آية الله سيد كاظم حائرى / احمدعلى يوسفى
مقدمه
ماهيت و ساختار اقتصاد اسلامى و روش كشف آن از مباحث مهمى است كه تا كنون كم تر به آن پرداخته شده است . اولين فردى كه اين ضرورت را شناخت و براى تبيين آن به تحقيق پرداخت، فقيه بزرگوار، حضرت آية الله سيد محمدباقر صدر بود . او مكاتب گوناگون شرق و غرب را با تيزبينى و دقت خاص خود مورد بررسى قرار داد . نتيجه تحقيقات او، چراغ فروزانى فرا راه محققان افروخته و تحقيقات در اين زمينه را جهت داده است . ولى همين انديشه ها كم تر مورد مداقه قرار گرفته است . شايد به همين دليل به نظر مى رسد در اين باره پيشرفت علمى چندانى به وجود نيامده است .
در اين مقاله، ابتدا انديشه هاى شهيد صدر رحمه الله در باب ماهيت و ساختار اقتصاد اسلامى به صورت مستند بيان شده، سپس با يكى از شاگردان برجسته ايشان پيرامون برخى ابهامات و خلاها به گفت وگو مى پردازيم .
اقتصاد اسلامى در نظر شهيد صدر رحمه الله
نخستين مطلبى كه شهيد صدر رحمه الله در اقتصاد اسلامى به دنبال آن است پاسخ به اين پرسش است: مقصود از اقتصاد اسلامى چيست و ماهيت و ساختار آن چگونه است؟
ادامه مطلب
م. ع. چپرا / سيداسحاق علوي
اشاره
دكتر م .ع . چپرا، يكي از شاخصترين چهرههاي اقتصاد اسلامي، اصالتاً پاكستاني و فعلاً تبعه عربستان است. او دانشآموخته دانشگاههاي پاكستان و امريكاست، و پس از چندين سال تدريس در دانشگاههاي Wisconsin و Kentucky در امريكا و همكاري با مؤسسه اقتصاد توسعه و مؤسسه پژوهشهاي اسلامي پاكستان، هماكنون سمت مشاور پژوهشي بانك توسعه اسلامي و مشاور ارشد اقتصادي آژانس پولي عربستان را به عهده دارد.
كارنامه درخشان علمي پژوهشي او با افزون بر 10 عنوان كتاب وزين و 70 مقاله علمي در زمينه اقتصاد اسلامي، جوايز بسياري از جمله «جايزه بانك توسعه اسلامي براي اقتصاد اسلامي» و «جايزه بينالمللي شاه فيصل براي پژوهشهاي اسلامي» را براي او به ارمغان آورده است. از اين رو بر آن شديم تا مقاله «آيا لازم است اقتصاد اسلامي داشته باشيم؟» را در سه قسمت تقديم خوانندگان علاقهمند پگاه كنيم.
«پگاه»
اگر بتوان نشان داد كه اسلام اين قابليت را دارد كه بينش باروري براي تنوير وجدان انسان مدرن فراهم كند، آنگاه نهتنها مسلمانان، بلكه جامعه بشري از ثمرات آن بهرهمند خواهد شد.
به استثناي جهان اسلام، كه گرايشهاي سياسي اصولگرا در آنجا كاملاً مشهود است، صفحه سياست جهاني تحت استيلاي ادبيات و ارزشهايي قرار دارد كه عمدتاً مصرفمحور است و بر ارضاي خواستههاي نفساني به عنوان عمدهترين هدف براي هر عمل سياسي، تأكيد دارد.
ادامه مطلب
طبقه بندي موضوعي : ساير مقالات
نويسنده : Roberto Verzola
مترجم : فرزاد آقابيگي
تاريخ انتشار : 11/11/1385
مفهوم جوامع و اقتصادهاي نوپا بعد از دوره صنعتي شدن((post-industrial society and economy براي اولين بار در سال 1950 مطرح شد زماني كه پژوهش گران از يك توسعه تدريجي غير كشاورزي و غير صنعتي از اقتصاد پيشرفته صنعتي آگاه شدند. مشاهده اين بخشها هسته ظهور اين اقتصادهاي نوپا بود. در آن زمان واژه اقتصاد نوپا يا جديد اغلب براي شرح اين نوع اقتصاد بكار برده ميشد. اين واژه به اين دليل استفاده شد كه ويژگي هاي اين اقتصاد جديد با تعاريف قبلي قابل فهم نبود. بنابراين واژه اقتصاد جديد بطور ساده جايگزين واژه اقتصاد قديم شد.
مطالعات اوليه، اين جوامع اقتصادي را اشتباها" به عنوان اقتصاد غير صنعتي محسوب ميكرد. يكي از اولين نويسندگاني كه به درستي ويژگي هاي اصلي اقتصاد نوپا را درك كرد، Machlup (1962) بود كه اصطلاح صنعت مبتني ير اطلاعات (knowledge-based industry) را براي تشريح آن بكار برد.
سپس او متوجه شد كه از سال 1959 مشاغلي كه منتج به ايجاد اطلاعات مي گردند از لحاظ تعداد، نسبت به ساير مشاغل فزوني يافته است. پس از آن در سال 1973 نويسندگاني مانند Daniel Bell (1973) همراه با Rubin به اقتصادهاي نوپا به عنوان “post-industrial” اشاره كردند. در سال 1977 Marc Uri Porat مقالهاي نه جلدي در باره اندازه گيري و برآورد محدوده و اندازه اين اقتصاد ارائه داد و آن را به عنوان اقتصاد اطلاعات"“information economy" توصيف كرد. از آن زمان به بعد ايده او به طور گسترده اي به عنوان اولين كاربرد اصلي واژه “information economy" ارائه گرديد.
فن آوري ديجيتال،امكان كپي متن، صدا، تصوير، عكس ، فيلم و ديگر اطلاعات را امكان پذير ساخت. اقتصاد اطلاعات خيلي سريع رشد كرد. با ظهور اينترنت، اقتصاد اطلاعات بطور كامل به وضعيتي كه امروز شاهد آن هستيم تحقق يافت.
تلاش هاي زيادي در سال 2004 توسط Apte و Nath براي تخمين اندازه US information economy صورت گرفت. اين دو نفر كشف كردند بخش اقتصاد اطلاعات، ميزان (gross national product) GNP يا سهم بخش ناخالص ملي را از حدود 46 درصد در سال 1967 به 56 درصد در سال 1992 و 63 درصد در سال 1997 افزايش داده است.
ادامه مطلب
غلامرضا مصباحي مقدم
اقتصاد اسلامي بانک و قرض الحسنه
گفت وگو با حجت الاسلام غلامرضا مصباحي مقدم
از نظر اسلام حضور اخلاق در اقتصاد بسيار مهم است. اقتصاد ليبراليسم به نفي اخلاق مي پردازد و فرض را بر اين گذاشته است که انسان اقتصادي در فعاليت هاي توليدي صرفاً در پي حداکثر کردن منفعت خود، و در مصرف هم در پي حداکثر کردن لذّت است
انقلاب اسلامي،اگرچه نه آن گونه که خود مي خواست ومناسب با آرمان وشأن ديني خود مي ديد، توانست درعرصه هاي مربوط به حکومت،فرهنگ واجتماع،دست کم درحداعلام مواضع،مدل هاي پذيرفته خودراارائه کند.امادرعرصه اقتصاد،انقلاب باهمان بحران هايي روبه روشدکه ويژگي هرانقلاب نوپااست .اقتضائات دوران صدرانقلاب ،دست اندرکاران را،درمقام عمل،به سمت نوعي اقتصادمبتني بردخالت صريح دولت سوق داد.درمرحله نظريه پردازي نيزازآموزه هاي اقتصادي اسلام دم زده مي شد.اينک پس ازگذشت بيست وپنج سال ازآن تجربه،اين اقتضائات نوين است که ذهن وزبان مجريان ونظريه پردازان اقتصادي راازآموزه هاي ليبراليستي دراقتصادانباشته است.واتفاقاً «درچنين فضايي است که سخن گفتن دوباره ازاقتصاداسلامي معنامي يابد.حجت الاسلام غلامرضامصباحي مقدم،عضوکميسيون اقتصادي مجلس هفتم وازنخستين استاداني که جانبدارانه مفهوم اقتصاداسلامي رادرحوزه ودانشگاه مطرح کرد،دراين گفت وگو ازچنين فراز وفرودهايي دربرنامه هاي اقتصادي مي گويد.
* به عنوان مقدمه خوب است پرسشي مطرح بشود که در واقع از مبادي تصديقي اين بحث است: آيا اصولاً اقتصاد اسلامي داريم؟
ادامه مطلب
رهبرانقلاب : ساز و كار انتخابات در ايران بسيار مستحكم است / اعتراضاتی كه در گوشه و كنار ميشود واقعا بی جاست/تشخيص شورای نگهبان،تشخيص انسانهای عادل و بصير نسبت به صلاحيتهاست.
ادامه مطلب

پ,ن: تو محیط مجازی یه تحقیقی از اکثر دوستان انجام دادم تا ببینم دوستان نظراتشون در باره کاندیداها چیه. بهترین جواب رو وحید یامین پور به من داد.
ادامه مطلب
ارزش پول ملی چیست؟چرا دلار گران می شود؟تاریخچه ریال و مقایسه آن با واحد های پول گذشته ایران به همراه توضیح اینکه چرا هزینه های زندگی افزایش یافته است؟پاسخ این سوالات را در قالب این اینفوگرافیک ببینید .
طراح : امیر کرابی - اینفوگرافیک
ادامه مطلب
مقدمه مترجم
اين مقدمه شامل دو بخش است: بخش اول درباره ضرورت توجه به روش شناسى در اقتصاد اسلامى بحث مى كند و در بخش دوم كلياتى از روش شناسى در علم اقتصاد بيان مى شود.
توضيحات اوليه
با توجه به اين كه درباره بعد روش شناسانه اقتصاد اسلامى تاكنون نوشته هاى زيادى به رشته تحرير در نيامده است، لازم است به مناسبت ترجمه مقاله حاضر، مقدماتى درباره روش شناسى علم اقتصاد بيان شود. انجام اين امر از دو جنبه و با توجه به دوگونه پيوند اسلامى و علمى در زمينه اقتصاد داراى اهميت است: اول از جنبه توجه كلى به اقتصاد اسلامى و زمينه ها و منابع و تلاشهاى صورت گرفته در اين قلمرو، و دوم، بحث علمى بودن و يا علمى نبودن اقتصاد اسلامى; كه به ترتيب به آنها مى پردازيم.
1. ما مسلمانها (حداقل در نگرش حاضر) به اين پيش فرض اساسى اعتقاد داريم كه اقتصاد اسلامى به عنوان نظام مستقل اقتصادى مطرح است و انتظار داريم صاحب نظرانى كه در اسلام وعلم اقتصاد داراى صلاحيت و تخصص هستند، دلسوزانه براى تدوين پايه هاى نظرى و تنظيم قالبهاى اجرايى اين نظام اقتصادى كوشش كنند. از طرفى گنجينه هاى عظيمى مانند قرآن و سنت پيامبر و امامان(ع) در اختيار داريم كه هم راه گشاييهاى كلى آنها براى پى ريزى نظام اقتصادى مبتنى بر اسلام، كار ساز است و هم در مواردى به طور مستقيم به موضوعهاى اقتصادى اشاره كرده است; موضوعهايى چون: دايره حكومت اسلامى و چگونگى حضور آن در اقتصاد، نقش بازار و بخش خصوصى، چارچوب مالكيتها و نگرش به مال و دارايى، محدوده مالياتهاى اسلامى و عمومى، قالب كلى كار و مساله كارگر، و بحثهاى حقوقى و اقتصادى مربوط به عقود اسلامى و روابط اقتصادى بين الملل اسلامى و امثال آن.
از طرف ديگر، تجربه روشن صدر اسلام و عملكرد اقتصادى آن، بويژه در زمان حكومت پيامبر(ص) و على(ع)، بسيار روشنگر است. تلاش مستمر فقهاى بزرگ و تبويب امور مختلف اقتصادى و حقوقى و نيز وجود پشتوانه هاى شرعى و عقلى ديگر آن، زمينه و مخزن ديگرى براى ادامه تلاشهايى در قلمرو اقتصاد اسلامى است. حتى ديدگاههاى فلاسفه مسلمان درباره امور كلى مالى و معيشتى نيز مى تواند در اين مورد،قابل توجه باشد. البته وجود اختلاف نظر ميان عالمان، امرى طبيعى و نشانگر پويايى معارف الهى و اسلامى است. همچنين باز بودن باب عنصر مستمر اجتهاد مى تواند در حل و فصل اين اختلاف نظرها و ورود به افقهاى جديد، بسيار كارساز باشد. از سوى ديگر، عالمان متاخر چون شهيد آيت الله صدر، شهيد مطهرى و نيز دانشمندانى از اهل سنت مانند ابوالاعلى مودودى، شيخ شلتوت، محمد عبده، محمد غزالى و ديگران به تدوين چارچوبها و بررسى موضوعهايى از اقتصاد اسلامى پرداخته اند. (1)
ساير انديشمندان مسلمان بويژه فقها و فلاسفه نيز (چه سنى و چه شيعه) در اين باره كلياتى مرتبط با مسائل اقتصادى اسلام را بيان كرده اند. تاكيدها و اشاره هاى خاص امام خمينى به عناوين خاص اقتصادى از جمله: بانكدارى، عدالت اقتصادى، خودكفايى، مشاركت عمومى در اقتصاد و امثال آن (2) ، نشان ديگرى از ضرورت مطالعه و تحقيق درباره اقتصاد اسلامى است.
ادامه مطلب
نويسنده: فريتز مكلاپ(1) - ترجمه: يداللّه دادگر(2) محمدنقى نظرپور(3)
چكيده:
مقوله اثباتى و دستورى از موضوعات محورى و در عين حال جنجالى در حوزه متدلوژى اقتصاد است، همانطور كه ملاحظه خواهد شد، مكلاپ با روش بسيار مؤثرى به تحليل آن مقوله پرداخته است. پس از ذكر يك مقدمه به مفهوم اثباتى و دستورى و تقابل يا عدم تقابل آنها اشاره مىكند. مفاهيم علم و هنر و امور هنجارى و دغدغه اقتصاددانان در اين رابطه و هنجارى بودن اقتصاد رفاه مباحث بعدى را تشكيل مىدهند. مك لاپ در اين بررسى با اعمال شيوه تتبع عالمانه، جزئيات موضوع را مورد كنكاش قرار مىدهد. ديدگاههاى مختلف را ذكر مىكند و ابهامها و سوء تفاهمها و خلطهاى مربوط به موضوع ياد شده را، شفاف مىسازد.
واژگان كليدى:
متدلوژى اقتصاد، اقتصاد رفاه، علم و هنر، اثباتى و دستورى.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.




