احكام قبله

 
 
 
مسأله 776 : خانه كعبه كه در مكه معظمه ميباشد قبله است ، و بايد روبروي آن نماز خواند ، ولي كسي كه دور است اگر طوري بايستد كه بگويند رو به قبله‌نماز ميخواند كافي است و همچنين است كارهاي ديگري كه مانند سر بريدن حيوانات ، بايد رو به قبله انجام گيرد . 
 
 
مسأله 777 : كسي كه نماز واجب را ايستاده ميخواند ، بايد طوري بايستد كه بگويند رو به قبله ايستاده و لازم نيست زانوهاي او و نوك پاي او هم رو به قبله باشد . 
 
 
مسأله 778 : كسي كه بايد نشسته نماز بخواند ، اگر نميتواند بطور معمول بنشيند و در موقع نشستن ، كف پاها را به زمين ميگذارد ، بايد در موقع نماز صورت و سينه وشكم او رو به قبله باشد و لازم نيست ساق پاي او رو به قبله باشد . 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 4 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

عبادت در قرآن (2)

 
 
 
(والّذين اجتنبوا الطّاغوت ان يعبدوها و انابوا الي الله لهم البشري). 
با توجه به اينكه «بشري» در اينجا مطلق است همه گونه بشارت بر نعمت‌هاي الهي اعم از مادي و معنوي را شامل مي‌شود، اما اين بشارت وسيع و گسترده مخصوص كساني است كه از پرستش طاغوت اجتناب ورزند، و به سوي خدا باز آيند كه مجموع ايمان و اعمال صالح در همين جمله جمع است. زيرا «طاغوت» در اصل از ماده‌ي «طغيان» به معني تعدّي و تجاوز از حد و مرز است، و لذا اين كلمه بر هر متجاوز، و هر معبودي جز خدا، مانند شيطان و حكام جبّار اطلاق مي‌شود (اين كلمه در واحد و در جمع هر دو به كار مي‌رود). 
 
بنابراين «اجتناب از طاغوت» با اين معني وسيع و گسترده، دوري از هر گونه شرك و بت‌پرستي و هوا پرستي و شيطان پرستي و تسليم در برابر حاكمان جبّار و سلطه‌گرانِ ستمكار را فرا مي‌‌گيرد، «انابه الي الله» جامع روح تقوي و پرهيزگاري و ايمان است،‌والبته چنين كساني در خورِ بشارتند. اين نكته نيز قابل توجه است كه عبادت طاغوت تنها به معني ركوع و سجود نيست، بلكه هر گونه اطاعت را نيز شامل مي‌شود، ‌چنانكه در حديثي از امام صادق (عليه السلام) مي‌خوانيم: من اطاع جبّاراً فقد عبده. «كسي كه اطاعت زمامدار ستمگري كند او را پرستش كرده است.» 
سپس براي معرفي اين بندگان ويژه مي‌گويد: «بندگان خاصّ مرا بشارت ده» (فبشّر عباد)[1]/[2] 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 4 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

آثار اخروي نماز

 
 
 
آثار نماز در آيات الهي(توجه يا بي توجهي به نماز):
 
1. ياد كردن خدا از بنده‎ خود:
 
خداوند در سوره طه مي فرمايد:«اقم الصلوة لذكري»[5] نماز ذكر و ياد خداست. اين آيه وقتي در كنار اين آيه شريفه«فاذكروني اذكُركم .....»[6] تفسير شود اين نتيجه را افاده مي كند كه وقتي عبد بياد حق باشد حق هم به ياد او خواهد بود.[7] مفسرين در ذيل آيه شريفه«فاذكروني اذكركم» در بيان اينكه «مراد از ياد آوري بندگان چيست؟ بيانات متنوعي را ذكر كردند كه از جمله آن موارد عبارت است از: 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 4 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

مباني و آثار تربيتي نماز(4)

 
 
 
همان بندگان خاصي كه در نماز، به حقيقت ياد خدا بودند و در روابط و مناسبات اجتماعي نيز زيباترين و لطيف ترين توجه را به نيازها و دردهاي مردم، مبذول داشتند. شايد حديث زير بيانگر چنين توجهي باشد كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: 
«وقتي كسي در نماز پيشواي مردم شد، نماز را سبك گيرد كه در ميان كسان، كوچك و بزرگ و بيمار و ناتوان و حاجتمند هست و هر وقت براي خود نماز گزارد هر چه خواهد طول دهد[1]». 
 
 
 
تلقين ارزشها
 
باطن و ظاهر آدمي، دو جلوه از يك حقيقت واحدند و تأثير متقابلي بر يكديگر دارند. به گونه اي كه نيات و انگيزه هاي دروني، در موردي بر رفتار ظاهري وي تجلي يافته و رفتارهاي ظاهري نيز متقابلاً به دورن پررمز و راز روان انسان نفوذ مي كند و به تدريج شخصيت او را متحول مي نمايد. در تبيين رابطه باطن و ظاهر، استناد به كلام اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ مفيد و راهگشا به نظر مي رسد ايشان مي فرمايند: 
«و بدان براي هر ظاهر و آشكاري، برابر آن، باطن و پنهاني است، پس آنچه را ظاهر نيكو باشد، باطنش هم نيكوست و آنچه را ظاهرش زشت و بد باشد، باطنش نيز زشت و ناپاك است[2]». 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 4 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

مباني و آثار تربيتي نماز(3)

 
 
 
شايد يكي از عوامل مؤثر در پيدايش اين حالت روحي، فاصله گرفتن تدريجي بشر از مذهب و رويكرد عجولانه و شتابنده او به علم، پس از دوره نوزايي(تجديد حيات علم) در اروپاست. او به تصور جايگزيني علم به جاي مذهب، كوشيد تا پيوندهاي ديني خود را بگسلد ولي زماني كه در اين راه ناكام شد و علم از عهده تأمين خواسته هاي آدمي برنيامد، ديگر جايگزيني براي آن وجود نداشت. لذا از درون احساس خلأ، بيهودگي و پوچي نمود. نماز، پيوند ميان آدمي و بي نهايت است. رشته هاي چنين ارتباطي از زمين تا آسمان، برقرار مي شود و علاوه بر اتصال روح به مطلق وجود، او را از محتوي و معنا، سرشار و اقناع مي كند. زيرا هر نوع ارتباطي، بر روح انسان تأثير معيني بر جاي مي گذارد و به همان ميزان و متناسب با آن«تصوير فرد از خويشتن» نيز، تغيير مي يابد. اين پديده همچنان در جريان زندگي، دستخوش تحولات مختلفي واقع مي شود. چنين تصويري از درون خود داشتن، به گونه اي بر رفتارهاي فرد، آثاري بر جاي مي نهد كه لحظه اي از وي جدا نيست بلكه شخص در حقيقت با آنها زندگي مي كند. و هر لحظه و در صورت اراده، مي تواند آن تصوير را بدون واسطه در ذهن خويش حاضر نمايد. اين يكي از وجوه علم حضوري است يعني علم آدمي به خويشتن خود بدون واسطه، است. علاوه بر‌ آن آدمي، بيش از سايرين به نفس خويش، بينش و بصيرت دارد. 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 4 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)