
هرچه به ایام انتخابات ریاستجمهوری نزدیک میشویم تاکید ناصحان و بزرگان عرصه سیاست به پایبندی به اخلاق و ارزشهای دینی از سوی کاندیداها و فعالان این عرصه در ایام منتهی به انتخابات ریاستجمهوری بیشتر میشود.
به همین دلیل باشگاه خبرنگاران به بازخواني رهنمودهاي مقام معظم رهبري درباره چگونگي انجام تبليغات، مناظرات و فعاليتهاي انتخاباتي پرداخته است که ضرورت دارد کانديداهاي انتخابات رياستجمهوري اين بيانات را که به منزله منشور اخلاقي انتخابات است، سرلوحه اعمال و برنامههاي خود قرار دهند.
ادامه مطلب
پس از اعلام نتايج انتخابات رياستجمهوري و انتخاب شدن آقاي خامنهاي، امام خميني در 18 مهرماه 1368، با تنفيذ رأي ملت، ايشان را به رياستجمهوري منصوب كردند. در اين حكم آمده بود: «خداوند متعال بر ما منت نهاد كه افكار عمومي را براي انتخاب رئيسجمهوري متعهد و مبارز، در خط مستقيم اسلام و عالم به دين و سياست هدايت فرمود كه اميد است با حسن تدبير و كمك قواي سهگانه و پشتيباني ملت بزرگ، مشكلات يكي پس از ديگري رفع و احكام مقدس اسلام به طور دلخواه و در سطح كشور اجرا گردد.
اين جانب به پيروي از ملت عظيمالشأن و با اطلاع از مقام و مرتبت متفكر و دانشمند محترم جناب حجتالاسلام آقاي سید علی خامنهاي ايّدهالله تعالي رأي ملت را تنفيذ و ايشان را به سمت رياستجمهوري اسلامي ايران منصوب نمودم. و رأي ملت مسلمان و متعهد و تنفيذ آن محدود است به اينكه ايشان به همان نحو كه تاكنون خدمتگذار اسلام و ملت و طرفدار قشر مستضعف و به حكم قرآن كريم اشدّاءُ علي الكفار رُحماءُ بينهم بودهاند از اين پس نيز به همان تعهد باقي باشند و از طريق مستقيم انسانيت و اسلام انحراف ننمايند، كه انشاءالله نمينمايند. و در اين موقع خطير كه بدخواهان خارج و داخل و بلندگوهاي ابرقدرتها خصوصاً امريكاي جنايتكار با هر وسيلهاي ميخواهند ملت و دولت و مجلس و دادگاههاي ايران را متهم كنند و به گمان فاسد خود تزلزلي در اركان جمهوري اسلامي ايجاد نمايند، لازم است رئيسجمهور با كمك همهی ارگانهاي جمهوري اسلامي و با تشريك مساعي يكديگر جريانت امور را به طور هماهنگ و موافق اسلام كنند كه بهانه را از دست بدخواهان بگيرند، گرچه بسياري از آنان با احكام اسلام و حدود و تعزيرات آن موافق ندارند.
آقاي رئيسجمهور و ساير دستاندركاران و دولتمردان در جمهوري اسلامي بايد بدانند كه ملت شريف ايران بر همهی آنها محبت و منت دارند، چرا كه اين ملت فداكار است كه در اول انقلاب با نثار خون جوانان خود و زحمات طاقتفرسا پيروزي را به دست آورد و همه را از زندانها و تبعيدها و انزواها و اختناقها نجات داد و حكومت را از ستمگران بازستاند و به آنان تحويل داد... و اینها هستند كه بر همهی ماها و شماها حق دارند و همه ميبايست دين خود را به آنان ادا كنيم و در خدمت ملت خصوصاً مستضعفين كه بار سنگين اين جمهوري به دوش آنان بوده و بدون كوچكترين توقعي در خدمت اسلامند، با جان و دل كوشا باشيم...».[35]
[35] . محمودي، عبدالحسين؛ پيشين، صص301-298 و خميني، روحالله؛ صحيفهی امام، تهران، موسسهی تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1388، چاپ دوم، جلد پانزدهم، ص278.
ادامه مطلب
انتخابات رياستجمهوري با حضور چهار كانديدا در تاريخ 10/7/ 1360 برگزار شد. نتايج اين دوره از انتخابات داراي نصابي است كه تاكنون بينظير باقيمانده است.[31] نسبت آراي رییسجمهور منتخب (آقاي سید علی خامنهاي) به كل واجدين شرايط (930/439/22 نفر)، 94/67 درصد بود كه پس از آن ديگر تكرار نشده است.[32]
درصد مشاركت در اين انتخابات 43/71 بود كه بيش از انتخابات مرحله اول و دوم رياستجمهوري بود و پس از آن نيز تنها انتخابات دورهی هفتم رياستجمهوري مشاركتي بيش از آنرا محقق ساخت.[33] از ديگر ويژگيهاي نتايج اين انتخابات برتري ميزان آراي باطله بر تمام رقباي رياستجمهوري بود. در ادامه به ترتيب ابتدا اسم نامزد، بعد تعداد كل آرا مأخوذهی نامزد، نسبت آرا به كل و نسبت آراء به واجدين شرايط را ميآوريم.
1- سید علی خامنهاي، 845/245/15 رأي، 11/95 درصد نسبت آرا به كل، 94/67 درصد نسبت به واجدين شرايط.
2- آراي باطلهی مأخوذه، 334/335 رأي، 09/2 درصد نسبت آرا به كل، 49/1 درصد نسبت به واجدين شرايط.
3- سید علیاکبر پرورش، 250/320 رأي، 2 درصد نسبت آرا به كل، 42/1درصد نسبت به واجدين شرايط.
4- حسن غفوری فرد، 818/72 رأي، 45/0 درصد نسبت آرا به كل، 32/0 درصد نسبت به واجدين شرايط.
5- سید رضا زوارهاي، 047/55 رأي، ي34/0 درصد نسبت آرا به كل، 02/0 درصد نسبت به واجدين شرايط.
تعداد كل آرا مأخوذه در اين انتخابات 294/029/16 رأي بود.[34]
[31] . دارابي، علي؛ پيشين، ص154.
[32] . عيوضي، محمدرحيم؛ مشاركت سياسي در جمهوري اسلامي ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1385، چاپ اول، صص 155-153.
[33]. عظيمي دولتآبادي، امير؛ منازعات نخبگان سياسي و ثبات سياسي در جمهوري اسلامي ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1387، چاپ اول، ص 187.
[34] . حاج سيدجوادي، سيد فريد؛ پيشين، ص 106 و دارابي، علي؛ پيشين، ص147 و عيوضي، محمدرحيم؛ پيشين، ص155و عظيمي دولتآبادي، امير؛ پيشين، ص187.
ادامه مطلب
امام خميني در آستانهی انتخابات، شركت در انتخابات را فراتر از وظيفهی اجتماعي و ملي دانستند و آن را وظيفهی الهي و شرعي اعلام كردند و در پيام خود افزودند: «...شكست در آن [انتخابات] شكست جمهوري اسلامي است كه حفظ آن از بزرگترين واجبات و فرايض است...» ايشان در تبيين شاخصههاي رییسجمهور اظهار داشتند: «...رأس خود را به شخصي كه متعهد به اسلام، خدمتگذار به ملت و كشور و حامي مستضعفان و داراي بصيرت در امر دين و دنيا و منزه از گرايش به شرق و غرب و مكتبهاي انحرافي و داراي ديد سياسي است بدهيد...».[30]
[30] . حاج سيدجوادي، سيدفريد؛ پيشين، صص102-101.
ادامه مطلب
سومين دورهی انتخابات رياستجمهوري، در شرايطي در حال برگزار شدن بود كه كشور در اوج بحران سياسي قرار داشت. ادامهی جنگ تحميلي و نيازهاي نيروهاي جبهه به حمايتهاي لجستيكي و انساني و همچنين تشديد ترورهاي كور گروهكهاي ضدانقلاب عليه مردم عادي كوچه و بازار، دو بحران عمدهی كشور بود.[24]
مسايل جنگ و محاصرهی آبادان از سوي ارتش بعث عراق نشانگر موضع ضعيفشدهی ايران در جنگ داشت. بسيج نيروهاي مردمي به هدايت امام خميني و حمايتهاي دولت توانست يكي از مهمترين پيروزيهاي جنگ را رقم بزند كه حصر آبادان در 6 مهرماه 1360 با مقاومت جانانهی مردمي در هم شكسته شد.[25]
از سوي ديگر مبارزه با فعاليتهاي تروريستي گروهك منافقين از مهمترين مسايل جاري كشور بود. ترور آيتالله مدني، امام جمعه تبريز و حجتالاسلام هاشمينژاد، مسئول دفتر حزب جمهوري اسلامي در مشهد، حمله به مركز سپاه و مردم عادي نشاندهندهی تداوم سياست ترورسيتها در حذف چهرههاي تأثيرگذار خط امام بود.[26]
درحالیکه دولت مهدوی کنی در حال فراهم آوردن مقدمات سومين دورهی انتخابات رياستجمهوري بود، كادر مسلح باقيمانده از سازمان منافقين، به فرماندهي موسي خياباني و اشرف رجوي، با ايجاد جنگ و گريزهاي شهري به مدت 10 روز در تهران و برخي شهرهاي بزرگ، تلاش كردند، زمينههاي جنگ فراگير شهري را فراهم كنند تا براي بنيصدر و مسعود رجوي، امكان بهرهبرداري از آن در سطح جهاني فراهم گردد و آنان بتوانند قريبالوقوع بودن سقوط رژيم جمهوري اسلامي را نشان دهند. نيروهاي مذهبي با بسيج گسترده مردم، مرگ بر منافق را به شعار عمومي و فراگير تبديل كرد، طوري كه سازمان منافقين به نتيجه دلخواه از عمليات نظامي نرسيد، اما در داخل مجلس موجب انزواي هرچه بيشتر فراكسيون همنام وابسته به نهضت آزادي گرديد.[27] رهبر فراكسيون مزبور، مهندس بازرگان در نطق پيش از دستور خود ضمن اظهار نگراني از خونريزيها در تقابل با شعار عمومي مردمي كه منافقين را امريكايي ميخواندند اظهار داشت: «نبايد مجاهدين را امريكايي خواند، به آمريكاييها مربوط نيست، اينها فرزندان رنجيده و خطاكار ما هستند...»[28] اين سخنراني ناتمام رهبر فراكسيون ده نفري همنام، به جدايي از پيش آغاز شده نيروهاي مذهبي از نهضت آزادي، تسريع بخشيد، از همين زمان بود كه اين بخش از نيروهاي ليبرال نيز كه به طور موقتي مورد اعتماد نيروي مذهبي واقع شده بود، با عدم همراهي كه در اين مرحله با نيروي مذهبي نشان داد به تدريج از عرصه قدرت سياسي كنار گذاشته شد.[29]
[24] . دارابي، علي؛ پيشين، ص154.
[25] . حاج سيدجوادي، سيد فريد؛ پيشين، ص97.
[26] . همان، صص98- 97.
[27] . خواجهسروي، غلامرضا؛ پيشين، صص296- 295.
[28] . شهبازي، محبوب؛ تقدير مردمسالاري، نقش انتخابات در روند دموكراسي ايران، تهران، روزنه، 1380، چاپ اول، ص249.
[29] . خواجهسروي، غلامرضا؛ پيشين، ص296.
ادامه مطلب
با انزواي نيروهاي جبههی ملي و نهضت آزادي كه به ليبرالها موسوم شده بودن و حذف بنيصدر و نيروهاي سياسي چپگرا چون فدائيان خلق، مجاهدين خلق، حزب توده، جاما، جنبش مسلمانان مبارز و... از صحنهی سياسي، اين دورهی از انتخابات رياستجمهوري همانند دورهی دوم انتخابات رياستجمهوري، رقباي آن همگي از جريان مذهبي تشكيل شده بودند.[20]
جريانهاي فعال سياسي، همگي آقاي خامنهاي را به عنوان نامزد برگزيدهی خود معرفي كردند كه از جمله ميتوان، حزب جمهوري اسلامي، جامعهی مدرسين حوزهی علميهی قم، جامعهی روحانيت مبارز تهران، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، انجمن اسلامي بازار و اصناف، انجمن اسلامي معلمان و دفتر تحكيم وحدت را نام برد.[21]
در آستانهی انتخابات، افرادي چون، محسن مجتهد شبستري، هاشمي رفسنجاني، مهدوی کنی، اسدالله بيات، بهزاد نبوي، عسگر اولادي، محمد يزدي، ميرحسين موسوي، عبدالمجيد معادی خواه، رشيديان، محسن نوربخش، آيتالله دستغيب، حسين موسوي تبريزي، و... نيز از آقاي خامنهاي حمايت نمودند.[22]
ديگر نامزدها نيز به شايستگي آقاي خامنهاي باور داشتند و حضور خود را براي انجام وظيفه و نه رقابت اعلام ميكردند. حتي زوارهاي، يكي از نامزدهاي انتخابات، در آستانهی انتخابات از آقاي خامنهاي حمايت نمود.[23]
[20] . شادلو، عباس؛ پيشين، ص23.
[21] . همان، ص24.
[22] . حاج سيدجوادي، سيد فريد؛ پيشين، صص103-102.
[23] . شادلو، عباس؛ پيشين، ص26.
ادامه مطلب
آقاي خامنهاي رئوس برنامههاي خود را چنين اعلام كردند :
1- سياستهاي اقتصادي بايد به سمت حمايت از مستضعفان و دور افتادگان از مركز حركت كند.
2- طاغوتزدايي از همهی شئون زندگي ملت و از بين بردن فرهنگ طاغوتي.
3- كشف و بهکارگیری تمام استعدادهاي انساني در همهی ميدانها از تكنيك تا هنر.
4- ايجاد محيط امن اجتماعي تا ارگانهاي دولتي بتوانند كارشان را انجام دهند.
5- امنيت اجتماعي، قضايي و امنيت كامل محيط كاري.
6- همه كساني كه وفادار به جمهوري اسلامي هستند و نظام را قبول دارند با هر انديشه و تفكري بتوانند آزادانه زندگي كنند و كسي به آنها تعرض نكند.
7- ايشان همچنين مواضع سياست خارجي خود را تداوم شعارهاي اصيل انقلاب برشمردند و محورهاي آن را چنين اعلام كردند:
1) دوري از قدرتهاي ستمگر (اصل نه شرقي و غربي)؛
2) مبارزه با قدرتهاي غاصب از جمله دستگاه غاصب فلسطين؛
3) جانبداري از ملتها و انگيزههاي انقلابي از مستضعفان به خصوص در منطقه فلسطين؛
4) با همه دنياي بيطرف و بيغرض و سالم رابطه داشته باشيم و از خيرات و بركات فرآوردههاي مغزهاي بشري بهره ببريم و با تنگنظري در خيرات و بركات را به خود نبنديم.[17]
آقاي خامنهاي در خصوص انگيزهی خود براي شركت در انتخابات گفتند: «وقتي كه از حادثهی ترور ماه پيش جان سالم به در بردم، آرزو كردم بتوانم باقيماندهی اين عمر بازيافته را در ميدانهاي دشوار و سخت خرج كنم. حتي در ذهن من هم اين مطلب خطور نميكرد منتخبان مردم و كارگردانان امور كلي و مهم كشور در پاسخ به همين خواست مردم بود كه به من اصرار كردند و من اقدام كردم...»[18]
سید علیاکبر پرورش، برنامههاي خود را، تنظيم روابط سه قوه، هماهنگي مراكز متعدد تصميمگيري عنوان كرد. و سید رضا زوارهاي، برنامههاي خود را، تشكيل سازمان منظم اطلاعاتي، بعد انسانسازي و تحول عقيدتي عنوان كرد و معتقد بود مهمترین مسئلهی مادي، جنگ تحميلي است.[19]
[17] . حاجي سيدجوادي، سيد فريد؛ پيشين، صص104- 103.
[18]. همان، ص103.
[19] . همان، ص104.
ادامه مطلب
مهمترين تحول سومين دورهی انتخابات رياستجمهوري، حضور روحانيت در فهرست نامزدها بود. پيش از اين بارها امام خميني بر عدم حضور روحانيت در مناصب اجرايي كشور تأكيد كرده بودند و مخالف كانديدا شدن روحانيون براي پست رياستجمهوري بودند و تلاش اعضاي جامعهی مدرسين و ديگر افراد براي كسب رضايت ايشان نيز موثر واقع نشده بود.
و به همين دليل در انتخابات دورهی اول و دوم رياستجمهوري، روحانيون كانديداي اين پست نبودند. زيرا امام خميني معتقد بود: «كه روحانيون شغلشان يك شغل بالاتر از اين مسايل اجرايي است و اگر چنانچه اسلام پيروز بشود، روحانيون ميروند سراغ شغلهاي خودشان...».[15]
اما در دورهی سوم انتخابات رياستجمهوري، حزب جمهوري اسلامي با توجه به شرايط خاص كشور و عدم وجود كانديداي قابل قبول كه بتواند در سطح جامعه از آراي لازم برخوردار گردد، به امام خميني پيشنهاد كرد كه اجازه دهند روحانيون كانديداي اين انتخابات نيز گردند. اين پيشنهاد كه توسط آقاي هاشمي رفسنجاني به امام خميني مطرح شد به منظور باز كردن راه براي كانديدا كردن آيتالله خامنهاي، دبیر کل حزب جمهوري اسلامي توسط اين حزب بود كه در نهايت نيز با پذيرش امام خميني اين موضوع انجام شد.[16]
[15] . حاج سيدجوادي، سيد فريد؛ پيشين، صص99-98.
[16] . هاشمي رفسنجاني، اكبر؛ عبور از بحران، به اهتمام فاطمه هاشمي، تهران، دفتر نشر معارف اسلامي، 1380، چاپ اول، صص278-277.
ادامه مطلب
معرفی نامزدها
1- سید علی خامنهاي: فرزند سید جواد در سال 1318 ش در مشهد به دنيا آمد. تحصيلات حوزوي را تا اجتهاد گذراند و از نظر تحصیلات جدید دارای مدرك ديپلم میباشند. ایشان پيش از انقلاب اسلامي مدرس، مبلغ و امام جماعت بود و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، عضو شوراي عالي انقلاب، عضو مؤسس حزب جمهوري اسلامي، معاون وزارت دفاع در كابينهی دولت موقت، فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نمايندهی امام خمینی در ارتش و شوراي عالي دفاع و امام جمعه تهران بودند. پنجمين نمايندهی مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي دورهی اول با 1 ميليون و 405 هزار و 976 رای، و پس از شهادت آيتالله بهشتي و باهنر، سومين دبير كلی حزب جمهوري اسلامي را بر عهده داشتند.[9] همچنين ايشان قبل از انتخابات در مسجد ابوذر تهران مورد سوء قصد عوامل سازمان مجاهدين خلق قرار گرفته و از ناحيه دست و سينه به شدت مجروح شده بودند.[10]
2- سيد علياكبر پرورش: فرزند سید حسین در 1321 در اصفهان به دنيا آمد. وي مدرك فوق ليسانس كارآموزي دبيري داشت و عضو جمعيت موتلفه بود. پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در دبيرستان تدريس ميكرد و پس از پيروزي انقلاب، ابتدا وزير آموزش و پرورش دولت باهنر و كابينه مهدوي كني بود. سپس علاوه بر تدريس، نمايندهی مجلس خبرگان قانون اساسي شد. در انتخابات مجلس شوراي اسلامي دورهی اول، به نمايندگي مردم اصفهان برگزيده شد.[11] ايشان همچنين در دومين دورهی انتخابات رياستجمهوري نيز نامزد شده بودند، كه با كسب 646/389 رأي نفر سوم شدند.[12]
3- سيد رضا زوارهاي: فرزند سيد اصغر در سال 1317 در ورامين به دنيا آمد. وي مدرك ليسانس حقوق داشت و عضو هيئت موتلفه بود. و در انتخابات مياندورهاي سال 1360 مجلس اول شوراي اسلامي به نمايندگي مردم تهران برگزيده شده بود.[13]
4- حسن غفوری فرد: فرزند محمد در سال 1322 در تهران متولد شد. عضو انجمن اسلامي دانشجويان در امريكا بود و از آنجا مدرك دكتري فيزيك اتمي گرفت. مدتي استاد دانشگاه پلي تكنيك و استاندار خراسان بود. در انتخابات ميان دورهاي 1360 مجلس شوراي اسلامي دورهی اول به نمايندگي مردم مشهد برگزيده شد. در كابينه شهيد باهنر و مهدوي كني وزير نيرو بود.[14]
[9] . خوشزاد، اكبر؛ پيشين، ص263.
[10] . دارابي، علي؛ پيشين، ص154.
[11] . خوشزاد، اكبر؛ پيشين، ص262.
[12] . حاج سيدجوادي، سيد فريد؛ روايت انتخابات، بررسي هشت دوره انتخابات رياست جمهوري، تهران، شنيم انديشه، 1384، چاپ اول، ص92.
[13] . خوشزاد، اكبر؛ پيشين، ص208.
[14] . همان، ص266.
...
ادامه مطلب
نامزدهای سومين دورهی انتخابات رياستجمهوری

در اين دورهی انتخابات رياستجمهوري حدود 46 نفر داوطلب ثبتنام كردند[6] كه شوراي نگهبان صلاحيت 5 نامزد را مورد تأييد قرار داد. نامزدها عبارت بودند از: 1- سید علی خامنهاي 2- سید علیاکبر پرورش 3- حسن غفوری فرد 4- سید رضا زوارهاي 5- محمدرضا مهدوی کنی. كه با انصراف مهدوی کنی اين تعداد به چهار نفر رسيد. انگيزهی اين حضور، نامشخص بودن وضعيت سلامتي آقاي خامنهاي بود كه در آن ايام كسالت و ضعف ايشان، موجب شده بود كه تحت چند عمل جراحي قرار گيرند.[7]
در اين انتخابات يك نفر ديگر هم قصد شركت داشت كه به علت مأموريت خارج از كشور و ارسال مدارك توسط شخص ديگر آن هم ديرتر از موعد مقرر، نامزدي او مورد پذيرش قرار نگرفت. اين شخص دکتر علياكبر ولايتي عضو برجستهی حزب جمهوري اسلامي بود كه در آن زمان براي مأموريت به بينالمجالس كشورهاي اسلامي رفته بود و در كشور حضور نداشت.[8]
[6] . همان، ص147.
[7] . خواجهسروي، غلامرضا؛ رقابت سياسي و ثبات سياسي در جمهوري اسلامي ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1382، چاپ اول، ص 295.
[8] . شادلو، عباس؛ تكثرگرايي در جريان اسلامي، ناگفتههاي تاريخي از علل پيدايش جريان راست و چپ مذهبي، 1380-1360، تهران، وزراء، 1386، چاپ اول، ص26.
...
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


