نماز ظهر عاشورای حسینی

 
 
 
بسياري از ياران باوفاي شهيد كربلا، امام حسين (ع) به خاك و خون غلتيده و به شرف شهادت نايل آمده بودند. 
 
«‌ابوثمامه صيداوي»‌يكي از ياوران و فداكاران امام شهيد (ع) – متوجه شد كه وقت نمازظهر فرار رسيده است. بي‌درنگ به حضور امام حسين (ع) شتافت و گفت : « يا اباعبدا... !‌جانم فدايت باد، مي‌بينم كه اين دشمنان بي‌دين، دست به نبردي سخت زده‌اند، اما به خدا سوگند من نمي‌گذارم تو كشته شوي، مگر اينكه پيش از تو به خون در غلتم !‌اينك دوست دارم كه اين آخرين نماز ظهر را با شما به جاي آورم.» 
 

ادامه مطلب


چهارشنبه 5 فروردین 1394  | றojdeh
نظرات(0)

نماز همراه با جبرئيل

 
 
 
نخستين چيز پس از اقرار به يگانگي خداوند و بيزاري جستن از بتان كه خدا از ميان فرمانهاي اسلامي بايسته كرد، نماز است.
چون نماز بر وي بايسته شد، جبرئيل بر وي فرود آمد و او در بالاي مكه بود. با پر خود بر كرانة ذره زد كه چشمه‌اي از آن جوشان شد.
 
جبرئيل براي وي وضو گرفت و او به جبرئيل مي‌نگريست و جبرئيل به وي نشان مي‌داد كه پاكيزه ساختن خود براي نماز چگونه است. آنگاه پيامبر (ص) مانند وي وضو گرفت. پس جبرئيل برخاست و پيشنماز وي شد و پيامبر (ص) همراه نماز او نماز خواند و سپس بازگشت. 
پيامير (ص) نزد خديجه (ص) آمد و او را وضو آموخت و خود پيشنماز شد و همسرش پشت سر وي همانند او نماز خواند.
 

ادامه مطلب


چهارشنبه 5 فروردین 1394  | றojdeh
نظرات(0)

علت سجده طولاني

 
 
 
بارها اتفاق مي‌افتاد كه حضرت امام حسين (ع) جست و خيزكنان به سوي رسول خدا (ص) مي‌شتافت و در حالي كه آن بزرگوار در نوشيني سجده‌هاي خويش غرق بود، بر پشت وي سوار مي‌شد!
 
پيامبر اكرم (ص) در حاليكه دستي بر زانو و دست ديگر بر كمر كودك دخترش مي‌گرفت، سر از سجده برمي‌داشت و به همان گونه نمازش را به پايان مي‌رساند.
 
يك بار هم رسول اكرم (ص) مردم را به خواندن نماز فراخواند، در حاليكه كودك خردسال دخترش، حضرت امام حسن (ع) به همراهش بود.
 
پيامبر (ص) نوه‌اش رادر كنار خويش نشاند و به نماز ايستاد .. .ناگهان مردم ديدند كه رسول خدا، يكي از سجده‌هايش را بسيار طولاني كرد... وقتي نماز به پايان رسيد نمازگزاران گفتند : يا رسول ا... ما تاكنون چنين سجده‌اي از شما نديده بوديم، به گونه‌اي كه گمان مي‌كرديم وحي به شما رسيده است.
 

ادامه مطلب


چهارشنبه 5 فروردین 1394  | றojdeh
نظرات(0)

صبر نماز

 
 
 
آن روز مولاي متقيان علي بن ابيطالب (ع) وارد مسجد شده و به نماز ايستاده بود كه يكي از خوارج كه از دشمنان سرسخت ايشان بود، به كنايه اين آية قرآن را خواند : 
«‌وُ لَقَد اُوحي اليُكُ و اِلَي الَذينُ مِنً قَبلِكً لِمُن أشْرُكْتَ لَيُحُبطَنُ عُمُلَك وُ لَتكَونن مُنِ الخاسِرين»
 
بدين ترتيب، آن مردپليد به امام علي (ع) توهين كرد. يعني خواست بگويد : سوابق درخشان تو در اسلام روشن است، اما اينك كافر و مشرك شده‌اي و اعمال گذشته‌ات را به هدر داده‌اي!! حضرت علي (ع) توجهي به او نكرد و نمازش را ادامه داد. آن مرد دوباره همان آيه را تكرار كرد. باز اميرمؤمنان سكوت اختيار كرد، اما مردك از رو نرفت و براي آنكه نماز امام را به هم بزند، همچنان به خواندن آن آيه پرداخت.
 

ادامه مطلب


سه شنبه 4 فروردین 1394  | றojdeh
نظرات(0)

شهادت در حال نماز

 
 
 
نزديك اذان صبح اميرالمؤمنين (ع) به مسجد جامع رسيد. مانند هميشه كه خود اذان مي‌گفت، بالاي مأذنه رفت و فرياد « ا.. اكبر» ايشان در فضا رنگ توحيد گرفت. اذان را كه تمام كرد، با آن سپيده‌دم خداحافظي نمود و فرمود:
« اي صبح، اي سپيده دم، اي فجر! از روزي كه علي (ع) چشم به دنيا گشوده است، آيا روزي بوده كه تو دميده باشي و چشم علي (ع) خواب باشد.» 
 
عشق بود كه در مسجد جامع كوفه بر تن نماز گزاران بال مي كشيد.
امام به سجده رفت. دست پليد عبدالرحمن بن ملجم مرادي شمشير زهرآلود بر فرق مبارك – حضرت فرود آورد و امام سرود وصل را برلبان خود جاري نمود «‌فَزْتُ وُ رُبِّ الكَعًبِه»‌ « ‌به خداي كعبه رستگار شدم»
 

ادامه مطلب


سه شنبه 4 فروردین 1394  | றojdeh
نظرات(0)