نقل شده است.

4 ـ حضرت على(ع) در مجلسى كه انس بن‏مالك، براء بن‏عازب، اشعث بن‏قيس و خالد البجلى حضور داشتند، خطبه‏اى ايراد كرد و از اين چهار تن خواست كه بر درستى حديث غدير گواهى دهند. ولى هر چهار تن به خاطر ملاحظات سياسى از اداى شهادت خوددارى كردند. حضرت در باره هر يك آنها دعايى كرد كه به اجابت رسيد. شيخ صدوق(ره) در كتابهاى «الخصال» و «امالى» خود از اين واقعه ياد كرده است. اين مطلب در جلد دوم، مناقب آل ابى‏طالب ج 2 و جلد 31 و بحارالانوار نيز نقل شده است.

5 ـ داستان نفرين حضرت در باره كسانى كه حديث غدير را كتمان كردند در منابع معتبر بسيار آمده است.

انساب الاشراف، اسدالغابة، مسند احمد، و البداية و النهاية بخشى از روايات اين واقعه شمرده مى‏شوند.

6 ـ أمير مؤمنان على ـ عليه السلام ـ در روايتى طولانى هفتاد فضيلت ويژه خود را بيان كرده، در ضمن آنها از حادثه غدير خم نيز سخن گفته است. اين روايت را شيخ صدوق(ره) در جلد دوم كتاب خصال آورده است.

7 ـ همچنين در صفحه 166 كتاب بشارة المصطفى حادثه غدير و سخنان پيامبر اكرم(ص) در آن روز از زبان على(ع) نقل شده است.

8 ـ حضرت على(ع) هنگام عزيمت به سوى شام براى جنگ با معاويه، در يكى از منازل بين راه، خطبه‏اى نسبتا طولانى ايراد كرد، او ضمن تشويق يارانش به جهاد در راه خدا به حديث غدير استناد جست و مردم را به اطاعت از خود دعوت كرد. اين خطبه را شيخ مفيد(ره) در جلد اول كتاب ارشاد، طبرسى در جلد اول الاحتجاج و علامه مجلسى بحارالانوار در جلد 32 و 34 نقل كرده‏اند.

9 ـ قضيه معمم شدن اميرمؤمنان على ـ عليه السلام ـ به وسيله پيامبر اكرم(ص) در روز غدير، از مواردى است كه حضرت پيرامون غدير خم صحبت كرده است. ابن صباغ مالكى در «الفصول المهمة» اين كلام حضرت را نقل كرده است. علامه امينى در جلد اول الغدير از چندين منبع ديگر اهل سنت نام برد كه اين حديث را نقل كرده‏اند.

10 ـ حضرت على(ع) در جواب سؤال كسى كه گفت: مهمترين فضيلت خود را از زبان پيامبر اكرم (ص) بيان كنيد، به حادثه غدير و وجوب ولايت خود اشاره مى‏كند. اين روايت را طبرسى در جلد اول كتاب احتجاج نقل كرده است. كتاب سليم بن‏قيس و جلد چهلم بحارالانوار نيز از منابع اين حديث شمرده مى‏شود.

11 ـ حضرت على(ع)، در توضيح حديث «ان حديثنا أهل البيت صعب مستصعب»، حديث غدير را بيان كرده، از آزمون مؤمنان در اين مسير سخن گفته است. اين روايت در صفحه 55 تفسير فرات كوفى و نيز جلد 25 بحارالانوار ديده مى‏شود.

12 ـ ابن عساكر شافعى در جلد دوم تاريخ دمشق به طرق مختلف حديث غدير را از زبان على ـ عليه السلام ـ نقل كرده است. همچنين ابن مغازلى شافعى در صفحه 21 كتاب «المناقب»، ابن‏كثبر در جلد پنجم البداية و النهاية و هيثمى در جلد نهم مجمع الزوايد سخنان حضرت را نقل كرده‏اند.

به اميد آنكه در پرتو نور غدير به حريم ولايت راه يابيم و از سرچشمه حيات طيبه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ حياتى نو به دست آوريم.

پى‏نوشتها:

1ـ احتجاج طبرسى، ج 1، ص 184؛ الامامة و السياسة، ص 29 ـ 30؛ بحارالانوار، ج 28، ص .185

2ـ مائدة .3

3ـ الروضة من الكافى، ج 8، ص .27

4ـ مناقب ابن المغازلى، ص 114؛ مناقب الخوارزمى، ص 222؛ امالى، شيخ طوسى، ص 333؛ همان، ص 546؛ همان، ص 555؛ الاحتجاج، طبرسى، ج 1، ص 333 و 213؛ كشف اليقين، ص 423؛ نويسنده؟؛ فرائد السمطين، ج 1،ص 315؛ نويسنده؟؛ ارشاد القلوب، ج 2، ص .259 نويسنده؟؛

5ـ كتاب سليم بن‏قيس، حديث 11، ص 641؛ فوائد السمطين، ج 1، ص 312؛ الغدير، ج 1، ص .163

6ـ مناقب الخوارزمى، ص 182؛ مستدرك حاكم، ج 3، ص 371؛ مروج الذهب، ج 2، ص 373؛ تذكرة الخواص، ابن الجوزى، ص 73؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص .107

7ـ النساء، .59

8ـ المائده، .55

9ـ التوبة، .16

10ـ المائده، .3

11ـ كتاب سليم بن‏قيس، ص 758؛ الغدير، ج 1، ص 195؛ احتجاج طبرسى، ج 1، ص 341؛ فرائد السمطين، ج 1، ص 314؛ كمال الدين، ج 1، ص 274؛ بحارالانوار، ج 33، ص .147

12ـ مسند احمد بن‏حنبل، ج 4، ص 370؛ اين حديث در صدها كتاب شيعه و سنى با عبارات مختلف نقل شده است.

13ـ شرح نهج البلاغة، ابن ابى‏الحديد، ج 19، ص 217؛ المعارف، ابن قتيبة، ص 580؛ انساب الاشراف، بلاذرى، ج 2، ص 156؛ حلية الاولياء، ج 5، ص 26؛ الارشاد، شيخ مفيد، ج 1، ص 351؛ كشف اليقين، علامه حلى، ص 110؛ الغدير، ج 1، ص .193

14ـ الارشاد، شيخ مفيد، ج 1، ص 352؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى‏الحديد، ج 4، ص 74؛ مجمع الزوايد، ج 9، ص 106؛مناقب، أبى مغازلى شافعى، ص 23؛ العمدة ص 110، الغدير، ج 1، ص .167

15ـ كشف المحجة، سيد بن‏طاووس، ص .246 معادن الحكمةفى مكاتيب الائمة، فصل 2؛ بحار، ج 30،ص‏ .7

مأخذ: مجله كوثر شماره 2

 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:27 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

امام زمان(ع) و غدير

در دعاى ندبه كه ظاهرا منسوب به آن حضرت است چنين مى‏خوانيم: «... فلما انقضت ايامه اقام وليه على‏بن ابى طالب صلواتك عليهما و آلهما هاديا اذ كان هوالمنذر و لكل قوم هاد فقال و الملاء امامه من كنت مولاه فعلى مولاه.. .»




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:23 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

امام حسن عسكرى(ع) و غدير

حسن بن ظريف به امام حسن عسكرى(ع) نامه نوشت و پرسيد: گفته پيامبر «من كنت مولاه فعلى مولاه» يعنى چه؟ حضرت در پاسخ فرمود: «اراد بذلك ان جعله علما يعرف به حزب الله عند الفرقة»؛ خداوند اراده فرمود كه اين جمله، نشان و پرچمى باشد تا حزب خدا هنگام اختلافها با آن شناخته شود.
اسحاق بن اسماعيل نيشابورى مى‏گويد: حضرت حسن‏بن على(ع) به ابراهيم چنين نوشت: خداوند متعال با منت و رحمت خويش واجبات را بر شما مقرر كرد. اين كار به سبب نياز او نبود، بلكه رحمت او بود كه متوجه شما شد. هيچ معبودى جز او وجود ندارد؛ او چنان كرد تا ناپاك را از پاك جدا سازد و اندرون شما را بيازمايد تا به سوى رحمت او پيش بگيرد و منازل شما در بهشت معين شود. از اينرو، حج و عمره، اقامه نماز، پرداخت زكات، روزه و ولايت را بر شما واگذار كرد و درى را فرا راهتان قرار داد تا درهاى ديگر واجبات را باز كنيد؛ كليدى را براى يافتن راه خود قرار داد. اگر محمد و جانشينان او از فرزندش نبود، شما مانند حيوانات سرگردان مى‏مانديد و هيچ واجبى از واجبات را فرا نمى‏گرفتيد. مگر مى‏توان از غير در، وارد مكانى شد؟ وقتى خداوند به سبب تعيين اوليا پس از پيامبر(ص)، نعمت خود را بر شما تمام كرد، فرمود: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا»  امروز دينتان را كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دين شما باشد . سپس براى اولياى خود برگردن شما حقوقى قرار داد و به شما فرمان داد حقوق آنها را ادا كنيد تا زنان و اموال و خوراك و آشاميدنيها بر شما حلال باشد و به واسطه آن بركت و رشد و ثروت را به شما بشناساند و اطاعت كنندگان شما را به واسطه غيبت بشناساند...

بحارالانوارج 37، ص .223
علل الشرائع، ج 1، ص 249، باب 182، ح .66




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:21 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

امام محمد جواد(ع) و غدير

ابن ابى عمير از ابو جعفرثانى(ع) در ذيل آيه «يا ايهاالذين آمنوا اوفوا بالعقود»  چنين روايت كرد: پيامبر گرامى(ص) در ده مكان به خلافت اشاره كرده است؛ سپس آيه «يا ايهاالذين آمنوا اوفوا بالعقود» نازل شد.
در توضيح اين روايت بايد گفت: آيه ياد شده در اول سوره مائده است. اين سوره، آخرين سوره‏اى است كه بر قلب نبى‏اكرم(ص) نازل شد. در اين سوره، «آيه اكمال» و «آيه تبليغ، كه ناظر به واقعه غدير است، وجود دارد.

سوره مائده، آيه .1
تفسيرقمى، ج 1، ص .160




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:20 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

امام هادى(ع) و غدير

شيخ مفيد، در كتاب شريف ارشاد، زيارت اميرمومنان على(ع) را از امام حسن‏عسكرى(ع) و آن امام از پدرش نقل مى‏كند و مى‏گويد: امام جواد(ع) در روز عيد غدير، حضرت على(ع) را زيارت كرد و فرمود: «اشهد انك المخصوص بمدحةالله المخلص لطاعةالله ...»؛ شهادت مى‏دهم كه مدح خدا به تو اختصاص دارد و در طاعت او مخلصى.

سپس مى‏فرمايد: خداوند حكم فرمود: «يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فمابلغت رسالته و الله يعصمك من الناس.»

آنگاه ادامه مى‏دهد: پيامبر(ص) خطاب به مردم كرد و از آنها پرسيد: آيا آنچه برعهده داشتم، ابلاغ كردم؟

همگى گفتند: آرى.

سپس فرمود: خدايا گواه باش! بعد از آن فرمود: «الست اولى بالمومنين من انفسهم؟ فقالوا بلى فاخذ بيدك و قال من كنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله؛» آيا من به مومنان از خود آنها سزاوارتر نيستم؟ گفتند : بله. پس از آن دست على(ع) را گرفت و فرمود: هركس من مولاى اويم، اين على مولاى اوست ...

بحارالانوار، ج 100، ص .363




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:18 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ


چون تو بابی آن مدینهٔ علم را / چون شعاعی آفتاب حلم را/ باز باش ای باب رحمت تا ابد/ بـارگــاه مـا لـه کـفـوا احـد

آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 98170 نفر
كل مطالب : 151 عدد
تعداد کل نظرات: 4 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 23 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 13 مرداد 1393 
امکانات وب