وقتی موانع بروز میکنند، شما مسیر حرکت خود را برای رسیدن به هدف تغییر میدهید؛ شما تصمیمتان را برای رسیدن به هدف تغییر نمیدهید. زیگ زیگر

در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه ميخوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه ميفرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نميفرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض ميكند ما را به بهترين حالها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيتها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همهى عرصهها به بهترينها دست پيدا كند.
در هر کاری که انجام میدهید قانون طلایی شماره یک مدیریت را بکار بندید: دیگران را
به روشی مدیریت کنید که دوست دارید شما را به آن روش مدیریت کنند. برایان تریسی
عشق یعنی یک خمینی سادگی
عشق یعنی با علی دلدادگی
عشق یعنی لافتی الا علی
عشق یعنی رهبرم سید علی
راه ما راه امام خميني (ره) است و در اين راه با همه قدرت
و قاطعيت خود حركت خواهيم كرد .(مقام معظم رهبري)
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي رزمايش بزرگي را در خليج فارس در دست انجام دارد كه
هدف از آن نمايش توانمنديهاي دفاعي ايران براي جاري بودن صلح و امنيت در خليج فارس
است.
امنيت در منطقه خليج فارس در سالهاي اخير و بخصوص بعد از اشغال افغانستان و عراق و حضور گسترده تر نيروهاي فرامنطقه اي در آن ، شديدا شكننده و پاره اي ملاحظات كشورهاي منطقه نيز برآن سايه افكنده است.
همكاريهاي امنيتي در منطقه در سالهاي اخير سه سمت عمده ، يكي دو جانبه و دومي چند جانبه منطقه اي و سومي دو و يا چند جانبه با حضور نيروي هاي بيرون از منطقه داشته است كه ضعف در دومي از نگاه تحليگران مسايل استراتژيك در منطقه به همراه عواملي ديگر كه در جاي خود بايد به آنها پرداخته شود ، موجب شكننده شدن امنيت در منطقه و كاهش سطح آن شده است و شكل سوم اين همكاريها، حضور هرچه بيشتر نيروهاي بيگانه در منطقه را سبب گرديده كه خود عاملي بالقوه خطرناك و جدي براي امنيت منطقه است.
توصيه استراتژيست ها براي ارتقاي سطح صلح و امنيت در منطقه فوق العاده حساس خليج فارس ، رفتن كشورهاي منطقه به سوي تشكيل يك سازمان همكاريهاي امنيتي دستجمعي و از بين بردن هر زمينه اي براي بهانه جويي نيروهاي برون منطقه اي جهت ادامه استقرار در منطقه است.
فقدان همكاريهاي امنيتي دستجمعي منطقهاي درعين حال يكي از عوامل اساسي در سوق دادن منطقه به سوي ميليتاريسم دانسته مي شودكه به تعبير موسسه مطالعات صلح بين الملل SIPRI موجب خفه شدن خاورميانه از سلاح شده است.
گزارش اين موسسه نشان ميدهد كه در سال 2006 ميلادي هزينههاي تسليحاتي به رقم بيسابقه 900 ميليارد يورو رسيد كه سهم قابل ملاحظهاي از آن به خريدهاي خاورميانه تعلق دارد كه در راس آن عربستان سعودي ، رژيم صهيونيستي ، مصر ، كويت و امارات عربي متحده قراردارند و درچنين شرايطي ، آمريكا باز هم اصرار دارد كه منطقه را با فروش گسترده تر سلاح ، هر چه بيشتر نظامي كند.
يكي از محورهابي كه آمريكا براي كشاندن بيشتر حوزه خليج فارس در دامن ميليتاريسم آنرا دنبال ميكند ، "ايران هراسي " است كه در منطقه و در ميان تودههاي مردم نه تنها مقبول نيفتاده كه به اعتراف "جيمي كارتر " رييس جمهوري اسبق آمريكا در گفت و گوي پرسر و صدايش با روزنامه اتريشي "دي پرسه " كه در آن سياستهاي آمريكا در منطقه بخصوص در حمايت گسترده از رژيم اسراييل براي سركوب فلسطينيها را به چالش كشيد، و نيز نظرسنجي گسترده خبرگزاري فرانسه در روز 11 آذر سال ?1385، نظرسنجي شبكه خبري الجزيره در سال 1385و نظر خواهي وسيع راديو بيبيسي در ميان شنوندگانش در سراسر جهان در ابتداي زمستان سال 1386، كاملا جواب عكس داده و به برانگيخته شدن بيشتر افكار عمومي منطقه عليه آمريكا و دخالتهاي روز افزون آن در امور منطقه و در مقابل محبوبيت روز افزون ايران و رهبران آن و برخي رهبران فلسطيني شده است.
تمرين نظامي متعارف و عادي ايران در خليج فارس كه طي آن سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ابزار و تجهيزات دفاعي جديد خود را نيز آزمايش كرد ، در عين حال و همچون گذشته حاوي پيام هايي براي مخاطبانش در منطقه و بيرون از آن هم بود.
پيام اول ايران و مخاطب آن ، آمريكا و متحدان غربي آن بود كه بايد توجه داشته باشند " ناديده انگاشتن رفتارهاي خصمانه و تهديدات گوناگون رژيم صهيونيستي از سوي مقامات آمريكا و برخي از متحدان غربي آن ، نشانگر چشم پوشي عمدي و فاحش اين كشورها در برابر منابع اصلي تهديد و نگراني ها نسبت به امنيت و ثبات منطقه است. " مخاطب ديگر پيام ايران ، همسايه هاي آن هستند.
ايران همواره تاكيد كرده كه توانمنديهاي دفاعي آن وسيله اي براي تقويت صلح و ثبات منطقه اي و جهاني است و تلاش هاي شيطنت آميز و عوام فريبانه برخي قدرتهاي برون منطقه اي نمي تواند تاثيري بر مناسبات رو به رشد و مستحكم جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي منطقه و نقش سازنده ايران در تقويت صلح و ثبات و امنيت منطقه و جهان داشته باشد.
همسايه هاي ايران مي دانند كه مانورهاي دفاعي جمهوري اسلامي ايران اقدامي متعارف و عادي جهت حفظ آمادگي رزمي و افزايش قابليت هاي بازدارندگي براي دفاع از تماميت ارضي و حاكميت ملي و مقابله با هرگونه تهديد احتمالي است. ايران نمي تواند تهديدهاي روزانه قدرتهاي شرور و زياده خواه را نسبت به تماميت ارضي خود شاهد باشد ، اما اقدامي در جهت تقويت بنيه دفاعي خود به عمل نياورد.
اين گفته به "جرمي " ازاستراتژهاي صاحب نظراروپايي در نظريه هاي استراتژيك تعلق دارد كه مي گويد : " قبل از شروع به جنگ ، پايانش را تصور كن . " آمريكا و رژيم صهيونيستي براي اينكه تهديدهاي ادعايي خود عليه ايران را عملي كند، تهديدي كه به باور همه ي استراتژهاي منطقه درصورت به فعل در آمدن آن "ديگر اين رژيم اسراييل نخواهد بود كه پايان آنرا تعيين مي كند "، پيش نيازهاي بسياري را بايد در زمينه هاي مختلف و بخصوص سياسي و نظامي فراهم آورد و صورت دهد كه امكان آن در صحنه جهاني و منطقه، به واسطه ها و دلايل بسيار كه برهمگان و بخصوص عقلا روشن است ، ممكن و ميسور نيست ، و لذا هرنوع ادعايي دراين خصوص را بيشتر بايد از منظر جنگ رواني مورد بررسي قرار داد ، تا امري كه قابل اعتنا از منظر استراتژيك باشد.
رهبران آمريكا و اسراييل واقف هستندكه هر حمله اي به ايران بيشتر از همه به منافع ملي آنها لطمه خواهد زد و اين همان نكته مهمي است كه "مايك مك كانل " از مدير ان ارشد اطلاعات مل? آمريكا و درياسالار "مايك مالن " رييس وقت ستاد مشترك ارتش آمريكا تابستان سال 1387 در سفر به تل آويو آنرا به رهبران رژيم صهيونيستي حالي كردند .حال با فرض فراهم بودن همه ي زمينه ها از جمله سياسي براي تهاجم ادعا شده كه حتي آمريكا اساسي ترين متحد اسراييل نيز گفته است با آن همراه نخواهد شد .(11 مهر 1387 سرويس جهاني بي بي سي )از منظر استراتژيك عملي شدن اين تهديد و منتج به نتيجه شدن ( از ميان بردن امكانات و تاسيسات هسته اي ايران ) امري كاملا بعيد و غير ممكن است . ازمنظر استراتژيك ، يك تهاجم نظامي بخصوص اگر از نوع "پيش دستانه " دانسته شود ، بايد كه بتواند با "اولين ضربه " و در نخستين تهاجم الف : اهداف مورد نظر را كاملا از بين ببرد و ب : امكان پاسخگويي را از طرف مقابل بگيرد. برآوردهاي استراتژيك مي گويد كه "كفايت منطقي " مابين ايران و اسراييل سالهاست كه به نفع ايران تغيير كرده است.
براساس وضعيت جديد كه متكي بر دفاع هوايي است ، ايران قدرت اول منطقه و برخوردار از توان هوايي بالايي است كه امكان دفاع به اين كشور در فضايي حداقل 2000 كيلومتري را مي دهد .درجريان جنگ عراق با ايران، نيروي هوايي ايران با حمله به پايگاه H در مرز عراق با اردن و در چند كيلومتري اراضي اشغالي ، توان تهاجمي خود را در شرايطي كه نيروي هوايي ايران هنوز سازمان و ساخت لازم را در پي پيروزي انقلاب بدست نياورده بود، نشان داد نيروي هوايي ايران امروز تواني به مراتب بالاتر و قدرتمندانه تر از آن زمان دارد.
در چنين شرايطي رهبران رژيم اسرائيل و سياستمداران همسو با آنها در برخي كشورهاي غربي به لفاظي عليه برنامه هاي هسته اي ايران مشغولند.
رهبران رژيم اسراييل و همراهان آنها به همين حد هم بايد توجه داشته باشند كه جنگ لفظي هم خالي از خطر نيست.
رهبران آمريكا و رژيم اسراييل مي دانند كه هرتعرضي به ايران همانطور كه "برلوسكني " نخست وزير ايتاليا نيز درتيرماه سال 1387 به آن اعتراف كرد، در حداقل ! به " تغيير جغرافياي جهان "خواهد انجاميد و يا آنگونه كه " فاينشنال تايمز " چاپ لندن در شماره روز 19 تيرماه 1387 نوشت : " همه شواهد حاكي از آن است كه حمله اسراييل به تاسيسات هستهاي ايران، فاجعه اي را براي خاورميانه بزرگ ، اقتصاد جهاني و امنيت غرب به همراه خواهد آورد و چنين حمله اي اصلاً به نفع اسراييل نيست. "
محاسبات و برآوردهاي استراتژيكي نشان ميدهد يكي از مهمترين نكاتي كه صهيونيستها در هر تحرك نظامي بايد درنظر داشته باشند كه عمده ترين و اساسي ترين نقطه آسيب آن نيز هست، " نداشتن عمق استراتژيك " است.
رژيم اسراييل داراي عمق استراتژيك نيست و لذا به اقداماتي چون گسترش كلاهك هستهاي زير دريايي دست ميزند و در مقابل، آسيب پذيري آمريكايي ها و رژيم صهيونيستي به توانمندي هاي دفاعي جمهوري اسلامي ايران برميگردد.
امروز جمهوري اسلامي ايران قابليت هاي دفاعي بسيار زيادي در داخل كشور دارد وبه علاوه با توجه به عمق استراتژيك جمهوري اسلامي ايران در جهان اسلام، امكان ضربه زدن به هر متجاوزي در جهان بسيار بالاست كه بخش مهمي از اين موارد به توانمنديهاي موشكي جمهوري اسلامي ايران ارتباط دارد.
رئوف پيشدار
امنيت در منطقه خليج فارس در سالهاي اخير و بخصوص بعد از اشغال افغانستان و عراق و حضور گسترده تر نيروهاي فرامنطقه اي در آن ، شديدا شكننده و پاره اي ملاحظات كشورهاي منطقه نيز برآن سايه افكنده است.
همكاريهاي امنيتي در منطقه در سالهاي اخير سه سمت عمده ، يكي دو جانبه و دومي چند جانبه منطقه اي و سومي دو و يا چند جانبه با حضور نيروي هاي بيرون از منطقه داشته است كه ضعف در دومي از نگاه تحليگران مسايل استراتژيك در منطقه به همراه عواملي ديگر كه در جاي خود بايد به آنها پرداخته شود ، موجب شكننده شدن امنيت در منطقه و كاهش سطح آن شده است و شكل سوم اين همكاريها، حضور هرچه بيشتر نيروهاي بيگانه در منطقه را سبب گرديده كه خود عاملي بالقوه خطرناك و جدي براي امنيت منطقه است.
توصيه استراتژيست ها براي ارتقاي سطح صلح و امنيت در منطقه فوق العاده حساس خليج فارس ، رفتن كشورهاي منطقه به سوي تشكيل يك سازمان همكاريهاي امنيتي دستجمعي و از بين بردن هر زمينه اي براي بهانه جويي نيروهاي برون منطقه اي جهت ادامه استقرار در منطقه است.
فقدان همكاريهاي امنيتي دستجمعي منطقهاي درعين حال يكي از عوامل اساسي در سوق دادن منطقه به سوي ميليتاريسم دانسته مي شودكه به تعبير موسسه مطالعات صلح بين الملل SIPRI موجب خفه شدن خاورميانه از سلاح شده است.
گزارش اين موسسه نشان ميدهد كه در سال 2006 ميلادي هزينههاي تسليحاتي به رقم بيسابقه 900 ميليارد يورو رسيد كه سهم قابل ملاحظهاي از آن به خريدهاي خاورميانه تعلق دارد كه در راس آن عربستان سعودي ، رژيم صهيونيستي ، مصر ، كويت و امارات عربي متحده قراردارند و درچنين شرايطي ، آمريكا باز هم اصرار دارد كه منطقه را با فروش گسترده تر سلاح ، هر چه بيشتر نظامي كند.
يكي از محورهابي كه آمريكا براي كشاندن بيشتر حوزه خليج فارس در دامن ميليتاريسم آنرا دنبال ميكند ، "ايران هراسي " است كه در منطقه و در ميان تودههاي مردم نه تنها مقبول نيفتاده كه به اعتراف "جيمي كارتر " رييس جمهوري اسبق آمريكا در گفت و گوي پرسر و صدايش با روزنامه اتريشي "دي پرسه " كه در آن سياستهاي آمريكا در منطقه بخصوص در حمايت گسترده از رژيم اسراييل براي سركوب فلسطينيها را به چالش كشيد، و نيز نظرسنجي گسترده خبرگزاري فرانسه در روز 11 آذر سال ?1385، نظرسنجي شبكه خبري الجزيره در سال 1385و نظر خواهي وسيع راديو بيبيسي در ميان شنوندگانش در سراسر جهان در ابتداي زمستان سال 1386، كاملا جواب عكس داده و به برانگيخته شدن بيشتر افكار عمومي منطقه عليه آمريكا و دخالتهاي روز افزون آن در امور منطقه و در مقابل محبوبيت روز افزون ايران و رهبران آن و برخي رهبران فلسطيني شده است.
تمرين نظامي متعارف و عادي ايران در خليج فارس كه طي آن سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ابزار و تجهيزات دفاعي جديد خود را نيز آزمايش كرد ، در عين حال و همچون گذشته حاوي پيام هايي براي مخاطبانش در منطقه و بيرون از آن هم بود.
پيام اول ايران و مخاطب آن ، آمريكا و متحدان غربي آن بود كه بايد توجه داشته باشند " ناديده انگاشتن رفتارهاي خصمانه و تهديدات گوناگون رژيم صهيونيستي از سوي مقامات آمريكا و برخي از متحدان غربي آن ، نشانگر چشم پوشي عمدي و فاحش اين كشورها در برابر منابع اصلي تهديد و نگراني ها نسبت به امنيت و ثبات منطقه است. " مخاطب ديگر پيام ايران ، همسايه هاي آن هستند.
ايران همواره تاكيد كرده كه توانمنديهاي دفاعي آن وسيله اي براي تقويت صلح و ثبات منطقه اي و جهاني است و تلاش هاي شيطنت آميز و عوام فريبانه برخي قدرتهاي برون منطقه اي نمي تواند تاثيري بر مناسبات رو به رشد و مستحكم جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي منطقه و نقش سازنده ايران در تقويت صلح و ثبات و امنيت منطقه و جهان داشته باشد.
همسايه هاي ايران مي دانند كه مانورهاي دفاعي جمهوري اسلامي ايران اقدامي متعارف و عادي جهت حفظ آمادگي رزمي و افزايش قابليت هاي بازدارندگي براي دفاع از تماميت ارضي و حاكميت ملي و مقابله با هرگونه تهديد احتمالي است. ايران نمي تواند تهديدهاي روزانه قدرتهاي شرور و زياده خواه را نسبت به تماميت ارضي خود شاهد باشد ، اما اقدامي در جهت تقويت بنيه دفاعي خود به عمل نياورد.
اين گفته به "جرمي " ازاستراتژهاي صاحب نظراروپايي در نظريه هاي استراتژيك تعلق دارد كه مي گويد : " قبل از شروع به جنگ ، پايانش را تصور كن . " آمريكا و رژيم صهيونيستي براي اينكه تهديدهاي ادعايي خود عليه ايران را عملي كند، تهديدي كه به باور همه ي استراتژهاي منطقه درصورت به فعل در آمدن آن "ديگر اين رژيم اسراييل نخواهد بود كه پايان آنرا تعيين مي كند "، پيش نيازهاي بسياري را بايد در زمينه هاي مختلف و بخصوص سياسي و نظامي فراهم آورد و صورت دهد كه امكان آن در صحنه جهاني و منطقه، به واسطه ها و دلايل بسيار كه برهمگان و بخصوص عقلا روشن است ، ممكن و ميسور نيست ، و لذا هرنوع ادعايي دراين خصوص را بيشتر بايد از منظر جنگ رواني مورد بررسي قرار داد ، تا امري كه قابل اعتنا از منظر استراتژيك باشد.
رهبران آمريكا و اسراييل واقف هستندكه هر حمله اي به ايران بيشتر از همه به منافع ملي آنها لطمه خواهد زد و اين همان نكته مهمي است كه "مايك مك كانل " از مدير ان ارشد اطلاعات مل? آمريكا و درياسالار "مايك مالن " رييس وقت ستاد مشترك ارتش آمريكا تابستان سال 1387 در سفر به تل آويو آنرا به رهبران رژيم صهيونيستي حالي كردند .حال با فرض فراهم بودن همه ي زمينه ها از جمله سياسي براي تهاجم ادعا شده كه حتي آمريكا اساسي ترين متحد اسراييل نيز گفته است با آن همراه نخواهد شد .(11 مهر 1387 سرويس جهاني بي بي سي )از منظر استراتژيك عملي شدن اين تهديد و منتج به نتيجه شدن ( از ميان بردن امكانات و تاسيسات هسته اي ايران ) امري كاملا بعيد و غير ممكن است . ازمنظر استراتژيك ، يك تهاجم نظامي بخصوص اگر از نوع "پيش دستانه " دانسته شود ، بايد كه بتواند با "اولين ضربه " و در نخستين تهاجم الف : اهداف مورد نظر را كاملا از بين ببرد و ب : امكان پاسخگويي را از طرف مقابل بگيرد. برآوردهاي استراتژيك مي گويد كه "كفايت منطقي " مابين ايران و اسراييل سالهاست كه به نفع ايران تغيير كرده است.
براساس وضعيت جديد كه متكي بر دفاع هوايي است ، ايران قدرت اول منطقه و برخوردار از توان هوايي بالايي است كه امكان دفاع به اين كشور در فضايي حداقل 2000 كيلومتري را مي دهد .درجريان جنگ عراق با ايران، نيروي هوايي ايران با حمله به پايگاه H در مرز عراق با اردن و در چند كيلومتري اراضي اشغالي ، توان تهاجمي خود را در شرايطي كه نيروي هوايي ايران هنوز سازمان و ساخت لازم را در پي پيروزي انقلاب بدست نياورده بود، نشان داد نيروي هوايي ايران امروز تواني به مراتب بالاتر و قدرتمندانه تر از آن زمان دارد.
در چنين شرايطي رهبران رژيم اسرائيل و سياستمداران همسو با آنها در برخي كشورهاي غربي به لفاظي عليه برنامه هاي هسته اي ايران مشغولند.
رهبران رژيم اسراييل و همراهان آنها به همين حد هم بايد توجه داشته باشند كه جنگ لفظي هم خالي از خطر نيست.
رهبران آمريكا و رژيم اسراييل مي دانند كه هرتعرضي به ايران همانطور كه "برلوسكني " نخست وزير ايتاليا نيز درتيرماه سال 1387 به آن اعتراف كرد، در حداقل ! به " تغيير جغرافياي جهان "خواهد انجاميد و يا آنگونه كه " فاينشنال تايمز " چاپ لندن در شماره روز 19 تيرماه 1387 نوشت : " همه شواهد حاكي از آن است كه حمله اسراييل به تاسيسات هستهاي ايران، فاجعه اي را براي خاورميانه بزرگ ، اقتصاد جهاني و امنيت غرب به همراه خواهد آورد و چنين حمله اي اصلاً به نفع اسراييل نيست. "
محاسبات و برآوردهاي استراتژيكي نشان ميدهد يكي از مهمترين نكاتي كه صهيونيستها در هر تحرك نظامي بايد درنظر داشته باشند كه عمده ترين و اساسي ترين نقطه آسيب آن نيز هست، " نداشتن عمق استراتژيك " است.
رژيم اسراييل داراي عمق استراتژيك نيست و لذا به اقداماتي چون گسترش كلاهك هستهاي زير دريايي دست ميزند و در مقابل، آسيب پذيري آمريكايي ها و رژيم صهيونيستي به توانمندي هاي دفاعي جمهوري اسلامي ايران برميگردد.
امروز جمهوري اسلامي ايران قابليت هاي دفاعي بسيار زيادي در داخل كشور دارد وبه علاوه با توجه به عمق استراتژيك جمهوري اسلامي ايران در جهان اسلام، امكان ضربه زدن به هر متجاوزي در جهان بسيار بالاست كه بخش مهمي از اين موارد به توانمنديهاي موشكي جمهوري اسلامي ايران ارتباط دارد.
رئوف پيشدار
سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران براساس نفي هرگونه سلطه جويي و سلطه پذيري، حفظ
استقلال همه جانبه و تماميت ارضي كشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در
برابر قدرت هاي سلطه گر و روابط صلح آميز متقابل با دول غيرمحارب استوار است.
سياست فوق، مفاد اصل 152 قانون اساسي است كه رؤساي جمهور در هر زمان طبق اصل 121 مكلف به اجراي آن هستند. نگاهي گذرا به عملكرد دولت نهم و دهم و مقايسه آن با عملكرد دولت مدعيان اصلاحات، حاكي از آن است كه دكتر احمدي نژاد تلاش كرده است عملكردش در سياست خارجي بر تك تك عناوين موجود در اصل 152 منطبق باشد.
فشارهاي خارجي و قطعنامه هاي شوراي امنيت نتوانسته است ذره اي موضع ايران را نرم و منفعل كند. تلاش شده تا استقلال همه جانبه كشور در عرصه هاي سياسي، نظامي، اقتصادي و علمي حفظ بلكه تقويت شود و علاوه بر آن در اين مدت، جمهوري اسلامي همه همت خويش را در دفاع از حقوق مسلمانان در كشورهاي لبنان، فلسطين، افغانستان، عراق و... بهكار گرفته است. روابط صلح آميز متقابل با دولت هاي غير محارب نيز در اين مدت افزايش يافته است.عدم تعهد در برابر قدرت هاي سلطه گر هم از شاخصه هاي ممتاز اين دولت است.
اجراي دقيق اصل 152 قانون اساسي كه ضامن عزت و سربلندي ملت ايران است، جايگاه جمهوري اسلامي را در معادلات سياسي منطقه اي و جهاني به حدي ارتقا بخشيده كه دولت هاي مستكبر و زورگو نه تنها از فكر تعرض به ايران منصرف شده اند بلكه در معادلات منطقه اي نمي توانند جايگاه سياسي كشورمان را ناديده بگيرند.
به عنوان نمونه به رغم صرف هزينه هاي سنگين آمريكا و عربستان سعودي در انتخابات عراق و حمايت همه جانبه از ليست العراقيه اياد علاوي، رسماً اعتراف ميكنند كه ائتلاف مورد نظر ايران (سه ليست نوري ماليكي، حكيم و كردها) مي توانند دولت تشكيل دهند و علاوي براي دست يافتن به قدرت، تقاضاي سفر به ايران نموده يا به ايجاد تنش و درگيري در عراق تهديد ميكند. در لبنان و فلسطين به رغم حمايت همه جانبه غربي ها به ويژه آمريكا از رژيم صهيونيستي و سكوت يا حمايت دولت هاي عربي از آن رژيم، حزب ا... لبنان مقتدرانه در جنگ 33 روزه و دولت غزه در جنگ 22 روزه پيروز شدند و در اين مدت، نقشه هاي رژيم صهيونيستي و اربابانش در مقابله با مسلمانان خنثي گرديد و مسلمانان، قويتر از گذشته در عرصه هاي مختلف مي درخشند.
پرونده هستهاي در دولت احمدي نژاد يكي از بهترين نمونه ها در معرفي سياست خارجي فعال و موفق ايران است، زيرا در مدت 5 سال اخير، هم در برابر زياده خواهيهاي غرب و گروه 1+5 مقاومت كرد و هم قطعنامه هاي صادره از شوراي امنيت را ناكارآمد ساخت و هم با رايزني فعال از صدور قطعنامه جديد جلوگيري نمود و سياست تحريم يك جانبه آمريكا و رايزني گسترده براي پيوستن ديگر كشورها نيز با ناكامي مواجه شد.
دولت احمدي نژاد توانست در زير چتر سياست خارجي فعال به غناي 20 درصدي اورانيوم نيز دست يابد و با تدبير قابل تحسين، آخرين برگ تهديد آمريكا (تهديد هستهاي) را هم از اثر بياندازد. برگزاري همايش بين المللي خلع سلاح هستهاي در فروردين سال جاري در تهران و شركت بيش از 60 كشور جهان با انتخاب شعار "انرژي هستهاي براي همه، سلاح هستهاي براي هيچ كس " و پيام بسيار مهم و دقيق مقام معظم رهبري مبني بر اين كه امروز تنها مجرم هستهاي جهان، در جايگاه مدعي نشسته است، توانست فلش تحريك افكار عمومي جهان را به سمت آمريكا برگرداند و كاخ سفيد را بازخواست كند. علاوه بر اين، اين كنفرانس توانست رژيم غيرقانوني اسرائيل را نيز براي پيوستن به NPT زير فشار جهاني قرار دهد. بي ترديد عنوان "تنها مجرم هستهاي جهان " در كنار "شيطان بزرگ " در ادبيات مردم جهان وارد خواهد شد و بايد از اين پس در نوشته ها و سخنراني ها به وفور از آن استفاده شود.
جالب اين كه دولت احمدي نژاد در عرصه سياست خارجي تندترين شعارها را بر ضد آمريكا و اسرائيل مطرح كرد شعار نابودي اسرائيل، دروغ بودن هولوكاست و... ولي در عين حال كم ترين تنش منطقه اي و جهاني داشته است شايد يكي از علل آن را بتوان حضور فعال دكتر احمدي نژاد در مجامع بزرگ جهاني و سخنراني سالانه در مجمع عمومي سازمان ملل و سفرهاي دوره اي به كشورهاي آسيايي، آفريقايي و نامه نگاري ها به سران كشورهاي بزرگ و رهبر مسيحيان جهان "پاپ " دانست.
اين گونه سفرها و نامه نگاري ها كه همواره با حاشيه سازي هاي خاصي انجام مي شود، زمينه را براي شكستن سانسور ايران فراهم كرده، منطق ما را به گوش جهانيان مي رساند. در اين فضاست كه حباب تبليغات گسترده صهيونيزم بين المللي و امپرياليزم خبري در معرفي ايران به عنوان كشور جنگ طلب و تهديد هستهاي، مي تركد و سخن حق بر دل هاي حقيقت طلبان جهان مي نشيند و دروغ گويان بين المللي رسوا ميشوند.
و چه مضحك است كساني كه در زمان مسؤوليتشان با سلطه پذيري و تعهد در برابر قدرتهاي سلطه گر عملاً اصل 152 قانون اساسي را زير پا گذاشته، در پرونده هستهاي حق مسلم ملت ايران را واگذار كردند و به جاي دفاع از مسلمانان جهان، به آمريكا قول همكاري براي خلع سلاح حزب الله مي دادند و براي صلح خاورميانه بزرگ تلاش مي كردند، و با نامه نگاري هاي ذليلانه، عزت و اقتدار ملت ايران را به ثمن بخس مي فروختند، امروز نامه نگاري هاي رئيس جمهورمان به مركل و بوش و اوباما و... را كه از موضع قدرت و با منطق ديني اسلامي نگاشته مي شود به اين بهانه كه بي پاسخ ماندهاند را به سخره مي گيرند و آن را ناديده گرفتن عزت ملت ايران مي پندارند!
در حالي كه آهنگ چنين نامهاي نه براي گرفتن پاسخ بلكه در جهت ارائه منطق جمهوري اسلامي و محاكمه متخلفان و مستكبران جهاني است.
در اين نامه ها گرچه مخاطب، بوش و مركل و اوباماست ولي هدف، ارائه منطق درخشان و مستحكم جمهوري اسلامي و تنوير افكار عمومي جهانيان است. پاسخ ندادن به نامه يا حتي بي ادبي آنها به آن، از شخصيت نويسنده نمي كاهد بلكه اعتبار مخاطبنامه را كاهش ميدهد؛ چنان كه پاره شدن نامه پيامبر اعظم(ص) توسط خسرو پروير چيزي از اعتبار پيامبر(ص) نكاست و خسرو پرويز را براي هميشه تاريخ سرافكنده ساخت.
قاسم روانبخش
سياست فوق، مفاد اصل 152 قانون اساسي است كه رؤساي جمهور در هر زمان طبق اصل 121 مكلف به اجراي آن هستند. نگاهي گذرا به عملكرد دولت نهم و دهم و مقايسه آن با عملكرد دولت مدعيان اصلاحات، حاكي از آن است كه دكتر احمدي نژاد تلاش كرده است عملكردش در سياست خارجي بر تك تك عناوين موجود در اصل 152 منطبق باشد.
فشارهاي خارجي و قطعنامه هاي شوراي امنيت نتوانسته است ذره اي موضع ايران را نرم و منفعل كند. تلاش شده تا استقلال همه جانبه كشور در عرصه هاي سياسي، نظامي، اقتصادي و علمي حفظ بلكه تقويت شود و علاوه بر آن در اين مدت، جمهوري اسلامي همه همت خويش را در دفاع از حقوق مسلمانان در كشورهاي لبنان، فلسطين، افغانستان، عراق و... بهكار گرفته است. روابط صلح آميز متقابل با دولت هاي غير محارب نيز در اين مدت افزايش يافته است.عدم تعهد در برابر قدرت هاي سلطه گر هم از شاخصه هاي ممتاز اين دولت است.
اجراي دقيق اصل 152 قانون اساسي كه ضامن عزت و سربلندي ملت ايران است، جايگاه جمهوري اسلامي را در معادلات سياسي منطقه اي و جهاني به حدي ارتقا بخشيده كه دولت هاي مستكبر و زورگو نه تنها از فكر تعرض به ايران منصرف شده اند بلكه در معادلات منطقه اي نمي توانند جايگاه سياسي كشورمان را ناديده بگيرند.
به عنوان نمونه به رغم صرف هزينه هاي سنگين آمريكا و عربستان سعودي در انتخابات عراق و حمايت همه جانبه از ليست العراقيه اياد علاوي، رسماً اعتراف ميكنند كه ائتلاف مورد نظر ايران (سه ليست نوري ماليكي، حكيم و كردها) مي توانند دولت تشكيل دهند و علاوي براي دست يافتن به قدرت، تقاضاي سفر به ايران نموده يا به ايجاد تنش و درگيري در عراق تهديد ميكند. در لبنان و فلسطين به رغم حمايت همه جانبه غربي ها به ويژه آمريكا از رژيم صهيونيستي و سكوت يا حمايت دولت هاي عربي از آن رژيم، حزب ا... لبنان مقتدرانه در جنگ 33 روزه و دولت غزه در جنگ 22 روزه پيروز شدند و در اين مدت، نقشه هاي رژيم صهيونيستي و اربابانش در مقابله با مسلمانان خنثي گرديد و مسلمانان، قويتر از گذشته در عرصه هاي مختلف مي درخشند.
پرونده هستهاي در دولت احمدي نژاد يكي از بهترين نمونه ها در معرفي سياست خارجي فعال و موفق ايران است، زيرا در مدت 5 سال اخير، هم در برابر زياده خواهيهاي غرب و گروه 1+5 مقاومت كرد و هم قطعنامه هاي صادره از شوراي امنيت را ناكارآمد ساخت و هم با رايزني فعال از صدور قطعنامه جديد جلوگيري نمود و سياست تحريم يك جانبه آمريكا و رايزني گسترده براي پيوستن ديگر كشورها نيز با ناكامي مواجه شد.
دولت احمدي نژاد توانست در زير چتر سياست خارجي فعال به غناي 20 درصدي اورانيوم نيز دست يابد و با تدبير قابل تحسين، آخرين برگ تهديد آمريكا (تهديد هستهاي) را هم از اثر بياندازد. برگزاري همايش بين المللي خلع سلاح هستهاي در فروردين سال جاري در تهران و شركت بيش از 60 كشور جهان با انتخاب شعار "انرژي هستهاي براي همه، سلاح هستهاي براي هيچ كس " و پيام بسيار مهم و دقيق مقام معظم رهبري مبني بر اين كه امروز تنها مجرم هستهاي جهان، در جايگاه مدعي نشسته است، توانست فلش تحريك افكار عمومي جهان را به سمت آمريكا برگرداند و كاخ سفيد را بازخواست كند. علاوه بر اين، اين كنفرانس توانست رژيم غيرقانوني اسرائيل را نيز براي پيوستن به NPT زير فشار جهاني قرار دهد. بي ترديد عنوان "تنها مجرم هستهاي جهان " در كنار "شيطان بزرگ " در ادبيات مردم جهان وارد خواهد شد و بايد از اين پس در نوشته ها و سخنراني ها به وفور از آن استفاده شود.
جالب اين كه دولت احمدي نژاد در عرصه سياست خارجي تندترين شعارها را بر ضد آمريكا و اسرائيل مطرح كرد شعار نابودي اسرائيل، دروغ بودن هولوكاست و... ولي در عين حال كم ترين تنش منطقه اي و جهاني داشته است شايد يكي از علل آن را بتوان حضور فعال دكتر احمدي نژاد در مجامع بزرگ جهاني و سخنراني سالانه در مجمع عمومي سازمان ملل و سفرهاي دوره اي به كشورهاي آسيايي، آفريقايي و نامه نگاري ها به سران كشورهاي بزرگ و رهبر مسيحيان جهان "پاپ " دانست.
اين گونه سفرها و نامه نگاري ها كه همواره با حاشيه سازي هاي خاصي انجام مي شود، زمينه را براي شكستن سانسور ايران فراهم كرده، منطق ما را به گوش جهانيان مي رساند. در اين فضاست كه حباب تبليغات گسترده صهيونيزم بين المللي و امپرياليزم خبري در معرفي ايران به عنوان كشور جنگ طلب و تهديد هستهاي، مي تركد و سخن حق بر دل هاي حقيقت طلبان جهان مي نشيند و دروغ گويان بين المللي رسوا ميشوند.
و چه مضحك است كساني كه در زمان مسؤوليتشان با سلطه پذيري و تعهد در برابر قدرتهاي سلطه گر عملاً اصل 152 قانون اساسي را زير پا گذاشته، در پرونده هستهاي حق مسلم ملت ايران را واگذار كردند و به جاي دفاع از مسلمانان جهان، به آمريكا قول همكاري براي خلع سلاح حزب الله مي دادند و براي صلح خاورميانه بزرگ تلاش مي كردند، و با نامه نگاري هاي ذليلانه، عزت و اقتدار ملت ايران را به ثمن بخس مي فروختند، امروز نامه نگاري هاي رئيس جمهورمان به مركل و بوش و اوباما و... را كه از موضع قدرت و با منطق ديني اسلامي نگاشته مي شود به اين بهانه كه بي پاسخ ماندهاند را به سخره مي گيرند و آن را ناديده گرفتن عزت ملت ايران مي پندارند!
در حالي كه آهنگ چنين نامهاي نه براي گرفتن پاسخ بلكه در جهت ارائه منطق جمهوري اسلامي و محاكمه متخلفان و مستكبران جهاني است.
در اين نامه ها گرچه مخاطب، بوش و مركل و اوباماست ولي هدف، ارائه منطق درخشان و مستحكم جمهوري اسلامي و تنوير افكار عمومي جهانيان است. پاسخ ندادن به نامه يا حتي بي ادبي آنها به آن، از شخصيت نويسنده نمي كاهد بلكه اعتبار مخاطبنامه را كاهش ميدهد؛ چنان كه پاره شدن نامه پيامبر اعظم(ص) توسط خسرو پروير چيزي از اعتبار پيامبر(ص) نكاست و خسرو پرويز را براي هميشه تاريخ سرافكنده ساخت.
قاسم روانبخش





