حضرت امام خمینی(ره) همواره در امور داخلی به ویژه آنچه مربوط به انتخابات به طور عام و شامل هر انتخابات میشد، بسیار نگران بود و همه علمای دین و مسئولان نظام،و نیز تمام اقشار ملت را به مراقبت فرا میخواند و به هوشیاری و بیداری و عبور از موانع گوناگون برای رسیدن به موفقیت کامل در این امر حیاتی و محوری دعوت میکرد.
امام خمینی بارها اعلام کردکه من از دشمن خارجی بیم و نگرانی ندارم، که خصم بیرونی چهرهای نمایان دارد و همانگونه که قرآن اشاره میکند کفر خود را آشکار میکنند(۱) و هرگز از مسلمانان راضی نمیشوند مگر از آنها پیروی شود(۲) و دوست دارند که مسلمین نیز همچون آنها به گمراهی و ضلالت افتند(۳)
ولی دشمنان داخلی که در حال گذران لحظات روزمره در عرصههای حیات اجتماعی و سیاسی میباشند از آنجا که راه خدعه را باز و گشوده مییابند(۴) و شعار ایمان در گفتار و نفی ایمان در کردار دارند(۵) و خود را در عین آنکه مفسدون هستند، مصلحون مینامند(۶)، به سهولت و به طور مرموز و خزنده پیش میآیند و نفوذ میکنند و جای پا محکم میسازند و به نام دین ضربه بر پیکر دین وارد میکنند و چشم ظاهربین قادر نیست حرکت پیچیده آنها را بنگرد و راه را بر دشمن?هایشان که رنگ و صبغه دوستی یافته است مسدود کند.
امام خمینی هم علمای حاضر در حوزهها، هم فقهای شورای نگهبان،هم مسئولان سطوح بالای نظام، و هم مردم جامعه به ویژه جوانان را هشدار میداد و از تاثیر پذیریهای مختلف از القائات دشمنان دوستنما و دایههای دلسوزتر از مادر نهی میکرد.
اگر تاریخ معاصر را ورق زنیم به وضوح مییابیم که این نفوذها به نام دین و سنگاندازیها علیه دین در نهضتهای رهاییبخش اسلامی سابقه دارد و نمونه و مصداق کامل آن نهضت مشروطه است که به دست علمای اسلام پایهگذاری شد و توسط غفلتها و سطحاندیشیهای برخی از علما و گروههایی کثیر از مردم به دام دشمنان داخلی که وابستگان دشمنان خارجی بودند سقوط کرد.
سخنان امام خمینی در دیدار با اعضای شورای نگهبان در متن خود حقایقی را به همراه برخی از نگرانیهای آن پیشوای الهی ذخیره دارد که در آنها دقیق میشویم:
“آنچه مهم است این است که ما میخواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم. پس اگر قبلا اشتباه کرده باشیم باید صریحا بگوییم اشتباه نمودهایم. و عدول در بین فقها از فتوایی به فتوای دیگر درست همین معنا را دارد. وقتی فقیهی از فتوای خود برمیگردد یعنی من در این مسئله اشتباه نمودهام به اشتباهم اقرار میکنم. فقهای شورای نگهبان و اعضای شورایعالی قضائی هم باید این طور باشند که اگر در مسئلهای اشتباه کردند صریحا بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند، ما که معصوم نیستیم.
پیش از انقلاب من خیال میکردم وقتی انقلاب پیروز شد افراد صالحی هستند که کارها را طبق اسلام عمل میکنند، لذا بارها گفتم روحانیون میروند کارهای خودشان را انجام میدهند. بعد دیدم خیر، اکثر آنها افراد ناصالحی بودند و دیدم حرفی که زدهام درست نبوده است، آمدم صریحا اعلام کردم من اشتباه کردهام.
این برای این است که ما میخواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس در این رابطه ممکن است من دیروز حرفی را زده باشم و امروز حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را، این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفی زدهام باید روی همان حرف باقی بمانم.
ادامه مطلب
ایام هیجانی تبلیغات کاندیداهای محترم آغاز شده است و یکی از عوارض همیشگی این ایام ، تردید و ابهام بخشی از مردم در انتخاب گزینه اصلح است. بخصوص در این دوره به دلایل متعددی از جمله عبرتها و درس های فنته ۱۳۸۸ نوع ادبیات و شعارهای کاندیداها نسبت به قبل، تغییر جدی کرده است.حتی گاهی شعارهای دو سرطیف -از اصلاح طلب ترین تا اصولگراترین – بسیار به یکدیگر شبیه است. در چنین وضعیتی مهمترین خدمتی که گویندگان و نویسندگان متعهد می توانند انجام بدهد، شفاف کردن معیارها و شاخص های اصلح است.
نداشتن نگرش و بصیرت دقیق و جامع نسبت به شرایط زمانه، انسان را به حیرت و سرگردانی در تصمیمات و آزمون های بزرگ مبتلا می کند و کسی که درهنگامه تکلیف و انتخاب و حماسه، متحیّر باشد قطعا عمل به وظیفه نخواهد کرد و در اینصورت علاوه بر مقصّر بودن در پیشگاه الهی در عواقب احتمالی انتخابی که کرده است وآسیب هایبه ارزش هاو جامعه وارد میشود، سهیم است؛ لذا حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند: « العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس » یعنی کسی که زمان خودش را بشناسد و بفهمد و درک کند ، امور مشتبه و گیج کننده به او هجوم نمیآورد . کلمه «هجوم» را ما در عرف فارسی خود در مورد هر حمله شدید به کار میبریم، اما در عربی به معنی حملهای است که ناگهانی و در غفلت بشود و طرف را غافلگیر کند . امام میفرماید : اگر کسی به وضع زمان خود آشنا باشد امور مشتبه ناگهان بر سرش نمیریزد که یک مرتبه دست و پای خود را گم کند و نتواند قوای خود را و فکر خودش را جمع و جور کند و راه حلی پیدا کند.
از طرفی درک شرایط و اولویت ها و حساسیت های دوره ای که در آن قرار داریم هم به سادگی میسور نیست.
در میان تمام منابع معتبر، قرآن ازهمه والاتر و معتبرتر است؛لذا با مراجع قرآن به دنبال توصیف نیازها و ضرورت های دوره خود می رویم.
ادامه مطلب
دومین شماره انتخاباتی نشریه قسط منتشر شد.
این نشریه دارای مجوز از وزارت علوم برای توزیع در دانشگاه های سراسر کشور است.
نشریه قسط را می توانید از اینجا دانلود کنید.
ادامه مطلب
اولین شماره از سری جدید نشریه قسط منتشر شد.
نشریه را از می توانید از اینجا دریافت نمایید.
ادامه مطلب
آنچه تقریبا جای آن در اکثر نوشتهها و سخنان رایج فصلی-انتخاباتی خالی است تحلیلهای مبتنی بر آموزههای اساسی علوم انسانی و خاصه علم سیاست است .چنانکه تو گویی ما از پس امروز، فردایی نداریم و دیروزی هم نداشتهایم. حال آنکه علوم انسانی و خاصه سیاست منهای گذشته و آینده معنایی ندارد. در موسم تکاپوی سیاسی به اسم انتخابات، تحلیل رخت برمیبندد و جای آن را شور و رویا میگیرد اما چه بسیار زمانها بودهاند که این دو بدل به شر و کابوس شدهاند!
از مقدمهنویسیهای رایج بیمار و مازادگونه بیدلیل اگر بگذریم اما برای بسط این نوشته طرح یک پرسش ضروری است؛ ما این روزها همه نوع تحلیل و نوشته میشنویم و میخوانیم اما چرا به رهیافتی که ما از دریچه آن به سیاست-نهاد رایج مینگریم اشارهای نمیشود؟ پاسخ به این پرسش طبعا یک جایی در نظریاتی نظیر «امتناع و انحطاط اندیشه سیاسی»، «فقدان تفکر به منزله تفکر در ایران» و اینکه «قاطبه روشنفکران ما از اصالت کار روشنفکری جدا افتادهاند» یافت میشود.
ما کیستیم جز آنان که همواره در دوگانگیهای ناشی از ساختارهای موجود غوطهور بودهایم؟ ما کیستیم جز آنان که تجربه تاریخیمان بیشتر در بستر «از سر ناچاری» رخ داده است و قس علیهذا. پس برای این «ما» کافی نیست که یک دم در برابر «شور»، «نور» بگذارد؟ به قول گوستاو لوبن تاریخنگار و نویسنده فرانسوی: «آنجا که پرچمی بالا میرود، خرد به زیر کشیده میشود.» تا این جای کار، رهیافت تحلیلهای رایج سیاسی در ایران عموما ذاتباورانه بوده است؛ ارادهگرایی و ساختارگرایی و کمتر پیش آمده که کسانی این رهیافت را به نقد بکشند و ارادهگرایی و ساختارگرایی را توامان نقد کنند.
اما مگر جز این است که تحولات اجتماعی محصول کنش آگاهانه کنشگران در محدوده ساختارهای موجود بوده است؟ همان دیالکتیک ساختار-کارگزار. ما به عنوان کنشگر / کارگزار حتی درست نمیدانیم با چه ساختاری روبهروییم تا از منظر آن بتوانیم گفتمان یا گفتمانهای چندگانه موجود را به عنوان گفتمانهایی معطوف به ترمیم و اصلاح این ساختارها بشناسیم. امروز پرسش عمده این است که چه باید کرد؟ شرکت در انتخابات از چه مجراهایی میسر است و عمل درست یا نسبتا درست در رهگذر انتخابات پیشرو چیست؟ و... اینها شاید پرسشهایی باشند که این روزها در ذهن و زبان همگان از روشنفکر و دانشگاهی گرفته تا کارگر و بازاری و... هست اما چرا مجالی به دست نیامده برای طرح پرسشهایی کلیدی و اساسیتر که امروزمان را بیگذشته نسازد، دیروز را به فراموشی نسپارد و فکر فردا نکند. خواننده این یادداشت حالا حق دارد بگوید این یادداشت مثل آن است که در هنگامه یک زلزله 10ریشتری، در فکر توسعه گفتمان مقاومسازی و مهندسی باشیم! اما حقیقت این است که ما به زلزلهها خو کردهایم و تنها چارهمان گریز از آنها بوده است. بله، درست است وقوع زلزله در یک خانه گلین چارهای جز گریز را باقی نمیگذارد اما مسئله اینجاست که تداوم زلزلهزدگی دیگر با بنا کردن خانههای خشتی جور درنمیآید. آیا دیگر زمانش نیست ما زلزلهزدگانی که زلزله را خوب میشناسیم خانهای تازه بنا کنیم با گفتمانی غیر از گفتمان زیباییشناختی مظلوم بودن و اقلیت بودن؟!
ادامه مطلب
• اخلاقیترین کاندیدا، طبق روال همیشه به آقای رضایی تعلق میگیرد.
• لطیفترین کاندیدا، مشایی است که گفته اگر رد صلاحیت شود گریه میکنم.
• دورخیزگرترین کاندیدا، بی شک با فاصله از خیلی زیادی از دیگر رقبا، قالیباف است که از هشت سال پیش تا به حال ستادهایش تعطیل نشده است. دیپلم افتخار به رضایی نیز تعلق می گیرد.
• عاقلترین کاندیدا، جهانگیری است که از اول گفت اگر روی من اجماع شد می آیم و بعدش هم به این جمع بندی رسید که ریاست ستاد هاشمی، راه بهتری برای بازگشت به قدرت است.
• احمدینژاد ترین کاندیدا، مشایی است و دیپلم افتخار تعلق می گیرد به جلیلی و زاکانی.
• شفافترین کاندیدا، عارف بود که بدون ترس از اصول گرایان گفت: اصول گرایان باید توبه کنند و نه ما و بدون ترس از روشنفکران گفت: فصل الخطاب رهبری است.
• خوشخیال ترین کاندیدا، جلیلی است که فکر میکند میتواند با تجریه ناموفق دبیری شورای امنیت ملی و شباهت به احمدینژاد رای بیاورد.
• جوانترین کاندیدا آقای هاشمی است. توضیح بیشتر لازم نیست. تا کور بشن اون هایی که نمیتوانند ببینند که هشتاد سالگی برای بعضی ها تازه آغاز جوانی است.
• با برنامه ترین کاندیدا: متاسفانه در این بخش نه سیمرغ و نه حتی دیپلم افتخار به کسی تعلق نمیگیرد.
• بی خیال/بی نیازترین کاندیدا، حداد عادل است که اگر رییس جمهور هم نشود حدود سی تا چهل شغل دیگر دارد که نیازی به رییس جمهور شدن ندارد. فقط می خواست رکورد بزنه!
• کم هزینهترین ستاد نیز به متعلق به دکتر سبحانی که کل هزینه اش 30 تا 35 میلیون تومان است.
• دو زیستترین کاندیدا نیز سعیدی کیا است که حتی خفنترین تحلیلگران سیاسی نیز تشخیص نداد اند که وی اصلاح طلب است، اصولگراست و یا مستقل.
• بیزنس من ترین کاندیدا/اهل معاملهترین کاندیدا، شریعتمداری است که اول خودش را در جمع اصلاحطلبان جا زد و سپس خود را از ماجرای 88 مبری کرد و سپس با هاشمی بست. این داستان همچنان ادامه دارد.
• رد نشدنیترین کاندیدا نیز فلاحیان است. جرات دارند صلاحیتش رو رد کنند.
• رساترین صدا نیز به کواکبیان تعلق دارند. باور ندارید یک ربع از نزدیک باهاش صحبت کنید.
• آرام ترین کاندیدا، ولایتی است. به نظرم از بین کاندیداها، مناسب ترین برای شبکه چهار همین ولایتی است. صحبت های آرام، طولانی و بی انتها در مورد تمدن و فرهنگ. به انتخاب شبکه 4 باید تبریک گفت.
• جنگیترین کاندیدا، رضایی است که فکر می کند انتخایات نیز جنگ است و برای آن رمز عملیات نیز مشخص کرده است.
• پرشتابترین کاندیدا، عارف بود که اگر هاشمی نیامده بود با آن مواضعی که در مورد 88، تفکیک جنسیتی و اقوام گرفته بود قبل از انتخابات کارش به حصر می کشید.
• شیرینترین کاندیدا نیز لنکرانی است. بدون توضیحات! (فتدبر)
• با اعتماد به نفس ترین کاندیدا، روحانی است که گفته است از بین من و هاشمی یکی میآید.
• پیشبینی ناپذیر ترین کاندیدا، احمدی نژاد است. اِه ببخشید منظورم همان مشایی است.
• مظلومترین این انتخابات نیز مردمند.
منبع: پایگاه خبری امید
ادامه مطلب
اهمیت انتخابات برای امام خمینی (ره) به قدری زیاد بود که ایشان در وصیتنامه خود به این امر مهم اشارات فراوانی کردهاند.

بیانات زیر بخشی از وصیتنامه امام خمینی(ره) پیرامون انتخابات است:
وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخاب رئیسجمهور و چه نمایندگان مجلس شورایاسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصی که انتخاب میکنند روی ضوابطی باشد که اعتبار میشود.
مثلا در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، توجه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان را روی موازین شرعیه و قانون انتخاب نکنند، چه بسا که خساراتی به اسلام و کشور وارد شود که جبرانپذیر نباشد و در این صورت همه در پیشگاه خداوند متعال مسئول میباشند.
از این قرار، عدم دخالت ملت، از مراجع و علمای بزرگ تا طبقه بازاری و کشاورز و کارگر و کارمند، همه و همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام میباشند، چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آتیه، و چه بسا که در بعضی مقاطع، عدم حضور و مسامحه، گناهی باشد که در راس گناهان کبیره است.
پس علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد، والّا کار از دست همه خارج خواهد شد و این حقیقتی است که بعد از مشروطه لمس نمودهاید و نمودهایم، چه هیچ علاجی بالاتر و والاتر از آن نیست که ملت در سرتاسر کشور در کارهایی که محول به اوست برطبق ضوابط اسلامی و قانون اساسی انجام دهد.
در تعیین رئیسجمهور و وکلای مجلس با طبقه تحصیلکرده متعهد و روشنفکر با اطلاع از مجاری امور و غیروابسته به کشورهای قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی مشورت کرده، و با علما و روحانیون با تقوا و متعهد به جمهوریاسلامی نیز مشورت نموده و توجه داشته باشند رئیس جمهور و وکلای مجلس از طبقهای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایهداران و زمینخواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمیتوانند بفهمند.
و باید بدانیم که اگر رئیس جمهور و نمایندگان مجلس، شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملت باشند، بسیاری از مشکلات پیش نمیآید، و مشکلاتی اگر باشد رفع میشود. و همین معنی در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر با ویژگی خاص باید در نظر گرفته شود؛ که اگر خبرگان که با انتخاب ملت تعیین میشوند از روی کمال دقت و با مشورت با مراجع عظام هر عصر و علمای بزرگ سرتاسر کشور و متدینین و دانشمندان متعهد، به مجلس خبرگان بروند، بسیاری از مهمات و مشکلات به واسطه تعیین شایستهترین و متعهدترین شخصیتها برای رهبری یا شورای رهبری پیش نخواهد آمد، یا باشایستگی رفع خواهد شد.
با نظر به اصل ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون اساسی، وظیفه سنگین ملت در تعیین خبرگان و نمایندگان در تعیین رهبر یا شورای رهبری روشن خواهد شد، که اندک مسامحه در انتخاب ، چه آسیبی به اسلام و کشور و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد که احتمال آن، که در سطح بالای از اهمیت است برای آنان تکلیف الهی ایجاد میکند.
ادامه مطلب
12 مرداد آیت الله خامنه ای پس از 28 روز تصدی توأم رهبری و ریاستجمهوری، ضمن استعفا از ریاست قوه ی مجریه، با تنفیذ آرای مردم حجةالاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی را به این مقام منصوب کردند. این آخرین مرتبه ای بود که حجتالاسلام و المسلمین سید احمد خمینی، حکم تنفیذ ریاست جمهوری را در حسینیه ی جماران قرائت کردند. [42] در این حکم آمده بود: «...ملت رشید و باوفا، به وصیت امام فقید عظیم الشأن خود عمل کرد و در نخستین امتحان و در همان حال که دشمنان قسم خورده ی اسلام، نیرنگ ها پرداخته و امیدها بدان بسته بودند، ...با حضور وسیع و سیل آسای خود، بنیان آمال بدخواهانه ی دشمن را برکند و با شناخت و آگاهی و آزادی کامل و کم نظیر، در انتخاباتی که نقش تبلیغات مرسوم در آن به کمترین حد ممکن رسید، به پای صندوق های رأی رفت... و خدا رو شکر که اراده و رأی ملت عزیز، بار سنگین امانت و مسئولیت الهی را بر دوش توانای مردی بزرگ از فرزندان اسلام و حواریون امام عظیم الشأن، عالمی مجاهد و فقیهی اسلام شناس و سیاستمداری هوشمند و مدیری درد آشنا و دلسوز قرار داد. شخصیتی که پرونده ی تلاشش در راه خدا و مجاهدتش برای حاکمیت دین و اعلای کلمه اسلام، حتی بیش از نخستین روزهای شروع نهضت آغاز شده و سرگذشت رنج ها و سختی ها و فعالیت های کم نظیر را در خود گنجانیده است. چهره موجهی که به برکت حرکت در صراط مستقیم انقلاب، همواره امین امام و محبوب امت بوده و انشاءالله از این پس خواهد بود... این جانب، به پیروی از ملت عظیمالشأن و با معرفت به مقام و مرتبت یاور صمیمی امام و شخصیت برجسته ی نظام جمهوری اسلامی و بازوی توانا و زبان گویای آن، جناب آقای هاشمی رفسنجانی، رأی ملت را تنفیذ و ایشان را به ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب میکنم... رئیس جمهور محترم و کسانی را که در اداره ی کشور توفیق همکاری با ایشان را خواهند داشت، به رعایت تقوا و تداوم یاد خدا و حسن سلوک در ارتباط با مردم و به خصوص قشرهای ضعیف و محروم که صاحبان انقلاب و سربازان همیشه در صحنه ی آن می باشند و رعایت عزت و عظمت اسلام و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جمهوری اسلامی در تنظیم روابط خارجی توصیه می کنم...»[43]
پس از قرائت حکم، رهبر انقلاب، آیتالله خامنه ای به توطئه ی رسانه های صهیونیستی اشاره کردند که: «میخواهند هم به ملت ایران و هم به افکار عمومی عالم و شاید هم به بعضی از مسئولان القا کنند که نظام جمهوری اسلامی، دوران جدیدی با جهت گیری جدیدی را آغاز کرده است. این حرف مثل همه حرف های القا شده از سوی بوق های استکبار، هم غلط و هم بسیار ناشیانه و ظالمانه است.» ایشان در مقابل این همه تبلیغات بر استمرار خط انقلابی امام تأکید کردند و فرمودند: «دوران جدید که به معنی انصراف از خطوط ترسیم شده ی قطعی به وسیله ی امام عزیزمان باشد که همان خطوط انقلاب و اسلام است و چیزی از آن فراتر نیست... هرگز پیش نخواهد آمد.»[44]
24 مردادماه در اولین جلسه ی نمایندگان مجلس پس از پایان تعطیلات تابستانی، حجتالاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، از ریاست قوه ی مقننه استعفا داد و برای ریاست جمهوری سوگند یاد نمود. فردای آن روز مهدی کروبی با 154 رأی از ناطق نوری که 96 رأی کسب کرده بود، پیشی گرفت و به ریاست مجلس رسید. [45]
[42]. حاج سیدجوادی، سید فرید؛ پیشین، ص 153.
[43]. محمودی، عبدالحسین؛ موج بیداری، تهران، موج اندیشه، 1388، چاپ اول، صص 309- 306.
[44]. حاج سیدجوادی، سید فرید؛ پیشین، ص 153.
[45]. شهبازی، محبوب؛ تقدیر مردمسالاری، تهران، روزنه، 1380، چاپ اول، صص 260- 259 و خواجه سروی، غلامرضا؛ پیشین، ص 333.
ادامه مطلب
هرچند گروهک های ضدانقلاب تلاش داشتند با عملیات تروریستی فضای انتخابات را ناامن سازند تا مشارکت مردم را کاهش دهند، که با تلاش نیروهای امنیتی، تیم های اعزامی از عراق دستگیر و ناکام شدند. [35] انتخابات پنجمین دورهی ریاست جمهوری در فضای آرام و بدون جنجال در ششم مردادماه 1368 برگزار شد. [36] انتخابات ریاست جمهوری و رأی به اصلاحات قانون اساسی، همزمان انجام شد که از این میان حدود 5/97 درصد رأی دهندگان به تغییر قانون اساسی رأی مثبت دادند. [37]
در این دوره از انتخابات واجدین شرایط 30 میلیون و 139 هزار و 598 نفر بودند که حدود 16 میلیون و 439 هزار و 241 رأی داده شد که درصد مشارکت مردم 54/54 درصد بود. [38] آقای هاشمی رفسنجانی نیز با 15 میلیون و 537 هزار و 394 رأی با 20/94 درصد نسبت به کل آرا به عنوان رئیس جمهور پنجمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری انتخاب شدند. که این درصد تاکنون در طی جمهوری اسلامی بی سابقه بوده است.
در ادامه برای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری به ترتیب اسم نامزد، آرای مأخوذه ی نامزد، درصد آرای نامزد نسبت به کل آرا و در آخر درصد نسبت آرای نامزد به واجدین شرایط را می آوریم:
1.علی اکبر هاشمی رفسنجانی، 394/537/15 رأی، 20/94 درصد، 55/51 درصد.
2.عباس شیبانی، 247/632 رأی، 84/3 درصد، 09/2 درصد.
3.آرای باطله ی مأخوذه، 600/269 رأی، 63/1 درصد، 89/0 درصد. [39]
انتخاب هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری سرآغاز عملی سازی سیاست های بازسازی کشور بود که به دوره ی سازندگی معروف شد. [40] رئیسجمهور که بر اساس اصلاحیه ی قانون اساسی (در سال 1368) خود مسئول تشکیل کابینه شده بود، اعضای کابینه ی خود را از چهره های عمدتاً معتدل سیاسی و اجرایی انتخاب نمود تا به وعده ی خود مبنی بر سازندگی خرابی های جنگ جامه عمل بپوشاند. [41]
[35]. همان، ص 150.
[36]. سجادی پور، هادی؛ مجلس شورای اسلامی دوره ی چهارم، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1388، چاپ اول، ص 35.
[37]. شادلو، عباس؛ پیشین، ص 214.
[38]. عیوضی، محمدرحیم؛ مشارکت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، چاپ اول، ص 154 و دارابی، علی؛ پیشین، ص 147.
[39]. حاج سیدجوادی، سید فرید؛ پیشین، ص152، دارابی، علی؛ پیشین، ص 147 و عظیمی دولت آبادی، امیر؛ پیشین، ص 188.
[40]. خواجهسروی، غلامرضا؛ پیشین، ص 333.
[41]. صالح، سید محسن؛ پیشین، ص 691.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.




