سرزمین نور

حسن و رضا با هم بودند. يكي آر پي جي و ديگري كمكي. از موضع استتار عراقي استفاده كردند و تانك‌هاي زيادي را شكاركردند. وقتي در محاصره قرار گرفتند، حسن گفت: رضا ما يا اسير مي‌شويم يا شهيد. اگر اسير شديم تو هيچ كاره‌اي، من همه چيز را به عهده مي‌گيرم. حسن از رضا جدا شد. چند لحظه بعد سر از تانك‌هاي نيم‌سوخته درآورد و لوله‌ي كاليبر اتوماتيك تانك را به سوي عراقي گرفت و 60 – 70 نفر را زد. وقتي آن دو نفر را جدا جدا گرفتند، رضا خود را آشپز معرفي كرد. نوبت بازجويي حسن شد. افسر عراقي فرياد زد: فاميلي‌ات؟ حسن با آرامش جواب داد: خميني. نام پدر: خميني. نام پدربزرگ: خميني. حسن را به پل بستند. فرياد زد: اشهد ان لا اله الا الله كه گلوله آر پي جي بدنش را آتش زد. او در عشق خدا سوخت. بعثي‌ها هم سوختند؛ از آتشي كه حسن به جگرشان زد.

منبع: كتاب يوسف تباران    







[ سه شنبه 3 خرداد 1390  ] [ 7:36 PM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

با عرض سلام و دورود بر شهدای صدر اسلام و شهدای کربلا و همچنین بر امام خمینی (ره) و شهدای انقلاب اسلامی و علی الخصوص شهدای هشت سال دفاع مقدس ، این وبلاگ با هدف آشنایی دوستان و جوانان کشور ایران و همچنین ترویج دفاع مقدس و علی الخصوص مقابله با تهاجم فرهنگی یا به سخن مقام معظم رهبری ناتوی فرهنگی ایجاد شده است . لذا از دوستان و جوانان عزیز تقاظامندم که پیشنهادات و انتقادات را ثبت کننید تا بتوانیم بهتر در این راه عظیم یا جهاد اکبر انجام وظیفه کنیم .
نویسنده وبلاگ
آمار سایت
كل بازديدها : 138456 نفر
كل مطالب : 571 عدد
تعداد کل نظرات: 22 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: یک شنبه 4 اردیبهشت 1390 
آخرین بروز رسانی : شنبه 17 مرداد 1394 
امکانات وب
Begin ParsTools.com Prayer Times Code --> پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون