یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...
آسمان رقصید و بارانی شدیم/ موج زد دریا و طوفانی شدیم/ بغض چندین ساله ما باز شد / یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ

امام رضا(ع) و غدير

محمد بن ابى نصر بزنطى مى ‏گويد: خدمت امام رضا(ع) بودم، در حالى كه مجلس پر از جمعيت بود و با يكديگر درباره غدير گفتگو مى‏كردند، برخى از مردم اين واقعه را منكر شدند؛ امام فرمود: پدرم از پدرش روايت كرد كه روز غدير در ميان اهل آسمان مشهورتر است تا ميان اهل زمين. سپس فرمود: اى ابى نصر، «اين ماكنت فاحضر يوم الغدير»؛ هركجا كه هستى در اين روز نزد اميرمومنان(ع) باش. بدرستى كه در اين روز خداوند گناه شصت سال از مردان و زنان مومن و مسلم را مى‏آمرزد و دو برابر آنچه در ماه رمضان از آتش دوزخ مى‏رهاند؛ در اين روز آزاد مى‏كند... سپس فرمود: «والله لوعرف الناس فضل هذا اليوم بحقيقه لصافحتهم الملائكه كل يوم عشر مرات»  اگر مردم ارزش اين روز را مى‏دانستند، بى‏ترديد فرشتگان در هر روز ده بار با آنان مصافحه مى

تهذيب الاحكام، شيخ طوسى، ج 6، ص 24، ح 52؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص .41‏كردند.




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:18 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

امام موسى كاظم(ع) و غدير

عبدالرحمن بن حجاج از حضرت موسى بن جعفر(ع) در باره نماز در مسجد غديرخم پرسيد. حضرت در پاسخ فرمود: «صل فيه فان فيه فضلا و قد كان ابى يامربذلك»  ؛ نماز بخوان، بدرستى كه در آن فضل فراوان وجود دارد و پدرم به آن امر مى ‏كرد .

اصول كافى، ج 4، ص .566




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:16 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

امام جعفرصادق(ع) و غدير

زيد شحام مى‏ گويد: نزد امام صادق بودم، مردى معتزلى از وى در باره سنت پرسيد. حضرت در پاسخ فرمود: هر چيزى كه فرزند آدم به آن نياز دارد (حكم آن) در سنت خدا و پيامبر(ص) وجود دارد و چنانچه سنت نبود، خداوند هرگز بر بندگان احتجاج نمى‏كرد.

مرد پرسيد: خداوند با چه چيزى بر ما احتجاج مى‏كند؟

حضرت فرمود: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا»؛ بدين وسيله ولايت را تمام گردانيد و اگر سنت يا فريضه تمام نبود، خدا به آن احتجاج نمى‏كرد .

تفسير برهان، ج 1، ص .446




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:16 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

امام محمد باقر(ع) و غدير

ابان بن تغلب مى‏گويد: از امام باقر(ع) در باره گفته پيامبر: «من كنت مولاه فعلى مولاه» پرسيدم: حضرت فرمود: اى اباسعيد، پيامبر فرمود: اميرمومنان در ميان مردم جانشين من خواهد بود.

معانى الاخبار، ص .66




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:15 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

امام زين العابدين(ع) و غدير

ابن اسحاق، تاريخ نويس معروف، مى‏گويد: به على بن حسين گفتم: «من كنت مولاه فعلى مولاه» يعنى چه؟ حضرت فرمود: «اخبرهم انه الامام بعده»؛ به آنها خبر داد كه اوست امام بعد از خودش.

معانى الاخبار، ص 65؛ بحارالانوار، ج 37، ص .223




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:14 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

امام حسين(ع) و غدير

سليم بن قيس مى ‏نويسد: امام حسين(ع) قبل از مرگ معاويه خانه خدا را زيارت كرد. سپس بنى ‏هاشم را جمع كرده فرمود: آيا مى‏ دانيد پيامبر اكرم(ص) على(ع) را در روز غدير خم نصب كرد؟ همگى گفتند: آرى.

سليم بن قيس، ص .168

 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:13 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

امام حسن مجتبى(ع) و غدير

ازامام جعفر صادق(ع) چنين روايت شده است: امام حسن(ع) هنگامى كه مى‏خواست با معاويه آتش بس اعلام كند، به او فرمود: امت مسلمان از پيامبر(ص) شنيدند كه در باره پدرم فرمود : «انه منى بمنزله هارون من موسى»؛ همچنين ديدند كه پيامبر(ص) وى را در غديرخم به عنوان امام نصب فرمود.

امالى شيخ صدوق، ج 2، ص .171




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:11 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

حضرت زهرا(س) و غدير

ابن عقده در كتاب معروفش «الولايه» از محمد بن اسيد چنين روايت كرده است: از فاطمه زهرا پرسيدند: آيا پيامبر(ص) پيش از رحلتش در باره امامت اميرمومنان چيزى فرمود؟

آن حضرت جواب داد: «و اعجباانسيتم يوم غديرخم؛» شگفتا! آيا روز غديرخم را فراموش كرديد؟!

فاطمه بنت الرضا از فاطمه بنت الكاظم(ع) و او از فاطمه بنت الصادق(ع) چنين نقل كرد: ام كلثوم، دختر فاطمه زهرا(س) نقل كرد كه پيامبر در روز غدير فرمود: «من كنت مولاه فعلى مولاه»

ثبات الهداة، حرعاملى، ج 2، ص 112، ح 473؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 25 ـ .26

اثبات الهداة، ج 2، ص 112؛ احقاق الحق، ج 16، ص .282




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:11 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

امام على و غدير

سليم بن قيس هلالى به بيعت اميرمومنان(4) باابوبكر اشاره كرده، مى‏گويد:

«ثم اقبل عليهم على‏فقال: يا معشرالمسلمين و المهاجرين و الانصار انشد كم الله اسمعتم رسول الله يقول يوم غديرخم كذا و كذا فلم يدع شيئا قال عنه رسول الله الا ذكرهم اياه قالوا نعم»

پس على(ع) به مردم فرمود: اى مسلمانان و مهاجران و انصار، آيا نشنيديد كه رسول خدا(ص) روز غديرخم چنين و چنان فرمود. سپس تمام چيزهايى را كه پيامبر(ص) در آن روز فرموده بود به مردم ياد آورى كرد. همگى گفتند: آرى.

در اين زمينه مى‏توان به استدلالهاى اميرمومنان على(ع) اشاره كرد. از جمله استدلال آن حضرت براى ابوبكر كه فرمود: بر اساس حديث پيامبر(ص) در روز غدير، آيا من مولاى تو و هر مسلمانى هستم يا تو؟ ابوبكر گفت: شما.

ابى الطفيل مى‏گويد: در روز شورا در خانه بودم و شنيدم كه على(ع) گفت: آيا غير از من كسى در ميان شما هست كه پيامبر(ص) به او گفته باشد: «من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.» همگى گفتند: نه.

كتاب سليم بن قيس هلالى، نشر موسسه بعثت، ص .41

صال شيخ صدوق، ص 505، باب اربعين، ج .30

امالى شيخ صدوق، ج 1، ص .342




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:10 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

رسول خدا و غدير
شيخ صدوق در كتاب «امالى» از امام باقر(ع) و آن حضرت از جدش چنين نقل مى‏كند: روزى رسول گرامى اسلام(ص) به اميرمومنان(ع) فرمود: اى على، خداوند آيه «ياايهاالرسول بلغ ما انزل اليك من ربك» (2) را در باره ولايت تو بر من نازل كرد. اگر آنچه به من امر شده تبليغ نكنم، عملم باطل است و كسى كه خدا را بدون ولايت تو ملاقات كند، كردارش باطل است. اى على، من جز سخن خدانمى‏گويم .

امالى شيخ صدوق، مجلس، 74، ص .400




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:03 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

عید غدیر در سیره اهل‏بیت(ع)

نویسنده:جواد محدثى

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

مسابقه «غدیر» و «عیدگرفتن‏» این روز مقدس، به زمان ‏پیامبراكرم(ص)مى‏رسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینى‏ادامه داشته و امینان وحى الهى، همچون امام صادق(ع)و امام‏رضا(ع)آن را آشكار ساخته و یادش را گرامى و زنده نگه مى‏داشتند. پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع)احیاگر این عید بود.

رمز عید بودن «غدیر» نیز، كمال دین و اتمام نعمت در سایه‏تداوم خط رسالت در شكل و قالب امامت‏ بود. به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت‏» را به‏صاحب ولایت تبریك گویند و با آن حضرت بیعت كنند. رسول خدا نیزبراین نعمت الهى شادمانى كرد و فرمود: «الحمدلله الذى فضلناعلى جمیع العالمین.»

آیه قرآن كه به صراحت، این روز را روز اكمال دین و خشنودى‏پروردگار از این واقعه و این تعیین وصى دانسته، رمزدیگرى ازعید بودن غدیرخم است. فرخندگى این روز و عظمت این مراسم و عیدبودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نكته راحتى «طارق بن شهاب‏» مسیحى كه در مجلس عمربن خطاب حضور داشت،فهمیده بود كه گفت: اگر این آیه(الیوم اكملت لكم‏دینكم...)(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه‏را عید مى‏گرفتیم. هیچ یك از حاضران نیز حرف او را رد نكردند. خود عمر نیز سخنى گفت كه به نوعى پذیرش حرف او بود.

عید گرفتن غدیر

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

همه این ویژگیها براى این روز بزرگ، موقعیتى والا و ارزشمندپدید آورد، آنچنان كه رسول خدا(ص)و ائمه هدى و مومنانى كه پیروآنان بودند، از موقعیت این روز شادمان بودند. مقصود ما از«عیدگرفتن‏» این روز نیز همین است. خود حضرت رسول نیز به این‏نكته اشاره و تصریح فرموده است، از جمله در روایتى كه ‏مى‏فرماید: «روز غدیرخم، برترین اعیاد امت من است، روزى است كه خداى‏متعال مرا فرمان داد تا برادرم على‏بن ابى‏طالب را به عنوان‏پرچمى هدایتگر براى امتم تعیین كنم كه پس از من به وسیله اوراهنمایى شوند، و آن، روزى است كه خداوند در آن روز، دین راكامل ساخت و نعمت را بر امتم به كمال و تمام رساند و اسلام رابه عنوان دین، برایشان پسندید.»

كلام دیگر پیامبر(ص)كه فرموده بود: «به من تهنیت‏بگویید، به‏من تهنیت‏بگویید.» نیز نشان دهنده همین عید بودن روز غدیر دركلام حضرت رسول است.

خود امیرالمومنین(ع)در ادامه خط پیامبر، این روز را عید گرفت‏و در سالى كه روز جمعه با روز غدیر مصادف شده بود، در ضمن خطبه‏ عید فرمود: «خداوند متعال براى شما مومنان، امروز دو عید بزرگ وشكوهمند را مقارن قرار داده است كه كمال هركدام به دیگرى است،تا نیكى واحسان خویش را در باره شما كامل سازد و شما را به راه‏رشد برساند و شما را دنباله‏رو كسانى قرار دهد كه بانور هدایتش‏روشنایى گرفته‏اند و شما را به راه نیكوى خویش ببرد و به نحوكامل از شما پذیرایى كند. پس جمعه را محل گردهمایى شما قرارداده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاك سازد و آلودگیهاى‏جمعه تا جمعه را بشوید، نیز براى یادآورى مومنان و بیان خشیت‏تقوا پیشگان مقرر ساخته است و پاداشى چند برابر پاداشهاى‏مطیعان در روزهاى دیگر قرار داده و كمال این عید، فرمانبردارى‏از امرالهى و پرهیز از نهى او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس‏توحید خدا، جز با اعتراف به نبوت پیامبر(ص)پذیرفته نیست و دین،جز با قبول ولایت‏به امر الهى قبول نمى‏شود و اسباب طاعت‏خدا جزبا چنگ زدن به دستگیره‏هاى خدا و اهل‏ولایت، سامان نمى‏پذیرد.

خداوند در روز غدیر، برپیامبرش چیزى نازل كرد كه بیانگراراده‏اش در باره خالصان و برگزیدگان است و او را فرمان داد كه‏پیام را ابلاغ كند و از بیماردلان و منافقان هراس نداشته باشد وحفاظت او را عهده دار باشد... .

(تا آنجا كه فرمود:)رحمت‏ خدا برشماباد! پس از پایان این‏تجمع، به خانه‏ها برگردید و به خانواده خود، وسعت و گشایش دهیدو به برادران خود نیكى كنید و خداوند را بر نعمتى كه ارزانى‏تان‏كرده، سپاس گویید. باهم باشید، تا خداوند هم متحدتان سازد، به‏یكدیگر نیكى كنید، تا خداوند هم الفت‏شما را پایدار كند، ازنعمت الهى به یكدیگر هدیه دهید، آن گونه كه خداوند برشما منت‏نهاده و پاداش آن را در این روز، چندین برابر عیدهاى گذشته وآینده قرار داده است. نیكى دراین روز، ثروت را مى‏افزاید و عمررا طولانى مى‏كند. ابراز عاطفه و محبت‏به هم در این روز، موجب‏رحمت و لطف خدا مى‏شود. تا مى‏توانید، در این روز از وجودتان خرج‏خانواده و برادرانتان كنید و در برخوردها و ملاقاتها ابرازشادمانى و سرور كنید... »

آیین عید غدیر و ائمه

ائمه اهل‏بیت(علیهم السلام)، این روز را شناخته و شناسانده وآن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عیدگرفتن آن دستوردادند و فضیلت آن روز و ثواب نیكوكارى در آن را بیان كردند.

فرات بن احنف مى‏گوید: به امام صادق(ع)عرض كردم: جانم فدایت!

آیا مسلمانان عیدى برتر از عید فطر و قربان و جمعه و روز عرفه‏دارند؟ فرمود: آرى! با فضیلت‏ترین، بزرگترین و شریفترین روز عیدنزد خداوند، روزى است كه خدا دین را در آن كامل ساخت وبرپیامبرش محمد(ص)این آیه را نازل فرمود: (الیوم اكملت لكم‏دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا)گفتم: آن‏كدام روز بود؟ فرمود: هرگاه یكى از پیامبران بنى‏اسرائیل‏مى‏خواست جانشین خود را تعیین كند و انجام مى‏داد، آن روز را عیدقرار مى‏دادند. آن روز، روزى است كه پیامبر اكرم(ص)على(ع)را به‏عنوان هادى امت نصب كرد و این آیه نازل شد و دین كامل گشت ونعمت‏خدا بر مومنان، تمام‏شد. گفتم: آن روز، كدام روز از سال‏است؟ فرمود: روزها جلو و عقب مى‏افتد، گاهى شنبه است، گاهى یك‏شنبه، گاهى دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز وشكر و حمد خداوند و شادمانى است، به خاطر منتى كه خدا بر شمانهاد و ولایت ما را قرار داد. دوست دارم كه آن روز را روزه ‏بگیرید.

حسن بن راشد از امام صادق(ع)روایت مى‏كند كه: به آن حضرت عرض‏كردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان را جز عید فطر و قربان، عیدى‏است؟ فرمود: آرى اى حسن! بزرگتر و شریف‏تر از آن دو. پرسیدم: چه‏ روزى است؟ فرمود: روزى كه امیرالمومنین(ع)به عنوان نشانه ‏راهنما براى مردم منصوب شد. گفتم: فداى شما! در آن روز چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: روزه مى‏گیرى و برپیامبر ودودمانش درود مى‏فرستى و از آنان كه در حقشان ستم كردند، به‏درگاه خدا تبرى مى‏جویى. همانا پیامبران الهى به اوصیاء خویش‏دستور مى‏دادند روزى را كه جانشین تعیین شده، «عید» بگیرند. پرسیدم: پاداش كسى كه آن روز را روزه بگیرد چیست؟ فرمود: برابربا روزه شصت ماه است.

عبدالرحمان بن سالم نیز از پدرش روایت كرده كه: از حضرت‏صادق(ع)پرسیدم: آیا مسلمانان غیر از جمعه، قربان و فطر، عیدى‏دارند؟ فرمود: آرى، عیدى محترم‏تر. گفتم: چه روز؟ فرمود: روزى‏كه حضرت رسول(ص)، امیرالمومنین(ع)را به امامت منصوب كرد وفرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه‏» . عرض كردم: آن روز، چه‏روزى است؟ فرمود: به روزش چه كاردارى؟ سال در گردش است، ولى آن‏روز، هیجدهم ذى‏حجه است. پرسیدم: در آن روز شایسته است چه كارى‏انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و یادكردن محمدو آل محمد، خداوند را یاد مى‏كنید. همانا پیامبراكرم(ص) توصیه‏فرمود كه مردم این روز را عیدبگیرند. پیامبران همه چنین‏مى‏كردند و به جانشینان خود وصیت مى‏كردند كه روز تعیین جانشین‏را عید بگیرند.

امام صادق(ع)نیز روزه غدیرخم را برابر با صد حج و عمره مقبول‏نزد خداوند مى‏دانست و آن را «عید بزرگ خدا» مى‏شمرد.

در «خصال‏» صدوق از مفضل بن عمر روایت‏شده كه: به حضرت‏صادق(ع)عرض كردم: مسلمانان چند عید دارند؟ فرمود: چهارعید. گفتم: عید فطر و قربان و جمعه را مى‏دانم. فرمود: برتر از آنهاروز هیجدهم ذى‏حجه است. روزى كه پیامبرخدا(ص)، (دست)حضرت‏امیر(ع)را بلند كرد و او را حجت‏بر مردم قرار داد. پرسیدم: دراین روز، چه باید بكنیم؟ فرمود: با آنكه هرلحظه باید خدا راشكر كرد، ولى دراین روز، به شكرانه نعمت الهى باید روزه گرفت. انبیاى دیگر نیز این گونه به اوصیاى خود سفارش مى‏كردند كه روزمعرفى وصى را روزه بدارند و عید بگیرند.

در حدیث دیگرى در «مصباح‏» شیخ طوسى‏» امام صادق(ع)آن روزرا روزى عظیم و مورد احترام معرفى كرده است كه خداوند حرمت آن‏را برمومنان گرامى داشته و دینشان را كامل ساخته و نعمت رابرآنان تمام نموده است و در این روز، با آنان عهد و میثاق خویش‏را تجدید كرده است. امام، غدیرخم را روز عید و شادمانى و سرورو روز روزه شكرانه دانسته كه روزه‏اش معادل شصت ماه از ماههاى‏حرام(محرم، رجب، ذى قعده و ذى حجه)است.

در حدیثى دیگر است كه، حضرت صادق(ع)در حضور جمعى از هواداران‏و شیعیانش فرمود: آیا روزى را كه خداوند، با آن روز، اسلام رااستوار ساخت و فروغ دین را آشكار كرد و آن را براى ما و دوستان‏و شیعیانمان عید قرار داد، مى‏شناسید؟ گفتند: خدا و رسول وفرزند پیامبر داناتر است، آیا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند: روز قربان است؟ فرمود: نه، هرچند این دو روز، بسیار مهم وبزرگند، اما روز «فروغ دین‏» از اینها برتر است، یعنى روزهیجدهم ذى حجه... . فیاض بن محمدبن عمر طوسى در سال 259(درحالى كه خودش 90 سال داشت.)گفته است كه حضرت رضا(ع) را در روزغدیر ملاقات كردم، درحالى كه در محضر او جمعى از یاران خاص وى‏بودند و امام(ع)آنان را براى افطار نگاه داشته بود و به‏خانه‏هاى آنان نیز طعام و خلعت و هدایا، حتى كفش و انگشترفرستاده بود و وضع آنان و اطرافیان خود را دگرگون ساخته بود وپیوسته فضیلت و سابقه این روز بزرگ را یاد مى‏فرمود.

محمدبن علاء همدانى و یحیى بن‏جریح بغدادى مى‏گویند: ما به قصد دیدار احمدبن اسحاق قمى (از اصحاب امام عسكرى«ع‏») درشهر قم به درخانه‏اش رفته، در زدیم. دختركى آمد. از او درباره احمدبن اسحاق پرسیدیم. گفت: او مشغول عید خودش است، امروزعید است. گفتیم: سبحان الله! عید شیعیان چهارتاست: عیدقربان،فطر، غدیر و جمعه. این نیز نشان دهنده سیره عملى بزرگان شیعه، نسبت‏به این روزفرخنده است.

امید است كه جامعه شیعى، با اهتمام ورزیدن به عید ولایت ورهبرى، رشد خودشان را نشان دهند و با تكریم این حبل المتین‏استوار شیعه، دین خویش را نسبت‏به بنیادهاى اعتقادى ادا كنند.

منبع:ماهنامه كوثر،شماره




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:02 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

در قرآن مجید، چهار وصف عظیم برای غدیر، نشان از شکوه بی کران آن است: «امروز کافران، از دست اندازی به دین شما نومید گردیده اند؛ امروز دین شما را کامل کردم؛ [امروز] نعمتم را بر شما تمام گردانیدم؛ و خرسند شدم که اسلام کیش شما باشد. (مائده ـ 3)»
غدیر بر امامت امام معصومی پافشاری می کند که با هدایت او راه تا فرجام به روشنی ضمانت گرفته است؛ نه هر انسان آسیب پذیری که پیوسته در معرض اشتباه و خطاست.
توحید غدیر، خدا را ذات لایزال منزهی می داند که با هیچ یک از مخلوقاتش قابل مقایسه نیست، نه جسم قابل تصوری با دست و پا و دیگر اعضا و عظمتی تنزل یافته بسان مخلوقاتش.
باید گفت که راویان بسیاری از اهل سنت و تشیع، حدیث گران قدر غدیر را در کتاب های خود آورده اند. گردآوری اسامی راویان حدیث غدیر که نتیجه زحمات فرزانگانی چون میرحامد حسین و علامه امینی است اثبات می کند که هیچ حدیث نبوی به اندازه حدیث غدیر، روایت کننده ندارد. کتاب های بسیاری نیز درباره بحث های رجالی و تاریخی مربوط به سند حدیث غدیر نوشته شده که از بهترین آن ها می توان به کتاب های عبقات الانوار و الغدیر اشاره کرد. هم چنین تاریخچه مفصلی از اسناد و راویان حدیث غدیر تدوین شده و جنبه های اعجاب انگیز آن در زمینه های اسناد و رجال تبیین گردیده است.
غدیر هم واقعه است و هم حادثه؛ اگر واقعه را رخدادی نیک و رویدادی مثبت معنی کنیم، و حادثه را رخدادی سهمگین و ناگوار، غدیر برای پیامبر واقعه ای شیرین است که حاصل سال ها سعی در گلستانی، بوستان رسالت را به دست باغبانی امین و پارسا می سپرد که محبوب خدا و ملائک بود، و برای امت اسلام واقعه ای به یاد ماندنی است که جانشین پیامبرشان را شناختند و امور دنیا و آخرتشان را رهاشده از تدبیر ندیدند... و حادثه است برای آنان که امیدهای باطلشان به یأس تبدیل گشت و حادثه است برای تاریخ که رودرروی چشمانش،حقیقتی مسلم را به قربانگاه انکار بردند.

آنچه در زیر می‌آید پنجاه نام و یا صفت برای روز غدیر است که از روایات برگرفته‌ شده است:

1 ـ بزرگترین عید خدا؛ «عیدالله الاکبر» (1)

2 ـ روز گشایش؛ «یوم وقوع الفرج» (2)

3 ـ روز خشنودی پروردگار؛ «یوم مرضاة الرحمن» (3)

4 ـ روز زبونی شیطان؛ «یوم مرغمة الشیطان» (4)

5 ـ روز مشعل فروزان دین؛ «یوم منار الدین» (5)

6 ـ روز بپا خاستن؛ «یوم القیام» (6)

7 ـ روز شادمانی؛ «یوم السرور» (7)

8 ـ روز لبخند؛ «یوم التبسم» (8)

9 ـ روز راهنمایی؛ «یوم الارشاد» (9)

10 ـ روز بلندی گرفتن منزلت شایستگان؛ «یوم رفع الدرج» (10)

11 ـ روز روشن شدن دلایل خدا؛ «یوم وضوح الحجج» (11)

12 ـ روز آزمایش بندگان؛ «یوم محنة العباد» (12)

13 ـ روز راندن شیطان؛ «یوم دحر الشیطان» (13)

14 ـ روز آشکار کردن حقیقت؛ «یوم الایضاح» (14)

15 ـ روز بیان کردن حقایق ایمان؛ «یوم البیان عن حقایق الایمان» (15)

16 ـ روز ولایت؛ «یوم الولایة» (16)

17 ـ روز کرامت؛ «یوم الکرامة» (17)

18 ـ روز کمال دین؛ «یوم کمال الدین» (18)

19 ـ روز جداسازی حق از باطل؛ «یوم الفصل» (19)

20 ـ روز برهان؛ «یوم البرهان» (20)

21 ـ روز منصوب شدن امیرمؤمنان؛ «یوم نصب امیرالمؤمنین(ع)» (21)

22 ـ روز گواهی و گواهان؛ «یوم الشاهد و المشهود» (22)

23 ـ روز پیمان؛ «یوم العهد المعهود» (23)

24 ـ روز میثاق؛ «یوم المیثاق المأخوذ» (24)

25 ـ روز آراستن؛ «یوم الزینة» (25)

26 ـ روز قبولی اعمال شیعیان؛ «یوم قبول اعمال الشیعة» (26)

27 ـ روز رهنمونی به رهنمایان؛ «یوم الدلیل علی الرواد» (27)

28 ـ روز امن و امان؛ «یوم الامن المأمون» (28)

29 ـ روز آشکار کردن امور پنهان؛ «یوم ابلاء السرائر» (29)

30 ـ عید اهل بیت(ع)؛ «عید اهل البیت(ع)» (30)

31 ـ عید شیعیان؛ «عید الشیعة» (31)

32 ـ روز عبادت؛ «یوم العبادة» (32)

33 ـ روز اتمام نعمت؛ «یوم تمام النعمة» (33)

34 ـ روز اظهار گوهر مصون؛ «یوم اظهار المصون من المکنون» (34)

35 ـ روز بر ملا کردن مقاصد پوشیده؛ «یوم ابلاء خفایا الصدور» (35)

36 ـ روز تصریح برگزیدگان؛ «یوم النصوص علی اهل الخصوص» (36)

37 ـ روز محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ «یوم محمد(ص) وآل محمد(ص)» (37)

38 ـ روز نماز؛ «یوم الصلاة» (38)

39 ـ روز شکرگزاری؛ «یوم الشکر» (39)

40 ـ روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ «یوم الدوح» (40)

41 ـ روز غدیر؛ «یوم الغدیر» (41)

42 ـ روز روزه‌ داری؛ «یوم الصیام» (42)

43 ـ روز اطعام؛ «یوم اطعام الطعام» (43)

44 ـ روز جشن؛ «یوم العید» (44)

45 ـ روز عالم بالا؛ «یوم الملأ الاعلی» (45)

46 ـ روز کامل کردن دین؛ «یوم اکمال الدین» (46)

47 ـ روز شادابی؛ «یوم الفرح» (47)

48 ـ روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ «یوم الافصاح عن المقام الصراح» (48)

49 ـ روز افشای پیوند میان کفر و نفاق؛ «یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود» (49)

50 ـ روز گردهمایی و تعهد حاضران؛ «یوم الجمع المسؤول» (50)

پی‌نوشت‌ها:

1ـ امام رضا(ع) می‌فرماید: و هوعید الله الاکبر (عید غدیر، برترین عید خداوند است)، الغدیر، ج 1، ص 286.

2ـ قال علی (ع): هذا یوم فیه وقع الفرج، مصباح المتهجد، ص‌ 700.

3ـ قال الصادق(ع): و فیه مرضاة الرحمن (در این روز، رضایت خداوند نهفته است)، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

4ـ قال الرضا(ع): انه یوم مرغمة الشیطان، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

5ـ قال الصادق(ع): یوم منارالدین أشرف منهما (روز مشعل فروزان دین، از دو عید فطر و قربان گرامی‌تر است.

6ـ قال الصادق(ع): ذلک یوم القیام (روزغدیر، روز بپاخاستن است) بحارالانوار، ج 98، ص323.

7ـ قال الصادق(ع): انه یوم السرور، الغدیر، ج 1، ص 286.

8ـ قال الرضا(ع): و هو یوم التبسم ،المراقبات، ص257.

9ـ قال علی(ع): هذا یوم الارشاد ، مصباح المتهجد، ص 700.

10ـ قال علی(ع): هذا یوم فیه ... رفعت الدرج (این روزی است که منزلت شایستگان در آن، بلندی گرفت) مصباح المتهجد، ص 700.

11ـ قال علی(ع): هذا یوم ... فیه ... وضحت الحجج (این روزی است که دلایل خداوند در آن، روشن گشت).

12ـ قال علی(ع): هذا یوم محنة العباد، مصباح المتهجد، ص 700.

13ـ قال علی(ع): و هو ... یوم دحرالشیطان، مصباح المتهجد، ص 700.

14ـ قال علی(ع): و هو یوم الایضاح (روزغدیر، روزآشکار کردن حقیقت است) مصباح المتهجد، ص700.

15ـ قال علی(ع): و هو ... یوم البیان عن حقایق الایمان، مصباح المتهجد، ص 700.

16ـ امام رضا(ع) در حدیثی مفصل، روزغدیر را روزعرضه ولایت به انسانها و مخلوقات معرفی می‌کند، المراقبات، ص 257.

17ـ امام صادق(ع): در هنگام ملاقات با برادر ایمانی خود بگو: الحمدالله الذی اکرمنا بهذا الیوم (حمد خداوند را که ما را در این روز کرامت داد) المرقبات، ص 257.

18ـ قال علی(ع) و هو ... یوم کمال الدین، مصباح المتهجد، ص 700.

19ـ قال علی(ع): هذا یوم الفصل الذی کنتم توعدون، مصباح المتهجد، ص 700.

20ـ قال علی(ع): و هو ... یوم البرهان، مصباح المتهجد، ص 700.

21ـ قال الصادق(ع): الیوم الذی نصب منه رسول الله امیرالمؤمنین(ع)، الغدیر، ج 1، ص 285.

22ـ قال علی(ع): وهو... یوم الشاهد و المشهود، مصباح المتهجد، ص700. امام صادق(ع): نام غدیر در زمین روز به گواهی گرفته شدگان (جمع مشهود) است. بحارالانوار، ج 98، ص 231.

23ـ قال علی(ع): و هو... یوم العهد المعهود، مصباح المتهجد، ص 700 .

24ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز میثاق گرفته شده است، بحارالانوار، ج 98، ص 321.

25ـ امام رضا(ع): روزغدیر، روز زینت است، المراقبات، ص 257.

26ـ قال الرضا(ع): یوم تقبل اعمال الشیعة، المراقبات، ص 257.

27ـ قال علی(ع): هذا ... یوم الدلیل علی الرواد (این، روز رهنمونی به رهنمایان است) مصباح المتهجد،ص 700.

28ـ قال علی(ع): هذا یوم الامن المأمون، مصباح‌المتهجد، ص 700.

29ـ قال علی(ع): هذا یوم ابلاء السرائر، مصباح المتهجد، ص 700.

30ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا لنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

31ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا ... لموالینا و شیعتنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

32ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روزعبادت است. الغدیر، ج 1 ، ص 285.

33ـ قال الصادق(ع): انه الیوم الذی... تمت فیه النعمة، الغدیر، ج 1، ص 285.

34ـ قال علی(ع): هذا یوم اظهارالمصون من المکنون، مصباح المجتهد، ص 700.

35ـ قال علی(ع): هذا یوم ابدی خفایا الصدور و مضمرات الامور، مصباح المتهجد ص 7.

36ـ قال علی(ع): هذا یوم النصوص علی اهل الخصوص (این، روز تصریح برگزیدگان است) همان.

37ـ قال الصادق(ع):هوالیوم الذی جعله لمحمد(ص) و آله(ع) ، المراقبات، ص 257.

38ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز نماز است. الغدیر، ج 1 ص 285.

39ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز شکرگزاری است. الغدیر، ج 1، ص 285.

40ـ قال علی(ع): و انزل علی نبیه فی یوم الدرج ما بین له عن ارادته فی خلصائه (و خداوند در روز دوم، اراده خویش را در حق بندگان خاص و گزیدگان خود اظهار داشت) مصباح المتهجد، ص 700. مقصود ازدرج ، درختان پر شاخ و برگی است که در سرزمین غدیر وجود داشت و حضرت در سایه آنها قرار گرفت و ولایت امیرمؤمنان(ع) را ابلاغ فرمود.

41ـ این نام، معروفترین نام غدیر است که از مکان واقعه گرفته شده است.

42ـ قال الصادق(ع): ذلک یوم صیام (روز غدیر، روز روزه ‌داری است) بحارالانوار، ج 98، ص 323.

43ـ امام صادق(ع): روز غدیر، روز اطعام است. بحارالانوار، ج 98، ص 323.

44ـ قال الصادق(ع): انه یوم عید، بحارالانوار، ج 98، ص 298.

45ـ قال علی(ع): هذا یوم الملأ الاعلی ... (این روز عالم بالا است...) مصباح المتهجد، ص 700.

46ـ قال الرضا(ع): هو الیوم الذی اکمل الله فیه الدین، المراقبات، ص 257.

47ـ قال الصادق(ع): انه یوم فرح، الغدیر، ج 1، ص 286.

48ـ قال علی(ع): و هو ... یوم الایضاح عن المقام الصراح (روزغدیر، روز به صراحت سخن گفتن از مقام ناب است) مصباح المتهجد، ص 700.

49ـ قال علی(ع): و هو یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود (غدیر، روز باز کردن گره پیوند میان کفر و نفاق است) مصباح المتهجد، ص 700.

50ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز بازخواست شدگان است. بحارالانوار، ج 98، ص 320.
 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:01 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

غدیر از زبان حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

وَهُوَیَومُ تَنفیسِ الکَربِ ؛ وَیَومُ تَحطیطِ الوِزرِ ؛

 وَیَومُ الحَباءِ وَالعَطِّیَةِ ؛ وَ یَومُ نَشرِ العِلمِ ؛

وَ یَومُ البِشارَةِ وَالعیدِالاَکبرِ وَیَومُ یُستَجابُ فیهِ الدُّعاءُ ؛ وَیَومُ المَوقِفِ العَظیمِ؛ وَیَومُ لَبسِ الثِّیابِ وَنَزعِ السَّوادِ ؛وَیَومُ الشَّرطِ المَشرُوطِ ؛

وَیَومُ نَفیِ الهُمُومِ ؛ وَیَومُ الصَّفحِ عَن مُذنِبی شیعَةِ امیرالمومنین علیه السلام .

روز غدیر ؛ روزرهایی از اندوه و غم ؛

و روز غدیر زائل شدن گناه است

و روز غدیر روز بخشش و عطاء

 و روز غدیر روز گسترش علم

و روز غدیر روزمژده وعید اکبر است .

روز غدیرروزی است که دعا درآن مستجاب میشود .

روزغدیر روز موقف عظیم است .

روز غدیر روز غدیر روز پوشیدن لباس نو

و بیرون آوردن لباس سیاه ( لباس غمزده و ماتم )

روز غدیرروز شرط گذاشته شده برای قبولی طاعات و ایمان و اعتقاد و عمل است .

روز غدیرروز دور نمودن همّ و غمّ از دلهاست .

روز غدیرروز نادیده گرفتن گناهان شیعیان امیرالمومنین علیه السلام .( بغیراز حق الناس) است.

وَیَومُ السَّبقَةِ ؛ وَیَومُ اِکثارِ الصلاةِ علی محمدٍ وال محمد .وَیَومُ الرِّضا ؛ وَیَومُ عیدِ اَهلِ بیتِ محمدٍ (ص) وَیَومُ قَبُولِ الاَعمالِ ؛ وَیَومُ طَلَبِ الزِّیادَةِ

وَیَومُ اِستِراحَةِ المُومنین ؛ وَیَومُ المَتاجِرَةِ ؛ وَیَومُ التَّوَدُدِ ؛ وَیَومُ الوُصولِ اِلی رَحمَةِ الله ؛ وَیَومُ التَّزکِیَة ؛ وَیَومُ  تَرکِ الکَبائِرِ وَالذُّنُوب ؛ وَیَومُ العِبادَةِ ؛ وَیَومُ تَفطیرِ الصَّائِمین ؛

روز غدیر؛ روز پیشی گرفتن ( دراعمال حسنه و خیر)

روز کثرت صلوات  برمحمدوال محمد است.

روز خوشنودی خدا وملائکه وانبیاء واولیاء و مومنین است.

روز عید اختصاصی پیامبر ( ص) و اهل بیت عصمت و طهارت است .

روز پذیرفته شدن اعمال شیعیان و محبین  آل محمد است روز طلب ازدیاد  در ارزاق  مادی و معنوی است .

روز آسایش  وآرامش اهل ایمان و

روز بهره وری و تجارت (اخروی)

روز دوستی و وصول به رحمت واسعه ی  الهی  والهی ؛

روز تزکیه وترک گناهان کبیره  ودیگر گناهان

روز بندگی وعبادات و روز افطاری دادن به روزه داران است.

وَهُوَ یَومُ الزِّیَنَة ؛ فَمَُن تَزَّیَنَ لِیَومِ الغدیرِ غَفَرَ اللهُ لَهُ کُلَّ خَطیئَةٍ عَمَلَها صَغیرَةً أََو کَبیرَةً وَبَعَثَ اللهُ الَیهِ مَلائِکَةً یَکتُبُونَ لَهُ الحَسَناتِ وَیَرفَعُونَ لَه الدَّرَجاتِ اِلی قابِلٍ مِثلِ ذالِکَ الیَومَ فَاِن ماتَ ماتَ شهیداً وَاِن عاشَ عاشَ سَعیداً ؛ وَمَن اَطعَمَ مُومِناً کانَ کَمَن اَظعَم جَمیعَ اَنبییاءِ والصِّدیقین َ ، وَمَن زارَ فیهِ مُومِناً اَدخَلَ اللهُ قَبرَهُ سَبعینَ نوراً وَ وَسَّعَ فی قَبرِهِ  وَیَزوُرُ قَبرَهُ کَلَّ یَومٍ سَبعُونَ أَلفَ مَلَکٍ وَ ِیُبَشِّرُونَهُ   بالجَنَّةَ .روز غدیر روز زینت و زیور است .

1- کسی که برای غدیر خود را بیاراید خداوند تبارک و تعالی تمام گناهان صغیره و کبیره او را می امرزد . و فرشتگانی او را مأمور می نمایند تا برای او تفضلاً حسناتی  را ثبت کنندودرجات اورا تا سال آینده مانند همین روز بالابرند.پس اگر از دنیا برود شهید از دنیا رفته واگر زنده بماند زندگی سعادتمندانه ای خواهد داشت .

2- و کسی که مومنی را در این روز اطعام کند گویا همه انبیاء و صدیقین را اطعام نموده .

3- وکسی که مومنی را در این روز زیارت کند خداوند بعداز ممرگ او 70 پرتویی از نور به داخل قبرش می تاباند و قبرش را گشاد و توسعه  داده و هروز 70 هزار ملک آرامگاه او را زیارت نموده و او را به بهشت بشارت می دهند .   

شیعه نیوز




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:31 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
صبر علی، نه ایوب
آن هزار باب علمی که علی از آن دم می زد چه بود؟ کجاست حقیقت ماجرای وصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله)؟کسی که خود، مسلمانان را به وصیت دعوت می کرد، چطور بی وصیت از دنیا رفت؟

آن هزار باب علمی که علی از آن دم می زد چه بود؟ کجاست حقیقت ماجرای وصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله)؟ کسی که خود، مسلمانان را به وصیت دعوت می کرد، چطور بی وصیت از دنیا رفت؟ مگر ممکن است وصیتی نداشته باشد آن هم با آن مقام و با آن وضعیت جامعه مسلمین؟ علی در زمان مرگ پیامبر(صلی الله علیه و آله) از او چه شنید که آن را علومی هر کدام با هزاران باب بیان می کند؟


 


محمد(صلی الله علیه و آله)


عرق سردی بر گونه هایش نشسته بود. اضطراب تمام وجودش را در بر گرفته بود و نمی دانست چه کند. کار درستی بود، ولی تا کنون عملی به این سختی را انجام نداده بود. شاید می ترسید، نه از دشمنان خارجی هم چون ایران و روم و نه از دشمنان شکست خورده داخلی یعنی یهود و نصاری، بلکه از تفرقه ای که ممکن بود در بین یارانش پیش آید و مطمئنا پیش هم می آمد. می دانست که این امر برای گروهی از اطرافیانش سنگین خواهد بود. جنگ با خودی یعنی اختلاف و دودستگی و این سخت تر از جنگ با دیگران است و او هم بر این امر آگاه بود، ولی باید کاری می کرد. سرانجام قدم اول را برداشت و بعد قدم دوم و قدم های دیگر تا به بالای بلندی رسید؛ هر کس که من مولای او هستم، "علی" مولای اوست و ... .


 


اهل کتاب


گروهی از یهودیان گرد پیامبر(صلی الله علیه و آله) را گرفتند و از او سؤالی پرسیدند: ای رسول خدا! موسی(علیه السلام) بعد از خود جانشینی را برگزید تا دین خدا بی وصی نماند. آیا شما هم جانشینی دارید؟



پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) با قدم هایی تندتر از همیشه به سمت مسجد حرکت کرد. پیرمرد راه درست را نشانش داد و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را به مسجد راهنمایی کرد. شاید پیامبر(صلی الله علیه و آله) آن چند قدم را دوید تا خود را به مسجد برساند. یهودیانی که به دنبال پیامبر(صلی الله علیه و آله) بودند، نمی دانستند چه امری در حال وقوع است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وارد مسجد گشت و به محراب نظر کرد. علی در رکوع بود و دیگر انگشتری در دست نداشت. صدای تکبیر پیامبر(صلی الله علیه و آله) در آسمان ها پیچید، ولی بسیاری از مردم آن را نشنیده گرفتند. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رو به یهودیان فرمود: علی ابن ابی طالب(علیه السلام)، جانشین بعد از من خواهد بود؛ مثل هارون(علیه السلام) برای موسی(علیه السلام). (اصول کافی، جلد2)


 


مردم


گوش کن که محمد چه می گوید! در بین این همه صحابه و یار، او علی را جانشینش می خواند! به خدا قسم که چقدر برای اسلام زحمت کشیدم و چه جنگ هایی که در آن زخم بر نداشتم، اما در آخر چه باید شود؟ این که علی هر چه گفت، من بگویم چشم؟ مگر من کم برای دین خدا زحمت کشیدم که اکنون علی را باید آقای خود بدانم. من زیر بار این حرف محمد نمی روم، حتما علی نزد محمد، خود شیرینی کرده و احتمالا خرجی هم کرده که محمد چنین می گوید. دارم با تو صحبت می کنم، چه می کنی؟



چقدر اراجیف به هم می بافی! من که با چنین صدای همهمه ای چیزی به گوشم نمی رسد؛ یعنی قرار نیست که برسد. گوش هایم سنگین شده یا مثلا حواسم جای دیگری بوده و متوجه سخنان محمد نشدم. برای این که دروغ نگفته باشم. تو شاهد باش که با این مارمولک در حال بازی کردنم و حواسم را پرت نموده ام.



به خدا سوگند که تو راست می گویی و من شاهد بر این مدعی هستم. البته من هم حواسم به تو و کارهای تو بود و نتوانستم به صدای محمد گوش دهم. عجب سر و صدایی، چه همهمه ای، من که چیزی نمی شنوم.


 


اصحاب


او که برای مسافرتی در خارج از مدینه، شخصی را جانشین خود می کرد، چطور می شود که برای بعد از مرگش جانشینی را منصوب نکرده باشد؟! یهود و نصاری و فلاسفه بر این عقیده هستند که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از نظر عقل، در مرحله کمال قرار داشت و این موضوع برای همه آشکار است. پیامبری که عرب بود و در میان اعراب به دنیا آمد، بزرگ شد و با تمام خصوصیات اخلاقی و رفتاری آنان آشنایی داشت، می دانست که اگر کینه ای از شخصی به دل داشته باشند، تا از آن شخص یا بستگان و نوادگانش و یا از قبیله اش انتقام نگیرند، آرام و قرار نخواهند داشت. (نهج البلاغه، خطبه 160)



هر انسان عاقلی که در مقام ریاست بر مردم قرار داشته باشد، برای این که آیین و دودمانش به خطر نیفتد، جانشینی را برای خود برمی گزیند؛ چه رسد به این که او پیامبر باشد و همواره دستور دهد که مسلمانان باید وصیت کنند. (همان)


 


علی(علیه السلام)


به خدا سوگند که ابوبکر ردای خلافت را بر تن نکرد، مگر این که به خوبی می دانست که علی(علیه السلام) مثل سنگ آسیا است برای گردش حکومت اسلامی. از فضایل علی(علیه السلام) آگاه بود و جانشینی او را قبول داشت، ولی آن را از آن خود می دانست. (نهج البلاغه، خطبه 3)



اینجا بود که علی(علیه السلام) ردای خلافت را رها کرد و کنار رفت. باید انتخاب می کرد که یا بپاخیزد و حق خود و مردم را از نااهلان بگیرد و یا در فضایی سراسر خفقان و تشویش، بردباری را برگزیند. محیطی که پیران در آن فرسوده، جوانان پیر و مردان با ایمان تا واپسین دم زندگی به رنج و سختی گرفتار می شوند. (همان)



عاقبت، بردباری را برگزید که بهترین و سخت ترین مسیر بود، حتی برای علی(علیه السلام) که در این راه خار و خاشاک چشمانش را پر کرد و استخوان شکسته همسرش، راه گلویش را گرفت و با چشمان خود می دید که میراثش را به یغما می برند، اما نباید حرفی می زد.




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 4:20 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

وجود 300 هزار آیه در شأن امام علی(علیه السلام)

حجت الاسلام دکتر علی راد عضو هیئت علمی گروه قرآن دانشکده علوم حدیث در گفتگو با مهر در مورد ذکر نام و شخصیت امام علی(علیه السلام) در قرآن گفت: به این پرسش می توان به دو گونه نقلی و عقلی پاسخ داد. اما پاسخ نقلی: پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در حدیث معیت می فرماید: " علی مع القرآن و القرآن مع علی لم یفترقا حتی یردا علیّ الحوض" علی با قرآن است و قرآن با علی، هرگز از هم جدا نشوند تا در حوض کوثر نزد من آیند. این روایت را حاکم نیشابوری از علمای اهل سنت در کتاب "المستدرک الصحیحن" جلد ۳ صفحه ۲۴ گزارش می دهد.

وی افزود: اگر در این روایت درنگ کافی داشته باشیم این نکته به دست می آید که یک ارتباط دو سویه و تنگانگ بین امام علی(علیه السلام) و قرآن کریم وجود دارد؛ گویی علی(علیه السلام) آینه تمام نمای قرآن کریم و یا به عبارت دیگر قرآنِ مجسم است و قرآن در سیما و سیره آن حضرت ظهور عینی یافته است. از سوی دیگر سیمای علوی نیز در قرآن قابل ردیابی است.

این پژوهشگر و مدرس دانشگاه با استناد به حدیث "منزلت" یادآور شد: پیامبر (صلی الله علیه و آله)خطاب به حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: " یا علی انت منی بمنزلت هارون من موسی ..." می دانیم هارون وزیر، وصی و همراه موسی در مراحل مختلف نبوت ایشان بوده است،همانگونه که ما در آیات قرآن وقتی داستان موسی را بازخوانی می کنیم در لایه های پنهانی آن، هارون را هم می بینیم ما در قرآن که منشور رسالت و سند عینی نبوت پیامبر اسلام است، علی را هم به سان هارون سایه وار به دنبال پیامبر می بینیم. علی هماره با پیامبر(ص) بوده و قرآن که گزارشگر عملکرد سیره پیامبر است، قطعا سایه پیامبر را که علی(علیه السلام) است، گزارش کرده است.

وجود بیش از ۳۰۰ تا هزار آیه در شأن امام علی(علیه السلام)

حجت الاسلام راد افزود: پاسخ عقلی و تحلیلی این است که هرکسی که با قرآن انس داشته و اهل انصاف باشد این نکته را به خوبی در می یابد که از آغاز بعثت نبوی، همواره افرادی برجسته همراه و همیار پیامبر در موقعیتهای مختلف بوده اند و بسیار طبیعی است که خداوند در قرآن از این افراد یاد کرده و تکریمشان کند و این سنت الهی است و در مورد انبیای پیشین نیز چنین بوده است از جمله درباره حواریون عیسی(علیه السلام). در قرآن نیز نشان می دهد که پیامبر(صلی الله علیه و آله) تنها نیست با او هستند کسانی و به طور خاص علی(علیه السلام) در این میان از جایگاه برتری برخوردار است؛ تفاوت ایشان با دیگر صحابه این است که پیامبر حضرت علی را خود به عنوان همراه برگزید و او را در دامان مبارکشان تربیت کرد.

وی با تأکید بر ظاهر و باطن قرآن تصریح کرد: طبق مبانی قرآن شناسی، قرآن ظاهری دارد که همین الفاظ و آیاتی که ما آنها را قرائت می کنیم و نیز بطن قرآن که همان تأویل قرآن است که بُعد فراتاریخی قرآن کریم است. در مورد آیاتی که در شأن حضرت علی(علیه السلام) نازل شده است باید گفت که در دو عرصه می توان به آن پرداخت یکی آیاتی که به شأن و شخصیت امیرالمؤمنین در سویه ظاهری اشاره داشته و دیگری آیاتی که در سویه باطنی قرآن به شخصیت ایشان پرداخته است.

استاد دانشکده علوم حدیث افزود: آیات مرتبط با شأن حضرت امیر(علیه السلام) از لحاظ گستره به دو نوع تقسیم می شوند آیاتی که از لحاظ زمانی و مکانی، به شخصیت دنیوی یا مُلکی امام اشاره دارند و مربوط به جایگاه ایشان در عهد نبوی است و گستره دوم آیاتی است که ناظر به جایگاه حضرت علی در بُعد اخروی و ملکوتی است که هنوز زمان آشکار شدن این بعد از مقام ایشان برای دیگران فرانرسیده است..

حجت الاسلام راد در مورد تعداد آیات قرآن که در شأن امام علی(علیه السلام) نازل شده است، گفت: معروفترین نظریه از آن "ابن عباس " است؛ او از شاگردان برتر امام علی(علیه السلام) است که تفسیر قرآن را از ایشان فراگرفته و فضل و دانش ایشان نزد شیعه و سنی از جایگاه برجسته ای برخوردار است. ابن عباس معتقد بود که ۳۰۰ آیه در مورد امام علی(علیه السلام) نازل شده است که این رأی را "خطیب بغدادی" در کتاب "تاریخ بغداد" جلد ۶ صفحه ۲۲۱ از ابن عباس روایت کرده است.

وی افزود: همچنین قول دیگری را "شبلنجی" به ابن عباس نسبت داده است که در کتاب" نورالابصار" صفحه ۷۳ آمده است که ابن عباس معتقد بود آن مقدار از قرآن که درباره علی (علیه السلام) نازل شده درباره هیچکس نازل نشده است. می بینیم که ابن عباس در این دو روایت یک کمیت حداقلی قائل بوده که همان ۳۰۰ آیه است .

وی آیات نازل شده در شأن امام علی(علیه السلام) را از لحاظ محتوایی به ۸ گونه مرتبط با سیره عملی امام علی(علیه السلام)، آیات مربوط به جایگاه امام علی در هندسه معارف اسلامی، آیات مرتبط با همراهی و همیاری علی با پیامبر، آیات مربوط به وظایف امام علی، آیات مربوط به وظایف دیگران نسبت به امام علی، فضایل اختصاصی امام علی، منزلت اخروی و ملکوتی ایشان و حسادتها و مخالفتها با امام علی تقسیم کرد.

برخی آیات قرآنی مرتبط با سیره عملی امام علی(علیه السلام)

حجت الاسلام راد در ادامه به برخی از آیات مربوط به هر دسته اشاره کرد و گفت: در مورد آیاتی که مربوط به سیره عملی حضرت امیر است آیات متعددی وجود دارد که آیه انفاق در سوره مبارکه بقره آیه ۲۷۴ ، آیه فروش جان در سوره بقره آیه ۲۰۷ مربوط به واقعه لیلة المبیت است که حضرت علی در شب هجرت بر بستر پیامبر خوابیدند و یا در سوره دهر که خداوند در توصیف ابرار مهمترین ویژگی آنها را وفای به نذر, ... عنوان می کند که از آیه ۹ تا ۲۵ اشاره به این ویژگی امام علی دارد.

پژوهشگر علوم حدیث و قرآن افزود: از مجموعه آیاتی که در شأن سیره عملی امام علی نازل شده چنین برداشت می شود که خداوند از عملکرد ایشان رضایت داشته و گزارش تمجیدانه و تکریمانه از سیره امام علی کرده و نکته بعدی این است که هدف خدا از نزول این آیات در شأن امیرالمؤمنین توصیه به دیگران به الگوگیری از عملکرد ایشان در موقعیتهای مشابه است.

آیات مربوط به جایگاه امام علی در هندسه معارف اسلامی

وی در تشریح برخی آیات مربوط به جایگاه امام علی(علیه السلام) در هندسه معارف اسلامی گفت: در اینگونه از آیات خداوند حضرت امیر را به عنوان ولی الهی، وصی پیامبر و دارنده مقام امر معرفی می کند از جمله آیه ۵۵ سوره مائده بر ولایت ایشان تصریح دارد.

حجت الاسلام راد افزود: در مورد وصایت نبوی، امیرالمؤمنین بعد از رحلت پیامبر وصی ایشان است که در آیه ۶۷ سوره مائده به این مسئله اشاره شده است یا آیه ۵۹ نساء مقام اولی الامری حضرت علی(علیه السلام) را یادآور شده است که اولین مصداق تاریخی اولی امر حضرت علی است؛ جالب است که دارنده مقام امر کسی است که می تواند امت اسلامی را هدایت کند چون در جای دیگر قرآن می فرماید و" جعلناهم ائمة یهدون بأمرنا..." ما اینها را امام قرار دادیم که به امر ما هدایت کنند، این مسئله مستلزم این است که این امامی که ادعای هدایت در جامعه اسلامی را دارد قبلا مقام امر را دارا باشد که این آیه شریفه بدان اشاره می فرماید.

وی تأکید کرد: این چند آیه منزلت امام علی را در مجموعه معارف اسلامی در اصول دین بیان می کند چون شیعه بر این معتقد است همانطور که توحید، نبوت، معاد جزو اصول دین است، امامت و ولایت امام علی(علیه السلام) جزو دین است.




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 4:16 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ


چون تو بابی آن مدینهٔ علم را / چون شعاعی آفتاب حلم را/ باز باش ای باب رحمت تا ابد/ بـارگــاه مـا لـه کـفـوا احـد

آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 98171 نفر
كل مطالب : 151 عدد
تعداد کل نظرات: 4 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 23 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 13 مرداد 1393 
امکانات وب