شكوه نمازى كه خوانده نشد

 

 مامون ، خليفه عباسى كه امام رضا عليه السلام را مجبور به قبول ولايتعهدى نموده بود، روز عيد فطر از امام درخواست كرد تا نماز عيد را بخواند. امام ، ابتدا نپذيرفت ، اما مامون اصرار داشت كه نماز فطر را حتما بايد امام بخواند. سرانجام امام به شرط آنكه نماز را به سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و حضرت على عليه السلام بخواند، قبول نمود. مامون كه به علت فكر قاصر شرط امام را در نيافت ، آن را پذيرفت و گفت هر طور كه مى خواهيد عمل كنيد.
 

ادامه مطلب


سه شنبه 23 دی 1393  | றojdeh
نظرات(1)

نماز پيامبر صلى الله عليه و آله در محاصره دشمن

 

 در جنگ خندق ، وقتى كه مسلمانان در محاصره شديد دشمن قرار گرفتند، اضطراب و وحشت بر بعضى از سپاهيان اسلام چيره شد.
 
خذيفه نقل مى كند در آن لحظات كه سرماى هوا تو استخوان هم نفوذ مى كرد، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، بى اعتنا به محاصره دشمن و سرماى سخت ، به نماز و نيايش مشغول بود و چنان غرق نماز و نياز بود كه گويى در ميان دشمنان حضور ندارد
 

ادامه مطلب


سه شنبه 23 دی 1393  | றojdeh
نظرات(0)

نماز، با عطر

 

 امام صادق عليه السلام مى فرمايد: يك ركعت نماز با عطر بهتر از هفتاد ركعت نماز بدون عطر است .
 
امام كاظم عليه السلام هميشه جاى سجده پدرش را از بوى خوش آن مى شناخت .
 
عبد الله بن حارث نقل مى كند كه امام سجاد عليه السلام هميشه در سجاده اش عطر داشت و هر گاه مى خواست نماز بخواند، از آن استفاده مى كرد.
 

ادامه مطلب


سه شنبه 23 دی 1393  | றojdeh
نظرات(0)

پوشيدن لباس زيبا در نماز

 

 هنگامى كه امام حسن عليه السلام مى خواست نماز بخواند، زيباترين و بهترين لباسهاى خود را مى پوشيد. از آن حضرت پرسيدند: چرا بهترين لباس خود را در نماز مى پوشى ؟ امام در پاسخ گفت :
خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد. پس من لباس زيبا را براى راز و نياز با او مى پوشم . خداوند گفته است : خذوا زينتكم عند كل مسجد (1)
 

ادامه مطلب


سه شنبه 23 دی 1393  | றojdeh
نظرات(0)

مناجات عاشقانه

 

 

 

طاووس فقيه مي‌گويد:
«‌امام سجاد(ع) را ديدم كه از شامگاه تا سحر، طواف و عبادت مي‌كرد، چون اطراف خود را خالي ديد، نگاهي به آسمان افكند و فرمود:
«‌خدايا ستارگان آسمانت فرو رفتند و ديدگان خلايقت به خواب و درهاي تو به روي خواهندگان باز مي‌باشد. اكنون نزد تو آمده‌ام تا مرا بيامرزي، رحمت بيكرانت را بر من ارزاني داري و در صحنة قيامت چهرة جدم محمد (ص) را به من بنماياني.»
 
سپس گريه سر داد و افزود:
«‌به عزت و جلالت سوگند، با معصيت خود تصميم به نافرماني تو نداشتم. دربارة‌تو در ترديد و شك نبودم. به كيفر تو نيز بي‌توجه نبودم و هيچگاه عقوبت تو را خواستار نشدم، بلكه اين نفس من، مرا گمراه كرد و پرده‌اي كه بر گناه من كشيده‌اي مرا بر آن ياري نمود. اينك چه كسي مرا از عذاب تو مي‌رهاند و اگر رشتة خود را با من قطع كني به چه كسي پناه بياورم؟ چه روزگار ناپسندي خواهم داشت، آنگاه كه در پيش روي تو مي‌ايستم. روزي كه به سبكباران مي‌گويند: «‌بگذريد» و به سنگين باران مي‌گويند : «‌فرود آئيد» ، آيا با سبكباران خواهم بود يا با سنگين باران؟ اي واي بر من! هر چه از عمرم مي‌گذرد، گناهانم بيشتر مي‌شود و توبه نمي‌كنم. آيا هنگام آن نرسيده كه از روزگارم شرم كنم؟
 

ادامه مطلب


جمعه 19 دی 1393  | றojdeh
نظرات(0)