یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...
آسمان رقصید و بارانی شدیم/ موج زد دریا و طوفانی شدیم/ بغض چندین ساله ما باز شد / یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ

دشت تا خيمه زد آهنگ خروشيدن را
چاه هم تجربه كرد آتش جوشيدن را

دست خورشيد در آفاق رسالت چرخيد
چنگ زد گيسوي ترديد پريشيدن را

و بيابان چه تبي داشت از انبوه سكوت
تا مبارك كند اين آينه پوشيدن را

عشق ابلاغ شد و حلقه مستان گُل كرد
تازه كرد آن خُم نو، چشمه نوشيدن را

پر شد آغوش غدير از دم «بخٍّ بخٍّ»
تا بكوبد هيجانات نيوشيدن را

عطر «من كنتُ...» و غوغاي «علي مولاه»
قافله قافله راند اين همه كوشيدن را
پروانه نجاتي




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 11:12 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

غدیر، نه فراموش شدنی است و نه کهنه شدنی؛ ماندگار است و پویا و زندگی ساز.

غدیر، تجلی ولایت و رکن حیات معنوی انسان است.

غدیر، روز اکمال دین و اتمام نعمت حق است.

غدیر، آزمایشگاه بود و علی، وسیله امتحان مدعیان ایمان، تا در جریان اطاعت از رهبری او و پذیرفتن ولایتش، صداقت او را در عمل نشان دهند.

پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، خواست تا جریان رهبری امت، از آغاز به دست پاکترین و شایسته‌ترین افراد باشد و آب زلال حق، در بستر تاریخ و زمان و در توالی نسلها و اندیشه‌ها، آلوده نگردد و دشمنان نتوانند از آب گل آلود، ماهیِ مراد خویش را بگیرند.

بر همین اساس است که غدیر هیچ گاه فراموش نمی‌شود؛ بلکه همواره نامیرا و جاودانه باقی خواهد ماند.




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 10:20 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

صبح سعادت دميد،عيد ولايت رسيد 
فيض ازل يار شد،نوبت دولت رسيد

از كرمش بر گدا،داد همى جان فزا 
گفت بخور زين هلا،كز خم جنت رسيد

حالى اردبيلى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 10:13 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

قسم به جان تو اى عشق اى تمامى هست‏
كه هست هستى ما از خم غدير تو مست

در آن خجسته غدير تو ديد دشمن و دوست‏
كه آفتاب بود آفتاب بر سر دست

فراز منبر يوم الغدير اين رمز است‏
كه سر ز جيب محمد،على برآورده

حديث لحمك لحمى بيان اين معناست‏
كه بر لسان مبارك پيمبر آورده

نظيرى نيشابورى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 10:13 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

عارفان را شب قدر است شب عيد غدير
بلكه قدر است از اين عيد مبارك تعبير

كرده تقدير بدينسان چو خداوند قدير
اى على،اى كه تويى بر همه خلق امير

بهترين شاهد اين قصه بود خم غدير
كرد تقدير چنين لطف خداوند قدير

ناظم‏ زاده كرمانى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 10:10 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

انديشه مكن زانكه كند وسوسه خناس‏ 
در باب على يعصمك الله من الناس

بايد بشناسانيش امروز به نشناس‏ 
بازار خزف بشكنى از حقه الماس

حق را كنى آنگونه كه حق گفت مدلل

مكرم اصفهانى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 10:09 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

ماه سايه آفتاب

سايبان باور نكردم مه شود بر آفتاب‏
تا نديدم بر فراز دست احمد بو تراب

آرى آرى ماه بر خورشيد گردد سايبان‏
مصطفى گر آفتاب آيد،على گر ماهتاب

حكيم ناصر خسرو:مگريز از عهد روز غدير

بياويزد آن كس به غدر خداى‏
كه بگريزد از عهد روز غدير

چه گوئى به محشر اگر پرسدت‏
از آن عهد محكم شبر يا شبير

طائى شميرانى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 10:08 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

آفتاب روى زهرا در غدير

ماه صد آئينه دارد نيمه شبها در غدير
روزها مى ‏گسترد خورشيد،خود را بر غدير

پيش چشم آسمان،پيشانى باز على‏
آفتاب روى زهرا در پس معجز غدير




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 10:07 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

غدير نقش ولاى على به سينه ما:

غدير عيد همه عمر با على بودن‏
غدير آينه‏دار على ولى الله ست

غدير حاصل تبليغ انبيا همه عمر
غدير نقش ولاى على به سينه ماست

غدير يك سند زنده،يك حقيقت محض‏
غدير از دل تنگ رسول عقده گشاست

غدير صفحه تاريخ وال من والاه‏
غدير آيه توبيخ عاد من عاد است

هنوز لاله«اكملت دينكم»رويد
هنوز طوطى«اتممت نعمتى»گوياست

هنوز خواجه لولاك را نداست بلند
كه هر كه را كه پيمبر منم،على مولاست

بگو كه خصم شود منكر غدير،چه باك‏
كه آفتاب،به هر سو نظر كنى پيداست

چو عمر صاعقه كوتاه باد دورانش‏
خلافتى كه دوامش به كشتن زهراست

حاج غلامرضا سازگار




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 10:06 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

غدير،معيارى كه بدنيا آمد

آرى...خم!
شربدار ولايت‏
غدير حادثات‏
و ميان منزل افشاى رازهاست.
بنگريدش‏
كه بر اوج دست و بازو
در چنگ چنگالى از نور
ايستاده است‏
ـبه ابرها نزديكتر تا به ما
و نگاه نمى‏كند
نه در چشمان مشتاق‏
نه در ديدگان دريده از حسد.
به اين ترانه گوش كنيد
كه در هفت آسمان مى‏طپد:
«هر كه مرا مولاى خويش بداند اينكه فرا چنگ من ايستاده مولاى اوست».آرى 
امروز همه چيز كامل است‏
معيارى بدنيا آمده‏
كه در سايه‏اش‏
نيك و بد از هم مشخصند.
در اين زلال،بايد جان را به شستشو نشست‏
در غدير،يك تاريخ تبلور پيدا كرد.

و بدينسان،آن دشت كه ديروز گمنامش،
كندى و سستى قافله‏ها را مى‏زدود،
امروز،
طلوع آفتاب ولايت را بستر شد.

آن بركه آب،ميانه كويرى برهوت،
كه رنج و خستگى مسافران را به جان مى‏خريد،
امروز،
چشمه جوشان و هميشه جارى پهنه آرمان‏هاى والا گشت.

بدينسان بود كه پيامبر(درود خدا بر او و خاندانش)
ندا در داد:
آنها كه بى‏ولايت على(سلام خدا بر او)رفته‏اند،
باز گردند و
در كناره غدير،«آينه بلند اى آسمان كوير»
با حماسه‏ساز نهضت اسلام،روح مطهر زمان،
بيعتى دوباره كنند،
و در طبيعت حقيقت،تنفسى روحنواز و مستى‏زا...
و اينگونه بود كه به يكباره،
ـاز كالبد بى‏جان يك دشت پر سكوت‏
غوغاى اجابت و پذيرش برخاست.و هياهوى سر در گم انسانى،
ـدر بازتاب مرزهاى روشنى و جاودانگى‏
جوششى مداوم يافت،
بيراهه‏ها،نهاده شد،
و حجت در جانشان بياميخت.

راستى را،
مگر خورشيد در غروبش،
ماه را به نور افشانى،نمى‏گمارد؟
و مگر دريا،
ابر را،
از خود و براى خود،غنا نمى‏بخشد؟
در اين زلال،بايد جان را به شستشو نشست و از اين دريا،بايد گوهرهاى ناب به دست آورد.

در غدير كه به چه مى‏انديشد؟
در غدير گويا محمد صلى الله عليه و آله مى‏انديشد:
بدون على عليه السلام چگونه خواهد رفت؟
و على عليه السلام مى‏انديشد:
بدون محمد صلى الله عليه و آله چگونه خواهد رفت؟
و على عليه السلام مى‏انديشد:
بدون محمد صلى الله عليه و آله چگونه خواهد ماند؟
و مردم بين همين رفتن و ماندن است كه به ابهامى شگفت گرفتار آمده‏اند:
اين همان محمد صلى الله عليه و آله است كه مى‏ماند،اگر با على بيعت مى‏كرديم،
و اين حتى على عليه السلام است كه مى‏رود،اگر بيعت را شكستيم!!
توده مردم به چگونگى بيعت مى‏انديشند و سران توطئه به شكستن بيعت...!!

اسماعيل نورى علاء




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 10:03 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

نوش از خم غدير

اين خم نه خم عصير باشد
اين خم،خم غدير باشد

از خم غدير مى‏كنم نوش‏
تا چون خم برآورم جوش

فرصت شيرازى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:50 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

تنها در غدير!!

دشت غوغا بود،غوغا بود،غوغا در غدير

موج مى‏زد سيل مردم مثل دريا در غدير

در شكوه كاروان آن روز با آهنگ زنگ‏
بى‏گمان بارى رقم مى‏خورد فردا در غدير

اى فراموشان باطل سر به پايين افكنيد
چون پيغمبر دست حق را برد بالا در غدير

حيف اما كاروان منزل به منزل مى‏گذشت‏
كاروان مى‏رفت و حق مى‏ماند تنها در غدير!!

عليرضا سپاهى لائين




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:46 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

غدير،گل هميشه بهار

گل هميشه بهارم غدير آمده است‏
شراب كهنه ما در خم جهان باقى است

خداى گفت كه«اكملت دينكم»،آنك‏
نواى گرم نبى در رگ زمان باقى است

قسم بخون گل سرخ در بهار و خزان‏
ولايت على و آل،جاودان باقى است

گل هميشه بهارم بيا كه آيه عشق‏
بنام پاك تو در ذهن مردمان باقى است

سيد مصطفى موسوى گرمارودى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:44 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

خم ولاى ساقى كوثر

در غدير خم نبى خشت از سر خم برگرفت‏
خشت از خم و لاى ساقى كوثر گرفت

از خم خمر خلافت در غدير خم بلى‏
ساقى كوثر ز دست مصطفى ساغر گرفت

خوشدل كرمانشاهى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:41 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

آب غدير آب حيات

اى شرف اهل ولايت،غدير
بركه سرشار هدايت،غدير

زمزم و كوثر ز تو كى بهترند
آبروى خويش ز تو مى‏خرند

اين كه كند زنده همه چيز آب‏
زاب غدير است نه از هر سراب

از ازل اين بركه بجا بوده است‏
آينه لطف خدا بوده است

طاهره موسوى گرمارودى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:39 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ


چون تو بابی آن مدینهٔ علم را / چون شعاعی آفتاب حلم را/ باز باش ای باب رحمت تا ابد/ بـارگــاه مـا لـه کـفـوا احـد

آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 98208 نفر
كل مطالب : 151 عدد
تعداد کل نظرات: 4 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 23 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 13 مرداد 1393 
امکانات وب