بعد از حمام كردن با آب يخ، هوايي كه تا چند لحظه پيش دندانهايم را به هم ميساييد، ديگر مطبوع و دلچسب به نظر ميرسيد. طبق معمول براي جلوگيري از سردرد شديد ناشي از سينوزيت_ كه به دليل استفادهي مكرر از آب يخ و همچنين سردي هوا خيلي از بچهها به آن مبتلا شده بودند _ دستمالي به پيشاني خود بستم؛ البته اين چيز عجيبي نبود، چون اكثر بچهها چنين دستمالي را بر روي پيشاني خود داشتند.
عدهاي هم براي نجات از سرماخوردگي، يا آستينهاي بلوز خود را تبديل به كلاه ميكردند يا با شكافتن قسمتي از پتوي خود و با استفاده از نخ آن كلاه ميبافتند.
بافندگي، در سرماي طولاني زمستان، با شكافتن پتوها و استفاده از تكههاي سيم خاردار به جاي ميل بافتني، در اردوگاه رونق فراواني داشت.
هرچند نزديك شدن به سيم خاردار و كندن تكههايي از آن، كاري بسيار پرخطر بود، اما نگهداري آن در اتاق خطرناكتر بود، چون عراقيها به محض يافتن آنها، صاحبانش را شديداً تنبيه ميكردند، ولي بچهها مجبور بودند براي رهايي از سرما دست به چنين كارهايي بزنند.
منبع: كتاب فرهنگ آزادگان جلد5 - صفحه: 191




