آرامش در نماز

 
 
 
در يكي از جنگ‌ها كه پيامبر همراه لشكر بودند، در شبي كه پاسباني لشكر اسلام بر عهده‌ي عباد بن بُشر و عمّار ياسر بود، نصف اول شب نصيبِ،‌عباد گرديد و نصف دوم نصيب عمار، پس عمار خوابيد و تنها بُشر بيدار بود و مشغول نماز گرديد در آن حال يكي از كفار به قصد شبيخون زدن به لشكر اسلام برآمد به خيال اينكه پاسباني نيست و همه خوابند از دور عباد را ديد ايستاده و تشخيص نمي‌داد كه انسانست يا حيوان يا درخت براي اينكه از طرف او نيز مطمئن شود تيري به سويش انداخت تير بر پيكر عباد نشست و او اَبداً اعتنايي نكرد، تير ديگري به او زد و او را سخت مجروح و خونين نمود باز حركت نكرد تير سوم زد پس نماز را كوتاه نمود و تمام كرد و عمار را بيدار نمود عمار ديد سه تير بر بدن عباد نشسته و او را غرق در خون كرده گفت: چرا در تير اول مرا بيدار نكردي عباد گفت: مشغول خواندن سوره‌ي كهف در نماز بودم و ميل نداشتم آن را ناتمام بگذارم و اگر نمي‌ترسيدم كه دشمن بر سرم برسد و صدمه‌اي به پيغمبر برساند و كوتاهي در اين نگهباني كه به من واگذار شده كرده باشم هرگز نماز را كوتاه نمي‌كردم اگر چه جانم را از دست مي‌دادم.[1]
 

ادامه مطلب


سه شنبه 5 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

فلسفه عبادت (1)

 
 
 
عبادت به معناي اظهار ذلّت، عالي‏ترين نوع تذلّل و كرنش در برابر خداوند است. در اهميّت آن، همين بس كه آفرينش هستي و بعثت پيامبران (عالم تكوين و تشريح) براي عبادت است. خداوند مي‏فرمايد: 
»و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ ليعبدون»[1] 
هدف آفرينش هستي و جن و انس، عبادت خداوند است. 
 
كارنامه همه انبياء و رسالت آنان نيز، دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است: 
«و لقد بعثنا في كلّ امّة رسولاً أن اعبدوا اللّه و اجتنبوا الطّاغوت»[2] 
پس هدف از خلقت جهان و بعثت پيامبران، عبادت خدا بوده است. 
روشن است كه خداي متعال، نيازي به عبادت ما ندارد، «فانّ اللّه غنيٌّ عنكم»[3] و سود عبادت، به خود پرستندگان بر مي‏گردد، همچنانكه درس خواندن شاگردان به نفع خود آنان است و سودي براي معلّم ندارد. 
 

ادامه مطلب


سه شنبه 5 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

آخرين نماز مدرّس

 
 
 
مُدرّس بر سر سجاده‌اش مي‌نشيند، نگاهش را دوخته به جايي و خاموش است. اِنگار كه در آن دَمِ واپسين، سراسر زندگي‌اش را مرور مي‌كند، تا دورترين خاطره‌هايش را و حتي ضربه‌ي تركه‌اي را كه در شش سالگي به بازويش خورد و او را به نزد پدر بزرگ، به قمشه و بعد به اصفهان كشاند. 
 
جانِ خسته‌اش انگار ، زخم تمام ضربه‌هايي را كه در سراسر عمر خورده به ياد مي‌آورد با اين حال در چهره‌اش طراوت و شادابي خاصي موج مي‌زند زيرا به خوبي مي‌داند آخرين ضربه كه براي هميشه او را به ديار دوست مي‌فرستد در حال فرود آمدن است. 
 

ادامه مطلب


سه شنبه 5 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

عوامل گرايش نوجوانان و جوانان به نماز(2)

 
 
 
مدرسه
 
در مدرسه هنگامي كه نوجوانان و جوانان، در موقعيت هاي مختلف اوقات تحصيل، هنگام شنيدن اذان، در كلاس يا در راهرو مدرسه بدون هيچ تكلفي، مشاهده كنند كه معلمان و مربيان مشتاقانه به سوي نماز مي‎شتابند، در اثر احساس همانند سازي به شوق و رغبت در مي‎آيند و به اقامه نماز گرايش فزون تري پيدا مي‎كنند. بهتر است در مدرسه قبل از شروع نماز يا حتي قبل از رفتن به نماز هفتگي جمعه، برنامه هايي تدارك ديده شود كه زمينه ساز احساسي خوشايند براي دانش آموزان باشد، تا عزم و اراده و رغبت و انگيزه لازم براي انجام اين فريضه، با طيب خاطر در آنان پديد آيد. هر قدر شخصيت الگوهاي تربيتي و پرورشي براي دانش آموزان، محبوب و دوست داشتني تر باشد، تأثير پذيري آنها افزايش مي‎يابد. روشن است كه هرگز نبايد به اجبار و تحميل و فشار، دانش آموزان را به انجام فريضه نماز وادار كنيم. در عوض شايسته است بيش از هر چيز، جاذبه هاي رفتار خود را در بيان ارزش ها، با فراهم كردن مقدمات نماز افزايش دهيم. 
 

ادامه مطلب


سه شنبه 5 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

عوامل گرايش نوجوانان و جوانان به نماز(1)

 
 
 
قال الله تبارك و تعالي: «و أمر اهلك بالصّلاة و اصطبر عليها»[1] 
«و تو اهلت را به برپايي نماز بخوان و در اين امر پايداري و صبوري پيشه كن.» 
در گرايش نوجوانان و جوانان به نماز سه عنصر اصلي خانه، مدرسه و رسانه هاي گروهي نقش اساسي و محوري دارند. تربيت و آموزش، انتقال اطلاعات نيست، بلكه تغيير در جهان بيني است.[2] هيچ تربيت و آموزشي بدون زمينه سازي، موفق نيست. اگر مجموعه عناصر و عوامل تأثير گذار در ارسال يك پيام ارزشي، از وحدت و هماهنگي لازم در عمل برخوردار نباشند، نمي توانند مؤثر واقع شوند و چه بسا آثار يكديگر را خنثي كنند. عناصر و عوامل تأثير گذارنده در محيط خانه و مدرسه و جامعه در القاي يك ارزش معنوي و رسانيدن پيام و بيان روح نماز، اگر عملا يكديگر را نفي كنند و يا در برنامه ها و اظهار مطالب، هر كدام راه و هدفي متفاوت و مغاير با يكديگر بپيمايند، در ذهن فرد تناقض به وجود مي‎آورند و پيام منجر به ايجاد انگيزه، شوق، اراده و عمل نمي شود. 
 

ادامه مطلب


سه شنبه 5 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)