یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...
آسمان رقصید و بارانی شدیم/ موج زد دریا و طوفانی شدیم/ بغض چندین ساله ما باز شد / یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ
در یادداشت فقهی این دوشنبه، اعمال مستحبی عید غدیر خم از جمله چگونگی برقراری پیوند برادری و نماز عید غدیر بیان می‌شود.

SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

عید غدیر خم، با نصب امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه‌السلام) به ولایت و امامت روز تکمیل دین اسلام و بزرگ‌ترین عید اسلامی است. اهمیت غدیر در روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به اندازه‌ای است که از آن به عیدالله الاکبر (عید بزرگتر الهی) یاد شده است. (نک: شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 3 ص 143).

این روز پرعظمت و مبارک دارای احکام استحبابی ویژه و فراوانی است که به نمونه‌هایی از آن‌ها همراه با برخی توضیحات می‌پردازیم.

* اعمال مستحبی روز عید غدیر خم

1. روزه گرفتن: روزه گرفتن در این روز بسیار پرفضیلت شمرده شده است. در برخی روایات بیان شده که هر کس این روز را روزه بگیرد مانند کسی است که تمام عمر دنیا را روزه گرفته باشد.
شایان ذکر است کسی که روزه قضای ماه رمضان بر عهده دارد نمی‌تواند روزه مستحبی بگیرد و باید به جای نیت روزه مستحبی، نیت روزه قضا کند اما اگر روزه قضا را در این روز انجام دهد، امید است خداوند ثواب روزه مستحبی این روز را هم به او عطا فرماید.

2. غسل: غسل کردن در این روز به نیت غسل روز عید غدیر خم، فضیلت دارد و بهتر است این غسل کمی قبل از ظهر (مقارن زمانی که پیامبر اکرم، امیرالمؤمنین را به ولایت و امامت نصب نمودند) انجام شود.

3. احسان و اطعام و نیکی کردن به مؤمنان: از دیگر اعمال بسیار با فضیلت این روز احسان و نیکی به مؤمنین است. از این روی برگزاری جشن‌ها و مراسم بزرگداشت این روز بسیار سفارش شده است. همچنین گشاده‌رویی با برادران ایمانی، زینت کردن، اطعام و خوشحال کردن آن‌ها مورد تاکید است.

4. صله رحم و دید و بازدید: در میان ایرانیان رسم است که در این روز به دیدار سادات مکرم می‌روند و عید را به آنان تبریک می‌گویند. هرچند زیارت از سادات در این روز به عنوان عملی مستقل وارد نشده، اما این عمل هیچ منع شرعی ندارد و رسمی بجا و خوب است؛ و می‌تواند یکی از مصادیق تعظیم و بزرگداشت شعائر الهی باشد.

و البته توجه به این نکته لازم است که این عید، مخصوص سادات (به تنهایی) نیست بلکه عید همه شیعیان و بلکه در واقع عید همه مسلمانان و مردم جهان است اگر چه ارزش آن را نمی‌دانند.

در این روز مستحب است مؤمنین هنگام دیدار همدیگر بگویند: «الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة أمیر المؤمنین و الأئمه» یعنی «خدا را حمد می‌کنیم که ما را از اهل قبول‌کنندگانِ ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) و ائمه اهل بیت (علیهم‌السلام) و از کسانی که به آنها تمسک می‌کنند قرار داد».

5. رسیدگی به امور خانواده و هدیه دادن: خوب است انسان در این روز به وضع معیشتی خانواده خود رسیدگی بیشتر انجام دهد و برای اهل خانه هدایایی را آماده کند. در روایاتی از این عمل به عنوان عامل زیادی روزی نام برده شده است.

6. زیارت امیر المومنین: از اعمال بسیار با فضیلت این روز مبارک زیارت حضرت امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) است. البته اگر توفیق تشرف به بارگاه ایشان نبود می‌توان از دور، زیاراتی را که برای حضرتش وارد شده بجا آورد.

در حدیثی از امام رضا (علیه‌السلام) می‌خوانیم: هر جا که هستى سعى کن در روز عید غدیر، خود را به کنار قبر مطهّر امیر مؤمنان (علیه‌السلام) برسانى، چرا که در این روز خداوند گناهان بسیارى از مردان و زنان مسلمان را می‌بخشد و دو برابر کسانى که خداوند آن‌ها را در ماه رمضان و شب قدر و شب عید فطر از دوزخ آزاد می‌کند، در چنین روزى از آتش جهنّم رهایى می‌دهد.

* عقد اخوت

7. عقد اخوت: از دیگر اعمال این روز پیمان برادری میان مؤمنین است.

مستحب است برادران و خواهران ایمانی در این روز عقدی را بین خود برقرار سازند که مفاد آن اخوّت و همدلی در دنیا و دستگیری از همدیگر در آخرت است.

* نکاتی درباره عقد اخوت:

الف: این عقد تعهداتی همچون ارث و محرمیت افراد وابسته به طرفین ایجاد نمی‌کند. بنابراین این افراد از هم ارث نمی‌برند و هیچ‌گونه رابطه محرمیت میان وابستگان آن‌ها ایجاد نمی‌شود.

ب: این عقد، فقط میان دو مرد یا دو زن بسته می‌شود و هیچ زن و مردی نمی‌توانند این عقد را بین خود جاری کنند و خواهر و برادر شوند.

ج: لازم نیست صیغه عقد اخوت حتماً به عربی خوانده شود، بلکه اگر آن را به فارسی یا زبان دیگری هم جاری کنند صحیح است؛ اما باید الفاظی را بکار برند که معنی این عقد را برساند.
د: اگر دو خانم، بخواهند با هم عقد خواهری برقرار کنند در صورت خواندن عقد به عربی، باید ضمیرهای مذکر را تبدیل به ضمیر‌های مونث کنند.

با توجه به نکات گفته شده مضمون این عقد رعایت برخی امور معنوی نسبت به یکدیگر در دنیا و پس از مرگ است. مثلاً برادران متعهد می‌شوند که در دنیا همدیگر را از دعا فراموش نکنند و در آخرت هم اگر از اهل نجات و شفاعت باشند، همدیگر را شفاعت کنند.

شیوه برقراری: دو برادر یا دو خواهر دست راست خود را به هم می‌دهند و یکی از آنان صیغه عقد اُخُوَت را می‌خواند و دیگری مفاد آن را قبول می‌کند.

متن عربی عقد: ابتدا یکی از آنها این متن را با توجه به معنای آن می‌خواند: «وَاَخَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَحْتُکَ فِی اللَّهِ وَ عَاهَدْتُ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِیَاءَهُ وَ الْأَئِمَّةَ الْمَعْصُومِینَ (ع) عَلَى أَنِّی إِنْ کُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ الشَّفَاعَةِ وَ أُذِنَ لِی بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّةَ لَا أَدْخُلُهَا إِلَّا وَ أَنْتَ مَعِی»

سپس طرف دیگر در جواب او می‌گوید: «قَبِلْتُ»

باز هم نفر اول می‌گوید : «أَسْقَطْتُ عَنْکَ جَمِیعَ حُقُوقِ الْأُخُوَّةِ مَا خَلَا الشَّفَاعَةَ وَ الدُّعَاءَ وَ الزِّیَارَة»
ترجمه: نفر اول می‌گوید: «به خاطر خدا با تو برادری و صفا (یکرنگی) می‌ورزم به خاطر خدا دستم را در دستت قرار می‌دهم؛ و در پیشگاه خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و فرستادگان او عهد می‌کنم که اگر از اهل بهشت و شفاعت باشم و اجازه ورود در بهشت را یابم، بدون تو وارد بهشت نشوم».
سپس نفر دوم می‌گوید: «قبول کردم».

باز برادر اول می‌گوید «تمام حقوق برادری به جز حق شفاعت و دعا و دید و بازدید را از تو ساقط کردم».

بدین ترتیب این دو نفر با هم برادر ایمانی یا خواهر ایمانی می‌شوند و باید در دعاها و زیارت‌ها همدیگر را فراموش نکنند.

 * نماز عید غدیر خم

8. نماز عید غدیر خم: اگر به کتب دعا مثل مفاتیح‌الجنان مراجعه‌ای داشته باشیم، خواهیم دید که برای روزهای شادی و شعف نیز برنامه‌ها و مخصوصاً نمازهای خاصی ذکر شده است. روز عید غدیر هم از این مسئله مستثنی نیست و نمازی برای این روز وارد شده است.

البته مراد ما از نماز عید غدیر، نماز مخصوصی است که علارغم مستحبی بودن، به جماعت خوانده می‌شود. (در فقه شیعه خواندن نماز مستحبی به جماعت، به جز نماز عید، باطل است)
البته از میان چند نماز که برای این روز ذکر شده مراد دو رکعت نماز مثل نماز صبح است که مقداری قبل از اذان ظهر خوانده می‌شود.

دلایل جواز اقامه نماز عید غدیر به جماعت از نظر برخی از فقها:

1. پیروی از عملکرد پیامبر در روز هیجدهم ذی‌الحجه؛

ایشان بعد از آنکه حاجیان پیش افتاده و نرسیده را در محل غدیر خم جمع کردند، امر کردند که مردم برای اقامه نماز جماعت جمع شوند. این نماز پیش از ظهر خوانده شده و برای اطلاع رسانی آن اذان گفته نشده بلکه از لفظ (الصلاه جامعة) استفاده شده، که در آن زمان برای برپایی نمازهای جماعت مستحب استعمال می‌شده است. بعد اقامه نماز هم خطبه‌ای توسط ایشان ایراد شده است. بعد از خطبه، وقت اذان ظهر رسیده و مؤذن برای نماز ظهر اذان گفته است. (نک: شیخ مفید، الارشاد، ج1، ص 165).

2. ادعای شهرت بر جواز جماعت

برخی از علماء مانند محقق اردبیلی ادعای شهرت برای برگزاری جماعت را کرده‌اند. (نک: مقدس اردبیلی، مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، ج 3، ص 32)

3. شیوه عملی برخی از فقها مانند شیخ مفید در برگزاری این نماز با جماعت بوده است.

مرحوم آقا ضیاء عراقی نقل می‌کند که شیخ مفید (که در اوائل غیبت کبری زندگی می‌کرده و به زمان حضور معصومین علیهم‌السلام بسیار نزدیک بوده) این نماز را به صورت جماعت در میدان بغداد اقامه کرده است.

در عصر حاضر هم برخی از مراجع تقلید مانند آیت الله بهجت (ره)، آیت الله صافی و آیت الله احمدی فقیه یزدی (ره) فتوا به جواز جماعت این نماز داده‌اند.

همچنین مرحوم آیت الله احمدی فقیه یزدی در عید غدیر سال 1389 نماز جماعت عید غدیر را در شهر یزد برگزار و احیاء کردند.





[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:15 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
SHIA-NEWS.COM  شیعه نیوز :

به گزارش «شیعه نیوز» ،حجت‌الاسلام والمسلمین احمد امینی، فرزند علامه امینی در گفت‌وگو با مرکز خبر حوزه،  گوشه‌ای از زندگی مولف کتاب ارزشمند الغدیر را بازگو کرد.

*  به عنوان اولین سئوال از چگونگی نشر کتاب الغدیر بگویید ؟

بعضی‌ها دوست ندارند، درباره علامه امینی صحبت بشود، البته عالمان بزرگی مانند مرحوم سید‌هادی میلانی و آیت الله سید محسن حکیم، خیلی به والد ما علاقه مند بودند، مرحوم امینی پولی برای نشر الغدیر نداشت و در آن ایام برخی مصرف سهم امام برای نشر الغدیر را جایز نمی دانستند و می‌گفتند : الغدیر کتاب شعر است، لذا یک ریال از سهم امام در انتشار این کتاب خرج نشده و تمامی آن را دوستان علامه تقبل کردند، علامه علاقه‌مندان و دوستان بسیاری داشتند، و منحصر به شیعیان نبود بلکه در بین دوستان حتی افراد یهودی و مسیحی و اهل سنت نیز به چشم می‌خورد.

* از افرادی که با علامه امینی محشور بودند و هم اکنون نیز در قید حیاتند، چه کسانی هستند ؟

تعدادی از ایشان در تهران و قم می‌باشند از جمله آنها آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی می‌باشد.

* آیا الغدیر مجلدات دیگری هم دارد ؟

 بله از آنجایی که هنوز برای چاپ تنظیم نشده است، دقیقا نمی توان گفت؛ چند مجلد دیگر می‌شود ولی فکر می‌کنم قریب 8 مجلد باقی ‌باشد.

* آیا این سخن درست که خانواده علامه امینی اجازه نشر ادامه کتاب ارزشمند الغدیر را نمی دهند ؟

نه این سخن صحیح نیست، حرف ما این است که اگر می‌خواهید کتاب را چاپ کنید در آن دست نبرید الان ببینید سر بعضی از کتب چه آورده اند، اگر شنیده اید که ما می‌گوییم چاپ نکنید، حرف ما این بوده است که در کتاب دست نبرید نه اینکه چاپ نکنید.

* آیا کتاب‌های منتشر نشده دیگری از مرحوم امینی موجود می‌باشد ؟

کتاب " المطالب العلیة " یکی از کتاب‌های علامه امینی است که هنوز به طبع نرسیده است.

* مطالب این کتاب در چه موضوعی است ؟

این کتاب در چهار موضوع است ؛ موضوع اول : حیات و ممات است که در شرح آیه قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى‏ خُرُوجٍ مِنْ سَبيلٍ سوره غافر آیه 11 می‌باشد؛ مطلب دوم : اسما ء الحسنی در توضیح و شرح آیه شریفه لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ می‌باشد ؛ مقاله سوم درباره عالم ذر و بررسی آیات و روایات مرتبط با آن است و علامه در این بخش 19 آیه و بیش از هفتاد روایت در اثبات عالم ذر را مورد بررسی قرار داده و مقاله چهارم در توضیح معنا و تفسیر "اصحاب المیمنه" و "اصحاب المشئمه" می‌باشد و چند مطلب در موضوع جبر و اختیار و هدایت و ضلالت نیز در این مقاله بررسی شده است.

* این اثر کی منتشر می‌شود؟

باید تنظیم و مرتب شود هنوز مشخص نیست.

* از نحوه زندگی مرحوم امینی بگویید؟

در هنگام رحلت ایشان بنده 14 سال داشتم،‌ در تابستان سال 49 رحلت نمودند، شیوه زندگی علامه و امثال ایشان عاشقانه بود، در اعتلای کلمه حق و فرهنگ اهل بیت علیهم السلام از همه چیزشان حتی خودشان گذشتند

 * رابطه ایشان با خانواده چگونه بود ؟

ایشان احترام خاصی برای مادرم قائل بودند، مخصوصا بخاطر علویه بودن مادرم به ایشان احترام ویژه ای می‌گذاشتند.

* خاطره ای از مرحوم علامه امینی در نظر دارید ؟

احترام به امیر المومنین و عاقبت بخیری سارق

پدرم در بهار و تابستان به ایران می‌آمدند بااینکه خدمتکار در منزل داشتیم، اما مادرم عادت نداشت دستور بدهند و منع کرده بودند و اجازه نداشتیم به خدمتکار دستوری بدهیم، اگر ناخودآگاه می‌گفتیم فلانی برام آب بیار، جلوی ما را می‌گرفتند با اینکه یک زن و شوهر خدمتکار بودند و پدر در تابستان ما را به سفر می‌بردند، تا مادرمان استراحت کند، بیاد دارم من هفت یا هشت ساله بودم و منزلمان در امیریه تهران بود، به پیشنهاد پدر به منزل یکی از دوستان صمیمی پدرم در کرمانشاه رفتیم و ایشان مرد بسیار مهربانی بودند، چند روزی در آنجا ماندیم تا اینکه در روز دوم یا سوم بود که مادرم به پدرم گفت: آقا لطفاً برگردیم تهران، دلشوره دارم، پدرم گفتند: اگر به تهران برویم و دوباره رفت‌وآمدها به منزل زیاد می‌شود و خسته می‌شوید، بهتر است استراحت کنید.

پدرم عالمی بود اهل محبت و احترام زیادی برای مادرم قائل بود، بالاخره به درخواست مادر به تهران برگشتیم و دیدیم خانه را دزد زده است. در همسایگی ما مرد بزرگواری زندگی می‌کرد که وکیل مجلس و انسانی مقدس و از دوستداران پدرم بود، ایشان به رییس آگاهی و کلانتری گفتند به این ماجرا رسیدگی کنند، کارشناسی از آگاهی به منزل ما آمد و از پدر اجازه گرفت و منزل را بررسی کردند، بعد از بررسی و تحقیق و یافتن رد پا به پدرم گفت: دزد تازه کاری بوده و بزودی دستگیر می‌شود، پدرم گفت : دنبال این دزد را نگردید گفتند: چرا ؟ پدرم گفتند: این شخص به اتاق من رفته که صندوق چوبی در آنجا نگهداری می‌شد و اسناد کتابخانه امیر المومنین و مقداری وجوهات را در آنجا گذاشته بودم و قفل را شکسته بود، اما وقتی متوجه شده این اموال و اسناد مربوط به کتابخانه امیر المومنین می‌باشد، به احترام آن حضرت دست به پول‌ها نزده است و بخاطر همین احترام عاقبت بخیر می‌شود.

* علامه چرا به تهران آمده بودند ؟

چون در آن ایام ایشان مشغول نوشتن الغدیر بودند، یکی از کارهای مرحوم پدرم حضور در کتابخانه‌های مرجع بود و از آنجاییکه تهران مرکزیت داشت لذا ایشان در تهران سکنی گزیدند.

* از وصایا و توصیه‌های علامه امینی بگویید ؟

اجازه بدهید در این جهت مطلبی از کتاب الغدیر نقل کنم ، مرحوم والد در صفحه اول الغدیر دو حدیث آورده اند و هر دو از منابع اهل سنت نقل شده است

* حدیث اول :

«البلاغ المبين بلسان النبي الأعظم صلى الله عليه و آله و سلم‏ : «عنوان صحيفة المؤمن: حبّ عليّ بن أبي طالب» [1] از زبان پيامبر بزرگوار- صلّى اللّه عليه و آله‏ سرآغاز طومار و برنامه هر فرد با ايمان، دوستى على بن ابى طالب (عليه السّلام) است.

 * حدیث دوم :

 «من سرّه أن يحيى حياتي و يموت مماتي و يسكن جنّة عدن غرسها ربّي، فليوال علياً من بعدي، و ليوال وليّه، و ليقتد بالأئمة من بعدي، فإنَّهم عترتي، خلقوا من طينتي، رُزقوا فهماً و علماً، و ويل للمكذّبين بفضلهم من أمّتي، القاطعين فيهم صلتي، لا أنالهم اللَّه شفاعتي» [2] هر كس خوشنود و شادمان باشد به اين كه زندگانى و مرگ او هم آهنگ و همانند زندگى و مرگ من باشد و جايگاه او در بهشت آراسته جاودانى باشد كه نهال آن را پروردگار من بدست قدرت خود نشانده. بايد پيروى كند و دوست بدارد على عليه السّلام را، پس از من پيروى كند و دوست بدارد پيرو و دوست او را، و به پيشوايان بعد از من اقتدا نمايد چه آنان عترت من هستند و از سرشت من آفريده شده‏اند و از سرچشمه درك و دانش، نصيب كافي گرفته‏اند، واى بر آن گروه كه فضيلت و برترى آنها را دروغ پنداشته و رشته پيوسته مرا با آنها قطع کند،! خداوند شفاعت مرا بآنان نرساند.

حضرت در این حدیث می‌فرماید، نه تنها علی را دوست بدار بلکه دوست دار علی را هم دوست بدار و دوست دار علی یعنی پیرو حق، حتی اگر یک مسیحی بود، حق جو و حق طلب، علی بن ابیطالب را دوست دارد او را دوست داشته باش لذا می‌بینیم علامه امینی اهل ادب بود و چون ادب داشت در بین مجامع علمی مختلف جایگاه خود را یافت وصیت امیر المومنین تنها درباره اولادش نیست، بلکه درباره خلق خداست همه مصائب ما بخاطر دور افتادن ما از فرهنگ اهل بیت و سخنان ایشان است.

* از کتاب‌هایی که در شرح حال مرحوم علامه امینی نوشته شده است کدام یک به واقع نزدیک تر است ؟

یکی زندگی نامه در شرح حال مرحوم والد توسط شیخ محمد رضا امینی، فرزند ایشان در مقدمه ج اول الغدیر چاپ انتشارات امیر المومنین موسسه خیریه موحدی در سال 1396 نوشته شده است که می‌توانید مراجعه کنید و دیگر کتاب ربع قرن با علامه امینی نوشته حاج حسین عارف شاکری است که ایشان از عاشقان علامه بودند و تاجر و صنعت کار بود و کارخانه کفش داشت و الغدیر را ایشان چاپ کردند و خاطرات زیادی از امینی داشتند، ایشان آنقدر با علامه مأنوس بود که نویسنده شد و بیش از سی جلد کتاب نوشت از جمله، مختصر احقاق الحق و دیگر کتب و می‌توان گفت، از آثار معنوی مرحوم علامه امینی همین «حاج حسین شاکری» است و پسر ایشان الان در قید حیات هستند و ساکن قم می‌باشند .



[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:13 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
آیت الله صافی گلپایگانی در پیامی به چهارمین اجلاس سالانه بزرگداشت غدیر در مشهد، غدیر را عظیم‌ترین روز دانستند. روزي كه در تعالي و عظمت، با روز بعثت حضرت خاتم الانبياء‌صلي الله عليه و آله، همطراز است.

SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز» ، متن پیام این مرجع تقلید بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم


الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمؤمنين و الائمة المعصومين عليهم السلام و لاسيما مولانا بقية الله المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف ورزقنا الفوز بلقائه

السلام عليكم و رحمة الله و بركاته؛

با تبريك عيد الله الاكبر، عيد مبارك غدير، عيد فرخنده‌ي اكمال دين و اتمام نعمت، و گزينش اسلام به عنوان دين جهاني و جاوداني، اين چند كلمه را به حضور بزرگان و عزيزان حاضر در اين جلسه‌ي ملكوتي و ولائي كه فرشتگان، شرف حضور در آن را غنيمت و افتخار مي‌دانن، تقديم مي‌دارم:

نصوص صريحه بر ولايت و خلافت بلافصل حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در كتاب و سنت - اگرچه بسيار است، اما در يك تقسيم بر دو قسم مي‌باشد: نص جلي و نص خفي.

نصوص جليه قرآنيه، مثل آيه كريمه مباهله، و آيه شريفه إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ و سائر آيات است كه شماري از آنها را در كتاب شريف "خصائص الوحي المبين في مناقب اميرالمؤمنين عليه السلام"، ابن بطريق با سندهاي معتبر از محدثين و ارباب جوامع و صحاح و مسانيد عامه روايت نموده است.

نصوص جليه متواتره نبويه هم، مانند حديث مشهور منزلت و احاديث ديگر است كه اعظم و اشهر و اتم آنها، حديث شريف غدير، آن ابلاغ و اعلام عام است كه در تاريخ حيات رسالت رسول اكرم‌صلي الله عليه و آله مانند آن همايش بزرگ، روزي عظيم‌تر و رسمي‌تر نيست؛ همايشي كه همه‌ي سران اصحاب و خيل انبوه حجاج كه تا آن روز مثل آن سابقه نداشت، در آن حضور داشتند.

روزي كه در تعالي و عظمت، با روز بعثت حضرت خاتم الانبياء‌صلي الله عليه و آله، همطراز است.

هر دو آغاز است و هر دو يوم الله الاكبر است. براي اين دو روز، روز سوم، روز ظهور مصلح يگانه آخر الزمان، منجي عالم بشريت، عدل كل و موعود رسل، حضرت قائم آل محمدصلوات الله عليهم اجمعين است؛ شخصيت بلندپايه‌اي كه انبيا و صحف آسماني به ظهور او بشارت داده‌اند و يملأ الارض قسطاً و عدلاً از اوصاف مختصه‌ي او است و ذلك الذي يفتح الله على يديه مشارق الارض و مغاربها، برنامه قيام و اقدام او است.

حديثِ فراتر از تواتر غدير، از اَنَصّ نصوص جليه است كه در جهت كثرت روات از صحابه و تابعين و تابعين تابعين و همه جهات اعتبار، حديثي برتر از آن وجود ندارد از كتاب‌هاي مربوط به اين حديث و اسناد و الفاظ آن به تنهائي، كتابخانه‌اي بزرگ تشكيل مي‌شود. نصوص خفيه نيز در كنار نصوص جليه، موقعيتي بسيار ارزشمند و محكم دارند و ولايت و خلافت بلافصل اميرالمؤمنين عليه السلام و سائر ائمه طاهرين عليهم السلام را اثبات مي‌نمايند.  بخش نصوص خفيه، بخشي وسيع و جامع است. كتاب اَلفين علامه حلي رضوان الله تعالي عليه را مي‌توان دو هزار دليل از اين ادله خفيه شمرد.

در عين حالي كه اين نصوص را خفيه عنوان مي‌نمايند، هيچ خفائي در دلالت آنها بر ولايت ائمه طاهرين‌عليهم السلام مخصوصاً اميرالمؤمنين‌عليه السلام نيست. از اين نصوص خفيه، آيات قرآنيه‌اي است كه بطور استفهام همه را مخاطب قرار داده است، مثل أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لاَ يَهِدِّي إِلا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ، يا مَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَ الْبَصِير ، يا وَ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ .

از اين آيات به وضوح، از نظر اظهر مصاديق، احق بودن اميرالمؤمنين عليه السلام به امر خلافت و امامت و هدايت استفاده مي‌شود. پيام همه اين است، بينا نه كور، عالم نه جاهل، فاضل نه مفضول، علي عليه‌السلام نه ديگران.

موضوع تفضيل فاضل بر مفضول، و افضل بر فاضل، و تقبيح تفضيل فاضل بر افضل و مفضول بر فاضل، موضوع آيات متعدد قرآن كريم و روايات بسيار اهل بيت عليهم السلام و مواردي از احكام واجب و مستحب است و از هدايت‌هاي مهم‌ قرآني و روائي است، و در همه امور مخصوصاً در ولايت‌ها و اختيارات يك اصل است كه هر مسلمان و هر شخص خردمندي، بايد آن را برنامه قرار دهد، و در انتخاب، اصلح را بر صالح و اليق را بر لايق برگزيند و اجمالاً بر حسب فطرت هم، بشر - اگر غرض‌هاي ديگري در بين نباشد به آن عمل مي‌نمايد، رعايت اين تعليمات و ارشادات در اصل نظام ديني و ولائي و خلافت پيغمبر اكرم عليه و آله السلام از اهم مطالب و واجبات است.

به همين اصل، شخص امام عليه السلام اشاره فرموده و همه را مخاطب قرار داده است: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ فِيهِ و فرموده است: إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالْأَنْبِيَاءِ أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَاءُوا بِهِ.

بر اين اساس و بر حسب اين آيات و روايات، يگانه شخصيتي كه پس از پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله؛ چه در حيات آن حضرت و چه بعد از آن، واجب الاطاعة و صاحب ولايت امر و منصوص من الله مي‌باشد، اميرالمؤمنين عليه السلام است، بقول جاحظ كه در يكي از رساله‌ها به اين مضمون مي‌گويد كه آنچه در اسلام، رأس فضائل و مكارم و مقامات است، چهار چيز مي‌باشد: ايمان به خدا، علم و دانائي، زهد و پرهيزكاري، و جهاد در راه دين و في سبيل الله. سپس مي‌گويد: از تمام علماء اسلام، اگر از كسي بپرسيم كه اسبق و اكمل در ايمان كيست؟ اولين كسي را كه بر مي‌شمارند علي‌عليه السلام است، و اگر درباره اعلم از همه اصحاب پيغمبر صلي الله عليه و آله سؤال كنيم، اول شخصي را كه معرفي مي‌كنند علي‌عليه السلام است، و اگر از آنها كه در راه دين جهاد كردند و اسلام از بركت جهاد آنها برپا شد سؤال كنيم، باز هم، همه، اول علي علیه  السلام را نام مي‌برند كه تنها ثواب يك جهاد او از عبادت امت تا روز قيامت بيشتر است، و اگر از زهاد صحابه و كساني كه دنيا را ترك كرده و فريفته‌ي دنيا نشده باشند، سؤال كنيم، همه، اسم علي‌عليه السلام را مي‌برند كه يك لحظه به دنيا نظر نفرمود.

غرض اينكه، دعوت اسلام، دعوت قرآن و دعوت تمام انبياء، دعوت به افضل و تقبيح تفضيل مفضول بر فاضل است كه اصل و پايه محكم اعتقاد شيعه، مصداق تفضيل افضل بر فاضل است و مصداق دوم، عقيده ديگران است، كه نصوصِ به اصطلاح خفيه بر بطلان آن دلالت دارد و شناخت مصداق و مصاديق آن را به خود عرف واگذار كرده است؛ سنائي مي‌گويد:

احمد مرسل نشسته كي روا دارد خرد/ جان اسير سيرت بوجهل كافر داشتن

و يـقـولون لي فَضِّل علـيّاً عليهم / فَلَستُ اقولُ التِبر اَعلي من الحَصا

أ لَـم تَر ان السَّـيفَ يزري بحده / مقالك هذا السيف امضي من العصا

اذا انــا فَضَّلــتُ علـياً ‌عليهم / أكــن للــذي فـضّلتـُه متنقصاً

در پايان با عرض خاكساري و عجز و ناتواني از اظهار وجود و در عرصه‌اي كه عرض وجود در آن شأن انبيا و اوليا و بزرگان و اعاظم اصحاب است پوزش مي‌طلبم.

اميد است اين هديه‌ي كمتر از ران ملخ در بارگاه ملكوتي عالم آل محمد صلوات الله عليهم حضرت ثامن الائمه عليه السلام به شرف قبول متشرفين به تقبيل عتبه مقدسه آن روضه شريفه و شركت‌كنندگان در اين همايش مقدس نايل شود.

ان الهدايا علي مقدار مهديها

لطف الله صافي

غدير1432




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:11 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
آیت الله سید صادق حسینی شیرازی :
تبلیغ غدیر یک واجب کفایی است و تا کفایت نباشد عینی است، و همه ی ما موظفیم آن را نشر دهیم و مکتب آن را به دنیا معرفی نموده و به قدر توانمان فرهنگ غدیر را تبلیغ نماییم.غدیر افراد خاص را تربیت می کند و خط مقابل غدیر هم افراد خود را پرورش می دهد که این دو در تقابل و در تضاد یکدیگرند.

به گزارش خبرنگار «شیعه نیوز» ، آیت الله سید صادق حسینی شیرازی دام ظله فرمودند: تمامی اقوال، افعال و تقریرات پیامبر صلی الله علیه وآله در طول مدت ۲۳ سال، برای مردم و جامعه نعمت بود، ولى اين نعمت به تعبير قرآن مجيد كمالش را با اعلان عمومی ولایت و خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام در روز غدیر خم به دست آورد، يعنى تمام احكام دين از قبیل نماز، روزه، حج و سایر احکام و عبادات با ولايت و خلافت حضرت کامل شد، که ظاهر این بخش از آیه شریفه «وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» همین معنا را مى رساند.
پیام غدیر مسئولیت همه است که با امکانات پیشرفته امروزی می توان به خوبی و راحتی آن را به دنیا معرفی کرد، اما همت و تلاش بیشتر می خواهد تا انشاءالله در این مسیر کوتاهی نشود و خدای متعال هم توفیق این عمل را به همه ما عنایت فرماید.
تبلیغ غدیر یک واجب کفایی است و تا کفایت نباشد عینی است، و همه ی ما موظفیم آن را نشر دهیم و مکتب آن را به دنیا معرفی نموده و به قدر توانمان فرهنگ غدیر را تبلیغ نماییم.
غدیر افراد خاص را تربیت می کند و خط مقابل غدیر هم افراد خود را پرورش می دهد که این دو در تقابل و در تضاد یکدیگرند. در مکتب غدیر ملاک امر و نهی خدای سبحان است و تمام رفتارهایش بر این اساس استوار است و هدفش اطاعتِ محض است، اما ملاکِ دشمن غدیر حکومت کردن و سلطه یافتن بر دیگران به هر قیمت و از هر راه ممکن است، و کاری به امر و نهی الهی ندارد. غدیر انسان می سازد و خط مخالفِ غدیر ظالم می پروراند.
نکته ای که مهم و بسیار دقیق و ظریف می باشد این است که قرآن کریم نمی فرماید که اسلام وجود داشت اما ناقص بود و کامل شد، بلکه راجع به اسلام می فرماید: «ورَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا» و ظاهرش این است که قبل از روز غدیر اصلاً اسلام نبود و در روز غدیر اسلام تحقق یافت. لذا این آیه شریفه نشان می دهد که اسلام بدون ولایت، اسلام واقعی و حقیقی نیست؛ همانگونه که شهادت به توحید بدون شهادت دادن به نبوّت، اسلام نیست. بنابراین شهادت به نبوّت و توحید هم بدون شهادت به ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام اسلام واقعی و حقیقی نخواهد بود.
بر اساس روایات، این عید، عیدالله الاکبر و عیدی است که از جانب خداست. تمام انبیاء مأمور شده اند به اوصیای خود سفارش کنند این روز را عید بگیرند و بزرگ دارند. چنین چیزی در مورد عید قربان و دیگر اعیاد وجود ندارد و فقط ویژه عید غدیر است که اکبر و اعظم اعیاد می باشد.
 اما ببینیم چرا بر اساس روایات شریفه این عید بزرگ ترین عید و اعظم اعیاد است؛ زیرا اگر این عید به راستی بر پا می شد حق و عدل در همه جا و هر زمان تحقق می یافت. اکنون که عید غدیر کنار نهاده شده است در بیشتر نقاط دنیا شاهد مرگ حق و فضیلت و عدل هستیم.
ما همه يك روز باید برویم و این جهان را ترک کنیم. روزی که این جهان را مفارقت می کنیم هر قدر در زمینه عاشورا و غدیر کوشیده باشیم به همان اندازه مایه چشم روشنی و شادی ما خواهد بود و هر قدر در این زمینه کوتاهی کرده باشیم مایه حسرت ما خواهد بود. از سوی دیگر نمی توانیم تصور کنیم کارشکنی در این خصوص چه فاجعه ای است و چه عواقب ناگواری در پی دارد و در آخرت چنین کسانی چه روزگار تباه و سیاهی دارند.
غدیر یک تاریخ و یک فرهنگ و مجموعه ای از بایدهاست، یعنی امام معصوم خلیفه ی بلافصل رسول الله صلی الله علیه وآله و رأس تمام امور است. بعد از آن بایدها و توابع و احکام غدیر طرح می شوند.

قرآن کریم یک تعبیر دقیق و خیلی عمیقی راجع به غدیر فرموده است که یک تعبیر بسیار استثنایی است که اگر از جهات متعدده ملاحظه شود، مشخص خواهد شد که چقدر غدير براى جهان و جهانيان پر اهميت و پر خير و بركت است.

قرآن کریم در آیه مبارکه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» که شأن نزول آن عید غدیر خم بوده است و عامه و خاصه نیز در کتب مختلف تفسیر و حدیث و تاریخ به آن اشاره داشته اند، به صراحت به کامل شدن دین در روز غدیر پرداخته است و این بدان معنا است که دین اسلام قبل از غدیر كامل نبود و با ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و تعيين حضرت به جانشینی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله از طرف پروردگار تکمیل شد.
مرجع عالیقدر درباره خط مقابل غدیر و مخالفانِ ولایت فرمودند: تاریخ در این زمینه نیز سخن های فراوانی دارد. غاصبان خلافت و والیانِ آنها قانونی را امضا و به اجرا گذاشتند كه ميگفت: هرکه از علی بن ابی طالب علیهما السلام برائت و بیزاری نجوید باید زنده به گور شود. تصور کنید که این امر چقدر به دور از اسلام و انسانيت است. در عين حال افرادى دلاور و دين دار حاضر شدند زنده در گور شوند اما با گفتن یک کلمه جان خود را رها نکنند؟ تصور کنید فردى كه شهادت را در اين مقطع حساس زمانى اختيار مى كرد چقدر دلاور و بزرگ مرد است، و در مقابل کسی که انسانی را بى گناه زنده زنده در گور می کند چقدر سنگدل و جلاد است!
ببینید که پرورش یافتگان مکتب غدیر حاضر نبودند به تقیه یک جمله را بر زبان برانند، با آنکه در تقیه قصد قلبی وجود ندارد و فقط بر زبان است. آنان با آنکه به خوبی از اهمیت تقیّه آگاهند ولی زنده به گور شدن را برگزیدند، تا نام غدير و صاحب غدير زنده بماند و به دست ما برسد.

 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:05 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
شهادت به ولایت درشهادت برسالت منطوی ا ست زیرا که ولایت باطن رسالت است ونویسنده گوید: که درشهادت به ألوهیت شهادتین منطوی ا ست جمعا”و درشهادت به رسالت آن دوشهادت نیزمنطوی است چنانچه درشهادت به ولایت آن دو شهادت دیگرمنطوی است والحمدالله اولا”واخرا
به گزارش سرویس اندیشه «شیعه نیوز»،در حديث احتجاج وارد است كه قاسم بن معاوية گفت : كه به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم كه اهل سنت حديثي در معراج نقل مي كنند كه چون رسول خدارا به معراج بردند ديد بر عرش نوشته شده بود «لااله الا الله ، ابوبكر صديق»
حضرت فرمودند : سبحان الله تغيير دادند هر چيز را حتي اين را!؟ گفت: آري  حضرت فرمودند: خداي عزوجل چون خلق نمود عرش را نوشت بر آن «لااله الا الله ، محمد رسول الله ،علي امير المؤمنين» پس ذكر فرمود كتابت اين كلمات را بر آب و كرسي ولوح وجبهه {پيشاني} اسرفيل و دو جناح{بال}  جبرئيل و اكناف آسمانها و زمين ها و سر كوهها و بر شمس و قمر
پس حضرت فرمودند: وقتي يكي از شما گفت: «لا اله الا الله ، محمد رسول الله» بگويد: «علي اميرالمؤمنين» *و بالجمله اين ذكر شريف مطلقا پس از شهادت به رسالت مستحب است و در فصول اذان، بالخصوص بعيد نيست كه مستحب باشد.....*
وازاین جهت است که شیخ عارف شاه آبادی میفرمود: که شهادت بولایت درشهادت برسالت منطوی ا ست زیرا که ولایت باطن رسالت است ونویسنده گوید: که درشهادت به ألوهیت شهادتین منطوی ا ست جمعا”و درشهادت به رسالت آن دوشهادت نیزمنطوی است چنانچه درشهادت به ولایت آن دو شهادت دیگرمنطوی است والحمدالله اولا”واخرا

* آداب الصلاة تأليف حضرت امام خميني رضوان الله عليه صفحه 153 و 154



[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:00 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ


چون تو بابی آن مدینهٔ علم را / چون شعاعی آفتاب حلم را/ باز باش ای باب رحمت تا ابد/ بـارگــاه مـا لـه کـفـوا احـد

آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 98233 نفر
كل مطالب : 151 عدد
تعداد کل نظرات: 4 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 23 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 13 مرداد 1393 
امکانات وب