نقش نماز در آرامش رواني خانواده (3)

شانه را خالي از فشار بار بندگي غير ميكند. زيرا كمترين استرس و فشاري مانند استرس ناشي از بندگي غير خدا آدمي را ميآزارد و لذا آنگاه كه شهادت ميدهد كه خدايي غير از خداي يكتا نيست «اشهد ان لا اله الاّ اللّه» احساس آرامش ميكند.
پس در نماز اذكاري وجود دارد كه بيان آنها و بازگو كردن آن كلمات ارزشمند كه آدمي بر نفس خود تلقين ميكند به او آرامش ميبخشد و بهداشت رواني او را تأمين مينمايد و افراد فاقد استرسهاي رواني، در خانواده و در برخورد با ديگران فشار و دشواري كمتري را متوجه آنان ميسازد و خانواده نيز از فضايي آرام و كم استرس برخوردار ميگردد.
ادامه مطلب
شنبه 2 اسفند 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نقش نماز در آرامش رواني خانواده (2)

اولياي الهي كه خوب نماز ميخوانند نه ميترسند و نه محزون ميشوند. «الا انّ اولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون» و آدمي كه نه ميترسد و نه محزون است، از آرايش رواني برخوردار است. در محيط خانوادهاي كه اعضاي آن نماز را بر پا ميدارند و همگي از اعتماد به نفس خوبي برخوردارند، فضاي آرامي حاكم است و اعتماد به نفس يكديگر را تقويت مينمايند. آنان همچون ظروف مرتبطي هستند كه به هنگام برداشتن آب از يكي از آن ظرفها، ظرفهاي ديگر جاي خالي آن را پر ميكنند، با اين تفاوت كه در اينجا، اعتماد به نفس خود آنان كاهش نمييابد. در حالي كه وقتي ظرفهاي مرتبط، جاي خالي شده آب ظرفي را پر ميكنند، از ميزان كمتري از آب برخوردار ميشوند. آنها شكرانه بازوي توانا را به گرفتن دست ناتوان ميدانند و دست افتادگان را به هنگام ايستادن ميگيرند و بدين ترتيب آنها كه از اعتماد به نفس بيشتري برخوردارند، در محيط خانواده، زمينه افزايش اعتماد به نفس را در ديگر اعضاي خانواده فراهم ميكنند تا آنها هر چه بيشتر استعدادهاي خويش را به كار گيرند و به درجه بالاتري از شناخت معبود و عبادت دست يابند و به خود شكوفايي برسند، به نحوي كه همه استعدادها و تواناييهاي خويش براي عبادت خدا را به فعليت برسانند. نماز در اين راه نقش مدد رساني را بر عهده دارد. انساني كه به خود شكوفايي رسيده از آرامش بيشتري برخوردار است. اولياي الهي مصداق بارز چنين حالتي هستند، زيرا توانستهاند همه توان خويش را در راه عبادت معبود به كار گيرند.
ادامه مطلب
شنبه 2 اسفند 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نقش نماز در آرامش رواني خانواده (1)

آيه شريفه «الا بذكر اللّه تطمئن القلوب» حكايت از آن دارد كه با ياد خدا دلها آرامش ميگيرد. دل پايگاه نفس آدمي است و آنگاه كه دل آرام گيرد، نفس انسان نيز اطمينان مييابد. پس براي داشتن دلي آرام و قلبي مطمئن بايد به ذكر باري تعالي پرداخت. ذكر اكبر خدا نيز نماز است و قرآن ميفرمايد: »و لذكر اللّه اكبر«
نتيجه آن كه چون گويندگان ذكر الهي كه دل هايي آرام و نفوسي مطمئن دارند، گرد هم آيند و خانوادهاي را شكل بخشند، آن خانواده از آرامش برخوردار است و در خانه آرام، صفا و صميميت موج ميزند و مالامال از نور خداست.
در خانه ما رونق اگر نيست صفا هست
هر جا كه صفا هست در آن نور خدا هست
نماز خواندن و انجام عبادت، براي نمازگزار آرامش رواني پديد ميآورد و دل مؤمن را امنيت ميبخشد، آن هايي كه توفيق بيشتري در برگزاري نماز داشتهاند، به آرامش بيشتري نيز دست يافتهاند. يعني آنها كه علاوه بر انجام فرايض مبادرت به خواندن نوافل نيز نمودهاند، در بررسيهاي موردي آرامش بيشتري را گزارش كردهاند و همين باعث شده تا ديگران را نيز به انجام نوافل توصيه كنند. سخن چنين كساني اين است كه:
برخيز كه عاشقان به شب راز كنند
گرد در و بام دوست پرواز كنند
هر در كه بود فراز بر خود بندند
الا در دوست را كه شب باز كنند
ادامه مطلب
شنبه 2 اسفند 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نقش نماز در روابط اجتماعي(2)

2) اگر نمازگزار پيش از وقت. نماز بخواند و در بين نماز بفهمد كه وقت داخل شده چون بي نظمي كرده تنبيه ميشود و نمازش باطل اعلام ميگردد. [1]
3) اگر مصلّي نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشاء را پيش از نماز مغرب عمداً بخواند چون ترتيب را بهم زده است نمازش باطل است.[2]
4) چنانچه نمازگزار، ترتيب نماز كه خود يك اصل است را عمداً بهم بزند، في المثل سوره را پيش از حمد بخواند يا سجود را پيش از ركوع به جا آورد، چون مرتكب بينظمي شده، نمازش از درجه اعتبار، ساقط ميگردد. رعايت موالات هم در نماز، از اين قاعده مستثني نيست. نمازگزار نبايد بين اجزاء نماز همانند ركوع، سجود و تشهد به اندازهاي فاصله بيندازد كه بگويند نماز نميخواند.[3]
ادامه مطلب
شنبه 2 اسفند 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نقش نماز در روابط اجتماعي (1)

مقدمه
انسان موجودي است مدني الطبع و چند بُعدي. فطرتش او را به طيفگرايي ميكشاند و او را از بُعد درون گرايي به برون گرايي گسيل ميدارد. هجرت آدم از جنّت و سكونت در ارض، و يا به قول مادّيون، هبوط او از غار به دشت و سير مراحل كوچ به روستا، شهرك، شهر و دست يابي به تمدّن و تشكيل انجمن، شورا و مجمع نظريه جمع گرايي را تأييد ميكنند. گر چه «نماز» ارتباط انسان با خداوند منّان است، عامل پيوند همبستگي انسانها بايكديگر نيز ميباشد. در طول تاريخ يك قانون و يك سنّت حاكم بوده است و آن اينكه: روابط اجتماعي آدمهاي يك مجموعه كه بر اساس ماديّات و جذب منافع، علي الظاهر استوار بوده است دوامي نيافته و چند صباح بعد، شيرازه ارتباط از هم گسيخته است.
ادامه مطلب
شنبه 2 اسفند 1393 | றojdeh
