فرمانبرى و بندگى

 
 
 
قال الله تعالى: «يابن آدم! أنا غنى لا أفتقر، أطعنى فيما أمرتك، أجعلك غنيا لا تفتقر...أنا حى لا أموت؛ أطعنى فيما أمرتك، أجعلك حيا لا تموت.أنا أقول للشى‏ء كن فيكون؛ أطعنى فيما أمرتك، تقول للشى‏ء كن فيكون». [1]
خداوند متعال مى‏فرمايد: اى فرزند آدم، من بى‏نيازى هستم كه هرگز فقير نمى‏شوم، در آنچه كه تو را امر كرده‏ام اطاعتم كن تا تو را طورى بى‏نياز كنم، كه هيچ گاه فقير نشوى. 
...من زنده ‏اى هستم كه هرگز نمى‏ميرم؛ مرا در آنچه به تو امر كرده ‏ام اطاعت كن تا تو را زندگى‏ اى بدهم كه هرگز نميرى. من [ اگر اراده كنم كه چيزى به وجود آيد. ] به هر چه بگويم ايجاد شو، فورا ايجاد مى‏شود؛ مرا در اوامرم اطاعت كن تا تو را نيز چنين كنم كه به هر چه [ كه اراده كردى كه به وجود بيايد ] بگويى ايجاد شو، فورا ايجاد گردد. 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 3 فروردین 1394  | றojdeh
نظرات(0)

عبادت و نيايش در کلام علی علیه السلام[1]

 
 
 
عبادت و پرستش خداوند يكتا و ترك پرستش هر موجود ديگر،يكى از اصول تعليمات پيامبران الهى است. تعليمات هيچ پيامبرى از عبادت خالى نبوده است.
 
چنانكه مى‏دانيم در ديانت مقدسه اسلام نيز عبادت سرلوحه همه تعليمات است. چيزى كه هست در اسلام عبادت به صورت يك سلسله تعليمات جدا از زندگى كه صرفا به دنياى ديگر تعلق داشته باشد وجود ندارد، عبادات اسلامى با فلسفه‏هاى زندگى توام است و در متن زندگى واقع است. 
 
گذشته از اينكه برخى عبادات اسلامى به صورت مشترك و همكارى دسته جمعى صورت مى‏گيرد، اسلام به عبادتهاى فردى نيز آنچنان شكل داده است كه متضمن انجام پاره ‏اى از وظايف زندگى است. مثلا نماز كه مظهر كامل اظهار عبوديت است، چنان در اسلام شكل خاص يافته است كه حتى فردى كه مى‏خواهد در گوشه خلوت به تنهايى نماز بخواند خود به خود به انجام پاره ‏اى از وظايف اخلاقى و اجتماعى از قبيل نظافت، احترام به حقوق ديگران، وقت شناسى، جهت شناسى، ضبط احساسات،اعلام صلح و سلم با بندگان شايسته خدا و غيره مقيد مى‏ گردد. 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 3 فروردین 1394  | றojdeh
نظرات(0)

معناى عبادت و بندگى خدا و اثرات آن

 
 
 
گامی موثر براى تهذيب اخلاق، توجه به عبادات و نيايشهاست ، براى پى بردن به تأثير عبادت و نيايش در تهذيب نفوس و پرورش فضائل اخلاقى، قبل از هر چيز بايد با مفهوم و حقيقت عبادت آشنا شد. 
 
گرچه بحث درباره حقيقت عبادت سخنى مبسوط و گسترده را مى‏طلبد و بزرگان در تفسير و اخلاق و فقه و حديث درباره آن سخن بسيار گفته‏اند، اما در يك اشاره كوتاه چنين مى‏توان گفت : براى يافتن حقيقت عبادت بايد به واژه «عبد» و مفهوم آن كه ريشه اصلى عبادت است توجه نمود. 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 3 فروردین 1394  | றojdeh
نظرات(0)

سیمای نماز جماعت در روایات

 
 
 
صف اول نماز جماعت 
 
قال علی (علیه السلام): افضل الصفوف اولها و هو صف الملائکه و أفضل المقدم میامن الام.(1) 
بهترین صفهای نماز جماعت، صف اول است که صف ملائکه است و بهترین جای صف اول، سمت راست امام است. 
 
در حدیثی می خوانیم که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تأکید فراوانی در زمینه شرکت در صف اول نماز جماعت فرمود، و گفت: خداوند و فرشتگان درود می فرستند بر آنهائی که پیشگامند در این صفوف و به دنبال این تأکید مردم برای شرکت در صف اول فشار آوردند، قبیله بنام بنی عذره بودند که خانه هایشان از مسجد دور بود گفتند ما خانه هایمان را می فروشیم و خانه هائی نزدیک مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خریداری می کنیم تا به صف اول برسیم، ایه «ولقد علمنا المستقدمین منکم و لقد علمنا المستئخرین» هجر، 24، «ما هم پیشینیان شما را دانستیم و هم متأخران را» نازل شد (و به آنها گوشزد کرد که خدا نیات شما را می داند حتی اگر در صف آخر قرار گیرید چون تصمیم بر این دارید که در صف اول باشید پاداش نیت خود را خواهید داشت. در تفسیر عیاشی از جابر از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که در ذیل آیه «و لقد علمنا المستقدیمن منکم و لقد علمنا المستاخرین» فرموده: اینها مؤمنین از این امتند. و در تفسیر برهان از شیبانی – در کتاب نهج البیان – از صادق، جعفربن محمد (علیهما السلام) روایت کرده که فرمود: مستقدمین، اصحاب حسنات و مستاخرین اصحاب سیئات اند. (2) 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 3 فروردین 1394  | றojdeh
نظرات(0)

تاثیر عبادت در تهذیب نفس [1]

 
 
 
عبادت و نيايش روح را پرورش مى‏دهد 
 
براى پى بردن به تاثير عبادت و نيايش در تهذيب نفوس و پرورش فضائل اخلاقى، قبل از هر چيز بايد با مفهوم و حقيقت عبادت آشنا شد. 
گرچه بحث درباره حقيقت عبادت سخنى مبسوط و گسترده را مى‏طلبد و بزرگان در تفسير و اخلاق و فقه و حديث درباره آن سخن بسيار گفته‏اند، اما در يك اشاره كوتاه چنين مى‏توان گفت: براى يافتن حقيقت عبادت بايد به واژه «عبد» و مفهوم آن كه ريشه اصلى عبادت است توجه نمود. 
 
«عبد» از نظر لغت‏به انسانى گفته مى‏شود كه سرتاپا تعلق به مولا و صاحب خود دارد؛ اراده‏اش تابع اراده او، و خواستش تابع خواست اوست؛ در برابر او خود را مالك چيزى نمى‏داند و در اطاعت او سستى بخود راه نمى‏دهد. 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 3 فروردین 1394  | றojdeh
نظرات(0)